﻿WEBVTT

00:00:15.970 --> 00:00:20.350
‫حالا می‌تونم ببینمش.
‫اونجا پایگاه اسپس‌‍ه.

00:00:20.350 --> 00:00:23.600
‫جایی که میگی اون دختره آلیشیا اونجاست...

00:00:23.600 --> 00:00:29.730
‫اهدافمون مشخص و شفافن:
‫شکست دادن هل و نجات دادن آلیشیا.

00:00:29.730 --> 00:00:31.940
،پنجمین قلبی که اون به عنوان جک قصاب بدست آورده

00:00:31.940 --> 00:00:36.360
‫تا الان تقریبا از بین رفته و دیگه کار نمی‌کنه.

00:00:36.360 --> 00:00:39.740
‫خلاصه‌ش، این بهترین فرصت‌مونه.

00:00:39.740 --> 00:00:44.750
‫سه سال بعد از شروع مبارزه‌مون با اسپس... بالاخره...

00:00:44.750 --> 00:00:49.040
دستیار... لازمه سرت رو یه دستی بکشم؟

00:00:49.040 --> 00:00:52.210
از کجا به این رسیدی؟

00:00:52.210 --> 00:00:55.130
‫خانم، من می‌ترسم.

00:00:55.130 --> 00:00:58.090
‫تو واقعا دمدمی‌مزاجی.

00:00:55.130 --> 00:00:58.090
‫مترجم: دمدمی‌مزاج لزوما به معنی خشمگین بودن نیست و اینجا یعنی کسی که در هر لحظه رفتار متفاوتی داره.

00:00:58.090 --> 00:00:59.340
ازم می‌خوای اینطور نباشم؟

00:00:59.340 --> 00:01:02.970
احمق نباش. چطور می‌تونم همچین کار خجالت‌آوری رو انجام بدم؟

00:01:02.990 --> 00:01:05.990
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:06.350 --> 00:01:09.190
‫همف. جامو میدم بهت.

00:01:10.980 --> 00:01:13.110
‫بیا.

00:01:13.110 --> 00:01:16.190
‫این ژست برای پیشنهاد مالیدن سر، زیادی نمایشی‌‍ه.

00:01:16.190 --> 00:01:18.990
‫وقت کمی برامون مونده،
‫برای همین به فکرم رسید بغلت کنم.

00:01:18.990 --> 00:01:23.240
‫سعی نکن قفسه‌ی سینه‌ت رو به یه پسر فشار بدی که انگار یه چیز عادیه.

00:01:23.240 --> 00:01:25.990
‫کیمی، تو روش خاصی برای ابراز کردن داری.

00:01:25.990 --> 00:01:30.080
‫خیلی‌خب، باشه. پس یه موقع دیگه.

00:01:30.080 --> 00:01:32.750
‫فکر نکنم همچین موقعی برسه.

00:01:38.300 --> 00:01:43.510
‫میگم، اون‌موقع باید وقتی فرصتش رو داشتی،
‫اون بغل رو از خانم قبول می‌کردی.

00:01:43.510 --> 00:01:47.060
احمقانه‌ست. فکر می‌کنی من می‌تونستم همچین کار رقت‌انگیزی بکنم؟

00:01:47.060 --> 00:01:51.600
‫اگه به این لجباز بودنت برای همیشه ادامه بدی،
‫بعدا حسرتش رو می‌خوری،

00:01:51.600 --> 00:01:54.520
‫چون تو هیچ‌کسی رو غیر از خانم نداری.

00:01:54.520 --> 00:01:59.400
اینطور ن‍... و بعلاوه، سیستا هم غیر از من کسی رو نداره، مگه نه؟

00:01:59.400 --> 00:02:00.780
‫نه.

00:02:02.240 --> 00:02:05.580
‫خانم هیچ‌کسی رو غیر از تو نداره.

