﻿WEBVTT

00:00:00.010 --> 00:00:54.130
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:54.930 --> 00:01:00.290
<i>داستان مینگ لان</i>

00:01:00.290 --> 00:01:02.790
<i>قسمت11</i>

00:01:14.860 --> 00:01:19.720
درس های مومو کونگ تموم شدن، و به نظرم خیلی پربار بودن

00:01:19.720 --> 00:01:23.020
این چند روزه، سه تا بچه ها توی رفتار و صحبتشون

00:01:23.020 --> 00:01:25.470
تو ملاحظه و خویشتن داری پیشرفت نشون دادن

00:01:25.470 --> 00:01:26.960
پس این خوبه

00:01:26.960 --> 00:01:30.220
،این یعنی بیخود دعوتش نکردم

00:01:30.220 --> 00:01:33.410
و این انرژی بیخود استفاده نشده

00:01:34.680 --> 00:01:38.160
سه دختر دارن اطراف حیاط پشتی وقت میگذرونن

00:01:38.160 --> 00:01:39.950
مخصوصا مولان

00:01:39.950 --> 00:01:43.220
اون بچه بیشتر به شهر و ادبیات علاقه داره

00:01:43.220 --> 00:01:45.780
،دارم فکر میکنم

00:01:45.780 --> 00:01:51.400
شاید باید میذاشتیم کلاسای استاد جانگ رو ادامه بدن

00:01:52.550 --> 00:01:54.700
..این نظر توئه

00:01:54.700 --> 00:01:58.440
یا یکی از پشت داره بهت فشار میاره؟

00:01:58.440 --> 00:02:02.460
فقط فکر کردم خوبه که بچه ها کتابای بیشتری بخونن

00:02:02.460 --> 00:02:05.660
و قواعد دنیا رو بیشتر درک کنن

00:02:08.300 --> 00:02:12.720
برگرد. بذار یه کم بیشتر دربارش فکر کنم

00:02:18.850 --> 00:02:20.440
بله

00:02:27.660 --> 00:02:31.310
!حالا بیا بیرون. انقدر فال گوش واینستا

00:02:34.130 --> 00:02:37.460
چطوری میدونستی فال گوش وایساده بودم؟

00:02:37.460 --> 00:02:42.240
تو هم واقعا دلت میخواد به کلاسای استاد جانگ برگردی، درسته؟

00:02:44.940 --> 00:02:47.900
معمولا، خواهرها باهمدیگه وقت میگذرونن

00:02:47.900 --> 00:02:52.930
امروز سر لباس دعوا میکنیم، و فردا
سر چای و غذا. به آسونی دردسر درست میشه

00:02:52.930 --> 00:02:56.630
، بهتره هممون زود پاشیم و دیر بخوابیم
نگارش و خوندن کتابهامون رو بهتر کنیم

00:02:56.630 --> 00:03:00.130
، وقتی انرژی برامون نمونده باشه
دیگه چیزی برای دعوا باقی نمیمونه

00:03:00.130 --> 00:03:02.500
نادرست نیست

00:03:02.500 --> 00:03:07.550
اما به هر حال، مطالعه کتاب وظیفه زنها نیست

00:03:10.660 --> 00:03:16.810
مادربزرگ، اگه همچین چیزایی بگی، نوه ات باید باهات چونه بزنه

00:03:16.810 --> 00:03:18.450
بفرما

00:03:19.820 --> 00:03:24.890
اونجوری که من میبینمش، این گفته
که خوندن کتاب بی فایدست یه دروغه

00:03:24.890 --> 00:03:29.170
اگه کاملا بی فایدست، چرا همه
مردهای دنیا اشتیاق دارن که مطالعه کنن؟

00:03:29.170 --> 00:03:31.270
نمیتونه از روی بی حوصلگی باشه

00:03:31.270 --> 00:03:35.630
،فکر کنم این گفته فقط آرزوی مردها بود

00:03:35.630 --> 00:03:41.000
میخواستن زنها برای همیشه احمق و مطیع باشن
که راحت تحت کنترل قرار بگیرن

00:03:41.930 --> 00:03:45.970
!میدونستم که باهوشی و میفهمیش

00:03:45.970 --> 00:03:47.730
این حرف اشتباه نیست

00:03:47.730 --> 00:03:51.260
اینکه نمیخوان زنها مطالعه کنن کوته بینیه

00:03:51.260 --> 00:03:54.230
دودمان و نسلهای زنان نجیب زاده های بزرگ

00:03:54.230 --> 00:03:57.610
کدوم یکیشون از جوانی تو کتابها و اصول به نظم در نیومدن؟

00:03:57.610 --> 00:04:00.070
،اگه راسته که برای زنها مطالعه بی فایدست

00:04:00.070 --> 00:04:03.650
پس میذارن دخترشون این عذاب رو تجربه کنن؟

00:04:05.290 --> 00:04:10.320
،پس مادربزرگ، یه کم پیش تردید شما جلوی پدر
اون هم ساختگی بود؟

00:04:10.320 --> 00:04:14.830
میخوای معشوقه لین و خواهر چهارم چند روز اخم کنن؟

00:04:17.090 --> 00:04:19.900
میخوام مادر و دختر بدونن

00:04:19.900 --> 00:04:23.130
که برگشتن به کلاس خانگی فرصتیه که به آسونی بدست نمیاد

00:04:23.130 --> 00:04:25.580
که جایگاهشون رو بدونن

00:04:34.020 --> 00:04:36.750
امتحان سراسری امپراتوری داره نزدیک میشه

00:04:36.750 --> 00:04:41.150
همگی. وقتشه که مهارتهاتون رو جدی آزمایش کنین

00:04:41.150 --> 00:04:45.700
"امروز، از "گفته های کنفسیوس و قواعدش
به عنوان اساس موضوع استفاده میکنم (گلچین ادبی)

00:04:45.700 --> 00:04:48.370
بدون دقت ورق میزنم و به یه جمله اشاره میکنم

00:04:48.370 --> 00:04:52.850
و میتونیم به عنوان موضوع بحثمون استفاده کنیم

00:05:07.840 --> 00:05:10.280
چقدر مناسب

00:05:10.280 --> 00:05:12.280
همه گوش کنین

00:05:12.790 --> 00:05:16.290
موضوع بحث امروز

00:05:16.290 --> 00:05:22.790
"جانشین کردن وارث ارشد یا جانشین کردن وارث لایق؟ کدوم بهتر است؟"

00:05:26.790 --> 00:05:28.810
واقعا مناسبه

00:05:28.810 --> 00:05:32.230
،داغترین موضوع این روزها در پایتخت

00:05:32.230 --> 00:05:36.820
نزاع جانشینی بین شاهزاده یان و شاهزاده یونگه

00:05:38.220 --> 00:05:43.540
استاد. میترسم این موضوع مناسب نباشه

00:05:44.440 --> 00:05:46.160
نگران نباش

00:05:46.160 --> 00:05:51.170
تازگیا حتی یه چایخانه معمولی در پایتخت اغلب درباره این بحث میکنن

00:05:51.170 --> 00:05:56.280
با درهای بسته و پنهانی صحبت کردنمون، جای نگرانی نیستی

00:05:56.280 --> 00:06:02.290
تا وقتی شماها به بیرون درز ندین

00:06:07.960 --> 00:06:12.170
چون استاد میفرماین جای نگرانی نیست، پس بیاین دربارش بحث کنیم

00:06:12.170 --> 00:06:15.120
امپراتور کنونی هیچ پسری ندارن

00:06:15.120 --> 00:06:19.260
وزیرهای عالی رتبه همشون به عالیجناب اصرار میکنن
از خاندان سلطنتی به فرزندی قبول کنن و اون رو به عنوان ولیعهد انتخاب کنن

00:06:19.260 --> 00:06:22.820
شاهزاده یونگ بزرگتره اما صلاحیتهاش در حد متوسطه
بدون هیچ دستاورد قابل بحثی

00:06:22.820 --> 00:06:27.940
تنها سرمایه اش یک عالمه زن و معشوقه هاست
که شب و روز باهاشون رو کاره

00:06:27.940 --> 00:06:32.050
دیگه خودشو خسته کرده، و یه حیاط کامل پر از دختر و پسر بزرگ کرده

00:06:33.200 --> 00:06:37.420
برادر دوم. مواظب حرفات باش. دوشیزه ها اینجان

00:06:41.330 --> 00:06:46.440
،شاهزاده یونگ بزرگتره و یه عالمه بچه داره
پس انتخاب اون مناسبه

