﻿WEBVTT

00:00:57.329 --> 00:00:58.329
....

00:01:04.615 --> 00:01:11.615
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:19.796 --> 00:01:22.536
‫[آستین، تگزاس]

00:01:23.626 --> 00:01:25.212
‫باشه. می‌بینمت.

00:01:35.070 --> 00:01:37.910
‫- گرسنه‌ته؟
‫- می‌دونی توی رستوران کار می‌کنم دیگه؟

00:01:38.476 --> 00:01:40.436
‫آره. برو از بیرون غذا بگیر.

00:01:40.450 --> 00:01:44.080
‫خیلی وقته مسمومیت غذایی نداشتم.
‫فکر کنم دیگه وقتشه.

00:01:44.580 --> 00:01:46.920
‫مشتری‌ها همه چی رو دوست دارن اِلا غذا رو.

00:01:47.723 --> 00:01:50.263
‫منم باور کردم. چرا دوست نداشته باشن؟

00:02:02.443 --> 00:02:03.496
‫خیلی خوشمزه‌ست.

00:02:05.026 --> 00:02:06.303
‫تو هم باهام نگاه می‌کنی؟

00:02:06.460 --> 00:02:08.390
‫نمی‌دونم تا حالا
‫اسم آزمون «ال‌ست» رو شنیدی یا نه

00:02:08.390 --> 00:02:10.360
‫اما راستش سخته.

00:02:10.360 --> 00:02:14.360
‫دو تا آزمون مقدماتی آخرو که ترکوندی.
‫می‌تونی یه ربع استراحت کنی.

00:02:14.360 --> 00:02:17.610
‫- ۵ دقیقه‌ی آخرش رو می‌بینم.
‫- حالا شد.

00:02:19.200 --> 00:02:20.070
‫ای وای!

00:02:25.916 --> 00:02:27.256
‫پشمام.

00:02:28.710 --> 00:02:29.790
‫حتما پنجر کردی.

00:02:32.790 --> 00:02:34.710
‫جک پیدا نمی‌کنم.

00:02:34.969 --> 00:02:37.059
‫فکر کنم باید زنگ بزنیم امداد خودرو.

00:02:37.113 --> 00:02:38.443
‫گوشیت رو میدی؟

00:02:38.760 --> 00:02:40.680
‫دارم به بابام پیام میدم.

00:02:42.100 --> 00:02:44.100
‫می‌خوای اینجوری با بابات آشنا بشم؟

00:02:44.100 --> 00:02:45.270
‫عیبی نداره.

00:02:46.270 --> 00:02:47.680
‫بوی سیب‌زمینی پیچ پیچی میدم.

00:02:47.680 --> 00:02:49.313
‫من که سیب‌زمینی پیچ‌پیچی دوست دارم.

00:02:51.020 --> 00:02:52.690
‫آروم باش.

00:02:52.756 --> 00:02:54.006
‫اونجوری که فکر می‌کنی نیست.

00:02:57.940 --> 00:03:00.570
‫اصلا تو می‌دونی نیکولاس بل چه قدر خطرناکه؟

00:03:00.570 --> 00:03:02.660
‫اون یکی از خطرناک‌ترین
‫وکیل‌های جنایتکارها تو کشوره.

00:03:02.660 --> 00:03:04.620
‫مشاور سازمان کامپانو بود.

00:03:04.620 --> 00:03:07.450
‫مشاور؟ مگه فیلم «پدرخوانده»ـست؟

00:03:07.450 --> 00:03:10.040
‫نه، یکی از پیشرفته‌ترین سندیکاهای
‫جرائم سازمان‌یافته

00:03:10.040 --> 00:03:11.573
‫توی آمریکای شمالیه.
‫ یه عالمه پول دارن.

00:03:11.606 --> 00:03:13.773
‫ولی هیچ کدوم از جذابیت‌های
‫ منحصربه‌فرد ویتو کورلئونه رو ندارن.

00:03:13.790 --> 00:03:15.250
‫فهمیدم دیگه. خطرناکن.

00:03:15.880 --> 00:03:17.260
‫متوجه نیستی.

00:03:17.920 --> 00:03:20.970
‫اینا آدمای بی‌نام و نشون و بی‌رحمین.

00:03:22.180 --> 00:03:25.100
‫مدارکی که شوهرت رو کرد
‫هشت تا از اعضای عالی‌رتبه‌ی سازمان رو

00:03:25.100 --> 00:03:28.020
‫انداخت پشت میله‌های زندون،
‫تازه علاوه بر نیکولاس بل.

00:03:28.730 --> 00:03:30.140
‫برای همین مجبور شده غیب بشه.

00:03:30.690 --> 00:03:32.255
‫که کاملا موفقیت‌آمیز بود

00:03:32.259 --> 00:03:34.002
‫تا این که «شاپ» خبرش رو تو کل کشور پخش کرد.

00:03:34.310 --> 00:03:36.520
‫چرا اوون از «شاپ» نرفت؟

00:03:37.570 --> 00:03:40.150
‫وقتی فهمید ایوت چی کار می‌کنه
‫چرا استعفا نداد؟

00:03:41.320 --> 00:03:43.990
‫شاید دیگه دیر بوده یا شاید هم
‫ایوت ازش آتو داشته.

00:03:45.780 --> 00:03:47.660
‫- اون منو تهدید کرد...
‫- ایوت؟

00:03:47.660 --> 00:03:48.750
‫از پشت تلفن.

00:03:49.266 --> 00:03:52.790
‫یه چیزهایی در مورد این گفت
‫که ماجراهای گذشته‌ی اوون باهم جور در نمیاد.

00:03:52.790 --> 00:03:57.090
‫آره. حتما اوون مجبور شده
‫به فکر اصلاح خود شرکت باشه،

00:03:58.130 --> 00:03:59.260
‫و وقتی نتونسته...

00:03:59.920 --> 00:04:01.220
‫اون مال اوونه؟

00:04:03.550 --> 00:04:04.763
‫خودش واسه‌م فرستاد.

00:04:04.796 --> 00:04:07.516
‫اوون تموم اتفاقایی که
‫توی «شاپ» افتاده رو ثبت کرده.

00:04:07.553 --> 00:04:10.553
‫یادداشت‌های رسمی، ایمیل‌ها.
‫یه گزارش از کارهای ایوته.

00:04:10.927 --> 00:04:12.750
‫و این که اوون چه جوری سعی کرد درستش کنه.

00:04:13.480 --> 00:04:16.190
‫پس چرا اوون نرفت پیش اف‌بی‌آی
‫تا براشون توضیح بده؟

00:04:16.230 --> 00:04:19.096
‫به محض این که اف‌بی‌آی پرینت گزارشاتش رو
‫ازش می‌گرفت، جونش به خطر میفتاد.

00:04:19.136 --> 00:04:20.322
‫کامپانوها همه جا آدم دارن.

00:04:20.334 --> 00:04:22.360
‫نتونسته این ریسک رو بکنه.
‫مجبور بوده فرار کنه.

00:04:26.990 --> 00:04:28.330
‫اگه این آدما بیلی رو پیدا کنن...

00:04:28.330 --> 00:04:29.410
‫پیداش نمی‌کنن.

00:04:30.330 --> 00:04:32.450
‫تو که نمی‌دونی. حتی نمی‌دونی کجاست.

00:04:32.490 --> 00:04:34.670
‫من یه عالمه نیرو فرستادم
‫که خیابون‌ها رو شخم بزنن.

