﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:07.638
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:07.890 --> 00:00:11.533
[ تگزاس، 1983 ]

00:00:18.831 --> 00:00:22.251
به غير از سَم، به هر طريق ممکنه اونارو کُشتم

00:00:27.339 --> 00:00:28.924
،با خفه کردن

00:00:29.008 --> 00:00:31.719
،با چاقو زدن
،با شليک کردن

00:00:31.802 --> 00:00:33.471
با ماشين زيرکردن

00:00:35.514 --> 00:00:38.851
<i>هنري لي لوکاس»، ميگويد»
که 100 زن را کُشته است</i>

00:00:38.934 --> 00:00:41.437
<i>لوکاس» مدعيست که»
بيش از 150 زن را کشته است</i>

00:00:41.520 --> 00:00:44.607
<i>...هنري لي لوکاس» دست کم 360 نفر را»</i>

00:00:44.690 --> 00:00:45.941
<i>در طي مدت 8 سال کشته است</i>

00:00:46.025 --> 00:00:49.487
<i>که تنها با دستگيري او توسط مقامات
تگزاسي در سال پيش خاتمه يافت</i>

00:00:53.866 --> 00:00:56.535
<i>،به گفته پليس، «چارلز منسون» در قياس با او </i>

00:00:56.619 --> 00:00:58.454
<i>مانند «تام ساير» ميباشد</i>

00:01:00.915 --> 00:01:03.459
<i>،هنري لي لوکاس»، خواهر من»
لارا جين دونيئِز» رو به قتل رسوند»</i>

00:01:03.542 --> 00:01:05.795
<i>،هنري لي لوکاس»، مادره من»
جؤان گيلمور» رو به قتل رسوند»</i>

00:01:05.878 --> 00:01:08.798
<i>،هنري لي لوکاس»، خواهر من»
ريتا سالازار» رو به قتل رسوند»</i>

00:01:08.799 --> 00:01:10.539
[ ـ15 ضربه چاقو به يک زن ]

00:01:10.591 --> 00:01:12.343
<i>... ارزش آخرين فردي که کشته بود حتي</i>

00:01:12.426 --> 00:01:15.387
<i>براش از آخرين سيگاري که دود کرده بود کمتر بود </i>

00:01:18.808 --> 00:01:20.935
اين يه آدم خيلي بديه

00:01:21.018 --> 00:01:24.230
يه قاتل سرياليـه بي عيب و نقص

00:01:26.023 --> 00:01:26.941
،با اين وجود

00:01:27.650 --> 00:01:30.277
خيلي چيزا با عقل جور در نميومد

00:01:34.532 --> 00:01:36.617
امکان نداره 200 نفرو بُـکشي

00:01:36.909 --> 00:01:39.453
و هيچ مدرکي از خودت بجا نزاري

00:01:39.537 --> 00:01:41.539
هيچي نبود. صفر

00:01:41.622 --> 00:01:44.750
راحت گلوشو گرفتم و شروع کردم به خفه کردنش

00:01:44.834 --> 00:01:48.796
،از حُـقه بازي گذشته بود
مثه بچه ها به بازي گرفته بودشون

00:01:50.297 --> 00:01:53.425
خيال ميکردم مقامات طرفداره حقيقت باشن

00:01:54.343 --> 00:01:55.261
!اشتباه ميکردم

00:01:57.596 --> 00:01:59.598
<i>... ناراحت کننده ترين چيز در اين باره</i>

00:01:59.682 --> 00:02:01.809
<i>... يعني تراژديه واقعي اينه که</i>

00:02:02.351 --> 00:02:04.019
يه نفر از زيره جرم قتل قسر در رفته

00:02:06.897 --> 00:02:09.191
يا اونا فجيح ترين قاتل سرياليه
... تاريخ رو دستگير کرده بودن

00:02:11.235 --> 00:02:14.989
يا اين بزرگترين فريب در تاريخ
سيستم قضائي آمريکا بود

00:02:15.013 --> 00:02:35.013
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:02:51.355 --> 00:02:54.870
*** قــاتــله اعــتــراف کــن ***
[ قـسـمـت اول ]

00:03:00.666 --> 00:03:05.255
[ شهرستان مانتگ، تگزاس ]

00:03:11.248 --> 00:03:13.232
[ :فيل رايان ]
[ رنجر تگزاسي بازنشسته ]

00:03:13.297 --> 00:03:14.423
شهرستان مانتگ
(مانتک کؤنتي)

00:03:14.882 --> 00:03:17.760
انگار تو زمان برگشتي به عقب

00:03:21.138 --> 00:03:22.389
مردم راحت زندگي ميکردن

00:03:23.015 --> 00:03:25.351
اکثراً کشاورز بودن، زياد صنعتي نبود

00:03:28.395 --> 00:03:30.272
کلانتري و اداره پليس

00:03:30.356 --> 00:03:32.691
خيلي کوچيک با کارمنداي کم

00:03:35.611 --> 00:03:38.405
من در سال 1979 رِنجر شدم

00:03:40.699 --> 00:03:45.579
رنجرهاي تگزاسي اصولاً روي
:پرونده هاي خيلي مهم کار ميکردن

00:03:45.663 --> 00:03:48.165
قتل، تجاوز، دزدي، مافيا

00:03:48.999 --> 00:03:54.546
اونارو جاهائي قرار ميدادن که کُمکه
نيروي هاي انتظامي محلي باشن

00:03:56.757 --> 00:03:58.884
،دو سال از رنجر بودنم ميگذشت

00:03:58.968 --> 00:04:01.553
که از کلانتري "مونتاگ" تماسي دريافت کردم

00:04:01.637 --> 00:04:05.724
که کمک ميخواستن واسه
«پيدا کردن زني بنام «کِيت ريچ

00:04:08.310 --> 00:04:11.647
کِيت» 82 سالش بود، تنها زندگي ميکرد»

00:04:13.148 --> 00:04:15.192
... يکي از اقوامش به کلانتر گفته بود که

00:04:15.567 --> 00:04:19.280
«به يه نفر مظنونه با نام «هنري لي لوکاس

00:04:19.363 --> 00:04:23.325
و اينکه «هنري» مدتي با «کيت» زندگي ميکرده

00:04:28.539 --> 00:04:30.624
کلي دنبال جسد گشتيم

00:04:32.668 --> 00:04:35.796
کيف دستي «کيت» رو کناره پل پيدا کرديم

00:04:36.880 --> 00:04:39.008
و مسلماً اين باعث شد که مطمئن شم

00:04:39.717 --> 00:04:42.052
جنازه ميتونه همين اطراف باشه

00:04:46.223 --> 00:04:49.143
،بعد از حدوداً 1 ماه کار روي اين پرونده

00:04:49.518 --> 00:04:52.313
متوجه شدم که يه دختره 15 ساله
هم مفقود شده

00:04:53.439 --> 00:04:54.732
«با اسم مستعاره «بـِکي

00:04:55.357 --> 00:04:57.735
ولي اسم اصليش «فيريدا لورن پاؤول» بود

00:04:58.569 --> 00:05:00.362
اون دوست دختره «هنري» بود

00:05:01.196 --> 00:05:03.324
بـِکي» مفقود شده، «کيت» مفقود شده»

00:05:03.824 --> 00:05:05.659
و «هنري» تو جفت مورد اسمش
به چشم ميخوره

00:05:07.161 --> 00:05:08.871
اون يه مظنون قابل توجه بود

00:05:13.792 --> 00:05:17.921
هنري» يحتمل مابين، يا اواخر 40 سالگيش بود»

00:05:18.714 --> 00:05:21.633
،يه آدم همچين ژوليده و لاغر بود

00:05:21.717 --> 00:05:22.885
!چشم چَپـول

00:05:24.803 --> 00:05:26.680
کلي سوابقشو بررسي کرديم

00:05:28.640 --> 00:05:32.394
و متوجه شديم که بخاطره قتل مادرش
در سال 1960 به زندان افتاده بوده

00:05:33.228 --> 00:05:36.690
مدتي رو تو ندامتگاه و مدتي هم
تو بخش رواني سپري کرده

00:05:40.944 --> 00:05:43.113
...تا يه مدتي نظريه من اين بود که

00:05:44.198 --> 00:05:45.407
اون «بـِکي» رو کشته

00:05:46.367 --> 00:05:48.202
... «و بعدش «کيت

00:05:49.078 --> 00:05:51.163
،فهميده
و سره همينم «کيت» رو کُشته

00:05:55.834 --> 00:05:58.420
همراه ما اومد کلانتري

00:05:59.004 --> 00:06:00.047
،خيلي دوستانه

00:06:00.130 --> 00:06:01.799
خيلي مخلصانه رفتار کرد

00:06:02.424 --> 00:06:04.385
ولي خب ما هيچ مدرکي عليه اش
نداشتيم که متهمش کنيم

00:06:04.885 --> 00:06:07.262
...جاخورد وقتي ديد ما چقدر

00:06:07.346 --> 00:06:08.889
دربارش اطلاعات داريم

00:06:09.598 --> 00:06:12.434
...و گفت: خب پس اينهمه دربارم فهميديد

00:06:12.768 --> 00:06:15.270
گمونم درباره حکم جلب هم ميدونيد؟

00:06:16.397 --> 00:06:18.607
،خدارو يواش شکر کردم

00:06:18.690 --> 00:06:22.069
گفتم: آره، هموني که تو «فلوريدا» بود؟
شروع کردم علکي لاي کاغذا گشتن

