﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:11.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:32.380 --> 00:01:35.180
<i> [ گولدن آیز ] </i>

00:01:35.180 --> 00:01:37.490
<i> [ قسمت سی و نه ] </i>

00:01:50.567 --> 00:01:55.347
این همه ادم دنبال ما باشن یکم زیادی
نمایش قدرت نیست؟

00:01:58.807 --> 00:02:00.737
اون شی رو بده

00:02:11.347 --> 00:02:13.177
دیوونه شدی؟

00:02:18.457 --> 00:02:20.707
تو دو راه داری

00:02:20.707 --> 00:02:24.137
یک،بذاری ما بریم

00:02:25.407 --> 00:02:26.917
دو،

00:02:27.867 --> 00:02:30.147
هممون با هم میمیریم

00:02:40.197 --> 00:02:42.747
! برو!برو

00:02:46.467 --> 00:02:48.137
برم دنبالش

00:02:48.137 --> 00:02:49.677
نیازی نیست

00:02:50.697 --> 00:02:52.417
عجولانه کاری نکن

00:02:53.447 --> 00:02:58.737
فقط اروم باش و چشم یشم رو بده بهمون ، اینطوری فرصت گرفتن حکم سبک تر و داری

00:03:20.747 --> 00:03:23.957
آقای ژوانگ، قبلا بهتون قول دادم که

00:03:23.957 --> 00:03:29.517
وقتی قضیه حل شد، من همه چیو راجع به گو پیر توضیح میدم

00:03:31.477 --> 00:03:34.597
بیا بریم یک جای دیگه تا حرف بزنیم

00:04:16.097 --> 00:04:19.197
من گو پیر رو نکشتم

00:04:24.227 --> 00:04:29.477
قبل از این که پدربزرگ گو کشته بشه،
یک پیام از طرف تو بهش رسید

00:04:29.477 --> 00:04:32.947
" اگه میخوای بدونی اون موقع چه اتفاقی برای تیم باستان شناسی افتاد،

00:04:32.947 --> 00:04:37.587
فورا به اتاق کار صد و دو بیا
ریوسوکه ناکاگاوا "

00:04:37.587 --> 00:04:39.607
اینو هنوز یادته؟

00:04:44.307 --> 00:04:47.327
اون روز، پدربزرگ گو با من تو چای خانه لینگیون قرار داشت

00:04:47.327 --> 00:04:52.527
اون درست بعد از دریافت پیام تو به طبقه پایین رفت
و بعد از اون کشته شد

00:04:52.527 --> 00:04:57.857
به جز تو، کسی دیگه ای نیست که بتونه  تو این وقت کم و با همچین دقتی

00:04:57.857 --> 00:05:00.697
این قتل و انجام بده

00:05:00.697 --> 00:05:05.577
اعتراف میکنم که اون روز به چایخانه لینگیون رفته بودم

00:05:20.387 --> 00:05:23.697
اگه میخوای بدونی اون موقع چه اتفاقی تو تیم باستان شناسی افتاد ،

00:05:23.697 --> 00:05:29.577
من ساعت ۵:۱۵ بعدازظهر، تو چای خانه لینگیون
تالار پذیرایی صد و دو منتظرتم

00:05:30.467 --> 00:05:32.687
گو تیانفنگ؟

00:05:33.747 --> 00:05:38.227
اون روز طبق قرارمون به چایخونه رفتم

00:05:38.227 --> 00:05:41.537
وقتی در تالار پذیرایی صد و دو رو باز کردم ،

00:05:42.127 --> 00:05:45.117
چیزی که به جاش دیدم جسد گو پیر بود

00:05:49.447 --> 00:05:52.617
<i> من پنج دقیقه دیر کردم.این واقعا خیلی بی ادبانه ست </i>

00:05:58.227 --> 00:06:00.257
<i> ! آقای گو </i>

00:06:03.127 --> 00:06:06.247
<i> ... من واقعا متاسفم ، آقای گو</i>

00:06:57.957 --> 00:07:02.297
خب‌. اگه تو داری حقیقت رو میگی ،

00:07:02.297 --> 00:07:08.117
پدربزرگ گو ساعت ۵:۱۵ بعدازظهر رفت طبقه پایین
تو هم ساعت ۵:۱۵ رسیدی

