﻿WEBVTT

00:00:01.816 --> 00:00:21.816
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:53.840 --> 00:02:00.570
‫[زنِ پادشاه]

00:02:00.570 --> 00:02:02.910
‫[قسمت 23]

00:02:16.270 --> 00:02:18.480
‫چینگ، میتونی بری.

00:02:18.480 --> 00:02:20.230
‫چشم.

00:02:30.830 --> 00:02:33.950
‫سرورم، خوب بخوابید.

00:02:38.870 --> 00:02:44.590
‫تو اجازه نداری بری، کنارم بخواب.

00:02:45.680 --> 00:02:52.540
‫♪ برای رسیدن به آرزویم، دعا کردم. ♪

00:02:52.540 --> 00:02:59.330
‫♪ در جنگل بامبو، برگ های ریزان ♪
‫♪ خطِ نوری را ایجاد میکنند. ♪

00:03:01.200 --> 00:03:03.410
‫- اینجا چیکار میکنی؟
‫- تو...

00:03:03.410 --> 00:03:06.080
‫تو چرا اینجایی؟ من باید اینو ازت بپرسم!

00:03:06.080 --> 00:03:13.120
‫♪ اما نمیتوانم از خط منحنی ایجاد شده، روی برگردانم. ♪

00:03:13.120 --> 00:03:20.000
‫♪ چه کسی هنوز هم در قلبِ دیگری است؟ ♪

00:03:20.000 --> 00:03:24.190
‫♪ اگر قلبم آرام نباشد، نمیتوانم ♪
‫♪ تظاهر به دوست داشتنِ چیزی کُنَم. ♪

00:03:24.190 --> 00:03:26.080
‫اگه بازم نمیخوای بخوری،

00:03:27.890 --> 00:03:31.050
‫اینجوری میذارم تو دهنت.

00:03:31.050 --> 00:03:34.160
‫تو همسرِ منی.

00:03:34.160 --> 00:03:36.710
‫اجازه نمیدم کسی بهت آزار برسونه.

00:03:38.190 --> 00:03:41.170
‫حتی اگه بخواد در حد یه تار مو باشه
‫بازم اجازه نمیدم.

00:03:43.310 --> 00:03:46.250
‫من واقعاً عصبانی بودم.

00:03:46.250 --> 00:03:49.010
‫چرا باور نمیکنی؟

00:03:51.140 --> 00:03:56.960
‫تو همسرِ منی، اگه کسی بهت آزار برسونه،

00:03:57.810 --> 00:04:00.300
‫مطمئناً نمی بخشمش.

00:04:01.350 --> 00:04:03.480
‫نمیذارم بری.

00:04:04.040 --> 00:04:06.440
‫اگه یه قدم دیگه برداری،

00:04:07.070 --> 00:04:09.470
‫نمی بخشمت.

00:04:11.210 --> 00:04:18.250
‫♪ اشک های تو خالی ام نمیتوانند بریزند. ♪

00:04:18.250 --> 00:04:25.060
‫♪ چه میتوان کرد؟ حتی اگر روی برگردانم ♪
‫♪ باز هم تنها خواهم بود. ♪

00:04:25.060 --> 00:04:32.220
‫♪ اما تقاضای بخشش نمیکنم. ♪

00:04:32.220 --> 00:04:38.070
‫♪ به کوه و رود ها که نگاه میکنم ♪
‫♪ میفهمم که اشتیاقم به تو واقعی است. ♪

00:04:38.900 --> 00:04:44.420
‫♪ ماه ها و سال هاست که دردم شدید است. ♪

00:04:45.870 --> 00:04:52.740
‫♪ درحالیکه سعی میکنم لبخندم را پنهان کنم ♪
‫♪ گل ها مانند اشک می ریزند. ♪

00:04:52.740 --> 00:04:59.630
‫♪ به سختی میتوانم روی خود را برگردانم. ♪

00:05:04.000 --> 00:05:05.800
‫یکم آب بخور.

00:05:08.460 --> 00:05:09.970
‫بیا.

00:05:19.910 --> 00:05:25.740
‫خدمتِ اعلیحضرت برسونم که کشور هان
‫دیگه ضعیف و سُست شده.

00:05:25.740 --> 00:05:29.930
‫ما به راحتی میتونیم تصاحبش کنیم.

00:05:29.930 --> 00:05:33.610
‫چرا اینکارو نمیکنین تا روحیه ی سربازان بره بالا؟

00:05:33.610 --> 00:05:36.240
‫این برای افزایش روحیه شون، خیلی خوبه.

00:05:36.240 --> 00:05:39.480
‫اگه کشور های دیگه رو هم
‫فتح کنیم، به نفع ماست.

00:05:40.680 --> 00:05:42.840
‫خدمتگزار هان راجع بهش چی فکر میکنه؟

00:05:46.260 --> 00:05:51.350
‫به اطلاع اعلیحضرت برسونم، من فکر میکنم

00:05:51.350 --> 00:05:57.110
‫که کشور هان ضعیفه و تهدیدی برای ما نیست
‫به جای فتحِ هان،

00:05:57.110 --> 00:06:01.320
‫چرا اول کشور جائو رو فتح نکنیم؟
‫چون اونا درحال حاضر قوی هستن.

00:06:01.320 --> 00:06:04.410
‫اگه ما موفق بشیم،

00:06:04.410 --> 00:06:08.920
‫حتی اسمِ چین هم باعث وحشتِ پنج کشورِ دیگه میشه.

00:06:08.920 --> 00:06:13.180
‫بعدش دیگه اعلیحضرت بدون تلاشِ
‫زیاد میتونن به هدف شون برسن.

00:06:14.420 --> 00:06:20.500
‫خدمتگزار هان، شما قبلاً درخواست
‫اعزام سفیر به کشور "چو"

00:06:20.500 --> 00:06:24.290
‫و دادن رشوه به مقامات مهم شون، دادین
‫تا اونا با هان متحد بشن و به جائو حمله کنن.

00:06:24.290 --> 00:06:27.730
‫حتی اگه جائو با کشور "چی" متحد بشه
‫مشکلی پیش نمیاد.

00:06:27.730 --> 00:06:36.060
‫اما به نظر من، اینجوری داریم در دوردست ها
‫دنبال گنج میگردیم درحالیکه زیرپامونه. مسخره است.

00:06:36.060 --> 00:06:40.780
‫همه میدونن که جائو و چی کشور های قدرتمندی هستن.

00:06:40.780 --> 00:06:45.640
‫اگه بتونیم از پا درشون بیاریم
‫اتحادشون هم از بین میره.

00:06:47.320 --> 00:06:55.860
‫خدمتگزار هان، شما واقعاً بخاطرِ کشورمون
‫اینارو میگین که به متحدسازی دست پیدا کنیم؟

00:06:55.860 --> 00:07:01.720
‫شما میدونین که هان فقط تظاهر به تبعیت از ما میکنه

00:07:01.720 --> 00:07:05.950
‫اما درواقع، اونا ازمون متنفرن.

00:07:05.950 --> 00:07:11.780
‫از زمان آغازِ دوره ی کشمکش بین 6 کشور، بقیه ی کشور ها
‫علیه چین متحد شدن و هان هم جزوشون بوده.

