﻿WEBVTT

00:00:01.965 --> 00:00:04.658
<c.yellow>از سال 1965 تا سال 1969</c>

00:00:04.965 --> 00:00:09.958
<c.yellow>موج هاي جديدي در سينماي جهان
به وجود مي آيند</c>

00:00:10.416 --> 00:00:12.775
در اين فصل ما به سرتاسر
جهان سفر خواهيم كرد

00:00:12.800 --> 00:00:15.966
و با جهان زيباي فيلم هاي
آندره تاركوفسكي آشنا  مي شويم

00:00:15.991 --> 00:00:20.829
سپس به سراغ  فيلم هاي جسورانه تر سينماي آمريكا
مثل فيلم « رواني » يا فيلم «ايزي رايدر» خواهيم رفت

00:00:26.340 --> 00:00:30.914
در پاريس در دهه 50 و 60 عاشقان سينما
اينجا در اين كافه ها مي نشستند

00:00:30.938 --> 00:00:32.636
و سينما رامتحول كردند

00:00:33.239 --> 00:00:36.698
آن ها فكر ميكردند كه به مركز
سينماي جهان تبديل شده اند

00:00:36.722 --> 00:00:38.336
اما آن ها مركز سينماي جهان نبودند

00:00:42.902 --> 00:00:47.229
فيلمسازي در دهه 60 براي اولين بار
امري جهاني شده بود و به يك يا دو كشور محدود نمي شد

00:00:47.253 --> 00:00:49.481
چنين اتفاقي واقعا خوشحال كننده و هيجان انگيز بود

00:00:50.466 --> 00:00:54.217
براي اينكه اين داستان را روايت كنيم
بايد به دور تا دور دنيا سفر كنيم

00:01:00.274 --> 00:01:05.313
بياييد از اينجا شروع كنيم  از شرق اروپا
از پشت ديوار برلين

00:01:06.731 --> 00:01:10.267
فيلمساز هاي اينجا بسيار جسورتر و
معترض تر از

00:01:10.291 --> 00:01:12.145
هم قطاران پاريسي شان بودند

00:01:12.864 --> 00:01:16.685
در كشور هاي مثل  لهستان ، چكسلاواكي
مجارستان و  شوروي

00:01:16.710 --> 00:01:19.814
كارگردان ها با دل جرات زياد دست به ساخت فيلم هايي
شخصي و مدرن زدند

00:01:19.838 --> 00:01:23.744
كه رسانه سينما را به رسانه ايي
براي اعتراض و مقابله با دولتمردان  تبديل كرد

00:01:23.768 --> 00:01:28.245
عواقب اين جسارت فيلمساز ها ممنوع الكاري برخي از آنان
و زنداني شدن برخي ديگر شد

00:01:28.269 --> 00:01:30.755
و بسياري از اين فيلم ها توقيف شدند

00:01:32.275 --> 00:01:35.096
داستان از لهستان شروع شد

00:01:36.208 --> 00:01:41.214
به عنوان مثال اين صحنه از فيلم
خاكستر ها و الماس ها ساخته ي آندري وايدا را در نظر بگيريد

00:01:41.238 --> 00:01:43.339
دو عاشق ، مرد و زني جوان
با يكديگر صحبت ميكنند

00:01:43.363 --> 00:01:55.363
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:56.487 --> 00:01:59.719
ابن  اولين روز دوران صلح
بعد از جنگ جهاني دوم است

00:01:59.743 --> 00:02:02.546
كشور لهستان تكه پاره شده بود

00:02:02.570 --> 00:02:05.856
اين مرد  مايچك از كشور خودش
در برابر

00:02:05.880 --> 00:02:09.561
نازي ها دفاع كرده بود
اما حالا كشورش به دست كمونيست ها افتاده است

00:02:09.585 --> 00:02:11.357
و او از آن ها نيز متنفر است

00:02:12.513 --> 00:02:16.866
او عينك دودي سياهي به چشم زده است
نه مثل جميز دين چون دين به خاظر تيپ و شيك بودنش مي زد

00:02:16.890 --> 00:02:21.280
اما مايچك به اين خاظر عينك زده است كه
چون سال هاي سال در فاضلاب هايي زيزميني شهر ورشو زندگي كرده است

00:02:21.304 --> 00:02:23.943
اما او نيز مثل جميز
ياغي بي هدف است

00:02:30.401 --> 00:02:34.706
مثل فيلم بريتانيايي « مرد سوم» كه بيشتر
در فاضلاب ها اتفاق مي افتاد

00:02:34.730 --> 00:02:38.542
فيلم خاكستر و الماس ها
نيز كاملا اورسون ولزي و اكسپرسيونيستي بود

00:02:38.566 --> 00:02:42.293
در فيلم نماد هايي وجود دارد كه نشان دهنده
 زير و رو شدن دنيا اند

00:02:44.533 --> 00:02:49.091
فيلم هاي وايدا بسيار نماد گرا بودند
چون خود وايدا مثل خيلي از لهستاني هاي ديگر

00:02:49.115 --> 00:02:53.017
دوست داشت معاني فيلم هايش را از طريق نشانه
و رمزگان در لفافه به مخاطب انتقال دهد

00:02:59.066 --> 00:03:00.682
وايدا در مقايسه با ديگر

00:03:00.706 --> 00:03:03.731
فيلمساز لهستاني رومن پولانسكي كه به يكي از

00:03:03.755 --> 00:03:06.677
مشهورترين فيلمساز هاي جهان تبديل شد
بسيار مهجور ماند

00:03:07.742 --> 00:03:11.775
او خيلي سريع كات مي زد
درست مثل درام زدن در موسيقي جاز

00:03:11.799 --> 00:03:15.695
پولانسكي در فيلم كوتاه خودش تحت عنوان
دو مرد و يك كمد بازي كرد

00:03:15.720 --> 00:03:20.461
او در اين فيلم در نقش جواني پر ادعا با صورتي تر و تميز ظاهر شد
كه ديگران همچون يك رئيس مورد ضرب و شتم قرار مي دهد

00:03:20.485 --> 00:03:23.507
پولانسكي يهودي بود

00:03:23.566 --> 00:03:28.073
در جنگ جهاني دوم او شاهد رفتار سرباز هاي آلماني
با مردم لهستان بود

00:03:28.098 --> 00:03:30.725
مادر او در اردوگاه آيشويتز
كشته شده بود

00:03:31.360 --> 00:03:35.760
در دوران كودكي او از فيلم هاي رنگي
و گريز گراي موزيكال خوشش نمي آمد

00:03:35.784 --> 00:03:39.548
او فيلم هايي مثل فيلم هملت ساخته لارنس اولوير
را دوست داشت

00:03:41.970 --> 00:03:43.822
او عاشق حركت دوربين هاي فيلم

00:03:43.846 --> 00:03:48.357
در راهرو هاي تنگ قصر شده بود
اين به خاطر بيماري تنگا ترسي وي بود

00:03:48.381 --> 00:03:51.001
 قلعه ها بار ها و بارها در فيلم هاي او
مورد استفاده قرار گرفته شدند

00:03:53.525 --> 00:03:56.315
اولين فيلم بلند رومن پولانسكي چاقو در آب نام داشت

00:03:56.339 --> 00:03:59.354
كه يكي از هراس انگيز ترين
فيلم هاي تاريخ سينما است

00:03:59.881 --> 00:04:03.124
ما بر روي يك قايق كوچك هستيم
مرد سمت راست همسر زن است

00:04:03.149 --> 00:04:07.065
قايق مال مرد است و آن زني كه در
دور دست در حال شناست زن اوست

00:04:07.090 --> 00:04:09.207
تصويري با عمق ميدان بسيار زياد

00:04:09.660 --> 00:04:13.324
در سمت چپ كادر پسري دانش آموز
است كه به قايق دعوت شده

00:04:13.349 --> 00:04:16.962
همسر مرد شيفته ي دانش آموز شده است
يك مثلث عشقي به وجود مي آيد

00:04:16.964 --> 00:04:20.252
در اينجا بازوي مرد تقريبا يك مثلث
به وجود آورده است

00:04:20.922 --> 00:04:24.650
مرد از دانش آموز خوشش نمي آيد
دانش آموز اين موضوع را مي داند

00:04:24.674 --> 00:04:29.920
او سعي ميكند همچون افراد فدرتمند
مرد را بيشتر تحقير كند

00:04:44.152 --> 00:04:47.163
برخلاف بسياري از فيلم لهستاني آن دوره
فيلم چاقو در آب

00:04:47.187 --> 00:04:51.117
هيچ ارتباطي با جنگ ندارد
اين موضوع نشان دهنده اين است كه جامعه و تاريخ

00:04:51.142 --> 00:04:56.821
موضوعات مورد علاقه پولانسكي نيستند
در عوض در اين مورد رابطه مثلثي سه انسان مهم است

00:04:58.047 --> 00:05:00.723
فيلم « چاقو در آب» را مي توان
مثالي براي جمله هنر براي هنر است دانست

00:05:00.747 --> 00:05:03.263
فيلم به شدت مدرن بود

00:05:03.287 --> 00:05:07.398
و از آنجا كه به اندازه كافي اجتماعي نبود توسط
مسئولين كشور محكوم شود

00:05:07.988 --> 00:05:10.870
به همين خاطر پولانسي جامعه
سوسيساليسم لهستان را رها

00:05:10.871 --> 00:05:13.697
كرد و به همان روش مدرن
خودش به فيلمسازي ادامه داد

00:05:13.721 --> 00:05:20.566
پولانسكي در سال 1967 اين فيلم  كه يكي از بهترين فيلم هاي اوست
 يك فيلم هجويه وحشت را ساخت

00:05:20.590 --> 00:05:24.511
همانطور كه شما مي بينيد در اين صحنه زمستاني
همچون سرزمين روياها است و در استوديو فيلمبرداري شده است

00:05:24.536 --> 00:05:26.907
دوباره پولانسكي از مسائل اجتماعي دور شده است

00:05:26.931 --> 00:05:31.043
تصوير عريض و در عين حال زيبا است
شخصيت ها از يهوديان اروپاي مركزي اند

00:05:31.067 --> 00:05:36.355
 تصاوير فيلم شبيه به نقاشي هاي مارك شاگال است
خود پولانسكي در نقش يك احمق در فيلم  ظاهر مي شود

00:05:36.379 --> 00:05:41.714
براي نقش مقابل او تهيه كننده فيلم يك بازيگر زن
جوان و زيبا با نام شارون تيت را انتخاب ميكند

00:05:41.738 --> 00:05:44.038
شارون تيت و پولانسكي در طول
فيلمبرداري با هم ال اس دي

00:05:44.039 --> 00:05:46.258
 مصرف كردند آن ها عاشق
يكديگر شدند و تيت حامله شد

00:05:46.282 --> 00:05:50.383
آن ها خانه ايي در هاليوود ساختند
اما روياهاي پولانسكي خيلي زود پايان يافت

00:05:50.407 --> 00:05:55.638
همسر او ، فرزند در راهش و جمعي از دوستان
وي توسط خانواده منسون قتل عام شدند

00:05:57.336 --> 00:05:59.183
اگر پولانسكي سوار بر قطاري مي شد

00:05:59.207 --> 00:06:03.031
كه در دهه 50 و 60 از جنوب لهستان به سمت
چكسلواكي مي رفت

00:06:03.055 --> 00:06:06.693
او در بين راه در سينماي جهان ميديد
كه فيلم هايي كه ساخته مي شدند خيلي از تفكرات او دور نيستند

00:06:08.866 --> 00:06:15.149
سينماگران چكسلواكي در آن دوران از طريق انيميشن ها
و فيلم هاي عروسكي شان مشهور شده بوند

00:06:15.173 --> 00:06:19.164
يري ترنكا سردمدار آن ها بود

00:06:19.188 --> 00:06:22.113
مشهورترين فيلم تريكا فيلم « دست» است كه
در سال 1965 ساخته شد

00:06:22.138 --> 00:06:26.357
اين فيلم يكي از سمبليك ترين فيلم هاي
تاريخ سينماست

00:06:27.569 --> 00:06:29.561
فيلم داستان مردي كوچك بامزه
و دوست داشتني را روايت

00:06:29.562 --> 00:06:31.553
مي كند كه دستي وارد خانه
اش شده و او را اذيت ميكند

00:06:31.577 --> 00:06:33.836
ترينكا براي حركات دست از
حركت دست واقعي استفاده

00:06:33.837 --> 00:06:36.237
كرد اما براي مرد تكنيك
استاپ موشن را به كار گرفت

00:06:36.261 --> 00:06:38.552
دست براي مرد يك تلويزيون مي آورد

00:06:38.577 --> 00:06:42.909
اين صحنه ياد آور صحنه مشهور فيلم
هرچه خدا بخواهد ساخته داگلاس سيرك است

00:06:47.669 --> 00:06:53.415
تلويزيون تصاويري از قدرت را به مرد نشان مي دهد
ترنكا با استفاده از كاغذ كات مي زند

