﻿WEBVTT

00:00:01.700 --> 00:00:03.975
<c.red>دهه 1930</c>

00:00:04.200 --> 00:00:06.575
<c.red>ظهور ژانرهاي مهم سينماي آمريكا</c>

00:00:06.700 --> 00:00:08.975
<c.red>و دوران درخشان سينماي اروپا</c>

00:00:09.500 --> 00:00:11.975
در اين فصل ما به سراغ اساتيد فيلمسازي
جهان

00:00:12.000 --> 00:00:14.090
هوارد هاكز و آلفرد هيچكاك خواهيم رفت

00:00:14.326 --> 00:00:16.681
و سپس به سراغ سينماي شاعرانه و زيباي فرانسه

00:00:16.681 --> 00:00:18.315
در دهه 30 خواهيم رفت

00:00:21.082 --> 00:00:23.540
كشور آمريكا : اواخر دهه 1920

00:00:23.565 --> 00:00:25.770
دنيا به سرعت در حال تغيير بود

00:00:26.740 --> 00:00:28.365
وال استريت سقوط كرده و دچار ركود شده بود

00:00:28.669 --> 00:00:34.135
بحران اقتصادي  شديدي همه جا را فراگرفته بود
 و تا 12 بعد سال ادامه داشت

00:00:34.872 --> 00:00:38.062
فيلم ها در اواخر دهه 20 به طور كامل دگرگون شده بودند

00:00:38.441 --> 00:00:40.890
صدا در سينما غوغايي به پا كرده بود

00:00:41.046 --> 00:00:47.052
فيلم هاي ناطق 10 ميليون بليط بيشتر از
فيلم هاي صامت در طول سال مي فروختند

00:00:47.057 --> 00:00:48.750
صدا پول ساز شده بود

00:00:48.900 --> 00:00:50.694
به همين خاطر سالن هاي سينمايي مثل
اين سينما

00:00:50.694 --> 00:00:55.714
پالاس تياتر در ميدان تايم در نيويورك
مجبور به مجهز كردن خود با سيستم صوتي شدند

00:00:58.375 --> 00:01:02.656
فيلمسازي نيز با آمدن صدا متحول شد
و فيلمساز ها راه هاي جديدي براي ساخت فيلم پيش رو خود مي ديدند

00:01:06.871 --> 00:01:10.227
البته استفاده از لوكيشين هاي واقعي بسيار سخت بود
چون در اين مكان ها صداي

00:01:10.227 --> 00:01:13.048
ضربه زدن با چكش هاي آهني يا دريل هاي بزرگ و يا
سوراخ كردن جاده ها مي آمد

00:01:13.998 --> 00:01:20.908
به همين خاطر فيلمساز ها مجبور شدند كه به استوديو ها
مثل اين استوديو كه نامش ساند استيج است بازگردند

00:01:21.318 --> 00:01:23.716
در چنين استوديو هايي چه اتفاقي مي افتاد؟

00:01:24.206 --> 00:01:27.069
در اين صحنه از فيلم «تنگناي او » محصول 1931

00:01:27.069 --> 00:01:28.801
كاملا مشخص است كه در اين استوديو ها چه اتفاقي افتاده است

00:01:29.687 --> 00:01:32.893
زيرا در اين دوران صدا نسبت به

00:01:32.893 --> 00:01:35.657
 تصوير در اولويت قرار داشت

00:01:36.534 --> 00:01:39.005
حالا وقتي ما به نماي بسته از صورت خواننده
بينگ كرازبي كات مي زنيم

00:01:39.005 --> 00:01:42.647
نوازنده ويلون در همان موقعيت قبل
در حال نواختن است

00:01:42.647 --> 00:01:46.685
چهره او در يك گوشه ايي از كادر در كنار
بينگ كرازبي ديده مي شود

00:01:47.000 --> 00:01:50.784
براي درست بودن صدا آن ها مجبور شده اند
كه اين صحنه را با دو دوربين

00:01:50.784 --> 00:01:53.256
همچون تلويزيون فيلمبرداري كنند

00:01:54.490 --> 00:01:59.040
اگر نماي بسته فقط با يك دوربين فيلمبرداري مي شد
نوازنده ويلون مي توانست از قاب خارج شود

00:01:59.040 --> 00:02:01.763
و قاب زيباتر و منظم تر به نطر بيايد

00:02:02.426 --> 00:02:03.813
و منبع نور نيز مشخص شود

00:02:04.008 --> 00:02:08.490
نور ها تخت تر و بيشتر از بالا تابانيده شده اند
كه بعدها كمتر در سينماي هاليوود استفاده شد

00:02:08.490 --> 00:02:11.012
نور پردازي شبيه به سريال هال روزانه تلويزيون

00:02:11.278 --> 00:02:15.125
اين مشكل به اين خاطر است كه از آن جا كه
يك نماي باز و يك نماي بسته به طور همزمان فيلمبرداري مي شود

00:02:15.125 --> 00:02:17.128
نمي توان هر يك از اين دو نما را
به شكل مختلف نورپردازي كرد

00:02:17.650 --> 00:02:24.152
به همين خاطر در اوايل ورود صدا به سينما
زيبايي هاي بصري از فيلم ها گرفته شده بود

00:02:27.178 --> 00:02:31.236
ولي از آنجا كه تاريخ سينما پر از ابداع گران
خلاق است

00:02:31.236 --> 00:02:34.876
خيلي زود اين محدوديت از بين  رفت

00:02:35.179 --> 00:02:38.425
روبن ماموليان  كه در آن زمان اپرا كارگرداني ميكرد
به شدت

00:02:38.450 --> 00:02:40.657
به سينما ناتوراليستي علاقه مند شد

00:02:41.118 --> 00:02:46.403
در سال 1932 ماموليان بهترين و خلاقانه ترين

00:02:46.403 --> 00:02:49.878
فيلم در كارنامه هنري اش را ساخت

00:02:51.161 --> 00:02:53.972
امشب دوستم بدار نام فيلم بود
و داستان فيلم در فرانسه اتفاق مي افتاد

00:02:54.482 --> 00:02:58.432
ماموليان شيفته تكنولوژي صدا و ويژگي هاي آن شد

00:02:58.432 --> 00:03:03.740
به همين خاطر او يك صبح در فرانسه را با استفاده از
صداهاي موجود در فضا

00:03:03.740 --> 00:03:05.848
طوري طراحي مي كند
كه به نظر مي رسد يك سمفوني در حال نواخته شدن است

00:03:05.872 --> 00:03:25.872
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:03:36.054 --> 00:03:40.405
سپس ما قهرمان اصلي را مي بينيم
يك خياط شجاع كه عاشق

00:03:40.405 --> 00:03:42.669
پرنسسي شده است كه در قصر
زندگي ميكند

00:03:43.302 --> 00:03:45.923
خياط ميخواند:
آيا اين عاشقانه نيست؟

00:03:48.431 --> 00:03:51.187
اين آهنگ را مشتري كه بالاي سر اوست ادامه
مي دهد

00:03:54.369 --> 00:03:56.901
عاشقانه دا دا د ا

00:03:56.926 --> 00:03:57.977
تاكسي

00:03:57.979 --> 00:03:59.811
نه نه من مي خوام يكم هوا بخورم

00:03:59.813 --> 00:04:01.661
اين عاشقانه نيست؟

00:04:02.371 --> 00:04:04.953
سپس توسط اين اهنگسازي كه سوار
ماشين مي شود ادامه مي يابد

00:04:04.955 --> 00:04:06.755
<i>At last I've got a fair!</i>

00:04:06.757 --> 00:04:08.684
<i>Railroad station!</i>

00:04:08.686 --> 00:04:10.773
<i>A, b, a, b</i>

00:04:10.775 --> 00:04:12.830
كه همزمان آن را روي صفحه نت هايش
مي نويسد

00:04:12.832 --> 00:04:14.053
<i>A, b flat</i>

00:04:14.054 --> 00:04:16.239
<i>isn't it romantic</i>

00:04:16.241 --> 00:04:18.713
<i>da da da da da</i>

00:04:18.715 --> 00:04:22.896
سپس  صحنه عوض شده و به يك گروه سرباز كه آهنگ را براي رژه
خود ميخوانند تبديل ميشود

00:04:23.956 --> 00:04:29.388
<i>Isn't it romantic...</i>

00:04:29.390 --> 00:04:31.159
سپس آهنگ به تك نوازي ويلون تبديل ميشود

00:04:36.391 --> 00:04:41.033
در نهايت اين صدا به گوش پرنسس خانم
مي رسد

00:04:41.679 --> 00:04:44.531
اين صداست كه موجب طراحي و وحدت يافتن
اين سكانس شده است

00:04:44.719 --> 00:04:47.027
در اينجا صدا به يك محرك تشبيه شده است

00:04:47.170 --> 00:04:50.024
صدا چيزي بود كه سينما به شدت به آن
اختياج داشت

00:04:50.433 --> 00:04:53.412
گويي صدا در سينما فرياد مي زد
و تصوير پاسخ اين فرياد را مي داد

00:04:53.950 --> 00:04:57.839
<i>Isn't it romantic</i>

00:04:57.841 --> 00:04:59.768
<i>music in the night</i>

00:04:59.770 --> 00:05:03.558
<i>a dream that can be heard</i>

00:05:04.024 --> 00:05:06.776
اين فقط بخشي از خلاقيت ماموليان بود

00:05:09.550 --> 00:05:15.037
او صداي شبيه به سگ را بر روي چند پيرزن قرار داد
تا به اين طريق با آن ها شوخي كند

00:05:21.898 --> 00:05:28.677
او صدا هاي تشبيهي را جايگزين صداهاي
واقعي كرد

00:05:28.702 --> 00:05:34.039
با اين كار ماموليان به فيلمساز ها اين
آزادي را داد كه بتوانند از استعارات و تشبيهات صوتي در فيلم خود استفاده كنند

00:05:38.186 --> 00:05:43.876
به همين خاطر صدا فروش فيلم ها را زياد كرده
و آن ها را متحول كرد

00:05:44.716 --> 00:05:49.632
صدا كمك كرد فيلم ها با استاندارد هاي مشخص
با داستان ها

00:05:49.632 --> 00:05:51.578
سبك ها و هيجان هاي مختلف وارد عرصه سينما شوند

00:05:52.203 --> 00:05:54.932
در آن زمان 6 ژانر فيلم به وجود آمد

00:05:55.232 --> 00:06:00.231
كه همه اين 6 ژانر بخش اعظمي از سينماي سرگرم كننده
دهه هاي بعد را تشكيل دادند

00:06:01.445 --> 00:06:04.185
فيلم هاي وحشت از دهه 1920 آغاز به كار كرد

00:06:04.574 --> 00:06:05.923
كه بهترين آن ها در آلمان ساخته شد

00:06:06.227 --> 00:06:09.951
اين فيلم تحت عنوان « گولم » با تركيب بندي هاي
مورب بي نظريش

00:06:09.976 --> 00:06:12.313
و طراحي هاي صحنه اكسپرسيونيستي اش يكي از اين فيلم هاست

00:06:12.758 --> 00:06:15.443
گولم هيولايي بود كه توسط يك خاخام يهودي
از خاك رس ساخته شده بود

00:06:15.443 --> 00:06:18.762
تا از يهوديان در برابر ظلم محافظت كند

00:06:20.382 --> 00:06:24.764
فيلم « فرانكشتاين » ساخته جميز ويل
كه محصول سال 1931 كمپاني يونيورسال است

00:06:24.764 --> 00:06:29.395
به شدت تحت تاثير فيلم « گولم » است

00:06:30.540 --> 00:06:34.532
از اين فيلم مي توان فهميد كه
سينماي اكسپرسونيست آلمان

00:06:34.532 --> 00:06:39.168
تاثير شگرفي بر سبك و فضاي فيلم هاي
وحشت عامه پسند هاليوود داشته است

00:06:40.273 --> 00:06:44.176
فرانكشتاين داستان دانشمندي را روايت ميكند
كه هيولايي خلق كرده

00:06:44.176 --> 00:06:48.550
كه به خاطر ظاهر ترسناك و زشتش
جامعه او را طرد كرده است

00:06:49.218 --> 00:06:53.971
فيلم اقتباسي است از رمان مري شلي است
كه در آن هيولا مدام در حال حرف زدن است

00:06:54.244 --> 00:06:58.304
اما ويل و فيلمنامه نويسش در فيلم كاري كردند
كه هيولا به سختي حرف بزند

00:06:59.860 --> 00:07:01.975
مواظب باش فرانكشتاين
مواظب باش

00:07:02.757 --> 00:07:06.349
بازي احساسي و بي نظير بوريس كارلوف
در نقش فرانكشتاين

00:07:06.349 --> 00:07:09.881
يكي از بزرگترين افتخارات سينماي هاليوود را رقم زد

00:07:19.695 --> 00:07:26.698
ژانر وحشت به يكي از اركان اصلي هاليوود تبديل شد
و به همين خاطر توريست هاي زيادي را امروزه براي تماشاي اين نمايش ها به آنجا مي كشاند

00:07:27.283 --> 00:07:32.294
موفقيت فيلم فرانكشتاين ترس را ضميمه لذت
تماشاي فيلم كرد

00:07:34.259 --> 00:07:38.107
بهترين كارگردان هاي ژانر وحشت با استفاده
از تخيل خود به خلق صحنه هاي وحشت زا پرداختند

00:07:38.471 --> 00:07:43.287
به طور مثال فيلم فرانسوي « چشمان بدون چهره » داستان
 دختر يك جراح پلاستيك را روايت مي كند

00:07:43.287 --> 00:07:46.690
كه صورتش از شكل افتاده و مجبور
است با زدن ماسكي به صورت آن را مخفي كند