00:06:46.440 --> 00:06:48.290
دیگه نزاع سر چیه؟

00:06:49.680 --> 00:06:53.480
شاهزاده یان فقط شش ماه کوچیکتر از شاهزاده یونگه

00:06:53.480 --> 00:06:55.100
،با اینکه شاهزاده یان فقط یه پسر داره

00:06:55.100 --> 00:06:59.190
پدر و پسر هر دو باهوش و با استعدادن، و خیلی مورد تحسین مردمن

00:06:59.190 --> 00:07:03.100
 تعیین مرد عاقلی مثل اون به عنوان وارث
تاج و تخت، یه فکر عالی برای آینده کشوره

00:07:03.100 --> 00:07:07.080
شش ماه کوچیکتر باز هم کوچیکتر حساب میشه

00:07:07.080 --> 00:07:09.560
نمیتونیم ترتیب سن رو کنار بذاریم

00:07:09.560 --> 00:07:11.610
درست و شایسته نیست

00:07:11.610 --> 00:07:15.700
اگه همه فقط به استعداد اهمیت بدن، اون وقت شاید ممکن باشه

00:07:15.700 --> 00:07:18.610
اما همه به رتبه و مقام اهمیت میدن

00:07:18.610 --> 00:07:22.080
پس این یه مشکله-
برادر دوم، خیلی راحت حرف میزنی-

00:07:22.080 --> 00:07:26.190
این تاج و تخت امپراتوریه. درباره نزاع های خاندان های کوچیک
سر یه قطعه زمین یا یه مغازه حرف نمیزنیم

00:07:26.190 --> 00:07:29.370
اگه این وضعیت رو روشن نکنیم، باعث هرج و مرج میشه

00:07:31.540 --> 00:07:35.080
چانگبای، تو نظرت چیه؟

00:07:39.960 --> 00:07:41.670
قربان

00:07:43.020 --> 00:07:46.160
شاگرد شما فکر میکنه ارشد اصلی باید جانشین بشه
(پسر ارشد ملکه، به عنوان همسر قانونی)

00:07:46.160 --> 00:07:49.690
امپراتور چین، پسر ارشدش، فوسو رو خلع کرده
(خواجه جائو گائو، و نخست وزیرلی سی ، یه خروسک خیمه شب بازی میخواستن)

00:07:49.690 --> 00:07:52.110
این منجر به فروپاشی سلسله چین در نسل دوم شد

00:07:52.110 --> 00:07:55.270
با نگاهی به دوران قدیم، سلسله های زیادی جایگزین میشن

00:07:55.270 --> 00:07:59.070
خیلیا بعد از جانشینی پسر کوچیکتر با خلع پسر ارشد
با مشکلات زیادی رو به رو شدن

00:07:59.070 --> 00:08:02.080
این واقعا درست نیست. امپراتور وو از سلسله هان
(امپراتور هفتم هان، لیو چه)

00:08:02.080 --> 00:08:05.030
پسر ارشد نبود، اما بعد از بدست آوردن تاج و تخت

00:08:05.030 --> 00:08:10.200
تونست یه کشور و ارتش در حال ترقی برپا کنه
که چادر نشینان وحشی رو نابود کنه، دستاوردهایی مادام العمر

00:08:10.200 --> 00:08:14.360
پس این نشون میده انتخاب نکردن ارشد الزاما چیز بدی نیست

00:08:14.360 --> 00:08:16.930
،اما قبل از اینکه امپراتور جینگ، لیو چه رو به عنوان ولیعهد انتخاب کنه

00:08:16.930 --> 00:08:20.470
اول مادرش بانو وانگ زیبا رو به عنوان ملکه بعدی ترفیع داد
(لیو چه پسر ارشدش بود)

00:08:20.470 --> 00:08:23.130
پس طبق قانون، عادلانه و مناسب بود

00:08:23.130 --> 00:08:27.190
پس میبینین، به تاج و تخت رسیدن لیو چه
در واقع مثالی از انتخاب وارث اصلیه

00:08:27.190 --> 00:08:29.000
فراموش نکن، عموی دوم

00:08:29.000 --> 00:08:32.990
امپراتور هویی از جین، کل دربار میدونست که اون احمق بود
(میگفتن عقب مانده ست، وارث در سن هفت سالگی)

00:08:32.990 --> 00:08:35.170
اما چون پسر ارشد اصلی بود، با این حال انتخاب شد

00:08:35.170 --> 00:08:39.700
و اینطوری بود که بعدا توطئه ملکه جیا نانفنگ و
شورش هشت شاهزاده شکل گرفت

00:08:39.700 --> 00:08:45.540
،اگه از اول یه شاهزاده دیگه برای جانشین انتخاب میشد
به عقب نشینی به جیانگنان منجر نمیشد

00:08:45.540 --> 00:08:48.320
اما چند تا احمق مثل امپرواتور هویی از جین وجود دارن؟

00:08:48.320 --> 00:08:50.320
خواهر چهارم، فکر میکنی

00:08:50.320 --> 00:08:53.890
همه بچه های تبار اصلی احمقن؟

00:08:53.890 --> 00:08:55.960
فقط به خاطر اینکه پسر ارشد از تبار اصلی یه احمق نیست

00:08:55.960 --> 00:08:58.710
به این معنی نیست که پسر دوم نمیتونه زرنگ و باهوش باشه

00:08:58.710 --> 00:09:02.540
امپراتور تایزونگ از تانگ، پسر ارشد از تبار اصلی نبود اما یه عصر رو به ترقی رو ساخت
دومین حاکم، لی شیمین، که در حادثه دروازه شوان وو)
(برادر بزرگترش رو به قتل رسوند. شوهر اول وو منیانگ/زتیان

00:09:02.540 --> 00:09:07.090
مثالهای تباهی کشور باپوچی پسر کوچیکتر
 هم زیادن. امپراتور یانگ از سویی یکیشه

00:09:07.090 --> 00:09:10.110
اون یه کشور عالی رو تباه کرد و اینو همه میدونن
(حاکم بد، و جانشینش به تانگ گائوزو تسلیم شد)

00:09:10.110 --> 00:09:14.630
بعد از این همه مدت گوش دادن، چطوریه که ارباب جوان و خانوم ششم

00:09:14.630 --> 00:09:17.070
یک کلمه هم نگفتن؟

00:09:21.400 --> 00:09:25.270
شاگردتون یاید هنوز فکراشو بکنه

00:09:25.270 --> 00:09:27.700
یوآن‌رئو تک پسر خانوادشه

00:09:27.700 --> 00:09:32.540
در موضوع انتخاب ارشد یا انتخاب بر اساس شایستگی
شاید نمیتونه واضح درکش کنه

00:09:32.540 --> 00:09:34.830
واقعا همینطوره

00:09:34.830 --> 00:09:38.990
به نظرم بهتره اول فکرهای عالی بقیه رو گوش داد

00:09:38.990 --> 00:09:42.560
خانوم ششم، انتخاب ارشد یا براساس شایستگی

00:09:42.560 --> 00:09:44.930
نظرت چیه؟

00:09:47.960 --> 00:09:50.910
من فقط یه دخترم. هیچوقت بهش فکر نکردم

00:09:50.910 --> 00:09:52.700
پس بیاین به عنوان یه سیاست خانوادگی بحثش کنیم

00:09:52.700 --> 00:09:56.260
بیاین فقط فرض کنیم، یه خانواده کوچیک

00:09:56.260 --> 00:09:59.940
یه پسر ارشد به دردنخور و یه پسر باهوش و بامهارت از یه معشوقه دارن

00:09:59.940 --> 00:10:01.890
کدوم یکی باید ارباب خونه بشه؟

00:10:03.410 --> 00:10:07.170
این چیزیه که ارباب خانواده باید زحمتشو بکشه
برام راحت نیست که خودسرانه صحبت کنم

00:10:07.170 --> 00:10:12.180
برادر سوم، از کجا میدونی پسر ارشد هیچ تعریفی نداره؟

00:10:12.180 --> 00:10:14.480
شاید اون پسر معشوقه زاده فقط یه بالش گلدوزی شده ی توخالیه

00:10:14.480 --> 00:10:18.370
توخالی بودن پسر دوم به این معنی نیست که پسر ارشد بی خاصیت نیست-
!تو-