00:04:34.670 --> 00:04:36.960
‫- پیداش می‌کنن.
‫- اگه پیدا نکنن چی؟

00:04:37.710 --> 00:04:39.359
‫انتظار داری همینجا بشینم...

00:04:39.371 --> 00:04:41.460
‫تو هم به اندازه‌ی بیلی جونت در خطره.

00:04:41.460 --> 00:04:44.180
‫نمی‌تونم بفرستمت بیرون. پس آره.

00:04:44.760 --> 00:04:47.550
‫می‌خوام اینجا بشینی و بهم بگی
‫که وقتی بیلی رو برش گردوندیم

00:04:47.550 --> 00:04:48.970
‫چه اتفاقی میفته.

00:04:50.010 --> 00:04:52.230
‫اتفاقی که قراره بیفته اینه
‫که ما از آستین میریم.

00:04:53.020 --> 00:04:55.650
‫- میریم خونه.
‫- هانا، اصلا گوش نمیدی.

00:04:55.650 --> 00:04:59.190
‫خونه رفتنی در کار نیست. دیگه نمیشه.

00:05:09.830 --> 00:05:11.040
‫این کار دیوونگیه.

00:05:16.540 --> 00:05:17.380
‫لعنتی.

00:05:24.090 --> 00:05:25.090
‫سلام.

00:05:25.720 --> 00:05:26.800
‫تو کی هستی؟

00:05:29.260 --> 00:05:30.600
‫خدای من.

00:05:32.100 --> 00:05:33.100
‫داشتم می‌رفتم.

00:05:33.100 --> 00:05:36.980
‫صبر کن، وایستا.
‫پسرها برید اتاقتون. سریع.

00:05:44.530 --> 00:05:46.820
‫باید بیای تو. لطفاً.

00:05:55.080 --> 00:05:57.580
‫یه دختره رفت تو خونه. ممکنه خودش باشه.

00:05:57.580 --> 00:05:58.830
‫اومدم.

00:06:19.400 --> 00:06:20.400
‫آقای بل؟

00:06:22.020 --> 00:06:23.270
‫این تشریفات رو بیخیال.

00:06:24.440 --> 00:06:25.900
‫لطفا نیکولاس صدام کن.

00:06:26.820 --> 00:06:28.660
‫از آشناییتون خوشوقتم. من ایتانم.

00:06:28.660 --> 00:06:31.370
‫بالاخره دیدمت. کیت حرفتو زیاد می‌زنه.

00:06:32.370 --> 00:06:33.740
‫بیشتر هم تعریفتو می‌کنه.

00:06:33.740 --> 00:06:36.160
‫خب، راستش نمی‌خواستم
‫اینجوری باهاتون آشنا بشم، آقا.

00:06:36.160 --> 00:06:38.290
‫چی بگم؟ ازین بدتر هم می‌تونست باشه.

00:06:39.460 --> 00:06:41.670
‫حداقل دیگه نمی‌خواد نگران این باشی
‫که اسمت رو یادم بره.

00:06:46.630 --> 00:06:48.470
‫دیگه بیش از حد داری درس می‌خونی.

00:06:48.470 --> 00:06:50.800
‫واسه رفتن به یه دانشکده حقوق خوب
‫بیش از حد نیست.

00:06:50.800 --> 00:06:52.050
‫باشه بابا، نابغه.

00:06:52.050 --> 00:06:55.270
‫می‌خوای تشریفتو از ماشین بیاری بیرون
‫و بذاری دست به کار شیم؟

00:06:56.600 --> 00:06:57.770
‫مرسی که اومدی، بابا.

00:07:01.560 --> 00:07:03.570
‫نترسونی فراریش بدی ها، خب؟

00:07:03.570 --> 00:07:05.280
‫- کی؟ من؟
‫- بابا!

00:07:07.840 --> 00:07:09.599
‫[بل، نیکولاس
‫۲۳/۱۰۱]

00:07:14.536 --> 00:07:16.370
‫از حکم حمایت از شهود چی می‌دونی؟

00:07:16.370 --> 00:07:19.460
‫حمایت از شهود؟ یه کم زیاده‌روی نیست؟

00:07:21.500 --> 00:07:22.500
‫بیا خودت ببین.

00:07:26.010 --> 00:07:27.530
‫[جسد دکترِ کامپانو یافت شد.]

00:07:27.556 --> 00:07:30.056
‫این آدما کت شلوار «بریونی» می‌پوشن،
‫عضو باشگاه‌های برون‌شهری میشن،

00:07:30.097 --> 00:07:32.270
‫و به همسایه‌هاشون میگن که
‫تو کمیسیون بورس کار می‌کنن.

00:07:32.300 --> 00:07:34.010
‫روال کار سازمان جدید اینه.

00:07:34.510 --> 00:07:39.680
‫بی‌سر و صدا و به طور موثر و بی‌رحمانه.
‫[گمشده، متوقف شدن محاکمه]

00:07:42.650 --> 00:07:43.480
‫خدای من.

00:07:44.770 --> 00:07:46.444
‫آره.
‫[جسد خبرچین کامپانو یافت شد.]

00:07:46.480 --> 00:07:49.240
‫پیغامایی که اونا میفرستن هم مثل همیناست.

00:07:50.900 --> 00:07:53.490
‫راستی  از بین صد و یکی کارتن،
‫این بیست و سومیشه.

00:07:53.490 --> 00:07:55.446
‫اگه می‌خوای بیشتر متقاعد بشی
‫می‌تونیم همه‌ش رو بگردیم.

00:07:55.460 --> 00:07:58.700
‫نه. نیازی نیست. متوجه شدم.

00:08:00.460 --> 00:08:01.460
‫فقط...

00:08:02.920 --> 00:08:07.630
‫اوون ایتان توی همه‌ش دخیل بوده؟

00:08:10.220 --> 00:08:12.300
‫بذار اینجوری بگم
‫که وقتی دور و بر نیکولاس بل باشی

00:08:12.300 --> 00:08:14.220
‫سخته که قاتی این گندها نشی.

00:08:19.100 --> 00:08:20.640
‫- کمک می‌خواید؟
‫- نه.

00:08:24.940 --> 00:08:26.560
‫خیلی خب. تمومه.

00:08:31.740 --> 00:08:34.660
‫پس بزرگ شده‌ی «میدوی» هستی؟

00:08:35.200 --> 00:08:37.070
‫آره. اطرافش.

00:08:39.160 --> 00:08:41.830
‫خب، داداشم همون نزدیکی‌ها زندان رفته.

00:08:41.830 --> 00:08:43.750
‫جدی؟ کجا؟

00:08:44.370 --> 00:08:45.790
‫«ندامتگاه ایالت تگزاس».

00:08:47.290 --> 00:08:49.460
‫پلیس‌ها توی داشبوردش حشیش پیدا کرده بودن.

00:08:50.590 --> 00:08:54.180
‫یه جرم کوچیک بابت مواد بود
‫اما چون اولین بارش نبود...

00:08:56.066 --> 00:08:58.134
‫خیلی تو زندان موند.

00:09:00.350 --> 00:09:03.270
‫ و چیزی که همیشه رو مخم بود
‫این بود که اگه یه وکیل نیمچه حسابی داشت

00:09:03.270 --> 00:09:04.886
‫می‌تونست قسر در بره،

00:09:05.850 --> 00:09:07.270
‫ولی ما آه در بساط نداشتیم،

00:09:08.270 --> 00:09:11.360
‫اون کودنی هم که دادگاه براش گرفته بود
‫کل جلسه محاکمه رو خواب بود.