00:06:22.611 --> 00:06:24.238
«گفت: نه، «ميشيگان

00:06:24.321 --> 00:06:26.323
گفتم: آره، آره، راست ميگي

00:06:26.407 --> 00:06:29.076
بعدش گفتم: مربوط... مربوط به چي بود ؟

00:06:29.743 --> 00:06:32.162
گفت: خب، اتهام اصلي سره ماشين دزدي بوده

00:06:32.246 --> 00:06:34.665
ولي حکم جلب بخاطره
تخطّي از عفو مشروطه

00:06:35.040 --> 00:06:36.542
شماره حکم رو استعلام کردم

00:06:36.834 --> 00:06:38.627
،و بعد از اينکه جوابش برگشت
انداختيمش زندون

00:06:51.306 --> 00:06:53.058
پشت سره هم بايد بهش سيگار مي رسوندم

00:06:53.642 --> 00:06:55.769
ـ24 ساعته قهوه ميخورد

00:06:56.687 --> 00:06:59.273
عاشق حرف زدن بود

00:06:59.356 --> 00:07:01.650
روز و شب باهاش حرف ميزدم

00:07:01.733 --> 00:07:02.651
... و، خب

00:07:03.110 --> 00:07:04.987
هيچي نتونستم از زيره زبونش بکشم بيرون

00:07:05.904 --> 00:07:07.281
،ميتونستم ثابت کنم دروغ ميگه

00:07:08.031 --> 00:07:10.451
ولي هيچ رقمه نشد ازش اعتراف بگيرم
... پس

00:07:11.285 --> 00:07:12.953
...آخرش به کلانتر گفتم: ببين

00:07:13.036 --> 00:07:15.747
بزار بکنيمش تو زندان و ... اصن باهاش حرف نزنيم

00:07:15.831 --> 00:07:17.666
به افرادتم همينو بگو

00:07:17.916 --> 00:07:20.836
منم مث قبل ديگه نميام باهاش حرف بزنم

00:07:21.128 --> 00:07:23.714
کلانترم گفت: بهتر، منم ميرم به
کاراي زمينم ميرسم

00:07:23.797 --> 00:07:26.675
... ما هم انداختيمش تو زندون

00:07:27.426 --> 00:07:28.469
و باهاش حرف نزديم

00:07:32.973 --> 00:07:34.600
چهارشنبه شب باهام تماس گرفتن

00:07:35.142 --> 00:07:36.894
يه نامه داده بوده دست زندانبان

00:07:43.275 --> 00:07:45.444
بهم گفت چه بلائي سره «کيت» آورده

00:07:47.779 --> 00:07:50.449
با چاقو ميکنه تو قفسه سينش

00:07:50.782 --> 00:07:54.119
بعدش جنازه رو ميکشه ميبره تو چاله

00:07:54.203 --> 00:07:55.537
و باهاش سکس ميکنه

00:07:56.955 --> 00:08:00.292
صبح روزه بعد وقتي منو برد اونجا

00:08:00.375 --> 00:08:02.753
--همه چيزائي که توصيف کرده بود
هنوز همونجا بود

00:08:04.922 --> 00:08:07.758
تيکه هاي عينکش که تقريباً از بين رفته بود

00:08:08.425 --> 00:08:09.968
،يه مقدار از لباساشو پيدا کرديم

00:08:10.761 --> 00:08:11.970
...بعدش رفتم

00:08:12.054 --> 00:08:13.263
تو خونه سابقش

00:08:13.555 --> 00:08:16.433
و اُجاقي که توش جنازشو
سوزونده بود نشونمون داد

00:08:17.184 --> 00:08:18.227
... تو نگاه اول

00:08:18.310 --> 00:08:21.188
ميشد تيکه هاي استخون رو تشخيص داد

00:08:21.522 --> 00:08:24.316
ولي خب، اونارو به عنوان مدرک برداشتيم تا
...دقيق بتونيم ثابت کنيم

00:08:24.399 --> 00:08:25.817
که استخون هاي انسان هستن

00:08:29.488 --> 00:08:32.366
:بعدش گفت
بهتون جاي «بِـکي» رو نشون ميدم

00:08:33.158 --> 00:08:34.368
ولي همچين صحنه دلپذيري نيست

00:08:37.621 --> 00:08:39.039
گفت: اگه اونجارو بِکنيد

00:08:39.122 --> 00:08:41.250
بقاياش رو داخل يه رو بالشتي پيدا ميکنيد

00:08:42.334 --> 00:08:44.795
پاهاش اونوره"

00:08:45.546 --> 00:08:46.463
...اه

00:08:46.547 --> 00:08:48.006
"کَلش اينوره

00:08:54.263 --> 00:08:57.224
«بعد، برش گردوندم به اداره پليس «دِنتون
واسه بازجوئي

00:08:58.892 --> 00:09:00.143
... جرو بحثمون شد

00:09:01.103 --> 00:09:02.479
... شروع کرديم فحش دادن

00:09:03.397 --> 00:09:06.316
-- همون موقع بود که من
با چاقو زدمش

00:09:06.775 --> 00:09:09.695
<i>...خب... آ... بعدش
بعد از اون کار</i>

00:09:09.778 --> 00:09:12.322
<i>يادته چيکار کردي بعدش ؟</i>

00:09:12.781 --> 00:09:16.285
... آره، سوتين و شورتشو درآوردم و

00:09:16.868 --> 00:09:18.704
و با جنازش دُخول جنسي انجام دادم

00:09:20.163 --> 00:09:21.999
... اينکار يجور

00:09:22.457 --> 00:09:24.042
... به گمونم

00:09:25.711 --> 00:09:26.878
جزئي از زندگيمه

00:09:27.963 --> 00:09:30.048
دُخول جنسي با مُرده

00:09:30.132 --> 00:09:31.049
<i>اوکي</i>

00:09:31.133 --> 00:09:31.967
<i>...آ</i>

00:09:32.676 --> 00:09:33.510
<i>... بعدش</i>

00:09:34.052 --> 00:09:35.929
<i>... بعده اينکه مُرد</i>

00:09:37.472 --> 00:09:39.600
<i>،و بعد اينکه باهاش سکس کردي</i>

00:09:40.309 --> 00:09:41.310
<i>چه اتفاقي افتاد ؟</i>

00:09:42.060 --> 00:09:44.605
... والا، بعدش اونو

00:09:44.688 --> 00:09:46.481
تيکه تيکه کردم

00:09:47.774 --> 00:09:50.652
:بهم گفت
"تنها دختري که تاحالا عاشقش بودم رو کُـشتم"

00:09:51.194 --> 00:09:54.031
لااقل کُـشتن «بِـکي» مقداري
وجدانشو عذاب ميداد

00:09:56.033 --> 00:09:57.868
... بعد از اون

00:09:58.285 --> 00:10:00.829
دادگاهي واسه قتل «کيت» برقرار شد

00:10:04.207 --> 00:10:07.002
چندتا از گزارشگرهاي
روزنامه هاي محلي اومده بودن

00:10:07.461 --> 00:10:10.172
،هم بود Austin Statesman گزارشگره روزنامه

00:10:10.255 --> 00:10:11.131
پيگيري ميکرد

00:10:11.882 --> 00:10:16.970
قاضي ازش پرسيد: "آيا متوجه هستي
"که به جرم قتل متهم هستي ؟

00:10:17.429 --> 00:10:19.931
... من نشسته بودم تو دادگاه
[ مايک کاکس، خبرنگار ]

00:10:20.015 --> 00:10:21.350
،خيلي عادي داشتم گوش ميدادم

00:10:21.975 --> 00:10:24.478
:بعد يهو «لوکاس» دراومد گفت

00:10:25.187 --> 00:10:26.396
...خب، جناب قاضي"

00:10:26.897 --> 00:10:30.317
"اون 100 تا زن ديگه که کُشتمشون چي پس؟"

00:10:31.193 --> 00:10:32.027
چي چي گفت !؟

00:10:34.988 --> 00:10:38.408
،از اون لحظه به بعد
اوضاع قمر در عقرب شد

00:10:39.192 --> 00:10:42.116
[ لوکاس: 100 تا ديگه هست ]

00:10:42.369 --> 00:10:47.302
مظنون به قتل اظهار ميکند ]
[ که 100 زن را کُشته است

00:10:54.925 --> 00:10:58.136
<i>آقاي «لوکاس»، شما در دادگاه اذعان کرديد
که بيش از 100 زن را کُـشتيد</i>

00:10:58.220 --> 00:10:59.054
<i>اين صحت داره ؟</i>

00:11:00.639 --> 00:11:03.225
<i>بازپرسان در «مونتاگ»ـه تگزاس</i>

00:11:03.308 --> 00:11:05.394
در حال بررسي اظهارات
مردي با سابقه بيماري رواني

00:11:05.477 --> 00:11:07.938
ميباشند که گفته است 100 زن را کُشته است

00:11:08.021 --> 00:11:10.941
<i>لوکاس» مدعيست که طي مدت 8 سال»
در تمام نواحي سطح استان</i>

00:11:11.024 --> 00:11:12.109
<i>چندصد قتل انجام داده است</i>

00:11:12.484 --> 00:11:14.403
اين موضوع فوراً باعث هجوم تحقيات جديدتري

00:11:14.486 --> 00:11:16.697
از طرف مقامات انتظاميه چندين ايالت ديگر شد

00:11:17.906 --> 00:11:21.868
نيروهاي انتظامي شروع کردن
از همه جا بهم زنگ زدن

00:11:22.494 --> 00:11:24.663
،آخرين بار که حساب کرديم
از 19 تا ايالت تماس گرفتن

00:11:24.746 --> 00:11:27.874
،ديگه امکانش نيست بشه دقيق گفت
داره از کنترل خارج ميشه

00:11:28.542 --> 00:11:29.626
يه کابوس بود

00:11:30.669 --> 00:11:34.297
<i>مقامات محلي اعلام کرده اند که او
مظنون در چندين کُشتار بوده است</i>

00:11:34.381 --> 00:11:36.591
<i>و احتمالاً يک "قاتل جمعى" است
(Mass Murderer)</i>

