﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:07.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::  www.bolboljan.net ::.

00:00:07.280 --> 00:00:08.980
‫خب، دیگه بسه.

00:00:09.740 --> 00:00:11.650
‫خیلی قوی تر شدی.

00:00:13.600 --> 00:00:15.530
‫امروز قراره چیکار کنیم؟

00:00:15.800 --> 00:00:17.020
‫مبارزه؟

00:00:17.020 --> 00:00:19.670
‫نه، امروز با این کار داریم.

00:00:20.750 --> 00:00:21.640
‫این چیه؟

00:00:21.900 --> 00:00:22.950
‫اینجا.

00:00:24.540 --> 00:00:25.620
‫بیا بو کن.

00:00:27.270 --> 00:00:28.940
‫چرا تو اینو داری؟

00:00:28.940 --> 00:00:30.840
‫فکر کردم میتونیم با همدیگه بخوریم.

00:00:30.840 --> 00:00:34.580
‫توی یکم آب انگور جنگلی عسل ریختم
‫تا اینو درست کنم.

00:00:34.580 --> 00:00:37.160
‫میدونی که، پیدا کردن عسل به این راحتیا نیست.

00:00:39.100 --> 00:00:40.500
‫مشکلی هست؟

00:00:40.500 --> 00:00:44.380
‫نه، فقط... وقتی که زمستون بیاد،
‫تو دیگه یه بزرگسال میشی.

00:00:44.380 --> 00:00:46.640
‫و یه مرد باید به این چیزا عادت کنه.

00:00:47.020 --> 00:00:49.020
‫ماری از این موضوع عصبانی نمیشه؟

00:00:49.020 --> 00:00:50.770
‫نه، ما یه راز نگهش میداریم.

00:00:51.100 --> 00:00:53.770
‫این فقط بین مردا میمونه.

00:00:55.140 --> 00:00:56.530
‫باشه، بیا بنوشیم.

00:00:56.890 --> 00:00:58.950
‫خب پس! بزن بریم!

00:00:59.480 --> 00:01:00.570
‫به سلامتی!

00:01:03.240 --> 00:01:06.370
‫وای، عالی بود! خوشمزه ست!

00:01:06.370 --> 00:01:08.850
‫و حتی میتونم اینو با تو بنوشم!

00:01:09.950 --> 00:01:11.940
‫آره. خوبه.

00:01:17.800 --> 00:01:23.180
‫پالادین دوردست

00:02:44.830 --> 00:02:47.190
‫خب! الان زمان اینکه که شجاعتت
‫رو آزمایش کنی!

00:02:47.640 --> 00:02:49.180
‫شجاعتم؟

00:02:49.180 --> 00:02:52.090
‫میخوایم وقتی که ماری داره لباسش رو عوض
‫میکنه یواشکی یه نگاه بندازیم.

00:02:52.570 --> 00:02:54.270
‫ولی تو دردسر نمی افتیم؟

00:02:54.270 --> 00:02:55.410
‫بگو چی؟!

00:02:55.880 --> 00:02:58.360
- ‫راهرو داره میچرخه...
- ‫زود باش! دنبالم بیا!

00:02:58.730 --> 00:03:00.390
‫هی، خوبی؟

00:03:00.390 --> 00:03:02.150
‫خوبم، خوبم!

00:03:12.230 --> 00:03:14.680
‫به راحتی میتونم حضورم رو محو کنم.

00:03:14.680 --> 00:03:16.090
مثل آب خوردنه!

00:03:16.310 --> 00:03:17.370
‫صبر کن! احمق!

00:03:20.740 --> 00:03:21.800
‫کی اونجاست؟!

00:03:21.800 --> 00:03:22.710
- ‫اه!
- ‫بلاد!

00:03:23.700 --> 00:03:25.810
‫معنی این کارا- عه، بو میدی!

00:03:26.060 --> 00:03:28.170
‫چی به ویل دادی بخوره؟!

00:03:28.170 --> 00:03:29.600
‫اوه، این فقط...

00:03:29.600 --> 00:03:32.930
‫اوه، ما فقط میخواستیم وقتی که داری
‫لباس عوض میکنی یه نگاه کوچیک بندازیم.

00:03:33.160 --> 00:03:35.230
‫چ... چ... چی...

00:03:35.230 --> 00:03:37.930
- ‫بهش گفتم که نباید...
- ‫فکر کردی داری چیکار میکنی، احمق؟!

00:03:51.540 --> 00:03:53.430
صدام داشت عوض میشد،

00:03:53.430 --> 00:03:55.380
واسه همین می‌دونستم
قراره زود اتفاق بیفته

00:03:55.630 --> 00:03:59.250
ولی اینکه بخاطر ماری...
لباس عوض کردن ماری...

00:03:58.260 --> 00:03:59.940
‫داری چی میشوری، ویل؟

00:04:01.400 --> 00:04:02.810
‫هی، این...

00:04:03.480 --> 00:04:04.390
‫نخند!

00:04:06.650 --> 00:04:09.660
‫واقعا باید حواسم جمع باشه که
‫زیادی نخورم.

00:04:11.800 --> 00:04:13.960
‫امروز روز مبارزه من با بلاد عه.

00:04:14.360 --> 00:04:15.940
‫وقتی که این تموم بشه،

00:04:16.380 --> 00:04:19.230
‫احتمالا تا بهار این معبد رو ترک میکنم.

00:04:21.050 --> 00:04:25.990
‫میتونی یه راهی پیدا کنی که مبارزه رو از عمد
‫ببازی و بلاد متوجه نشه؟

00:04:28.400 --> 00:04:29.300
- ‫باشه...
- ‫ویل.

