﻿WEBVTT

00:00:13.090 --> 00:00:19.090
زندگی جدیدی که به لطف کیمیزوکا، به عنوان یه کارآگاه افسانه‌ای
.توش قدم گذاشته بودم، شروع شده بود

00:00:19.090 --> 00:00:25.270
‫و نه به عنوان یه کارآگاه معمولی، بلکه به عنوان
‫کارآگاهی که در برابر اندروید‌ها مبارزه می‌کنه.

00:00:25.270 --> 00:00:34.530
‫اولین شب بعد از اینکه تصمیم گرفتم خود جدیدم رو به عنوان
‫یه کارآگاه افسانه‌ای، دوباره متولد کنم، یه خوابی دیدم.

00:00:34.530 --> 00:00:37.820
‫اون خواب راجب کسی بود که قبلا...

00:00:37.820 --> 00:00:41.320
‫به عنوان یه کارآگاه افسانه‌ای واقعی،
‫در برابر دشمنان بشریت مبارزه می‌کرد.

00:00:42.950 --> 00:00:45.370
‫می‌تونم اون دختر توی خوابم،

00:00:45.370 --> 00:00:50.290
‫سیستا-سان رو دقیقا مخالف شخصیت خودم به حساب بیارم.

00:00:50.290 --> 00:00:53.710
‫اون، یه آدم منطقی،
‫و من، یه آدم احساسی،

00:00:53.710 --> 00:00:56.300
‫توی خواب یه جر و بحث گنده داشتیم.

00:00:56.300 --> 00:01:00.930
،اصلاً اوضاع جالبی نبود
.فقط داشتیم به همدیگه می‌پریدیم

00:01:00.930 --> 00:01:07.560
‫ولی در آخر، من بردم؛ اما نه، حس می‌کنم همونطور که
‫فکر می‌کردم سیستا-سان بالغانه‌تر رفتار کرد

00:01:07.560 --> 00:01:11.270
‫و به میل خودش دعوا رو به من باخت.

00:01:11.290 --> 00:01:18.290
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:18.740 --> 00:01:24.990
‫ولی در نهایت، سیستا-سان گفت مسئولیت کیمیزوکا رو به من می‌سپره.

00:01:24.990 --> 00:01:28.910
‫با این، هم به اسم و هم توی واقعیت،
‫من می‌تونم یه کارآگاه افسانه‌ای بشم.

00:01:28.910 --> 00:01:31.540
‫حداقل، می‌تونم کسی بشم.

00:01:31.540 --> 00:01:34.500
‫یا اگه بخوای از یه طرف دیگه بهش نگاه کنی،
‫شکست غیرقابل قبوله.

00:01:34.500 --> 00:01:37.300
‫از «من»ـی که کسی نیست، متنفرم.

00:01:37.300 --> 00:01:40.550
‫هیچ‌وقت نمی‌خوام به اون حالت برگردم،

00:01:40.550 --> 00:01:43.720
.‫به اون قفس پرنده و روز های پوچی

00:01:43.720 --> 00:01:47.680
‫اون تاریکی فقط...

00:01:51.100 --> 00:01:54.940
قسمت 10
پس من نمی‌تونم یه کارآگاه بشم

00:01:55.230 --> 00:02:00.860
‫یک هفته بعد از اجرای زنده‌ی سایکاوا توی استادیوم،
‫تعطیلات تابستونی مدرسه شروع شد.

00:02:00.860 --> 00:02:06.030
‫این بهترین فرصت برای این بود که به
‫قول‌هایی که به ناتسوناگی و سایکاوا دادم عمل کنم.

00:02:06.030 --> 00:02:10.870
‫داشتم به این فکر می‌کردم که برای شروع فقط یه سر به ساحل بریم، ولی...

00:02:10.870 --> 00:02:15.630
‫ما الان توی راهیم-
‫تور دور دریای اژه!

00:02:15.630 --> 00:02:18.710
‫ایول!

00:02:20.380 --> 00:02:23.340
‫ولی این خیلی خیلی بزرگه!

00:02:26.390 --> 00:02:30.730
‫گوش کن، سایکاوا،
‫قبلا گفتیم بیا با هم بریم دریا،

00:02:30.730 --> 00:02:33.690
ولی این چجوری تبدیل شد به یه
مسافرت دریایی هشت روزه؟

00:02:33.690 --> 00:02:38.610
‫خب، بیخیال. کشتی بندر رو ترک کرده،
‫پس بیا بریم رو مود تعطیلات!

00:02:38.610 --> 00:02:44.610
‫حق با اونه. همه از پسرای بی‌مایه متنفرن.

00:02:44.610 --> 00:02:49.450
‫ولی این هم اولین باریه که سوار یکی از اینا شدم،
‫برای همین خیلی مشتاقم.

00:02:49.450 --> 00:02:51.160
‫ممنون، یویی-چان.

00:02:51.160 --> 00:02:55.920
‫حرفشم نزن، ناگیسا-سان.
‫این کمترین کاریه که می‌تونم برای جبران انجام بدم.

00:02:55.920 --> 00:03:01.800
‫با ما در برابر اسپس مبارزه کن. اگه این کار رو
‫برامون انجام بدی، اعتراضی ندارم.