00:11:37.259 --> 00:11:39.094
هرجا «هنري» بود، رسانه ها هم بودن

00:11:40.303 --> 00:11:42.431
عين يه سيرک شده بود که
قرار نبود شهر رو ترک کنه

00:11:43.932 --> 00:11:46.685
<i>،در اين جلسه دادگاه
...سابقاً-آواره 47 ساله</i>

00:11:46.768 --> 00:11:48.061
<i>بدترين شاهد خودش محسوب ميشد</i>

00:11:48.812 --> 00:11:52.399
<i>ابتدا، اعتراف ضبط شده تصويري به جرمي که در
سال 1982 انجام داده بود</i>

00:11:53.150 --> 00:11:55.193
<i>سپس گريه زاري کردن در جايگاه شاهدين</i>

00:11:55.277 --> 00:11:58.155
<i>و اظهار پشمياني
«بخاطره کُشتن «بِـکي پاؤول</i>

00:11:58.530 --> 00:12:00.490
<i>لوکاس» گفت «بِـکي» زد تو صورتش»</i>

00:12:00.866 --> 00:12:04.953
<i>،و چيزه بعدي که «لوکاس» بخاطر مياره
ديدن «بِـکي» با يه چاقو تو سينش بوده</i>

00:12:05.996 --> 00:12:09.875
<i>هيئت منصفه دفاعيه وکيل «لوکاس» مبني بر
غيرعمد بودن قتل را خريدار نبود</i>

00:12:10.876 --> 00:12:13.837
ما، هيئت منصفه، متهم پرونده، «هنري لي لوکاس» را

00:12:13.920 --> 00:12:16.590
به جرم قتل عمد گناه کار شناخته ايم

00:12:17.382 --> 00:12:19.676
<i>،«در «دنتون»، «تگزاس
،قاتل جمعي اظهارشده</i>

00:12:19.760 --> 00:12:20.761
«هنري لي لوکاس»

00:12:20.844 --> 00:12:22.888
... به جرم قتل و تيکه تيکه کردن

00:12:22.971 --> 00:12:26.141
بکي پاؤول» 15 ساله، به حبس ابد محکوم شد»

00:12:26.224 --> 00:12:30.061
<i>لوکاس» همچنين اعتراف به قتل»
بيش از 150 زن ديگر کرده است</i>

00:12:30.145 --> 00:12:33.857
<i>،و «چارلز منسون» در قياس با او
مانند «تام ساير» ميباشد</i>

00:12:34.232 --> 00:12:37.569
<i>بازپُرسان ميگويند، داستانهاي
لوکاس» آنقدر مخوف  هستند»</i>

00:12:37.652 --> 00:12:40.530
<i>که حتي براي فرايند بازجوئي هم سخته</i>

00:12:41.406 --> 00:12:43.116
...آره، روزهايي بوده که
[ فيل رايان، رنجر تگزاسي ]

00:12:43.492 --> 00:12:45.243
برخلاف ميلم بايد خودمو

00:12:45.327 --> 00:12:46.536
مجبور ميکردم که برم

00:12:46.870 --> 00:12:49.456
روزايي هم بوده که زود
بازجوئي رو تموم ميکردم

00:12:50.540 --> 00:12:52.501
...من مسئول گرفتن اطلاعات

00:12:52.584 --> 00:12:56.004
درباره قتل هاي ديگش شده بودم

00:12:59.007 --> 00:13:02.135
:يه مداد بهش ميدادم و ميگفتم

00:13:02.219 --> 00:13:04.262
"هرچي به ذهنت مياد، بنويس"

00:13:04.346 --> 00:13:07.599
چون اينقدر قتل ها زياد بود
که ديگه مسخره شده بود

00:13:13.271 --> 00:13:15.357
،اونم ميشست و شروع ميکرد به نقاشي کردن چهره ها

00:13:16.024 --> 00:13:19.986
و بغل هاش مينوشت که چطور کُـشته شدن

00:13:20.529 --> 00:13:21.613
و چي تنشون بوده

00:13:31.414 --> 00:13:33.083
،آه... واقعاً حالت بد ميشد

00:13:33.166 --> 00:13:36.044
... سخت بود احترامشو نگه داري

00:13:37.170 --> 00:13:38.213
... بعدشم يه جورائي

00:13:38.505 --> 00:13:39.965
... گمون کنم بخاطر سلامت عقل خودم

00:13:40.048 --> 00:13:43.385
مدتي نميخواستم اصن
هرچي ميگه باور کنم

00:13:51.476 --> 00:13:52.978
... راستش نميدونم

00:13:53.061 --> 00:13:56.356
آماده بودم برم رو پرونده هاي
!دله دوزدي و بُـز دزدي کارکنم

00:13:56.439 --> 00:13:57.399
حالم داشت از قتل بهم ميخورد

00:14:00.360 --> 00:14:03.446
..ما عکسارو ميفرستاديم به اُرگان هايي که

00:14:03.530 --> 00:14:05.907
حدس ميزديم ممکنه

00:14:05.991 --> 00:14:07.909
مسئول رسيدگي به اون قتل باشن

00:14:09.494 --> 00:14:12.372
يکي از کلانترهاي تگزاسي
که باهاش تماس گرفتيم

00:14:12.455 --> 00:14:13.623
کلانتر «بأوتول» بود

00:14:15.375 --> 00:14:17.168
يادمه صبح ژوئن سال 1983 بود

00:14:17.252 --> 00:14:21.840
و من خونه بودم که تماسي از طرف

00:14:23.091 --> 00:14:26.094
کلانتره «مونتاگ کؤونتي» دريافت کردم

00:14:26.595 --> 00:14:29.014
... زنگ زد گفت: "جيم

00:14:29.764 --> 00:14:33.184
يه پيرپسر اينجا تو زندونه که
"شايد بخواي باهاش حرف بزني

00:14:35.770 --> 00:14:39.983
کلانتر «بأوتول» در اون زمان داشت
رو يه سري قتل کار ميکرد

00:14:40.358 --> 00:14:43.820
«که تو بزرگراه آي-35 بين «تگزاس» و «آستين
اتفاق افتاده بودن

00:14:45.030 --> 00:14:48.116
چندتا جنازه اينجا بين خط ايالتي
رو دستمون مونده

00:14:49.826 --> 00:14:54.414
و اينکه توي حل کردنشون هيچ شانسي نداشتم

00:14:56.458 --> 00:14:59.377
تصورش اين بود که اينا همش
کاره يک قاتل سرياليه

00:14:59.461 --> 00:15:03.423
و اينکه «هنري» احتمالاً  همون کسيه
که قتل هارو انجام داده

00:15:06.301 --> 00:15:08.887
«کلانتر «بأوتول» سريع بعد از اينکه «هنري
تو «دنتون کؤونتي» مجرم شناخته شد

00:15:08.970 --> 00:15:11.514
يه حکم قضائي گرفت و اومد «هنري» رو برد

00:15:12.015 --> 00:15:15.018
«يه راست بردش به زندون خودش تو «جرج تؤون

00:15:19.773 --> 00:15:23.568
،و از اون لحظه به بعد
ديگه امکان نداشت «هنري» رو بدون «بأوتول» ببيني

00:15:27.989 --> 00:15:32.369
جيم بأوتول» در بين نيروهاي انتظامي»
تگزاس» يه افسانه بود»
[ باب پرينس، رنجر تگزاسي بازنشسته ]

00:15:32.452 --> 00:15:35.205
... اگه يه چندسال برگرديد عقب

00:15:36.206 --> 00:15:39.376
سره اون موضوع تک تيراندازه بالاي
"برجک ساختمون "دانشگاه تگزاس

00:15:40.085 --> 00:15:43.129
که چندين آدمو کُشت و خيلي هاي
ديگه رو زخمي کرد

00:15:44.589 --> 00:15:46.007
جيم» سواره هواپيماش شد»

00:15:46.091 --> 00:15:49.803
و پرواز کرد تا از بالا موقعيت
تيرانداز رو با راديو اعلام کنه

00:15:50.095 --> 00:15:53.139
چندتا گلوله هم به بدنه
هواپيماش اصابت کرد

00:15:53.682 --> 00:15:56.142
به هر جهت، کارش خيلي قهرمانانه بود

00:15:58.103 --> 00:16:01.398
بعد از اينکه «هنري» در اختياره
کلانتر «بأوتول» قرار گرفت

00:16:01.898 --> 00:16:06.111
،رفت پيش رئيس اداره امنيت عمومي
«سرهنگ «جيم آدامز

00:16:06.695 --> 00:16:12.325
تا ببينه ميتونه يه واحد عمليات تشکيل بده تا بتونن
تحقيقات پرونده «هنري» رو هماهنگ سازي کنن

00:16:12.826 --> 00:16:14.119
<i>... «لوکاس»</i>

00:16:14.828 --> 00:16:16.746
<i>داخل يه سلول با امنيت هستش</i>

00:16:16.830 --> 00:16:18.039
،بخاطره محبوب بودنش

00:16:18.540 --> 00:16:21.668
اين قدرت رو داشت که بتونه
يه واحد عمليات آماده کنه

00:16:22.627 --> 00:16:24.587
... خب ما هر چه بيشتر بتونيم درباره طرز فکر
[ جيم آدامز ]

00:16:24.671 --> 00:16:26.464
،شيوه کار

00:16:26.548 --> 00:16:27.924
... و مسيرهاي رفت و آمدش بدونيم

00:16:28.008 --> 00:16:31.219
در نتيجه جامعه هم ميتونه
امنيت بيشتري پيدا کنه

00:16:32.804 --> 00:16:36.808
سرهنگ آدامز» مايل بود که فرماندگي»
گروه با يه رنجره تگزاسي باشه

00:16:38.101 --> 00:16:39.936
و مسئوليت رو داد به من

00:16:41.062 --> 00:16:43.523
گروهبان «پرينس» خوده خوده رنجر بود

00:16:43.606 --> 00:16:45.608
تمامي خوانوادش در نيروهاي
انتظامي خدمت کرده بودن

00:16:45.692 --> 00:16:47.444
رُک و روراست

00:16:49.863 --> 00:16:54.451
دفتره واحد عمليات يه جاي
کوچيک تو زندان محلي بود

00:16:55.869 --> 00:16:58.079
ما واحد عمليات بازپرسي نبوديم

00:16:58.496 --> 00:17:00.081
ما يه واحد عملياتي هماهنگ ساز بوديم

00:17:01.583 --> 00:17:05.336
نقشِمون اين بود که به افسراني
که از سراسر کشور ميخواستن