00:02:12.060 --> 00:02:16.150
‫از روزی که

00:02:12.060 --> 00:02:16.150
‫تو

00:02:12.060 --> 00:02:16.150
‫را دیدم

00:02:12.270 --> 00:02:16.150
kimi wo miteta ano hi kara

00:02:12.270 --> 00:02:16.150
君を見てたあの日から

00:02:16.150 --> 00:02:22.320
‫احساس می‌کنم

00:02:16.150 --> 00:02:22.320
‫انگار همه‌چیز تغییر کرده است

00:02:16.150 --> 00:02:22.320
subete ga kawaru youna ki ga shitanda

00:02:16.150 --> 00:02:22.320
すべてが変わるような気がしたんだ

00:02:32.580 --> 00:02:36.540
‫مثل اینکه تا الان داشتم

00:02:32.580 --> 00:02:36.540
‫رویا می‌دیدم

00:02:32.580 --> 00:02:36.540
yume wo miteta ki ga shita

00:02:32.580 --> 00:02:36.540
夢を見てた気がした

00:02:36.540 --> 00:02:42.590
‫حالا

00:02:36.540 --> 00:02:42.590
‫دیگه نمی‌تونم

00:02:36.540 --> 00:02:42.590
‫اون صداپاها رو بشنوم

00:02:36.540 --> 00:02:42.590
ima ja mou kikoenai ashioto de

00:02:36.540 --> 00:02:42.590
今じゃあもう聞こえない足音で

00:02:42.590 --> 00:02:46.550
‫چشمانم را

00:02:42.590 --> 00:02:46.550
‫باز می‌کنم

00:02:42.590 --> 00:02:46.550
‫و همانگونه است

00:02:42.590 --> 00:02:46.550
me wo tokereba itsumo to

00:02:42.590 --> 00:02:46.550
目を開ければいつもと

00:02:46.550 --> 00:02:52.100
‫من همیشگی،

00:02:46.550 --> 00:02:52.100
‫همیشه

00:02:46.550 --> 00:02:52.100
‫منتظرت بوده‌ام

00:02:46.550 --> 00:02:52.100
onaji tada hitori kitai shiteita

00:02:46.550 --> 00:02:52.100
同じただ一人期待していた

00:02:52.100 --> 00:02:56.060
‫کلماتی که نتونستم به تو

00:02:52.100 --> 00:02:56.060
‫بگویم

00:02:52.100 --> 00:02:56.060
nee, kimi ni ienakatta koto

00:02:52.100 --> 00:02:56.060
ねぇ、君に言えなかったこと

00:02:56.060 --> 00:03:01.530
‫هنوز در من

00:02:56.060 --> 00:03:01.530
‫حبس شده‌اند

00:02:56.060 --> 00:03:01.530
ima mou tojikometeru

00:02:56.060 --> 00:03:01.530
今もう閉じこめてる

00:03:01.990 --> 00:03:04.410
‫توی این

00:03:01.990 --> 00:03:04.410
‫دنیا

00:03:01.990 --> 00:03:04.410
‫ما چیز‌هایی رو

00:03:01.990 --> 00:03:04.410
ano sekai de mitsuketa

00:03:01.990 --> 00:03:04.410
あの世界で見つけた

00:03:04.410 --> 00:03:06.910
taisetsuna nanika wo

00:03:04.490 --> 00:03:06.910
‫برای خودمون

00:03:04.490 --> 00:03:06.910
‫ارزشمند

00:03:04.490 --> 00:03:06.910
‫پیدا کردیم

00:03:04.490 --> 00:03:06.910
大切な何かを

00:03:06.910 --> 00:03:11.660
‫که این قلب همیشه

00:03:06.910 --> 00:03:11.660
‫به دنبالشه

00:03:06.910 --> 00:03:11.660
kono kokoro wa sagashi motometeru

00:03:06.910 --> 00:03:11.660
この心は探し求めてる

00:03:11.660 --> 00:03:14.500
‫هی،

00:03:11.660 --> 00:03:14.500
‫تا ابد

00:03:11.660 --> 00:03:14.500
‫اینجا با تو

00:03:11.660 --> 00:03:14.500
nee, zutto kokode kimi to

00:03:11.660 --> 00:03:14.500
ねぇ、ずっとここで君と

00:03:14.500 --> 00:03:17.340
‫ما می‌تونیم

00:03:14.500 --> 00:03:17.340
‫لبخند بزنیم

00:03:14.500 --> 00:03:17.340
waratte irareru youni

00:03:14.500 --> 00:03:17.340
笑っていられるように

00:03:17.380 --> 00:03:21.090
‫این رو بهت

00:03:17.380 --> 00:03:21.090
‫قول می‌دم

00:03:17.380 --> 00:03:21.090
yakusoku wo suru yo

00:03:17.380 --> 00:03:21.090
約束をするよ

00:03:22.340 --> 00:03:25.140
‫این لحظه در طول زمان

00:03:22.340 --> 00:03:25.140
‫سرریز می‌شه

00:03:22.340 --> 00:03:25.140
toki wo koete ima

00:03:22.340 --> 00:03:25.140
時を超えて今

00:03:41.050 --> 00:03:44.970 line:20%
قسمت 9
اسپس

00:03:47.970 --> 00:03:50.310
‫هیچ‌کس اینجا نیست.

00:03:50.310 --> 00:03:54.140
‫منو باش که از نظر ذهنی واسه دستِ کم دو یا سه تا درگیری آماده شده بودم.

00:04:07.450 --> 00:04:08.780
چی-؟

00:04:15.790 --> 00:04:19.630
اینا چین؟ جسدن؟

00:04:27.680 --> 00:04:31.680
‫کربروس؟ نه، تو-

00:04:31.680 --> 00:04:35.640
‫براتون متاسفم، من هل نیستم.

