﻿WEBVTT

00:00:01.010 --> 00:00:13.010
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:14.764 --> 00:00:18.018
<i>نکته عجیب دیگر در مورد این زندان...</i>

00:00:18.018 --> 00:00:20.645
<i>‫ این بود که فقط یه دیوار میله‌ای داشت </i>

00:00:20.645 --> 00:00:21.813
‫نگهبان!

00:00:21.813 --> 00:00:24.065
<i>‫هر وقتی زندانی‌ای می‌خواست فرار کنه،</i>

00:00:24.065 --> 00:00:28.403
<i>‫نگهبان‌ها میله‌ها رو جلوش میذاشتن تا سعیش رو بکنه</i>

00:00:32.991 --> 00:00:35.577
‫خیلی‌خب رفیق،
‫رضایت میدی؟

00:00:35.577 --> 00:00:37.912
‫آره، بهتر شدم،
‫ممنون بچه‌ها

00:00:37.912 --> 00:00:39.789
‫آره، آره

00:00:39.789 --> 00:00:42.500
‫لعنتی، می‌خواستیم بریم استراحت

00:00:42.500 --> 00:00:43.793
‫منظورم اینه، ما خواب نمی‌خواییم؟

00:00:43.793 --> 00:00:46.921
‫اگرچه جدا از این واقعیت که ما نگهبانیم...

00:00:46.921 --> 00:00:50.633
‫ولی در واقع،
‫ما زندانی...

00:00:50.633 --> 00:00:52.093
‫ذهن خودمون هستیم

00:00:52.093 --> 00:00:56.222
‫اوه پسر،
‫پشمام!

00:00:56.222 --> 00:00:59.726
<i>‫اینجا بود که زندانیه
‫72301</i>

00:00:59.726 --> 00:01:01.686
<i>‫فهمید چجوری فرار کنه</i>

00:01:01.686 --> 00:01:03.897
‫نگهبان، میله‌ها!

00:01:03.897 --> 00:01:06.858
‫وگرنه چنان جمله پشم‌ریزونی میگم

00:01:06.858 --> 00:01:08.109
‫که مغز هر کی اینجاست بپاشه رو زمین

00:01:08.109 --> 00:01:11.571
‫واو، داداش بیخیال،
‫اینجا رو به خاک و خون نکش

00:01:11.571 --> 00:01:13.823
‫آوردمش

00:01:13.823 --> 00:01:18.244
‫تو...
‫سرتو بزار اینجا

00:01:18.244 --> 00:01:20.080
‫فقط چیزی نگی..

00:01:20.080 --> 00:01:22.999
‫نگاهم به زندگی عوض بشه، باشه؟

00:01:22.999 --> 00:01:24.834
‫من بچه دارم!

00:01:24.834 --> 00:01:27.212
‫می‌دونی همیشه چی ذهنمو مشغول می‌کرده،

00:01:27.212 --> 00:01:31.132
‫اینکه مشکل جامعه‌‎ـمون کجاست، هان؟

00:01:31.132 --> 00:01:35.136
‫اوه پسر،
‫عجب جمله سنگینی

00:01:36.096 --> 00:01:39.974
‫آزادید،
‫دیگه میله‌ای وجود نداره که جلوی شما رو بگیره

00:01:39.974 --> 00:01:44.145
‫آره پسرها،آره! آره!
‫یوهو!

00:01:44.145 --> 00:01:46.815
‫کجا رفتش؟
‫کجا رفتش؟

00:01:59.327 --> 00:02:03.915
<i>‫ از طرفی، بعضی آدم‎ها قربانی تولد اجباری هست... </i>

00:02:03.915 --> 00:02:05.667
<i>‫ همشون </i>

00:02:17.595 --> 00:02:21.516
<i>‫  و بعضی روزها، کل زندگی‌تون مثل برق از جلوی چشم‌تون رد میشه </i>

00:02:21.516 --> 00:02:25.436
<i>‫ از همون روز اولی که به دنیا اومدید </i>

00:02:25.436 --> 00:02:28.898
‫یه زور دیگه بزنید خانوم،
‫پسره!

00:02:28.898 --> 00:02:30.984
‫اوه خدایا!