00:07:08.117 --> 00:07:10.207
پس قاتل چجوری قتل رو انجام داده ؟

00:07:10.207 --> 00:07:12.897
و چجوری بعد از انجام قتل فرار کرده ؟

00:07:12.897 --> 00:07:16.887
چون من اون روز به موقع نرسیدم

00:07:47.887 --> 00:07:51.047
 اون پنج دقیقه تاخیر،

00:07:51.047 --> 00:07:52.917
 باعث مرگ گو پیر شده

00:07:52.917 --> 00:07:55.687
و متهم به قتل شدم

00:07:55.687 --> 00:08:00.797
اگه تقصیر تو نبوده پس چرا به کی یف فرار کردی؟

00:08:02.507 --> 00:08:05.077
من به کی یف فرار نکردم

00:08:13.227 --> 00:08:18.797
فقط حس ام بهم میگفت که این پیام ها و مرگ گو پیر

00:08:18.797 --> 00:08:21.767
قبلا برنامه ریزی شده بوده

00:08:21.767 --> 00:08:26.267
نگران امنیت چشم یشم بودم ،
پس فورا به کی یف اومدم

00:08:26.267 --> 00:08:28.597
تا چشم یشم و به جای دیگه ای ببرم

00:08:32.287 --> 00:08:37.437
 با اینکه قاتل من نبودم  اما از اینکه فوری خودم رو
به عنوان شاهد پرونده معرفی نکردم

00:08:37.437 --> 00:08:41.697
 همش بخاطر قتل گو پیر احساس گناه میکردم

00:08:47.457 --> 00:08:54.717
آقای ژوانگ، یکی از پیام من استفاده کرده تا من و گو پیر رو به تالار پذیرایی بکشونه

00:08:54.717 --> 00:08:59.067
و قاتل بعد از قتل اتهامات رو به سمت من می کشونه

00:08:59.067 --> 00:09:04.307
قاتل واقعی کسی که پیام رو از طرف ما فرستاده

00:09:05.797 --> 00:09:11.887
دو پیام به اصل ماجرای اون سال اشاره کردن

00:09:11.887 --> 00:09:15.227
مگه اصل ماجرا اون سال چی بوده

00:09:15.227 --> 00:09:18.537
که تونسته همزمان هم تو و هم پدربزرگ گو رو فریب بده ؟

00:09:18.537 --> 00:09:21.277
شغل واقعی آقای ریوسوکه ناکاگاوا چیه ؟

00:09:21.277 --> 00:09:24.807
اون حتی توی ویلا بزرگ به سبک ژاپنی تو کی یف داره

00:09:24.807 --> 00:09:27.607
الان هر یدونه از اون عتیقه ها باید خیلی بارزش باشه

00:09:29.317 --> 00:09:32.177
آقا ی ناکاگاوا عاشق جمع کردن عتیقه ها هستن ولی

00:09:32.177 --> 00:09:36.067
تمامی اشیاء توی کلکسیون مال آقای ریوسوکه ناکاگاوا نیست

00:09:36.067 --> 00:09:40.137
بخشی از اونها توسط پدرشون به ارث گذاشته شده ،آقای یوهی ناکاگاوا

00:09:40.137 --> 00:09:42.127
 میبینی؟

00:09:42.127 --> 00:09:45.467
اون پولداره. باباشم پولداره. این واقعا خیلی خوب نیست ؟

00:09:45.467 --> 00:09:48.247
آقای یوهی ناکاگاوا علاقه زیادی به فرهنگ چین داره

00:09:48.247 --> 00:09:50.977
وقتی جوان بوده،
عضو هیئت علمی چین شده

00:09:50.977 --> 00:09:53.537
و دنبال کار تحقیقات باستانشناسی رفته

00:09:53.537 --> 00:09:59.357
ایشون وقتی برگشتن به کشورشون وارد تجارت شدن و کارخانه سنگ ناکاگاوا رو تاسیس کرد

00:09:59.357 --> 00:10:03.207
پس، تجارت ویژه خانواده ناکاگاوا چیه ؟

00:10:03.207 --> 00:10:06.767
عمدتا تو کار املاک و لوازم الکترونیکی و تجارت اجناس خارجین

00:10:06.767 --> 00:10:10.147
 و البته، تجارت عتیقه جات هم هست

00:10:10.147 --> 00:10:14.317
چه تصادفی. جوون های با استعدادی مثل ما هم همین ارمان و علاقه رو دارن

00:10:14.317 --> 00:10:17.417
فکر کنم بتونیم با هم آشنا بشیم و دوست بشیم

00:10:17.417 --> 00:10:20.217
ما هم تو مرکز خرید پانجیایوآن پکن مغازه عتیقه فروشی داریم