00:03:01.800 --> 00:03:06.640
‫بله، البته. هر کاری از دستم بربیاد انجام میدم.

00:03:06.640 --> 00:03:11.640
‫خب، بهترین حالت اینه که اتفاقی نیفته.

00:03:11.640 --> 00:03:13.140
کیمیزوکا؟

00:03:13.140 --> 00:03:14.480
ها؟

00:03:16.650 --> 00:03:18.190
شار؟

00:03:19.190 --> 00:03:20.650
تقریبا یه سالی شده، نه؟

00:03:20.650 --> 00:03:24.240
‫آره. از اون روز...

00:03:25.490 --> 00:03:27.700
کیمیزوکا، ایشونو می‌شناسی؟

00:03:27.700 --> 00:03:33.580
‫آره شار قبلا همکار من-
‫همکار ما بود.

00:03:33.580 --> 00:03:36.330
‫تا همین الان، فکرشم نمی‌کردم دوباره بتونیم همو ببینیم.

00:03:36.330 --> 00:03:40.340
‫آره، منم غافلگیر شدم.
‫اوضاع چطوره؟

00:03:40.340 --> 00:03:44.970
‫با این اوصاف، به نظر میاد اتفاقی سوار این کشتی شدی.

00:03:44.970 --> 00:03:47.890
تو این کشتی چیزی هست؟

00:03:47.890 --> 00:03:52.430
واقعا که... تمام این مدت داشتی چه غلطی می‌کردی؟

00:03:52.430 --> 00:03:54.600
تمام این مدت؟

00:03:54.600 --> 00:03:57.270
‫از موقعی که خانم فوت کردن.

00:03:57.270 --> 00:04:02.980
کیمیزوکا، هیچ قصدی برای ادامه دادن کار خانم نداری؟

00:04:04.280 --> 00:04:08.570
‫اگه منظورت وصیتش‌ـه،
‫من اون وظیفه رو به عهده می‌گیرم.

00:04:08.570 --> 00:04:10.620
تو کی هستی؟

00:04:10.620 --> 00:04:13.950
‫من ناتسوناگی ناگیسا، کارآگاه افسانه‌ای هستم.

00:04:13.950 --> 00:04:19.290
‫ناتسوناگی ناگیسا؟ آها... تو...

00:04:20.210 --> 00:04:23.300
می‌تونی برای یه جای دیگه دزد و پلیس بازی کنی؟

00:04:23.300 --> 00:04:27.220
‫این بازی ساختگی‌ رو که وجهه‌ی خانم رو جلوی من خراب می‌کنه، به رخ نکش.

00:04:27.220 --> 00:04:30.050
‫من بازی نمی‌کنم!

00:04:30.050 --> 00:04:34.640
‫حتما باید یه دلیلی وجود داشته باشه که همچین زندگی بهم اعطا شده!

00:04:34.640 --> 00:04:39.810
‫هدفی که اون بهم واگذار کرده!
‫برای همین من به وصیتش عمل می‌کنم.

00:04:39.810 --> 00:04:42.400
‫به این قلبم قسم می‌خورم!

00:04:43.780 --> 00:04:47.150
‫که اینطور. هر کاری دلت می‌خواد بکن.

00:04:51.490 --> 00:04:56.290
‫ولی... من کسی‌ام که وصیت خانم رو به عهده می‌گیره.

00:05:00.250 --> 00:05:02.920
‫میگم... ببخشید.

00:05:02.920 --> 00:05:07.510
‫بخاطر اینکه من شما دوتا رو به این کشتی دعوت کردم،
‫اوضاع اینجوری شد...

00:05:07.510 --> 00:05:11.800
‫نه، تقصیر تو نیست، سایکاوا.
‫از تو هم معذرت می‌خوام، ناتسوناگی،

00:05:11.800 --> 00:05:14.930
‫که تو رو تو این وضع عجیب-

00:05:14.930 --> 00:05:16.640
ناتسوناگی؟

00:05:20.810 --> 00:05:25.150
‫کفرم رو در میاره! هیچ هم ساختگی نیست!

00:05:25.150 --> 00:05:27.530
‫اون اصلاً نمی‌دونه که به من چی گذشته...

00:05:30.070 --> 00:05:33.740
چطوره واسه عوض شدن جوّ، تنی به آب بزنیم؟ ها، سایکاوا؟

00:05:33.740 --> 00:05:38.620
‫درسته! اینجا حتی سرسره آبی هم داره، ناگیسا-سان! بیا بریم!

00:05:38.620 --> 00:05:42.670
‫- بریم، بریم، بریم...
‫- و-وایسا، یویی-چان!

00:05:42.670 --> 00:05:44.630
‫خب...

00:05:51.550 --> 00:05:54.220
چجوری؟

00:05:54.220 --> 00:05:58.390
‫با این میشه 17 باخت پشت سر هم، اونم فقط برای من.

00:05:58.390 --> 00:06:03.110
‫یه چیزی تو این قضیه می‌لنگه.
‫یه دست دیگه. یه دست دیگه!