00:02:30.984 --> 00:02:32.777
‫چی؟
‫اوه، نه

00:02:32.777 --> 00:02:34.112
‫این دیگه چیه؟

00:02:34.112 --> 00:02:37.574
‫متاسفم خانوم،
‫یه خوک کثیفه

00:02:41.119 --> 00:02:44.122
<i>‫ ولی بعضی تصادفات اتفاقات بدتری هستن... </i>

00:02:44.122 --> 00:02:46.958
<i>‫ وقتیکه قربانی سزاوارش نیست </i>

00:02:46.958 --> 00:02:50.962
‫آقا؟
‫آقای لِم صدامو می‌شنوید؟

00:02:50.962 --> 00:02:53.131
‫اوه، کجام؟

00:02:53.131 --> 00:02:54.966
‫من کی هستم؟

00:02:54.966 --> 00:02:56.509
‫اسمتون نیل لِم‌ـه

00:02:56.509 --> 00:02:58.720
‫موقع رانندگی تصادف کردید

00:02:58.720 --> 00:03:01.389
‫و یه زن بدون سینه‌بند رو خط عابر پیاده‌ بود.

00:03:01.389 --> 00:03:03.641
‫حواستون از جاده پرت شد تا به سینه‌های زنه زل بزنید

00:03:03.641 --> 00:03:06.895
‫- خب.
‫- تونستید کنترل کنید و زدید به یه سگه

00:03:06.895 --> 00:03:08.271
‫-اوه!
‫- و صاحبش

00:03:08.271 --> 00:03:10.148
‫- اوه، خدای من.
‫- و بچه‌اش

00:03:10.148 --> 00:03:12.025
‫- اوه!
‫- و دوستاشون

00:03:12.025 --> 00:03:13.568
‫- اوه-
‫- و همستر کوچیک‌ـشون

00:03:13.568 --> 00:03:17.155
‫ولی به طرز معجزه‌آسایی تونستیم...

00:03:17.155 --> 00:03:18.907
‫فقط همستر رو نجات بدیم

00:03:18.907 --> 00:03:20.742
‫من داشتم... چشم‌چرونی میکردم؟

00:03:20.742 --> 00:03:24.287
‫بازم جای شُکرش باقیه که تونستید ماشین رو برگردونید به جاده

00:03:24.287 --> 00:03:26.080
‫- خدا رو شکر
‫- و بزنید تو دل اتوبوس مدرسه

00:03:26.080 --> 00:03:28.124
‫-اوه!
‫- هیچکدوم از بچه‌ها زنده نموندن

00:03:28.124 --> 00:03:29.417
‫پدر و مادرشون داغون شدن

00:03:29.417 --> 00:03:31.336
‫قابل توجیه بود که خیلیاشون اسلحه بخرن...

00:03:31.336 --> 00:03:34.172
‫- اوه!
‫... و بریزن تو شهر و به همدیگه تیراندازی کنن

00:03:34.172 --> 00:03:36.382
‫من نمیدونم کی هستم،
‫ولی من ، ولی من...

00:03:36.382 --> 00:03:39.260
‫ولی مطمئنم که چشمم رو میخ نکردم رو سینه یه دختر

00:03:39.260 --> 00:03:42.472
‫یه زن، زن،
‫میخواد شما رو ببینه

00:03:42.472 --> 00:03:45.350
‫- منو ببینه، چرا؟
‫- حداقل کاریه که میتونید بکنید

00:03:45.350 --> 00:03:48.269
‫منظورم اینه، به نظر میاد شما ازش خیلی خوشتون اومده

00:03:48.269 --> 00:03:49.729
‫اینجور فکر کردیم که شاید ملاقات شما دو تا

00:03:49.729 --> 00:03:51.648
‫تو این شرایط غم‌انگیز

00:03:51.648 --> 00:03:54.108
‫بتونه رابطه شما رو به یه داستان عاشقانه باورنکردنی تبدیل کنه

00:03:54.108 --> 00:03:55.652
‫که میتونه به بهبود هر دوی شما کمک نه

00:03:55.652 --> 00:03:57.362
‫میتونه یه داستان عاشقانه شگفت‌انگیز بشه

00:03:57.362 --> 00:04:00.073
‫اوه. من... مشکلی ندارم

00:04:00.073 --> 00:04:02.158
‫ظاهرم خوبه؟

00:04:02.158 --> 00:04:03.952
‫البته. لایلا!

