﻿WEBVTT

00:00:00.010 --> 00:00:54.750
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:54.800 --> 00:01:00.200
<i>داستان مینگ لان</i>

00:01:00.200 --> 00:01:02.960
<i>قسمت15</i>

00:01:12.570 --> 00:01:16.740
خواهر بزرگتر بانوی بزرگ وانگ کانگه

00:01:16.740 --> 00:01:18.890
بچه ها خاله صداش میکنن

00:01:18.890 --> 00:01:22.490
هر دفعه که اون میاد، به بانوی بزرگ
 فشار میاره که یه کاری بکنه

00:01:22.490 --> 00:01:24.960
باید کمتر بیاد

00:01:26.660 --> 00:01:30.300
اینکه معشوقه لین داره یواشکی مزرعه رو میفروشه هم

00:01:30.300 --> 00:01:32.850
کاریه که باعث خراب شدن خانواده مون میشه

00:01:33.890 --> 00:01:39.750
 در حال حاضر واقعا تو اقامتگاه داخلی کسیو نداریم
که از این وظیفه ی بزرگ اداره خونه بربیاد

00:01:39.750 --> 00:01:42.720
هیچ راه حلی ندارم

00:01:42.720 --> 00:01:44.960
برای همین اینجام که ازتون راهنمایی بگیرم

00:01:44.960 --> 00:01:48.510
میخوای بذاری من ادارش کنم؟

00:01:50.490 --> 00:01:52.720
مسلما اگه میتونستین خوب بود

00:01:52.720 --> 00:01:55.180
اما میترسم براتون کلی کار درست بشه

00:01:55.180 --> 00:01:59.320
شاید میخوای من آدم بده بشم

00:01:59.320 --> 00:02:02.570
و بین بانوی بزرگ و معشوقه لین یکیو انتخاب کنم؟

00:02:02.570 --> 00:02:04.820
و بعد تقصیر گردن من باشه؟

00:02:04.820 --> 00:02:08.320
اگه اینو بگین، خجالت میکشم که صورتمو نشون بدم

00:02:08.320 --> 00:02:10.300
فقط داشتم شوخی میکردم

00:02:10.300 --> 00:02:12.330
بشین

00:02:16.800 --> 00:02:19.000
اگه واقعا میخوای من تصمیم میگیرم

00:02:19.000 --> 00:02:21.640
و یکیو انتخاب میکنم که به زنت توی اداره خونه کمک کنه

00:02:21.640 --> 00:02:23.950
یکی تو ذهنم هست

00:02:24.530 --> 00:02:28.050
روآن، دفتر رو بیار اینجا

00:02:42.140 --> 00:02:46.290
مینگ لان؟ این فقط میتونه دستخط اون باشه

00:02:50.220 --> 00:02:52.250
مادر، شوخی میکنی؟

00:02:52.250 --> 00:02:56.680
مینگ لان تازه به سن ازدواج رسیده، و یه دختر مجرده
(14یا 15سال)

00:02:56.680 --> 00:03:00.190
اون..چطور میتونه این خونه بزرگ رو اداره کنه؟

00:03:00.190 --> 00:03:02.600
با دقت به این نگاه کن

00:03:02.600 --> 00:03:05.920
اینا یادداشت های روزانه مینگ لان

00:03:05.920 --> 00:03:09.180
از هر خونه و مخارج و حساب کتاباشونه

00:03:09.180 --> 00:03:11.530
ازش پرسیدم چرا داری اینا رو ثبت میکنی

00:03:11.530 --> 00:03:17.790
یه دلیل برای تمرین نوشتنه، و
دلیل دیگه یاد گرفتن امور مالی خانوادست

00:03:17.790 --> 00:03:21.090
چون این هم یه وظیفه خانوم خونه ست

00:03:21.090 --> 00:03:23.220
رولان با بانوی بزرگه

00:03:23.220 --> 00:03:27.080
مولان با معشوقه لین. هر دو ممکنه کور و کر باشن

00:03:27.080 --> 00:03:30.320
اما اون باید هر روز برای یادگیری به مشاهدات دقیق تکیه کنه

00:03:30.320 --> 00:03:34.460
، حتی اگه نتونه همه چیزو متوجه بشه
بالاخره یکی دو نکته یاد میگیره

