﻿WEBVTT

00:00:02.064 --> 00:00:04.779
<c.yellow>از سال 1957 تا 1964</c>

00:00:05.864 --> 00:00:09.979
<c.yellow>ظهور نوع جديدي از فيلمسازي مدرن
در اروپاي غربي شوكي ايجاد مي كند</c>

00:00:11.864 --> 00:00:15.279
در اين قسمت ما به سراغ فدريكو فليني بزرگ
 خواهيم رفت

00:00:15.304 --> 00:00:18.465
و  با دوران شكوفايي موج نوي سينماي فرانسه
آشنا خواهيم شد

00:00:22.716 --> 00:00:28.113
اگر دهه 50 را دهه دهه تنش ها بدانيم
در اواخر دهه 50 و اوايل دهه 60

00:00:28.138 --> 00:00:32.117
زندگي در اروپا خيلي بشتر از قبل جريان داشت
مسائل جنسي بخشي از زندگي مردم شده بود

00:00:33.037 --> 00:00:38.438
آلمان شرقي ديوار برلين را ساخت
كابوس جنگ اتمي آغاز شده بود

00:00:39.039 --> 00:00:41.959
همه فيلمساز هاي اروپايي اين مسائل
روز را مد نظر قرار مي دادند

00:00:41.983 --> 00:00:45.867
 از زماني كه اولين فيلم در اينجا اكران شد

00:00:45.892 --> 00:00:49.580
حدود 60 سال مي گذشت

00:00:51.558 --> 00:00:55.552
سينما ديگر هنر جديد ، تازه و زنده ايي
به نظر نمي رسيد

00:00:58.532 --> 00:01:03.116
در كافه هاي پاريس و يا
در اين استوديو در رم

00:01:03.141 --> 00:01:09.291
و يا در خيابان هاي استكلهم
فيلمساز ها براي انقلابي در سينما نقشه ايي كشيدند

00:01:09.299 --> 00:01:11.513
آن ها جاني دوباره به سينما بخشيدند

00:01:11.538 --> 00:01:15.017
آن ها فيلم ها را شخصي تر و
،عميق تر كردند

00:01:15.041 --> 00:01:16.867
اين تحول همچون شوكي به سينما وارد شد

00:01:17.977 --> 00:01:22.975
چهار كارگردان استثنايي اروپايي
اينگمار برگمان ، روبر برسون

00:01:22.999 --> 00:01:28.966
ژاك تاتي و فدريكو فليني
پيشتازان ساخت فيلم هاي شخصي بودند

00:01:33.340 --> 00:01:35.109
اين جا در استكلهم در دهه 1950

00:01:35.133 --> 00:01:38.068
پرده ها صحنه روي فيلم هاي شخصي و بسيار عميق

00:01:38.093 --> 00:01:41.576
كارگرداني كه سينما برايش همچون تئاتر مي ماند
كنار رفت

00:01:44.964 --> 00:01:47.463
اين فيلمساز ، اين مرد اينگمار برگمان است

00:01:47.487 --> 00:01:49.174
كارگردان دانماركي لارس فن ترير درباره ي او مي گويد

00:01:49.199 --> 00:01:54.035
من همه ي فيلم هاي برگمان را ديده ام
و فيلم « همچون در يك آينه » يكي

00:01:54.060 --> 00:01:55.232
از فيلم هاي مورد علاقه ام است

00:01:55.257 --> 00:01:59.266
من  دقيقا نمي دونم او با تفكر ضد مسيح چكار كرد
نمي دانم شايد اصلا همچين تفكري باشد

00:01:59.291 --> 00:02:01.857
اما چيزي كه مهم است اينه
برگمان تاثيري زيادي روي من

00:02:01.858 --> 00:02:04.669
گذاشته است به خصوص تبحر او در
استفاده بسيار خوب از كلمات

00:02:04.693 --> 00:02:09.882
فكر ميكنم فيلم اخرش نامش « ساراباند» يا چنين چيزي بود

00:02:09.906 --> 00:02:13.875
هرچند كه فيلم شاهكار نيست
اما قطعا فيلم خوبي است

00:02:13.900 --> 00:02:16.321
چون اينگمار برگمان آن را ساخته است

00:02:16.836 --> 00:02:19.673
اما استفاده از كلام در آن
نيز فيلم نيز فوق العاده است

00:02:21.207 --> 00:02:23.784
در آرشيو فيلم سوئد نقاشي وجود دارد

00:02:23.808 --> 00:02:26.550
كه برگمان از خانواده اش در كودكي كشيده است

00:02:26.574 --> 00:02:29.670
اين برادرشه

00:02:29.695 --> 00:02:31.522
و اين برگمان با كتاب هايش است؟

00:02:31.590 --> 00:02:33.186
آره ...او در حال آموزش

00:02:33.188 --> 00:02:37.658
نوشته ها حاكي از ان است كه پدر برگمان بسيار مستبد و ديكتاتور
بوده است

00:02:37.682 --> 00:02:40.762
برگمان خود را در ميان كتاب هايش كشيده است

00:02:42.087 --> 00:02:45.144
و حالا به اين نقاشي نگاه كنيد

00:02:48.025 --> 00:02:52.866
برگمان گفته است در
سنين نوجواني در اين جا

00:02:52.890 --> 00:02:55.156
در سرد خانه بيمارستان
زنداني شده بوده است

00:02:57.196 --> 00:03:00.835
او جسد زني زيبا را در آنجا ميبيند

00:03:00.859 --> 00:03:03.507
او ملحفه روي زن را كنار مي زند

00:03:03.531 --> 00:03:06.080
و آلت تناسلي زن را لمس مي كند

00:03:06.105 --> 00:03:10.266
لمس كردن و مرگ
اين همان دوچيزي بود كه به تم اصلي فيلم هايش تبديل شد

00:03:13.375 --> 00:03:16.880
يكي از فيلم هاي اوليه برگمان تحت عنوان
تابستان با مونيكا

00:03:16.904 --> 00:03:19.803
نسبت به فيلم هاي همزمانش
بسيار وسوه انگيز تر بود

00:03:26.320 --> 00:03:29.073
اين  مسئله فقط به خاطر نمايش تمايلات جنسي مدرن
نبود

00:03:29.097 --> 00:03:35.270
بلكه برگمان به بازيگر زنش هريت اندرسون
اجازه داد تا مستقيم به دوربين نگاه كند

00:03:40.437 --> 00:03:43.184
مورخ سينما استيگ بيوركمن

00:03:43.209 --> 00:03:48.389
چيزي كه گدار و هم قطارهايش  در

00:03:48.414 --> 00:03:50.687
در موج نوي سينماي فرانسه
را به وجد اورد

00:03:50.711 --> 00:03:56.127
بدعت و تازگي شيوه به تصوير كشيدن داستان
از سوي برگمان بود

00:03:56.152 --> 00:04:00.452
و البته يكي از اين صحنه هاي بسيار جسورانه فيلم

00:04:00.476 --> 00:04:04.541
جايي است كه هريت اندرسون مستقيم به دوربين نگاه ميكند

00:04:04.565 --> 00:04:07.739
و سپس دوربين به او نزديك مي شود

00:04:07.763 --> 00:04:11.565
و برگمان پشت سر او را تاريك ميكند

00:04:11.590 --> 00:04:19.810
اين يك تكنيك و حيله سينمايي است كه تا پيش
از اين در هيچ فيلمي استفاده نشده بود

00:04:19.834 --> 00:04:23.879
اين صحنه از فيلم « مهر هفتم
كه برگمان آن را در دهه 50 ساخت

00:04:23.903 --> 00:04:26.236
دگرگوني تدريجي  تفكرات وي را نشان مي دهد

00:04:26.260 --> 00:04:38.260
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:04:42.248 --> 00:04:45.554
در قرون وسطا كه طاعون در اروپا شايع شده بود

00:04:45.578 --> 00:04:48.281
شواليه ايي از جنگ هاي صليبي باز ميگردد

00:04:48.305 --> 00:04:50.613
او از مرگ اين همه انسان
درد مي كشد

00:04:52.243 --> 00:04:55.018
اگر شخصيت شواليه فيلم برگمان فيلم
تابستان با مونيكا را ديده بود

00:04:55.042 --> 00:04:59.206
مي دانست كه احساسات بهترين زباني است
كه انسان مي تواند

00:04:59.230 --> 00:05:02.133
از آ ن  براي درخواست كردن از خداوند
استفاده كند

00:05:03.814 --> 00:05:06.278
پنج سال بعد در فيلم نور زمستاني

00:05:06.302 --> 00:05:10.355
به نظر برگمان به اين نتيجه رسيده است
كه خدا مرده است

00:05:10.380 --> 00:05:14.510
شخصيت اصلي فيلم همچون پدر برگمان
يك كشيش است

00:05:39.009 --> 00:05:42.440
مرگ در تمامي آثار
برگمان همچون يك سرطان  پخش شده است

00:05:42.464 --> 00:05:45.375
در فيلم هاي برگمان ابتدا خدا مي ميرد و سپس مردم

00:05:46.538 --> 00:05:51.202
فيلم « نور زمستاني» نشان مي دهد  كه فيلم هاي زندگينامه ايي
برگمان

00:05:51.226 --> 00:05:53.143
چقدر به شكلي جسورانه شخصي هستند

00:05:54.147 --> 00:05:57.531
همسر برگمان  الن لاندستروم  دچار
اگزماي پوست شده بود

00:05:58.955 --> 00:06:02.728
وقتي كه آن دو با يكديگر بحث مي كردند زن از
بيماري اش  مي ناليده و شكايت ميكرده است

00:06:02.752 --> 00:06:06.373
حالا به اين صحنه بين كشيش و
و معلم مدرسه نگاه كنيد

00:06:06.398 --> 00:06:07.991
معلم مدرسه عاشق كشيش است

00:06:56.220 --> 00:06:58.590
در اين صحنه برگمان از رفتار
بدي كه نسبت به همسرش

00:06:58.591 --> 00:07:00.863
داشته است احساس گناه كرده
و به آن اعتراف ميكند

00:07:00.887 --> 00:07:04.267
او در اين صحنه نشان مي دهد چطور انسان ها قلب يكديگر
را به درد مي آورند

00:07:06.030 --> 00:07:08.424
فيلم « پرسونا » ي برگمان
نشان داد كه او علاوه بر

00:07:08.425 --> 00:07:10.720
اينكه مي تواند فيلم هاي
شخصي اعتراف گونه بسازد

00:07:10.744 --> 00:07:13.550
او در به تصوير كشدن خود آگاهي انسان

00:07:13.574 --> 00:07:17.556
همچون هنرمندان مدرن كه خود آگاهي انسان را به تصوير مي كشيدند
تبحر دارد

00:07:20.783 --> 00:07:22.655
در پايان فيلم « پرسونا

00:07:22.679 --> 00:07:26.782
فيلم خراب مي شود
و به نظر چند تكه عكس و تصوير براي

00:07:26.806 --> 00:07:29.326
كه از نمايش آن ها جلوگيري
شده بود به نمايش در مي آيند

00:07:29.327 --> 00:07:31.939
تصاويري از چارلي چاپلين ،
ميخي كه در دست كوبيده مي شود

00:07:31.964 --> 00:07:33.674
يك چشم

00:07:55.348 --> 00:08:00.568
در اين صحنه به نظر نگاتيو فيلم مدتهاست به بهترين
مكان براي ثبت خودآگاه انسان تبديل شده است

00:08:00.592 --> 00:08:07.176
در درون اين تصاوير شادي ، خشونت
و تصاويري آزاردهنده ناخودآگاه نهفته است

00:08:07.975 --> 00:08:11.532
اين فيلم فقط داستان
نمي گويد در واقع

00:08:12.041 --> 00:08:16.966
داستان در اين فيلم مثل بسيازي از فيلم هاي خلاقانه
اروپا تم اصلي است

00:08:20.573 --> 00:08:25.298
تا دهه 1970 برگمان به مدت سي سال به  فيلمسازي
ادامه داد

00:08:25.322 --> 00:08:29.105
با گذر سال ها او تفكراتش را اصلاح و عوض كرد

00:08:30.337 --> 00:08:35.172
سال هاي سال برگمان صورت هاي زيبايي  را به تصوير كشيد
او در پس اين چهرها درد

00:08:35.197 --> 00:08:39.675
زشتي ، چيزهاي  كلي مربوط به سوئدي ها
و چيزهايي مربوط به زندگي

00:08:39.699 --> 00:08:42.849
تنهايي ،فناپذيري و ناميدي و ياس را مي ديد

00:08:44.177 --> 00:08:51.886
چهرها در صحنه و يا بر روي پرده براي برگمان سمبلي
از فانوس خيال بودند

00:08:53.517 --> 00:08:56.955
او فيلمنامه فيلم هايش را در دفترهايي مثل اين دفتر مي نوشت

