﻿WEBVTT

00:01:00.516 --> 00:01:02.354
خيلي ممنون قربان

00:01:07.822 --> 00:01:10.460
خدا بهتون بركت بده
شما آقاي محترمي هستيد

00:01:10.536 --> 00:01:15.748
اميدوارم شب خوبي در پيش داشته
باشيد روز خوش قربان ممنون آقا

00:01:15.825 --> 00:01:21.316
آه ... پيمانه‌ي من لبريز شد
صورت زيباي شما از شرم سرخ‌ مباد

00:01:21.393 --> 00:01:24.381
قدرداني من پاياني ندارد

00:01:24.453 --> 00:01:32.833
اين منم، برده‌ي ناتوان و
بي‌مقدار شما ويليام شكسپير

00:01:35.902 --> 00:01:39.448
خوش به حال پاكدلان

00:01:46.583 --> 00:01:55.688
خوش به حال پاكدلان در
پناه خداوند بزرگ باشيد آقا

00:02:04.863 --> 00:02:07.366
مرد لب كج

00:02:08.096 --> 00:02:22.798
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:47.646 --> 00:02:50.316
از دو هفته پيش برنامه‌ريزي كرده بوديم

00:02:50.395 --> 00:02:53.941
قرار بود شام رو
بريم باشگاه من بله

00:02:54.015 --> 00:02:56.789
ايشون هم امروز صبح اين موضوع رو به من گفتن

00:02:56.867 --> 00:03:01.663
البته بعدش اون خانم خبرشون
كرد خانم؟ كدوم خانم؟

00:03:01.740 --> 00:03:05.175
... راستش اسمش رو نمي‌‌دونم
اما يه خانم خبرشون كرد

00:03:05.254 --> 00:03:08.373
!آقاي هولمز هم رفتن بيرون

00:03:08.453 --> 00:03:09.913
حالا كه اين طور شده، من هم از فرصت استفاده مي‌كنم

00:03:09.984 --> 00:03:14.634
و برنامه‌ي شبانه‌م رو زودتر
شروع مي‌كنم برم در رو باز كنم

00:03:14.715 --> 00:03:18.119
بفرماييد شايد يه سرنخ
( از هولمز ) باشه

00:03:28.703 --> 00:03:32.380
مزاحم دكتر نباشم نه
مزاحم نيستين، بفرمايين

00:03:32.461 --> 00:03:35.059
ايشون مرد مهربوني هستن

00:03:35.142 --> 00:03:37.952
خانم «ويتني» آمدن شما رو بيينن آقاي دكتر

00:03:41.021 --> 00:03:45.222
كِيت»!، غافلگيرم كردي»

00:03:45.301 --> 00:03:49.127
!«فكر نكنم از اين غافلگيري
خوشت بياد «جان ممنون خانم هادسن

00:03:49.198 --> 00:03:52.145
چاي ميل داري؟ خيلي لطف مي‌كني

00:03:52.224 --> 00:03:54.584
...بايد من رو ببخشي كه اين‌قدر تو دردسر مي‌ندازمت

00:03:54.659 --> 00:03:57.056
هيچ دردسري نيست، بفرماييد

00:03:57.131 --> 00:04:01.019
دستيارت گفت با آقاي هولمز
قرار داري تا با هم شام بخورين ...

00:04:01.097 --> 00:04:02.591
رفتي بودي مطب؟

00:04:02.662 --> 00:04:04.251
!درست بعد از اينكه شما از اونجا اومده بودي بيرون

00:04:04.333 --> 00:04:08.601
...خب همون‌طور كه مي‌بيني،
از آقاي هولمز هيچ اثري نيست

00:04:08.682 --> 00:04:12.087
در اين صورت من نبايد
با مشكلم مزاحمت بشم

00:04:12.162 --> 00:04:13.821
... آ ... اينكه هولمز بدون هيچ نشونه‌اي ناپديد بشه

00:04:13.902 --> 00:04:16.995
!يه موضوع عاديه
... واقعاً نگرانش نيستم

00:04:17.068 --> 00:04:22.697
فقط كنجكاو شدم كه كجاست حالا
شما بگو كه با من چه‌كار داشتي؟

00:04:22.772 --> 00:04:24.126
...اگه بيمار هستي

00:04:24.200 --> 00:04:26.488
لازم نبود اين همه راه تو لندن اين‌طرف اون‌طرف بري

00:04:26.565 --> 00:04:34.047
من مريض نيستم موضوع
«آيزا»‌ست ... خب اگه آيزا مريضه

00:04:34.118 --> 00:04:40.654
ميام خونه مي‌بينمش خونه نيست

00:04:40.726 --> 00:04:43.646
يعني اون هم بدون نشونه ناپديد شده؟

00:04:43.720 --> 00:04:46.294
حتماً مي‌توني حدس بزني موضوع چيه

00:04:46.365 --> 00:04:52.965
حدس مي‌زنم تو مصرف
مواد زياده‌روي كرده ترياك؟

00:04:53.044 --> 00:04:56.967
علت ترس منم همينه خب اون
كه قبلاً هم اين كار رو مي‌كرد

00:04:57.046 --> 00:05:00.035
... چي شده كه اين
دفعه وضعيت فرق كرده؟

00:05:02.231 --> 00:05:08.561
... راستش برنامه‌‌ي ترياك
كشيدنش معمولاً يك روزه تموم مي‌شه

00:05:08.632 --> 00:05:16.562
صبح از خونه مي‌ره بيرون و
غروب برمي‌گرده داغون و بي‌حال

00:05:16.635 --> 00:05:20.728
اين دفعه چطور؟ ... الان
چهل و هشت ساعت هست

00:05:20.810 --> 00:05:22.649
كه آيزا رو نديده‌م

00:05:25.821 --> 00:05:33.219
... اطلاع داري كه كجا
ممكنه باشه؟ ... يه محلي هست

00:05:33.302 --> 00:05:37.616
«اسمش رو گذاشتن «شمش
طلا «در محله‌ي «آپِر سواندام

00:05:37.686 --> 00:05:42.448
فكر مي‌كنم اونجا باشه اما
جرات ندارم خودم تنها برم

00:05:42.522 --> 00:05:45.163
آه ... نه، نه ...
هيچ خانم آبروداري

00:05:45.237 --> 00:05:48.607
تنهايي نبايد صد كيلومتري
اون محله‌ي بدنام هم بره...

00:05:48.680 --> 00:05:54.933
شما با من مياي؟ نه ... اما
نه! خودم تنها مي‌رم تو برو خونه

00:05:55.012 --> 00:05:57.757
... اگه شوهرت
همون‌جايي باشه كه گفتي

00:05:57.831 --> 00:06:00.646
... بهت قول مي‌دم تا دو ساعت
ديگه بفرستمش خونه پيشت

00:06:00.718 --> 00:06:03.182
... هر چند نمي‌دونم تو
چه وضعي ممكنه باشه

00:06:06.494 --> 00:06:09.032
چاي آقاي دكتر

00:06:11.158 --> 00:06:15.149
من رو ببخشيد خانم هادسن
من چاي نمي‌خورم بايد برم بيرون

00:06:15.229 --> 00:06:19.013
اما خانم ويتني چايشون رو
مي‌خورن ... اگه آقاي هولمز برگشتن

00:06:19.089 --> 00:06:23.892
بهشون چي بگم؟ !بگو
بدون نشونه ناپديد شدم

00:06:29.180 --> 00:06:31.328
محله‌ي آپر سواندام لطفاً

00:06:41.464 --> 00:06:43.575
بعضي‌وقت‌ها با خودم فكر مي‌كنم

00:06:43.656 --> 00:06:48.768
مردها واقعاً بزرگ مي‌شن يا نه؟

00:06:48.839 --> 00:06:51.378
به نظرم براي تمام عمر يه پسربچه باقي مي‌مو‌نن

00:06:53.642 --> 00:06:57.537
شما هم اين‌طور فكر مي‌كنين
خانم هادسن؟ نه خانم ويتني

