﻿WEBVTT

00:00:01.874 --> 00:00:09.458
<c.yellow>از سال 1969 تا 1979 فيلمساز هاي راديكال
در دهه 70 فيلم هايي در باره ي هويت و تاريخ كشورشان مي سازند</c>

00:00:10.128 --> 00:00:12.913
در اين قسمت ما با دنياي وحشي
فيلم هاي ورنر هرتزوگ و نيكلاس روگ

00:00:12.937 --> 00:00:18.133
آشنا خواهيم شديم
و سپس خواهيم ديد كه بحران هويت و جنسيت

00:00:18.157 --> 00:00:22.482
در دهه 70 به دغدغه اصلي
فيلم هاي اين دهه تبديل مي شود

00:00:27.679 --> 00:00:32.117
وقتي كه صحبت از سينماي دهه 70 مي شود
اولين اسم هايي كه به ذهن ما مي رسد اسكورسيزي و كاپولا

00:00:32.142 --> 00:00:35.907
اسپيلبرگ و يا جورج لوكاس اند
اما دور از اين آفتاب سوزان شهر لس انجلس

00:00:35.931 --> 00:00:40.433
و دور از تنگه هاي شهري نيويورك
نوعي جديدي از سينما

00:00:40.458 --> 00:00:42.466
در دهه 70 آغاز به كار كرد

00:00:45.227 --> 00:00:51.068
همزمان با صدر اعظم شدن ويلي براندت
در آلمان ، كشور ايران ثروتمند شده بود

00:00:51.092 --> 00:00:54.871
كشور هاي از استعمار در امده آفريقايي
سخت براي رسيدن به جايگاهشان تلاش مي كردند

00:00:54.895 --> 00:00:56.982
ژاپني ها بسيار راديكال شده بودند

00:00:57.576 --> 00:01:02.954
فيلمساز هاي آلمان ، ايران ،بريتانيا
آفريقا ، آسيا و كشور ايتاليا

00:01:02.978 --> 00:01:08.872
پرسش هاي بزرگ و مهمي درباره ي كشور خود
و وضعيت خودشان در فيلم هايشان مطرح كردند

00:01:09.784 --> 00:01:13.709
سينماي آلمان در دهه  1910 و 20
دنيا را به تسخير خود در اورده بود

00:01:13.733 --> 00:01:18.967
ليني ريفرنشتال نيز در دهه 30 و 40 با وجود تفكرات اشتباهش
فيلم هاي بزرگ و درخشاني ساخت

00:01:18.991 --> 00:01:23.465
بعد از جنگ، بعد از تقسيم آلمان
يك كمپاني بزرگ فيلمسازي به نام دي  اي اف آ

00:01:23.490 --> 00:01:25.712
شروع به ساخت فيلم هايي
در قسمت شرقي آلمان كرد

00:01:25.736 --> 00:01:28.177
سپس ديوار برلين ساخته شد

00:01:28.202 --> 00:01:32.186
به دهه 70 مي رويم با وجود چنين مسائلي
هيچ جاي تعجبي وجود ندارد مبني بر اينكه

00:01:32.210 --> 00:01:34.308
تم  اصلي سينماي آلمان در آن دوران

00:01:34.332 --> 00:01:37.327
بحران هويت و تاريخ بوده است

00:01:38.174 --> 00:01:42.517
اين مرد ويم وندرس
يكي از فيلمساز هاي نسل جوان آلماني بود كه مي خواستند

00:01:42.542 --> 00:01:46.057
موج نويي از سينماي آلمان بسازند

00:01:46.081 --> 00:01:48.658
آن ها با اتفاق نظر
اين كار را كردند

00:01:48.660 --> 00:01:51.100
فقط ميشه گفت سينماي نوين و يا جديد
آلمان بود و چيزي ديگه ايي احتياج نيست بهش اضافه كنيم

00:01:51.102 --> 00:01:56.021
در واقع شبيه به اين بود كه 15 سرباز كه قدرت
كافي نداشتند

00:01:56.046 --> 00:01:58.512
دور هم جمع شده و  باهم  يك هنك قدرتمند
به وجود اوردند

00:01:59.527 --> 00:02:03.964
راينر ورنر فاسبيندر با سخنان خود
به شناخت اين جنبش بسيار كمك كرد

00:02:03.988 --> 00:02:07.765
اساس به وجود امدن سينماي نوين آلمان
اين است كه دوباره فيلم بسازيم

00:02:07.790 --> 00:02:11.433
و اين جنبش خيلي جدي است
و حرفي براي گفتن دارد

00:02:11.457 --> 00:02:15.427
فيلم ها از درون زندگي و تجربيات شخصي
ما بيرون مي آيند

00:02:17.270 --> 00:02:20.788
 بين دو نسل
بين نسل افراد بعد از جنگ جهاني دوم

00:02:20.812 --> 00:02:25.667
و نسل والدين آن ها كه به هيتلر راي داده بودند
و او را تحمل مي كردند بسيار فاصله بود

00:02:27.443 --> 00:02:30.822
رونق اقتصادي در آلمان غربي
حس گناه مربوط

00:02:30.846 --> 00:02:33.498
به مسائل هولوكاست را به طور كامل از بين برد

00:02:33.522 --> 00:02:38.677
روزنامه هايي دست راستي
از وضعيت به وجود آمده بسيار راضي بوده و آن را به بيرون انتقال مي دادند

00:02:39.787 --> 00:02:43.655
اما نسل جديد فيلمساز هاي الماني
چنين چيز هايي را نمي خواستند

00:02:43.680 --> 00:02:44.936
سوال اينجاست كه
آن ها چه چيزي مي خواستند؟

00:02:45.438 --> 00:02:46.678
يا اصلا آن ها كي بودند؟

00:02:46.702 --> 00:02:49.291
چه چيزي قلب آن ها
را به تپش انداخته بود ؟

00:02:50.484 --> 00:02:52.989
اين يكي از پركارترين فيلمساز هاي آن هاست
راينر ورنر فاسبيندر

00:02:52.989 --> 00:02:58.154
او جلوي دوربين خودش به طور كامل لخت شده
و زندگي شخصي  خود را به معرض نمايش مي گذارد

00:02:59.170 --> 00:03:03.705
او گفته بود فيلمسازي ايده آل اين است
كه بتواني فيلم هايي به زيبايي فيلم هاي آمريكا بسازي

00:03:03.730 --> 00:03:07.255
اما درون مايه آن بايد مسائل مربوط
به ساير كشور هاي جهان باشد

00:03:07.279 --> 00:03:10.595
او از اين فيلم
زيباي رمانتيك هاليوودي

00:03:10.619 --> 00:03:13.585
با موسيقي و تب و تاب زياد
به نام « هرچه خدا بخواهد » و ايده

00:03:13.609 --> 00:03:16.638
زني كه به خاطر برقراري رابطه
عاشقانه با باغبان جوان تر از خودش از طيقه كارگر

00:03:16.662 --> 00:03:20.617
طرد شده استفاده كرد

00:03:24.974 --> 00:03:31.889
و آن را در قالب فيلمي با زرق و برق و زيبايي كمتر
تحت عنوان «علي : ترس روح را مي خورد» بازسازي كرد

00:03:31.913 --> 00:03:43.913
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:03:44.098 --> 00:03:47.371
فاسبيندر از اين حركت دوربين كه شبيه
به آثار هاليوود است استفاده مي كند تا

00:03:47.395 --> 00:03:53.076
تا تعصب خانواده زن را به تصوير بكشد
او خود نقش يكي از افراد اين خانواده را ايفا ميكند

00:03:54.761 --> 00:03:58.867
در نسخه بازسازي زن از سوي جامعه طرد مي شود
نه به اين خاطر كه معشوق او يك

00:03:58.891 --> 00:04:01.993
شخص از طبقه كارگري است
بلكه به اين خاطر كه مرد يك سياه پوست است

00:04:03.844 --> 00:04:07.533
فيلم « ترس روح را مي خورد » در باره ي
بخش تاريك هويت انساني است

00:04:07.557 --> 00:04:11.832
اين همان تمي است كه فاسبيندر دو سال
قبل از آن در اين فيلمش استفاده كرده بود

00:04:12.524 --> 00:04:16.940
فيلم « اشك هاي تلخ پترا فون كانت » سيزدهمين
فيلم فاسبيندر بود

00:04:16.964 --> 00:04:21.972
فيلم داستان يك طراح لباس مشهور را روايت مي كند
كه با دستيارش مارلنا زندگي ميكند

00:04:21.996 --> 00:04:23.277
دستياري كه به نظر برده اوست

00:04:23.424 --> 00:04:27.166
فاسبيندر از بازيگرانش خواسته بود كه آهسته
و با طمانينه حركت كنند

00:04:27.190 --> 00:04:30.215
به طوري كه گويا ان ها خسته و درمانده و يا
جن زده شده باشند

00:04:31.139 --> 00:04:34.748
بخشي از شخصيت مارلينا از
روي شخصيت ايرم هلمن

00:04:34.772 --> 00:04:39.091
بازيگري كه خود در نقش مارلينا را بازي مي كند
و هميشه اين لباس سياه را در فيلم به تن كرده  استفاده شده است

00:04:39.115 --> 00:04:43.987
او منشي و معشوقه خود فاسبيندر بود
و فاسبنيدر با او بد رفتاري مي كرد

00:04:44.012 --> 00:04:46.794
مدام او را در انظار عمومي
كتك مي زد

00:04:46.828 --> 00:04:50.168
حركات بدن او در اين
فيلم اين حس تراژيك را بيان ميكنند

00:04:50.170 --> 00:04:54.010
كلاه گيس و نوع آرايش بازيگر ها
در به تصوير كشيدن شخصيت رئيس ظالم بسيار تاثيرگذار اند

00:05:05.730 --> 00:05:09.839
فاسبيندر در ذهنش اين فيلم
آمريكايي را مرور مي كرده است »  همه چيز در باره ايو

00:05:09.845 --> 00:05:12.816
فيلمي در باره ي دو زن كه
روي زندگي هم تاثير مي گذارند

00:05:12.841 --> 00:05:15.658
زناني كه الكل و لباس هاي زرق و برق دار
آن ها را احاطه كرده است

00:05:15.663 --> 00:05:20.613
<i>Tuck me in, turn off the lights
and tip-toe out.</i>

00:05:20.614 --> 00:05:23.089
<i>Eve would, wouldn't you Eve?</i>

00:05:23.091 --> 00:05:24.096
<i>If you'd like.</i>

00:05:24.120 --> 00:05:25.825
<i>I wouldn't like.</i>

00:05:26.821 --> 00:05:31.836
اما همانطور كه گفته شد و مثل هميشه
فاسبيندر اين داستان آمريكايي را برداشته و به آن چيزي اضافه مي كند

00:05:31.860 --> 00:05:35.558
پترا عاشق اين زن لباس قهوه ايي به اسم كارين
مي شود

00:05:35.582 --> 00:05:37.184
مارين نيز به برده او تبديل مي شود

00:05:43.980 --> 00:05:47.864
تابلو نقاشي نيكلاس پوسن  در پس زمينه
تصوير نيز اين حقارت و پستي را بيان مي كند

00:05:48.701 --> 00:05:54.537
در نقاشي ميداس به پاي بوخاس افتاده و از او در خواست مي كند كه
تا قدرتش را به او نشان داده و چيز هايش را تبديل به طلا كند

00:05:57.705 --> 00:06:01.259
در واقع اين درد و رنج عشق
است كه پترا را نابود ميكند

00:06:07.557 --> 00:06:09.808
آب از دهانش جاري مي كند

00:06:09.832 --> 00:06:15.107
او تنها در اتاقي نشسته
و منتظر تماس تلفني است

00:06:20.204 --> 00:06:23.584
فيلمساز هاي سينماي نوين آلمان
داستان فيلم هاي آمريكايي را برداشته

00:06:23.608 --> 00:06:26.091
و نشان مي دهند كه آن ها داستان ها
را اشتباها بيان مي كردند

00:06:26.116 --> 00:06:32.571
آن ها هاليوود را دوست داشند اما بر اين عقيده بودند
كه هاليوود درباره ي عشق و هويت دروغ مي گويد

00:06:37.353 --> 00:06:39.432
فيلم هايي فاسبيندر پيشتر در مورد
زنان در فصاي هاي تنگ و محدود بود

00:06:39.456 --> 00:06:44.603
اين در حالي بود كه فيلم هاي ويم وندرس
درباره ي مرداني در دشت ها و صحنه هاي باز بود

00:06:46.968 --> 00:06:49.348
همانطور كه گفته شد سبك و سياق فيلم هاي
آمريكايي بود كه فاسبيندر را تحت تاثير قرار مي داد

