﻿WEBVTT

00:00:00.960 --> 00:00:18.020
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:18.044 --> 00:00:38.044
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:01:54.090 --> 00:02:00.160
《 زن پادشاه 》

00:02:00.160 --> 00:02:03.070
《 قسمت هجدهم 》

00:02:03.790 --> 00:02:06.490
اگه بانو لی بیرون قصر

00:02:06.490 --> 00:02:09.430
رنجی کشیده باشن که غیرقابل گفتن باشه

00:02:09.430 --> 00:02:14.750
اشکالی نداره که وقتی برگشتن به قصر بهش اشاره ای نکنن

00:02:14.750 --> 00:02:20.320
اما وقتی بانو لی فهمید ما نگهبان هان رو گرفتیم

00:02:20.320 --> 00:02:28.200
اون هیچ اعتراضی نکرد که عدالت رو براش اجرا کنیم. این...واقعا غیرعادیه

00:02:30.260 --> 00:02:34.100
اگه بانو لی با همه با بزرگواری رفتار کنه

00:02:34.100 --> 00:02:38.950
و اشتباهات همه رو ببخشه این واقعا غیرمنطقیه

00:02:38.950 --> 00:02:42.700
چون اون یه شخص شروره که اونو دزدیده

00:02:42.700 --> 00:02:46.710
و اگه یه مرد و زن تنها باهم باشن این خیلی مناسب نیستش

00:02:46.710 --> 00:02:49.520
واسه روزهای زیادی باهم خوابیدن و زندگی کردن

00:02:49.520 --> 00:02:54.740
بانو لی نمی خواد واسه پاکدامنیش درخواست برائت ( بی گناهی) کنه؟

00:02:54.740 --> 00:02:59.720
مگه اینکه اونا یه رابطه مخفی داشته باشن

00:03:01.750 --> 00:03:06.010
لی جونگ تو چی فکر می کنی؟

00:03:06.010 --> 00:03:11.110
سرورم وقتی ملازم جونگ چانگ نگهبان هان رو دستگیر کرد من فکر کردم یه اشتباهی پیش اومده

00:03:11.110 --> 00:03:13.790
به هرحال اون بخاطر برگشتن به ولایتش مشکوکه

00:03:13.790 --> 00:03:16.560
ولی این نمی تونه ثابت کنه که اون و بانو لی باهم از قصر رفتن

00:03:16.560 --> 00:03:19.920
گرچه باتوجه به رفتا بانو لی تو این حادثه

00:03:19.920 --> 00:03:24.400
و یا اینکه نگهبان هان که می خواد تموم مسئولیت این قضیه رو به عهده بگیره. همشون خیلی عجیبن

00:03:24.400 --> 00:03:27.570
-من حدس میزنم....
-بگو

00:03:27.570 --> 00:03:30.730
سرورم منو ببخشید که رُک می گم

00:03:30.730 --> 00:03:34.980
من فکر می کنم یه رازی بین بانو لی و نگهبان هان هستش

00:03:37.280 --> 00:03:40.240
یه نگهبان از حرمسرا درخواست ملاقات داره

00:03:40.240 --> 00:03:41.870
بفرستش تو

00:03:43.290 --> 00:03:46.790
سرورم من یه موضوع فوری واسه گزارش دادن دارم

00:03:46.790 --> 00:03:49.100
-بگو
-ما بیرون اتاق بانو لی نگهبانی میدادیم

00:03:49.100 --> 00:03:53.730
ایشون به عنوان یه خدمتکار قصر رو یواشکی ترک کردن و رفتن به زندان سلطنتی

00:04:01.620 --> 00:04:03.120
دنبالم بیا

00:04:22.450 --> 00:04:24.960
-زیاد لفتش نده
-چشم

00:04:33.930 --> 00:04:35.600
خواهر کوچیکتر

00:04:39.460 --> 00:04:41.500
برادر ارشد

00:04:41.500 --> 00:04:44.030
تو نباید میومدی اینجا

00:04:44.030 --> 00:04:46.540
چرا انقدر احمقی؟

00:04:47.630 --> 00:04:52.800
تو می دونستی که اگه من تنهایی برگردم قصر علیحضرت کاری باهام نداره

00:04:52.800 --> 00:04:56.330
فقط کمی سرزنشم می کرد و یه مدتی تحت نظرم می گرفت

00:04:56.330 --> 00:05:00.200
می دونی برگشتن به قصر چقدر واست خطر داره؟

00:05:00.200 --> 00:05:03.050
ملازم جونگ چانگ مکار و بدجنسه

00:05:03.050 --> 00:05:08.180
هرچی علیه تو پیدا کنه واسه پاداش گرفتن از علیحضرت ازش استفاده می کنه

00:05:08.180 --> 00:05:13.060
من هیچ شکایتی از ملازم جونگ چانگ ندارم. چی کار می تونه بامن کنه؟

00:05:13.760 --> 00:05:16.060
خوشبختانه من برگشتم

00:05:17.470 --> 00:05:22.760
یینگ جنگ داشت یه کاری بیشتر از سرزنش کردن و تحت نظر گرفتنت می کرد

00:05:22.760 --> 00:05:25.230
اون واقعا تو رو زندانی کردش

00:05:25.230 --> 00:05:27.410
علیحضرت تنها

00:05:29.020 --> 00:05:32.660
فقط می خواست کمی با خودم فکر کنم همش همین

00:05:32.660 --> 00:05:35.550
به علاوه اون نذاشت زندانبان کاری با من کنه

00:05:35.550 --> 00:05:39.430
فقط خدمتکار ملکه مادر هوایانگ اومد اینجا

00:05:43.070 --> 00:05:46.820
این حرمسرا خیلی جای خطرناکیه

00:05:46.820 --> 00:05:49.960
یینگ جنگ تورو انداخت زندان

00:05:49.960 --> 00:05:53.050
این مثل انداختن گوشت جلو ببره

00:05:53.050 --> 00:05:57.020
چند نفر آدم می خوان از این فرصت استفاده کنن تا تو رو بکشن؟