00:08:56.957 --> 00:09:01.309
اين دفتر كه خالي است
در انيستتو فيلم سوئد نگهداري مي شود

00:09:01.334 --> 00:09:04.820
اين دفتر نمادي از فيلم هاي ساخته نشده وي است

00:09:12.815 --> 00:09:15.813
 همان طور كه گفته شد جهان در فيلم هاي برگمان
همچون يك صحنه تئاتر مي ماند

00:09:15.838 --> 00:09:19.673
اما ديگر فيلمساز بزرگ هنري اروپا در آن زمان
به نام روبر برسون

00:09:19.698 --> 00:09:23.727
زندگي را همچون زنداني مي دانست كه مدام
انسان در تلاش براي فرار از آن است

00:09:23.741 --> 00:09:27.640
اين جا جايي است كه برسون در ان زندگي مي كرد
ازله دو سيته در شهر پاريس

00:09:29.045 --> 00:09:34.317
در بين سال هاي 1950 تا 1961 او چهار فيلم در
باره ي زنداني شدن انسان در دنياي مادي ساخت

00:09:38.843 --> 00:09:41.059
يكي از اين فيلم ها ، فيلم « جيب بر » است

00:09:42.029 --> 00:09:43.784
به اين صحنه نگاه كنيد
جايي كه شخصيت جيب بر

00:09:43.808 --> 00:09:47.638
وارد ايستگاه ليون مي شود تا
بتواند دزدي كند

00:09:49.582 --> 00:09:52.454
اين فيلم فاقد زرق و برق و رنگ هاي
فيلم ملودرامي مثل

00:09:52.479 --> 00:09:54.626
هرچه خدا بخواهد و يا فيلم مادر هندي

00:09:54.650 --> 00:09:56.440
كه هردو با اين فيلم در يكسال ساخته شده اند است

00:09:56.886 --> 00:10:01.072
آيا تصاويري به اين سادگي
و بدون هيچ تزئيني در تاريخ سينما وجود دارد؟

00:10:01.096 --> 00:10:04.481
لنز به كار برده شده 50 ميلي متري است
نورها همه تخت مي باشند

00:10:04.506 --> 00:10:07.521
لباس ها همان چيزي است كه مردم عادي مي پوشند

00:10:07.545 --> 00:10:09.830
هيچ حسي در صورت مرد وجود ندارد

00:10:09.832 --> 00:10:13.050
تركيب بندي به هيچ وجه غير عادي نمي شود

00:10:13.074 --> 00:10:16.964
به دنياي روبر برسون خوش آمديد

00:10:22.249 --> 00:10:27.213
او در جايي نوشته است هيچ چيزي با اضافه شدن
خلق نمي شود ' بلكه با حذف كردن خلق مي شود

00:10:27.238 --> 00:10:29.718
و او از اين قانون پيروي كرد

00:10:29.743 --> 00:10:33.841
هر چيزي اضافه ايي كه حالات را بيان مي كند از
اينجا دور انداخته مي شد

00:10:36.242 --> 00:10:40.698
درست مثل اوزو ، برسون نوع و روش روايت
فيلم هايش بدون هيچ كشمش و شلوغ بازي بود

00:10:40.722 --> 00:10:45.281
او جايي نوشته بود كه بازيگر ، نقش ، صحنه
پردازي و نمايش نبايد در فيلم وجود داشته باشند

00:10:45.305 --> 00:10:49.802
ستاره سازي كه از حدود 50 سال قبا از برسون با
فلورنس لارنس شروع شده بود

00:10:49.826 --> 00:10:51.558
در آثار او هيچ جايي نداشت

00:10:52.166 --> 00:10:57.574
او به طور كلي شكوه  و زرق وبرق ، هيجان
و آن حباب هاليوود را رد كرد

00:10:57.598 --> 00:11:01.704
و همچون دراير بر روي تاريخ سينما شن پاشيد

00:11:04.544 --> 00:11:05.579
چرا ؟

00:11:06.074 --> 00:11:10.010
دليل آن اين فيلم زيبا و در عين ناراحت كننده
اتفاقا بالتزار است

00:11:10.034 --> 00:11:14.310
كه داستان الاغي را روايت ميكند
كه در طول زندگي اش با وي بد رفتاري شده است

00:11:14.334 --> 00:11:17.800
برسون از الاغ نماهاي بسته ساده مي گيرد

00:11:17.824 --> 00:11:20.163
از انجا كه الاغ حيوان است ما
هيچ حسي در صورت وي نمي بينيم

00:11:20.164 --> 00:11:22.341
و يا توانايي خوانش احساس از
صورت و حركات وي را نداريم

00:11:23.362 --> 00:11:26.221
شخصيت جيب بر نيز مثل الاغ در
فيلم اتفاقا بالتزار بي حس و حال است

00:11:26.245 --> 00:11:28.936
برسون تمامي چيز هاي مادي
و سبك هاي افراطي فيلم هاي 60 سال

00:11:28.960 --> 00:11:34.050
سينما را به طور كلي مي زدايد

00:11:34.075 --> 00:11:35.985
برسون با اين كارش به اين موضوع كه
خود نام ان را

00:11:36.010 --> 00:11:39.646
دست هاي نامرئي كه اتفاقات را كارگرداني ميكنند ، گذاشت
اشاره دارد

00:11:39.671 --> 00:11:40.791
در واقع ميتوان گفت دستان خداوند
اين كار را ميكنند

00:11:43.872 --> 00:11:47.088
فيلم هاي او در مورد رسيدن به
خداست او از سينما به عنوان

00:11:47.089 --> 00:11:49.960
وسيله ايي براي رسيدن به
موهبت الهي استفاده مي كرد

00:11:49.985 --> 00:11:51.877
اين همان كليسايي است كه او در ان جا به عبادت مي پرداخت

00:11:52.153 --> 00:11:55.874
يك بار زماني كه در باغ هاي كنار
كليساي نوتردام در حال قدم زدن بود

00:11:55.898 --> 00:11:57.716
او چيزي ديد

00:11:57.778 --> 00:12:00.785
او در جايي نوشت
من متوجه شدم مردي  رو به من در حال قدم زدن بود

00:12:00.809 --> 00:12:03.580
چشمانش را به چيزي پشت سر من
دوخته است

00:12:03.604 --> 00:12:05.142
كه من نمي توانستم ببينمش

00:12:05.167 --> 00:12:07.507
ناگهان گويي ان چيز ها مثل يك نور درخشيدند

00:12:07.531 --> 00:12:11.530
همزمان كه من مرد را نگاه مي كردم
متوجه شدم كه يك زن و يك بچه

00:12:11.554 --> 00:12:15.275
به سمت او مي آيند
و او به همين خاطر است كه به سمت آن ها ميدود

00:12:15.299 --> 00:12:18.499
صورت شاد و درخشان او
چندان من رو تحت تاثير قرار نداد

00:12:18.523 --> 00:12:21.544
به اين خاطر كه من چنين چيزي در زندگي ام نداشتم

00:12:24.168 --> 00:12:26.402
اين ذات برسون بود

00:12:26.426 --> 00:12:29.092
او دوست داشت در فيلم هايش
چيز هاي نامرئي ، غير

00:12:29.093 --> 00:12:31.814
قابل توصيف و خارج از جهان
مادي را به تصوير بكشد

00:12:31.838 --> 00:12:36.275
در پايان فيلم « جيب بر» شخصيت جيب بر
به خاطر جنايت هاش به زندان مي افتد

00:12:36.299 --> 00:12:42.186
دوست دخترش به ملاقات او مي آيد
مرد بالاخره موهبت الهي را مي يابد

00:13:03.221 --> 00:13:07.075
اين صحنه ي استعاره ايي زندان كاملا توانايي ها و قدرت
برسون را نشان مي دهد

00:13:16.270 --> 00:13:20.210
مردم در زندان تن خود اسير شده اند
آن ها براي دستيابي به

00:13:20.235 --> 00:13:21.995
خدا و موهبت الهي بايد از بند تن رها شوند

00:13:22.287 --> 00:13:23.628
پل شريدر

00:13:23.950 --> 00:13:26.586
فكر كنم فرويد در اين مورد
جمله ايي دارد

00:13:26.610 --> 00:13:29.058
تصوير هر چيزي از تضاد و ضد آن چيز
بازتاب مي شود

00:13:29.882 --> 00:13:33.574
اگر شما چيزي را از خودتان به اندازه كافي دور كنيد
به آن دست پيدا خواهيد كرد

00:13:33.598 --> 00:13:37.127
در واقع اكر مي خواهيد چيزي  را داشته باشيد
آن را از خود دور كنيد

00:13:37.129 --> 00:13:40.423
كاري كه من در راننده تاكسي كردم

00:13:40.448 --> 00:13:42.229
در واقع ما در راننده تاكسي كرديم

00:13:42.254 --> 00:13:46.274
چيزي بود كه من بهش مي گفتم « فيلم يك چشمي »

00:13:46.298 --> 00:13:49.915
يعني اينكه ما در هر نمايي كه مي گرفتيم
از همان شخصيت

00:13:49.940 --> 00:13:53.896
فيلم « جيب بر » و برسون
كپي برداري مي كرديم

00:13:53.921 --> 00:13:58.832
و نگذاشتيم كه مخاطب با چيز هاي واقعي
ديگري

00:13:58.857 --> 00:14:01.129
و يا برش درون پلاني ارتباط برقرار كند متوجه منظور مي شويد؟

00:14:01.137 --> 00:14:04.087
در واقع جهاني كه شما بايد با آن آشنا بشيد
جهان درون شخصيت شماست

00:14:04.111 --> 00:14:06.031
اگر او چيزي را نميبيند
شما هم نبايد ببينيد

00:14:06.661 --> 00:14:12.187
و از طريق مونولگ هايي كه او از ذهنياتش مي
گويد شما مي توانيد به دنياي او دست پيدا كنيد

00:14:12.211 --> 00:14:15.995
اگر شما بتوانيد مخاطب را به مدت 45 دقيقه در اين حالت نگه داريد

00:14:16.019 --> 00:14:20.189
مي توانيد مخاطب را مجبور كنيد كه با
شخصي كه

00:14:20.213 --> 00:14:23.554
احساس سرزندگي و يا احساس پوچي ميكند
همذات پنداري كند

00:14:23.578 --> 00:14:28.779
و  پس از آن شما
به عنوان يك خالق وارد موقعيتي لذت بخش مي شويد

00:14:30.710 --> 00:14:34.443
اين فقط شريدر نبود كه تحت تاثير برسون بود

00:14:34.467 --> 00:14:38.543
در اين جا در هند فيلم هاي برسون تاثير زيادي
بر روي فيلم هاي كارگردان هاي دهه 70 اين كشور

00:14:38.567 --> 00:14:40.625
مثل اين مرد ماني كائول گذاشت

00:14:41.532 --> 00:14:45.492
ذر لهستان كريستف كيشلوفسكي
فيلم هاي برسون را ديد

00:14:45.516 --> 00:14:48.290
و آن ها در قالب يك سريال با نام « ده فرمان » در آورد

00:14:48.704 --> 00:14:52.045
و يا فيلمساز اسكاتلندي  لين رمزي
در فيلم « شكارچي موش

00:14:52.069 --> 00:14:57.274
همچون برسون به اشيا و جهان فيزيكي
با ديدي متفاوت و ترحم انگيز مي نگريست

00:15:04.598 --> 00:15:08.943
در فرانسه سومين فيلمساز
بزرگ سينماي هنري اروپا

00:15:08.967 --> 00:15:12.270
در اواخر دهه 40 و 50 ژاك تاتي بود

00:15:12.294 --> 00:15:15.430
همان طور كه ديديم
شخصيت كمدي او در فيلم هايش يعني آقاي اولو

00:15:15.454 --> 00:15:18.224
اداي ديني به چارلي چاپلين بود

00:15:18.248 --> 00:15:21.286
او به جلو خم بود
و شلوار كوتاه مي پوشيد

00:15:21.310 --> 00:15:26.235
در حالي كه چاپلين به عقب خم بود
و شلوار بسيار بلند مي پوشيد

00:15:31.623 --> 00:15:37.647
تاتي آرايشگري به نام لالوت مي شناخت
كه الكي خوش و دست پا چلفتي و احمق بود

00:15:37.671 --> 00:15:42.226
و هميشه خراب كاري ميكرد
او شخصيت اولو را از روي او برداشت كرد

00:15:42.250 --> 00:15:47.456
درست مثل برسون و  اوزو
تاتي نيز علاقه ايي به داستان گويي نداشت

00:15:47.481 --> 00:15:50.627
او به جاي داستان ترجيح مي داد
روي اتفاقات كوچك و جزئيات تمركز كند