00:17:05.795 --> 00:17:09.382
با «لوکاس» حرف بزنن اجازه دسترسي بديم

00:17:10.383 --> 00:17:12.510
،يه اطاق مصاحبه ترتيب داده بوديم

00:17:12.594 --> 00:17:14.596
ويدئو واسه فيلمبرداري گذاشته بوديم

00:17:15.221 --> 00:17:19.601
<i>اين اظهارات توسط دوربين
پاناسونيک ظبط ميشوند</i>

00:17:19.684 --> 00:17:23.104
،وقتي آماده مصاحبه ميشدن
،ما «لوکاس» رو مياورديم پايين

00:17:23.188 --> 00:17:24.022
،ظبط ميشد

00:17:24.272 --> 00:17:26.775
و زمانيکه کارشون تموم ميشد
:ازشون ميپرسيديم

00:17:26.858 --> 00:17:29.527
"پرونده اي بود که بنظرتون به شما مربوط بشه يا نه ؟"

00:17:29.611 --> 00:17:31.404
<i>خيله خب، بعدش چي شد ؟</i>

00:17:31.488 --> 00:17:32.864
با چاقو زدمش

00:17:33.948 --> 00:17:36.826
آره، قبل از اينکه بهش شليک کنم
باهاش سکس کردم

00:17:37.577 --> 00:17:40.038
،زدمش
ولي يادمه که با مُشت بود

00:17:40.121 --> 00:17:42.165
مطمئن نيستم، ولي فک کنم آره

00:17:44.751 --> 00:17:46.878
عين مطّب دکترا برنامه ريزيش کرده بودم

00:17:46.961 --> 00:17:49.798
مثلاً اگه 4 ساعت کار داشتن
بهشون بين ساعت 8 تا 12 وقت ميدادم

00:17:51.132 --> 00:17:54.135
بعضي وقتا ميشد که يکي دوماه
جلوتر وقتا پُر ميشد

00:17:54.219 --> 00:17:55.720
اينقدر که پرونده ها زياد بودن

00:17:58.681 --> 00:18:02.602
ميشه گفت حدود 1000 تا افسر پليس اومدن

00:18:02.685 --> 00:18:05.563
تا با «لوکاس» حرف بزنن

00:18:07.607 --> 00:18:10.568
به عنوان مأموره قانون بايد
بگم احساس رضايت ميکردم

00:18:10.652 --> 00:18:15.490
که قاتلي مثل «لوکاس» رو از خيابونا جمع کردم

00:18:16.658 --> 00:18:19.077
و شايد مقداري هم از غم و قصه
خانوادهاي قرباني ها کم کردم

00:18:19.744 --> 00:18:21.788
<i>جک»، با «هنري» صحبت کردم»</i>

00:18:22.288 --> 00:18:24.958
<i>... ميگه که يه طرح چهارخونش رو داشته</i>

00:18:25.166 --> 00:18:27.210
اين واحد عملياتي يه ابتکار بود

00:18:27.836 --> 00:18:30.171
چون تلاشي بود براي اينکه

00:18:30.755 --> 00:18:32.632
همه اين مأمورهاي انتظامي رو
[ نَن کوبا، روزنامه نگار ]

00:18:32.715 --> 00:18:34.551
هدايت کنه به يک نقطه مرکزي

00:18:34.634 --> 00:18:37.011
تا همگي بتونن اطلاعاتشون رو
باهم به اشتراک بزارن

00:18:37.095 --> 00:18:39.097
و در اون زمان اين يه کاره جديد بود

00:18:39.639 --> 00:18:42.642
<i>،«از زمان دستگيري «لوکاس
... مقامات از سراسر کشور</i>

00:18:42.725 --> 00:18:45.061
<i>بابت پيگيري پروندهاي حل نشده
به ملاقات او آمده اند</i>

00:18:45.145 --> 00:18:46.479
آنان ميگويند ممکن است

00:18:46.563 --> 00:18:49.399
ترسيمِ يک چارچوب کامل از
جنايات او سالها طول بکشد

00:18:49.482 --> 00:18:52.277
<i>رکورده هيچکدام از قاتلين سريالي
...شناخته شده تا کنون</i>

00:18:52.360 --> 00:18:53.236
<i>به «هنري لي لوکاس» نميرسد</i>

00:18:53.319 --> 00:18:56.156
<i>لوکاس» يک آواره بوده که به صورت رندوم»
در سراسره آمريکا قتل انجام داده</i>

00:18:56.239 --> 00:18:58.950
<i>آواره اي بي وجدان و با عطش کُشتن</i>

00:18:59.033 --> 00:19:01.411
او در جاده هاي خلوت و مسيرهاي
... بين ايالتي گشت زني ميکرده

00:19:03.163 --> 00:19:04.873
در پي شکاره زنها

00:19:04.956 --> 00:19:09.294
درسته، خيلي از جناياتش شامل خشونت بيش از حد
و زياده روي در کُشتن بوده

00:19:10.670 --> 00:19:12.005
خيلي، خيلي خشونت وار

00:19:12.088 --> 00:19:13.923
حتي در بعضي از موارد، خيلي بيرحمانه

00:19:20.346 --> 00:19:23.516
شنيدم که يه مرد تو شمال تگزاسه
[ هيو آينسورت، روزنامه نگار ]

00:19:23.933 --> 00:19:26.561
که گفته صدها نفرو کُشته

00:19:28.855 --> 00:19:30.690
«ـ4 سال بود داشتم با «تِد باندي

00:19:31.524 --> 00:19:33.067
مصاحبه ميکردم

00:19:35.153 --> 00:19:37.864
ولي خب، «باندي» فقط 30 نفرو کُشته بود

00:19:39.073 --> 00:19:41.117
اين يارو داره ميگه من 100 نفرو کشتم

00:19:41.201 --> 00:19:44.787
بايد ميرفتم ببينم قضيه چيه

00:19:45.413 --> 00:19:49.042
کلانتر «جيم بأوتول» کتابم درباره
باندي» رو خونده بود»

00:19:49.959 --> 00:19:54.505
:و گفت
"هرزمان دوس داشتي بيا و با «هنري» صحبت کن"

00:19:55.423 --> 00:19:58.134
خب منم شروع کردم خيلي زياد
! اينکارو انجام دادن

00:19:59.976 --> 00:20:06.405
[ زندان جورج تؤون ]

00:20:06.768 --> 00:20:11.481
هرگز همچين دسترسي
«خوبي نداشتم... حتي با «باندي

00:20:12.941 --> 00:20:15.193
،هر روز هفته

00:20:15.693 --> 00:20:17.528
يا کلاً هر ساعت از روز

00:20:24.369 --> 00:20:26.287
اولين برداشتم اين بود که

00:20:26.829 --> 00:20:29.082
!لوکاس» يه آشغال بيشتر نيست»

00:20:31.000 --> 00:20:34.045
از بوي گندش وحشت کرده بودم

00:20:35.838 --> 00:20:38.633
يه چشم نداشت، اون يکي چشمشم چَپول بود

00:20:40.885 --> 00:20:43.846
کلاً شايد 3 يا 4 تا دندون داشت

00:20:46.224 --> 00:20:49.936
!يک جنتلمن رقت انگيز بود، روراست

00:20:55.525 --> 00:20:56.693
سيگار ميکشيد ؟

00:20:57.944 --> 00:21:01.823
تونستم يه گروه فيلمسازي
ژاپني رو بيارم تو کار

00:21:02.490 --> 00:21:05.785
و کلانتر «بأوتول» به اين خاطر خيلي هيجان داشت

00:21:06.119 --> 00:21:09.205
گفت: "اونا ژاپني هستن، خداي من

00:21:09.289 --> 00:21:13.251
البته که يه روز براشون وقت ميزاريم و
"سعي ميکنيم بهشون خوش بگذره

00:21:14.002 --> 00:21:18.089
از اينکه ميخواين به مردم کشورتون

00:21:20.341 --> 00:21:23.594
نشون بديد اينجا چه خبره سپاسگذاريم

00:21:23.678 --> 00:21:24.762
... و

00:21:24.846 --> 00:21:27.140
جاي تأسفه که چيزه خوشايندي نيست

00:21:29.100 --> 00:21:31.602
ژاپنيها قند تو دلشون آب شده بود

00:21:31.936 --> 00:21:33.771
ميتونم بگم، خشکشون زده بود

00:21:38.234 --> 00:21:39.319
<i>!«خواهر «کِلمِي</i>

00:21:44.615 --> 00:21:45.450
ـ سلام
ـ سلام

00:21:45.825 --> 00:21:47.035
از ديدنتون خوشوقتم

00:21:48.411 --> 00:21:50.955
يوئيکي آئوکي» هستم، خوشوقتم جناب»

00:21:51.080 --> 00:21:54.459
راستي از ژاپن برات کادو آوردن
وسائل نقاشي

00:21:55.335 --> 00:21:56.169
بفرمائيد

00:21:59.088 --> 00:22:01.174
ـ بازش کن
ـ آبرنگه

00:22:02.425 --> 00:22:03.676
اميدوارم خوشت بياد

00:22:03.760 --> 00:22:05.178
«بازش کن «هنري

00:22:07.472 --> 00:22:11.100
شما خيلي تو ژاپن معروف شديد

00:22:11.434 --> 00:22:12.268
آره

00:22:12.352 --> 00:22:13.936
هيچکس تا اون موقع اينقدر به

00:22:14.187 --> 00:22:17.357
هنري لي لوکاس» توجه نشون نداده بود»