00:05:57.020 --> 00:06:00.890
اون اینکارو کرد تا تورو بکشه

00:06:02.980 --> 00:06:05.330
اگه اونم می خواست منو بکشه

00:06:06.360 --> 00:06:10.050
تو نباید این قضیه رو بهونه کنی تا منو مجازات کنی

00:06:10.920 --> 00:06:17.040
اگه اون بخواد فردا دستتو قطع کنه من چطوری نجاتت بدم؟

00:06:20.950 --> 00:06:22.850
برام مهم نیستش

00:06:23.750 --> 00:06:27.640
از وقتی که وارد قصر چین شدم و تصمیم گرفتم که یه نگهبان بشم

00:06:29.960 --> 00:06:33.050
هر لحظه آماده مرگم

00:06:39.960 --> 00:06:43.530
من قطعا نمی زارم تو تنها تو این قصر چینِ خطرناک بمونی

00:06:46.320 --> 00:06:49.140
من به آسمونها قسم خوردم

00:06:49.140 --> 00:06:53.940
تا پای مرگ ازت محافظت کنم

00:06:54.870 --> 00:06:59.670
تو بخاطر من داری زجر می کشی

00:07:02.810 --> 00:07:09.480
زجر کشیدن من قابل قیاس با دردی که تو قلبت داری تحمل می کنی نیست

00:07:17.140 --> 00:07:19.090
من قطعا نجاتت میدم

00:07:22.900 --> 00:07:24.890
مراقب خودت باش

00:07:24.890 --> 00:07:26.460
لی

00:07:27.590 --> 00:07:30.570
من باید الان اینو بهت بگم یا اینکه بعد از امشب دیگه فرصتش پیش نمیاد

00:07:31.560 --> 00:07:33.550
اون روز تو پویانگ

00:07:35.010 --> 00:07:37.660
-در واقع...
-درباره چی دارید حرف میزنید؟

00:07:38.680 --> 00:07:40.150
سرورم

00:07:42.510 --> 00:07:44.400
حالا که امدی اینجا

00:07:45.430 --> 00:07:47.370
پس دیگه از اونجا بیرون نیا

00:07:50.280 --> 00:07:54.200
نگهبانا این درو قفل کنید

00:08:00.750 --> 00:08:03.910
تمام این مدت داشتی بهم دروغ می گفتی

00:08:03.910 --> 00:08:10.100
هردوتون...معلومه که باهم قصر رو ترک کردید

00:08:13.220 --> 00:08:17.490
هان شن تو مطمئنا خیلی دل و جرات داری

00:08:18.390 --> 00:08:21.230
تو چطور جرات کردی منو گول بزنی و همسرم رو بدزدی؟

00:08:23.520 --> 00:08:25.030
نگهبانا

00:08:26.630 --> 00:08:29.730
همین الان اعدامش کنید

00:08:29.730 --> 00:08:31.980
سرورم شما نمی تونید اونو بکشید

00:08:31.980 --> 00:08:33.990
اون برادر ارشد منه

00:08:36.620 --> 00:08:40.210
هان شن و من قبل از اینکه وارد قصر بشیم همو می شناختیم

00:08:40.210 --> 00:08:44.630
چون ماباهم بزرگ شدیم به عنوان شاگرد

00:08:44.630 --> 00:08:49.270
پدربزرگم گونگ سون یو هان شن رو از وقتی بچه بودش بزرگش کرده

00:08:49.270 --> 00:08:53.490
ما باهم شمشیرزنی و هنرای رزمی رو یاد گرفتیم و همبازی هم بودیم

00:08:53.490 --> 00:08:58.840
بخاطره همینه که اون منو ندزدیده من خودم از قصر رفتم بیرون

00:08:58.840 --> 00:09:04.270
ما می خواستیم بریم خواهرم گا لان رو ببینیم. اون دختر جنگجو گا لانه

00:09:06.560 --> 00:09:12.100
بانو لی قصر چین یه زندان نیستش

00:09:12.100 --> 00:09:18.810
اگه بخوای خانوادت رو ببینی می تونی از علیحضرت اجازشو بگیری

00:09:18.810 --> 00:09:21.610
حالا که شما دوتا خواهر و برادرید

00:09:21.610 --> 00:09:24.740
چرا قبلا توضیحش ندادید؟

00:09:24.740 --> 00:09:28.660
قوانین قصر چین هیچوقت به همسرا اجازه خروج از قصر رو نمیده

00:09:28.660 --> 00:09:34.250
حتی اگه واقعا دلم برا خونه تنگ بشه، علیحضرت واسه من استثنا قائل نمیشن

00:09:34.250 --> 00:09:36.810
بانو چو، بانو مین

00:09:36.810 --> 00:09:41.490
کی اونا تونستن  برگردن سرزمینشون و خانوادشونو ببینن؟

00:09:41.490 --> 00:09:48.190
بانو لی این خروج مخفیانتون باعث هرج و مرج تو کل شهر شدش

00:09:48.190 --> 00:09:53.500
بیشتر خدمتکارا نزدیک بود سرشونو از دست بدن بخاطر شما

00:09:53.500 --> 00:09:58.140
باتوجه به قوانین قصر من از علیحضرت خواهش می کنم که عادلانه قضاوت کنن

00:09:58.140 --> 00:10:01.990
ملازم جونگ چانگ خارج شدن من از قصر

00:10:01.990 --> 00:10:05.460
تنها کاره خودم بودش که برای همه دردسر درست کرد

00:10:05.460 --> 00:10:08.080
این تقصیره هان شن نیست. اون فقط

00:10:08.080 --> 00:10:13.150
با گفتنه اینکه منو دزدیده می خواست من تنبیه نشم

00:10:13.150 --> 00:10:16.600
پس شما دوتا از اولش زه علیحضرت دورغ گفتید

00:10:16.600 --> 00:10:19.650
شما فقط دارید کاراتونو توجیه می کنید

00:10:21.820 --> 00:10:27.550
نکهبان هان تو می گی برادر ارشد لی ای. بخاطر همین

00:10:27.550 --> 00:10:32.900
خیلی دنبال پیدا کردن شاهزاده گم شده بودی؟

00:10:34.700 --> 00:10:36.580
درسته

00:10:37.950 --> 00:10:40.470
سرورم منو ببخشید که حرف میزنم

00:10:40.470 --> 00:10:44.100
فقط بخاطر اینکه بانو لی میگه اونا خواهر و برادر رزمیِ همن

