﻿WEBVTT

00:00:02.475 --> 00:00:04.460
<c.yellow>از سال 1939 تا سال 1952</c>

00:00:05.175 --> 00:00:10.460
<c.yellow>ويراني هاي جنگ
و تولد زباني جديد در سينما</c>

00:00:11.537 --> 00:00:15.361
ما در اين قسمت به سراغ دوران درخشان
حضور اورسون ولز در سينما خواهيم رفت

00:00:15.361 --> 00:00:19.936
و نيز بخش تاريك سينماي آمريكا در دهه 1940
را بررسي خواهيم كرد

00:00:20.773 --> 00:00:22.941
ايتاليا 1939

00:00:23.467 --> 00:00:24.893
يك راهمپايي گسترده صورت گرفته است

00:00:24.971 --> 00:00:32.707
اين فروشنده يعني موسوليني در اين جا
برتري و خلوص بشر را به فروش مي رساند

00:00:32.871 --> 00:00:35.922
او با اين مرد هيتلر دوست شد

00:00:36.305 --> 00:00:39.678
اين دو رفيق بخش از اعظمي از جهان
را نابود كردند

00:00:42.479 --> 00:00:46.881
از درون خرابي هاي ايتاليا
زبان جديدي از سينما تحت عنوان نئورئاليسم متولد شد

00:00:46.881 --> 00:00:51.060
شيوه ايي از فيلمسازي كه در آن
اثرات و تلفات جنگ به تصوير كشيده مي شد

00:00:51.085 --> 00:00:57.168
اين يكي از مشهورترين صحنه هاي فيلم هاي اين مكتب است
اتفاقي دردناك و ناگهاني به شكلي رئاليستي به تصوير كشيده مي شود

00:01:04.711 --> 00:01:06.110
فيلم ها در دهه 40 ميلادي

00:01:06.135 --> 00:01:10.644
به اين تلخي شده بودند
چون زندگي به اين تلخي شده بود

00:01:10.650 --> 00:01:14.377
اما پيش از اينكه فيلم ها اين چنين تلخ
و دردناك باشند

00:01:14.377 --> 00:01:19.164
موضوع روز فيلم
دليجان و يا فيلم هاي اورسون ولز بود

00:01:20.200 --> 00:01:23.126
فيلم « دليجان »  از جان وين يك ستاره ساخت

00:01:23.128 --> 00:01:25.455
دوربين با سرعت به سمت صورت وي حركت ميكند

00:01:25.744 --> 00:01:26.815
آره

00:01:28.981 --> 00:01:30.326
سلام كيد

00:01:30.326 --> 00:01:31.478
<i>سلام كرلي </i>

00:01:32.487 --> 00:01:33.635
<i>سلام باك</i>

00:01:33.660 --> 00:01:34.646
خانوادت چطورند ؟

00:01:34.671 --> 00:01:38.110
اين فيلم نود و چهارمين فيلم جان فورد بود

00:01:38.135 --> 00:01:41.537
در اينجا
فورد در اين لوكيشن مورد علاقه اش در حال گفت وگو است

00:01:41.537 --> 00:01:44.680
اين مصاحبه توسط يك فيلمساز بزرگ ديگر
يعني پيتر باگدانوويچ انجام شده است

00:01:45.414 --> 00:01:48.806
اين مصاحبه كاملا نشان مي دهد كه جان فورد
چقدر از تحليل هايي كه از فيلم هايش مي شود متنفر است

00:01:50.386 --> 00:01:51.142
برداشت اول

00:01:51.142 --> 00:01:53.228
بيشتر از يك برداشت كه نمي خواي بري ؟
درسته ؟

00:01:53.228 --> 00:01:54.035
شروع كن

00:01:56.179 --> 00:02:00.371
آقاي فورد من مي دانم كه ديدگاه
شما نسبت به دنياي غرب

00:02:00.371 --> 00:02:05.535
سال به سال افسرده تر وسياه تر مي شود

00:02:05.535 --> 00:02:08.338
براي مثال من دو فيلم
ارابه ران و

00:02:08.363 --> 00:02:10.234
مردي كه ليبرتي والانس را كشت را باهم مقايسه ميكنم

00:02:10.668 --> 00:02:13.815
آيا شما از اين موضوع آگاه بوديد
كه حال و فضاي فيلم عوض شده است؟

00:02:13.840 --> 00:02:14.905
نه

00:02:16.917 --> 00:02:19.941
حالا كه من بهش اشاره كردم آيا چيزي هست
در مورد آن به ما بگوييد ؟

00:02:20.770 --> 00:02:23.092
من نمي دونم چي داري ميگي

00:02:26.389 --> 00:02:31.125
آيا شما با اين قضيه موافقيد كه
حرف اصلي فيلم قلعه آپاچي

00:02:31.150 --> 00:02:34.182
سنت گرايي است
در واقع در آن فيلم عقايد سنتي ارتش

00:02:34.182 --> 00:02:36.572
از عقايد افراد مهم تر است ؟

00:02:37.771 --> 00:02:38.491
كات

00:02:39.984 --> 00:02:43.771
فورد دوست نداشت درمورد فيلم هايش صحبت كند
اما ديگران در مورد آثار او بسيار گفته اند

00:02:43.771 --> 00:02:46.413
يك منتقد نوشته است كه
جان فورد در فيلم هايش

00:02:46.438 --> 00:02:50.442
زندگي هاي متزلزل و قهرمانه هاي افسانه ايي رو به
زوال را به تصوير مي كشد

00:02:51.099 --> 00:02:54.055
فيلم « دليجان » يك افسانه سينمايي است

00:02:54.055 --> 00:02:56.512
فيلم داستان گروه از افراد مختلف است كه در يك دليجان
در حال سفرند

00:02:56.512 --> 00:03:01.649
يكي از اين افراد يك زن روسپي است
كه به ديگران محل نمي گذارد

00:03:01.649 --> 00:03:05.468
ولي زن با يك كابوي به نام
رينگو كيد را دوست دارد

00:03:06.541 --> 00:03:11.249
بسياري از نماهاي داخلي دليجان با استفاده
از سيستم بك پروجكشن فيلمبرداري شده است

00:03:12.612 --> 00:03:16.212
فورد بين فضاي تنگ و وتنگنا ترسي
در داخل دليجان و

00:03:16.212 --> 00:03:20.427
نماهاي كلاسيك معمولي با تركيب بندي هايي ساده
مثل اين صحنه كنتراست به وجود آورده است

00:03:21.028 --> 00:03:24.997
در اين مكان رينگو با شجاعت
جلوي دختر

00:03:24.997 --> 00:03:27.152
خودي نشان مي دهد

00:03:28.935 --> 00:03:34.054
درسته ..من يك بزدلم
مي دونم كه هستم

00:03:34.054 --> 00:03:36.631
به خاطر همينه كه كارهاي احمقانه مي كنم

00:03:37.274 --> 00:03:39.524
هشت يا نه بار خودم را عوض كردم

00:03:40.066 --> 00:03:42.402
كه ثابت كنم كه بزدل نيستم

00:03:42.743 --> 00:03:45.360
اما بعد ازيه مدت همه چيز تمام شد
من هنوز مي دونم ،هنوز ميدونم

00:03:45.360 --> 00:03:46.605
كه يك بزدلم

00:03:47.106 --> 00:03:50.945
من هميشه در فيلم هايم يك قهرمان ساكت و ساده انتخاب ميكنم

00:03:50.945 --> 00:03:55.752
كه كسي به وي توجه نمي كند
در صورتي كه اين شخص بسيار

00:03:55.752 --> 00:04:04.554
با دل و جرات تر و شجاع تر آدم هاي لاف زن
و يا پر ادعا

00:04:04.579 --> 00:04:06.851
و يا رفقاي رك گويمان است

00:04:06.851 --> 00:04:09.970
او فقط يك مرد ساده است
كه دست به كارهاي شجاعانه و دلاورانه مي زند

00:04:12.734 --> 00:04:16.518
در اين صحنه رينگو و دختر
زندگي جديدي را آغاز ميكنند

00:04:16.518 --> 00:04:19.440
در علم اسطوره شناسي و كهن الگوها
اين شايسته سالاري غرب است

00:04:23.057 --> 00:04:26.917
خيلي خوب كيد...بهت گفتم دنبال من راه نيفت

00:04:31.009 --> 00:04:33.902
فورد در اين صحنه به فضا عمق داده است

00:04:35.544 --> 00:04:38.220
فيلم « دليجان » شكل جديد بصري
به سينما داد كه بعدها به شكل

00:04:38.220 --> 00:04:41.810
عمق دادن به فضا و نيز تصوير فوكوس با عمق ميدان زياد
در سينماي دهه 40 مورد استفاده قرار گرفت

00:04:42.683 --> 00:04:45.604
كه البته ما در قسمت هاي قبل در ژاپن

00:04:45.604 --> 00:04:48.591
و در فيلم هاي ميزوگوچي اين نوع فوكوس با عمق ميدان زياد
را تماشا كرديم

00:04:48.973 --> 00:04:54.304
ولي فورد و فيلمبردارش
عمق در فضا را با عمق در فوكوس تصوير  تركيب كردند

00:04:54.328 --> 00:05:01.328
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:05:02.186 --> 00:05:05.117
اين در حالي بود كه در آن دوران
استفاده از لنزهاي با فاصله كانوني زياد مد بود

00:05:05.117 --> 00:05:11.778
لنز هايي كه تصاويري با فوكوس هاي با عمق كم
و چشم ها واضح و دور تا دور موها نرم

00:05:11.786 --> 00:05:13.803
و البته با پس زمينه ايي مات خلق مي كردند

00:05:17.268 --> 00:05:21.850
فوكوس با عمق ميدان زياد كه توسط لنزهاي وايد
گرفته مي شد به بازيگر ها و اجزاي صحنه اين

00:05:21.850 --> 00:05:25.706
اجازه را مي داد كه به طور واقعي در فاصله دور
و يا نزديك دوربين قرار گيرند

00:05:26.372 --> 00:05:28.334
و واضح ديده شوند

00:05:29.452 --> 00:05:32.614
در فيلمبرداري با عمق ميدان زياد
در فواصل بين اجزاي صحنه تاكيد مي شود

00:05:33.184 --> 00:05:37.524
زماني كه نما داخلي در اتاق است تصوير چنين چيزي فوق العاده ايي خواهد بود
بخصوص اگر دوربين در ارتفاع پايين قرار گيرد

00:05:37.549 --> 00:05:41.213
چون در اين موقعيت بين سقف
و تصوير پس زمينه عمقي ايجاد شده

00:05:41.213 --> 00:05:43.627
و خطوطي با تركيب بندي قابل توجه ايي به وجود مي آيند

00:05:44.647 --> 00:05:46.744
اين عمق ايجاد كردن در فضا و نيز در تصوير

00:05:46.769 --> 00:05:48.673
به مخاطب اين اجازه را مي داد
كه خود انتخاب كند كه به كجا نگاه كند

00:05:49.365 --> 00:05:52.890
همانگونه كه آيزنشتاين در اوايل دهه 20

00:05:52.890 --> 00:05:54.980
سبك جديدي از تدوين  را به وجود آورد

00:05:55.550 --> 00:05:58.225
كه به چشم ما اجازه مي داد
تصاوير را عوض كند

00:05:58.225 --> 00:06:00.713
و مكان را به مكان ديگر تبديل كند

00:06:01.275 --> 00:06:05.008
ابداعات فيلم « دليجان » تاريخ سينما
را تغيير داد

00:06:05.596 --> 00:06:09.575
يكي از افرادي كه بيش از 30 بار فيلم
دليجان را در سال 1940 ديده بود

00:06:09.575 --> 00:06:14.693
اين مرد است اورسون ولز
مردي كه در اينجا در حال قدم زدن در صحنه است

00:06:14.693 --> 00:06:18.578
شعبده باز سينما
كه به غول سينما تبديل شد

00:06:20.648 --> 00:06:23.934
در اين صحنه از فيلم اول وي
همشهري كين

00:06:23.959 --> 00:06:27.124
به نظر ولز و فيلمبردارش گرگ تولند

00:06:27.149 --> 00:06:30.573
تا آنجا كه مي توانستند به صحنه و تصوير
خود عمق داده اند

00:06:30.584 --> 00:06:33.573
ولز خود نقش يك روزنامه نگار
مغرور را ايفا ميكند

00:06:33.575 --> 00:06:36.499
او در فاصله ي كمتر از يك متري دوربين است

00:06:36.501 --> 00:06:42.640
اورت سولان آنقدر دور ايستاده است
كه كوچك تر از دماغ ولز به نظر مي رسد

00:06:43.544 --> 00:06:46.630
اين عمق دادن در مكان منجر به نوعي قياس اندازه ها شده است

00:06:46.632 --> 00:06:50.509
اين نوع مقايس مثل سايه اي اكسپرسيونيستي
در فيلم كاليگاري است

00:06:51.069 --> 00:06:54.449
بيش از هر فيلم ديگري در آن زمان
همشهري كين

00:06:54.449 --> 00:06:58.134
فوكوس و نورهاي كم عمق و نرم  سينماي
رمانتيك هاليوود را به چالش كشيد

00:06:58.852 --> 00:07:00.155
ولي چرا اين اتفاق افتاد؟

00:07:00.973 --> 00:07:05.183
علت اين كار استعداد ذاتي و غريزه ي
شعبده بازي است كه آن را خلق كرده است

00:07:11.978 --> 00:07:15.939
استوديو آر كي او جايي است
كه ولز در آن همشهري كين را ساخت

00:07:16.679 --> 00:07:19.737
او از چهار سالگي در تئاتر شكسپير
بازي ميكرد

00:07:20.430 --> 00:07:24.067
مادر ش زماني كه وي 8 سالش داشت مرد
و پدرش نيز در 12 سالگي وي از دنيا رفت