00:06:03.110 --> 00:06:05.480
چیکار داری می‌کنی، کله‌پوک؟

00:06:05.480 --> 00:06:07.230
کی بود-؟

00:06:07.230 --> 00:06:10.950
کی اونقدر احمقه که انقدر به قمار ادامه بده تا اشکش دربیاد؟

00:06:13.990 --> 00:06:18.540
خب؟ به یه دلیلی داشتی که دنبال من می‌گشتی، مگه نه؟

00:06:18.540 --> 00:06:23.880
آره. یکم پیش نمی‌گفتی که ممکنه یه چیزی توی این کشتی باشه؟

00:06:26.000 --> 00:06:28.090
‫میراث خانم.

00:06:28.090 --> 00:06:29.720
میراث سیستا؟

00:06:29.720 --> 00:06:35.220
‫بله، مدتی بعد از مرگش، خانم وصیت‌هاش -میراثش-

00:06:35.220 --> 00:06:37.810
‫رو به هدف شکست دادن اسپس در تمام جهان به جا گذاشت.

00:06:37.810 --> 00:06:42.100
‫و یکی از اون‌ها دست‌نخورده توی این کشتی‌‍ه.

00:06:42.100 --> 00:06:45.690
‫یکم وقت برد تا پیداش کنیم،
‫ولی اطلاعات من دقیق‌ان.

00:06:45.690 --> 00:06:48.730
‫میراثی از سیستا
‫توی این کشتی تفریحی‌ـه...

00:06:48.730 --> 00:06:51.820
چه ارتباطی به کازینو داره؟

00:06:51.820 --> 00:06:55.200
‫می‌دونی... چیزی که ارزش میراث خانم بودن رو داشته باشه،

00:06:55.200 --> 00:06:58.410
‫فکر کردم شاید اگه به بردن تو کازینو ادامه بدم،

00:06:58.410 --> 00:07:00.450
‫اونا برام یه چیزی مثل جایزه نهایی یا همچین چیزی میارن...

00:06:59.310 --> 00:07:00.450 line:20%
میراث

00:07:03.620 --> 00:07:05.330
‫تو واقعا مغزت پاره سنگ برمی‌داره.

00:07:05.330 --> 00:07:07.420
‫منظورت چیه «پاره سنگ برمی‌داره»؟

00:07:07.420 --> 00:07:10.460
‫خب، از اونجایی که تو هیچ قصدی برای به عهده گرفتن وصیت خانم نداری،

00:07:10.460 --> 00:07:13.510
‫فعلا، این هیچ ارتباطی به تو نداره.

00:07:13.510 --> 00:07:16.640
‫ببخشید که نگرانت کردم.

00:07:20.100 --> 00:07:25.520
خب، پس چرا سعی نکردی جای خانم یه کارآگاه بشی؟

00:07:25.520 --> 00:07:31.740
‫این چیزی بود که سیستا، چهار سال پیش تو اون روز بهم گفت.

00:07:31.740 --> 00:07:35.160
‫تو... دستیار من شو.

00:07:36.530 --> 00:07:40.200
‫برای همین من نمی‌تونم یه کارآگاه بشم.

00:07:40.200 --> 00:07:43.410
‫در آینده هم، من همیشه به دستیار اون بودن ادامه میدم-

00:07:43.410 --> 00:07:46.630
‫دستیار کارآگاه افسانه‌ای.

00:07:46.630 --> 00:07:50.090
‫به خاطر اون، به زندگی ادامه میدم.

00:07:50.090 --> 00:07:57.640
‫واقعا که احمقی. کسی که واقعا به خانم وابسته شده تویی،‌ نه من.

00:07:57.640 --> 00:08:03.390
‫خب، ایرادی نداره. اوضاع رو به روش خودم حل و فصل می‌کنم.

00:08:03.390 --> 00:08:10.900
‫و تو میراث خانم -‫جواب‌های خودت- رو به روش خودت پیدا کن.

00:08:26.370 --> 00:08:30.960
‫خب. فکر کنم خوبه که دارن تا موقعی که می‌تونن لذتش رو می‌برن.

00:08:52.730 --> 00:08:56.650
‫بعد از همه‌ی اینا، به هیچ سرنخی نرسیدم.

00:08:56.650 --> 00:08:58.950
‫یه چیزی اینجا خیلی عجبیه.

00:08:58.950 --> 00:09:00.530
چی؟

00:09:00.530 --> 00:09:04.410
‫اینکه اینجوری چهره به چهره‌ با تو بشینم و غذا بخورم.

00:09:04.410 --> 00:09:09.210
‫چه کار دیگه‌ای می‌تونیم بکنیم؟ سایکاوا گفت داره
‫به عنوان مهمان افتخاری با بقیه خوش و بش می‌کنه.

00:09:09.210 --> 00:09:10.580
از اینکه با من باشی ناراضی‌ای؟

00:09:10.580 --> 00:09:13.380
‫من اینو نگفتم.

00:09:15.010 --> 00:09:18.680
کیمیزوکا، وقتی به استخر نیومدی داشتی چیکار می‌کردی؟

00:09:18.680 --> 00:09:20.010
‫خب، من-

00:09:20.010 --> 00:09:22.800
‫بعد از اینکه من رفتم و یه لباس شنای جدید خریدم...