00:22:17.482 --> 00:22:20.902
«ميدونيم که شما در «بلکسبورگ»، «ويرجينيا
متولد شديد

00:22:20.985 --> 00:22:25.031
اگه امکانش هست ميشه يه مقدار
از گذشتت برامون بگيد؟

00:22:25.782 --> 00:22:27.825
... خونواده من، آه

00:22:30.161 --> 00:22:31.496
... خونواده

00:22:31.579 --> 00:22:33.748
ميشه گفت فقيري بودن

00:22:34.290 --> 00:22:36.209
... هيچي نداشتن

00:22:37.043 --> 00:22:40.421
مادرم يک زن خياباني بود
... و، آه

00:22:41.631 --> 00:22:43.508
مادرت آدمارو مياورد خونه

00:22:43.591 --> 00:22:45.802
و جلوي شما بچه ها باهاشون سکس ميکرد؟

00:22:45.885 --> 00:22:46.928
بله، درسته

00:22:47.428 --> 00:22:49.555
بعضي وقتا مجبورم ميکرد که تماشا کنم

00:22:49.972 --> 00:22:51.265
پدرت چيکار ميکرد ؟

00:22:51.808 --> 00:22:53.935
بعضي وقتا مست ميکرد دراز ميکشيد

00:22:54.018 --> 00:22:56.354
بعضي وقتا هم ميزاشت ميرفت بيرون

00:22:56.437 --> 00:22:58.106
چون نميخواست اونجا باشه

00:23:00.358 --> 00:23:04.278
... هنري لي لوکاس» در يک خانه ويران واقع در»

00:23:04.362 --> 00:23:07.156
روستاهاي اطراف «ويرجينيا» بزرگ شده بود

00:23:10.868 --> 00:23:12.620
تا کلاس چهارم بيشتر درس نخونده بود

00:23:12.703 --> 00:23:15.206
تمام اين مدت هم دچار دردسر ميشده

00:23:16.332 --> 00:23:18.501
پدرش بخاطره يک سانحه در خطوط راه آهن

00:23:18.918 --> 00:23:20.795
،پاشو از دست داده بود

00:23:21.254 --> 00:23:25.091
سره همينم زمين گير شده بود
و تو خيابونا مداد ميفروخت

00:23:27.468 --> 00:23:28.970
مادرش کتکش ميزده

00:23:29.345 --> 00:23:33.391
و مرتب مورد تمسّخر قرارش ميداده

00:23:34.600 --> 00:23:37.478
مادرت واقعاً بهت سخت گيري ميکرد

00:23:37.854 --> 00:23:41.566
:هيچوقت به اين فک کردي که
"يه روز بالاخره ميکُشمش ؟"

00:23:42.775 --> 00:23:45.027
آره، راستش به ينفرم گفتم اينو

00:23:45.111 --> 00:23:45.945
... آه

00:23:46.487 --> 00:23:49.907
... مامانم اومد، مست بود

00:23:50.700 --> 00:23:52.785
... وسط جروبحث

00:23:52.869 --> 00:23:55.580
يهو با دسته جارو زد تو سرم

00:23:56.164 --> 00:23:57.790
منم با چاقو ول دادم سمتش

00:23:59.167 --> 00:24:00.168
... و، آه

00:24:01.502 --> 00:24:02.336
... آه

00:24:02.420 --> 00:24:04.589
منم سرمو انداختم پايين از اطاق رفتم بيرون

00:24:05.089 --> 00:24:06.007
... و، آه

00:24:07.508 --> 00:24:08.634
... انگاري که

00:24:09.552 --> 00:24:10.928
اصن وجود نداشت

00:24:11.888 --> 00:24:14.724
... اگه اشتباه نکنم، به کلانتر «بأوتول» گفتي که

00:24:14.807 --> 00:24:17.143
،وقتي آدم ميکُشي
،يه احساس سردي بهت دست ميده

00:24:17.894 --> 00:24:20.104
راستش، انگار تو يه جعبه پراز يخ باشي

00:24:21.022 --> 00:24:23.024
... سرده سرد ميشي

00:24:23.399 --> 00:24:25.067
... نه احساسي، آه

00:24:25.902 --> 00:24:27.820
... اصلاً هيچ احساسي

00:24:28.446 --> 00:24:30.490
... به چشم يه انسان نميبينيش

00:24:30.573 --> 00:24:32.241
انگار اصن هيچي نيست

00:24:32.783 --> 00:24:34.660
... ولي با اينحال

00:24:34.744 --> 00:24:36.662
يه چيزي جاشو پر ميکنه

00:24:37.538 --> 00:24:38.456
... و آه

00:24:38.539 --> 00:24:40.875
ـ مثل يه شِيء بي جان
ـ آره

00:24:40.958 --> 00:24:43.127
ـ يه چيز، نه انسان
ـ آره

00:24:43.211 --> 00:24:45.004
اکثره آدمهاي عادي

00:24:45.087 --> 00:24:47.840
حتي اگه گذشته وحشتناکي هم داشته باشن

00:24:48.257 --> 00:24:50.968
باز يه جور احساس وجدان جلوشونو ميگره

00:24:51.302 --> 00:24:54.931
تا مانع کُشتن آدما بشن

00:24:55.681 --> 00:24:59.227
ولي اون احساس درون «لوکاس» وجود نداشت

00:25:01.729 --> 00:25:03.898
وقتي باهاش حرف ميزدي
قشنگ همکاري ميکرد

00:25:04.565 --> 00:25:06.859
مؤدب بود

00:25:08.069 --> 00:25:10.947
ولي درحين مصاحبه من وحشتزده بودم

00:25:11.239 --> 00:25:12.615
يعني کي ميتونست نباشه ؟

00:25:12.698 --> 00:25:14.909
خب قطعاً دربارش خونده بودم که چيکارا کرده

00:25:14.992 --> 00:25:19.705
ولي هرگز در مجاورت همچين
شخصي نبودم تو عمرم

00:25:21.582 --> 00:25:23.125
،ويراستار بهم گفت

00:25:23.751 --> 00:25:26.087
ميخواد در عرض يک هفته  Life مجله

00:25:26.170 --> 00:25:29.382
يه مقاله اختصاصي درباره پديده
قاتلين سريالي" منتشر کنه"

00:25:30.508 --> 00:25:31.551
... در عرض يه هفته

00:25:31.634 --> 00:25:34.345
من در اتاق مخصوص مصاحبه «هنري» بودم

00:25:34.428 --> 00:25:35.805
خودش ميگفت: دفترم

00:25:36.806 --> 00:25:39.809
<i>،Life براساس مقاله اي در آخرين چاپ مجله </i>

00:25:39.892 --> 00:25:43.646
<i>ـ5 هزار آمريکايي بدست قاتلين
سريالي کُشته شده اند</i>

00:25:43.729 --> 00:25:45.523
آنهم فقط در سال 1983

00:25:46.008 --> 00:25:49.326
[ مستندي در سال 1984 ]

00:25:50.139 --> 00:25:51.168
[  قــــتــــل  ]

00:25:51.445 --> 00:25:53.823
اين پديده قتلهاي سريالي

00:25:53.906 --> 00:25:56.450
باعث جلب توجه همه کشور شده بود

00:25:56.951 --> 00:25:58.619
<i>کُشتارهاي تصادفي، بدون غَرض قبلي</i>

00:25:58.703 --> 00:26:00.746
<i>در بعضى مواقع هزاران مايل به دور از يکديگر</i>

00:26:00.830 --> 00:26:02.873
آنها به «قاتلين سريالي» شهرت دارند

00:26:02.957 --> 00:26:04.834
،و برطبق گفته مقامات رسمي

00:26:04.917 --> 00:26:08.671
دست کم 35 نفر از آنان درحال پرسه زني
در کشور، و شکاره قرباني هستن

00:26:09.797 --> 00:26:12.133
مردم تازه داشتن متوجه ميشدن که چطور

00:26:12.216 --> 00:26:14.093
همچين چيزي ميتونه اتفاق بيوفته

00:26:16.053 --> 00:26:19.307
،با روانشناسي که کار ميکردم
:روشي ابداع کرده بود بنام

00:26:19.640 --> 00:26:21.475
"پروفايل يک قاتل سريالي"

00:26:24.854 --> 00:26:26.188
،و در اين پروفايل

00:26:26.939 --> 00:26:30.443
به مشخصات فردي متمايز کننده اشاره شده بود

00:26:31.652 --> 00:26:35.823
شخص معمولاً مجرد بوده و هيچ بچه اي نداشته

00:26:37.366 --> 00:26:40.453
معمولاً والدين مقرّراتي اي داشته

00:26:41.037 --> 00:26:45.583
معمولاً در بچگي به صورت مکّرر سابقه مشاهده اتاقهاي
اوژانس در بيمارستان وجود داشته

00:26:46.667 --> 00:26:51.589
:و بعد مشکلات رواني مثل
،تمايلات به خودکشي

00:26:51.672 --> 00:26:53.382
بدرفتاري با حيوانات

00:26:54.675 --> 00:26:56.177
... من، آه

00:26:56.844 --> 00:27:01.307
کارهاي جنسي رو توسط مردي
...که با مادرم زندگي ميکرد

00:27:01.390 --> 00:27:02.433
ياد گرفتم

00:27:02.516 --> 00:27:04.477
اون درباره سکس کردن با
حيوانات چي بهت گفت ؟

00:27:04.560 --> 00:27:05.978
بهت ياد داد که بُـکشيشون ؟

00:27:06.062 --> 00:27:07.730
... آره، يادم داد

00:27:07.938 --> 00:27:10.816
که مثلاً چطور بُـکشمشون
و باهاشون سکس کنم

00:27:10.900 --> 00:27:12.693
چجور حيووني ؟ بـُز ؟

00:27:12.985 --> 00:27:14.904
... هر چيزي، مهم نبود

00:27:15.655 --> 00:27:16.864
هر حيووني

00:27:18.157 --> 00:27:19.867
«خودتون ميتونيد ببينيد که «هنري

00:27:21.077 --> 00:27:25.081
چطور به راحتي داخل پروفايلي که
طراحي کرديم جا ميگيره