00:03:35.000 --> 00:03:39.370
اون بچه خوبیه و از دو خواهر بزرگترش عاقلتره

00:03:39.370 --> 00:03:42.300
ببین چجوری همه چیز رو واضح یادداشت کرده

00:03:42.300 --> 00:03:44.800
بعضی حسابها خیلی واضح نیستن

00:03:44.800 --> 00:03:48.760
حتی تونسته بفهمه کسریش کجاست. استعدادشو داره

00:03:48.760 --> 00:03:53.040
واقعا کمک خوبی برای اداره این خونه ست

00:03:55.440 --> 00:04:00.570
،یه نکته دیگه. تو چند کلمه ی مینگ لان رو به یاد آوردی

00:04:00.570 --> 00:04:02.790
و کمکت کرد از اون مخمصه توی کاخ نجات پیدا کنی

00:04:02.790 --> 00:04:04.670
،با این درک و شعور

00:04:04.670 --> 00:04:08.920
میتونه بی طرف باشه

00:04:10.410 --> 00:04:13.350
پس بذار مینگ لان خونه رو اداره کنه

00:04:13.350 --> 00:04:16.800
مدیر خونه باید ظاهر مدیر خونه رو داشته باشه

00:04:16.800 --> 00:04:19.420
مینگ لان باید متکی به خود هم باشه

00:04:19.420 --> 00:04:25.090
به کارکنا بگو اندرونی نزدیک سالن شوآن
 رو مرتب کنن، و بذار اونجا زندگی کنه

00:04:25.090 --> 00:04:28.990
به عنوان یه سرپرست، باید فضای یه سرپرست هم داشته باشه

00:04:36.060 --> 00:04:38.370
چرا هیچی نمیگی؟

00:04:38.930 --> 00:04:42.260
نمیخوای یه سرپرست باشی؟

00:04:44.810 --> 00:04:46.500
اینطور نیست، مادربزرگ

00:04:46.500 --> 00:04:50.350
ترجیح میدم با شما بمونم

00:04:50.350 --> 00:04:53.850
تو دیگه بزرگ شدی. باید والدینت رو ترک کنی

00:04:53.850 --> 00:04:57.650
وقتی ازدواج کنی، خانوادتو ترک میکنی

00:04:57.650 --> 00:05:01.200
اگه الان سخت یا خوشاینده، باهاش کنار بیا

00:05:01.200 --> 00:05:03.390
تنهایی تحملشون خواهی کرد

00:05:03.390 --> 00:05:09.370
اگه میشد فقط عزیز دردونه ی من باشی
خب، دوست داشتم تا ابد عزیز دردونم باشی

