﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::  www.bolboljan.net ::.

00:00:10.190 --> 00:00:13.880
‫از وقتی که شهر مردگان رو ترک کردم
‫تا حالا چندین بار با شیاطین جنگیدم.

00:00:15.030 --> 00:00:19.040
‫به عنوان کسی که بلاد و بقیه آموزشش دادن،
‫و بعد جنگیدن با یه خدای آندد،

00:00:19.410 --> 00:00:22.510
‫این شیطان‌های ولگرد برام عددی نیستند.

00:00:36.890 --> 00:00:42.180
‫پالادین دوردست

00:02:10.290 --> 00:02:12.490
‫مدت زیادیه که سفرم رو شروع کردم،

00:02:12.490 --> 00:02:14.450
‫ولی هنوز هیچ آدمی ندیدم.

00:02:15.080 --> 00:02:17.200
‫تنها چیزی که دیدم شیطان‌های تغییر یافته

00:02:17.470 --> 00:02:19.490
‫به شکل حیوون‌های وحشی و عجیب غریب بوده.

00:02:22.010 --> 00:02:23.670
‫خیلی سرده...

00:02:24.280 --> 00:02:27.050
‫۲۰۰ سال از وقتی که ماری و بلاد
‫و بقیه زنده بودن می‌گذره.

00:02:28.200 --> 00:02:32.090
‫یعنی بعد از ۲۰۰ سال هیچ انسانی
‫این طرفا نیمده؟

00:02:33.190 --> 00:02:36.210
‫سرده، ولی نه اونقدر که برف بیاد.

00:03:13.910 --> 00:03:16.280
‫هیچ آدمی اینجا نیست، فکر کنم...

00:03:21.260 --> 00:03:24.190
‫یه حفره که توسط یه جادوی مهیب ایجاد شده؟

00:03:26.940 --> 00:03:29.770
‫الهه نور، گریسفیل...

00:03:30.650 --> 00:03:34.960
‫به ارواح سرگردان این سرزمین
‫صلح و هدایت عطا کن.

00:03:51.890 --> 00:03:53.790
‫آره، البته.

00:03:54.020 --> 00:03:56.260
‫۲۰۰ سال شده.

00:03:56.260 --> 00:03:58.010
‫شکل زمین عوض میشه.

00:03:59.250 --> 00:04:00.460
‫هشدار

00:04:00.460 --> 00:04:02.170
‫جادوی نگهبان

00:04:02.170 --> 00:04:04.130
‫نگهبان حشرات

00:04:09.640 --> 00:04:11.680
‫غذایی که داشتم تموم شده.

00:04:12.160 --> 00:04:14.400
‫می‌تونم با دعا برای برکت
‫نون به دست بیارم،

00:04:14.400 --> 00:04:18.080
‫و می‌تونم آب رو تصفیه کنم،
‫اینطوری می‌تونم یه مدتی دووم بیارم...

00:04:20.850 --> 00:04:23.690
‫ولی امیدوارم زودتر به یه جایه
‫پر جمعیت برسم.

00:04:32.570 --> 00:04:35.670
‫اگه همینطور به طرف پایین رودخونه
‫برم، قاعدتا باید...

00:04:43.200 --> 00:04:44.890
‫یه شیطان؟ نه!

00:04:45.170 --> 00:04:46.550
‫این یه گراز بزرگه!

00:04:55.480 --> 00:04:56.570
‫باید کارش رو تموم کنم.

00:04:59.000 --> 00:05:00.240
‫این چیه؟

00:05:03.940 --> 00:05:05.580
‫همون پر‌های سفید...

00:05:06.100 --> 00:05:07.370
‫یه شکارچی؟

00:05:07.730 --> 00:05:09.480
‫این یه سناریو ایده‌آل نیست.

00:05:09.950 --> 00:05:12.490
‫هر دومون اینطوری با سلاح
‫با هم رو به رو شدیم.

00:05:12.920 --> 00:05:14.620
‫بسته به اینکه اون چیکار کنه...

00:05:15.480 --> 00:05:17.280
‫بالاخره یه نفر دیگه رو ملاقات کردم.

00:05:17.280 --> 00:05:19.110
‫باید بهش نشون بدم که تهدیدی براش نیستم.

00:05:19.510 --> 00:05:21.280
‫باید سلاحم رو بندازم؟

00:05:21.280 --> 00:05:23.380
‫ولی ممکنه حمله کنه.

00:05:23.380 --> 00:05:26.530
‫شروع کنم به دعا کردن و نشون بدم که
‫چه آدم روحانی‌ای هستم؟

00:05:26.950 --> 00:05:29.470
‫ممکنه این کارو با حمله اشتباه بگیره.

00:05:30.110 --> 00:05:32.300
‫باید کلماتم رو با دقت انتخاب کنم.

00:05:32.710 --> 00:05:35.640
‫من یه خارجی‌ام که هیج راهی
‫ندارم هویت خودم رو ثابت کنم.