00:04:31.860 --> 00:04:33.890
‫کمکت میکنم که لباست رو عوض کنی.

00:04:34.660 --> 00:04:37.260
‫از فردا، تو دیگه بزرگسال میشی.

00:04:37.490 --> 00:04:40.760
‫تصمیم گرفتی که به کدوم خدا
‫سوگند بخوری؟

00:04:41.970 --> 00:04:44.420
‫خب... آره، یه فکری دارم.

00:04:44.650 --> 00:04:45.850
‫فهمیدم.

00:04:46.930 --> 00:04:49.630
‫ماری، من امروز میبَرم.

00:04:52.330 --> 00:04:53.120
‫خب.

00:05:02.500 --> 00:05:03.610
‫گاس کجاست؟

00:05:06.490 --> 00:05:08.940
‫هی، ویل، آماده ای؟

00:05:09.230 --> 00:05:11.250
‫کاملا. بیا شروع کنیم.

00:05:11.510 --> 00:05:14.530
‫خوبه. پس، بیا یه دور دیگه
‫مسائل رو مرور کنیم.

00:05:14.530 --> 00:05:16.560
‫جادو بی جادو، سعی برای کشتن تو یه لحظه هم نداریم.

00:05:16.560 --> 00:05:18.350
‫هر چیز دیگه ای جایزـه.

00:05:18.690 --> 00:05:21.450
‫اگه اتفاقی بیوفته، ماری با
‫نعمتش درستش میکنه.

00:05:21.450 --> 00:05:24.570
‫اولین کسی که شکست رو بپذیره یا
‫دیگه قادر به جنگیدن نباشه مبارزه رو میبازه.

00:05:29.210 --> 00:05:32.000
‫بهترین تلاشت رو بکن که نمیری.

00:05:51.110 --> 00:05:52.290
‫اون مثل طوفان میمونه.

00:05:52.730 --> 00:05:55.700
‫اگه فقط یکی از این ضربه های محکم بهم بخوره،
‫مبارزه برام تمومه.

00:06:07.410 --> 00:06:09.560
‫فکر کردی میتونی نزدیک بشی، هان؟

00:06:09.560 --> 00:06:11.300
‫اوف، این خیلی رو اعصابه!

00:06:15.600 --> 00:06:19.130
‫این خودش یه چالشه که یکی از
‫ضربه های بلاد رو به طور کامل جاخالی بدم،

00:06:19.130 --> 00:06:23.010
‫ولی اگه فقط یکیشون به شمشیرم بخوره،
‫من و شمشیرم با هم خورد میشیم.

00:06:23.310 --> 00:06:27.050
‫پس چطوری از ضربه هاش جون سالم به در ببرم
‫و فاصله بینمون رو هم کم کنم؟

00:06:28.470 --> 00:06:29.990
‫فقط یه جواب وجود داره!

00:06:32.000 --> 00:06:32.860
‫برو که بریم!

00:06:43.420 --> 00:06:44.200
‫ویل...

00:06:52.910 --> 00:06:55.250
‫اون شمشیرم رو بین دنده هاش گیر انداخته؟!

00:06:56.080 --> 00:06:58.110
‫خیلی خوب بود.

00:06:58.970 --> 00:07:00.530
‫من قبول میکنم.

00:07:00.530 --> 00:07:04.830
‫آره. پسر، ماهیچه نداشتن واقعا
‫یه ضعفه.

00:07:04.830 --> 00:07:05.790
- ‫بلاد!
- ‫اوه!

00:07:06.120 --> 00:07:07.670
‫اوه و کوفت!

00:07:07.670 --> 00:07:10.290
‫قول داده بودی که دیگه از
‫اون حقه استفاده نمیکنی!

00:07:10.290 --> 00:07:12.400
‫مـ مطئمن نیستم داری در مورد چی حرف میزنی...

00:07:12.400 --> 00:07:15.360
‫اینکه از دنده هات استفاده کردی تا
‫صلاح حریفت رو گیر بندازی!

00:07:15.360 --> 00:07:17.840
‫آره، ولی من قلبی کبدی چیزی ندارم،
‫برای همین...

00:07:17.840 --> 00:07:20.070
‫چی؟! این کارو وقتی زنده هم بوده کرده؟!

00:07:20.380 --> 00:07:23.350
‫آره، کرده! میتونی باور کنی؟!

00:07:23.350 --> 00:07:26.450
‫خب، حریف من اون موقع
‫واقعا سریع بود!

00:07:26.450 --> 00:07:28.600
‫و به نظر میرسید که میخواد
‫سوراخت کنه، برای همین منم فقط...

00:07:28.600 --> 00:07:29.960
‫بهونه نیار!

00:07:30.670 --> 00:07:32.400
‫باورم نمیشه که اون جون سالم به در برده.

00:07:32.400 --> 00:07:35.250
‫بدون نعمت من، زنده نمیموند!

00:07:35.450 --> 00:07:38.590
‫ببین! من اون کارو کردم به خاطر اینکه
‫ایمان داشتم دعای تو کار میکنه!

00:07:38.590 --> 00:07:42.900
‫واقعا نگران شدم که
‫تو در جا مُردی!

00:07:42.900 --> 00:07:45.560
‫ازت نخواستم که دیگه اون کارو نکنی؟!

00:07:44.180 --> 00:07:46.310
‫با اینکه میدونم این چیه.

00:07:45.560 --> 00:07:47.970
‫معنی جمله »لطفا دیگه این کارو نکن«
‫رو میفهمی؟!