00:09:13.650 --> 00:09:15.610
‫واسه همین وکیل مدافع شدین؟

00:09:16.910 --> 00:09:19.030
‫یکی از دلایلش این بود.

00:09:22.910 --> 00:09:24.040
‫از اون ماشینه خوشت میاد؟

00:09:24.620 --> 00:09:26.040
‫حالا صبر کن بشینی پشت فرمونش.

00:09:26.330 --> 00:09:29.290
‫خیلی وقته ماشین دنده‌ای نروندم.
‫گمون نکنم فکر خوبی باشه.

00:09:30.960 --> 00:09:32.880
‫قصدت درمورد دخترم جدیه؟

00:09:36.630 --> 00:09:37.640
‫بله، آقا.

00:09:40.720 --> 00:09:44.060
‫خوبه. می‌تونم بذارم کلاچ ماشینمو بپوکونی.

00:09:50.690 --> 00:09:52.780
‫درموردشون تا چه حد بهت گفته؟

00:09:53.780 --> 00:09:54.860
‫زیاد نگفته.

00:09:59.120 --> 00:10:00.120
‫خودت چی یادت میاد؟

00:10:02.410 --> 00:10:05.750
‫شما رو یادم میاد... البته یه کوچولو.

00:10:09.460 --> 00:10:11.460
‫آره، عاشق حیاط خلوتمون بودی.

00:10:13.000 --> 00:10:14.960
‫زیاد میومدی اینجا.

00:10:21.430 --> 00:10:23.100
‫اصلا از هیچکدوم این داستانا سردرنمیارم.

00:10:29.230 --> 00:10:31.408
‫خیلی وقت پیش یه مشکلی بین بابات

00:10:31.420 --> 00:10:33.860
‫و بابابزرگت پیش اومد.

00:10:35.110 --> 00:10:38.110
‫بابات مجبور شد بره.

00:10:38.110 --> 00:10:41.070
‫مجبور شد تو رو برداره و بره.

00:10:42.370 --> 00:10:43.370
‫چرا؟

00:10:44.330 --> 00:10:47.870
‫داستانش پیچیده‌ست.

00:10:50.210 --> 00:10:52.250
‫سه روز پیش بابام غیبش زد...

00:10:54.050 --> 00:10:56.510
‫بعدش فهمیدم که تقریباً درمورد کل زندگیم

00:10:56.510 --> 00:10:58.260
‫بهم دروغ گفته.

00:10:58.260 --> 00:11:00.430
‫اسمم، تاریخ تولدم، همه چی.

00:11:02.510 --> 00:11:06.140
‫واسه همین... ممنونم که بهم دروغ نمی‌گین.

00:11:07.730 --> 00:11:10.140
‫اما میشه لطفا توضیح بدین قضیه چیه؟

00:11:14.610 --> 00:11:16.690
‫خیلی‌‌ها دم از نجات دادن دنیا می‌زنن.

00:11:17.226 --> 00:11:19.015
‫من میگم از خونه‌ی خودت شروع کن.

00:11:21.070 --> 00:11:22.070
‫چیه؟

00:11:23.290 --> 00:11:24.797
‫نگو که تو هم از اون دهاتی‌هایی هستی

00:11:24.809 --> 00:11:26.576
‫که فکر می‌کنن دادستان‌ها آدم خوبای داستانن؟

00:11:26.790 --> 00:11:28.750
‫واقعاً تو حوزه‌ی تخصصی من نیست.

00:11:28.750 --> 00:11:31.460
‫باشه حوزه‌ی تخصصی منه.
‫بذار یه چیزی بهت بگم.

00:11:32.460 --> 00:11:37.340
‫دفترهای دادستانی کمبود بودجه و نیرو دارن،

00:11:37.340 --> 00:11:40.380
‫و این باعث میشه از کسایی که بیشترین
‫نیاز رو به دفاع دارن، فاجعه دفاع کنن.

00:11:40.880 --> 00:11:45.390
‫کسایی که هیچی ندارن.
‫کسایی که مثل من و شما بزرگ شدن.

00:11:46.256 --> 00:11:48.997
‫می‌دونستی ۶۰% موکل‌هام کم‌بضاعتن
‫ و رایگان کارشون رو می‌کنم؟

00:11:49.270 --> 00:11:50.560
‫ادعای قداست نمی‌کنما.

00:11:51.770 --> 00:11:54.150
‫و خب مسلماً...

00:11:54.150 --> 00:11:56.756
‫موکل‌های جذابی هم دارم
‫که با پولشون اموراتمو می‌‌گذرونم

00:11:56.943 --> 00:11:58.903
‫اما محاکمه‌ی عادلانه حق اونا هم هست.

00:11:59.900 --> 00:12:02.490
‫باورت نمیشه چه قدرشون بی‌گناهن.

00:12:03.910 --> 00:12:05.830
‫حداقل از چیزی که بهش متهم شدن.

00:12:08.750 --> 00:12:10.710
‫شوهرت مثل موم تو دست نیکولاس بود.

00:12:11.089 --> 00:12:12.589
‫اوون عاشق کیت بود.

00:12:13.170 --> 00:12:15.420
‫نیکولاس هم خیلی جذاب و باتجربه بود.

00:12:15.420 --> 00:12:17.170
‫اونم مثل اوون بچه‌ی فقیری بود.

00:12:17.170 --> 00:12:19.130
‫خودشو ساخت و هر چی که اوون می‌خواست داشت.

00:12:19.463 --> 00:12:21.383
‫خانواده و زندگی خیلی خوب.

00:12:22.470 --> 00:12:24.890
‫- اوون به خاطر اون رفت سر اون کار؟
‫- نه.

00:12:26.203 --> 00:12:29.123
‫اما وقتی نیکولاس از اوون
‫کمک خواست، به ناچار قبول کرد.

00:12:30.310 --> 00:12:32.440
‫- کمک؟
‫- وقتی از چنین آدمایی دفاع می‌کنی،

00:12:32.440 --> 00:12:35.060
‫اگه می‌خوای نیفتی زندان نباید
‫از یه حدی فراتر بری.

00:12:35.060 --> 00:12:37.110
‫نباید بهشون بگی چه جوری
‫از زیر قانون در برن.

00:12:37.110 --> 00:12:38.780
‫نباید به ارتکاب جرمشون کمک کنی.

00:12:38.780 --> 00:12:41.740
‫و اصلا نباید از سرکرده‌ای که تو زندانه

00:12:41.740 --> 00:12:43.633
‫واسه اعضای خانواده‌ای که بیرونن دستور ببری.

00:12:43.950 --> 00:12:46.200
‫- نیکولاس از این حد و حدودها فراتر رفت.
‫- آره.

00:12:46.200 --> 00:12:48.580
‫وقتی که برای موکل‌هاش پیغام می‌برد،

00:12:48.580 --> 00:12:50.910
‫نیاز داشت که اون پیغام‌ها محافظت‌شده باشن.

00:12:51.960 --> 00:12:54.080
‫اوون اون سیستم رمزنگاری رو براش جور کرد.

00:12:55.420 --> 00:12:57.210
‫می‌دونست اون پیغام‌ها چی هستن؟

00:12:57.210 --> 00:13:00.316
‫نه. نیکولاس نمی‌خواست که اوون
‫اینجوری به خطر بیفته.

00:13:00.368 --> 00:13:02.486
‫و خود اوون هم نمی‌خواست بدونه.

00:13:02.920 --> 00:13:04.550
‫حداقل تا وقتی که کیت کشته شد.

00:13:07.050 --> 00:13:09.640
‫اوون گفت اتفاقی بوده.