00:07:24.740 --> 00:07:26.409
او در  شانگهاي چين زندگي ميكرد

00:07:26.411 --> 00:07:29.690
او قصر هاي فراموش شده امپراطور هاي چين را مي ديد

00:07:29.692 --> 00:07:34.295
تا بفهمد كه پايان قدرت و خود بزرگ بيني
نابودي است

00:07:34.902 --> 00:07:37.826
او را بايد
گريفيث عصر دوم سينما ناميد

00:07:37.828 --> 00:07:42.865
اورسون ولز در طول 50 سال كارنامه هنري اش

00:07:43.330 --> 00:07:48.288
حتي يك فوت حلقه فيلم نيز براي 4 استوديو اصلي
هاليوود فيلم نساخت

00:07:48.666 --> 00:07:52.653
نورمن لويد در تئاتر ستايش شده اورسون ولز يعني
جوليوس سزار نقش

00:07:52.653 --> 00:07:53.909
سينا شاعر را بازي ميكرد

00:07:54.342 --> 00:07:57.539
داستان اتفاقات او نمايش
به شكلي غلط در فيلم تازه به نمايش در آمده

00:07:57.564 --> 00:08:00.635
من و اورسون ولز
روايت شده است

00:08:01.275 --> 00:08:03.294
نمي دانم اسمم چيست ؟

00:08:03.296 --> 00:08:04.227
نمي دانم به كجا مي روم ؟

00:08:04.229 --> 00:08:05.417
نمي دانم كجا زندگي ميكنم ؟

00:08:05.419 --> 00:08:06.961
بسه

00:08:06.963 --> 00:08:08.291
اين بدتر از فاجعه بود

00:08:08.774 --> 00:08:11.556
سيناي شاعر نشانگر اعتراض
شكسپير به رونشفكران است

00:08:11.556 --> 00:08:13.702
او يك شخص والا و در عين پر جنب و جوش بود

00:08:13.702 --> 00:08:16.548
مي دونيد من كاملا مخالفم با اين قضيه

00:08:17.205 --> 00:08:20.353
من و اورسون ولز هيچ وقت چنين بحثي نكرديم

00:08:20.355 --> 00:08:22.851
وقتي فيلم را ديدم واقعا
خجالت زده شدم

00:08:22.851 --> 00:08:26.592
چون هيچ وقت بين من واورسون ولز
چنين بحث هايي و جدل هايي پيش نمي آمد

00:08:27.655 --> 00:08:30.419
البته رابطه لويد و ولز فقط به عنوان بازيگر بود
و همانطور كه لويد براي ولز احترام قائل بود

00:08:30.419 --> 00:08:33.014
و ولز نيز براي شخصيت هاي قهرمان آثارش احترام قائل بود

00:08:33.990 --> 00:08:36.671
اگرچه كه ولز بسيار تحت تاثير « دليجان » جان فورد بود

00:08:36.696 --> 00:08:39.718
اما پشتوانه تئاتري وي بود كه او را اين چنين

00:08:39.718 --> 00:08:42.030
در سينما قدرتمند كرد

00:08:42.384 --> 00:08:47.518
در اين صحنه او نقش فاستاف از شخصيت هاي شكسپير
را در يك نماي خنده دار با ايجاد عمق در فضا بازي ميكند

00:08:48.109 --> 00:08:50.843
او عاشق نقاشي هاي دوران رنسانس
ايتاليا بود

00:08:51.164 --> 00:08:57.317
اورسون مثل شكسپير عاشق شخصيت هاي  قدرتمندان
شاهان ، سرمايه دارها و ابداع گران بود

00:08:57.981 --> 00:09:01.327
و همچون شكسپير  در آثارش به دوران
گذشته نگاهي مي انداخت

00:09:01.327 --> 00:09:04.148
دوران پيش از دموكراسي و آزادي در جهان

00:09:06.824 --> 00:09:08.781
اينجا دوران هنري چهارم را به تصوير مي كشد

00:09:08.860 --> 00:09:13.298
در اينجا جان گيلگاد در برابر عظمت كليسا
همچون آدم كوتوله ها به نظر مي آيد

00:09:16.835 --> 00:09:20.882
كين در فيلم همشري كين خود را همانند
شاهان و امپراطوران ميدچي و يا مغول مي داند

00:09:21.484 --> 00:09:24.436
كين پر از شور و قدرت است

00:09:25.250 --> 00:09:27.650
جهان او بسيار بزرگ است
اما در عين حال بسيار تو خالي است

00:09:28.184 --> 00:09:30.250
شايد آخرين بازي كه او
حس واقعي بودن را داشته است

00:09:30.250 --> 00:09:34.730
به دوران كودكي اش بر ميگردد كه در برف
با سورتمه اش كه نامش« رزباد » در اين

00:09:34.730 --> 00:09:39.223
صحنه استثنايي با ايجاد عمق در فضا
و حركت تركينگ دوربين بازي مي كند

00:09:42.423 --> 00:09:47.397
همشهري كين تمامي  شكوه و عظمت
، خود پسندي و يا حتي

00:09:47.397 --> 00:09:51.870
خودنمايي هاي سينمايي كه در نماهاي تركينگ
فيلم كابريا

00:09:54.489 --> 00:09:57.127
و يا در  صحنه حماسي حركت دوربين بر روي پله ها در فيلم « تعصب

00:10:01.525 --> 00:10:04.725
و يا در صحنه هاي پر خرج فيلم « ژنرال » مشهود بود را محكوم كرد

00:10:06.236 --> 00:10:09.797
فيلم هاي باستر كيتون به گران تمام شدنشان معروف بودند

00:10:10.620 --> 00:10:14.851
شكسپير ، شاهان مديچي ، مغولي
، عثماني و يا فيلم « دليجان » تنها

00:10:14.851 --> 00:10:19.410
منابع الهام بصري و شخصيت پردازي ولز در فيلمهايش
نبودند

00:10:20.090 --> 00:10:22.785
يكي از منابع الهام وي بدن خود او
و صدايش بود

00:10:23.260 --> 00:10:27.264
صدا و فيزيك او به همان مقدار كه پخته و يا قوي بودند
خام نيز بودند

00:10:27.596 --> 00:10:29.895
ولز طوري به نظر مي رسيد كه گويي
هابلين نقاش او را كشيده است

00:10:30.212 --> 00:10:33.206
او هرگز نقش يك جوان اول
و يا نوجوان

00:10:33.206 --> 00:10:36.983
و يا مرد معمولي و يا يك مرد قرن بيستمي
شبيه به ديگران را بازي نكرد

00:10:37.402 --> 00:10:42.472
فضاي فيلم هايش بسيار قدرمتند و بزرگ بود
چون شخصيت خود ولز نيز قدرتمند و بزرگ بود

00:10:42.472 --> 00:10:46.807
ولز صدايش نيز قدرتمند بود
در اين نماي كلوزآپ

00:10:46.807 --> 00:10:48.722
يك نجوايش تا مايل ها اكو دارد

00:10:48.966 --> 00:10:52.052
<i>49,000 acres of nothing
but scenery and statues!</i>

00:10:52.052 --> 00:10:53.552
<i>I'm lonesome!</i>

00:10:53.552 --> 00:10:57.899
<i>'Til just yesterday we've had no less
than 50 of your friends at any one time.</i>

00:10:57.905 --> 00:11:00.139
<i>I think if you look carefully
in the west wing, Susan,</i>

00:11:00.139 --> 00:11:03.174
<i>you'll find about
a dozen vacationers still in residence.</i>

00:11:03.502 --> 00:11:07.342
او نوع ديالوگ گويي در هم برهم
هوارد هاكز  را توسعه داد

00:11:07.342 --> 00:11:09.614
و به وسيله آن تمام فيلمش را پر مي كرد

00:11:10.335 --> 00:11:11.557
<i>Can you prove it isn't?</i>

00:11:11.557 --> 00:11:14.465
<i>Mr. Bernstein, I'd like you
to meet Mr. Thatcher.</i>

00:11:14.467 --> 00:11:15.590
<i>How are you doing,
Mr. Thatcher?</i>

00:11:15.592 --> 00:11:18.323
<i>Leland. Hello Mr. Thatcher,
my ex-guardian.</i>

00:11:18.325 --> 00:11:20.447
<i>We have no secrets
from our readers, Mr. Bernstein.</i>

00:11:20.449 --> 00:11:22.615
<i>Mr. Thatcher is one
of our most devoted readers.</i>

00:11:22.820 --> 00:11:27.229
ايده هاي تصويري ولز و گرگ تولند
يا ايجاد عمق ميدان زياد

00:11:27.229 --> 00:11:29.537
فيلمساز هاي سرتاسر جهان را به وجد آورد

00:11:29.695 --> 00:11:33.421
به عمق ميدان در اين صحنه از فيلم
شاهين مالت دقت كنيد

00:11:34.685 --> 00:11:37.750
فاصله انگشت شصت همفري بوگارت
با دوربين كمتر از 20 سانتي متر است

00:11:37.750 --> 00:11:40.940
اما تصوير به طور كامل واضح است

00:11:42.184 --> 00:11:46.552
و حالا به اين صحنه فوق العاده از فيلم
بهترين سال هاي زندگي ما» كه در يك كافه اتفاق مي افتد نگاه كنيد

00:11:47.024 --> 00:11:52.282
مرد پير ، فردريك مارچ
از مرد جوان ، دانا اندروز مي خواهد

00:11:52.307 --> 00:11:55.044
كه به رابطه عاطفي اش با دخترش
پايان دهد

00:11:56.080 --> 00:12:00.269
اندرو موافق كرده و به همين خاطر
از جايش بلند شده و به باجه تلفن مي رود تا تماس بگيرد

00:12:01.033 --> 00:12:03.070
زماني كه اندروز در حال تماس گرفتن است
و اين اتفاق مهم در داستان فيلم در حال رخ دادن است

00:12:03.070 --> 00:12:06.768
شما انتظار داريد ويليام وايلر كارگردان
و گرگ تولند فيلمبردار

00:12:06.793 --> 00:12:09.505
دوربين را به نزديكي باجه تلفن ببرند

00:12:09.505 --> 00:12:12.349
تا ما هم حركات او را ببينيم و هم
صدايش را بشنويم

00:12:12.349 --> 00:12:17.374
ولي به جاي آن وايلر و فيلمبردارش دوربين
را دورتر از باجه تلفن در كنار اين پيانو قرار ميدهند

00:12:17.399 --> 00:12:21.332
جايي كه در آن يك سرباز پيشين جنگ
در حالي كه يك دست ندارد در حال نواختن پيانو است

00:12:21.844 --> 00:12:23.573
پدر دختر نير در كنار مرد پشت پيانو ايستاده است

00:12:23.573 --> 00:12:27.637
اگر خيلي مشتاقانه و با دقت نگاه كنيد
باجه تلفن را خيلي كوچك در پس زمينه خواهيد ديد

00:12:29.331 --> 00:12:33.561
اين طور به نظر مي رسد كه قسمت با ارزش و مهم داستان
به خاطر يك چيز بي ارزش كنار گذاشته شده است

00:12:33.561 --> 00:12:36.442
اما در اينجا خود ما بايد مكالمه مرد در باجه تلفن
را تصور كنيم

00:12:36.466 --> 00:12:40.019
درست مثل زندگي واقعي كه
ما قدرت ديدن و فهميدن  هر چيزي

00:12:40.043 --> 00:12:41.423
كه بخواهيم ببينم و يا بفهميم را نداريم

00:12:43.086 --> 00:12:46.387
چندين سال بعد فيلمساز اتريشي
ميشائيل هانكه يا عمق دادن به فضا

00:12:46.411 --> 00:12:51.238
زني را نشان مي دهد
كه در قطار از مزاحمت چند مرد فرار ميكند

00:12:57.794 --> 00:13:02.100
و فيلمساز مجارستاني بلاتار نيز با عمق دادن به فضا
چشم مخاطب را مدام

00:13:02.125 --> 00:13:06.386
به پيش زمينه تصوير و بعد پس زمينه
و دوباره به پيش زمينه تصوير مي برد

00:13:06.410 --> 00:13:09.436
در تمامي اين مثال هايي كه زده شد
يك هدف با بعد هاي مختلف وجود داشت

00:13:09.460 --> 00:13:13.771
و  آن اين است كه جهان يك نيرويي ميداني دارد
كه انسان ها را ثابت نگه مي دارد

00:13:14.335 --> 00:13:20.208
از عمق دادن به فضا در سينماي دهه 1950 آمريكا كمتر
استفاده شد

00:13:20.232 --> 00:13:24.339
فيلم هاي با رنگ هاي جديد و صفحه هاي عريض
 به حساسيت هاي نوردهي شان نمي توانستند

00:13:24.363 --> 00:13:27.501
تمامي اطلاعات را با عمق ميدان زياد
در يك جا به تصوير بكشند

00:13:27.525 --> 00:13:31.767
به همين خاطر در اين صحنه از فيلم
چگونه با يك ميليونر ازدواج كنيم اجزاي صحنه

00:13:31.792 --> 00:13:35.965
 و بازيگر ها روي خط جلوي تصوير واضح اند و همچون تكان خوردن لباس
ها روي بند خشك كردن لباس ها حركت ميكنند

00:13:35.990 --> 00:13:41.734
لنز هاي با فاصله كانوني زياد در دهه 60 و 70 ميلادي بسياري
از فيلمساز ها مشتاق به گرفتن تصاوير با عمق ميدان كم كردند

00:13:41.758 --> 00:13:46.235
در اين فيلم كه با لنز با فاصله كانوني زياد
فيلمبرداري شده ، آنوك امه بازيگر غرق

00:13:46.260 --> 00:13:50.487
همچون گرتا گاربو در دهه 20
غرق در دنياي خيالي اش است