00:04:39.690 --> 00:04:41.150
کوموری؟

00:04:41.150 --> 00:04:46.610
‫همینه، عکس‌العمل فوق‌العاده‌ایه!
‫ولی من کوموری هم نیستم.

00:04:46.610 --> 00:04:48.950
پس تو کی هستی؟

00:04:51.370 --> 00:04:53.910
‫من والدم.

00:04:51.370 --> 00:04:53.910
‫مترجم: والد مخفف «والدین».

00:04:53.910 --> 00:04:56.620
‫نکنه تو...

00:04:56.620 --> 00:05:01.380
‫والدی که واسه تفریح بچه‌هاش رو می‌کشه-
‫این جور تفکرات متعلق به یه هیولائه.

00:05:01.380 --> 00:05:08.430
‫نه. من نه یه آدمم، نه یه هیولا. من «بذر»ام.

00:05:08.430 --> 00:05:11.760
‫من یه نوع از زندگی گیاهی‌ام که از فضا به این کهکشان فرار کردم.

00:05:11.760 --> 00:05:13.100
چی؟

00:05:13.100 --> 00:05:15.020
‫با اینکه میگم «گیاه»،

00:05:15.020 --> 00:05:19.100
‫فقط بخاطر اینه که دارم سعی می‌کنم خودمون رو توی
‫دسته‌بندی که شما انسان‌ها تعریف‌شون می‌کنین جا بدم.

00:05:19.100 --> 00:05:21.440
بیخیال، شوخیت گرفته؟

00:05:21.440 --> 00:05:26.110
تمام این مدت داشتیم با چی مبارزه می‌کردیم؟

00:05:26.110 --> 00:05:28.820
هدف تو چیه؟

00:05:28.820 --> 00:05:33.830
جوابشو بده، بذر. چرا اسپس داره کار های تروریستی انجام میده؟

00:05:34.910 --> 00:05:37.450
‫بخاطر زنده‌موندن.

00:05:38.790 --> 00:05:45.630
‫هدف ما اینه که این سیاره رو با «بذر‌ها» بپوشونیم. فقط همین.

00:05:49.170 --> 00:05:55.680
‫اساسی‌ترین میل موجودات زنده اینه که فرزند بجا بذارن.

00:05:55.680 --> 00:06:01.770
‫امیدوارم توی همچین کلون‌های زایشی، بذر من شکوفا بشه.

00:06:01.770 --> 00:06:06.400
فکر می‌کنی این هدف باعث میشه کشتن انسان‌های بیگناه مشکلی نداشته باشه؟

00:06:06.400 --> 00:06:09.190
‫مشکل نابود کردن یه گونه‌ی بیگانه...

00:06:09.190 --> 00:06:13.070
که جلوی پخش بذر ما رو می‌گیره چیه؟

00:06:13.070 --> 00:06:15.740
‫شما گونه‌های بیگانه هستین!

00:06:18.000 --> 00:06:19.160
چی-؟

00:06:23.710 --> 00:06:30.170
‫«بذر‌ها»ی برادران کشته‌شده‌ی من، اینجا توسط اون جذب شدن.

00:06:30.170 --> 00:06:33.430
منظورت هل‌‍ه؟ اون کجاست؟

00:06:33.430 --> 00:06:39.600
اون اینجا نیست، که یعنی فقط یه جای معقول دیگه می‌تونه باشه، مگه نه؟

00:06:39.600 --> 00:06:41.730
‫کیمیزوکا، خانم!

00:06:41.730 --> 00:06:44.900
‫باشه، فهمیدم. عجله کن!

00:06:55.120 --> 00:06:59.200
‫انگار من هم قراره خوش بگذرونم.

00:06:59.200 --> 00:07:02.370
‫غیرممکنه... کملئون!

00:07:11.050 --> 00:07:12.590
‫کیمیزوکا!

00:07:16.300 --> 00:07:18.810
‫یه روزی بذار پشتت سواری کنم.

00:07:25.810 --> 00:07:31.570
‫اون-کملئون- گفت من «هم» قراره خوش‌بگذرونم. که یعنی...

00:07:31.570 --> 00:07:32.940
‫لعنت.

00:07:45.870 --> 00:07:47.500
‫سیستا!

00:07:49.710 --> 00:07:51.670
‫مسخره‌بازی رو تموم کن!

00:07:51.670 --> 00:07:55.680
‫قول دادی بدون اینکه هیچ حرفی بهمون بزنی نمیری و نمی‌میری!

00:07:55.680 --> 00:07:57.050
مگه نه؟

00:08:01.560 --> 00:08:03.810
‫منو ببخش.

00:08:07.560 --> 00:08:11.820
‫کیمی، هیچ‌وقت توقع نداشتم بیای اینجا.

00:08:14.820 --> 00:08:18.070
‫چه آشفته‌بازاری. نقشه‌ام اشتباه پیش رفت.