00:05:39.560 --> 00:05:42.730
‫وقتی همدیگه رو ملاقات می‌کنیم، ستاره‌ها می‌درخشند.

00:05:43.860 --> 00:05:45.090
‫زبان الف باستان؟

00:05:45.550 --> 00:05:47.880
‫رابطه‌ای با الف‌ها داری؟

00:05:47.880 --> 00:05:48.830
‫نه.

00:05:48.830 --> 00:05:52.080
‫ولی می‌تونم بفهمم که تو
‫یه رابطه‌ای باهاشون داری.

00:05:52.470 --> 00:05:54.860
‫کمانت از الف‌هاست، نه؟

00:05:57.320 --> 00:05:59.950
‫هه. خب، اشتباه نمی‌کنی.

00:06:02.170 --> 00:06:07.630
‫قسمت ۶
‫کماندار جنگل دیو‌ها

00:06:05.100 --> 00:06:06.360
‫خب، هرچی.

00:06:06.360 --> 00:06:09.340
‫به هر حال، کار اون گراز رو تموم کردی؟

00:06:09.340 --> 00:06:11.790
‫اوه... آره، کار من بود.

00:06:11.790 --> 00:06:13.630
‫اون شکار من بود.

00:06:14.040 --> 00:06:15.890
‫کُشتنش رو ازم گرفتی.

00:06:15.890 --> 00:06:16.630
‫بـــ

00:06:17.340 --> 00:06:21.000
‫تقریبا به عنوان یه عادت از زندگی قبلیم
‫داشتم میگفتم «ببخشید».

00:06:21.980 --> 00:06:25.260
‫درست میگی. اون یهویی جلوی من ظاهر شد
‫و بهم حمله کرد،

00:06:25.260 --> 00:06:27.190
‫برای همین چاره‌ای نداشتم و
‫باید از خودم دفاع می‌کردم.

00:06:27.620 --> 00:06:28.450
‫بازم...

00:06:28.760 --> 00:06:30.690
‫این یه موقعیت برای حرف زدن درست می‌کنه.

00:06:31.190 --> 00:06:33.400
‫از اونجایی که من کسیم که کُشتمش،

00:06:33.400 --> 00:06:35.910
‫فکر می‌کنم، حداقل، یه سهمی توش دارم.

00:06:39.220 --> 00:06:41.970
‫خب، درست میگی.

00:06:42.790 --> 00:06:44.930
‫اه، لعنت. شکسته.

00:06:44.930 --> 00:06:46.770
‫و دیگه خیلی برام باقی نمونده...

00:06:46.770 --> 00:06:49.030
‫به دست آوردن فلز سخته؟

00:06:50.080 --> 00:06:52.590
‫بعدش ما یکم دیگه با هم صحبت کردم.

00:06:52.830 --> 00:06:55.460
‫نیمه الف مو نقره‌ای
‫توی بحث و گفت و گو خیلی ماهر بود،

00:06:55.460 --> 00:06:58.100
‫برای همین تو این مورد
‫تا حدی مورد لطف اون بودم.

00:06:58.440 --> 00:07:00.280
‫ولی اون موافقت کرد که کتف
‫گراز رو به من بده

00:07:00.280 --> 00:07:03.100
‫در عوض اینکه بهش توی
‫کُشتنش کمک کردم.

00:07:03.330 --> 00:07:05.230
‫واو، کارت رو بلدی، هان؟

00:07:08.940 --> 00:07:11.440
‫متاسفم. ازت قدردانی می‌کنم.

00:07:11.440 --> 00:07:13.040
‫ما به خوبی ازت استفاده می‌کنیم.

00:07:13.440 --> 00:07:15.420
‫حسابی مذهبی هستی.

00:07:15.770 --> 00:07:16.950
‫به هر حال...

00:07:17.680 --> 00:07:20.630
‫پای جلویی مال تو عه.

00:07:20.630 --> 00:07:22.550
‫این حسابمون رو صاف می‌کنه.

00:07:22.550 --> 00:07:23.480
‫آره.

00:07:24.940 --> 00:07:27.030
‫فکر کنم باید حداقل شش‌ها رو بخوریم.

00:07:27.030 --> 00:07:28.300
‫زود فاسد میشن.

00:07:28.300 --> 00:07:30.600
‫من یه قابلمه دارم که می‌تونیم ازش استفاده کنیم.

00:07:34.940 --> 00:07:36.460
- ‫فلامو ایگنیس.
- ‫سوختن، شعله‌های آتش

00:07:37.260 --> 00:07:39.430
‫هی، کارت با دستات خیلی خوبه.

00:07:39.700 --> 00:07:41.040
‫آره، یه جورایی.

00:07:41.040 --> 00:07:43.880
‫فعلا باید جادوم رو یه راز نگه دارم.

00:07:45.130 --> 00:07:47.040
‫خب، الان فقط باید صبر کنیم.

00:07:47.040 --> 00:07:47.910
‫آره.