00:13:50.512 --> 00:13:55.979
و در دهه 1990 ميلادي مايل مان تحت تاثير
دنياي موزيك ويدئو با استفاده

00:13:56.004 --> 00:14:00.449
از لنز هاي با فاصله كانوني كم جديد
سعي دارد كه عمق ميدان را تاجايي كه مي تواند كم كند

00:14:00.473 --> 00:14:06.395
تا نورهاي پشت سر آل پاچينو در اين صحنه
همچون تصاوير رويايي به نظر بيايند

00:14:17.594 --> 00:14:19.473
اين مكان يعني كشور ايتاليا

00:14:19.497 --> 00:14:24.576
در دهه 1940 به مركز توجه سينماي جهان
تبديل شد

00:14:42.931 --> 00:14:48.399
اين مدرسه فيلمسازي كه نامش چنترو سپريمنتاله است
زير نظر موسليني در دهه 1930 ساخته شد

00:14:54.171 --> 00:15:00.433
اين استوديو فيلمسازي مشهور

00:15:00.458 --> 00:15:02.400
جايي كه دكور ها و صحنه هايي زيادي در آن ساخته شده بود

00:15:02.425 --> 00:15:05.691
جايي كه فيلم هاي حماسي و يا فيلم هاي كمدي
ايتاليايي در آن ساخته شده بود

00:15:05.715 --> 00:15:08.826
به عنوان سربازخانه در طول جنگ جهاني دوم مورد استفاده قرار مي گرفت

00:15:11.964 --> 00:15:14.437
ساخت فيلم با محدوديت هاي مواجه شده بود

00:15:17.824 --> 00:15:21.049
به همين خاطر فيلمساز ها دوربين هاي خود را به
خيابان ها بردند

00:15:24.283 --> 00:15:27.743
قبل از جنگ شهر رم
اين چنين بود

00:15:32.733 --> 00:15:36.655
اما در سال 1945 به اين شكل در آمد

00:15:42.413 --> 00:15:46.240
مردم به زندگي روزمره خود ادامه دادند
اما دنيا ديگر عوض شده بود

00:15:46.264 --> 00:15:48.122
شهر عوض شده بود

00:15:48.146 --> 00:15:50.615
صنعت فيلمسازي عوض شده بود

00:15:50.825 --> 00:15:56.316
و به همين طريق با ساخت فيلم هايي بين سال 1945 تا 1952
در كشور ايتاليا

00:15:56.341 --> 00:15:59.589
زبان سينما نيز تغيير كرد

00:15:59.613 --> 00:16:03.772
فيلم هاي آواره جنگي كه امروز مي شناسيم
در آن موقع متولد شد

00:16:03.796 --> 00:16:07.105
اولين نمونه اين فيلم ها
رم شهر بي دفاع بود

00:16:07.134 --> 00:16:09.921
به كارگرداني روبرتو روسوليني

00:16:11.311 --> 00:16:15.550
فيلم در ابتدا به شكلي مستند گونه
داستان كشيشي در  رم در خلال جنگ جهاني دوم را روايت مي كند

00:16:15.574 --> 00:16:21.394
سپس روايت بعد گسترده تري پيدا ميكند و داستان شهر و مردمان شهر
را به تصوير مي كشد كه در برابر فاشيست و نازيسم ايستادگي ميكنند

00:16:24.271 --> 00:16:27.526
اين صحنه نشان مي دهد كه بازيگر زن
در اين نوع فيلم ها چگونه و با چه نوري به تصوير كشيده مي شود

00:16:27.550 --> 00:16:30.747
با سر و ظاهر قديمي و با يك لباس خواب و فربينده به تصوير كشيده
شده است

00:16:36.619 --> 00:16:39.639
حال نگاه كنيد كه  ديگر بازيگر زن در فيلم
چگونه به تصوير كشيده مي شود

00:16:39.641 --> 00:16:42.829
بدون هيچ زرق و برقي و فقط با يك منبع نور ، نورپردازي شده است

00:16:42.853 --> 00:16:45.358
او حامله است اما ازدواج نكرده است

00:16:45.358 --> 00:16:46.999
اين امري گستاخانه و جسورانه
در آن زمان بود

00:16:47.023 --> 00:16:49.208
در ضمن زن يك ضد فاشيست نيز است

00:16:49.233 --> 00:16:54.539
ديگر شخص ضد فاشيست در فيلم
دن پلگريني كشيش اين كليسا است

00:16:54.563 --> 00:16:58.312
روسوليني مي خواست تصاويرش ساده و تخت باشند

00:16:58.336 --> 00:17:05.518
او از لنزهاي 50 ميلي متري استفاده مي كرد
به جاي اينكه از

00:17:05.543 --> 00:17:10.206
لنزهاي وايد ولزي و يا

00:17:10.231 --> 00:17:13.541
لنزهايي با فاصله كانوني زياد استفاده كند

00:17:13.565 --> 00:17:18.071
او حتي اگر تصوير كاملا واضح نبود نيز
اهميتي نمي داد

00:17:24.466 --> 00:17:27.147
حتي زماني كه دوربين روي دست نبود

00:17:27.171 --> 00:17:30.748
روسوليني به فيلمبردارش مي گفت كه
سر سه پايه قسمت اتصال دوربين را شل كرده

00:17:30.772 --> 00:17:32.944
تا بتواند حس حركت را بيشتر به تصوير بكشد

00:17:38.691 --> 00:17:42.285
منبع نور در فيلم هاي نئورئاليسم ايتاليا به شكلي واضح و بدون واسطه مشخص اند

00:17:46.280 --> 00:17:52.670
مارتين اسكورسيزي اعلام كرده كه تحت تاثير اين فيلم ها
از منبع نور بدون واسطه و كاملا مشخص در فيلم گاو خشمگين استفاده كرده است

00:17:56.399 --> 00:18:01.682
البته اسكورسيزي اين حرف را درمورد همه فيلم هاي اين مكتب گفته است
كه ما فقط يكي از آن ها را ديده ايم

00:18:03.583 --> 00:18:09.987
روسوليني مي گفت اگر حتي از روي شانس يك نماي زيبا
هم گرفته مي شد آن را در تدوين دور مي انداخت

00:18:12.115 --> 00:18:16.667
 اگر زيبايي شناسي طبيعي در فيلم هاي اروپايي
در دهه 40 تغيير پيدا كرد

00:18:16.691 --> 00:18:20.315
مي توان گفت عامل آن چزاره زاواتيني نويسنده بوده است

00:18:21.889 --> 00:18:28.160
او گفته است در گذشته زماني كه كسي براي ايده فيلمش
فكر مي كرد به طور مثال يك اعتصاب

00:18:28.185 --> 00:18:30.535
ديگري بلافاصله براي آن اعتصاب داستاني
طراحي ميكرد

00:18:30.559 --> 00:18:34.248
و  اما در فيلم خود اعتصاب تبديل به پس زمينه ايي
براي داستان فيلم تبديل مي شد

00:18:34.272 --> 00:18:39.593
او بعدها در مصاحبه اي گفت
ما مي خواستيم خود اعتصاب را شرح بدهيم

00:18:39.617 --> 00:18:44.490
ما به اتفاقاتي كه افتاده بود
به حقايق و به مردم اعتماد كامل داشتيم

00:18:44.699 --> 00:18:48.174
اين يك انقلاب در سينما بود
كم رنگ كردن داستان در فيلم

00:18:48.198 --> 00:18:50.471
دراماتيزه نكردن فيلم

00:18:51.507 --> 00:18:54.372
زاواتيني چيزي ديگري را به شكلي واضح تر
گفت

00:18:54.396 --> 00:18:58.020
وقتي ما در مورد يك صحنه فكر مي كرديم
ما احساس مي كرديم كه آن ايده را بايد در همان جا رها كنيم

00:18:58.044 --> 00:19:03.035
چون ممكن بود خود آن ايده
اثرات و بازتاب هاي ( پيرنگ هاي ) متفاوتي داشته باشد

00:19:04.510 --> 00:19:06.485
اين امر نيز كاملا انقلابي بود

00:19:07.243 --> 00:19:09.282
اينكه اتفاقات بايد در زمان هاي واقعي اتفاق بيفتند

00:19:09.515 --> 00:19:11.554
جزئيات و اتفاقات ريز معمولي مهم اند

00:19:12.129 --> 00:19:14.065
همانطور كه گفته شد كه هيچكاك گفت

00:19:14.090 --> 00:19:17.464
سينما زندگي ايي است كه لحظات
خسته كننده و روزمره از آن بيرون كشيده شده باشد

00:19:17.489 --> 00:19:23.333
زاواتيني و ساير نئورئاليست ها گفتند
زندگي همان چيز هاي كوچك خسته كننده و روزمره است

00:19:33.778 --> 00:19:37.467
معروفترين فيلم اين مكتب سينمايي توسط چزاره زاواتيني نوشته شد
فيلم دزد دوچرخه

00:19:37.492 --> 00:19:43.743
داستان مردي بيكاري را روايت مي كند كه دوچرخه اش  را  كه
تنها اميدش براي پول در آوردن است دزديده اند

00:19:43.767 --> 00:19:47.192
او و پسرش تمام شهر رم
را دنبال دوچرخه زير پا مي گذارند

00:19:47.216 --> 00:19:52.420
در پايان فيلم مرد از ترس اينكه شايد حتي يك كار
ساده هم  نتواند گير بياورد

00:19:52.444 --> 00:19:54.918
خود دوچرخه اي را مي دزدد

00:20:00.902 --> 00:20:04.647
كارگردان فيلم ويتوريو دسيكا
صحنه را در يك نماي باز كه همه چيز در آن مشخص است

00:20:04.671 --> 00:20:08.631
و با استفاده نورهاي شديد به تصوير كشيده است
او دوربين را خيلي دور تز از صحنه دزدي قرار داده است

00:20:08.981 --> 00:20:12.680
تا مزاحم احساس شرمندگي پدر نشود

00:20:29.434 --> 00:20:32.391
اما بعد پسر صحنه دزدي پدرش را مي بيند

00:20:32.393 --> 00:20:34.273
ما به پسر نزديك مي شويم

00:20:35.448 --> 00:20:38.122
اين نماي تركينگ در فيلم
دزد دوچرخه نشان مي دهد كه اين فيلم

00:20:38.146 --> 00:20:40.345
نگران اين نيست كه
خارج از عرف فيلمسازي كه شامل صحنه هاي

00:20:40.369 --> 00:20:44.443
همذات پنداري ، نقطه ديد شخصيت ، تنش و احساسي مي شود
عمل كند

00:20:45.740 --> 00:20:50.246
اما اين صحنه كه در چند لحظه قبل است
بسيار غير معمولي تر است

00:20:51.124 --> 00:20:53.868
پسر بچه نزديك بود تصادف كند

00:20:53.893 --> 00:20:54.934
آن هم دوبار

00:20:57.248 --> 00:21:00.765
در يك هاليوودي اگر اين صحنه اتفاق مي افتاد
پدر پسر را از جايش بلند مي كرد

00:21:00.789 --> 00:21:05.643
كمي سرزنشش مي كرد و يا حتي پسر بچه آرام مي كرد
و همان موقع مي فهميد كه چقدر پسرش را دوست دارد

00:21:07.512 --> 00:21:12.890
اما در نئورئالسم ايتاليا اين اتفاق بدون
هيچ تاثير و يا عواقبي مي افتد

00:21:13.258 --> 00:21:14.688
فيلم پايان باز دارد

00:21:14.713 --> 00:21:17.144
و ارجاعي به قصه اصلي فيلم ندارد

00:21:17.929 --> 00:21:21.399
فيلم هاي پيش از جنگ زنجيره ايي از اتفاقات و گره هاي مختلف بودند

00:21:21.401 --> 00:21:25.391
ولي در نئورئاليسم ايتاليا گاهي اوقات
اين زنجير پاره مي شد

00:21:26.387 --> 00:21:30.963
نئورئالسم ها
آن شورشها و دگر انديشي هاي فيلم هاي رئاليست دهه 20 ميلادي را

00:21:30.988 --> 00:21:37.118
به  يك مكتب فيلمسازي ملي در دهه 40 تبديل كردند
و آن را به سرتاسر جهان انتقال دادند

00:22:05.387 --> 00:22:08.437
خيلي دورتر از نئورئاليسم و ويرانه هاي اروپا

00:22:08.461 --> 00:22:12.706
در مركز سينماي آمريكا يعني هاليوود

00:22:12.706 --> 00:22:16.568
از زرق و برق فيلم هايشان در دهه 40 كاسته شد

00:22:16.579 --> 00:22:19.826
يك ستاره سينما به اسم پگ انتويستل

00:22:19.850 --> 00:22:22.846
با پريدن از اين بنر نام هاليوود
خودش را كشت

00:22:25.582 --> 00:22:30.574
بعد يك روز طولاني در لس آنجلس
شب فرا مي رسد

00:22:33.550 --> 00:22:36.949
غير از وجود چند نور ، باقي خيابان تاريك است

00:22:48.565 --> 00:22:52.953
به سختي مي توان در اينجا قدم زد
و اگر كسي هم قدم بزند صداي قدم هاي خودش را خواهد شنيد

00:22:53.497 --> 00:22:57.799
شكوفه ها و گلهاي اكاليپتوس تقريبا
بوي گند گرفته اند

00:22:58.617 --> 00:23:02.593
نرده هاي پشت پنجره سايه هايي
همچون ميله هاي زندان را به وجود مي آورند

00:23:03.180 --> 00:23:07.335
در طول جنگ جهاني دوم
هاليوود به ساخت اين نوع فيلم ها مي پرداخت

00:23:14.741 --> 00:23:20.777
بتي گرابل با اين لباسش از جنس پر و در دكوري پر زرق و برق
يكي از مشهورترين ستاره هاي هاليوود در طول جنگ جهاني بود