00:04:03.952 --> 00:04:05.286
‫بیا تو عزیزم!

00:04:05.286 --> 00:04:07.538
‫صبر کن، تصادف کِی اتفاق افتاده؟

00:04:07.538 --> 00:04:09.249
‫تقریبا" سه ساعت پیش

00:04:09.249 --> 00:04:11.209
‫- چرا پرسیدی؟
‫- آخه اون...

00:04:11.209 --> 00:04:13.086
‫- پیرتر از منه
‫- ببخشید...

00:04:13.086 --> 00:04:14.212
‫- به سلیقه‌ات نمیخوره؟
‫- نه

00:04:14.212 --> 00:04:15.171
‫منظورم...
‫منظورم این نبود

00:04:15.171 --> 00:04:18.800
‫اون واقعا" الان آسیب‌پذیره

00:04:18.800 --> 00:04:21.803
‫مُرد.
‫امیدوارم الان خوشحال باشی

00:04:30.937 --> 00:04:33.106
‫آقا؟
‫آقای لِم؟

00:04:33.106 --> 00:04:34.983
‫صدامو می‌شنوید؟

00:04:34.983 --> 00:04:36.734
‫چه اتفاقی افتاده؟

00:04:36.734 --> 00:04:38.653
‫شما حرف‌های زشتی به یه خانم گفتید

00:04:38.653 --> 00:04:40.363
‫و رسانه‌ها خبرش رو همه جا منتشر کردن

00:04:40.363 --> 00:04:42.657
‫تو کل ایالت شورش شد

00:04:42.657 --> 00:04:44.325
‫در حال حاضر کل کشور درگیر آشوبه

00:04:44.325 --> 00:04:45.618
‫ولی قبل از اینکه همه چیز از کنترل خارج بشه

00:04:45.618 --> 00:04:47.704
‫پلیس برای حفظ صلح اقدام کرد...

00:04:47.704 --> 00:04:49.706
‫- خدا رو شکر
‫-... به این معنا که هزاران نفر...

00:04:49.706 --> 00:04:52.333
‫شهروند بی‌گناه با شلیک گلوله کُشته شدن

00:04:52.333 --> 00:04:55.378
‫- وحشتناکه.
‫- برای نژاد انسان کافی بود

00:04:55.378 --> 00:04:58.423
‫تا قیام کنند و دولت‌هایی که بهشون ظلم کرده بودن رو سرنگون کنند

00:04:58.423 --> 00:04:59.716
‫- اوه
‫- در پی ضعف دولت ما

00:04:59.716 --> 00:05:00.000
‫کره شمالی اولین بمب اتمی رو پرتاب کرد

00:05:01.718 --> 00:05:03.553
‫- اوه!
‫- ولی بعد از تلافی ما...

00:05:03.553 --> 00:05:05.722
‫ایران، روسیه، چین،
‫ژاپن، هند

00:05:05.722 --> 00:05:07.682
‫و برزیل هر چی داشتن رو فرستادن هوا

00:05:07.682 --> 00:05:09.684
‫اکثر جمعیت کره زمین کشته شدن

00:05:09.684 --> 00:05:14.314
‫از بازماندگان ۹۰ درصد جهش یافته شدن

00:05:14.314 --> 00:05:15.898
‫تنها چیزی که کل دنیا رو اون هم نظرن

00:05:15.898 --> 00:05:19.319
‫اینه که همه اینا تقصیر شماست و باید تقاصش رو پس بدین

00:05:22.572 --> 00:05:25.241
‫آقای لِم؟ صدامو می‌شنوید؟

00:05:25.241 --> 00:05:27.535
‫من کجام؟
‫چه اتفاقی افتاده؟

00:05:27.535 --> 00:05:29.412
‫- جهش یافته‌ها اعتقاد دارن شما خداشون هستید
‫- چی؟

00:05:29.412 --> 00:05:30.830
‫... اینجور فرص میکنن که این نقشه بزرگ شما

00:05:30.830 --> 00:05:33.833
‫برای بازسازی تمدن بشریت بوده تا نژاد اونا بر ما برتری پیدا کنه

00:05:33.833 --> 00:05:34.667
‫اوه. اوه

00:05:34.667 --> 00:05:37.545
‫ولی ما موجودات عادی بهتون التماس می‌کنیم در کنار ما بمونید

00:05:37.545 --> 00:05:39.297
‫اعلام بیعت با مقاومت کنید!