00:13:09.640 --> 00:13:11.641
‫و طرف زده و در رفته.

00:13:13.520 --> 00:13:14.730
‫عمدی بوده؟

00:13:15.650 --> 00:13:17.439
‫توی یه خیابون خلوت اتفاق افتاده.

00:13:17.770 --> 00:13:19.292
‫دقیقا یه خیابون اونورتر از پارکی که

00:13:19.326 --> 00:13:21.552
‫نیکولاس جمعه‌ها بیلی رو می‌برد.

00:13:21.780 --> 00:13:22.610
‫خدای من.

00:13:22.610 --> 00:13:25.490
‫نیکولاس تازه به یه پرونده‌ی بزرگ سازمان
‫ دست رد زده بود.

00:13:25.490 --> 00:13:26.990
‫ازش راضی نبودن.

00:13:26.990 --> 00:13:28.240
‫تهدیدش کرده بودن.

00:13:28.740 --> 00:13:30.910
‫البته بعد از کشته شدن کیت،

00:13:30.910 --> 00:13:32.950
‫کامپانوها تاکید داشتن که کار اونا نبوده

00:13:32.950 --> 00:13:34.384
‫و به احتمال زیاد یه رقیب

00:13:34.396 --> 00:13:36.876
‫می‌خواسته وفاداری نیکولاس رو به بازی بگیره.

00:13:37.550 --> 00:13:39.216
‫اما واسه اوون مهم نبود.

00:13:39.420 --> 00:13:42.300
‫اوون مطمئن بود که یکی از همونا کیت رو کشته

00:13:42.300 --> 00:13:43.840
‫تا یه پیغامی به نیکولاس بده.

00:13:44.340 --> 00:13:45.680
‫و نیکولاس مقصر بوده.

00:13:46.470 --> 00:13:49.390
‫یعنی تقصیر بابابزرگم بوده؟

00:13:51.970 --> 00:13:55.140
‫- مامانم به خاطر اون کشته شد؟
‫- تشخیصش سخت بود.

00:13:56.350 --> 00:13:58.350
‫ترجیح میدم اینجوری فکر نکنم ولی...

00:14:00.480 --> 00:14:04.570
‫بابات از دست بابابزرگت و خودش عصبانی شد.

00:14:06.030 --> 00:14:07.820
‫تصمیم گرفت اوضاع رو درست کنه.

00:14:08.450 --> 00:14:09.450
‫منظورت چیه؟

00:14:11.120 --> 00:14:13.490
‫به این نتیجه رسید که
‫موکل‌های بابابزرگت باید تاوان بدن.

00:14:15.710 --> 00:14:16.710
‫چه جوری؟

00:14:17.156 --> 00:14:19.372
‫اوون به همه چی دسترسی داشت.

00:14:19.790 --> 00:14:22.300
‫چون اون سیستم رمزنگاری خودش بود.

00:14:22.300 --> 00:14:27.180
‫آره. واسه همین کل پیغام‌ها رو
‫به پلیس اف‌بی‌آی‌ تحویل داد.

00:14:29.430 --> 00:14:32.760
‫همین واسه گیر انداختنِ
‫ چندتا از مهره‌های اصلی

00:14:32.766 --> 00:14:35.856
‫و به فنا دادن بخش بزرگی
‫از کسب و کار اکسی‌‌کدونشون کافی بود.

00:14:36.560 --> 00:14:38.100
‫البته نیکولاس چیزهای بیشتری می‌دونست.

00:14:38.100 --> 00:14:39.650
‫پلیس سعی کرد ازش اعتراف بگیره ولی...

00:14:40.860 --> 00:14:42.400
‫همکاری نکرد.

00:14:43.480 --> 00:14:46.320
‫به جای لو دادن اون سازمان
‫ شیش سال حبس کشید.

00:14:48.990 --> 00:14:50.700
‫که براشون قابل احترام بود

00:14:52.160 --> 00:14:54.160
‫اما تاثیر بزرگی روی خانواده‌ش داشت.

00:14:54.950 --> 00:14:58.040
و از نظر نیکولاس،
اوون مقصر همهٔ این اتفاقاته

00:14:58.830 --> 00:15:01.210
‫یه همچین زخمی هم به مرور زمان خوب نمیشه.

00:15:02.710 --> 00:15:05.550
‫پس حتماً شما بابام رو خیلی دوست داشتین؟

00:15:06.920 --> 00:15:10.050
‫دروغ نگم دوران تلخی بود.

00:15:11.260 --> 00:15:13.100
‫بابابزرگت رفت زندان.

00:15:13.890 --> 00:15:16.810
‫مامان‌بزرگت مریض شد.

00:15:17.730 --> 00:15:19.440
‫چند سال پیش از دستش دادیم.

00:15:20.697 --> 00:15:23.103
‫بلافاصله بعدش هم
‫من و چارلی از هم جدا شدیم.

00:15:26.320 --> 00:15:30.410
‫اما ببین، اینم کل ماجرا نیست.

00:15:31.610 --> 00:15:36.950
‫ما بابات و تو و خانواده‌مون رو دوست داشتیم.

00:15:38.189 --> 00:15:39.689
‫واقعا شاد بودیم.

00:15:40.960 --> 00:15:42.420
‫تا این که ورق برگشت.

00:15:46.300 --> 00:15:51.090
‫اوضاع عوض شد و به هم ریخت.

00:15:52.590 --> 00:15:54.850
‫و بیشتر باعث شد به خاطرات متوسل شیم.

00:15:58.140 --> 00:15:59.350
‫چه خاطراتی؟

00:16:28.090 --> 00:16:30.470
‫یه عکس انتخاب کن. تا داستانش رو برات بگم.

00:16:40.390 --> 00:16:43.020
‫- چه قدر موندی؟
‫- حدود یه ساعت و نیم.

00:16:43.020 --> 00:16:44.650
‫داره با سرعت تمام میره.

00:16:45.230 --> 00:16:46.560
‫اگه جایی رفت خبرم کن.

00:16:46.560 --> 00:16:47.820
‫حله.

00:16:55.450 --> 00:16:56.450
‫هانا.

00:16:57.950 --> 00:17:02.080
‫می‌دونم ترسناک به نظر میاد
‫ولی باید درمورد حمایت از شهود حرف بزنیم.

00:17:04.290 --> 00:17:06.623
‫- چرا؟
‫- جان؟

00:17:08.290 --> 00:17:10.420
‫چرا باید درموردش حرف بزنیم؟

00:17:13.810 --> 00:17:15.650
‫چون نیکولاس بل آدم خطرناکیه.

00:17:15.683 --> 00:17:17.330
‫معلوم نیست تو همچین وضعیتی چی کار کنه.

00:17:17.356 --> 00:17:19.209
‫بعدشم اگه دست کامپانوها
‫به تو یا بیلی بسه...

00:17:19.253 --> 00:17:20.973
‫باشه. فهمیدم.

00:17:22.060 --> 00:17:23.690
‫اما چرا باید درموردش حرف بزنیم؟

00:17:24.890 --> 00:17:28.150
‫چرا بیلی و اوون از قبل
‫حکم حمایت از شهود ندارن؟

00:17:29.730 --> 00:17:32.490
‫تازه با این چیزهایی که داری میگی،
‫نباید از همون اول

00:17:32.490 --> 00:17:36.610
‫که این داستان‌ها شروع شد
‫حکم حمایت از شهود براشون می‌گرفتین؟

00:17:37.570 --> 00:17:38.950
‫قرار بود بگیریم ولی...