00:09:22.800 --> 00:09:24.140
ها؟

00:09:24.140 --> 00:09:26.350
‫هیچی.

00:09:26.350 --> 00:09:29.100
ناتسوناگی، بعد از شام وقت داری؟

00:09:29.100 --> 00:09:31.310
‫ها؟ آره، فکر کنم...

00:09:31.310 --> 00:09:35.230
‫اگه داری، یه مسئله‌ی کوچیکی هست که می‌خوام راجع بهش باهات صحبت کنم.

00:09:35.230 --> 00:09:38.860
‫صحبت؟ خب، می‌تونیم همینجا در موردش حرف بزنیم، الان...

00:09:38.860 --> 00:09:43.280
‫آره... خب چیزیه که اینجا راجع بهش صحبت کردن یکم ناجوره.

00:09:43.280 --> 00:09:45.620
‫اگه درست یادم بیاد یه بار روبروی اینجا بود.

00:09:45.620 --> 00:09:48.460
یک ساعت دیگه منو اونجا می‌بینی؟

00:09:48.460 --> 00:09:53.460
اه، فقط من؟ من و تو تنها توی بار؟

00:09:53.460 --> 00:09:55.880
‫آره، همینطوره.

00:09:55.880 --> 00:09:58.720
‫باشه، مشکلی نیست...

00:10:02.180 --> 00:10:03.430
ها؟

00:10:09.480 --> 00:10:11.060
خیلی معطل شدی؟

00:10:18.570 --> 00:10:20.400
رفتی لباس عوض کردی؟

00:10:20.400 --> 00:10:27.910
‫اه؟ آها، نه، فقط می‌دونی، بعد از حموم،
‫تنها چیزی که واسه پوشیدن داشتم همین بود...

00:10:27.910 --> 00:10:31.500
خب، راجب چی می‌خواستی حرف بزنی؟

00:10:34.000 --> 00:10:39.880
‫این صحبتی نبود که انتظارش رو داشتم. این فرق داره...

00:10:39.880 --> 00:10:43.220
...در نهایت، این به خاطر تأثیر صاحب قبلی قلبم بوده

00:10:43.220 --> 00:10:45.600
چی داری زیر لب زمزمه می‌کنی؟

00:10:45.600 --> 00:10:47.680
ها؟ چی گفتی؟

00:10:47.680 --> 00:10:49.980
عه؟ چرا یهو دست و پاتو گم کردی؟

00:10:49.980 --> 00:10:51.140
‫من دست و پامو گم نکردم.

00:10:51.140 --> 00:10:52.230
‫معلومه دست و پاتو گم کردی.

00:10:52.230 --> 00:10:56.270
!بهت که گفتم دست‌وپام رو گم نکردم
!اینم برای تسویه حساب

00:10:56.270 --> 00:10:57.770
!آخه چرا؟

00:10:57.770 --> 00:11:02.450
اما فکر کنم اون دختره شار... به اون بدی
 .که فکر می‌کردم نباشه

00:11:02.450 --> 00:11:07.950
.آره. اون یه احمق ساده‌لوح و رو راسته
.البته این نقطه قوتّش هم حساب میشه

00:11:09.330 --> 00:11:15.290
.راستش، می‌دونستم من کسی هستم که داره اشتباه می‌کنه

00:11:15.290 --> 00:11:18.880
.من صرفاً این قلب رو با خودم دارم

00:11:18.880 --> 00:11:23.300
.پس فکر می‌کردم من قراره به خواسته‌هایی که داشت، عمل کنم

00:11:23.300 --> 00:11:28.260
ناتسوناگی، چرا تصمیم گرفتی که می‌خوای راه سیستا رو ادامه بدی؟

00:11:29.680 --> 00:11:34.770
.چون... از بچگی، بدنم اوضاع خوبی نداشت

00:11:34.770 --> 00:11:37.650
.اون اتاقی که توش بستری بودم، درست شبیه قفس پرنده بود

00:11:37.650 --> 00:11:40.650
.منم فکر می‌کردم که قرار نیست تا آخر عمرم از اونجا خلاص شم

00:11:40.650 --> 00:11:45.740
،مطمئن بودم که با اونجا موندن
 .هرگز نمی‌تونم به چیزی برسم

00:11:45.740 --> 00:11:48.330
.واقعاً وحشتناک بود

00:11:49.410 --> 00:11:55.960
،امّا زندگی جدیدی رو به دست آوردم
.از اون قفس خارج شدم و با آزادی شروع به پرواز کردم

00:11:55.960 --> 00:12:01.760
 ...اما هنوز... من نمی‌دونستم که چطوری
 .خب می‌دونی؟ پرواز کنم

00:12:01.760 --> 00:12:03.470
چطور پرواز کنی؟

00:12:03.470 --> 00:12:08.800
...درسته، پس نحوه‌ی زندگی کسی که قبلاً به این قلب تکیه کرده بود

00:12:08.800 --> 00:12:13.310
،تبدیل به سبک زندگی خودم میشه ...
.اینطوری فکر می‌کردم