00:27:25.623 --> 00:27:28.376
مادره «هنري»، زن خشني بود

00:27:28.459 --> 00:27:31.003
هنري» چندين بار رفته بود اورژانس»

00:27:31.379 --> 00:27:33.673
،يبار وقتي 6 سالش بوده

00:27:33.756 --> 00:27:36.175
مادرش طوري با چوب زده بود تو سرش

00:27:36.634 --> 00:27:41.180
که «هنري» ميگفت بين 30 تا 36 ساعت بيهوش بوده

00:27:41.263 --> 00:27:45.309
تعريف ميکرد که هروقت يه حيوون خونگي مياورد

00:27:45.393 --> 00:27:46.560
مادرش اونو ميکُشت

00:27:54.443 --> 00:27:56.028
اين مغزه «هنري»ـه

00:27:57.279 --> 00:27:59.990
ايناها، آسيب به بخش قدامي مغز
(زير استخوان پيشاني)

00:28:00.408 --> 00:28:02.118
اين نقطه هاي سفيد

00:28:03.119 --> 00:28:05.663
دکتر گفت، شبيه يه ضربه مغري ميمونه

00:28:05.955 --> 00:28:08.582
که بين سنين 5 تا 10 سالگي اتفاق افتاده

00:28:09.458 --> 00:28:13.212
اونا شواهدي از آسيب به گيجگاه و
بخش جلوئي مغز پيدا کردن

00:28:13.295 --> 00:28:15.965
از قراره معلوم ترکيب اين دو عارضه
جزء بدترين موردهاس

00:28:16.757 --> 00:28:18.592
... آسيب گيجگاه يعني

00:28:18.926 --> 00:28:19.760
... آه

00:28:20.219 --> 00:28:21.929
ناتواني در کنترل هوس ها

00:28:22.346 --> 00:28:24.974
،و آسيب بخش جلوئي يعني
عدم وجود دلسوزي و رحم

00:28:25.057 --> 00:28:26.267
،اين دوتارو باهم ترکيب کني

00:28:26.350 --> 00:28:28.561
،به عقيده من
يه قاتل سريالي از توش در مياد

00:28:33.315 --> 00:28:36.569
،«راستش من متوجه نميشم «هنري
که چطور همه چي اينقدر شدّت گرفت

00:28:36.652 --> 00:28:40.156
،تو با کُشتن مادرت در دهه 60 شروع کردي
و بعدش يهو اوج گرفت

00:28:40.239 --> 00:28:41.073
آها

00:28:41.157 --> 00:28:43.617
چي تو ذهنت ميگذشت اونموقع ؟

00:28:43.701 --> 00:28:45.911
--چي آخه اينقدر باعث شد که يهو

00:28:45.995 --> 00:28:47.788
يعني هرچي جلوتر رفتي راحت تر شد ؟

00:28:48.122 --> 00:28:49.582
... اوه، آره

00:28:49.665 --> 00:28:51.834
... ديگه اصن مهم نبود

00:28:51.917 --> 00:28:53.794
... هيچ چيزي، آه

00:28:55.463 --> 00:28:56.714
... بعد از

00:28:56.797 --> 00:28:58.424
... سال 79

00:28:58.507 --> 00:29:00.426
تبديل شد به هوس مطلق

00:29:00.926 --> 00:29:03.345
و بعدش که ديگه با «آتيس تول» خورديم به پُست هم

00:29:03.429 --> 00:29:05.264
اونم همچين عاقبت خوشي نداشت

00:29:05.347 --> 00:29:08.768
چون باهم شروع کرديم رفتيم اينور اونور آدمکشي

00:29:11.687 --> 00:29:15.065
آتيس تول» رفيق شيشِ «هنري لوکاس» بود»

00:29:15.816 --> 00:29:16.692
...و

00:29:17.109 --> 00:29:20.404
و يحتمل چندتا قتل باهم انجام داده بودن

00:29:21.197 --> 00:29:23.741
تول»، همجنس گرا بود»

00:29:24.575 --> 00:29:25.618
...و

00:29:27.077 --> 00:29:30.706
! ولي انگار «لوکاس»، دراين بين مفعول بوده
...و

00:29:32.458 --> 00:29:33.542
...«و «آتيس

00:29:34.043 --> 00:29:37.838
خيلي، خيلي آدم شروري بود

00:29:38.255 --> 00:29:39.381
آي کيو خيلي پايين

00:29:42.635 --> 00:29:44.887
تول»، لباس زنونه تنش ميکرد»

00:29:45.387 --> 00:29:47.807
.. و ميرفت تو بارها و

00:29:48.182 --> 00:29:49.850
تن فروشي ميکرد

00:29:50.518 --> 00:29:52.436
خيلي مَرده بزرگ و قدبلندي بود

00:29:52.520 --> 00:29:54.396
حدود 195 سانت قد داشت

00:29:54.897 --> 00:29:56.524
،و عضلاني بود

00:29:56.982 --> 00:30:00.194
با اينحال خيلي نرم و نازک صحبت ميکرد

00:30:01.278 --> 00:30:02.988
اونا شدن رفيق شيشِ همديگه

00:30:05.699 --> 00:30:08.369
با هم کُلي مسافر سرراهي بلند کرديم

00:30:09.954 --> 00:30:13.082
هنري» اکثراً همه زنارو خودش ميکُشت»

00:30:13.165 --> 00:30:15.251
...بعضيهاشونو با شليک تو سر

00:30:15.709 --> 00:30:17.253
... يا تو سينه

00:30:18.254 --> 00:30:21.006
... بعضيهارو خفه ميکرد

00:30:21.882 --> 00:30:23.300
...و بعضي هارو هم

00:30:25.678 --> 00:30:27.847
با تايـليـور ميزد تو سرشون

00:30:30.975 --> 00:30:33.143
،اونا کُلي مسير طي ميکردن

00:30:33.227 --> 00:30:36.313
از «فلوريدا» بگير تا «کاليفورنيا» و اطراف

00:30:38.566 --> 00:30:42.361
گمونم تمام کارشون فقط رانندگي بود

00:30:42.444 --> 00:30:46.198
و چادر زدن تو پارک يا هرجائي که ميتونستن

00:30:48.242 --> 00:30:50.536
هنري» عين جي پي اس بود»

00:30:50.619 --> 00:30:51.704
اون نواحي رو مث کف دستش بلد بود

00:30:52.830 --> 00:30:55.916
... همه جاده ها، اتوبان ها، بيراهه ها

00:30:56.333 --> 00:30:58.711
امکان نداره همينجوري بدون اينکه
...چندين بار اون مسيرهارو رفته باشي

00:30:59.253 --> 00:31:01.630
يادشون بگيري

00:31:06.218 --> 00:31:10.723
<i>«قاتلين ولگرد مانند «لوکاس
براي پليس بسيار مشکل آفرين هستند</i>

00:31:10.806 --> 00:31:14.476
،مثلا راحت ميتونستن 2 تا قتل تو «تگزاس» انجام بدن
...بعدش 10 ساعت رانندگي کنن

00:31:14.560 --> 00:31:17.187
و برن يدونه تو «آريزونا» يا «نيومکزيکو» انجام بدن

00:31:17.271 --> 00:31:19.398
و بعد برن «کاليفورنيا» و کارشونو تکرار کنن

00:31:19.481 --> 00:31:21.442
بنابراين، ردّشونو خيلي سخت ميشه گرفت

00:31:22.818 --> 00:31:25.029
يه قاتل سريالي احتمالاً مشکل ترين فرد

00:31:25.362 --> 00:31:28.866
واسه تشخيص و شناسائي هستش

00:31:29.450 --> 00:31:33.787
چون اونا هيچ رابطه اي با قرباني ندارن

00:31:35.831 --> 00:31:39.752
يحتمل کُلي قاتل سريالي تو همين
سال گذشته وجود داشته

00:31:40.002 --> 00:31:41.420
که هيچوقت شناسائي نشدن

00:31:41.503 --> 00:31:43.547
مثلاً پرونده دو قتلي که
در «تگزاس» و «فلوريدا» رخ داد

00:31:43.631 --> 00:31:46.425
... به دليل نبوده اين ارتباط

00:31:47.176 --> 00:31:49.261
به حالت معلق دراومد

00:31:51.180 --> 00:31:54.266
لوکاس» چندين سال از زيره قتل هاش قِسِر در رفت»

00:31:55.476 --> 00:31:57.937
و به همين دليل هم ما واحد عمليات رو بنا کرديم

00:32:03.400 --> 00:32:06.153
کلانتر «بأوتول» يه کنفرانس خبري ترتيب داد

00:32:06.236 --> 00:32:08.989
و از همه مقامات در سطح کشور دعوت کرد

00:32:09.490 --> 00:32:10.824
... تا بيان و ببينن

00:32:11.241 --> 00:32:15.204
با اطلاعات «لوکاس» ميتونن کشفي حاصل کنند يا نه

00:32:15.287 --> 00:32:17.331
شايد بتونيم اينگونه «لوکاس» و «تول» را
[ گروهبان، جِـي ويـا ]

00:32:17.414 --> 00:32:19.750
به پروندها در مناطقمون ربط بديم

00:32:19.833 --> 00:32:21.710
<i>مقامات پليس گرد هم آمده اند تا سرنخ هاي</i>

00:32:21.794 --> 00:32:24.797
<i>جنايات شرورانه «لوکاس» و «تول» را بهم متصل کنند</i>