00:10:44.100 --> 00:10:45.780
من کاملا متقاعد نشدم

00:10:45.780 --> 00:10:47.880
دقیقا

00:10:47.880 --> 00:10:51.600
حرفای شما فقط حرفه بدون هیچ مدرکی

00:10:51.600 --> 00:10:55.390
ما یه نفر از قلمروی جیانگو می خوایم تا شهادت بده

00:10:55.390 --> 00:10:57.770
اگه بانو لی می ترسن

00:10:57.770 --> 00:11:00.980
این نشون میده که شما داشتید دروغ بهم می بافتید

00:11:00.980 --> 00:11:02.560
از چی باید بترسم؟

00:11:02.560 --> 00:11:05.590
برادر ارشد و من از بچگی تکنیک شمشیرزنی گونگ سون رو آموزش می دیدیم

00:11:05.590 --> 00:11:11.370
فقط یه نفر با مهارتای رزمی رو پیدا کنید تا بتونه بگه که روش جنگیدن ما مثل همه

00:11:12.440 --> 00:11:14.950
من یه نفرو می شناسم

00:11:14.950 --> 00:11:17.440
کسی که دقیقا می تونه کاری که تو گفتی رو انجام بده

00:11:17.440 --> 00:11:21.820
بانو وقتی اولین بار وارد قصر شدن با ژنرال منگ وو مبارزه نکردن؟

00:11:21.820 --> 00:11:25.020
ژنرال منگ وو از جنگجوهای بزرگِ چینه

00:11:25.020 --> 00:11:28.250
اون هیچوقت طرف شخص خاصی رو نمی گیره

00:11:28.250 --> 00:11:30.730
من ژنرال منگ رو فردا میارمش

00:11:30.730 --> 00:11:35.150
تا با نگهبان هان بجنگه. برای اطمینان ما

00:11:35.930 --> 00:11:42.700
از اینکه تکنیک شمشیرزنی بانو لی و نگهبان هان از یه استاده یانه

00:11:42.700 --> 00:11:45.290
سرورم این ایده ی عالیه ایه

00:11:45.290 --> 00:11:49.280
اما برادر ارشد من تو این چند روز رنج زیادی تو زندان کشیده

00:11:49.280 --> 00:11:52.090
اگه فردا قرار باشه بجنگه، من فکر می کنم

00:11:52.090 --> 00:11:55.970
براش عادلانه نباشه چون بدنش الان ضعیفه

00:11:55.970 --> 00:11:59.700
این قضیه درباره برنده شدن نیست فقط نتیجش مهمه

00:11:59.700 --> 00:12:04.260
چیزی که بانو لی الان باید نگرانش باشه بردن هان شن نیست

00:12:04.260 --> 00:12:09.140
بلکه اینه که اگه اون برادر ارشدت نباشه چی میشه؟

00:12:11.840 --> 00:12:13.840
زندگی اون

00:12:15.590 --> 00:12:16.990
برای اطمینان واسه من میشه

00:12:18.200 --> 00:12:21.900
بهم شراب بده. شراب بده

00:12:23.020 --> 00:12:25.740
جلومو نگیر هنوز می خوام مشروب بخورم

00:12:29.800 --> 00:12:31.000
چرا؟

00:12:32.350 --> 00:12:34.500
زودباش بهم مشروب بده

00:12:41.200 --> 00:12:42.500
بگو

00:12:45.400 --> 00:12:48.000
دیگه چیتو می تونم باور کنم؟

00:12:48.000 --> 00:12:51.600
دیگه کسی اینجا نیست. حقیقتو بهم بگو

00:12:51.600 --> 00:12:55.300
حرفایی که قبلا زدی واقعیت داره؟

00:12:59.300 --> 00:13:03.100
نصفش درسته نصفش غلط

00:13:04.500 --> 00:13:05.600
باشه

00:13:07.600 --> 00:13:09.000
بگو

00:13:09.000 --> 00:13:11.500
هان شن واقعا برادر ارشده منه

00:13:12.910 --> 00:13:16.650
و همینطور من خودم خواستم از قصر برم بیرون منو ندزدیدن

00:13:18.200 --> 00:13:20.500
اما کسی که می خواستم ببینمش

00:13:22.000 --> 00:13:24.800
خواهرم گا لان نبود

00:13:24.800 --> 00:13:26.900
تو می خواستی اونو ببینی

00:13:29.410 --> 00:13:31.610
دیدیش؟

00:13:32.500 --> 00:13:34.000
آره

00:13:34.900 --> 00:13:37.200
بعد از دیدنش بازم خواستی که برگردی؟

00:13:38.200 --> 00:13:42.800
بخاطر تین مینگ من باید برمی گشتم

00:13:43.800 --> 00:13:48.000
و قبل از اینکه از قصر برم بیرون برنامه داشتم که برگردم

00:13:49.200 --> 00:13:51.600
چون می دونستم که

00:13:51.600 --> 00:13:57.000
تا وقتی که تو زنده ای و چین قدرتمنده

00:13:57.000 --> 00:13:59.200
تو هیچوقت دست از سرم برنمی داری

00:14:00.400 --> 00:14:03.100
من نمی خواستم آدمای بیشتری وارد این جریان شن

00:14:04.690 --> 00:14:06.270
به علاوه

00:14:08.900 --> 00:14:13.370
بهش گفتم که تین مینگ بچه ی ماست

00:14:23.200 --> 00:14:27.200
چی گفتی؟ چرا باید اینکارو کنی؟

00:14:30.000 --> 00:14:31.750
بخاطر تین مینگ

00:14:32.900 --> 00:14:36.300
من می خوام اون زندگیش تو امنیت باشه

00:14:36.300 --> 00:14:40.800
هرکاری که دوست داره بکنه و کسی محدودش نکنه

00:14:41.820 --> 00:14:45.030
و همینطور اگه من همه این چیزارو متوجه نمی شدم

00:14:46.100 --> 00:14:48.700
هیچوقت نمیومدم اینجا

00:15:04.000 --> 00:15:07.400
تو هنوزم داری به اون مرد فکر می کنی

00:15:09.540 --> 00:15:15.520
برای اون مرد حتی اگه خودت رو هم قربانی کنی هیچ اشکالی نداره، درسته؟