00:07:11.780 --> 00:07:17.420
‫به عنوان شخصی از هان، شما
‫واقعاً میخوای اتحادشون شکسته بشه؟

00:07:18.000 --> 00:07:21.350
‫من... خدمتگزار لی

00:07:22.430 --> 00:07:26.060
‫- اشتباه متوجه شدین.
‫- اینطور نیست.

00:07:30.530 --> 00:07:34.900
‫این چیزیه که شما نوشتین.

00:07:34.900 --> 00:07:38.580
‫کشور هان، زیردستِ چین ــه

00:07:38.580 --> 00:07:43.380
‫و اینکه جائو برامون فاجعه به بار میاره
‫برای همین باید اول جائو رو نابود کنیم.

00:07:43.380 --> 00:07:48.950
‫ولی همه میدونن که کشور هان رو به زُواله.

00:07:48.950 --> 00:07:51.660
‫نیازی نیست نگرانش باشیم.

00:07:51.660 --> 00:07:54.700
‫اما جائو هنوز هم قدرتمنده.

00:07:54.700 --> 00:08:01.450
‫و شما میخواین ارتش مون رو بفرستیم
‫اونجا و ممکنه شکست هم بخوریم.

00:08:01.450 --> 00:08:06.450
‫شما دارین اعلیحضرت رو گمراه میکنین.

00:08:06.450 --> 00:08:12.770
‫من فکر میکنم شما سعی دارین قصدتون
‫رو برای سرپا نگه داشتن هان، مخفی کنین.

00:08:16.350 --> 00:08:18.640
‫سرپا نگه داشتنِ هان؟

00:08:18.640 --> 00:08:20.790
‫اعلیحضرت!

00:08:30.920 --> 00:08:34.390
‫پس شما نگرانِ این موضوع بودین.

00:08:34.390 --> 00:08:38.720
‫همسر، نظرت راجع به هان فی چیه؟

00:08:40.830 --> 00:08:47.030
‫مردِ خوش زبونی نیست اما دلش پاکه.
‫همینطور، مردِ زیرکی نیستش.

00:08:47.870 --> 00:08:51.320
‫اما تو این دوره ی کشمکش بین کشور ها

00:08:51.320 --> 00:08:56.930
‫که همه سعی میکنن خودشونو مشهور کنن
‫اون یه دانشمند کم یاب، بزرگ و پاکی هستش.

00:08:58.490 --> 00:09:00.730
‫منم همینطور فکر میکنم.

00:09:02.290 --> 00:09:06.720
‫حالا که همه از قصدِ چین
‫برای متحدسازی خبر دارن

00:09:06.720 --> 00:09:13.090
‫اگه کسی بقا یا نابودی ــه سرزمین مادری اش
‫رو نادیده بگیره، به نظرم آدمِ دورویی هستش.

00:09:13.090 --> 00:09:19.020
‫به نظرم حالا که هان فی به چین اومده
‫و میخواد به هدف اعلیحضرت برای متحدسازی کمک کنه

00:09:19.020 --> 00:09:21.230
‫با وجود اینکه میدونه شما

00:09:21.230 --> 00:09:25.750
‫عصبانی میشین اما حرف از نجات
‫هان زده، صداقتش رو نشون داده.

00:09:27.930 --> 00:09:30.020
‫حرفت درسته.

00:09:30.830 --> 00:09:35.180
‫خب به نظرت باید چیکار کنم؟

00:09:36.000 --> 00:09:38.880
‫تو که نه طرفدار هان هستی و نه جائو.

00:09:38.880 --> 00:09:42.840
‫میخوام نظرِ صادقانه ات رو بشنوم.

00:09:42.840 --> 00:09:48.630
‫به عنوان یه مقامِ مهم و استراتیژیست
‫چرا نخواد که شاه از استراتژی اش استفاده کنه؟

00:09:48.630 --> 00:09:51.230
‫اما هرکسی، منافع خودشو درنظر میگیره.

00:09:51.230 --> 00:09:56.320
‫بخواد بخاطر شهرت یا علاقه
‫و یا حتی دوستی باشه

00:09:56.320 --> 00:09:58.430
‫در نهایت اونی که باید

00:09:58.430 --> 00:10:01.880
‫استراتژی ــه درست رو انتخاب کنه
‫پادشاهه.

00:10:01.880 --> 00:10:07.250
‫سرورم میتونن استراتیژیست ها رو ستایش کنن
‫اما نباید بذارن تحت کنترل شون قرار بگیرن.

00:10:07.250 --> 00:10:10.450
‫درست مثل خودم، هرچی هم که بگم

00:10:10.450 --> 00:10:13.750
‫بازم دنیا متعلق به شماست.

00:10:13.750 --> 00:10:17.710
‫درنهایت این شمایین که کنترلش میکنین.

00:10:20.160 --> 00:10:22.220
‫سرورم، نوبتِ شماست.

00:10:24.200 --> 00:10:27.090
‫لی! بالاخره پیدات کردم!

00:10:27.090 --> 00:10:28.400
‫ملکه ی مادر.

00:10:28.400 --> 00:10:30.940
‫خرما هایی که دفعه ی قبل
‫بهم دادی تموم شدن.

00:10:30.940 --> 00:10:32.770
‫- بازم میخوام. داری؟
‫- ملکه.

00:10:32.770 --> 00:10:34.310
‫مادر؟

00:10:34.310 --> 00:10:37.340
‫خرما؟ دیگه ندارم.

00:10:37.340 --> 00:10:39.990
‫ولی پرتقال های "یون منگ" که از
‫استان جنوبی "چو" اومدن، هست.

00:10:39.990 --> 00:10:41.660
‫- چینگ، از اون پرتقال ها بیار.
‫- چشم.

00:10:41.660 --> 00:10:43.020
‫استان جنوبی چو؟

00:10:43.020 --> 00:10:46.040
‫اون جادوگر "هویانگ" بهت داده، نه؟

00:10:46.040 --> 00:10:48.250
‫هرچی اون بهت میده، سمی ــه!
‫نباید بخوریشون!

00:10:48.250 --> 00:10:50.330
‫من نمیخورم. تو هم نباید بخوری.

00:10:50.330 --> 00:10:53.180
‫- اینا مسمومن! نباید بخوریشون!
‫- ملکه ی مادر...

00:10:53.180 --> 00:10:55.130
‫- اینا مسمومن، نباید خورده بشن!
‫- ملکه!

00:10:55.130 --> 00:10:57.030
‫نباید خورده بشن.

00:10:59.080 --> 00:11:01.180
‫نباید خورده بشن.

00:11:03.110 --> 00:11:04.380
‫نخورشون.

00:11:04.380 --> 00:11:06.130
‫باشه. نمیخورم.

00:11:06.130 --> 00:11:07.900
‫خوبه.

00:13:10.310 --> 00:13:13.370
‫مادرم یه وقتایی به سَرِش میزنه.

00:13:13.370 --> 00:13:18.040
‫اما گاهی اوقات هم حواسش به همه
‫چی هست و خوب متوجه میشه.