00:15:50.651 --> 00:15:52.318
كارگردان اسكاتلندي بيل فورسايت

00:15:52.343 --> 00:15:56.030
من فكر ميكنم خيلي از فيلمساز ها اعتقاد دارند
كه داستان  گويي هدف اصلي فيلم است

00:15:56.054 --> 00:16:01.391
و شخصيت ها و بازيگر ها بايد فقط در خدمت
داستان باشند

00:16:01.416 --> 00:16:03.556
و آن را پيش ببرند

00:16:03.580 --> 00:16:05.897
نظر من كاملا مخالف با اين قضيه است

00:16:05.922 --> 00:16:08.825
كه چه اتفاقي مي افتد
به اين خاطر كه به نظر من داستاني نبايد وجود داشته باشد

00:16:08.849 --> 00:16:12.556
منظورم اينه كه ما در زندگي با داستان هاي
ساختگي زيادي مواجه اييم

00:16:12.580 --> 00:16:15.615
اما اين ها داستان هايي هستند واقعيت ندارند
متوجه منظورم شدي ؟

00:16:15.639 --> 00:16:21.557
ما زندگي ميكنيم و در اين زندگي ميزان درك ما از
داستان بستگي به اين دارد كه ما چگونه داستان

00:16:21.581 --> 00:16:23.885
را شرح مي دهيم
چيز هايي مثل پيچ و خم زندگي

00:16:23.909 --> 00:16:27.895
به همين خاطر اين ها چيزي جز داستان هاي تجربي نيست

00:16:27.920 --> 00:16:30.815
داستان ها واتفاقاتي كه براي مردم در
زندگي مي افتند

00:16:31.541 --> 00:16:37.063
فيلم « عمو جان » ژاك تاتي احساسات آقاي اولو
در برخورد با زندگي مدرن را به تصوير مي كشد

00:16:37.069 --> 00:16:40.942
اولو خود در خانه ايي به سبك قديمي
ظاهرا در يكي از شهرهاي فرانسه زندگي ميكند

00:16:40.967 --> 00:16:42.451
پياز هايي دور تا دور در هاي
خانه هاي اين محل آويزان

00:16:42.452 --> 00:16:43.850
شده مغازه هاي سوسيس فروشي
در اين محله وجود دارند

00:16:43.852 --> 00:16:47.665
در دنيايي قديمي فيلم ها تاتي
خورشيد نور گرمتري مي تاباند

00:16:49.509 --> 00:16:52.692
برادرزاده اولو در خانه ايي
زيبا ، شيك و مدرن

00:16:52.716 --> 00:16:55.902
در قسمتي ديگر از شهر زندگي ميكند

00:16:56.578 --> 00:16:59.698
تاتي نماهاي اين خانه را با
نور تخت فيلمبرداري كرده است

00:17:01.125 --> 00:17:02.973
اين زرق وبرق و خودنمايي دنياي جديد است

00:17:02.997 --> 00:17:06.287
زن برادر آقاي اولو
آب نمايي حوض را وقتي كه

00:17:06.311 --> 00:17:08.224
مهمان مهمي از راه مي رسد روشن ميكند

00:17:11.644 --> 00:17:12.807
<i>Yoo-hoo!</i>

00:17:12.809 --> 00:17:13.740
<i>Oh, what a surprise!</i>

00:17:13.741 --> 00:17:15.606
<i>I was just passing and I...</i>

00:17:16.579 --> 00:17:19.120
ساختمان هاي مدرن ساخته شده توسط
لوكوربوزيه معمار

00:17:19.144 --> 00:17:21.663
در دهه 50 بسيار مد شده بود

00:17:22.644 --> 00:17:28.935
تاتي قسمت دنيايي قديمي را در اين محل سنت مائر
در قسمت هاي قديمي شهر پاريس فيلمبرداري كرد

00:17:28.959 --> 00:17:32.393
اما مدرنيته نيز همچون يك قطار سريع السير
به اين جا رسيد

00:17:32.417 --> 00:17:36.194
تاتي  موقعيت ها و كشمش هاي بامزه
و دلنشيني در فيلم خلق كرد

00:17:36.218 --> 00:17:39.369
او كاري كرد كه سينما به
جهان مدرنيته خنديد

00:17:40.499 --> 00:17:44.444
او نيز همچون برسون فيلم هايش را با وسواس و ريزبيني
خاصي مي ساخت

00:17:44.468 --> 00:17:46.805
او به هيچ وجه از كلوز آپ استفاده نمي كرد

00:17:46.829 --> 00:17:50.592
كل تصاوير او مربوط به جامعه مي شد
فيلم هاي او كمدي رفتار بودند

00:17:51.232 --> 00:17:55.325
گاهي وقت ها جزئيات كليدي
در قسمت كوچكي در قاب ديده مي شدند

00:17:58.309 --> 00:18:03.776
در اين صحنه مشهور از فيلم « عمو جان » به جاي
حركت قاب اين چشم ماست كه جابه جا مي شود

00:18:03.800 --> 00:18:08.718
در واقع چشم هايي ما در قاب جابه جا شده و تاتي
را كه از دم هر پنجره رد مي شود را دنبال ميكند

00:18:11.954 --> 00:18:15.339
اغلب مردم و شخصيت ها در فيلم هاي تاتي
تنها به نظر مي آيد

00:18:23.199 --> 00:18:24.730
تاتي سخت و سخت تر كار ميكرد

00:18:24.755 --> 00:18:28.021
تا اينكه به سبك منحصر به
فردش رسيد او از پولي كه از

00:18:28.022 --> 00:18:31.476
سينماي كمدي به دست آورده بود
اين سينما را در شهر پاريس

00:18:34.578 --> 00:18:37.488
با نام « هاركويئين » به معني
محل اجراي دلقك ها تاسيس كرد

00:18:37.512 --> 00:18:41.285
 نام اين سينما جهان فيلم هاي چهارمين
فيلمساز بزرگ و مدرني كه

00:18:41.309 --> 00:18:42.986
در دهه 50 فيلم شخصي مي ساخت را به ما
معرفي ميكند

00:18:44.211 --> 00:18:47.995
جهان فيلم هاي برگمان يك تئاتر بود
جهان فيلم هاي برسون يك زندان بود

00:18:48.019 --> 00:18:52.178
جهان فيلم هاي تاتي يك پازل پيچيده از
لحظات و حس هاي مختلف بود

00:18:52.202 --> 00:18:55.280
اما جهان فيلم هاي فدريكو فليني يك سيرك بود

00:18:55.304 --> 00:18:59.613
او در سال 1927 وقتي كه 7 ساله بود از خانه فرار كرده
و به يكي از سيرك ها رفته بود

00:18:59.637 --> 00:19:06.253
او عاشق رنگ ها استفاده شده سيرك شد
او عاشق جهان ساخته شده در سيرك شد

00:19:06.517 --> 00:19:09.190
سيرك چيزي خارق العاده براي او بود

00:19:11.510 --> 00:19:15.320
او عشق به جهان سيرك را با خود
به اينجا چينه چيتا

00:19:15.344 --> 00:19:18.246
استوديو  مشهور فيلمسازي ايتاليا در رم آورد

00:19:22.041 --> 00:19:25.705
او اين صحنه به سبك و سياق باروكي را
از فيلم « كازانووا » در اين استوديو ساخت

00:19:31.714 --> 00:19:36.362
او چيز هاي زيادي را از جهان واقعي ، از كودكي اش
و يا حتي از نئورئاليسم

00:19:36.386 --> 00:19:39.595
به چينه چيتا كه همچون خانه اش مي ماند
آورد

00:19:39.619 --> 00:19:41.905
اما او با اين چيز ها جهاني ديگر خلق كرد

00:19:41.929 --> 00:19:47.506
فليني يك كاريكاتوريست بود
او آن جهان ديگر را در اينجا خلق كرد

00:19:47.530 --> 00:19:52.318
اين مرد استاد دي انجلو است كه براي چند فيلم
فليني وسيله صحنه ساخت

00:19:54.268 --> 00:19:57.630
يكي از اولين فيلم هايي كه نشان مي داد
فليني چقدر مدرن است

00:19:57.654 --> 00:20:00.994
اين فيلم يعني شب هاي كابيريا بود

00:20:01.676 --> 00:20:04.998
همسر فليني
جوليتا ماسينا در نقش  يك روسپي به ايفاي نقش پرداخت

00:20:05.696 --> 00:20:10.064
ماسينا در شب زندگي ميكند
او لباس هايي از جنس پر پوشيده و با پسر ها مي رقصد

00:20:10.088 --> 00:20:13.803
اين نما شما را وادار ميكند كه همچون فليني
ماسينا را دوست داشته باشيد

00:20:19.861 --> 00:20:24.461
در نيمه دوم فيلم قدرت و هنر فليمسازي فلليني
كاملا آشكار مي شود

00:20:24.485 --> 00:20:29.908
ماسينا به يك زيارتگاه كاتوليك مي رود

00:20:29.932 --> 00:20:34.300
او از درگاه مريم مقدس طلب موهبت الهي ميكند
اما پاسخي نمي گيرد

00:20:34.645 --> 00:20:38.118
همان طور كه گفته شد در فيلم « مهر هفتم » برگمان
خدا گم شده بود

00:20:38.142 --> 00:20:40.968
در فيلم « شب هاي كابيريا « خداوند و جهان معنوي مدت هاست
از آن جارفته است

00:20:40.992 --> 00:20:43.765
و فقط چيز هاي سطحي و مادي باقي مانده است

00:20:44.819 --> 00:20:48.755
بعد از اين نااميدي معنوي ماسينا
با مردي آشنا مي شود

00:20:48.779 --> 00:20:50.694
مرد ماسينا را به بالاي يك صخره مي برد

00:20:51.422 --> 00:20:55.232
در اين صحنه فليني روح تازه ايي به فيلمش
مي بخشد

00:20:55.256 --> 00:20:59.493
نور هاي بسيار روشن و زيباي رمي
به نور هاي سرد اسكانديناوي همچون

00:20:59.518 --> 00:21:02.540
فيلم هاي اوليه ويكتور شوستروم
تبديل مي شوند

00:21:02.564 --> 00:21:07.134
قطرات عرق روي صورت مرد نمايان مي شوند
آيا مرد ، ماسينا را به پايين پرت خواهد كرد؟

00:21:07.157 --> 00:21:09.526
مرد پول هاي ماسينا را برداشته و فرار ميكند

00:21:16.866 --> 00:21:21.534
ماسينا دوباره به جاده بر ميگردد او تنهاست
و سرمه چشمهايش روي گونه اش سرازير شده است

00:21:21.558 --> 00:21:25.057
در كنار او گروهي جوان در
حال ساز زدن و خواندن هستند

00:21:25.081 --> 00:21:29.811
ماسينا لبخندي مي زند
احساسات در چند صحنه آخر فيلم فواران ميكند

00:21:37.951 --> 00:21:40.143
فليني با فيلم « شب هاي
كابيريا »خود دست همه را

00:21:40.144 --> 00:21:42.335
از پشت بست او سبك و سياق
فيلمسازي را متحول كرد

00:21:43.833 --> 00:21:48.474
در دهه 60 كلوديا كارديناله
بازيگر زن مورد علاقه و منبع الهام فلليني بود

00:21:48.498 --> 00:21:52.795
مي دونيد با ويسكونتي كه كار مي كرديد
هيچ كس حق نداشت

00:21:52.820 --> 00:21:57.591
در واقع شما نمي توانستيد حرف بزنيد و يا بخنديد
سكوت مطلق بود

00:21:57.615 --> 00:22:00.846
اما هنگام كار كردن با فليني
همه در حال فرياد زدن

00:22:00.847 --> 00:22:03.813
خواندن ، با تلفن حرف زدن
و كارهاي ديگه بودند

00:22:03.837 --> 00:22:11.211
به اين خاطر كه بر خلاف برخي فيلمساز ها
سر وصداها به فدريكو الهام ميدادند

00:22:11.654 --> 00:22:18.217
در فيلم « هشت ونيم « فلليني مارچلو ماستروياني كارگرداني است
كه مي خواهد فيلم بسازد

00:22:18.691 --> 00:22:20.384
كارديناله در آن فيلم در نقش بازيگر زن مورد علاقه و منبع الهام
كارگردان ظاهر شد

00:22:21.404 --> 00:22:24.473
من موقعي كه تو اون فيلم بازي كردم
خيلي جوون بودم

00:22:24.497 --> 00:22:28.549
و اينكه بازيگر زن مورد علاقه و منبع الهام فلليني باشي
اين يك چيز خارق العاده است

00:22:28.573 --> 00:22:32.566
در يكي از صحنه هايي فيلم كه من در نقش
الهه هنر (ميوس) منبع الهام كارگردان