00:32:24.880 --> 00:32:26.799
<i>پليس درحال حاضر «لوکاس» را</i>

00:32:26.882 --> 00:32:29.426
<i>به پرونده هائي در 17 ايالت ربط داده است</i>

00:32:29.510 --> 00:32:31.428
<i>از غرب کشور گرفته تا شرق</i>

00:32:31.512 --> 00:32:33.222
... نميدونم بخاطره خودمه فقط يا چي

00:32:34.556 --> 00:32:36.600
قيافم قابل اعتماده يا چي
... نميدونم

00:32:36.684 --> 00:32:38.352
ولي همه راحت سواره ماشينم ميشن

00:32:39.395 --> 00:32:40.229
...و مثلاً

00:32:40.854 --> 00:32:42.773
ميرم درخونه مردم رو ميزنم

00:32:42.856 --> 00:32:45.317
،ميگم گشنمه
يا يه ليوان آب خوردن داريد ؟

00:32:45.401 --> 00:32:47.319
درجا دعوتم ميکنن داخل

00:32:49.780 --> 00:32:51.782
:ميگن
بعله... بفرما... بيا تو

00:32:51.865 --> 00:32:52.992
<i>آها</i>

00:32:53.075 --> 00:32:55.077
که اين بزرگترين اشتباهشونه

00:32:55.494 --> 00:32:58.122
بنظرم رمز موفقيتشم همين بوده

00:32:58.872 --> 00:33:01.792
چون خودشو به بي آزاري
و موش مردگي ميزده

00:33:02.835 --> 00:33:03.711
...آه

00:33:03.794 --> 00:33:06.380
سره همينم يارو راحت سوار ميشده

00:33:06.463 --> 00:33:08.924
البته اگه ميتونسته بوي گنده توي
ماشين رو تحمل کنه

00:33:09.008 --> 00:33:11.051
:پيش خودش ميگفته
"اين بابا زورش به يه مورچه هم نميرسه"

00:33:15.264 --> 00:33:19.309
چي باعث ميشه که يه زن رو
بگيري و بُـکشيش؟

00:33:19.393 --> 00:33:20.769
...يعني، منظورم

00:33:20.936 --> 00:33:23.355
من کلاً از زنا خوشم نمياد، ميدوني ؟

00:33:23.439 --> 00:33:25.315
هيچوقت خوشم نميومده

00:33:25.399 --> 00:33:26.900
،هروقت که يه زنو ميديدم

00:33:26.984 --> 00:33:30.404
حالا چه درحال پياده رفتن تو
جاده يا تو خيابون بود

00:33:30.487 --> 00:33:33.282
،هروقت ميديدم
ميرفتم که بلندش کنم

00:33:33.907 --> 00:33:36.035
ازشون متنفرم

00:33:36.118 --> 00:33:38.746
،اين يه احساسه
احساس جدّي اي هم هست

00:33:39.705 --> 00:33:42.207
تا حالا نشده يه زني خيلي
خوب باهات رفتار کنه ؟

00:33:42.291 --> 00:33:46.295
کِلِمي»، تنها زني بوده که تو عمرم»
باهام خوشرفتاري کرده

00:33:47.129 --> 00:33:48.213
...آه

00:33:48.297 --> 00:33:51.800
کلي از خودش واسه من مايع گذاشته

00:34:03.854 --> 00:34:06.482
من سر ميزدم به زندانها

00:34:08.650 --> 00:34:09.818
:گفتن

00:34:09.902 --> 00:34:12.696
...راستي، خواهر «کِلِمي»، ما يه"

00:34:13.697 --> 00:34:16.825
زندوني جديد داريم، يه قاتل سريالي

00:34:17.326 --> 00:34:18.202
"خيلي مراقب باش

00:34:18.285 --> 00:34:19.745
همه زندانبان ها ميگفتن

00:34:19.828 --> 00:34:21.872
خواهر، خيلي مواظب باش

00:34:22.539 --> 00:34:25.918
...درست قبل از کريسمس بود و من

00:34:26.627 --> 00:34:30.297
...داشتم بين زندانيها اِنجيل پخش ميکردم

00:34:30.380 --> 00:34:32.633
... و يدونه بيشتر نمونده بود

00:34:33.258 --> 00:34:35.886
،ميخواستم کتابو ببرم خونه
...ولي پيش خودم گفتم

00:34:35.969 --> 00:34:39.640
"خدايا، آيا کسي رو جا انداختم؟"
"آيا اين کتاب بايد برسه دست کسي؟ "

00:34:41.225 --> 00:34:43.560
:و بهم گفت
اگه اين اِنجيل رو بهت بدم

00:34:43.644 --> 00:34:45.312
پارش که نميکني ؟

00:34:45.395 --> 00:34:46.230
ميخونيش ديگه ؟

00:34:46.313 --> 00:34:47.314
منم گفتم: آره

00:34:48.440 --> 00:34:52.111
من روح مقدس خود را به تو داده ام"
"تا درونت زندگي کند و کمک يارت باشد

00:34:52.236 --> 00:34:54.113
اين برات چه معني اي ميده، «هنري»؟

00:34:54.196 --> 00:34:56.073
يعني درست و پاکيزه زندگي کردن

00:34:57.199 --> 00:34:58.867
زندگي برطبق فرمايشات خداوند

00:34:59.284 --> 00:35:02.830
اون برام تبديل به يه دوست
خيلي خيلي خوب شد

00:35:04.081 --> 00:35:05.541
...اِنجيل رو بهم

00:35:06.125 --> 00:35:07.626
آموزش داد

00:35:07.709 --> 00:35:09.294
...بهم ياد داد که چطور

00:35:09.378 --> 00:35:11.004
به بقيه اهميت بدم

00:35:11.755 --> 00:35:14.299
بعد از چهارمين ملاقاتمون اونو
غسل تعميد دادمش

00:35:14.383 --> 00:35:17.719
و وجودمو يک عشق خاص نسبت به اون گرفت
که نميتونم توصيفش کنم

00:35:29.064 --> 00:35:32.109
بهم گفت که اين اولين بار تو زندگيشه

00:35:32.192 --> 00:35:34.653
که درباره خودش احساسه خوبي ميکنه

00:35:37.364 --> 00:35:41.076
گفت که الان ميتونه زيبائي رو در
همه چيزاي اطرافش ببينه

00:35:42.619 --> 00:35:44.830
از نقاشي کشيدن با رنگ و روغن
لذت ميبره

00:35:45.914 --> 00:35:49.793
و اينکه، اون يکي از نجيب ترين
آدمائيکه من تو عمرم ديدم

00:35:49.877 --> 00:35:51.003
... انگار که

00:35:51.086 --> 00:35:54.047
قبل از اين، هيچوقت قادر به
عشق ورزيدن نبوده

00:35:54.131 --> 00:35:57.926
و انگار يک عشق عميق برادرانه براي من داره

00:36:00.429 --> 00:36:02.848
خدا انگار خودش اونو براي من فرستاده

00:36:05.309 --> 00:36:08.437
<i>لوکاس» ميگه که خدا بهش گفت که»
شروع به اعتراف اعمالش بکنه</i>

00:36:08.520 --> 00:36:09.354
...آه

00:36:09.438 --> 00:36:13.483
بخاطره تابش يه نور به داخل سلولم بود

00:36:14.651 --> 00:36:18.363
حضرت عيسي خودش اومد و ازم خواست
که بهش ايمان بيارم

00:36:19.448 --> 00:36:20.949
تا ناجي شخصي من بشه

00:36:22.034 --> 00:36:24.912
:منم دراومدم گفتم
... نميتونم

00:36:25.787 --> 00:36:28.207
،در حل پرونده ها کمک کنم
چون يادم نميادشون

00:36:28.290 --> 00:36:31.210
:و اون گفت
"اونشو بسپر به من"

00:36:31.710 --> 00:36:35.005
از اون روز به بعد
من جاي جنازه هارو داره يادم مياد

00:36:35.088 --> 00:36:37.841
و کم کم بقيه جزئيات هم همينطور

00:36:40.344 --> 00:36:42.554
<i>...مقامات ميگويند که او بسيار دقيق ميتواند</i>

00:36:42.638 --> 00:36:45.807
<i>اسامي، تاريخ ها، و جزئيات جنايات و
صحنه هاي جرم را بخاطر بياورد</i>

00:36:46.225 --> 00:36:48.977
<i>،لوکاس» بسيار آرام بنظر ميرسيد»
...حتي بعد از همراهيه</i>

00:36:49.061 --> 00:36:50.437
<i>يکي از معاونين به صحنه قتل زني که متهم</i>

00:36:50.520 --> 00:36:53.148
<i>،به کُشتنش بود
يک نخ سيگار روشن کرد</i>

00:36:53.232 --> 00:36:55.984
<i>اينکه بعد از 10-15 سال بتوني مأمورين رو</i>

00:36:56.235 --> 00:37:00.239
<i>،مستقيم ببري سره صحنه جرم
يه جورائي وحشت آوره</i>

00:37:00.656 --> 00:37:03.575
خيلي شواهد وجود داره که باعث ميشه
باور کني که اون قطعاً

00:37:03.659 --> 00:37:04.785
اونجا حضور داشته

00:37:04.868 --> 00:37:07.829
اون همون دريه که ازش اومدم بيرون

00:37:07.913 --> 00:37:09.248
ـ همون جلوئيه ؟
ـ آره

00:37:09.331 --> 00:37:12.626
... خوب يادمه در مورده يه پرونده قتل که

00:37:12.709 --> 00:37:16.713
يه مجله سکسي کناره قرباني پيدا شده بود

00:37:17.506 --> 00:37:19.132
،و اينکه «هنري» قبلش به مأمورا گفته بود

00:37:19.216 --> 00:37:21.885
که مجله رو کنار جسد پيدا ميکنن

00:37:21.969 --> 00:37:25.222
و حتي تاريخ سال و ماه چاپ
مجله رو هم بهشون گفته بود