00:06:49.372 --> 00:06:52.706
اما خود آمريكا و

00:06:52.730 --> 00:06:56.724
و آرمان گرايي آمريكايي ها بود كه به
ويم وندرس براي فيلم ساختن خط مي داد

00:07:02.334 --> 00:07:05.593
در يكي از فيلم هاي جاده ايي فرامش  نشدني اش
تحت عنوان « آليس در شهرها

00:07:05.617 --> 00:07:10.906
دوربين به سمت پايين حركت ميكند تا
مردي روزنامه نگار را با نام رودگر ولگر را در زير اين پل به تصوير بكشد

00:07:10.930 --> 00:07:12.712
ولگر مردي رانده شده و بي حوصله است

00:07:15.810 --> 00:07:18.751
وندرس او را شبيه خود مي داند

00:07:26.942 --> 00:07:32.227
اين دفترچه يادداشت
و استوري بورد وندرس براي صحنه پل است

00:07:35.265 --> 00:07:38.102
بعدها وندرس ولگر را در موقعيتي قرار مي دهد
كه زني را

00:07:38.127 --> 00:07:40.956
در بالاي ساختمان امپيار استيت
ملاقات كند

00:07:42.767 --> 00:07:46.140
دوباره وندرس از يك لوكيشن
مشهور آمريكايي استفاده مي كند

00:07:46.142 --> 00:07:51.300
او با نورهاي طبيعي اين صحنه را فيلمبرداري كرده است
ولگر دوري مي زند و يك نوع موسيقي ماليخوليايي شنيده مي شود

00:07:53.761 --> 00:07:56.330
هفده سال قبل از اين فيلم

00:07:56.354 --> 00:07:59.711
كارگردان هاليودي لئو مك كاري
كاري كرده بود كه كري گرانت در اين

00:07:59.735 --> 00:08:01.466
مكان با دبورا كر ملاقات كند

00:08:04.401 --> 00:08:11.141
اين صحنه در استوديو به شكلي دقيق
خيلي با نشاط ، با رنگ هاي زياد و كاملا كنترل شده ساخته شده بود

00:08:14.053 --> 00:08:17.238
اين در حالي است كه وندرس براي نشان دادن چشم هاي گردان شخصيت
از لنز با فاصله كانوني زياد استفاده مي كند

00:08:17.262 --> 00:08:20.446
مرد نمي داند كه دنبال چي مي گردد

00:08:27.645 --> 00:08:32.019
اين صحنه به اين صورت است كه گويا وندرس مي گويد
فقط به ياد داشته باشيد كه چه حسي دارد؟

00:08:36.308 --> 00:08:38.982
وندرس رابطه سينماي نوين آلمان با سينماي آمريكا

00:08:39.006 --> 00:08:40.944
بهبود بخشيد

00:08:40.968 --> 00:08:44.385
اين در حالي بود كه فيلمساز بعدي دغدغه اش
مسائل و بحران جنسيتي بود

00:08:45.560 --> 00:08:48.592
مارگرتا ون تروتا كار خود را به عنوان بازيگر
شروع كرد

00:08:48.617 --> 00:08:54.679
در اين فيلم فاسبيندر او خيلي گستاخ و جسور  به نظر مي آيد
گويي او جولي كريستي آلماني هاست

00:08:59.825 --> 00:09:03.443
سپس او اولين فيلمش
كه به صورت تنهايي آن را كارگرداني مي كرد را ساخت

00:09:03.468 --> 00:09:06.692
بيداري دوم كريستين كلاگه

00:09:09.293 --> 00:09:12.353
شخصيت اصلي فيلم كريستين
به بانكي دستبرد مي زند

00:09:12.377 --> 00:09:17.618
فن ترورتا اين صحنه را با حداقل تنش و يا درگيري و با
حضور تعداد كمي مرد ساخته است چنين چيزي در تاريخ سينما بسيار نادر بود

00:09:17.837 --> 00:09:20.467
هيچ صداي فريادي
و يا صداي ديگري شنيده نمي شود

00:09:20.491 --> 00:09:22.525
فقط صداي يك موسيقي ملايم شنيده مي شود

00:09:22.550 --> 00:09:25.206
فن ترورتا به جاي متمركز شدن روي دزدي
روي رابطه كريستا و

00:09:25.230 --> 00:09:30.835
اين كارمند بانك كه در ابتدا گروگان اوست
تمركز مي كند

00:09:36.092 --> 00:09:41.945
در اوج فيلم كريستين توسط پليس دستگير شده
و با كارمند بانك دوباره رو در رو مي شود

00:09:47.933 --> 00:09:50.470
فكر كريستين در طول فيلم كارمند
بانك را رها نمي كرد

00:09:50.494 --> 00:09:52.067
و در نهايت اين اتفاق مي افتد

00:09:56.955 --> 00:10:01.143
فن تروتا اين نماي كلوز آپ با
لنز 50 ميلي متري مي گيرد

00:10:01.167 --> 00:10:05.795
اين كلوز آپ بين اين دو زن رابطه ايي برقرار مي كند

00:10:14.891 --> 00:10:18.798
فيلم هاي لني ريفرنشتال همان طور كه گفته شده
فيلم هاي اكسپرسيونيستي در باره ي مردان بود

00:10:18.822 --> 00:10:24.950
اما فن تروتا تصويري امپرسيونيستي از زنان و روابطشان
با يكديگر در دنياي پر از خشونت ارائه مي دهد

00:10:29.117 --> 00:10:34.351
ديگر فيلمساز دهه 70 سينماي آلمان براي پيدا كردن
خود به دورترين منطقه زمين پا گذاشت

00:10:34.356 --> 00:10:38.598
او مرد طبيعت وحشي سينماي آلمان است
او يك  جهانگرد كاشف است

00:10:38.600 --> 00:10:42.617
در سن 18 سالگي او ريسك كرد
و به سودان سفر كرد

00:10:42.619 --> 00:10:46.346
او از پاريس تا مونيخ را پياده راه رفته بود

00:10:46.348 --> 00:10:50.955
در سال 1982 در فيلم « فيتزكالاردو » هرتزوگ
و گروهش

00:10:50.979 --> 00:10:54.425
كشتي بسيار بزرگي را همراه با خود
در جنگل هاي پر از پستي و بلندي ايستاموس در پرو

00:10:54.449 --> 00:10:58.072
حمل كردند
اين مدلي از آن كشتي است

00:10:58.694 --> 00:11:01.489
يك ايده خطرناك كه مي توانست
جان چندين نفر را به خطر بيندازد

00:11:01.491 --> 00:11:03.422
اما همان طور كه در اين صحنه كه از
لوكيشن فيلم گرفته شده ميبينيد

00:11:03.447 --> 00:11:06.932
كه در آن هرتزوگ خيلي با ذوق اسپانيايي حرف مي زند
نشان داده مي شود كه

00:11:06.957 --> 00:11:12.080
اين حمل كشتي را هرتزوگ فقط يك كار فيزيكي
معمولي نديد بلكه او را يك موقعيت و حركتي سمبليك مي دانست

00:11:12.457 --> 00:11:16.769
<b><c.yellow>مهمترين بخش استعاره ايي
فيلم من بخش حمل كشتي روي</c></b>

00:11:16.770 --> 00:11:21.080
<b><c.yellow>يك تپه با شيب زياد است كه
غير ممكن به نظر مي رسد</c></b>

00:11:22.457 --> 00:11:25.480
<b><c.yellow>اگه من يك مسيري انتخاب مي كردم
كه صاف و هم سطح كانال پاناما بود</c></b>

00:11:26.457 --> 00:11:30.480
<b><c.yellow>آن موقع مهم ترين بخش استعاره ايي فيلم
را از دست مي دادم</c></b>

00:11:30.862 --> 00:11:33.433
 به اين لحظه مهم در فيلم نگاه كنيد

00:11:33.457 --> 00:11:37.332
قايق در حال جابه جا شدن است
به نظر گروه آن را حركت ميدهند

00:11:37.356 --> 00:11:44.453
دوربين مستند با فاصله اين تلاش گروه و خوشحالي
آن ها را به تصوير مي كشد

00:11:44.478 --> 00:11:49.007
اما ناگهان يكي
از طناب ها پاره مي شود

00:11:57.128 --> 00:12:03.602
تمامي اين روياها شبيه به روياهاي شما اند

00:12:03.626 --> 00:12:08.421
تنها تفاوت من با شما در اين است كه من مي توانم
به شكلي واضح آن روياها را بيان كنم

00:12:09.681 --> 00:12:15.120
اين جوهره ي اصلي هنر هايي مثل شعر ، نقاشي ، ادبيات
و يا فيلمسازي است

00:12:15.144 --> 00:12:16.885
اين مسئله به همين سادگي است

00:12:17.856 --> 00:12:21.419
خسته گي را مي توان در چشمهاي
هرتزوگ در اين مصاحبه ديد

00:12:21.443 --> 00:12:24.553
او در حال صحبت درمورد مسائل و چيز هاي جهاني است
اما انگار دم به گريه است

00:12:24.578 --> 00:12:27.825
من مي دونم چطور آن را
روي درجه مناسب بگذرام

00:12:27.849 --> 00:12:30.554
مثل پازوليني هرتزوگ نيز
آدم رمانتيكي بود

00:12:30.578 --> 00:12:36.429
او علاقه ايي به دنياي فمنيستي فن تروتا
و يا دنياي آمريكايي ويم وندرس نداشت

00:12:36.453 --> 00:12:39.827
او عاشق زندگي هاي باستاني بود

00:12:39.851 --> 00:12:43.514
بعد از جان فورد او مهم ترين
فيلمسازي در مستند ماست

00:12:43.538 --> 00:12:46.524
كه در فيلم هايش مناظر طبيعي نقش مهمي دارند

00:12:49.640 --> 00:12:54.654
مسائل جهان شناختي ، تاريخي ، طبقات اجتماعي
تبعيض جنسيتي ، جنسي و تنوع و گوناگوني معنوي انسان ها

00:12:54.679 --> 00:13:00.414
مسائلي بودند كه فيلمساز هاي سينماي نوين آلمان از آن ها
بهره برده و نام سينماي جديدي را بر سر زبان ها انداختند

00:13:00.438 --> 00:13:04.748
اما هنوز يك چيز باقي مانده
و آن هم سوال تمامي فيلم هاي جنبش است

00:13:04.772 --> 00:13:08.685
اگر من نخوام شبيه والدين ام بشوم
من چطور خواهم بود؟

00:13:09.139 --> 00:13:15.421
ما مطمئنا نگاه مردم آلمان به يكديگر را تغيير داديم

00:13:15.423 --> 00:13:19.535
آلماني به هيچ وجه به تاريخ خودشان
نگاهي نمي انداختند

00:13:19.537 --> 00:13:22.480
تو اين زمينه فاسبيندر بيشتر از همه ما

00:13:22.504 --> 00:13:26.643
با تصاويرش تاريخ را به معرض نمايش گذاشت

00:13:35.837 --> 00:13:41.463
ايتاليا در دهه 70 به طور كامل صنعتي شده بود
اين در حالي بود كه تفكرات فاشيستي هنوز در كشور موجود بود.

