﻿WEBVTT

00:00:00.010 --> 00:00:54.750
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:54.750 --> 00:01:00.150
<i>داستان مینگ لان</i>

00:01:00.150 --> 00:01:02.980
<i>قسمت14</i>

00:01:19.700 --> 00:01:21.490
چقدر شلوغه. چه خبره؟

00:01:21.490 --> 00:01:22.910
نمیتونی حدس بزنی؟

00:01:22.910 --> 00:01:24.500
خانواده بیرونه که اونا رو بگیره

00:01:24.500 --> 00:01:28.190
یه مرد و یه زن. فکر میکنی چی شده؟

00:01:34.700 --> 00:01:38.150
اون مرد رو نگاه. شبیه کسی نیست که
 با معشوقه کارای خاک بر سری کرده

00:01:38.150 --> 00:01:40.440
هر دو درست و مرتب لباس پوشیدن

00:01:40.440 --> 00:01:44.230
اگه واقعا داشتن باهم کارای خاکبرسری میکردن، تو میخانه فن نبودن

00:01:44.870 --> 00:01:47.620
چطوره یه پرس کتک بزنیمش و بندازیمش تو حومه های غربی؟

00:01:47.620 --> 00:01:50.030
به هرحال نمیفهمه چی شده

00:01:54.780 --> 00:01:58.980
اگه بندازیمش تو حومه های غربی ممکنه به دادگاه گزارش بده

00:01:59.810 --> 00:02:03.990
فعلا فقط زندانیش کنیم بعدا به حسابش میرسیم

00:02:05.390 --> 00:02:09.800
اگه بانوی بزرگ نیاد دنبالش، هیچکس نمیتونه ببیندش

00:02:09.800 --> 00:02:14.920
<i>[ شراب سفید میخانه جانگ ]</i>

00:02:15.830 --> 00:02:17.680
!خانوم بزرگ

00:02:17.680 --> 00:02:20.340
..اون بانوی بزرگ، اون

00:02:20.340 --> 00:02:23.120
خبر بدی درباره هونگ‌اِر هست؟

00:02:23.680 --> 00:02:25.700
هنوز هیچ خبری از ارباب نیست

00:02:25.700 --> 00:02:29.300
درباره بانوی بزرگه. معشوقه لین رو بسته

00:02:29.300 --> 00:02:32.190
!..میگه رفته بیرون و دزدیده

00:02:32.190 --> 00:02:35.350
دزدیده؟ یه مرد دزدیده؟
(روابط خاکبرسری داشتن)

00:02:39.530 --> 00:02:41.900
!مادربزرگ-
!خانوم بزرگ-

00:03:01.470 --> 00:03:07.170
<i>[ بانوی بزرگ یه اعتراف آماده کرده و داره معشوقه لین رو مجبور میکنه انگشت بزنه ]</i>

00:03:08.950 --> 00:03:12.030
بانوی بزرگ، حالا شهادت کامله

00:03:12.030 --> 00:03:14.850
وقتی خانوم بزرگ اینو ببینه، هیچ ایرادی توش نیست

00:03:15.320 --> 00:03:18.900
!زود باش. یه دلال پیدا کن و بفروشش

00:03:18.900 --> 00:03:20.450
بله

00:03:21.960 --> 00:03:23.680
!مادر

00:03:25.980 --> 00:03:27.190
چی کار دارین میکنین؟

00:03:27.190 --> 00:03:30.000
!همتون مُردین؟ بیاین تو

00:03:31.870 --> 00:03:33.550
!وایسین

00:03:33.550 --> 00:03:34.780
من به ناحق متهم شدم-
!خفه شو-

00:03:34.780 --> 00:03:36.210
!بانوی بزرگ، برام پاپوش دوختن

00:03:36.210 --> 00:03:37.930
این خونه یکی از مقامات توی پایتخته

00:03:37.930 --> 00:03:40.490
معشوقه جرات میکنه تو چهاردیواری بانوی بزرگ تعرض کنه؟

00:03:40.490 --> 00:03:44.130
!بانوی بزرگ، من بیگناهم! من بیگناهم

00:03:44.130 --> 00:03:46.060
همتون دارین سعی میکنین برای مرگ مادرم توطئه بچینین

00:03:46.060 --> 00:03:48.320
!خوابشو ببینین

00:03:48.320 --> 00:03:51.590
بانو، من فقط یک آدم حقیرم

00:03:51.590 --> 00:03:56.100
اگه از من متنفری، حرفی نیست
اما چرا میخوای توطئه مرگمو بچینی؟

00:03:56.100 --> 00:03:58.190
اون موقع، با شکم حامله ات اومدی پیش من

00:03:58.190 --> 00:04:01.900
<i>اومدی خونه ام، و مجبورم کردی چای تو به عنوان معشوقه رو بنوشم</i>
(یه رسم صبح بعد از عروسی)

00:04:01.900 --> 00:04:04.190
!ای بی حیا

00:04:04.190 --> 00:04:06.290
چرا باید دایه لیو برات پاپوش درست کنه؟

00:04:06.290 --> 00:04:08.820
!همش مزخرفه! میخواستی با شکنجه منو مجبور به اعتراف کنی

00:04:08.820 --> 00:04:12.260
دست بردار! دایه لیو شخصا دید که مرد غریبه رو مخفیانه ملاقات کردی

00:04:12.260 --> 00:04:14.220
!در حال گرفتن و دستمالی همه جای همدیگه

00:04:14.220 --> 00:04:15.780
مادر هم از قبل میدونه

00:04:15.780 --> 00:04:18.130
!اگه میخوای اشک تمساح بریزی، برو پیش اون

00:04:18.130 --> 00:04:20.300
حتی اگه برم پیش خانوم بزرگ، فرقی نداره

00:04:20.300 --> 00:04:22.620
برام دارن پاپوش میدوزن

00:04:22.620 --> 00:04:25.130
باشه. میگی با یه مرد رو هم نریختی

00:04:25.130 --> 00:04:27.970
پس چرا یواشکی با یه مرد ملاقات کردی؟

00:04:27.970 --> 00:04:29.790
صاف و صادق

00:04:29.790 --> 00:04:31.480
،اگه منو باور نمیکنی

00:04:31.480 --> 00:04:35.190
!برو اون مالک رو صدا بزن اینجا. رو در رو حرف میزنیم

00:04:39.230 --> 00:04:41.820
!خبرش کن! خبرش کن

00:04:41.820 --> 00:04:43.250
اون مالک رو بیار اینجا

00:04:43.250 --> 00:04:47.460
!رو در رو ته توی این قضیه رو در میاریم

00:04:48.830 --> 00:04:53.650
چیه؟ چرا حاضر نیستی بیاد حرف بزنه؟

00:04:54.650 --> 00:04:58.270
چه مضحک! این جای تو نیست که حرف بزنی

00:04:58.270 --> 00:05:00.940
مادر، بذار برگردیم

00:05:00.940 --> 00:05:02.270
بیا دیگه باهاش حرف نزنیم

00:05:02.270 --> 00:05:05.230
صبر میکنیم پدر برگرده و بهش رسیدگی میکنه

00:05:05.230 --> 00:05:09.100
خانوم چهارم. این رسیدگی به قضیه زنای مادر معشوقته

00:05:09.100 --> 00:05:11.930
تو یه دختر باکره ای که هنوز ازدواج نکردی

00:05:11.930 --> 00:05:13.760
برات مناسب نیست که اینجا این پا اون پا کنی

00:05:13.760 --> 00:05:16.550
خدمتکارا! خانوم چهارم رو همراهی کنین برگرده

00:05:16.550 --> 00:05:19.520
نه، نه-
خانوم مینگ لان اینجاست-

00:05:29.820 --> 00:05:32.690
مادر کجاست؟ مادر بزرگوار وزیر کجاست؟

00:05:32.690 --> 00:05:35.020
مادربزرگ میگه این مایه شرم برای خانوادست

00:05:35.020 --> 00:05:36.720
از عصبانیت غش کرد

00:05:36.720 --> 00:05:40.540
،درحال حاظر طبیب داره بهش نگاهی میندازه
 و منو فرستاد که حرفاشو  برسونم

00:05:41.300 --> 00:05:43.550
تو میتونی حرفاشو برسونی؟

00:05:44.610 --> 00:05:49.220
مادربزرگ میگه این موضوع همش به بانوی بزرگ بستگی داره

00:05:49.220 --> 00:05:53.150
،اگه معشوقه لین واقعا مرتکب عمل شرم آور خلاف عفت شده