00:23:21.784 --> 00:23:23.814
اما فيلمساز هاي كنجكاو آمريكايي

00:23:23.838 --> 00:23:28.987
يا به خارج سفر كرده و يا در اخبار
اين تصاوير را ديدند

00:23:36.987 --> 00:23:38.131
و يا اين تصوير را

00:23:38.480 --> 00:23:41.914
يك تراژدي مستند گونه به نام
رم شهر بي دفاع

00:23:47.476 --> 00:23:50.257
حس افراطي رمانتيك از فيلم هاي هاليوودي
محو شد

00:23:50.616 --> 00:23:53.173
اين بخش از دست رفته بهشت بود

00:23:53.837 --> 00:23:54.866
و اين بخش به تصوير كشيده شد

00:23:55.280 --> 00:24:00.867
در بين سال 1940 تا 1953
بيش از 360 فيلم سياه و تلخ

00:24:00.891 --> 00:24:05.625
در هاليوود ساخته شد
كه ما امروز آن ها را با نام فيلم هاي نوآر مي شناسيم

00:24:07.696 --> 00:24:12.799
يكي از اولين و تاثيرگذارترين فيلم هاي اين دوره
اين فيلم يعني غرامت مضاعف بود

00:24:13.871 --> 00:24:15.424
به اين صحنه نگاه كنيد

00:24:15.735 --> 00:24:20.452
بازيگر زن و ديواري كه در انتهاي راهرو قرار دارد
هر دو واضح ديده مي شوند

00:24:20.476 --> 00:24:25.132
اين همان عمق ميدان بصري است
كه در فيلم هاي ميزوگوچي و دليجان و هميشهري كين از آن استفاده شده بود

00:24:27.950 --> 00:24:32.471
موقعيت به اين شرح است : كارمند بيمه
از در خارج مي شود

00:24:32.495 --> 00:24:35.702
او عاشق زني شده است كه پشت در
قايم شده است

00:24:35.727 --> 00:24:37.801
زن همسر يكي از مشتري هاي مرد است

00:24:38.481 --> 00:24:43.377
او مرد را متقاعد كرده است كه با كمك وي همسرش را كشته
و پول بيمه او را بگيرند

00:24:43.401 --> 00:24:44.502
آن ها اين كار را مي كنند

00:24:45.079 --> 00:24:48.948
رئيس مرد كه كت و شلوار تيره به تن دارد
به زن مشكوك شده

00:24:48.972 --> 00:24:52.352
كه همسرش را كشته است
او به آپارتمان كارمند آمده

00:24:52.376 --> 00:24:53.979
تا حدسيات خود را به او بگويد

00:24:54.917 --> 00:24:57.969
اگر رئيس زن را اينجا ببيند

00:24:57.993 --> 00:25:01.403
حدسش به يقين تبديل شده و كارمند را نيز متهم
به شراكت در جرم مي كند

00:25:01.883 --> 00:25:05.716
به همين خاطر زن پشت در
قايم مي شود

00:25:06.096 --> 00:25:07.476
خداحافظ كيز

00:25:07.478 --> 00:25:08.507
خداحافظ والتر

00:25:12.002 --> 00:25:14.478
كارگردان فيلم غرامت مضاعف
بيلي وايلدر

00:25:14.502 --> 00:25:18.743
يك يهودي اتريشي است كه در دهه 30
از دست نازي فرار كرده بود

00:25:19.298 --> 00:25:22.770
به شكلي طعنه آميز او  فيلم هايش
را در  اين مكان آفتابي و زيبا در سانتا مونيكا مي ساخت

00:25:22.794 --> 00:25:25.199
اما فيلم هايش بسيار تلخ و سياه بودند

00:25:25.695 --> 00:25:30.633
مثل خيلي از فيلمساز هاي مهاجر كه فيلم هاي نوآر مي ساختند
مثل فريتز لانگ ، رابرت سيودماك

00:25:30.658 --> 00:25:37.519
اوتو پره مينجر ، مايكل كورتيز ، ژاك تورنر و ديگران
او عاشق آمريكاي بدون جلال و ابهت بود

00:25:37.543 --> 00:25:40.029
و به شدت از پول پرستي متنفر بود

00:25:41.460 --> 00:25:44.449
زن در اين صحنه شيفته پول است

00:25:44.473 --> 00:25:48.795
و مرد شيفته زن شده است
و از آنجا كه او شخصيت ضعيفي است

00:25:48.819 --> 00:25:50.428
او نيز تشنه پول مي شود

00:25:54.676 --> 00:25:58.295
رابرت تاون فيلمنامه نويس فيلم
محله چيني ها

00:25:58.319 --> 00:26:08.195
در سينماي نوآر شخصيت ها گرفتار تقدير خود هستند

00:26:08.220 --> 00:26:10.609
و بين آن ها يك شخصيت ضعيف وجود دارد

00:26:10.633 --> 00:26:13.583
شخصيت ها مثل حشرات شب پره و شعله هاي آتش هستند

00:26:13.607 --> 00:26:17.033
شما به شخصيت والتر در غرامت مضاعف نگاه ميكنيد

00:26:17.057 --> 00:26:19.734
اما من ميخواستم دوباره ببينمش
مي خواستم از نزديك تر ببينمش

00:26:19.758 --> 00:26:22.283
بدون اون پلكان احمقانه كه بين ما است

00:26:24.828 --> 00:26:27.519
او نمي تواند تاب بياورد كه
پابند زن را ببيند

00:26:27.520 --> 00:26:30.464
شما به رابرت ميچم در فيلم
خارج از گذشته نگاه كنيد

00:26:30.488 --> 00:26:35.336
او نمي تواند اين كار را كند...چون او دوست دارد
با يك دختر متشخص باشد

00:26:35.360 --> 00:26:39.887
ول او نمي تواند به مسير خودش ادامه دهد
كه عامل آن به طور معمول يك زن فريبنده است

00:26:39.911 --> 00:26:47.538
حتي زماني كه وي مي خواهد
دوباره خود را از اين گرفتاري خلاص كند بازهم نمي تواند

00:26:47.562 --> 00:26:50.116
شخصيت گدس در فيلم محله چيني ها

00:26:50.140 --> 00:26:56.685
در او ضعف هايي وجود دارد كه او را
به تباهي مي كشاند

00:26:56.709 --> 00:27:04.560
حتي زماني كه او مي خواهد جلوي اين تقدير را بگيرد بازهم اين اتفاق مي افتد
اين اتفاق فقط محدود به آن جهان تاريكي كه

00:27:04.585 --> 00:27:08.182
او در آنجا مورد ضرب و شتم قرار مي گيرد نمي شود

00:27:08.207 --> 00:27:15.486
اين شخصيت ها مرداني هستند كه در ناخودآگاهشان
در جست و جوي تقدير خود هستند

00:27:15.510 --> 00:27:17.221
حتي اگر بخواهند جلوي خود را بگيرند

00:27:17.668 --> 00:27:21.108
پل شريدر نويسنده فيلم
راننده تاكسي و گاو خشمگين

00:27:21.110 --> 00:27:25.779
شخصيت ضعيف يكي از اولين چيزهايي
كه

00:27:25.804 --> 00:27:30.158
در فيلم هاي تحت تاثير عقايد فرويد نمايان شد
اين اتفاق

00:27:30.183 --> 00:27:33.931
 بعد از جنگ و زماني كه اين آدمها
از جنگ به خانه شان برگشته اند صورت گرفت

00:27:33.955 --> 00:27:39.852
و حالا شما با يك جابه جايي هاي اجتماعي مواجه بوديد
يعني زن ها در طول جنگ براي كسب در آمد كار مي كردند

00:27:39.876 --> 00:27:45.502
و حال انتظار داشتيد كه ان ها دست از كا كردن بكشند
چون مردان كه در جنگ بودند به خانه باز گشته بودند

00:27:45.527 --> 00:27:49.641
و هيچ پولي نداشتند

00:27:49.666 --> 00:27:55.519
به همين خاطر استيصال و درماندگي در جامعه زياد شد
و قهرمان هاي فرويدي متولد شدند

00:27:55.543 --> 00:28:01.429
قهرماناني كه بيشتر احساس واقعي قهرماني دارند
نسبت به قهرمانان

00:28:01.453 --> 00:28:04.520
دهه 1930 و يا 1940

00:28:05.968 --> 00:28:11.313
جنگ ، شهر لس انجلس ، شخصيت هاي ضعيف
و انحطاط جامعه و قانون

00:28:11.338 --> 00:28:14.613
فيلم هاي نوآر و چيز هاي ديگري مثل

00:28:14.637 --> 00:28:19.459
 سايه هاي اكسپرسونيستي با شكل هاي خاصشان
در اين فيلم ها ديده مي شد را ساخت

00:28:19.483 --> 00:28:23.590
در فيلم هاي آلماني
نور ها سايه هاي شكل دار مي ساختند

00:28:23.614 --> 00:28:26.879
اما خود نرده ها نيز
شكل دار بودند

00:28:28.850 --> 00:28:32.495
غرامت مضاعف با همكاري ريموند چندلر نوشته شده بود

00:28:32.519 --> 00:28:37.965
چندلر در كنار داشيل همت شخصيت ها و موقعيت هاي فيلم هاي
نوآر را خلق كردند

00:28:44.007 --> 00:28:48.876
هوارد هاكس فيلم « خواب بزرگ » را بر اساس داستاني از چندلر
در سال 1946 ساخت

00:28:48.900 --> 00:28:51.659
همفري بوگارت در نقش فيليپ مارلو به ايفاي نقش پرداخت

00:28:51.932 --> 00:28:54.660
فيلم پر از ديالوگ هاي طعنه آميز و زخم زبان دار است

00:28:54.684 --> 00:28:57.309
اين يكي از خصوصيات بهترين فيلم هاي نوآر تاريخ سينما است

00:28:57.309 --> 00:29:06.487
<i>May I use your phone, Mr.
 Marlowe?</i>

00:29:06.512 --> 00:29:07.171
<i>Hello.</i>

00:29:07.196 --> 00:29:10.326
<i>Police headquarter, please.</i>

00:29:10.350 --> 00:29:14.619
<i>Hello. This is Mrs....</i>

00:29:14.644 --> 00:29:15.970
<i>Hello.
What do you want, please?</i>

00:29:15.972 --> 00:29:19.660
<i>I don't want a thing! What! You called me.
I called you?</i>

00:29:19.685 --> 00:29:20.611
<i>Say, who is this?</i>

00:29:20.636 --> 00:29:21.791
<i>This is sergeant Reilly
at headquarters.</i>

00:29:21.816 --> 00:29:24.305
<i>Sergeant Reilly, well,
there isn't any sergeant Reilly here.</i>

00:29:24.307 --> 00:29:25.181
<i>I know there's not...</i>

00:29:25.206 --> 00:29:26.753
<i>Wait a minute.
You better talk to my mother.</i>

00:29:26.778 --> 00:29:28.916
<i>I don't wanna talk to your mother. Why
should I wanna talk to your mother?</i>

00:29:28.941 --> 00:29:33.696
فيلم « خواب بزرگ » بعد از فيلم غرامت مضاعف
از مهم ترين فيلم هاي نوآر تاريخ سينماست

00:29:33.720 --> 00:29:37.265
با داستاني پيچيده و طراحي لباس و صحنه كه مد روز بود

00:29:37.289 --> 00:29:42.304
اين فيلم با همكاري فيلمنامه نويس لي براكت
يكي ديگر از فيلمنامه نويسان مشهور زن نوشته است

00:29:42.328 --> 00:29:49.109
براكت در نوشتن فيلمنامه اين فيلم « ريوبراوو » نيز با هاكر همكاري كرد
و چنين ديالوگ هاي زيبا و به يادماندني را براي آنجي ديكنسون نوشت

00:29:49.937 --> 00:29:54.926
You see, that's what I'd do,

00:29:54.951 --> 00:29:57.247
if I were the kind of girl
that you think I am.