00:12:14.230 --> 00:12:20.860
پس از این قرار بوده. تنها راهی که ناتسوناگی می‌تونست
 .به زندگی ادامه بده، با تکیه کردن به سیستا بوده

00:12:20.860 --> 00:12:24.860
.البته این مورد برای خودم هم صادق بود

00:12:24.860 --> 00:12:29.740
.ببخشید... دیگه می‌خوام بخوابم

00:12:29.740 --> 00:12:31.200
.باشه

00:12:45.840 --> 00:12:50.180
.تکرار می‌کنم. این یک اطلاعیه برای همه‌ی مسافران می‌باشد

00:12:50.180 --> 00:12:53.770
هی. این اطلاعیه دیگه چیه؟
اون صدا از کجا داره میاد؟

00:12:53.770 --> 00:12:57.520
آخه کسی که توی اتاق رادیو نبود. چه اتفاقی داره میفته؟

00:12:58.400 --> 00:12:59.810
اون بیرون چه خبره؟

00:12:59.810 --> 00:13:09.530
.یه دختر در سالن کشتی گروگان گرفته شده
.اسم دختره هم ناتسوناگی ناگیسا هستش

00:13:09.530 --> 00:13:11.070
!کیمیزوکا-سان

00:13:12.530 --> 00:13:13.700
!سایکاوا

00:13:13.700 --> 00:13:18.790
.در مورد ناگیسا-سان... اتاقش رو چک کردم
.امّا نتونستم اونو پیدا کنم

00:13:23.590 --> 00:13:28.590
یعنی وصیّت سیستا-سان به این حادثه مرتبطه؟

00:13:28.590 --> 00:13:32.100
.درسته. این احتمال هم میشه در نظر گرفت

00:13:32.100 --> 00:13:33.810
...ما رسیدگی به مواد منفجره رو تموم کردیم

00:13:33.810 --> 00:13:34.640
...باشه، یه بار دیگه

00:13:34.640 --> 00:13:36.560
هیچ ردی از ناتسوناگی-سان نبود؟

00:13:36.560 --> 00:13:40.980
،سایکاوا-ساما... واقعاً متأسفم
.اما ما نتونستیم ایشون رو پیدا کنیم

00:13:40.980 --> 00:13:43.150
...البته فقط تونستیم اینو پیدا کنیم

00:13:47.400 --> 00:13:49.570
...کیمیزوکا-سان، این

00:13:50.820 --> 00:13:53.990
...در ساعت 8:00 شب، وصیّت کاراگاه افسانه‌ای رو با خودت

00:13:53.990 --> 00:13:56.500
.به عرشه‌ی اصلی بیار ...

00:13:57.830 --> 00:13:59.920
یعنی می‌تونه کار اسپس باشه؟

00:13:59.920 --> 00:14:02.830
اگه وصیّت نامه‌ی کارآگاه افسانه‌ای
 ،چیزی باشه که واقعاً دنبالش هستن

00:14:02.830 --> 00:14:06.050
.این به عنوان مدرک مستند می‌تونه کافی باشه

00:14:06.050 --> 00:14:10.930
.اما متأسفانه، ما نمی‌دونیم اون چیه

00:14:10.930 --> 00:14:12.890
...در این صورت

00:14:16.180 --> 00:14:21.140
تنها کاری که می‌تونیم بکنیم، اینه که به جای
 .وصیّت نامه‌ی سیستا، دنبال ناتسوناگی بگردیم

00:14:41.210 --> 00:14:43.630
اینجا هم چیزی نبود؟

00:14:43.630 --> 00:14:48.550
دارم از چشم  چپم هم استفاده می‌کنم؛ اینطوری غیر ممکنه
.که چیزی رو از قلم انداخته باشم

00:14:48.550 --> 00:14:51.090
.فکر کنم... همینطوری باشه

00:14:55.140 --> 00:14:57.930
.دست‌ها رو بهم دیگه فشار بده

00:14:57.930 --> 00:15:02.690
.شونه‌هات رو هم شُل کن
.با ریتم نفس بکش

00:15:02.690 --> 00:15:09.360
،وقتی چشم‌هات رو بستی، نفس عمیقی بکش و بعداً هوا رو بیرون بده
.اینطوری خون آدم بهتر جریان پیدا می‌کنه

00:15:09.360 --> 00:15:14.570
بازم چشم‌هات رو باز کن، اینطوری میدان دید چشمِت
 .که قبلاً تیره و تاز شده بود، دیگه صاف میشه

00:15:14.570 --> 00:15:16.530
اینا دیگه یعنی چی؟

00:15:16.530 --> 00:15:19.410
،میشه گفت یه جادو که برای آروم کردن قلبم انجام میدم

00:15:19.410 --> 00:15:23.370
.مخصوصاً وقتی که قبل اجراهای زنده، از استرس خیلی تندتند میزنه

00:15:26.630 --> 00:15:30.880
.ببخشید که نگرانِت کردم
.واقعاً آدم رقت‌انگیزی هستم