00:13:18.040 --> 00:13:23.290
‫بعداً دیدم که این چیزِ خوبی هستش.

00:13:23.290 --> 00:13:29.760
‫شاید اگه اتفاقاتِ گذشته رو فراموش کنه
‫دردش کمتر بشه.

00:13:30.910 --> 00:13:33.470
‫بخاطر همینه که ملکه بودن اصلاً خوب نیست.

00:13:33.470 --> 00:13:36.140
‫اگه اون به این جایگاه نرسیده بود

00:13:36.140 --> 00:13:38.860
‫شاید الآن اینجوری نبود.

00:13:40.440 --> 00:13:43.430
‫همسر، میخوای بگی که

00:13:43.430 --> 00:13:48.670
‫اگه ملکه بشی و من یه روزی بمیرم

00:13:48.670 --> 00:13:51.850
‫تو هم مثل مادرم میشی و به تنهایی
‫از یه خونه ی خالی مراقبت میکنی؟

00:13:52.570 --> 00:13:56.110
‫لابد هم چند تا مَرد رو میاری
‫که همراهیت کنن!

00:13:57.300 --> 00:13:59.540
‫چرا اینقدر کوته فکری؟

00:13:59.540 --> 00:14:01.270
‫به عنوان شاه، تو همسران زیادی داری.

00:14:01.270 --> 00:14:03.920
‫ولی انتظار داری همه شون به تو وفادار باشن.

00:14:03.920 --> 00:14:06.010
‫من فقط دلم برای ملکه ی مادر میسوزه

00:14:06.010 --> 00:14:08.560
‫و میخوام باهاش برخورد خوبی
‫داشته باشم. این اشکالی داره؟

00:14:08.560 --> 00:14:11.620
‫چی داری میگی؟ واقعاً که...

00:14:13.690 --> 00:14:16.850
‫حیفِ من که اینقدر دوستت دارم.

00:14:19.240 --> 00:14:25.070
‫خیلی خب. اگه نمیخوای ملکه باشی
‫منم التماست نمیکنم.

00:14:32.880 --> 00:14:36.080
‫چرا اون اینجوریه؟

00:14:36.080 --> 00:14:40.290
‫بانو، بهتر نیست دوباره باهاشون حرف بزنین؟

00:14:40.290 --> 00:14:42.610
‫نه. میخوام برگردم به اقامتگاهم.

00:14:53.550 --> 00:14:55.310
‫لان!

00:14:56.130 --> 00:14:57.590
‫لان...

00:14:58.140 --> 00:15:00.750
‫لان، چت شده؟

00:15:00.750 --> 00:15:03.790
‫لان! لان!

00:15:03.790 --> 00:15:07.490
‫لان... لان، بلند شو.

00:15:07.490 --> 00:15:08.940
‫لان...

00:15:11.300 --> 00:15:12.770
‫برادر جینگ...

00:15:12.770 --> 00:15:14.760
‫بلند شو، زودباش.

00:15:17.740 --> 00:15:19.530
‫چته؟

00:15:21.220 --> 00:15:23.230
‫برادر جینگ...

00:15:23.230 --> 00:15:26.230
‫منو ببخش برادر جینگ.

00:15:26.230 --> 00:15:31.560
‫از هوش رفتم و باعث نگرانیت شدم.

00:15:31.560 --> 00:15:33.600
‫چی شده؟

00:15:35.120 --> 00:15:38.080
‫تو که همه ی غذاها رو به من ندادی، نه؟

00:15:38.080 --> 00:15:40.200
‫این چه کاریه که کردی؟

00:15:41.780 --> 00:15:46.160
‫برادر جینگ... میخوام

00:15:46.160 --> 00:15:51.060
‫یه چیزی بهت بگم.
‫میترسم اگه الآن نگم

00:15:51.060 --> 00:15:53.660
‫دیگه هیچ وقت نتونم بگم.

00:15:58.080 --> 00:16:00.820
‫خیلی دوستت دارم.

00:16:01.600 --> 00:16:07.490
‫از همون بار اولی که دیدمت
‫عاشقت شدم.

00:16:16.410 --> 00:16:18.580
‫عجب مهارتی.

00:16:18.580 --> 00:16:20.730
‫شما هم خوب میجنگین.

00:16:24.350 --> 00:16:27.020
‫ولی میدونم...

00:16:27.020 --> 00:16:30.200
‫که در قلبت فقط خواهر لی وجود داره.

00:16:32.540 --> 00:16:38.530
‫بخاطر همین باید تکنیک شمشیرزنی رو خوب یاد بگیری.

00:16:38.530 --> 00:16:44.170
‫خواهر لی رو نجات بده.
‫من تماشات میکنم.

00:16:46.490 --> 00:16:48.780
‫تماشات میکنم...

00:16:50.380 --> 00:16:52.570
‫تماشات میکنم...

00:16:56.160 --> 00:16:58.710
‫لان! لان!

00:16:58.710 --> 00:17:00.800
‫لان! بلند شو!

00:17:00.800 --> 00:17:04.140
‫لان... لان!

00:18:03.680 --> 00:18:10.400
‫درصورت دستیابی به تکنیک شمشیرزنی هولو
‫درِ سنگی باز خواهد شد.

00:18:24.890 --> 00:18:27.730
‫بانو شما هنوزم از اعلیحضرت ناراحت هستین؟

00:18:32.510 --> 00:18:37.540
‫ببرِ شرور و بداخلاقی مثل
‫اون رو باید نادیده گرفت.

00:18:37.540 --> 00:18:40.630
‫شما به اعلیحضرت میگین ببرِ شرور؟

00:18:42.290 --> 00:18:44.890
‫حتی ببر هم ازش خوش اخلاق تره!

00:18:44.890 --> 00:18:47.460
‫اون زود عصبانی میشه.

00:18:47.460 --> 00:18:50.610
‫بعضی وقتا مثل یه بچه کوچولو میمونه.

00:18:50.610 --> 00:18:53.520
‫بعضی وقتا هم مثل یه مردِ واقعی، مهربون میشه.

00:18:54.700 --> 00:18:58.550
‫تازه خوبه که بهش میگم ببر.

00:18:59.440 --> 00:19:02.070
‫چینگ، بذار بهت بگم.

00:19:02.070 --> 00:19:05.270
‫دفعه ی بعد اگه اینجوری کرد،

00:19:05.270 --> 00:19:06.830
‫یه سیلی محکم بهش میزنم

00:19:06.830 --> 00:19:09.730
‫و کاری میکنم تا چند روز بخاطر
‫درد، نتونه راه بره!

00:19:10.860 --> 00:19:14.120
‫یعنی نمیترسی ببر تورو بخوره؟

00:19:15.340 --> 00:19:17.310
‫اینجا چیکار میکنی؟

00:19:17.310 --> 00:19:21.550
‫اینجا قصرِ منه. نمیتونم بیام؟

00:19:21.550 --> 00:19:25.590
‫خب چینگ... دختره ی...

00:19:30.050 --> 00:19:34.950
‫عجب ببرِ ماده ایی! چقدر خشنی!