00:06:57.608 --> 00:07:02.710
فكر نمي‌كنم !مطمئنم ...
هميشه هم انتظار دارن

00:07:02.791 --> 00:07:05.259
بعد از هر اشتباهشون
بيشتر دوستشون داشته باشيم

00:07:05.332 --> 00:07:07.657
البته كلي عرض كردم

00:08:43.103 --> 00:08:47.689
نه ممنون نيومدم بمونم
يكي از دوستانم اينجاست

00:08:51.665 --> 00:08:55.032
فقط مي‌خوام با آقاي آيزا ويتني صحبت كنم

00:09:54.466 --> 00:10:12.177
آيزا؟ خدايا واتسن ساعت چنده؟
يازده‌ست چه روزيه؟ جمعه نوزدهم

00:10:12.247 --> 00:10:19.446
فكر مي‌كردم چهارشنبه‌ست
امروز چهارشنبه‌ست

00:10:19.517 --> 00:10:27.478
تو مي‌خواي منو بترسوني ...
زنت دو روزه منتظره برگردي خونه

00:10:27.555 --> 00:10:34.573
دو روز؟ اشتباه مي‌كني
دست‌بالا يكي دو ساعت گذشته

00:10:34.652 --> 00:10:41.531
همه‌ش سه بست زدم
شايد چهار بست يادم نيست

00:10:45.927 --> 00:10:50.927
بيرون درشكه حاضره همين
الان بايد بري خونه بايد برم؟

00:10:51.006 --> 00:10:52.915
اگه براي دوستي‌مون ارزش قائلي

00:10:58.974 --> 00:11:04.255
كيت بيچاره بيا

00:11:06.455 --> 00:11:16.361
بايد پول بدم پول مدير اينجا
رو ندادم لازم نيست پولي بدي

00:11:16.441 --> 00:11:19.253
اونم پول نابودي خودت
رو من ترتيبش رو مي‌دم

00:11:19.328 --> 00:11:21.546
تو فقط از اين كثافت‌خونه برو بيرون

00:11:29.803 --> 00:11:40.619
بيا بريم !دستتو بكش !هولمز تو
اين آشغال‌دوني چيكار مي‌كني؟

00:11:40.692 --> 00:11:45.074
كار مي‌كنم بيرون
درشكه منتظرته؟ آره

00:11:45.146 --> 00:11:47.162
خواهش مي‌كنم رفيقت رو بفرست خونه

00:11:47.233 --> 00:11:51.124
اين‌قدر گيج هست كه فكر نكنم
! مشكل ديگه‌اي براي خودش كنه

00:11:51.200 --> 00:11:55.364
!پنج دقيقه ديگه
بيرون مي‌بينمت باشه

00:12:14.755 --> 00:12:16.701
اين رو بده به خانمِ خونه

00:12:31.702 --> 00:12:33.054
!هولمز

00:12:42.141 --> 00:12:45.960
!خودم هستم قربان واقعاً
تعجب كردم اونجا ديدمت

00:12:46.037 --> 00:12:47.875
حتماً فكر كردي ترياك كشيدن هم

00:12:47.950 --> 00:12:51.140
!به بقيه‌ي عادت‌هاي بد
من اضافه شده ... فقط گفتم

00:12:51.219 --> 00:12:54.038
از ديدنت اونجا تعجب كردم
منم از ديدن تو تعجب كردم

00:12:54.109 --> 00:12:58.379
دنبال يه دوست آمده بودم و
من دنبال يه دشمن بودم دشمن؟

00:12:58.458 --> 00:13:02.736
اگه اينجا من رو مي‌شناختن
زندگيم ديگه پشيزي ارزش نداشت

00:13:02.737 --> 00:13:06.980
!درشكه‌چي من درست وسط
يك تحقيق خيلي جالب هستم

00:13:07.050 --> 00:13:11.712
اميدوارم واقعاً ترياك نكشيده
باشي ... فقط اون‌قدري كشيدم كه

00:13:11.784 --> 00:13:13.693
بتونم خودم رو با بقيه هماهنگ كنم

00:13:13.767 --> 00:13:21.516
«بايد برم به سمت «لي» در
ايالت «كِنت تو هم مياي؟ البته

00:13:39.550 --> 00:13:45.044
!فكر كنم الان ديگه در امان
باشيم افسار رو مي‌گيري؟

00:13:45.116 --> 00:13:50.265
دقيقاً‌ كجا داريم مي‌ريم؟
«عمارت «سيدارز ويلاي قشنگيه

00:13:50.336 --> 00:13:53.491
نزديك منطقه‌ي لي در ايالت كنت

00:13:53.571 --> 00:13:56.418
... ممكنه بگي براي چي نصفه شبي بايد بريم

00:13:56.494 --> 00:13:57.881
منطقه‌ي لي در ايالت كنت؟

00:13:59.939 --> 00:14:02.681
... چون تو هم‌قطارِ مورد
اعتماد !و دوست وفادار من هستي

00:14:02.757 --> 00:14:04.251
من بهت نياز دارم

00:14:04.323 --> 00:14:05.782
موضوع رو تا جايي كه خودم فهميدم، برات توضيح مي‌دم

00:14:05.853 --> 00:14:10.133
...«چند سال پيش آقايي به نام
«نويل سنت‌كلر به منطقه‌ي لي آمد

00:14:11.420 --> 00:14:16.290
يك ويلاي بزرگ به اسم سيدارز
رو خريد و حدود يك سال بعد از اون

00:14:16.362 --> 00:14:19.421
با دختر يك كارحانه‌دار محلي ازدواج كرد

00:14:19.493 --> 00:14:24.430
اون‌ها الان دو تا بچه دارن
ظاهراً آقا در چند شركت سهام داره

00:14:24.504 --> 00:14:26.864
و هر روز صبح براي كار مي‌ره به لندن

00:14:26.939 --> 00:14:31.206
و با قطار پنج و چهارده دقيقه‌ي عصر برمي‌گرده

00:14:31.461 --> 00:14:35.423
آدمي هست كه عادت‌هاي
معقولي داره شوهر خوبي هست

00:14:35.498 --> 00:14:40.882
و يك پدر مهربان همه‌ي كساني
كه مي‌شناسنش ازش خوششون مياد

00:14:40.961 --> 00:14:44.395
... بدهي‌هاي ايشون تا جايي
كه ما تونستيم مشخص كنيم

00:14:44.476 --> 00:14:46.457
مبلغ هشتاد و هشت پوند و ده شيلينگ هست

00:14:46.528 --> 00:14:48.473
... در حاليكه مبلغ دويست و بيست پوند در

00:14:48.548 --> 00:14:49.828
- ... بستانكارِ حساب ايشون - در
بانكِ «كپيتال اند كاتنيز» موجود هست

00:14:51.364 --> 00:14:52.681
بنابراين دليلي وجود نداره كه تصور كنيم

00:14:52.757 --> 00:14:54.453
مشكلات مالي روي ذهن آقاي
سنت‌كلر سنگيني مي‌كرده

00:14:54.531 --> 00:15:00.335
توصيف قشنگي بود !واتسن تو
صدات حالتي از ترديد وجود داره

00:15:00.411 --> 00:15:03.328
كه نشون مي‌ده ارزشي براي
اين موضوع قائل نيستي

00:15:03.403 --> 00:15:05.384
... حدس مي‌زنم خانم سنت‌كلر آمده پيش شما

00:15:05.456 --> 00:15:08.584
و گفته كه شوهرش
ناپديد شده دقيقاً

00:15:08.658 --> 00:15:11.603
...خب اين موضوع در زندگي‌هاي
امروزي چيز زياد عجيبي نيست