00:07:49.100 --> 00:07:50.410
‫مادر زمین ماتر،

00:07:50.710 --> 00:07:52.500
‫و همه خدایان مقدس،

00:07:52.500 --> 00:07:56.290
‫از لطف شما برای این غذا
‫سپاس‌گذاریم.

00:07:56.290 --> 00:07:59.230
‫لطفا غذای ما رو مورد برکت قرار بدهید،

00:07:59.230 --> 00:08:02.670
‫تا روح و جسم ما تغذیه شود.

00:08:02.670 --> 00:08:04.760
‫واقعا مذهبی هستی، ها؟

00:08:05.010 --> 00:08:07.870
‫اون خیلی با اعتقاد به نظر نمی‌رسه.

00:08:08.190 --> 00:08:09.590
‫باشه، بیا بخوریم.

00:08:08.370 --> 00:08:12.050
‫من کسی هستم که خاطرات زندگی گذشتم رو دارم،
‫ولی به نظر میرسه که اون به طبیعت نزدیک‌تره.

00:08:09.980 --> 00:08:11.630
‫برای این رحمت و بخشش سپاس‌گذاری می‌کنیم.

00:08:11.630 --> 00:08:12.460
‫بیا بخوریم.

00:08:17.170 --> 00:08:18.160
- ‫داغه!
- ‫خوبه!

00:08:19.570 --> 00:08:21.520
‫این عالیه!

00:08:24.740 --> 00:08:25.450
‫هان؟

00:08:25.840 --> 00:08:27.550
‫می‌خوای مسیر رو بدونی؟

00:08:27.550 --> 00:08:30.500
‫خب، منظورم اینه...
‫یه جورایی توضیح دادنش سخته...

00:08:30.500 --> 00:08:31.930
‫نمی‌دونم چطوری برم...

00:08:31.930 --> 00:08:33.440
‫آشنام هم به نظر نمی‌رسی.

00:08:33.710 --> 00:08:35.690
‫جدی، تو از کجا اومدی؟

00:08:36.140 --> 00:08:40.650
‫اینکه بگم من توسط سه تا آندد
‫توی یه شهر نابود شده بزرگ شدم احتمالا فایده‌ای نداره.

00:08:41.340 --> 00:08:43.250
‫من از جنوب میام.

00:08:43.250 --> 00:08:46.400
‫جنوب؟ جنوب این‌جا
‫که هیچی وجود نداره.

00:08:46.400 --> 00:08:47.090
‫هان؟

00:08:47.090 --> 00:08:49.480
‫این‌جا جنوبی‌ترین جاییه که بشر تا حالا رفته،

00:08:49.480 --> 00:08:51.530
‫جنگل‌ دیوها در ساوث‌مارک.

00:08:52.330 --> 00:08:54.540
‫با این‌حال، من از جنوب اومدم.

00:08:54.740 --> 00:08:56.050
‫داستان درازی داره.

00:08:56.470 --> 00:09:00.770
‫اوه، تو یه ماجراجویی که توی
‫خرابه‌ها دنبال گنج می‌گردی؟

00:09:00.770 --> 00:09:02.820
‫آره، یه چیزی مثل همین.

00:09:02.820 --> 00:09:04.560
‫گم شدی؟

00:09:04.880 --> 00:09:05.850
‫آره.

00:09:05.850 --> 00:09:09.120
‫تا حالا هیچ‌وقت ماجراجوی بی‌خیالی
‫مثل تو ندیده بودم.

00:09:09.440 --> 00:09:10.530
‫خب، حالا هرچی.

00:09:10.900 --> 00:09:12.920
‫فقط همین مسیر رو به طرف پایین رودخونه ادامه بده،

00:09:12.920 --> 00:09:15.690
‫و چند روز دیگه به یه شهر کوچیک میرسی.

00:09:15.930 --> 00:09:17.520
‫دیگه بقیش رو از اونجا می‌تونی بفهمی.

00:09:17.520 --> 00:09:18.810
‫ممنون.

00:09:18.810 --> 00:09:20.420
‫آره، خب، موفق باشی.

00:09:20.420 --> 00:09:24.610
‫هی، اگه که سر راهه، می‌تونیم
‫جایی که تو زندگی می‌کنی یه توقف کنیم؟

00:09:29.080 --> 00:09:29.890
- ‫اممم...
- ‫نه.

00:09:30.760 --> 00:09:33.110
‫من حتی یه ثانیه هم نمی‌خوام
‫درگیر کارای تو بشم.

00:09:33.110 --> 00:09:34.130
‫دیگه بفهم.

00:09:35.130 --> 00:09:36.820
‫آره، معلومه که نه.

00:09:36.820 --> 00:09:39.700
‫کی می‌خواد یه غریبه که زره پوشیده
‫رو به خونش ببره؟

00:09:40.120 --> 00:09:41.380
‫ببخشید.

00:09:41.640 --> 00:09:43.170
‫پس دنبالم نیا.