00:19:34.950 --> 00:19:37.610
‫اگه منی که شوهرتم، ببر باشم

00:19:37.610 --> 00:19:42.300
‫میترسم قبل از اینکه شکار کنم، تو منو بخوری!

00:19:43.730 --> 00:19:48.240
‫اگه از اخلاقم خوشت نمیاد
‫پس چرا میای پیشم؟

00:19:50.580 --> 00:19:53.380
‫ولم کن! چرا اینجوری میکنی؟

00:19:53.380 --> 00:19:55.990
‫همینجوری سرتو میندازی میای اینجا!

00:19:55.990 --> 00:19:57.450
‫ولم کن!

00:19:57.450 --> 00:19:58.590
‫ول کن...

00:19:58.590 --> 00:20:01.880
‫♪ شب کمی سرده و ماه نامعلومه ♪

00:20:01.880 --> 00:20:05.240
‫♪ جامم رو می برم بالا برای تلفات جنگ ♪

00:20:05.240 --> 00:20:11.110
‫♪ با وزش باد گل ها می افتن و روشون شبنم یخ زده میشینه ♪

00:20:12.140 --> 00:20:15.510
‫♪ خواب هایم طولانی اند ♪
‫♪ و به راحتی نمیتوان فراموششان کرد. ♪

00:20:15.510 --> 00:20:18.950
‫♪ من همش بهشون فکر می کنم تا اینکه ♪
‫♪ به رختخواب پرتاب می شم ♪

00:20:18.950 --> 00:20:24.660
‫♪ بارون روی قاب پنجره سقوط می کنه ♪
‫♪ و مثل دو ردیف اشک به پایین می افته ♪

00:20:25.690 --> 00:20:28.980
‫♪ در گذشته اونا مثل یه نمای زیبا بودن ♪

00:20:28.980 --> 00:20:32.420
‫♪ اما الان تنها یه منظره ی خالی ان ♪

00:20:32.420 --> 00:20:38.050
‫♪ چند شاخه گندم طلایی بهم پیچیده ♪
‫♪ دور نگرانی ها خیمه زدن ♪

00:20:39.280 --> 00:20:42.660
‫♪ حتی پرستو ها و ققنوس ها جُفت ان. ♪

00:20:42.660 --> 00:20:45.900
‫♪ سرنوشت کوتاهه ولی عشق خیلی طولانیه ♪

00:20:45.900 --> 00:20:51.820
‫♪ کی به جلو نگاه می کنه تا ببینه کی ♪
‫♪ داره از پشت دنبالش میاد؟ ♪

00:20:52.700 --> 00:20:56.040
‫♪ نمی شه ولش کنی بره و هرچی هم بیشتر تلاش ♪
‫♪ کنی تا واسش دلیل بیاری بیشتر گیج میشی ♪

00:20:56.040 --> 00:20:59.360
‫♪ چیزی که نمی تونی ازش فرار کنی غم ♪
‫♪ و اندوهِ که دور نوک انگشتت می چرخه ♪

00:21:17.350 --> 00:21:20.580
‫لان، بالاخره بیدار شدی.

00:21:21.600 --> 00:21:23.580
‫برادر جینگ.

00:21:25.350 --> 00:21:27.670
‫من هنوز زنده ام.

00:21:28.385 --> 00:21:30.538
‫دارم خواب می بینم؟

00:21:35.696 --> 00:21:36.769
‫درد داره؟

00:21:40.428 --> 00:21:42.372
‫بالاخره اومدیم بیرون.

00:21:44.032 --> 00:21:45.368
‫جدی؟

00:21:47.453 --> 00:21:49.307
‫میدونستم که میتونی.

00:21:51.787 --> 00:21:54.135
‫هنوز خیلی ضعیفی. دراز بکش.

00:21:54.135 --> 00:21:56.385
‫میرم برات میوه پیدا کنم.

00:21:59.459 --> 00:22:00.859
‫بیا.

00:22:30.742 --> 00:22:33.143
‫"غافلگیرانه حمله کن تا پیروزی تضمین شود."

00:22:33.700 --> 00:22:35.700
‫"نه با زور

00:22:36.799 --> 00:22:38.500
‫بلکه با یک ضربه ی سریع."

00:22:39.000 --> 00:22:40.549
‫"هیچ وقت به یک جنگجو تبدیل نشو."

00:22:44.582 --> 00:22:47.136
‫پس این ماهیتِ واقعی ــه
‫تکنیک شمشیرزنی ــه هولو هستش؟

00:22:51.900 --> 00:22:53.266
‫برادر جینگ!

00:22:54.393 --> 00:22:55.759
‫همونجا وایسا!

00:22:57.003 --> 00:22:58.292
‫بائو یی؟

00:22:59.344 --> 00:23:00.721
‫اینجا چیکار میکنی؟

00:23:00.721 --> 00:23:02.804
‫انتظارشو نداشتی، نه؟

00:23:02.804 --> 00:23:05.743
‫من خیل وقته که اینجا منتظرم.

00:23:05.743 --> 00:23:07.599
‫خب اگه ما از اونجا بیرون نمی یومدیم

00:23:08.099 --> 00:23:09.950
‫از گشنگی تلف نمیشدی؟

00:23:10.700 --> 00:23:12.582
‫تو واقعاً شاگردِ شیاهو یانگ هستی.

00:23:12.582 --> 00:23:14.432
‫حرف بسه.

00:23:14.432 --> 00:23:17.558
‫تکنیک شمشیرزنی هولو رو بده.

00:23:17.558 --> 00:23:20.372
‫وگرنه میکُشمش!

00:23:20.372 --> 00:23:22.816
‫برادر جینگ، اینکارو نکن.

00:23:22.816 --> 00:23:24.214
‫جونِ من ارزشش رو نداره.

00:23:24.214 --> 00:23:25.384
‫خفه!

00:23:25.384 --> 00:23:28.374
‫یه کلمه دیگه بگی، میکُشمت!

00:23:31.299 --> 00:23:33.855
‫برادر بائو، کارِ عجولانه ای نکن.

00:23:33.855 --> 00:23:36.355
‫من تکنیک رو نشونت میدم.

00:23:38.230 --> 00:23:39.730
‫به لان صدمه نزن.

00:23:55.599 --> 00:23:58.065
‫اینم تکنیک شمشیرزنی هولو.

00:23:58.065 --> 00:23:59.464
‫خوب متوجه شدی؟

00:24:02.953 --> 00:24:04.298
‫خیلی خب!

00:24:09.400 --> 00:24:11.845
‫واقعاً که خودشه!

00:24:11.845 --> 00:24:14.351
‫مهارت های جنگجوی جوان جینگ
‫خیلی زود پیشرفت کرده.

00:24:14.351 --> 00:24:16.128
‫خیالم راحت شد.

00:24:17.500 --> 00:24:18.994
‫شیاهو یانگ؟

00:24:20.569 --> 00:24:24.621
‫شاگرد ام شاید به درد نخور باشه
‫ولی رد پاش رو جا گذاشته.

00:24:24.621 --> 00:24:27.776
‫باعث شد راحت اینجا رو پیدا کنم.