00:05:12.550 --> 00:05:15.240
اما باید سختگیر باشم

00:05:16.160 --> 00:05:20.030
چطور میتونم حرفتو درک نکنم

00:05:21.180 --> 00:05:23.980
چون شما و پدر به من ایمان دارین

00:05:23.980 --> 00:05:27.610
شجاع میشم و یه امتحانی میکنم

00:05:27.610 --> 00:05:30.120
شجاع میشی و امتحانی میکنی؟

00:05:30.120 --> 00:05:33.210
دیروز پیغام منو به ایوان وی‌روی رسوندی

00:05:33.210 --> 00:05:36.050
شگرد و اختیارشو داشتی

00:05:36.050 --> 00:05:40.240
میتونم ببینم که تو لایقی

00:05:40.240 --> 00:05:44.360
انقدر جلوی من وانمود نکن که احمقی

00:05:44.980 --> 00:05:49.350
جلوی شما من همیشه یه بچه ام. هیچوقت بزرگ نمیشم

00:05:49.350 --> 00:05:55.030
نگران نباش. اگه به مشکلی برخوردی، من کمکت میکنم

00:05:55.030 --> 00:05:58.400
فردا، خدمتکار کار بلدمو میفرستم

00:05:58.400 --> 00:06:00.400
که در اختیارت باشه

00:06:00.400 --> 00:06:02.020
،اگه از هر چیزی ناراحت بودی

00:06:02.020 --> 00:06:04.300
هر چه زودتر به من بگو

00:06:04.300 --> 00:06:07.220
مادربزرگ، به خدمتکار نیاز ندارم

00:06:07.220 --> 00:06:09.360
،چون قراره خونه و امور مالی رو اداره کنم

00:06:09.360 --> 00:06:12.250
نمیتونم بذارم نگران چیزی باشی

00:06:12.250 --> 00:06:14.550
،اگه نتونم از پسش بربیام

00:06:14.550 --> 00:06:16.800
اونوقت میام خواهش میکنم که کمکم کنی

00:06:37.420 --> 00:06:40.220
زیردست معشوقه لین یواشکی اومد خونه من که تحقیق کنه

00:06:40.220 --> 00:06:42.570
و تو کوچه دونگ آفتابی شده

00:06:42.570 --> 00:06:48.410
طبق حافظه شائودی، قبلا یه طبیب بود به اسم جانگ
که خانوادتو معالجه میکرد

00:06:48.410 --> 00:06:51.660
فکر کردم سرنخ باید اونجا باشه

00:06:51.660 --> 00:06:55.400
سریع رفتیم اونجا، و همسایه ها گفتن قبلا اونجا زندگی میکرده

00:06:55.400 --> 00:06:58.530
اما الان معلوم نیست کجاست

00:06:58.530 --> 00:07:02.070
شوهر خالت رفته پرس و جو کنه، اما هنوز خبری نفرستاده

00:07:02.070 --> 00:07:03.410
داریم تمام تلاشمونو میکنیم-
خانوم-

00:07:03.410 --> 00:07:05.490
کاش از من دلخور نباشی-
ارباب جوان دوم-

00:07:05.490 --> 00:07:08.870
 به عنوان هدیه تبریک فرستاده. کجا باید بذارمش؟ <i>گوان یائو</i> یه گلدان گل
(ظرف سفالی یا چینی که در کوره امپراتوری درست شده)

00:07:14.330 --> 00:07:18.060
خانوم؟-
فقط بذارش اونجا-

00:07:18.060 --> 00:07:20.530
عمارت لینچی چی فرستاد؟

00:07:21.900 --> 00:07:27.000
انگار خانوم مولان یه نقاشی فرستاده. میرم براتون بیارم

00:07:33.850 --> 00:07:36.360
خانوم، ببینین

00:07:37.520 --> 00:07:42.410
خواهر چهارم یه نقاشی از آهویی که داره
 بچه اشو لیس میزنه، فرستاده؟ باارزش نیست؟
(نشانه محبت مادرانه)

00:07:45.050 --> 00:07:46.950
بذار این نیت خیر خواهر چهارم رو

00:07:46.950 --> 00:07:51.470
پیش مال مادرم بذاریم، نقاشی محافظت بانو لی از گذرگاه نیانگزی
(یا نقاشی گذرگاه بانو)

00:07:51.470 --> 00:07:52.850
باشه

00:08:03.820 --> 00:08:07.050
آره، باهم آویزونشون کن

00:08:07.050 --> 00:08:10.060
بذار هر روز ببینمش

00:08:10.060 --> 00:08:12.110
و فراموش نکنم

00:08:17.580 --> 00:08:21.070
خانوم، چیو میسوزونین؟

00:08:21.070 --> 00:08:23.190
اینو بد نوشتم

00:08:23.850 --> 00:08:27.530
این روزا، همیشه نگران نوشتن نباشین

00:08:27.530 --> 00:08:33.040
تازه اسباب کشی کردیم اینجا، و باید مواظب باشین
که خدمتکارا خراب کاری نکنن

00:08:33.040 --> 00:08:35.520
اما تو رو دارم که مواظبشونی

00:08:35.520 --> 00:08:37.540
درست نیست من مواظبشون باشم

00:08:37.540 --> 00:08:41.390
بانوی بزرگ میخواست چند تا خدمتکار ماهر انتخاب کنه که بیان اینجا

00:08:41.390 --> 00:08:43.050
چرا رد کردین؟

00:08:43.050 --> 00:08:45.050
اینجا یه اندرونی جدیده

00:08:45.050 --> 00:08:47.770
با شاوتائو و من، فقط چند تا اینجاییم

00:08:47.770 --> 00:08:52.210
اگه یه چیزی بشه و نتونیم از پسش بربیایم، باید چی کار کنیم؟