00:10:18.370 --> 00:10:20.940
دارم از خواهر ششم میپرسم، چرا شما دو تا بحث میکنین؟

00:10:20.940 --> 00:10:23.080
خواهر ششم، تو حرف بزن

00:10:23.870 --> 00:10:26.190
نمیدونم چی بگم

00:10:26.690 --> 00:10:28.470
باید یه چیزی بگی

00:10:28.470 --> 00:10:29.860
بگو

00:10:29.860 --> 00:10:33.680
بذارین به خواهر ششم سخت نگیریم. اون جوونه

00:10:33.680 --> 00:10:37.040
،و برای آزمون امپراتوری داره آماده نمیشه
پس این موضوع زیاد ربطی بهش نداره

00:10:37.040 --> 00:10:39.230
چرا باید یکیو تحت فشار بذاریم؟

00:10:39.860 --> 00:10:44.030
فکر میکنم، باید نظرات خانوم ششم رو بشنویم

00:10:44.030 --> 00:10:48.240
،با اینکه جوونه و مایل به صحبت نیست

00:10:48.240 --> 00:10:51.370
ممکنه عاقل باشه و از قبل فکراشو کرده باشه

00:10:51.370 --> 00:10:55.300
فقط داره مارو تماشا میکنه که تا سرخ شدن صورتمون
 بحث میکنیم و یواشکی به ما میخنده

00:10:55.300 --> 00:10:59.720
عمو گو، اگه میخوای صحبت کنی، فقط صحبت کن
چرا منو وارد این قضیه میکنی؟

00:11:00.500 --> 00:11:02.080
عموی دوم

00:11:02.080 --> 00:11:04.270
چرا تو هم اونو تحت فشار میذاری؟

00:11:06.500 --> 00:11:08.980
هر چقدر سعی میکنی از اون کوچیکه محافظت کنی

00:11:08.980 --> 00:11:12.440
دو خواهر بزرگتر بیشتر دعوا و منازعه میکنن

00:11:12.440 --> 00:11:16.040
پس بذار اون از پسش بربیاد
فکر کنم خودش میتونه از پسش بربیاد

00:11:16.040 --> 00:11:17.460
نه

00:11:17.460 --> 00:11:19.690
تو نمیدونی. اینجا

00:11:19.690 --> 00:11:23.960
تو این خونه. اون نمیتونه

00:11:23.960 --> 00:11:26.840
خیلی خوب. همه صحبت کردن

00:11:26.840 --> 00:11:29.680
خانوم ششم، تو هم باید حرف بزنی

00:11:34.840 --> 00:11:37.550
داره صدات میکنه. میخواد که حرف بزنی

00:11:38.220 --> 00:11:39.830
زود باش

00:11:48.600 --> 00:11:52.280
راستش میخوام از ارباب جوان و عمو گو بپرسم

00:11:55.940 --> 00:11:58.770
من اینجام. فقط ازم بپرس

00:11:59.460 --> 00:12:02.140
شما هر دو وارثهای قانونی خونه هاتونین

00:12:02.140 --> 00:12:07.190
در بحث بچه مشروع و یا معشوقه زاده، شاید شما دو تا
از ما برادر خواهرها آزادتر میتونین صحبت کنین

00:12:07.190 --> 00:12:10.600
اما امروز، چیزی که دلم میخواد بپرسم اینکه که

00:12:10.600 --> 00:12:15.600
اگه هر دوی شما یه برادر تمام و کمال
که بچه ی معشوقه ست داشتین

00:12:15.600 --> 00:12:17.860
چطور خودتون رو جای میدادین؟

00:12:17.860 --> 00:12:20.510
کی اهمیت میده بچه مشروع باشه یا بچه یه معشوقه؟

00:12:20.510 --> 00:12:24.560
اگه پسر معشوقه زاده بااستعداده و رفتار شایسته ای داره

00:12:24.560 --> 00:12:26.520
چیز خوبیه

00:12:26.520 --> 00:12:30.990
و اگه این برادر بااستعداد و درستکار معشوقه زاده
دلش بخواد باهات سر عنوان اشرافی بجنگه چی؟

00:12:30.990 --> 00:12:34.130
اگه درباره بچه مشروع و معشوقه زاده
از لحاظ بزرگی کوچیکی حرف بزنیم

00:12:34.130 --> 00:12:37.870
تو خانواده من، برادر بزرگم ارشده و من پسر دومم

00:12:37.870 --> 00:12:40.570
،اگه برادر سومم بهتر از منه

00:12:40.570 --> 00:12:43.920
پس معلومه که اون باید عنوان رو به ارث ببره

00:12:52.860 --> 00:12:54.480
عمو گو، حرفات اشتباست

00:12:54.480 --> 00:12:58.700
برادر کوچکترت باز هم از یه زن قانونیه، پس این حساب نمیشه

00:12:58.700 --> 00:13:01.890
جانشین میراث یه خاندان شوخی نیست

00:13:01.890 --> 00:13:06.000
بی تفاوتی تو نسبت به اسم و ثروت یه مسئله کوچیکه
و میذاری یه معشوقه زاده عنوان اشرافی رو به ارث ببره

00:13:06.000 --> 00:13:09.210
اما باعث شرم اجداد و اعضای خاندانت میشی

00:13:09.210 --> 00:13:11.070
شرم؟

00:13:11.070 --> 00:13:15.230
اگه اون معشوقه زاده بااستعداد و بافضیلته، کارهای بزرگی انجام میده

00:13:15.230 --> 00:13:16.780
و افتخار و عزت رو برای خاندان و اجداد به ارمغان میاره

00:13:16.780 --> 00:13:20.510
اگه وارث قانونی به درد نخور و بی فضیلته
و دارایی های خانوادگی رو به باد میده

00:13:20.510 --> 00:13:23.010
اون وقت اجداد افتخار میکنن؟

00:13:23.010 --> 00:13:25.860
اگه معشوقه زاده بااستعداده، فقط باید به پسر مشروع کمک کنه

00:13:25.860 --> 00:13:28.530
نیازی نیست که ترتیب رو بهم بزنه. و این یه راه حل عالی نیست؟

00:13:28.530 --> 00:13:31.680
ارباب جوان. طبیعت انسان رو زیادی عالی حساب میکنی

00:13:31.680 --> 00:13:35.480
یه مرد بااستعداد مطمئنا مغروره. به زیر دست بودن تن نمیده

00:13:35.480 --> 00:13:39.020
طبق گفته تو، فقط باعث اختلاف و نزاع کامل بین برادرها میشه

00:13:39.020 --> 00:13:42.450
میترسم تا اون موقع عنوان اشرافی هم از بین بره

00:13:44.120 --> 00:13:48.900
خیلیا تو دوره زمونه ما دوست دارن درباره موفقیت با دستاوردها بحث کنن

00:13:48.900 --> 00:13:53.420
و این  چیزیه که معشوقه زاده رو تحریک میکنه
 که خواب و خیال احمقانه داشته باشه

00:13:53.420 --> 00:13:56.440
اگه همه توی دنیا بتونن به مقام و رسوم احترام بذارن

00:13:56.440 --> 00:13:58.670
ارشدیت رو لحاظ قرار بدن و به ارشد قانونی احترام بذارن

00:13:58.670 --> 00:14:03.180
اون وقت چطور اختلاف بین برادرها و فروپاشی خانواده ها اصلا اتفاق میوفته؟

00:14:06.030 --> 00:14:08.070
،اگه یوآن‌رئو واقعا اینو باور داره

00:14:08.070 --> 00:14:11.392
باید اصرار کنم که کارهای خوب زیادی بکنی

00:14:11.390 --> 00:14:15.910
که تو زندگی بعدیت به عنوان یه معشوقه زاده بدنیا نیای
و از یه تلخی بی پایان رنج نبری

00:14:16.970 --> 00:14:21.330
ما داریم برای سرگرمی بحث میکنیم پس همگی باید دوستانه باشن

00:14:22.510 --> 00:14:26.680
خانوم ششم، حرفای دو ارباب جوان رو زیاد شنیدی

00:14:26.680 --> 00:14:30.820
به نتیجه ای نرسیدی که آیا جانشینی باید براساس ارشد بودن باشه یا شایستگی؟

00:14:31.770 --> 00:14:34.250
نتیجه گیری من به نتیجه ای نرسیدنه

00:14:34.250 --> 00:14:38.220
بافضیلت یا بی فضیلت. این به راحتی پنهان میشه و تشخیصش سخته