00:29:57.271 --> 00:30:01.657
و همچنين او در نوشتن فيلمنامه اين فيلم
جنگ ستاركان : امپراطور مي تازد همكاري كرده است

00:30:01.681 --> 00:30:07.179
در نقطه اوج فيلم لوك همچون فيلم هاي رمانتيك هاليوود مي فهمد

00:30:07.204 --> 00:30:09.639
كه دارت وادر پدرش است

00:30:09.663 --> 00:30:14.771
براكت سبك داستان گويي سنتي هاليوود
را به سينماي دهه 70 انتقال داد

00:30:14.795 --> 00:30:17.905
زنان فيلم هاي نوآر سينما را تسخير كرده بودند

00:30:17.929 --> 00:30:22.561
جين گرير در فيلم « خارج از گذشته » بدون عجله
و خيلي آهسته راه مي رود

00:30:22.585 --> 00:30:28.978
گرير مي داند كه مرد ضعيف است و به او زل زده است
و هركاري كه منفعت زن است را انجام خواهد داد

00:30:29.814 --> 00:30:33.450
كه بيشتر اين معاملات و منفعت ها
در فيلم هاي نوآر خلاف قانون و اخلاق بوده است

00:30:34.938 --> 00:30:38.140
در بيش از 350 نوآر ساخته شده

00:30:38.164 --> 00:30:44.082
 فقط و فقط  همين يك فيلم نوار است  كه توسط يك زن
ساخته شده باشد. فيلمي به كارگرداني ايدا لوپينو

00:30:44.140 --> 00:30:50.035
او استادانه از تكنيك و فرم هاي سينما استفاده مي كند
او در اين فيلم از نورهاي اسپات لايت و نيز دوربين سوبژكتيو استفاده كرده است

00:30:50.041 --> 00:30:51.578
به نظر در كل فيلم چشم به زمين خيره شده است

00:30:51.602 --> 00:30:56.948
كارگرداني در سينماي امريكا مثل كارگرداني چنين صحنه هايي
كاري كاملا مردانه بود

00:30:57.865 --> 00:31:00.698
صحبت و بحث هايي زيادي درباره ي فيلم هاي نوآر
 باقي مانده است

00:31:02.154 --> 00:31:06.532
شخصت جنگجو و محكم ادوارد جي رابينسون درفيلم
غرامت مضاعف

00:31:06.556 --> 00:31:10.646
كاملا به ما نشان مي دهد كه فيلم هاي نوآر چقدر از فيلم هاي
گنكستري دهه 30 كه در

00:31:10.670 --> 00:31:13.540
آن ها رابينسون بازي ميكرده است وام گرفته اند

00:31:13.564 --> 00:31:17.402
در آن فيلم ها او آدمي زبل و مغرور بود

00:31:19.186 --> 00:31:21.041
و البته اين بدبيني فيلم هاي نوآر بخشي از ان ريشه

00:31:21.066 --> 00:31:24.391
در فيلم هاي رئاليست شاعرانه فرانسه در دهه 30 دارد

00:31:24.416 --> 00:31:29.735
مثل اين برخورد  بين اين دو آدم بي هدف و بي حوصله در فيلم
بندر مه آلود

00:31:31.320 --> 00:31:34.589
اگر بخواهيم اين قضيه را كه سينماي فرانسه بر سينماي
آمريكا در دهه 40 تاثير گذاشته است را اثبات كنيم

00:31:34.613 --> 00:31:38.280
به اين فيلم نگاه كنيد « فاحشه » ساخته ژان رنوار

00:31:38.577 --> 00:31:41.792
مردي ديوانه وار عاشق يك زن جوان شده است

00:31:47.573 --> 00:31:54.404
اين فيلم توسط فريتز لانگ 14 سال بعد
تحت عنوان « خيابان بدنام» بازسازي شد

00:31:54.428 --> 00:31:58.804
صحنه ايي كه مرد عاجزانه از زن مي خواهد كه
او را بپذيرد بسيار شبيه به نسخه اصلي است

00:31:59.796 --> 00:32:00.827
اما اين بار با حضور يك ستاره

00:32:01.171 --> 00:32:03.742
ادوارد جي رابينسون

00:32:06.574 --> 00:32:09.943
در اينجا در مونترس
در حومه لس آنجلس

00:32:09.967 --> 00:32:13.504
يك فيلم رده ب با نام « جنون اسلحه » در سال 1950
ساخته شد

00:32:14.088 --> 00:32:17.978
اين يكي از خلاقانه ترين و زيباترين فيلم هاي نوآر تاريخ سينما كه در آن

00:32:18.002 --> 00:32:22.046
تاثير سينماي مستند و نئورئاليسم ايتاليا بر روي اين ژانر
مشخص است

00:32:22.501 --> 00:32:25.631
اين فيلم توسط توسط اين مرد كارگردان فيلم هاي
 رده ب جوزف اچ لوئيس

00:32:25.655 --> 00:32:31.679
كه اينجا در قايق ماهيگري اش نشسته و همچون همينگوي صحبت ميكند

00:32:32.389 --> 00:32:36.823
زن و مردي بي باك و پر شور
تصميم دارند به بانكي دستبرد بزنند

00:32:36.847 --> 00:32:38.564
قلب آن ها به تپش افتاده است

00:32:39.171 --> 00:32:43.491
اگر فيلم هاي نوآر معمول بود
ما چهره و چشم و ابروي زيباي آن ها را ميديدم

00:32:43.554 --> 00:32:46.562
اما در اينجا لوئيس دوربين را در پشت سر آن ها نگه مي دارد

00:32:46.586 --> 00:32:50.755
فيلمبردار وي در عقب ماشين روي يك زين
اسب سواري نشسته است

00:32:50.779 --> 00:32:53.925
او صفحه ايي ساخته بود كه بتواند به وسيله آن حركت پن
را براحتي نجام دهد

00:32:53.980 --> 00:32:55.226
<i>Alright?</i>

00:32:57.063 --> 00:33:00.398
لوئيس ميكروفون هاي كوچك دكمه ايي كه جديد بودند را
به مرد و زن

00:33:00.423 --> 00:33:02.891
و افسر پليسي كه ما او را خواهيم ديد متصل كرد

00:33:02.915 --> 00:33:05.997
لوئيس به بازيگر ها اين اجازه را داد كه خود
بداهه بازي كنند

00:33:06.022 --> 00:33:07.881
<i>There's a car just pulled out.</i>

00:33:07.906 --> 00:33:10.225
<i>We can get in there.</i>

00:33:10.227 --> 00:33:12.188
<i>We'll have to... Yeah, yeah.
Okay.</i>

00:33:12.213 --> 00:33:13.719
<i>Right in here.
Fast as you can.</i>

00:33:13.744 --> 00:33:17.252
<i>Don't worry, I won't be a minute longer
than I have to.</i>

00:33:17.277 --> 00:33:19.836
<i>Here goes nothing!
Okay!</i>

00:33:22.211 --> 00:33:26.860
اكر فيلم طبق برنامه ريزي فيلم هاي معمول ساخته مي شد
اين صحنه بايد در 4 روز فيلمبرداري مي شد

00:33:26.884 --> 00:33:30.264
اما لوئيس گفت كه كل اين صحنه را در سه ساعت گرفته

00:33:30.288 --> 00:33:35.011
و نيز كل صحنه در طول حدود سه و نيم كيلومتر بدون برش بوده است

00:33:36.748 --> 00:33:38.036
<i>Get out.</i>

00:33:38.061 --> 00:33:40.021
<i>Go on.</i>

00:33:40.046 --> 00:33:42.971
<i>That's right, stand right there.</i>

00:33:42.995 --> 00:33:44.696
<i>Okay.</i>

00:33:50.554 --> 00:33:54.453
دوربين و فيلمبرداري كه روي زين اسب نشسته
مدام به جلو و سمت راست حركت ميكنند

00:33:54.477 --> 00:33:57.956
ديگر ضبط كننده صدا با نوار به سقف ماشين بسته شده است

00:33:57.981 --> 00:34:00.230
<i>Well, that's a nice get up.</i>

00:34:00.254 --> 00:34:01.822
<i>I like it.</i>

00:34:01.846 --> 00:34:03.395
<i>Good looking gun.</i>

00:34:03.419 --> 00:34:04.213
<i>Thanks.</i>

00:34:04.213 --> 00:34:05.724
<i>That's English, ain't it?</i>

00:34:05.726 --> 00:34:07.266
<i>That's right</i>

00:34:07.268 --> 00:34:08.567
<i>What show are you with?</i>

00:34:08.592 --> 00:34:10.193
<i>Cheyenne rodeo in Hollywood.</i>

00:34:10.195 --> 00:34:12.292
<i>The bus will be coming through
in a few minutes.</i>

00:34:12.317 --> 00:34:14.296
<i>I got to stay too far out in front.</i>

00:34:14.321 --> 00:34:15.403
<i>You gonna play here?</i>

00:34:15.404 --> 00:34:16.142
<i>No.</i>

00:34:16.166 --> 00:34:18.009
<i>Well, it's an easy town
on shows.</i>

00:34:18.011 --> 00:34:20.452
<i>Three tickets and you've covered
the whole police force.</i>

00:34:20.476 --> 00:34:22.752
<i>That's a pretty nice gun
you've got too.</i>

00:34:22.777 --> 00:34:23.636
<i>I'm sorry, I don't let</i>

00:34:23.638 --> 00:34:25.388
<i>anybody handle it.</i>

00:34:25.412 --> 00:34:27.725
<i>Killed a man with it last year.</i>

00:34:27.750 --> 00:34:29.537
<i>Did he have it coming to him?</i>

00:34:29.562 --> 00:34:33.123
<i>Yes, but it wasn't much fun
watching him go down.</i>

00:34:33.125 --> 00:34:35.232
<i>He had no idea,
he was getting...</i>

00:34:36.666 --> 00:34:39.674
صحنه  آنقدر طبيعي به نظر مي رسيد كه
چند عابر فرياد زدند :

00:34:39.698 --> 00:34:41.600
<i>اونا يك بانك زدند</i>

00:34:43.735 --> 00:34:44.952
<i>Take off!</i>

00:34:45.762 --> 00:34:50.683
اين عشق و شوق ديوانه وار و نيز خلاقيت هاي بصري و سبكي
تاثيري شگرف بر روي

00:34:50.707 --> 00:34:53.989
فيلم « باني و كلايد » كه سال ها بعد از اين فيلم ساخته شد گذاشت

00:34:54.013 --> 00:34:57.199
در اين صحنه كه شخصيت هاي اصلي با اضطراب  و نگراني
در حال سرقت از يك بانك هستند

00:34:57.480 --> 00:35:00.059
<i>Your mama
could take this bank.</i>

00:35:03.083 --> 00:35:04.604
Straight between the eyes.

00:35:04.628 --> 00:35:06.537
She didn't fool me for a minute.
Not this time.

00:35:07.218 --> 00:35:11.086
پل شريدر مي گويد ژانر نوآر در سال 1958
مرد

00:35:11.111 --> 00:35:15.977
اما تاثيرات آن بر روي فيلم هاي دهه هاي بعد
مشخص است .در فيلم « محرمانه لس آنجلس »كه

00:35:16.001 --> 00:35:21.365
در آن كيم بسينگر در شمايل ورونيكا ليك در فيلم
اسلحه كرايه ايي حضور دارد

00:35:22.344 --> 00:35:24.984
در فيلم « بليد رانر » شان يانگ

00:35:25.008 --> 00:35:29.808
در زير سايه هاي ايجاده شده همچون زن هاي فربينده
فيلم هاي نوآر قدم مي زند

00:35:30.672 --> 00:35:36.007
در فيلم « شواليه تاريكي » نيز شهر را
تاريكي و تباهي  فراگرفته است

00:35:40.127 --> 00:35:45.696
و يا حتي در فيلم هاي نوآر بنگالي مثل اين فيلم
با نام « شيوا » ساخته رام گوپال وارما

00:35:45.721 --> 00:35:48.928
تمامي سايه ها و ارتفاع كم دوربين
وام گرفته از فيلم هاي نوار است

00:35:52.209 --> 00:35:56.074
تاثير پذيري از فيلم هاي نوار يك امر جهاني شد

00:36:00.337 --> 00:36:04.243
به همين خاطر نام سينماي آمريكا در دهه 40
دوباره بر سر زبان ها افتاد

00:36:04.267 --> 00:36:08.055
ولي آيا فيلم هاي نوآر حباب شيشه ايي فيلم هاي رمانتيك هاليوودي
را شكستند؟

00:36:10.173 --> 00:36:11.936
اگر شما اين صحنه را

00:36:12.332 --> 00:36:15.764
اين حركت دوربين زيبا
و اين تبادل احساسات زيبا را ديده باشيد

00:36:15.827 --> 00:36:17.804
جواب شما « نه » خواهد بود

00:36:18.727 --> 00:36:21.255
سينماي رمانتيك هاليوود همچنان ادامه دارد

00:36:21.787 --> 00:36:27.128
اما زندگي كردن در اواخر دهه 40 و اويل دهه 50
در لس آنجلس بسيار متفاوت شده بود

00:36:27.152 --> 00:36:29.947
ارنست لوبيچ در سال 1947 دار فاني را وداع گفت

00:36:30.244 --> 00:36:34.339
ديويد وارث گريفيث
خالق سينماي آمريكا

00:36:34.363 --> 00:36:39.183
و گرگ تولند خالق تصاوير با عمق ميدان زياد
هر دو در سال 1948 دار فاني را وداع گفتند

00:36:41.349 --> 00:36:47.020
لوئي لومير در فرانسه و آيزنشتاين نيز
در روسيه دار فاني را وداع گفته بودند

00:36:48.168 --> 00:36:53.129
پدر جودي بالابان دهه ها كمپاني
پارامونت را اداره مي كرد

00:36:53.154 --> 00:36:57.806
خود جودي بالابان نيز در مركز اين كار قرار داشت
و با مونتگمري كليفت نيز نامزد كرده بود

00:36:57.815 --> 00:37:03.250
در ابتدا رفقاي ما خيلي اميدوار
و خوشحال بودند

00:37:03.274 --> 00:37:05.955
 دورهمي ها و مهماني هاي مختلفي

00:37:05.979 --> 00:37:08.309
خوش و بش هاي كوتاه ، تعطيلات رفتن
و چيز هايي از اين قبيل در ان دوران زياد بود

00:37:08.334 --> 00:37:10.881
منظورم اينكه مي دونيد ما خيلي به
جنت لي و توني كرتيس و يا دين مارتين

00:37:10.905 --> 00:37:14.573
و جين مارتين نزديك بوديم
خود من از نيويورك با سامي ديويس دوست بودم

00:37:14.598 --> 00:37:17.653
ما به سامي و كل گروه « رت پك » نزديك بوديم

00:37:17.678 --> 00:37:22.286
فرانك سيناترا و  جين كلي درآن طرف
خيابان ما زندگي مي كردند

00:37:22.288 --> 00:37:25.975
و همين طور دبي و ادي و مي دونيد كلي
آدم سرشناس ديگر

00:37:26.000 --> 00:37:29.999
راستش در آن دوران مهماني هاي مختلفي برگزار مي شد

00:37:30.006 --> 00:37:36.049
اما در يك لحظه همه چيز عوض شد

00:37:36.051 --> 00:37:39.330
من در آن دوران همسر توني فرانسيوسا بودم

00:37:39.332 --> 00:37:44.798
در واقع مردم فهميده بودند كه دنيا فراتر از اين است
كه

00:37:44.823 --> 00:37:49.290
كه تو خود را با مسائل ساده و سرشار از كوته فكري  مثل اينكه همسايه ات
كيست

00:37:49.300 --> 00:37:51.647
و يا كجا زندگي ميكند در ميد وست و يا در هاليوود
درگير كني