00:07:51.249 --> 00:07:54.264
فيلم عاري از احساس است
و گويي دختر در اين دنيا غرق شده است

00:07:59.201 --> 00:08:01.913
ما از اينكه نمي بينيم پشت ماسك چيست
نا اميد مي شويم

00:08:02.184 --> 00:08:06.024
سينماي وحشت اغلب شامل ترس و وحشت
از ناديده هاست

00:08:06.416 --> 00:08:11.089
و در اين فيلم ژاپني تحت عنوان « مصاحبه » زني جوان
با چهره اي خونسردانه و در عين حال ترسناك

00:08:11.089 --> 00:08:16.111
از مرد مسن تري كه به زور مي خواسته وي را به ازدواج
خود دربياورد عصباني است

00:08:16.637 --> 00:08:20.619
تلفن زنگ مي خورد و در اين لحظه اين اتفاق مي افتد

00:08:27.550 --> 00:08:30.013
يكي از بهترين تصاوير شوك آور در تاريخ سينما

00:08:30.530 --> 00:08:32.641
سيستم عصبي ما تحريك مي شود

00:08:33.212 --> 00:08:35.900
ژانر وحشت بيش از هر ژانر ديگري

00:08:35.900 --> 00:08:38.136
با سيستم اعصاب ما در ارتباط است

00:08:39.149 --> 00:08:43.504
ژانر ديگري كه در دهه 30 ميلادي
آغاز به كار كرد ژانر گنگستري بود

00:08:45.093 --> 00:08:48.612
برخلاف ژانر وحشت ريشه اين
ژانر در اروپا نبود

00:08:49.866 --> 00:08:54.260
مشروبات الكلي در بين سال هاي 1920
تا 1933 ممنوع شده بود

00:08:54.241 --> 00:09:00.356
از اين رو دسته هايي بزرگ خلاف قانون
و گنگستر ها در فواصل شهر ها و روستاها آغاز به كار كردند

00:09:00.559 --> 00:09:03.312
بيشتر اين دسته ها اصالت ايتاليايي يا ايرلندي داشتند

00:09:03.337 --> 00:09:06.720
آن ها دسته ها و امپراطوري هاي خود را همچون
يك خانواده بنا مي كردند

00:09:07.227 --> 00:09:11.305
يكي از بهترين فيلم هاي گنگستري تاريخ سينما
فيلم « دشمن مردم » است

00:09:11.345 --> 00:09:14.472
كه درست دو سال بعد از ورود صدا به سينما
ساخته شد

00:09:14.690 --> 00:09:19.948
جميز كاگني در اين فيلم نقش گنگستري سرزنده فرصت طلب و زرنگي
 را ايفا ميكند كه از طريق فروش مشروب به ثروت رسيده است

00:09:20.135 --> 00:09:21.932
اين جميزكاگني و دوست دوران كودكي اش  است

00:09:22.089 --> 00:09:23.656
آن دو هميشه هشيار و آماده اند

00:09:28.780 --> 00:09:32.550
ولي در صحنه ايي  از سوي ساختماني روبه رويشان
 به سمت دوست وي تيراندازي مي شود

00:09:32.575 --> 00:09:34.884
صحنه پردازي فوق العاده  همراه
با فيلمبرداري با عمق ميدان زياد

00:09:35.051 --> 00:09:36.578
كاگني پشت ديوار پنهان مي شود تا
تيري به او نخورد

00:09:56.103 --> 00:09:58.878
اما از پشت ديوار دوباره نمايان مي شود
در حالي كه لبخندي با غرور روي لب هايش است

00:09:59.208 --> 00:10:01.025
هيچ غم و اندوهي در وي ديده نمي شود

00:10:04.029 --> 00:10:06.981
كاگني كه قبلا يك رقاص بوده است
بسيار جذاب بود

00:10:07.537 --> 00:10:12.015
بسياري از سازمان ها و نهاد كشور آمريكا اين
افراطي گري در جذاب نشان دادن كاگني در اين فيلم را محكوم كردند

00:10:12.186 --> 00:10:15.365
اين آغار درگيري فيلم هاي گنگستري با
سازمان ها و نهاد هاي مختلف است

00:10:15.365 --> 00:10:17.442
كه تا به امروز ادامه دارد

00:10:17.999 --> 00:10:21.459
در دهه 1930 روزنامه نگار بن هكت
فيلمنامه ايي تحت عنوان

00:10:21.484 --> 00:10:25.289
صورت زخمي : ننگ يك جامعه نوشت
كه هاوارد هاكس آن را كارگرداني كرد

00:10:25.289 --> 00:10:28.569
هكت در اين فيلم ژانر گنگستري را با
تراژدي يوناني تركيب كرد

00:10:29.124 --> 00:10:31.372
اين صحنه پاياني فيلم است

00:10:31.374 --> 00:10:33.365
دو عاشق همديگر را در آغوش گرفته اند

00:10:33.367 --> 00:10:35.204
 تا آن روز وجود چنين عشاقي در سينما سابقه نداشت

00:10:35.229 --> 00:10:36.806
آن ها برادر و خواهر هستند

00:10:37.114 --> 00:10:38.670
چرا شليك نمي كني؟

00:10:38.672 --> 00:10:46.039
نمي دونم شايد به اين خاطر كه
تو بخشي از مني و من بخشي از توام

00:10:46.238 --> 00:10:47.443
هميشه اينجوري بوده

00:10:47.468 --> 00:10:50.954
پل موني گنگستر بسياري خشني است
كه ظاهري خيلي شيكي ندارد

00:10:50.979 --> 00:10:54.629
و لهجه ايتالياييش آنقدر غليظ است كه گويي
تازه پا به آمريكا گذاشته است

00:10:54.939 --> 00:10:58.577
ابروهاي وي را پر پشت تر كرده اند
تا وي به ميمون شبيه تر شود

00:11:00.565 --> 00:11:02.045
دختر تير مي خورد

00:11:03.393 --> 00:11:05.417
موني ميگويد بدون دختر نمي تواند
زندگي كند

00:11:05.419 --> 00:11:06.426
تو تمام چيزي هستي كه برام باقي مونده

00:11:06.451 --> 00:11:08.604
پسر كوچولو او رفته
آنجلو او رفته

00:11:08.629 --> 00:11:10.056
من با تو خوب نبودم جسيكا

00:11:10.081 --> 00:11:11.325
من با خودمم خوب نبودم

00:11:11.326 --> 00:11:12.279
جسيكا

00:11:13.873 --> 00:11:14.717
جسيكا

00:11:14.903 --> 00:11:16.671
اونا همشون بيرون .اونا دنبال من اند
اونا همه جار هستند

00:11:16.696 --> 00:11:18.653
جسيكا اونا هيچ شانسي به من نمي دند
جسيكا لطفا

00:11:19.115 --> 00:11:21.833
تراژدي كمبود عاطفه در زير
ظاهر خشن و مردانه فيلم

00:11:22.104 --> 00:11:24.162
حقارت يك مرد بزرگ

00:11:24.836 --> 00:11:26.583
جسيكا نرو
لطفا نرو

00:11:26.785 --> 00:11:30.755
صورت زخمي در سال 1983
بازسازي درخشاني داشت

00:11:31.137 --> 00:11:34.836
اين بار الوير استون نوشت
و برايان ديپالما آن را كارگرداني كرد

00:11:35.414 --> 00:11:38.193
ديپالما در اين فيلم  نيز از نماهاي  كرين شات
مختلف كه امضاي فيلم هايش بود استفاده كرد

00:11:38.872 --> 00:11:43.321
كامونته نامش به مونتانا تغيير كرده است
مونتانا نيز يك مهاجر تازه به آمريكا رسده است

00:11:43.323 --> 00:11:46.059
كه در فيلم يك قاچاقچي كوبايي
كوكائين است

00:11:46.916 --> 00:11:50.371
فيلم به درستي با عصر مصرف گرايي
آمريكا در دهه 1980 تطبيق يافته است

00:11:50.489 --> 00:11:53.237
ساختمان هاي زيبا
موسيقي هاي پاپ با ريتم تند

00:11:58.400 --> 00:12:02.092
در فيلم اصلي كامونته زير تابلويي مي ميرد
كه روي آن نوشته شده است

00:12:02.092 --> 00:12:04.386
دنيا مال توست

00:12:10.406 --> 00:12:14.004
ديپالما اين ايده را در صحنه ايي
عجيب و غريب به سبك باروكي اش

00:12:14.004 --> 00:12:15.648
در اواسط فيلمش استفاده مي كند

00:12:28.677 --> 00:12:31.854
حركت استثايي و طعنه آميز دوربين دي پالما
چيز ديگري مي گويد

00:12:32.363 --> 00:12:34.540
دنيا به موناتانا تعلق ندارد

00:12:35.493 --> 00:12:37.889
دنيا فراتر از مونتانا است

00:12:49.229 --> 00:12:54.124
هاليوود 70 فيلم گنگستري فقط در سه سال اول دهه 1930
ساخت

00:12:54.473 --> 00:12:58.648
هاليوود توانست سينماي جهان
را تحت تاثير خود قرار دهد

00:12:59.901 --> 00:13:04.434
در ژاپن در سال 1954
فيلم «هفت سامورائي» ساخته آكيرا كوروساوا

00:13:04.459 --> 00:13:08.574
با تركيب سينماي گنگستري و قصه كهن ژاپني
داستان شمشير زنان و روستاييان را روايت ميكرد

00:13:08.796 --> 00:13:12.261
در اين صحنه از فيلم شخصيت ها
  در زير شلاق باران

00:13:12.286 --> 00:13:14.375
گويي با ذغال سياه شده اند

00:13:14.683 --> 00:13:15.761
و در نهايت فيلم هفت سامورايي

00:13:15.761 --> 00:13:19.252
يكي از بهترين فيلم هاي تاريخ سينما تبديل شد

00:13:22.941 --> 00:13:24.308
روزي روزگاري در آمريكا

00:13:24.308 --> 00:13:27.096
به عقيده بسياري بهترين فيلم گنگستري تاريخ سينماست

00:13:31.261 --> 00:13:34.220
اين شخصيت ، نودلس با بازي
رابرت دونيرو

00:13:34.220 --> 00:13:38.272
در وراي اين نگاه رو به پايين اش و چهره سر خورده و پيرش
دنياي ترسناك فيلم هاي گنگستري .

00:13:38.340 --> 00:13:41.796
به دوران فاشيستي اش،قرباني و
كله خر بودنش

00:13:41.820 --> 00:13:44.316
استايل و شگفتي و راز زندگي اش
مي انديشد

00:13:44.485 --> 00:13:46.436
دنياي پيچيده اي از انديشه ها

00:13:46.639 --> 00:13:50.520
كه همه آن ها از سينماي دهه 1930 آمريكا
بيرون مي آيد

00:13:53.155 --> 00:13:55.671
فيلم هاي موزيكال ، وحشت و گنگستري

00:13:55.696 --> 00:13:57.517
همگي در دهه 1930 كشف شدند

00:13:58.476 --> 00:14:00.218
ولي ژانر وسترن از همان دهه اول

00:14:00.243 --> 00:14:02.201
تولد سينما متولد شد

00:14:03.759 --> 00:14:07.140
بسياري از اين وسترن ها در بين سالهاي 1890 تا 1900
ساخته شد

00:14:07.465 --> 00:14:10.696
در اين صحنه از فيلم
اسب آهنين ساخته جان فورد

00:14:10.696 --> 00:14:13.297
بسياري از ويژگي هاي ژانر وسترن
قابل رويت است

00:14:13.669 --> 00:14:16.490
لوكشين فيلم قاعدتا شهر نيست و
  طبيعت و بيابان است

00:14:16.786 --> 00:14:21.398
در صحنه هاي تعقيب و گريز دوربين به سرعت حركت ميكند
كه به يك حركت معمول در ژانر وسترن تبديل شد

00:14:21.476 --> 00:14:24.879
اين در حالي است كه در ژانر گنگستري
دوربين بيشتر ثابت بود

00:14:25.129 --> 00:14:28.679
منظور از اسب آهنين كه در نام فيلم به آن اشاره شده
خطوط راه اهن  است

00:14:28.771 --> 00:14:32.107
مدرن شدن يكي از اركان و تم هاي اصلي
فيلم هاي وسترن بوده است.

00:14:34.562 --> 00:14:38.527
فورد براي حركت دالي و تراولينگ از قطار استفاده
مي كرد.