00:14:38.220 --> 00:14:41.310
،اما در مورد مشروع یا معشوقه، و بزرگتر و کوچیکتر
 این خیلی واضحه و بحثی توش نیس

00:14:41.310 --> 00:14:45.720
اگه اون معشوقه زاده واقعا بافضیلته، به خاطر
جاه طلبی خودش خانوادش رو خراب نمیکنه

00:14:45.720 --> 00:14:49.920
اما از طرف دیگه، اگه پسر ارشد مشروع قدرت رو محکم نگه داره
و بتونه معشوقه زاده رو مهار کنه

00:14:49.920 --> 00:14:53.830
که جرات سلب قدرت رو نداشته باشه، اونوقت
میتونه کامیابی همیشگیش رو حفظ کنه

00:14:53.830 --> 00:14:56.470
یه مرد درست باید به فرمانرواش وفادار و عاشق ملتش باشه

00:14:56.470 --> 00:15:00.460
به جاش بهتره یه شهروند ساده باشه، تا دعواهای بیخود کنار گذاشته بشه

00:15:05.920 --> 00:15:09.980
ببین. فقط یک جمله گفت

00:15:09.980 --> 00:15:12.240
و هر دوی ما رو تو دردسر انداخت

00:15:12.240 --> 00:15:15.610
گذاشت یکسره بحث کنیم و با بی خیالی تماشا کرد

00:15:15.610 --> 00:15:17.490
همیشه باهوش بود

00:15:20.830 --> 00:15:24.930
خانوم ششم خیلی جوونه، بااینحال همچین بینشی داره

00:15:24.930 --> 00:15:27.690
چه نادر

00:15:27.690 --> 00:15:32.850
!خب. خب. خیلی تماشاییه

00:15:33.560 --> 00:15:36.940
پس بهتون آسون میگیرم و هیچ تکلیفی نمیدم

00:15:37.650 --> 00:15:39.340
چه بینشی؟

00:15:39.340 --> 00:15:41.740
فقط داره ماست مالی میکنه

00:15:45.300 --> 00:15:47.730
به جاش یه شهروند ساده باشه؟

00:15:47.730 --> 00:15:50.340
چرا دنبال دعواهای بیخود بره؟

00:15:50.920 --> 00:15:53.220
مینگ لان واقعا اینو گفت؟

00:15:53.220 --> 00:15:54.720
بله

00:15:57.850 --> 00:16:00.940
این بچه بینش نادری داره

00:16:00.940 --> 00:16:03.590
کِی شروع کرد به درک این منطق؟

00:16:04.300 --> 00:16:06.510
خواهر ششم همیشه بافکر بوده

00:16:06.510 --> 00:16:08.620
فقط تمایلی به حرف زدن نداره

00:16:10.330 --> 00:16:14.200
انگار واقعا مادربزرگت خوب بزرگش کرده

00:16:19.540 --> 00:16:22.930
اون بووی از خانه اربابی دوک چی نیست؟

00:16:26.010 --> 00:16:29.810
یهو یادم اومد یه کتابو جا گذاشتم

00:16:31.090 --> 00:16:33.670
جا نذاشتین. شمردم و همه کتابا اینجان

00:16:33.670 --> 00:16:35.250
!جا گذاشتم

00:16:41.250 --> 00:16:45.750
خانوم، اگه دوست ندارین ارباب جوان رو ببینین، فقط میتونم بفرستمش بره

00:16:45.750 --> 00:16:48.630
لازم نیست به تته پته بیوفتین و فرار کنین

00:16:48.630 --> 00:16:51.350
...مخصوصا بری بهش بگی؟ این فقط نشون میده ما

00:16:51.350 --> 00:16:54.800
یه جوری به نظر میاد انگار بهش علاقه دارم

00:16:54.800 --> 00:16:57.820
بیا فقط اینجا بشینیم و اونو پا در هوا بذاریم

00:16:57.820 --> 00:17:00.510
وقتی اوضاع سخت باشه خودش عقب نشینی میکنه

00:17:00.510 --> 00:17:02.680
وقتی اوضاع سخت باشه من عقب نشینی نمیکنم

00:17:07.920 --> 00:17:10.590
..تو. تو مگه

00:17:12.860 --> 00:17:15.980
به هوشت عادت کردم، و تو فکر میکنی

00:17:15.980 --> 00:17:18.860
که من تو راه برگشت به سالن شوان منتظر میمونم
(قسمت خونه خانوم بزرگ)

00:17:18.860 --> 00:17:20.990
به خاطر همین تغییر مسیر دادم

00:17:28.460 --> 00:17:31.330
نگران نباش. از قبل دور و بر رو نگاه انداختم

00:17:31.330 --> 00:17:34.260
هیچ غریبه ای نیست. میتونیم راحت حرف بزنیم

00:17:34.260 --> 00:17:37.170
چیزی برای گفتن نیست. شاوتائو، بیا بریم

00:17:37.170 --> 00:17:39.420
!خواهر ششم. خواهر ششم

00:17:40.740 --> 00:17:44.680
ارباب جوان، سعی داری اوضاع رو برای منم سخت کنی؟

00:17:45.990 --> 00:17:48.350
نه، اینطور نیست

00:17:49.520 --> 00:17:53.360
فقط میخواستم بدونم چرا قلموها رو نخواستی؟

00:17:53.360 --> 00:17:55.310
به خاطر اینه که به اندازه کافی خوب نیستن؟

00:17:56.120 --> 00:17:57.730
نه

00:17:58.450 --> 00:18:00.740
چرا درک نمیکنی؟

00:18:02.630 --> 00:18:05.490
،هر وسیله ای که میوفته دست من

00:18:05.490 --> 00:18:08.170
زیاد دووم نمیاره

00:18:08.170 --> 00:18:10.700
،به جاش بهتره چیزی نداشته باشم

00:18:10.700 --> 00:18:12.960
! و کاملا احساس راحت میکنم

00:18:12.960 --> 00:18:16.260
منظورت اینه ازت قاپ زدن؟

00:18:16.260 --> 00:18:20.160
پس این عالیه. دفعه دیگه که یه چیز قشنگ داشتم
میام و مخفیانه میدمش بهت

00:18:20.160 --> 00:18:22.240
نمیذارم بقیه بدونن

00:18:22.810 --> 00:18:27.050
ارباب جوان. فکر میکردم معقولی

00:18:27.050 --> 00:18:29.810
اما بااینحال چرا درک نمیکنی؟

00:18:30.350 --> 00:18:33.160
به جاش بذار امروز صحبت کنیم که اینو روشن کنم

00:18:33.160 --> 00:18:36.920
هر چقدر بهتر با من رفتار کنی، برای من دردسر بزرگتریه

00:18:36.920 --> 00:18:38.910
دردسر برای تو؟

00:18:50.710 --> 00:18:54.090
ارباب جوان، یه استعداد کمیابی

00:18:54.090 --> 00:18:56.120
یه مرد درست

00:18:57.270 --> 00:19:00.020
دونستن اینکه تو این دنیا وجود داری

00:19:00.020 --> 00:19:02.230
همینجوریش منو خوشحال میکنه

00:19:16.090 --> 00:19:20.160
منو دردسر در نظر نگیر. من ازت محافظت میکنم

00:19:21.520 --> 00:19:25.920
!نترس. در آینده. در آینده

00:19:55.830 --> 00:19:59.460
خانوم، زمستونه و خیلی زود تاریک میشه

00:19:59.460 --> 00:20:03.550
چطوره فردا دوزندگی کنیم، که چشماتون اذیت نشه؟

00:20:03.550 --> 00:20:06.850
دو ارشد نزدیک آزمونشونه

00:20:06.850 --> 00:20:09.150
اونا سختکوشن، زود بیدار میشن و دیر میخوابن

00:20:09.150 --> 00:20:11.380
باید زودتر این دو جفت محافظ زانو رو تموم کنم

00:20:11.380 --> 00:20:14.690
و بهشون هدیه بدم، وگرنه نمیتونم به موقع تمومشون کنم

00:20:15.980 --> 00:20:18.560
دو جفت محافظ زانو، خانوم؟

00:20:18.560 --> 00:20:23.760
پس، من یه جفت اینجا دارم و شاوتائو یه جفت داره درست میکنه