00:07:01.857 --> 00:07:06.533
دست به مرد آموزش داده و او را مجبور ميكند
يك مجسمه غول پيكر از او بسازد

00:07:09.606 --> 00:07:12.373
مرد سعي مي كند جلوي اين اقدام و دستور دست بايستد

00:07:12.397 --> 00:07:15.038
اما او وسوسه شده كه اين كار را امتحان كند

00:07:20.529 --> 00:07:24.851
صداي شبيه به صداي انفجار يك بمب شنيده مي شود
ناگهان ما بيرون از نمايش عروسكي هستيم

00:07:31.380 --> 00:07:33.972
فيلم در باره ي زندگي تسخير شده
انسان ها سخن مي گفت

00:07:33.996 --> 00:07:39.173
اما ديگر فيلمساز  چكسلاواكيايي يعني ميلوش فورمن
زندگي را بسيار خنده دار تر و پوچ تر ميديد

00:07:39.692 --> 00:07:43.549
دوران كودكي فورمن شبيه به دوران كودكي
پولانسكي بود

00:07:43.573 --> 00:07:47.100
او نيز يهودي بود و والدينش توسط
نازي ها به قتل رسيده بودند

00:07:47.124 --> 00:07:48.973
و او نيز  فارغ التحصيل از مدرسه فيلمسازي  بود

00:07:49.463 --> 00:07:51.343
به آتش نشان ها در جوامع كمونيستي

00:07:51.367 --> 00:07:54.426
به ديد قهرمانان خادم مردم
نگاه مي شد

00:07:54.450 --> 00:07:57.516
اما در فيلم فوق العاده بامزه
جشن آتش نشان ساخته ميلوش فورمن

00:07:57.540 --> 00:08:02.611
آتش نشان ها احمق هاي دست و پا چلفتي همچون لورل هاردي اند
كه فقط خراب كاري ميكنند

00:08:02.797 --> 00:08:06.130
آن ها قرار است يك مسابقه زيبايي برگزار كنند
اما نمي توانند آن را  مديريت كنند

00:08:06.154 --> 00:08:07.676
در واقع به همه چيز گند مي زنند.

00:08:48.554 --> 00:08:52.491
فورمن فيلم را بدون هيچ زرق و برقي
و با سبكي شبيه به فيلم هاي

00:08:52.515 --> 00:08:54.266
جان كاساوتيس ساخت

00:08:58.770 --> 00:09:01.714
اما خلاق ترين فيلمساز سينماي چكلسواكي در آن دوران

00:09:01.738 --> 00:09:03.551
ورا چيتكووا بود

00:09:03.575 --> 00:09:06.382
اين صحنه آغازين فيلم
بابونه ها ساخته اوست

00:09:06.406 --> 00:09:11.190
دو زن ماري اول و ماري دوم
همچون عروسك ها صدا در مي آورند

00:09:23.067 --> 00:09:26.993
گويي آن ها عروسك هايي هستند كه ترينكا
با دست ان ها را تكان ميدهد

00:09:28.792 --> 00:09:31.693
در فيلم سكانس هاي شگفت آور اين چنيني وجود دارد

00:09:34.572 --> 00:09:38.353
تصاوير به خوفناكي  و شگفت آوري
تصوير براردران لومير در دوران خودشان

00:09:41.019 --> 00:09:43.815
و در ادامه فيلم در سكانسي
به اين شكل

00:09:50.141 --> 00:09:53.816
ما وارد دنياي پاپ آرت اندي وارهول
 مي شويم

00:09:55.443 --> 00:09:58.677
سياستمداران كشور چكسلواكي همان طور
كه اننظار مي رفت فيلم را محكوم كردند

00:09:58.701 --> 00:10:02.624
بعد از شوروي در
چكسلواكي نيز در سال 1968 دوران سركوب آغاز شد

00:10:02.648 --> 00:10:08.156
چيتكوا به خاطر تفكرات مدرنش به مدت 6 سال
ممنوع الكار شد

00:10:10.164 --> 00:10:13.030
در كشور همسايه چكسلاواكي
يعني مجارستان

00:10:13.054 --> 00:10:17.186
سينما يكي از بهترين وطلايي ترين
دوران خودش را در دهه 60 سپري ميكرد

00:10:19.085 --> 00:10:23.156
اين يكي از صحنه هاي آغازين فيلم
سپيد و سرخ ساخته ميكلوش يانچوست

00:10:23.162 --> 00:10:27.882
ما در سال 1918 در روسيه هستيم
انقلابيون با رنگ سرخ

00:10:27.907 --> 00:10:30.843
با ضد انقلابيون با رنگ سپيد
درگير شده اند

00:10:30.851 --> 00:10:33.188
يك سرباز سرخ پوش بوته اي پنهان شده است

00:10:33.212 --> 00:10:36.918
همزمان با اين ماجرا افسري از سپيد ها
توسط چند سواره نظام از خودي ها تعقيب مي شود

00:10:37.126 --> 00:10:41.862
يانچو كل اين صحنه را در نمايي
سه دقيقه ايي و بدون برش

00:10:41.887 --> 00:10:45.259
و با ده بار حركت دادن دوربين به تصوير مي كشد

00:10:45.266 --> 00:10:49.470
فيلم هاي چكسلاواكي با لحني طنز سعي داشتند
همه چيز را به سخره بگيرند,

00:10:49.495 --> 00:10:54.289
اين در حالي بود كه يانچو در مجارستان با استفاده بسيار
از نماهاي طولاني تركينگ همچون ميزوگوچي در ژاپن

00:10:54.313 --> 00:11:00.028
و همچون هيچكاك در آمريكا تنش و موقعيتي نفس گير
خلق كرد

00:11:00.698 --> 00:11:05.631
او همچون ميزوگوچي به صورت بازيگر هايش نزديك نمي شد

00:11:05.633 --> 00:11:07.955
كنترل حركات دوربين
ميكلوش يانچو

00:11:07.979 --> 00:11:12.121
مثل كنترل حركات ارتش سواره نظام براي
رفتن به ماموريت بود

00:11:12.547 --> 00:11:16.629
فرم ، محتوا را بازتاب ميكرد
اين ايده بسيار مدرن بود

00:11:18.802 --> 00:11:21.570
و در يايان فيلم
اين اتفاق مي افتد

00:11:21.594 --> 00:11:26.019
سرانجام در نمايي نزديك به كلوز آپ
سربازي به دوربين نگاه ميكند

00:11:32.139 --> 00:11:38.330
انسانيت در دنياي يخ زده تحت كنترل فيلم هاي
يانچو زير پا له شده و از بين مي رود

00:11:39.133 --> 00:11:43.466
هيچ كس در تاريخ سينما به اندازه يانچو از نماي طولاني
براي به تصوير كشيدن درد ها و رنج ها استفاده نكرد

00:11:44.770 --> 00:11:48.543
يانچو تاثير زيادي بر روي آثار فيلمساز

00:11:48.567 --> 00:11:51.115
دهه 90 سينما مجارستان يعني بلاتار
گذاشت

00:11:54.569 --> 00:11:58.300
و حالا ما به سراغ سينماي دهه 60 شوروي مي رويم

00:11:58.302 --> 00:12:02.273
در اين دوران روياها و سينماي سوسياليسم
جاي خود را به آثاري پر زرق و برق و سطحي داده بود

00:12:04.856 --> 00:12:07.975
اما حتي در اين موقعيت نيز برخي فيلمساز ها
فيلم هاي شخصي خودشان را ساخته و

00:12:07.999 --> 00:12:10.081
مرز هاي مديوم سينما را گسترده تر كردند

00:12:10.105 --> 00:12:14.346
اين شخص يكي از بهترين فيلمساز هاي شوروي
در آن دوران بود آندري تاركوفسكي

00:12:15.647 --> 00:12:17.868
او عاشق حركت هاي دوربين روي خط راست بود

00:12:17.892 --> 00:12:22.404
نماهايي كه كه با حركت هاي تركينگ دوربين همراه بود
او بعد ها در فيلم هايش اغلب از اين نماها استفاده مي كرد

00:12:25.199 --> 00:12:27.734
تاركوفسكي به اين مرد يعني
آندره ي سوخورف

00:12:27.758 --> 00:12:30.943
يكي از بهترين فيلمساز هاي حال حاضر روسيه
درس داد

00:12:34.380 --> 00:12:36.652
ويژگي و جوهره اصلي فيلم هاي تاركوفسكي كه
آن ها را خاص و بديع كرده بود

00:12:36.676 --> 00:12:40.250
اين است كه در كشوري ماترياليستي مثل
شوروي

00:12:40.274 --> 00:12:43.299
او درمورد چيز هاي غير مادي فيلم مي ساخت

00:12:43.323 --> 00:12:46.949
او در مورد جايگاه رفيع و برتري روح انسان
فيلم مي ساخت

00:12:47.750 --> 00:12:50.648
به صحنه آغازين يكي از اولين
فيلم هاي او تحت عنوان

00:12:50.649 --> 00:12:53.488
 آندره روبلوف » نگاه كنيد
داستان در سال 1400است

00:12:53.511 --> 00:12:58.102
ما در ناقوس كليسا هستيم
كشاورزي خود را به چيزي بسته است

00:12:58.127 --> 00:13:00.613
تصاوير سياه و سفيد زيبايي را مشاهده ميكنيم

00:13:06.456 --> 00:13:09.150
يك بالون  كه از پوست و پارچه هاي هاي مختلف ساخته شده است

00:13:12.390 --> 00:13:15.601
بالون حركت كرده ما به پايين نگاه ميكنيم

00:13:15.625 --> 00:13:19.161
لنز وايد در اين صحنه پرسپكتيو با عمق زياد ايجاد ميكند

00:13:19.185 --> 00:13:21.060
در واقع فضاي بالوني ايجاد ميكند

00:13:22.902 --> 00:13:26.382
سينماي تاركوفسكي همچون اين بالون راه مي افتد

00:13:30.259 --> 00:13:34.339
اين فيلم به مدت 6 سال به خاطر مسائل مذهبي اش
توقيف بود

00:13:36.839 --> 00:13:40.359
اين دوربيني است كه با آن
فيلم « آندري روبلوف » فيلمبرداري شد

00:13:41.840 --> 00:13:46.069
تم اصلي فيلم هاي تاركوفسكي از آن فيلم به بعد
نمايش برتري و حس والاي روح انسان شد

00:13:47.576 --> 00:13:52.290
در فيلم « آينه » مردي مي ميرد
پرنده ايي از دستان مرد پرواز ميكند

00:13:52.314 --> 00:13:56.252
درست مثل تفكرات مسيحيان كه اعتقاد دارند
روح انسان  بعد از مرگ به پرواز در مي آيد

00:14:04.332 --> 00:14:07.397
پايان حيرت انگيز فيلم به ما چيزي كه

00:14:07.420 --> 00:14:11.704
ما به عنوان كارگرداني خالص و محض مي شناسيم را
 نشان مي دهد

00:14:11.729 --> 00:14:13.831
تا حالا صحنه پاياني مثل
صحنه پاياني

00:14:13.855 --> 00:14:15.853
فيلم « استاكر » تاركوفسكي ديده بوده ايد؟

00:14:17.071 --> 00:14:22.669
ما در دو ساعت فيلم سه مرد و يك مكان
اسرار آميز تحت عنوان « منطقه » را دنبال مي كرديم

00:14:22.693 --> 00:14:26.110
اما بعد ما با اين دختر آشنا مي شويم
دختر يكي از آن سه مرد

00:14:26.895 --> 00:14:29.665
بخاري از آب داغ در ليوان بر مي خيزد

00:14:31.430 --> 00:14:36.346
دوربين آرام آرام عقب مي كشد
رنگ فيلم سپيا و خام شده است

00:14:36.370 --> 00:14:39.473
ذرات ريز قاصدك در هوا پخش است

00:14:39.497 --> 00:14:45.046
ما صداي يك قطار را مي شنويم

00:14:45.071 --> 00:14:47.082
و ناگهان اين اتفاق مي افتد

00:14:59.390 --> 00:15:01.091
يك جور معجزه را مي بينيم

00:15:01.116 --> 00:15:03.535
سگي خارج از صحنه زوزه مي كشد

00:15:03.559 --> 00:15:06.739
گويا سگ از چيزي روح مانند ترسيده است

00:15:19.442 --> 00:15:22.799
آيا دختر با ذهنش ليوان ها را جابه جا ميكند؟

00:15:26.038 --> 00:15:29.897
يا شايد اين ارتعاش حركت قطار باعث جابه جايي
ليوان شده است

00:15:29.899 --> 00:15:36.106
در اين جا متافيزيك با دنياي فيزيكي
تركيب شده و چيزي عرفاني را خلق مي كند

00:15:49.493 --> 00:15:53.126
و حالا صحنه پاياني فيلم
نوستالژيا » تاركوفسكي را ببينيد