00:37:51.671 --> 00:37:55.265
به شكلي ناگهاني جهان هوشيار شده بود

00:37:55.289 --> 00:37:58.801
من به زماني نگاهي ميكنم كه فيلم ها
از همه چيز جلوتر بودند

00:37:58.826 --> 00:38:02.035
و يا بعد به زماني نگاه ميكنم كه فيلم
از همه چيز در دنيا

00:38:02.060 --> 00:38:03.487
عقب بودند

00:38:03.565 --> 00:38:09.630
به همين خاطر براي مثال
دوران مك كارتيسم

00:38:09.655 --> 00:38:16.387
زماني كه فيلم ها در آن دوران
عقب رفتند

00:38:21.361 --> 00:38:24.354
كميته مبارزه با فعاليت هاي ضد آمريكايي
به رياست

00:38:24.378 --> 00:38:28.035
جي پارنال توماس در نيوجرسي
دستور داد تا

00:38:28.059 --> 00:38:31.494
در مورد نفوذ احتمالي كمونيست ها در صنعت
فيلمسازي هاليوود تحقيق و افراد را مورد بازجويي قرار دهند

00:38:31.525 --> 00:38:35.251
كميته ايي كه شما الان آن را مشاهده ميكنيد
اعلام كرد كه افراد عضو حزب سرخ رنگ

00:38:35.275 --> 00:38:36.896
كه در سينما در حال تبليغات و خرابكاري هستند
 ممنوع الكاراند

00:38:39.310 --> 00:38:42.671
 سوال اين است :
آيا شما عضو حزب كمونيست هستيد ؟

00:38:42.695 --> 00:38:46.500
من طوري جواب دادم
كه هر شهروند آمريكايي هم بود

00:38:46.524 --> 00:38:47.990
 به همين شكل پاسخ مي داد

00:38:48.014 --> 00:38:50.778
يعني شما انكار ميكنيد

00:38:53.629 --> 00:38:56.782
در اين بازپرسي ها كه از سال 1947
شروع شد

00:38:56.806 --> 00:39:02.452
حدود 50 رئيس استوديو و تهيه كننده راضي شدند تا
افراد استخدامي خود را كه با كميته

00:39:02.477 --> 00:39:04.522
فعاليت هاي ضد كمونيستي و مبارزه با فعاليت هاي ضد آمريكايي

00:39:04.546 --> 00:39:08.828
 همكاري نكردند را
اخراج كنند

00:39:12.698 --> 00:39:18.463
اين سم ، زندگي كردن در هاليوود را نيز مسموم كرده بود
و به همين دليل فيلم هاي نوآر جدي تر و تاريك تر شدند

00:39:19.967 --> 00:39:25.654
خيلي از فيلمساز هايي كه به اصول اخلاقي
پايبند بودند از شهادت دادن عليه همكاران چپ گرايشان امتناع كردند

00:39:27.395 --> 00:39:33.739
اما ديگران شروع به نام بردن افراد كرده و
خيلي از هنرمنداني كه در ليست سياه قرار گرفتند ممنوع الكار شدند

00:39:35.982 --> 00:39:40.741
اين هنرمندان ممنوع الكار افرادي مثل چارلي چاپلين
آبراهام پولانسكي ، دولورس دل ريو

00:39:40.765 --> 00:39:43.188
پل رابسون و دالتون ترومبو بودند

00:39:44.439 --> 00:39:49.868
كميته مبارزه با فعاليت هاي ضد آمريكايي
بزرگترين ضربه را به سينماي آمريكا وارد كرد

00:39:49.874 --> 00:39:54.104
فيلمبردار سرشناس جهان
هاكسل وكسلر كه فيلم آمريكا آمريكا را براي

00:39:54.128 --> 00:39:58.844
اليا كازان كارگرداني كه بر عليه
هنرمندان چپ گرا شهادت داد ، فيلمبرداري كرد

00:39:59.578 --> 00:40:07.922
كازان بسيار آدم باهوشي بود
يادمه چند باري

00:40:07.947 --> 00:40:11.294
در مورد اين موضوع با او حرف زدم
و هميشه او با يك چيز پاسخ من را مي داد

00:40:11.319 --> 00:40:15.489
مهمترين مسئله كارگرداني
هدايت بازيگر است

00:40:15.513 --> 00:40:18.368
وقتي كه نام كازان

00:40:18.393 --> 00:40:21.193
را براي دريافت اسكار يك عمر فعاليت هنري
اعلام كردند

00:40:21.218 --> 00:40:26.279
من فكر مي كردم جايزه حق  اون رفيق آچار فرانسمون نبود
ما به او آچار فرانسه مي گفتيم

00:40:26.304 --> 00:40:33.834
يادمه كارل رولينس گفت
نگاه كنيد او داره مي ميره و فيلمساز بزرگي هم بوده

00:40:33.859 --> 00:40:36.258
من كه مي خوام به اون راي بدم

00:40:36.282 --> 00:40:49.639
به همين خاطر من نامه ايي نوشته ام به كازان
و گفتم : رفيق عزيز من به تو راي دادم

00:40:49.664 --> 00:40:53.399
چون فكر مي كنم تو سزاوار اين جايزه بودي

00:40:53.423 --> 00:40:58.549
من فكر مي كردم
بهتر بود تو يك چيزي مي گفتي

00:40:58.574 --> 00:41:02.003
كه مي توانست اين طور برداشت شود كه
تو از اينكه به

00:41:02.027 --> 00:41:05.505
چند نفر آسيب رسوندي بسيار متاسف
و شرمنده ايي

00:41:05.529 --> 00:41:13.197
من كلماتي كه نوشته بودم را دقيق يادم نيست
اما لقب من سال ها « بچه خوشتيپ » بود

00:41:13.222 --> 00:41:15.881
اين اسمو يك فاحشه تو پورتريكو روي من گذاشته بود

00:41:15.905 --> 00:41:25.511
و يادمه كازان با نامه ايي جوابمو داد كه نوشته بود
بچه خوشتيپ ، برو درتو بذار .از طرف رفيق آچار فرانسه ات

00:41:25.535 --> 00:41:33.079
و اين  اخلاق وي تا لحظه مرگش بود

00:41:33.103 --> 00:41:38.196
او بايد گناهي كه كرده بود را مي پذيرفت ؟

00:41:38.220 --> 00:41:44.265
مي دونيد خوب..اين مشخصا يك موضوع مهم بود

00:41:44.290 --> 00:41:46.964
او نبايد لو مي داد

00:41:46.989 --> 00:41:51.904
او مجبور نبود اين كارو بكنه
او در اوج بود در بالاترين نقطه جهان بود

00:41:51.929 --> 00:41:57.762
و حق با شماست
راد استايگر و خيلي هاي ديگر اين

00:41:57.786 --> 00:42:00.763
چيز ها را در مورد كازان قبول نكردند

00:42:03.141 --> 00:42:06.035
اسكار گرفتن كازان از تلويزيون پخش شد

00:42:06.059 --> 00:42:10.757
در نماهايي كه از عكس العمل حضار در قبال اين جايزه
نشان داده مي شد حرف مهمي نهفته بود

00:42:10.781 --> 00:42:14.248
كارل مالدن و وارن بيتي ايستاده كازان را تشويق مي كنند

00:42:14.883 --> 00:42:20.656
استيون اسپيلبرگ نشسته او را تشويق مي كند
اد هريس و ايمي مديگان اصلا براي او دست نمي زنند

00:42:22.707 --> 00:42:28.071
مريل استريپ و لين ردگريو تشويق مي كنند
نيك نولتي دست نمي زند

00:42:33.094 --> 00:42:37.379
به سال 1949 بر مي گرديم
رئيس كميته مبارزه با فعاليت هاي ضد آمريكايي

00:42:37.403 --> 00:42:42.056
جي پارنال توماس به جرم اختلاس
به زندان محكوم شد

00:42:43.067 --> 00:42:46.451
ستاره هايي كه روي زمين در بلوار هاليوود
به افتخار هنرمندان هاليوودي

00:42:46.475 --> 00:42:51.211
و اشخاص فرعي كه در بازار فروش فيلم بودند به ان ها اعطا شده است
اما همچنان ستاره ايي به بعضي از افرادي كه

00:42:51.235 --> 00:42:53.638
در ليست سياه بودند اختصاص داده نشده است

00:42:55.412 --> 00:42:59.581
تغيراتي مهم ديگري در صنعت فيلمسازي امريكا در آن
دوران صورت گرفت

00:42:59.605 --> 00:43:07.980
در سال 1948 پنج استوديو مهم هاليوود به اجبار
ديوان عالي ايالات متحده آمريكا چند سينماي خود را فروختند

00:43:08.004 --> 00:43:12.771
يكي از اين كمپاني ها يعني پارامونت
حدود 1450 تا از آن ها را فروخت

00:43:12.795 --> 00:43:17.008
دولت آمريكا براي اين استوديو ها
قانون ضد انحصار را وضع كرد

00:43:17.032 --> 00:43:23.349
طبق اين قانون شما حق توليد و پخش و عرضه محصولات خود
بدون اينكه از قانون ضد انحصار پيروي كند

00:43:23.374 --> 00:43:26.825
را نداشتيد

00:43:28.195 --> 00:43:34.365
به همين خاطر دولت  شروع به تحقيق و بازجويي كرد
و عليه صنعت شكايت كرد

00:43:34.389 --> 00:43:39.609
براي سال هاي متوالي اين دولتي ها
به پدر من فشار مي آوردند . مي تونيد ببينيد .اين دست خود اوست

00:43:39.642 --> 00:43:43.930
كه روي ديوار است و روي آن نوشته شده است
مهم نيست كه آن ها چقدر مبارزه ميكنند مهم اينكه آن ها شكست خواهند خورد

00:43:44.832 --> 00:43:48.119
به همين خاطر با وجود فشارهاي زياد
پدرم سعي داشت تا بهترين تصميم را براي

00:43:48.143 --> 00:43:54.281
سرمايه دار هاي كمپاني بگيرد
به گونه ايي كه آن ها دست از مبارزه بردارند

00:43:54.305 --> 00:43:58.320
و  ديگر پول زياد خرج نكنند و
به اين موضوع آگاه باشند

00:43:58.345 --> 00:44:01.572
كمپاني به دو سازمان تبديل شده است

00:44:01.596 --> 00:44:03.581
كه وظيفه يكي از آنها توليد و پخش فيلم هستند

00:44:03.605 --> 00:44:06.013
و سازمان ديگر به يك كمپاني تئاتري تبديل شد

00:44:06.485 --> 00:44:09.505
اما در اوايل دهه 50
و در همان دوران استوديويي

00:44:09.529 --> 00:44:12.580
كه استنلي دانن آن را باغ ناميده بود
كه در آن شكوفه هايي زيبايي

00:44:12.605 --> 00:44:17.007
سر بيرون مي آورد
اين باغ در حال مرگ بود

00:44:24.068 --> 00:44:27.536
در كمپاني ام جي ام تهيه كننده مشهور جهان
آرتور فرد اين فرصت را

00:44:27.560 --> 00:44:32.270
به افرادي مثل جين كلي وينست مينه لي
و استنلي دانن داد

00:44:32.294 --> 00:44:36.130
تا بتوانند به اين باغ نشاط

00:44:36.155 --> 00:44:37.890
و زيبايي دوباره بخشند

00:44:39.311 --> 00:44:42.335
اين يكي از سكانس هاي هاي طولاني رقص در فيلم
يك آمريكايي در پاريس است

00:44:42.359 --> 00:44:45.376
كه بسيار تحت تاثير يكي از
بهترين فيلم هاي تاريخ سينماي بريتانيا

00:44:45.400 --> 00:44:47.945
يعني كفش هاي سرخ است

00:44:49.606 --> 00:44:53.663
در اين صحنه از نورهاي فلش استفاده شده
و پس زمينه نقاشي شده است

00:44:59.185 --> 00:45:03.836
جين كلي چپ گرا بود و از فعايت هاي ضد كمونيستي
و شكار آن ها به شدت بيزار بود

00:45:03.860 --> 00:45:08.830
هر دوي آن ها يعني او و استنلي دانن
در ابتدا به عنوان طراح رقص شروع به كار كردند

00:45:08.854 --> 00:45:16.507
از آنجا كه هردو مهاجر نبوده و در آمريكا متولد و بزرگ
شده بودند ديدگاهي بسيار خوشبينانه داشتند

00:45:17.623 --> 00:45:23.014
اين ديدگاه  خوشبينانه و سرشار از شادي
در اين صحنه مشخص است

00:45:31.027 --> 00:45:35.415
مثل خيلي از هم نسلانش دانن نيز
عاشق رقص ، طراحي ها و جذابيت هاي جنسي

00:45:35.440 --> 00:45:40.096
فرد آستر و جنيجر راجرز
در فيلم هاي موزيكال دهه 1930 شده بود

00:45:40.738 --> 00:45:44.941
من نه ساله بودم
و يك پسر كوچكي بودم كه در قسمت جنوبي

00:45:44.966 --> 00:45:49.278
كاروليناي جنوبي جايي كه در آنجا متولد شده بودم زندگي مي كردم
و در آنجا هرگز چنين

00:45:49.288 --> 00:45:51.764
چيز هايي را تجربه نكرده بودم

00:45:51.789 --> 00:45:57.218
و هيچ ارتباطي با اين نوع فيلم ها نداشتم ...حتي خانواده من
نيز هيچ رابطه خوبي با سينما و يا رقص

00:45:57.242 --> 00:46:05.012
و يا هرچيزي كه از زندگي واقعي و روزمره فراتر مي رفت را
نداشتند

00:46:05.862 --> 00:46:12.845
اين در حالي است كه در اين فيلم ها
رقصيدن با موسيقي و لذت بردن از زندگي نهفته بود