00:20:23.760 --> 00:20:26.550
پس چرا شما هم یه جفت میدوزین، خانوم؟

00:20:27.930 --> 00:20:30.150
ارباب جوان هم آزمون میده

00:20:30.150 --> 00:20:33.320
نکنه این جفت محافظ زانو برای اونن؟

00:20:33.320 --> 00:20:36.380
تو. این دیگه چه مزخرفیه؟

00:20:36.380 --> 00:20:41.180
من سالهاست از این جور چیزا درست نکردم
و میخواستم یه جفت محافظ زانو برای تمرین درست کنم

00:20:41.180 --> 00:20:42.980
پس انقدر چرت و پرت نگو

00:20:50.970 --> 00:20:53.180
لباس محل آزمون

00:20:53.180 --> 00:20:58.140
نمیتونه دو لایه باشه، باید تک لایه باشه! یه چند تا دیگه اینجا اضافه کن

00:21:00.500 --> 00:21:04.700
چهار ابزار نوشتن رو کامل کن. نمیتونیم هیچ کمبودی داشته باشیم

00:21:07.480 --> 00:21:10.400
!یه پتوی ضخیمتر اونجا

00:21:10.400 --> 00:21:13.750
!بهار شروع شده، اما در واقع این سرمای بهاریه که بی امانه

00:21:13.750 --> 00:21:18.100
پارسال توی این ماه هنوز برف میبارید
!محوطه آزمون خیلی سرده

00:21:18.100 --> 00:21:22.610
،تو که هیچوقت تو محوطه آزمون نبودی
 پس از کجا میدونی سرده یا نه؟

00:21:23.260 --> 00:21:25.450
پدرت قبلا دربارش بهم گفته

00:21:25.450 --> 00:21:29.590
،وارد اون محوطه میشی، و وقتی دروازه ها
 رو بستن و درها رو قفل کردن

00:21:29.590 --> 00:21:32.600
،تک و تنهایی که بخوری، بنوشی، مدفوع کنی
!ادرار کنی و بخوابی. هیچکس نمیتونه وارد بشه

00:21:32.600 --> 00:21:36.290
حتی اگه یه آتیش سوزی باشه، در رو باز نمیکنن. زحمتهات هدر میره

00:21:37.080 --> 00:21:41.180
چطور ممکنه روی این نوشته ای باشه؟
اگه موقع گشتن پیداش کنن دردسر بزرگی میشه

00:21:42.060 --> 00:21:45.650
خوبه. اون پتو به اندازه کافی ضخیمه

00:21:46.490 --> 00:21:48.140
خوبه

00:21:49.720 --> 00:21:54.680
بای‌اِر، از بچگیش تا الان، این مدت طولانی منو ترک نکرده بود

00:21:54.680 --> 00:21:57.230
مطمئنا عذاب میکشه

00:21:57.230 --> 00:21:59.690
برادر ارشد خیلی وقته آمادست

00:21:59.690 --> 00:22:04.200
اون بیشتر از کل خانواده حواسش هست، پس انقدر شلوغش نکن

00:22:04.200 --> 00:22:06.660
چطور میتونم؟ برادرت تو درس خوندن زحمت میکشه

00:22:06.660 --> 00:22:09.490
یکی باید مواظبش باشه

00:22:11.020 --> 00:22:16.540
بانوی بزرگ. اینا محافظ های زانو از طرف خانوم ششم فرستاده شدن

00:22:16.540 --> 00:22:21.930
گفتن اون شخصا خودش برای ارباب جوان دوم درست کرده-
 که با پوشیدنش خودشو از سرما محافظت کنه
محافظ زانو؟-

00:22:21.930 --> 00:22:25.240
،خانوم ششم گفت بااینکه الان داره گرمتر میشه

00:22:25.240 --> 00:22:27.420
موقع شب هنوز به شدت سرده

00:22:27.420 --> 00:22:31.060
برای همین یه کم مخمل ضخیم از انبار آورد
 و یه جفت محافظ زانو درست کرد

00:22:31.060 --> 00:22:36.320
،پس، حتی اگه شبنم شبانگاهی شدید باشه
زانوهاش میتونه از سرما محافظت بشه

00:22:36.320 --> 00:22:39.000
کار خیلی ظریفیه

00:22:39.000 --> 00:22:41.990
،پس فقط برادرم این محافظ زانو رو داره

00:22:41.990 --> 00:22:43.900
یا تو عمارت لینچی هم دارنش؟

00:22:43.900 --> 00:22:47.600
گفتن همه یه جفت دارن

00:22:47.600 --> 00:22:51.100
هیچکس رو دلخور نمیکنه. هر دو طرف رو خوشحال میکنه

00:22:52.400 --> 00:22:56.800
برادر خودت داره به محل آزمون میره
و تو هیچ کاری نکردی جز اینکه بی خیال حرف زدی

00:22:56.800 --> 00:22:58.200
نگاش کن

00:22:58.200 --> 00:23:00.600
حرف و رفتارش هر دو تمام و کمالن

00:23:00.600 --> 00:23:02.800
تعجبی نداره که خانوم بزرگ دوستش داره

00:23:02.800 --> 00:23:07.100
این سالها، حتی وزیر از مینگ‌اِر بیشتر و بیشتر خوشش میاد
و تو حتی تلاش نمیکنی که از اون یاد بگیری

00:23:07.100 --> 00:23:09.600
اما مگه من مثه اونم؟ من از تبار مشروع بدنیا اومدم

00:23:09.600 --> 00:23:13.200
خفه شو. اجازه نداری دیگه این چیزا رو بگی

00:23:23.800 --> 00:23:29.200
معشوقه لین. خانوم ششم این محافظ زانو
رو برای ارباب جوان سوم درست کرده

00:23:30.000 --> 00:23:31.400
این خرت و پرتا چی ان؟

00:23:31.400 --> 00:23:33.400
فقط بندازش اینجا

00:23:36.200 --> 00:23:38.200
اگه این چیز احمقانه رو بپوشم، بقیه از خنده بهم میترکن

00:23:38.200 --> 00:23:40.400
!تو حیاط آزمون انقدرا هم سرد نیست

00:23:45.410 --> 00:23:46.820
،این دختر ششم کوچولو

00:23:46.820 --> 00:23:50.020
حداقل از اون احمق ایوان وی‌روی قویتره

00:23:50.020 --> 00:23:51.610
فقط حیف که

00:23:51.610 --> 00:23:54.000
نمیتونه عادت صرفه جویی و کم خرجی رو عوض کنه

00:23:54.000 --> 00:23:56.800
!همچین چیزای خجالت آوری رو میفرسته اینجا

00:23:56.800 --> 00:24:01.200
پسرم. باید به خاطر ما خوب انجامش بدی

00:24:01.200 --> 00:24:04.500
قبول شو و برگرد، بعد در آینده <i>جینشی</i> به عنوان کاندید برای
(فارغ التحصیل قصر، نمره بالا)

00:24:04.500 --> 00:24:07.600
هیچکس نمیتونه جلوی ما سه تا رو سد کنه

00:24:07.600 --> 00:24:09.870
مادر، خیالت جمع باشه

00:24:09.870 --> 00:24:11.800
حتی استاد جانگ گفت

00:24:11.800 --> 00:24:16.700
که تو سن من، توانایی نوشتن همچین مقالاتی آسون نیست

00:24:16.700 --> 00:24:19.000
خیلی از مردهای بزرگتر

00:24:19.000 --> 00:24:22.200
در مقایسه با دانش و قدرت ادبی من کمبود دارن

00:24:22.200 --> 00:24:24.740
،تازه، اگه واقعا قبول نشم

00:24:24.740 --> 00:24:27.100
این همه مدت کلی آشنا دارم

00:24:27.100 --> 00:24:30.200
وارثان نجیب زاده های بزرگ. پس لازم نیست نگران پارتی نداشتن باشم

00:24:30.200 --> 00:24:32.800
اجازه نداری چرت و پرت بگی. فردا این آزمون بزرگ رو داری

00:24:32.800 --> 00:24:35.100
حرفای بدشگون نزن. خب؟

00:24:47.100 --> 00:24:51.600
خانوم. ایوان وی‌روی و عمارت لینچی حسابی آشوبه

00:24:51.600 --> 00:24:53.800
بیشتر از اسباب کشی یه خانواده شلوغ پلوغه

00:24:53.800 --> 00:24:57.790
بانوی بزرگ و معشوقه لین اگه میتونستن دوست داشتن
تمام انبار رو بکشونن به محوطه امتحان