00:10:20.217 --> 00:10:22.917
اگر علاقه ای دارین بیاین و یک نگاهی بندازین

00:10:24.457 --> 00:10:25.877
 خیلی بهش توجه نکنید

00:10:25.877 --> 00:10:30.417
وقتی حرف پول میشه هیجان زده میشه
این فقط یه واکنش فیزیولوژیکیه

00:10:40.227 --> 00:10:44.367
 گفتین آقای یوهی ناکاگاوا قبلا یک باستانشناس برجسته بوده

00:10:44.367 --> 00:10:47.257
چرا وقتی برگشت به کشورشون  کار تحقیقاتی رو ادامه ندادن،

00:10:47.257 --> 00:10:49.587
و بجاش تجارت رو شروع کردن؟

00:10:49.587 --> 00:10:53.167
قضیه ای پشت این هست؟

00:10:54.197 --> 00:10:56.777
لطفا هردوتون از این طرف با من بیاید

00:11:03.677 --> 00:11:08.307
چهل سال پیش، طی یه اردو باستانشناسی به لانژو
پدربزرگ من ژوانگ چیمینگ

00:11:08.307 --> 00:11:11.667
بطور مرموزی ناپدید شد. تا الان ما اثری ازش پیدا نکردیم

00:11:12.477 --> 00:11:17.197
من حدس زدم به قتل رسیده

00:11:28.127 --> 00:11:32.957
قاتل احتمالا کسی بوده که قبل از ناپدید شدن باهاش بوده

00:11:40.767 --> 00:11:44.037
آقای ناکاگاوا، شما این آدم رو میشناسین؟

00:11:48.107 --> 00:11:52.647
اون پدرتونه، یوهی ناکاگاوا

00:12:05.777 --> 00:12:10.687
پس، میتونم این طوری نتیجه گیری کنم؟

00:12:10.687 --> 00:12:17.477
پدرتون بخاطر یک دلیل نامشخصی پدربزرگ منو کشت

00:12:17.477 --> 00:12:22.267
و پدربزرگ گو بعد از سال ها تحقیق سرنخی پیدا کرد

00:12:22.267 --> 00:12:25.897
برای این که حقیقت رو لاپوشونی کنید،

00:12:28.007 --> 00:12:30.407
برای کشتنش هیچ تردیدی نکردین تا جلوی فاش شدن حقیقت و بگیرین

00:12:34.127 --> 00:12:36.447
مدرکی هم داری؟

00:12:38.767 --> 00:12:44.867
بعد از گم شدن پدربزرگم، پدرشما به ژاپن فرار کرد

00:12:44.867 --> 00:12:47.797
اگه گناهکار نبود،

00:12:47.797 --> 00:12:51.897
چرا هیچ حرفی راجع به اینکه اون سال چه اتفاقی افتاد نزد؟

00:12:51.897 --> 00:12:55.057
اون نسبت به مرگ پدربزرگم کاملا بی تفاوت بوده

00:12:56.897 --> 00:12:59.697
آقای ژوانگ، لطفا بنشینید

00:13:09.327 --> 00:13:12.187
اظهارات شما معقول به نظر میاد

00:13:12.187 --> 00:13:15.897
ولی متاسفانه همش اشتباهه

00:13:16.897 --> 00:13:21.237
برگشت پدرم به ژاپن  فرار نبوده

00:13:22.267 --> 00:13:24.277
بلکه، برای نجات جونش فرار کرده

00:13:25.737 --> 00:13:27.487
نجات جونش؟

00:13:30.527 --> 00:13:35.067
بعد‌ از اینکه برگشت به ژاپن ،خلق و خوی پدرم کاملا عوض شد
اون نسبت به چیزی که قبلا بود تغییر کرد

00:13:35.067 --> 00:13:38.597
و بخاطر سوال های مکرر مادرم، بالاخره راضی شد حقیقت رو بهش گفت

00:13:38.597 --> 00:13:43.527
وقتی تو چین بود، یک نفر سعی کرد اونو بکشه

00:13:43.527 --> 00:13:46.327
اون نمی خواست راجع به جزئیاتش حرف بزنه

00:13:46.327 --> 00:13:51.937
فقط گفت مردی که می خواسته بکشتش
یه چینی بوده که حقیقت رو میدونسته

00:13:55.027 --> 00:14:00.427
حدس میزنم این آدم پدربزرگت بوده باشه، ژوانگ چیمینگ

00:14:05.257 --> 00:14:08.697
من همه ی خاطرات اون سفر پدرمو خوندم

00:14:10.257 --> 00:14:15.267
توی اون درباره حادثه ای که هنگام اکتشاف مقبره باهاش مواجه شده بودن رو نوشته بود