00:15:17.750 --> 00:15:19.950
تو این چند روز که از قصر رفته بودی بیرون

00:15:21.000 --> 00:15:23.200
من نه می تونستم چیزی بخورم نه بخوابم

00:15:24.330 --> 00:15:27.580
با این حال تو بازم جدیم نمی گیری

00:15:29.620 --> 00:15:32.100
اگه بازم از اینکارا کنی

00:15:33.220 --> 00:15:36.060
اگه دوباره منو احمق فرض کنی

00:15:36.800 --> 00:15:39.100
به این آسونیا ازت نمی گذرم

00:16:00.700 --> 00:16:03.200
-لان
-بهم مشروب بده

00:16:03.200 --> 00:16:05.400
جینگ که چش شده؟

00:16:07.200 --> 00:16:09.400
دوباره زیاده روی کرده

00:16:09.400 --> 00:16:11.100
دوباره زیاده روی کرده؟

00:16:15.200 --> 00:16:16.500
پدر

00:16:18.000 --> 00:16:22.400
قبلا وقتی مادر توسط شیاو هو کشته شد

00:16:22.400 --> 00:16:24.800
تو چطور باهاش کنار اومدی؟

00:16:29.980 --> 00:16:34.450
مثل کسی زندگی کردم که انگار تو یه تابوت چوبی توی جنگلِ بی آب و علفه و منتظر خاکستر شدنه

00:16:40.400 --> 00:16:45.400
برادر جینگ الان یه نفر رو از دست داده کسی که همیشه حمایتش می کرد خواهر لی رو

00:16:46.400 --> 00:16:50.400
این مثل چیزیه که پدر گفت مثل یه مرده متحرک

00:16:50.400 --> 00:16:51.900
خواهر کوچیکتر...

00:16:54.170 --> 00:16:56.490
من باید چیکار کنم پس؟

00:16:57.720 --> 00:16:59.790
می خوای دیگه چی کار کنی؟

00:17:01.000 --> 00:17:04.200
دنباله راهیم که دلگرمش کنم تا دوباره خودشو جمع و جور کنه

00:17:04.200 --> 00:17:11.200
لان جینگ که قبلا عاشق کسه دیگه شده. براش سخته که تو رو قبول کنه

00:17:11.200 --> 00:17:15.600
من مجبورم چیزی رو بگم که تو دوست نداری بشنویش، با حاله الانش

00:17:15.600 --> 00:17:21.400
هرچقدر هم که تو سخت تلاش کنی اون بازم باتو مثل یه رهگذر رفتار می کنه

00:17:21.400 --> 00:17:26.700
اگه می خوای اون بهت توجه کنه فقط داری الکی زحمت می کشی

00:17:28.000 --> 00:17:31.600
من تموم این حرفایی که میگی رو متوجه میشم

00:17:33.200 --> 00:17:38.800
اما پدر تو باید خیلی قبلتر از اینا منو نصیحت می کردی قبل از اینکه کار از کار بگذره

00:17:38.800 --> 00:17:43.400
مهم نیست مسائل چقدر سخت و پیچیده بشن بالاخره یه نفر نباید به این راحتی ها دست برداره

00:17:43.400 --> 00:17:45.200
اینطور نیست؟

00:17:52.600 --> 00:17:55.200
برادر تو واقعا خوش شانسی

00:17:55.200 --> 00:17:58.200
ما هنوز چیزی رو صورتت نقاشی نکردیم

00:17:58.200 --> 00:18:02.400
و علیحضرت صدات کرد. اما اشکالی نداره

00:18:02.400 --> 00:18:06.200
تا وقتی که برگردی اینجا مناظرت می مونیم

00:18:20.270 --> 00:18:22.220
الان برو

00:18:34.200 --> 00:18:35.800
صبح بخیر ارباب تیان

00:18:35.800 --> 00:18:38.300
-صبح بخیر. صبح بخیر
-بزار من کمکت کنم

00:18:39.600 --> 00:18:43.000
جنگجو گا صبح به این زودی میری تمرین کنی؟

00:18:43.000 --> 00:18:47.600
پدرم و من می خوایم با شمشیرای خودمون تمرین کنیم. تو این چند روز من یکم تنبلی کردم بخاطر همین یکم عجله دارم

00:18:50.800 --> 00:18:52.800
برادر جینگ کجاس؟

00:18:52.800 --> 00:18:54.800
قبلا رفتم اتاقش

00:18:54.800 --> 00:18:59.400
کسی توش نبود. حدس میزنم از دیشب بیرون مونده

00:18:59.400 --> 00:19:01.600
دوباره رفته سراغ مشروب

00:19:05.700 --> 00:19:08.800
لان لان

00:19:19.200 --> 00:19:21.200
به اطلاع علیحضرت میرسونم که ما هان شن رو اوردیم

00:19:21.200 --> 00:19:23.500
-برید
-چشم

00:19:31.020 --> 00:19:34.430
بعد از دیدن علیحضرت چرا زانو نمیزنی؟

00:19:35.540 --> 00:19:37.050
خواهر کوچیکتر...