00:24:27.776 --> 00:24:31.109
‫ممنون میشم اگه جنگجوی جوان
‫این تکنیک رو به من یاد بده

00:24:31.109 --> 00:24:33.865
‫میخوام چشمانم شاهدش باشن.

00:24:37.628 --> 00:24:39.323
‫من یه جنگجو نیستم.

00:24:40.513 --> 00:24:41.936
‫هیچ وقت نخواهم بود.

00:25:50.217 --> 00:25:51.259
‫لان؟

00:25:53.335 --> 00:25:54.335
‫بریم!

00:26:23.442 --> 00:26:25.159
‫بیداری؟

00:26:27.580 --> 00:26:29.122
‫یعنی من اینقدر زشتم؟

00:26:29.122 --> 00:26:31.476
‫که یه نگاه هم بهم نمیکنی.

00:26:37.099 --> 00:26:38.897
‫اگه نمیخوای نگاهم کنی...

00:26:40.099 --> 00:26:42.549
‫پس اونقدر می بوسمت تا اینکارو بکنی!

00:26:46.211 --> 00:26:48.411
‫باشه، تسلیم!

00:26:55.450 --> 00:26:57.073
‫چشمات واقعاً قشنگن.

00:27:07.730 --> 00:27:09.652
‫من که خواب نمی بینم، نه؟

00:27:11.799 --> 00:27:13.897
‫میترسم اگه ولت کنم...

00:27:16.099 --> 00:27:17.874
‫دیگه نیای پیشم.

00:27:20.636 --> 00:27:23.092
‫اشکال نداره که نمیخوای ملکه باشی.

00:27:24.109 --> 00:27:28.109
‫ولی همیشه درکنارم باش.

00:27:35.450 --> 00:27:37.750
‫میخوام تا ابد اینجوری درآغوشت بگیرم.

00:27:39.000 --> 00:27:40.914
‫به محض اینکه کارام تموم بشن...

00:27:44.799 --> 00:27:46.637
‫میام دیدنت.

00:28:19.701 --> 00:28:20.807
‫برادر جینگ.

00:28:26.500 --> 00:28:28.992
‫- حالت چطوره؟
‫- بخاطر گیاه ها ممنون.

00:28:28.992 --> 00:28:30.769
‫روی زخم گذاشتمشون.

00:28:30.769 --> 00:28:32.269
‫خوبه.

00:28:40.046 --> 00:28:41.157
‫لان...

00:28:41.157 --> 00:28:42.824
‫زخمت خیلی بَده.

00:28:43.900 --> 00:28:46.657
‫اینجوری تظاهر میکنی که من نگران نشم؟

00:28:50.248 --> 00:28:51.557
‫اینا تقصیرِ منه.

00:28:52.450 --> 00:28:55.790
‫تو بالاخره تکنیک رو یاد گرفتی.

00:28:55.790 --> 00:29:00.905
‫چون من زخمی شدم... تو نتونستی بیشتر تمرین کنی.

00:29:00.905 --> 00:29:02.242
‫اینجوری نگو.

00:29:02.242 --> 00:29:04.086
‫تو بخاطر من زخمی شدی.

00:29:05.900 --> 00:29:07.584
‫اگه اینجوری بگی، احساس بدی بهم دست میده.

00:29:16.900 --> 00:29:18.740
‫خطرناکه که اینجا بمونیم.

00:29:19.805 --> 00:29:21.839
‫فردا میرم از شهر، اسب میارم.

00:29:21.839 --> 00:29:23.682
‫بیا بریم پیشِ استاد تیان گوانگ.

00:29:24.182 --> 00:29:26.461
‫چند روز اونجا استراحت کن.

00:30:06.200 --> 00:30:07.734
‫[فان وو چی]
‫اعلیحضرت!

00:30:07.734 --> 00:30:09.862
‫سربازان آماده ان!

00:30:09.862 --> 00:30:11.656
‫لطفاً دستور بدین!

00:30:12.156 --> 00:30:13.156
‫خوبه!

00:30:14.500 --> 00:30:15.751
‫به دستورم توجه کنین!

00:30:16.400 --> 00:30:18.798
‫امروز، چینِ بزرگ یه حمله ی
‫تمام عیار به کشور جائو میکنه!

00:30:18.798 --> 00:30:21.099
‫تا جائو تصرف نشده، به چین برنمیگردین!

00:30:21.099 --> 00:30:27.175
‫تا جائو تصرف نشده، به چین برنمیگردیم!

00:30:27.175 --> 00:30:28.545
‫فان وو چی، به دستورم توجه کن!

00:30:29.846 --> 00:30:31.038
‫سراپاگوشم!

00:30:31.038 --> 00:30:33.233
‫بهت دستور میدم که ارتش مون رو به جائو ببری!

00:30:33.233 --> 00:30:34.680
‫رومو زمین ننداز!

00:30:34.680 --> 00:30:36.932
‫چشم سرورم!

00:30:39.099 --> 00:30:42.602
‫ژنرال فان، به نیابت از من در جنگ حضور خواهد داشت.

00:30:42.602 --> 00:30:48.781
‫- ایشونو مانندِ اعلیحضرت فرض میکنیم!
‫- ایشونو مانندِ اعلیحضرت فرض میکنیم!

00:30:50.299 --> 00:30:54.070
‫ژنرال فان، موفقیتِ یا شکست
‫ارتش مون به این جنگ بستگی داره.

00:30:54.070 --> 00:30:55.943
‫منتظرِ بازگشت پیروزمندانه ات خواهم بود!

00:30:55.943 --> 00:30:58.594
‫من روی اعلیحضرت رو زمین نمیندازم!

00:31:00.400 --> 00:31:01.749
‫بانو لی.

00:31:02.799 --> 00:31:05.000
‫درود بر بانو لی.

00:31:06.792 --> 00:31:10.288
‫بانو جینگ، خیلی وقته ندیدمت.
‫چطوری؟

00:31:10.288 --> 00:31:11.571
‫از احوال پرسی تون ممنونم بانو.

00:31:11.571 --> 00:31:13.006
‫من خوبم.

00:31:13.006 --> 00:31:16.994
‫تا چند روز پیش خوب نبودم
‫اما الآن اومدم کمی قدم بزنم.

00:31:16.994 --> 00:31:19.299
‫بانو جینگ به نظر رنگ پریده ای.

00:31:19.299 --> 00:31:21.855
‫پزشک دربار رو خبر کردی؟

00:31:23.400 --> 00:31:25.826
‫بانوی من، ناراحت نباشین.

00:31:25.826 --> 00:31:27.315
‫اگه به ناراحتی ادامه بدین

00:31:27.315 --> 00:31:30.076
‫میترسم رو سلامتی تون تاثیر بذاره.

00:31:30.076 --> 00:31:31.781
‫چی شده؟

00:31:35.200 --> 00:31:37.678
‫بانو لی وارد میشوند!

00:31:37.678 --> 00:31:39.354
‫اون اینجا چیکار میکنه؟

00:31:47.099 --> 00:31:48.134
‫بانو چو.

00:31:49.299 --> 00:31:51.018
‫چه مهمانِ کم یابی!

00:31:51.018 --> 00:31:54.268
‫چی بانو لی رو به اقامتگاهم کشونده؟

00:31:55.799 --> 00:31:58.155
‫مدتی میشه که بانو چو رو ندیدم.