00:15:11.683 --> 00:15:16.306
چي شده واتسن؟ ... من حس
تسليم تو رو در برابر بي‌اخلاقي

00:15:16.382 --> 00:15:18.148
در اين دنيا نديده مي‌گيرم و حرفم رو ادامه مي‌دم

00:15:18.225 --> 00:15:21.145
آ .. خواهش مي‌كنم
بفرماييد ... روز دوشنبه

00:15:21.217 --> 00:15:25.072
سنت‌كلر مثل هميشه رفت به
شهر ... قبل از رفتن ، قول مي‌ده

00:15:25.149 --> 00:15:28.520
... يه جعبه اسباب‌بازيِ
خانه‌سازي براي بچه‌ها بياره

00:15:28.596 --> 00:15:31.504
اسباب‌بازي خانه‌سازي؟
!اين رو يادت باشه واتسن

00:15:34.161 --> 00:15:36.178
به محض اينكه سنت كلر از خانه خارج مي‌شه

00:15:36.248 --> 00:15:38.015
خانم يك تلگرام دريافت مي‌كنه

00:15:38.092 --> 00:15:40.382
مبني بر اينكه بسته‌ي گران‌قيمتي كه سفارش داده بوده

00:15:40.459 --> 00:15:44.975
... رسيده و در دفتر شركت حمل
و نقل آبردين آماده‌ي تحويل هست

00:15:45.051 --> 00:15:48.937
خانم تصميم مي‌گيره بره به
شهر بسته رو تحويل بگيره

00:15:49.018 --> 00:15:52.388
ناهاري بخوره و كمي هم خريد كنه

00:15:57.786 --> 00:16:02.585
... برحسب اتفاق مسيرش
به كوچه‌ي آپر سواندام مي‌افته

00:16:02.658 --> 00:16:06.931
... همون محله‌ي كثيفي
كه امشب اونجا بوديم واتسن

00:16:07.006 --> 00:16:12.043
... و در همين محل بوده كه
اتفاق خيلي عجيبي رخ مي‌ده

00:16:58.677 --> 00:17:00.136
كمك كنين

00:17:12.941 --> 00:17:14.470
برين گمشين

00:17:21.640 --> 00:17:23.407
!نويل

00:17:32.774 --> 00:17:34.827
!نويل

00:17:40.116 --> 00:17:44.811
كجا داري مي‌ري؟ مي‌رم
طبقه‌ي بالا كسي بالا نيست

00:17:44.882 --> 00:17:49.718
شوهرم از طبقه‌ي بالا برام
دست تكون داد كسي بالا نيست

00:17:49.789 --> 00:17:53.887
من ديدمش من شوهر خودم
رو مي‌شناسم اينجا چيكار داره؟

00:17:53.965 --> 00:17:56.432
!كسي بالا نيست

00:18:00.122 --> 00:18:06.484
!نويل !برو پي كارت
انداختنش بيرون؟ همين‌طوره

00:18:06.559 --> 00:18:10.176
... مرد مالزيايي و ملوان
آسيايي كه مالك اون محل هم هست

00:18:10.247 --> 00:18:13.544
آدم سابقه‌داري هست يه جنايت‌كار
كه اون محل رو اداره مي‌كنه

00:18:13.622 --> 00:18:15.326
جنايت‌كار؟ با اين حال هنوز آزاده

00:18:15.396 --> 00:18:17.412
رودخونه پشت ساختمان قرار داره

00:18:17.483 --> 00:18:18.979
حتي يك دريچه‌ي مناسب هم كف اتاق وجود داره

00:18:19.050 --> 00:18:20.296
كه مي‌شه براي راحت شدن از شر جسد ازش استفاده كرد

00:18:20.372 --> 00:18:22.105
چرا پليس اين دو تا جنايت‌كار رو دستگير نكرده؟

00:18:22.181 --> 00:18:25.931
!پليس يه چلاق رو دستگير
كرده واتسن يه چلاق؟

00:18:26.010 --> 00:18:27.538
هنوز خيلي چيزها باقي مونده كه بهت بگم

00:18:27.609 --> 00:18:32.052
اما ديگه به سيدارز رسيديم ممنون

00:18:43.894 --> 00:18:49.558
آقاي هولمز؟ خبري
نداريد؟ خانم سنت‌كلر

00:18:49.634 --> 00:18:52.414
فكر مي‌كردم خواب باشين
... تو همچين وضعيتي

00:18:52.488 --> 00:18:55.538
نمي‌شه راحت خوابيد ايشون
دوست و همكار من دكتر واتسن هستن

00:18:55.618 --> 00:18:58.749
لطف كردن و قبول كردن كه
به من در اين ماجرا كمك كنن

00:18:58.820 --> 00:19:01.596
آقاي هولمز خيلي از شما
صحبت كردن خانم سنت‌كلر

00:19:01.672 --> 00:19:05.073
من به خودم اجازه دادم و از طرف شما
دكتر رو دعوت كردم امشب اينجا بمونن

00:19:05.328 --> 00:19:08.590
من هم به خودم اجازه دادم يه
شام مختصر براي شما آماده كنم

00:19:13.085 --> 00:19:15.518
آقاي دكتر لطفاً بنشينيد
جاي من امكان نداره

00:19:15.591 --> 00:19:19.102
... واتسن! خانم سنت‌كلر
انسان سرسختي هستن

00:19:19.175 --> 00:19:25.922
رد كردن تعارفشون خيلي راحت
نيست ممنون حالا جناب شرلوك هولمز

00:19:25.995 --> 00:19:27.867
قبل از اينكه چيزي بخوريم

00:19:27.942 --> 00:19:29.995
مي‌خوام يكي دو سوال بي‌پرده ازتون بپرسم

00:19:30.066 --> 00:19:34.377
و انتظار دارم شما هم بدون
پرده‌پوشي جواب بدين حتماً‌ خانم

00:19:34.450 --> 00:19:38.412
... آيا شما در ته قلب‌تون فكر
مي‌كنيد نويل هنوز زنده‌ باشه؟

00:19:40.851 --> 00:19:43.807
خواهش مي‌كنم رك صحبت
كنيد من دچار هيستري نيستم

00:19:43.878 --> 00:19:45.824
فوري هم غش نمي‌كنم

00:19:48.541 --> 00:19:55.490
پس رك حرف مي‌زنم فكر
نمي‌كنم فكر مي‌كنيد مرده؟ بله

00:19:55.569 --> 00:20:01.864
كشته شده؟ من اين رو نگفتم ممكنه

00:20:01.936 --> 00:20:05.241
فكر مي‌كنيد اين اتفاق
چه روزي افتاده؟ دوشنبه

00:20:05.313 --> 00:20:06.807
... پس خواهش مي‌كنم براي من توضيح بدين

00:20:06.878 --> 00:20:11.394
... چطور ممكنه من امروز، جمعه،
يه نامه ازش دريافت كرده باشم؟

00:20:32.834 --> 00:20:38.877
حالا، خانم سنت‌كلر ممكنه
لطفي در حق من انجام بدين؟

00:20:38.957 --> 00:20:41.838
با كمال ميل ... من
ماجرا رو تا وقتي شما رو

00:20:41.915 --> 00:20:44.967
... از ساختمان بيرون كردن
براي دكتر واتسن تعريف كردم

00:20:45.046 --> 00:20:48.311
... ممكن هست شما براي
ما بفرمايين بعدش چه شد؟

00:20:48.387 --> 00:20:52.483
براي اطلاع دكتر
واتسن؟ و براي اطلاع من

00:20:52.563 --> 00:20:54.222
من هم بايد بعضي چيزها رو دوباره بررسي كنم

00:20:54.301 --> 00:20:58.888
شايد متوجه نكته‌اي بشم
!البته اگه خيلي خسته نيستين

00:20:58.964 --> 00:21:03.513
اختيار داريد همون‌طور
كه حتماً تصور كرديد

00:21:03.591 --> 00:21:04.943
... وقتي من رو به زور از

00:21:05.017 --> 00:21:09.217
اون ساختمان بيرون كردن،
كوتاه نيومدم رفتم دنبال كمك پليس