00:13:42.811 --> 00:13:47.055
اما در دهه 70 فيلم هاي مهمي ساخته شدند
كه سوال آن ها درمورد هويت و تاريخ ايتاليا نبود

00:13:47.080 --> 00:13:49.340
بلكه پرسش آن ها در باره ي
هويت و جنسيت بود

00:13:50.796 --> 00:13:53.771
برجسته ترين فيلمساز دهه 70 ايتاليا
كه مسائل جنسي را بي پرده نشان مي داد

00:13:53.795 --> 00:13:57.606
كسي جز فيلمساز راديكال دهه 60 ايتاليا
يعني پير پائولو پازوليني نبود

00:13:58.654 --> 00:14:02.135
ايتاليا بسيار مصرف گرا شده بود
و پازوليني در اين رابطه گفته است

00:14:02.159 --> 00:14:09.390
لذت زندگي و لذت جسماني دقيقا اين معني را مي دهند
كه از زندگي لذت ببريد كه در پشت آن هيچ تاريخي نباشد

00:14:09.415 --> 00:14:13.360
به عبارت ديگر معني اين جمله اين است كه
شما نمي توانيد كسي كه بايد باشيد ، باشيد

00:14:13.384 --> 00:14:18.127
داستان سه گانه او به نام سه گانه زندگي
در دوران كهن اتفاق مي افتاد

00:14:18.151 --> 00:14:22.089
اين پايان آخرين فيلم اين سه گانه با نام
داستان هاي هزار و يك شب است

00:14:22.840 --> 00:14:25.886
نور الدين پسري جوان
همه جا در جست  و جوي

00:14:25.910 --> 00:14:29.218
زمرد معشوقه اش است
زمرد يك كلفت است

00:14:29.242 --> 00:14:33.186
پازوليني اين صحنه را در اتاقي
پر از آينه هاي ايراني فيلمبرداري كرده است

00:14:33.210 --> 00:14:39.124
نور الدين در اين صحنه خود را در جلوي شاه مي يابد
شاهي كه به نظر ريش طلايي دارد

00:14:47.820 --> 00:14:51.496
مرد جوان بدون تمايل مجبور مي شود كه
ظاهرا با شاه سكس كند,

00:14:51.520 --> 00:14:55.545
مرد جوان خبر ندارد كه شاه همان زمرد است
كه تغيير چهره داده است

00:14:55.570 --> 00:14:59.198
زمرد نمي تواند جلوي خنده اش را بگيرد

00:15:10.258 --> 00:15:12.642
در ايتالياي معاصر
پازوليني گفته است

00:15:12.666 --> 00:15:17.788
در اين روزگار ديگر جايي براي خنده و شوخي وجود ندارد
چون مصرف گرايي همه چيز را نابود كرده است

00:15:20.136 --> 00:15:24.299
او توسط پسري فاحشه در سال 1975
به قتل رسيد

00:15:28.949 --> 00:15:32.416
برناردو برتولوچي كه كارش
را به عنوان دستيار پازوليني شروع كرده بود

00:15:32.440 --> 00:15:36.721
به  يكي بزرگترين فيلمسازان اروپايي
روزگار خودش تبديل شد

00:15:37.377 --> 00:15:39.929
در سال 1970 او اين فيلم را تحت عنوان « استراتژي عنكبوت » را ساخت

00:15:40.136 --> 00:15:45.607
دوربين شروع به حركت ميكند تا
ميداني را نشان دهد كه مرد وسط آن ايستاده است

00:15:49.317 --> 00:15:51.857
سپس مرد حركت ميكند
مجسمه ايي ديده مي شود

00:15:51.881 --> 00:15:53.132
مجسمه پدر مرد است

00:15:53.225 --> 00:15:55.948
يك قهرمان ضد فاشيست
در اين روستا

00:16:03.069 --> 00:16:06.345
در ادامه فيلم دوربين دوباره به سمت راست حركت ميكند

00:16:06.347 --> 00:16:10.236
اما اين بار مرد معشوقه ي
پدرش را مي بيند

00:16:10.238 --> 00:16:14.708
زن در ابتدا ساكن ايستاده است
اما بعد شروع به حركت ميكند

00:16:14.732 --> 00:16:19.148
همزمان با ايستادن وي دوربين ايستاده
و همزمان با حركت ناگهاني وي

00:16:19.172 --> 00:16:20.657
دوربين نيز شروع به حركت ميكند

00:16:21.650 --> 00:16:26.563
اما همانطور كه ما در طول فيلم به گذشته بر ميگرديم
مرد متوجه مي شود كه پدر او يك قهرمان نبوده است

00:16:26.569 --> 00:16:29.172
او با فاشيست ها همدست بوده است

00:16:29.174 --> 00:16:32.269
مرد چه هويتي به پسرش
بخشيده است؟

00:16:34.992 --> 00:16:36.306
اما چيزي كه فيلم « استراتژي عنكبوت » برتولوچي را

00:16:36.330 --> 00:16:39.559
از ساير فيلم هايي كه در دهه 70 درباره ي هويت ساخته شده اند
متمايز ميكند

00:16:39.583 --> 00:16:44.332
بيان اين مسئله با زبان بصري بسيار زيبا
و  با دوربيني كه همچون موتوري هميشه در حال كار كردن و حركت كردن است

00:16:44.356 --> 00:16:48.171
به اين صحنه نگاه كنيد
نوري غبار آلود آبي رنگ آسمان را فرار گرفته است

00:16:48.195 --> 00:16:53.244
نور زرد رنگ چراغ نفتي
نيز در اين لحظه ي جادويي مي درخشد

00:17:04.333 --> 00:17:07.519
برتولوچي و فيلمبردارش ويتوريو استورارو

00:17:07.543 --> 00:17:11.004
عاشق نورهاي غبار آلودي كه
كل  نقاشي هاي سورئال

00:17:11.028 --> 00:17:14.702
رنه مارگريت را فرا گرفته بود ، شدند
و از آن در فيلم استفاده كردند

00:17:18.523 --> 00:17:22.352
اما برتولوچي زيباي بصري فيلم هايش را
در فيلم هاي  بعدي اش ارتقا داد

00:17:22.376 --> 00:17:26.240
در همان سال 1970
و در سن سي سالگي

00:17:26.265 --> 00:17:30.735
او دومين شاهكارش را تحت عنوان « دنباله رو » ساخت

00:17:30.759 --> 00:17:36.850
اين فيلم نيز درباره ي فاشيست ها و بحران هويت بود
و برتولوچي در اين فيلم نيز اين مسائل را به زيبايي به تصوير كشيد

00:17:36.874 --> 00:17:40.293
به اين تركيب بندي برجسته با
پرسپكتيو زياد  نگاه كنيد

00:17:45.148 --> 00:17:49.551
و به اين صحنه نگاه كنيد با حركت دوربين
برگ ها نيز شروع به حركت ميكنند

00:17:49.575 --> 00:17:55.241
انگار به هردو آن ها يك باد وزيده شده است
اين صحنه شبيه به فيلم هاي موزيكال جين كلي است

00:18:04.689 --> 00:18:08.470
در سينماي راديكال دهه 60
زيابيي بصري شبيه

00:18:08.494 --> 00:18:11.344
به آثار هاليوود ديده مي شد
و وضوح تصوير بسيار نرم در همه جا پخش بود

00:18:11.368 --> 00:18:15.301
اما برتولوچي دوباره زيبايي بصري
را به سينماي ايتاليا برگرداند

00:18:15.931 --> 00:18:19.116
فعال ترين چهره سينمايي دهه 60
يعني ژان لوك گدار

00:18:19.140 --> 00:18:22.784
زيبايي بصري فيلم «دنباله رو » را
خيانت به سينماي راديكاليسم مي دانست

00:18:23.226 --> 00:18:25.481
او با برتولوچي در كافه ايي ملاقات كرده بود

00:18:26.715 --> 00:18:30.871
من منتظر گدار بودم
بعد ديدم ژان لوك با آن

00:18:30.896 --> 00:18:35.118
عينك هاي دوديش
كنارم نشسته است

00:18:35.124 --> 00:18:39.327
او هيچي نگفت و
يك يادداشت به من داد

00:18:40.299 --> 00:18:41.849
و بعد رفت

00:18:41.873 --> 00:18:46.502
او نظرش درباره ي
دنباله رو را نوشته بود

00:18:46.504 --> 00:18:53.077
يك نفر مجبور بود با امپرياليسم و كاپيتاليسم مبارزه كند

00:18:53.101 --> 00:18:57.307
تمام اين ها را گدار روي تصويري از صورت
مائو نوشته بود

00:18:59.116 --> 00:19:07.759
من خيلي عصباني شدم و ان كاغذ را
تكه پاره كردم

00:19:07.784 --> 00:19:09.144
اما امروز خيلي نارحتم كه
آن نوشته را پاره كردم

00:19:09.169 --> 00:19:12.120
الان دوست داشتم آن نوشته بود
و دوباره بهش نگاه ميكردم

00:19:15.706 --> 00:19:17.979
با وجود نظريات گدار در مورد فيلم
فيلم « دنباله رو » يكي از

00:19:18.003 --> 00:19:22.270
تاثيرگذارترين فيلم هاي دهه 70 بود كه بر روي سينماي جهان
به خصوص سينماي آمريكا تاثير زيادي گذاشت

00:19:22.808 --> 00:19:28.219
فرانسيس فورد كاپولا  استورارو فيلمبردار فيلم را
براي فيلم جديدش « اينك اخر الزمان » استخدام كرد

00:19:28.243 --> 00:19:30.979
و زيبايي بصري صحنه هايي اين چنيني
مثل اين صحنه از راننده تاكسي

00:19:31.002 --> 00:19:33.284
از دل فيلم دنباله رو بيرون آمد

00:19:33.309 --> 00:19:35.346
خيلي ساده اسكورسيزي مي توانست
اين صحنه پر از خشونت را

00:19:35.370 --> 00:19:37.296
با استفاده از دوربين روي دست به تصوير بكشد

00:19:44.675 --> 00:19:50.021
اما مارتين اسكورسيزي دوربين را بالا برده
و آهسته در زير سقف حركت ميكند

00:19:50.045 --> 00:19:53.889
يك اتفاق دردناك و ناخوشايند با
حركتي استثنايي و زيبا به تصوير كشيده مي شود

00:20:04.819 --> 00:20:08.946
فيلم هاي جديد سينماي بريتانيا نيز در دهه 70 با محوريت بحران هويت
ساخته مي شدند

00:20:08.970 --> 00:20:13.075
درست مثل فيلم ها ايتالياي هم عصر آن ها
در فيلم هاي بريتانيايي نيز بحران هويت جنسي دغدغه اصلي بود

00:20:13.100 --> 00:20:17.007
در اين فيلم ها نيز مثل آثار ايتاليايي
هويت انسان زير پا له شده بود

00:20:17.031 --> 00:20:20.567
كن راسل فيلمساز در ابتدا به عنوان خلبان براي ارتش بريتانيا خدمت مي كرد
سپس او يك رقاص باله شد

00:20:20.591 --> 00:20:25.183
زماني كه او فيلمساز شد كارنامه فيلمسازي اش
آنقدر عجيب و جسورانه بود كه به او لقب فدريكو فليني بريتانيا دادند

00:20:26.057 --> 00:20:30.898
در اين فيلم « زنان عاشق » يكي از ساخته هاي وي
صحنه عشق بازي به صورت اسلوموشن به تصوير كشيده شده است

00:20:30.923 --> 00:20:33.818
از لنز با فاصله كانوني زياد استفاده شده است
شخصيت ها در دشتي در حال رقص اند

00:20:37.619 --> 00:20:42.336
او سر دوربين را كج كرده و اتفاقات
را به صورت عمودي به تصوير مي كشد

00:20:43.960 --> 00:20:48.209
انگار كن راسل جاذبه زمين را بهم مي ريزد
و چنين صحنه در تاريخ سينما سابقه نداشت

00:20:48.233 --> 00:20:53.456
اين صحنه آنقدر عجيب بود كه به ما ياد اوري ميكند
كه تصاوير افقي فيلم ها چقدر معمولي اند.

00:20:58.124 --> 00:21:04.034
اما فيلمساز بعد كه با دل و جرات تر از راسل
بود كارگردان فيلم « اجرا» نيكلاس روگ بود

00:21:04.058 --> 00:21:07.036
فيلم داستان اين گنگستر لندني به نام چز را روايت ميكند

00:21:07.060 --> 00:21:08.943
او خود را جلوي آينه راست و ريس ميكند

00:21:08.967 --> 00:21:11.733
او موها ، ناخن ها و كمربندش را
چك ميكند

00:21:13.010 --> 00:21:16.754
اين صحنه سه سال بعد در فيلم « پايين شهر » مارتين اسكورسيزي
دوباره ساخته شد

00:21:16.778 --> 00:21:20.092
كه آن فيلم نيز درباره ي
يك گنگستر خود شيفته بود كه مدام به خود مي رسيد

00:21:22.479 --> 00:21:24.165
درست از همان صحنه آينه براي نشان دادن شخصيت وي
استفاده شده است

00:21:24.190 --> 00:21:27.483
و دوباره از لباس ها
و لباس هاي خاص گنگستر ها استفاده شده است

00:21:32.463 --> 00:21:36.061
فيلم هاي گنگستري خيلي نمايشي
و پر از اتفاق اند

00:21:36.063 --> 00:21:40.019
شخصيت چز در فيلم « اجرا » به لندن آمده تا
از دست كساني پنهان شود

00:21:40.043 --> 00:21:44.251
چون او به گنگستري ديگر شليك كرده
و  عده ايي خلافكار به دنبال او مي گردند

00:21:46.722 --> 00:21:49.984
او در خانه ايي كه پنهان شده
مي ماند و با ستاره ايي پاپ به اسم ترنر

00:21:50.009 --> 00:21:51.522
با بازي ميك جاگر آشنا مي شود

00:21:51.527 --> 00:21:54.230
شخصيت و نوع لباس پوشيدن چز
در كنار اين ستاره پاپ تغيير ميكند

00:21:54.255 --> 00:21:55.512
<i>Van Gogh, eh?</i>

00:21:55.513 --> 00:21:56.700
<i>Oh no, this is the normal.</i>

00:21:56.701 --> 00:21:57.543
<i>The normal?</i>

00:21:57.568 --> 00:21:58.275
<i>Yeah.</i>

00:21:58.277 --> 00:21:59.329
<i>I was just having a laugh.</i>

00:21:59.622 --> 00:22:01.652
و در ادامه اين اتفاق در فيلم مي افتد

00:22:01.654 --> 00:22:03.998
در اينجا چز با ترنر صحبت ميكند

00:22:04.000 --> 00:22:07.762
دوربين به پشت سر ترنر مي رود
و سپس تصوير به درون سر او ديزالو مي شود