00:08:18.070 --> 00:08:23.540
‫دلیل اصلی‌ش باید به این خاطر باشه که عشقت نسبت به من
‫بیشتر از چیزیه که توقع داشتم.

00:08:23.540 --> 00:08:28.040
‫راستی، کیمی، انجام کمک‌های اولیه موردی نداره،

00:08:28.040 --> 00:08:32.800
‫ولی مسلما، اینکه بررسی کنی فرد خودش داره نفس می‌کشه یا نه ارجح‌تره.

00:08:32.800 --> 00:08:36.220
تو... پس قلبت قبل از اینکه من شروع کنم داشت می‌زد؟

00:08:36.220 --> 00:08:38.510
‫نه، نمی‌زد، ولی-

00:08:38.510 --> 00:08:40.680
وایساده بود؟

00:08:40.680 --> 00:08:43.970
‫یجورایی حس کردم که از کملئون عقبم.

00:08:43.970 --> 00:08:47.770
‫از اونجایی که به نظر دردسر میومد، قلبم رو
‫متوقف کردم و نقش مرده‌ رو بازی می‌کردم.

00:08:47.770 --> 00:08:51.230
قلبت رو... متوقف کردی؟

00:08:55.780 --> 00:08:58.030
‫تازه الان دارم بعد از سه سال با هم بودن می‌پرسم،

00:08:58.030 --> 00:09:00.280
ولی تو دقیقا چجوری آدمی هستی؟

00:09:00.280 --> 00:09:02.240
ها؟

00:09:02.240 --> 00:09:07.120
،نکنه بخاطر اینکه فهمیدی من خوبم
 خیالت راحت شد و زانوهات شل شدن؟

00:09:08.250 --> 00:09:11.080
می‌تونم همین الان احساسات واقعی‌ام رو بهت بگم؟

00:09:11.080 --> 00:09:14.960
‫نه! نگو! نمی‌شنوم!

00:09:14.960 --> 00:09:17.800
‫بنظرم تو خیلی نازی.

00:09:17.800 --> 00:09:20.550
‫اه! اصلا نمی‌شنوم!

00:09:20.550 --> 00:09:23.890
چیکار کنم... نکنه آخرش باید سرت رو یه دستی بکشم؟

00:09:23.890 --> 00:09:25.770
‫کاملا مخالفم!

00:09:25.770 --> 00:09:26.810
باید بغلت کنم؟

00:09:26.810 --> 00:09:28.730
‫فکرشم نکن.

00:09:28.730 --> 00:09:31.440
،یا به قول خودت
قفسه‌ی سینه‌ام رو بهت فشار بدم؟

00:09:31.440 --> 00:09:35.650
‫هیچ‌وقت سعی نکن همچین کاری رو خیلی عادی با یه پسر دیگه انجام بدی!

00:09:35.650 --> 00:09:39.150
‫اه، ولی تو یکم پیش به قفسه‌ی سینه‌ام دست زدی.

00:09:39.150 --> 00:09:40.820
‫مسخره‌بازی در نیار.

00:09:40.820 --> 00:09:46.580
‫سیستا، تو وارد زندگی‌ام شدی تا منو بکشی، مگه نه؟ واسه تفریح، همینه.

00:09:46.580 --> 00:09:49.960
‫کیمی، اذیت کردن تو واقعا لذت‌بخشه.

00:09:52.130 --> 00:09:54.750
‫واقعا لذت‌بخش بود.

00:09:56.590 --> 00:09:58.470
‫سیستا...

00:09:59.970 --> 00:10:04.720
.‫شاید بهتره یه بارم که شده، منو با چسبوندنم به سینه‌ت آروم کنی

00:10:07.350 --> 00:10:11.810
‫اگه زنده‌ موندیم و بتونیم همو بیرون از این جزیره دوباره ببینیم. خب...

00:10:15.360 --> 00:10:18.150
تو کدومشون هستی؟

00:10:19.190 --> 00:10:23.370
‫فکر کنم اگه ظاهرم رو ببینی بتونی بگی.

00:10:23.370 --> 00:10:25.160
‫هل.

00:10:26.830 --> 00:10:29.830
‫پس بنظر می‌تونیم تو رو کاملا بهبودیافته درنظر بگیریم.

00:10:29.830 --> 00:10:34.460
‫همینطوره، به لطف پدر. این بار-

00:10:34.460 --> 00:10:35.880
‫شکستت میدم.

00:10:35.880 --> 00:10:36.880
ها؟

00:10:36.880 --> 00:10:41.720
‫و بدون شک،
‫آرزوی آلیشیا رو برآورده می‌کنم.