00:07:46.770 --> 00:07:49.640
‫این از اون چیزاییه که حتی یه سگ هم میفهمه.

00:07:47.970 --> 00:07:49.810
‫یعنی اینکه دیگه تکرارش نکن!

00:07:50.920 --> 00:07:53.200
‫ویل، با اینکه نتونستی منو شکست بدی،

00:07:53.200 --> 00:07:55.870
‫ولی کاری که کردی قابل ستایشه.

00:07:55.870 --> 00:07:57.760
‫حتی اگه نتونستی منو شکست بدی.

00:07:57.760 --> 00:07:59.920
‫نیاز نیست برای تاکید
‫دو بار اینو بگی!

00:07:59.920 --> 00:08:01.670
‫مطمئن میشم که دفعه دیگه تو میبازی!

00:08:03.020 --> 00:08:05.120
‫این روحیه ـست، ویل کوچولو!

00:08:05.510 --> 00:08:06.460
‫اوی.

00:08:06.830 --> 00:08:08.430
‫جو گیر نشو!

00:08:08.430 --> 00:08:11.540
‫هر دوتون باید اینو جدی بگیرید!

00:08:11.750 --> 00:08:13.430
‫ولی میدونی،

00:08:13.430 --> 00:08:16.590
‫اگه یه ضربه کُشنده یا یه تکنیک مخفی داشتم،
‫نمی تونستم بهت یاد بدم.

00:08:16.590 --> 00:08:17.520
‫نمی تونستی؟

00:08:17.520 --> 00:08:18.680
‫نه.

00:08:19.210 --> 00:08:22.690
‫مدلی که من می جنگم و مدلی که تو
‫می جنگی مثل هم نیست.

00:08:22.690 --> 00:08:26.560
‫هدف من هیچ وقت این نبوده که تو رو
‫جوری بزرگ کنم که کپی خودم بشی.

00:08:26.880 --> 00:08:31.310
‫پس حرکت هایی هم که من بهشون اتکا میکنم
‫با مال تو یکی نمیشن.

00:08:31.610 --> 00:08:33.430
‫این اصول هستن که بیشتر همه اهمیت دارن.

00:08:33.430 --> 00:08:37.060
‫اطمینان داشته باش که بتونی تو هر زمانی
‫از همه چیزایی که یاد گرفتی استفاده کنی.

00:08:37.750 --> 00:08:42.090
‫من و ماری هر دوتامون تا الان
‫هرچیزی که مهم بوده رو بهت یاد دادیم.

00:08:42.090 --> 00:08:43.030
‫باشه...

00:08:45.290 --> 00:08:47.710
‫پدر، مادر.

00:08:48.720 --> 00:08:50.230
‫«پدر»، هان؟

00:08:50.230 --> 00:08:52.750
‫آره، فکر کنم این تقریبا چیزیه که ما هستیم.

00:08:52.750 --> 00:08:54.120
‫درسته.

00:08:54.120 --> 00:08:56.330
‫من نمی تونم بهت هیچ تکنیک مخفی ای رو یاد بدم،

00:08:56.330 --> 00:08:59.610
‫ولی به عنوان یه هدیه برای مستقل شدنت،
‫اینو بهت میدم.

00:09:00.130 --> 00:09:03.590
‫این قدرتمندترین شمشیر شیطانیه
‫که من دارم.

00:09:03.900 --> 00:09:06.390
‫چی؟ ولی من حتی نبُردم...

00:09:06.390 --> 00:09:08.840
‫بهت گفتم، این هدیه مستقل شدنته.

00:09:09.680 --> 00:09:11.490
‫بیا، امتحانش کن.

00:09:16.810 --> 00:09:18.870
‫بهش میگن «اورایتر».

00:09:18.870 --> 00:09:21.560
‫این بالاترین رتبه رو بین شمشیر های شیطانی داره.

00:09:21.560 --> 00:09:25.580
‫حتی می تونه یکی از انعکاس های خداها رو
‫ببُره، مادامی که بتونه بهشون برسه.

00:09:25.900 --> 00:09:28.580
‫فهمیدن کلماتی که روش حک شده
‫خیلی سخته،

00:09:28.580 --> 00:09:30.330
‫ولی میتونم اثراتش رو خلاصه کنم:

00:09:31.050 --> 00:09:33.710
‫»اگه یه موجود زنده با این تیغه بریده بشه،

00:09:33.710 --> 00:09:36.500
‫استفاده کنندش با هر برش
‫نیروی زندگی دریافت میکنه.«

00:09:36.500 --> 00:09:39.190
‫هان؟ نیروی زندگی میگیره؟

00:09:39.380 --> 00:09:41.330
‫آره. به بیان دیگه،

00:09:41.330 --> 00:09:46.380
‫تو میتونی همینطوری بدون فکر فقط بچرخونیش
‫و آخرین فردی باشی که زنده میمونه.

00:09:46.980 --> 00:09:49.880
‫تو بچه باهوشی هستی، مطمئنم
‫که اینو میفهمی،

00:09:50.360 --> 00:09:52.080
‫ولی بیشتر از اون چیزی که لازمه
‫ازش استفاده نکن.

00:09:52.710 --> 00:09:56.310
‫باعث میشه که ضربه زنندش احساس
‫قدرتمند شدن زیادی کنه،

00:09:56.310 --> 00:09:59.390
‫ولی از اون مدل شمشیر های شیطانی نیست
‫که باعث افزایش روحیه بشه.

00:09:59.650 --> 00:10:01.690
‫هرچی بیشتر ازش استفاده کنی،
‫مستقل تر میشی،

00:10:01.690 --> 00:10:04.040
‫تا زمانی که اونقدر ضعیف بشی
‫که دیگه هیچی برات باقی نمونده باشه...