00:22:07.786 --> 00:22:13.019
صداي چز بسيار بازتاب دارد
و او مستقيم به ما مخاطب نگاه ميكند

00:22:15.552 --> 00:22:18.602
تصوير صورت دو مرد در هم
ديزالو مي شود

00:22:18.625 --> 00:22:20.316
چز عوض شده است

00:22:22.822 --> 00:22:25.297
هويت او و ترنر با هم در مي آميزد

00:22:25.322 --> 00:22:28.195
ايده اين صحنه
از  صحنه ايي بسيار مشهور و زيباي

00:22:28.220 --> 00:22:31.880
در فيلم « پرسونا » ساخته اينگمار برگمان
گرفته شده است

00:22:40.263 --> 00:22:43.458
در پايان فيلم خلافكارها
چز را پيدا ميكنند

00:22:43.482 --> 00:22:47.330
او قبل از اينكه فرار كند
در لحظه آخر به ترنر شليك ميكند

00:22:47.354 --> 00:22:50.427
زيرا شايد ترنر همچون آينه ايي
زياد چز را به خودش نشان مي داد

00:22:54.793 --> 00:22:59.296
گلوله از لوله تفنگ بيرون آمده و وارد سر ترنر مي شود
سپس ما تصويري از نويسنده آرزانتيني خورخه لوئيس بورخس

00:22:59.320 --> 00:23:03.731
در درون روياها و هزار توي ها ميبينيم
و سپس آينه ايي مي شكند

00:23:03.755 --> 00:23:05.476
و در نهايت ما به لندن بر ميگرديم

00:23:08.742 --> 00:23:13.089
اين صحنه يكي از بصري ترين لحظات تيراندازي
در تاريخ سينما است

00:23:16.510 --> 00:23:19.473
در ادامه در فيلم
زماني كه چز گير خلافكار ها مي افتد

00:23:19.497 --> 00:23:21.636
هيچ چيز آن طور كه به نظر
ميرسيد نيست

00:23:21.660 --> 00:23:24.985
يك بچه نوپا در پشت در حال
راه رفتن است

00:23:28.987 --> 00:23:33.517
و زماني كه چز كه انگار به زودي خواهد
مرد سرش را چرخانده تا بچه را نگاه كند

00:23:33.518 --> 00:23:38.047
ما براي لحظه ايي كوتاه نمايي كلوزآپ از
صورت او مبينيم كه او ترنر است نه چز

00:23:39.878 --> 00:23:43.972
فيلم « اجرا » نه تنها يكي از بهترين فيلم هاي
دهه 70 در باره هويت است

00:23:43.996 --> 00:23:46.547
بلكه يكي از مهم ترين فيلم هاي تاريخ سينما است
 به طوري كه هر فيلمساز جواني

00:23:46.571 --> 00:23:51.472
بايد آن را حداقل يك بار ببيند

00:23:57.529 --> 00:24:00.363
سينماي استراليا در دهه 70 در حال
قدرت گرفتن بود

00:24:00.387 --> 00:24:02.779
و نيكلاس روگ از اولين
كساني بود كه موتور اين سينما را روشن كرد

00:24:02.803 --> 00:24:05.003
اين فيلم « صحرا گردي» ساخته
نيكلاس روگ است

00:24:05.027 --> 00:24:08.414
يك دختر سفيد پوست شهري و برادر كوچكترش
ظاهرا براي گردش به صحرايي در استراليا پا مي گذارند

00:24:08.463 --> 00:24:12.462
پدر آن ها به خودش شليك كرده و قصد
داشته به سمت ان ها نيز تيراندازي كند

00:24:12.486 --> 00:24:13.766
آن ها ترسيده بوده و فرار كردند

00:24:14.102 --> 00:24:19.025
روگ از لنز وايد استفاده كرده
تا فضا را براي آن دو باز كند

00:24:19.049 --> 00:24:24.108
فيلم روگ در باره ي تضاد بين زندگي شهري و
طبيعت استراليا است

00:24:24.132 --> 00:24:26.178
تضاد بين دريا و استخرهاي شنا

00:24:26.202 --> 00:24:28.002
بين غذاي خام و غذاي پخته شده

00:24:28.560 --> 00:24:31.102
سال ها بعد ما در فيلم وارد دنياي
سفيد رنگ برج هاي بلند

00:24:31.126 --> 00:24:33.029
و استخر هاي شنا مي شويم

00:24:33.352 --> 00:24:35.169
دختر اكنون ازدواج كرده است

00:24:35.193 --> 00:24:38.074
او در اين آشپزخانه شيك
و تميز خانه اش آشپزي ميكند

00:24:38.098 --> 00:24:40.693
او آرايشي روي صورتش است
كه شبيه به ماسك است

00:24:44.034 --> 00:24:49.023
او با همسرش است ولي به زماني كه آزادي نصف و
نيمه ايي در آن صحرا تجربه كرده فكر ميكند

00:24:49.048 --> 00:24:53.124
زماني كه او كاملا برهنه با پسري بومي در صحرا
در حال شنا كردن بود

00:24:53.148 --> 00:24:55.220
او زندگي معمولي نداشته است

00:24:56.861 --> 00:24:59.485
<i>...Which means old mayor looks
like being out of a job.</i>

00:24:59.510 --> 00:25:03.063
<i>Still, it's his own fault.
If you're going to compete on...</i>

00:25:12.174 --> 00:25:16.084
دختر مثل شخصيت چز در فيلم اجرا
زماني كه با انسان هايي متفاوت و سرزنده

00:25:16.108 --> 00:25:19.395
آشنا شده بود
تمامي مشكلاتش را دور ريخته بود

00:25:27.243 --> 00:25:31.932
او انگار دوراني را به ياد مي آورد كه
خود افراد بومي به آن زمان رويايي مي گفتند

00:25:31.937 --> 00:25:35.489
او احساس مي كند فراموش كردن آن دوران
غيرممكن است

00:25:35.514 --> 00:25:38.341
<i>Plus with all this changing around,
there's bound to be good news</i>

00:25:38.366 --> 00:25:40.288
<i>as far
as salary's concerned.</i>

00:25:40.295 --> 00:25:43.774
<i>I tell you though, in 2 years
we'll be holidaying on the gold coast...</i>

00:25:59.197 --> 00:26:03.150
در روزگار مدرن استراليا
مردم در استخرهاي دست ساز شنا ميكنند

00:26:03.152 --> 00:26:06.552
روياها و ترس هاي
فيلم نيكلاس روگ همچان در استراليا جاري است

00:26:06.576 --> 00:26:10.263
اين تضاد بين گوشت خام و غذاي پخته
به مواد اوليه ساخت سينماي اسرتاليا تبديل شد

00:26:11.708 --> 00:26:14.659
اين فيلم ها به شما
مي گويند كه شما چه كسي هستيد

00:26:14.661 --> 00:26:19.291
كسي كه در استخرهاي دست ساز شنا ميكند
يا كسي كه در درياهاي آزاد شنا ميكند

00:26:24.786 --> 00:26:27.198
اين دختر جزو كدام دسته است؟

00:26:27.200 --> 00:26:30.198
او و دوستانش لباس هاي سفيد و بلند مربوط
به دوران ويكتوريايي پوشيده اند

00:26:30.223 --> 00:26:32.861
و در  گرما در صحرايي در استراليا در حال گردش اند

00:26:32.946 --> 00:26:35.219
<i>I feel awful.</i>

00:26:35.244 --> 00:26:38.030
<i>Really awful.</i>

00:26:38.032 --> 00:26:40.180
آن ها شبيه ماهي از آب بيرون افتاده اند

00:26:40.714 --> 00:26:43.079
<i>Miranda,
I feel perfectly awful.</i>

00:26:43.081 --> 00:26:45.842
اين فيلم
پيك نيك در صخره هاي معلق نام دارد

00:26:45.844 --> 00:26:49.072
كارگردان فيلم پيتر وير دختر ها
و حركات ان ها را با كمي اسلوموشن به تصوير كشيده است

00:26:49.096 --> 00:26:51.169
تا حسي رمز آلود به وجود آورد

00:26:51.952 --> 00:26:54.604
دختر ها يك به يك
ناپديد مي شوند

00:26:56.028 --> 00:27:02.045
<i>Miranda?</i>

00:27:02.047 --> 00:27:05.963
<i>Miranda?</i>

00:27:05.988 --> 00:27:08.427
<i>Miranda!</i>

00:27:08.452 --> 00:27:11.723
<i>Miranda, don't go up there!
Come back!</i>

00:27:20.451 --> 00:27:25.094
هدف وير از مرموز كردن تصاوير با اسلوموشن
اين بود كه اين پايان فيلم كه گويي همه ناپديد شده اند را توصيف كند

00:27:26.491 --> 00:27:29.954
طبق فيلمنامه قرار بوده كه آن ها پيدا شوند
و با گاري همگي به سمت خانه بروند

00:27:29.978 --> 00:27:33.917
اما تدوين گر فيلم مكس لمن
به جاي  نشان دادن آن تصوير  ، اين كار را ميكند

00:27:33.941 --> 00:27:37.287
او تصاوير اوليه پيك نيك آن ها
را به صورت استپ موشن نشان مي دهد

00:27:37.311 --> 00:27:40.174
دوربين حركت كرده
و هيچ صدايي از صحنه شنيده نمي شود

00:27:40.198 --> 00:27:42.992
حس و فضا طوري است كه گويي دختر ها روح اند

00:27:52.343 --> 00:27:56.028
گويي هويت سفيد پوست هاي استراليايي
در اين گرما بخار شده و به هوا رفته است

00:28:08.200 --> 00:28:12.952
اولين فيلم كارگردان جيليان امسترانگ نيز
حال و هوايي ويكتوريايي داشته و در اين دوران اتفاق مي افتاد

00:28:12.976 --> 00:28:15.639
اين فيلم كه « دوران با شكوه زندگي من » نام داشت
درباره ي رابطه زنان با طبيعت نبود

00:28:15.663 --> 00:28:17.372
بلكه اين بار حرف از رابطه زنان با مردان
در ميان بود

00:28:19.813 --> 00:28:23.866
اين شخصيت اصلي زن فيلم است
كه ما در اين نماي كلي او را ميبينم

00:28:28.842 --> 00:28:33.957
كمك مي خوايي؟
نه ممنون

00:28:33.981 --> 00:28:38.873
برخلاف زن ، سام نيل بازيگر شخصيت مرد خيلي جذاب
با نورهاي زيبا به تصوير كشيده شده است

00:28:39.154 --> 00:28:40.993
تو توي آشپزخونه كار مي كني؟

00:28:41.018 --> 00:28:43.951
اگر از سر راهم كنار نريد آقا بهتون نشون مي دم چكاره ام

00:28:43.975 --> 00:28:47.110
اونوقت با يك لگد توي صورت چاق زشتتون
خوشحالتون ميكنم

00:28:48.705 --> 00:28:50.599
كل فيلم زاويه ديد زن است

00:28:50.623 --> 00:28:54.188
اين نوع روايت با انتخاب جنسيتي در سينماي استراليا معمول شد
و در دهه 90 در فيلم هاي

00:28:54.212 --> 00:28:57.212
جين كمپيون و باز لورمان
ادامه پيدا كرد

00:29:00.752 --> 00:29:04.305
سام نيل بيش از هر بازيگر مرد ديگري
با فيلمساز هاي زن كار كرده است

00:29:04.329 --> 00:29:09.113
حس و تجربه بازي كردن در فيلم هاي زنان
مثل بازي كردن در فيلم هايي است كه دوستان تان مي سازند

00:29:09.138 --> 00:29:14.916
و به همين خاطر حساسيت نقش
و نوع كار شما بيشتر است

00:29:14.941 --> 00:29:19.806
بازي كردن در چنين فيلم هايي
واقعا لذت بخش است

00:29:19.831 --> 00:29:23.403
استراليا و نيوزلند
هر دو دوران پس از استعمار را سپري ميكردند

00:29:23.428 --> 00:29:27.368
در واقع در همين دوران بود كه تازه مردم ما
با مسئله و مشكلات زنان آشنا شده بودند

00:29:27.393 --> 00:29:30.586
فكر ميكنم در كشور ما نسبت به ساير كشور
هاي جهان يك مقدار دير اين اتفاق افتاد

00:29:34.859 --> 00:29:37.961
حالا از استراليا به سمت  ژاپن حركت مي كنيم
در سينماي دهه 70 اين كشور