00:14:15.267 --> 00:14:18.527
 که پدربزرگت و پدرم باهم ازش جون سالم بدر بردن

00:14:18.527 --> 00:14:24.177
بعد از اون ، پدرم درحالی که به شدت آسیب دیده بود به ژاپن فرار کرد،
پدربزرگ تو هم از صحنه روزگار محو شد

00:14:28.797 --> 00:14:31.487
  اینم دلیلی منطقی برای مضنون شدن من  نیست؟

00:14:31.487 --> 00:14:36.077
که پدربزرگت توطئه ی قتل خودش رو موفقیت امیز انجام داد و از مجازات قانون پنهان شد؟

00:14:36.077 --> 00:14:37.847
امکان نداره! پدربزرگ من هیچوقت همچین کاری نمیکنه

00:14:37.847 --> 00:14:40.587
تو چقدر اونو میشناسیش؟

00:14:42.027 --> 00:14:43.947
هیچ دلیلی نداشته که این کار رو بکنه

00:14:44.147 --> 00:14:46.127
و مدرک حرفت؟

00:14:56.327 --> 00:14:58.427
البته که کار خودش بوده

00:14:59.897 --> 00:15:04.087
چون پدرم چیزی داشته که پدربزرگت می خواسته

00:15:04.087 --> 00:15:08.077
 چیزی که تو هم داریش

00:15:11.517 --> 00:15:13.417
و اون چیز چیه؟

00:15:16.407 --> 00:15:18.827
 چشمات

00:15:21.697 --> 00:15:23.807
چشم های طلایی؟

00:15:25.687 --> 00:15:30.137
تو بهشون میگی چشم های طلایی ؟ چه جالب

00:15:43.897 --> 00:15:46.347
 چرا یک پیشخدمتی مثل تو باید یک شمشیر داشته باشه ؟

00:15:46.347 --> 00:15:48.877
چرا آدم بی ادبی مثل تو چای مینوشه؟

00:15:54.677 --> 00:15:56.437
این چایی خیلی خوبه

00:15:58.797 --> 00:16:01.167
این شمشیر باید گرون باشه، مگه نه؟

00:16:01.367 --> 00:16:03.377
روی این شمشیر نمیتونی قیمت بذاری

00:16:03.377 --> 00:16:06.807
این یه شمشیر سامورایی سفارشی قرن سیزده که تو منطقه کاماکورا درست شده

00:16:06.807 --> 00:16:11.617
فقط چنتا ازش تو دنیا هست، این با کیفیت ترین از بین بهتریناست

00:16:11.617 --> 00:16:13.837
شگفت انگیزه

00:16:22.067 --> 00:16:25.047
" طبق چیزی که تو بهش میگی " چشم های طلایی،

00:16:25.047 --> 00:16:29.677
پدرم تو سالی که من بدنیا اومدم  اولین گنج طلا شو بدست آورد

00:16:30.727 --> 00:16:34.927
بعد از اون یک سری مشکل تو سلامت پدرم پیدا شد

00:16:37.500 --> 00:16:41.540
نمیتونست مزه غذا رو بفهمه و دیدش تار شد

00:16:42.670 --> 00:16:46.330
بعد از اون قدرت شنواییش ضعیف تر شد

00:16:48.497 --> 00:16:50.217
در نهایت، حواس پنج گانه شو از دست داد

00:16:52.767 --> 00:16:55.437
در ژاپن ما یک گفته داریم میگه " هفت روز شکوفه های گیلاس "

00:17:07.837 --> 00:17:11.187
منظورش این که زندگی باشکوه و زود گذره

00:17:12.287 --> 00:17:14.777
"درست مثل زندگی صاحب " چشم های طلایی

00:17:15.357 --> 00:17:18.297
پدرم دنبال کمک چشم پزشک و متخصص اعصاب بود

00:17:37.497 --> 00:17:41.837
اونا مطمئن بودن که این یک نوع ناهنجاری در عصب بیناییه

00:17:43.027 --> 00:17:46.257
که به طور طبیعی روی قدرت چشم برای تمرکز و بزرگنمایی اثر میزاره

00:17:47.027 --> 00:17:51.087
باعث میشه تصویر دیده شده مرتبا
بین قرنیه و صفحات سه بعدی جابه جا بشه