00:05:39.297 --> 00:05:41.424
‫زیر پرچم ما میایید؟

00:05:41.424 --> 00:05:44.260
‫قسم میخورم دیگه هیچوقت چشم‌چرونی نکنم

00:05:44.260 --> 00:05:45.303
‫اون داستانو فراموش کنید!

00:05:45.303 --> 00:05:46.763
‫شما تنها مَرد بارور هستید که باقی مونده

00:05:46.763 --> 00:05:48.473
‫- به شما برای ازدیاد نسل احتیاج داریم
‫- چی؟

00:05:48.473 --> 00:05:49.849
‫بیا.
‫یه کم اسپرم به ما بدین

00:05:49.849 --> 00:05:51.142
‫زود، عجله کن

00:05:51.142 --> 00:05:52.518
‫- بپاش روم
‫- باشه

00:05:52.518 --> 00:05:55.521
‫چیزی مثل مجله لختی ندارین؟

00:05:55.521 --> 00:05:57.023
‫به حد کافی چشم‌ـتون سیر نشده؟

00:05:57.023 --> 00:05:59.400
‫- ما روش استخراج پزشکی داریم
‫- نه، نه، نه

00:06:06.074 --> 00:06:08.159
‫سلام؟

00:06:08.159 --> 00:06:09.452
‫آقای لِم، بیدار شدین

00:06:09.452 --> 00:06:13.039
‫عالیه، همه چی به روال عادی برگشته،
‫آزادید که برید

00:06:13.039 --> 00:06:15.291
‫ولی چشم‌چرونی؟

00:06:15.291 --> 00:06:17.043
‫معلوم شد اون یه شوخی بوده

00:06:17.043 --> 00:06:20.129
‫شما کاملا" حالتون خوبه،
‫راه خروج اونجاست

00:06:26.427 --> 00:06:30.264
‫این بدترین شوخی‌ای بوده که من جزوی ازش بودم

00:06:30.264 --> 00:06:31.724
‫و تو اردوگاه‌ها بودم

00:06:33.393 --> 00:06:35.144
‫نگهبان!

00:06:36.187 --> 00:06:39.690
<i>‫ تنها راه فرار از زندان واقعیت </i>

00:06:39.690 --> 00:06:44.404
<i>‫ اینه که زندگی دروغینی برای خود بسازی که تو اون خود واقعییت نیستی </i>

00:06:44.404 --> 00:06:47.365
<i>‫  شما آدم دیگه‌ای بودین که اینکارا رو انجام داده </i>

00:06:47.365 --> 00:06:49.700
<i>‫  در دفتر خاطرات داستان‌های تخلیلی‌اش </i>

00:06:49.700 --> 00:06:53.955
<i>‫  یه شاعر احساساتی ، بازنده و تنهاست </i>

00:06:53.955 --> 00:06:58.960
‫نه، بزازش کنار!
‫لطفا" شعر نه!

00:07:00.670 --> 00:07:03.005
‫کجا رفتش؟
‫کجا رفتش؟

00:07:03.005 --> 00:07:05.675
<i>‫ جرقه‌های زندگی باعث شد افسر دِیل... </i>

00:07:05.675 --> 00:07:08.928
<i>‫ اولین نا‌امیدی زندگیش رو به یاد بیاره </i>

00:07:08.928 --> 00:07:10.638
<i>‫  زمانی که ۶ سال داشت </i>

00:07:10.638 --> 00:07:14.684
<i>‫  آرزوی توله سگی داشت ولی پدر و مادرش آلرژی داشتن </i>

00:07:14.684 --> 00:07:16.018
<i>‫  برای خوشحال کردنش </i>

00:07:16.018 --> 00:07:19.313
<i>‫  خب به جاش، مادربزرگش رو آوردن </i>

00:07:19.313 --> 00:07:21.023
<i>‫ و دِیل حقه‌هایی رو به اون یاد داد </i>

00:07:21.023 --> 00:07:24.402
<i>‫  به مامان‌بزرگ یاد داد تا بشینه و برای داروهاش التماس کنه </i>

00:07:24.402 --> 00:07:29.031
<i>‫  - بتونه بلرزونه </i>
‫- بیا مامان‌بزرگ،
‫آفرین مامان‌بزرگ!