00:10:41.720 --> 00:10:48.350
.نه، بدون شک تو کسی هستی که قراره اینجا بمیره
.تو نمی‌تونی اون دختره رو نجات بدی

00:11:01.780 --> 00:11:03.910
.اونقدری درمونده شدید که میشه تا دِلت بخواد، بهش خندید

00:11:03.910 --> 00:11:07.200
یعنی تا این حد مشتاق برگردوندن بانو هستین؟

00:11:07.200 --> 00:11:09.330
بانو؟

00:11:09.330 --> 00:11:10.870
مگه تا الان نفهمیدی؟

00:11:10.870 --> 00:11:16.210
.این بدن نسبت به بقیه‌ی رهبرهای اسپس، به طور متفاوت‌تری ساخته شده

00:11:16.210 --> 00:11:21.970
.در اصل فقط بدن یه آدم ساده بوده
...اما به خاطر خصوصیات این بدن

00:11:21.970 --> 00:11:24.590
...آزمایش‌های متنوعی روش انجام شدن

00:11:24.590 --> 00:11:29.310
.درد، گرما، درد، گرما و... یا عذاب‌های بیشتر

00:11:29.310 --> 00:11:33.980
.اینطور که به نظر می‌رسه، بانو آزمایشات خیلی دردآوری رو پشت سر گذاشته

00:11:33.980 --> 00:11:37.730
...اما یه روز، وقتی دیگه نمی‌تونست این درد رو تحمل کنه

00:11:37.730 --> 00:11:41.110
.بانو منو به وجود آورد ...

00:11:41.110 --> 00:11:43.490
.پس داستان از این قراره

00:11:43.490 --> 00:11:46.910
...دومین شخصیتی که دور از چشم بقیه، داخل آلیشیا شکل گرفت

00:11:46.910 --> 00:11:50.870
زمانی که دیگه نمی‌تونست این درد و ناراحتی
 .رو تحمل کنه... این چیزیه که هل ازش به وجود اومده

00:11:50.870 --> 00:11:57.670
.یه طرف با سختی و طرف دیگه با ناراحتی و غم بود
.این شیوه‌ای بود که باهاش زندگی می‌کردیم

00:11:57.670 --> 00:12:04.130
خب در این صورت، همین الان به درد
 .و ناراحتی‌هایی که داخل تو هستن، پایان میدم

00:12:11.560 --> 00:12:13.770
...کیمی...زوکا

00:12:13.770 --> 00:12:14.690
!آلیشیا

00:12:14.690 --> 00:12:16.020
.این کارو نکن

00:12:19.730 --> 00:12:25.030
،اگه به سر یا قلبم شلیک کرده بودی
 .می‌تونستی برنده‌ی این مبارزه بشی

00:12:25.030 --> 00:12:27.990
.پس بانو تا این حد براتون اهمیّت داره

00:12:27.990 --> 00:12:33.410
.اما همچین آدم‌های دل‌رحمی نمی‌تونن از پس من بربیان

00:12:46.050 --> 00:12:48.010
اون دیگه چیه؟

00:12:48.010 --> 00:12:50.260
.خب، ما دیگه الان توی قلمروی دشمن هستیم

00:12:50.260 --> 00:12:54.520
.که اینطور. پس داری میگی که انتظار همچین چیزی رو هم داشتی

00:12:54.520 --> 00:12:57.890
!این دفعه دیگه حسابِت رو می‌رسم

00:13:14.200 --> 00:13:16.080
.دستیار، تو دست و پا نباش

00:13:16.080 --> 00:13:18.250
.چرند نگو ببینم

00:13:31.720 --> 00:13:35.140
.دیگه این دفعه، می‌کُشمت

00:13:35.140 --> 00:13:37.770
!و مأموریتم به عنوان عضوی از اسپس رو کامل می‌کنم

00:13:37.770 --> 00:13:40.900
.ها، پس یه دروغ بوده

00:13:43.480 --> 00:13:47.780
چی دروغ بوده؟ چیو در مورد من فکر می‌کنی که یه دروغ بوده؟

00:13:47.780 --> 00:13:49.740
،که کاملاً یه موجود جدید باشی

00:13:49.740 --> 00:13:53.990
که توسط غریزه‌های آلیشیا برای فرار
 .از درد و سختی، خلق شده باشی

00:13:53.990 --> 00:13:58.660
کسی که برای اولین بار تونست نظر اسپس رو جلب کنه
.و این توانایی‌ها رو به دست بیاره، آلیشیا بوده

00:13:58.660 --> 00:14:06.300
پس تو از روی ناچاری می‌خواستی خودت رو
 .به اسپس نزدیک کنی، تو فقط یه حیله‌گری

00:14:12.760 --> 00:14:16.890
چرا باید همچین کاری رو بکنم؟

00:14:16.890 --> 00:14:20.140
پس چرا من خودم رو به طور کامل وقف اسپس کردم؟

00:14:20.140 --> 00:14:25.520
شاید چون که می‌خواستی یکی تو رو
 .دوست داشته باشه... یکی مثل یه پدر

00:14:25.520 --> 00:14:31.360
.تو فقط دنبال پدری بودی که تو رو دوست داشته باشه
.دنبال کسی بودی تا تو رو قبول داشته باشه