00:22:32.567 --> 00:22:36.128
در حال دويدن هستم صحنه طوري به نظر
مي رسد كه انگار من پرواز ميكنم

00:22:36.152 --> 00:22:42.023
اين روشي خارق العاده بود كه او مي توانست
مفهوم تصوير را عوض كند

00:22:42.053 --> 00:22:47.646
او همه چيز را عوض مي كرد
اين واقعا خارق العاده است

00:22:47.670 --> 00:22:52.022
و در جايي كه من براي مارچلو آب مي آوردم

00:22:52.046 --> 00:22:58.162
آن صحنه در لحظه اخر به فيلم اضافه شد
و در فيلمنامه اصلا موجود نبود

00:22:58.187 --> 00:23:00.291
همه چيز بداهه بود

00:23:00.315 --> 00:23:05.346
و يك صحنه ديگر كه آن نيز فوق العاده بود به ياد مي اورم
من رانندگيم افتضاح بود

00:23:05.370 --> 00:23:10.850
من به مارچلو گفتم
مارچلو من رانندگي نمي كنم چون خيلي رانندگيم بده

00:23:10.874 --> 00:23:15.809
وقتي كه ما داشتيم ان صحنه را مي گرفتيم
خود فليني كنار من نشست

00:23:15.833 --> 00:23:20.511
او مدام از من ميپرسد
تو عاشق خودت شدي؟

00:23:20.536 --> 00:23:22.939
و هميشه خودت را دوست داري؟

00:23:22.963 --> 00:23:25.743
بعد از آن مارچلو مجبور شد ان
ديالوگ ها را تكرار كند در حين

00:23:25.744 --> 00:23:28.382
ضبط شما بايد بسياري از حرف
هاي فلليني را تكرار مي كرديد

00:23:28.407 --> 00:23:30.982
چون اين ديالوگ ها در فيلمنامه نبود
و كاملا بداهه بود

00:23:42.403 --> 00:23:46.856
من يادمه اگر شما سر فيلمبرداري فيلم هاي فلليني بوديد
او انجا مي نشست

00:23:46.880 --> 00:23:51.223
و به شما نگاه ميكرد
او با همه بازيگر ها همين رفتار را داشت

00:23:52.588 --> 00:23:53.791
او عاشق بازيگر ها بود

00:23:53.815 --> 00:23:59.704
بله ما كاملا سر صحنه آزاد بوديم
و جو بسيار خوبي در پشت صحنه فيلم وجود داشت

00:24:01.033 --> 00:24:05.691
تخيلات با خاطرات و سپس
با ديالوگ هاي بصري تركيب مي شوند

00:24:05.715 --> 00:24:08.033
اين تركيب سابقا تحت عنوان
جريان سيال ذهن در آثار نويسندگاني مثل

00:24:08.057 --> 00:24:12.960
جميز جويس و يا فيلم هايي
فيلمساز هاي امپرسيونيست مثل آبل گانس موجود بود

00:24:13.766 --> 00:24:18.006
ديويد كراننبرگ ، ماريتن اسكورسيزي
و كارگردان صرب تبار يعني امير كوستوريتسا

00:24:18.030 --> 00:24:21.155
و ديويد لينچ همه
تحت تاثير فليني هستند

00:24:21.179 --> 00:24:24.104
بعيد است كه فيلمسازي
به غير از چاپلين

00:24:24.129 --> 00:24:26.866
و آلفرد هيچكاك از فلليني تاثيرگذارتر باشد

00:24:27.511 --> 00:24:31.169
اين صحنه آغازين فيلم
خاطرات استارداست ساخته وودي آلن است

00:24:31.193 --> 00:24:32.910
كه درست شبيه به صحنه شروع فيلم « هشت و نيم » فلليني است

00:24:32.935 --> 00:24:38.438
شخصيت اصلي فيلم از دورن زندگي شخصي اش بيرون رفته
و از آنجا به زندگي اش مي نگرد

00:24:38.462 --> 00:24:41.249
بين او و زندگي اش ديواره ايي از
شيشه قرار گرفته است

00:24:41.273 --> 00:24:45.509
زندگي او درست مثل جشني و مهموني است كه خود او
به آن دعوت نشده است

00:24:50.317 --> 00:24:56.690
هيچ كس نه مليه س و نه ژان كوكتو به اندازه
فليني در جادو كردن در سينما موفق نبودند

00:24:56.714 --> 00:25:00.727
اگر سينما را همچون يك راديو در نظر
بگيريم فلليني امواج اين راديو را بروي

00:25:00.728 --> 00:25:04.520
موج هايي مركب از اسطوره ، مسائل جنسي
،خاطرات و شيدايي انسان قرار داد

00:25:15.884 --> 00:25:20.157
برگمان ، برسون ، تاتي و  فلليني
در پيدايش و شكل گيري

00:25:20.181 --> 00:25:24.812
فرم جديد سينماي هنري اروپا در دهه 50 و 60
نقش مهمي داشتند

00:25:24.836 --> 00:25:29.183
اما بعد سينماي اروپا توسط فيلمساز هاي فرانسوي
بمباران شد

00:25:31.066 --> 00:25:35.872
تاريخ سينما چندين بار زير و رو شد
يك بار در دهه 20

00:25:35.897 --> 00:25:38.959
و يك بار نيز با سينماي  نئورئاليسم ايتاليا در دهه 40

00:25:38.984 --> 00:25:41.498
اما اين بار موضوع كاملا فرق ميكرد
و تحولي عظيم در راه بود

00:25:42.270 --> 00:25:45.489
اين كساني كه سينماي هنري اروپا را بمباران كردند
كارگردانان سينماي موج نوي فرانسه بودند

00:25:45.514 --> 00:25:49.220
كه فيلم هاي مشهور جهان را در اين سالن سينما با نام سينما تيك
ديدند

00:25:49.226 --> 00:25:52.170
اين اولين آماده سازي آن ها براي بمباران بود

00:25:54.561 --> 00:25:58.783
آن ها در كافه هايي مثل اين كافه مي نشستند
و شور و عشق خود به سينما

00:25:58.808 --> 00:26:01.464
را با ايده هاي جديدشان در باره ي اكزيستانسياليسم
تركيب مي كردند

00:26:01.472 --> 00:26:04.205
تركيبي همچون  تركيب ساخت بمب

00:26:04.230 --> 00:26:05.921
پل شريدر

00:26:05.946 --> 00:26:10.113
فيلم ها در آن موقع روز به روز انديشمندانه تر
و مفهومي تر مي شدند

00:26:10.118 --> 00:26:14.180
شما نگاه كنيد به
نسل فيلمسازهاي فارغ التحصيل شده از مدارس فيلمسازي

00:26:14.205 --> 00:26:19.526
منظورم فيلمسازهايي اند كه از مدارس و دانشگاه هنري
بيرون آمدند

00:26:19.551 --> 00:26:24.986
تا پيش از آن فيلمساز ها  يا از روزنامه و يا از تئاتر
و يا از تلويزيون وارد سينما مي شدند

00:26:24.998 --> 00:26:28.237
اما حالا فيلمساز هاي موج نو
به عنوان خوره فيلم ها وارد سينما شده بودند

00:26:28.261 --> 00:26:36.230
به همين خاطر بيشتر اين فيلمساز ها
انديشمند و آگاه بودند

00:26:37.341 --> 00:26:42.234
در نيتجه آن ها در ابتدا شروع كردن
به اروپا نگاه كنند

00:26:42.259 --> 00:26:48.003
به اين خاطر كه سنت ها و روش هاي قديمي در آن دوران همچنان زنده بود
و به خوبي به كار خود ادامه مي داد

00:26:48.028 --> 00:26:55.143
ايده سينماي انديشمند و يا دوربين -قلم
و يا چيزهاي ديگر به وجود آمد

00:26:56.765 --> 00:27:01.057
اولين فيلمساز مشهور موج نوي فرانسه
آنيس واردا اين فيلم را

00:27:01.082 --> 00:27:04.065
با حس و حال موج نويي ها
ساخت

00:27:04.089 --> 00:27:07.338
حس و حال سرگرداني در زندگي مدرن

00:27:07.541 --> 00:27:09.738
فيلم كلوئه از 5 تا 7
با صحنه ايي سياه و سفيد

00:27:09.740 --> 00:27:14.156
و رنگي آغاز مي شود كه در آن
زني فال گير به شخصيت اصلي مي گويد

00:27:14.180 --> 00:27:15.986
كه وي سرطان دارد

00:27:22.573 --> 00:27:28.298
شخصيت اصلي شوكه شده
و در خيابان ها به راه مي افتد

00:27:28.321 --> 00:27:34.835
دوربين از زاويه نماي ديد او
از مردم و خيابان هاي واقعي فيلم ميگيرد

00:27:34.860 --> 00:27:38.380
او غرق در افكار خود است

00:27:40.304 --> 00:27:43.170
زن به يك پارك مي رود

00:27:43.194 --> 00:27:48.970
زن رفته رفته لاغر مي شود
با وجود اينكه فقط با فال اين بيماري تشخيص داده شده است

00:27:48.994 --> 00:27:51.841
او آسوده خاطر به نظر مي رسد

00:27:54.341 --> 00:28:01.516
بعد او مردي را ملاقات ميكند
آن ها در دنياي يك ديگر غرق مي شوند

00:28:01.540 --> 00:28:04.366
زن شروع به لذت بردن مي كند

00:28:04.390 --> 00:28:08.475
واردا غرق شدن در افكار وي را به تصوير مي كشد
اين غير قابل پيشبيني است

00:28:25.296 --> 00:28:31.422
قرار دادن تفكرات يك شخص در فيلم در آن سال ها
تازه ، مدرن و طغيان گر بود

00:28:31.446 --> 00:28:35.774
آلن رنه كارگردان نيز فيلمي درباره ي
سرگرداني يك زوج در دنياي مدرن ساخت

00:28:35.798 --> 00:28:39.169
در اين صحنه فراموش نشدني از فيلم
سال گذشته در مارين باد

00:28:39.194 --> 00:28:43.454
مردي به نظر با نگاه كردن به يك زن
  خاطراتي را به ياد مي اورد

00:28:49.633 --> 00:28:54.934
اما سوال اصلي فيلم اين جاست
چه چيزي واقعي است؟

00:28:54.958 --> 00:28:58.970
دوربين به بالاي سر مجسمه ايي كه در باغ است
مي رود

00:28:58.994 --> 00:29:01.366
جلوي اين مجسمه بالكني وجود دارد

00:29:04.107 --> 00:29:09.863
ولي بعد در فيلم ما همان مجسمه را مي بينيم
اما اين بار آبي در جلوي آن جاري است

00:29:13.500 --> 00:29:17.385
اين دو نما خاطرات مرد هستند
آيا او  آن ها را درست به خاطر ندارد؟

00:29:17.409 --> 00:29:20.465
يا اينكه هدف آلن رنه كارگردان اين بوده كه

00:29:20.489 --> 00:29:24.458
در ذهن ما سوالاتي در باره ي اجزاي
داستان گويي فيلم

00:29:24.482 --> 00:29:27.505
تداوم ، خاطره و حقيقت به وجود بياورد

00:29:31.028 --> 00:29:33.823
تا پيش از اين فيلم در هيچ فيلم ديگري
مخاطب و شخصيتها اينقدر بلا تكليف نبودند

00:29:33.847 --> 00:29:36.287
اين تم اصلي زندگي مدرن بود

00:29:41.403 --> 00:29:43.498
واردا و رنه فيلمساز هاي چپ موج نوي فرانسه بودند

00:29:43.522 --> 00:29:47.180
اما اين منتقد جوان و خود آموخته
يعني فرانسوا ترفو

00:29:47.204 --> 00:29:51.743
احساس كرد كه فيلم هاي ساخته شده روز
بسيار چپ گرا و سوسياليسم هستند

00:29:51.768 --> 00:29:56.091
او مي خواست فيلم هايي تازه تر
از عصر خود بسازد

00:29:56.115 --> 00:29:59.302
چيزي بيشتر از جشن گرفتن براي
خود مدويم سينما

00:30:02.071 --> 00:30:05.154
در اين صحنه از فيلم اول وي
يعني چهارصد ضربه

00:30:05.178 --> 00:30:07.863
يك پسر 12 ساله به شهربازي مي رود

00:30:07.887 --> 00:30:11.523
او در يك زوتروپ است
وسيله ايي كه شبيه به جعبه اي

00:30:11.547 --> 00:30:13.917
است كه دور تا دور ان عكس بود
و از اولين قدم هاي پيدايش سينما به حساب مي آمد

00:30:13.941 --> 00:30:18.086
پد و مادر بچه به او توجه نكرده و غرق در كارهاي خودشان اند
پسر از يك مركز نگهداري از نوجوانان بزهكار فرار ميكند