00:10:04.040 --> 00:10:06.330
‫و بعدش من به شروع چرخه
‫زندگی-و-مرگ برمیگردم.

00:10:06.560 --> 00:10:09.310
‫این احتمالا چیزیه که اینو
‫یه «شمشیر شیطانی» میکنه.

00:10:09.310 --> 00:10:12.470
‫به هر حال، تا حالا یه عالمه گفتم،
‫ولی من مطمئنم که مشکلی برات پیش نمیاد.

00:10:15.800 --> 00:10:20.290
‫هر دوتای اونا ایمان دارن که من
‫میتونم به درستی از این شمشیر استفاده کنم.

00:10:21.390 --> 00:10:26.170
‫ولی من واقعا کسی ام که ارزش
‫ایمان اونا رو داره؟

00:10:27.200 --> 00:10:29.990
‫خب، اگه من بهت یه شمشیر شیطانی دادم،

00:10:29.990 --> 00:10:32.640
‫فکر کنم باید بهت در مورد تاریخچش هم بگم.

00:10:33.390 --> 00:10:37.160
‫و البته همراه با چیزی که تو میخوای بدونی.

00:10:38.540 --> 00:10:41.310
‫داره در مورد چیزی که همه این سال ها
‫در موردش فکر کردم حرف میزنه.

00:10:45.790 --> 00:10:48.030
‫بالاخره تو دیگه الان بزرگ شدی.

00:10:48.220 --> 00:10:50.690
‫بهت قول دادم که وقتی بزرگ شدی بهت بگم.

00:10:50.690 --> 00:10:54.200
‫ذهن و جسمت هردو الان
‫به اندازه کافی بزرگ شده.

00:10:55.360 --> 00:11:00.630
‫این داستان پادشاهی میان پادشاهان شیطانیه
‫که سعی کرد این قاره رو فتح کنه،

00:11:00.630 --> 00:11:04.000
‫کسی که به عنوان شاه اعظم ابدیت شناخته میشه...

00:11:04.390 --> 00:11:07.930
‫داستان شکست و مرگ بسیاری از
‫قهرمانان، و همچنین خود ما...

00:11:09.730 --> 00:11:14.670
‫و داستانی که چرا تو اینجا بزرگ شدی.

00:11:17.930 --> 00:11:19.380
‫تیغه شیطان نامیرا.

00:11:19.380 --> 00:11:20.730
‫پادشاه پادشاهان.

00:11:21.290 --> 00:11:22.620
‫خالص ترین شیطان.

00:11:22.620 --> 00:11:23.950
‫تاریکی پایان ناپذیر.

00:11:23.950 --> 00:11:25.520
‫سوار طوفان های جنگی.

00:11:25.520 --> 00:11:28.190
‫همه این ها اسم های شاه اعظم ابدیت هستن.

00:11:28.840 --> 00:11:31.500
‫حدود 200 سال پیش،

00:11:31.500 --> 00:11:34.490
‫پادشاهان شیطان یک قیام خیلی بزرگ رو رهبری کردن.

00:11:34.790 --> 00:11:39.700
‫ارتشی از شیطان های بیشمار به قاره ما .... حمله کردن.

00:11:39.700 --> 00:11:43.580
‫همه قاره ها در مقابل پادشاهان شیطان
‫در حال دست و پا زدن بودن، ژنرال ها...

00:11:43.580 --> 00:11:47.250
‫پادشاهان شیطان ها که واقعا دلت نمیخواد
‫جلوت ظاهر بشن.

00:11:47.460 --> 00:11:49.000
‫شیطان ها؟

00:11:49.000 --> 00:11:52.820
‫و این گروه بزرگ شیاطین مقدار زیادی
‫از گوشت و خون را

00:11:52.820 --> 00:11:57.510
‫در تعدادی مراسم مذهبی بزرگ به خدای
‫خودشون، خدای بعد، پیشکش کردند.

00:11:57.510 --> 00:12:01.100
‫در پاسخ، نوچه های خدای استبداد، ایلتریت،

00:12:01.100 --> 00:12:03.210
‫و یاران خدای آندِد ها، استاگنیت،

00:12:03.210 --> 00:12:05.390
‫در سراسر جهان به جنب و جوش افتادن.

00:12:05.390 --> 00:12:08.660
‫خدایان مقدس نیروی زیادی صرف کردند

00:12:08.660 --> 00:12:12.210
‫در سری نبردهایی که به
‫اندازه کافی قدرت برای تغییر شکل نقشه داشتن.

00:12:12.480 --> 00:12:14.830
‫میدونم که از گاس جغرافی یاد گرفتی،

00:12:15.140 --> 00:12:17.700
‫ولی فکر نکن که نقشه الان
‫مثل نقشه گذشته ـست.

00:12:17.920 --> 00:12:19.050
‫به خاطر اون،

00:12:19.050 --> 00:12:22.530
‫حتی ما هم خیلی نمی‌دونیم قبلنا
‫قاره‌های دیگه چه شکلی بودن.

00:12:22.530 --> 00:12:26.560
‫تنها چیزی که می‌دونیم اینه که شاه اعظم
‫توی ساوث‌مارک خون‌و‌خونریزی به پا کرد.

00:12:27.480 --> 00:12:30.270
‫چقدم اسم مستعار داره.

00:12:30.510 --> 00:12:32.870
‫رک بگم، اونا حتی نزدیک حقیقت هم نیستن.

00:12:32.870 --> 00:12:34.800
‫تواناییاش واقعا دیوانه‌وار بودن.