00:19:38.000 --> 00:19:42.000
خواهر کوچیکار خواهر کوچیکتر تو همش داری عمدا همینو می گی

00:19:42.000 --> 00:19:46.200
من تضمین میدم که قبل از بیرون رفتن از قصر شما دوتا باهم رابطه مخفی ای داشتید

00:19:46.200 --> 00:19:49.000
و دارید علیحضرت رو احمق فرض می کنید

00:19:49.900 --> 00:19:53.400
ملازم جونگ چانگ من به جون علیحضرت قسم می خورم

00:19:53.400 --> 00:19:56.600
که منو برادر ارشدم هیچ کاره ناشایستی نکردیم

00:19:56.600 --> 00:20:00.000
چه منو نگهبان هان خواهر و برادر رزمی واقعی باشیم

00:20:00.000 --> 00:20:02.400
چه نباشیم الان متوجهش میشیم

00:20:02.400 --> 00:20:03.800
منگ وو

00:20:03.800 --> 00:20:06.900
-شروع کن
-اطاعت میشه

00:20:55.000 --> 00:20:59.200
هان شن فقط همینقدر کونگفو بلده

00:20:59.200 --> 00:21:01.600
برادر ارشد از خواهر کوجیکترش پایین تره

00:21:01.600 --> 00:21:04.400
چطور همچین چیزی تو دنیا ممکنه؟

00:21:12.600 --> 00:21:16.000
سرورم همین الانشم همه چیز معلوم شد. واضح نیستش؟

00:21:16.000 --> 00:21:20.100
این هان مطمئنا نمی تونه برادر ارشد بانو لی باشه

00:21:20.100 --> 00:21:23.400
طبق چیزی که من می بینم، بهتره از ژنرال منگ بخوایم تمومش کنه

00:21:23.400 --> 00:21:27.300
تا باعث مرگ یه نفر نشیم

00:21:31.800 --> 00:21:33.220
لی

00:21:35.600 --> 00:21:37.800
تو منو فریب دادی

00:21:37.800 --> 00:21:39.600
من فریبت ندادم

00:21:39.600 --> 00:21:41.400
بکشش

00:22:00.000 --> 00:22:03.200
-خواهر کوچیکتر
-برادر ارشد خودتو جمع و جور کن

00:22:03.200 --> 00:22:07.500
روی قدرت ماهیچه هات و نقطه ی وسطِ گردنت تمرکز کن، و شمشیرتو با اراده حرکت بده

00:22:07.500 --> 00:22:09.600
روی قدرت ماهیچه هات

00:22:11.400 --> 00:22:16.200
و نقطه ی وسط گردنت تمرکز کن و با اراده شمشیرتو حرکت بده

00:23:10.000 --> 00:23:12.880
ژنرال منگ متاسفم که ما اذیتتون کردیم

00:23:16.000 --> 00:23:18.000
به اطلاع علیحضرت می رسونم که

00:23:18.000 --> 00:23:21.000
با توجه به چیزی که من از این دو می بینم

00:23:21.000 --> 00:23:25.800
تکنیک رزمیِ بانو لی و نگهبان هان قطعا از یه استاده

00:23:30.890 --> 00:23:34.010
لی جونگ تو چی فکر می کنی؟

00:23:34.010 --> 00:23:35.430
سرورم

00:23:35.430 --> 00:23:39.600
اگه این تکنیک شمشیرزنی رو از وقتی بچه بودن باهم آموزش ندیده بودن اینطوری نمی تونستن حرکاتشونو باهم هماهنگ کنن

00:23:39.600 --> 00:23:44.070
بدون هیچ اشکالی حرکت کردن به جلو و عقب، حداقل ده سال زمان میبره تا چنین مهارتی کسب کنی

00:23:46.070 --> 00:23:48.140
جائو گائو

00:23:48.140 --> 00:23:50.850
دیگه چی میگی؟

00:23:50.850 --> 00:23:53.680
سرورم بانو لی بدون هیچ اجازه ای از شمشیر استفاده کرد

00:23:53.680 --> 00:23:56.410
این حرکتش نه تنها گستاخیه بلکه علیحضرت رو هم تهدید کردن

00:23:56.410 --> 00:23:58.020
تمومش کن

00:23:58.020 --> 00:24:01.670
بانو لی سعی داشت ثابت کنه که با هان شن خواهرو برادرن

00:24:01.670 --> 00:24:03.860
این به من هیچ صدمه ای نزد

00:24:05.310 --> 00:24:07.270
دوباره ازت می پرسم

00:24:08.270 --> 00:24:11.210
دیگه چی می خوای بگی؟

00:24:11.210 --> 00:24:12.750
این...

00:24:15.810 --> 00:24:18.660
من دیگه چیزی واسه گفتن ندارم

00:24:19.360 --> 00:24:20.980
لی جونگ

00:24:20.980 --> 00:24:23.690
هان شن رو ببر به تالار گوآنگ می خوام چیزی ازش بپرسم

00:24:23.690 --> 00:24:25.190
چشم

00:24:28.890 --> 00:24:30.480
سرورم

00:24:30.480 --> 00:24:34.260
لی بهش صدمه ای نمیزنم

00:24:59.430 --> 00:25:01.340
مشتری های عزیز اینم سفارشاتون

00:25:01.340 --> 00:25:03.330
بزارش زمین

00:25:03.950 --> 00:25:05.570
نوش جون

00:25:06.330 --> 00:25:07.400
هی؟

00:25:07.400 --> 00:25:08.660
پیشخدمت...

00:25:08.660 --> 00:25:12.520
مشتری الان کاملا مستی اگه می خوای بخوابی برو جای دیگه

00:25:12.520 --> 00:25:15.260
ما اینجا داریم کاسبی می کنیم

00:25:15.260 --> 00:25:17.340
-مشروب بده بهم
-خوابیده اینجا

00:25:17.340 --> 00:25:19.390
مشروب بده بهم

00:25:25.860 --> 00:25:27.710
برادر ارشد

00:25:41.930 --> 00:25:45.020
برادر تو خیلی مشروب خوردی

00:25:45.020 --> 00:25:47.440
نمی ترسی که پدربزرگ سرزنشت کنه؟

00:25:49.470 --> 00:25:51.410
لی...