00:31:58.155 --> 00:31:59.842
‫دلم براتون تنگ شده بود!

00:32:01.200 --> 00:32:03.858
‫خجالتم میدین!

00:32:05.099 --> 00:32:08.319
‫چرا کسی رو نفرستادین که از
‫قبل اومدن تون رو اطلاع بده؟

00:32:08.319 --> 00:32:10.361
‫هیچی رو آماده نکردم.

00:32:11.442 --> 00:32:12.442
‫شانگ یی.

00:32:13.490 --> 00:32:15.704
‫- کمی چای و خوراکی بیار.
‫- چشم.

00:32:16.769 --> 00:32:18.045
‫نیازی نیست.

00:32:19.000 --> 00:32:21.219
‫حرفِ خاصی برای گفتن ندارم.

00:32:21.219 --> 00:32:22.884
‫فقط میخواستم ببینمتون.

00:32:24.002 --> 00:32:25.301
‫منو ببینین؟

00:32:25.301 --> 00:32:28.902
‫راستش، یه چیزی هست.

00:32:30.200 --> 00:32:31.624
‫همونطور که میدونین

00:32:31.624 --> 00:32:34.351
‫اگرچه من از یه خانواده ی جنگجو متولد شدم

00:32:34.351 --> 00:32:37.077
‫اما پدربزرگم برای دولت کار میکرد.

00:32:37.077 --> 00:32:41.336
‫برای همین قبلاً با بانوانِ سلطنتی بودم.

00:32:41.336 --> 00:32:43.960
‫و درنتیجه، چند تا فَنِ جادوگری یاد گرفتم.

00:32:43.960 --> 00:32:45.951
‫جادوگری؟

00:32:46.900 --> 00:32:49.311
‫چرا بانو لی همچین بحثی رو پیش کشیدن؟

00:32:49.311 --> 00:32:52.391
‫شنیدم بانو جینگ اخیراً سقط جنین داشته.

00:32:52.391 --> 00:32:54.028
‫نمیتونه چیزی بخوره یا بخوابه.

00:32:54.028 --> 00:32:56.116
‫به شدت هم گریه کرده.

00:32:56.116 --> 00:33:00.288
‫نگرانم که روحِ بچه ی به دنیا نیومده اش

00:33:00.288 --> 00:33:03.488
‫هنوز توی قصر سرگردون باشه.

00:33:04.500 --> 00:33:05.773
‫روحِ بچه اش؟

00:33:06.942 --> 00:33:08.829
‫شما نشنیدین؟

00:33:09.329 --> 00:33:11.501
‫یه داستانی بینِ مردم هست.

00:33:11.501 --> 00:33:17.048
‫وقتی یه بچه تو شکم مادرشه و به
‫شکل جنین درمیاد، روح تو جسمشه.

00:33:17.048 --> 00:33:19.074
‫وقتی بچه سقط میشه

00:33:19.074 --> 00:33:22.013
‫روحش کنار مادرش میمونه

00:33:22.013 --> 00:33:25.280
‫و آروم نمیگیره.

00:33:25.280 --> 00:33:27.788
‫اگه بچه بمیره

00:33:27.788 --> 00:33:30.811
‫روحش، جسمِ کسی که کُشتتش رو تسخیر

00:33:30.811 --> 00:33:32.285
‫و برای همیشه اذیتش میکنه.

00:33:32.285 --> 00:33:34.380
‫هیچ وقت جسمش رو ترک نمیکنه.

00:33:35.900 --> 00:33:39.700
‫بانو جینگ بچه اش سقط شده
‫خب چرا اینارو به من میگی؟

00:33:40.700 --> 00:33:42.584
‫مگه تازه نگفتم؟

00:33:42.584 --> 00:33:44.651
‫من چند تا فن جادوگری بلدم.

00:33:44.651 --> 00:33:50.780
‫من دارم اطراف قصر رو میگردم تا ببینم روحِ بچه

00:33:50.780 --> 00:33:53.303
‫هنوز داره این ور و اون ور میچرخه یا نه.

00:33:53.303 --> 00:33:55.982
‫اگه این روح رو پیدا کنم

00:33:55.982 --> 00:34:00.189
‫بهش میگم از اینجا بره و تجدید حیات کنه.

00:34:00.189 --> 00:34:02.288
‫تا بانو جینگ هم ناراحت نباشه.

00:34:03.652 --> 00:34:06.305
‫خب، چیزی هم دیدی؟

00:34:07.299 --> 00:34:09.541
‫بذار ببینم...

00:34:09.541 --> 00:34:12.266
‫روحش زیر این میزه؟

00:34:12.918 --> 00:34:15.255
‫یا پُشت سرِ بانو چو ــه؟

00:34:17.000 --> 00:34:18.826
‫اینجا که چیزی نیست.

00:34:19.329 --> 00:34:20.929
‫منو نترسون.

00:34:21.800 --> 00:34:25.280
‫زودتر اطراف رو نگاه کن و ببین چیزی هست یا نه.

00:34:26.300 --> 00:34:28.514
‫بانو چو، چرا اینقدر نگرانین؟

00:34:28.514 --> 00:34:30.922
‫نکنه شما دخلی تو سقط شدنش داشتین؟

00:34:33.036 --> 00:34:35.400
‫چطور ممکنه به من مربوط باشه؟

00:34:35.400 --> 00:34:38.775
‫فکر میکنم بانو چو احساس گناه میکنن.

00:34:38.775 --> 00:34:42.099
‫اگه شما بانو جینگ رو مجبور
‫به نوشیدن اون چای نمیکردین

00:34:42.099 --> 00:34:44.148
‫بچه اش سقط نمیشد، نه؟

00:34:44.148 --> 00:34:47.065
‫اونقدر ترسوندینش که جرئت
‫نکرد حقیقت رو بگه.

00:34:47.065 --> 00:34:49.985
‫بانو چو فکر همه جاشو کردن.

00:34:49.985 --> 00:34:51.514
‫مزخرفه!

00:34:51.514 --> 00:34:53.871
‫مدرکی هم داری که حرفت رو تایید کنه؟

00:34:53.871 --> 00:34:55.244
‫خوب گوش کن بانو لی!

00:34:55.244 --> 00:34:56.668
‫سرِت به کارِ خودت باشه!

00:34:57.199 --> 00:34:59.625
‫نذار بگم ترتیبت رو بدن!

00:34:59.625 --> 00:35:03.516
‫من از اینکه بانو چو با من کاری بکنن، نمیترسم.

00:35:03.516 --> 00:35:08.255
‫بهتره شما مراقب باشین چون
‫روحِ بچه میخواد انتقام بگیره.

00:35:08.255 --> 00:35:09.405
‫ساکت!

00:35:09.405 --> 00:35:10.405
‫ساکت شو!

00:35:10.405 --> 00:35:12.199
‫هرچی که نیاز بود رو گفتم.

00:35:12.199 --> 00:35:16.014
‫بانو چو، پیدا کردن روحِ
‫اینجا رو به شما میسپرم.

00:35:25.777 --> 00:35:26.777
‫بانو...