00:37:28.558 --> 00:37:31.270
<i>فک کنم اين يکي بهتر باشه</i>

00:37:31.645 --> 00:37:34.481
،اگه يکيو کشته باشم
همه کاري که بايد بکنم اينه که

00:37:34.982 --> 00:37:38.068
اونا يه عکس از زمان زنده بودنش
بهم نشون بدن

00:37:38.277 --> 00:37:41.196
تا من عکسو  ببينم و بگم که
اون زنو کُشتم يا نه

00:37:41.280 --> 00:37:44.283
،و اگه کُشته باشم
ميگم چطوري و کجا

00:37:44.866 --> 00:37:45.951
...آه

00:37:46.034 --> 00:37:49.204
اون داره به همه جنايت هاش اعتراف ميکنه

00:37:49.288 --> 00:37:52.708
و جاي جنازه هارو نشون ميده تا
بشه براشون يک خاکسپاري مسيحي انجام داد

00:37:55.585 --> 00:37:58.630
نامه هايي که از طرف خانوادهاي
قرباني هاش دريافت ميکنه

00:37:58.714 --> 00:38:01.341
خيلي اونو احساساتي ميکنن

00:38:01.342 --> 00:38:06.610
[ دست کم بزار که به مقداري آسودگي خاطر برسيم  ]

00:38:06.888 --> 00:38:08.974
در اين دنياي غريب آدمايي هستن

00:38:09.057 --> 00:38:10.684
که عزيزاشونو از دست دادن

00:38:10.767 --> 00:38:12.144
و ميخوان بدونن کي باعثش بوده

00:38:12.978 --> 00:38:15.814
پس من چرا بايد مثل بُزدل ها
خودمو قائم کنم، ها ؟

00:38:15.897 --> 00:38:18.108
خودم ميخوام که اونا بدونن من کيم

00:38:18.567 --> 00:38:21.028
احساس ميکنه که داره به وظيفه
الهيش عمل ميکنه

00:38:21.111 --> 00:38:24.990
و اين براي اولين باره که
احساس آرامش دروني پيدا کرده

00:38:26.908 --> 00:38:29.745
کِلِمي» مشاوره روحيش بود»

00:38:30.037 --> 00:38:32.414
اما در عين حال، براش شام هم ميـپُـخت

00:38:33.332 --> 00:38:35.459
يادمه موقع خوردن يکي از همون شام ها

00:38:36.126 --> 00:38:37.669
من داشتم با «هنري» مصاحبه ميکردم

00:38:38.086 --> 00:38:39.463
و هيچ دستبندي دستش نبود

00:38:39.546 --> 00:38:41.340
کِلِمي» هم داشت براش»
گوشت غذاشو خورد ميکرد

00:38:42.341 --> 00:38:43.467
همينطورم طالبى

00:38:43.550 --> 00:38:44.968
،و بشقاب رو ميداد بهش

00:38:45.052 --> 00:38:47.888
و ما هم اين وسط داشتيم
باهاش مصاحبه ميکرديم

00:38:47.971 --> 00:38:49.598
اون موهاشم براش ميزد

00:38:50.474 --> 00:38:55.228
باورم نميشد که «هنري» در مجاورته
قيچي سلموني نشسته

00:38:55.687 --> 00:38:57.606
و داره به همه ميخنده

00:38:57.689 --> 00:39:00.400
و «کِلِمي» اصن متوجه نبود که اينکارش

00:39:00.484 --> 00:39:02.069
چه قدر ميتونست خطرناک باشه

00:39:05.280 --> 00:39:07.741
اونا يه اجتماع درست کرده بودن

00:39:07.824 --> 00:39:09.493
تقريباً مثل يه خانواده

00:39:12.120 --> 00:39:16.291
«عليء الخصوص کلانتر «بأوتول» و «باب پرينس
هدفشون اين بود که

00:39:16.375 --> 00:39:20.921
محيط خوبي فراهم کنن تا اون به
همکاري کردنش ادامه بده

00:39:21.546 --> 00:39:25.133
ما اعتمادشو بدست آورديم
و نبايد هم از دستش بديم

00:39:25.217 --> 00:39:26.051
...آه

00:39:26.635 --> 00:39:27.636
...اوم

00:39:28.470 --> 00:39:31.348
اگه بهمون اعتماد نکنه
... امکان داره

00:39:31.681 --> 00:39:33.767
...ديگه حرف نزنه يا

00:39:34.267 --> 00:39:37.854
يا حتي، چيزائي بهمون بگه که حقيقت ندارن

00:39:40.732 --> 00:39:44.403
واسه خودش تو «جورج تؤون» برو بيايي داشت

00:39:45.362 --> 00:39:48.281
از ماشين نوشابه ساز واسه
خودش نوشابه ميريخت

00:39:48.990 --> 00:39:51.576
بدون دستبند ول ميچرخيد واسه خودش

00:39:53.620 --> 00:39:55.789
جورج تؤون» مث خونم ميمونه»

00:39:56.748 --> 00:39:59.376
،گفتنش يکم سخته
بالأخره زندونه و اين حرفا

00:39:59.459 --> 00:40:01.211
ولي خونس

00:40:02.379 --> 00:40:04.756
<i>رابطه ايست دوستانه و راحت</i>

00:40:04.840 --> 00:40:06.425
<i>بين پليس و قاتل</i>

00:40:07.175 --> 00:40:09.428
خيلي باهم دوستانه هستيم

00:40:09.511 --> 00:40:13.014
با «باب» ميگيم و ميخنديم

00:40:13.098 --> 00:40:16.143
با کلانتر و رنجر «کِليتون اسميت» هم همينطور

00:40:17.144 --> 00:40:19.771
هنري» خيلي خوشحال بود»

00:40:20.522 --> 00:40:22.149
از اينکه تو زنداني هست

00:40:22.941 --> 00:40:24.985
که باهاش مثل يه قاتل رفتار نميکنند

00:40:25.402 --> 00:40:28.655
بلکه مانند يه دوست و يه همکار باهاش برخورد ميشه

00:40:29.573 --> 00:40:30.407
...اينطور

00:40:30.657 --> 00:40:33.827
احساس ميکرد که

00:40:34.244 --> 00:40:36.830
... کمکش در حل پروندها

00:40:36.913 --> 00:40:39.249
همون چيزيه که خانواده ها ازش توقع دارن

00:40:40.125 --> 00:40:42.794
من همون کاري رو ميکردم
که الان دارم ميکنم

00:40:42.878 --> 00:40:46.047
،کمک به حل پرونده ها
ميدوني که ؟

00:40:47.007 --> 00:40:50.802
چون کسي ديگه به غير از
من نميتونه اينکارو بکنه

00:40:52.137 --> 00:40:56.349
،«از همون اولين صحبتهام با «هنري
...فهميدم که

00:40:57.058 --> 00:40:58.268
يه جاي کار ميلنگه

00:40:58.351 --> 00:40:59.186
...آه

00:40:59.978 --> 00:41:01.229
صدها نفر

00:41:01.313 --> 00:41:03.440
:يکي از ژاپنيها گفت

00:41:04.399 --> 00:41:06.568
"تو همه جا بودي پس"
... و اون گفت

00:41:06.902 --> 00:41:08.278
گفت: بـعـله

00:41:08.945 --> 00:41:10.864
"چندتا هم تو کشور شما کُشتم"

00:41:13.283 --> 00:41:15.160
پليس دستگيرت ميکنه اونجا

00:41:16.411 --> 00:41:18.205
چون کشور خيلي کوچيکيه

00:41:18.288 --> 00:41:19.498
شرط ميبندي ؟

00:41:25.003 --> 00:41:27.172
تو کشوره شما هم بودم

00:41:27.255 --> 00:41:29.883
:يکي ازش پرسيد
"خب چطوري رفتي اونجا ؟"

00:41:30.634 --> 00:41:32.636
:اونم گفت
"معلومه، با ماشين"

00:41:33.345 --> 00:41:35.263
ـ به کجا !؟
ـ به ژاپن

00:41:43.980 --> 00:41:46.691
واحد عمليات خيلي خوب داشت کار ميکرد

00:41:49.152 --> 00:41:52.239
،بأوتول» خيلي هيجان داشت»
...ميخواست همه بدونن که

00:41:53.031 --> 00:41:56.952
...اين واحد عمليات تو زندونش

00:41:57.285 --> 00:41:59.663
داره همه پرونده هارو حل ميکنه

00:42:00.830 --> 00:42:04.626
،بزار روراست باشيم
همه ميخوان پرونده هاي قتل حل شه

00:42:06.711 --> 00:42:08.838
خانواده ها راضي بودن

00:42:09.172 --> 00:42:12.384
،ميدوني
يکي از عزيزات کُشته شه

00:42:13.051 --> 00:42:15.011
معلومه که ميخواي مُسببش پيدا بشه

00:42:16.429 --> 00:42:18.139
و خيلي هاشونم تونستن راحت تر بخوابن

00:42:18.807 --> 00:42:22.227
چون خيال ميکردن که مسبب رو پيدا کردن

00:42:23.645 --> 00:42:25.564
اين يه آدم بده

00:42:26.481 --> 00:42:29.526
نمونه بارزه يه قاتل سريالي

00:42:34.030 --> 00:42:39.119
با اينحال، من طي اين سالها با
کُلي قاتل مصاحبه انجام دادم

00:42:39.869 --> 00:42:41.037
... و اين

00:42:41.705 --> 00:42:43.748
و اين يکي زيادي غيره عادي بود

00:42:45.500 --> 00:42:46.876
ـ خيلي ممنون
ـ مرسي

00:42:46.960 --> 00:42:50.964
،ميدونستم چطور سؤال کنم
جزئيات رو چک کنم

00:42:55.719 --> 00:42:58.138
،وقتي بغير از من و «هنري» کسي اونجا نبود

00:42:58.513 --> 00:43:01.308
:ميگفت
"راستش من اون کارهارو انجام ندادم"

00:43:02.892 --> 00:43:04.644
:ميگفت
"دارم از خودم درميارم"

00:43:05.186 --> 00:43:06.563
"بعداً ميبينمت"

00:43:11.867 --> 00:43:20.529
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.