00:12:34.800 --> 00:12:37.700
‫می‌تونست هر خونی که میریزه
‫رو به سرباز تبدیل کنه،

00:12:37.700 --> 00:12:42.150
‫و هر گوشتی که از تنش میبُره به فرمانده‌هاش،
‫به تعداد نامحدود.

00:12:42.150 --> 00:12:45.500
‫به عبارت دیگه، از گوشت و خون خودش
‫شیاطین رو درست می‌کرد.

00:12:45.500 --> 00:12:47.250
‫عجب هک خفنی...

00:12:47.250 --> 00:12:48.310
‫هک؟

00:12:48.310 --> 00:12:49.900
‫منظورم اینه که یه متقلب بوده.

00:12:50.760 --> 00:12:53.480
‫و اینکه، فقط شمشیر می‌تونست بهش صدمه بزنه.

00:12:53.480 --> 00:12:56.670
‫تیر و جادو حتی نمی‌تونست
‫روش یه خش بندازه...

00:12:56.670 --> 00:12:59.410
‫و سلاح انتخابیش اورایتر بود.

00:12:59.760 --> 00:13:02.180
‫مرد دیوونه‌ای بود که همینطور که

00:13:02.180 --> 00:13:05.530
‫با کشتار دشمناش و زخمی شدن خودش
‫لشکرشو می‌ساخت، قهقهه میزد.

00:13:05.530 --> 00:13:08.730
‫بالاخره، لقب شاه اعظم‌ـو گرفت،

00:13:08.730 --> 00:13:11.160
‫به این معنی که پادشاه بقیه پادشاه‌هاست.

00:13:11.850 --> 00:13:15.110
‫این شهر یه زمانی یه مرکز حیاتی
‫و مهم برای حمل و نقل دریاچه‌ای بود،

00:13:15.110 --> 00:13:18.150
‫اما فقط چند روز تونست قبل از
‫سقوطش دووم بیاره.

00:13:18.930 --> 00:13:23.170
‫شاه اعظم خونه‌اشو توی شهر بنا کرد و
‫به میزان انبوهی شیطان ساخت،

00:13:23.170 --> 00:13:26.580
‫که از راه‌های آبی برای حمله
‫به شهرهای اطراف استفاده می‌کردن.

00:13:27.230 --> 00:13:29.480
‫هیچکس نمی‌تونست شاه اعظم رو بکشه.

00:13:29.840 --> 00:13:33.010
‫نابودی قاره ساوث‌مارک قطعی شد.

00:13:33.010 --> 00:13:35.830
‫درست زمانی که همه شروع
‫به باور این مسئله کردن، گاس...

00:13:35.830 --> 00:13:38.160
‫آگوستوس، دانای سرگردان،

00:13:38.160 --> 00:13:41.740
‫پیشنهاد داد که الان بهترین زمان
‫برای زمین زدن شاه اعظمه.

00:13:41.740 --> 00:13:46.150
‫«الان»؟ اصن کشتنش ممکن بود؟

00:13:47.030 --> 00:13:51.250
‫یه لشکر از شیاطین، یه شمشیر شیطانی،
‫شهر زیرزمینی،

00:13:51.250 --> 00:13:55.840
‫تکنیک‌های مبارزه بلاد، نعمت ماری،
‫تاکتیک‌های گاس...

00:13:56.380 --> 00:13:57.080
‫گاس-

00:13:57.080 --> 00:13:58.110
‫گرفتم چی شد.

00:13:58.110 --> 00:13:59.270
‫گرفتی؟

00:13:59.270 --> 00:14:00.550
‫واقعا؟

00:14:00.550 --> 00:14:02.130
‫آره، فکر کنم.

00:14:02.730 --> 00:14:05.990
‫گاس امیدوار بود موقعیت دقیق
‫دشمن رو تشخیص بده،

00:14:05.990 --> 00:14:08.230
‫و بعد از طریق زیر زمین با
‫چند تا سرباز زبده حمله کنه

00:14:08.230 --> 00:14:10.380
‫و توی مبارزه شمشیر شیطانی‌اشو بدزده.

00:14:10.380 --> 00:14:11.980
‫این احتمالا تنها راه بوده.

00:14:12.330 --> 00:14:14.190
‫شاه اعظم نمی‌تونست کشته بشه.

00:14:14.410 --> 00:14:18.120
‫فرض بر این بود که می‌تونه
‫با تیغه شیطانی‌اش بهبود پیدا کنه،

00:14:18.120 --> 00:14:21.410
‫ولی شمشیر شیطانی سلاحی‌ـه
‫که می‌تونه دزدیده بشه.

00:14:21.410 --> 00:14:23.910
‫دزدیدنش می‌تونه همه چیزو عوض کنه.

00:14:23.910 --> 00:14:27.580
‫و برای انجامش، گاس از جادوی بزرگش
‫برای از بین بردن همه نوچه‌هاش استفاده می‌کنه

00:14:27.580 --> 00:14:29.030
‫و باهاش یک‌به‌یک روبه‌رو میشه.

00:14:29.030 --> 00:14:31.830
‫تا وقتی ماری هردوشون رو با
‫نعمتش سالم نگه داره،

00:14:31.830 --> 00:14:33.640
‫شیطان جدیدی نمی‌تونه ساخته بشه.

00:14:33.640 --> 00:14:36.190
‫از اونجا به بعد، بلاد هر کاری
‫باید می‌کنه تا شمشیر شیطانی رو بدزده.

00:14:36.190 --> 00:14:37.960
‫این حتما موفقیت‌آمیز بوده.