00:24:57.800 --> 00:25:00.600
همش صدام میکنن کمک کنم وسایل رو بیارن

00:25:00.600 --> 00:25:02.300
خسته شدم

00:25:03.100 --> 00:25:05.600
اما هیچوقت خستگیتو جلوی بقیه بلند نگو

00:25:05.600 --> 00:25:09.000
وگرنه کار سختت هیچ فایده ای نداره

00:25:10.100 --> 00:25:11.600
چشم

00:25:11.600 --> 00:25:15.500
راستی، ارباب جوان هم فردا میره آزمون؟

00:25:17.400 --> 00:25:18.700
خانوم؟

00:25:20.700 --> 00:25:22.100
خانوم؟

00:25:23.900 --> 00:25:28.100
اون.. خب که چی که میره. به من ربطی نداره

00:25:29.550 --> 00:25:31.090
!خانوم

00:25:32.000 --> 00:25:34.200
ارباب جوان از خانه اربابی دوک چی اینجان

00:25:34.200 --> 00:25:38.200
میگن چون این همه سال تو کلاس خونگی ما درس خوندن

00:25:38.200 --> 00:25:40.000
مخصوصا اومدن که قدردانیشو نشون بدن

00:25:40.000 --> 00:25:42.400
برای هر کدوم از ارباب های جوان و خانوم ها هدیه آوردن

00:25:42.400 --> 00:25:44.700
به اتاق هر کدوم تحویل دادن

00:25:46.300 --> 00:25:50.000
خانوم. این رو بووی شخصا آورد اینجا

00:25:50.000 --> 00:25:54.000
گفت وقتی ارباب جوان اون رو
برای خرید وسایل آزمون فرستاده

00:25:54.000 --> 00:25:57.000
گذاشته برای شما یه قلموی قشنگ بخره

00:25:57.900 --> 00:25:59.600
،و چیزای کوچولوی دیگه ای هم اینجان

00:25:59.600 --> 00:26:02.100
که هرچی میخواین رو انتخاب کنین

00:26:03.400 --> 00:26:05.700
بووی گفت، این قلموی خرگوش بنفش رو
(یه نوع خاص خز برای یه قلموی مرغوب)

00:26:05.700 --> 00:26:08.200
هیچکس نداره

00:26:13.500 --> 00:26:15.800
ارباب جوان الان کجاست؟

00:26:16.900 --> 00:26:21.080
رفت ارباب رو ببینه و الان حتما تو اتاق خانوم بزرگه

00:26:21.800 --> 00:26:26.100
خانوم، یواشکی بریم یه نگاهی بندازیم؟

00:26:26.100 --> 00:26:30.670
نگاه به چی؟ فردا داره آزمون میده. حواسشو پرت نکن

00:26:32.200 --> 00:26:35.400
وسایلا خیلی زیادن و نمیتونم همشونو بردارم

00:26:35.400 --> 00:26:38.600
فقط چند تا رو به احترام نیت خوبش برمیدارم

00:26:38.600 --> 00:26:42.000
بقیش، بذار پسشون بگیره

00:26:42.000 --> 00:26:45.400
شما دو تا اول برین بیرون و از طرف من از بووی تشکر کنین

00:26:45.400 --> 00:26:48.500
باشه. بریم، شاوتائو

00:27:42.700 --> 00:27:46.870
ایکاش زودتر آزمون رو قبول بشی، که این تلاشی
که این همه سال کردی به ثمر برسه

00:27:48.000 --> 00:27:50.000
بعدا

00:27:51.500 --> 00:27:58.600
ممنون

00:28:01.100 --> 00:28:04.900
!پسر دوم! پسر دوم

00:28:04.900 --> 00:28:07.200
خیلی دیروقته اما بااینحال داری میری بیرون؟

00:28:07.200 --> 00:28:12.200
 ممکنه سرما بخوری. فردا آزمون داری

00:28:12.200 --> 00:28:15.200
امشب، فقط خونه بمون و استراحت کن

00:28:15.200 --> 00:28:16.800
،هر چیزی که فردا لازم داری

00:28:16.800 --> 00:28:20.700
 قلموها و جوهر، لباس، کالسکه و خدمتکارها، همه رو
از قبل برات آماده کردم

00:28:20.700 --> 00:28:23.800
فردا صبح زود، کل خانواده تو رو به محوطه آزمون بدرقه میکنن

00:28:23.800 --> 00:28:25.400
خوب نیست؟

00:28:25.400 --> 00:28:27.920
اگه میخواد بره، بذار بره

00:28:30.700 --> 00:28:34.000
به هرحال داشتم میرفتم. لازم نیست منو بیرون کنی، پدر

00:28:34.000 --> 00:28:35.800
دارم بیرونت میکنم؟

00:28:35.800 --> 00:28:37.300
،مادرت میگه بمون خونه

00:28:37.300 --> 00:28:40.500
اما اصرار داری با اون دوستای عیاشت بری فاحشه خونه

00:28:40.500 --> 00:28:43.000
بعد میگی منم که دارم میندازمت بیرون؟

00:28:44.600 --> 00:28:46.900
کمتر حرف بزن

00:28:46.900 --> 00:28:48.800
فردا داره میره آزمون بده

00:28:48.800 --> 00:28:53.300
فراموشش کن. براش خواهش و التماس نکن. اون دیگه رفته

00:28:53.300 --> 00:28:55.770
چطور میتونیم رئیس اون باشیم؟

00:29:14.400 --> 00:29:16.100
عزیزم

00:29:22.600 --> 00:29:26.910
فردا تو آزمون، حتما رتبه بالا میگیری

00:29:33.300 --> 00:29:35.200
به خاطر تو و دو تا بچه ها

00:29:35.200 --> 00:29:37.550
باید با نمرات بالا قبول بشم

00:29:39.100 --> 00:29:42.000
تو برای من و بچه ها یه کوهی

00:29:42.000 --> 00:29:45.900
با تو، از هیچی نمیترسم

00:29:53.600 --> 00:29:55.000
بیا

00:29:59.500 --> 00:30:05.000
امشب، فقط تو اتاق من بمون و نرو

00:30:06.000 --> 00:30:09.400
بچه ها دیگه خوابن

00:30:09.400 --> 00:30:12.930
پیش دایه ان، مشکلی نیست

00:30:15.600 --> 00:30:19.200
!یه‌اِر! فردا آزمون بزرگی داری

00:30:19.200 --> 00:30:21.000
امشب باید الکل کمتری بخوری

00:30:21.000 --> 00:30:25.400
چشم دایه. درس رو یه مرور میکنم که زود بخوابم

00:30:29.700 --> 00:30:33.800
فردا، تا محوطه آزمون همراهیت میکنم

00:30:33.800 --> 00:30:37.400
بیرون برات ذکر و دعا میخونم

00:30:37.400 --> 00:30:41.000
زن، تو خونه هم میتونی براش ذکر و دعا بخونی

00:30:41.000 --> 00:30:44.200
و دو تا بچه داری که هیچکس مواظبشون نیست

00:30:44.200 --> 00:30:46.800
 وقتی یه‌اِر وارد محل آزمون بشه
نباید چیزی روی ذهنش سنگینی کنه

00:30:46.800 --> 00:30:49.800
نباید حواسشو پرت کنی

00:30:50.700 --> 00:30:53.300
دایه راست میگه

00:30:53.300 --> 00:30:55.000
،اون آدمای بی قرار خانوادم

00:30:55.000 --> 00:30:57.600
همه جا رو دنبال تو میگردن
میخوان یه چیزی علیه من به چنگ بیارن

00:30:57.600 --> 00:31:00.400
مطمئنا فردا نباید بیای

00:31:05.400 --> 00:31:07.000
!عزیزم

00:31:09.800 --> 00:31:13.000
،بعد از اینکه آزمون رو با نمرات بالا قبول شدی

00:31:13.000 --> 00:31:15.600
منو که همینجوی ول نمیکنی، درسته؟

00:31:21.600 --> 00:31:25.200
به خاطر تو و دو بچه، همین حالاشم با خانوادم به بن بست رسیدم

00:31:25.200 --> 00:31:27.000
،اگه الان وسطش دست بکشم

00:31:27.000 --> 00:31:29.800
پس اون عذاب بیخود میشه

00:31:29.800 --> 00:31:31.800
پدربزرگ مادریم یه تاجر بود

00:31:31.800 --> 00:31:36.300
از بچگی، میدونم که نباید درگیر یه معامله بازنده شد

00:31:54.300 --> 00:31:56.800
<i>[ خانه اربابی دوک چی ]</i>

00:31:57.900 --> 00:32:00.000
ابزار این چهار انشا توی این جعبه ست

00:32:00.000 --> 00:32:02.400
جوهر و سینی تو کاغذ روغنی پیچیده شدن

00:32:02.400 --> 00:32:06.200
خواهش میکنم موقع باز کردن کاغذ روغنی
مواظب باش که دستات کثیف نشه