00:35:27.900 --> 00:35:29.431
‫زهرِ ترک شدم!

00:35:54.099 --> 00:36:01.260
‫سال 234 قبل از میلاد، فان وو چی به
‫"پینگ یانگ" و "وو چنگ" در کشور جائو حمله کرد.

00:36:01.260 --> 00:36:02.760
‫پیروزی ــه بزرگی بود.

00:36:02.760 --> 00:36:06.079
‫او ژنرالِ جائو "هو جه" را به قتل رساند
‫و صد هزار سرباز را نابود کرد.

00:36:06.079 --> 00:36:08.967
‫کشور جائو متحمل تلفات عظیمی شد.

00:36:17.199 --> 00:36:18.436
‫آفرین!

00:36:22.556 --> 00:36:25.563
‫اعلیحضرت، بخاطر نمایشِ
‫ضعیفم متاسفم.

00:36:25.563 --> 00:36:27.056
‫بشین.

00:36:27.056 --> 00:36:28.056
‫بله.

00:36:34.099 --> 00:36:36.827
‫یان دان، بیا با هم تمرین کنیم.

00:36:36.827 --> 00:36:38.059
‫بله.

00:36:39.784 --> 00:36:40.894
‫بیا.

00:36:46.500 --> 00:36:49.414
‫هرکی باخت، باید یه پیک شراب بنوشه.

00:36:49.414 --> 00:36:50.666
‫چشم.

00:37:06.728 --> 00:37:08.313
‫اعلیحضرت هنوز هم از من بهترن.

00:37:08.313 --> 00:37:10.014
‫خب پس برم بنوشم؟

00:37:10.014 --> 00:37:13.313
‫من که میگم عمداً میبازی تا بتونی بنوشی.

00:37:14.818 --> 00:37:16.150
‫اعلیحضرت.

00:37:19.945 --> 00:37:21.847
‫دوست دارم با شما رقابت کنم.

00:37:23.699 --> 00:37:24.918
‫تو؟

00:37:24.918 --> 00:37:27.853
‫ولیعهد، میشه کمان تون رو قرض بگیرم؟

00:37:29.126 --> 00:37:30.766
‫- بفرمایین.
‫- ممنون.

00:37:34.000 --> 00:37:36.280
‫عجب ببری هستی!

00:37:36.280 --> 00:37:39.764
‫اگه ببازی، باید دو تا پیک بزنی.

00:37:40.500 --> 00:37:42.260
‫البته، تصمیم با برنده است.

00:38:18.300 --> 00:38:19.780
‫از دو تیر استفاده کردی؟

00:38:19.780 --> 00:38:20.873
‫این تقلبه!

00:38:20.873 --> 00:38:23.192
‫نگفتی که حتماً باید یک تیر باشه.

00:38:23.192 --> 00:38:25.376
‫باشه. پس خودم رو با دو پیک شراب مجازات میکنم.

00:38:25.376 --> 00:38:26.577
‫بیا.

00:38:35.476 --> 00:38:37.271
‫- یان دان.
‫- اعلیحضرت.

00:38:37.271 --> 00:38:39.030
‫تو که هنوز مال خودت رو نخوردی.

00:38:54.300 --> 00:38:58.269
‫نمیدونستم که اعلیحضرت اینقدر
‫در تیراندازی مهارت دارن.

00:38:58.269 --> 00:38:59.650
‫واقعاً خوشم اومد.

00:39:00.150 --> 00:39:01.460
‫اغراق میکنی هان فی.

00:39:01.460 --> 00:39:05.304
‫مهارت های من با سطح دانِشِت قابل قیاس نیستن.

00:39:05.304 --> 00:39:06.994
‫اعلیحضرت لطف دارن.

00:39:10.679 --> 00:39:12.793
‫شنیدم که بانو لی در خانواده ی

00:39:12.793 --> 00:39:14.909
‫گونگ سان که فرمانده ی پویانگ بودن، به دنیا اومدن.

00:39:15.409 --> 00:39:18.286
‫حالا که دیدمتون، واقعاً یه
‫قهرمانی برای خودتون هستین.

00:39:18.286 --> 00:39:21.735
‫چه از لحاظ ذهنی چه بدنی
‫شما حریفِ هر مردی میشین.

00:39:22.894 --> 00:39:24.442
‫ولیعهد لطف دارن.

00:39:24.442 --> 00:39:27.617
‫من فقط از بچگی با شمشیر و اینا سروکار داشتم.

00:39:27.617 --> 00:39:30.280
‫مهارت های خاصی نیستن
‫و نیازی به ستایششون نیست.

00:39:30.280 --> 00:39:33.608
‫اما ولیعهد واقعاً مهارت های خوبی دارن.

00:39:33.608 --> 00:39:35.759
‫به خوبی پنهان شون کردین.

00:39:36.699 --> 00:39:39.025
‫بانو منظورتون چیه؟

00:39:39.025 --> 00:39:41.447
‫شما به راحتی میتونستین تیر به مرکز بزنین

00:39:41.447 --> 00:39:43.831
‫اما عمداً به اعلیحضرت باختین.

00:39:43.831 --> 00:39:47.389
‫شاید بتونین بقیه رو گول بزنین
‫ولی من رو، نه.

00:39:48.847 --> 00:39:51.414
‫ظاهراً مهارت های مخفی کاریم خیلی ضعیفن.

00:39:51.414 --> 00:39:53.264
‫حتی نتونستم بانو لی رو گول بزنم.

00:39:54.884 --> 00:39:56.621
‫چرا اینکارو کردین؟

00:39:58.000 --> 00:40:01.096
‫میخوای برنده بشی، اما نمیتونی.

00:40:01.096 --> 00:40:04.418
‫دلتنگِ خونه ای، ولی نمیتونی بری.

00:40:05.000 --> 00:40:08.715
‫بخاطر کُشتنِ هم وطن هات ازش متنفری
‫ولی نمیتونی عصبانی باشی.

00:40:08.715 --> 00:40:10.619
‫به تو مثل یه دوست احترام میذاره

00:40:10.619 --> 00:40:14.782
‫ولی درواقع یه بَرده بیش نیستی.

00:40:14.782 --> 00:40:17.001
‫یه شاهزاده ی گروگان، اینجوریه.

00:40:39.000 --> 00:40:42.411
‫نمیدونم چرا ولی اخیراً روز هایی

00:40:42.411 --> 00:40:45.762
‫که من و جائو جیا، اینجا گروگان بودیم رو یادم میاد.

00:40:46.918 --> 00:40:48.818
‫من به تازگی تاج و تخت رو گرفته بودم.

00:40:49.958 --> 00:40:51.675
‫اون موقع خیلی بچه بودیم.

00:40:51.675 --> 00:40:54.052
‫من همیشه یه چیز رو به وضوح یادم میاد.

00:40:54.052 --> 00:40:56.313
‫نمیدونم اعلیحضرت خاطرشون هست یا نه.

00:40:56.820 --> 00:40:58.119
‫راجع بهش بگو.

00:40:58.800 --> 00:41:01.233
‫اون موقع سرمای شدیدی در شیان یانگ شده بود.