00:17:52.387 --> 00:17:57.967
 درست مثل تو با کمک استنتاج

00:17:58.267 --> 00:18:05.997
تونست جزئیات و اصل بودن خیلی از چیزا رو تشخیص بده

00:18:06.897 --> 00:18:08.627
... خب

00:18:09.467 --> 00:18:11.437
... پدر شما

00:18:12.757 --> 00:18:15.967
بخاطر اثر عوارض های جانبی چشم های طلایی مرد؟

00:18:19.387 --> 00:18:23.847
پدرم چشم های طلایی رو درسفر باستانشناسی بدست آورد

00:18:23.847 --> 00:18:27.347
این هم یک دلیل دیگه که پدربزرگ تو رو متهم میکنه

00:18:32.877 --> 00:18:34.617
البته،

00:18:34.617 --> 00:18:38.227
تایید کردن چیزایی که در گذشته اتفاق افتادن غیر ممکنه

00:18:38.227 --> 00:18:41.757
پس اون کسی که این اهداف شیطانی رو داره کیه؟

00:18:41.757 --> 00:18:43.647
ما نمیتونیم  کسی رو تعقیب یا بازجویی کنیم

00:18:55.907 --> 00:18:57.827
پس، همچین احتمالی هست؟

00:18:58.327 --> 00:19:02.237
 طی یک مدت زمان

00:19:02.237 --> 00:19:04.597
وقتی پدربزرگم و پدر تو در حال فرار بودن

00:19:05.697 --> 00:19:07.827
شخص سومی هم بباشه

00:19:15.857 --> 00:19:18.307
من هم  به همچین احتمالی فکر کردم،

00:19:21.627 --> 00:19:26.617
که یکی دیگه پدربزرگت رو کشته
و دنبال پدر من هم رفته و سعی کرده بکشتش

00:19:26.617 --> 00:19:28.787
و وقتی اثار چیزیایی که اون سال اتفاق
افتاده بود پیدا شد

00:19:28.787 --> 00:19:33.007
مجبور شد آقای گو پیر رو برای پنهان کردن حقیقت بکشه

00:19:34.477 --> 00:19:39.107
بررسی های زیادی هم درباره این انجام دادم

00:19:39.507 --> 00:19:41.507
..... و نتیجه ی بررسی ها

00:19:42.847 --> 00:19:46.957
این سومین شخص گفته شده وجود نداره

00:20:07.627 --> 00:20:10.997
بوی خاک میده

00:20:12.417 --> 00:20:17.087
حتما منظورت  بوی عنبر ه
(ماده مومی شکل از اسپرم نهنگ
که در عطر سازی استفاده میشه)

00:20:17.087 --> 00:20:20.927
بنظر میاد زیاد این بو رو دوست نداری

00:20:23.637 --> 00:20:28.017
من قبلا مشابه این بو رو از  خانوم چین شنیدم

00:20:30.427 --> 00:20:34.027
داری درمورد چین شوانبینگ حرف میزنی....، خانوم چین؟

00:20:34.027 --> 00:20:35.547
بله

00:20:40.607 --> 00:20:43.777
در غرب، این نوع از عطر به عنوان عنبر خاکستری شناخته میشن

00:20:43.777 --> 00:20:48.207
از زمان های قدیم، یکی از نایاب ترین و گرون ترین عطر ها بوده

00:20:48.207 --> 00:20:52.367
چون این عطر خیلی خاصه، افراد خیلی کمی دوسش دارن

00:20:53.367 --> 00:20:57.607
هیچ انتظارشو  نداشتم خانوم چین عادتی مثل من داشته باشه

00:21:01.817 --> 00:21:06.217
خانواده چین تاثیر مهمی رو در طول امپراطوری یونان داشتن، درسته؟

00:21:06.847 --> 00:21:12.987
درسته،
ولی فیفی به تازگی درگیر پرونده  قتل پدربزرگ گو  شده

00:21:12.987 --> 00:21:15.227
این اتفاق  هیچ ربطی به خانواده چین نداره

00:21:18.047 --> 00:21:21.387
شاید، فقط وقتی که حقیقت رو راجع به
اتفاقی که اون سال افتاده بود بررسی کنیم

00:21:21.387 --> 00:21:24.997
همه ی شک هامون از بین میره

00:21:30.827 --> 00:21:34.647
اوه درسته، میتونم چشم یشم رو ببینم؟

00:21:35.347 --> 00:21:36.887
بله میتونی

00:22:25.267 --> 00:22:32.417
چه براساس رنگ و درخشش یا فشردگی ، این قطعه
از یشم جز بهترین کیفیت ها حساب نمیشه

00:22:32.717 --> 00:22:38.047
برای اشخاص عادی ، این فقط یک سنگ عادیه

00:22:42.447 --> 00:22:46.447
کنجکاوم ببینم آقای ژوانگ میتونه چیز درخشانی درموردش ببینه