00:14:31.360 --> 00:14:32.490
.فقط همین

00:14:32.490 --> 00:14:37.240
!اشتباه می‌کنی! اشتباه می‌کنی

00:14:40.290 --> 00:14:46.670
،همین چند لحظه پیش که باعث بروز شخصیت آلیشیا شدی
 .با این کار فقط می‌خواستی که اونو زجر بدی

00:14:46.670 --> 00:14:50.720
.به خاطر اینکه تو به آلیشیا حسادت می‌کردی

00:14:50.720 --> 00:14:51.970
چی داری میگی؟

00:14:51.970 --> 00:14:54.430
.تا اونجایی که می‌تونستی رنج و دردهای زیادی رو به خودت تحمیل کردی

00:14:54.430 --> 00:14:58.600
اما با این حال، از آلیشیا به خاطر اینکه آدم‌هایی
 ...مثل من و دستیار رو دور و برش داشت، متنفر بودی

00:14:58.600 --> 00:15:02.440
.ازش متنفر بودی و بهش حسادت می‌کردی

00:15:02.440 --> 00:15:04.060
!اشتباه می‌کنی

00:15:04.060 --> 00:15:07.150
!اشتباه می‌کنی! اشتباه می‌کنی! اشتباه می‌کنی

00:15:07.150 --> 00:15:12.030
من اشتباهی نمی‌کنم. تو فقط می‌خواستی که
 .بقیه تو رو دوست داشته باشن. می‌خواستی که باهات باشن

00:15:12.030 --> 00:15:16.490
!خفه شو! همدیگه رو بُکشید

00:15:21.040 --> 00:15:25.080
.سیستا، قرار نیست بمیری

00:15:25.080 --> 00:15:28.250
.دستیار، تو هم همینطور

00:15:30.960 --> 00:15:32.420
ها؟

00:15:39.260 --> 00:15:41.310
چطور آخه؟

00:15:41.310 --> 00:15:48.770
.خیلی ساده‌ـست. چون من بیشتر از بقیه یا حتّی خودم، به دستیار اعتماد دارم

00:15:48.770 --> 00:15:55.070
.ما بیشتر از خودمون، به همدیگه اعتماد داریم
 .فقط همین رو میشه راجع به این موضوع گفت

00:15:55.070 --> 00:15:57.620
این دیگه یعنی چی؟

00:15:57.620 --> 00:16:00.740
،یعنی دارید می‌گید که به خاطر همچین چیزی
 قدرت من روی شماها کار نکرد؟

00:16:00.740 --> 00:16:03.120
فکر نمی‌کنید یکم زیادی دیگه این مسئله رو ساده فرض کردین؟

00:16:03.120 --> 00:16:05.670
.ازت می‌خوام که حداقل بهش به عنوان یه رابطه‌ی احساسی نگاه کنی

00:16:05.670 --> 00:16:10.340
...یه رابطه‌ی احساسی؟ آخه چطور
چطور همچین چیزی می‌تونه...؟

00:16:10.340 --> 00:16:14.340
.هِل، لازم نیست که از یه چیزی مثل کتاب مقدس پیروی کنی

00:16:14.340 --> 00:16:17.260
.لازم هم نیست که آدم‌های بیشتری رو به خاطرش بُکشی

00:16:17.260 --> 00:16:20.220
حتّی بدون انجام دادن این کارها هم می‌تونی
 .آدم‌هایی رو اطراف خودت داشته باشی

00:16:20.220 --> 00:16:24.430
.رابطه‌های احساسی خودشون به وجود میان
...پس لازم نیست که به خودت فشار بیاری

00:16:24.430 --> 00:16:26.400
.تا از دستورات یه نفر... یه بذر اطاعت کنی

00:16:26.400 --> 00:16:28.560
!این حرفای خودته

00:16:28.560 --> 00:16:31.110
.من نمی‌تونم شکست بخورم

00:16:31.110 --> 00:16:34.820
.اقرار می‌کنم که واقعاً می‌خواستم بقیه منو دوست داشته باشن

00:16:34.820 --> 00:16:36.990
.می‌خواستم که بهم نیاز داشته باشن

00:16:36.990 --> 00:16:40.200
می‌خواستم یکی اینو درک کنه
 .که به وجود اومدنِ من بی معنی نبوده

00:16:40.200 --> 00:16:44.450
.امّا منظورم هر کسی نیست

00:16:44.450 --> 00:16:50.290
،من فقط به خاطر پدر دارم زندگی می‌کنم
 .می‌جنگم و این دنیا رو به خاک سیاه می‌شونم

00:16:50.290 --> 00:16:54.010
.این چیزیه که غریزه‌هام منو به سمتش هدایت می‌کنن

00:16:54.010 --> 00:16:58.590
خیلی خب، حالا میشه یه بار برای همیشه اینو تموم کنیم؟