00:05:53.150 --> 00:05:55.070
نباید به راحتی بخشیده بشه

00:05:55.070 --> 00:05:57.510
!شنگ مینگ لان، داری مزخرف میگی

00:05:57.510 --> 00:06:01.790
بله، بله. عروس باید به تعالیم مادر احترام بذاره

00:06:01.790 --> 00:06:04.660
!برام پاپوش دوختن. پاپوش

00:06:04.660 --> 00:06:07.200
!وقتی ارباب برگرده، میبینم چه بلایی سرت میاد

00:06:07.200 --> 00:06:10.590
ای بی حیا. به خودت اجازه میدی اسم ارباب رو بیاری؟

00:06:10.590 --> 00:06:13.950
اگه میدونست همچین عمل زنا و دزدی
مرتکب شدی، بازم ازت دفاع میکرد؟

00:06:13.950 --> 00:06:16.890
بانوی بزرگ، داری میمیری که از شر من خلاص بشی

00:06:16.890 --> 00:06:18.980
خانوم بزرگ یهو به خاطر بیماری نمیتونه بیاد

00:06:18.980 --> 00:06:22.830
!این دو مسئله انقدر اتفاقین، که انگار برنامه ریزی شدن

00:06:22.830 --> 00:06:26.840
با اون دهن کثیفت جرات میکنی به خانوم بزرگ تهمت بزنی

00:06:26.840 --> 00:06:31.410
،بانوی بزرگ، زود باشین بفروشیدش
 که دیگه خونه شما رو کثیف نکنه

00:06:36.540 --> 00:06:38.820
!مادر. مادر

00:06:39.390 --> 00:06:44.050
خانوم ششم، چون متاهل نیستی، واقعا نباید اینجا معطل کنی

00:06:44.890 --> 00:06:48.080
بانوی بزرگ، مینگ لان رفع زحمت میکنه

00:06:59.090 --> 00:07:00.800
داخله؟

00:07:00.800 --> 00:07:01.950
برید کنار

00:07:01.950 --> 00:07:03.730
نمیتونی بری داخل

00:07:03.730 --> 00:07:05.440
میدونین من کی ام؟ به چه جرات جلوی منو میگیرین؟

00:07:05.440 --> 00:07:06.770
!نجاتم بدین

00:07:06.770 --> 00:07:08.080
ارباب جوان سوم-
!نجاتم بدین-

00:07:08.080 --> 00:07:11.030
!در رو باز کنین-
!نجاتم بدین-

00:07:11.030 --> 00:07:13.470
!بذارین برم-
!ارباب جوان، نجاتم بدین-

00:07:13.470 --> 00:07:15.550
،قبلا نمیدونستم

00:07:15.550 --> 00:07:18.460
که اون کسی که دارین میفروشین در واقع معشوقه ست

00:07:18.460 --> 00:07:20.200
چی؟

00:07:21.070 --> 00:07:24.430
چند وقته تو کار دلالی هستی؟

00:07:24.430 --> 00:07:27.650
معشوقه های کدوم خانواده بزرگ رو تا حالا نفروختی؟

00:07:27.650 --> 00:07:32.250
خواهش میکنم اجازه بدین خشمتون از بین بره. این معشوقه رو دیدم

00:07:32.250 --> 00:07:35.750
میدونم برای ارباب عزیزه

00:07:35.750 --> 00:07:39.910
،میترسم وقتی برگردن خونه و اونو نبینن

00:07:39.910 --> 00:07:42.980
از من عصبانی بشن و منو سرزنش کنن

00:07:42.980 --> 00:07:45.300
!پشت سر شوهرش یه مرد دزدیده

00:07:45.300 --> 00:07:49.280
وزیرِ من به خاطر برداشتن یه دق‌دلی بزرگ
 از دلش فقط ازت تشکر میکنه

00:07:49.280 --> 00:07:51.060
چرا باید سرزنشت کنه؟

00:07:51.060 --> 00:07:57.410
دلال جانگ، انگار به نظرت اینجا من رئیس نیستم

00:07:57.410 --> 00:08:01.720
پس فراموشش کن. تو که تنها دلال پایتخت نیستی

00:08:01.720 --> 00:08:07.420
از حالا به بعد، لازم نیست کارای خانواده شنگ رو انجام بدی

00:08:07.420 --> 00:08:10.230
و کارای خانواده وانگِ من؟ اونم فراموش کن

00:08:10.230 --> 00:08:14.560
همینطور خانواده یوان و خانواده وو

00:08:15.760 --> 00:08:19.020
شنیدم یه رقیب تو کارت هست

00:08:19.020 --> 00:08:22.110
یه زن با فامیلی لو

00:08:22.110 --> 00:08:25.740
فکر میکنی جسارتشو داشته باشه این کار منو قبول کنه؟

00:08:27.420 --> 00:08:29.600
راست میگین، بانوی بزرگ

00:08:30.180 --> 00:08:31.630
احمق بودم

00:08:31.630 --> 00:08:34.300
،چطوره یه نگاهی به وضعش بندازم

00:08:34.300 --> 00:08:37.570
و میتونیم باهم یه قرارداد تنظیم کنیم؟

00:08:38.710 --> 00:08:40.290
!ارباب جوان

00:08:42.470 --> 00:08:46.720
!کمکم کنین! شما دو آقا، موضوع زندگی مادرمه. رحم کنین

00:08:46.720 --> 00:08:50.470
ارباب جوان. نمیتونین

00:08:50.470 --> 00:08:52.560
ارباب جوان

00:08:52.560 --> 00:08:54.100
!منو باز کنین

00:08:54.100 --> 00:08:56.100
نمیتونین، ارباب جوان

00:08:56.100 --> 00:08:58.640
!منو باز کنین

00:09:25.170 --> 00:09:29.910
خیلی درد میکنه-
وانگ رئوفو. الاهی صاعقه بهت بخوره-

00:09:29.910 --> 00:09:33.670
میخوای از نبود ارباب سواستفاده کنی که بهم آسیب بزنی

00:09:33.670 --> 00:09:35.860
مثل همیشه، وقتی زنا گیر میندازی، هر جفت رو باهم میگیری

00:09:35.860 --> 00:09:39.720
برو اون مرد زناکار رو خبر کن، و رو در رو شهادت میگیریم

00:09:39.720 --> 00:09:43.780
!منم باهات میام .<i>کایفنگ</i> و دادگاه
(یه اسم دیگه ی دونگجینگ، که امروزه هم استفاده میشه)

00:09:43.780 --> 00:09:48.530
دلال جانگ، اگه جرات داری قرارداد بردگی منو برداری

00:09:48.530 --> 00:09:53.850
!صبر کن تا ارباب برگرده. پاتو قلم میکنه و پوستتو قلفتی میکنه

00:09:53.850 --> 00:09:55.590
خب

00:09:55.590 --> 00:09:59.350
بانوی بزرگ. پس، شاید باید اون مرد رو برای شهادت پیدا کنین

00:09:59.350 --> 00:10:01.260
که منم با خیال راحت این کارو بکنم

00:10:01.260 --> 00:10:03.140
شهادت اینجاست

00:10:03.140 --> 00:10:04.430
نمیتونی بری داخل-
!از سر رام برو کنار-

00:10:04.430 --> 00:10:06.760
نمیتونین برین داخل

00:10:06.760 --> 00:10:08.180
!از سر رام برید کنار

00:10:08.180 --> 00:10:10.140
آرومتر

00:10:10.140 --> 00:10:12.880
آرومتر

00:10:12.880 --> 00:10:14.740
!چه مسخره

00:10:14.740 --> 00:10:18.130
این خلوتگاه بانوئه! شما دو تا مرد
!سرتون رو میندازین پایین میاین تو! چه زشت

00:10:18.130 --> 00:10:22.320
موضوع شرف و جون آدمه و الان نمیتونم به این اهمیت بدم

00:10:22.320 --> 00:10:25.590
ایشون مالک شو هستن که یه معامله خرید مغازه با مادرم کار کردن

00:10:25.590 --> 00:10:29.700
!میتونین ازش بپرسین آیا مادرم مرد دزدیده و باهاش رو هم ریخته

00:10:30.220 --> 00:10:32.170
!چه مزخرفی

00:10:32.170 --> 00:10:35.610
من و این بانو بدون گناهی فقط داشتیم درباره کار حرف میزدیم

00:10:35.610 --> 00:10:37.680
اول، چون فقط خدمتکار پیغام رو میرسوند

00:10:37.680 --> 00:10:40.980
خیالم راحت نبود برای همین بعد از چندین بار رد کردنِ من
بالاخره رضایت دادن بیان و منو ببینن