00:24:05.747 --> 00:24:09.747
وقتی این چشم یشم و تو موزه ویکتور دیدم،

00:24:09.747 --> 00:24:12.047
فکر کردم یکم عجیبه

00:24:12.947 --> 00:24:16.747
یک سری خال سیاه  وسطش بود

00:24:25.347 --> 00:24:27.947
چشم های طلایی آقای ژوانگ

00:24:27.947 --> 00:24:30.147
درواقع فوق العادن

00:24:38.747 --> 00:24:40.347
لطفا بشینید

00:24:40.347 --> 00:24:41.847
لطفا بشینید

00:24:43.547 --> 00:24:45.347
زخمت چطوره؟

00:24:45.347 --> 00:24:46.747
خیلی بهتره

00:24:46.747 --> 00:24:51.147
باتشکر از دوستمون آقای ژوانگ، که به موقع زخممو پانسمان کرد

00:24:53.257 --> 00:24:57.517
فکر میکنم بهتره ویکتور خودش درمورد اون توضیح بده

00:25:06.147 --> 00:25:08.747
چون ناکاگاوا به من اعتماد کرد من از پیشرفته ترین دستگاه های داخلی  استفاده کردم

00:25:08.747 --> 00:25:11.747
تا در طی این مدت آزمایشهای دقیقی رو

00:25:11.747 --> 00:25:14.747
روی این چشم یشم انجام بدم

00:25:14.747 --> 00:25:17.547
باور دارم که آقای ژوانگ تا الان متوجه شدن

00:25:17.547 --> 00:25:20.347
که چیز خاص درباره خود چشم یشم نیست

00:25:20.347 --> 00:25:25.347
بلکه یه تیکه خیلی کوچیک از مواد خارجی باقی مونده در داخلشه

00:25:25.347 --> 00:25:27.447
... پس این ماده خارجی باقی مونده

00:25:28.147 --> 00:25:31.947
اولش فکر کردم که

00:25:31.947 --> 00:25:34.547
نوعی از کانیی که با یشم ترکیب شده

00:25:34.547 --> 00:25:39.147
اما بعد از آزمایش های دقیق تر

00:25:39.147 --> 00:25:42.747
متوجه تشعشعات قوی داخل این ماده خارجی شدم

00:25:42.747 --> 00:25:45.547
تا وقتی که این ماده خارجی در چشم یشم قرار داره

00:25:45.547 --> 00:25:49.147
نسبتا پایداره. ولی به محض این که خارج بشه

00:25:49.147 --> 00:25:53.347
و در مجاورت هوا قرار بگیره، از خودش پرتو تابش میکنه

00:25:53.347 --> 00:25:57.447
این نوع از پرتو عصب های مغزی رو تحریک میکنه

00:25:58.127 --> 00:26:00.527
و باعث نابهنجاری میشه

00:26:04.137 --> 00:26:08.027
نابهنجاری معمولا از چشم ها شروع میشه

00:26:16.697 --> 00:26:20.437
در مرحله ی اول چشم های طلایی رو بدست میارین

00:26:21.147 --> 00:26:23.347
ولی با گذشت زمان

00:26:23.347 --> 00:26:27.347
بقیه ی اندام ها بجز چشم ها به آرومی از بین میرن

00:26:28.337 --> 00:26:30.977
تا آخرش که نابودی کامله

00:26:45.447 --> 00:26:48.147
پس الان هیچ درمانی

00:26:50.747 --> 00:26:53.547
 برای اثر های جانبی چشم های طلایی هست؟

00:27:00.747 --> 00:27:03.747
متاسفم، هنوز هیچی

00:27:09.547 --> 00:27:11.547
ولی، مشکلی که چهل سال پیش نمی تونست حل بشه

00:27:11.547 --> 00:27:15.147
بعید نیست که تحت شرایط تکنولوژی امروزی ما حل نشه

00:27:15.147 --> 00:27:19.447
فقط باید که بیشتر راجع به پایه و اثرات

00:27:20.287 --> 00:27:23.037
چشم های طلایی بفهمیم

00:27:25.947 --> 00:27:30.947
همینطور پدرم وقت زیادی رو برای تحقیق در این زمینه گذاشته بود