00:41:01.233 --> 00:41:04.311
‫حتی با وجود اینکه من در "یان" شمالی بزرگ شده بودم

00:41:04.311 --> 00:41:05.717
‫نمیتونستم تحملش کنم.

00:41:05.717 --> 00:41:08.572
‫جائو جیا و من کل روز جامه ی خزدار میپوشیدیم.

00:41:08.572 --> 00:41:13.007
‫حتی کلاه هم میپوشیدیم
‫و پهلومون منقل آتیش بود.

00:41:13.007 --> 00:41:15.893
‫اما شما لباس های نخی و نازک می پوشیدین.

00:41:15.893 --> 00:41:18.398
‫کار به سرما نداشتین و تمرکزتون روی درس هاتون بود.

00:41:19.800 --> 00:41:21.440
‫پس منظورت این بود.

00:41:22.300 --> 00:41:23.581
‫یادمه.

00:41:23.581 --> 00:41:27.510
‫شما میگفتین اگه نتونین سختی
‫های مردم عادی رو تحمل کنین

00:41:27.510 --> 00:41:30.090
‫چجوری باید بر دنیا حاکم فرما میشدین؟

00:41:30.090 --> 00:41:34.675
‫اون موقع جوون و خام بودم
‫حتی فکر میکردم شما نادان هستین.

00:41:34.675 --> 00:41:37.365
‫شما جامه ی خزدار داشتین
‫اما ترجیح میدادین سرما رو تحمل کنین.

00:41:37.365 --> 00:41:42.365
‫کم کم که بزرگ شدم، فهمیدم من
‫و جائو جیا نادان بودیم.

00:41:45.400 --> 00:41:46.599
‫[پیش نمایش]

00:41:46.599 --> 00:41:48.556
<i>‫میخوام بدونم...</i>

00:41:49.400 --> 00:41:52.599
<i>‫قبل از اینکه بیای به قصر، چیکار
‫میکردی و چی دوست داشتی؟</i>

00:41:54.443 --> 00:41:56.054
<i>‫میخوام همه چی رو</i>

00:41:57.387 --> 00:41:59.219
<i>‫راجع بهت بدونم.</i>

00:42:03.452 --> 00:42:04.559
<i>‫میشه؟</i>

00:42:11.179 --> 00:42:12.882
<i>‫درود بر اعلیحضرت.</i>

00:42:14.615 --> 00:42:18.420
<i>‫وقتی بانو هان داشتن میزِ هان فی رو تمیز میکردن</i>

00:42:18.420 --> 00:42:21.449
<i>‫یه نامه رو دیدن.</i>

00:42:21.449 --> 00:42:25.057
<i>‫اون نامه رو هان فی برای پادشاه کشور هان نوشته.</i>

00:42:26.621 --> 00:42:28.277
<i>‫اعلی... اعلیحضرت!</i>

00:42:28.277 --> 00:42:32.755
<i>‫من... جرئت نمیکنم به شما خیانت کنم!</i>

00:42:37.300 --> 00:42:38.659
<i>‫بانو...</i>

00:42:38.659 --> 00:42:41.659
<i>‫چرا اینکارو با من میکنین؟</i>

00:42:59.000 --> 00:43:03.500
<i>‫میخوام بدونم کی اونقدر جرئت داشته که</i>

00:43:04.000 --> 00:43:06.000
<i>‫همسرِ منو بدزده.</i>

00:43:06.024 --> 00:43:26.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:43:37.500 --> 00:43:40.900
♩♩اگرچه ما دو قطب جدا از همیم
و تمام کهکشان بین ما قرار گرفته♩♩

00:43:40.900 --> 00:43:44.900
♩♩من هزاران سال صبر می کنم فقط واسه این یه بار♩♩

00:43:44.900 --> 00:43:48.300
♩♩در میان همه کوه ها و طوفان ها
من فقط محو زیبایی توام♩♩

00:43:48.300 --> 00:43:52.300
♩♩ ماه و ستاره ها واسطه ی بین من و تو اَن♩♩

00:43:52.300 --> 00:43:55.900
♩♩دریا و آسمون دور از همن♩♩

00:43:55.900 --> 00:43:59.300
♩♩شب تاریک میاد♩♩

00:43:59.300 --> 00:44:01.600
♩♩ عشق من بیرونه شهره و دروازه های شهر  قفل شدن♩♩

00:44:01.600 --> 00:44:06.300
♩♩و من خیلی دردناک منتظره برگشت عشقمم♩♩

00:44:06.300 --> 00:44:10.900
♩♩من منتظر موندم تا زمان و فضا خراب بشه
و کوه ها و رودخونه ها تبدیل به خاکستر بشن♩♩

00:44:10.900 --> 00:44:13.500
♩♩و چهره ام پیر و چروکیده بشه ♩♩

00:44:13.500 --> 00:44:20.900
♩♩من عشقو پشت سر گذاشتم
و دوباره به این دنیا بر می گردم♩♩

00:44:20.900 --> 00:44:25.500
♩♩من کاملا ناراحتی و خوشحالی رو تجربه کردم♩♩

00:44:25.500 --> 00:44:28.800
♩♩من تو مرگ یا زندگی دنبال تو میام♩♩

00:44:28.800 --> 00:44:36.600
♩♩ما در میان آسمون و زمین سفر میکنیم
و من آزادانه با تو پرواز می کنم♩♩

00:44:51.300 --> 00:44:54.700
♩♩اشتیاق داشتن واست بهتر از تنهایی سر کردنه♩♩

00:44:54.700 --> 00:44:58.900
♩♩تو تنها نقطه ضعف منی♩♩

00:44:58.900 --> 00:45:02.000
♩♩من با اشتیاق نگاهت می کنم و
اشک هام مثل یه شهاب سنگ می افتن♩♩

00:45:02.000 --> 00:45:06.100
♩♩به آینه نگاه می کنم تا آرایش چشمام رو درست کنم♩♩

00:45:06.100 --> 00:45:09.700
♩♩اگه بتونم با آرامش تو قلبت بمونم♩♩

00:45:09.700 --> 00:45:12.900
♩♩از بارون و باد نمی ترسم♩♩

00:45:12.900 --> 00:45:20.100
♩♩تمام مشکلات دنیوی تبدیل به آب میشن♩♩

00:45:20.100 --> 00:45:24.700
♩♩حتی اگه بدنم شکسته بشه یا اگه روحم خاکستر بشه♩♩

00:45:24.700 --> 00:45:27.800
♩♩من هرگز از عشق واقعی پشیمون نمی شم♩♩

00:45:27.800 --> 00:45:34.900
♩♩من عاشق غبار غروبا و ابرهای صبحم
اما فقط می خوام تو آغوش تو باشم♩♩

00:45:34.900 --> 00:45:39.300
♩♩من کاملا ناراحتی و خوشحالی رو تجربه کردم♩♩

00:45:39.300 --> 00:45:42.700
♩♩من تو مرگ یا زندگی دنبال تو میام♩♩

00:45:42.700 --> 00:45:50.500
♩♩ما در میان آسمون و زمین سفر میکنیم
و من آزادانه با تو پرواز می کنم♩♩