00:29:37.986 --> 00:29:41.525
فيلمساز هايي راديكال

00:29:41.550 --> 00:29:44.817
به جاي اينكه آينه ايي در دست خود داشته باشند
و دنياي واقعي را در فيلم هايشان بازتاب دهند

00:29:44.841 --> 00:29:50.100
چكش به دست گرفته و با مستند هاي بي نظريشان
در دهه 70 به هويت سينماي زاپني شكلي جديد بخشيدند

00:29:51.257 --> 00:29:54.469
اين صحنه اوج يكي از بهترين مستندهاي
تاريخ سينما به نام « ميناماتا ، قربانيانيان و جهان آن ها » است

00:29:54.493 --> 00:29:57.356
كه ساخت آن حدود 17 سال
طول كشيده است

00:29:57.632 --> 00:30:02.377
ما در اجلاس سالانه روئساي شركت توليد كننده
مواد شيميايي ملقب به چيسو در ژاپن هستيم

00:30:03.359 --> 00:30:07.344
سال هاي سال است كه اين شركت ها مواد شيمايي
مثل جيوه و متيل وارد آب هاي رودخانه اي مي كنند

00:30:07.368 --> 00:30:11.330
كه منجر به مرگ صد ها نفر
و عوارض جانبي ديگر شده است

00:30:11.454 --> 00:30:14.055
مديران اين شركت اين
اتهامات را رد ميكنند

00:30:14.079 --> 00:30:17.895
اين افراد رئيس هاي شركت اند
كه پشت ميزي بلند روي سن نشسته اند

00:30:19.462 --> 00:30:23.160
خانواده  هاي قربانيان اين فاجعه
نيز به آنجا امده اند

00:30:24.562 --> 00:30:30.360
<c.yellow>بذاريد بيمارهاي شهر ميناماتا حرف بزنند</c>

00:30:31.253 --> 00:30:34.666
آن ها روي هم پول گذاشته و بنزي را آماده كردند
كه به وسيله آن به مديران اعلام كنند كه

00:30:34.690 --> 00:30:38.984
آنها بايد مسئوليت اين فجايع را به عهده بگيرند

00:30:40.421 --> 00:30:43.568
كارگردان فيلم نورياكي سوچيموتو
اين معترضان را مي شناسد

00:30:43.592 --> 00:30:45.483
و به همين خاطر خيلي راحت به آن ها نزديك مي شود

00:30:45.846 --> 00:30:48.090
او از دوربين كوچك 16 ميلي متري استفاده ميكند

00:30:48.114 --> 00:30:51.526
كه به او اين اجازه را مي دهد كه در مركز
 اتفافات و درگيري ها قرار بگيرد

00:30:51.550 --> 00:30:53.950
او فقط از يك لاين صدا استفاده مي كند

00:30:53.974 --> 00:30:56.799
اين حركات دوربين روي دست
و فرياد هاي در هم برهم

00:30:56.824 --> 00:30:58.764
داستان فيلم را سرپا نگه مي دارد

00:30:58.824 --> 00:31:02.664
<b><c.yellow>تو خودت پدري
اينو درك ميكني؟</c></b>

00:31:02.824 --> 00:31:06.164
<b><c.yellow>پدر و مادر من مرده اند</c></b>

00:31:06.824 --> 00:31:07.964
<b><c.yellow>اين حرفاي شما به هيچ دردم نمي خوره</c></b>

00:31:08.824 --> 00:31:11.164
<b><c.yellow>دارم بهت مي گم
من پدر و مادرمو از دست دادم</c></b>

00:31:11.624 --> 00:31:14.164
<b><c.yellow>تو خودت تو مراسم پدر و مادرم
دعا خوندي يادت نيست؟</c></b>

00:31:14.624 --> 00:31:18.164
<b><c.yellow>اينكه به مراسم بودايي ها بياي
دردي از ما دوا نمي كنه</c></b>

00:31:19.824 --> 00:31:22.164
<b><c.yellow>الان داري مي خندي؟</c></b>

00:31:22.624 --> 00:31:26.964
<b><c.yellow>من چيز خنده داري نگفتم كه بخندي</c></b>

00:31:27.824 --> 00:31:32.164
<b><c.yellow>پدر و مادرم كشته شده اند اينو مي فهمي؟
هر بچه ايي به پدر و مادرش نياز داره</c></b>

00:31:32.824 --> 00:31:35.664
<b><c.yellow>آره درسته
پدر و مادر ها هم به بچه هاشون نياز دارند</c></b>

00:31:35.824 --> 00:31:39.164
<b><c.yellow>پيرمرد و پيرزن ها به فرزندانشون احتياج دارند
اين فقط حرف من نيست</c></b>

00:31:39.824 --> 00:31:47.164
<b><c.yellow>من هاماموتو از شهر ديزوكي
اسمم هاماموتو ئه</c></b>

00:31:49.624 --> 00:31:54.164
<b><c.yellow>درك كن
مي توني بفهمي چه حسي دارم</c></b>

00:31:54.824 --> 00:32:01.164
<b><c.yellow>مي توني درك كني چقدر عذاب مي كشم</c></b>

00:32:01.324 --> 00:32:07.664
<b><c.yellow>دردمو نمي تونم بيان كنم
تو نمي توني با پولت جون آدم ها را  بخري</c></b>

00:32:16.624 --> 00:32:19.164
<b><c.yellow>جون پدر و مادرمو</c></b>

00:32:19.624 --> 00:32:27.564
<b><c.yellow>برادرم به خاطر اين مواد شيمايي شركت تو
عقب افتاده به دنيا امد و مضحكه مردم شده</c></b>

00:32:28.546 --> 00:32:31.530
در كشور ژاپن  كه هويت آنان
به شكلي سنتي تا حالا در هيچ فيلمي به آن اشاره نشده بود

00:32:31.554 --> 00:32:33.747
اين صحنه بسيار شوكه كننده بود

00:32:34.873 --> 00:32:37.896
كلود لانزمن مستند ساز مشهور جهان
كه شاهكار « شوا» را درباره ي هولوكاست ساخت

00:32:37.920 --> 00:32:42.704
در مورد سوچيموتو گفته است كه او يك هنرمند تمام عيار
با ديدگاهي عميق شبيه به يك مبارز است

00:32:42.728 --> 00:32:47.847
او يك فيلمساز بي نظير است
كه با ريزبيني خاصي دست به خلق شاهكار هاي هنري زده است

00:32:57.111 --> 00:33:00.425
اين مرد كازو هارا  نيز
شاهكاري در سينماي مستند خلق كرده است

00:33:00.449 --> 00:33:04.034
او نيز فيلمي جسورانه و شوكه كننده
در باره ي مردمي كه مي خواهند حق خود را بگيرند ساخت

00:33:04.058 --> 00:33:07.166
فيلم  « ارتش لخت امپراطور به رژه خود ادامه ميدهد » داستان يك سرباز
 قديمي به نام  اوكازاكي را روايت مي كند

00:33:08.658 --> 00:33:12.166
<b><c.yellow>خوب راستشو بخواييد واقعا ترسناك بود</c></b>

00:33:12.658 --> 00:33:21.166
<b><c.yellow>در ابتدا اوكازاكي خيلي آدم مودب
 آرام و مهربوني بود</c></b>

00:33:23.514 --> 00:33:25.419
اين آقاي اوكازاكي است

00:33:25.444 --> 00:33:29.387
او خواهر و برادر يكي از دوستانش كه در جنگ
مفقود الاثر شده را ملاقات ميكند

00:33:29.432 --> 00:33:33.141
دوست او نيز سرباز بوده
و در جنگ جهاني دوم در كنار وي مي جنگيده است

00:33:33.165 --> 00:33:35.835
هارا كارگردان فيلم از دوربين روي
دست استفاده ميكند

00:33:35.859 --> 00:33:38.422
او با آن ها همراه شده
تا ان ها به اين خانه برسند

00:33:41.984 --> 00:33:44.168
يك فرمانده پير در اين جا زندگي ميكند

00:33:44.170 --> 00:33:48.013
آن ها مي خواهند ببيند كه براي سرباز
مفقودي چه اتفاقي افتاده است

00:33:51.838 --> 00:33:54.165
اما اين ملاقات حقيقت را برملا نميكند

00:33:54.189 --> 00:33:56.875
و خواهر و برادر سرباز بي خيال
تحقيق از ديگر فرمانده ها مي شوند

00:33:57.350 --> 00:34:02.650
به همين خاطر اوكازاكي اين دو بازيگر
را استخدام ميكند

00:34:02.675 --> 00:34:07.277
تا خيلي ناراحت همراه او به خانه فرمانده بعدي آمده
و وانمود كنند خواهر و برادر سرباز اند

00:34:07.285 --> 00:34:11.013
او به  اين فرمانده مي گويد كه
كه بازيگر ها خواهر و برادر سرباز اند

00:34:11.037 --> 00:34:14.967
تا بتواند احساسات فرمانده را جريحه دار كرده
و از زير زبان وي حقيقت را بيرون بكشد

00:34:18.794 --> 00:34:21.678
در ادامه فيلم
اوكازاكي مي فهمد كه

00:34:21.702 --> 00:34:25.799
كه احتمالا فرماندهان دوست وي را كشته
و گوشتش را خورده اند

00:34:27.803 --> 00:34:32.302
اوكازاكي در اين صحنه در خانه يكي از اين فرماندهان است
او در سمت راست اين نماي كلوزآپ قرار دارد

00:34:32.327 --> 00:34:36.146
هارا اين صحنه را نيز با دوربين
روي دست فيلمبرداري كرده است

00:34:36.170 --> 00:34:38.523
اوكازاكي عصباني مي شود

00:34:38.547 --> 00:34:40.203
نفس ما در سينه حبس مي شود

00:34:40.547 --> 00:34:46.203
<c.yellow>منطور شما اينكه كه اعدام خارج از پايگاه
اجرا شده بود؟</c>

00:34:46.547 --> 00:34:54.203
<c.yellow>ما در جنگل بوديم
و هر لحظه ممكن بود كشته بشيم</c>

00:34:54.547 --> 00:34:59.203
<c.yellow>من وافعا نمي تونم همه چيزو
به شما بگم</c>

00:34:59.547 --> 00:35:03.203
<c.yellow>من امروز خيلي كار دارم
بايد برم</c>

00:35:03.547 --> 00:35:08.203
<c.yellow>من يكي از سرباز هاي هنگ شماره 36 بودم</c>

00:35:08.547 --> 00:35:10.203
<c.yellow>دارم با تو حرف ميزنم
بيا اينجا ، جوابمو بده</c>

00:35:10.538 --> 00:35:13.070
اوكازاكي به سمت فرمانده حمله ور مي شود

00:35:13.094 --> 00:35:15.088
هارا از  تكنيك اسلوموشن استفاده مي كند

00:35:21.094 --> 00:35:23.088
<c.yellow>ما تو همون هنگ بوديم</c>

00:35:25.594 --> 00:35:27.088
<c.yellow>به پليس زنگ بزنم؟</c>

00:35:36.594 --> 00:35:39.088
<c.yellow>بسه
تمامش كن</c>

00:35:43.594 --> 00:35:45.088
<c.yellow>لطفا</c>

00:35:45.594 --> 00:35:46.388
<c.yellow>جوابمو بده</c>

00:35:46.594 --> 00:35:49.388
<c.yellow>من نمي شناسمت</c>

00:35:49.594 --> 00:35:51.388
<c.yellow>كارتمو بهت نشون مي دم
به من چه</c>

00:35:51.594 --> 00:35:54.388
<c.yellow>من نمي فهمم تو چي ميگي؟</c>

00:35:54.594 --> 00:35:57.388
<b><c.yellow>من هم كارگرداني مي كردم
و هم خودم فيلم مي گرفتم</c></b>

00:35:57.594 --> 00:36:01.388
<b><c.yellow>زماني كه او به طور ناگهاني عصباني شد</c></b>

00:36:01.594 --> 00:36:06.388
<b><c.yellow>و رفت خانه فرمانده و او را هل داد</c></b>

00:36:06.594 --> 00:36:10.388
<b><c.yellow>من نمي دونستم كه چكار كنم كه
اين اتفاق صادقانه به نظر بيايد</c></b>

00:36:10.594 --> 00:36:16.388
<b><c.yellow>اوكازاكي به مرد حمله كرده بود</c></b>

00:36:16.594 --> 00:36:24.388
<b><c.yellow>و من به عنوان يك فيلمساز
در تلاش بودم كه چيز هايي كه  او در ذهن داشت را بيان كنم</c></b>

00:36:24.594 --> 00:36:29.388
<b><c.yellow>در واقع من مي خواستم احساسات او را بيان كنم</c></b>

00:36:29.594 --> 00:36:33.388
<b><c.yellow>من نگران اين بودم كه</c></b>

00:36:33.594 --> 00:36:36.388
<b><c.yellow>كارم را به نحو احسن انجام بدم</c></b>

00:36:36.594 --> 00:36:39.388
<b><c.yellow>اوكازاكي اول دستش را بالا آورد</c></b>