00:09:43.170 --> 00:09:45.610
‫با اینکه نوری نداری مشکلی نداری؟

00:09:45.610 --> 00:09:48.380
‫چیزی وجود نداره که بخوای براش نگران باشی.

00:09:53.890 --> 00:09:55.340
‫اونا...

00:09:55.340 --> 00:09:56.390
‫پری‌ها.

00:09:57.030 --> 00:09:58.650
‫تا حالا اونا رو ندیده بودم.

00:09:58.970 --> 00:10:01.410
‫میگن که الف‌ها به عنوان پیروان الهه پری،

00:10:01.410 --> 00:10:04.830
‫رابطه خیلی نزدیکی با بقیه
‫موجودات مورد علاقه اون دارن.

00:10:05.290 --> 00:10:06.940
‫فکر کنم برای اونم اینطوریه.

00:10:06.940 --> 00:10:07.840
‫تا بعد.

00:10:07.840 --> 00:10:09.160
‫امم... من ویل هستم.

00:10:09.450 --> 00:10:11.250
‫ویلیام جی. ماری‌بلاد.

00:10:11.250 --> 00:10:12.160
‫اسم تو چیه؟

00:10:13.600 --> 00:10:16.190
‫منل. منلدور.

00:10:16.920 --> 00:10:19.170
‫حالا هم که دیگه قرار نیست هیچ‌وقت همو ببینیم.

00:10:19.430 --> 00:10:21.270
‫سعی کن توی راه نمیری.

00:10:25.330 --> 00:10:26.650
‫منلدور...

00:10:27.030 --> 00:10:31.190
‫به الفی، فکر کنم یعنی
‫«یک عقاب در پران سریع»

00:10:31.580 --> 00:10:35.580
‫یکمی خشن بود، ولی صحبت کردن
‫باهاش لذت بخش بود.

00:10:36.000 --> 00:10:40.160
‫به نظر هم‌سن من میومد، ولی
‫میگن که نیمه‌الف‌ها عمر‌های طولانی‌ای دارن،

00:10:40.160 --> 00:10:42.840
‫پس ممکنه خیلی از من بزرگ‌تر باشه.

00:10:44.890 --> 00:10:48.290
‫اوه، درسته... من باید دیگه به یه شهر نزدیک باشم.

00:10:51.140 --> 00:10:54.530
‫می‌تونم خوراک بیشتری تهیه کنم،
‫پس می‌تونم امشب

00:10:58.950 --> 00:11:01.770
‫از راه پایین رودخونه میرم به شهر،

00:11:01.770 --> 00:11:04.850
‫و سعی می‌کنم یکم اطلاعات به دست بیارم.

00:11:10.540 --> 00:11:13.990
‫نور، نور من...

00:11:14.410 --> 00:11:17.740
‫در حالی که تو سفر می‌کنی، من دعا می‌کنم:

00:11:18.340 --> 00:11:21.820
‫نور را به تاریکی‌های دوردست بیاور.

00:11:29.840 --> 00:11:30.990
‫منل!

00:11:32.240 --> 00:11:35.390
‫این... یه وحی الهی بود؟

00:11:35.800 --> 00:11:36.850
- ‫لمن!
- ‫نور

00:11:38.850 --> 00:11:41.090
‫یه فاجعه تو یکی از روستاهای این نزدیکی
‫می‌خواد اتفاق بیوفته،

00:11:41.470 --> 00:11:44.000
‫و منل قراره که توش درگیر بشه!

00:11:46.470 --> 00:11:48.100
- ‫اینونرینت هیومنوم!
- ‫انسان رو پیدا کن

00:11:48.920 --> 00:11:49.840
‫اون راه!

00:11:53.260 --> 00:11:54.340
‫خودشه!

00:11:58.300 --> 00:11:59.910
‫به موقع رسیدم؟

00:11:59.910 --> 00:12:01.110
- ‫اراسوس!
- ‫پاک کردن

00:12:08.920 --> 00:12:12.230
‫فکر کردم یه چیز درخشان
‫توی جنگل دیدم.

00:12:12.230 --> 00:12:13.990
‫مطمئنی یه چیزی دیدی؟

00:12:15.540 --> 00:12:18.570
‫خدا رو شکر. اگه به اونا بگم منل رو میشناسمــ

00:12:19.550 --> 00:12:20.420
‫چیـــ

00:12:20.420 --> 00:12:22.150
‫قایم شین! بیاین پشت من!

00:12:22.150 --> 00:12:22.590
- ‫هان؟!
- ‫عجله کنین!

00:12:26.720 --> 00:12:28.230
‫مهاجم‌ـا؟!

00:12:28.960 --> 00:12:30.890
‫قراره به روستای منل حمله بشه؟

00:12:30.890 --> 00:12:32.840
‫ممکنه توی یه مصیبتی گرفتار شه؟

00:12:33.060 --> 00:12:36.160
‫نه... اینکه یه وحی الهی چطور تفسیر بشه
‫به دریافت‌کننده‌اش بستگی داره!

00:12:38.090 --> 00:12:40.180
‫امکان نداره...