00:17:41.040 --> 00:17:42.950
‫اوضاع اونطور که اوون می‌خواست پیش نرفت.

00:17:42.950 --> 00:17:45.250
‫این مزخرفات دیگه چیه، گریدی؟

00:17:47.960 --> 00:17:49.210
یه خبرچین بین‌مون بود

00:17:49.210 --> 00:17:51.300
‫سازمان هویت‌های جدیدشون رو پیدا کرده بود.

00:17:51.300 --> 00:17:54.170
‫قبل از جابه‌جایی
‫گیرش انداختیم اما اوون کارشو کرده بود.

00:17:55.380 --> 00:17:56.470
‫خودش غیبش زد.

00:17:57.640 --> 00:17:59.570
‫از کجا می‌دونستین کجا بوده؟

00:17:59.890 --> 00:18:01.510
‫بالاخره این همه سال کمک لازم داشته.

00:18:01.510 --> 00:18:03.020
‫گمونم بهم اعتماد داشت.

00:18:04.100 --> 00:18:05.100
‫چرا؟

00:18:05.100 --> 00:18:06.850
‫نمی‌دونم. اینو دیگه باید از خودش بپرسی.

00:18:08.230 --> 00:18:10.060
‫تلفن بیلی بیش‌تر از یه ساعته که خاموشه.

00:18:10.690 --> 00:18:12.336
‫آخرین آدرسی که ازش هست همون هتله.

00:18:12.360 --> 00:18:14.086
‫هیچ خبری از افرادمون هم نشده؟

00:18:14.110 --> 00:18:16.240
‫- هنوز نه.
‫- باشه

00:18:19.240 --> 00:18:22.458
‫- چطور می‌تونم زنگ بزنم شمارهٔ خارج از اداره؟
‫- شماره ۹ رو بزن. مگه این‌که بخوای خصوصی حرف بزنی

00:18:22.700 --> 00:18:23.790
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

00:18:27.670 --> 00:18:28.503
‫به کی زنگ می‌زنی؟

00:18:31.790 --> 00:18:33.476
‫- جولز نیکولز هستم.
‫- سلام، منم

00:18:33.500 --> 00:18:34.686
‫کجایی؟

00:18:34.710 --> 00:18:36.590
‫هنوز تو آستین، بیلی گم شده.

00:18:37.090 --> 00:18:38.066
‫ای وای.

00:18:38.090 --> 00:18:40.140
‫جولز، باید بابی رو پیدا کنی.

00:18:40.680 --> 00:18:42.696
‫اگه کسی بدونه بیلی کجا رفته، اونه.

00:18:42.720 --> 00:18:43.866
‫شماره‌ش رو نداری؟

00:18:43.890 --> 00:18:47.366
‫نه. ولی یه چندباری بیلی رو بردم خونه‌شون توی «میل‌والی».

00:18:47.390 --> 00:18:48.746
‫باشه. آدرس رو بده.

00:18:48.770 --> 00:18:50.480
‫پلاک ۸۲۲ خیابون کرسنت

00:18:51.190 --> 00:18:52.270
‫تو راهم.

00:19:00.570 --> 00:19:02.160
‫قیافه‌ش به‌نظر...

00:19:03.740 --> 00:19:04.740
‫خطرناک نمیاد؟

00:19:05.790 --> 00:19:06.766
‫آره.

00:19:06.790 --> 00:19:08.370
‫آدم خطرناک چه شکلیه مگه؟

00:19:12.420 --> 00:19:14.880
‫پدربزرگت آدم صفر و صدی‌ای نیست.

00:19:17.550 --> 00:19:19.010
‫یا پدرت.

00:19:25.640 --> 00:19:28.060
‫ازش متنفر نیستی؟

00:19:29.730 --> 00:19:30.730
‫بابام؟

00:19:33.400 --> 00:19:35.980
‫هیچ‌کس نمی‌خواست اتفاقات جوری که افتاد بیفته.

00:19:37.440 --> 00:19:40.796
‫و حس کردیم که تصمیمات
‫دیگه‌ای بود که بابات می‌تونست بگیره

00:19:40.820 --> 00:19:42.570
‫تصمیماتی که ازش انتظار داشتیم بگیره.
‫ولی...

00:19:44.240 --> 00:19:47.516
‫خشمش رو درک کردیم،
‫و این‌که چرا حس کرده که

00:19:47.540 --> 00:19:50.920
‫تنها راهی که در امان باشی
‫اینه که تا جای ممکن از نیکولاس دور نگه‌ات داره.

00:19:52.330 --> 00:19:55.810
‫ولی خب... حتماً ناراحت شدی دیگه

00:19:55.834 --> 00:19:57.960
‫وقتی که غیب‌مون زده؟

00:20:04.100 --> 00:20:05.760
‫این‌جوری هم نشد دقیقا.

00:20:07.520 --> 00:20:08.520
‫منظورت چیه؟

00:20:12.060 --> 00:20:13.610
‫تازه مادرت رو از دست داده بودی.

00:20:14.190 --> 00:20:15.730
‫نمی‌تونستیم بذاریم باباتم از دست بدی.

00:20:17.940 --> 00:20:21.820
‫با این‌که با تصمیماتش موافق نبودیم، ولی مانع هم نشدیم.

00:20:24.490 --> 00:20:25.490
‫کمکش کردی.

00:20:28.040 --> 00:20:29.040
‫به تو کمک کردیم.

00:20:39.420 --> 00:20:41.380
‫مرگ مشکوک توی زندان؟

00:20:42.680 --> 00:20:45.600
‫حرف نداره. شبم رو ساختی.

00:20:49.390 --> 00:20:50.640
‫خبر خوبیه واسه پرونده.

00:20:51.180 --> 00:20:53.310
‫مرگ مشکوک خبر خوبیه؟

00:20:54.230 --> 00:20:55.690
‫توی کار من می‌تونه باشه.

00:20:58.230 --> 00:21:02.150
‫نمی‌خواستم جوری به‌نظر بیاد
‫که دارم قضاوت می‌کنم.

00:21:02.860 --> 00:21:04.740
‫- فقط داشتم...
‫- قضاوت می‌کرد؟

00:21:07.660 --> 00:21:08.660
‫آره.

00:21:10.410 --> 00:21:11.450
‫شنیدم می‌خوای تدریس کنی.

00:21:12.870 --> 00:21:15.096
‫آره، می‌خوام استاد بشم.

00:21:15.120 --> 00:21:18.800
‫ولی موقعیت‌های تدریس توی ریاضیات خیلی راحت به‌دست نمیاد

00:21:19.500 --> 00:21:21.340
‫خب، لابد تو رو حسابی توی دانشگاه تگزاس می‌خوان

00:21:22.550 --> 00:21:24.550
‫کیت گفت که توی مسابقات پاتنام مقام آوردی.

00:21:25.260 --> 00:21:26.566
‫استادهای عالی‌ای داشتم.

00:21:26.590 --> 00:21:30.390
‫خب، من و مادر کیت اونجا دوست و آشنا داریم.

00:21:31.020 --> 00:21:32.826
‫می‌تونیم سفارشت رو بکنیم.

00:21:32.850 --> 00:21:35.850
‫خیلی... لطف می‌کنی، ولی...

00:21:36.350 --> 00:21:39.416
‫برنامه‌ام اینه که خیلی جاها شانسم رو امتحان کنم.

00:21:39.446 --> 00:21:41.552
‫- از دانشگاه تگزاس خوشت نمیاد؟
‫- چرا، میاد

00:21:41.570 --> 00:21:43.700
‫بهترین دانشگاه توی بهترین ایالت.