00:21:09.299 --> 00:21:13.566
دو پاسبان و يك بازرس؟
بِِرَداستريت بِِرَداستريت

00:21:13.647 --> 00:21:17.188
بعد برگشتين به ساختمان؟
بله ... زمان بين اين

00:21:17.266 --> 00:21:20.317
دو ماجرا چقدر بود؟
... حدود بيست دقيقه

00:21:23.807 --> 00:21:28.608
وقتي برگشتيم در باز بود در
حاليكه من مطمئنم كه ملوان آسيايي

00:21:28.679 --> 00:21:31.003
وقتي من رو بيرون كردن، در رو بست

00:21:34.940 --> 00:21:38.622
بايد اتاق‌هاي طبقه‌ي بالا
رو ببينم كسي اونجا نيست

00:21:38.701 --> 00:21:41.265
اگه كسي بالا نيست پس
نگاه كردن من هم مشكلي نداره

00:21:41.344 --> 00:21:42.803
شما همينجا بمونين

00:21:49.486 --> 00:21:52.607
تو اين اتاق ديدمش

00:21:57.174 --> 00:22:00.925
... بازم بهتون مي‌گم
كسي اينجا نيست

00:22:01.002 --> 00:22:03.054
مي‌شه اون اتاق رو ببينيم؟

00:22:14.677 --> 00:22:17.415
از اين آدم نترسين خانم سنت‌كلر

00:22:17.703 --> 00:22:22.146
ايشون دوست قديمي
مامورهاي ماست مي‌دوني بازرس

00:22:22.227 --> 00:22:28.907
همون‌طور كه «گيلبرت» گفته
زندگي پليس‌ها زندگي شادي نيست

00:22:28.977 --> 00:22:34.887
آقاي «بون» يه گداي
حرفه‌اي هست نه! من گدا نيستم

00:22:34.960 --> 00:22:42.536
من يه كاسبِ باآ‌برو هستم
اين آدم اينجا زندگي مي‌كنه؟ بله

00:22:42.616 --> 00:22:47.240
تو كه گفتي كسي اينجا
نيست گدا كه كسي نيست خانم

00:22:47.312 --> 00:22:49.887
گمان مي‌كنيد اگر ما را زخمي كنيد خوني نمي‌ريزد؟

00:22:49.959 --> 00:22:53.990
شكسپير بود آقاي بون اين يكي
رو مي‌شناسم قبلاً بهم گفته بودي

00:22:57.646 --> 00:22:59.307
بازرس؟

00:23:02.414 --> 00:23:05.118
اينجا رودخانه‌ي تِيمز هست خانم سنت‌كلر

00:23:05.196 --> 00:23:11.387
يه پنجره‌ي بزرگ هم
هست خانم سنت‌كلر

00:23:11.458 --> 00:23:13.890
وجود پنجره و رودخانه در نزديكي هم

00:23:13.966 --> 00:23:18.200
لزوماً دليلي بر وقوع قتل نيست

00:23:24.195 --> 00:23:27.180
ظرف يك ساعت گذشته
شما اينجا بودين؟ بله

00:23:27.256 --> 00:23:28.538
كس ديگه‌اي هم اينجا بوده؟

00:23:28.614 --> 00:23:32.504
بدبختانه نه! من چون ابري در آسمان تنها بودم

00:23:32.581 --> 00:23:34.798
(تِنيسون؟ (شاعر انگليسي قرن نوزده

00:23:34.876 --> 00:23:37.473
وردزورث(شاعر قرن هجدهم) بازرس

00:23:58.642 --> 00:24:03.471
همينجا ايستاده بود من ديدمش

00:24:03.545 --> 00:24:05.207
... خانم سنت‌كلر، مدركي وجود نداره

00:24:05.287 --> 00:24:07.754
كه ثابت كنه ايشون اينجا بوده

00:24:17.360 --> 00:24:22.849
اسبا‌ب‌بازي خانه‌سازي همين طوره

00:24:22.929 --> 00:24:24.802
وقتي شوهرم امروز صبح از خونه مي‌رفت بيرون

00:24:24.876 --> 00:24:26.893
... آخرين چيزي كه به من گفت اين بود كه

00:24:26.964 --> 00:24:30.151
مي‌خواد براي تولد دخترمون
يه اسباب‌بازي خونه‌سازي براش بخره

00:24:30.268 --> 00:24:35.693
فهميدم اين اسباب‌بازي
رو شما خريدين؟

00:24:35.767 --> 00:24:37.948
حتماً يه نفر اينجا جا گذاشته

00:24:52.051 --> 00:24:57.854
اينا هم لباس‌هاي
شوهرم هستن مطمئنين؟

00:24:57.930 --> 00:25:01.713
مي‌خوايد اونا رو با جزييات كامل براتون توصيف كنم؟

00:25:01.826 --> 00:25:03.973
اسم خياط شوهرم «اسماد» هست

00:25:04.054 --> 00:25:06.485
اگه بخوايد مي‌تونيد برچسب اسمش رو ببينيد

00:25:11.604 --> 00:25:15.456
... اون موقع بود كه بازرس
بِِرَداستريت داستان من رو باور كرد

00:25:15.536 --> 00:25:18.385
ايشون و افرادش ساختمان
رو كامل جستجو كردن

00:25:18.457 --> 00:25:22.597
... روي لبه‌ي پنجره
رد خون پيدا كردن

00:25:22.668 --> 00:25:25.480
ملوان آسيايي، مرد اهل مالزي و بون رو تفتيش بدني كردن

00:25:25.558 --> 00:25:35.156
اما چيزي پيدا نكردن پالتوي
شوهرم هم پيدا نشد خب پالتو؟

00:25:35.229 --> 00:25:40.934
يكي از لباس‌ها
توضيحي براش پيدا نشد

00:25:41.005 --> 00:25:43.922
البته تا وقتي كه جزر اتفاق افتاد

00:26:01.048 --> 00:26:07.445
خيلي سنگينه قربان با
يه چيزي سنگينش كردن

00:26:18.235 --> 00:26:20.109
چهارصد و بيست و يك سكه‌ي يك پنسي

00:26:20.183 --> 00:26:21.986
و دويست و هفتاد سكه‌ي نيم پنسي

00:26:22.062 --> 00:26:26.713
در تمام جيب‌هاي پالتو جا داده شده بودن

00:26:26.793 --> 00:26:30.093
چه نتيجه‌اي مي‌گيري واتسن؟

00:26:32.639 --> 00:26:35.734
راحت حرفتون رو بزنيد دكتر
واتسن ... من از هفته‌ي پيش تا الان

00:26:35.806 --> 00:26:41.718
تمام احتمالات رو در نظر
گرفتم ... به احتمال زياد بونِ گدا

00:26:41.790 --> 00:26:43.144
جنايت رو انجام داده

00:26:43.218 --> 00:26:47.101
كس ديگه‌اي به اون اندازه سكه دسترسي نداشته

00:26:48.018 --> 00:26:51.113
پليس هم همين نظر رو داشت
اون‌ها بون رو بازداشت كردن

00:26:51.185 --> 00:26:54.626
... و اون الان در
كلانتري خيابان «بو» هست

00:26:54.698 --> 00:26:57.096
با وجود اين حرف‌ها شوهر من هنوز زنده‌ست

00:27:03.121 --> 00:27:09.584
حالا خانم سنت‌كلر اجازه بدين
اهميت اين نامه رو مشخص كنيم

00:27:09.661 --> 00:27:15.538
اجازه مي‌دين براي دكتر واتسن
بخونمش؟ با كمال ميل ممنون