00:10:40.980 --> 00:10:42.900
و شماها به زور منو بستین آوردین اینجا

00:10:42.900 --> 00:10:44.830
یعنی، هیچ قانونی ندارین؟

00:10:44.830 --> 00:10:46.760
هیچ قانونی ندارین؟

00:10:48.540 --> 00:10:50.590
درباره چه کاری حرف میزنی؟ چه کاری؟

00:10:50.590 --> 00:10:53.460
کار مغازه و زمین مزرعه

00:10:54.500 --> 00:10:57.690
پس، قرارداد امضاشده رو داری؟

00:10:57.690 --> 00:11:02.950
وسط مذاکره بودیم که شماها ریختین و منو بستین

00:11:02.950 --> 00:11:05.680
چه قرارداد امضا شده ای؟

00:11:05.680 --> 00:11:08.030
پس نداریش

00:11:09.020 --> 00:11:11.140
حرف در مورد کار؟

00:11:12.290 --> 00:11:16.500
قبلا درباره شعر با وزیرِ من حرف میزدی و شکمت بزرگ شد

00:11:16.500 --> 00:11:19.130
حالا ادعا میکنی در مورد کار حرف میزدین

00:11:19.130 --> 00:11:24.850
!فکر کنم داری مغازه و زمین خانوادگی رو میدی به معشوقت

00:11:24.850 --> 00:11:26.520
!حرف دهنتو بفهم، بانوی بزرگ

00:11:26.520 --> 00:11:29.720
بچه. از چی میترسی؟

00:11:29.720 --> 00:11:33.250
اسم تو شنگه و من به رسمیت میشناسمت

00:11:33.250 --> 00:11:36.440
،فقط اینکه یه مادر خونی مثه اون داری

00:11:36.440 --> 00:11:39.680
پس نگه داشتن حرفه رسمی آیندت ممکنه سخت باشه

00:11:41.540 --> 00:11:43.930
!ای زن حسود

00:11:43.930 --> 00:11:47.090
میخوای منو به کشتن بدی

00:11:47.090 --> 00:11:51.210
،مهم نیست مقام من به عنوان معشوقه چقدر پایینه
!بااینحال پسرم تو شجره نامه شنگ ثبت شده

00:11:51.210 --> 00:11:54.290
نمیتونی این شکلی برام پاپوش بدوزی و زندگیمو خراب کنی

00:11:54.290 --> 00:11:57.120
میخوای این جرایم رو به من وصل کنی؟

00:11:57.120 --> 00:12:01.160
پس برمیگردیم به زادگاه تو یویانگ و بزرگهای طایفه رو دعوت میکنیم

00:12:01.160 --> 00:12:03.240
دادگاه طایفه رو برگزار میکنیم و حکم درست و غلط رو صادر میکنیم

00:12:03.240 --> 00:12:06.710
!اونوقت راضی میشم، چه کتک بخورم یا مجازات بشم

00:12:06.710 --> 00:12:12.400
دادگاه طایفه؟ بریم به خاطر کار زشت
هرزه ای مثه تو مزاحم بزرگان شنگ بشیم؟

00:12:12.400 --> 00:12:15.510
زیادی خودتو دست بالا گرفتی. انقدر خواب و خیال نبین

00:12:15.510 --> 00:12:17.570
مزاحم بزرگان نشیم؟

00:12:17.570 --> 00:12:20.400
پس باید مزاحم مقامات بشیم

00:12:20.400 --> 00:12:21.990
به از دست دادن وجهه اهمیت نمیدی

00:12:21.990 --> 00:12:26.560
باشه. میریم سالن بزرگ تو دادگاه کایفنگ و حرف حساب میزنیم
(دفتر دادرسی)

00:12:26.560 --> 00:12:30.440
!شنگ چانگفنگ، برو و همین الان شکایت کن

00:12:30.440 --> 00:12:32.280
برو-
!جلوشو بگیر-

00:12:32.280 --> 00:12:34.980
ولش کن! اگه مردم دادگاه کایفنگ کور نیستن

00:12:34.980 --> 00:12:37.160
!هیچوقت شهادت یه فاحشه رو نمیشنون

00:12:37.160 --> 00:12:39.710
حتی اگه بریم دادگاه تو باز هم برنده نمیشی

00:12:40.260 --> 00:12:42.860
بانوی بزرگ، بذارین این قضیه به بیرون راه پیدا نکنه

00:12:42.860 --> 00:12:45.960
این تاجر هم ممکنه به ما گوش نده

00:12:45.960 --> 00:12:48.230
اما این که این مرد و زن تو یه اتاق مخفیانه همو دیدن یه حقیقته

00:12:48.230 --> 00:12:50.390
اگه چند تا دهن هم داشته باشه نمیتونه توضیح بده که خودشو تبرئه کنه

00:12:50.390 --> 00:12:54.200
وقتی این به اداره دولتی خبر بده و ارباب برگرده
کسی که باید باهاش سر و کار داشته باشه مسلما شمایی

00:12:54.200 --> 00:12:57.150
اون هرزه نیست

00:12:57.150 --> 00:13:01.020
حالا برای من چه فرقی داره، چه اون سر و کار داشته باشه یا نه؟

00:13:01.020 --> 00:13:03.690
!اینجوری نیست که بتونه منو طلاق بده

00:13:05.330 --> 00:13:07.790
،اگه امروز بتونین کلک این هرزه رو بکنین

00:13:07.790 --> 00:13:10.680
در آینده میتونین باخیال راحت بخوابین

00:13:11.910 --> 00:13:13.650
بله

00:13:15.910 --> 00:13:19.490
خوابی با خیال راحت

00:13:33.560 --> 00:13:35.030
چی شده؟

00:13:35.030 --> 00:13:36.730
بانوی بزرگ نمیتونه سر وسامونش بده

00:13:36.730 --> 00:13:40.580
معشوقه لین میگه به دادگاه کایفنگ میره که به اداره دولتی گزارش بده

00:13:40.580 --> 00:13:43.320
بانوی بزرگ در واقع گفت بفرما

00:13:43.320 --> 00:13:45.610
چی؟ رفتن؟

00:13:45.610 --> 00:13:49.290
دو خدمتکار به دادگاه کایفنگ رفتن که شکایت کنن. جلوتر رفتن

00:13:49.290 --> 00:13:52.720
چطور میتونن به دادگاه برن؟ باید جلوشونو گرفت

00:13:52.720 --> 00:13:54.480
بانوی بزرگ میگه جلوشونو نگیریم

00:13:54.480 --> 00:13:58.190
ما الان گفتیم خانوم بزرگ مریضه

00:13:58.190 --> 00:14:00.790
پس نمیتونیم الان یکیو بفرستیم

00:14:00.790 --> 00:14:02.250
چانگبای خونه ست؟

00:14:02.250 --> 00:14:05.640
الان ارباب جوان دوم تو کتابخونه داره با
ارباب جوان دوم از خانواده گو بحث میکنه

00:14:05.640 --> 00:14:07.190
پس عالیه

00:14:07.190 --> 00:14:11.220
حتی اگه برادر دوم نیروی انسانی نداشته باشه
عموی دوم گو رو داریم

00:14:16.620 --> 00:14:18.490
کجا داری میری؟

00:14:18.490 --> 00:14:19.510
!که به دادگاه گزارش بدم

00:14:19.510 --> 00:14:22.250
!به جاش بریم یه مشروب بزنیم

00:14:22.250 --> 00:14:24.890
چه دادگاهی! این کارو نکن

00:14:25.960 --> 00:14:29.620
بانوی بزرگ راست و دروغها رو برمیگردونه و برام پاپوش میدوزه

00:14:29.620 --> 00:14:31.730
وقتی ارباب برگرده خونه و بشنوه چی شده

00:14:31.730 --> 00:14:34.340
اونوقت نتیجه اعمالشو میبینه

00:14:35.030 --> 00:14:39.350
من بانوی بزرگم و نمیتونم تو رو کنترل کنم، معشوقه حقیر؟

00:14:40.240 --> 00:14:41.650
بفرستینش دادگاه کایفنگ

00:14:41.650 --> 00:14:44.920
!هرکسی کمکم نکنه از خانواده شنگ طرد میشه

00:14:44.920 --> 00:14:46.430
!مادر

00:14:46.920 --> 00:14:48.840
!مادر-
!دورش کنین-

00:14:48.840 --> 00:14:50.500
خانوم بزرگ خانوم ششم رو فرستاده

00:14:50.500 --> 00:14:52.350
که دستوراتش برای خلاص شدن از شر زن اهل طایفه لین رو برسونه