00:15:53.128 --> 00:15:54.871
ما در طول فيلم اين مرد و سگش
را دنبال كرده

00:15:54.895 --> 00:15:57.363
و اين خانه كه در پس زمينه است

00:15:57.387 --> 00:15:59.120
را ديده ايم

00:15:59.144 --> 00:16:02.006
در اين صحنه دوربين عقب مي رود و ما در

00:16:02.030 --> 00:16:03.793
تكه آبي كه در پيش زمينه تصوير است
تصاويري بازتاب شده را ميبينيم

00:16:09.068 --> 00:16:12.734
ما رفته رفته مي فهميم كه اين تصاوير بازتاب شده
چه چيزي هستند

00:16:23.878 --> 00:16:25.597
يك كليساي ويران شده

00:16:25.621 --> 00:16:29.254
انگار كل  جهان داستان فيلم در اين تصوير نهفته است

00:16:56.511 --> 00:17:00.224
سپس برف مي بارد
حالتي خلسه وار و روحاني به وجود مي آيد

00:17:00.764 --> 00:17:06.424
اين صحنه بيشتر از اينكه مدرن باشد ، باستاني و قديمي است
اما چيزي جديد و شگفت آوري به سينما اضافه ميكند

00:17:08.806 --> 00:17:11.230
تاركوفسكي در جايي نوشته است
تصوير ها شامل

00:17:11.254 --> 00:17:15.980
يك آگاهي بي كران
و حالات روحاني و معنوي اند

00:17:16.343 --> 00:17:20.207
كارل تئودور دراير و روبر برسون نيز با اين حرف
تاركوفسكي موافق بودند

00:17:20.231 --> 00:17:23.824
اما اين فقط تاركوفسكي نبود كه
چنين تصاوير فراموش نشدني را خلق مي كرد

00:17:31.393 --> 00:17:35.625
ديگر فيلمساز اهل شوروي
بيش از هر كارگردان ديگري در تاريخ سينما

00:17:35.650 --> 00:17:39.498
از دوراني كه در آن حضور داشت رنج كشيد

00:17:39.791 --> 00:17:43.359
سرگئي پاراجانوف عاشق موسيقي ، نقاشي و هنري هاي
بومي

00:17:43.383 --> 00:17:46.369
دوران قبل از اتحاديه جماهير شوري
بود

00:17:48.032 --> 00:17:51.587
اين ششمين فيلم اوست تحت عنوان
سايه نياكان فراموش شده

00:17:51.611 --> 00:17:53.629
كه نشان مي دهد پاراجانوف عاشق

00:17:53.653 --> 00:17:58.295
سينماي شاعرانه دهه 20 و آثار الكساندر داوژنكو نيز است

00:17:59.867 --> 00:18:05.817
فيلم  با اين صحنه نفس گير و زيباي نماي نقطه نظر
از ديد يك درخت در حال سقوط شروع مي شود

00:18:14.166 --> 00:18:18.625
بعد ها اين نماي از پايين يك گل كه رو به بالا است

00:18:23.595 --> 00:18:26.720
ارتفاع دوربين و نماهاي پاراجانوف به ندرت در سطح چشم انسان
قرار مي گرفتند

00:18:30.576 --> 00:18:34.467
هيچ فيلمسازي بعد از اورسون ولز تا به حال
اينقدر از تصوير پيش زمينه استفاده نكرده بود

00:18:35.680 --> 00:18:38.838
داستان فيلم داستاني شبيه به
رومئو و ژوليت است

00:18:40.145 --> 00:18:43.591
در صحنه ايي از فيلم
پاراجانوف عشاق خودش را به زير آب برده است

00:18:43.615 --> 00:18:47.171
و سپس ما اين سكانس رويايي بي نظير
را مشاهده ميكنيم

00:18:50.826 --> 00:18:55.186
دختر به نظر مرده است
ما در جنگلي نقره ايي رنگ قرار داريم

00:18:55.210 --> 00:18:58.138
دختر و پسر عاشق به دنبال يكديگر مي گردند

00:18:58.161 --> 00:19:02.008
آن ها انگار روي چيزي شناور اند
چون دوربين به آن ها متصل شده است

00:19:02.033 --> 00:19:07.917
صورت آن ها به رنگ درخت ها ي جنگل نقاشي شده است
گويي دختر و پسر روح جنگل اند

00:19:12.964 --> 00:19:15.516
نه فليني و نه حتي ژان كوكتو

00:19:15.540 --> 00:19:20.966
چنين دنياي بصري عجيب و غريب  و شخصي
خلق نكرده بودند

00:19:22.838 --> 00:19:27.714
پاراجانوف گفته است
بعد از اينكه اين فيلم را ساختم تراژدي آغاز شد

00:19:27.738 --> 00:19:32.518
در فيلم سايه هاي نيكان فراموش شده ي ما
چيز هايي موجود بود كه دولت شوروي از آن ها بيزار بود

00:19:32.542 --> 00:19:36.814
فيلمي شخصي درمورد مسائل جنسي يا به زبان خود
دولتمردان شوروي : فساد

00:19:37.855 --> 00:19:42.417
پاراجانوف فيلم هايش را همچون يك رهبر اركستر
همان طور كه در اينجا ميبينيد كارگرداني مي كرد

00:19:42.446 --> 00:19:47.289
او به جرم تهبيج ميل به همجنس گرايي و خودكشي
زنداني شد

00:19:48.814 --> 00:19:53.525
فيلمساز هاي سرتاسر جهان به اين موضوع واكنش نشان
داده و اعتراض كردند او چهار سال بعد آزاد شد

00:19:58.867 --> 00:20:01.771
كاملا مشخص شده است كه موج
هاي جديد سينمايي و يا

00:20:01.772 --> 00:20:04.735
سينماي مدرن در دهه 60 نوع
و فرم هاي مختلفي دارند

00:20:04.759 --> 00:20:09.239
فيلم هاي شخصي ، فيلم هاي خود آگاه
فيلم هاي كمدي و فيلم هاي معنوي و روحاني

00:20:13.542 --> 00:20:18.193
اما در ژاپن در دهه 60 مدرنيته در سينما بسيار عصباني و

00:20:18.217 --> 00:20:20.350
خشمگينانه بود

00:20:22.067 --> 00:20:27.369
بعد از شسكت خوردن در جنگ جهاني دوم
فيلم هاي ژاپني بسيار اجتماعي شدند

00:20:28.663 --> 00:20:31.559
اين فيلم ها بيشتر در مورد آسيب هاي جسمي و
و احساس حقارت بودند

00:20:35.902 --> 00:20:41.041
اما بعدها اين مرد ناگيسا اوشيما
 پا به عرصه سينما گذاشت

00:20:44.300 --> 00:20:47.258
اين يكي از فيلم هاي او با نام « پسر بچه » است

00:20:47.260 --> 00:20:50.475
يك تركيب بندي خاص با استفاده از كادر
صفحه عريض

00:20:50.477 --> 00:20:53.821
در سمت چپ تصوير پسر بچه ايي
ده ساله قرار دارد

00:20:53.845 --> 00:20:57.047
سمت راست تصوير نا مادري او با لباسي آبي رنگ
 ايستاده است

00:20:58.868 --> 00:21:02.899
به نظر زن نگران بچه است كه مي خواهد از
خيابان رد شود

00:21:02.923 --> 00:21:07.906
اما زن نگران نيست
زن قرار است  يك تصادف ساختگي بسازد

00:21:22.896 --> 00:21:26.243
پسر وانمود مي كند كه آسيب ديده است

00:21:26.267 --> 00:21:28.966
 نا مادري او از راننده
حق السكوت مي گيرد

00:21:31.748 --> 00:21:36.638
اوشيما بدبيني از نوع مكتب كلبيني در جامعه مدرن
ژاپن را به ما نشان مي دهد. فيلم درمورد طمع است

00:21:41.980 --> 00:21:44.906
نفرت و تلخي كه در جهان بيني فيلم پسر بچه
موجود بود منجر به فروش زياد فيلم شد

00:21:44.930 --> 00:21:49.179
و اوشميا با سود حاصل از موفقيت اين فيلم
فيلمي تلخ تر با نام

00:21:49.204 --> 00:21:52.034
در قلمرو احساسات را ساخت

00:21:52.477 --> 00:21:55.650
اين فيلم كه بر اساس داستان واقعي ساخته شده بود
خيلي ملايم و همچون

00:21:55.674 --> 00:21:57.725
فيلم هاي ميزوگوچي شروع مي شود

00:21:58.272 --> 00:22:01.368
داستان فيلم در مورد يك گيشا در دهه 1930 است

00:22:01.392 --> 00:22:07.374
اما بعد از چند دقيقه اين اتفاق مي افتد
چند بچه پير مردي را مورد آزار قرار مي دهند

00:22:07.398 --> 00:22:11.454
مدام با پرچم ژاپن به او ضربه مي زنند

00:22:22.601 --> 00:22:26.686
فيلم نسبت به آداب و فروتني
و اينكه

00:22:26.710 --> 00:22:30.876
تنها چيزي هاي باقي مانده در اين مملكت ناسيوناليستي
 احترام به بزرگترهاست، معترض است

00:22:31.391 --> 00:22:38.479
گيشا عاشق يكي از مشتري هايش مي شود,
و در پايان فيلم زن مرد را اخته و خفه مي كند

00:22:38.503 --> 00:22:44.164
رنگ قرمز و سكوت موجود در فيلم
حسي خفقان در فيلم به وجود مي آورد

00:23:06.544 --> 00:23:11.087
در واقعيت زن براي
انجام قتل از نوع درجه دوم به پنج سال حبس محكوم شد

00:23:11.111 --> 00:23:18.090
اين زن خود اوست آبه سادا.
زني كه در اينجا به سبك ژاپني ها اداي احترام ميكند

00:23:19.207 --> 00:23:21.370
و خيلي معمولي لباس پوشيده است

00:23:22.294 --> 00:23:25.038
اوشيما در اين زن
بيشتر از اينكه زن آزاري ببيند

00:23:25.062 --> 00:23:28.137
 كسي را ديد كه  با داستاني نه چندان جذاب

00:23:28.161 --> 00:23:31.322
ابهت گيشاها و كشور ژاپن
را خراب كرد

00:23:33.362 --> 00:23:37.927
اما اين مرد در به تصوير كشيدن وضعيت زنان و جامعه مدرن
ژاپن بسيار پر جرات تر از اوشيما بود

00:23:37.933 --> 00:23:41.894
شوهي ايمامورا به عنوان دستيار با
آرام ترين فيلمساز جهان يعني

00:23:41.918 --> 00:23:44.191
ياسوجيرو اوزو كار ميكرد

00:23:44.216 --> 00:23:47.708
اما اين شاگرد اوزو همچون يك گلوله خارج شه از تفنگ
وارد سينما شد

00:23:49.027 --> 00:23:53.061
در اين مستند او در قابي قرار دارد
كه در بيشتر فيلم هايش از آن استفاده مي كرد

00:23:53.085 --> 00:23:55.540
در يك پنجره و بدون وضوح در لبه ها

00:23:55.692 --> 00:24:00.226
يك زن موهاي او را كوتاه ميكند
بيشتر فيلم هاي او در باره ي زنان بود

00:24:01.530 --> 00:24:05.214
اين صحنه آغازين يكي از اولين شاهكار هاي ايمامورا است

00:24:05.215 --> 00:24:08.445
نام فيلم « زن حشره ايي » است
ايمامورا از اين حشره تصويري نشان مي دهد

00:24:08.470 --> 00:24:14.893
حشره  استعاره ايي از زندگي انسان و درگيري انسان
با پستي بلندي هاي زندگي است

00:24:17.332 --> 00:24:23.537
سپس او تصوير را كات مي زند به اين زن تومه كه در دهه 1910
در ژاپن با اين پست و بلندي هاي زندگي درگير است

00:24:23.561 --> 00:24:28.589
او مورد تجاوز قرار مي گيرد و بچه دار مي شود
تومه در مزرعه پيش پدرش كار ميكند

00:24:28.613 --> 00:24:32.152
او در اين صحنه
به پدرش شير مي دهد

00:24:33.462 --> 00:24:37.283
ايماموراي عصيانگر عاشق
چنين لحظاتي شوك آور در فيلم هايش بود

00:24:40.336 --> 00:24:44.762
تومه بچه اش را پيش پدرش مي گذارد
و براي كار به كارخانه مي رود

00:24:44.786 --> 00:24:51.426
ايمامورا و فيلمبردارش شينساكو هيمدا از كادر
و فضاي صفحه عريض به اين زيبايي استفاده كردند

00:24:51.450 --> 00:24:52.690
به اين صحنه نگاه كنيد

00:24:52.714 --> 00:24:55.963
پيش زمينه تصوير در ماتي
كامل است او عمق ميدان زياد

00:24:55.964 --> 00:24:59.020
ايجاد كرده و تصوير پس
زمينه را واضح نشان مي دهد

00:24:59.044 --> 00:25:05.946
اين تصوير به همان زيبايي و به همان پويايي و تازگي
تصاوير فيلم همشهري كين است