00:27:15.611 --> 00:27:19.746
عزيزترينم، وحشت نكن
اشتباه بزرگي رخ داده است

00:27:19.820 --> 00:27:25.793
... كه رفع آن ممكن است مدتي
وقت بگيرد بردبار باش ... نويل

00:27:25.873 --> 00:27:28.934
با مداد نوشته شده ... روي
صفحه‌ي سفيد اول كتابي

00:27:29.006 --> 00:27:31.189
در قطع رحلي ...
نقشي در خمير كاغذ نيست

00:27:31.267 --> 00:27:34.980
در‌«گِرِيوز‌ اِند» پست شده، اون‌هم توسط
كسي كه انگشت شستش كثيف بوده

00:27:35.060 --> 00:27:39.021
اين دست‌خط شوهر شما
نيست؟ نه خود نامه چطور؟

00:27:39.097 --> 00:27:42.918
بدون شك خط خودشه هميشه
وقتي عجله داره اين‌طوري مي‌نويسه

00:27:42.994 --> 00:27:49.870
هر كس در پاكت نامه‌رو چسبونده
اين كار رو خيلي بد انجام داده

00:27:49.951 --> 00:27:52.133
اون موقع حتماً ‌داشته تنباكو مي‌جويده

00:27:52.214 --> 00:27:55.690
البته اين يه نكته‌ي جزيي و بي‌اهميت هست

00:27:55.762 --> 00:28:00.176
اما هيچ چيزي به اندازه‌ي همين جزييات اهميت نداره

00:28:03.729 --> 00:28:09.018
خانم سنت‌كلر همراه
نامه چيزي بود؟

00:28:15.527 --> 00:28:17.957
انگشتري كه مهر اسمش روي اون هست

00:28:24.084 --> 00:28:27.104
خانم سنت‌كلر شوهرتون
در مورد ساختمان شمش طلا

00:28:27.182 --> 00:28:30.584
در آپر سواندام چيزي
گفته بود؟ هيچ‌وقت

00:28:30.660 --> 00:28:36.949
... فكر مي‌كنم دكتر واتسن
مي‌خوان سوالي ازتون بپرسن

00:28:37.028 --> 00:28:41.580
البته پرسيدن اين سوال
خيلي مشكله خانم سنت‌كلر

00:28:41.656 --> 00:28:43.945
... اما هيچ‌وقت در شوهرتون نشانه‌اي از

00:28:44.022 --> 00:28:47.083
مصرف ترياك ديده بودين؟

00:28:52.269 --> 00:28:57.101
اون هميشه به نظر طبيعي
مياد ... البته بايد اعتراف كنم

00:28:57.175 --> 00:28:58.800
من نشانه‌هاي مصرف ترياك رو نمي‌شناسم

00:28:58.880 --> 00:29:03.913
ممكنه بگيد اون‌ها چي هستن؟
خب، بي‌حوصلگي بي‌حال بودن

00:29:03.992 --> 00:29:07.328
عدم توانايي در تمركز
و بي‌علاقگي مفرط

00:29:07.403 --> 00:29:13.174
... دكتر واتسن متخصص
موارد اعتياد مهار نشده هستن

00:29:13.250 --> 00:29:19.786
شوهرم معتاد به ترياك نبود
«بهتره بگم معتاد به ترياك «نيست

00:29:24.035 --> 00:29:29.392
آقاي هولمز مي‌دونم كه به
نظر شما شوهر من زنده نيست

00:29:29.464 --> 00:29:31.016
... كاملاً متوجه هستم كه

00:29:31.097 --> 00:29:34.744
اون نامه ممكنه دوشنبه نوشته
شده باشه و امروز پستش كرده باشن

00:29:34.821 --> 00:29:39.377
... متوجه هستم كه در شرايط
موجود ... تنها نتيجه‌گيري منطقي

00:29:39.450 --> 00:29:43.020
اين هست كه اون كشته شده
اما در عين‌حال من مي‌دونم

00:29:43.103 --> 00:29:49.702
كه اون زنده‌ست بين ما حس
همدلي نيرومندي وجود داره

00:29:49.784 --> 00:29:53.153
اگه بالايي سرش اومده بود من حس مي‌كردم

00:29:57.716 --> 00:30:00.148
خواهش مي‌كنم كمكم كنيد پيداش كنم

00:30:40.652 --> 00:30:43.642
واتسن، اگه نويل
سنت‌كلر زنده و سالم هست

00:30:43.713 --> 00:30:46.671
چرا برنمي‌گرده به خونه‌ش و
حقيقت ماجرا رو روشن نمي‌كنه؟

00:30:46.741 --> 00:30:50.070
به احتمال زياد علتش اينه كه
زنده نيست بله، اما اون نامه چيه؟

00:30:50.151 --> 00:30:51.575
ممكنه هر زماني نوشته شده باشه

00:30:51.648 --> 00:30:53.380
ممكن هست موقع نوشتنش احساس خطر مي‌كرده

00:30:53.457 --> 00:30:56.692
حتي ممكنه يه جعل ماهرانه
باشه اون انگشتر چطور؟

00:30:56.762 --> 00:30:58.114
ممكنه راحت از دستش درآورده باشن

00:30:58.187 --> 00:31:05.877
به‌خصوص اگه قرباني
زنده نباشه درسته

00:31:05.948 --> 00:31:10.079
... بر فرض كه نويل
سنت‌كلر ... مرده باشه

00:31:10.157 --> 00:31:14.953
كي مرگ رو به چشم ديده؟ واضحه
كه كشته شده توسط چه كسي؟

00:31:15.028 --> 00:31:16.796
!پليس فكر مي‌كنه همون يارو بون كشته باشدش

00:31:16.874 --> 00:31:22.502
دليلي هم براي مخالفت با
اين نظر وجود نداره ... به‌جز

00:31:22.579 --> 00:31:29.223
به جز چي؟ گفتي اون يارو
چلاقه؟ بله معلوليتش چقدره؟

00:31:29.296 --> 00:31:32.839
فقط يه‌كم مي‌لنگه خب
من به تجربه متوجه شده‌م

00:31:33.225 --> 00:31:38.542
در اغلب موارد ضعف يك عضو
باعث تقويت بقيه‌ي اعضا مي‌شه

00:31:40.742 --> 00:31:47.515
قانع نشدي؟ اين آدم
يه گداي حرفه‌اي هست

00:31:47.595 --> 00:31:51.659
تو مركز شهر همه مي‌شناسنش
همه ازش خوششون مياد

00:31:51.737 --> 00:31:56.776
خود من بارها ديد‌مش استعداد
فوق‌العاده‌اي در حاضرجوابي داره

00:31:56.852 --> 00:32:01.263
كه باعث مي‌شه مشتري‌ها
خوششون بياد به نظر آدم بي‌آزاري مياد

00:32:01.339 --> 00:32:04.210
اگه اين‌طوره پس چرا پليس به‌جاي اون
ملوان آسيايي، اين رو بازداشت كرده؟

00:32:04.540 --> 00:32:07.914
... اين همون سوالي هست كه من
از بازرس بِِرَداستريت پرسيدم

00:32:14.457 --> 00:32:17.853
مشخصه كه جنايت و از دست جسد
خلاص شدن در يك زمان انجام شده

00:32:17.936 --> 00:32:22.906
بون بدون شك قاتله اين‌ها
لباس‌هاي نويل سنت‌كلر هستن؟

00:32:25.626 --> 00:32:30.941
چرا به ملوان آسيايي مظنون نشدين؟

00:32:31.019 --> 00:32:33.807
چون خانم سنت‌كلر شوهرش رو
... در پنجره‌ي طبقه‌ي بالا مي‌بينه