00:14:38.792 --> 00:14:45.076
و داستان و كشمش اصلي فيلم درگيري و تيراندازي بين
سفيد پوست هاي مهاجر و سرخ پوست هاي بومي بود

00:14:45.639 --> 00:14:50.073
تقريبا تمام  فيلم هاي گنگستري در باره ي قانون شكني
در دوران بدبيني است

00:14:50.790 --> 00:14:55.690
و موضوع بيشتر فيلم هاي وسترن قانون شكني
در دوران آرمان گرايي است

00:14:56.184 --> 00:15:01.215
در اين فيلم كه يكي از فيلم هاي آخر جان فورد است
هنري فاندا نقش وايت ارپ را بازي ميكند

00:15:01.617 --> 00:15:07.205
ارپ كه در سمت راست نشسته است
مارشال جديد شهر تومبستون است كه سعي دارد قانون را در اين شهر اجرا كند

00:15:07.469 --> 00:15:11.687
من نيم ساعت ديگه مي رم
مي بينمت

00:15:15.280 --> 00:15:18.041
در شهر، جامعه در حال تولد است

00:15:18.271 --> 00:15:19.785
حداقل در مورد سفيد پوست ها اين طور به نظر مي آيد

00:15:20.355 --> 00:15:24.520
فوندا شهر را دوباره مي سازد به طوري كه
انگار سرزميني دست نخورده بوده است

00:15:25.053 --> 00:15:27.173
نور روشن و شفاف است

00:15:28.012 --> 00:15:31.781
در فيلم هاي گنگستري شهر و محله ها
در حال مرگند

00:15:31.781 --> 00:15:33.433
دنيا تاريك است

00:15:34.526 --> 00:15:37.199
همه طوري رفتار ميكنند كه گويي قانوني
وجود ندارد

00:15:42.872 --> 00:15:45.094
ژانر كمدي كه يكي از مهم ترين ژانر ها
در سينماي صامت آمريكا بود

00:15:45.094 --> 00:15:49.434
با ورود صدا به سينما
اين ژانر دست خوش تغيير اساسي شد

00:15:49.822 --> 00:15:51.603
يكي از اين تغيير ها زنانه شدن اين ژانر بود

00:15:52.327 --> 00:15:57.578
يكي از اولين فيلم هاي كمدي مفرح زنانه اين فيلم
قرن بيستم بود

00:15:57.894 --> 00:16:01.939
داستان يك تهيه كننده شكست خورده را روايت ميكند
كه سعي دارد معشوقه اسبقش را

00:16:01.939 --> 00:16:06.875
كه اكنون يك ستاره سينما شده را متقاعد كند تا به تئاتر برادوي
برگردد و زندگي او را احيا كند

00:16:07.280 --> 00:16:08.739
اما اين وسط يك مشكل است

00:16:08.966 --> 00:16:10.224
آن دو از يكديگر متنفرند

00:16:10.364 --> 00:16:12.368
فيلم پر از لحظاات و موقعيت هاي خنده داري كه پشت سر هم
رديف شدند

00:16:12.617 --> 00:16:16.725
<i>$10,000-$15,000 in front of your nose,
your mouth would begin to water,</i>

00:16:16.750 --> 00:16:20.383
<i>you'd start drooling and squealing,
gimme, gimme, gimme, gimme.</i>

00:16:20.397 --> 00:16:23.146
<i>That's right, Oscar. Now get out
before I have the porter</i>

00:16:23.171 --> 00:16:24.236
<i>throw you off the train.</i>

00:16:24.236 --> 00:16:27.023
<i>You'll see who's going
to be thrown off this train.</i>

00:16:27.149 --> 00:16:31.532
جان باريمور كه يكي از هنرپيشه هاي سرشناس فيلم هاي درام
بود

00:16:31.532 --> 00:16:34.578
در اين فيلم در ظاهر يك احمق تمام عيار
قرار دارد

00:16:35.774 --> 00:16:38.873
احمقي وحشي با چشم هاي عصبي و موهاي ژوليده

00:16:40.666 --> 00:16:44.892
كارلول لومبارد ظاهر طبيعي تري دارد
اما بسيار سريع است

00:16:44.894 --> 00:16:46.142
خيلي سريع

00:16:47.394 --> 00:16:48.815
كارگردان فيلم گفته است

00:16:48.815 --> 00:16:52.688
به لومبارد گفتم اگه خواستي بازي ( بازيگري ) كني
با تير مي زنمت

00:16:53.386 --> 00:16:57.784
لومبارد ديالوگ ها را به سرعت به سمت مرد پرتاب مي كرد
حتي خيلي از وقت ها هم نمي دانست چكار دارد مي كند

00:16:58.016 --> 00:17:01.618
آن قدر سريع است كه حتي من نيز
نمي فهم كه چه خبر است ؟

00:17:01.858 --> 00:17:04.881
اين سرعت در تاريخ سينما بي همتا بود

00:17:05.772 --> 00:17:10.744
فيلم « بزرگ كردن بيبي » از همين كارگردان
سرعت و بزن بخور هاي به مراتب بيشتري دارد

00:17:11.034 --> 00:17:14.231
يك داشنمند قصد دارد كه يك استخوان
دايناسور بخرد

00:17:14.533 --> 00:17:19.598
يك زن ميليونر قبول ميكند كه به وي كمك كند
به شرط آنكه با او و بچه يوزپلنگش در سفر همراهي كند

00:17:19.623 --> 00:17:21.536
بله يك يوزپلنگ به اسم
بيبي

00:17:21.561 --> 00:17:23.421
<i>I don't believe you, Susan.
But you have to believe me.</i>

00:17:23.421 --> 00:17:25.948
<i>I've been the victim
of your unbridled imagination once more.</i>

00:17:30.548 --> 00:17:32.984
<i>That'll teach you to go round
saying things about people.</i>

00:17:33.345 --> 00:17:35.324
دوباره يك مرد بي عرضه

00:17:35.507 --> 00:17:37.231
و يك زن پر رو

00:17:37.449 --> 00:17:39.983
آپارتمان زن به طور كامل سفيد است

00:17:40.008 --> 00:17:43.188
به همين خاطر دو شخصيت و يوزپلنگ
از مكان جدا شده اند

00:17:43.406 --> 00:17:47.410
كري گرانت و كاترين هيپبورن مدام در ديالوگهاي
يكديگر مي پرند

00:17:48.132 --> 00:17:50.882
چنين تاكييدي بر روي اين نوع ديالوگ گفتن
تا آن رمان بي سابقه بود

00:17:51.023 --> 00:17:53.949
اين نوع ديالوگ گفتن بعد از اين فيلم به بازيگري رئاليستي
در فيلم اضافه شد

00:17:54.150 --> 00:17:56.337
تركيبي از رئاليست و سورئاليست

00:17:56.673 --> 00:18:00.242
تركيبي جديد در سينماي ناطق

00:18:00.556 --> 00:18:03.177
فيلم هاي « قرن بيستم « و «بزرگ كردن بيبي » هر دو

00:18:03.177 --> 00:18:08.606
توسط يكي از بهترين كارگردان هاي استوديويي هاليوود
در دهه 1930 يعني هاوارد هاكز ساخته شده است

00:18:08.841 --> 00:18:11.769
به هاكز لقب «روباه پير خاكستري »داده بودند

00:18:11.769 --> 00:18:16.478
هاكز همان طور كه در اين مصاحبه مشاهده ميكنيد
 بسيار رك و حاضر جواب ترش رو بود

00:18:17.016 --> 00:18:20.952
من هيچ وقت اعتقادي به اين قرارداد ها يا پايبند بودن
به قرارداد ها نداشتم

00:18:20.952 --> 00:18:25.615
از آنجا كه هيچ وقت تحت قراردادي نبودم
مي توانم انتخاب هاي خود را داشته باشم

00:18:25.944 --> 00:18:30.930
يا زماني كه از يكي از داستان هاي موجود
در استوديو خوشم بيايد زودتر به آن ها مي گويم

00:18:30.930 --> 00:18:32.910
من مي خوام اينو تغييرش بدم

00:18:32.910 --> 00:18:35.066
و ان ها هم ميگويند مشكلي نيست تغيير بده

00:18:36.943 --> 00:18:40.483
و اگر شما به خوش شانسي من باشيد استوديو ها به شما
اجازه خواهند داد كه هر كاري كه دوست داريد انجام دهيد

00:18:41.059 --> 00:18:42.636
او هر كاري دوست داشت كرد

00:18:44.402 --> 00:18:47.436
او فيلم ها و شخصيت هاي بياد ماندني ساخت كه مردم
هنوز آن ها را به ياد دارند

00:18:50.542 --> 00:18:55.572
هاوارد هاكز فيلم هاي زيادي به خوبي و بزرگي كمدي هاي اسكروبالش ساخت
صورت زخمي را براي هوارد هيوز ساخت

00:18:57.359 --> 00:19:03.755
سپس « خواب بزرگ « يكي از بهترين نوار هاي تاريخ سينما را ساخت
و بعد از آن دو فيلم « رود سرخ » و «ريوبراوو» را ساخت

00:19:03.755 --> 00:19:08.795
او همچون يك نانوا و يك آشپز شخصيت هاي
خوشمزه و دلچسبي خلق كرد

00:19:09.306 --> 00:19:12.327
هاكز كمك زيادي به شكلگيري
ژانرهاي عاميانه كرد

00:19:12.790 --> 00:19:15.764
شايد دليل آن اين باشد
كه وي شخصيت پيچيده و چند وجهي داشته است

00:19:16.721 --> 00:19:21.345
منتقدي در باره ي هاكز گفته است « او خوشبينانه ترين فيلمساز سينما
است

00:19:22.402 --> 00:19:26.661
ديگران او را فيلمسازي با ديدگاه هاي تلخ براي زندگي
مي دانستند

00:19:28.428 --> 00:19:32.990
مي توان گفت در مورد او هر دو آن ها درست است
او اينجا در يك پيست موتور سواري است

00:19:33.193 --> 00:19:34.652
 در يك دنياي كاملا مردانه

00:19:34.812 --> 00:19:35.929
خيلي ساده زندگي مي كرد

00:19:36.097 --> 00:19:37.371
روي يك جعبه نشسته است

00:19:37.761 --> 00:19:39.481
پسرش در مسابقه شركت كرده است

00:19:40.715 --> 00:19:44.667
زماني كه به وي خبر ميدهند كه پسر بزرگش
در يك سانحه رانندگي بدجور آسيب ديده است

00:19:44.667 --> 00:19:47.219
ظاهرا او بي توجه به
فيلمبرداري اش ادامه داده است

00:19:47.714 --> 00:19:51.349
بعضي ها ميگويند او يك يهودي ستيز بود
برخي ديگر مي گفتند او يك دو جنس گراست

00:19:52.095 --> 00:19:58.005
بهرحال اين پيچيدگي هايي در شخصيت و زندگي وي
از او يكي از بهترين فيلمسازهاي استوديويي ساخت

00:19:58.247 --> 00:19:59.559
او يك  آدم خاص و پيشرو است

00:19:59.841 --> 00:20:01.510
او يك آدم مقدس و قابل احترام است

00:20:03.691 --> 00:20:07.736
هم اكنون به سراغ پنجمين ژانر سينماي ناطق
هاليوود

00:20:07.761 --> 00:20:09.035
در دهه 1930 مي رويم
ژانر موزيكال

00:20:09.331 --> 00:20:13.240
اين صحنه از فيلم « پول پرستهاي 1933» كه رقص آن

00:20:13.265 --> 00:20:17.463
يكي از بهترين و خلاق ترين افراد ژانر موزيكال
بازبي بركلي طراحي شده است

00:20:17.653 --> 00:20:18.764
او قبلا عضو ارتش بوده است

00:20:18.957 --> 00:20:21.979
او عاشق رژه ها و نمايش هاي ارتش شد

00:20:22.282 --> 00:20:26.056
به همين خاطر در اين فيلم او
سرباز ها در زير باران

00:20:26.430 --> 00:20:30.474
روي اين صفحه ي گردان رژه مي روند
تا تاكييد كند كه اين صحنه تئاتري است

00:20:30.908 --> 00:20:36.575
دومين منبع الهام و ايده هايش از اين سرچشمه ميگيرد
كه وي هر روز صبح به مدت سي دقيقه در وان آب گرم حمام مي كرده است

00:20:37.329 --> 00:20:39.468
به فضاي اتاق حمام نگاه كرد

00:20:39.744 --> 00:20:42.274
و  به رقص هاي معمول و مد روز را در آنجا
فكر كرد

00:20:51.787 --> 00:21:01.068
<i>And once he used to love me</i>
<i>I was happy then</i>.

00:21:01.279 --> 00:21:04.083
در پايان فيلم «پول پرستهاي 1933» دختري خواننده

00:21:04.083 --> 00:21:07.355
آوازي براي مردان از ياد رفته مي خواند

00:21:07.450 --> 00:21:11.487
براي سربازهاي كه بعد از بازگشت از جنگ
دچار اختلال رواني شده اند

00:21:11.667 --> 00:21:13.783
و يا براي مرداني كه بعد ها در دوران ركود اقتصادي
ضربه بدي به ان ها وارد مي شود.