00:12:41.230 --> 00:12:44.190
‫چطور تونستم اینقدر احمق باشم؟

00:12:44.740 --> 00:12:47.190
‫ملندور قربانی این حادثه نیست.

00:12:48.050 --> 00:12:49.620
‫خودش مسبب همه ایناس.

00:12:51.780 --> 00:12:53.840
‫برین. بقیه روستا با شما.

00:12:53.840 --> 00:12:55.160
‫من حساب اینیکی رو میرسم.

00:12:56.210 --> 00:12:57.910
‫منل! چرا؟!

00:12:57.910 --> 00:13:00.580
‫گفتم دنبالم نیای.

00:13:01.250 --> 00:13:02.430
‫بمیر.

00:13:05.310 --> 00:13:07.890
‫همگی بیدار شین! بیدار شین!

00:13:06.770 --> 00:13:08.320
‫داره بمون حمله میشه!

00:13:08.320 --> 00:13:09.640
‫سلاحاتون‌ـو بیارین!

00:13:11.010 --> 00:13:12.380
- ‫آکلراتیو!
- ‫شتاب گرفتن

00:13:15.630 --> 00:13:17.920
‫پری‌ها، پری‌ها، زیر پا بلغزید!

00:13:20.110 --> 00:13:23.930
‫هیچ استراتژی‌ای در مقابل کسی که
‫از پری‌ها استفاده می‌کنه ندارم.

00:13:23.930 --> 00:13:24.910
‫در این صورت...

00:13:27.400 --> 00:13:28.350
‫هان؟!

00:13:28.350 --> 00:13:29.910
‫حتی متوجه نیست که

00:13:29.910 --> 00:13:32.740
‫اگه عضلاتت به اندازه کافی قوی باشن،

00:13:32.740 --> 00:13:35.120
‫تقریبا هر مشکلی رو می‌تونی با زور حل کنی!

00:13:35.120 --> 00:13:36.220
‫لعنتی!

00:13:36.220 --> 00:13:38.110
‫سمندر، زنده‌زنده بسوزونش!

00:13:42.970 --> 00:13:43.790
‫واقعنی؟!

00:13:47.500 --> 00:13:50.210
‫زیادی قوی‌ای.

00:13:58.550 --> 00:14:03.190
‫باید قبل از اینکه کسی صدمه ببینه
‫یا کشته بشه تسلیم‌شون کنم.

00:14:03.440 --> 00:14:05.530
- ‫تار عنکبوت، گرفتار
شدن - ‫آرانوم، اوبلیگاتیو

00:14:05.820 --> 00:14:07.420
- ‫دارم بهت میگم...
- ‫باید بکشیمشون!

00:14:06.910 --> 00:14:09.320
- ‫قبل از هر کاری... هی! گفتم قبل از هر کاری...
- ‫گوش کنین به من!

00:14:09.320 --> 00:14:11.130
‫یهو از ناکجاآباد بهمون حمله کردن!

00:14:11.130 --> 00:14:13.380
‫ببین، قبل از هر کاری...

00:14:13.380 --> 00:14:16.650
‫دوست ندارم یه جنگجوی کاهن اینطوری ببینتمون.

00:14:16.650 --> 00:14:19.340
‫بازم بابت کمکت ممنون.

00:14:19.340 --> 00:14:21.060
‫اسمم جان‌ـه.

00:14:21.060 --> 00:14:22.840
‫من ویلیام‌ام.

00:14:23.270 --> 00:14:27.610
‫آدما از جاهای مختلف، با نظر خودشون
‫راجب قانون، طبیعتا به این روستا کشیده میشن.

00:14:27.610 --> 00:14:29.420
‫همیشه همینطوریه.

00:14:30.120 --> 00:14:33.840
‫این روستا توی یه منطقه از ساوث‌مارک
‫به اسم جنگل دیو‌هاست،

00:14:33.840 --> 00:14:36.620
‫و ظاهرا تحت حکومت پادشاهی فارتایل‌ـه.

00:14:36.980 --> 00:14:41.560
‫ولی قانون و تسلط پادشاهی
‫به این مناطق دورافتاده‌ خطرناک نمی‌رسه،

00:14:41.880 --> 00:14:47.170
‫برای همین این منطقه پر از روستاس که
‫با مجرم‌ـا و فراری‌‌ـای بی‌کس‌و‌کار

00:14:47.170 --> 00:14:50.240
‫ماجراجوهایی که خرابه‌ها رو غارت می‌کنن،
‫و آدمای دیگه پر شده.

00:14:50.780 --> 00:14:53.540
‫البته که، من خودمم یکی از اونام.

00:14:55.880 --> 00:14:58.290
‫قراره چی سرشون بیاد؟

00:14:58.290 --> 00:15:01.520
‫منم نمی‌دونم.

00:15:02.170 --> 00:15:06.850
‫اونا از یه روستای همسایه‌ان
‫که حدود یه روز با اینجا فاصله داره.