00:32:33.908 --> 00:32:35.438
كه ظاهراً در حال درگيري با كسي بوده

00:32:35.508 --> 00:32:40.688
ايشون از در طبقه‌ي پايين وارد ساختمان
مي‌شه و با ملوان آسيايي روبرو مي‌شه

00:32:40.900 --> 00:32:43.849
اگه بخوايم دقيق‌تر موضوع رو بررسي كنيم

00:32:43.963 --> 00:32:47.534
وقتي ملوان آسيايي و همدستش
در حال بيرون كردن خانم سنت‌كلر بودن

00:32:47.650 --> 00:32:49.418
درگيري در طبقه‌ي بالا ادامه داشته

00:32:49.495 --> 00:32:53.243
و همون‌طور كه الان مي‌دونيم
منجر به مرگ نويل سنت‌كلر شده

00:32:53.321 --> 00:32:56.798
هديه‌ي تولد بيست و يك سالگي
اين آدم سليقه‌ي جالبي داره

00:32:56.872 --> 00:33:01.035
خط و خشي نداره انگيزه‌ي
كشتن سنت‌كلر چي بوده؟

00:33:01.116 --> 00:33:03.618
اين موضوع هنوز مشخص نشده

00:33:08.005 --> 00:33:13.943
ردي از ترياك وجود نداره؟
ممكنه دليلش سرقت بوده نه، نه

00:33:14.024 --> 00:33:17.463
كيف سنت‌كلر توي جيبش
بود پول داخلش دست نخورده

00:33:20.914 --> 00:33:24.840
وجود سكه‌هاي توي جيب پالتو رو چطور توجيه مي‌كني؟

00:33:27.422 --> 00:33:30.576
راستش نمي‌تونم جواب درستي به اين سوال بدم

00:33:30.657 --> 00:33:36.430
بذار من سعي خودم رو
بكنم بون سنت‌كلر رو مي‌كشه

00:33:36.502 --> 00:33:38.304
لباس‌هاي اون رو در مياره

00:33:38.380 --> 00:33:42.864
به اين اميد كه لباس‌ها و محتوياتشون رو صاحب بشه

00:33:42.938 --> 00:33:48.563
جسد رو بلند مي‌كنه اون
رو در اتاق جابجا مي‌كنه

00:33:48.644 --> 00:33:50.554
تا از پنجره به بيرون پرتاب كنه

00:33:50.628 --> 00:33:54.727
دليل وجود خون روي لبه‌ي پنجره همينه

00:33:55.185 --> 00:33:56.882
... جسد رو پرت مي‌كنه توي رودخانه

00:33:56.959 --> 00:33:59.593
كه توسط جريان آب به داخل كشيده مي‌شه

00:33:59.675 --> 00:34:01.441
... در حال انجام همين كارها بوده كه

00:34:01.519 --> 00:34:03.049
صداي درگيري پايين پله‌ها رو مي‌شنوه

00:34:03.120 --> 00:34:05.301
خانم سنت‌كلر مي‌خواد از پله‌ها بياد بالا

00:34:05.381 --> 00:34:08.884
بايد سريع تصميم بگيره و
از شر لباس‌ها خلاص بشه

00:34:13.384 --> 00:34:17.243
از پالتو شروع مي‌كنه
... سريع متوجه مي‌شه

00:34:17.314 --> 00:34:23.192
كه لباس روي آب مي‌مونه و
پايين نمي‌ره جالا چه‌كار بايد بكنه؟

00:34:23.264 --> 00:34:26.565
سريع به طرف ديگه‌ي اتاق مي‌ره
به طرف همون راهروي مخفي

00:34:26.641 --> 00:34:29.593
جايي‌كه درآمد گدايي روزانه‌ش رو نگه مي‌داره

00:34:29.911 --> 00:34:34.357
هر قدر سكه مي‌تونه برمي‌داره
و مي‌ريزه داخل جيب‌هاي پالتو

00:34:34.434 --> 00:34:37.531
و پرتش مي‌كنه داخل رودخانه

00:34:37.601 --> 00:34:40.196
احتمالاً‌ مي‌خواسته با بقيه‌ي لباس‌ها هم همين كار رو بكنه

00:34:40.558 --> 00:34:43.583
اما شما و افرادت سر مي‌رسين

00:34:43.655 --> 00:34:46.121
براي همين بقيه‌ي لباس‌ها رو پشت پرده مخفي مي‌كنه

00:34:46.542 --> 00:34:47.964
به اين اميد كه كسي متوجه اون‌ها نشه

00:34:48.037 --> 00:34:49.593
البته اگه به خاطر اصرار خانم سنت‌كلر نبود

00:34:49.673 --> 00:34:51.690
كسي متوجه اون‌ها نمي‌شد

00:34:51.761 --> 00:34:56.174
... بارزس! من نمي‌تونم باور كنم در توطئه‌اي كه در

00:34:56.250 --> 00:34:57.638
اون شيره‌كش خانه‌ اتفاق افتاده

00:34:57.710 --> 00:35:03.092
ملوان آسيايي به نحوي دخالت نداشته باشه

00:35:03.488 --> 00:35:07.615
من عقيده دارم كه اون هم حتماً
بايد همون‌روز بازداشت مي‌شد

00:35:07.697 --> 00:35:16.597
همين الان دو نفر رو مي‌فرستم
سراغش !نه بازرس اگه اجازه بدين

00:35:16.675 --> 00:35:21.300
من مي‌خوام يك نقشه‌ي جايگزين بهتون پيشنهاد بدم

00:35:21.370 --> 00:35:23.624
خواهش مي‌كنم بفرماييد

00:35:23.702 --> 00:35:27.348
بگذاريد من از اين شيره‌كش
خانه بازديد كنم البته مخفيانه

00:35:27.425 --> 00:35:31.529
با قيافه‌ي مبدل
شايد چيزهايي بفهمم

00:35:33.932 --> 00:35:37.852
حالا چي فهميدي؟ هيچ

00:35:40.891 --> 00:35:42.589
!هيچ

00:35:50.911 --> 00:35:57.270
...تا جايي‌كه من فهميدم،
همه‌ تا الان حقيقت رو گفتن ...

00:36:02.219 --> 00:36:08.900
هنوز نتونستم يك ديد كامل از اين ماجرا پيدا كنم

00:36:08.970 --> 00:36:17.033
تو چيزي مي‌بيني واتسن؟
چيزي نمي‌بينم اما زني رو مي‌بينم

00:36:17.111 --> 00:36:19.401
كه با وجود همه‌ي مدارك عيني موجود

00:36:19.478 --> 00:36:23.195
هنوز باور داره كه شوهرش
زنده‌ست و خود تو گفتي كه خيلي وقت‌ها

00:36:23.270 --> 00:36:24.800
احساس قلبي يك زن

00:36:24.870 --> 00:36:28.859
ممكنه از نتيجه‌گيري‌هاي يك
استدلال‌گر تحليلي با‌ارزش‌تر باشه

00:36:28.976 --> 00:36:37.350
بله اما اگه اون هنوز زنده‌ست

00:36:39.694 --> 00:36:48.349
الان كجاست؟ نمي‌دونم
اما يه خواهش خيلي مهم دارم

00:36:48.426 --> 00:36:53.464
الان ساعت از چهار صبح گذشته
اجازه مي‌دي من بخوابم؟ حتماً

00:36:53.541 --> 00:36:55.559
ممنون

00:38:53.999 --> 00:38:59.489
واتسن واتسن

00:39:05.968 --> 00:39:12.745
ساعت چنده؟ آفتاب بالا اومده
يعني من فقط دو ساعت خوابيده‌م

00:39:12.821 --> 00:39:17.965
ممكنه به من لطف كني و ببيني
مي‌توني از خواب صرفنظر كني؟

00:39:18.040 --> 00:39:22.691
حتماً دليل خيلي خوبي داري
آمادگي يه سواري رو داري؟ حتماً