00:14:52.350 --> 00:14:55.440
!خلاص شدن؟ وایسین. وایسین. همگی

00:14:55.440 --> 00:14:57.100
!مادر

00:14:57.760 --> 00:14:59.650
!مادر

00:15:01.960 --> 00:15:03.920
!لین چینشوانگ، خوب گوش کن

00:15:03.920 --> 00:15:06.590
!مادر پیغام فرستاده

00:15:14.890 --> 00:15:19.920
 خانوم بزرگ نمیتونه بیاد اینجا، اما واقعا بموقع دستورات رو میرسونه

00:15:19.920 --> 00:15:21.810
چند دیوار اون طرفتر

00:15:21.810 --> 00:15:24.080
و انقدر واضح از اتفاقات اینجا خبر داره؟

00:15:24.080 --> 00:15:25.920
!انقدر چرت نگو

00:15:25.920 --> 00:15:27.740
بهم بگو

00:15:29.350 --> 00:15:31.190
بانوی بزرگ و معشوقه لین

00:15:31.190 --> 00:15:34.290
هر کدومتون باید به ترتیب تو ایوان وی‌روی
 و عمارت لینچی محبوس بشید

00:15:34.290 --> 00:15:36.900
ورود و خروج بی اجازه مجاز نیست

00:15:36.900 --> 00:15:38.910
من؟

00:15:38.910 --> 00:15:44.180
بانوی بزرگ، من رو مقصر ندونین
من پیغامرسانم. و  اینا حرفای مادربزرگن

00:15:44.180 --> 00:15:46.690
ما که هنوز نمیدونیم اینا حرفای مادربزرگن یا نه

00:15:46.690 --> 00:15:49.050
از کجا معلوم این نظر خودت نیست

00:15:49.050 --> 00:15:50.800
!و اینجوری وانمود نمیکنی که مادرمو خراب کنی

00:15:50.800 --> 00:15:54.690
یه مرد غریبه رو بی اجازه آوردی، و
 هنوز این کارتو رسیدگی نکردم

00:15:54.690 --> 00:15:56.710
ازش نترس. ادامه بده

00:15:56.710 --> 00:15:58.810
بانوی بزرگ داره خانواده رو پاک میکنه

00:15:58.810 --> 00:16:03.330
!زن طایفه لین یواشکی یه مرد غریبه
 رو دیده. شواهد تایید شدست

00:16:03.880 --> 00:16:07.070
اما در مورد زنا، تایید نشده

00:16:08.460 --> 00:16:10.010
مگه احمقی؟

00:16:10.010 --> 00:16:11.860
اون تیکه آخرو میتونستی خصوصی بهم میگی

00:16:11.860 --> 00:16:14.000
چرا جلوی اون هرزه گفتی؟

00:16:14.000 --> 00:16:17.960
چه دیدار مخفیانه ای؟ واضحه که
داشتم درباره کار حرف میزدم

00:16:18.550 --> 00:16:22.430
مادربزرگ حدس زد زن طایفه لین
اینو بگه، و بهم گفت این سوالو بپرسم

00:16:22.430 --> 00:16:24.470
،اگه این یه صحبت کاری مناسبه

00:16:24.470 --> 00:16:27.160
پس چرا باید با لباس مبدل میرفتی؟

00:16:32.400 --> 00:16:36.800
مجازات خانوم لین بیست ضربه ست

00:16:38.870 --> 00:16:41.870
بانوی بزرگ. همه حرفای مادربزرگ رو زدم

00:16:41.870 --> 00:16:44.640
حالا برمیگردم که داروهاشو بدم

00:16:45.820 --> 00:16:49.120
چایهوان، خانوم ششم رو به بیرون بدرقه کنه

00:17:03.530 --> 00:17:05.360
هلش بدین پایین

00:17:09.830 --> 00:17:14.110
یه غریبه رو آوردی داخل اقامتگاه خصوصی

00:17:14.110 --> 00:17:17.370
مهم نیست کی بشنوه، این موضوع توهینه

00:17:17.370 --> 00:17:21.170
پس چطوره همراه اون تنبیه بشی؟ تو حکم اون رو اجرا کن

00:17:21.170 --> 00:17:24.820
!وانگ رئوفو! هرزه

00:17:24.820 --> 00:17:28.340
میذاری پسر مادرش رو بزنه؟ چه عمل ضد مادر و فرزندی

00:17:28.340 --> 00:17:31.700
!وقتی ارباب برگرده، میبینی چجوری باهات برخورد میکنه

00:17:31.700 --> 00:17:33.730
مادر و پسر؟

00:17:33.730 --> 00:17:35.830
کی مادرشه؟

00:17:35.830 --> 00:17:37.500
<i>!من مادرشم</i>
(رسما فقط زن اصلی مادر قانونی و اصلی همه بچه ها حساب میشه)

00:17:37.500 --> 00:17:40.830
!تو چی هستی؟ یه برده ی شنگ

00:17:40.830 --> 00:17:44.280
،بزنش. میزنیش یا

00:17:44.280 --> 00:17:48.660
با جزییات موضوع آوردن یه غریبه به داخل اقامتگاه خصوصی خانومها

00:17:48.660 --> 00:17:50.680
و اون چکاوکها و پرستوهای تو اتاقت

00:17:50.680 --> 00:17:54.090
رو میرم به برادر دومت میگم

00:18:21.170 --> 00:18:23.250
مگه غذا نخوردی؟

00:18:23.250 --> 00:18:25.910
محکمتر بزنش-
 !وانگ رئوفو-

00:18:25.910 --> 00:18:28.230
،اگه زن اهل طایفه لین جیغ نزنه

00:18:28.230 --> 00:18:30.490
حساب نمیشه

00:18:35.580 --> 00:18:37.520
!مادر

00:18:37.520 --> 00:18:39.960
چانگ فنگ

00:18:58.000 --> 00:18:59.950
!وانگ رئوفو

00:19:04.460 --> 00:19:07.290
با اینکه نتونستم اون زن طایفه لین رو زیر پا له کنم

00:19:07.290 --> 00:19:10.840
تونستم چند ضربه چوب بزنمش و این خودش یه موفقیته

00:19:10.840 --> 00:19:15.590
دق دلی این همه سال که منو اذیت کردو خالی کردم

00:19:15.590 --> 00:19:19.400
مادر، هنوز میتونی بخندی؟ گذاشتی چانگ فنگ زن طایفه لین رو بزنه

00:19:19.400 --> 00:19:22.760
!این زیادی وحشیانه ست

00:19:22.760 --> 00:19:27.390
با اینکه تو مادر اصلیش هستی، از بچگی با مادر خونیش بزرگ شده

00:19:27.390 --> 00:19:32.140
اگه این واقعا به دادگاه بکشه، مادر، توبیخ میشی

00:19:33.500 --> 00:19:35.740
یه فرصت نادر بود

00:19:35.740 --> 00:19:39.430
معلومه که میخوام از شر اون لین هرزه خلاص شم

00:19:39.430 --> 00:19:43.230
اونوقت زندگیم آسونتر میشه

00:19:43.230 --> 00:19:45.500
و همینطور، این ایده مادربزرگت بود

00:19:45.500 --> 00:19:47.810
بله، ایده مادربزرگم بود

00:19:47.810 --> 00:19:51.510
گفت مواظب خونه و خدمتکارا باش

00:19:51.510 --> 00:19:53.830
اما نگفت این شکلی کنترلتو از دست بدی

00:19:53.830 --> 00:19:55.710
،اگه مادربزرگ به کار لین رسیدگی میکرد

00:19:55.710 --> 00:19:57.990
نمیذاشت این آشوب پیش بیاد

00:19:57.990 --> 00:20:01.580
صبر کن و ببین. این دفعه اون زنیکه لین رو خوب گیر انداختی

00:20:01.580 --> 00:20:03.530
همینجوری بیکار نمیشینه

00:20:03.530 --> 00:20:06.970
وقتی پدر برگرده، جنجال به پا میکنه

00:20:06.970 --> 00:20:11.100
چه جنجالی؟ مادر اصلی اقامتگاههای داخلی رو اداره میکنه