00:15:30.880 --> 00:15:33.970
رقت‌انگیز؟ تو، کیمیزوکا-سان؟

00:15:33.970 --> 00:15:38.260
آره، اینطوری فکر نمی‌کنی؟
...که اینطوری خونسردیم رو از دست بدم

00:15:38.260 --> 00:15:40.390
.واقعاً حرف بامزه‌ای بود

00:15:40.390 --> 00:15:45.440
.کیمیزوکا-سان، از همون اول هم همچین انتظار بالایی ازت نداشتم

00:15:45.440 --> 00:15:49.940
وایسا ببینم، الان به طور باورنکردنی بهم بی‌احترامی شد؟

00:15:49.940 --> 00:15:52.820
.نه، اصلاً اینطوری نیست

00:15:55.410 --> 00:15:58.160
.منم قبلاً همینطوری بودم

00:15:58.160 --> 00:15:59.660
همینطوری؟

00:15:59.660 --> 00:16:06.330
کیمیزوکا-سان، درست مثل خودت. منم قبلاً کسی بودم
.که نمی‌تونست به تنهایی زندگی کنه

00:16:06.330 --> 00:16:11.090
.بعد از این که پدر و مادرم مُردن، دیگه هیچ اُمید و اشتیاقی به زندگی نداشتم

00:16:11.090 --> 00:16:13.840
.من کاملاً توی اتفاقاتی که در گذشته افتاده بودن، گرفتار شده بودم

00:16:13.840 --> 00:16:19.220
.در نتیجه، دست به انجام کاری زدم که به هیچ وجه برگشت‌پذیر نبود

00:16:19.220 --> 00:16:21.600
...سایکاوا

00:16:21.600 --> 00:16:25.810
،اما کسی که منو از این گرفتاری نجات داد
 .کیمزوکا-سان، تو بودی

00:16:25.810 --> 00:16:31.110
کسی که اتفاقات مشابهی که برای من افتاده بودن
 .رو تجربه کرده بود، ناگیسا-سان هم همینطور

00:16:31.110 --> 00:16:36.200
،شما دو نفر، تلاش کردید تا منو نجات بدید
.بهم اشتیاق و شجاعت اینو دادید که روبه‌جلو حرکت کنم

00:16:36.200 --> 00:16:41.200
.به خاطر همین پیشنهادی که بهم دادی رو بدون هیچ درنگی، قبول کردم

00:16:41.200 --> 00:16:47.120
به خاطر همین، ببخشید که اینو میگم... من انتظار زیادی
 .جز به اندازه‌ای که ضروری باشه، ازت ندارم

00:16:47.120 --> 00:16:52.920
.پس تو هم همینطوری باهام رفتار کن
.لطفاً خودتو زیادی نگرانِ من نکن

00:16:52.920 --> 00:16:57.380
.ما همچین همکارهایی هستیم

00:16:57.380 --> 00:17:01.220
.آره، همینطوری خوبه. مشکلی نیست

00:17:01.220 --> 00:17:04.350
.اگه خودتو دستیار کارآگاه افسانه‌ای صدا میزنی

00:17:04.350 --> 00:17:07.770
.شاید منم باید دستیارِ دستیار باشم

00:17:07.770 --> 00:17:10.270
دستیارِ دستیارِ کارآگاه افسانه‌ای؟

00:17:10.270 --> 00:17:11.690
.آره، همینطوره

00:17:11.690 --> 00:17:15.240
.درست مثل ترتیبی که بین عروسک‌های ماتروشکا وجود داره

00:17:11.690 --> 00:17:15.240
ماتروشکا: نوعی عروسک روسی

00:17:15.240 --> 00:17:18.360
،البته نمی‌دونم که می‌تونم دست راست‌ـت باشم یا نه

00:17:18.360 --> 00:17:21.580
.اما فکر می‌کنم که یه چیزی مثل چشم چپِت می‌تونم باشم

00:17:21.580 --> 00:17:24.450
.آره، فکر کنم همین بهتر باشه

00:17:29.120 --> 00:17:32.920
.بعد از این همه گشتن، هنوز نتونستیم چیزی رو پیدا کنیم

00:17:32.920 --> 00:17:34.460
...اما، کیمیزوکا-سان

00:17:34.460 --> 00:17:40.180
.درسته. ما تونستیم به این نتیجه برسیم که نمی‌تونیم چیزی رو پیدا کنیم

00:17:40.180 --> 00:17:44.260
...اگه نشه دشمن رو با استفاده از چشمِ چپِت پیدا کرد

00:17:44.260 --> 00:17:46.310
چیزی به ذهنِت رسید؟

00:17:46.310 --> 00:17:51.860
.درسته. از اینجا به بعد ما دیگه به استراتژی یا منطق احتیاجی نداریم

00:17:51.860 --> 00:17:54.940
.این یه جنگ تمام‌عیاره، مجرم‌های عوضی

00:18:05.330 --> 00:18:09.080
.این قایم‌موشک‌ بازی‌ها دیگه کافیه

00:18:09.080 --> 00:18:15.090
!کاملئون، خودتو نشون بده
.تو قراره ناتسوناگی ناگیسا رو پس بدی