00:15:06.850 --> 00:15:08.140
‫یه روستای همسایه؟

00:15:08.140 --> 00:15:10.590
‫وضع هیچ‌کدوم از روستاهامون خوب نیست،

00:15:10.590 --> 00:15:13.420
‫ولی فکر می‌کردم حداقل برای زمستون ذخیره دارن.

00:15:13.780 --> 00:15:16.340
‫و همیشه هم به اندازه کافی
‫با هم کنار میومدیم...

00:15:16.700 --> 00:15:22.360
‫و اینکه، اون نیمه‌الف مو‌نقره‌ای
‫یه شکارچی سرگردان شناخته‌شده توی این منطقه‌اس.

00:15:22.360 --> 00:15:25.600
‫بارها بمون کمک کرده از شر
‫دیوهای خطرناک خلاص شیم، ولی الان...

00:15:26.960 --> 00:15:28.360
‫خب، خب.

00:15:28.700 --> 00:15:31.260
‫مطمئنم همه از این همه حرف زدن خسته شدن.

00:15:31.710 --> 00:15:34.000
‫یه استراحت به خودتون بدین و
‫یه آبی بخورین.

00:15:34.340 --> 00:15:36.300
‫این تام‌ـه، رئیس ارشدمون.

00:15:36.680 --> 00:15:40.950
‫جنگجوی کاهن، جان راجبت بهم گفته.

00:15:41.260 --> 00:15:44.950
‫بذار این پیرمرد هم قدردانیش رو بهت نشون بده.

00:15:44.950 --> 00:15:49.310
‫اوه، نه. این‌ـا همه‌ش به لطف
‫هدایت الهه‌ی نوره.

00:15:49.310 --> 00:15:50.580
‫اوه...

00:15:50.580 --> 00:15:55.100
‫در این صورت، باید از این الهه‌ت هم تشکر کنم.

00:15:55.920 --> 00:15:58.660
‫خب، جنگجوی کاهن...

00:15:59.800 --> 00:16:05.890
‫می‌تونم این نتیجه رو بگیرم که اگه
‫هر اتفاقی اینجا بیفته، ازمون محافظت می‌کنی؟

00:16:08.330 --> 00:16:09.350
‫بله.

00:16:09.350 --> 00:16:13.430
‫به نور گریسفیل قسم می‌خورم
‫که از تمام کسایی که اینجان حفاظت کنم.

00:16:14.090 --> 00:16:18.990
‫پس لازم نیست نگران باشیم اگه
‫اون وحشی‌ـا دوباره حمله کنن.

00:16:19.350 --> 00:16:24.080
‫همگی، من فکر میکنم باید
‫بیدارشون کنیم و علت کارشونو بپرسیم.

00:16:24.080 --> 00:16:25.210
‫موافقین؟

00:16:25.210 --> 00:16:26.780
‫باید دارشون بزنیم!

00:16:26.780 --> 00:16:28.490
‫دست‌دست کنی سخت میشه.

00:16:28.490 --> 00:16:30.640
‫آدمایی مثل اینا رو باید سریع کارشونو تموم کرد!

00:16:30.910 --> 00:16:34.130
‫ولی اینکه بدون دونستن هیچی
‫دست به عمل بزنیم خطرناکه.

00:16:34.130 --> 00:16:37.020
‫کاهن جنگجو بهمون کمک می‌کنه.

00:16:37.440 --> 00:16:41.350
‫انگار میخواد قبل از هر کار
‫ازشون بازخواست کنه.

00:16:42.760 --> 00:16:45.860
‫شیطان‌‌ـا. روستامونو شیطان‌ـا نابود کردن.

00:16:45.860 --> 00:16:49.330
‫خیلیا مردن. نصف روستامون.

00:16:49.330 --> 00:16:51.970
‫با زن‌ها، بچه‌هامون، و زخمی‌ـا،

00:16:51.970 --> 00:16:55.870
‫بدون هیچ غذایی یا سرپناهی برای
‫سرمای زمستون مونده بودیم.

00:16:55.870 --> 00:17:00.110
‫اگه فقط با همین لباس تنمون محکوم به
‫مرگ بودیم، پس حاضر بودیم حتی...

00:17:01.050 --> 00:17:03.250
‫من کسی بودم که پیشنهادشو دادم.

00:17:03.830 --> 00:17:05.980
‫ما هیچ شانسی جلوی شیطان‌ـا نداشتیم.

00:17:06.590 --> 00:17:11.500
‫گفتم بهتره حداقل یه روستا رو غارت کنیم و
‫بریم یه جایی، هرجایی، به جای اینکه بشینیم بمیریم.

00:17:12.390 --> 00:17:15.960
‫یه پیرزن توی اون روستا،
‫مارپل، قبلا خیلی بهم کمک کرده بود.

00:17:16.410 --> 00:17:19.120
‫چی سر مارپل اومد؟

00:17:19.840 --> 00:17:21.080
‫مرد.

00:17:22.590 --> 00:17:23.710
‫که اینطور.