00:25:07.604 --> 00:25:11.769
دوباره يكي از شخصيت ها در فاصله ايي خيلي دور
به تصوير كشيده شده است

00:25:15.030 --> 00:25:17.926
بعد ها در فيلم تومه به عنوان مستخدم
در خانه ايي زني ژاپني كار ميكند

00:25:17.950 --> 00:25:21.416
كه از يك سرباز آمريكايي بچه ايي دارد

00:25:21.440 --> 00:25:24.634
در اين صحنه بچه در پس زمينه تصوير
و خارج از فوكوس است

00:25:24.658 --> 00:25:26.385
تومه در وضوح كامل است

00:25:26.409 --> 00:25:29.587
ما صداي عشق بازي زن و مرد آمريكايي را
مي شنويم

00:25:34.614 --> 00:25:37.139
حواس تومه با اين صدا پرت مي شود

00:25:37.163 --> 00:25:38.593
ولي حالا به بچه نگاه كنيد

00:25:38.621 --> 00:25:41.850
دختر بچه قابلمه ايي كه غذاي داغ در ان است
روي خود بر ميگرداند

00:25:42.484 --> 00:25:45.924
ايمامورا اين صحنه را در دو نما مي گيرد

00:25:45.948 --> 00:25:49.106
كه دومي به مراتب بهتر از اولي است

00:25:49.130 --> 00:25:51.800
تصوير شعله در پيش زمينه
و حرارت ان باعث لرزش تصوير مي شود

00:25:51.824 --> 00:25:53.857
قسمتي از بدن بچه مي سوزد

00:25:54.264 --> 00:25:58.475
در اين صحنه ايمامورا با استفاده از تصوير صفحه عريض
در داستان گويي صرفه جويي مي كند

00:26:02.847 --> 00:26:08.498
اما تومه  همچون يك كفش قديمي بسيار محكم است
او با اين زن مادام اومبورو آشنا مي شود

00:26:08.522 --> 00:26:10.710
او يك صاحب يك بار است

00:26:10.734 --> 00:26:13.857
ايمامورا اين مستند فوق العاده زيبا
را در مورد اين زن ساخته است

00:26:13.881 --> 00:26:17.872
او با زن در فرودگاه مصاحبه مي كند
زن به همراه شوهر

00:26:17.896 --> 00:26:20.370
جديدش كه يك سرباز است و فرزندش
در حال رفتن به آمريكا است

00:26:20.939 --> 00:26:24.498
او به شكلي حيرت آوري رك و راست است

00:26:24.839 --> 00:26:28.498
<b><c.yellow>آيا شما آنجا با كس ديگه ايي
رابطه عاشقانه برقرار خواهيد كرد؟</c></b>

00:26:29.139 --> 00:26:31.498
<b><c.yellow>من ؟</c></b>

00:26:31.739 --> 00:26:33.198
<b><c.yellow>مي دونم شوهرم اين كار را مي كنه
چون هنوز جوونه</c></b>

00:26:33.239 --> 00:26:36.498
<b><c.yellow>حتي ممكنه منم ترك كنه</c></b>

00:26:36.539 --> 00:26:37.998
<b><c.yellow>بايد ببينيم چي ميشه</c></b>

00:26:38.139 --> 00:26:41.598
<b><c.yellow>آبا من رابطه عاشقانه برقرار خواهم كرد؟</c></b>

00:26:42.439 --> 00:26:45.998
<b><c.yellow>اگه موقعيتش پيش بياد يا شانس داشته باشم
چرا كه نه</c></b>

00:26:46.039 --> 00:26:51.998
<b><c.yellow>اما او حتما اين كار رو ميكنه
او جوونه و به من خيانت ميكنه</c></b>

00:26:52.558 --> 00:26:54.975
ما بعدها مي فهميم مردي كه پشت سر او
و در بار نشسته است

00:26:55.699 --> 00:26:57.403
همسر اوست

00:26:59.914 --> 00:27:02.351
ايمامورا زناني مثل اومبرو را دوست داشت

00:27:02.353 --> 00:27:05.466
او تم اصلي فيلم هايش كه بسيار
جسورانه اند را به اين شكل شرح داده است

00:27:05.490 --> 00:27:10.435
تركيب قسمت هاي پايين بدن انسان
و قسمت هاي پايين ساختار جامعه

00:27:10.460 --> 00:27:13.287
يا به عبارت ديگر
تركيب مسائل جنسي با طبقات جامعه

00:27:17.411 --> 00:27:20.498
اگر مادام اومبرو به جاي اينكه به آمريكا
برود به هند سفر ميكرد

00:27:20.500 --> 00:27:24.704
با فيلمساز هاي به راديكالي اوشيما

00:27:24.729 --> 00:27:28.206
و ايمامورا
كه  در به چالش كشيدن زبان سينما

00:27:28.231 --> 00:27:30.368
بسيار مصمم ترو مدرن تر بودند
آشنا ميشد

00:27:31.213 --> 00:27:36.710
بهترين فيلمساز اواخر دهه 50 و 60
سينماي هند اين مرد ريتويك قتك بود

00:27:36.716 --> 00:27:40.467
مردي سرشار از شور و اشتياق
دائم الخمر اما به شدت با استعداد

00:27:40.491 --> 00:27:44.964
او تاثير زيادي بر روي فيلمساز هاي نسل بعدي سينماي
هند مثل اين مرد ماني كائول گذاشته است

00:27:47.010 --> 00:27:52.265
در اين صحنه از فيلم « آجانتريك » قتك به ما اولين
چيزي كه ما بايد در باره ي فيلم هاي او بدانيم راه به ما نشان ميدهد

00:27:52.289 --> 00:27:58.780
آن چيز به اوج رساندن احساسات است
يك پسر بچه با بوق ماشين بازي ميكند

00:28:00.227 --> 00:28:02.933
تصويري دوست داشتني
با نورهاي طبيعي

00:28:02.957 --> 00:28:04.425
سپس به نماي كلوز آپ اين مرد كات مي خورد

00:28:04.449 --> 00:28:09.463
 دوربين به سمت اشك هاي مرد مي رود
اشك هاي مرد به اين خاطر است كه تنها چيزي كه از ماشين عزيزش باقي مانده همين بوق است

00:28:09.487 --> 00:28:13.679
ماشين او تاكسي بود كه  دهه ها منبع در آمدش
بوده است

00:28:13.703 --> 00:28:16.276
ما در صورت مرد ميبينيم كه
زندگي ادامه دارد

00:28:16.300 --> 00:28:20.149
و اين بچه كه در ماشين تكه تكه شده او است

00:28:20.173 --> 00:28:22.692
خود لذت زندگي است

00:28:25.028 --> 00:28:27.339
يك ملودرام هندي كلاسيك

00:28:27.844 --> 00:28:31.908
خوب من نمي توانستم با ملودرام هاي
قتك ارتباط برقرار كنم

00:28:31.932 --> 00:28:35.436
اما در اواخر عمر او بود كه من رفته رفته
فهميدم

00:28:35.461 --> 00:28:37.204
يعني شروع كردم فيلم هاي او را درك كنم

00:28:37.228 --> 00:28:40.353
اينكه قتك چه كار كرده بود
و مردم اين موضوع را نفهميده بودند

00:28:40.378 --> 00:28:43.854
من فكر ميكنم او ايده ملودرام
را در سينماي هند باز كرد

00:28:43.878 --> 00:28:46.659
تا درد و رنج تاريخ را به تصوير بكشد

00:28:47.276 --> 00:28:51.476
منظور كائول اين است كه ملودرام هاي قتك
درباره ي احساسات شخصي نيستند

00:28:51.501 --> 00:28:53.600
اين فيلم ها درباره ي احساسات تاريخي مردم اند

00:28:53.624 --> 00:28:56.850
براي قتك احساست مربوط به تاريخ
اخير هند ميشد

00:28:56.874 --> 00:29:01.029
مربوط به تكه تكه شدن هند و مرگ
يك و نيم ميليون نفر آدم

00:29:01.053 --> 00:29:03.837
و 15 ميليون نفري كه مجبور به مهاجرت شدند
بود

00:29:03.861 --> 00:29:06.568
او اين مسئله را گناه اصلي و مهم
مردم هند مي دانست

00:29:07.518 --> 00:29:10.585
اين فيلم درباره ي آن گناه اصلي بود

00:29:10.609 --> 00:29:14.409
ما در آغاز فيلم با اين نماهاي زيبا
از خيابانهاي پر از درخت

00:29:14.433 --> 00:29:17.649
درختاني به قدمت تاريخ هند
كه در ساعات گرگ و ميش فيلمبرداري شد ، مواجه مي شويم

00:29:17.673 --> 00:29:21.748
شخصيت اصلي فيلم نيتا از بين درختان
به سمت ما مي آيد

00:29:21.772 --> 00:29:25.873
او از يك خانواده مهاجر بنگالي است
كه به خاطر  تقسيم بدي هاي هند

00:29:25.898 --> 00:29:28.514
به اجبار در حاشيه هاي شهر كلكته زندگي مي كنند

00:29:28.539 --> 00:29:30.838
او سعي دارد خانواده اش را در كنار يكديگر نگه دارد

00:29:30.862 --> 00:29:32.428
سپس تصوير به اين نما كات زده مي شود

00:29:32.452 --> 00:29:36.495
اين برادر علاف اوست كه
فقط نشسته و آواز مي خواند

00:29:36.519 --> 00:29:39.945
اما در پس زمينه
و در كادري با استفاده از تكنيك صفحه عريض

00:29:39.969 --> 00:29:45.515
قطاري رد مي شود و قطار همچون درختان در
نماي قبل در مه محو شده است قطار با حركتش

00:29:45.540 --> 00:29:49.217
تصوير را به شكلي افقي همچون
يك چاقو مي برد

00:29:49.242 --> 00:29:53.682
قتك با تصور نشان مي دهد كه چگونه
تاريخ ، خانواده را تكه تكه كرده است

00:29:55.938 --> 00:29:58.776
قتك صرفا در داستان گويي جسارت نداشت

00:29:58.800 --> 00:30:02.664
بلكه او در استفاده از صدا نيز
دست به كارهاي تجربي خلاقانه ايي مي زد

00:30:02.688 --> 00:30:07.379
او اينجا خود در فيلم
بازي مي كند ، قتك در اين صحنه فركانس صدا را

00:30:07.403 --> 00:30:09.922
بسيار بالا برده به طوري كه
گويي فيلم يك فيلم علمي تخليلي است

00:30:20.902 --> 00:30:25.574
او خيلي تحت تاثير نظريه ها

00:30:25.599 --> 00:30:26.604
و تئوري هاي مختلفي كه درمورد صدا نوشته شده بود
بود

00:30:26.925 --> 00:30:30.054
در واقع كاري كه او با صدا مي كردن همان
كنترپوان در موسيقي بود

00:30:30.078 --> 00:30:31.290
مي دونيد منظورم از كنتر پوان چيه؟

00:30:32.225 --> 00:30:36.696
همزمان با موفقيت او در سينما و
به وجود آوردن زبان جديد سينمايي

00:30:36.720 --> 00:30:42.074
او به خاطر كارهاي تبليغاتي اش در اينجا
مورد سرزنش قرار مي گرفت

00:30:42.098 --> 00:30:46.688
كارهايي كه او علاقه ايي به آن ها نداشت
و او را نابود كرد

00:30:51.858 --> 00:30:56.243
در اواسط دهه 60 ميلادي خود ماني كائول
به يك فيلمساز مدرن تبديل شد

00:30:57.810 --> 00:31:01.605
اين يكي از بهترين فيلم هاي تجربي او تحت عنوان
اوسكي روتي است

00:31:01.606 --> 00:31:05.273
اين مرد قصد دارد به گياه كواوا كه در درخت
است سنگ بزند

00:31:05.298 --> 00:31:08.686
تا گياه بيفتد و او آن را
به نزد همسرش ببرد

00:31:08.710 --> 00:31:11.870
اما شما نگاه كنيد كه ماني كائول چگونه
اين صحنه را به تصوير مي كشد

00:31:17.606 --> 00:31:19.146
مرد سنگ را پرتاب ميكند

00:31:19.170 --> 00:31:22.775
يك ، دو ، سه

00:31:22.799 --> 00:31:26.951
يك ، دو ، سه ، چهار

00:31:26.975 --> 00:31:30.440
يك ، دو ، سه ، چهار

00:31:33.616 --> 00:31:37.873
اين دقيقا به همان سرعت افتاد سيب
روي سر اسحاق نيوتون نيست

00:31:39.854 --> 00:31:42.271
من موقع فيلمسازي هميشه احساسي شبيه به گدار داشته ام

00:31:42.295 --> 00:31:45.460
اينكه فيلم ها بسيار سريع تر از زندگي واقعي اند

00:31:45.484 --> 00:31:48.316
من بايد آن را آهسته تر نشان مي دادم
به همين خاطر اون كار رو كردم