00:30:18.110 --> 00:30:19.796
و شروع به دويدن مي كند

00:30:19.820 --> 00:30:22.638
اما بر خلاف فيلم هاي نئورئاليسم
مثل دزد دوچرخه

00:30:22.662 --> 00:30:26.340
فيلم « چهارصد ضربه » درباره ي
معضلات اجتماعي نيست

00:30:26.364 --> 00:30:30.050
فيلم همچون فيلم « كلوئه از 5 تا 7» درباره ي
بيان حس زنده بودن است

00:30:31.964 --> 00:30:35.173
به اين صحنه تست گرفتن از پسر
براي بازي در فيلم نگاه كنيد

00:30:35.197 --> 00:30:37.757
كه پسر در ان قبول شده و به فيلم
راه پيدا ميكند

00:30:37.781 --> 00:30:42.437
صداي پسر كمي آهسته است
اما تروفو از جسارت ، غرور و تازگي پسر خوشش آمده و او را انتخاب ميكند

00:30:42.461 --> 00:30:45.913
او شبيه به شخصيت هاي پسر در فيلم
نمره اخلاق صفر ساخته ژان ويگو است

00:30:56.307 --> 00:30:59.170
فيلم هاي هنري اروپا در اواخر دهه 50
و دهه 60 بسيار شخصي

00:30:59.194 --> 00:31:04.432
عميق و انديشمند و با موضوعاتي درباره
لحظات زودگذر و  گنگ و مبهم شده بودند

00:31:04.456 --> 00:31:08.944
اين يك انقلاب و تحول واقعي در سينما بود
اما بعد اين مرد پا به سينما گذاشت

00:31:08.968 --> 00:31:11.609
ژان لوك گدار

00:31:11.633 --> 00:31:15.424
جذابترين شخصيت سينماي موج نوي فرانسه

00:31:15.448 --> 00:31:18.297
بزرگ ترين تروريست سينما

00:31:19.991 --> 00:31:22.519
در جواني او در اين كافه مي نشست

00:31:22.543 --> 00:31:26.946
يك گل رز در دست مي گرفت
و به اين فكر ميكرد كه اگر او ژان كوكتو بود چه كار مي كرد

00:31:26.970 --> 00:31:31.706
او فيلم  « جيب بر» برسون را
ده بار ديد

00:31:31.730 --> 00:31:36.424
او رويكردش به زندگي را اين جور توصيف كرد
آنارشيسم دست راستي

00:31:39.099 --> 00:31:41.180
گدار گفته است تازيخ سينما
درباره ي مرداني است كه از

00:31:41.181 --> 00:31:43.181
زناني كه در جلوي دوربين
قرار گرفتند فيلم مي گيرند

00:31:43.205 --> 00:31:48.655
و يا در باره ي مرداني است كه نگران بشريت
اند و كاري از دست زنان بر نمي آيد

00:31:50.059 --> 00:31:52.758
همان طور كه ما مي دانيم
منتقد  بزرگ فرانسوي كاتوليك

00:31:52.760 --> 00:31:56.901
آندره بازن گفته است بهترين ويژگي سينما اين است كه
 همچون يك نماي باز آنقدر وسيع است

00:31:56.926 --> 00:32:01.348
كه ما مدام در ان گم شده و به دنبال اين و
آن مي گرديم اما گدار يك فرد گوشه گير است

00:32:01.373 --> 00:32:04.631
شخصي درباره ي او گفته است
او يك فردگراي ديوانه است

00:32:04.655 --> 00:32:09.142
او دوست داشت از نماهاي بسته استفاده كند
تا نشان دهد مردم در دنياي خود  اسير شده اند

00:32:09.471 --> 00:32:14.333
اما وقتي گدار اولين فيلمش را ساخت

00:32:14.358 --> 00:32:15.644
آن فيلم به چه صورت بود؟

00:32:16.093 --> 00:32:16.847
به اين صورت

00:32:17.619 --> 00:32:20.480
يك سارق اتوموبيل با دوست دختر آمريكايي اش

00:32:20.504 --> 00:32:23.904
در نماهاي كلوزآپ توسط فيلمبردار فيلم
رائول كوتار به تصوير كشيده شده اند

00:32:23.928 --> 00:32:28.229
ار حلقه هاي كوتاه فيلم هاي دوربين عكاسي
در اين فيلم استفاده شده است

00:32:29.069 --> 00:32:33.990
دوربين پشت سر دختر است سپس كات خورده
به همان نما با همان زاويه و همان دختر

00:32:34.014 --> 00:32:37.021
با همان مدل مو و همان سرعت
و دوباره به همين صورت كات ميخورد

00:32:39.589 --> 00:32:40.718
همان طور كه ديديم

00:32:40.742 --> 00:32:44.952
در روزگار ساخت فيلم » زندگي يك آتشنشان آمريكايي
ساخته ادوين پورتر

00:32:44.976 --> 00:32:48.572
يك برش تصوير جديدي را به ما نشان ميداد

00:32:48.596 --> 00:32:51.589
اما گدار از برش استفاده ميكند
تا همان چيز را نشان دهد

00:32:51.613 --> 00:32:54.284
اما زاويه تابش نور خورشيد كمي عوض شده

00:32:54.308 --> 00:32:56.433
و يا پس زمينه شخصيت كمي تغيير كرده است

00:32:58.496 --> 00:33:01.081
جامپ كات قبل از اين نيز در سينما
استفاده شده است

00:33:01.105 --> 00:33:04.168
به طور مثال  قبلا در اين فيلم محصول كشور شوروي
آن ها براي نشان دادن

00:33:04.192 --> 00:33:06.726
ذهن پريشان يك مرد از جامپ كات استفاده كرده بودند

00:33:14.015 --> 00:33:16.728
اما در فيلم « از نفس افتاده «» گدار و همكارانش
براي نشان دادن

00:33:16.752 --> 00:33:19.308
حالات ذهني زن از جامپ كات استفاده نكردند

00:33:19.332 --> 00:33:22.513
اين جامپ كات ها در فيلم هستند
به اين خاطر كه خود به خود زيبا اند

00:33:22.537 --> 00:33:25.208
چون تاكيد دارند كه اين سينماست

00:33:25.232 --> 00:33:31.978
همچون پيكاسو و ژرژ براك كه با آثارشان
به بدون پرسپكتيو بودن هنر نقاشي كوبيسم تاكييد كردند

00:33:32.003 --> 00:33:35.260
اين حركت واقعا مدرن بود

00:33:35.284 --> 00:33:38.119
گدار و تروفو سينما را مثل
به تصوير كشيدن ساده از زندگي واقعي نديدند

00:33:38.143 --> 00:33:44.493
اما اين بخشي از زندگي واقعي بود
بخش ديگري مثل عشق و يا كافه ها نيز بود

00:33:45.093 --> 00:33:48.532
فيلم ها بخشي از تجربيات حسي آن ها بودند
ميشه اين طور گفت كه سينما

00:33:48.557 --> 00:33:52.289
مثل نشستن در كافه و نگاه
كردن به جهاني در حال گذر است

00:33:52.313 --> 00:33:55.191
دوباره بر ميگرديم به پشت گردن جين سيبرگ

00:33:55.215 --> 00:33:56.666
اين نماها به ما نمي گويند كه

00:33:56.691 --> 00:34:00.716
اينجا يك زن نشسته است كه نقشي
در پيش برد داستان فيلم دارد

00:34:00.740 --> 00:34:05.822
اين نماها به ما مي گويد اين لحظات زيبايند
اين لحظات واقعي اند

00:34:05.846 --> 00:34:08.706
يا به عبارت ديگر به ما مي گويند
من فكر ميكنم

00:34:08.730 --> 00:34:13.125
هر نما يك انديشه است
انديشه كارگردان

00:34:15.234 --> 00:34:19.774
اين بمبي بزرگ بود كه موج نويي ها
زير پاي سينما كار گذاشته بودند

00:34:19.799 --> 00:34:23.184
بمبي كه همه چيز را نابود
نمي كرد اما زير و رو كرد

00:34:23.208 --> 00:34:26.450
با نگاه به گذشته آن ها كاملا مشخص است
كه عشق آن ها به سينما و فيلم هاي قديمي

00:34:26.474 --> 00:34:31.076
و نيز ديدگاه سنتي شان نسبت به زنان جنبش موج نو
را تقريبا به يك سبك كلاسيك تبديل كرده است كه

00:34:31.100 --> 00:34:34.260
 خيلي هم از سينماي همچون حباب درخشان هاليوود
دور نيست

00:34:34.284 --> 00:34:36.592
كارگردان استراليايي
باز لورمن

00:34:36.616 --> 00:34:40.702
تصويري كه شما قبلا از سينما و فيلم ها داشتيد
اين بود كه فيلم ها داراي لوكيشن هاي زيبا

00:34:40.727 --> 00:34:44.682
طراحي صحنه و لباس زيبا و نماهاي دلنشين
و احساسات زياد

00:34:44.706 --> 00:34:46.682
و به اين صورت كه يك نفر از
دور به سمت دوربين مي آيد

00:34:46.683 --> 00:34:48.468
و مي گويد : داستان درباره
ي دختري با شلوار جين

00:34:48.492 --> 00:34:51.237
و تي شرت سفيدي كه روي ان نوشته شده
تريبون هرالد ،است

00:34:51.261 --> 00:34:53.316
و دوربين شروع به حركت كردن مي كند

00:34:53.340 --> 00:34:55.224
همه چيز شبيه يك گزارش خبري است

00:34:55.248 --> 00:34:58.823
در ان لحظه شما مي گوييد كه
درسته ، اين شبيه زندگي واقعي است

00:34:58.847 --> 00:35:02.259
اما خب واقعا اين طور نيست
در واقع اين يك وسيله و تكنيك سينمايي ديگر است

00:35:02.283 --> 00:35:06.542
حالا بذاريد دوباره
طراحي لباس زيبا

00:35:06.567 --> 00:35:10.043
و دكور هاي بزرگ را تفسير كنيم

00:35:10.068 --> 00:35:15.374
اين چيز ها همچنان در سينما موجود و زنده اند
اما به طوركلي دگرگون شده اند

00:35:15.399 --> 00:35:18.168
بعد دوباره ما با رد كردن اين قضايا مواجه مي شويم
منظورم اينه كه

00:35:18.170 --> 00:35:24.386
زبان ، زبان درست تنها چيز زنده سينماست

00:35:24.410 --> 00:35:26.583
اما اين زبان هم با وجود
اينكه شما فكر مي كنيد

00:35:26.584 --> 00:35:28.851
تغيير نميكند اما آن نيز
تغيير كرده و رشد مي كند

00:35:28.875 --> 00:35:32.843
مردم همچنان مي گويند دوستت دارم
همچنان مي گويند مي كشمت

00:35:32.867 --> 00:35:37.840
طوري كه اونا ميگويند دوستت دارم
و يا ميگويند مي كشمت مد روز است

00:35:39.736 --> 00:35:41.964
اما با اين وجود سينماي موج نو فرانسه واقعا جديد بود

00:35:41.988 --> 00:35:46.995
اين جنبش سينمايي تاثيري شگرف بر روي سينماي اروپا
و ديگر كشورهاي جهان داشت

00:35:49.516 --> 00:35:53.168
برا اينكه متوجه تاثير پذيري فيلمساز هاي طرفدار گدار
از فيلمهايش شويد

00:35:53.192 --> 00:35:55.808
به اين صحنه عشق بازي در فيلم
يك زن متاهل

00:35:55.833 --> 00:35:57.330
ساخته ژان لوك گدار نگاه كنيد

00:35:58.462 --> 00:36:01.646
و سپس به صحنه عشق بازي فيلم
ژيگولو آمريكايي ساخته پل شريدر نگاه كنيد

00:36:07.639 --> 00:36:10.077
همان نماها ، همان قسمت هاي
بدن همان زاويه دوربين و

00:36:10.078 --> 00:36:12.801
دوباره از ملحفه به عنوان تصوير
پس زمينه استفاده شده است

00:36:14.873 --> 00:36:19.273
در سينماي هنري اروپا
گدار فضا را به قسمت هاي مختلف

00:36:19.297 --> 00:36:21.067
و بدن را به اعضاي مختلف تقسيم كرد

00:36:21.461 --> 00:36:25.852
در سينماي جريان اصلي آمريكا نيز
پل شريدر همان كار را كرد

00:36:28.661 --> 00:36:30.556
اما اين تازه شروع كار بود

00:36:30.558 --> 00:36:35.088
موج نوي سينماي مدرن در سرتاسر
اروپا حركت كرد

00:36:37.541 --> 00:36:39.357
در ايتاليا دهه 60

00:36:39.381 --> 00:36:42.268
فيلم هاي بسيار هيجان انگيز تر از دوران قبل خود شدند