00:36:39.594 --> 00:36:46.388
<b><c.yellow>اما بعد همسايه مرد آمد و به
او كمك كرد</c></b>

00:36:46.594 --> 00:36:48.388
<b><c.yellow>من دوربين را  خاموش كردم</c></b>

00:36:48.894 --> 00:36:52.388
<b><c.yellow>و به دستيارم گفتم
برو و به مرد كمك كن</c></b>

00:36:52.594 --> 00:36:57.388
<b><c.yellow>دوربين خاموش را
پيش دستيار فيلمبردار گذاشتم</c></b>

00:36:57.594 --> 00:36:59.388
<b><c.yellow>و رفتم سمت اوكازاكي</c></b>

00:36:59.594 --> 00:37:00.788
<b><c.yellow>تا به دستيارم كمك كنم</c></b>

00:37:01.194 --> 00:37:07.388
<b><c.yellow>در آن لحظه كه من پيش آن ها رسيدم اوكازاكي
از فرمانده جدا شده بود</c></b>

00:37:07.694 --> 00:37:12.388
<b><c.yellow>من ازش پرسيدم كه حالت خوبه</c></b>

00:37:12.794 --> 00:37:14.388
<b><c.yellow>او بلافاصله كه منو ديد
داد زد</c></b>

00:37:14.594 --> 00:37:18.388
<b><c.yellow>گاييدمت</c></b>

00:37:18.694 --> 00:37:22.388
<b><c.yellow>من ترسيدم و خودمو عقب كشيدم</c></b>

00:37:22.594 --> 00:37:29.388
<b><c.yellow>و بعد از اين اتفاق نمي تونستم تنهايي فيلم بگيرم
چون پاهام به شدت مي لرزيد</c></b>

00:37:29.594 --> 00:37:36.388
<b><c.yellow> اون صحنه خشني كه شما در فيلم ميبينيد</c></b>

00:37:36.594 --> 00:37:45.388
<b><c.yellow>به نظر توسط يك فيلمبردار و در شرايطي آرام
 فيلمبرداري شده است</c></b>

00:37:45.594 --> 00:37:51.388
<b><c.yellow>اما حقيقتا من خودم در اون لحظه در موقعيتي
بودم كه نمي دونستم كدوم اتفاق واقعيت داره و كدوم واقعيت نداره</c></b>

00:37:51.594 --> 00:37:57.388
<b><c.yellow>در واقع احساس مي كردم در يك كيسه پر از هوا هستم</c></b>

00:37:57.911 --> 00:38:00.204
تجربه ساخته اين فيلم به
هارا اين حس را ميدهد

00:38:00.228 --> 00:38:06.878
كه حقايق ناخوشايند زندگي انسان در زير
لايه هاي دروغين آن دفن شده است

00:38:09.228 --> 00:38:15.878
<b><c.yellow>در زندگي ما انواع مختلف واقعيت
وجود دارد</c></b>

00:38:16.628 --> 00:38:19.878
<b><c.yellow>و واقعيت لايه هاي زيريني
زيادي دارد</c></b>

00:38:20.628 --> 00:38:22.878
<b><c.yellow>در واقع واقعيت از لايه هاي مختلف ساخته شده است</c></b>

00:38:23.228 --> 00:38:30.878
<b><c.yellow>مستند سازي مثل ورق زدن وجدا كردن
يك به يك اين لايه ها است</c></b>

00:38:31.628 --> 00:38:35.878
<b><c.yellow>من فكر نمي كنم خود اين لايه ها خود به خود بيرون
بياييند</c></b>

00:38:36.628 --> 00:38:40.878
<b><c.yellow>در واقع شما بعد از اينكه لايه اول را كنار زديد
لايه ديگري را زير آن مي بينيد</c></b>

00:38:41.628 --> 00:38:47.878
<b><c.yellow>و براي برداشتن و جدا كردن لايه دوم
شما بايد از روشي جدا از روش اول استفاده كنيد</c></b>

00:38:54.060 --> 00:38:58.857
همانطور كه ديديم فيلم ها در دهه 70 در كشور هاي آلمان ، بريتانيا
ايتاليا ، استراليا و ژاپن

00:38:58.882 --> 00:39:02.737
بسيار راديكال شده
و تم اصلي  بيشترآن ها نيز بحران هويت بوده است

00:39:04.637 --> 00:39:08.778
حالا به غرب آفريقا به كشور سنگال مي رويم
و سينماي اين كشور را در دهه 70 بررسي ميكنيم

00:39:08.802 --> 00:39:12.829
پاي فيلم هاي راديكال نيز به اين كشور
باز شده است

00:39:15.150 --> 00:39:20.859
مانفيستي مشهور به  «پيش به سوي سينماي سوم » كه در
آن از نوشته ها و تجربيات براي پيشرفت

00:39:20.884 --> 00:39:24.332
سينماي آزاد جهان سومي
صحبت مي شد

00:39:24.356 --> 00:39:28.199
اين مانيفست جنبشي بود كه توسط دو  فيلمساز اهل آمريكاي جنوبي
فرناندو سولاناس و اوكتاويو گتينو به راه افتاد

00:39:28.224 --> 00:39:33.653
جنبشي كه با عصبانيت نسبت به سينماي
معمول جهان معترض بود

00:39:34.096 --> 00:39:39.269
موضوع اعتراض آن ها اين بود كه سينما بايد رسانه ايي
براي مبارزه با فقر و بيداد باشد

00:39:41.440 --> 00:39:44.393
اين مانيفست طرفداران بسياري پيدا كرد

00:39:44.417 --> 00:39:48.823
اين سالن سينمايي است در كشور بوركينافاسو
يكي از فقيرترين كشور هاي جهان

00:39:48.847 --> 00:39:51.087
اما روي ديوار اين سينما نوشته شده است

00:39:51.111 --> 00:39:53.975
يك سينما مي تواند قلب يك جامعه باشد

00:39:53.999 --> 00:39:55.952
و در جايي ديگر نوشته شده
سينما يك روياست

00:40:00.121 --> 00:40:03.231
طبق مانيفست جنبش سينماي جهان سوم
ما سه نوع فيلم داريم

00:40:03.255 --> 00:40:09.248
اولي فيلم هايي شبيه به فيلم هاليوود
كه سرگرم كننده ، تبليغاتي و شبيه به حباب اند

00:40:09.272 --> 00:40:12.753
نوع دوم فيلم هاي جهان
فيلم هاي مدرن هنري كه در اروپا و

00:40:12.777 --> 00:40:18.403
توسط كارگردان هايي مثل آنتونيوني ، گدار
فليني  و برگمان ساخته مي شدند

00:40:19.969 --> 00:40:26.712
فيلم هاي نوع سوم كاملا بر خلاف دو نوع اول يعني فيلم هاي تجاري و
فيلم هاي شخصي هنري بوده .اين نوع فيلم ها سياسي بودند

00:40:26.736 --> 00:40:34.224
تم اصلي اين فيلم ها هويت شناسي جوامع بعد از سال 1969 بعد از
استقلال يافتن از استعمار كشورهاي غربي است

00:40:34.248 --> 00:40:38.918
اين نوع فيلم ها در دهه 70
در آفريقا

00:40:38.943 --> 00:40:41.695
آمريكاي جنوبي و
خاورميانه ساخته مي شد

00:40:42.509 --> 00:40:47.631
براي مثال  در بوركينافاسو
اين مردم براي ديدن بازي فوتبال به استاديوم نمي روند

00:40:47.655 --> 00:40:50.566
بلكه آن ها در حال رفتن به
افتتاحييه يك جشنواره فيلم در اين كشور هستند

00:40:50.590 --> 00:40:53.165
جمعيت آن ها به دهها هزار نفر مي رسد

00:40:56.536 --> 00:41:00.677
فيلمساز بوركينافاسوئي گاستون كابوره
بر اين باور است كه ساخت يك فيلم

00:41:00.702 --> 00:41:03.642
براي آشنايي مردم با هويتشان
بسيار مهم است

00:41:03.666 --> 00:41:07.913
اگر ما از تصاوير فيلم هاي كشور هاي غربي
استفاده كنيم

00:41:07.937 --> 00:41:14.421
و داستان هاي آن ها را روايت كنيم
شايد در ابتدا و در ظاهر سرگرم كننده و جذاب به نظر برسد

00:41:14.446 --> 00:41:21.183
اما آهسته آهسته ما سبك منحصر بفرد
خودمان را به تصوير كشيدن دنياي واقعي را از دست مي دهيم

00:41:23.196 --> 00:41:26.538
قبلا گفته شد كه سينماي عرب
از دهه 30  در مصر آغاز به كار كرد

00:41:26.562 --> 00:41:29.353
و اين لحظه فراموش نشدني
از فيلم « دختر سياهپوست » را ديديم

00:41:29.377 --> 00:41:33.396
يك پسر بچه ماسكي كه روي صورتش است را برداشته و همچون يك روح
در چشماي ما مخاطب نگاه ميكند

00:41:33.420 --> 00:41:38.941
اين شروع بسيار قدرتمند براي به جريان افتادن
فيلمسازي در دهه 60 در آفريقا بود

00:41:40.616 --> 00:41:43.709
اما صحنه هايي مثل اين صحنه

00:41:43.733 --> 00:41:49.687
كه در آن تارزان خيلي  تر و تميز به همراه خانواده سفيد پوستش
در يك جنگل خيالي در حال صبحانه خوردن اند

00:41:49.711 --> 00:41:53.432
چنين صحنه هايي
در فيلم هاي عامه پسند آفريقا بسيار معمول بود

00:41:56.010 --> 00:42:00.057
اما اين فيلم با نام « سرمرستي » ساخته فيلمساز الجزايري
آسيه جبار كاملا متفاوت بود

00:42:00.036 --> 00:42:03.596
هيچ صدايي از صحنه نمي شونيم
و صداي موسيقي عربي مي آيد

00:42:05.107 --> 00:42:09.095
فيلم كيفيت خوبي ندارد
اما با اين كيفيت هم مشخص است كه فيلم شبيه به يك روياست

00:42:09.119 --> 00:42:11.623
دوربين به سمت عقب حركت ميكند

00:42:11.647 --> 00:42:16.206
شخصيت اصلي فيلم
شوهرش را سوار اسبش مي بيند

00:42:16.229 --> 00:42:17.643
زن به مرد زل مي زند

00:42:17.668 --> 00:42:19.055
مرد از روي اسب مي افتد

00:42:28.312 --> 00:42:30.968
در ادامه مرد روي يك ويلچر است

00:42:33.792 --> 00:42:36.577
جبار آفريقا
را فانتزي به تصوير نمي كشد

00:42:36.579 --> 00:42:40.056
او از درون لنز هاي يك فمنيست
به آفريقا نگاه ميكند

00:42:45.073 --> 00:42:47.109
در آفريقاي غربي در دهه 70

00:42:47.134 --> 00:42:50.630
 سينماي جهان سوم نيز
به جريان افتاده بود

00:42:51.157 --> 00:42:53.236
 درست زماني  كه اسكورسيزي
كاپولا  و ساير فيلمساز هاي آمريكايي دهه 70

00:42:53.260 --> 00:42:55.637
محكم به در هاليوود مي كوبيدند

00:42:55.661 --> 00:43:00.124
در شهر داكار در سنگال هزاران كيلومتر
دورتر از مهماني هاي پر زرق وبرق هاليوودي

00:43:00.149 --> 00:43:02.836
و مراسم هاي اسكار در لس انجلس

00:43:02.860 --> 00:43:06.472
سينما بسيار سر و صدا به پا كرده بود
و فيلمساز ها دوربين هاي خود را به خيابان ها آورده بودند

00:43:07.035 --> 00:43:09.950
اوسمانه سامبنه پيشرو
اين حركت و اتفاق بود

00:43:09.974 --> 00:43:14.646
او به دنيال موفقيت فيلم دختر سياه پوست فيلم بعدي اش
با نام « هالا » را ساخت كه فيلمي كمدي و در عين حال جسورانه بود

00:43:14.670 --> 00:43:18.680
موضوع فيلم در باره ي تغيير يك هويت يك جامعه
از دوران استعمار به پس از استعمار بود

00:43:19.621 --> 00:43:23.286
فيلم از اينجا در يك اتاق
بازرگاني شروع مي شود

00:43:23.310 --> 00:43:25.786
فيلم در دوراني اتفاق مي افتد كه قوانين استعمارگري
تازه لغو شده اند

00:43:25.810 --> 00:43:30.032
سنگالي ها با غرور نماد
فرانسوي ها كه چكمه و كلاه پليسي است