00:20:11.100 --> 00:20:14.420
اون مشکوکه و من نمیتونم دربارش بپرسم؟

00:20:14.420 --> 00:20:16.500
،حتی اگه طرز نادرستی پرسیده باشم

00:20:16.500 --> 00:20:18.810
وزیر که نمیتونه منو طرد کنه

00:20:18.810 --> 00:20:24.290
نمیتونه، ولی رابطتون به عنوان زن و شوهر ضعیف میشه

00:20:25.090 --> 00:20:29.010
گفتم برو درباره پدرت توی قصر بفهم

00:20:29.010 --> 00:20:31.110
چیزی پیدا کردی؟

00:20:31.110 --> 00:20:34.230
مادر. بالاخره درباره اصل مطلب ازم پرسیدی

00:20:34.230 --> 00:20:36.060
ونشائو رو فرستادم از همه جا پرس و جو کنه

00:20:36.060 --> 00:20:37.970
اصلا هیچ خبری نیست

00:20:37.970 --> 00:20:40.340
حتی پدرشوهرم، کنت بزرگ نمیدونه

00:20:40.340 --> 00:20:43.190
برای این، اومدم اینجا

00:20:43.190 --> 00:20:47.630
اما وقتی رسیدم اینجا، به این برخوردم

00:20:47.630 --> 00:20:50.040
پس پدرت تو دردسره

00:20:50.040 --> 00:20:53.130
و خانواده یوان باهات بدرفتاری نکرد؟

00:20:53.130 --> 00:20:59.070
پدرشوهر چیزی نگفت، و مادرشوهر
 فقط با چند کلمه منو دست انداخت. چیزی نیست

00:20:59.750 --> 00:21:01.530
نگران نباش، مادر

00:21:01.530 --> 00:21:03.930
چطور میتونم نگران نباشم؟

00:21:03.930 --> 00:21:07.990
مادرشوهرت خیلی برای پسر ارشدش تعصب داره

00:21:07.990 --> 00:21:12.040
اون زمان، اون پسر بزرگتر یوان کم مونده بود غاز نامزدیتو ببره

00:21:12.040 --> 00:21:14.170
!و مادرشوهرت حتی دعواش نکرد

00:21:14.170 --> 00:21:18.360
خونه پدریت تو همچین بحرانیه و سر تو خالی میکنه؟

00:21:19.800 --> 00:21:22.740
در بدترین شرایط، فقط میتونم یه کم پول بیارم
که به خزانه پسر ارشد کمک کنم

00:21:22.740 --> 00:21:24.830
یه کم متانت بخرج بده

00:21:25.450 --> 00:21:27.310
چیزی نیست

00:21:28.020 --> 00:21:31.180
من چقدر بدشانسم؟

00:21:31.180 --> 00:21:34.770
از شوهرم هیچ خبری نیست، خوب یا بد

00:21:34.770 --> 00:21:38.370
به دخترم تو خونه خانواده شوهرش زور میگن

00:21:39.080 --> 00:21:43.190
چطور میتونم به زندگی ادامه بدم؟

00:21:44.070 --> 00:21:46.420
چطور زندگی کنم؟

00:21:46.420 --> 00:21:48.590
مادر

00:22:17.280 --> 00:22:19.550
از شما دو مامور داخلی ممنونم

00:22:37.090 --> 00:22:39.910
!ارباب. ارباب

00:22:53.880 --> 00:22:57.110
التماس میکنم، بودا و بوداسف ها، همه شما ارواح الهی

00:22:57.110 --> 00:23:02.660
وزیر خونه مون رو حفظ کنین که سالم بیاد خونه

00:23:08.270 --> 00:23:10.430
!ارباب برگشتن

00:23:10.430 --> 00:23:13.070
!بانوی بزرگ، ارباب برگشتن

00:23:14.440 --> 00:23:15.740
کجاست؟ کجا؟

00:23:15.740 --> 00:23:18.140
ارباب گفتن اول به سالن شوان میرن
که با خانوم بزرگ احوالپرسی کنن

00:23:18.140 --> 00:23:21.950
دونگ رونگ رو فرستادن که به شما خبر بده تا نگران نشین

00:23:21.950 --> 00:23:24.540
زود باشین. الان بریم سالن شوان

00:23:28.920 --> 00:23:31.030
!وزیر

00:23:32.510 --> 00:23:34.210
!وزیر

00:23:41.480 --> 00:23:44.260
!وزیر

00:23:45.480 --> 00:23:47.500
!وزیر

00:23:47.500 --> 00:23:50.880
دارم خواب نمیبینم، درسته؟

00:23:51.660 --> 00:23:55.640
ردای دربارت تنته و دست و پات وصله

00:23:55.640 --> 00:24:00.940
.خواست الهی روح خدایی بوداسف ها
!ارواح اجداد شنگ ازت محافظت کردن

00:24:00.940 --> 00:24:03.930
وزیر

00:24:03.930 --> 00:24:05.710
خیله خب

00:24:05.710 --> 00:24:10.520
برو و به مادر ادای احترام کن. اینجوری به من نچسب

00:24:11.290 --> 00:24:13.180
سلام، مادر

00:24:13.180 --> 00:24:14.600
سلام، مادربزرگ

00:24:14.600 --> 00:24:17.590
خدا رو شکر که فقط برگشتی

00:24:17.590 --> 00:24:21.190
دو روز و یک شب برنگشتی. خسته کوفته شدی

00:24:21.190 --> 00:24:26.320
برو حموم کن و لباستو عوض کن و
 قبل از اینکه حرف بزنیم کمی استراحت کن

00:24:26.320 --> 00:24:29.480
پس میرم و برمیگردم

00:24:29.480 --> 00:24:31.360
عجله ای نیست

00:24:31.360 --> 00:24:34.740
میتونی با زن و دخترات جویای حال هم بشین

00:24:34.740 --> 00:24:39.180
میتونی موقع شام سر بزنی و اینم خوبه

00:24:48.890 --> 00:24:50.830
زود باش

00:25:02.230 --> 00:25:07.300
مادربزرگ، چرا از پدر دلیل بازداشتش توی قصر رو نپرسیدی

00:25:07.300 --> 00:25:11.400
اگه اتفاق خوشی بود، جلوتر گفته بود

00:25:11.400 --> 00:25:14.420
،ببین چجوری با یه قیافه خسته اومد

00:25:14.420 --> 00:25:16.810
از سر تا پاش استرس به خاطر دربار میبارید

00:25:16.810 --> 00:25:19.490
بیشتر احتمالش هست که اعلیحضرت تنبیهش کرده باشه

00:25:19.490 --> 00:25:21.870
خب چرا بپرسم؟

00:25:21.870 --> 00:25:25.970
تا وقتیکه هیچ تاثیری روی پیشرفت خانواده شنگ نداره

00:25:25.970 --> 00:25:28.190
اگه مایل باشه به ما بگه، میگه

00:25:29.100 --> 00:25:33.040
اگه مایل نیست دربارش حرف بزنه، پس بذار به حال خودش باشه

00:25:37.160 --> 00:25:40.030
خوبه، خوبه

00:25:55.320 --> 00:25:56.880
پدر

00:25:57.860 --> 00:25:59.380
زود برو

00:26:00.350 --> 00:26:03.580
برو و بفرستشون رو اجاق کمی آب بجوشونن

00:26:03.580 --> 00:26:05.980
که حمام پدر رو پر کنیم

00:26:05.980 --> 00:26:07.160
برو

00:26:07.160 --> 00:26:08.560
باشه

00:26:09.740 --> 00:26:11.860
میرم یه نگاهی به آشپزخونه میندازم

00:26:11.860 --> 00:26:14.530
چند تا خوراکی که دوست داری میپزم

00:26:14.530 --> 00:26:16.890
شراب میخوای؟ چند خمره شراب خوب دارم

00:26:16.890 --> 00:26:19.750
خیله خب. همه چیز خوبه

00:26:19.750 --> 00:26:22.320
مادر. پس منم میرم به آشپزخونه کمک میکنم

00:26:22.320 --> 00:26:26.930
تو اینجا بمون. بذار این پدر خوب نگات کنه

00:26:26.930 --> 00:26:28.270
چشم

00:26:35.110 --> 00:26:40.600
شش ماهه که برنگشتی، و فکر کنم لاغرتر شدی

00:26:40.600 --> 00:26:43.780
موضوع من ارزش اشاره کردن نداره

00:26:43.780 --> 00:26:47.560
اما پدر، چرا برای دو روز برنگشتی خونه؟

00:26:47.560 --> 00:26:50.010
کل خونه تو هرج و مرج زیر و رو شد

00:26:50.010 --> 00:26:53.640
مادر خیلی نگران بود و چشماش قرمزن

00:26:54.430 --> 00:26:59.260
به خاطر موضوع من، تو دردسر افتادی که به اینجا سفر کنی

00:26:59.260 --> 00:27:01.250
بیخود دوستت نداشتم

00:27:02.650 --> 00:27:08.360
گزارش به ارباب و بانو. خانواده یوان کسیو فرستاده
که برای برگشتن خانوم ارشد رو همراهی کنه

00:27:08.360 --> 00:27:11.930
میگن خانواده کنت میپرسن ایشون چه مدت میمونه

00:27:11.930 --> 00:27:16.670
و همه امور تو خونه مونده که توسط خانوم ارشد اداره بشه