00:21:44.450 --> 00:21:45.950
‫چرا باید بخوای بری؟

00:21:48.320 --> 00:21:49.700
‫دنیای بزرگیه.

00:21:50.990 --> 00:21:52.450
‫از اون چیزی که فکر می‌کنی کوچیک‌تره.

00:21:54.870 --> 00:21:57.880
‫دل مادرش رو می‌شکنی
‫اگه بخوای قانعش کنی از تگزاس برید.

00:22:01.300 --> 00:22:02.933
‫فکر نکنم تا حالا تونسته باشم دخترتون رو

00:22:02.957 --> 00:22:05.050
‫واسه چیزی که خودش
‫موافق نبوده باشه قانع کنم.

00:22:19.940 --> 00:22:21.336
‫چرا از خیابونا می‌ریم؟

00:22:21.360 --> 00:22:24.666
‫توی بزرگراه ۳۶۰ ترافیک بود،
‫گفتم اینجا سریع‌تر می‌رسیم.

00:22:24.690 --> 00:22:27.360
‫مشخصاً که نمی‌رسیم.
‫یه‌کم گاز بده.

00:22:27.950 --> 00:22:29.200
‫درک نمی‌کنم.

00:22:30.330 --> 00:22:33.700
‫اگه قبلاً یه خبرچین بوده،
چرا فکر می‌کنی الان نیست؟

00:22:34.200 --> 00:22:36.686
‫- چون طرف حسابت منم.
‫- اوون قبلا به تو رو آورده بود

00:22:36.710 --> 00:22:38.806
‫اون‌موقع تازه‌کار بودم، نمی‌تونستم ازش محافظت کنم.

00:22:38.830 --> 00:22:40.540
‫الان توی موقعیت دیگه‌ای هستم.

00:22:42.380 --> 00:22:45.260
‫اگه باورش کنم، که مطمئن نیستم...

00:22:47.050 --> 00:22:48.220
‫روال کار چطوریه؟

00:22:49.930 --> 00:22:52.366
‫کارت‌های تأمین اجتماعی
‫جدیدی برات صادر می‌کنیم،

00:22:52.390 --> 00:22:55.076
‫همراه با مسکن و حقوق

00:22:55.100 --> 00:22:58.350
‫مدارک جعلی برای بیلی می‌سازیم،
‫کمکت می‌کنیم یه کار جدید پیدا کنی.

00:22:59.150 --> 00:23:00.230
‫کار جدید؟

00:23:01.310 --> 00:23:03.586
‫آره. باید بی‌خیال کارها و سرگرمی‌هایی بشی

00:23:03.610 --> 00:23:05.336
‫که ممکن باشه ردت رو باهاش بزنن.

00:23:05.360 --> 00:23:07.046
‫- و چوب‌کاری هم...
‫- چوب تراشی

00:23:07.070 --> 00:23:09.006
‫چیز متمایزیه، پس میره کنار.

00:23:09.030 --> 00:23:10.596
‫همچنین تئاتر و اینای بیلی و...

00:23:10.620 --> 00:23:12.676
‫تئاتر و اینای بیلی؟
‫کل  دنیاش همینه.

00:23:12.700 --> 00:23:14.740
‫و هیچ ارتباطی با کسی نداشته باشید.

00:23:15.750 --> 00:23:18.806
‫باید فرض کنیم که هر کسی که الان
‫می‌شناسی رو تحت نظر دارن

00:23:18.830 --> 00:23:21.540
‫حتی یه تماس یا ایمیل ممکنه یه راست اونا رو بکشونه سمتت.

00:23:22.250 --> 00:23:23.250
‫باشه.

00:23:26.460 --> 00:23:27.470
‫حالا من به کنار...

00:23:31.590 --> 00:23:34.183
‫داری از یه دختر ۱۶ ساله می‌خوای

00:23:34.207 --> 00:23:36.520
‫که از هر کس و هر چیزی
‫که می‌شناسه دست بکشه

00:23:37.100 --> 00:23:38.520
‫هر چیزی که دوست داره.

00:23:40.230 --> 00:23:42.110
‫اوون محاله همچین چیزی بخواد.

00:23:44.900 --> 00:23:47.860
‫اگه حرفات حقیقت داشته باشه، یه نقشه‌ای داشته.

00:23:50.200 --> 00:23:52.517
‫مطمئنم که رفته چون می‌خواسته

00:23:52.541 --> 00:23:55.030
‫بیلی بتونه همونجا و همون آدم سابق بمونه.

00:23:55.950 --> 00:23:56.950
‫شاید.

00:23:58.410 --> 00:23:59.750
‫شاید. شاید حق با توئه.

00:24:01.500 --> 00:24:02.920
‫شاید برنامه‌ش این بوده.

00:24:03.880 --> 00:24:05.750
‫شاید این چیزی نیست که می‌خواستی.

00:24:07.550 --> 00:24:09.550
‫ولی وقتی اومدی آستین دیگه اون گزینه رو به باد دادی.

00:24:14.470 --> 00:24:15.470
‫من که...

00:24:17.430 --> 00:24:18.746
‫کسی نمی‌دونه کی هستیم.

00:24:18.770 --> 00:24:20.786
‫- ما که...
‫- رفتین بار «نور درای»

00:24:20.810 --> 00:24:22.876
‫می‌دونی اونجا چندتا دوربین داره؟

00:24:22.900 --> 00:24:26.796
‫اگه نیکولاس همین الانش ندونه کی هستی،
‫به زودی می‌فهمه

00:24:26.820 --> 00:24:28.836
‫نیکولاس بل به نوهٔ خودش صدمه نمی‌زنه.

00:24:28.860 --> 00:24:30.926
‫شاید. ولی افرادی که براشون کار کرده بی‌رحمن.

00:24:30.957 --> 00:24:32.640
‫معلوم نیست از چه اهرم فشاری بخوان استفاده

00:24:32.664 --> 00:24:34.327
‫کنن که اوون مجبور بشه خودش رو تحویل بده.

00:24:38.910 --> 00:24:40.460
‫محاله این بهترین گزینه باشه.

00:24:46.960 --> 00:24:50.510
‫اوون منو توی موقعیت خوبی قرار داد
‫که از طرفش با اف‌بی‌آی مذاکره کنم.

00:24:51.300 --> 00:24:53.760
‫که وقتی مستقر شدین بتونه
‫بیاد پیش تو و بیلی.

00:24:55.720 --> 00:24:56.850
‫وقتی که خطری نباشه.

00:24:59.640 --> 00:25:01.140
‫ولی باید بهم اعتماد کنی.

00:25:02.730 --> 00:25:04.520
‫این تنها راهیه که داری.

00:25:08.780 --> 00:25:10.110
‫به هیچ‌کس اعتماد ندارم.

00:25:11.950 --> 00:25:13.086
‫۵ گاز؟

00:25:13.110 --> 00:25:14.990
‫یه گاز چطوره؟

00:25:16.370 --> 00:25:18.426
‫فکر کنم یه وکیل تو خونواده‌مون داریم.

00:25:18.450 --> 00:25:21.700
‫اشکال نداره اگه موز دوست نداره.
‫به هیولای موز خور بیشتر می‌رسه.

00:25:22.210 --> 00:25:24.330
‫- می‌خوامش.
‫- چی؟ واقعا؟

00:25:25.210 --> 00:25:27.340
‫نگاشون کن، هم وکیله و هم دلربا.