00:43:30.056 --> 00:43:33.119
لگد مال ميكنند

00:43:34.833 --> 00:43:38.781
ان ها به دوراني نگاه مي كنند
به باد رفته بود

00:43:40.597 --> 00:43:43.508
اما در صحنه بعدي
چند تاجر تازه كار

00:43:43.532 --> 00:43:46.029
اداي افراد استعمارگر
را در مي اوردند

00:43:46.053 --> 00:43:49.772
سامبانه اين اشخاص را با استفاده از كيف هايشان
را مسخره ميكند

00:44:00.878 --> 00:44:07.041
يكي از اين تاجرها كارواشي در
ايوان دارد

00:44:07.065 --> 00:44:11.794
سامبانه با لحني طنز انحطاط
رژيم جديد را به تصوير مي كشد

00:44:14.293 --> 00:44:20.601
سامبانه در اين فيلم نيز مخالف مذهب است
و اعتقاد دارد كه آفريقا را بايد روشنفكران راديكال اداره كنند

00:44:22.649 --> 00:44:25.841
اين خانه اوست
كاله چِدو

00:44:25.865 --> 00:44:28.326
كاله چِدو به معني خانه بي دين و ايمانان  است

00:44:28.350 --> 00:44:31.021
اين تصوير نمايي از جلوي خانه اوست
خانه او در سمت چپ تصوير قرار دارد

00:44:31.045 --> 00:44:35.547
همانطور كه مي بينيد
خانه در فاصله چند متري يك مسجد است

00:44:37.330 --> 00:44:40.775
سامبانه سه پايه دوربين را در خاك كشورش فرو كرده

00:44:40.799 --> 00:44:46.208
و نوع جديد از سينماي راديكال
در آفريقا با نام سينماي سوم  پايگذاري كرد

00:44:48.280 --> 00:44:54.200
اين مرد جبرئيل ديوپ مومباتي
به نظر بيش از ساير فيلمساز هاي آفريقايي عاشق سينماست

00:44:54.224 --> 00:44:59.814
همان طور كه در اين مصاحبه مشخص است
او خيلي آرام به شبيه به آدم هاي توي روياها حرف مي زند

00:45:01.224 --> 00:45:03.814
فيلم ساختن

00:45:07.224 --> 00:45:08.814
خي راحته

00:45:11.224 --> 00:45:21.814
براي اين كار كافيه چشم هاتونو  ببنديد.
چشم ها را بستيد ؟

00:45:23.224 --> 00:45:25.814
چشماتونو بسته نگه داريد

00:45:32.224 --> 00:45:35.814
در اين تاريكي شما چند لكه نور مي بينيد

00:45:37.224 --> 00:45:43.814
بعدش چشمهاتونو باز كنيد

00:45:47.340 --> 00:45:49.237
و خواهي ديد كه يك ايده و داستان براي ساخت فيلم داريد

00:45:50.340 --> 00:45:53.237
سامبانه جهان بيني و ايدئولوژي خاصي داشت

00:45:53.261 --> 00:45:58.173
مومباتي  تفكر و جهان بيني
خودش را به تكه هاي مختلف تقسيم كرد

00:45:59.670 --> 00:46:03.218
مومباتي در مدرن شدن سينماي
آفريقا بسيار نقش داشت

00:46:04.589 --> 00:46:09.258
اين صحنه ايي از دومين فيلم كوتاه او كه بسيار
طعنه اميز است تحت عنوان «پسر بادو » است

00:46:10.312 --> 00:46:13.488
يك مرد و يك پسردر حال بستن زين اسب اند
همه چيز خيلي ساده است

00:46:13.686 --> 00:46:16.417
اما اين س و  « همه چيز خوبه  »گفتن مدام آن ها
معمولي است؟

00:46:16.441 --> 00:46:20.424
بالا و پايين شدن مدام اين دو شخصيت

00:46:20.448 --> 00:46:23.908
موقعيتي انتزاعي و ريتيميك به وجود مي آورد

00:46:42.521 --> 00:46:47.096
مومباتي گفته است
شما يا بايد سبك هاي جديدي به كار ببريد

00:46:47.120 --> 00:46:49.654
و يا اينكه فقط واقعيت را به تصوير بكشيد

00:46:50.110 --> 00:46:51.721
مومباتي در اينجا زندگي مي كرد

00:46:51.745 --> 00:46:55.426
او براي به دست اوردن بودجه ساخت فيلم هايش
بسيار تلاش مي كرد و هميشه درگير بود

00:46:55.450 --> 00:46:58.201
جسارت و رك گويي وي منجر
به اين شد كه كمتر مورد توجه قرار بگيرد

00:47:01.565 --> 00:47:05.189
در سال 1992 او اين شاهكار را با نام
كفتار ها ساخت

00:47:08.895 --> 00:47:11.616
نيمي از اين زن
را طلا پوشانده است

00:47:11.617 --> 00:47:14.105
او به روستايي بر ميگردد كه روزي در آن جا
او عاشق مردي

00:47:14.129 --> 00:47:17.117
شده بود
مرد زن را طرد كرده بود

00:47:17.141 --> 00:47:19.970
اما هم اكنون ثروت زن بيش از بانك هاي شهر شده است

00:47:23.013 --> 00:47:27.279
اين كارگردان فيلم مومباتي است
كه در سمت چپ قرار دارد

00:47:27.303 --> 00:47:32.851
او به روستايي ها كالاهاي زيبا
و فريبنده و گران قيمت هديه مي دهد

00:47:32.875 --> 00:47:34.869
روستاييان عاشق اين حركت او مي شوند

00:47:34.893 --> 00:47:36.323
آن ها طمع كار مي شوند

00:47:36.347 --> 00:47:38.437
ان ها بيشتر مي خواهند

00:47:45.863 --> 00:47:48.373
روستا به مكاني براي خريد و فروش
تبديل مي شود

00:47:48.397 --> 00:47:52.024
روستا به مكاني براي لذت بردن
از كاپيتاليسم تبديل مي شود

00:48:03.921 --> 00:48:08.326
در ادامه در فيلم زن اعلام مي كند كه كالا هاي او تمام شده است
اما  اگر آن ها باز هم اجناس گران قيمت مي خواهند

00:48:08.351 --> 00:48:10.237
بايد در قبالش كاري براي او انجام دهند

00:48:10.261 --> 00:48:13.510
ان ها بايد مردي كه زن را طرد كرده است
بكشند

00:48:14.958 --> 00:48:18.746
مردم ديوانه وار عاشق دنياي كاپيتاليسم شده اند
و به همين خاطر مرد را مي كشند

00:48:20.038 --> 00:48:23.444
مومباتي اين صحنه كشتن او را در مكاني
كه خود در آنجا بزرگ شده بود فيلمبرداري كرده است

00:48:23.468 --> 00:48:26.145
دار و دسته خلافكار ها با سر و صداي زياد نزديك مي شوند

00:48:38.274 --> 00:48:43.832
مومباتي نيز مثل پازوليني در ايتاليا
به دنياي مصرف گرايي معترض بود

00:48:46.138 --> 00:48:49.046
سامبنه و موباتي
نشان دادند كه فيلمسازان آفريقايي

00:48:49.070 --> 00:48:52.044
در فيلم هاي خود مي خواهند بگويند كه

00:48:52.068 --> 00:48:55.429
كه آفريقاي غربي مدرن
به چه صورتي است

00:48:57.177 --> 00:48:58.726
نتيجه اين شد كه فيلم هاي
بسيار هيجان انگير و جذاب شدند

00:48:58.750 --> 00:49:00.992
كشف نوع جديد سينماي

00:49:01.017 --> 00:49:05.597
داستان گو و سمبليك آفريقا
بسيار لذت بخش است

00:49:05.621 --> 00:49:08.765
در ادامه چند كارگردان ديگر نيز به اين
سينما اضافه شدند

00:49:08.789 --> 00:49:12.719
صفي فيه اولين فيلمساز مهم
زن سينماي آفريقا بود

00:49:12.743 --> 00:49:16.494
او اين فيلم  با نام
نامه كشاورز  را در سال 1974 ساخت

00:49:16.519 --> 00:49:20.171
فيه روستايي را در زمان گرگ و ميش به تصوير مي كشد
دود زيبايي در فضا پخش است

00:49:20.195 --> 00:49:21.818
تصوير با اندازه متوسط
فيلمبرداري شده است

00:49:23.791 --> 00:49:26.023
صحنه هايي كه هر روز ديده مي شوند

00:49:26.047 --> 00:49:30.069
خارج از قاب خود فيه با صدايي مهربان
براي ما توصيف مي كند كه چه ميبينيم

00:49:30.413 --> 00:49:33.917
فيلم يك جهان ديگر را براي ما تصوير
مي كند

00:49:34.252 --> 00:49:38.148
فيلمساز اتوپيايي هيله جرميا
اين شاهكار فراموش نشدني را با نام

00:49:38.172 --> 00:49:40.927
خرمن : 3000 سال
ساخت

00:49:40.951 --> 00:49:44.252
فيلم داستان سه هزارسال
از تاريخ انسان را روايت مي كند

00:49:44.276 --> 00:49:49.905
فيلم با صبح زود شروع مي شود
گويي كه انگار كل تاريخ فقط در يك روز است

00:49:59.852 --> 00:50:02.351
صحنه با كنتراست كم و به صورت سياه و سفيد فيلمبرداري
شده است

00:50:02.375 --> 00:50:04.671
او از لنزي با فاصله كانوني
بسيار زياد استفاده مي كند

00:50:04.672 --> 00:50:07.010
تا همچون تله سكوپ سرزمين هاي
بي كران را به تصوير بكشد

00:50:07.034 --> 00:50:11.292
اين حركت موجب مي شود كه ما فاصله را حس كنيم
جريما عاشق سينما بود

00:50:11.316 --> 00:50:16.376
او نشان مي دهد مستبدان كلاه شاپو به سر
  با كشاورزان بسيار بد رفتار مي كنند

00:50:16.316 --> 00:50:18.376
يالا..زود باشيد

00:50:19.316 --> 00:50:23.376
هي تو ...نتبل بازي در نيار
لابد بعد هم از من پول مي خواي

00:50:24.316 --> 00:50:30.376
هي تو ... درست آب بريز
پيرمردها ..در صورتي كه محصول خوب داشته باشيم بهتون پول مي دم

00:50:30.858 --> 00:50:35.047
او دوباره از لنز تله با فاصله كانوي زياد
به شكلي افراطي استفاده ميكند

00:50:35.071 --> 00:50:38.225
در ادامه اين پيرمرد وارد فيلم مي شود پيرمردي ديوانه با نام
كببه

00:50:38.249 --> 00:50:41.431
كببه داستاني از ملكه انگلستان را روايت ميكند

00:50:42.249 --> 00:50:48.631
<c.yellow>يك روز در آديس آبابا در سزرمين من ، مردم خود را اماده مي كردند
تا ملكه بريتانيا وارد كشور شود</c>

00:50:49.249 --> 00:50:56.431
<c.yellow>زماني كه ملكه مي رسد سر درد عجيبي مي گيرد
احتمالا به اين خاطر بوده كه او مردم فقير سرزمين من را ديده است</c>

00:50:56.549 --> 00:51:03.431
<c.yellow>او احتمالا هزاران نفر را ديده است كه در يك كمپ
مثل يك گله گوسفند در بريتانيا جمع شده و زندگي ميكنند</c>

00:51:03.549 --> 00:51:08.431
<c.yellow>من در شهر آديس بابا چيز هاي شگفت انگيز زيادي ديده ام</c>

00:51:09.200 --> 00:51:14.035
قدرتمندان استعمارگر براي مردم همچون اسطوره
به نظر مي رسند

00:51:14.600 --> 00:51:19.035
<c.yellow>خيلي از دوستان من به دلايل مختلف
توي اون كمپ ها زندگي مي كنند</c>

00:51:19.961 --> 00:51:25.001
دو ساعت از فيلم گذشته است
كه كببه زمين داري را با چوب درخت تنبيه مي كند

00:51:31.270 --> 00:51:34.081
صداها آهسته آهسته تبديل به موسيقي متن
مي شوند

00:51:34.106 --> 00:51:36.491
مردم شروع به صحبت كردن با يكديگر مي كنند

00:51:36.515 --> 00:51:39.987
اين ايده ايي مهم و كليدي در سينماي سوم
به شمار مي رود

00:52:08.690 --> 00:52:11.431
سينماي خلاقانه و راديكال
كشور هاي جهان سوم

00:52:11.455 --> 00:52:13.312
در سرتاسر جهان پخش شد

00:52:13.609 --> 00:52:15.902
در خاورميانه
تم اصلي بهترين فيلم هاي دهه 70 نيز

00:52:15.926 --> 00:52:18.996
 هويت انسان
و  آزادي ملت ها بود

00:52:19.642 --> 00:52:22.486
يكي از پر سر و صداترين فيلمساز
هاي دهه 70 در  خاورميانه