00:18:15.090 --> 00:18:17.840
.واقعاً آدم باهوشی هستی که فهمیدی اینجام

00:18:24.550 --> 00:18:25.390
!ناتسوناگی

00:18:25.390 --> 00:18:26.970
.آروم باش

00:18:29.020 --> 00:18:32.600
.ازت می‌خوام یه ذره اونجا آروم بگیری

00:18:34.480 --> 00:18:36.610
دنبال چی هستی؟

00:18:36.610 --> 00:18:40.530
.فکر کنم چیزی که دنبالشم رو بهت گفتم

00:18:40.530 --> 00:18:43.870
ما خیلی خوشحال می‌شیم که اون
 .به ظاهر «وصیت نامه» رو بهتون تحویل بدیم

00:18:43.870 --> 00:18:47.080
.اما متأسفانه ما هیچی راجع بهش نمی‌دونیم

00:18:47.080 --> 00:18:50.160
حالا میشه ناتسوناگی رو خیلی مؤدبانه بهمون برگردونی؟

00:18:50.160 --> 00:18:52.870
...خب، آخه یه مشکلی هست

00:18:54.000 --> 00:18:57.840
.این اصلاً یه معامله نیست

00:18:58.960 --> 00:19:01.090
.کاملئون، بس کن

00:19:08.180 --> 00:19:10.680
...کیمیزوکا

00:19:10.680 --> 00:19:12.190
!ناتسوناگی

00:19:16.520 --> 00:19:21.650
...انگار واقعاً به همه چی گند زدم. ببخشید

00:19:25.410 --> 00:19:29.870
...خب باشه، زندگی این دختره

00:19:29.870 --> 00:19:35.250
یا زندگی همه‌ی مسافرهایی که از سر ناچاری می‌خوان از کشتی فرار کنن؟ ...

00:19:32.120 --> 00:19:35.250
‫همگی حرکت کنید! از این طرف!

00:19:36.500 --> 00:19:39.760
!افتخار اینو بهت میدم که یکی از این دوتا رو انتخاب کنی

00:19:39.760 --> 00:19:42.800
چرا داری همچین کاری می‌کنی؟

00:19:42.800 --> 00:19:45.640
.خب، میشه گفت هر دوی اینا به نفع منه

00:19:45.640 --> 00:19:47.180
چی؟

00:19:47.180 --> 00:19:51.270
،اگه وصیت نامه‌ی کارآگاه افسانه‌ای پیدا نشه

00:19:51.270 --> 00:19:54.980
.پس اینطوری کل این کشتی غرق میشه

00:19:54.980 --> 00:20:00.690
پس از جون ناتسوناگی چی می‌خوای؟
 با گرفتن جونِش به چی می‌رسی؟

00:20:00.690 --> 00:20:03.490
.جوابِش خیلی ساده‌ـست

00:20:03.490 --> 00:20:09.120
.چون که خون کاراگاه افسانه‌ای توی رگ‌هاش جریان داره

00:20:09.120 --> 00:20:16.790
خب، حالا انتخاب کن. زندگی این دختره یا جون مسافرها؟

00:20:20.130 --> 00:20:21.920
...کیمیزوکا

00:20:25.930 --> 00:20:28.640
.بهم شلیک کن

00:20:28.640 --> 00:20:31.350
ناتسوناگی، چی داری میگی؟

00:20:31.350 --> 00:20:37.940
جوابی که الان باید بدی، اینه که
 .بهم شلیک کنی و جون مسافرها رو نجات بدی

00:20:37.940 --> 00:20:42.190
.اینطور طرز فکر خونسردانه اصلاً بهت نمیاد

00:20:42.190 --> 00:20:46.030
...واقعاً؟ شاید همینطوره

00:20:46.030 --> 00:20:49.320
...اما چیزی که توی این موقعیت لازمه

00:20:49.320 --> 00:20:54.080
.منطق یه کارآگاه افسانه‌ای‌ هستش
.نه احساسات قویِ من

00:20:54.080 --> 00:20:56.370
!تو هم یه کارآگاه افسانه‌ای هستی

00:20:56.370 --> 00:21:00.750
.نه، نیستم. من هیچی نیستم

00:21:01.750 --> 00:21:10.970
کیمیزوکا، وقتی بهم گفتی که لازم نیست
 .جای کسی رو پر کنم، خیلی خوشحال شدم

00:21:12.810 --> 00:21:14.560
.ازت ممنونم

00:21:23.110 --> 00:21:26.110
.این جواب از نظر خودت درسته

00:21:27.240 --> 00:21:30.530
داری بهم میگی که هیچی نیستی؟

00:21:30.530 --> 00:21:32.580
،اگه هنوز هم هیچی نباشی

00:21:32.580 --> 00:21:36.080
تو باید آزادی اینو داشته باشی که  به هر
 .چیزی که دِلت خواست، تبدیل بشی

00:21:36.080 --> 00:21:38.080
،اگه نمی‌دونی که چطور باید پرواز کنی

00:21:38.080 --> 00:21:42.000
.از یکی دیگه می‌تونی یاد بگیری که چطور باید پر بزنی

00:21:42.000 --> 00:21:47.260
اگه نمی‌دونی که چطور می‌تونی زندگی کنی؟
!می‌تونی این زندگی رو با یکی دیگه ادامه بدی