00:31:48.340 --> 00:31:50.644
من فقط مي خواستم اتفاق را آهسته تر نشان دهم

00:31:50.668 --> 00:31:52.653
من مي خواسم سه پايه دوربينم

00:31:52.678 --> 00:31:54.664
را روي يك ميز ثابت قرار دهم و
دوربين را ثابت نگه دارم

00:31:54.688 --> 00:31:56.985
و گذاشتم زمان به راه بيفتد

00:31:57.595 --> 00:32:01.892
در آن لحظه حركتي اتفاق افتاد
كه ايده زمان را اين چنين عجيب كرد

00:32:01.916 --> 00:32:05.294
 كل ايده اين بود كه ما
در يك نماي طولاني منتظر گذر زمان نشستيم

00:32:05.318 --> 00:32:09.613
همه چيز را نيز بر اساس اين انتظار تنظيم
كرديم

00:32:10.819 --> 00:32:14.653
و همين منتظر بودن مطمئمنا
جهان فيلم را ذهني مي كرد

00:32:14.678 --> 00:32:17.781
مي دونيد مثل اين مي ماند كه شما منتظر چيزي يا كسي باشيد
و در مدت انتظار جهاني را براي خود خلق كنيد

00:32:17.805 --> 00:32:20.718
چيزي كه با شكلي متفاوت در فلسفه ما شناخته شده است

00:32:20.742 --> 00:32:23.488
كه از طريق علم روانشناسي غير قابل درك است

00:32:23.512 --> 00:32:27.225
در واقع چيزي است كه ذهن آدمي

00:32:27.874 --> 00:32:35.099
و يا حتي اوپانيشاد ها
قابل به درك آن نيستند

00:32:35.105 --> 00:32:43.124
اين يك چيز خارق العاده است كه غير قابل فهم و
ناشناخته است

00:32:43.149 --> 00:32:45.300
غيرقابل دفاع كردن

00:32:45.324 --> 00:32:49.906
به همين خاطر چنين چيزي هيچ وقت تجربه نشده بود
با اين حال  وجود داشت

00:32:49.930 --> 00:32:54.469
اين چيز عميقا بر مسئله هنر تاثير گذاشته است

00:32:54.493 --> 00:33:01.235
در واقع شما نمي توانيد در سينما يك چيز را خود به خود
سوژه ايي براي ساخت يك فيلم در نظر بگيريد

00:33:01.260 --> 00:33:04.279
در واقع سوژه و  مسئله اصلي آن شخصي است كه فيلم را مي سازد

00:33:06.098 --> 00:33:09.439
در واقع ايده ماني كائول اين بود كه
شخصي كه فيلم را مي سازد

00:33:09.463 --> 00:33:14.388
خود موضوع اصلي فيلم است
اين تفكري بسيار مدرن بود

00:33:17.185 --> 00:33:21.798
با چرخش كره زمين اين  تفكرات سينماي مدرن
به سرتاسر جهان رسيد

00:33:23.125 --> 00:33:28.092
در برزيل در دهه 60
سينما دوباره دوران با شكوهي را تجربه مي كرد

00:33:29.950 --> 00:33:33.469
يكي از خلاق ترين فيلم هاي موج نوي
سينماي برزيل كه « سينماي جديد» مشهور است

00:33:33.493 --> 00:33:39.164
توسط نظريه پرداز  فيلمساز برزيلي
كه آن موقع 25 سال داشت نوشته و ساخته شد

00:33:39.188 --> 00:33:41.995
اين صحنه نقطه عطف داستان فيلم است

00:33:42.019 --> 00:33:45.838
اين مرد كابوي رئيس طعمكار و استثمارگرش
را كشته است

00:33:45.862 --> 00:33:48.380
و به همين خاطر
او ياغي شده است

00:33:48.404 --> 00:33:51.856
روخا گرماي شديد شمال برزيل
جايي كه خود او متولد شده بود

00:33:51.880 --> 00:33:53.197
به زيياترين شكل به تصوير مي كشد

00:33:53.752 --> 00:33:59.023
اين همسر مرد كابوي است
او رفته رفته سرگردان شده و نااميد مي شود

00:33:59.047 --> 00:34:03.347
اين فيلم نقطه مقابل فيلم هاي
تبليغاتي شاد كه در باره ي كارنوال هاي

00:34:03.371 --> 00:34:06.905
رقص در برزيل ساخته مي شد
بود

00:34:06.929 --> 00:34:11.243
كابوي و همسرش از يك واعظ مسيحي
عجيب و سياه پوش

00:34:11.267 --> 00:34:13.847
كه در مورد انقلاب حرف مي زند
پيروي ميكنند

00:34:13.871 --> 00:34:17.628
واعظ به آن ها گفته است كه براي سرزمين موعود
دعا كنند و همه پيروان اين واعظ اين كار را ميكنند

00:34:20.485 --> 00:34:23.247
ناگهان پيروان او به گلوله بسته مي شوند

00:34:23.271 --> 00:34:25.973
اين صحنه به شكل فيلم هاي آيزنشتاين
تدوين شده است

00:34:31.647 --> 00:34:36.513
قاتل آنتوني د مورتس است
كه نمادي از انتقام در فيلم است

00:34:41.303 --> 00:34:48.232
در پايان فيلم نغمه سرايي مي خواند
كه آن قدر جهان بد شده است كه اميدي به درست شدنش نيست

00:34:48.256 --> 00:34:52.662
زمين نه مال خدا و نه مال شيطان است
زمين  مال انسان هاست

00:34:52.686 --> 00:34:57.021
روخا گفته است : كه زماني كه مردم گرسنه شوند
خشونت يك امري طبيعي خواهد بود

00:34:58.113 --> 00:35:01.322
او در تلاش بود تا راهي پيدا كند كه
سبك فيلمسازي بديع و خلاقانه ايي را

00:35:01.346 --> 00:35:04.203
با خشم و تفكرات ضد استعمارگري
تركيب كند

00:35:04.611 --> 00:35:08.929
سينماي نوين برزيل بر روي سينماي كشورهاي
جهان سومي بسيار تاثير گذاشت

00:35:11.793 --> 00:35:14.415
يكي از اين كشورها
جزيره ايي به نام كوبا بود

00:35:14.439 --> 00:35:22.057
در سال 1959 در اين كشور انقلابي رخ داد كه منجر به اين شد
كه فيلم هاي ساخته شده بعد از اين انقلاب داراي شلوغي ،اشتياق و فرمي خاص باشند

00:35:22.081 --> 00:35:25.223
اين فيلم تحت عنوان « من كوبا هستم» توسط
بسياري از فيلمسازان كوبايي

00:35:25.247 --> 00:35:27.118
رد شد

00:35:27.142 --> 00:35:31.008
يك دانش آموز انقلابي توسط
دولتمردان دست راستي كشته مي شود

00:35:31.660 --> 00:35:33.972
دوربين به پرواز در مي آيد

00:35:33.996 --> 00:35:38.477
دوربين با لنز وايد ، روي دست ، با نورهاي زيبا
و به شكلي آهسته شروع به حركت ميكند

00:35:41.213 --> 00:35:44.179
اين يك مراسم دعا خواندن براي روح دانش آموز مرده است

00:35:44.203 --> 00:35:47.970
دوربين از روي ساختماني در يك نماي كرين شات
زيبا بالا مي رود

00:35:47.994 --> 00:35:52.466
اين نما و اين فيلم « من كوبا هستم » تا دهه 90
در آمريكا ديده نشده و به فراموشي سپرده شده بود

00:35:52.491 --> 00:35:54.968
تا اينكه در جشنواره  فيلم تلوريد به نمايش در آمد

00:35:54.992 --> 00:35:57.661
و افرادي مثل مارتين اسكورسيزي و فرانسيس
فورد كاپولا را تحت تاثير قرار داد

00:35:57.685 --> 00:35:59.127
و سپس وارد بازار شد

00:35:59.681 --> 00:36:05.174
دوربين از روي خيابان بدون هيچ برشي
حركت ميكند

00:36:14.144 --> 00:36:16.247
تا اينكه در نهايت وارد اين اتاق مي شود

00:36:16.304 --> 00:36:23.261
يك پرچم به اهتزاز درمي آيد
و ما خيلي سريع دو بند را  در آسمان ميبينيم

00:36:23.285 --> 00:36:28.008
دوربين  به اين دو بند متصل شده
و از بالاي سر مراسم تشيع پيكر دانش آموز به حركت در آمده

00:36:28.032 --> 00:36:30.864
و به خيابان باريكي در شهر هاوانا مي رود

00:36:31.042 --> 00:36:35.160
فيملساز هايي برزيلي در دهه 60 بر اين اعتقاد بودند
كه با نماهاي ساده و زباني ميني مال

00:36:35.184 --> 00:36:39.914
خشم و عصبانيت سياسي خود را در فيلم هايشان بروز دهند
اين در حالي است كه اين فيلم روسي_كوبايي

00:36:39.938 --> 00:36:43.163
بر اين باور است كه نماهاي زيبايي مثل
بال در آوردن دوربين

00:36:43.187 --> 00:36:46.374
همچون روح دانش آموز مرده
خود به تنهايي مي تواند

00:36:46.398 --> 00:36:48.864
انقلاب را زيبا جلوه دهد

00:36:57.149 --> 00:36:58.980
و حالا ما به خاورميانه سفر ميكنيم

00:36:59.004 --> 00:37:02.781
ما مي بينيم كه سينماي مدرن دهه 60
همچنان با قدرت به كار خود ادامه مي دهد

00:37:04.535 --> 00:37:10.229
در ايران تا سال 1979 خبري از
انقلاب و مسائل مربوط به آن نبود

00:37:10.253 --> 00:37:16.844
اما در سال 1962 اولين فيلم مهم تاريخ سينماي
ايران توسط يك زن ساخته شد

00:37:16.868 --> 00:37:22.482
ايران تنها كشوري در جهان است كه پدر سينماي هنري آن
 يك زن است

00:37:25.445 --> 00:37:28.400
ما اينجا در محل زندگي بيماران جذامي هستيم

00:37:28.424 --> 00:37:32.091
كارگردان فيلم يعني فروغ فرخزاد در 27 سالگي
اين فيلم را ساخته است

00:37:32.115 --> 00:37:34.191
فيلم به صورت سياه وسفيد فيلمبرداري شده است

00:37:35.811 --> 00:37:38.905
  صميميت و بي ريايي كه در فيلم موج ميزند
ما را شگفت زده ميكند

00:37:38.905 --> 00:37:42.279
اين صميميت و خلوص در پشت اين
نوع روايت ساده نهفته است

00:37:42.303 --> 00:37:46.125
شخصيت هايي فيلم
خدا را به خاطر زندگي كردنشان شكر مي گويند

00:37:55.224 --> 00:37:57.969
و حالا به تكنيك فيلمسازي فرخزاد نگاه كنيد

00:37:57.993 --> 00:38:01.440
دختر بچه ايي در يك فرقون در حال حركت است
تصوير به نماهايي از

00:38:01.465 --> 00:38:03.055
زندگي ديگر شخصيت ها كات مي خورد

00:38:12.988 --> 00:38:17.573
صداي جير جير  لاستيك هاي فرقون
منجر به سريع تر شدن كات ها مي شود

00:38:21.436 --> 00:38:27.278
اين صحنه به شكل سينماي امپرسيونيست
يا اكپسرسيونيست و يا 1+1=3 شوروي ها نيست

00:38:27.302 --> 00:38:32.425
اين نماها همچون بيتي از يك شعر هستند
كه در كنار بيتي ديگر وزني را به وجود مي آورند

00:38:32.449 --> 00:38:35.584
در واقع حركات چرخ فورقون روي زمين
با تصاوير انعكاس يافته متحرك در آب

00:38:35.608 --> 00:38:38.266
فيلم را ريتميك و موزون مي كنند

00:38:41.585 --> 00:38:46.027
فروغ در سن 32 سالگي بر اثر سانحه تصادف
از دنيا رفت

00:38:46.051 --> 00:38:50.549
اين تصاوير بي كيفيت و باقي مانده از او
در دهه 60 است

00:38:50.573 --> 00:38:53.402
و ما بعدها خواهيم ديد كه
او چه تاثير شگرفي بروي

00:38:53.426 --> 00:38:57.627
فيلمساز مهم سينماي دهه 90 ايران سميرا مخملباف گذاشته است

00:39:05.881 --> 00:39:08.105
چهار سال بعد از فيلم « اين خانه سياه است
ساخته فروغ فرخزاد

00:39:08.129 --> 00:39:11.799
فيلمسازي در كشوري ديگر
بسيار بديع و خلاقانه شده بود

00:39:12.683 --> 00:39:16.982
كشور سنگال در غرب آفريقا از مستعمرات كشور
فرانسه بود

00:39:17.606 --> 00:39:23.589
زماني كه در سال 1960 اين كشور به استقلال رسيد
اولين كسي كه رئيس جمهور اين كشور شد شاعري به نام لئوپولد سنگور بود