00:36:43.550 --> 00:36:47.014
جامعه به سرعت تغيير مي كرد
در واقع خيلي سريع تغيير ميكرد

00:36:47.038 --> 00:36:49.745
كارگرها و كشاورزها وارد
شهرها شده بودند

00:36:49.774 --> 00:36:53.124
و در آپارتمان هاي كوچكي مثل اين
كه موسوليني آن ها را در دهه 30

00:36:53.149 --> 00:36:54.765
ساخت ، ساكن شدند

00:36:55.750 --> 00:36:59.170
ما از اين مرد در  بين اين ساختمان ها
فيلمبرداري ميكنيم

00:36:59.195 --> 00:37:01.983
او به سمت ما مي آيد
او از ما ميپرسد كه چكار مي كنيم

00:37:02.007 --> 00:37:04.871
او با ادب است
ولي عادت هاي سنتي و قديمي خود را دارد

00:37:04.895 --> 00:37:07.631
وقتي كه ما به او مي گوييم در حال ساخت
فيلمي در باره ي سينما ايم

00:37:07.655 --> 00:37:11.542
او به ما مي گويد كه يك فيلمساز مشهور
سينما را مي شناسد

00:37:11.566 --> 00:37:13.818
زماني كه اين مرد يك پسر بچه
بوده آن فيلمساز با او فوتبال

00:37:13.819 --> 00:37:16.070
بازي مي كرده است نام اين
فيلمساز پيرپائولوپازوليني است

00:37:16.366 --> 00:37:16.770
اسمت چيه ؟

00:37:16.966 --> 00:37:17.670
پالينا

00:37:17.766 --> 00:37:18.770
نه منظورم اسم خودته

00:37:18.966 --> 00:37:19.770
اسم من رافائله

00:37:19.866 --> 00:37:27.670
او خيلي قوي بود
كمر بند مشكي كاراته داشت

00:37:28.384 --> 00:37:33.340
پازوليني مهم ترين شخص سينماي ايتاليا
در دهه 60 بود

00:37:33.364 --> 00:37:36.358
او فاشيست را از نزديك تجربه
كرده بود و به همين خاطر

00:37:36.359 --> 00:37:39.179
براي اين روزنامه كمونيستي
از اين تجربيات مي نوشت

00:37:39.203 --> 00:37:41.479
او هم ماركسيست بود و هم كاتوليك

00:37:41.503 --> 00:37:45.202
اما در ر راهي كه براي خود انتخاب كرد
با هردوي آن ها در تقابل قرار گرفت

00:37:45.226 --> 00:37:48.199
دولت و حزب از يك سمت
و كليسا نيز از سمت ديگري به او حمله كردند

00:37:48.223 --> 00:37:53.658
پازوليني شاعر بود او يك همجنس خواه بود
او خيلي از كلمه « حيرت انگيز» استفاده ميكرد

00:37:53.682 --> 00:37:56.733
زندگي و آثار او  واقعا حيرت انگيز بودند

00:37:56.757 --> 00:37:59.826
او در شما شهر زندگي مي كرد
اما بيشتر اوقات در اينجا بود

00:37:59.850 --> 00:38:03.332
جايي كه مردم پولدار نبودند
جايي كه بيشتر جمعيتش جوان بودند

00:38:03.356 --> 00:38:06.594
جايي كه هنوز مصرف گرايي دهه 60
آن را فاسد نكرده بود

00:38:07.325 --> 00:38:14.037
پازوليني اولين فيلمش « آكاتونه » را  با اشتياقي مثال زدني
از تجربيات خودش ساخت

00:38:23.321 --> 00:38:27.141
فيلم داستان جاكشي فاسد
را روايت مي كرد كه در محله هاي

00:38:27.142 --> 00:38:31.279
كثيف زندگي مي كند, اما پازوليني
به او همچون يك قديس نگريسته است

00:38:31.303 --> 00:38:35.915
او از موسيقي مذهبي استفاده كرده است
تا بعدي معنوي به درگيري هاي روزمره در اين محله ها دهد

00:38:38.084 --> 00:38:43.036
در فيلم آكاتونه برناردو برتولوچي كارگردان
 دستيار پازوليني بود

00:38:43.060 --> 00:38:53.501
او مي خواست نماي كلوزآپ بگيرد و مدتي روي آن نما بماند
 سپس نماي مديوم بگيرد

00:38:53.501 --> 00:39:00.832
اما دوربينش ثابت بود
و  همچون دوربين من

00:39:00.857 --> 00:39:03.375
كه مدام روي چرخ در حال حركت است
نبود

00:39:03.399 --> 00:39:11.914
پير پائولو علاقه ايي شديدي به هنر باستاني و يا
نقاشي ها داشت

00:39:11.938 --> 00:39:15.968
نقاشي هايي كه از صورت
قديسان در نماي بسته كشيده

00:39:15.969 --> 00:39:19.747
شده بود روي پيرپائولو
بسيار تاثير مي گذاشتند

00:39:19.772 --> 00:39:27.251
و در همه آثار او اين تاثيرگزاري بود  در رمان هايش
در اشعارش و در فيلم هايش

00:39:27.275 --> 00:39:37.478
او احساس فوق العاده روحاني داشت
او چهره جاكش را نيز همچون

00:39:37.478 --> 00:39:43.310
يك قديس در نقاشي ها
تصوير مي كرد

00:39:44.954 --> 00:39:51.427
در واقع او به شكل عجيب و غريبي
مذهبي بود

00:39:51.452 --> 00:39:55.647
البته نه مذهبي كه در كليساها است

00:39:55.672 --> 00:40:01.229
او به مذهبي اعتقاد داشت كه به زندگي و يا
رمز و راز هاي زندگي مربوط بود

00:40:02.709 --> 00:40:06.827
در يك دنياي پر از مصرف گرايي و دور از مذهب
چنين چيزي واقعا جسورانه بود

00:40:06.851 --> 00:40:11.345
اين جديت و تازگي فيلم آكاتونه
را يه يك فيلم مدرن تبديل كرد

00:40:11.649 --> 00:40:15.727
در موقع اكران فيلم « آكاتونه» فاشيست ها
به فيلم معترض بودند

00:40:15.751 --> 00:40:18.169
دوسال بعد پازوليني اين فيلم را ساخت

00:40:18.194 --> 00:40:20.885
چالشي جسورانه در به تصوير كشيدن
جهاني غير مادي

00:40:20.909 --> 00:40:24.856
در فيلم  حصرت مريم مقدس همچون نقاشي هاي
كاتوليكي به تصوير كشيده شده است

00:40:25.288 --> 00:40:28.116
پازوليني در فيلم
انجيل به روايت متي

00:40:28.140 --> 00:40:33.795
در اين فيلم حضرت مريم
بدون هيچ زرق و برقي ، خيلي ساده و معصوم به تصوير كشيده شده است

00:40:43.317 --> 00:40:46.302
پازوليني براي اينكه به فيلمبردارش
نشان دهد كه چه چيزي مي خواهد

00:40:46.326 --> 00:40:49.590
به او اين فيلم ساخته يكي از
بزرگترين رنگ پاكن

00:40:49.614 --> 00:40:52.626
تاريخ سينما يعني كارل تئودور دراير را داد
تا او ببيند

00:40:53.781 --> 00:40:58.435
ايجاز در به تصوير كشيدن اين
زن مومن

00:40:58.460 --> 00:41:00.752
بر روي به تصوير كشيدن اين زن مومن ديگر
تاثير گذاشت

00:41:13.782 --> 00:41:18.263
اما پازوليني علاوه بر اينكه مي خواست رنگ را از سينما بزدايد
دوست داشت آن را از روي زندگي نيز پاك كند

00:41:18.959 --> 00:41:21.619
او احساس ميكرد مصرف گرايي

00:41:21.643 --> 00:41:25.729
مردمي اين چنيني را

00:41:25.754 --> 00:41:29.763
به مردمي اين چنيني تبديل كرده بود

00:41:33.036 --> 00:41:36.077
دستيار پازوليني
برناردو برتولوچي

00:41:36.101 --> 00:41:39.204
با يكي ديگر از بزرگترين و خلاقانه ترين
شخصيت هاي

00:41:39.228 --> 00:41:42.831
سينماي ايتاليا در دهه 60 يعني سرجيو لئونه
همكاري كرده است

00:41:43.701 --> 00:41:47.111
لئونه يكي از بهترين فيلمساز هاي ايتاليايي است

00:41:47.136 --> 00:41:52.487
درواقع فيلمساز هاي ايتاليايي در آن دوران
و يا هميشه در طول تاريخ

00:41:52.512 --> 00:41:55.476
فيلم هاي كمدي به سبك ايتاليايي ها مي ساختند

00:41:55.478 --> 00:41:58.480
كه من از اين نوع فيلم ها متنفر بودم
و اصلا دوستشان نداشتم

00:41:58.504 --> 00:42:03.434
لئونه در برابر پيشنهاد هاي وسوسه برانگيز فيلم هاي كمدي مقاومت كرد
و تصميم گرفت براي فيلمسازي اش ژانري را انتخاب كند

00:42:03.458 --> 00:42:07.791
كه در دهه 60 در آمريكا مرده بود
ژانر وسترن

00:42:08.451 --> 00:42:11.261
در فيلم « يك مشت دلار » كلينت ايستوود
نقش مردي تنها و مرموز

00:42:11.285 --> 00:42:16.102
را بازي ميكند
دليل وجود چنين شخصيتي علاقه لئونه به كوروساوا است

00:42:17.121 --> 00:42:20.953
ايستوود يك سامورائي بي نام است
كه بر خلاف ميلش به چند نفر اعتماد كرده

00:42:20.977 --> 00:42:23.838
و توسط چند نفر احاطه شده است

00:42:26.164 --> 00:42:29.850
اما چيزي كه در اينجا بسيار خلاقانه است
ايده هايي بصري است كه لئونه استفاده كرده است

00:42:44.523 --> 00:42:48.327
به طور مثال در اين صحنه
پس زمينه و پيش زمينه از طريق

00:42:48.351 --> 00:42:51.009
فوكوس كشي از يكديگر
جدا شده اند

00:42:51.473 --> 00:42:56.788
چنين اتفاقي در فيلم هايي كه با صفحه عريض فيلمبرداري مي شدند
بسيار جسورانه بود چون در اين فيلم ها اتفاقات در پيش زمينه اتفاق مي افتاد

00:42:56.812 --> 00:42:58.535
لئونه از عمق ميدان  زياد استفاده كرده و
اتفاقات را به پس زمينه برده است

00:42:58.559 --> 00:43:03.120
دليل اين قضيه اين است كه خود ايتاليايي ها
سيستم صفحه عريضي تحت نام تكني اسكوپ ساخته بودند

00:43:04.126 --> 00:43:07.619
لئونه اولين فيلمسازي بود
كه از اين تكنيك استفاده كرد

00:43:07.643 --> 00:43:11.146
تا تصاويري سرشار از لحظات دراماتيك و حماسي
داشته باشد

00:43:11.901 --> 00:43:17.435
شما اين دو قطب مخالف هم كه شخصيت هاي تير انداز
فيلم سرجيو لئونه هستند را در

00:43:17.459 --> 00:43:20.480
يك نماي معمولي صفحه عريض  بدون عمق ميدان
در نظر بگيريد

00:43:20.504 --> 00:43:23.125
تصوير يكي از آن ها هميشه
مات خواهد بود

00:43:26.225 --> 00:43:30.425
تكني اسكوپ به سرجيو لئونه اين فرصت را داد
كه هر دوي ان ها در وضوح كامل داشته باشد

00:43:31.332 --> 00:43:35.070
فيلم « روزي روزگاري در غرب» شاهكار
وسترن حماسي سرجيو لئونه

00:43:35.094 --> 00:43:38.740
اين شيوه عمل و خلاقيت را
در فيلمنامه ايي پر ازاسطوره ها و افسانه ها به كار برد

00:43:38.764 --> 00:43:40.568
برتولوچي در نوشتن فيلمنامه اين فيلم با او همكاري كرده است

00:43:42.166 --> 00:43:48.314
تجربه فوق العاده ايي بود چون تنها
راه ورود من به سينماي وسترن بود

00:43:48.338 --> 00:43:54.097
سينمايي كه تنها فيلم هايي هاليوودي كه من در آن دوران
دوست داشتم

00:43:54.122 --> 00:43:57.045
در آن ژانر ساخته شده بود

00:44:00.484 --> 00:44:03.531
 در سكانس آغازين مشهور فيلم
روزي روزگاري در غرب

00:44:03.555 --> 00:44:08.315
چند مرد تيرانداز در ايستگاه منتظر قطاري هستند كه
مردي كه قرار است بكشند يكي از مسافران آن است