00:32:06.200 --> 00:32:09.300
اگه جوهر کاغذ آزمون رو لکه کنه، دردسر بزرگیه

00:32:10.600 --> 00:32:13.140
خانوم ششم از خانواده شنگ، بعد از گرفتن قلموی خرگوش

00:32:13.140 --> 00:32:15.120
پیغامی همراهت فرستاد؟

00:32:15.120 --> 00:32:19.200
فقط چند سکه بهم انعام داد و چند چیز کوچیک رو برداشت

00:32:19.200 --> 00:32:23.700
گفت از طرف اون از ارباب جوان تشکر کنم نه چیز دیگه ای

00:32:23.700 --> 00:32:25.100
دوباره فکر کن

00:32:25.100 --> 00:32:27.100
حتی خانوم ششم رو شخصا ندیدم

00:32:27.100 --> 00:32:30.500
حتی اگه میخواست چیزی بهت بگه، راهی برای فرستادنش همراه من نداشت

00:32:37.600 --> 00:32:39.900
اون مغازه خیاطی خیلی زحمت کشن

00:32:39.900 --> 00:32:43.200
بهشون گفتم دو جفت محافظ زانو درست کنن
و یه جفت اضافه برام اینجا چپوندن

00:32:43.200 --> 00:32:45.200
حتی توش مخمل استفاده کردن

00:32:45.200 --> 00:32:47.640
اون مغازه خیاطی قدیمی خوب میدونه چطور چاپلوسی کنه

00:33:01.730 --> 00:33:03.240
<i>[ یوان بائو ]</i>

00:33:07.190 --> 00:33:09.020
یوان بائو

00:33:14.000 --> 00:33:15.800
یوان رئو

00:33:16.700 --> 00:33:19.700
بذار یه چیزی ازت بپرسم. بعد از اینکه
محافظ زانو رو گرفتی کجا گذاشتیش؟

00:33:19.700 --> 00:33:21.200
گذاشتمشون توی سبد

00:33:21.200 --> 00:33:24.200
به جز محافظ زانو، قلمو، جوهر و سینی خریدم

00:33:24.200 --> 00:33:25.600
همه رو توی سبد گذاشتم

00:33:25.600 --> 00:33:29.800
فرستادمشون خونه شنگ که خانوم ششم
 وسایل رو برداره، و بعد برگردوندمشون

00:33:32.100 --> 00:33:34.170
به چی لبخند میزنین، ارباب جوان؟

00:33:40.700 --> 00:33:42.640
من تو قلبشم

00:33:44.300 --> 00:33:46.300
واقعا من تو قلبشم

00:33:59.120 --> 00:34:03.510
<i>[ چهار دوره در بالاترین رتبه ]</i>

00:34:24.780 --> 00:34:26.810
،خانوم، شنیدم

00:34:26.810 --> 00:34:29.590
دوک چی بزرگترین مهمانخانه این خیابون رو اجاره کرده

00:34:29.590 --> 00:34:32.890
این چجور آزمون دادنیه؟ انگار جشنه

00:34:32.890 --> 00:34:36.380
چرت نگو. مسائل خانواده دوک چی چیزی نیست که ما دربارش بحث کنیم

00:34:36.380 --> 00:34:39.980
همه توی این خیابون میدونن. فقط من نیستم

00:34:57.300 --> 00:35:00.060
یه جوری ان انگار دارن جشن میگیرن

00:35:00.760 --> 00:35:04.210
امپراتور تازگیا به شاهزاده خانوم پینگ نینگ خیلی علاقه نشون میده

00:35:04.210 --> 00:35:08.480
خانوادش خیلی والا تر از اونه بشه درباشون حرف زد

00:35:15.390 --> 00:35:16.700
درسته

00:35:16.700 --> 00:35:20.480
پس این نشون میده که آدم برای بهترین بودن
لازمه یه مادر داشته باشه که همسر مناسبیه

00:35:45.060 --> 00:35:48.710
تقریبا وقتشه. بذارین برن که آزمون رو از دست ندن

00:35:48.710 --> 00:35:52.080
خدا کنه شما دو تا برادر رتبه برتر بشین
!بدون هیچ مشکلی موفق بشین

00:35:52.840 --> 00:35:54.980
<i>از بالای دروازه اژدها بپرین </i> خدا کنه
(اصطلاح- آزمون رو قبول بشین)

00:35:54.980 --> 00:35:57.160
<i>و از کاخ وزغ گل بچینین </i>
(موفق باشین)

00:35:57.160 --> 00:36:00.700
پس از دو برادر میخوام که محل آزمون

00:36:00.700 --> 00:36:03.610
زیاد آب بخورین و خیلی استراحت کنین

00:36:04.220 --> 00:36:06.650
چی میگی؟

00:36:06.650 --> 00:36:08.550
بلد نیستی چجوری یه چیز خوش یمن بگی؟

00:36:08.550 --> 00:36:10.250
فقط چیزی که به ذهنم رسید گفتم

00:36:10.250 --> 00:36:12.650
..پس، میگم

00:36:12.650 --> 00:36:17.330
،محل آزمون حتما خفه و خسته کنندست
 و آب میتونه آتش رو خاموش کنه

00:36:17.330 --> 00:36:21.300
وقتی حس و حالتون بهتر باشه، مقاله هاتون
 بهتر و قشنگتره. انگار کمک الهی شده باشه

00:36:21.300 --> 00:36:26.740
حرفای خواهر ششم درسته. هر دو باید آب زیاد بخوریم

00:36:27.990 --> 00:36:31.350
هیچوقت دوست نداری لبخند بزنی اما واقعا لبخند زدی، برادر دوم

00:36:31.350 --> 00:36:34.080
پس بذار حرفهای عالی خواهر ششم رو قرض بگیریم

00:36:34.080 --> 00:36:35.940
حرف زدنتون تموم شد؟

00:36:35.940 --> 00:36:37.510
برید

00:37:10.730 --> 00:37:13.730
اون ارباب جوان دوم از خانواده مارکیز گو نیست؟

00:37:13.730 --> 00:37:15.950
چطوریه که حتی یه کالسکه نداره

00:37:15.950 --> 00:37:18.270
اون از همه هیاهوی کمتری داره

00:37:20.740 --> 00:37:23.320
،اگه اون ارباب جوان میخواد توجه جلب کنه

00:37:23.320 --> 00:37:25.760
میترسم حتی خانه اربابی دوک نتونه اونو پوشش بده

00:37:30.390 --> 00:37:32.480
<i>[ سکوت ]</i>

00:37:41.600 --> 00:37:43.560
محوطه در طول دوره آزمون برای سه روز قفل میشه

00:37:43.560 --> 00:37:46.150
هیچکس مجاز به ورود نیست

00:37:46.150 --> 00:37:48.170
،تا صد قدم اون طرفتر از محل آزمون

00:37:48.170 --> 00:37:50.820
!هیچ بستگانی نباید پرسه بزنن

00:37:56.860 --> 00:37:59.100
اون طرف

00:38:15.460 --> 00:38:16.780
این؟

00:38:24.580 --> 00:38:28.220
کنفسیوس بیان کرد هیچکس نباید به شیاطین یا خدایان ناروا تکیه کنه

00:38:28.220 --> 00:38:32.250
سه تا خدا رو میپرستی. به درگاه کدوم دعا و التماس میکنی؟

00:38:32.250 --> 00:38:35.850
روغنِ زیاد غذا رو خراب نمیکنه
و مهر و گرمیِ زیاد آدم رو

00:38:35.850 --> 00:38:39.680
نگران کدوم خدا نباش. تا وقتیکه عود بیشتری پیشکش کنم

00:38:39.680 --> 00:38:41.940
!مسلمه که از چانگبایِ ما مواظبت میکنن

00:38:41.940 --> 00:38:44.660
اگه چانگبای واقعا بااستعداد باشه، حتما آزمون رو قبول میشه

00:38:44.660 --> 00:38:48.690
،اگه فقط یه احمق نادون باشه، حتی اگه به قلمرو بودا بری