00:39:23.613 --> 00:39:25.774
سنگور تحولات فرهنگي عظيمي به وجود آورد

00:39:26.357 --> 00:39:30.245
يكي از اولين فيلم هاي مهم تاريخ سينماي سنگال
با نام « دختر سياه پوست» از دل

00:39:30.269 --> 00:39:31.754
اين دوران بيرون آمد

00:39:32.405 --> 00:39:34.327
فيلم داستان دختري جوان
سياه پوست را روايت ميكند

00:39:34.328 --> 00:39:36.209
كه براي يك خانواده سفيد
پوست فرانسوي كار ميكند

00:39:36.233 --> 00:39:37.839
دختر از فرندان خانواده مراقبت ميكند

00:39:38.678 --> 00:39:42.138
او يك ماسك آفريقايي به خانواده
هديه مي دهد

00:39:44.599 --> 00:39:46.597
دنياي پر زرق و برق اطراف دختر
روي او تاثير گذاشته و حس

00:39:46.598 --> 00:39:48.740
تازه ايي به او ميدهد همچون آب
پاشي كه روي گل ها آب مي پاشد

00:39:50.712 --> 00:39:52.989
سامبانه كارگردان فيلم ،
فيلم را در قسمت ثروتمندان

00:39:52.990 --> 00:39:54.947
شهر داكار پايتخت سنگال
فيلمبرداري كرده است

00:39:56.822 --> 00:40:00.855
سامبانه كارگردان خود قبلا يك بنا بود
او در مدرسه فيلمسازي مسكو درس خواند

00:40:00.879 --> 00:40:02.687
سپس به عضويت حزب كمونيست در آمد

00:40:02.761 --> 00:40:05.876
به همين خاطر در فيلم هاي او به كار كردن اهميت داده شده
و امري متعالي شمرده مي شود

00:40:08.569 --> 00:40:12.291
در فرانسه خانواده فرانسوي از دختر
بيگاري مي كشند

00:40:12.315 --> 00:40:15.594
با او همچون يك برده رفتار مي شود

00:40:15.619 --> 00:40:19.665
سرانجام دختر نمي تواند تحمل كند
و به اين خاطر دست به خودكشي مي زند

00:40:19.689 --> 00:40:24.734
اين صحنه به طور كامل از دو رنگ سياه و سفيد
همچون آثار پاپ آرت در دهه 60 طراحي شده است

00:40:29.084 --> 00:40:32.832
صحنه بسيار ناراحت كننده و تكان دهنده است
مرد فرانسوي ماسك را

00:40:32.857 --> 00:40:35.720
به قسمت فقرنشين شهر داكار
جايي كه دختر زندگي مي كرده است بر مي گرداند

00:40:38.084 --> 00:40:40.808
بردار كوچكتر دختر مرد را تعقيب ميكند

00:40:40.832 --> 00:40:44.492
سامبانه اين صحنه همچون وسترن هاي جان فورد
به تصوير مي كشد

00:40:54.063 --> 00:40:56.384
پسر بچه انگار از طريق ماسك جن زده شده است

00:41:00.536 --> 00:41:05.738
ماسك يك هديه كه سرشار از عشق و اميد بود
به ماسك مرگ تبديل مي شود

00:41:05.763 --> 00:41:08.917
به ماسك گناه
و يا به يك سلاح تبديل مي شود

00:41:13.903 --> 00:41:18.548
براي آدم هاي و كشور هاي از استعمار بيرون آمده
اين سوال به وجود مي آيد

00:41:18.572 --> 00:41:20.894
ما سياه هاي آفريقايي چه نوع فيلمي مي خواهيم بساريم؟

00:41:20.918 --> 00:41:26.230
سامبنه به اين سوال اين چنين پاسخ مي دهد
فيلم هايي مثل فيلم هاي ساير جهان درباره ي جامعه مدرن

00:41:26.255 --> 00:41:31.897
فيلم هايي كه در آن ها تفكرات ماركسيست با جنسيت ارتباط يافته
و سرشار از نماد هاي مختلف باشند

00:41:31.921 --> 00:41:34.731
و خواهيم ديد كه سامبنه
پدر سينماي سياه پوستان

00:41:34.755 --> 00:41:38.576
آفريقا چه تاثيري بر روي سينماي دهه 70 آفريقا

00:41:38.576 --> 00:41:41.066
و يا بعد از آن مي گذارد

00:41:45.797 --> 00:41:50.632
حتي در كشوري مثل انگلستان در دهه 60 نيز
انقلابي در راه بود

00:41:50.656 --> 00:41:53.461
آخرين باري كه ما در داستان سينما
به سراغ فيلم هاي بريتانيايي رفتيم

00:41:53.485 --> 00:41:56.147
مربوط به فيلم هاي ليندسي اندرسون و
ديويد لين مي شد

00:41:56.171 --> 00:41:59.531
سينماي بريتانيا
از وضعيت طبقه هاي اجتماعي آگاه تر شده بود

00:42:01.505 --> 00:42:04.629
داستان فيلم « شب شنبه شب ،يكشنبه صبح
 در لندن رخ نمي داد

00:42:04.653 --> 00:42:08.289
بلكه اينجا در قسمت كارگر نشين
در ميدلند در انگلستان اتفاق مي افتاد

00:42:10.211 --> 00:42:14.900
فيلم به شكلي سياه وسفيد در زير نور هاي خيابان
و بدون هيچ نور پر كننده فيلمبرداري شد

00:42:16.319 --> 00:42:18.447
فيلم داستان اين كارگر كارخانه را روايت ميكند

00:42:18.471 --> 00:42:21.379
او هنوز در خانه هاي كوچك دو طبقه

00:42:21.403 --> 00:42:22.566
با پدر و مادرش زندگي ميكند

00:42:22.816 --> 00:42:24.935
خانه آن ها بسيار تنگ و كوچك است

00:42:24.959 --> 00:42:27.222
پدر او مدل موهايش را به سبك موهاي مردان
در دهه 30 زده است

00:42:27.246 --> 00:42:30.385
پسر او غرق در دنياي راك اند رول است

00:42:30.409 --> 00:42:33.895
دختري از او حامله است
دختر بايد بچه را سقط كند

00:42:33.919 --> 00:42:36.855
تمامي اين چيز ها براي مخاطب تازگي داشت

00:42:38.273 --> 00:42:42.998
اما فيلمساز  مشهور بريتانياي كن لوچ بر اين باور است
كه اين چيز ها راستش اصلا تازگي نداشتند

00:42:43.004 --> 00:42:47.441
به نظر اين چيز ها خيلي پيشرو بودند

00:42:47.466 --> 00:42:51.685
در صورتي كه اين چيز ها ريشه تاريخي داشتند

00:42:51.710 --> 00:42:54.963
 ريشه در صنعت فيلمسازي و يا بازيگر ها

00:42:54.972 --> 00:43:00.544
و يا ريشه در شمال كشور داشتند
 ممكن است شما بگوييد اين شخصيت ها سوژهاي خوبي

00:43:00.569 --> 00:43:02.697
براي تبديل شدن به يك فيلم و درام بودند

00:43:02.721 --> 00:43:06.646
اما با يك نگاه تحميل كننده
غربي مجبور بوديد به آن ها نگاه كنيد

00:43:09.365 --> 00:43:14.923
ما در آن دوران مارگريت تاچر نداشتيم ؟
ما فاجعه سال 79 را در آن دوران تجربه نكرده بوديم.</i>

00:43:14.947 --> 00:43:17.762
و اتفاقات و مسائل اجتماعي كه ما امروز داريم

00:43:17.786 --> 00:43:19.354
در ان دوران نداشتيم

00:43:20.366 --> 00:43:22.982
اين فيلم « قوش» داستان پسر
بچه ايي غمگين و ستم ديده را

00:43:22.983 --> 00:43:25.789
روايت مي كند كه آرامش را در
آموزش دادن به يك پرنده مي يابد

00:43:25.813 --> 00:43:28.935
ببنيد چطور كن لوچ تجربه هاي جمع كرده خودش را

00:43:28.959 --> 00:43:31.903
در روش بيان و سبك سينمايي
صادقانه و مستقيمش استفاده ميكند

00:43:33.617 --> 00:43:37.829
ما در فيلم سعي كرديم از سبك و سياق
چكي ها استفاده كنيم

00:43:37.854 --> 00:43:42.147
سبكي كه در آن از نورهاي طبيعي استفاده مي كردند
از لنز هايي با فاصله كانوني محدودي استفاده مي شد

00:43:42.171 --> 00:43:47.133
دوربين از بازي بازيگرها با فاصله قرار مي گرفت

00:43:47.158 --> 00:43:49.218
به همين خاطر افرادي كه در فيلم حضور داشتند
محدوديت و يا ترسي

00:43:49.242 --> 00:43:52.089
حاصل از حضور دوربين در صحنه
را نداشتند

00:43:59.246 --> 00:44:02.744
نوع تدوين فيلم نيز به اين صورت بود كه
براي صحبت كردن يك شخصيت كات زده نمي شد

00:44:02.769 --> 00:44:06.739
بلكه زماني كات زده مي شد كه چشم انسان
طبعيتا مي خواست آن شخص و يا چيز را ببيند

00:44:06.764 --> 00:44:10.049
كه اكثرا چشم آدمي كسي را دنبال
ميكند كه صحبت ميكند

00:44:10.073 --> 00:44:13.451
من يادمه كه يك تدوين گر قديمي ميگفت
نه اين درست نيست شما هميشه بايد

00:44:13.476 --> 00:44:15.799
دو سه فريم قبل از صحبت كردن شخصيت
به تصوير او كات بزنيد

00:44:15.823 --> 00:44:19.608
ولي من فكر ميكنم اين موضوع مسخره است چون
اگر من در يك اتاق باشم كه چند نفر در حال صحبت كردن باشند

00:44:19.632 --> 00:44:21.684
من اول صداي شما را مي شنوم و سپس
به شما نگاه ميكنم

00:44:22.292 --> 00:44:25.384
اين تكنيك  يكي از كليدي ترين
مسائل تاريخ سينما را بيان ميكند

00:44:25.407 --> 00:44:29.335
مسئله رابطه بين سبك فيلمسازي
و دنياي سياست

00:44:29.360 --> 00:44:33.266
چون اين صداي شماست...من مي دونم كه شما داريد صحبت ميكنيد
به همين خاطر من مجبور مي شوم به شما نگاه كنم

00:44:35.812 --> 00:44:38.473
فيلم هاي درام سينك ظرفشويي بريتانيايي
و فيلم هاي كن لوچ

00:44:38.497 --> 00:44:41.312
به سبك و سياق ناتوراليستي بودند
اما بعد ها فيلم ها در

00:44:41.337 --> 00:44:45.492
لندن و محله سوهو در اين شهر
درگير مسائل جنسي شدند

00:44:45.752 --> 00:44:48.313
در واقع اين شهر به مركز مد و موسيقي
جهان تبديل شد

00:44:49.421 --> 00:44:53.198
فيلم هاي بريتانيايي داستان اين
جنب و جوش هاي دوران جواني را روايت مي كردند

00:44:56.911 --> 00:45:00.972
اين فيلم كه در باره ي گروه بيتلز ساخته
شده است در ابتدا بسيار معمولي به نظر مي رسد

00:45:00.996 --> 00:45:02.956
اما بعد سرعت فيلم افزايش مي يابد

00:45:04.886 --> 00:45:07.143
صحنه به نمايي كه از هليكوپتر
فيلمبرداري شده است كات مي خورد

00:45:07.167 --> 00:45:09.821
بيتل ها مي دوند ، مي رقصند و بالا و پايين مي پرند

00:45:09.845 --> 00:45:15.100
كارگردان فيلم ريچارد لستر قصد دارد كه اين
شور و هيجاني كه بيتلز بين جوانان به وجود آورده اند را به تصوير بكشد

00:45:15.124 --> 00:45:17.187
به همين خاطر او شروع به تكان دادن دوربين ميكند

00:45:17.211 --> 00:45:20.816
اين صحنه بدون صدابرداري ضبط شده است
به همين خاطر دوربين به راحتي ميتواند تكان بخورد

00:45:20.840 --> 00:45:22.888
اين حركات به طور بداهه با رقص آن ها همراه شده است

00:45:23.652 --> 00:45:27.658
در فيلم بيتل ها مثل جواناني مي مانند
كه در يك مهماني مجردي و مردانه آخر هفته دور هم جمع شدند

00:45:27.682 --> 00:45:30.924
خود فيلم نيز مثل مهماني هاي مجردي مردانه است

00:45:32.173 --> 00:45:35.425
اين نوع تصاوير امروزه در صنعت موزيك ويدئو
بسيار معمول اند

00:45:35.450 --> 00:45:38.786
اما در اين فيلم حس رهايي بخشي ،بامزگي
و تازگي در اين تصاوير است

00:45:38.811 --> 00:45:41.819
درست مثل فيلم هاي تروفو و يا
فيلم هاي ميلوش فورمن

00:45:45.833 --> 00:45:50.615
ما سفر خود به سرتا سر جهان در دهه 60 را
با سينماي مدرن آمريكا به پايان مي رسانيم