00:16:58.590 --> 00:17:00.970
.بیا همین‌جا تمومش کنیم

00:17:08.400 --> 00:17:10.400
الان چی؟

00:17:21.780 --> 00:17:23.290
!دستیار

00:17:41.350 --> 00:17:43.060
...خانم

00:17:57.400 --> 00:18:03.240
این الان باید توی آزمایشگاه زندانی شده باشه؛
 یعنی بوی غذا اونو تا اینجا  آورده؟

00:18:09.160 --> 00:18:10.580
!سیستا

00:18:14.000 --> 00:18:18.260
.می‌خوام برای چند لحظه از جات تکون نخوری

00:18:22.340 --> 00:18:25.180
.یکم زیادی خون از دست دادم

00:18:30.390 --> 00:18:34.230
...بهتره که اینو با یه چیز تازه‌تر عوض کنم

00:18:38.360 --> 00:18:44.910
،این کارو نکن! اگه دنبال یه قلب می‌گردی
...بیا مال منو بردار! فقط مال اونو

00:18:44.910 --> 00:18:47.700
!به قلب سیستا دست نزن

00:18:47.700 --> 00:18:52.830
.بهت که گفتم... قراره یه روزی همکارم بشی

00:18:52.830 --> 00:18:57.630
پس باید تو رو زنده نگه داریم. مگه نه؟

00:19:03.300 --> 00:19:07.970
.من قلب کارآگاه افسانه‌ای رو برای خودم برمی‌دارم

00:19:10.390 --> 00:19:15.480
.بالأخره، قلبی که شایسته‌ی این بدن باشه رو پیدا کردم

00:19:15.480 --> 00:19:18.150
...با این، پدر حتماً قراره

00:19:20.610 --> 00:19:22.490
.برِش گردون

00:19:25.370 --> 00:19:30.950
.اون قلب فقط متعلق به سیستاـست
!باید برِش گردونی

00:19:30.950 --> 00:19:35.750
.اصلاً نمیشه این درخواست رو قبول کرد
.این قلب الان متعلق به خودم‌ـه

00:19:35.750 --> 00:19:39.130
!دست‌های کثیفت رو به سیستا نزن

00:19:41.550 --> 00:19:44.550
.دست‌هات قرار نیست بهم برسن

00:19:49.850 --> 00:19:52.350
این همه خشم و ناراحتی از کجا داره سرازیر میشه؟

00:19:52.350 --> 00:19:56.900
دلیل اون رابطه‌ی احساسی که شما
 دوتا داشتین راجع بهش حرف میزدید، چی بود؟

00:19:56.900 --> 00:20:00.780
اصلاً تو براش چه معنایی داشتی؟

00:20:02.990 --> 00:20:07.990
سوألی که هل ازم پرسید هیچ اهمیتی نداشت؛
...خودم کل این مدت داشتم راجع بهش فکر می‌کردم

00:20:07.990 --> 00:20:15.170
اصلاً من برای سیستا چه معنایی داشتم؟
براش چه اهمیتی داشتم؟

00:20:15.170 --> 00:20:16.580
...اما بازم

00:20:18.250 --> 00:20:21.460
.توی این لحظه، هیچ‌وقت نمی‌تونم به جواب برسم ...

00:20:25.970 --> 00:20:32.810
با این حال... از روزی که برای اولین بار
،توی ارتفاع 10,000 متری از زمین  همدیگه رو دیدیم

00:20:32.810 --> 00:20:36.310
.ما سفرِمون رو تا سه سال دیگه همینطوری ادامه دادیم

00:20:36.310 --> 00:20:39.060
...در طول اون زمان، که اصلاً نمیشه روزهای آرومی بهشون گفت

00:20:39.060 --> 00:20:41.110
.دفعات خیلی زیادی جونم به خطر افتاد ...

00:20:41.110 --> 00:20:45.780
،باهام مثل احمق‌ها رفتار می‌شد
.و توی موقعیت‌های واقعاً مضحکی قرار می‌گرفتم

00:20:45.780 --> 00:20:52.490
اما با این حال، در میان اون هزار دردسری
 .که متحمل شدم، تونستم که 10,000 بار بخندم

00:20:52.490 --> 00:20:55.210
.تونستم که این لبخندها رو با سیستا شریک بشم

00:20:58.670 --> 00:21:03.880
الانم داری می‌پرسی که رابطه‌ی بین من و سیستا، چه جور رابطه‌ای بوده؟

00:21:03.880 --> 00:21:09.050
می‌پرسی که راجع به سیستا چه فکری می‌کنم؟

00:21:09.050 --> 00:21:12.470
.اینو از همون اول، بدون هیچ شکی می‌دونستم

00:21:12.470 --> 00:21:16.850
!اون مهم‌ترین چیزی بود که توی کل این دنیا داشتم

00:21:16.870 --> 00:21:26.870
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:27.150 --> 00:21:29.990
...چی