00:38:48.690 --> 00:38:52.080
و جلوی خود بودا زانو بزنی، بازم بی فایدست

00:38:52.080 --> 00:38:54.980
بی فایده یا نه، حداقل من خلوص نیتم رو پیشکش کردم

00:38:54.980 --> 00:38:56.740
به دوک چی و زنش نگاه

00:38:56.740 --> 00:39:01.460
حتی به معبد داشیانگو رفتن که عود بسوزونن و هزاران تیل برای روغن معطر اهدا کردن
ساخته شده توسط سلسله تانگ، معبد سلطنتی دوره سونگ)
(در عصر مینگ توسط سیل خراب شد، توسط چینگ بازسازی شد

00:39:01.460 --> 00:39:05.570
 من فقط توی خونه دارم دعا میکنم و بدون هیچ ریخت و پاشی
و این بازم بی فایدست؟

00:39:06.940 --> 00:39:10.160
وزیر، تو هم بیا و دعا کن

00:39:10.160 --> 00:39:12.770
دعا کن-
دعا نمیکنم-

00:39:12.770 --> 00:39:16.780
..بهت که گفتم-
این چیزایی که تو نمیخوای رو برای برادر دوم انجام میدیم؟-

00:39:16.780 --> 00:39:17.900
بذار ببینم

00:39:17.900 --> 00:39:21.010
الان دعا میکنی-
ادامه بده-

00:39:31.810 --> 00:39:35.370
خدایان مختلف عزیز، مواظب پسرهام، چانگ فنگ، چانگ بای باشین

00:39:35.370 --> 00:39:37.730
که آزمون رو تو اولین تلاش با نمرات بالا قبول بشن

00:39:37.730 --> 00:39:40.590
بذار خانواده شنگ اجدادمون رو مفتخر کنه و سربلندی برای خاندانمون بیاره

00:39:40.590 --> 00:39:43.300
باشد که ارواح الهی مواظب خاندان شنگ باشند

00:39:50.690 --> 00:39:53.280
وزیر، فقط دعا کن دیگه

00:39:53.280 --> 00:39:55.010
برای پسرت، چیز بدی نیست

00:39:55.010 --> 00:39:57.610
بیخیال بابا. دعا چیه؟

00:39:57.610 --> 00:39:59.750
کار دارم

00:40:37.770 --> 00:40:39.700
چرا نمیخوری؟

00:40:40.760 --> 00:40:44.520
پسر دوم داره آزمون میده. یه آرزو کردم

00:40:44.520 --> 00:40:47.310
از حمام و عود سوزوندن خودداری میکنم که برای طلب برکت دعا کنم

00:40:47.310 --> 00:40:49.760
فقط دو وعده غذا در روز میخورم

00:40:51.440 --> 00:40:54.100
همین حالاشم لوس و خرابش کردی

00:40:54.100 --> 00:40:57.670
حتی اگه بهتر باهاش رفتار کنی، اون باز هم نمیدرخشه

00:40:57.670 --> 00:41:00.620
اون هنوز فقط یه بچه ست

00:41:00.620 --> 00:41:02.530
،مهم نیست چقدر اشتباه انجام بده

00:41:02.530 --> 00:41:04.930
،من بازهم، از طرف خواهر بای

00:41:04.930 --> 00:41:06.930
بیشتر دوستش دارم

00:41:06.930 --> 00:41:09.930
وزیر، تو هم به اون بچه گیر نده

00:41:10.730 --> 00:41:13.570
وقتی بقیه میرن محل آزمون، خبر میدن و بغل میکنن

00:41:13.570 --> 00:41:16.670
اما این بدون هیچ اطلاعی رفت

00:41:16.670 --> 00:41:19.690
این پدر خودش رو چی درنظر میگیره؟

00:41:22.290 --> 00:41:25.510
فکر کنم به خاطر اینه که پسر دوم نگرانه ممکنه دلواپس بشی

00:41:25.510 --> 00:41:27.540
نمیخواست هیچ توجهی جلب کنه

00:41:27.540 --> 00:41:31.980
اینجوری نیست که ندونی این بچه همیشه باملاحظه ست

00:41:31.980 --> 00:41:35.000
جی کانگ و روان جی، این دو ادیب بزرگ
(دو تا از هفت حکیم از بیشه بامبو، قرن سوم عصر حاضر، محقق، نویسنده و موسیقیدان)

00:41:35.000 --> 00:41:38.290
کدوم یکی شاعرانه و پرشور نبودن؟

00:41:38.290 --> 00:41:41.750
برعکس تو. پس فقط به حال خودش بذارش

00:41:41.750 --> 00:41:45.700
فقط یه پسر حقیر چطور میتونه با
استاد جی و روان مقایسه بشه؟

00:41:46.310 --> 00:41:48.440
حالا انقدر تحفه اش نکن

00:41:48.440 --> 00:41:53.040
از اونجایی که امتحان مقدماتی رو برای آزمون گذرونده
چند روزی بهش آسون میگیرم

00:41:53.040 --> 00:41:55.710
بعد از آزمون، بهش رسیدگی میکنم

00:41:57.690 --> 00:42:01.560
اینو امتحان کن. اینو مخصوص تو درست کردم

00:42:06.880 --> 00:42:08.910
زود بخورش

00:42:09.520 --> 00:42:12.530
جوجه ها دونه برنج میخورن

00:42:17.190 --> 00:42:19.860
آروم بهش غذا بدین

00:42:19.860 --> 00:42:22.810
و یه دونه ی بزرگ

00:42:23.870 --> 00:42:27.700
خوبه. با دایه تو خونه خوب بازی کنین

00:42:27.700 --> 00:42:29.690
کجا داری میری؟

00:42:31.150 --> 00:42:33.620
فقط دلواپسم

00:42:33.620 --> 00:42:37.640
برای همین میخواستم برم معبد و برای ارباب جوان دوم دعا کنم

00:42:37.640 --> 00:42:40.260
قبل از اینکه از در بره چی گفت؟

00:42:40.260 --> 00:42:44.010
گفت بمون خونه و مواظب بچه ها باش، و آفتابی نشو

00:42:44.010 --> 00:42:46.660
که افراد خانواده گو پیدات نکنن

00:42:46.660 --> 00:42:51.830
برگرد. این چند روز آزمون رو فقط بمون خونه

00:43:08.590 --> 00:43:11.110
برنج رو بذارین داخل

00:43:13.230 --> 00:43:43.230
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:43:43.231 --> 00:44:28.231
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:43:36.660 --> 00:43:46.390
‏♫ یک روز ‏صبح یک ‫گل باز ‏شد و به درخت بید رسید
بسیار خوشبو بود و‏ ‏فکر کرد درخت،‫ ارباب اوست ‏♫

00:43:46.390 --> 00:43:54.990
‫♫ حتی اگر صبحها بارانی‫ باشد، ابرهای سرخ نیمی از روز نور خورشید دارند
 ♫ باد و باران  کامل روی آنها اثر ندارد

00:43:54.990 --> 00:44:04.780
‫♫ تو در قصر همیشه بی پروایی و نحیفتر می شوی
اشک های پر‫ از اندوهت سرازیر می شوند ♫

00:44:04.780 --> 00:44:14.630
‫♫ ‫نامه های نوشته شده‫ روی ابریشم، مرا عزل می کنند،
♫ تنها ناگهان یادآوری می کنند، برای سالها جز در خفا نمی توانم ببینمت

00:44:14.630 --> 00:44:19.240
‏♫ ‫دیشب، ‫وقتی در خواب عمیق بودم، باد و
باران شدید نتوانست‫ اثر شراب را از بین ببرد ♫‎‏

00:44:19.240 --> 00:44:23.300
وقتی از کسی سوال کردم، پرده را کنار زد ♫
 ♫ و گفت همه درختان سیب مثل قبل هستند

00:44:23.300 --> 00:44:33.090
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمیدانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟

00:44:33.090 --> 00:44:37.700
‏♫ ‫دیشب، ‫وقتی در خواب عمیق بودم، باد و
باران شدید نتوانست‫ اثر شراب را از بین ببرد ♫‎‏‏

00:44:37.700 --> 00:44:41.770
وقتی از کسی سوال کردم، پرده را کنار زد ♫
 ♫ و گفت همه درختان سیب مثل قبل هستند

00:44:41.770 --> 00:44:51.910
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمیدانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟

00:44:53.230 --> 00:45:06.710
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمیدانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