00:45:51.848 --> 00:45:57.117
همان طور كه گفته شد فيلمساز هاي راديكال در سرتاسر جهان
در ژاپن ،برزيل ، كوبا ، سنگال و ايران

00:45:57.142 --> 00:46:00.333
و يا بريتانيا در دهه 60
فيلم هاي رنگي پر زرق و برقي

00:46:00.358 --> 00:46:04.095
كه قبلا ساخته مي شد را به چالش كشيدند

00:46:04.107 --> 00:46:07.957
صداي اين راديكال ها در آمريكا نيز
شنيده شد

00:46:13.148 --> 00:46:16.955
رئيس جمهور آمريكا جان اف كندي
در سال 1963 ترور شد

00:46:16.979 --> 00:46:20.890
مالكوم ايكس در سال 1965
كشته شد

00:46:20.914 --> 00:46:26.745
موج اعتراضات به جنگ ويتنام
كه در آن يك ميليون بيگناه كشته شد به راه افتاد

00:46:28.186 --> 00:46:31.472
در سينما نيز فروش فيلم ها با شسكت روبه رو
شده بود

00:46:32.743 --> 00:46:35.440
مردم ترجيح مي دادن در خانه بمانند و تلويزيون
نگاه كنند

00:46:36.543 --> 00:46:41.105
پرفروشترين فيلم هاي آن دوران
فيلم هايي مثل « بن هور » و يا « اشك ها  و لبخند ها » بودند

00:46:41.129 --> 00:46:45.677
اما فيلم هاي خلاقانه و تازه ي سينماي آمريكا
توسط فيلمساز هايي ساخته شد كه مي خواستند

00:46:45.701 --> 00:46:47.654
جهان بيني خود را به شكلي تمريني به تصوير بكشند

00:46:49.015 --> 00:46:54.738
در سال 1959 گروهي از فيلمسازهاي جوان
فيلم مستند « انتخابات اوليه » را ساختند

00:46:55.837 --> 00:46:58.126
انتخابات اوليه بسيار حساس است

00:46:58.150 --> 00:47:01.042
شايد اگر من قرار بود كه در انتخابات اوليه
جايي نداشته باشم

00:47:01.067 --> 00:47:02.248
هرگز كانديد نمي شدم

00:47:02.273 --> 00:47:03.658
اما من اين ريسك را به جون خريدم
و ميگويم

00:47:03.683 --> 00:47:06.060
اما شما مجبوريد تلاش كنيد
تا پيروز شويد

00:47:07.999 --> 00:47:11.274
كارگردان هاي اين فيلم همچون رابرت فلاهتري در فيلم
نانوك شمالي

00:47:11.298 --> 00:47:12.824
كارگرداني نكرده اند

00:47:13.306 --> 00:47:15.948
آن ها از زبان شاعرانه هنري جنينگ

00:47:15.972 --> 00:47:18.615
و يا سبك اپرايي لني ريفرنشتال
استفاده نكرده اند

00:47:19.195 --> 00:47:22.904
آن ها در فيلم با كسي مصاحبه نمي كنند
و يا از دوربين مخفي استفاده نميكنند

00:47:22.928 --> 00:47:24.261
خوب پس چه چيزي باقي مي ماند؟

00:47:24.922 --> 00:47:27.705
سبكي از مستند مشاهده ايي كه ما امروز آن را با نام
سبك « مگس روي ديوار » مي شناسيم

00:47:31.929 --> 00:47:35.350
در اينجا رابرت درو كارگردان جان اف كندي
را دنبال ميكند

00:47:35.374 --> 00:47:37.977
در اينجا خبري از وضوح تصويري كامل
و يا نورهاي زيبا نيست

00:47:39.092 --> 00:47:41.517
چنين چيزي چقدر مدرن و چقدر آزادانه است

00:47:42.788 --> 00:47:47.250
سه دهه قبل از اختراع
دوربين هاي كوچك ويدوئي كه آن ها نيز چنين آزادي به فيلمسازها مي دهند

00:47:47.274 --> 00:47:50.250
اين مستند ساخته شده است

00:47:55.216 --> 00:47:58.094
فيلم « انتخابات اوليه » خيلي
سريع بروي فيلم هاي ديگر تاثير گذاشت

00:47:58.118 --> 00:48:01.593
در اين فيلم يعني « سايه ها « جان كاساوتيس
فيلمساز سه شخصيت اصلي

00:48:01.617 --> 00:48:04.474
كه خواهر و برادر هاي آفريقاي _ آمريكايي
هستند را

00:48:04.498 --> 00:48:06.949
به همان صورتي كه درو ، كندي را دنبال ميكرد
، دنبال مي كند

00:48:09.797 --> 00:48:12.369
او در خيابان و به طور به هم پيوسته
آن ها را دنبال ميكند

00:48:13.555 --> 00:48:16.686
البته تاثيرات فيلم هاي نئورئاليست ايتاليا

00:48:16.710 --> 00:48:20.512
 همچنين تاثيرات بازي هاي رئاليستي مارلون براندو
و مونتگمري كليفت در فيلم بسيار مشهود است

00:48:21.052 --> 00:48:23.048
هي باني چيزي گيرت اومد ؟
بچه ها منتظرند

00:48:23.073 --> 00:48:23.592
آره يكم پول گيرم اومد

00:48:23.594 --> 00:48:24.586
ولي تو نمياي

00:48:24.611 --> 00:48:25.275
اه بيلي

00:48:25.300 --> 00:48:27.398
سلام عزيزم ، من پول دارم
نون خريدم

00:48:27.840 --> 00:48:30.296
فيلم « سايه ها « را مي توان يكي اولين  فيلم هاي

00:48:30.320 --> 00:48:34.278
جنبش سينمايي دانست كه ما  آن را امروزه با نام سينماي نوين آمريكا
مي شناسيم

00:48:40.326 --> 00:48:44.305
تصاوير تازه و صريح  فيلم « انتخابات اوليه « و فيلم « سايه ها » به

00:48:44.330 --> 00:48:47.869
هاليوود كهنه و محافظه كار
طراوت تازه ايي بخشيد

00:48:48.412 --> 00:48:51.257
يكي از بزرگترين فيلم ساز هاي هاليوود
آلفرد هيچكاك

00:48:51.281 --> 00:48:54.511
استاد فيلم هاي رنگي زرق و برق دار
متوجه اين موضوع شد

00:48:55.505 --> 00:48:58.860
هيچكاك مي خواست صحنه چاقو خوردن
شخصيت زن در فيلم بعديش كه يك زن معمولي است

00:48:58.885 --> 00:49:04.151
بسيار باور پذير و واقعي باشد

00:49:04.176 --> 00:49:08.459
به همين خاطر او اين فيلم را سياه و سفيد
و شبيه به برنامه هاي تلويزيون ساخت

00:49:12.341 --> 00:49:17.550
او به بازيگر زنش يعني جنت لي
لباس هاي ساده كه از مغازه هاي معمولي قابل خريدن بود پوشاند

00:49:17.574 --> 00:49:20.079
هيچكاك گفته است ساختن اين فيلم برايش تجربه ايي
متفاوت بوده است

00:49:20.103 --> 00:49:21.893
نام فيلم « رواني » است

00:49:23.125 --> 00:49:27.928
زن پولي را دزديده است
اما او تصميم مي گيرد پول را برگرداند

00:49:27.952 --> 00:49:31.193
او با خيالي آسوده به زير دوش مي رود
تا اين گناه

00:49:31.217 --> 00:49:34.033
و يا هرچي نگراني هست را
از خود پاك كند

00:49:41.423 --> 00:49:47.550
اما بي پرده بودن فيلم
در اين لحظه نمايان مي شود همه اين سادگي ها تك تكه مي شوند

00:50:03.734 --> 00:50:05.264
برش ها شبيه به آثار آيزنشتاين است

00:50:05.288 --> 00:50:08.066
و يا حتي فيلم « چرخ » آبل گانس

00:50:08.998 --> 00:50:13.071
 يا لحظه ايي ترسناك شبيه
به آثار اكسپرسيونست آلمان

00:50:13.095 --> 00:50:18.395
هفت زاويه دوربين مختلف براي يك صحنه
حدودا 45 ثانيه ايي

00:50:32.788 --> 00:50:37.320
در دهه 60 در نيويورك آمريكا
هنر زير زميني همچنان پابرجا بود

00:50:37.344 --> 00:50:40.047
اين هنرمند در آن دوران ظهور كرد

00:50:40.071 --> 00:50:44.509
اندلي وارهول سينما و معناي فيلمسازي مدرن را
به آخرين درجه اش رساند

00:50:44.533 --> 00:50:48.987
در اين صحنه او نشسته و همبرگر مي خورد
هيچ حس ، هيجان و يا درامي وجود ندارد

00:50:49.011 --> 00:50:51.084
دوربين ثابت و نور ها تخت اند

00:50:51.306 --> 00:50:54.220
همه چيز سفيد و خالي است

00:50:56.100 --> 00:50:58.860
او  عاشق چيز هاي اين چنيني بود

00:51:05.494 --> 00:51:06.876
و يا چيز هايي مثل اين

00:51:12.004 --> 00:51:15.102
وقتي كه وارهول در سال 1963 تصميم
گرفت جهان بيني خودش را در فيلمهايش

00:51:15.103 --> 00:51:18.006
 نشان دهد نتيجه كار فيلمي
به راديكالي فيلم هاي برسون شد

00:51:18.879 --> 00:51:22.686
او همه ي نشانه هاي بيانگر احساس و يا دراماتيك
فيلم را از بين برد

00:51:22.710 --> 00:51:28.323
به طور مثال در يكي از اولين فيلم هاي با نام « سكس دهاني » هيج
تصويري جز نماي بسته از صورت يك مرد ديده نمي شود

00:51:28.347 --> 00:51:32.125
مردي كه آن طور كه از نام فيلم مشخص است
در حال ارضا شدن از طريق سكس دهاني است

00:51:32.149 --> 00:51:37.046
فيلم فاقد ديالوگ ، صدا
حركت دوربين و يا داستان است

00:51:38.536 --> 00:51:42.586
فيلم شبيه به آثار برسون است
البته اگر حس معنوي را از آثار برسون حذف كنيم

00:51:46.243 --> 00:51:49.848
فيلم « سكس دهاني » در كتار آثار كنت انگر
و ژان كوكتو تاثير

00:51:49.872 --> 00:51:55.030
زيادي بر روي جنبشي تحت عنوان « سينماي دگرباش هاي جديد »در دهه 90
گذاشت

00:51:59.983 --> 00:52:02.188
در دهه 60 فيلمبردار هاسكل وكسلر

00:52:02.212 --> 00:52:06.156
تصوير و نوع نگاه استوديو هاي هاليوود
را با فيلمبرداري

00:52:06.181 --> 00:52:09.584
نماهايي از  يكي از مشهورترين ستاره هاي هاليوود
اليزابت تيلور عوض كرد

00:52:09.608 --> 00:52:15.977
تصويري به شدت سياه و سفيد و جسورانه و با نورهاي تند
كه در آن گريم صورت تيلور ديگر زيبا نيست

00:52:19.151 --> 00:52:22.535
زماني كه خود او فيلم « رسانه بي احساس » را ساخت

00:52:22.559 --> 00:52:26.042
رابطه بين فيلم هاي مستند  تلويزيوني را

00:52:26.066 --> 00:52:30.078
با سينماي داستان گويي آمريكا
در بدترين وضعيت خودش قرار داد

00:52:30.102 --> 00:52:32.265
فيلم داستان اين فيلمبردار تلويزيوني را روايت ميكند

00:52:32.289 --> 00:52:34.957
در اين جا او سخنراني
مارتين لوتر كينگ را تماشا مي كند

00:52:34.981 --> 00:52:36.542
او خشمگين مي شود

00:52:38.062 --> 00:52:40.481
خدايا من دوست دارم فيلمبرداري كنم

00:52:41.597 --> 00:52:48.865
من فكر ميكنم او اين ديالوگ را به اين خاطر ميگويد
چون عاشق تصاوير است

00:52:48.889 --> 00:52:55.866
و  فكر ميكنم به اين خاطر مي گويد
چون به نظرم به طور كلي فيلمبرداري از او محافظت ميكند

00:52:55.890 --> 00:53:02.216
در واقع فيلمبرداري به او اين ايده را ميدهد
كه همه چيز را در درون تصوير قرار دهد

00:53:02.240 --> 00:53:07.969
   به او اين ايده را مي دهد كه وي از آن جهان جدا شده
و فقط به عنوان يك مشاهده گر به آن نگاه كند

00:53:07.993 --> 00:53:14.258
او به عنوان يك مشاهده گر از حضور در آن
جمعيت  معاف مي شود

00:53:14.282 --> 00:53:19.919
در واقع اين ها بخشي..
بخشي از چيز هاي اساسي اند

00:53:19.944 --> 00:53:24.337
شما ممكنه به عنوان سوژه دوربين
در جايي قرار بگيريد كه من مجبور