00:21:14.303 --> 00:21:15.586
خواندن براي دو اتفاق بد به طور همزمان

00:21:16.202 --> 00:21:19.615
بسياري از فيلم هاي هاليوودي در آن دوران دنيا
را از ديدگاه مردان مي ديدند

00:21:19.780 --> 00:21:23.888
اما در اينجا يك زن در باره ي انسان دوستي
و نسلي از مردان مي خواند

00:21:24.258 --> 00:21:31.384
در اين فيلم يك نظريه اجتماعي با تصوير زيبا
اشتياق جنسي و عناصر سينمايي تركيب شده است

00:21:31.781 --> 00:21:35.472
يكي از بي نظيرترين لحظات سينما در دهه 1930 است

00:21:41.310 --> 00:21:43.440
ششمين نوع فيلم هاي هاليوودي

00:21:43.440 --> 00:21:47.732
طوفاني در جهان به پا كرد
فيلم هاي كارتوني

00:21:48.401 --> 00:21:51.114
سابقه فيلم هاي انيمشن به سال 1906 بر ميگردد

00:21:51.263 --> 00:21:56.683
به اين يكي نگاه كنيد كه با مداد كشيده شده
تصوير سياه و سفيد و لرزان است و همچون يك كميك مي باشد

00:21:57.814 --> 00:21:59.968
بيست سال بعد در آلمان

00:21:59.993 --> 00:22:05.697
لات رينگر از با استفاده از مقوا و سبك كات اوت
 فيلم بي نظريش در زمان ويكتوريايي را تحت عنوان

00:22:05.722 --> 00:22:08.003
ماجرا هاي پرنس احمد را ساخت

00:22:10.449 --> 00:22:15.296
اين گيره هاي فلزي كوچك نشان مي دهد كه او چگونه
حركات در اين فيلم طراحي كرده است

00:22:16.486 --> 00:22:21.650
اين در حالي است كه والت ديزني انيميشن را به
يكي از بهترين و معروفترين هنر هاي جهان تبديل كرد

00:22:23.170 --> 00:22:26.037
او عاشق كارهاي رابرت لويي استيونسون
و چارلي چاپلين بود

00:22:27.240 --> 00:22:31.931
در نيويورك او كارش را در
كنار يك طراح استثنايي هلندي به نام «اب ايوركس» شروع كرد

00:22:32.153 --> 00:22:35.784
آن ها تصميم گرفتند كه يك شخصت جديد
و دوست داشنتني به نام ميكي موس را خلق كنند

00:22:36.396 --> 00:22:38.646
ديزني تصميم اش اين بود كه شخصيت يك موش باشد

00:22:39.234 --> 00:22:43.099
اين اولين فيلم ميكي ماوس آن هاست
خلبان ديوانه

00:22:43.507 --> 00:22:44.421
فيلم سياه و سفيد

00:22:44.421 --> 00:22:46.046
و با خطوط ساده طراحي شده است

00:22:46.266 --> 00:22:50.826
ميكي مشتاقانه به شكلي عجيب
يك ماشين را به هواپيما تبديل ميكنند

00:22:53.805 --> 00:23:00.219
در سال 1937 ديزني يكي از پرفروشترين فيلم هايش را تحت عنوان
سفيد برفي و هفت كوتوله ساخت

00:23:00.909 --> 00:23:05.580
شصيت سفيد برفي يك انسان بود
به همين خاطر ديزني از بازيگر زن واقعي استفاده كرد

00:23:05.580 --> 00:23:10.645
تا لباس ها و شكل او را
روي كاغد طراحي كند

00:23:10.780 --> 00:23:12.087
اين كار براي اولين بار صورت مي گرفت

00:23:12.548 --> 00:23:16.187
اين همان چيزي است كه امروزه به آن
موشن كپچر مي گويند

00:23:16.469 --> 00:23:18.732
سفيد برفي مثل يك دختر واقعي مي رقصد

00:23:18.977 --> 00:23:23.136
كاملا با وقار ، زيبا بدون هيچ حركت
غلط يا تحريف شده در بدن او

00:23:23.798 --> 00:23:26.672
نتيجه كار اين شد
كه حضار ايستاده فيلم را مورد تشويق قرار دادند

00:23:27.670 --> 00:23:29.967
نقد ها همه ستايش كننده بود

00:23:33.734 --> 00:23:38.403
اين طراحي پر زحمت در اين ساختمان در گوشه خيابان
انجام شده بود

00:23:40.259 --> 00:23:42.858
كار ديزني بي عيب و نقص به نظر مي آمد

00:23:44.471 --> 00:23:47.086
اما رفته رفته از خلاقيت
وي در فيلم هايش  كاسته شد

00:23:47.086 --> 00:23:48.977
و خود او نيز محافظه كارتر شد

00:23:51.458 --> 00:23:57.220
بعد از جنگ جهاني دوم ديزني در دادگاه
ضد كمونيست مكارتيسم حضور پيدا كرده و شهادت داد.

00:23:57.859 --> 00:24:01.429
روند توليد فيلم هاي او با پيشرفت طراحي
تغيير كرد

00:24:01.429 --> 00:24:03.572
او از تكنيك فتوكپي كردن فيلم استفاده كرد

00:24:03.817 --> 00:24:08.250
اين روش ارزان تر بود
و به اين صورت بود كه مثلا در اين صحنه  از

00:24:08.250 --> 00:24:12.525
فيلم 100 سگ خالدار دور سگ ، پنجره و كوسن
خطوط سياه رنگ كشيده شده است

00:24:16.258 --> 00:24:19.518
فيلم هاي اولييه ديزني داراي رگه هايي از سورئاليسم بودند

00:24:19.518 --> 00:24:21.148
و به لحاظ تكنيكي بسيار نوآور بودند

00:24:21.573 --> 00:24:25.457
اما بعد از دهه ها اين رگه هاي سورئاليسم و نو آوري ها

00:24:25.457 --> 00:24:30.397
رفته رفته جاي خود را به پيام ها و تكنيك هاي
محافظانه كارنه تر دادند

00:24:33.330 --> 00:24:37.693
ژانر وحشت ،گنگستري ، وسترن
كمدي و فيلم هاي كارتوني

00:24:37.693 --> 00:24:39.228
هاليوود  را به حركت در آوردند

00:24:39.228 --> 00:24:42.548
و هاليوود را شيفته خود
و جهان را شيفته هاليوود كردند

00:24:46.839 --> 00:24:52.397
در اينجا ، در نوراني ترين شهر جهان در دهه 30
پاريس نيز سينما به استاندارد خاص رسيده بود

00:24:52.878 --> 00:24:57.319
فيلمساز هاي مهم فرانسه در دهه 30
علاوه بر گسترش سينماي فانتزي

00:24:57.319 --> 00:25:01.988
ژرژ مليه س فيلم هاي رئاليستي برادران لومير
را ارتقا دادند

00:25:04.712 --> 00:25:06.812
بزرگترين جادوگر سينماي فرانسه

00:25:06.812 --> 00:25:10.357
شاعر و هنرمندي تحت عنوان
ژان كوكتو در اينجا

00:25:10.679 --> 00:25:13.282
در منطقه ايي سر سبز از شهر پاريس
متولد شد

00:25:14.161 --> 00:25:17.074
در فيلم « خون يك شاعر » اثر ژان كوكتو

00:25:17.099 --> 00:25:21.460
مجسمه ايي به هنرمندي جواني مي گويد
بايد هرچه زودتر از استوديو خارج شود

00:25:21.460 --> 00:25:23.250
هنرمند بايد از درون يك آينه رد شود

00:25:23.750 --> 00:25:24.937
او اين كار را ميكند

00:25:25.079 --> 00:25:29.689
در اين صحنه از فيلم، كوكتو از چند صداي فرياد
براي به تصوير كشيدن فرو رفتن پسر به آينه استفاده ميكند

00:25:33.020 --> 00:25:36.486
كاري كه در سينماي صامت
غير قابل اجرا بود

00:25:38.046 --> 00:25:41.617
در پشت آينه او هتلي شبيه به ديوانه خانه
را پيدا ميكند

00:25:41.617 --> 00:25:46.895
دنيايي كه شايد ناخود آگاه وي است
دنيايي فاقد نيروي جاذبه

00:25:48.482 --> 00:25:52.272
كوكتو تحت تاثير پيكاسو و رئيس اپرا
و منتقد هنري به نام دياگلف بود

00:25:52.272 --> 00:25:54.134
او همچنين ترياك نيز مصرف مي كرد

00:25:56.250 --> 00:26:01.866
در صحنه كريدور در فيلم صحنه گويي در يك سمت قرار گرفته است
و حركات شخصيت بر عكس به نظر مي رسد.

00:26:02.275 --> 00:26:05.285
تكنيكي ساده كه در فيلم هاي اوليه و سورئاليسم
به كار گرفته مي شد

00:26:08.415 --> 00:26:12.100
حدود 80 سال بعد در فيلم «تلقين» ساخته ي

00:26:12.125 --> 00:26:14.804
كريستوفر نولان در صحنه ايي خلسه وار از آن استفاده مي كند

00:26:15.388 --> 00:26:20.110
 دكوري كه در كريدور از آن استفاده شده بود
اين بار در استوانه ايي گردان ساخته شده است

00:26:22.915 --> 00:26:26.307
فيلمساز بعدي فيلمسازي بود
 به خلاقي ژان كوكتو اما جوان تر و سياسي تر از او

00:26:26.307 --> 00:26:31.804
كه عجيب ترين فيلم هاي دهه  30 سينما فرانسه را ساخت
فيلمسازي به نام ژان ويگو

00:26:32.685 --> 00:26:36.309
براي مثال به اين صحنه از فيلم
نمره اخلاق صفر نگاه كنيد

00:26:36.309 --> 00:26:39.198
صحنه به صورتي است كه گويي در داخل سالن برف مي بارد

00:26:39.683 --> 00:26:43.762
پسربچه ها كه در يك مدرسه شبانه روزي با نظامي سركوب كننده
درس مي خوانند شب در خوابگاه در حال مبارزه با بالشت هاي خود هستند

00:26:44.557 --> 00:26:46.638
ويگو اين صحنه را آهسته به تصوير ميكشد

00:26:47.180 --> 00:26:50.283
درست مثل كوكتو ، ويگو نيز
با صدا بازي ميكند

00:26:50.616 --> 00:26:54.627
آهنگساز وي موسيقي روي اين صحنه
را به صورت بر عكس اجرا مي كند

00:26:54.976 --> 00:26:58.623
 خلاقيت و ابداع گري ديگر در صدا

00:27:03.650 --> 00:27:04.859
بچه ها آشوبي به پا ميكنند

00:27:04.884 --> 00:27:06.938
اين نما بسيار پر ريخت و پاش و در عين حال بامزه است

00:27:08.213 --> 00:27:11.246
فيلم به نظر سيستم آموزش و پرورش را مورد حمله
قرار ميدهد

00:27:11.246 --> 00:27:14.308
و به همين خاطر تا اواسط دهه 1940 توقيف ماند

00:27:15.024 --> 00:27:20.303
اين فيلم سال ها بعد تاثير مستقيمي روي فيلمي
تحت عنوان «اگر» ساخته ليندسي اندرسون گذاشت

00:27:20.303 --> 00:27:22.353
كه در آن عقايد راديكالي ويگو با ساختار آموزش و پروش بريتانيا
تركيب شده بود

00:27:23.497 --> 00:27:26.699
اندرسون نيز شورش دانش آموزها را از روي
 پشت بام آغاز كرد

00:27:27.152 --> 00:27:29.927
ولي داستان فيلم در يك مدرسه غير انتفاعي
رخ مي دهد

00:27:30.389 --> 00:27:36.221
بر خلاف دانش آموزان فيلم ويگو كه كتاب و سبد پرتاب ميكردند
دانش اموزان فيلم اندرسون تيربار دارند

00:27:39.064 --> 00:27:43.318
فيلم بعدي ويگو تحت عنوان «آتالانت » به اندازه
فيلم قبلي اش مخالف جريان اصلي سينما بود

00:27:43.419 --> 00:27:44.669
و  به همان اندازه عجيب بود

00:27:45.007 --> 00:27:48.423
داستان فيلم درمورد زني به نام ديتو پارلو
است كه با مردي جوان ازدواح ميكند

00:27:48.647 --> 00:27:50.711
و همراه وي روي لنچ مرد زندگي ميكند

00:27:51.002 --> 00:27:54.747
پارلو همچون يك كودك است
او حس شاعرانگي جهان را در مي يابد

00:27:54.747 --> 00:27:56.408
او خوشي و محبت را در مي يابد

00:28:00.023 --> 00:28:02.687
ويگو فيلم را در اين كانال در پاريس فيلمبرداري
كرده است

00:28:05.654 --> 00:28:10.007
در وسط فيلمبرداري برف شروع به باريدن كرد
و منجر به اين شد كه در حفظ تداوم صحنه دچار مشكل شوند

00:28:10.007 --> 00:28:13.710
اما ويگو يك فيلمبردار استثنايي
به نام بوريس كافمن

00:28:13.710 --> 00:28:16.554
كه برادر فيلمساز مشهور شوروي
ژيگا ورتوف بود را در كنار خود داشت

00:28:16.554 --> 00:28:22.116
او سر دوربين را به سمت بالا گرفت كه اين جور
به نظر مي رسد كه كارلو با آسمان در تضاد قرار گرفته است

00:28:31.367 --> 00:28:35.472
پارلو به زودي از كانال خسته شده
و دلش مي خواهد به نورهاي روشن پاريس برگردد

00:28:35.643 --> 00:28:38.964
شوهر او در كانال شنا ميكند
زيرا او از ديگران شنيده است

00:28:38.989 --> 00:28:41.450
كه اگر كسي در زير آب شنا كرده چشمانش را ببندد
و دوباره باز كند

00:28:41.450 --> 00:28:43.764
كسي كه دوستش دارد را خواهد ديد

00:28:50.560 --> 00:28:54.394
همچون فيلم نمره اخلاق صفر فيلم
آتالانت نيز در باز خورد مخاطب دچار مشكل شد

00:28:54.954 --> 00:28:57.193
اما ويگو سر بلند بيرون آمد

00:28:58.368 --> 00:29:02.812
خيلي ها بر اين عقيده بودند كه
فيلم از لحاظ بصري درخشان است اما داستان مناسب وخاصي ندارد

00:29:03.661 --> 00:29:08.268
مثل اوزو و ديگر فيلمساز فرانسوي
ژاك تاتي

00:29:08.293 --> 00:29:13.215
و كارگردان اسكاتلندي بيل فورسايت
ويگو علاقه ايي به پيرنگ اصلي نداشت

00:29:13.626 --> 00:29:17.825
او مي خواست كه با زباني بدون سانسور
زيبا و جذاب نشان دهد

00:29:17.850 --> 00:29:20.663
كه چگونه اين زن به زندگي روي مي آورد

00:29:21.342 --> 00:29:24.137
افسوس كه زندگي خود ويگو زود تمام شد

00:29:24.139 --> 00:29:26.864
او به سرطان خون مبتلا شد و در سال 1934 چشم از جهان فروبست

00:29:27.015 --> 00:29:31.062
در سن 29 سالگي در ساختماني كه
قبلا در اينجا واقع شده بود

00:29:38.139 --> 00:29:43.097
اين كانال در پاريس كه ويگو از آن استفاده كرد
لوكيشن مورد علاقه

00:29:43.122 --> 00:29:46.951
دو نويسنده و كارگردان كه با هم كار ميكردند
به نام هاي مارسل كارنه و ژاك پره ور نيز بود