00:26:34.540 --> 00:26:37.880
-مشتری مراقب خودتون باشید بازم بیاید اینجا
-باشه

00:26:37.880 --> 00:26:40.720
بهم مشروب بده مشروب بده

00:26:40.720 --> 00:26:43.570
-مشتری عزیز لطفا بیاد تو
-برام مشروب بیار

00:26:45.010 --> 00:26:47.130
پیشخدمت

00:27:38.270 --> 00:27:40.310
بهم مشروب بده...

00:27:46.810 --> 00:27:51.310
حالا که ژنرال منگ وو تایید کرد تو و بانو لی خواهر و برادر رزمی همید

00:27:51.310 --> 00:27:53.840
این زندگی بی ارزشت ماله خودت

00:27:54.640 --> 00:27:56.990
من دیگه نمی تونم ازت بگیرمش

00:27:59.380 --> 00:28:02.410
اگه من برادر ارشد لی رو بکشم

00:28:03.220 --> 00:28:05.980
باعث میشه برای همیشه ازم متنفر بشه

00:28:07.330 --> 00:28:12.130
بانو لی بهم گفتش وقتی بچه بودی پدر و مادرت رو از دست دادی

00:28:12.970 --> 00:28:15.520
و تو توسط استاد گونگ سون به فرزند خوندگی گرفته شدی

00:28:16.110 --> 00:28:21.240
تو باهاش هنرای رزمی رو آموزش دیدی، باهاش شمشیرزنی رو آموزش دیدی

00:28:21.240 --> 00:28:25.760
و باهاش بزرگ شدی. شما دوتا واقعا مثل خواهر و برادر همید

00:28:28.560 --> 00:28:30.940
مثل خواهر و برادر بهم نزدیکید...

00:28:33.950 --> 00:28:36.620
احساس بینتون هم مثل خواهر و برادرای واقعیه؟

00:28:39.320 --> 00:28:44.560
دارم ازت می پرسم بین تو و بانو لی

00:28:45.810 --> 00:28:48.500
رابطه ی دیگه ای هم وجود داره؟

00:28:52.290 --> 00:28:58.470
یه حرفایی هست که می ترسم فردا فرصتش پیش نیاد بهت بگم

00:29:01.820 --> 00:29:05.460
لی درواقع...من...

00:29:05.460 --> 00:29:10.390
اوه برادر چرا تو یهو انقدر غمگین شدی؟

00:29:10.390 --> 00:29:13.230
وقتی کسی رو خیلی دوست داری

00:29:13.230 --> 00:29:16.590
حتی اگه این حسِ دوست داشتن متقابل هم نباشه، اشکالی نداره

00:29:17.260 --> 00:29:21.920
تا وقتی که بتونی از نزدیک مراقبش باشی همینم بسه

00:29:27.970 --> 00:29:34.090
من می دونم که تو اون مردی نیستی که اون عمیقا دوستش داره

00:29:38.100 --> 00:29:40.160
من فقط برادر ارشدشم

00:29:49.100 --> 00:29:52.000
باید باهات چیکار کنم؟

00:30:00.170 --> 00:30:03.010
اگه علیحضرت از جونم بگذرن

00:30:03.010 --> 00:30:08.020
من از علیحضرت درخواستی دارم که اجازه بدن من اینجا تو قصر چین بمونم

00:30:12.080 --> 00:30:17.180
من سره زندگیم خطر کردم تا برگردم فکر می کنم دیگه پیشتون شانسی ندارم

00:30:17.180 --> 00:30:19.330
دیگه دلیلی نداره که ازتون تقاضای بخشش کنم

00:30:20.040 --> 00:30:23.100
حالا که علیحضرت رابطه ی واقعی مارو می دونن

00:30:23.790 --> 00:30:29.240
باید بدونید که چرا این همه سختی کشیدم تا برگردم قصر

00:30:29.240 --> 00:30:31.440
و سره زندگیم ریسک کردم تا برگردم

00:30:32.620 --> 00:30:38.210
هرکاری که من تا الان کردم بخاطر عشق برادرانه ایه که دارم

00:30:39.400 --> 00:30:42.460
من ازتو خواهش می کنم علیحضرت اجازه بدید من اینجا تو قصر بمونم و از بانو لی محافظت کنم

00:30:42.460 --> 00:30:44.120
مضحکه!

00:30:44.690 --> 00:30:47.200
بانو لی همسر سلطنتیه منه

00:30:47.200 --> 00:30:49.750
لازم نیست یه غریبه ای مثل تو همچین حرفایی بزنه

00:30:49.750 --> 00:30:52.300
بانو لی قطعا همسر سلطنتیه شماست سرورم

00:30:52.920 --> 00:30:56.330
اما مهم نیست که شما چقدر دوستش داشته باشید و بهش اهمیت بدید نمی تونید اینو انکار کنید که

00:30:56.330 --> 00:31:01.990
این قصر پر از خطره. شما الان می تونید ازش محافظت کنید ولی تا همیشه نمی تونید

00:31:01.990 --> 00:31:03.560
مزخرفه

00:31:06.650 --> 00:31:11.130
اگه من نتونم تو می تونی؟

00:31:11.130 --> 00:31:12.720
می تونم

00:31:17.120 --> 00:31:19.370
چون من ترسی ندارم

00:31:20.330 --> 00:31:24.700
مهم نیست کی و کجا مهم نیست که عواقبش چی باشه

00:31:24.700 --> 00:31:28.150
من می تونم جونمو قربانی کنم تا ازش محافظت کنم

00:31:28.150 --> 00:31:34.480
اما شما سروم...به عنوان پادشاه یه کشور، چطور می تونید اینکارو کنید؟

00:31:35.780 --> 00:31:41.110
شما دولت و دنیا و همچنین کشور رو دارید

00:31:42.590 --> 00:31:46.530
می تونید تمام مسئولیت و عواقبش رو قبول کنید فقط بخاطر یه همسر سلطنتی