00:39:22.774 --> 00:39:24.231
اما بايد اين‌قدر زود بريم؟

00:39:24.303 --> 00:39:26.035
يه نظريه‌ي كوچولو دارم و
مي‌خوام بررسيش كنم

00:39:26.113 --> 00:39:29.306
زندگي كسي در خطره؟ البته كه نه

00:39:29.384 --> 00:39:31.954
امكان داره اين نظريه رو يه‌كم ديرتر بررسي كنيم؟

00:39:32.481 --> 00:39:37.801
پنج دقيقه ديگه پايين
پله‌ها مي‌بينمت پنج دقيقه

00:39:44.032 --> 00:39:45.942
زودباش نلسون

00:39:54.679 --> 00:39:58.014
تو توانايي خوبي براي ساكت موندن داري واتسن

00:39:58.089 --> 00:40:01.386
براي همين هم‌صحبت بي‌نظيري هستي

00:40:03.655 --> 00:40:07.233
واتسن، تو الان در كنار يكي
از كودن‌ترين اهالي اروپا ايستادي

00:40:07.414 --> 00:40:08.623
داري اغراق مي‌كني هولمز

00:40:08.699 --> 00:40:11.549
حقش هست كه يك نفر من رو با اردنگي
از اينجا پرتاب كنه به ايستگاه چرينگ كراسِ لندن

00:40:11.622 --> 00:40:15.478
... اين موقع من رو بيدار كردي
كليد معما رو پيدا كردم واتسن

00:40:15.555 --> 00:40:17.252
همين‌جاست ... تو اين ساك

00:40:25.576 --> 00:40:28.426
صبح‌به‌خير آقايان
واتسن ... بايد اعتراف كنم

00:40:28.498 --> 00:40:30.715
انگار مثل يه موش كور، نابينا بودم

00:40:30.795 --> 00:40:33.808
اما اينكه آدم ديرتر به حقيقت برسه، بهتر
از اينه كه هيچ‌وقت چيزي ازش نفهمه

00:40:33.997 --> 00:40:37.022
بِِرَداستريت

00:40:40.294 --> 00:40:44.120
بِِرَداستريت من مي‌خوام
اون گدا رو ببينم ... بون

00:40:44.191 --> 00:40:47.006
الان تو سلولشه آقاي
هولمز باهاش چه‌كار دارين؟

00:40:47.080 --> 00:40:49.753
خيلي علاقه دارم
ببينمش احتمالاً خوابه

00:40:49.827 --> 00:40:51.381
خيلي از مردم الان خواب هستن آقاي هولمز

00:40:51.462 --> 00:40:54.448
خيله‌خب، آقاي هولمز، دكتر
واتسن از اين طرف لطفاً

00:40:54.523 --> 00:40:57.373
مي‌تونين كيف رو همين‌جا بگذاريد
آقاي هولمز بايد همراهم باشه

00:40:57.448 --> 00:41:04.116
كليد معما داخلشه آدم
خيلي كثيفيه كثافت خالص

00:41:04.198 --> 00:41:05.929
اجازه نداد تميزش كنيم

00:41:06.008 --> 00:41:09.448
مي‌گه شست‌و‌شو مقاومت انسان رو كم مي‌كنه

00:41:14.427 --> 00:41:16.680
خوابه

00:41:19.159 --> 00:41:23.536
مي‌بيني چه لعبتيه؟ بازرس
ممكنه به من لطف كني

00:41:23.612 --> 00:41:25.629
و در رو خيلي آروم باز كني؟

00:43:22.783 --> 00:43:27.224
... آقايان ... معرفي
مي‌كنم آقاي نويل سنت‌كلر

00:43:27.306 --> 00:43:37.735
ساكن منطقه‌ي لي از ايالت
كنت !خدايا حقيقت داره

00:43:37.813 --> 00:43:42.986
خواهش مي‌كنم بفرماييد اتهام من چيه؟

00:43:43.068 --> 00:43:48.106
... اتهام شما سربه‌نيست
كردن آقاي نويل سنت‌كلر هست

00:43:48.181 --> 00:43:53.118
!يعني سربه‌نيست كردن خودم؟

00:43:53.192 --> 00:43:56.039
بيست و هفت ساله كه به پليس خدمت مي‌كنم

00:43:56.115 --> 00:43:58.653
در تمام اين مدت همچين چيزي نديدم

00:43:58.724 --> 00:44:02.757
... اما چون واضحه كه جرمي اتفاق نيفتاده

00:44:02.935 --> 00:44:10.124
پس بازداشت من غيرقانونيه
قدرت من برابر قدرت ده نفر است

00:44:10.206 --> 00:44:17.754
چون در قلبم ناپاكي نيست (آلفرد
لا تِنيسن (شاعر قرن نوزدهم

00:44:24.158 --> 00:44:32.014
... شما به همسرتون دروغ گفتين
آقاي سنت‌كلر اين ناپاكي نيست؟

00:45:23.727 --> 00:45:28.276
جهت اطلاع مي‌گم ... من آماده
بودم دوران حبس رو بگذرونم

00:45:28.354 --> 00:45:30.371
حتي آماده‌ي اعدام شدن بودم

00:45:30.442 --> 00:45:32.459
... اگه در عوض اين راز حقير، براي همسر و

00:45:32.529 --> 00:45:41.955
فرزندانم آشكار نمي‌شد الان
همه‌چيز آشكار شده آقاي سنت‌كلر

00:45:42.027 --> 00:45:48.703
پس هر چه بادا باد پدرم در
«چسترفيلد» مدير مدرسه بود

00:45:48.779 --> 00:45:56.144
من هم خوب تحصيل كردم
سفر كردم، تئاتر كار كردم

00:45:56.224 --> 00:46:00.148
و بالاخره در يكي از روزنامه‌هاي لندن
به‌عنوان خبرنگار استخدام شدم

00:46:00.573 --> 00:46:04.192
يك روز سردبير تصميم گرفت
... سلسله مقالاتي در مورد گدايي

00:46:04.261 --> 00:46:09.686
در لندن چاپ كنه و من داوطلب ...
شدم كه اون مقالات را تهيه كنم

00:46:09.794 --> 00:46:16.329
پس تبديل شدي به يه گدا؟ بله
و تجربياتي كه در تئاتر داشتي

00:46:16.404 --> 00:46:26.378
حتماً‌ خيلي بهت كمك كرده
بله دقيقاً صورتم رو رنگ كردم

00:46:26.461 --> 00:46:29.760
... و براي اينكه ظاهرم رو تا حد ممكن قابل‌ترحم بكنم

00:46:29.836 --> 00:46:32.956
جاي زخم جانانه‌اي روي صورتم درست كردم

00:46:33.037 --> 00:46:37.199
گوشه‌ي لبم رو هم به كمك نوار
چسب باريكي به رنگ پوست، پيچاندم

00:46:37.489 --> 00:46:39.045
... بعد يك كلاه‌گيس مشكي و

00:46:39.127 --> 00:46:44.651
لباسي مناسب پوشيدم و در محلي
در شلوغ‌ترين جاي شهر مستقر شدم

00:46:44.762 --> 00:46:51.185
در ظاهر به عنون كبريت فروش
ولي ... بله! در اصل گدا بودم

00:46:52.731 --> 00:46:55.538
كارت رو خوب انجام دادي؟ بله

00:46:55.617 --> 00:47:00.096
در يك‌روز، بيست و شش شيلينگ
و چهار پِنس درآمد داشتم

00:47:00.141 --> 00:47:03.544
مقاله‌ها رو براي روزنامه
نوشتم سردبير خيلي راضي بود

00:47:03.621 --> 00:47:06.291
من هم موضوع رو فراموش كردم

00:47:06.369 --> 00:47:10.637
تا اينكه يك روز سفته‌ي دوستي
رو پشت‌نويسي كردم

00:47:10.823 --> 00:47:14.333
كه به موجب اون بايد بيست و پنج پوند
در عوض بدهي دوستم پرداخت مي‌كردم