00:29:47.865 --> 00:29:52.775
فيلم هاي بي نظير گروه كارنه - پره ور در دهه 30
داستان مردماني فراموش شده را روايت مي كنند

00:29:52.800 --> 00:29:56.468
كه در صبح زود و يا زير نور هاي كم دم غروب
به شكلي اتفاقي با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند

00:29:56.793 --> 00:29:59.602
آن ها به كمك يكديگر لحاظاتي زندگي كردن
را تجربه مي كنند

00:29:59.602 --> 00:30:02.988
اما دوباره به لاك و دنياي سرشار از بدبيني خود
باز مي گردند

00:30:03.676 --> 00:30:08.116
نرخ بيكاري در سال 1935 در فرانسه
به 1/2 ميليون نفر رسيد

00:30:08.367 --> 00:30:10.284
اين يك بي ثباتي سياسي براي فرانسه بود

00:30:10.982 --> 00:30:14.133
بعد از آن نيز
نازي ها وارد فرانسه شدند

00:30:14.955 --> 00:30:17.523
به همين خاطر وضعيت صنعت سينما نيز
در آن كشور دچار تزلزل شد

00:30:18.157 --> 00:30:23.713
از فيلم هاي فراموش نشدني كارنه - پره ور در دهه 30
با عنوان «رئاليسم شاعرانه »ياد شده است

00:30:24.661 --> 00:30:28.432
فيلم « بندر مه آلود » يكي از شناخته شده ترين
فيلم هاي سينماي رئاليسم شاعرانه فرانسه است

00:30:29.061 --> 00:30:34.066
ژان گابن در اين فيلم يك فراري از دست لژيونر هاي خارجي است
كه تمام عمرش بد شانس بوده است

00:30:34.406 --> 00:30:36.463
او مي خواهد از فرانسه خارج شود

00:30:36.488 --> 00:30:37.483
و شروعي دوباره داشته باشد

00:30:37.750 --> 00:30:40.018
او در عقب يك كاميون سوار شده و به بندر مي رسد

00:30:40.555 --> 00:30:41.693
هوا تاريك شده است

00:30:41.936 --> 00:30:43.777
نورهاي بالاي كاميون ها تاريكي ها

00:30:43.777 --> 00:30:44.596
را روشن ميكنند

00:30:45.185 --> 00:30:48.011
مه  و غبار موجود در فضا
دنيا را افسرده نشان ميدهد

00:30:49.042 --> 00:30:52.106
كارنه اين صحنه ها را با استفاده از فيلتر پخش كننده نور
روي لنز فيلمبرداري كرده است

00:30:53.029 --> 00:30:57.166
گابن با صورتي بي احساس و سرد همچون همفري بوگارت

00:31:03.863 --> 00:31:07.010
تنهاست و تنها يار و همدم وي يك سگ است

00:31:13.512 --> 00:31:15.323
اين واقعا يك چيز احساسي زيباست

00:31:15.348 --> 00:31:17.729
فيلمي با شخصت هايي با سري خميده و نگاهي رو به پايين

00:31:25.547 --> 00:31:28.639
در صورتي كه در هالييود شخصيت ها خوشبينانه
سر بالا هستند و به دنياي جديد مي نگرند

00:31:28.639 --> 00:31:32.957
دنياي پره ور نويسنده تراژيك تر بود

00:31:33.517 --> 00:31:37.070
در فيلم « بندر مه آلود » وضعيت و فضا و جو حاكم بر
فرانسه دهه 1930 كاملا نمايان بود

00:31:37.095 --> 00:31:41.140
به طوري كه سخنگوي دولت شهر ويشي فرانسه
كه طرفدار نازي ها بود گفت

00:31:41.165 --> 00:31:44.861
اگر ما جنگ را ببازيم بدانيد كه
دليل آن فيلم بندر مه آلود است

00:31:45.140 --> 00:31:49.630
كارگردان فيلم مارسل كانه در پاسخ گفت
تو نمي تواني طوفان را گردن باد سنج بيندازي.

00:31:51.781 --> 00:31:53.679
كارنه استاد فيلمسازي بود

00:31:53.918 --> 00:31:57.422
زماني كه او در اين خانه در اين استوديو
در ژونويل در نزديكي پاريس فيلم مي ساخت

00:31:57.422 --> 00:32:00.023
به بزرگي هوارد هاكس در هاليوود بود

00:32:04.354 --> 00:32:06.053
پشت اين ديوارها

00:32:06.053 --> 00:32:10.105
و اينجا در مكان قبلي استوديو پاته

00:32:10.130 --> 00:32:15.208
كارنه و طراح صحنه فوق العاده اش
الكساندر ترائونر دنيا را تحت شعاع خود قرار دادند

00:32:15.790 --> 00:32:21.277
تا آن دوران فيلمي بزرگتر از
فرزندان بهشت وجود نداشت

00:32:23.933 --> 00:32:28.341
داستان فيلم فرزندان بهشت در قرن نوزدهم
در تئاتري در پاريس اتفاق مي افتاد

00:32:29.110 --> 00:32:34.670
داستان فيلم حول و حوش چند شخصيت مدام در حال حركت است
يكي از اين شخصيت ها اين روسپي به نام گرانس است

00:32:34.695 --> 00:32:37.943
كه متهم به دزديدن ساعت مردي پولدار درست در اين مكان
شده است

00:32:38.069 --> 00:32:44.258
باپتيست يك بازيگر نمايش خياباني متوجه مي شود كه زن بي گناه است
مرد نشان مي دهد كه چه اتفاقي افتاده است

00:32:57.522 --> 00:33:00.474
ناگهان كارنه به بازي هاي مرد موسيقي اضافه مي كند

00:33:00.813 --> 00:33:02.842
يك اتفاق خياباني به يك نمايش تبديل مي شود.

00:33:03.155 --> 00:33:07.535
ژان لويي بارولت كه تمام بدنش با سفيدي پوشانيده شده
در نقش بازيگر نمايش اجرا فوق العاده ايي به معرض نمايش مي گذارد

00:33:17.977 --> 00:33:20.223
و البته كه در اين صحنه طعنه ها و كنايه هاي سياسي نيز است

00:33:20.580 --> 00:33:24.546
مرد شاهد بي كلام با حركاتش نشان مي دهد
كه مرد پولدار دروغ مي گويد

00:33:24.546 --> 00:33:28.742
و دختر زيبا و بيچاره را نجات مي دهد

00:33:29.346 --> 00:33:31.583
بازيگر عاشق دختر مي شود

00:33:33.592 --> 00:33:37.218
در زمان ساخته شدن فيلم فرزندان بهشت
 فرانسه تحت اشغال نازي ها بود

00:33:37.218 --> 00:33:40.952
و به همين خاطر فيلم ها نمي توانستند به واقعيت هاي روز جامعه
اشاره ايي داشته باشند

00:33:41.191 --> 00:33:43.806
نازي ها با اين كار به مردم يك
انزواي سياسي تحميل كردند

00:33:44.757 --> 00:33:46.216
اين مرد از نزديك كارنه را مي شناخت
ضمنا وي صاحب تئاتري است

00:33:46.516 --> 00:33:49.804
كه بعضي از پلان هاي فيلم فرزندان بهشت در آن فيلمبرداري شد

00:33:49.816 --> 00:33:52.504
<b><c.yellow>چيز هايي زيادي كه براي اولين
با در فيلم اتفاق مي افتاد</c></b>

00:33:52.516 --> 00:33:57.304
<b><c.yellow>به طور مثال يك داستان عاشقانه زيبا
كه محدوديت را كنار مي زد</c></b>

00:33:57.516 --> 00:34:00.904
<b><c.yellow>و نوستالژي براي مردم فرانسه از دوران آزادي شان بود</c></b>

00:34:01.516 --> 00:34:04.904
<b><c.yellow>شبيه به بازي هاي دوران كودكي بود</c></b>

00:34:05.516 --> 00:34:12.904
<b><c.yellow>ما فرانسوي ها خودمان را آينه ي
جهان مي دانيم</c></b>

00:34:13.516 --> 00:34:15.904
<b><c.yellow> و به عقيده خودمان مهمترين
مردم جهان هستيم</c></b>

00:34:16.516 --> 00:34:17.904
<b><c.yellow>و حتي در آن دوران
ما همچنيان مي درخشيديم</c></b>

00:34:18.516 --> 00:34:21.904
<b><c.yellow>با اينكه در اشغال و بند بوديم</c></b>

00:34:22.516 --> 00:34:25.904
<b><c.yellow>ما هيچ جراتي نداشتيم
كه رودروي آلماني ها قرار بگيريم</c></b>

00:34:26.516 --> 00:34:30.904
<b><c.yellow>حالا چرا من فيلم هايي مثل فيلم هاي دوستم
مارسل كارنه را دوست دارم؟</c></b>

00:34:31.516 --> 00:34:34.904
<b><c.yellow>چون اين فيلمساز با فيلم هايشان به ما
اجازه مي دادند فرار كنيم</c></b>

00:34:35.516 --> 00:34:38.904
<b><c.yellow>و به شكلي ناگهاني ديگر ما احساس گناه نداشته باشيم
و ببينيم كه آزاد هستيم</c></b>

00:34:39.677 --> 00:34:42.334
نام فيلم فرزندان بهشت

00:34:42.334 --> 00:34:45.284
به جايگاه هاي ارزان قيمت كه در بالاي
سالن هاي تئاتر گذشته قرار داشتند اشاره دارد

00:34:45.309 --> 00:34:46.939
جايي كه مردم بسيار فقير در آنجا قرار مي گرفتند

00:34:49.730 --> 00:34:53.403
از آن بالا مردم واقعيت زندگي را از بالا
نگاه مي كردند

00:34:53.403 --> 00:34:56.995
كه اين با ديدگاه پره ور و كارنه در فيلم بسيار هماهنگ است

00:34:57.907 --> 00:35:02.183
اگرچه كه كارنه يك فيلمساز واقع گرا و رمانتيك بود
اما اين مرد ژان رنوار

00:35:02.183 --> 00:35:05.477
بهترين فيلمساز بشردوست در دهه 30
فرانسه بود

00:35:06.149 --> 00:35:10.216
نورمن لويد بازيگر با تجربه سينما
در دهه 40 با رنوار همكاري داشته است

00:35:12.386 --> 00:35:16.253
چيزي كه رنوار از فيلم هايش مي خواست
و چيزي كه ما از فيلم هايش برداشت مي كنيم

00:35:16.253 --> 00:35:20.959
حس و رابطه انسان دوستانه بسيار قوي بود

00:35:20.959 --> 00:35:23.725
بين مردم كه با هم در ارتباط بودند برقرار مي شد

00:35:24.540 --> 00:35:29.234
چيز هايي در فيلم هاي نوار به ما انتقال داده مي شد
كه در فيلم هاي هيچ فيلمساز ديگري موجود نبود

00:35:30.005 --> 00:35:37.215
در واقع درسته كه رنوار قدرت بصري بالايي داشت
اما خيلي از اين مفاهيم در نماهاي بسيار ساده وي نهفته است

00:35:37.941 --> 00:35:41.983
اين صحنه حرفايي كه لويد درباره ي حس انسان دوستانه
رنوار مي گفت را اثبات مي كند

00:35:42.543 --> 00:35:44.023
اين صحنه از معروفترين فيلم وي يعني

00:35:44.048 --> 00:35:45.498
قاعده بازي است

00:35:45.756 --> 00:35:49.700
در اين صحنه ما در اتاقي يكي از قصر هايي
يك اشراف زاده هستيم

00:35:49.700 --> 00:35:52.018
كه چيزي از زندگي واقعي نمي داند

00:35:52.363 --> 00:35:55.051
اين دو دوست قديمي در حال صحبت كردن در باره ي عشق
هستند

00:35:55.344 --> 00:36:00.689
رنوار خود در اين فيلم در نقش اكتاو عياشي بيكار
كه در اين مكان حضور دارد ظاهر شد

00:36:00.860 --> 00:36:04.390
نوع فيلمبرداري ، نور پردازي زواياي دوربين
بسيار ساده و معمول اند

00:36:04.693 --> 00:36:09.539
گويي دوربين رنوار همچون يك مشاهده گر سقوط و انحطاط
اين تمدن را نظاره مي كند

00:36:09.997 --> 00:36:13.654
بعدها در فيلم رنوار يكي از معروفترين
ديالوگ هاي فيلم را مي گويد

00:36:15.647 --> 00:36:16.928
مي دوني چه چيزي وحشتناكه ؟

00:36:16.953 --> 00:36:19.900
اينكه هركسي براي هر كاري كه ميكنه
دلايل خودش را دارد

00:36:22.186 --> 00:36:25.393
اونا علاوه بر اينكه دلايل خودشون را دارند

00:36:25.418 --> 00:36:27.164
مي تونند آزادانه و هر طور كه دلشون خواست
خود شون را نشون بدند

00:36:27.189 --> 00:36:31.671
در شب عيد پاك در جنگ جهاني دوم فرانسوي ها جرات
نداشتند بدون اجازه نازي ها آب بخورند

00:36:31.671 --> 00:36:33.411
اين يك اتفاق عجيب بود

00:36:33.678 --> 00:36:36.503
مورخ سينما
ژان ميشل فوردون

00:36:36.503 --> 00:36:41.719
با معنا ترين جمله ايي كه رنوار
گفته است اين است كه مي گويد

00:36:41.744 --> 00:36:43.717
هركسي دلايل خودش را دارد

00:36:43.717 --> 00:36:51.975
منظورم اينكه اين در باره خير و شر  يا  گذشته و آينده
و يا اين حرف هاي قلمبه سلمبه نيست.</i>