00:27:21.530 --> 00:27:23.630
مادر شوهرم زیادی حواسش به منه

00:27:23.630 --> 00:27:28.570
اما اشکالی نداره چون تونستم ببینم
پدر به سلامت برگشته، و حالا خیالم راحته

00:27:29.500 --> 00:27:34.150
پدر. مادر. پس دخترتون رفع زحمت میکنه

00:27:36.310 --> 00:27:40.380
دخترمون عروس خانواده یوانه، نه کلفتشون

00:27:40.380 --> 00:27:43.150
!مادر-
درباره چی بحث میکنی؟-

00:27:47.290 --> 00:27:48.950
هوآاِر

00:27:51.050 --> 00:27:53.160
خانوم بزرگ دنبال یه راهیه

00:27:53.160 --> 00:27:57.820
اون تو رو بزرگ کرده، و فقط دست رو دست نمیذاره
 عذاب کشیدن تو رو تماشا کنه

00:27:58.550 --> 00:28:01.500
آره، آره. خانوم بزرگ یه نقشه ای داره

00:28:01.500 --> 00:28:05.800
،فعلا تحملش کن و اگه خیلی سخت شد
فقط برگرد و یه چند روزی اینجا زندگی کن

00:28:05.800 --> 00:28:10.310
همشو تو خودت نریز و فقط خبرای خوش رو
 به ما بدی و نگرانی ها رو از قلم بندازی

00:28:10.310 --> 00:28:12.440
میفهمم، مادر

00:28:12.440 --> 00:28:15.930
نگران من نباش. خیالت راحت باشه

00:28:18.100 --> 00:28:19.510
پدر

00:28:22.960 --> 00:28:25.210
من، هوآاِر، رفع زحمت میکنم

00:28:45.600 --> 00:28:47.730
اینجا چی کار میکنین؟

00:28:53.290 --> 00:28:55.620
مگه بهت نگفت که محبوس باشی؟

00:28:56.520 --> 00:28:58.920
حافظه فنگ انقدر بده؟

00:28:58.920 --> 00:29:04.280
دیروز دعواش کردم که غریبه رو نیازه تو اقامتگاه داخلی
و به همین زودی امروز فراموشش کرد؟

00:29:05.020 --> 00:29:08.430
نگرانه <i>این معشوقه</i> شنیدیم ارباب برگشته و
 (حالت رسمی)

00:29:08.430 --> 00:29:12.000
فنگ ناله و التماس کرد که چون دلش برای پدرش تنگ شده بیارمش

00:29:12.000 --> 00:29:15.670
فقط یه نگاه به پدرش، و خیالش راحت میشه

00:29:15.670 --> 00:29:19.400
!جای تو نیست که اینجا وایسی. برگرد

00:29:26.450 --> 00:29:30.240
!هونگ! هونگ
(حالت خودمونی فقط اسم کوچیکش)

00:29:30.240 --> 00:29:32.490
!هونگ، بالاخره برگشتی. هونگ

00:29:32.490 --> 00:29:34.610
!هونگ! هونگ

00:29:34.610 --> 00:29:36.330
!پدر-
!پدر-

00:29:36.330 --> 00:29:37.660
صبر کنین

00:29:37.660 --> 00:29:41.140
پدر. بالاخره میتونم ببینمت

00:29:44.410 --> 00:29:50.620
فنگ‌اِر. الان شنیدم مادرت میگفت دلت برام تنگ شده

00:29:50.620 --> 00:29:54.320
بله، بله. اخیرا فنگ‌اِر اصلا نتونست استراحت کنه

00:29:54.320 --> 00:29:56.660
چشماش سرخ شدن

00:29:57.940 --> 00:30:01.000
سلام، پدر. نگرانت بودم

00:30:01.000 --> 00:30:03.430
پدر، تو قصر رنج کشیدی؟

00:30:03.430 --> 00:30:05.310
رنج؟

00:30:06.650 --> 00:30:08.960
اعلیحضرت منو تو قصر نگه داشتن

00:30:08.960 --> 00:30:12.580
زندگی تو یه سالن عمارت بزرگ و با
شرابهای لذیذ تو جامهای گوهرنشان

00:30:12.580 --> 00:30:16.040
چنان گفتگوی سعادتمندی داشتیم که من خونه نیومدم

00:30:17.480 --> 00:30:20.790
!تبریک، پدر. شادباش

00:30:20.790 --> 00:30:24.260
حرومزاده خنگ! نمیتونی بفهمی طعنه بود؟

00:30:24.260 --> 00:30:25.550
هونگ، چرا؟

00:30:25.550 --> 00:30:28.280
!چرا؟ به خاطر چرت و پرتی که اون بلغور کرد

00:30:28.280 --> 00:30:30.940
!نزدیک بود جونمو از دست بدم

00:30:32.410 --> 00:30:34.930
!امروز باید توی آشغال رو تا میخوری بزنم-
!هونگ، چرا-

00:30:34.930 --> 00:30:38.670
پدر-
!اون از گوشت و خونته-

00:30:38.670 --> 00:30:41.970
!گوشت و خون؟ من همچین پسری ندارم

00:30:43.140 --> 00:30:46.180
حالا اهمیت میدی که من پدرشم؟

00:30:46.180 --> 00:30:49.150
میدونی چرا امپراتور منو تو قصر بازداشت کرد؟

00:30:49.150 --> 00:30:52.120
ازش بپرس. میدونی؟

00:30:54.700 --> 00:30:59.790
!کل روز ولگردی میکنی، و با یه مشت عیاش آشنا شدی

00:30:59.790 --> 00:31:03.190
مشروب خوری و زن بازی. شوخی آزادانه

00:31:03.190 --> 00:31:07.900
!با افراد شاهزاده یان درباره جانشینی تاج و تخت چرت و پرت گفتن

00:31:07.900 --> 00:31:10.450
!حرفای مستیشو دیگران شنیدن

00:31:10.450 --> 00:31:12.130
!به گوش امپراتور رسوندن

00:31:12.130 --> 00:31:15.650
!هونگ. هونگ

00:31:17.620 --> 00:31:19.360
!..تو

00:31:20.010 --> 00:31:23.610
!پس یه فاجعه خانه خراب کن نازل شده

00:31:25.380 --> 00:31:27.790
!فاجعه خانه خراب کن

00:31:33.550 --> 00:31:35.050
!گریه کن

00:31:38.860 --> 00:31:46.010
اعلیحضرت میدونن خیلی از وزیرها درگیر نزاع سر تاج و تختن

00:31:46.010 --> 00:31:48.760
برای اینکه با هشداری جدی درس عبرتی به همه بدن

00:31:48.760 --> 00:31:51.680
من، یه مقام رسمی کوچیک رتبه پنجم، رو بازداشت کرد

00:31:54.030 --> 00:31:56.990
کل روز بدون اینکه چشمم به کسی بیوفته

00:31:58.390 --> 00:32:03.170
!سرد و تنها تو یه سالن جانبی، یک روز و یک شب بازداشت بودم

00:32:46.020 --> 00:32:48.280
کی اعلیحضرت منو احضار میکنن؟-
اعلیحضرت دستور دادن-

00:32:48.280 --> 00:32:51.500
بدون ترک کردن اینجا منتظرشون بمونی

00:32:54.270 --> 00:32:56.130
میخوام لباسمو عوض کنم

00:33:20.890 --> 00:33:22.990
اون طعم

00:33:23.480 --> 00:33:27.330
اون طعم مثه خوردن یه خنجر تیز به گردنته

00:33:29.040 --> 00:33:31.560
آستانه مرگ و زندگی

00:33:33.150 --> 00:33:35.980
هر لحظه یه شکنجه ست

00:33:48.040 --> 00:33:49.480
اعلیحضرت

00:33:51.690 --> 00:33:55.780
اعلیحضرت، به خاطر ردای نامرتبم ببخشید

00:33:57.580 --> 00:34:02.400
وزیر، دیشب خوب خوابیدی؟

00:34:02.400 --> 00:34:07.700
در جواب شما اعلیحضرت، راحت نبودم
 و همش وول میخوردم، دریغ از خواب راحت