00:47:14.405 --> 00:47:21.155
هر چه فكر كردم به جايي نرسيدم
كه اين پول رو چطور تهيه كنم

00:47:21.226 --> 00:47:24.772
تا اينكه يك‌دفعه فكري به ذهنم رسيد

00:47:24.845 --> 00:47:28.807
از رييسم دو هفته مرخصي گرفتم

00:47:28.882 --> 00:47:35.276
و تمام اون مدت رو در شهر گدايي كردم

00:47:35.353 --> 00:47:41.226
ظرف ده روز پول رو تهيه كرده بودم
و مي‌تونستم قرض رو پرداخت كنم

00:47:41.755 --> 00:47:44.911
اين‌طور بود كه در دام افتادم

00:47:44.991 --> 00:47:49.441
اون موقع از كار در روزنامه
چقدر درآمد داشتي؟ هفته‌اي دو پوند

00:47:49.514 --> 00:47:52.431
از درآمد گدايي خيلي كمتره بله

00:47:52.506 --> 00:47:57.225
در چند سال اخير به‌طور متوسط
سالي حدود هفت‌صد پوند درآمد داشته‌م

00:47:57.344 --> 00:48:01.061
اما جرم من گناهي شرافتمندانه‌ست
آروم باش بِرَداستريت

00:48:01.136 --> 00:48:05.969
... به نظر من مي‌شه گفت آقاي
سنت‌كلر يك گداي معمولي نيست

00:48:06.042 --> 00:48:10.315
... مردم انتظار ندارن يك گدا
... تمام مدت از آثار شكسپير

00:48:10.390 --> 00:48:14.871
چارلز ديكنز كتاب مقدس و
ترانه‌هاي محبوب نقل‌ِقول كنه

00:48:14.947 --> 00:48:18.697
نجيب‌زاده‌اي بين گدايان

00:48:18.776 --> 00:48:22.382
درست نيست كه من در مورد اين
موضوع ادعايي داشته باشم

00:48:22.464 --> 00:48:25.584
اما همون‌طور كه بازرس به درستي شاهد بودن

00:48:25.664 --> 00:48:27.609
من درآمدي در حد يك انسان محترم داشتم

00:48:27.684 --> 00:48:29.759
پس بايد مثل يك انسان محترم زندگي مي‌كردم

00:48:29.840 --> 00:48:36.376
يه خونه‌ي بزرگ در كنت خريدم
و با يك خانم محترم ازدواج كردم

00:48:36.834 --> 00:48:41.209
هر روز صبح براي كار به لندن مي‌آمدم

00:48:41.600 --> 00:48:45.390
بايد همون‌موقع با ملوان آسيايي آشنا شده باشي

00:48:45.671 --> 00:48:49.457
بله، براي اجاره‌ي اتاق‌هاي طبقه‌ي بالاي
ساختمانش پول خوبي بهش مي‌دادم

00:48:49.534 --> 00:48:54.392
رازم پيش اون محفوظ
بود افتاده بودم بين دزدها

00:48:54.473 --> 00:48:57.108
اما يه جورايي آبرو كسب كردم

00:48:57.189 --> 00:49:03.011
مي‌دونيد، هر روز صبح در لباس
يك گداي كثيف بيرون مي‌اومدم

00:49:03.139 --> 00:49:08.038
... و هر روز عصر تبديل
مي‌شدم به يك آقاي محترم

00:49:08.114 --> 00:49:14.855
از دوشنبه بگو كار
روزانه‌م رو تمام كرده بودم

00:49:14.933 --> 00:49:18.615
و داشتم در اتاقم توي طبقه‌ي بالاي
شيره‌كش‌خانه، لباس عوض مي‌كردم

00:49:18.794 --> 00:49:25.571
اتفاقي از پنجره بيرون رو نگاه
كردم ... و با كمال تعجب و وحشت

00:49:25.650 --> 00:49:27.975
ديدم همسرم توي خيابان ايستاده

00:49:28.050 --> 00:49:34.554
و داره مستقيم من
رو نگاه مي‌كنه !نويل

00:49:34.626 --> 00:49:39.464
به‌سرعت رفتم و ملوان رو
پيدا كردم نبايد بذاري بياد بالا

00:49:39.534 --> 00:49:42.557
بهش مي‌گم كسي بالا نيست
ممكنه بره و با پليس برگرده

00:49:42.629 --> 00:49:44.467
به اونا هم مي‌گم كسي بالا نيست

00:49:44.543 --> 00:49:48.612
تا اون موقع آقاي بون اين
بالاست آقاي بون ساكن اينجاست

00:49:48.684 --> 00:49:56.327
حق داره اينجا باشه !نويل
پس دوباره تبديل شدم به بونِ گدا

00:49:56.650 --> 00:50:00.195
بعد به فكرم رسيد كه ممكنه بخوان اتاق رو بگردن

00:50:00.269 --> 00:50:02.738
و وجود اون لباس‌ها من رو لو بده

00:50:02.811 --> 00:50:04.399
پس پالتو رو برداشتم و انداختم توي آب

00:50:04.481 --> 00:50:09.859
قبلش با سكه‌هاي درآمدم سنگينش كرده بودم

00:50:14.397 --> 00:50:16.544
مي‌خواستم بقيه‌ي لباس‌ها رو هم بندازم پايين

00:50:16.624 --> 00:50:21.492
اما در همون موقع افراد پليس رسيدن

00:50:23.548 --> 00:50:27.712
بقيه‌ي ماجرا رو هم كه خودتون مي‌دونيد

00:50:27.792 --> 00:50:31.268
روي لبه‌ي پنجره رد خون پيدا كرديم

00:50:31.342 --> 00:50:37.735
... وقتي با عجله مي‌خواستم
پنجره رو باز كنم دستم زخمي شد

00:50:37.814 --> 00:50:43.934
فقط يه خراش كوچكه ... گمان
مي‌كنيد اگر ما را زخمي كنيد

00:50:44.006 --> 00:50:45.631
اين‌طور بود كه من رو بازداشت كردن

00:50:45.711 --> 00:50:49.461
به اتهام به قتل رسوندن خودم

00:50:49.541 --> 00:50:52.387
و اين‌طور بود كه باعث نگراني شديد همسرت شدي

00:50:52.462 --> 00:50:54.086
اما من براش نامه نوشته بودم

00:50:54.166 --> 00:50:56.943
نامه رو دادي به
ملوان كه پست كنه؟ بله

00:50:57.019 --> 00:50:59.767
نامه (همون موقع ) ارسال نشد
تازه ديروز به دست همسرت رسيده

00:50:59.838 --> 00:51:05.149
...به احتمال زياد نامه رو داده
به يكي از مشتري‌هاي دريانوردش

00:51:05.230 --> 00:51:06.856
... به‌خاطر عذابي كه باعث شدم

00:51:06.937 --> 00:51:08.880
همسرم تحمل كنه، هيچ‌وقت خودم رو نمي‌بخشم

00:51:10.624 --> 00:51:13.755
حالا مي‌تونم برم پيشش؟
بايد يك شرط ما رو قبول كني

00:51:13.825 --> 00:51:21.889
آقاي سنت‌كلر هر چي باشه
ديگه نبايد تبديل به بون بشي

00:51:21.966 --> 00:51:27.383
به تمام مقدساتي كه انسان
بهشون باور داره قسم مي‌خورم

00:52:03.651 --> 00:52:06.913
خدانگهدار بونِ عزيز

00:52:06.991 --> 00:52:12.555
باشد تا پرواز فرشتگان
مرا ‌سوي آرامگاهت رهنمون سازد

00:52:12.742 --> 00:52:14.291
ويليام شكسپير

00:53:14.890 --> 00:53:28.890
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.