00:44:23.711 --> 00:44:25.460
زمان متوقف شده است

00:44:25.484 --> 00:44:28.804
لئونه از ايده فيلم هاي نئورئاليسم
كه در آن

00:44:28.828 --> 00:44:33.031
زمان در فيلم  همچون زمان واقعي مي ماند
استفاده ميكند

00:44:56.215 --> 00:45:00.871
برتولوچي فيلمنامه نويس و لئونه با هم فيلم
جاني گيتار ساخته نيكلاس ري را ديدند

00:45:00.895 --> 00:45:03.660
وسترن كلاسيكي كه جون كرافورد در آن

00:45:03.684 --> 00:45:07.690
 همچون يك گربه پرسه زده
و منتظر احداث خطوط راه اهني است

00:45:07.714 --> 00:45:11.106
كه زندگي مدرن را به غرب بياورد

00:45:11.130 --> 00:45:15.743
لئونه و برتولوچي از ايده منتظر ماندن براي آينده
خوششان آمد و از آن در فيلم خودشان استفاده كردند

00:45:18.732 --> 00:45:23.330
در فيلم « روزي روزگاري در غرب» قطار
كلوديو كارديناله را با خود مي آورد

00:45:23.354 --> 00:45:25.895
بيوه ايي كه تكه زميني را به ارث برده است

00:45:28.176 --> 00:45:32.329
من تنها زن آنجا بودم
و دور تا دور من مرد بود

00:45:33.894 --> 00:45:37.972
ما از صحنه قطار شروع كرديم كه در اسپانيا
فيلمبرداري مي شد

00:45:46.919 --> 00:45:48.638
دوربين بالا مي رود

00:45:59.288 --> 00:46:02.042
و من در آمريكا هستم

00:46:05.794 --> 00:46:10.848
لئونه  با بالا بردن دوربين  به ما مي گويد
كه اين تصويري از تاريخ بشريت است

00:46:11.876 --> 00:46:17.524
او با ذهني خلاق دوربين را به آرامي
حركت مي داد و بدن را به تصوير مي كشيد

00:46:17.549 --> 00:46:21.187
و همان طور كه مي دونيد
او كار ديگري هم براي اولين بار انجام داد

00:46:21.212 --> 00:46:28.048
قبل از اينكه صحنه را فيلمبرداري كند
موسيقي آن صحنه را پخش مي كرد

00:46:28.073 --> 00:46:34.304
به همين خاطر شما بلافاصله مي فهمديد كه در اين صحنه
چه كاري بايد انجام دهيد

00:46:34.328 --> 00:46:37.235
و او تنها كارگرداني بود كه اين كار را مي كرد

00:46:37.259 --> 00:46:41.491
و شيوه ايي كه او بدن شما

00:46:41.515 --> 00:46:43.541
به طور مثال صورت و يا چشم شما را به تصوير مي كشيد
نيز منحصر به فرد بود

00:46:58.085 --> 00:47:00.592
مثل فيلم « از نفس افتاده » اين
صحنه تيراندازي در اوج فيلم

00:47:00.616 --> 00:47:04.607
روزي روزگاري در غرب
خود سينماست

00:47:04.631 --> 00:47:07.502
تماشاي اين نماها كه
معني شان در خودشان نهفته لذت بخش است

00:47:07.526 --> 00:47:12.206
نماي كرين بسيار زيباست
موسيقي همچون موسيقي اپرا است

00:47:12.230 --> 00:47:17.641
درگيري و كشمش در هيچ فيلم وسترني ديگري به اين
زيبايي و خالصي وجود نداشت

00:47:43.168 --> 00:47:46.095
آثار سرجيو لئونه بر روي فيلمساز هاي بسياري تاثير گذاشتند

00:47:46.119 --> 00:47:49.776
بهترين كارگردان ژانر وسترن در دهه 70
يعني سام پكين پا,

00:47:49.800 --> 00:47:53.146
گفته است كه او بدون سرجيو لئونه هيچ بوده است

00:47:53.170 --> 00:47:57.773
استنلي كوبريك گفته است
كه در فيلم « پرتغال كوكي» از لئونه تاثير گرفته است

00:47:57.797 --> 00:48:02.247
فيلم « رومئو و ژوليت « باز لورمن
نيز سكانس هاي لئونه ايي زيادي دارد

00:48:02.271 --> 00:48:06.985
و همچنين مارتين اسكورسيزي و جان ميليوس نيز
از او بسيار آموخته اند

00:48:07.834 --> 00:48:11.418
اما همچنان موج نوي سينماي ايتاليا
در دهه 60 همچنان ادامه دارد

00:48:11.442 --> 00:48:16.329
كنت دون لوكينو ويسكونتي دي مارلونه
يكي از اشراف زادگان ايتاليا

00:48:16.353 --> 00:48:19.431
در اين قصر به دنيا آمده و بزرگ شده است

00:48:19.455 --> 00:48:22.792
اين قصر همان طور كه پيداست
كاملا قديمي است

00:48:23.627 --> 00:48:27.883
او در دهه 30 از نظام فاشيستي ايتاليا گريخت
و به حزب كمونيست پيوست

00:48:27.906 --> 00:48:31.751
او در دهه 50 چند نمايش اپرا در ميلان
كارگرداني كرد

00:48:31.776 --> 00:48:36.048
او موسيقي ، شكوه و احساسات موجود در نمايش هاي اپرا
را در فيلم هايش نيز استفاده كرد

00:48:40.743 --> 00:48:43.471
اين صحنه آغازين فيلم « سنسو» ساخته
لوكينو ويسكونتي است

00:48:43.495 --> 00:48:47.173
رنگ و نور طراحي لباس كاملا مجلل
و پر زرق و برق است به طوري كه

00:48:47.197 --> 00:48:49.181
شما فكر ميكنيد در جشني

00:48:49.206 --> 00:48:51.314
از خانواده هاي اشرافي حضور داريد

00:48:51.338 --> 00:48:53.315
اما اين طور نيست

00:48:53.340 --> 00:48:59.102
 هسته اصلي داستان در مورد انسان هاي معمولي است
كه به اين تجملات معترض اند

00:49:04.220 --> 00:49:07.100
آن ها از بالا به پايين و به طبقه اشراف نگاه ميكنند

00:49:23.971 --> 00:49:27.361
اين نگاهي است كه در بسياري از فيلم هاي ويسكونتي
موجود است

00:49:27.385 --> 00:49:29.476
او استاد استفاده كردن از نماهاي كرين شات بود

00:49:29.500 --> 00:49:31.393
اما او به جاي اينكه با
استفاده از اين حركات بخواهد

00:49:31.394 --> 00:49:33.100
شكوه و زرق برق دنياي
اشراف زادگان را نشان دهد

00:49:33.124 --> 00:49:37.043
او از اين نماها براي از بالا نگاه كردن
به زندگي اين اشراف زادگان استفاده كرد

00:49:37.067 --> 00:49:40.782
اين حركات دوربين بسيار جذاب و زيبا
و در عين سرشار از تنفر بودند

00:49:41.327 --> 00:49:45.268
او همچون پازوليني ماركسيست بود و اعتقاد داشت
كه كارگرها و كشاورزها

00:49:45.292 --> 00:49:48.338
به لحاظر اخلاقي خالص ترين مردم جامعه اند

00:49:50.424 --> 00:49:54.405
و در اين فيلم او « روكو و برادرانش » ما دوباره

00:49:54.454 --> 00:49:56.629
همدردي و همذات پنداري ويسكونتي با فقرا را ميبينيم

00:49:57.002 --> 00:50:00.317
آلن دلون كه در اين صحنه در سمت چپ كادر قرار دارد
پسري از خانواده ايي فقير است

00:50:00.341 --> 00:50:03.519
كه به تازگي و براي پيدا كردن كار
از شما به ميلان آمده اند

00:50:03.543 --> 00:50:07.275
داستان معضلات و مشكلات زندگي مردم را به تصوير مي كشد

00:50:08.199 --> 00:50:12.345
به اين تصاوير و فيلمبرداري كه در آن شخصيت ها به زيبايي
به تصوير كشيده شده اند نگاه كنيد

00:50:25.518 --> 00:50:28.582
ويسكونتي اين صحنه را از بالاي يك كليسا
فيلمبرداري كرده است

00:50:28.606 --> 00:50:32.136
به طوري كه شما فكر ميكنيد يك نماي كرين شات ديگر است

00:50:32.160 --> 00:50:35.295
او بسياري از صحنه هاي فيلم
را با استفاده واگن تخت متحرك

00:50:35.296 --> 00:50:38.374
فيلمبرداري كرده است كه در
واقع كرين شات طبقه كارگر است

00:50:40.079 --> 00:50:42.054
اين نماها به زيبايي جامعه را به تصوير مي كشيد

00:50:42.078 --> 00:50:45.788
انگار در اين نماهاي كرين شات خود ديدگاهي ماركيسستي به جامعه
نهفته بود

00:50:59.188 --> 00:51:01.149
ويسكونتي مردم را در

00:51:01.174 --> 00:51:04.287
اپراهاي قديمي با طبقه هاي مختلف جامعه
به تصوير مي كشيد

00:51:04.312 --> 00:51:08.432
اين در حالي بود كه ديگر كارگردان بزرگ دهه 60 ايتاليايي
يعني ميكل آنجلو آنتونيوني

00:51:08.457 --> 00:51:11.121
زندگي را بسيار انتزاعي و
معنوي تر مي ديد او مردم

00:51:11.122 --> 00:51:13.730
در جاهايي مثل اينجا در
لبه قاب به تصوير مي كشيد

00:51:14.504 --> 00:51:19.523
در فيلم « كسوف » او محصول سال 1962
آلن  دلون در نقش يك دلال سهام ظاهر شد

00:51:22.301 --> 00:51:27.302
او رابطه ايي را با زني با بازي
مونيكا ويتي آغاز ميكند

00:51:27.327 --> 00:51:30.834
تقريبا براي اولين بار است
كه آنتونيني آدم ها در نماهايي

00:51:30.858 --> 00:51:36.647
بسيار غير معمول كه به شكلي افراطي در لبه كادر
و يا پشت اجسام پنهان شده اند، به تصوير مي كشد

00:51:36.671 --> 00:51:39.729
آنتونيي  در مورد نقاش هاي آبستره
آمريكايي مطالعه كرده بود

00:51:39.753 --> 00:51:43.020
به همين خاطر فيلم هاي او
 به بومي براي زندگي مدرن تبديل شدند

00:51:43.044 --> 00:51:45.743
كه مردم بخش كوچكي از آن بودند

00:51:47.096 --> 00:51:50.325
 آنتونيوني سرنوشت پوچي براي
رابطه

00:51:50.350 --> 00:51:54.164
بين ويتي و دلون در
دنياي پوچ مدرن ميبيند

00:51:57.606 --> 00:52:02.586
در اين پايان مشهور فيلم « كسوف » مونيكا ويتي اينجا
از كادر و فيلم  بيرون مي رود

00:52:17.278 --> 00:52:19.850
و ديگر دوباره ظاهر نمي شود

00:52:25.538 --> 00:52:28.809
به جاي آن ما مكان ها
گوشه هاي خيابان ها

00:52:28.833 --> 00:52:31.430
و جاهايي كه او و دلون در آنجا بودند را ميبينيم

00:52:31.836 --> 00:52:37.269
گويي پوچي همه جا را فرا گرفته است
دنيا خالي به نظر مي رسد

00:52:42.026 --> 00:52:45.039
انگار همه در داخل خانه هايشان محبوس اند
ويا انگار مرده اند

00:52:50.703 --> 00:52:53.452
ما اين زن را ميبينم
فكر ميكنيم او ويتي است

00:52:53.476 --> 00:52:57.285
شخصيت اصلي ما بازگشته است؟

00:53:00.357 --> 00:53:05.219
اما نه او نيست
اين زن فقط يك عابر نگران ديگر است

00:53:07.699 --> 00:53:12.405
همان طور كه ديديم آدم ها در فيلم هاي اساتيد
سينماي هنري اروپا در دهه 50

00:53:12.429 --> 00:53:16.369
مثل روبر برسون ، فدريكو فلليني و
اينگمار برگمان

00:53:16.393 --> 00:53:18.465
هسته اصلي فيلم مي باشند

00:53:18.489 --> 00:53:22.092
جهان فيلم هاي اين اساتيد
جهاني محدود و بسته بود

00:53:22.116 --> 00:53:24.400
جهاني مثل زندان ، سيرك و يا تئاتر

00:53:25.120 --> 00:53:28.211
آدم هاي فيلم هاي آنتونيي
در لبه كادر

00:53:28.235 --> 00:53:31.054
به همان ناراحتي آدم هاي فيلم هاي برگمان و
يا برسون اند

00:53:31.078 --> 00:53:34.198
اما مكان هايي كه اين آدمها
در آن زندگي ميكنند بسيار