00:31:47.330 --> 00:31:50.830
و با قربانی کردن خودتو ازش محافظت کنید؟

00:31:50.830 --> 00:31:52.920
می تونید اینکارو کنید؟

00:31:56.900 --> 00:31:59.270
برادر جینگ مراقب باش

00:31:59.270 --> 00:32:01.270
هی آروم

00:32:03.600 --> 00:32:05.200
آروم

00:32:07.950 --> 00:32:10.810
پدر؟ پدر چرا تو اینجایی؟

00:32:10.810 --> 00:32:12.430
بزار بره

00:32:13.690 --> 00:32:15.710
منظورت چیه؟

00:32:16.280 --> 00:32:18.470
بهت گفتم ولش کن بره

00:32:20.440 --> 00:32:22.120
پدر

00:32:22.120 --> 00:32:25.460
جینگ که شمشیرت رو بکش بیرون

00:32:25.460 --> 00:32:27.620
پدر چی کار می خوای کنی؟

00:32:27.620 --> 00:32:29.760
فقط اگه می خوای منو بکش

00:32:30.430 --> 00:32:32.310
من باهاش مشکلی ندارم

00:32:34.610 --> 00:32:38.600
جنگجو جینگ تو واقعا یه احمقی

00:32:43.340 --> 00:32:46.010
به عنوان شاگرد مورد علاقه گونگ سون یو

00:32:46.010 --> 00:32:50.580
واقعا می خوای بمیری فقط بخاطر از دست دادنه یه زن؟

00:32:50.580 --> 00:32:53.060
چطور گونگ سون یو یه آشغالی مثل تورو قبول کرد

00:32:53.060 --> 00:32:56.440
اون واقعا عمرشو با آموزش دادن به تو هدر داد

00:32:56.440 --> 00:33:01.450
شما می تونید از من انتقاد کنید اما از استادم نه

00:33:02.390 --> 00:33:04.500
استادت؟

00:33:04.500 --> 00:33:09.860
گونگ سون یو فقط یه پیرمردی بود که همش درباره نجیب بودن حرف میزد و درواقع اصلا هیچ قدرتی نداشت

00:33:09.860 --> 00:33:11.360
من هرچی دلم بخواد می گم

00:33:11.360 --> 00:33:13.190
خفه شو

00:33:14.460 --> 00:33:19.120
پدر برادر جینگ سره عقل نیست. چرا باهاش اینجوری رفتار می کنی؟

00:33:19.120 --> 00:33:21.670
تو اینجا کاری نداری برو گمشو

00:33:21.670 --> 00:33:23.370
پدر

00:33:47.810 --> 00:33:50.030
پدر جنگیدن رو تموش کن

00:33:51.370 --> 00:33:53.020
یه بار دیگه

00:33:58.380 --> 00:34:03.340
به حرکت شمشیرت دقت کن، ممکنه تو مبارزه اندامت آسیب ببینن

00:34:11.570 --> 00:34:13.690
جنگیدن رو تمومش کنید

00:34:27.400 --> 00:34:29.080
برادر جینگ

00:34:29.080 --> 00:34:31.000
خوب انجامش دادی

00:34:34.420 --> 00:34:37.950
حدس میزنم که تو عمرت

00:34:37.950 --> 00:34:42.310
هیچوقت اینجوری پرقدرت شمشیرت رو حرکت نداده بودی

00:34:42.310 --> 00:34:47.420
درسته این تکنیک واقعیه ایه شمشیرزنیِ گونگ سونِ

00:34:47.420 --> 00:34:53.200
به عنوان یه شمشیرزن تو فقط باید به شمشیرت فکر کنی

00:34:53.200 --> 00:34:57.630
وقتی از دست من عصبانی شدی بدون هیچ فکری فقط شمشیرت رو تکون دادی

00:34:57.630 --> 00:35:00.490
این ذات واقعیه شمشیره

00:35:01.430 --> 00:35:06.070
پس پدر فقط سعی داشتی برادر جینگ رو تحریک کنی

00:35:09.410 --> 00:35:14.200
اما استاد همیشه می گفت وقتی از شمشیر استفاده می کنم

00:35:14.200 --> 00:35:16.940
باید درباره مردم و دنیا فکر کنم

00:35:17.770 --> 00:35:20.540
برای کسایی شمشیرمو بکشم بیرون که برام مهمن

00:35:20.540 --> 00:35:22.980
چیزی که استادت می گفت درسته

00:35:22.980 --> 00:35:25.990
اما اون به تونست خودش و شمشیر رو ترکیب کنه

00:35:26.000 --> 00:35:29.800
بخاطر همین می تونست تمرکز بالایی داشته باشه

00:35:32.240 --> 00:35:34.480
منظورتون اینه که....

00:35:35.700 --> 00:35:38.600
با توجه به سنی که الان داری و تجربیاتت

00:35:38.600 --> 00:35:43.200
مشکلاتِ زیادی تو ذهنت داری که حواست رو از جنگیدن پرت می کنه

00:35:43.200 --> 00:35:46.800
فکر می کنم دلیلی که بانو گونگ سون ترکت کرد

00:35:46.800 --> 00:35:50.200
این بود که اون می دونست چه بلایی داره سرت میاد

00:35:50.200 --> 00:35:53.600
می دونست تا وقتی که کنارت بمونه

00:35:53.600 --> 00:35:57.800
شمشیرزنیت هیچوقت به بالاترین حد خودش نمی رسه

00:36:01.800 --> 00:36:03.400
برادر جینگ

00:36:05.290 --> 00:36:07.940
خواهر واقعا یه همچین فکری می کرده؟

00:36:09.410 --> 00:36:11.480
اون واقعا

00:36:13.170 --> 00:36:15.730
بخاطر من رفتش؟

00:36:20.010 --> 00:36:23.830
جینگ که با دقت فکر کن

00:36:25.100 --> 00:36:27.800
چه شمشیرزنی می خوای بشی؟

00:36:27.800 --> 00:36:31.000
چه اهدافی داری که می خوای بهش برسی؟

00:36:31.000 --> 00:36:36.100
واسه چه اهدافی بانو گونگ سون خودشو قربانی کرد و کمکت کرد؟

00:36:37.500 --> 00:36:43.000
باید دلیلی داشته باشه که گونگ سون یو اون کتاب راهنمای شمشیرزنی رو فقط به تو دادش