00:14:38.140 --> 00:14:39.530
‫چجوری می‌تونی اینقدر مطمئن باشی؟

00:14:39.710 --> 00:14:42.880
‫اینکه تو شمشیر شیطانیو داری اثباتش می‌کنه.

00:14:42.880 --> 00:14:46.250
‫و اینطوری بود که شاه اعظم مرد... فکر کنم.

00:14:46.250 --> 00:14:47.240
‫و بعد از اون-

00:14:47.240 --> 00:14:48.550
‫اینقدر تند نرو، ویل.

00:14:48.910 --> 00:14:51.260
‫واقعا یه نابغه‌ای،

00:14:51.260 --> 00:14:53.480
‫ولی اشتباه نتیجه‌گیری کردی.

00:14:53.950 --> 00:14:59.130
‫ما... من... نتونستم بکشمش.

00:14:59.130 --> 00:15:01.620
‫نتونستی... بکشیش؟

00:15:02.500 --> 00:15:03.330
‫درسته.

00:15:03.680 --> 00:15:06.700
‫گاس از هر عاملی که براش قابل
‫مشاهده بود استفاده کرد تا

00:15:06.700 --> 00:15:09.610
‫تا احتمال کشتن شاه اعظم‌ـو قوی‌تر کنه.

00:15:09.980 --> 00:15:11.010
‫ولی...

00:15:12.290 --> 00:15:15.230
‫عواملی که می‌تونست ببینه
‫همه‌چیز نبود.

00:15:16.390 --> 00:15:18.640
‫شاه اعظم ذات واقعیش‌ـو آشکار کرد،

00:15:18.640 --> 00:15:21.840
‫و ظاهر یه جنگجوی زشت و
‫وحشتناک رو به خودش گرفت.

00:15:22.440 --> 00:15:25.220
‫و بعد از اون... خب...

00:15:25.770 --> 00:15:28.900
‫اون نسبت به من شمشیرزن بهتری بود.

00:15:28.900 --> 00:15:30.250
‫دستمم بهش نمی‌رسید.

00:15:30.580 --> 00:15:33.400
‫قبل از اون زیاد با رقیبای
‫بزرگ تر از خودم جنگیده بودم،

00:15:33.400 --> 00:15:35.900
‫ولی اون اولین کسی بود که
‫هر کاری می‌کردم فایده نداشت.

00:15:35.900 --> 00:15:38.370
‫حتی تو هم هیچ شانسی جلوش نداشتی؟

00:15:38.620 --> 00:15:41.470
‫آره، حتی همرزم‌هام که یه
‫مانع اون بیرون ایجاد کرده بودن

00:15:41.470 --> 00:15:44.260
‫بعد از اینکه همه چیو به من سپردن
‫یکی یکی نابود می‌شدن.

00:15:44.850 --> 00:15:48.540
‫من جادو گاس و نعمت ماری‌ـو کمکم داشتم،

00:15:48.540 --> 00:15:50.500
‫و اون زخمی شده بود.

00:15:51.140 --> 00:15:55.740
‫علی‌رغم همه اینا، مطمئنم یه سطح بالاتر بود...

00:15:55.740 --> 00:15:58.690
‫جوری که چیزی باشه که من
‫تا زمانی که زنده‌ام نتونم بکشمش.

00:15:59.340 --> 00:16:03.410
‫تا امروز، هنوزم موندم چی بود که من کم داشتم.

00:16:05.090 --> 00:16:06.520
‫ولی الان دیگه خیلی دیره.

00:16:06.940 --> 00:16:08.490
‫تو می‌دونی چرا، مگه نه؟

00:16:08.800 --> 00:16:11.060
‫آندد ها رشد نمی‌کنن.

00:16:11.460 --> 00:16:13.970
‫مهارت‌های شمشیرزنیم نمی‌تونن پیشرفت کنن.

00:16:14.420 --> 00:16:18.510
‫و وقتی معلوم شد که محکوم به شکست‌ایم،

00:16:18.510 --> 00:16:22.070
‫من و گاس روی شاه اعظم یه مهروموم گذاشتیم.

00:16:22.550 --> 00:16:24.700
‫اگه نمی‌تونستیم بکشیمش،
‫حداقل، اینکارو باید می‌کردیم.

00:16:24.890 --> 00:16:26.080
‫منظورت اینه که...

00:16:26.610 --> 00:16:30.210
‫از اینکه بلاد بتونه شکستش بده
‫ناامید شدن.

00:16:30.960 --> 00:16:32.970
‫خداروشکر، تکنیک کار کرد،

00:16:32.970 --> 00:16:36.140
‫و شاه اعظم توی اعماق این زمین مهروموم شد.

00:16:37.370 --> 00:16:38.390
‫به عبارت دیگه...

00:16:39.100 --> 00:16:43.510
‫تا آخرش، ما نتونستیم کاملا به بلاد ایمان داشته باشیم.

00:16:44.030 --> 00:16:45.080
‫و بعد از اون...

00:16:46.810 --> 00:16:47.910
‫ماری؟

00:16:47.910 --> 00:16:51.760
‫و بعد یه انعکاس از استاگنایت نازل شد.

00:16:51.760 --> 00:16:55.230
‫چی؟! انعکاس تجسم یه خداست،‌ درسته؟

00:16:55.230 --> 00:16:56.440
‫ولی چرا...

00:16:56.780 --> 00:17:00.750
‫خدایان شیطانی جداگونه عمل می‌کنن،
‫هر کدوم از اصول خودشون پیروی می‌کنن.