00:17:23.960 --> 00:17:27.110
‫فقط منو دار بزنین. ایده من بود.

00:17:27.110 --> 00:17:29.340
‫بالاخره این‌ـارو هم من گول زدم.

00:17:29.340 --> 00:17:30.680
‫بذارین برن.

00:17:32.270 --> 00:17:33.080
‫لطفا.

00:17:33.430 --> 00:17:34.780
‫عمرا اگه همچین کاری بکنیم!

00:17:34.780 --> 00:17:35.580
‫فکر کردی!

00:17:35.580 --> 00:17:36.910
‫همرو دار بزنین!

00:17:37.700 --> 00:17:40.070
‫ما به این شکارچی یه دِینی داریم.

00:17:40.430 --> 00:17:43.710
‫و با مردم روستاتون همدردی میکنم.

00:17:45.000 --> 00:17:46.090
‫هر چند که...

00:17:46.960 --> 00:17:49.110
‫چاره‌ای به جز اعدامتون نداریم.

00:17:52.870 --> 00:17:54.480
‫از اونجایی که جایی رو ندارن که برن،

00:17:54.480 --> 00:17:57.100
‫اگه آزاد بشن،
‫دوباره میرن یه جاییو غارت کنن.

00:17:57.820 --> 00:18:01.060
‫باید کشته بشن،
‫برای امنیت این روستا.

00:18:01.060 --> 00:18:02.690
‫این انتخاب هوشمندانه‌است.

00:18:03.600 --> 00:18:06.770
‫ولی مادرم بهم گفته،

00:18:07.540 --> 00:18:11.430
‫«به بقیه بدون ترس از ازدست‌دادن
‫عشق بورز، و کار نیک انجام بده.»

00:18:12.060 --> 00:18:13.520
‫و پدرم بهم گفته،

00:18:13.870 --> 00:18:16.040
‫«با ایمان به نتایجی که به‌ دست میاری به پیش برو،»

00:18:16.040 --> 00:18:18.340
‫و «اونقدر مضطرب و نگران نشو
‫که سر جات خشکت بزنه.»

00:18:19.060 --> 00:18:23.020
‫همیشه حرفاشون همراهم هست، همینجا.

00:18:23.510 --> 00:18:24.250
‫ببخشید!

00:18:26.590 --> 00:18:30.100
‫این موقعیت ناامیدکننده‌ی جلوروم‌ـو عوضش می‌کنم.

00:18:30.950 --> 00:18:32.950
‫میشه با پول حلش کنیم؟

00:18:34.160 --> 00:18:36.710
‫غرامت، توافق با پول...

00:18:36.710 --> 00:18:38.590
‫همچین رسمی اینجا دارین؟

00:18:38.590 --> 00:18:40.400
‫خب، آره، داریم...

00:18:40.400 --> 00:18:42.570
‫ولی کی میخواد پولشو بده؟

00:18:42.570 --> 00:18:43.800
‫اینا یه قرونم ندارن.

00:18:43.800 --> 00:18:45.810
‫من پولشو میدم.

00:18:50.180 --> 00:18:53.640
‫چرا اینکارو می‌کنی، کاهن جنگجو؟

00:18:53.830 --> 00:18:57.060
‫بخاطر اینکه شیاطین دشمن‌ـای من‌ان.

00:18:57.060 --> 00:18:59.230
‫والدینم رو کشتن.

00:18:59.520 --> 00:19:02.660
‫به علاوه، به الهه‌ی نور قسم خوردم که

00:19:02.660 --> 00:19:05.630
‫شیطان رو بیرون کنم و زجرکشیده‌ها رو نجات بدم.

00:19:05.960 --> 00:19:09.760
‫ما باید به کسایی که از شیاطین
‫زجر دیدن کمک کنیم.

00:19:10.460 --> 00:19:13.960
‫نمی‌تونم بذاریم دهکده‌ای که شیاطین
‫توش باشن وجود داشته باشه.

00:19:13.960 --> 00:19:15.360
‫من میرم و باهاشون می‌جنگم.

00:19:15.830 --> 00:19:19.490
‫و دوست دارم اون مرد جوونی که
‫اونجاست رو برای همراهی با خودم استخدام کنم.

00:19:22.000 --> 00:19:25.460
‫اون یه شکارچیِ بامهارتی‌ـه که
‫این جنگل رو خوب میشناسه، درسته؟

00:19:25.460 --> 00:19:29.180
‫به مهارت‌هاش برای تعقیب کردن شیطان‌ـا نیاز دارم.

00:19:29.180 --> 00:19:31.010
‫البته که، پول خوبی میدم.

00:19:31.340 --> 00:19:33.700
‫راجب این مطمئنی؟

00:19:33.700 --> 00:19:36.380
‫فکر می‌کنم ما تنها کسایی هستیم
‫که از این معامله سود میبریم...

00:19:36.380 --> 00:19:40.770
‫این حتما یه پاداشی برای رفتار شایسته روزمره‌ شماهاست.