00:36:51.975 --> 00:36:57.678
اصلا رنوار بلد نبود حرف قلمبه سلمبه بزند

00:36:57.678 --> 00:37:01.472
به همين خاطره كه فيلماش همچنان زنده اند

00:37:01.497 --> 00:37:05.555
البته اين كه شما با چيزي روبه رو مي شويد
كه با اطمينان نمي توان در موردش حرف زد

00:37:05.580 --> 00:37:09.388
چون شما نمي توانيد با اطمينان بگوييد

00:37:09.413 --> 00:37:11.168
كه كي آدم خوب است و كي آدم بد است؟

00:37:11.193 --> 00:37:14.333
شما فقط اين را مي دانيد
كه آنجا ميدان جنگي است كه در آن فقط بايد جنگيد

00:37:14.415 --> 00:37:17.947
ما به كدام سو هدايت شده ايم
يا چرا به ان سو هدايت شده ايم ؟

00:37:17.972 --> 00:37:18.428
نه

00:37:18.507 --> 00:37:22.624
رنوار در اين خانه مجلل  در مونتمارت
پاريس متولد شد

00:37:23.879 --> 00:37:27.996
پدر او پير آگوست رنوار يكي از نقاش هاي امپرسيونيست
فرانسه بود

00:37:28.536 --> 00:37:32.947
فيلم « توهم بزرگ » ديگر ساخته زان رنوار فيلم است
درباره ي عدالت انساني است

00:37:34.163 --> 00:37:38.034
يك افسر فرانسوي در جنگ جهاني اول
در اردوگاه اسير ها

00:37:38.034 --> 00:37:39.985
با دشمنانش رابطه دوستي برقرار ميكند

00:37:40.138 --> 00:37:44.114
 اريك فون اشتروهايم
بازيگر تيپ در سينماي صامت

00:37:44.114 --> 00:37:46.081
نقش فرمانده اردوگاه را بازي ميكند

00:37:46.286 --> 00:37:49.804
اين بار هم نيز رنوار از مرگ طبقه اشرافي
مي گويد

00:37:50.128 --> 00:37:52.405
رنوار آن دو را در قاب هاي اندازه فيلمبرداري ميكند

00:37:52.979 --> 00:37:55.993
و اشتروهايم با زندانيان رفتار خوبي دارد

00:37:56.067 --> 00:37:59.001
زندانيان سرباز هاي فرانسوي هستند
كه زندگي بسيار معمولي در گذشته داشته اند

00:37:59.538 --> 00:38:02.369
بين آن ها همان طور كه در كادر بندي موجود بود
تعادل ايجاد مي شود

00:38:03.364 --> 00:38:07.430
ژانر جنگي يكي از ژانر هاي معمول در دهه 30  بود
كه اكثرا داستان كليشه ايي در باره ي نبرد

00:38:07.455 --> 00:38:12.721
خير و شر داشت اما رنوار حسن و خير
را در هر دو جهبه ديد

00:38:12.746 --> 00:38:17.405
او همچنين براي هر دو طبقه كه اختلاف زيادي داشتند
احترام قائل شد

00:38:17.927 --> 00:38:22.357
رنوار گفته است كه مدام مثل يك نجار در حال ايجاد برشي
كوچك در براي ايجاد تعادل در فيلم هايش بوده است

00:38:22.589 --> 00:38:24.685
براي طراحي دنياي شخصيت هايش

00:38:25.001 --> 00:38:27.147
طوري كه انگار روي يك صندلي حركت دار نشسته باشيد

00:38:27.754 --> 00:38:31.243
مثل ويگو ، رنوار نيز از داستان سر راست خوشش نمي آمد

00:38:32.009 --> 00:38:35.504
او دوست داشت اتفاق هاي فيلمش به به شكل زيگزاگ وار
مماس با هم روي دهند

00:38:35.676 --> 00:38:39.159
مثال اين نوع روايت داستان در يكي
از صحنه هاي « توهم بزرگ » قابل مشاهده است

00:38:39.184 --> 00:38:43.033
در جايي چند نفر در حال صحبت كردن
در مورد جوان مردي يهوديان هستند

00:39:06.819 --> 00:39:08.600
رنوار داستانش براي لحظه ايي متوقف مي كند

00:39:08.625 --> 00:39:13.134
تا سر بازها لحظه ايي در باره ي نيكي و معرفت صحبت كنند

00:39:13.928 --> 00:39:17.788
رنوار مدام به هند سفر ميكرد
او عاشق فلسفه شرق بود

00:39:20.103 --> 00:39:23.054
رنوار معتقد بودند مردم در زندگي شان
چشم بندي جلوي چشمانشان بسته اند

00:39:23.054 --> 00:39:26.312
كه مانع آن مي شود كه آن ها لذت واقعي زندگي كردن
را ببينند و يا درك كنند

00:39:27.787 --> 00:39:31.890
ژان رنوار با فيلم هايش به ما فرصتي داد
هرچند كوتاه كه طعم اين  لذت را بچشم

00:39:34.537 --> 00:39:39.839
فيلم هاي بدون ژانر فقط در فرانسه
ساخته نمي شد

00:39:41.644 --> 00:39:47.382
در دهه 1930 در آمريكايي جنوبي
يكي از بديع ترين و خلاقانه ترين فيلم هاي اوليه تاريخ سينما ساخته شد

00:39:47.659 --> 00:39:51.425
اين فيلم « حبس » نام داشت  توسط ماريو پيكشيتو
در كشور برزيل ساخته شد

00:39:51.450 --> 00:39:55.301
پيكيشتو موقع ساخت اين فيلم 19 سال داشت"

00:39:55.301 --> 00:39:58.864
استاد تدوين سينماي شوروي سرگئي آيزنشتاين اين فيلم
را بسيار زيبا دانست

00:39:59.197 --> 00:40:01.559
زني تنها روي يك صخره نشسته است

00:40:02.284 --> 00:40:03.325
هيچ ديالوگي وجود ندارد

00:40:03.515 --> 00:40:04.717
هيچ نمايي عكس العملي وجود ندارد

00:40:04.824 --> 00:40:06.503
تعدادي ديزالو پشت سرهم

00:40:06.505 --> 00:40:08.422
اگر ما به زن نزديك شويم

00:40:11.754 --> 00:40:13.993
خواهيم ديد كه به او درمانده و افسرده به نظر مي رسد

00:40:14.189 --> 00:40:15.792
هوا گرم و شرجي است

00:40:15.957 --> 00:40:17.064
حال اين اتفاق مي افتد

00:40:17.285 --> 00:40:20.605
دوربين از روي سه پايه برداشته شده
و خيلي سريع به سمت صورت زن مي رود

00:40:20.912 --> 00:40:22.296
دوربين روي دست است

00:40:25.018 --> 00:40:26.222
و حالا اين اتفاق

00:40:28.012 --> 00:40:29.884
كه يك بلندپروازي به نظر مي آيد

00:40:33.747 --> 00:40:36.170
وقتي كه ما در فيلم متوجه مي شويم
كه اين زن به تازگي از زندان آزاد شده است

00:40:36.170 --> 00:40:37.952
اين صحنه برايمان معناي بيشتري پيدا مي كند

00:40:38.300 --> 00:40:39.670
شايد او واقعا نمي تواند ادامه دهد

00:40:39.824 --> 00:40:41.786
شايد در حبس بودن او را رواني كرده است

00:40:42.175 --> 00:40:44.296
زن شروع به آرام كردن خود ميكند

00:40:46.025 --> 00:40:49.075
اولين فيلم برزيلي در سال 1906 ساخته شد

00:40:49.223 --> 00:40:52.917
تا دهه 1920
حدود 100 فيلم در اين كشور ساخته شد

00:40:53.246 --> 00:40:56.983
فيلم « حبس» يكي از بهترين ، عميق ترين و فراموش نشدني ترين فيلم هاي
اين كشور است

00:40:57.134 --> 00:41:00.999
گويي اين فيلم تفكرات فيلمساز هاي
امپرسيونيست فرانسوي بهبود بخشيد.

00:41:01.152 --> 00:41:06.466
تا دهه 1950 كه دوباره سينماي برزيل
به شكوه و قدرتي مي رسد خبري از آن ها در تاريخ سينما نبود

00:41:07.619 --> 00:41:13.991
در دهه 1930  سينماي لهستان نيز براي اولين بار
پا در تاريخ سينما گذاشت

00:41:14.119 --> 00:41:17.794
اولين استوديو فيلمسازي در لهستان
در دهه 1920 شروع به كار كرد

00:41:17.794 --> 00:41:22.974
ولي در سال 1938
اين فيلم بدون ژانر جريان ساز شد

00:41:23.684 --> 00:41:26.952
اين فيلم توسط استفان و فرانچيسكا
تمرسون ساخته شد

00:41:27.722 --> 00:41:31.056
چند مرد يك كمدي آينه ايي را
در جنگ با خود حمل مي كنند

00:41:31.037 --> 00:41:33.482
يك ماجراي سورئال كه گاهي اوقات
لحن شاعرانه به خود مي گيرد

00:41:33.998 --> 00:41:38.502
به نظر تمرسون ها علاقه اي زيادي به بازي
با نور و نوردهي

00:41:38.527 --> 00:41:40.589
و يا كارهاي تجربي

00:41:41.150 --> 00:41:44.866
يا نماهاي غير افقي و يا
نماهاي عكس العمل و غيره

00:41:47.014 --> 00:41:50.522
سي سال بعد يكي از مشهورترين
فيلمساز هاي لهستاني

00:41:50.522 --> 00:41:55.048
رومن پولانسكي موقعي كه اين فيلم كوتاه
تجربي اش را مي ساخته

00:41:55.048 --> 00:41:57.735
فيلم تمرسون ها را الگوي خود قرار داده است

00:41:58.659 --> 00:42:01.834
لهسان در دهه 1930 دوران سختي را سپري ميكرد

00:42:01.859 --> 00:42:05.978
سپس توسط كشور همسايه اش آلمان مورد حمله قرار گرفت

00:42:12.458 --> 00:42:16.439
فيلم هاي عاميانه دهه 1930 آلمان
فيلم هايي لطيف و با حس و حال خوب

00:42:16.464 --> 00:42:19.089
در باره ي كوه ها ، موسيقي و يا
سرزمين وطني بودند

00:42:19.376 --> 00:42:24.997
اما خيلي زود آدولف هيتلر و حزب وي يهوديان
را از كاركردن در صنعت سينما منع كردند

00:42:25.356 --> 00:42:30.261
در  اين كوير فيلم هاي اخلاقي
فيلم سازي به نام لني ريفرنشتايل ظهور كرد

00:42:30.925 --> 00:42:35.068
او در فيلمش از نور هاي نرم ، مه و نماهايي
زيبا از كوهستان استفاده كرد

00:42:41.517 --> 00:42:43.326
اين يك نماي كلوز آپ رمانتيك از خود وي است

00:42:43.808 --> 00:42:48.420
زني با استعداد ، وحشي ، زيبا و با اراده

00:42:49.785 --> 00:42:53.125
هيتلر و وزير تبليغاتي اش گوبلز

00:42:53.125 --> 00:42:56.493
از ريفرنشتال خواستند تا از تجمع
و رژه حزب نازي فيلمي بسازد

00:42:57.188 --> 00:42:59.955
نتيجه كار فيلمي تحت عنوان « پيروزي اراده » شد

00:42:59.955 --> 00:43:03.329
يك فيلم مستند كه
در آن هيتلر

00:43:03.329 --> 00:43:06.644
و حزب او به شكلي اسطوره ايي به تصوير كشيده شده بود

00:43:09.171 --> 00:43:12.036
ريفرنشتايل كاري كرد كه
گريفيث

00:43:12.036 --> 00:43:15.988
در « تعصب » و گانس در فيلم « ناپلئون » انجام داده بودند

00:43:39.142 --> 00:43:44.893
تصاوير رفنرشتال مهندسي شده ،حماسي
زنده و پر زرق برق بودند

00:43:46.678 --> 00:43:53.001
بعدها در اين جا در استاديوم المپيك برلين
ريفرنشتال از 1936 بازي فيلم گرفت

00:43:54.392 --> 00:43:56.590
اين يكي از دوربين هاي وي است

00:43:57.140 --> 00:44:02.436
او دوربين را به بالن متصل كرده
و يا در زمين قرار مي داد

00:44:02.497 --> 00:44:05.739
تا بتواند تصوير مورد نظرش از ورزشكاران
را بگيرد

00:44:05.990 --> 00:44:10.011
لنز هاي تله زوم به او اين كمك را مي كرد كه بتواند
از فاصله دور از ورزشكارها نماي بسته بگيرد

00:44:10.036 --> 00:44:14.446
كه با اين نماها  حس همبستگي . دوستي بين مردم جهان را
در سال 1932 را مخاطب القا كند

00:44:15.104 --> 00:44:19.057
رفرنشتال با استفاده از اين لنز ها  نماهايي با جزئيات زياد
از تماشاچايان حاضر در ورزشگاه مي گرفت

00:44:26.999 --> 00:44:31.247
در صحنه شيرجه زدن او قبل از اينكه ورزشكار
وارد آب بشود برش زده و يا

00:44:31.247 --> 00:44:35.470
از صحنه را برعكس روايت ميكند
و يا با چرخش دوربين نماها را برعكس مي كند

00:44:35.470 --> 00:44:39.235
تا صحنه ها را زيبا مثل پرواز كردن
و يا باله رقصدين در فيلم هاي موزيكال به نظر بيايد

00:44:39.546 --> 00:44:44.098
همانطور كه گفته شد بازبي بركلي رقص هاي فيلمهايش
را بر اساس رژه سرباز ها در ارتش طراحي مي كرد

00:44:44.098 --> 00:44:48.445
و حالا بر عكس به نظر مي رسد كه ريفنشتال صحنه هاي رژه
را از روي رقص هاي بازبي بركلي الهام گرفته است