00:27:30.947 --> 00:27:35.647
که اطلاعات ارزشمندی به جا گذاشته

00:27:36.547 --> 00:27:38.847
سرنخی هم هست؟

00:27:38.847 --> 00:27:42.347
مخصوصا اون نشانه گذاری های مهمی در

00:27:42.347 --> 00:27:45.147
یکی از غار های بادهیست در لانژو انجام داده

00:27:45.907 --> 00:27:48.177
کدوم  غار بادهیستی؟

00:27:49.947 --> 00:27:51.347
این غار بادهیست

00:27:51.347 --> 00:27:55.547
ممکن کلید حل همه ی راز های چشم های طلایی باشه

00:27:56.847 --> 00:27:58.747
ولی اون هیچی راجع به اینکه

00:27:58.747 --> 00:28:02.547
 غار بادهیست کجاست و چه چیزی توش بوده ننوشته

00:28:03.427 --> 00:28:05.727
بارها افرادمو برای تحقیق به اونجا فرستادم

00:28:05.727 --> 00:28:08.257
ولی هیچ اطلاعاتی بدست نیاوردیم

00:28:09.747 --> 00:28:11.947
... کنجکاوم  بدونم

00:28:11.947 --> 00:28:15.147
اگه از توانایی فوق العاده ی چشم های طلایی استفاده کنیم

00:28:15.147 --> 00:28:18.347
شاید بتونیم چیز بیشتری کشف کنیم

00:28:22.527 --> 00:28:26.787
می خوام بدونم که آقای ژوانگ مایلن شخصا  به اونجا برن؟

00:28:34.517 --> 00:28:38.937
شاید وقتی غار بادهیست رو پیدا کنیم،
احتمالا بتونیم حقایق رو راجع به چیزی که اون سال اتفاق افتاد و بفهمیم

00:28:38.947 --> 00:28:43.547
علاوه بر این، شاید بتونیم راهی پیدا کنیم
تا اثرات جانبی چشم های طلایی رو از بین ببریم

00:28:51.147 --> 00:28:52.747
البته،

00:28:52.747 --> 00:28:57.747
مایلم بدون هیج منتی لوازم و نیروی انسانی کافی براتون فراهم کنم

00:31:34.847 --> 00:31:37.447
چجوری میتونی چیزی  که گفت رو باور کنی؟

00:31:37.447 --> 00:31:41.147
درسته این قضیه خیلی عجیبه

00:31:41.147 --> 00:31:46.147
مسلما، ما اینجاییم تا قاتل و دستگیر کنیم
چی شد که یکدفعه با ابهای کثیف درگیر شدیم

00:31:46.147 --> 00:31:47.747
کی ما؟

00:31:57.727 --> 00:32:00.727
همیشه فکر میکردم ریوسوکه ناکاگاوا
اونجوری که ما انتظارشو داریم فرد مهربونی نیست

00:32:00.747 --> 00:32:02.347
اگه ازت به عوان یک اسلحه استفاده میکنه چی؟

00:32:02.347 --> 00:32:04.947
ما واقعا نمی دونیم هدفش چیه

00:32:08.147 --> 00:32:11.147
فقط با فهمیدن کامل این ماجراها

00:32:11.147 --> 00:32:13.347
میشه همه چیز و برگردونه سر جاش

00:32:13.347 --> 00:32:16.347
تازه، ریوسوکه ناکاگاوا

00:32:16.347 --> 00:32:19.747
اطلاعات و فایل هایی راجع به چشم های طلایی داره

00:32:19.747 --> 00:32:23.147
اگه بخوایم که از اثرات جانبی چشم های طلایی راحت بشیم

00:32:23.947 --> 00:32:26.147
باید باهاش همکاری کنیم

00:32:28.317 --> 00:32:30.557
پس من باهات میایم

00:32:32.747 --> 00:32:35.347
هیچ خبری درباره لو مانگ نشد؟

00:32:35.347 --> 00:32:38.747
افراد النا دارن کل شهر رو دنبالش میگردن

00:33:04.147 --> 00:33:07.147
قربان جلسه چطور پیش رفت؟

00:33:09.747 --> 00:33:13.347
ترجیح دادم اجازه بدم ژوانگ روی شخصا به صحرای لانژو بره

00:33:13.347 --> 00:33:16.047
تا به پیدا کردن راز چشم های طلایی ادامه بده

00:33:23.447 --> 00:33:27.547
روستای خانوادگی ناکاگاوا بخاطر چشم های طلایی
پدر من پیشرفت کرده

00:33:28.747 --> 00:33:31.947
می خوام روستای خانوادگی ناکاگاوا تو راس جهان بایسته

00:33:32.147 --> 00:33:35.947
و میخوام به هر قیمتی شده اینکارو انجام بدم

00:33:36.717 --> 00:33:39.717
باور دارم که میتونی چیزی رو که آرزوشو دارین بدست بیارین