00:19:41.230 --> 00:19:45.730
‫گریسفیل، خدای نور که به ارواح و
‫چرخه مرگ و زندگی حکومت می‌کنه،

00:19:46.130 --> 00:19:50.800
‫همیشه با چشمای رحیمش به زندگی روزمره‌ شما نگاه می‌کنه.

00:19:53.560 --> 00:19:54.600
‫وای...

00:19:54.600 --> 00:19:56.170
‫این چیه؟

00:19:59.270 --> 00:20:01.220
‫بازشون کنین.

00:20:01.220 --> 00:20:02.310
‫چشم!

00:20:03.260 --> 00:20:06.790
‫موفق شدم... فکر کنم؟

00:20:08.230 --> 00:20:12.170
‫یه حسی داشتم که، یه جایی،
‫خدا یه لبخند کوچیک داره بهم میزنه.

00:20:15.900 --> 00:20:17.990
‫مردم روستایی که بهشون حمله شده‌ بود

00:20:17.990 --> 00:20:20.750
‫روستایی‌ـایی که نقشی توی حمله نداشتن
‫رو اوردن پیش خودشون.

00:20:21.330 --> 00:20:24.790
‫یه قسمتیش برای این بود که به عنوان
‫گروگان نگهشون دارن، ولی خب جاشون خوبه.

00:20:26.520 --> 00:20:28.990
‫هدفت چیه؟

00:20:29.710 --> 00:20:32.770
‫چیزی قایم نمی‌کنم.
‫چیزی که گفتم واقعیت بود.

00:20:32.770 --> 00:20:34.600
‫چون یه کاهن جنگجویی؟

00:20:35.050 --> 00:20:36.050
‫خب...

00:20:36.350 --> 00:20:39.290
‫اوه، تقریبا یادم رفت.
‫می‌دونم یکم از روش گذشته،

00:20:39.290 --> 00:20:43.340
‫ولی می‌ذاری برای پس گرفتن روستا
‫و نابود کردن شیطان‌ـا استخدامت کنم، آره؟

00:20:43.540 --> 00:20:47.370
‫من کسیم که بقیه رو به غارت و قتل تحریک کردم.

00:20:47.370 --> 00:20:49.020
‫فکر نمی‌کنی باید مجازات بشم؟

00:20:49.020 --> 00:20:51.720
‫همین الانم حسابتو با پرداخت کردن
‫غرامت صاف کردم.

00:20:52.110 --> 00:20:56.010
‫به علاوه، این تنها راهی بود که می‌تونستی
‫به اون مردم گرسنه کمک کنی، درسته؟

00:20:56.010 --> 00:20:58.280
‫فکر نمی‌کنی ممکنه بهت خیانت کنم؟

00:20:58.500 --> 00:21:01.780
‫اگه بکنی، این مردم روستای همسایه‌ان
‫که تهش براشون بد میشه.

00:21:02.740 --> 00:21:04.180
‫زیادی خوبی.

00:21:04.960 --> 00:21:07.800
‫یکی از همین روزا، میندازنت یه گوشه بیفتی بمیری.

00:21:07.800 --> 00:21:10.230
‫خ- خب، حواسمو جمع می‌کنم.

00:21:10.500 --> 00:21:13.350
‫خب، باشه. برات کار می‌کنم.

00:21:13.350 --> 00:21:15.340
‫بالاخره پول لازم‌ام.

00:21:15.650 --> 00:21:16.680
‫ممنون.

00:21:25.410 --> 00:21:27.460
‫خب فعلا برنامه‌ات چیه،

00:21:27.460 --> 00:21:29.160
‫جناب رئیس؟

00:21:29.420 --> 00:21:32.610
‫شیاطین دهکده‌ مجاور‌ـو گرفتن، درسته؟

00:21:35.260 --> 00:21:38.240
‫فکر کنم با کله بریم وسطشون.
‫خیلی زمان نداریم.

00:21:38.240 --> 00:21:40.010
‫اوی، دیوونه شدی؟

00:21:40.010 --> 00:21:42.540
‫تعدادشون خیلی زیاده،
‫و حتی دیوهای شیطانی هم دارن.

00:21:42.540 --> 00:21:44.190
‫نقشه‌ای داری؟ چقدر شانس داریم؟

00:21:44.190 --> 00:21:45.850
‫نگران نباش. بهشون عادت دارم.

00:21:48.200 --> 00:21:51.290
‫خب، راست میگی که باید عجله کنیم.

00:21:51.960 --> 00:21:54.810
‫مردمی که مردن ممکنه الان دیگه آندد شده باشن.

00:21:55.660 --> 00:21:59.780
‫اگه اینطوری باشه، باید به چرخه برشون گردونم

00:22:00.230 --> 00:22:02.170
‫قبل از اینکه راهشون‌ـو گم کنن و
‫اینجا گرفتار بشن.

00:22:06.180 --> 00:22:13.180
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:35.510 --> 00:23:39.970
‫قسمت 7
خاطره دردناک