00:07:29.031 --> 00:07:31.909
<i>‫  ... بتونه دیسک پلاستیکی رو لای دندوناش بگیره </i>

00:07:31.909 --> 00:07:35.246
<i>‫ وقتیکه رو قالیچه خرابکاری کرد، </i>
<i>‫ اون بینیش رو زمین مالید </i>

00:07:35.246 --> 00:07:39.208
<i>‫ تا وقتیکه که خرابکاریش تر و تمیز بشه </i>

00:07:39.208 --> 00:07:42.628
<i>‫ اما وقتیکه دِیل مامان‌بزرگ رو برای درمان پیش دامپزشک برد </i>

00:07:42.628 --> 00:07:44.297
<i>‫ فهمیدن که بیماری جرب (گر) داره </i>

00:07:44.297 --> 00:07:49.510
<i>‫ و برای خلاصی از عذاب باید کارشو تموم کنن </i>

00:07:50.678 --> 00:07:53.639
<i>‫ هفته‌ها بعد وقتیکه رفیقش یه سگ سه پا داشت، </i>

00:07:53.639 --> 00:07:57.810
<i>‫ دِیل حسودیش میشد که چرا فقط یه پای سگ داره </i>

00:07:57.810 --> 00:08:02.607
<i>‫  اون تمام روز با خودش ور میرفت، </i>
<i>‫  واسه خودش عشق و حال میکرد </i>

00:08:02.607 --> 00:08:06.319
<i>‫  حتی یه چند تا نیمچه انگشت هم به دنیا آورد... </i>

00:08:06.319 --> 00:08:10.907
<i>‫  تا روزی که بهش یه چرخ زد </i>

00:08:10.907 --> 00:08:13.326
<i>‫  پزشک‌ها مجبور به قطع عضو تمام اعضای بدنش شدن </i>

00:08:13.326 --> 00:08:15.828
<i>‫  و به جاش چوب گذاشتن </i>

00:08:15.828 --> 00:08:18.706
<i>‫  سگ‌های دیگه "جوراب" رو با چوب اشتباه میگرفتن، </i>

00:08:18.706 --> 00:08:23.002
<i>‫  آخرشم به بیماری هاری مبتلا شد و وحشی‌بازی درآورد </i>

00:08:23.002 --> 00:08:26.631
<i>‫  مشاهده چنین قتل‌عامی به دِیل اراده قوی‌ای داد </i>

00:08:26.631 --> 00:08:28.591
<i>‫  تا سرنوشت خودشو بسازه </i>

00:08:28.591 --> 00:08:32.595
<i>‫ اما به طرز غم انگیزی، اصرار به خلق دنیایی جدید </i>

00:08:32.595 --> 00:08:36.933
<i>‫  می‌تونه حتی یه انسان عادی رو به شاعر تبدیل کنه </i>

00:08:36.933 --> 00:08:41.020
‫پرتوهای خورشید بر روی شاخه‌ها می‌خزد،

00:08:41.020 --> 00:08:44.357
‫تحسین نبوغ شاعر...

00:08:44.357 --> 00:08:47.735
‫نه، خیلی مسخره‌ست

00:08:47.735 --> 00:08:54.367
‫سنجاب از ترس شاعر از شاخه درخت بالا میرود

00:08:54.367 --> 00:08:56.369
‫نه، نه، نه

00:08:59.038 --> 00:09:00.373
‫شناختم!
‫خودشه!

00:09:00.373 --> 00:09:02.542
‫آقا، لارمه که خیلی سریع با ما بیایید

00:09:02.542 --> 00:09:05.086
‫- ببخشید؟ من متوجه نشدم...
‫- نه، ما شعرهاتون رو نیاز داریم

00:09:05.086 --> 00:09:07.088
‫اینا تنها چیزی هستن که میتونن دنیا رو نجات بدن

00:09:07.088 --> 00:09:08.798
‫شعرهاتون واقعا" خیلی مهمن

00:09:08.798 --> 00:09:10.466
‫- هستش؟
‫- کاملا"