00:44:49.214 --> 00:44:53.545
ريفنشتال به شدت به انجام كارهاي
خارق العاده و ريسك پذيري كه فراتر

00:44:53.545 --> 00:44:55.959
زندگي روزمره بود علاقه داشت

00:44:58.539 --> 00:45:01.556
او اين اشخاص را طوري به تصوير كشيده است
كه آنان همچون خدايان يوناني مي مانند

00:45:01.556 --> 00:45:06.196
در عين حال او سياست هاي فاسد كار فرما هاي خود
را نيز به تصوير مي كشد

00:45:06.390 --> 00:45:11.977
در كنار اورسون ولز و آلفرد هيچكاك
لني ريفرنشتال بيش از هر كارگردان ديگري

00:45:12.002 --> 00:45:15.291
به تكنيك و عناصر سينمايي در دهه 30 و 40
توجه مي كرد

00:45:15.529 --> 00:45:17.666
اگر چه كه خود او اين قضيه را هميشه انكار كرد

00:45:17.666 --> 00:45:20.826
گفته شده او از آدم ها و اسراي اردوگاه هاي كار اجباري
به عنوان سياه لشكر در اين فيلمش

00:45:20.826 --> 00:45:24.231
تحت عنوان « تيفلند » استفاده كرده است

00:45:26.258 --> 00:45:28.516
او دو باره در اين فيلمش نيز از تكنيك فيلمسازي
متفاوتي مثل

00:45:28.541 --> 00:45:31.407
 حركات پيچيده اي دوربين  و
نور هاي عجيب غريب و متغيير استفاده كرده است

00:45:33.292 --> 00:45:37.705
باوجود  مدرن شدن جامعه و پيدايش انديشه ها و ايده هاي
مثل خويشتن از هم گسيخته

00:45:37.705 --> 00:45:40.889
ريفنشتال اصلا تغييري در تفكر خود به وجود نياورد

00:45:41.151 --> 00:45:44.125
اين عكس هايي است كه وي در دهه 70
از مردم آفريقا گرفته است

00:45:44.125 --> 00:45:48.172
اين عكس ها شباهت بسياري به تصاويري دارد كه
وي از ورزشكاران در دهه 1930 گرفت

00:45:51.226 --> 00:45:53.445
همان طور كه گفته شد
در دهه 30

00:45:53.445 --> 00:45:55.885
فيلم هاي آمريكايي با ژانر هاي مختلف

00:45:55.885 --> 00:45:58.886
و با خلاقيت هاي مختلف حرف اول را در داستان سينما
مي زدند

00:45:59.244 --> 00:46:03.159
اما در لندن در دهه 1930 ميلادي
ما با مردي آشنا مي شويم كه

00:46:03.159 --> 00:46:07.638
علاوه بر اينكه استاد ساخت فيلم در ژانر هاي مختلف بود
به شدت خلاق نيز مي بود

00:46:08.930 --> 00:46:11.036
نام اين مرد آلفرد هيچكاك است

00:46:11.036 --> 00:46:15.616
<i>شما مجبوريد به ياد داشته باشيد كه
فرآيند اين گونه ترساندن</i>

00:46:15.616 --> 00:46:19.682
<i>اين است كه تصوير درستي ارائه دهيد</i>

00:46:19.690 --> 00:46:23.630
<i>تصويري  از سينماي ناب كه من
بسيار به آن معتقدم.</i>

00:46:25.093 --> 00:46:29.989
<i>متصل كردن تكه هاي مختلف فيلم به يكديگر
براي خلق فضاي رعب آور</i>

00:46:30.014 --> 00:46:32.648
<i>بخش اساسي از كار من در سينماست.</i>

00:46:33.114 --> 00:46:36.661
هيچكاك به بزرگترين تصوير ساز قرن بيستم تبديل شد

00:46:36.898 --> 00:46:39.695
تصوير سازي حتي مهم تر از پابلو پيكاسو

00:46:39.915 --> 00:46:41.075
چطور ما مي توانيم چنين حرفي بزنيم ؟

00:46:41.348 --> 00:46:43.109
هفت دليل براي اثبات اين قضيه وجود دارد

00:46:45.195 --> 00:46:47.128
اولين آن نماهاي نقطه ديد ( پي او وي ) اوست

00:46:47.424 --> 00:46:51.973
در جواني هيچكاك اين مكان در خيابان آكسفورد
در لندن را ديد

00:46:51.998 --> 00:46:57.209
او اين جا يك فيلم بر اساس حركت شبح ( كه قبلا گفته شد ) ساخت
او براي استفاده از اين تكنيك دوربين را بر روي يك تراموا متصل كرد

00:46:57.491 --> 00:46:58.630
او عاشق اين تكنيك بود

00:46:58.655 --> 00:47:01.829
او فهميد كه دوربين مي تواند چشم هاي شخصيت اصلي اش
باشد

00:47:02.211 --> 00:47:07.059
حدود 50 سال بعد هيچكاك در اين فيلم كابوس وارش
يعني سرگيجه

00:47:07.084 --> 00:47:09.828
دوربين جايگزين چشم هاي جميز استوارت مي كند

00:47:09.853 --> 00:47:14.644
او اين صحنه را از پشت شيشه جلوي اتوموبيل گرفته
كه در آن استوارت در تعقيب زني است كه در ماشين سبز رنگ است,

00:47:14.669 --> 00:47:16.580
زني كه استوارت را شيفته خود كرده است

00:47:25.135 --> 00:47:29.747
دومين دليلي كه تصوير سازي هيچكاك را بي نظير
كرده است مربوط به مكاني است كه وي به دنيا آمده است

00:47:29.956 --> 00:47:30.696
اين مكان

00:47:31.049 --> 00:47:32.826
اسكس در انگلستان

00:47:35.699 --> 00:47:37.141
محله ايي كه زندگي در آن جريان داشت

00:47:37.800 --> 00:47:42.363
اما هيچكاك اذعان داشت كه فيلم ها نبايد
در باره ي زندگي باشند

00:47:43.347 --> 00:47:45.824
او اعتقاد داشت كه فيلم ها فراتر از واقعيت هستند

00:47:46.545 --> 00:47:49.254
او صحنه هايي كه مربوط به روزمرگي بود
را از فيلم هايش حذف مي كرد

00:47:51.239 --> 00:47:51.731
اما چرا ؟

00:47:52.332 --> 00:47:54.040
شايد به خاطر اين مكان باشد

00:47:55.019 --> 00:47:58.190
مدرسه كاتوليك هاي يسوعايي
جايي كه وي در آنجا درس مي خواند

00:47:58.505 --> 00:48:01.221
خود هيچكاك گفته است :كه يسوعيان به او منطقي
آموختند

00:48:01.221 --> 00:48:05.748
كه به وي اين اجازه را مي داد تا كه به اثبات
بعضي مسائل بپردازد مسائلي مثل اثبات وجود خدا

00:48:05.748 --> 00:48:09.069
به همين خاطر است كه فيلم هاي وي داراي منظق غير مادي و  آخرتي است

00:48:11.638 --> 00:48:15.558
براي مثال در اين فيلم
مردي نجيب و محترم

00:48:15.583 --> 00:48:17.346
در انبار يك خانه مجلل گير افتاده است

00:48:17.440 --> 00:48:18.509
او بايد بيرون بيايد

00:48:18.727 --> 00:48:22.647
او كبريتي روشن كرده و زير آژير
اعلام حريق مي گيرد

00:48:22.648 --> 00:48:25.089
لباس هاي او چروك شده و كمي خيس مي شوند

00:48:26.645 --> 00:48:29.818
چند لحظه بعد او بيرون در خيابان است

00:48:29.843 --> 00:48:32.819
خودشان را مي تكاند و مرتب مي كند

00:48:33.864 --> 00:48:36.458
هيچ صحنه ايي وجود ندارد كه نشان دهد كه اين مرد
چگونه توانسته بيرون بيايد

00:48:36.884 --> 00:48:38.336
يك معجزه داستاني اتفاق افتاده است

00:48:39.685 --> 00:48:43.889
منطق يسوعايي هميشه انديشه هيچكاك
در كارنامه هنزي اش بوده است

00:48:50.052 --> 00:48:53.775
و سومين ويژگي بارز  و درخشان هيچكاك
درك  و فهم وحشت است

00:48:54.827 --> 00:48:56.670
وحشتي كه در مكان هاي عادي وجود دارد

00:48:57.046 --> 00:48:59.185
وحشت هايي كه با شوكه كردن بسيار متفاوت است

00:49:01.161 --> 00:49:03.787
به اين صحنه  از فيلم « خرابكاري » نگاه كنيد

00:49:03.769 --> 00:49:05.924
در فيلم يك آلماني مي خواهد  در لندن بمب بگذارد

00:49:06.529 --> 00:49:08.605
پسر بچه ايي در اتوبوس نشسته است

00:49:11.229 --> 00:49:14.465
ناگهان آن چيزي كه پسر بچه در حال حمل كردنش بود
منفجر مي شود

00:49:20.482 --> 00:49:22.612
خوب حالا  همه چيز درست به نظر مي آيد

00:49:22.924 --> 00:49:24.188
پسر بچه مرده است

00:49:24.296 --> 00:49:25.875
اين بسيار شوكه كننده و تراژيك است

00:49:26.410 --> 00:49:28.853
اما همانطور كه گفته شد وحشت با شوكه شدن فرق دارد

00:49:29.709 --> 00:49:34.675
در فيلم « خرابكاري » هيچكاك حدود پانزده
مرتبه به ما مي گويد كه

00:49:34.700 --> 00:49:40.727
بسته ايي كه همراه پسر بچه است يك بمب است
كه در ساعت 1:45 عصر شنبه منفجر مي شود

00:49:53.346 --> 00:49:56.748
رعب و وحشت از درون اين دانستن و آگاهي ما بيرون مي آيد
در صورتي كه شوكه شدن مربوط به زماني است كه اتفاق مي افتد

00:50:04.897 --> 00:50:08.063
هيچكاك هميشه در فيلم هايش به ما  گفته است
از قبل بترسيد

00:50:08.063 --> 00:50:11.355
از قبل بترسيد
و ما هم ترسيديم

00:50:14.365 --> 00:50:16.289
هيچكاك در سينماي آلمان كار مي كرد

00:50:16.482 --> 00:50:19.409
سپس به اين كمپاني كه توسط آمريكايي ها

00:50:19.409 --> 00:50:21.637
در بريتانيا ساخته شده بود ، آمد

00:50:22.260 --> 00:50:23.978
هيچكاك با همسرش در اينجا آشنا شد

00:50:24.003 --> 00:50:28.365
و بسيار از همسرش كه در آنجا به عنوان دستيار نويسنده
كار مي كرد آموخت

00:50:28.759 --> 00:50:31.399
فيلم هاي هيچكاك بسيار زنانه بودند

00:50:34.069 --> 00:50:38.146
چهارمين دليل براي اثبات بزرگي هيچكاك
نحوه استفاده او از نماي كلوزآپ است

00:50:38.454 --> 00:50:43.081
هيچكاك بعد از آيزنشتاين بيش از هر كارگردان
ديگري نماي كلوز آپ را دوست داشت

00:50:43.526 --> 00:50:48.118
اين عشق هيچكاك به نماهاي بسته
در فيلم انگليسي اش « سي و نه پله » در نماهاي بسته دست ها مشخص است

00:50:52.623 --> 00:50:55.923
در فيلم مرد مرموزي وجود دارد كه
يك انگشت قطع شده دارد

00:50:55.923 --> 00:50:58.113
اين مرد در فيلم تنها كسي است كه مي داند « سي و نه پله » چيست

00:51:00.274 --> 00:51:03.101
دستان مادلين كارول ناخواسته به دستان
مردي به اسم هاني دستبند زده شده است

00:51:03.101 --> 00:51:07.417
زن بايد با دست متصل به هاني
جورابش را در آورد

00:51:11.430 --> 00:51:14.874
در پايان فيلم آن دو دوباره دست هم را مي گيرند

00:51:17.245 --> 00:51:21.516
هيچكاك نماي كلوز آپ را همچون غرش سنج ها در موسيقي
مي داند

00:51:21.868 --> 00:51:24.555
و يا نقطه گذاري دراماتيك در داستان

00:51:30.180 --> 00:51:33.891
كلوز آپ ها ما را به سمت دليل پنجمي مي برد كه اثبات مي كند
هيچكاك فيلمسازي بسيار خلاق بود

00:51:35.348 --> 00:51:38.379
در حالي كه بسياري از فيلمساز هاي جهان
صحنه هاي خود را با نماي معرف شروع مي كردند

00:51:38.379 --> 00:51:44.376
سپس به نماي متوسط و در آخر به نماهاي بسته كات مي زدند
تا ما آرام آرام وارد جهان فيلم بشويم

00:51:44.376 --> 00:51:46.744
هيچكاك عكس اين عمل را انجام ميداد

00:51:46.960 --> 00:51:49.215
اين صحنه شروع « سي و نه پله » است

00:51:49.835 --> 00:51:52.403
فيلم ابتدا با نماي بسته ازچند لامپ نئوني
شروع مي شود

00:51:52.730 --> 00:51:54.360
ما نمي دانيم كجاييم

00:51:57.211 --> 00:51:58.523
سپس يك باجه بليط فروشي

00:52:04.380 --> 00:52:05.551
سپس يك فرش

00:52:06.510 --> 00:52:07.763
سپس  نمايي ازچند پا

00:52:12.343 --> 00:52:13.319
سپس يك نما از پشت سر شخصيت

00:52:17.885 --> 00:52:20.534
سپس نمايي از بالاي كنتر باس و
رهبر اركستر

00:52:23.602 --> 00:52:26.192
وقتي نما ها بازتر مي شوند

00:52:26.313 --> 00:52:28.347
تازه ما مي فهميم كه در  سالن تئاتر لندن هستيم

00:52:30.429 --> 00:52:34.134
ما هيچ نماي خارجي  و يا هيچ
نمايي از بيرون از سالن تئاتر نداريم