00:46:12.870 --> 00:46:16.078
در واقع آن ها در فيلم احساسات خود را بروز مي دادند

00:46:21.673 --> 00:46:29.667
ايده جين كلي در فيلم آواز در باران
در صحنه ايي كه او زير باران آواز مي خواند

00:46:29.692 --> 00:46:35.052
كاملا نشان مي دهد كه لذت بودن در زير باران
يك موهبت است

00:46:35.077 --> 00:46:37.372
او اصلا نگران اين نيست كه خيس شود

00:46:37.372 --> 00:46:40.508
او از اين كه عاشق شده به وجد آمده است

00:46:43.821 --> 00:46:46.828
دوربين نيز اين لذت را خود به تنهايي
حتي بدون

00:46:46.853 --> 00:46:48.726
بدون خود جين كلي
شرح ميدهد

00:46:48.750 --> 00:46:50.586
آن هم  فقط  از طريق يك حركت به سمت بالا

00:46:50.611 --> 00:46:52.843
اما در واقع اين بالا رفتن دوربين  نيست
كه منجر به انتقال اين حس مي شود

00:46:52.867 --> 00:46:57.166
بلكه تصويري كه دوربين در هنگام
بالا رفتن ثبت ميكند است كه اين لذت را شرح ميدهد

00:46:57.190 --> 00:47:01.099
در واقع آن چيزي كه دوربين مي بيند لذت بخش است
نه آن كاري كه دوربين ميكند

00:47:01.124 --> 00:47:03.914
اين همون چيزي بود كه ما از دوربين مي خواستيم

00:47:04.683 --> 00:47:06.730
و از آنجا كه من نمي توانستم با دوربين حرف بزنم
و به آن بگويم كه

00:47:06.754 --> 00:47:11.112
حالا برو بالا من مي خوام اين لذت را احساس كنم
اين سبكي را احساس كنم

00:47:11.136 --> 00:47:16.125
من اين موضوع را قبلا گفتم
كه اين قضيه مثل اين مي ماند كه

00:47:16.149 --> 00:47:21.527
بگوييد آيا اين قلم است كه داستان ها را مي نويسد ؟
معلومه پاسخ نه خواهد بود

00:47:21.551 --> 00:47:25.579
پس دوربين نيز نقش همان قلم را براي ما ايفا مي كرد

00:47:26.961 --> 00:47:31.178
در يكي از صحنه هاي رنگارنگ فيلم
آواز در باران كلي و دانن

00:47:31.202 --> 00:47:35.254
از آنجا كه از شلوغ بازي هاي بازبي بركلي متنفر بودند
با آن شوخي كردند

00:47:49.693 --> 00:47:52.173
من قبل ها فكر مي كردم كه واقعا
آن صحنه ها افتضاح اند

00:47:52.197 --> 00:47:56.918
خيلي افتضاح اند و فكر مي كردم آن ها تا ساليان دور
چنين افتضاح خواهند ماند

00:47:57.243 --> 00:48:01.741
اما حالا وقتي به آن ها نگاه ميكنم
به نظرم آن صحنه خيلي خاص و فوق العاده  اند

00:48:01.765 --> 00:48:06.458
و در واقع آن ها ديدگاهي داشتند
كه بسيار از آن خوشم مي آيد

00:48:06.763 --> 00:48:11.066
نكته قابل توجه اين است كه
آن ها هيچ تغييري نكردند بلكه اين منم كه تغيير كردم

00:48:11.071 --> 00:48:14.542
آن ها همان طوري كه بودند هستند
پرونده آن فيلم همان موقع بسته شده بود

00:48:14.544 --> 00:48:16.825
مثل كلمات نوشته شده روي يك كاغذ اند

00:48:16.827 --> 00:48:18.156
كه هيچ گاه تغيير نمي كنند

00:48:18.180 --> 00:48:22.105
فقط اين عقايد ماست كه
با مرور زمان تغيير مي كند

00:48:24.032 --> 00:48:25.508
<i>The president isn't
in the theatre.</i>

00:48:25.510 --> 00:48:27.318
<i>No, that's right.</i>

00:48:27.539 --> 00:48:32.673
تغييري كه در زندگي و آثار دانن صورت گرفت
نشان دهنده تغيرات به وجود آمده در هاليوود بود

00:48:32.697 --> 00:48:37.696
در فيلم « بي احتياط» با بازي كري گرانت و
اينگريد برگمن او قانون سانسور

00:48:37.720 --> 00:48:41.676
هاليوود را با ايده ايي خلاقانه به چالش كشيد

00:48:43.281 --> 00:48:47.161
بازيگر نقش اول مرد و نقش اول زن حتي اگر
ازدواج هم كرده بودند

00:48:47.185 --> 00:48:49.035
نبايد در تخت در كنار هم مي بودند

00:48:49.059 --> 00:48:50.538
خوب اين قانون سانسور بود

00:48:50.723 --> 00:48:55.553
اگر آن ها باهم ازدواج كرده بودند
بايد در دو تخت جداگانه در يك اتاق مي بودند

00:48:55.561 --> 00:49:00.191
من مي خواستم نشان بدهم كه آن دو
چه رابطه خصوصي با هم دارند

00:49:00.215 --> 00:49:04.707
و گفتم كه من يك ايده دارم
اينكه آن دو را در يك تخت نشان خواهم داد

00:49:04.732 --> 00:49:08.661
طوري كه سانسورچي ها  هم نتوانند به آن ايراد بگيرند

00:49:08.685 --> 00:49:13.763
من دستور دادم كه دكور را آماده كنند
و براي اين كار زمان گذاشتم

00:49:13.788 --> 00:49:17.088
و دو تخت خواب را در همان استوديويي كه فيلمبرداري مي كرديم
ساختيم

00:49:17.112 --> 00:49:21.462
من بالاي سر هر شخصيت دوربيني قرار دادم

00:49:21.487 --> 00:49:25.772
و مي توانستنم هر دوي آن ها را ببينم و به آن ها بگويم
اين كار و آن كار را انجام دهيد

00:49:25.797 --> 00:49:29.020
و در نهايت از تكنيك تصوير جداگانه استفاده كرديم
كه در آن صحنه طوري به نظر مي رسد

00:49:29.045 --> 00:49:32.004
كه همه اين اتفاقات در يك تخت صورت مي گيرد

00:49:33.942 --> 00:49:35.769
<i>تا كي مي خواد اين ادامه پيدا كنه ؟</i>

00:49:36.877 --> 00:49:37.991
<i>تا كي مي خواد ادامه پيدا كنه ؟</i>

00:49:38.015 --> 00:49:39.274
<i>اينكه وانمود كنيم كه خيلي خوشحاليم ؟</i>

00:49:39.604 --> 00:49:40.866
<i>ما هيچ وقت وانمود نكرديم كه خوشحاليم</i>

00:49:40.890 --> 00:49:42.300
<i>كي وانمود كرد ؟
تو </i>

00:49:42.324 --> 00:49:43.146
<i>تو ووانمود كردي كه ما ازدواج خوبي داشته ايم</i>

00:49:43.171 --> 00:49:44.533
<i>و وانمود كردي كه مي خواي با من بموني </i>

00:49:44.558 --> 00:49:50.184
همزمان با سينماي آمريكا يك جور افسردگي و ماليخوليا نيز وارد
فيلم هاي استنلي دانن شد

00:49:51.298 --> 00:49:54.474
فيلم «دو نفر در راه» داستان يك
زوج را روايت ميكند

00:49:54.498 --> 00:49:59.383
فيلمي به گونه ايي است كه ما در فيلم يك بار
آن ها را در اول راه مي بينيم و يك بار در آخر

00:49:59.407 --> 00:50:02.375
در فيلم دوره هاي مختلف زماني
به هم كات مي خورند

00:50:05.474 --> 00:50:08.649
تا تو اين موضوع را تاييد كني كه
ما تغيير كرده ايم

00:50:08.673 --> 00:50:10.153
<i>من تاييد مي كنم</i>
كه ما تغيير كرده ايم

00:50:10.177 --> 00:50:11.685
<i>اين ناراحت كننده است ولي واقعيت دارد</i>

00:50:11.851 --> 00:50:16.312
من يادمه كه در آن دوران مردم بهم مي گفتند
من فيلم را دوست داشتم فيلم خيلي عاشقانه بود’

00:50:16.336 --> 00:50:22.857
وقتي اين را شنيدم جا خوردم
بهشون گفتم كه اين خيلي فيلم دردناكيه اينكه وقتي شما به آن زوج و زندگي سختشان نگاه ميكنيد

00:50:22.882 --> 00:50:24.843
چطور فكر مي كنيد كه خيلي عاشقانه است؟

00:50:24.868 --> 00:50:26.826
'دليل اين مسئله اين است كه من دوست داشتم

00:50:26.850 --> 00:50:29.957
نشان بدهم كه مردم در كنار هم چطور زندگي
مي كنند

00:50:29.981 --> 00:50:35.282
<i>آن ها هميشه به يكديگر لطمه و ضربه
روحي مي زنند</i>

00:50:35.772 --> 00:50:42.587
<i>اما هنوز راهي هست كه شما  واقعا از شريك زندگيتان
قدر داني بكنيد</i>

00:50:43.367 --> 00:50:47.015
در آن دوران دانن 21 فيلم ساخته بود

00:50:47.039 --> 00:50:49.809
بعضي از آن ها بزرگترين فيلم هاي
هاليوود بودند

00:50:49.833 --> 00:50:52.805
او در آن دوران فقط 43 سال داشت

00:50:54.697 --> 00:50:57.416
<i>آيا شما از اين كار
احساس خستگي كرديد ؟?</i>

00:50:57.418 --> 00:51:01.292
<i> اوه خدا .. نه نه </i>

00:51:01.317 --> 00:51:04.238
<i>منظورم اينكه اگه شما از اين كار خسته بشيد
و بيرون بياييد</i>

00:51:04.262 --> 00:51:08.171
<i>شما مثل يك احمق خواهي بود
و چيزي براي گفتن نداريد,</i>

00:51:08.195 --> 00:51:12.399
<i>من هيچ وقت اونجوري فكر نكردم
حتي امروز هم اينطور فكر نمي كنم.</i>

00:51:13.296 --> 00:51:17.683
آن موقع چه حرفي مي خواستيد بزنيد و امروز
چه حرفي مي خواهيد بزنيد؟

00:51:19.572 --> 00:51:24.296
<i>فكر كنم يك بار دياگليف به
نيژينسكي ، متوجه هستي ؟</i>

00:51:24.325 --> 00:51:26.627
 مثل اينكه  زماني كه دياليگف از
نيژينسكي

00:51:26.651 --> 00:51:29.701
در نمايش مرا متحيركن

00:51:29.725 --> 00:51:31.308
رقص باله انجام دهد
به او گفته بود كه

00:51:31.332 --> 00:51:34.708
مرا متحير كن ...اين همان كاري است
كه من هنوز سعي دارم انجام دهم

00:51:34.732 --> 00:51:37.965
من هنوز مي خواهم شما را از اينكه
 چه انديشه ايي داشتم

00:51:37.989 --> 00:51:40.654
و اين انديشه ها در مورد چه چيز هايي بودند

00:51:40.678 --> 00:51:44.294
ما چطور واكنش نشان مي دهيم
يعني چكار مي توانيم بكنيم؟  شما را متحير كنم

00:51:44.668 --> 00:51:46.772
درست همزمان با رشد استنلي دانن در سينما

00:51:46.796 --> 00:51:52.279
سينماي جريان اصلي آمريكا نيز در دهه 40 و اوايل دهه 50
رشد كرد

00:51:52.303 --> 00:51:54.196
سال هاي كه همه چيز ويران شده بود

00:51:54.751 --> 00:51:57.769
تاثيرات جنگ و سينماي نئورئاليست ايتاليا

00:51:57.793 --> 00:52:00.270
فيلم هاي آمريكايي را تيره تر كرد

00:52:00.932 --> 00:52:05.101
زندگي در فيلم هاي جريان اصلي سينماي آمريكا
ديگر خيلي شيرين نبود

00:52:06.726 --> 00:52:10.317
و طراحي صحنه و عمق ميدان زياد در تصوير
نورهاي فيلم هاي نوآر

00:52:10.341 --> 00:52:13.193
و نيز تاثيرات اورسون ولز

00:52:13.217 --> 00:52:18.396
همگي به استايل سينماي آمريكا شكل جديدي بخشيده بود

00:52:22.380 --> 00:52:26.671
در دهه 40 و 50 ميلادي در بريتانيا
ما به سراغ فيلم هايي مي رويم

00:52:26.695 --> 00:52:29.209
كه در آن ها پيچيدگي هاي فيلم هاي جنگي
در آنها به بهترين شكل ممكن خلاصه شده است

00:52:30.021 --> 00:52:34.712
هوايپماي بمب افكن يك خلبان نيروي هوايي انگلستان
آسيب ديده و آتش گرفته است

00:52:35.441 --> 00:52:38.069
خلبان هيچ چتر نجاتي ندارد
به همين خاطر به مرگ فكر مي كند

00:52:38.093 --> 00:52:40.290
او اخرين حرف هايش را به
يك زن آمريكايي

00:52:40.314 --> 00:52:41.866
در برج مراقبت است مي زند

00:52:44.901 --> 00:52:49.163
كارگردان انگليسي و نويسنده
مجارستاني امريك پرسبرگر

00:52:49.187 --> 00:52:53.656
ما در درامي سوزناك با ديالو گ هايي عاشقانه

00:52:53.680 --> 00:52:59.216
با تصاويري با عمق ميدان كم ،و نورها و رنگ هاي
شديد كه اشك ها را پنهان كرده ، غرق مي شويم

00:52:59.492 --> 00:53:00.828
 عاشق كسي شدي؟

00:53:00.830 --> 00:53:02.273
نه ... به اين سوال جواب نده

00:53:02.298 --> 00:53:04.084
من مي تونستم عاشق مردي مثل تو باشم

00:53:04.109 --> 00:53:06.599
من عاشقتم ، جون
تو زنده ايي و من تو را ترك ميكنم

00:53:06.624 --> 00:53:07.888
تو كجا زندگي ميكني؟
در يك ايستگاه ؟

00:53:07.913 --> 00:53:10.506
نه در يك روستاي بزرگ كه در فاصله
پنج مايلي اينجاست

00:53:10.508 --> 00:53:11.406
يك خانه چوبي

00:53:11.408 --> 00:53:13.143
يه خونه ي قديمي؟
آره ، خيلي قديمي

00:53:13.168 --> 00:53:14.841
خوبه من بعد ها روح ميشم
و ميام ميبينمت

00:53:14.865 --> 00:53:16.052
تو از روح ها نمي ترسي
مي ترسي؟

00:53:16.077 --> 00:53:17.272
اگر تو باشي ترسناك خواهد بود

00:53:17.470 --> 00:53:21.830
آن ها با هم در سال 1942 كمپاني فيلمسازي ساختند
و در آن فيلم هايي مثل اين

00:53:21.854 --> 00:53:26.124
كه در آن ها اخلاق و فرهنگ انگليسي شان
و تفكرات عاشقانه شان نهفته است

00:53:26.149 --> 00:53:28.138
با سينماي مستند نيز در مغايرت است .