00:25:30.380 --> 00:25:32.396
‫ایناش دیگه مال عروسی‌مونه.

00:25:32.420 --> 00:25:34.550
‫- می‌تونم ردش کنم
‫- نه، لطفا

00:25:37.510 --> 00:25:38.510
‫باشه.

00:25:44.770 --> 00:25:50.126
‫پس اگه این‌کار رو کنیم،
‫ بیلی باید دوباره از اول شروع کنه.

00:25:50.150 --> 00:25:51.480
‫نه دقیقاً.

00:25:52.740 --> 00:25:54.216
‫لری، بیارش.

00:25:54.240 --> 00:25:56.926
‫حداقل الان می‌دونه.
‫و از صفر هم شروع نمی‌کنه.

00:25:56.950 --> 00:25:57.870
‫یعنی چی...

00:25:58.830 --> 00:26:01.426
‫ممنون، گریدی. ساک پر از پول غیرقابل حمل‌مون رو برداشتی.

00:26:01.450 --> 00:26:02.676
‫چقدر لطف کردی.

00:26:02.700 --> 00:26:04.636
‫- دزدکی رفتی تو خونه‌ام لامصب
‫- ببخشیدا

00:26:04.660 --> 00:26:06.726
‫فکر نمی‌کردم که وجههٔ خوبی داشته باشه که

00:26:06.750 --> 00:26:09.290
‫این ساک زیر تخت کسی باشه که
‫شرکتش به‌خاطر کلاهبرداری تحت بازجوییه

00:26:10.550 --> 00:26:11.670
‫پول مشکلی نداره.

00:26:12.170 --> 00:26:14.026
‫اوون احتمالا طی این سال‌ها کنار گذاشته باشه.

00:26:14.050 --> 00:26:16.300
‫و حقیقتا، خوش‌شانسی.

00:26:17.510 --> 00:26:18.890
‫آمادهٔ این روز بوده.

00:26:22.310 --> 00:26:23.470
‫منو آماده نکرده.

00:26:24.480 --> 00:26:25.730
‫هیچی بهم نگفته بود.

00:26:26.310 --> 00:26:27.326
‫هیچ‌کدوم نگفتید.

00:26:27.350 --> 00:26:29.400
‫به‌خاطر امنیت خودت و بیلی بود.

00:26:30.440 --> 00:26:31.440
‫چطور پیش رفت؟

00:26:35.650 --> 00:26:37.740
‫می‌تونست بهم بگه.
‫می‌تونست بهم اعتماد کنه.

00:26:42.040 --> 00:26:44.080
‫اوون درست قبل از خواستگاری ازت بهم گفت.

00:26:46.160 --> 00:26:47.620
‫اون آخرین باری بود که صحبت کردیم

00:26:48.460 --> 00:26:50.540
‫گفت تا حالا این‌جوری عاشق کسی نبوده.

00:26:52.130 --> 00:26:53.670
‫گفت که ورق رو براش برگردوندی.

00:26:55.010 --> 00:26:56.220
‫ده سال می‌شد.

00:26:56.840 --> 00:26:59.550
‫بعد از ۱۰ سال میشه احساس امنیت کرد.

00:27:01.140 --> 00:27:03.850
‫پس وقتی که نظرم رو پرسید،
‫گفتم که هیچی بهت نگه.

00:27:04.850 --> 00:27:06.406
‫در واقع، بهش گفتم اصلاً باهات ازدواج نکنه.

00:27:06.430 --> 00:27:07.616
‫دستت درد نکنه.

00:27:07.640 --> 00:27:09.326
‫گوش نمی‌کرد که، اوون همینه.

00:27:09.350 --> 00:27:11.586
‫می‌دونی که چقدر در مورد عزیزانش حریصه.

00:27:11.610 --> 00:27:12.690
‫و عاشق بود.

00:27:13.900 --> 00:27:16.110
‫ولی می‌خواست مقابل همهٔ اینا ازت محافظت کنه.

00:27:16.860 --> 00:27:20.160
‫بهش گفتم تنها راهش اینه که بتونی
‫کاملاً همه چی رو انکار کنی.

00:27:21.320 --> 00:27:22.740
‫واسه همین بهت گفته.

00:27:24.660 --> 00:27:26.540
‫فهمید باریه که باید تنهایی به دوش بکشه.

00:27:28.250 --> 00:27:31.630
‫هر دوتون منو دست کم گرفتید.
‫می‌تونستم از پسش بر بیام.

00:27:32.420 --> 00:27:34.670
‫آره. الان می‌دونم.

00:27:36.800 --> 00:27:39.106
‫و این‌جوریه که الان می‌دونم
‫که کاری که لازمه رو انجام میدی.

00:27:39.130 --> 00:27:40.680
‫که مراقب اون دختر باشی.

00:27:42.970 --> 00:27:46.060
‫گریدی، کاری که ازم می‌خوای اشتباه به‌نظر میاد.

00:27:49.310 --> 00:27:50.350
‫چون هست.

00:27:57.530 --> 00:27:58.530
‫دوستته.

00:27:59.900 --> 00:28:00.966
‫سلام، جولز.

00:28:00.990 --> 00:28:04.716
‫سلام، ببین بابی نمی‌دونه.
‫میگه حضوری صحبت نکردن، فقط پیام دادن

00:28:04.740 --> 00:28:07.596
‫- حرفش رو باور می‌کنی؟
‫- نه راستش، ولی حرف نمی‌زنه

00:28:07.620 --> 00:28:09.766
‫هنوز اونجایی؟ می‌تونی گوشی رو بدی بهش؟

00:28:09.790 --> 00:28:12.330
‫- ببین، هان... فکر نکنم...
‫- جولز، لطفا

00:28:15.590 --> 00:28:16.960
‫باشه. یه لحظه صبر کن.

00:28:24.050 --> 00:28:25.100
‫من باز می‌کنم.

00:28:27.970 --> 00:28:29.020
‫چیه؟

00:28:33.440 --> 00:28:37.480
‫بابی، پشت خطی؟
‫لطفاً، مهمه

00:28:38.990 --> 00:28:40.546
‫سلام، هانا.

00:28:40.570 --> 00:28:41.886
‫باید بدونم کجاست.

00:28:41.910 --> 00:28:44.296
‫ببین، الان با جولز صحبت کردم.

00:28:44.320 --> 00:28:46.830
‫می‌دونم، بابی. ولی جونش در خطره.

00:28:48.490 --> 00:28:49.596
‫منظورت چیه؟

00:28:49.620 --> 00:28:50.790
‫پیچیده‌ست.

00:28:52.290 --> 00:28:53.516
‫باید حرفم رو باور کنی.

00:28:53.540 --> 00:28:56.090
‫من هر کاری واسه حفاظتش می‌کنم.
‫می‌دونم تو هم همین‌کار رو می‌کنی.

00:28:56.590 --> 00:28:58.856
‫لطفاً، بابی.
‫وقت زیادی نداریم.

00:28:58.880 --> 00:29:04.116
‫خیلی‌خب. ببین. فکر می‌کرد
اون زنه ممکنه خاله‌ش باشه

00:29:04.140 --> 00:29:05.366
‫به‌نظر مضطرب و ناراحت میومد.

00:29:05.390 --> 00:29:08.036
‫گوگلش کردیم و یه آدرسی پیدا کردیم.

00:29:08.060 --> 00:29:10.036
‫- آندریا؟
‫- آره، درسته

00:29:10.060 --> 00:29:11.156
‫ممنون، بابی

00:29:11.180 --> 00:29:13.560
‫- خونهٔ آندریا ریِس
‫- باشه. الان میرم. همینجا بمون.