00:21:50.720 --> 00:21:53.760
هنوز به جواب مشخصی نرسیدی؟

00:21:53.760 --> 00:21:57.930
.آره. جوابم از همون اول هم مشخص بود

00:21:57.950 --> 00:22:02.950
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:03.320 --> 00:22:09.400
.طبق قولی که دادم، ناتسوناگی ناگیسا نمی‌تونه قبل از من بمیره

00:22:09.400 --> 00:22:13.160
.ببخشید. اما این قرار رو گذاشتیم

00:22:15.470 --> 00:22:20.770
目覚めた時そこにあなたがいて

00:22:15.470 --> 00:22:20.770
وقتی چشمانم را گشودم، تو دقیقا آنجا بودی

00:22:15.470 --> 00:22:20.770
mezameta toki soko ni anata ga ite

00:22:20.770 --> 00:22:26.070
また新しい朝を与えてくれた

00:22:20.770 --> 00:22:26.070
تو صبح جدیدی را بهم تقدیم کردی

00:22:20.770 --> 00:22:26.070
mata atarashii asa wo ataete kureta

00:22:26.070 --> 00:22:31.360
その鼓動はとても優しくて

00:22:26.070 --> 00:22:31.360
آن ضربان قلب واقعا بسیار آرام‌بخش بود

00:22:26.070 --> 00:22:31.360
sono kodou wa totemo yasashikute

00:22:31.360 --> 00:22:36.290
でも泣きそうなほど悲しくて

00:22:31.360 --> 00:22:36.290
همچنین بسیار ناراحت‌کننده، تا حدی که مرا به گریه واداشت

00:22:31.360 --> 00:22:36.290
demo nakisou na hodo kanashikute

00:22:36.700 --> 00:22:42.000
叫んでいるんだ 「誰かに会いたいって」

00:22:36.700 --> 00:22:42.000
‫در حال فریاد زدن بودم، «من می‌خوام کسی را ملاقات کنم»

00:22:36.700 --> 00:22:42.000
sakende irunda "dareka ni aitaitte"

00:22:42.000 --> 00:22:47.210
まだ名前も顔も知らないけれど

00:22:42.000 --> 00:22:47.210
در حالی که هنوز نام یا چهره‌ی او رو نمی‌دانم

00:22:42.000 --> 00:22:47.210
mata namae mo kao mo shiranai keredo

00:22:47.210 --> 00:22:52.680
その声は確かに 聞こえてる

00:22:47.210 --> 00:22:52.680
ولی مطمئنا صدای او را شنیده‌ام

00:22:47.210 --> 00:22:52.680
sono koe wa tashikani kikoeteru

00:22:52.680 --> 00:22:57.390
ただ宛もなく走り出した

00:22:52.680 --> 00:22:57.390
و بدون هدف گریختم

00:22:52.680 --> 00:22:57.390
tada ate mo naku hashiri dashita

00:22:57.390 --> 00:23:02.900
ありがた迷惑かもしれないけど

00:22:57.390 --> 00:23:02.900
با اینکه شاید فقط مهربانی اشتباهی بوده است

00:22:57.390 --> 00:23:02.900
arigatameiwaku kamo shirenai kedo

00:23:02.900 --> 00:23:11.030
誰のためじゃなく自分のために

00:23:02.900 --> 00:23:11.030
این برای همه نبود، فقط برای من بود

00:23:02.900 --> 00:23:11.030
dare mo tame janaku jibun no tameni

00:23:12.780 --> 00:23:18.080
胸の音がその叫びが 探し求める場所へ

00:23:12.780 --> 00:23:18.080
صدای قلبم به هر جایی که فریادم داشت جستجو می‌کرد رسید

00:23:12.780 --> 00:23:18.080
mune no oto ga sono sakebi ga sagashi motomeru basho e

00:23:18.080 --> 00:23:23.540
こぼれ落ちた 想いを拾い上げて届けに行こう

00:23:18.080 --> 00:23:23.540
بیا خاطرات لبریزمان را برداریم و آن‌ها را ثبت کنیم

00:23:18.080 --> 00:23:23.540
koboreochita omoi wo hiroiagete todoke ni ikou

00:23:23.540 --> 00:23:28.750
生きる意味を あなたが教えてくれたから

00:23:23.540 --> 00:23:28.750
زیرا تو به من نشان دادی زندگی حقیقی چه معنایی دارد

00:23:23.540 --> 00:23:28.750
ikiru imi wo anata ga oshietekureta kara

00:23:28.750 --> 00:23:33.180
ほんのちょっとこの世界も悪くない

00:23:28.750 --> 00:23:33.180
این دنیا در آن حد هم بد نیست

00:23:28.750 --> 00:23:33.180
honno chotto kono sekai mo warukunai

00:23:33.180 --> 00:23:36.720
そう思えるよ

00:23:33.180 --> 00:23:36.720
یا من اینطور فکر می‌کنم

00:23:33.180 --> 00:23:36.720
sou omoeru yo

00:23:44.960 --> 00:23:49.920
«قسمت یازده»
«فانوسی در میان اُمید»