00:36:44.100 --> 00:36:48.400
لان بیا ما بریم. بزار اون تنهایی یکم با خودش فکر کنه

00:36:48.400 --> 00:36:52.800
اون باید کمی با خودش فکر کنه تا بتونه از این ماجرا بگذره

00:38:01.000 --> 00:38:05.300
شنیدم گذاشتی که برادر ارشد به عنوان یه نگهبان تو قصر بمونه

00:38:06.400 --> 00:38:11.300
ممنون که از جونش گذشتی و گذاشتی که تو اندرونی قصر بمونه

00:38:19.500 --> 00:38:26.000
باشه بهت قول میدم که بزارم تو قصر چین من بمونی

00:38:26.000 --> 00:38:29.100
و مخفیانه از بانو لی محافظت کنی

00:38:29.100 --> 00:38:31.800
ولی من یه شرطی دارم

00:38:32.600 --> 00:38:34.600
سرورم لطفا دستور بدید

00:38:34.600 --> 00:38:37.600
تو باید باهام صادق باشی

00:38:37.600 --> 00:38:40.300
و باهام مثل پادشاهت رفتار کنی

00:38:41.280 --> 00:38:43.770
شخصی که باید ازش محافظت کنی بانو لیه

00:38:44.710 --> 00:38:47.440
ولی شخصی که تو واقعا بهش خدمت می کنی

00:38:48.260 --> 00:38:50.370
باید من باشم

00:38:51.400 --> 00:38:55.000
مهم نیست که چقدر رابطه ی خواهر و برادرانه ی عمیقی بین تو و بانو لی هستش

00:38:55.000 --> 00:38:59.800
تو نباید فراموش کنی که زندگیه اون

00:39:00.800 --> 00:39:03.400
هنوز تو دستای منه

00:39:06.100 --> 00:39:09.400
هرچیزی که مربوط به بانو لی باشه

00:39:09.400 --> 00:39:12.000
باید بهم گزارششون کنی

00:39:12.000 --> 00:39:15.000
اگه رازی رو ازم پنهون کنی

00:39:15.000 --> 00:39:17.600
می ندازمت از قصر بیرون

00:39:17.600 --> 00:39:23.000
تو مسائل شخصیش تو نمی تونی دخالت کنی

00:39:23.000 --> 00:39:25.400
می توتی اینکارو کنی؟

00:39:28.120 --> 00:39:30.440
می تونم

00:39:31.800 --> 00:39:36.800
فقط یه چیزی هست که نمی فهممش

00:39:36.800 --> 00:39:42.000
تو اجازه دادی که برادر ارشد اینجا تو قصر بمونه. ازش عصبانی نیستی؟

00:39:44.900 --> 00:39:48.200
من از رابطه ای که با هان شن داری عصبانی نیستم

00:39:49.380 --> 00:39:51.860
چیزی درباره اش عصبانیم

00:39:53.010 --> 00:39:58.020
اینه که تو بیشتر از یه ساله که وارد قصر شدی. کی تو می تونی....

00:39:59.930 --> 00:40:03.030
کی واقعا می تونی قلبت رو به روم باز کنی؟

00:40:48.600 --> 00:40:52.400
برادر بزرگتر تو باید یادت بمونه

00:40:52.400 --> 00:40:56.700
مهم نیست که چه اتفاقاتی بیوفته مهم نیست من کجام

00:40:56.700 --> 00:41:01.700
قلب من همیشه متعلق به توِ

00:41:03.000 --> 00:41:06.600
فقط حیف که تو خیلی نگرانی داری و خلق و خوی خیلی ملایمی داری

00:41:06.600 --> 00:41:10.400
وقتی بتونی نگرانی هات رو بزاری کنار مطمئنا بیشتر می تونی توانایی هاتو نشون بدی

00:41:10.400 --> 00:41:13.000
خب چی میشد اگه من یینگ جنگ رو می کشتم؟

00:41:13.000 --> 00:41:16.900
لی چی میشد؟ خودش تنهایی می تونست از قصر سلطنتی بیاد بیرون؟

00:41:17.800 --> 00:41:23.200
من دارم این کتاب راهنما رو میدم بهت نه برای اینکه موفقیت بزرگی بدست بیاری

00:41:23.200 --> 00:41:25.800
من فقط امیدوارم که تو یه روز

00:41:25.800 --> 00:41:29.400
بتونی با شمشیرت تو کل دنیا سفر کنی و به ضعیفا و مظلوما کمک کنی

00:41:29.400 --> 00:41:32.400
این تکنیک واقعیِ شمشیرزنیه گونگ سونه

00:41:32.400 --> 00:41:37.200
حرکت شمشیر بدون هیچ فکری این ذات واقعیه شمشیره

00:41:37.200 --> 00:41:39.800
تمام افکارت رو جمع و جور کن و به یه فکر خالص برس

00:41:46.800 --> 00:41:52.200
از امروز به بعد من مثل یه شمشیر میشم

00:41:52.200 --> 00:41:56.900
یه شمشیر همیشه به جلو حرکت می کنه و هیچوقت برنمی گرده عقب

00:42:01.740 --> 00:42:04.340
واقعا می خوای چی کار کنی؟

00:42:11.000 --> 00:42:15.400
تو می دونی که من نمی خوام هیچوقت تو چیزی عجله ای کنم

00:42:16.990 --> 00:42:19.270
تو یه ساله که وارد قصر شدی

00:42:20.000 --> 00:42:22.810
ولی ما هیچوقت مراسم ازدواجمونو کامل نکردیم

00:42:25.300 --> 00:42:28.470
این بخاطر اینه که من بهت احترام میزارم

00:42:30.910 --> 00:42:33.470
من الان می خوام داشته باشمت

00:42:34.540 --> 00:42:36.410
خودتو به من میدی؟

00:42:42.000 --> 00:42:44.600
چطور جرات می کنی! از علیحضرت محافظت کنید

00:43:12.000 --> 00:43:31.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.