00:29:18.730 --> 00:29:21.336
‫ادارهٔ مارشال صحبت می‌کنه.
‫درخواست پشتیبانی محلی در هاید پارک

00:29:21.360 --> 00:29:24.740
‫منزل آندریا ریِس، ۴۸۷۲ غربی، خیابون ۴۱م.

00:29:25.320 --> 00:29:26.176
‫چقدر مونده؟

00:29:26.200 --> 00:29:28.490
‫جی‌پی‌اس میگه کم‌تر از ده دقیقه دیگه می‌رسیم به هاید پارک.

00:29:29.240 --> 00:29:30.540
‫می‌تونم ۷ دقیقه‌ای برم.

00:29:32.750 --> 00:29:33.960
‫دوستت دارم، بابا.

00:29:34.790 --> 00:29:38.380
‫یکشنبه شب بیا واسه شام.
‫با زنم، مردیث آشنا شو.

00:29:40.710 --> 00:29:43.010
‫حتما. خوش‌حالم شدم از آشنایی‌تون، آقا.

00:29:43.630 --> 00:29:46.220
‫آقا آقا نکن، حس می‌کنم پیرم.

00:29:48.510 --> 00:29:49.680
‫می‌بینمت به زودی، ایتان.

00:30:09.910 --> 00:30:11.516
‫برادر آرتور رو دیدی؟

00:30:11.540 --> 00:30:13.370
‫مدافع قهّاری به‌نظر میاد.

00:30:14.000 --> 00:30:15.120
‫این فصل شانس خوبی داریم.

00:30:16.670 --> 00:30:17.806
‫حسابی با هم جورن.

00:30:17.830 --> 00:30:20.686
‫آره. رفیق جون جونی شدن.
‫ظاهراً از همون شبی که هم دیگه رو دیدن.

00:30:20.710 --> 00:30:22.340
‫- سلام، عزیزم.
‫- سلام، عشقم.

00:30:22.840 --> 00:30:24.800
‫مراسم عروسی توی نور درای بود؟

00:30:26.260 --> 00:30:27.260
‫ایدهٔ من بود.

00:30:28.720 --> 00:30:30.736
‫مامان‌بزرگ اینای چارلی اونجا ازدواج کردن.

00:30:30.760 --> 00:30:32.246
‫و مامان باباش.

00:30:32.270 --> 00:30:33.810
‫از رسمش خوشم اومد.

00:30:36.980 --> 00:30:39.150
‫وای. آره.

00:30:56.080 --> 00:30:57.080
‫آخه...

00:30:58.830 --> 00:31:02.800
‫باورم نمیشه که هیچ‌وقت نتونستم...

00:31:05.630 --> 00:31:07.680
‫که خونواده‌ای داشتم. ولی...

00:31:11.350 --> 00:31:12.930
‫هنوز خونواده داری.

00:31:39.330 --> 00:31:40.420
‫نزدیک‌ترین خویشاوند.

00:31:54.310 --> 00:31:55.246
‫جولز نیکولز هستم.

00:31:55.270 --> 00:31:57.270
‫- سلام، منم.
‫- پیداش کردن؟

00:31:57.770 --> 00:31:59.826
‫نه هنوز. نمی‌تونم.

00:31:59.850 --> 00:32:03.126
‫هنوز وصیت‌نامه رو داری؟
‫مال اوون؟

00:32:03.150 --> 00:32:04.230
‫آره، چرا؟

00:32:06.030 --> 00:32:10.716
‫می‌خواستم ببینم کی به عنوان
‫قیّم بیلی نوشته شده؟

00:32:10.740 --> 00:32:13.780
‫خیلی‌خب، یه لحظه صبر کن.
‫بذار بزنم کنار.

00:32:20.000 --> 00:32:22.380
‫خیلی‌خب. آوردمش. بذار ببینم.

00:32:24.790 --> 00:32:26.436
‫خب، هانا. تویی.

00:32:26.460 --> 00:32:29.066
‫در صورت مرگ اوون، تو رو قیّم معرفی کرده

00:32:29.090 --> 00:32:32.640
‫یا در صورت این‌که نتونه وظایف پدری رو به جا بیاره.

00:32:34.140 --> 00:32:36.100
‫کسی دیگه نیست؟ جز من؟

00:32:38.850 --> 00:32:44.850
‫چرا. چرا. اگه تو نتونی، چارلز اسمیت

00:32:45.820 --> 00:32:48.190
‫یه چارلز اسمت و یه آندریا ریس.

00:32:50.740 --> 00:32:52.660
‫هانا، چه خبره؟

00:32:53.160 --> 00:32:54.740
‫چیزی هست که بهم نگفته باشی؟

00:32:55.370 --> 00:32:57.410
‫خانم هال، گریدی پشت خطه
‫میگه فوریه.

00:32:58.450 --> 00:32:59.370
‫جولز، باید برم.

00:33:00.410 --> 00:33:01.636
‫- گریدی.
‫- پیداش کردیم

00:33:01.660 --> 00:33:04.670
‫داریم سوار ماشین می‌شیم الان.
‫یه راست میایم اداره.

00:33:07.710 --> 00:33:10.316
‫خدا رو شکر. می‌تونم باهاش صحبت کنم؟

00:33:10.340 --> 00:33:11.510
‫آره، سریع.

00:33:13.260 --> 00:33:14.093
‫سلام.

00:33:14.680 --> 00:33:17.156
‫بیلی. خوبی؟

00:33:17.180 --> 00:33:19.076
‫خوبم. خیلی ببخشید.

00:33:19.100 --> 00:33:21.520
‫گوشیم خاموش شد. باید بهت میگفتم.

00:33:22.060 --> 00:33:23.060
‫چیزی نیست.

00:33:24.060 --> 00:33:25.520
‫هانا، اون خاله‌مه

00:33:26.020 --> 00:33:27.586
‫آندریا خالهٔ منه.

00:33:27.610 --> 00:33:31.030
‫می‌دونم. متوجهم. عصبی نیستم.

00:33:37.120 --> 00:33:42.960
‫ولی... باید یه کاری کنم، بیلی.

00:33:43.540 --> 00:33:44.790
‫هیچی نگو.

00:33:46.040 --> 00:33:51.260
‫فقط... باید بهم اعتماد کنی، خب؟

00:33:51.840 --> 00:33:53.470
‫بهم اعتماد داری، بیلی؟

00:33:54.260 --> 00:33:55.890
‫آره، دارم.

00:34:02.270 --> 00:34:03.390
‫خیلی‌خب، خوبه.

00:34:06.690 --> 00:34:09.270
‫به سلامت برگرد اینجا.
‫و با گریدی مهربون باش.

00:34:31.000 --> 00:34:32.106
‫الو.

00:34:32.130 --> 00:34:34.590
‫باید زنگ بزنی به دوستمون توی ادارهٔ مارشال.

00:35:05.960 --> 00:35:07.596
‫خانم هال، می‌تونم کمک‌تون کنم؟

00:35:07.620 --> 00:35:08.920
‫میرم دستشویی.

00:35:29.020 --> 00:35:30.100
‫هی.

00:36:56.270 --> 00:36:57.690
‫شوخیت گرفته ناموسا؟

00:36:58.610 --> 00:37:00.030
‫باید منو ببری پیشش.

00:37:00.780 --> 00:37:01.780
‫چی؟

00:37:02.990 --> 00:37:04.660
‫باید با پدرت صحبت کنم.

00:37:04.842 --> 00:37:11.842
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.