00:09:10.466 --> 00:09:12.802
‫دنیا به شعرهاتون در حال حاضر نیاز داره

00:09:12.802 --> 00:09:15.137
‫- واقعا"؟
‫- بله، و نکته جالبش اینه که

00:09:15.137 --> 00:09:17.056
‫ما اصلا" باهاتون شوخی نمی‌کنیم

00:09:17.056 --> 00:09:19.225
‫دولت شخصا" از شما درخواست کرده،

00:09:19.225 --> 00:09:22.019
‫بهترین شاعر زمین،
‫بیاد شعرهای فوق‌العاده‌اش که خسته‌کننده‌، پر از ایراد

00:09:22.019 --> 00:09:23.980
‫ابتدایی ، تهی، خودشیفته،

00:09:23.980 --> 00:09:26.274
‫و بی‌معنی نیست رو برامون بخونه

00:09:26.274 --> 00:09:28.025
‫زود باش، راه بیفت!

00:09:28.025 --> 00:09:31.112
‫اوه خدای من، این خارق‌العاده‌ست

00:09:31.112 --> 00:09:33.739
‫میدونم، این خارق‌العاده‌ست،
‫شما شاعر فوق‌العاده‌ای هستین

00:09:33.739 --> 00:09:36.742
‫همیشه یه حس امیدواری داشتم که این اتفاق میفته

00:09:36.742 --> 00:09:38.661
‫الان اتفاق افتاده،
‫راه بیفت

00:09:38.661 --> 00:09:40.580
‫این واقعا" الهام بخشه

00:09:40.580 --> 00:09:42.873
‫صبر کن.
‫باید اینو بنویسم

00:09:42.873 --> 00:09:44.375
‫- ولی ما بهتون نیاز داریم
‫- صبر کن

00:09:44.375 --> 00:09:47.962
‫کلمات به آرومی دارن میان ولی
‫مهم اینه که دارن میان!

00:09:47.962 --> 00:09:49.839
‫آقا، ما وقت نداریم

00:09:49.839 --> 00:09:52.758
‫میدونید، شما الان تو حریم شخصی من هستید

00:09:52.758 --> 00:09:54.552
‫و جلوی الهام گرفتن منو گرفتید؟

00:09:54.552 --> 00:09:56.095
‫مطمئن نیستم که اینو شنیده باشید،

00:09:56.095 --> 00:09:59.348
‫ولی اخیرا" توسط ارتش من به عنوان یه شاعر مهم

00:09:59.348 --> 00:10:00.000
‫تایید شدم

00:10:01.934 --> 00:10:03.811
‫پس احتمالا" بتونم شما رو اخراج کنم

00:10:03.811 --> 00:10:06.439
‫نه آقا، خواهش میکنم.
‫به این شغل نیاز دارم

00:10:06.439 --> 00:10:08.524
‫- من ۵۲ تا بچه دارم
‫- خب، الان میدونی

00:10:08.524 --> 00:10:10.359
‫بعضی چیزها هست
‫که از سکس

00:10:10.359 --> 00:10:14.238
‫با یه لشکر زنان احمق خوشگل مهمتره

00:10:14.238 --> 00:10:16.657
‫واقعا" امروز درس مهمی بهم دادی

00:10:16.657 --> 00:10:17.908
‫چجوری به این درجه از ذکاوت رسیدی؟

00:10:17.908 --> 00:10:19.535
‫من عمر زیادی رو به تنهایی گذروندم

00:10:19.535 --> 00:10:23.581
‫به چیزهایی حکیمانه‎ای فکر کردم،
‫حکیمانه...

00:10:23.581 --> 00:10:26.459
‫اوه، چقدر باحال

00:10:26.459 --> 00:10:27.752
‫به هر حال، بهتره ما بریم

00:10:27.752 --> 00:10:29.962
‫- دنیا به شما نیاز داره و بقیه داستان
‫- آره، درسته

00:10:29.962 --> 00:10:33.090
‫- شعرم هنوز تموم نشده
‫- ولی آقا، دنیا!

00:10:33.090 --> 00:10:37.053
‫میخوام به شرایط لطیف روحی‎ام احترام بزارید

00:10:43.351 --> 00:10:47.313
<i>‫  و این همون روزی بود که اون مرد هیچوقت یادش نیومد </i>

00:10:47.313 --> 00:10:50.608
<i>‫ نباید رو زمین چشم‌چرونی کنه </i>

00:10:52.000 --> 00:11:04.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:11:04.024 --> 00:11:17.924
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.