00:53:24.338 --> 00:53:28.242
باشم دوربين را براي گرفتن
تصوير شما به سمت پايين خم كنم

00:53:28.266 --> 00:53:33.003
آن دوران لحظات مهمي در زندگي يك شخص هستند
كه مي توانند تحول ايجاد كنند

00:53:33.028 --> 00:53:36.743
و با او رابطه ايي ايجاد كنند كه
ما آن را « هنر » مي ناميم

00:53:36.934 --> 00:53:40.154
براي توضيح و شرح اين مسئله حرفه ايي
 در فيلمبرداري فيلم

00:53:40.178 --> 00:53:43.385
وكسلر نظريه ژان لوگ گدار را به
تصوير مي كشد

00:53:44.543 --> 00:53:48.308
من همه فيلم هاي گدار را ديده بودم و

00:53:48.332 --> 00:53:56.248
وقتي من در هاليوود زندگي ميكردم
گدار وقتي به آمريكا مي آمد در خانه من در هاليوود مي ماند

00:53:56.249 --> 00:54:03.786
و يادمه كه در آن موقع او بيشتر از چهار كلمه
با من حرف نزد

00:54:03.810 --> 00:54:11.782
در فيلم « رسانه بي احساس » بيشتر ايده هاي فيلم
را مستقيما از گدار برداشته بودم

00:54:11.935 --> 00:54:14.588
در صحنه پاياني در جايي كه
فيلمبردار كشته مي شود

00:54:14.612 --> 00:54:19.696
هيچ كاتي وجود ندارد غير از چهار فريم تصوير سياه كه
در وسط تصوير اصلي قرار ميگيرد

00:54:19.720 --> 00:54:22.179
دوربين به اين طرف و آن طرف حركت ميكند

00:54:25.490 --> 00:54:28.562
اين حركت مال زماني بود كه فيلمبردار در حال چشم چراني بود

00:54:29.796 --> 00:54:32.723
اما حال خود او در مركز چشم چراني قرار دارد

00:54:35.643 --> 00:54:38.946
وكسلر دوربين را به سمت مخاطبان
حركت مي دهد و مستقيم روبه روي آن ها قرار ميدهد

00:54:38.970 --> 00:54:41.192
گويي از ما فيلم گرفته مي شود

00:54:41.216 --> 00:54:43.807
او اين كار را ميكند تا ما را به انديشيدن درباره ي
تصويري كه از سياست

00:54:43.832 --> 00:54:46.385
و يا فيلمسازي داشته ايم
وا دارد

00:54:47.563 --> 00:54:56.053
تمام دنيا به تماشا نشسته است

00:55:04.342 --> 00:55:08.910
فيلم هاي وكسلر و هم نسلانش نشان ميداد
كه سينماي قديمي هاليوود بسيار كهنه شده بودند

00:55:08.935 --> 00:55:12.398
به همين خاطر استوديو ها يا فروخته شده
و يا بسته شدند

00:55:15.936 --> 00:55:20.473
كمپاني برداران وانر به شركتي فروخته شد
كه آنجا را تبديل به پاركينگ اتوموبيل و سالن مراسم سوگواري تبديل كرد

00:55:21.919 --> 00:55:26.865
اين استوديو كه قبلا مال شركت كلمبيا بود
جايي كه ريتا هيورث و كري گرانت در ان كار ميكردند

00:55:26.889 --> 00:55:28.769
به كمپاني كوكا كولا فروخته شد

00:55:34.403 --> 00:55:37.433
با پايان يافتن اين چيز ها
چيز هاي جديد ظهور پيدا كردند

00:55:38.393 --> 00:55:44.822
در آن دوران بيش از 1500 مركز آموزش سينمايي
در سرتاسر آمريكا فعاليت داشتند

00:55:44.828 --> 00:55:47.445
نسل فيلمساز هاي مدارس فيلمسازي در راه بود

00:55:49.098 --> 00:55:52.400
برخي از اين فيلمساز ها عبارتند از
فرانسيس فور كاپولا ، جان سيلز

00:55:52.424 --> 00:55:56.647
مارتين اسكورسيزي ،دنيس هوپر
برايان دي پالما ، رابرت دونيرو

00:55:56.671 --> 00:56:00.248
جك نيكلسون ،جاناتان دمي
پيتر باگدانويچ

00:56:00.272 --> 00:56:04.962
كه همگي اينجا و در فيلم هاي رده ب
راجر كورمن آموزش يافته و دست به تجربه زدند

00:56:04.986 --> 00:56:08.885
آن ها فيلم هاي ترسناك ،فيلم هاي زنداني
فيلم هاي موتورسواري مي ساختند

00:56:08.909 --> 00:56:11.755
كه سرشار از صحنه هاي جنسي ،سياسي بود
و هر كدام سبك هاي خاصي داشتند

00:56:11.976 --> 00:56:17.108
مادر تمام فيلم هاي موتورسواري تاريخ
سينما اين فيلم « ايزي رايدر » است

00:56:20.836 --> 00:56:24.693
نويسنده و كارگردان فيلم دنيس هوپر
كه براي كورمن كار ميكرد

00:56:24.717 --> 00:56:28.299
اين فيلم جاده ايي را ساخت كه تصويري درست
از عصر و زمانه خودش را ارئه مي داد

00:56:28.323 --> 00:56:35.333
موسيقي راك ، موهاي پريشان در باد
عينك هاي دودي ، جاده هاي عريض لنز هايي با فاصله كانوني زياد

00:56:35.357 --> 00:56:38.824
هوپر عصر بي خيالي و سرخوشي
هيپي ها را به تصوير مي كشيد

00:56:39.609 --> 00:56:43.434
هوپر در فيلمش تكنيك هاي مدرن فيلمسازي را متحول كرد

00:56:44.925 --> 00:56:48.681
او يك صحنه را به يك صحنه ديگر كات مي زد
اما دوباره بر ميگشت

00:56:48.705 --> 00:56:50.967
و دوباره به صحنه بعد زده و
دوباره به صحنه قبل باز مي گشت

00:56:51.451 --> 00:56:54.188
سينماي جريان اصلي تا به حال
با چنين دستور العمل تدويني

00:56:54.212 --> 00:56:56.828
به چالش كشيده نشده بود

00:57:00.335 --> 00:57:02.920
چرا فيلم « ايزي رايدر » بسيار فروش كرد ؟

00:57:04.292 --> 00:57:08.670
چون نسل جوان ديگر تحمل سبك قديمي
و محافظه كار هاليوودي را نداشت

00:57:09.214 --> 00:57:13.456
چون موضوع اصلي اين فيلم ها پايان بود
 پيتر فاندا در فيلم پيش بيني ميكند

00:57:13.480 --> 00:57:15.541
كه سفر آن ها انتهايي ندارد

00:57:16.813 --> 00:57:20.457
آن ها توسط دو شكارچي اردك محافظه كار
و سنتي كشته مي شوند

00:57:20.481 --> 00:57:23.067
طبقه متوسط آمريكا بازگشتي دوباره داشت

00:57:29.399 --> 00:57:34.129
سينما رو هاي ليبرال پايان تراژيك زندگي افرادي
مثل مارتين لوتر كينگ ، بابي كندي

00:57:34.153 --> 00:57:39.427
جمي هندريكس
و جنس جوپلين را ديدند

00:57:49.712 --> 00:57:53.974
يكي از آخرين شاهكار هاي دهه 60
كه فيلمي حيرت انگيز و بلند پروازانه

00:57:53.998 --> 00:57:58.483
كه مي خواست در بالاترين نقطه جسارت در  فرم و سبك
در زمانه خودش قرار بگيرد

00:58:01.110 --> 00:58:05.836
فيلم « 2001 يك اديسه فضايي « بود
كه توسط اين مرد استنلي كوبريك نوشته و كارگرداني شد

00:58:06.808 --> 00:58:09.553
كوبريك كار خودش را با عكاسي آغاز كرد

00:58:09.577 --> 00:58:13.318
اما همان طور كه در اين تصاويري كه از پشت صحنه
فيلم « درخشش« از او گرفته شده مشخص است

00:58:13.342 --> 00:58:16.293
موقعيت قرار گرفتن دوربين به يكي از دغدغه هاي
و هسته اصلي فيلم هاي او تبديل شد

00:58:16.317 --> 00:58:18.766
او بيشتر از نماي از زوايه پايين
استفاده ميكرد

00:58:18.790 --> 00:58:23.679
درست مثل اورسون ولز و باستر كيتون
كوبريك نيز بسيار خلاقانه ، و با درك كامل

00:58:23.703 --> 00:58:26.344
جهان فيزيكي به روي پرده سينما مي آورد

00:58:27.401 --> 00:58:30.624
فيلم 2001 اديسه فضايي اين نبوغ كوبريك
را به عالي ترين شكل نشان ميدهد

00:58:33.292 --> 00:58:36.543
تدوين در فيلم ها معمولا براي گذر در زمان
و يا برش زمان استفاده مي شد

00:58:37.263 --> 00:58:44.146
در اين صحنه مشهور فيلم كوبريك عصر ماقبل از بشر
را به دوران سفينه هاي فضايي كات مي زند

00:58:44.170 --> 00:58:49.234
برش  بين دو فاصله زماني كه از تمامي برش هاي زماني
در طول تاريخ سينما بيشتر است

00:58:51.964 --> 00:58:57.629
در اين صحنه كوبريك دوربين را به صحنه متصل كرده
و صحنه و دوربين هر دو به طور همزمان

00:58:57.653 --> 00:59:01.320
شروع به چرخيدن ميكنند
تا حس بودن در فضا اينكه

00:59:01.344 --> 00:59:04.389
ما در آن جا معلق و برعكس هستيم
را به ما انتقال دهد

00:59:05.293 --> 00:59:07.665
اين اتفاق در خود دكور فيلم رخ مي دهد

00:59:11.282 --> 00:59:16.439
بازيگر زن فيلم درست و درجا راه مي رود
اما همه چيز دور او تاب  مي  خورد

00:59:21.075 --> 00:59:26.210
سفينه عده ايي از فضانوردان را به خارج از زمين برده
تا در مورد ديوار سياه مرموزي كه به وجود امده تحقيق كنند

00:59:26.234 --> 00:59:28.668
در حين انجام كار
گويا ان ها در طول زمان سفر ميكنند

00:59:28.692 --> 00:59:31.562
و تحولي در بينش و تفكراتشان به وجود مي آيد

00:59:35.165 --> 00:59:37.956
كوبريك اين صحنه ها را به شكلي انتزاعي به تصوير كشيده است

00:59:40.879 --> 00:59:46.678
افكت هاي توهم زا در اين سكانس
شبيه به فيلم هاي دهه 20 والتر روتمن است

00:59:49.885 --> 00:59:52.210
هيچ چيز سياسي در اين صحنه نيست

00:59:52.234 --> 00:59:57.835
اما اگر موضوع اصلي هنر مدرن و مدرنيسم را خودباختگي
ابهام و پوچ بودن زندگي بدانيم

00:59:57.859 --> 01:00:01.571
آن وقت اين سكانس
يكي از به ياد ماندني ترين و بهترين لحظات تاريخ سينماست

01:00:04.433 --> 01:00:08.275
به طور كلي سينما در دهه 60 شبيه به سفر به فضا
است

01:00:08.299 --> 01:00:12.036
سينما در سرتاسر جهان
در كشور هايي مثل ايران و آفريقا جريان داشت

01:00:13.601 --> 01:00:15.995
خيلي از فيلمساز هاي جهان به اين باور رسيده بودند

01:00:16.019 --> 01:00:20.011
كه فيلم نبايد فقط پنجره ايي باشد كه شما در آن
 شخصيت ها و داستان ها را دنبال كنيد

01:00:21.413 --> 01:00:24.238
در واقع فيلم و سينما زباني است كه
انديشه را متحول مي كرد

01:00:25.951 --> 01:00:31.871
با توجه به اين فضا ، رنگ ها ، شكل
اين اتفاقات و آدم هاي مهم و زمان در سينما

01:00:32.997 --> 01:00:34.958
آيا اين تغييرات ماندگار خواهند بود؟

01:00:34.960 --> 01:00:37.290
آيا فيلمساز ها از الان به بعد

01:00:37.314 --> 01:00:39.804
همان طور كه به زمان و چيز هاي
ديگر به شكلي انتزاعي فكر مي كردند

01:00:39.805 --> 01:00:42.021
آيا به داستان و شخصيت ها هم
به اين شكل نگاه خواهند كرد ؟

01:00:42.778 --> 01:00:47.803
پاسخ مطمئنا خير است
چون  سينماي دهه 70 در راه بود

01:00:47.827 --> 01:00:53.297
سينماي سرگرم كننده و رمانتيك هاليوود
در دهه گذشته به زودي باز خواهد گشت

01:00:53.321 --> 01:01:05.321
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:01:05.345 --> 01:01:17.345
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.