00:21:30.010 --> 00:21:42.010
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:47.050 --> 00:21:51.140
...سیـ...ستا

00:22:12.160 --> 00:22:14.080
الان چه اتفاقی افتاد؟

00:22:15.470 --> 00:22:20.770
目覚めた時そこにあなたがいて

00:22:15.470 --> 00:22:20.770
وقتی چشمانم را گشودم، تو دقیقا آنجا بودی

00:22:15.470 --> 00:22:20.770
mezameta toki soko ni anata ga ite

00:22:20.770 --> 00:22:26.070
また新しい朝を与えてくれた

00:22:20.770 --> 00:22:26.070
تو صبح جدیدی را بهم تقدیم کردی

00:22:20.770 --> 00:22:26.070
mata atarashii asa wo ataete kureta

00:22:26.070 --> 00:22:31.360
その鼓動はとても優しくて

00:22:26.070 --> 00:22:31.360
آن ضربان قلب واقعا بسیار آرام‌بخش بود

00:22:26.070 --> 00:22:31.360
sono kodou wa totemo yasashikute

00:22:31.360 --> 00:22:36.290
でも泣きそうなほど悲しくて

00:22:31.360 --> 00:22:36.290
همچنین بسیار ناراحت‌کننده، تا حدی که مرا به گریه واداشت

00:22:31.360 --> 00:22:36.290
demo nakisou na hodo kanashikute

00:22:36.700 --> 00:22:42.000
叫んでいるんだ 「誰かに会いたいって」

00:22:36.700 --> 00:22:42.000
‫در حال فریاد زدن بودم، «من می‌خوام کسی را ملاقات کنم»

00:22:36.700 --> 00:22:42.000
sakende irunda "dareka ni aitaitte"

00:22:42.000 --> 00:22:47.210
まだ名前も顔も知らないけれど

00:22:42.000 --> 00:22:47.210
در حالی که هنوز نام یا چهره‌ی او رو نمی‌دانم

00:22:42.000 --> 00:22:47.210
mata namae mo kao mo shiranai keredo

00:22:47.210 --> 00:22:52.680
その声は確かに 聞こえてる

00:22:47.210 --> 00:22:52.680
ولی مطمئنا صدای او را شنیده‌ام

00:22:47.210 --> 00:22:52.680
sono koe wa tashikani kikoeteru

00:22:52.680 --> 00:22:57.390
ただ宛もなく走り出した

00:22:52.680 --> 00:22:57.390
و بدون هدف گریختم

00:22:52.680 --> 00:22:57.390
tada ate mo naku hashiri dashita

00:22:57.390 --> 00:23:02.900
ありがた迷惑かもしれないけど

00:22:57.390 --> 00:23:02.900
با اینکه شاید فقط مهربانی اشتباهی بوده است

00:22:57.390 --> 00:23:02.900
arigatameiwaku kamo shirenai kedo

00:23:02.900 --> 00:23:11.030
誰のためじゃなく自分のために

00:23:02.900 --> 00:23:11.030
این برای همه نبود، فقط برای من بود

00:23:02.900 --> 00:23:11.030
dare mo tame janaku jibun no tameni

00:23:12.780 --> 00:23:18.080
胸の音がその叫びが 探し求める場所へ

00:23:12.780 --> 00:23:18.080
صدای قلبم به هر جایی که فریادم داشت جستجو می‌کرد رسید

00:23:12.780 --> 00:23:18.080
mune no oto ga sono sakebi ga sagashi motomeru basho e

00:23:18.080 --> 00:23:23.540
こぼれ落ちた 想いを拾い上げて届けに行こう

00:23:18.080 --> 00:23:23.540
بیا خاطرات لبریزمان را برداریم و آن‌ها را ثبت کنیم

00:23:18.080 --> 00:23:23.540
koboreochita omoi wo hiroiagete todoke ni ikou

00:23:23.540 --> 00:23:28.750
生きる意味を あなたが教えてくれたから

00:23:23.540 --> 00:23:28.750
زیرا تو به من نشان دادی زندگی حقیقی چه معنایی دارد

00:23:23.540 --> 00:23:28.750
ikiru imi wo anata ga oshietekureta kara

00:23:28.750 --> 00:23:33.180
ほんのちょっとこの世界も悪くない

00:23:28.750 --> 00:23:33.180
این دنیا در آن حد هم بد نیست

00:23:28.750 --> 00:23:33.180
honno chotto kono sekai mo warukunai

00:23:33.180 --> 00:23:36.720
そう思えるよ

00:23:33.180 --> 00:23:36.720
یا من اینطور فکر می‌کنم

00:23:33.180 --> 00:23:36.720
sou omoeru yo

00:23:45.000 --> 00:23:49.960
«قسمت دهم»
«پس من نمی‌تونم یه کارآگاه بشم»