00:34:08.350 --> 00:34:10.160
خوبه

00:34:11.360 --> 00:34:16.100
پس میدونی مشکل خواب داشتن چه مزه ای میده

00:34:17.590 --> 00:34:21.870
وزیر ترسیده. ایکاش اعلیحضرت روشن کنن

00:34:23.020 --> 00:34:25.870
این کشور هیچ وارث تاج و تختی نداره

00:34:26.890 --> 00:34:29.420
انگار ستونی نداشته باشه

00:34:29.420 --> 00:34:34.760
منو در اضطراب شدیدی قرار دادن و شبا نمیتونم بخوابم

00:34:34.760 --> 00:34:39.850
اما پسر کوچیکت، به یه میخانه رفته

00:34:39.850 --> 00:34:44.610
و آشکارا درباره جانشینی خانواده امپراتوری بحث کرده

00:34:45.500 --> 00:34:48.500
تصور میکنم تو از قبل رو این موضوع به نتیجه رسیدی

00:34:48.500 --> 00:34:53.200
پس بفرما به منم بگو، که منم بتونم با خیال راحت بخوابم

00:34:53.200 --> 00:34:56.800
اعلیحضرت، من واقعا نمیدونم

00:34:57.760 --> 00:35:01.460
شنیدم بعد از اعلان فهرست آزمون بهار

00:35:01.460 --> 00:35:04.680
،پسر سوم خانواده شنگ، چانگ فنگ

00:35:04.680 --> 00:35:08.040
،و پسر چیوی محترم، چیو کلی

00:35:08.040 --> 00:35:10.880
تا شب از موسیقی لذت بردن

00:35:10.880 --> 00:35:14.960
تو ضیافت، درباره اینکه شاهزاده یان چقدر لایقه بحث کردن

00:35:14.960 --> 00:35:19.500
اینکه چطور یه نجیب زاده ست و بزودی امپراتور بعدی میشه

00:35:20.660 --> 00:35:26.430
تصور میکنم تو خونه به این نتیجه رسیدی و به پسرت نفوذ کرده؟

00:35:26.430 --> 00:35:30.870
نه، من جسارت نمیکنم. این پسر حقیرمه که نادونه

00:35:30.870 --> 00:35:35.280
پسر احمق من جوون و تو امور دربار نادونه. چرت و پرت گفته

00:35:35.280 --> 00:35:38.940
آزمون امپراتوری داد و نتیجشم اعلان شد

00:35:38.940 --> 00:35:42.200
پس چطوری تو امور دربار نادونه؟

00:35:43.780 --> 00:35:46.490
یه مرد بزرگ باید به حاکم وفادار و عاشق کشورش باشه

00:35:46.490 --> 00:35:50.320
 بهتره یه شهروند ساده باشه، تا دعواهای بیخود کنار گذاشته بشه

00:35:50.820 --> 00:35:53.850
اعلیحضرت، توی خونه، اغلب

00:35:53.850 --> 00:35:57.470
به بچه هام یاد میدم که امپراتور دانا و بزرگوارن

00:35:57.470 --> 00:36:04.640
.اینکه مهم نیست چه تصمیمی بگیرن، همش به صلاح کشوره
همینطور همیشه به بچه هام یاد میدم

00:36:04.640 --> 00:36:09.030
که یه مرد بزرگ باید به جای  مشغول دعواهای بیخود بودن
به حاکم وفادار و عاشق کشورش باشه

00:36:09.030 --> 00:36:11.900
کار درست شهروند ساده بودنه

00:36:20.300 --> 00:36:23.040
پس مرد فهمیده ای هستی

00:36:24.510 --> 00:36:27.860
اما تو تعلیم پسرت موفق نبودی

00:36:27.860 --> 00:36:31.800
پسرت حتی به یه کلمه از حرفات گوش نکرده

00:36:34.430 --> 00:36:39.250
پسرم مست کرده و تو جمع اشتباه حرف بیخود زده
،باید شدیدا تنبیهش کنم

00:36:39.250 --> 00:36:42.150
!که بدونه دیگه هیچوقت نباید پرت و پلا بگه

00:36:57.240 --> 00:36:59.010
!رفتی آزادانه چرت و پرت گفتی

00:36:59.010 --> 00:37:01.320
!پاچه خواری پولدارا رو کردی

00:37:01.320 --> 00:37:03.390
!بدون حد و مرزی حرف زدی-
!پدر-

00:37:03.390 --> 00:37:06.370
!پاچه خواری پولدارا-
دیگه هیچوقت این کارو نمیکنم-

00:37:06.370 --> 00:37:08.990
!حرومزاده

00:37:08.990 --> 00:37:11.250
!چرت و پرت گفتی

00:37:13.680 --> 00:37:17.060
!اون کتابتو به جاش برای شکم سگت خوندی

00:37:19.310 --> 00:37:20.950
،اونایی که حاضر بودن

00:37:20.950 --> 00:37:24.960
میدونی کدوم یکی مربوط به خانواده چیو بود؟

00:37:24.960 --> 00:37:28.580
از کجا میدونی کدوم جاسوس امپراتور بود؟ از کجا؟

00:37:30.970 --> 00:37:35.220
بکشیدش بیرون و به کتک زدن ادامه بدین

00:37:35.220 --> 00:37:38.270
پدر، دیگه این کارو نمیکنم-
پدر، خواهش میکنم ببخشش-

00:37:38.270 --> 00:37:41.080
..دیگه نمیتونی بزنیش-
!پدر! پدر-

00:37:41.080 --> 00:37:42.820
وگرنه میمیره، پدر-
!مادر-

00:37:42.820 --> 00:37:44.600
!تا میخوره بزنینش

00:37:44.600 --> 00:37:46.040
!هونگ

00:37:46.040 --> 00:37:48.310
،حتی اگه امروز کتک بخوره بمیره

00:37:48.310 --> 00:37:50.260
بهتر از اینه که کل خانواده بمیره

00:37:50.260 --> 00:37:52.620
هونگ، حتما یکی حسودیش میشد

00:37:52.620 --> 00:37:55.470
،که فنگ‌اِر با نورچشمی ها آشنایی داشت

00:37:55.470 --> 00:38:00.030
!و رفتن جلوی اعلیحضرت نمایش راه بندازن که گولش بزنن

00:38:01.410 --> 00:38:04.960
اعلیحضرت با جزییات گفتن که چی شده

00:38:04.960 --> 00:38:07.120
میگی فریب خورده؟

00:38:07.120 --> 00:38:09.640
به چه طریقی فریب خورده بود؟

00:38:09.640 --> 00:38:14.110
خانواده های مقاماتی مثه ما قوانین سختگیرانه ای دارن

00:38:14.110 --> 00:38:18.980
رولان فقط چند قدم بیشتر داخل سالن قدم گذاشت
و تنبیه شد که یه شب تو معبد زانو بزنه

00:38:18.980 --> 00:38:22.990
چانگ فنگ این خرابی رو بار آورده و چند تا کتک سبک بنظر میاد

00:38:22.990 --> 00:38:27.120
یه موجودی مثه تو که با یه شکم حامله اومد خونه من

00:38:27.120 --> 00:38:29.300
به بی آبرویی خودت که اهمیت نمیدی

00:38:29.300 --> 00:38:32.210
اما میخوای آبروی ارباب هم ببری؟

00:38:32.210 --> 00:38:35.480
بنظرم توی اتاق تو بد بار اومده

00:38:35.480 --> 00:38:38.310
یه بچه خوب با تربیت بد توسط تو

00:38:38.310 --> 00:38:40.490
بانوی بزرگ

00:38:40.490 --> 00:38:42.440
میدونم از من نفرت داری

00:38:42.440 --> 00:38:46.450
!چنگ فانگ بدنیا اومد و نتونستی منو وادار به مرگ کنی

00:38:46.450 --> 00:38:48.530
،هر چقدر دلت میخواد از من متنفر باش و منو بزن

00:38:48.530 --> 00:38:51.700
اما چرا باید اون هم به کشتن بدی؟

00:38:51.700 --> 00:38:55.830
زمین و مغازه ها بیشتر از هزار نقره می ارزن
!و تو حتی اول اجازه نمیگیری

00:38:55.830 --> 00:38:58.160
همینجوری برشون میداری که یواشکی با یه مرد ملاقات کنی

00:38:58.160 --> 00:39:01.430
ادعا میکنی سعی نداشتی پول جمع کنی که فرار کنی؟

00:39:04.040 --> 00:39:06.080
با یه کم وجدان حرف بزن

00:39:06.080 --> 00:39:08.070
،تو روز روشن

00:39:08.070 --> 00:39:10.600
من فقط تو میخانه فن یه مرد رو ملاقات کردم
که یه معامله باهاش ببندم

00:39:10.600 --> 00:39:13.850
..بعد ادعا میکنی، من.. میگی من

00:39:15.070 --> 00:39:18.350
بانو، ارباب

00:39:18.350 --> 00:39:22.190
..من که از قبل قسم خوردم

00:39:22.190 --> 00:39:25.210
به هونگ نگم که چطور از حساب عمومی برداشتی که
،حسابهای با سود بالا رو پرداخت کنی