00:17:00.750 --> 00:17:03.120
‫در صورت نفع هر دو طرف همکاری می‌کنن،

00:17:03.120 --> 00:17:04.870
‫ولی برعکسشم درسته.

00:17:05.080 --> 00:17:08.470
‫فکر کنم استاگنایت از هیچی راضی نبود.

00:17:08.470 --> 00:17:12.660
‫شاه اعظم هیولایی بود که انعکاس خدا
‫رو با اورایتر از بین ببره.

00:17:13.140 --> 00:17:16.270
‫فکر کرد براش بهتره اگه
‫شاه اعظم مهروموم بشه،

00:17:16.270 --> 00:17:18.420
‫پس یه پیشنهاد بهمون داد.

00:17:18.710 --> 00:17:20.590
‫گفت «شما سه تا به طور استثنایی
‫با استعداد هستید،

00:17:20.590 --> 00:17:24.030
‫پس با تبدیل شدن به آندد در جبهه من بجنگید،»

00:17:24.030 --> 00:17:25.190
‫ولی اون...

00:17:25.190 --> 00:17:28.650
‫اگه این کارو می‌کردیم،
‫از شر شیاطین توی شر خلاصمون می‌کرد.

00:17:28.650 --> 00:17:33.190
‫بعد از اون، می‌تونستیم هر جور دوست داریم
‫توی بدن‌های فناناپذیرمون مراقب مهروموم باشیم.

00:17:33.420 --> 00:17:36.950
‫استاگناینت نمی‌تونست دیدن
‫تراژدی زندگی و مرگ رو تحمل کنه،

00:17:36.950 --> 00:17:40.240
‫پس امیدوار بود با تبدیل کردن
‫روح‌های استثنایی به آندد

00:17:40.240 --> 00:17:44.690
‫دنیای جاودان بدون تراژدیِ خودش رو درست کنه.

00:17:45.000 --> 00:17:48.220
‫و ما هم چشمشو گرفته بودیم.

00:17:48.220 --> 00:17:51.500
‫بهتر نیست بگیم خودش
‫ما رو نشون کرد؟

00:17:52.190 --> 00:17:55.890
‫بهمون گفت انتخاب کنیم،
‫ولی هیچ انتخابی برای ما نبود.

00:17:58.650 --> 00:18:01.320
‫ما دستش رو پذیرفتیم.

00:18:02.440 --> 00:18:05.230
‫از اونجایی که گوشت تن‌‌ام پاره پاره شده بود،
‫به یه اسکلت تبدیل شدم.

00:18:05.540 --> 00:18:09.530
‫ماری با شعله‌های ماتر سوخت،
‫و به یه مومیایی تبدیل شد.

00:18:09.820 --> 00:18:12.490
‫و شاید از اونجایی که هیچ دلبستگی‌ای
‫به بدن سالخورده‌اش نداشت،

00:18:12.490 --> 00:18:14.020
‫گاس تبدیل به یه شبح شد.

00:18:15.500 --> 00:18:17.520
‫ماری یه بار بهم گفت...

00:18:17.960 --> 00:18:22.040
‫اون اتفاق میفته چون من به
‫مادر زمین ماتر خیانت کردم.

00:18:22.700 --> 00:18:25.940
‫بعد از اون خدای آندد شهر رو پاکسازی کرد.

00:18:26.200 --> 00:18:29.080
‫قدرت فوق‌العاده‌اش شیاطین
‫رنک پایین رو به آندد تبدیل کرد،

00:18:29.080 --> 00:18:31.850
‫چیزی حتی نباید ممکن باشه.

00:18:32.180 --> 00:18:36.460
‫و اون شیاطین آندد تا همین امروز هم
‫توی شهر سرگردونن...

00:18:36.650 --> 00:18:40.390
‫و ما نگهبان‌ـای مهروموم شاه اعظم شدیم،

00:18:40.390 --> 00:18:42.590
‫به عنوان بالاترین رنک آنددها.

00:18:42.820 --> 00:18:44.250
‫در طول ۲۰۰ سال از اون موقع،

00:18:44.250 --> 00:18:46.180
‫ما همرزم های سابقمون‌ رو خاک کردیم،

00:18:46.180 --> 00:18:48.880
‫و گاس با جادو یه تور حفاظتی به پا کرد،

00:18:48.880 --> 00:18:51.780
‫که بهمون اجازه داد به
‫مراقبت از شهر ادامه بدیم.

00:18:51.780 --> 00:18:54.150
‫کار دیگه‌ای نداشتیم که بکنیم.

00:18:54.150 --> 00:18:57.200
‫با قراردادمون به این شهر بسته شده بودیم.

00:18:57.200 --> 00:18:59.750
‫حتی نمی‌تونیم بفهمیم بیرون چه خبره.

00:18:59.750 --> 00:19:04.610
‫سه تاییمون راجب احتمال این که
‫بشر منقرض شده یا نه بحث کردیم

00:19:05.450 --> 00:19:06.910
‫و بعد...

00:19:07.520 --> 00:19:09.120
‫تو اومدی.

00:19:09.910 --> 00:19:13.770
‫یا، دقیق‌تر بگم، شیاطین اوردنت اینجا.

00:19:13.770 --> 00:19:14.920
‫اوه...

00:19:15.510 --> 00:19:19.930
‫پس من قرار بوده قربانی‌ای باشم
‫برای شکستن مهروموم شاه اعظم.

00:19:20.200 --> 00:19:23.210
‫تعجبی نداره که قبلا نمی‌تونستین بهم بگین.

00:19:23.210 --> 00:19:25.250
‫نمی‌تونستین خودتونو وادار کنین که بگین.