00:52:34.800 --> 00:52:39.460
فيلم « سي و نه پله » در اينجا در محل زندگي وي نوشته شد

00:52:39.485 --> 00:52:41.385
جايي كه هيچكاك ايده هايش را نگه مي داشت

00:52:44.503 --> 00:52:47.705
نورمن لويد كسي بود كه بسياري
از نمايش هاي تلويزيوني هيچكاك را تهيه كرده بود

00:52:47.705 --> 00:52:50.881
در اين صحنه كه ششمين دليل
براي اثبات

00:52:50.881 --> 00:52:54.494
اينكه هيچكاك بزرگترين تصوير ساز قرن بيستم بوده است
بازي كرد

00:52:55.615 --> 00:52:59.991
ما اينجا در آمريكا هستيم جايي كه لويد
از روي مجسمه آزادي آويزان شده است

00:53:02.255 --> 00:53:04.241
اين فقط صداي باده كه

00:53:06.049 --> 00:53:09.508
تو خيلي كم اونو مي شنوي

00:53:09.533 --> 00:53:14.065
اين صداي سوت نيست
اين فقط صداي زمزمه هاي باد است

00:53:17.565 --> 00:53:19.009
آستينتو مي گيرم

00:53:19.790 --> 00:53:24.213
استاندارد و قواعد فيلم هاي تريلر اين طور است كه
در اين صحنه بايد از موسيقي دراماتيك قوي استفاده مي شد

00:53:24.404 --> 00:53:28.018
لويد از شخصيت خوب فيلم رابرت كامينگ
در خواست كمك مي كند

00:53:28.971 --> 00:53:31.397
اما هيچكاك از موسيقي استفاده نمي كند

00:53:31.575 --> 00:53:33.647
او تقريبا فقط از پچ پچ ها و نجواها موجود در صحنه استفاده ميكند

00:53:36.191 --> 00:53:37.472
تبرئت مي كنم

00:53:39.129 --> 00:53:40.628
قسم مي خورم تبرئت كنم

00:53:42.420 --> 00:53:43.376
تبرئت مي كنم

00:53:43.563 --> 00:53:44.810
يالا طناب رو بيار

00:53:46.388 --> 00:53:48.161
چرا اينقدر از صداهاي كمتري استفاده شده است؟

00:53:48.903 --> 00:53:50.647
چون كه صداهاي اضافه باعث مي شوند
كه حواس و تمركز ما

00:53:50.647 --> 00:53:55.030
از صداي كم پاره شدن نخ هاي آستين شخصيت
پرت شود

00:54:00.889 --> 00:54:03.210
شايد هم دليلش اين باشد كه از آنجا كه

00:54:03.235 --> 00:54:07.858
هيچكاك در سينماي صامت كار مي كرد
عاشق سكوت شده بود

00:54:16.840 --> 00:54:17.806
به اونا بگو سريع باشند.</i>

00:54:18.278 --> 00:54:19.426
آستين

00:54:19.638 --> 00:54:21.266
آستين

00:54:30.151 --> 00:54:31.556
اين يك موقعيت اضطراريه

00:54:32.262 --> 00:54:34.562
او دارد شخصي كه نجاتش داده است
را تبرئه مي كند

00:54:35.982 --> 00:54:38.757
و همان موقع
او سقوط ميكند

00:54:40.049 --> 00:54:49.384
مي بينيد كه او هر طور شده مي خواهد
باب كامينگ را تحت تاثير قرار دهد

00:54:49.409 --> 00:54:53.229
او احساس مي كند كه براي اين كار احتياجي نيست
كه فرياد بزند

00:54:53.229 --> 00:54:57.577
او فقط احساس مي كند اگر اضطراري بودن
موقعيت را بتواند به باب انتقال دهد

00:54:57.577 --> 00:55:00.041
باب او را نجات خواهد داد

00:55:02.528 --> 00:55:05.472
و حالا به اين صحنه ديگر فيلم
هيچكاك « مارني » نگاه كنيد

00:55:06.890 --> 00:55:10.154
اين صحنه هفتمين دليل براي اثبات بزرگ بودن
هيچكاك را به ما نشان مي دهد

00:55:11.098 --> 00:55:14.517
شان كانري در اين صحنه با تيپي هيدرن
كه نقش مارني را بازي مي كند همبازي است

00:55:15.791 --> 00:55:20.451
آن ها در كشتي در حال سفر كردن هستند
مرد مي خواهد با زن رابطه برقرا كند اما زن نمي خواهد

00:55:21.449 --> 00:55:22.708
نه

00:55:24.501 --> 00:55:26.534
مرد لباس هاي زن را پاره مي كند

00:55:26.860 --> 00:55:28.412
زن خشكش مي زند

00:55:32.799 --> 00:55:34.183
متاسفم مارني

00:55:47.439 --> 00:55:49.012
هيچكاك در اين صحنه چكار مي كند؟

00:55:58.516 --> 00:56:01.499
او صحنه را به نماي با ارتفاع از بالا
كات مي زند

00:56:04.031 --> 00:56:04.875
يك صدا شبيه به جيغ

00:56:09.478 --> 00:56:10.603
صداي جيغ زن بود؟

00:56:15.537 --> 00:56:19.487
هبچكاك گفته بود كه نماي بسته همچون
غرش سنج ها در موسيقي است

00:56:19.487 --> 00:56:22.489
اين نما با ارتفاع از بالا همچون ارتعاش صداي آواز در
موسيقي مي ماند

00:56:33.093 --> 00:56:37.091
به لندن بر مي گرديم به استوديويي كه هيچكاك
بهترين فيلم هاي بريتانياييش را در پآنجا ساخت

00:56:37.091 --> 00:56:40.305
اين استوديو
امروزه به چند آپارتمان مجلل و امروزي تبديل شده است

00:56:41.024 --> 00:56:46.719
در بين اين ساختمان ها مجسمه اي بزرگي از هيچكاك
شبيه به مجسمه بودا قرار داده شده است

00:56:47.183 --> 00:56:49.139
هيچكاك مردي خردمند و در عين حال بسيار مرموز بود

00:56:50.140 --> 00:56:55.196
هيچكاك كه بزرگترين فيلمساز تصوير ساز و سرگرم كننده
سينما بود هميشه به آرامي مي خنديد

00:56:58.809 --> 00:57:03.502
هيچكاك به خاطر هيبت فيزيكي اش

00:57:03.502 --> 00:57:12.261
رفتاري مثل چرچيل يا بودا
و يا هيبت مرشدي داشت

00:57:12.286 --> 00:57:19.833
او روي آن صندلي جلوي شما مي نشست و
 آنقدر به شما زل مي زد تا شما بگوييد

00:57:19.858 --> 00:57:24.894
مطمئني كه اين چيزي كه ميگي درسته ؟

00:57:30.071 --> 00:57:33.838
به دهه 1930 نگاه دوباره مي اندازيم
اولين دهه ورود صدا به سينما

00:57:33.838 --> 00:57:37.989
كاملا مشخص است كه فيلم ها در ژانر هاي
خودشان بهترين بودند

00:57:37.989 --> 00:57:42.377
فيلمساز هاي خلاق شناخته شده
و بسيار محبوب شدند

00:57:43.348 --> 00:57:47.333
اما سينما سرشار از اتفاقات عجيب و غريب
فراموش نشدني است

00:57:47.334 --> 00:57:52.989
فيلمساز هاي غير قابل دسته بندي مثل ژان كوكتو
ويگو و فيلمساز هاي رئاليسم شاعرانه فرانسوي

00:57:53.014 --> 00:57:56.303
و يا فيلمساز با استعداد با تفكرات ترسناك
مثل لني ريفنشتال

00:57:56.305 --> 00:57:59.707
و يا حقه باز وسوسه گر مثل
آلفرد هيچكاك

00:58:02.701 --> 00:58:07.087
در سال هاي پاياني دهه 1930
جنگ در اروپا آغاز شده بود

00:58:07.087 --> 00:58:11.980
سه فيلم در باره ي سه زن
حس لذت و حس فرار

00:58:11.980 --> 00:58:14.502
به زندگي ما انتقال دادند

00:58:14.758 --> 00:58:19.005
نينوچكا زن كمونيست غمگيني بود
كه در پاريس عاشق مي شود

00:58:19.005 --> 00:58:21.156
و همچون يك پرنسس لباس مي پوشد

00:58:21.181 --> 00:58:26.105
<i>رفقا ، مردم جهان
انقلاب در حال وقوع است</i>

00:58:26.107 --> 00:58:29.673
<i>من مي دانم كه بمب  باران
خواهد شد.</i>

00:58:29.675 --> 00:58:35.088
<i>تمدن نابود خواهد شد
ولي نه هنوز لطفا</i>

00:58:35.088 --> 00:58:37.739
<i>صبر كن
چرا عجله داريد؟</i>

00:58:37.716 --> 00:58:39.509
<i>وقت زياده</i>

00:58:39.509 --> 00:58:43.789
عشق ، الماس و اين شهر نوراني
نينونچكا را مست مي كند

00:58:43.789 --> 00:58:47.297
درست مثل فيلم هاي رمانتيك در دهه 1920

00:58:48.259 --> 00:58:50.254
<i>خيلي خوشحال خيلي خسته</i>

00:58:52.334 --> 00:58:55.271
مثل نينوچكا دورتي در فيلم
جادوگر شهر آز

00:58:55.271 --> 00:58:57.551
در يك دنياي رئاليستي خاكستري زندگي مي كند

00:58:59.348 --> 00:59:02.561
در يكي از صحنه هاي مشهور فيلم
ما پشت سر بازيگر زن را ميبينيم

00:59:02.561 --> 00:59:05.208
كه لباسي قهوه ايي مايل به سرخ پوشيده
و در صحنه ايي با همين رنگ قرار كرفته است

00:59:05.208 --> 00:59:09.020
در باز مي شود ، دختر از اين دنيا وارد
دنياي با رنگ هاي زيبا مي شود

00:59:09.020 --> 00:59:13.750
و بازيگر دوم جودي گارلند كه لباسش
چهارخانه ايي آبي رنگ است

00:59:13.750 --> 00:59:17.801
وارد سرزميني پر از لذت و تفريح مي شود
سرزميني به نام   آز.

00:59:24.437 --> 00:59:27.607
دنيايي فانتزي مثل
شهر پاريس براي نينوچكا

00:59:30.617 --> 00:59:33.696
اگر چه كه آز يك روياي دروغين براي دورتي است

00:59:33.905 --> 00:59:36.924
تا او به اين موضوع آگاه شود
كه هيچ جا خانه خودش نمي شود

00:59:37.204 --> 00:59:40.684
زماني كه دوربين روي كرين بالا مي رود
مسئله فيلم نيز يواش يواش مشخص مي شود

00:59:40.684 --> 00:59:43.126
كه بيشتر فيلم هاي دهه 1930 گريزگرا بودند

00:59:43.271 --> 00:59:46.150
و حالا سومين زني كه دچار ايده و انديشه
گريزگرايي مي شود

00:59:46.375 --> 00:59:49.864
اسكارلت اوهارا در فيلم بر باد رفته
زني ثروتمند است كه در زندگي بد آورده است

00:59:50.150 --> 00:59:55.040
او در دنيايي فانتزي زندگي ميكند
اما بعد وارد دنياي واقعي و جنگ مي شود

00:59:55.175 --> 00:59:58.190
حركت دوربين به سمت بالا در اين
صحنه استثنايي

00:59:58.190 --> 01:00:00.165
ميزان تلفات جسمي را نشان مي دهد

01:00:00.349 --> 01:00:03.973
دو فيلم قبلي اشتباه دورتي و نينوچكا را

01:00:03.998 --> 01:00:08.459
درباره گريزگرايي مورد سرزنش قرار نداد
ولي نماي زاويه ديد خدا در فيلم بربادرفته

01:00:08.459 --> 01:00:10.746
اسكارلت را براي روگرداني و پس زدن هايش
موردد تنبيه قرار مي دهد

01:00:10.912 --> 01:00:12.753
او همه چيزش را از دست مي دهد

01:00:13.234 --> 01:00:16.056
فيلم بر باد رفته به عنوان يكي از مهمترين
فيلم هايي كه در مورد گريز گرايي ساخته شده اند

01:00:16.056 --> 01:00:20.790
شناخته شده است اما اين در حالي
است كه فيلم به شكلي واضح گريز گرايي را مورد حمله قرار ميدهد

01:00:21.248 --> 01:00:23.161
فرم خود موضوع ديگري است

01:00:24.238 --> 01:00:27.623
فيلم در درونش جهاني پر زرق و برق و
احساسي خلق كرد

01:00:27.874 --> 01:00:29.932
 در فيلم حركت هاي دوربين روي كرين بسيار باشكوه است

01:00:30.215 --> 01:00:35.410
موسيقي پر شاخ و برگ فيلم
طعم تلخ فيلم را براي مخاطب شيرين مي كند

01:00:36.380 --> 01:00:42.904
نينوچكا ، دورتي و اسكارلت نشان دادند كه
گريزگراي تم اصلي فيلم هاي سال 1939 بوده است

01:00:42.904 --> 01:00:48.880
به دقت گوش كنيد صداي طبل هاي آمدن جنگ، رئالسيم

01:00:48.880 --> 01:00:50.726
و اورسون ولز شنيده مي شود

01:00:50.750 --> 01:01:02.750
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:01:02.774 --> 01:01:14.774
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.