00:39:25.210 --> 00:39:29.000
!که به خونه پدریت کمک کنی

00:39:29.000 --> 00:39:32.010
اما چرا اصرار داری منو مجبور کنی؟

00:39:32.010 --> 00:39:33.590
چی؟

00:39:34.560 --> 00:39:36.340
اصلا کی اینو گفتی؟

00:39:36.340 --> 00:39:38.400
چه حساب با سود بالایی؟

00:39:39.930 --> 00:39:41.650
چیزی نیست

00:39:48.360 --> 00:39:52.010
باشه. این خیلی عالیه

00:39:52.760 --> 00:39:56.220
مواِر، میبینی خانوادمون چقدر عالیه؟

00:39:56.220 --> 00:39:58.940
مادر اصلیت مشکل داره و مادر خودت هم مشکل داره

00:39:58.940 --> 00:40:03.290
عالیه. بیاین همه نوبتی حرف بزنیم

00:40:03.290 --> 00:40:06.260
بذارین دادگاه رسمی بشم و شما رو قضاوت کنم

00:40:06.260 --> 00:40:08.860
!این پرونده کوفتیتون رو قضاوت کنم

00:40:10.570 --> 00:40:12.700
،همینطور شنیدم

00:40:13.890 --> 00:40:17.440
زن اصلیت یه شالیزار خارج از پایتخت خرید

00:40:17.440 --> 00:40:19.730
و کم مونده بود ازش شکایت بشه

00:40:19.730 --> 00:40:24.390
به لطف کمک بانو وانگ بود که حل و فصل شد

00:40:24.390 --> 00:40:30.240
،اگه به خاطر امروز نبود، که برام پاپوش زناکاری دوخت

00:40:30.240 --> 00:40:34.430
..من..من

00:40:36.990 --> 00:40:41.200
این موضوع رو چرا قبلا نگفتی؟

00:40:43.920 --> 00:40:47.730
پدر. بانوی بزرگ رئیس اقامتگاه داخلیه

00:40:47.730 --> 00:40:49.650
مادرم جرات نداره هر چیزیو بگه

00:40:49.650 --> 00:40:52.070
،اگه به خاطر اون پاپوش وحشتناکی که امروز براش دوختن نبود

00:40:52.070 --> 00:40:55.200
.. و کم مونده بود بمیره که

00:40:55.200 --> 00:40:57.670
که بالاخره مجبور شد

00:40:58.300 --> 00:41:01.260
تو حرف بزن. این اتفاق افتاد؟

00:41:02.470 --> 00:41:05.700
ایکاش عصبانیت ارباب فروکش کنه. بانوی بزرگ ما

00:41:09.260 --> 00:41:11.050
،اگه میخوای از من مخفیش کنی

00:41:11.050 --> 00:41:14.800
باز هم میتونم از بقیه بفهمم

00:41:18.460 --> 00:41:22.330
به خواهرم پول قرض دادم که روی
وامهای با سود بالا سرمایه گذاری کنه

00:41:22.330 --> 00:41:26.180
در واقع برای پول درآوردن برای کمک خرجهای ماست

00:41:27.720 --> 00:41:29.830
هیچ ضرری نداشتم

00:41:29.830 --> 00:41:32.200
کمی پول سود بدست آوردم و به خواهرم دادم

00:41:32.200 --> 00:41:35.720
واقعا کمک به خونه پدریم حساب نمیشه

00:41:41.140 --> 00:41:45.510
عالیه. واقعا عالیه

00:41:46.320 --> 00:41:50.120
الان انقدر فقیریم؟

00:41:51.650 --> 00:41:53.380
درسته؟

00:41:54.570 --> 00:41:56.930
،تو این پایتخت بیانجینگ

00:41:56.930 --> 00:42:00.460
زیر پاهای امپراتور، نزدیک قلعه امپراتوری

00:42:02.470 --> 00:42:06.320
با یه مقام رسمی ازدواج کردی و جرات میکنی وامهای خصوصی بدی؟

00:42:06.320 --> 00:42:09.750
..من

00:42:09.750 --> 00:42:12.940
جرات میکنی بری سراغ زمین هایی که ممکنه مصادره بشن؟

00:42:13.630 --> 00:42:15.510
حالا فهمیدم

00:42:16.750 --> 00:42:21.550
میخوای ازم شکایت کنن، روم داغ بزنن و تبعیدم کنن-
!..من-

00:42:21.550 --> 00:42:24.680
اونوقت خوشحال میشی؟

00:42:26.860 --> 00:42:30.750
هونگ. سرزنشش نکن

00:42:33.650 --> 00:42:35.400
تو هم

00:42:37.070 --> 00:42:39.290
انقدر فقیری که نمیتونی زندگی کنی

00:42:39.290 --> 00:42:42.840
هیچ راهی نداری جز اینکه املاک خانواده رو گرو بذاری، درسته؟

00:42:42.840 --> 00:42:46.580
نه، نه. چندین ماه پیش قضیه رو حل و فصل کردم

00:42:46.580 --> 00:42:49.490
!وزیر، منو خورد کردی

00:42:49.490 --> 00:42:52.780
همش به خاطر صلاح این خانواده بود

00:42:52.780 --> 00:42:55.570
وزیر-
پدر-

00:42:55.570 --> 00:42:58.510
به ناحق به مادرم تهمت نزن-
وزیر-

00:42:58.510 --> 00:43:00.800
پدر

00:43:00.800 --> 00:43:03.050
نباید گول بخورین، ارباب

00:43:03.050 --> 00:43:05.560
بانوی بزرگ ما نیت خیری داشت

00:43:05.560 --> 00:43:08.160
اشتباها مادر رو سزنش نکن

00:43:08.160 --> 00:43:10.180
!وزیر

00:43:10.180 --> 00:43:12.560
!همه خفه شین

00:43:29.090 --> 00:43:31.180
..خدایا

00:43:34.830 --> 00:43:38.280
،وقتی تو قصر به خودم افتخار میکردم

00:43:39.310 --> 00:43:42.400
شماها تو این خونه عین سگ همو گاز میگرفتین

00:43:43.680 --> 00:43:46.960
،اگه واقعا تنزل پیدا کرده بودم

00:43:46.960 --> 00:43:49.100
..و تو راه تبعید بودم

00:43:53.290 --> 00:43:56.400
هیچ کدوم از شما میومد دنبالم؟

00:44:05.290 --> 00:44:06.810
برید گمشید

00:44:08.110 --> 00:44:10.530
!همه گمشید

00:44:23.190 --> 00:44:53.190
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:44:53.191 --> 00:45:38.191
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:44:43.660 --> 00:44:53.270
‏♫ یک روز ‏صبح یک ‫گل باز ‏شد و به درخت بید رسید
بسیار خوشبو بود و‏ ‏فکر کرد درخت،‫ ارباب اوست ‏♫

00:44:53.270 --> 00:45:02.010
‫♫ حتی اگر صبحها بارانی‫ باشد، ابرهای سرخ نیمی از روز نور خورشید دارند
 ♫ باد و باران  کامل روی آنها اثر ندارد

00:45:02.010 --> 00:45:11.780
‫♫ تو در قصر همیشه بی پروایی و نحیفتر می شوی
اشک های پر‫ از اندوهت سرازیر می شوند ♫

00:45:11.780 --> 00:45:19.850
‫♫ ‫نامه های نوشته شده‫ روی ابریشم، مرا عزل می کنند،
♫ تنها ناگهان یادآوری می کنند، برای سالها جز در خفا نمی توانم ببینمت

00:45:21.610 --> 00:45:26.230
‏♫ ‫دیشب، ‫وقتی در خواب عمیق بودم، باد و
باران شدید نتوانست‫ اثر شراب را از بین ببرد ♫‎‏

00:45:26.230 --> 00:45:30.210
وقتی از کسی سوال کردم، پرده را کنار زد ♫
 ♫ و گفت همه درختان سیب مثل قبل هستند

00:45:30.210 --> 00:45:40.080
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمی دانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟

00:45:40.080 --> 00:45:44.480
‏♫ ‫دیشب، ‫وقتی در خواب عمیق بودم، باد و
باران شدید نتوانست‫ اثر شراب را از بین ببرد ♫‎‏‏

00:45:44.480 --> 00:45:48.700
وقتی از کسی سوال کردم، پرده را کنار زد ♫
 ♫ و گفت همه درختان سیب مثل قبل هستند

00:45:48.700 --> 00:45:58.360
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمی دانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟

00:46:00.200 --> 00:46:13.130
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمی دانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