00:34:10.347 --> 00:34:11.847
<i> سلام؟</i>

00:34:12.747 --> 00:34:15.467
ما اخباری راجع به لو مانگ داریم

00:34:16.947 --> 00:34:20.147
 کجاست؟ مکانشو بفرست فورا اونجا میرم

00:34:42.747 --> 00:34:44.347
حالت خوبه؟

00:34:45.917 --> 00:34:50.827
شیاو روی، راستش یکم نگران سلامتیتم

00:34:51.547 --> 00:34:52.747
من واقعا حالم خوبه

00:34:52.747 --> 00:34:55.747
نگران نباش اگه چیز غیرعادی حس کردم

00:34:55.747 --> 00:34:58.147
فورا بهت میگم

00:35:01.547 --> 00:35:04.747
فقط این که معامله کردن با لو مانگ راحت نیست

00:35:04.747 --> 00:35:08.547
نمیدونیم الان فیفی داره چی کار میکنه

00:35:08.547 --> 00:35:11.047
باید باهاش میرفتیم

00:35:12.447 --> 00:35:15.147
نگران نباش اون حرفه ایه

00:35:15.147 --> 00:35:17.947
پلیس شهروندی برای شهروند ها کار میکنه
وقتی برگردیم چین،

00:35:17.947 --> 00:35:21.147
حتما یه نشان تحسین سفارش میدم و براش میفرستم

00:35:21.147 --> 00:35:22.747
نظرت چیه؟

00:35:39.187 --> 00:35:42.107
 ازت پرسیدم ها! میگم نظرت چیه؟

00:35:45.947 --> 00:35:47.947
درباره فیفی حرف میزنم

00:35:54.947 --> 00:35:56.947
همه چی داره بهتر میشه

00:35:59.287 --> 00:36:01.187
فکر میکنم تو ادم خوبی هستی

00:36:02.597 --> 00:36:04.717
منم فکر میکنم تو ادم خوبی هستی

00:37:11.917 --> 00:37:14.297
این دو تا رو دیدی؟

00:37:15.347 --> 00:37:19.947
متاسفم، نمیتونم هیچ اطلاعاتی راجع به مهمانمون بگم
من اجازه ندارم

00:37:23.047 --> 00:37:25.147
! نمیتونی ببریش

00:37:34.147 --> 00:37:36.147
میتونه این باشه؟

00:37:37.347 --> 00:37:38.747
بیا بریم

00:38:10.047 --> 00:38:11.347
فیفی

00:38:14.937 --> 00:38:16.847
همین الان رفته

00:40:08.047 --> 00:40:09.747
الان میتونم برم؟

00:40:09.747 --> 00:40:10.947
تو دیگه اینجا هیچ کاری نداری

00:40:10.947 --> 00:40:12.747
باشه

00:40:18.897 --> 00:40:21.417
النا به پلیس زنگ بزن

00:40:26.167 --> 00:40:30.547
قبل از این که پلیس بیاد بیا باهم حرف بزنیم

00:40:33.147 --> 00:40:34.947
زیاد حاشیه نمیرم

00:40:34.947 --> 00:40:39.047
حرف بزن... کی بهت دستور داده بود که چشم یشم رو بدزدی؟

00:40:40.987 --> 00:40:43.167
دوست نداری حرف بزنی نه؟

00:40:45.167 --> 00:40:48.867
باشه ولی من هنوزم بهت میگم

00:40:49.747 --> 00:40:51.747
که اگه باهامون  همکاری کنی

00:40:51.747 --> 00:40:54.747
درخواست میکنم جایی که لیاقتشو داری بخشش بگیری

00:40:56.447 --> 00:40:58.147
نیازش ندارم

00:41:02.567 --> 00:41:07.427
خب پس وقتی چین شوانبیگ رو دستگیر کردم باهم حرف میزنیم

00:41:10.157 --> 00:41:13.767
خانوم؟ اون هیچ کار اشتباهی انجام نداده

00:41:14.347 --> 00:41:16.547
اون هیچ کار اشتباهی انجام نداده؟

00:41:16.747 --> 00:41:19.547
اون بهت دستور داد که کار های بد زیادی بکنی

00:41:19.547 --> 00:41:22.047
این حقیقت انکارناپذیریه

00:41:23.247 --> 00:41:28.547
پدری مثل ببر هیچوقت دختری مثل سگ نخواهد داشت
درواقع اون دختر چین هاورانه

00:41:29.357 --> 00:41:31.147
اون دختر خواندشه

00:41:31.171 --> 00:41:43.171
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.