00:19:25.250 --> 00:19:29.300
‫آره. با وجود اینکه اینقدر خشن و زمخته،
‫ولی بلاد خیلی مراقب بود.

00:19:29.300 --> 00:19:31.310
‫همین الان بهم گفتی خشن و زمخت، هان؟

00:19:31.540 --> 00:19:33.220
‫بعد کشتن اون شیاطین،

00:19:33.220 --> 00:19:37.020
‫با گاس یکم بحثمون شد که
‫با تو باید چیکار کنیم.

00:19:37.020 --> 00:19:37.810
‫بحثتون شد؟

00:19:38.160 --> 00:19:40.110
‫گاس مخالف بود،

00:19:40.110 --> 00:19:43.470
‫ولی تصمیم گرفتیم بزرگت کنیم.

00:19:43.870 --> 00:19:45.570
‫پس برای همین بود که گاس گفت...

00:19:45.820 --> 00:19:48.680
‫وقتی یه بچه آدم با خودت اوردی،

00:19:48.680 --> 00:19:51.320
‫فکر می‌کردم که نباید اهمیت می‌دادی...

00:19:51.710 --> 00:19:55.160
‫این حقیقتی که اون شیاطین
‫تونستن تو رو بیارن اینجا

00:19:55.160 --> 00:19:58.880
‫به این معنیه که این نزدیکیا
‫یه سری آدم زندگی می‌کنن.

00:19:58.880 --> 00:20:02.960
‫وضعیت اون بیرون ممکنه
‫الان وحشتناک باشه،

00:20:02.960 --> 00:20:06.980
‫ولی اگه باشه، فقط باید
‫نیروتو جمع کنی و با کله بری توش.

00:20:06.980 --> 00:20:08.260
‫مثل الان.

00:20:08.890 --> 00:20:11.610
‫و برای همینه که من الان اینجام، نه؟

00:20:12.780 --> 00:20:17.220
‫دارم میرم به سمت آدمایی که
‫از اون قیام بزرگ جون سالم به در بردن.

00:20:17.780 --> 00:20:20.250
‫قدرتی که این سه تا بهم دادن
‫رو با خودم می‌برم.

00:20:20.760 --> 00:20:23.080
‫یه روزی، برمیگردم به این شهر.

00:20:23.080 --> 00:20:25.100
‫خونواده و دوستامو با خودم میارم

00:20:25.100 --> 00:20:26.820
‫و بهشون معرفیشون می‌کنم.

00:20:27.200 --> 00:20:29.620
‫حتی می‌تونم این شهر رو بازسازی کنم.

00:20:29.620 --> 00:20:31.470
‫یه روزی... می‌دونم که من...

00:20:31.810 --> 00:20:33.900
‫خوشحال باش، ویل.

00:20:33.900 --> 00:20:36.240
‫و یادت نره که کار خیر انجام بدی و عبادت کنی.

00:20:36.240 --> 00:20:36.920
‫هان؟

00:20:37.210 --> 00:20:39.530
‫تو بهترین شاگردی هستی
‫که می‌تونستم داشته باشم.

00:20:39.530 --> 00:20:42.920
‫حتی توی آزمون امروز، از نظر ذاتی،
‫نسبت به من برتری داشتی.

00:20:43.310 --> 00:20:45.670
‫پسر باهوش و عزیز من...

00:20:46.180 --> 00:20:48.930
‫خیلی دوستت دارم. قوی‌تر شو. باشه؟

00:20:49.160 --> 00:20:53.330
‫تو یه چشم به هم زدن، تبدیل به یه
‫خانواده واقعی شدیم، و من خیلی خوشحال بودم.

00:20:53.740 --> 00:20:55.930
‫ویل، پسر دلبند عزیزم...

00:20:56.710 --> 00:20:59.520
‫مادرت عاشقته.

00:21:00.510 --> 00:21:02.960
‫صبر کن... چرا شما...

00:21:03.330 --> 00:21:06.210
‫یجوری حرف میزنین انگار
‫این آخرخداحافظی‌مونه؟

00:21:19.370 --> 00:21:21.770
‫خداحافظی‌تونو کردین، قهرمانان؟

00:21:22.180 --> 00:21:23.120
‫بله.

00:21:23.560 --> 00:21:25.950
‫بفرما. ما آماده‌ایم.

00:21:25.950 --> 00:21:29.180
‫بالاخره، دلبستگی‌تونو از دست دادین.

00:21:29.510 --> 00:21:31.340
‫مطابق قراردادمون،

00:21:31.340 --> 00:21:34.490
‫الان روحتون رو توی دستای من قرار بدین.

00:21:34.490 --> 00:21:37.740
‫هیچ‌کاری نمی‌تونم بکنم... نمیتونم تکون بخورم!

00:21:37.740 --> 00:21:38.840
‫چرا؟!

00:21:39.340 --> 00:21:41.270
‫لطفا، تکون بخور!

00:21:41.270 --> 00:21:42.640
- ‫واستاره!
- ‫ویران کردن

00:21:50.260 --> 00:21:53.900
‫اوه، آره. یه کاربر جادو هم
‫بینتون مونده بود.

00:21:53.900 --> 00:21:57.960
‫ویل، بلاد و مری‌ـو بردار و از اینجا برو!

00:21:59.930 --> 00:22:01.710
‫نگران نباشین.

00:22:00.420 --> 00:22:04.970
‫قسمت سه
‫روز پرداخت

00:22:01.710 --> 00:22:03.850
‫من متوقفش میکنم!

00:22:07.890 --> 00:22:11.890
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:35.810 --> 00:23:39.970
‫قسمت چهار
‫خدای مشعل الهی