00:53:34.199 --> 00:53:37.078
وسيع است اين مكان ها آدم
ها را در خود حل ميكنند

00:53:37.102 --> 00:53:40.929
به طور مثال به اين صحنه پاياني فيلم
مسافر ساخته آنتونيني نگاه كنيد

00:53:40.953 --> 00:53:44.679
شخصيت اصلي فيلم با بازي چك نيكلسن اينجا
روي تخت خوابيده است

00:53:45.476 --> 00:53:49.650
دوربين او را ترك ميكند
همان طور كه  مونيكا ويتي را در كسوف ترك كرد

00:53:49.674 --> 00:53:52.031
و به نظر دوربين مي خواهد بيرون برود
و دوري بزند

00:53:54.137 --> 00:53:56.692
فيلم به اين قدم زدن دوربين در بيرون
تبديل مي شود

00:53:56.716 --> 00:54:00.345
پلان بدون برش ادامه پيدا ميكند
دوربين از درون نرده هاي پنجره به بيرون مي رود

00:54:02.762 --> 00:54:07.778
وقتي دوربين باز ميگردد
جك نيكلسن مرده است

00:54:13.586 --> 00:54:15.387
شخصيت هاي فيلم هاي برگمان
در طول فيلم گرفتار مارپيچي

00:54:15.388 --> 00:54:17.154
هستند كه آن را چرخانده و
به هسته مركزي شان مي رساند

00:54:17.178 --> 00:54:19.448
اما در فيلم هاي آنتونيوني اين
چرخش دايره اي مارپيچ شخصيت ها

00:54:19.449 --> 00:54:21.559
 بروني است و ان ها در نهايت
به بيرون پرتاب مي شوند

00:54:22.186 --> 00:54:28.497
اين اولين بار در داستان سينماست كه شخصيت ها
در مكان ها حل مي شوند

00:54:28.521 --> 00:54:32.398
ديدگاه آنتونيوني به انسان

00:54:32.423 --> 00:54:36.918
در به تصوير كشيدن نابودي و فروپاشي انسان
تاحدودي شبيه به بودا و سقراطي است

00:54:37.250 --> 00:54:40.323
نماهاي طولاني ، كند و نيمه انتزاعي وي

00:54:40.347 --> 00:54:44.309
راه را براي سه فيلمساز نسل بعد
سينماي هنري اروپا باز كرد

00:54:44.333 --> 00:54:50.979
دو فيلمساز مجاري به نام ميكلوش يانچو و بلاتار
و فيلمساز يوناني تئو آنجلوپولوس

00:54:51.003 --> 00:54:55.545
اين دومين نما از فيلم « بازيگران دوره گرد » ساخته
تئو آنجلوپولوس است

00:54:55.569 --> 00:54:57.648
دوربين خيلي آهسته عقب مي كشد

00:54:57.673 --> 00:55:00.408
در اين نماها به خيابان به همان اندازه مردم
و انسان اهميت داده شده است

00:55:00.676 --> 00:55:04.013
در سينماي معمول جهان
اين نماي معرفي مكان است

00:55:04.037 --> 00:55:06.245
كه سپس به يك نماي كلوزآپ كات مي خورد

00:55:06.269 --> 00:55:09.698
اما آنجلوپولوس به ما هيچ كلوز آپي نشان نمي دهد

00:55:12.853 --> 00:55:16.175
فيلم هاي آنتونيوني به هيچ وجه
سرگرم كننده نبودند

00:55:16.199 --> 00:55:19.763
اما پيرو از سينماي ايتاليا
در كشور جنوبي اروپا يعني اسپانيا

00:55:19.787 --> 00:55:22.961
موج جديدي در سينماي دهه 60
در اين كشور به راه افتاد

00:55:22.985 --> 00:55:25.650
كه عقايد خودشان را در قالب
ژانر كمدي بيان مي كردند

00:55:25.674 --> 00:55:27.918
به طور مثال اين فيلم
صندلي چرخدار

00:55:28.352 --> 00:55:31.435
مردي كه در وسط كادر قرار دارد
دن آلسمو

00:55:31.459 --> 00:55:33.818
همسر او مرده است
و او به شدت بي حوصله شده است

00:55:34.169 --> 00:55:37.710
پاهاي او هيچ مشكلي ندارند
اما او دوست دارد كه روي صندلي چرخدار موتوردار بنشيند

00:55:37.734 --> 00:55:41.023
چون همه دوستانش يك صندلي چرخدار دارند
و اين طور مي تواند خوش بگذراند

00:55:41.343 --> 00:55:42.927
آن ها در پارك همديگر را ملاقات مي كنند

00:55:44.014 --> 00:55:48.199
چيزي كه در فيلم موجود است يك جور نارضايتي
و امتناع از پيروي كردن است

00:55:48.223 --> 00:55:52.099
اسپانيا در آن دوران
زير سلطه رهبر دست راستي شان ژنرال فرانكو بود

00:55:52.123 --> 00:55:55.930
به همين خاطر فيلمساز ها براي تجربه كردن
خيلي آزاد نبودند

00:55:55.954 --> 00:55:58.286
اما فيلم صندلي چرخدار
يك معضل اجتماعي را به

00:55:58.287 --> 00:56:00.766
تصوير مي كشد ، در فيلم
شرايط زندگي كردن يك پيرمرد

00:56:00.790 --> 00:56:02.981
به مسخره گرفته مي شود

00:56:04.801 --> 00:56:09.204
فيلم با صحنه ايي از رژه پيرمردها در حالي
كه سنگ توالت روي سرشان هستند آغاز مي شود

00:56:11.325 --> 00:56:14.793
در اين صحنه با رژه نظامي
جنرال فرانكو شوخي شده است

00:56:17.807 --> 00:56:23.445
در پايان فيلم دن آنسلمو نا اميد و خسته
خانواده اش را مسموم مي كند

00:56:32.475 --> 00:56:36.503
اين تركيب رئاليسم و دنايي فانتزي
كه در فرهنگ آن دوران اسپانيا تحت عنوان

00:56:36.527 --> 00:56:40.037
اسپرپنتو  با معني گروتسك
شناخته مي شد

00:56:40.729 --> 00:56:47.404
مشهورترين فيلمساز اسپانيا در دوران بعد از فرانكو
پدرو آلمودوار گفته است

00:56:47.428 --> 00:56:52.563
در دهه 50 و 60 اسپانيا
نوعي از نئورئاليسم را تجربه مي كرد

00:56:52.587 --> 00:56:57.842
كه با وجود سرگرم كننده بودنشان بسيار معترض بودند
منظور من فيلم « صندلي چرخدار» است

00:57:00.365 --> 00:57:04.663
فيلم « من چكار كردم كه سزاوار اين باشم؟
ساخته پدرو آلمودوار محصول 1984

00:57:04.687 --> 00:57:09.073
در اين فيلم نيز همچون فيلم « صندلي چرخدار
ما با يك خانواده ازهم گسيخته مواجه اييم

00:57:09.098 --> 00:57:11.973
 لحن فيلم صميمت ، بامزه گي
 و حالات پوچ گرايي كه

00:57:11.974 --> 00:57:14.909
در فيلم وجود دارد شبيه
به فيلم صندلي چرخدار است

00:57:15.956 --> 00:57:21.118
مادربزرگ در فيلم از زندگي شهري متنفر است
و دوست دارد به روستاي خود بازگردد

00:57:33.836 --> 00:57:37.021
اينكه در اسپانيا,
موج نويي از فيلم هاي تمسخر آميز اغاز شد

00:57:37.046 --> 00:57:43.094
جايي تعجبي ندارد چون در اين كشور اسطوره فيلم هاي
تمسخرآميز يعني لوئيس بونوئل زندگي ميكرد

00:57:43.118 --> 00:57:48.994
اين فيلم « ويردينيا» ساخته لوئيس بونوئل
 سي سال بعد از فيلم « عصر طلايي اش» ساخته شد

00:57:49.018 --> 00:57:51.881
اين فيلم ممنوع ترين فيلمي بود
كه در آن دوران در اسپانيا ساخته

00:57:51.882 --> 00:57:54.420
شد اين فيلم ضربه سنگيني به
فرانكو و سياستش وارد مي كرد

00:57:54.445 --> 00:57:59.849
يك مرد زني را روي تخت مي خواباند و او را مي بوسد
اما هيچ  حس تحريك آميزي در صحنه وجود ندارد

00:57:59.873 --> 00:58:05.072
مرد عموي دختر است و دختر يك راهبه است
مرد به دختر مواد مخدر تزريق كرده است

00:58:05.096 --> 00:58:07.747
قبل از اين صحنه ما ميبينيم
كه مرد به زور ميخواهد به

00:58:07.748 --> 00:58:10.348
دختر لباس تنگ كوتاه سفيد
و كفش پاشنه بلند بپوشاند

00:58:10.372 --> 00:58:12.657
يك دختر جوان اين صحنه را مي بيند

00:58:13.431 --> 00:58:19.401
شخصيت عمو در فيلم نمادي از فرانكو است
بونوئل در فيلم پشت سرهم به ما شوك مي دهد

00:58:25.771 --> 00:58:31.305
و درپايان در دهه 60 ميلادي در سوئد
موج نويي از سينمايي مدرن به راه افتاد

00:58:31.329 --> 00:58:36.148
اين فيلم پر سر و صداي سوئدي
تحت عنوان « من كنجكاوم _اپيزود زرد » داستان

00:58:36.173 --> 00:58:39.988
دختري جوان را روايت ميكند كه
با زندگي جديدي مواجه مي شود

00:58:40.917 --> 00:58:43.664
در اين صحنه
ايمان و باور او به عدالت اجتماعي از بين رفته است

00:58:43.689 --> 00:58:46.908
او از جامعه بيرون مي زند
چون در زندگي شخصي اش

00:58:46.932 --> 00:58:47.898
تجربه ي بدي داشته است

00:58:48.588 --> 00:58:50.895
سپس اين صحنه به صحنه ايي كات زده
مي شود كه در آن دختر به نظر

00:58:50.896 --> 00:58:53.240
با مارتين لوتر كينگ صحبت مي كند
اين حركتي جسورانه در فيلم بود

00:58:53.264 --> 00:58:55.129
سياست همچون فانتزي مي ماند

00:59:17.654 --> 00:59:20.437
لوتر كينگ زماني كه فيلم اكران شد
هنوز زنده بود

00:59:20.462 --> 00:59:23.099
اين صحنه
امروز به لحاظ اخلاقي بسيار ناراحت كننده و آزار دهنده است

00:59:23.898 --> 00:59:26.339
انقلاب سينمايي در اواخر دهه50
و دهه 60 ميلادي

00:59:26.363 --> 00:59:30.672
به خوبي و تازگي انقلاب سينمايي
در دهه 20 يا 40 بود

00:59:30.697 --> 00:59:34.182
فيلمساز ها در اين كافه ها
يا اين مكان ها مي نشستند

00:59:34.206 --> 00:59:42.050
و در مورد سينماي شخصي تر ، مبهم تر ، عميق تر
 طعنه آميز تر و معترض تر فكر كردند

00:59:43.076 --> 00:59:47.003
آنان همه اين چيز ها را در فيلم هايشان
قرار دادند و

00:59:47.028 --> 00:59:50.398
ما تاثير آنان را بر روي سينماي جهان خواهيم ديد

00:59:51.041 --> 00:59:53.465
اما هيچ چيز تا ابد زنده نخواهد ماند

00:59:53.489 --> 00:59:55.811
و ايده آليسم  سينماي موج نوي فرانسه

00:59:55.835 --> 00:59:58.548
سرانجام از سينما كنار گذاشته شد

00:59:59.874 --> 01:00:04.363
فيلم هايي كه در اين كافه تصوير شده بودند
كنار گذاشته شدند

01:00:04.387 --> 01:00:07.663
فيلم « مادر و بدكاره » داستان
مردي را روايت مي كند كه با سه زن

01:00:07.687 --> 01:00:09.647
در كافه ها واتاق خواب ها ارتباط دارد

01:00:10.519 --> 01:00:14.884
ژان پير لئو  پسر بچه سرزنده
فيلم «چهارصد ضربه» فرانسوا تروفو

01:00:14.908 --> 01:00:19.798
الان مرد شده است
او ياس و نااميدي ش را مستقيم در جلوي دروبين نشان مي دهد

01:00:33.878 --> 01:00:36.599
او چشمانش را مي پوشاند

01:00:44.864 --> 01:00:48.462
روياهاي سينماي اروپا در دهه 60
از بين رفتند

01:00:48.486 --> 01:00:52.408
اما همين روياها در جايي ديگر
تازه متولد شده بودند

01:00:52.432 --> 01:01:04.432
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:01:04.456 --> 01:01:16.456
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.