00:53:29.084 --> 00:53:30.985
ظاهرا خلبان نمي ميرد

00:53:31.009 --> 00:53:33.876
اما به جاي آن
او ضربه مغزي مي شود

00:53:34.407 --> 00:53:38.615
و در حين از دست دادن هوشياري اش
او تصور ميكند كه به بهشت مي رود

00:53:38.639 --> 00:53:42.465
او در زمين مدت بيشتري را به صحبت كردن مي گذراند
به اين خاطر كه وي عاشق زن آمريكايي

00:53:42.489 --> 00:53:43.872
شده است

00:53:44.808 --> 00:53:48.973
طبق فانتزي هاي ذهن كارگردان هنري
بهشت سياه و سفيد است

00:53:50.230 --> 00:53:53.348
نام فيلم
« مسئله مرگ و زندگي

00:53:53.372 --> 00:53:55.489
به ما مي گويد كه ماجرا از چه قرار است

00:53:55.513 --> 00:53:59.664
بزرگترين و مهمترين چيزهايي كه
در زندگي است به خصوص زماني كه جهان در جنگ است

00:54:00.038 --> 00:54:02.902
پاول و پرنسبرگر نشان دادند كه
فيلمساز ها مجبور نبودند كه بين

00:54:02.926 --> 00:54:08.439
واقعيت جنگ و آسيب هاي آن
و يا سينماي رمانتيك يكي را انتخاب كنند

00:54:09.003 --> 00:54:13.502
هيچ فيلمساز ديگري اين دو نوع سينما
را با هم تركيب نكرد

00:54:14.375 --> 00:54:16.768
ديگر فيلمساز انگليسي در دهه 40 ميلادي

00:54:16.793 --> 00:54:20.319
به ما گفت كه از اين آسيب هاي جنگي و
خرابي هاي جنگ مي توان بهترين چيز ها را بيرون كشيد

00:54:20.343 --> 00:54:22.896
اين فيلمساز در اين صحنه حضور دارد
هنري جنينگ

00:54:22.920 --> 00:54:27.667
او در اينجا با ظاهري شيك و لاغر اندام
در نقش يك مامور پست كه به شدت به وظيفه اش پايبند است

00:54:27.692 --> 00:54:32.122
به ايفاي نقش پرداخته
او حتي زماني كه اوضاي خوبي ندارد از كار دست برنداشته و نامه ها را مي رساند

00:54:32.641 --> 00:54:36.803
خيلي زود او شروع به فيلمسازي كرد
و فيلم هايي با سيك و سياق شاعرانه خودش ساخت

00:54:36.827 --> 00:54:40.086
كارگردان مشهور انگليسي ترنس ديويس
هميشه به جنينگ اداي احترام كرده است

00:54:40.110 --> 00:54:43.188
بله با  وحود اينكه او فقط
فيلم « به بريتانيا گوش دهيد

00:54:43.212 --> 00:54:47.029
را ساخت اما اين فقط يكي از شعرهاي فوق العاده او بود
اين فقط قسمتي از صداي او بود

00:54:53.272 --> 00:54:56.837
صحنه ايي كه در آن دوربين بيشترين حركت را دارد
در صحنه گالري ملي

00:54:56.865 --> 00:55:00.413
زماني كه مردم از آهنگ لذت مي برند

00:55:00.438 --> 00:55:03.735
و زماني است كه شايد اين آخرين تابستاني باشد
كه آن ها آزادند

00:55:03.759 --> 00:55:07.801
و شما ماري هرش را ميبينيد
كه يكي از قطعات موتزارت را مي نوازد

00:55:07.825 --> 00:55:10.456
در آن لحظه شما به اين فكر ميكنيد
كه جنينگ چه چيزي را مي خواسته است بگويد؟

00:55:10.480 --> 00:55:13.303
چيزي كه به اصالت بريتانياي بر ميگردد

00:55:13.327 --> 00:55:14.921
كه هيچ كس ديگري آن را نفهميد

00:55:14.946 --> 00:55:19.124
ولي ما فهمديم
و ما آماده شديم كه براي دفاع از آن بجنگيم

00:55:20.476 --> 00:55:22.637
جنينگ اعتقاد داشت از آنجا كه
مردم بريتانيا

00:55:22.661 --> 00:55:26.405
زمين ها ، تاريخ
و فرهنگ مشتركي دارند

00:55:26.430 --> 00:55:29.313
داراي يك ناخودآگاه جمعي اند

00:55:29.642 --> 00:55:31.730
چيزي كه او نام آن را
ميراث احساسات ناميد

00:55:31.754 --> 00:55:34.547
اين همان چيزي است كه مردم زخم خورده
را دور هم جمع كرد

00:55:35.198 --> 00:55:38.048
طبق اصول و قواعد سينمايي
جنينگ احساس مي كرد

00:55:38.072 --> 00:55:40.439
بين نماهايش بايد جاذبه ايي قوي برقرار باشد

00:55:40.620 --> 00:55:43.980
به اين صحنه از فيلم «به بريتانيا گوش دهيد
نگاه كنيد

00:55:44.004 --> 00:55:46.476
حدود دوازه كلاه باريك

00:55:46.500 --> 00:55:49.264
سپس كات به سر بي كلاه پنج زن

00:55:49.288 --> 00:55:51.562
سرهاي آنها همان جايي است كه كلاه ها  است

00:55:51.586 --> 00:55:56.217
سپس كات به مجسمه چارلز اول
 شخصيتي كه سر از تنش جدا كردند

00:56:00.813 --> 00:56:06.239
اين سه تصوير در كنار يكديگر حس وحشت از
دست دادن سر را به ما انتقال ميدهند

00:56:06.535 --> 00:56:09.452
يك معادله ايي سينمايي كه
از هر بخش آن بزرگتر است

00:56:09.476 --> 00:56:13.379
اين همان معادله 1+1=3 است
كه آيزنشتاين گفته بود

00:56:15.754 --> 00:56:20.955
در سال 1949 آخرين فيلم بريتانيايي
كه به شكلي شگفت انگيز همه چيز را خلاصه كرد

00:56:20.979 --> 00:56:25.980
و تحولي در سينماي غرب
در نمايش آسيب هاي جنگي ، حس هاي شاعرانه و اكسپرسوينسم

00:56:26.004 --> 00:56:28.648
بازي با سايه هايي كه در اين سال ها رواج داشتند
را متحول ساخت

00:56:29.419 --> 00:56:33.122
داستان «مردم سوم » در شهر وين
بعد از جنگ جهاني دوم اتفاق مي افتد

00:56:33.146 --> 00:56:36.152
شهري كه بين فاتحان جنگ تقسيم شده بود

00:56:37.139 --> 00:56:40.135
نويسنده فيلمنامه فيلم ، نويسنده مشهور كاتوليك
گراهام گرين بود كه

00:56:40.159 --> 00:56:44.186
در هسته مركزي فيلم
يك جنايت اخلاقي را قرار مي دهد

00:56:44.747 --> 00:56:50.607
يك مرد با نام هري ليم با بازي اورسون ولز
از طريق فروش پني سيلين پول در مي آورد

00:56:50.631 --> 00:56:52.374
كه اين كار وي ممكن است به كودكان آسيب برساند

00:56:53.010 --> 00:56:57.259
كارگردان فيلم اينكه اين ايده
يك معضل مهم را بيان ميكرد را بسيار دوست داشت

00:56:57.283 --> 00:57:01.274
اين بدبيني بود كه سينماي شاعرانه فرانسه
را به او يادآوري كرد

00:57:01.298 --> 00:57:02.581
سينمايي كه او ستايشش مي كرد

00:57:03.466 --> 00:57:08.721
او و فيلمبردارش تصميم گرفتند
كه برخي از نماهاي فيلم را خارج توازن افقي بگيرند

00:57:08.746 --> 00:57:11.233
تا از اين طريق بتوانند ناتوازني اخلاقي را نمايش دهند

00:57:20.635 --> 00:57:24.492
كارگردان فيلم كارول ريد قبلا اين مستند
برنده اسكار كه در دوره جنگ ساخته شده بود را تدوين كرده بود

00:57:24.726 --> 00:57:26.557
<i>Miles of wire netting
for the beaches.</i>

00:57:26.559 --> 00:57:29.123
<i>Seventy-two hundred tons
of petrol per day.</i>

00:57:29.202 --> 00:57:31.432
<i>With an underwater pipeline
to carry it to France.</i>

00:57:31.457 --> 00:57:33.699
<i>A white star
is the emblem of liberation</i> -

00:57:33.724 --> 00:57:37.346
و مثل ايتاليايي ها و برخي از فيلمساز هاي آمريكايي

00:57:37.370 --> 00:57:41.950
احساس كرد كه سينما بايد بيشتر
با واقعيت درگير باشد

00:57:43.426 --> 00:57:48.284
در اين سكانس فيلم « مرد سوم » جايي
كه براي اولين شخصيت اورسون ولز نشان داده مي شود

00:57:48.308 --> 00:57:53.302
از ساختاري شجاعانه اكسپرسيونيستي همچون فيلم خود اورسون ولز
يعني همشهري كين استفاده شده است

00:58:26.917 --> 00:58:31.882
در اين صحنه پاياني مشهور فيلم
بعد از اينكه ليم از بين رفته است دوست نااميد وي هالي مارتينز

00:58:31.907 --> 00:58:37.275
در سمت چپ كادر منتظر آنا دوست دختر
ليم است

00:58:37.300 --> 00:58:39.807
كه هالي سخت گرفتارش شده است

00:58:39.831 --> 00:58:43.108
دختر از راه دور به سمت او
حركت مي كند

00:58:43.132 --> 00:58:45.133
تصويري با عمق ميدان زياد همچون آثار اورسون ولز

00:58:45.956 --> 00:58:49.572
كارول ريد در اين صحنه هيچ برش و يا ديزالوي
انجام نمي دهد

00:58:49.596 --> 00:58:52.585
اين همان كاري است كه اسكورسيزي بعدها
در فيلم « راننده تاكسي» انجام داد

00:59:05.597 --> 00:59:10.697
كارول ريد اجازه مي دهد كه آنا كل راه را در زمان
واقعي طي كند

00:59:10.722 --> 00:59:14.821
اين همان دراماتيزه نكردن زمان است
كه ايتاليايي ها در نئورئاليسم آن را انجام ميدادند

00:59:14.845 --> 00:59:19.761
گرين يك پايان خوش براي فيلم در نظر گرفته بود
كه در آن آنا آمده و بازوي هالي را ميگيرد

00:59:20.076 --> 00:59:24.539
كارول ريد همچون كاري كه دهه ها بعد رومن پولانسكي
در فيلم « محله چيني ها » انجام داد

00:59:24.563 --> 00:59:27.201
با چنين پايان خوشبينانه ايي مخالفت كرد

00:59:27.225 --> 00:59:31.085
آنا دور زده و از سمت ديگر
هالي از قاب خارج مي شود

00:59:31.109 --> 00:59:34.657
او زندگي كردن با خاطرات هري ليم سركش را به

00:59:34.690 --> 00:59:36.795
زندگي با يك مرد ضعيف و نجيب ترجيح ميدهد

00:59:37.499 --> 00:59:41.838
اين يكي از شجاعانه ترين پايان هاي فيلم هاي
جريان اصلي در تاريخ سينماست

00:59:42.753 --> 00:59:45.588
فيلم « مرد سوم » به يكي از بزرگترين فيلم هاي
تاريخ سينما تبديل شد

00:59:45.612 --> 00:59:49.535
فيلم به خلاصه اي پر محتوا براي سينما دهه 40
تبديل شد

00:59:51.269 --> 00:59:55.545
مسائل  و معضلات مهم روز كه در فيلم هاي جديد به كار گرفته مي شدند
و نيز تفكر واقع گرايانه فيلمسازها و استفاده آن ها از عمق ميدان زياد

00:59:55.569 --> 01:00:02.323
در سرتاسر جهان در دهه 50 رواج پيدا كرد
در مناطقي مثل هند ،آفريقا ،آمريكاي جنوبي و ژاپن

01:00:06.135 --> 01:00:11.215
فيلمسازي در قاره هاي ديگر
داراي شكلي جديد ، داستان هاي جديد ، استايلي جديد

01:00:11.239 --> 01:00:13.626
و تصاويري بديع بود

01:00:13.651 --> 01:00:18.446
براي اولين بار در داستان سينما
سينما امري جهاني مي شود

01:00:18.470 --> 01:00:30.470
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:00:30.494 --> 01:00:42.494
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.