00:52:22.510 --> 00:52:25.422
اين مرد كرد
يلماز گوني بود

00:52:25.446 --> 00:52:27.622
او در اين فيلم كه ساخته خودش است با نام « اميد »  بازي كرده است

00:52:27.646 --> 00:52:30.534
او لباسش را پاره كرده
تا درماندگي و فقر خود را نشان دهد

00:52:30.559 --> 00:52:34.999
او  قهرماني با سيبيل و با سر و لباسي به هم ريخته است
او شان كانري كردهاست

00:52:37.071 --> 00:52:41.333
او در اين فيلم در نقش يك مرد بي سواد ظاهر مي شود
كه در جست و جوي گنجي است

00:52:41.358 --> 00:52:44.545
تا بتواند شكم خانواده اش را سير كند
اما او تقريبا دچار جنون مي شود

00:52:44.569 --> 00:52:48.716
زندگي او را زير پا له مي كند

00:52:50.647 --> 00:52:52.969
بعد از اين فيلم گوني فيلم « راه » را
نوشته

00:52:54.385 --> 00:52:58.014
و آن را به طور مشترك كارگرداني كرد

00:52:58.038 --> 00:53:01.176
يك مرد پنج روز است كه از زندان آزاد شده

00:53:01.200 --> 00:53:04.907
او خوشحال و آزاد است
او با سگش بازي  كرده و مي دود

00:53:04.931 --> 00:53:10.221
در يك دشت بسيار بزرگ كه باد علفزار ها را تكان مي دهد
 او اين صحته را با لنزي با فاصله كانوني زياد به تصوير كشيده است

00:53:13.710 --> 00:53:20.102
او به روستا مي آيد و لبخندي مي زند
به دوربين نگاه ميكند

00:53:20.127 --> 00:53:22.891
اما خيلي زود لبخند او از صورتش محو مي شود

00:53:22.915 --> 00:53:24.713
روستاي وي مرده است

00:53:24.738 --> 00:53:26.566
موسيقي قطع مي شود

00:53:30.093 --> 00:53:32.527
نظاميان وارد اين روستا شده اند

00:53:35.332 --> 00:53:39.577
نماهايي از مردمان معمولي كه نظاره گر
اين اتفاقات اند را ميبينيم

00:53:48.481 --> 00:53:50.537
هيچ ديالوگي لازم نيست گفته شود

00:53:50.539 --> 00:53:55.103
مردم به نظر در پنجره ها و در چارچوب هاي درب خانه هاي خود
زنداني شده اند

00:53:55.105 --> 00:53:59.538
گوني اين فيلم را با كمك
شريف گورن ساخت

00:53:59.540 --> 00:54:03.327
چون گوني در طول فيلمبرداري به زندان افتاد

00:54:03.352 --> 00:54:06.412
ولي به موقع در هنگام
پس از توليد توانست از زندان بيرون بيايد

00:54:06.420 --> 00:54:10.599
او از داخل زندان مي گفت به دستيارش
نامه مي داد كه چطور نماها را فيلمبرداري كنند

00:54:10.601 --> 00:54:14.467
او متهم به قتل
يك قاضي ضد كمونيست در يك رستوران شده بود

00:54:14.491 --> 00:54:17.880
هرچند كه ظاهرا پسر برادر گوني بوده
كه اين قتل را انجام داده بود

00:54:20.502 --> 00:54:23.556
شخصيت اصلي فيلم « راه » از نوع
شخصيت هاي مورد علاقه گوني است

00:54:23.580 --> 00:54:26.360
مرداني با سر و لباس قديمي با غرور
ولي هيچ قدرتي ندارند

00:54:26.385 --> 00:54:30.632
روياها و  اميد هاي آنان نقش بر آب مي شوند
آن ها سر خود را به ديوار زندگي مي كوبند

00:54:31.240 --> 00:54:36.547
گوني يك كمونيست بود . او حرف دل مردم را مي زد
و به همين خاطر مردم او را دوست داشتند

00:54:36.571 --> 00:54:40.720
فيلم راه جايزه اصلي جشنواره كن را دريافت كرد

00:54:45.084 --> 00:54:49.602
به آمريكاي جنوبي بر مي گرديم
جايي كه ايده سينماي سوم در آنجا متولد شد

00:54:49.627 --> 00:54:53.981
اين فيلم يكي از تاثيرگذارتين فيلم هاي
سينماي جهان سوم است

00:54:54.005 --> 00:54:56.508
كه تم اصلي ان هويت انسان
و خيانت است

00:54:56.532 --> 00:55:00.650
فيلمساز كاري كرده است كه
ما در وسط اتفاقات فيلم قرار مي گيريم

00:55:00.674 --> 00:55:07.832
در دهه 70 سالوادور آلنده ماركسيست با راي مردم به عنوان
رئيس جمهور شيلي  انتخاب شده بود

00:55:07.856 --> 00:55:10.621
در 11 سبتامپر سال 1973

00:55:10.646 --> 00:55:14.529
آلنده در راديو اعلام كرد كه اين آخرين
سخنراني اوست

00:55:28.482 --> 00:55:32.851
سپس ارتش ژنرال پينوشه
كودتا كرد

00:55:32.875 --> 00:55:36.654
كارگردان پاتريشيا گوژمن
و گروهش از بالاي پشت بام خانه ها از اينن اتفاقات فيلم گرفتند

00:55:36.678 --> 00:55:46.316
ان ها با دوربين روي دست
روي سربازها زوم كرده و آنان را كه مثل مورچه ها حركت مي كردند را به تصوير كشيدند

00:55:46.340 --> 00:55:49.351
آن ها اين نماها را چند ماه قبل
از شروع كودتاي پر از خشونت فيلمبرداري كردند

00:55:49.376 --> 00:55:52.253
كودتايي كه از طرف سي آ اي حمايت مي شد

00:55:52.277 --> 00:55:56.517
اتفاقي تاريخي در جلوي چشم آن ها در حال رخ دادن بود

00:55:56.541 --> 00:55:59.046
آن ها گاهي وقت ها مجبور بودند كه خود را پنهان كنند

00:55:59.071 --> 00:56:03.781
به همين خاطر بعضي موقع ها نرده ها و ديوارها
جلوي ديد كامل آن ها را مي گرفت

00:56:03.805 --> 00:56:06.765
آن ها صداي سر صحنه استفاده كردند

00:56:06.789 --> 00:56:10.072
در فيلم هيچ زرق و برق و يا فاصله گذاري وجود ندارد

00:56:10.096 --> 00:56:11.671
فيلم « نبرد شيلي » به ما مي گويد

00:56:11.695 --> 00:56:16.294
بفرماييد ببينيد اين ماييم
بفرماييد ببينيد كه ما داريم مي بازيم

00:56:26.438 --> 00:56:30.260
در پايان سفرمان به دورتادور جهان براي آشنايي با فيلم هايي
كه تم اصلي شان بحران هويت است

00:56:30.284 --> 00:56:33.737
با اين فيلم تكان دهنده فراموش نشدني
مواجه مي شويم

00:56:33.761 --> 00:56:36.736
فيلم « كوهستان مقدس»
 نيز توسط  يك فيلمساز متولد شيلي ساخته شده است

00:56:36.761 --> 00:56:41.348
فيلم بيشتر از بحران هويت انسان و مسائل توهم انگيز
سخن مي گفت تا مسائلي مثل خيانت و اين  طور چيزها

00:56:41.372 --> 00:56:44.722
يك دزد  برهنه از روي ديواري بلند
بالا مي رود

00:56:44.746 --> 00:56:49.003
در زير او دنيايي فاشيستي ، ديوانه
و پر از تعصبات مذهبي وجود دارد

00:56:49.027 --> 00:56:53.619
جامعه ايي كه او را به قالبي از مسيح در آورده است

00:56:53.643 --> 00:56:56.299
اين يكي از فيلم هاي اصلي
سينماي سوم است

00:57:28.265 --> 00:57:30.894
وقتي كه دزد به بالاي ديوار مي رسد

00:57:30.918 --> 00:57:33.515
فيلم شبيه فيلم « جادوگر شهر آز » مي شود

00:57:33.539 --> 00:57:36.434
يك راهرو عجيب
شبيه به يك رنگين كمان

00:57:38.222 --> 00:57:39.507
دزد همين طور جلو مي رود

00:57:39.510 --> 00:57:43.254
او مردي با لباس سفيد را ميبيند
كه در كنار او دو بز قرار دارد

00:57:43.278 --> 00:57:45.411
او يك زن برهنه و يك شتر ميبنيد

00:57:45.907 --> 00:57:49.732
كارگردان فيلم آلخاندرو خودورفسكي است

00:57:56.612 --> 00:57:59.504
خودورفوسكي نمايش طنز
در پاريس خوانده است

00:57:59.506 --> 00:58:01.689
او به فلسفه  ذن بوداييسم اعتقاد دارد

00:58:01.691 --> 00:58:05.703
ايده اصلي اين فلسفه اين است
كه انسان بايد خود را از تجملات دور كند

00:58:05.727 --> 00:58:09.408
او همچنين كتاب هاي كارل يونگ را نيز خواند بود
به همين خاطر در اين صحنه

00:58:09.433 --> 00:58:12.464
در حين بالا رفتن مرد از ديوار
و بعد از آن اين مارپيچ ذهن اوست

00:58:12.489 --> 00:58:15.507
جايي كه او با تصاويري عجيب و
كهن الگو هايي روبه رو مي شود

00:58:15.531 --> 00:58:19.359
كه بين او ساير انسان ها
مشترك است

00:58:25.239 --> 00:58:28.087
يك موسيقي هندي نواخته مي شود

00:58:31.639 --> 00:58:34.914
مرد سفيد پوش در فيلم خودورفسكي
كيمياگر است

00:58:34.938 --> 00:58:37.715
او به دزد مي گويد اگر طلا مي خواهد

00:58:37.739 --> 00:58:39.822
او به دزد خواهد داد

00:58:39.845 --> 00:58:43.199
اما شرط آن اين است
كه كار و ماموريتي خاص براي او انجام دهد

00:58:43.224 --> 00:58:48.403
دزد بايد مدفوع كرده و آن را
به كيمياگر بدهد

00:58:55.025 --> 00:58:58.584
ظاهرا بعد معنوي دزد
كل وجود او را فرا ميگيرد

00:58:58.608 --> 00:59:02.783
اين مدفوع اوست كه رفته رفته
به طلا تبديل مي شود

00:59:04.551 --> 00:59:07.790
اين صحنه قطعا به خاطر حس شوخ طبعي
خودوروفسكي ساخته شده است

00:59:10.351 --> 00:59:14.724
اما سفر مرد به كوه مقدس
براي پيداكردن خود و خود باختگي

00:59:14.748 --> 00:59:17.486
تازه شروع كار است

00:59:21.842 --> 00:59:31.125
او از سه رنگ اصلي  ،  تصويرهايي بيضي شكل مثل تخم مرغ
برهنگي و لباس هاي دهه هفتادي استفاده كرده است

00:59:45.549 --> 00:59:47.652
تو خود يك مدفوع هستي

00:59:47.676 --> 00:59:50.439
تو نيز خودت را مي تواني به طلا
تبديل كني

00:59:51.618 --> 00:59:56.986
سفر دزد براي كشف خود
كاملا نماينگر سينماي دهه 70 است

00:59:57.010 --> 01:00:01.691
فيلمساز هاي خلاق و سياسي دهه 70
جهان رختي جديد

01:00:01.715 --> 01:00:06.469
رختي از جنس نشانه ها و هويت شناسي و از طلا
به سينماي جهان پوشاندند

01:00:07.212 --> 01:00:11.529
جداي از اين مسائل
فيلم هاي اين دهه همگي يك پرسش داشتند

01:00:11.553 --> 01:00:18.295
ما به عنوان يك اروپايي مدرن ، يك آسياي
يا يك آفريقايي و يك آمريكاي لاتيني كي هستيم ؟ هويتمان چيست ؟

01:00:19.974 --> 01:00:22.187
اين خلاقيت در فرم نبود كه
فيلم هاي دهه 70 را خاص كرد

01:00:22.211 --> 01:00:25.787
بلكه اين فيلم ها سياسي نيز بوده
و بحران هويت انسان ها را به تصوير مي كشيدند

01:00:25.811 --> 01:00:28.500
كارگردان هاي  فيلم هاي جريان اصلي
و سرگرم كننده

01:00:28.524 --> 01:00:32.099
در بمبئي ، هنگ گنگ و هاليوود
در دهه 70 پا به سينما مي گذارند

01:00:32.123 --> 01:00:34.610
تا داستان سينما را براي هميشه

01:00:34.634 --> 01:00:35.927
عوض كنند

01:00:35.951 --> 01:00:47.951
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:00:47.975 --> 01:00:59.975
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.