00:08:52.210 --> 00:08:55.170
نگران نباش. یکی آدم میفرسته اینجا

00:08:55.170 --> 00:08:58.170
کی این کارو میکنه؟

00:08:58.170 --> 00:09:00.200
عرض دو سه روز آینده

00:09:00.200 --> 00:09:03.170
نگاه خانوم بزرگ چه جوی راه انداخته

00:09:03.800 --> 00:09:06.110
اون اندورنی رو دو سه بار تمیز کردم

00:09:06.110 --> 00:09:08.130
و هی میگه به اندازه کافی خوب نیست

00:09:08.740 --> 00:09:13.330
اصرار میکنه وزیر تعمیرکارها و نجارها رو استخدام کنه

00:09:15.730 --> 00:09:23.430
نمیدونم واقعا فکر میکنه دختر ششم
 برای همیشه مدیریت میکنه؟

00:09:24.830 --> 00:09:27.490
به خاطر یه دختر ناراحت نشید

00:09:27.490 --> 00:09:29.060
خانوم بزرگ نمیخواد خونه رو اداره کنه

00:09:29.060 --> 00:09:32.810
خانوم ششم رو انداخت اون بیرون و این به خاطر شما هم هست

00:09:32.810 --> 00:09:36.640
که حق مدیریت به دست لین نیوفته

00:09:41.650 --> 00:09:44.790
،اون جنده، لین چین شوانگ

00:09:44.790 --> 00:09:49.260
چه شانس عالی ای بود حیف نتونستیم بکشیمش

00:09:49.790 --> 00:09:53.400
باعث شد حق اداره خونه رو از دست بدم

00:09:53.400 --> 00:09:57.060
اجدادش چه جادو جنبلی دارن میکنن؟

00:09:57.910 --> 00:10:01.870
به موضوعی که دیروز به من گفتی فکر کردم

00:10:01.870 --> 00:10:06.940
بذاریم فقط جیو‌اِر و یینشینگ برن تو اتاق خانوم ششم کار کنن

00:10:08.240 --> 00:10:10.680
جیو‌اِر بچه واقعیته

00:10:10.680 --> 00:10:12.780
میتونی تحمل کنی بذاری بره؟

00:10:12.780 --> 00:10:14.660
،چون بچه واقعیمه

00:10:14.660 --> 00:10:18.910
لازم نیست نگران باشیم که خانوم ششم باهاش بدرفتاری کنه

00:10:20.400 --> 00:10:22.930
،وقتی جیو‌اِر به سن ازدواج برسه

00:10:22.930 --> 00:10:26.140
یه جهیزیه خوب بهش میدم

00:10:27.120 --> 00:10:29.460
ممنون، بانو

00:10:36.850 --> 00:10:39.860
سلام خواهرها. دیر کردم

00:10:41.730 --> 00:10:43.900
خواهر ششم، اندرونی خودت رو چیدی

00:10:43.900 --> 00:10:46.370
این اولین باره برای سر زدن به سالن شوآن برگشتی

00:10:46.370 --> 00:10:49.500
مادربزرگ مسلما نمیتونه ترک کردنتو تحمل کنه

00:10:49.500 --> 00:10:51.250
،برخلاف ما

00:10:51.250 --> 00:10:54.870
فقط چند کلمه گفتیم و ما رو مرخص کرد

00:10:57.240 --> 00:11:00.660
چیه؟ چیز درستی نگفتم؟

00:11:02.210 --> 00:11:05.600
!مادربزرگ خواهر ششم رو دوست داره، تو رو دوست نداره

00:11:05.600 --> 00:11:08.630
حتی نمیتونی شروع کنی به حسادت

00:11:08.630 --> 00:11:13.120
واقعا همینطوره. حالا خواهر ششم جگرگوشه مادربزرگه

00:11:13.120 --> 00:11:15.470
همینطور یه سرپرسته

00:11:15.470 --> 00:11:18.580
حتی اگه به بانوی بزرگ دیر سلام بگه، مسئله مهمی نیست

00:11:18.580 --> 00:11:22.370
بازم تنبیهت میکنه؟

00:11:23.280 --> 00:11:25.730
خواهر چهارم، حرفات عجیبه

00:11:25.730 --> 00:11:29.090
اگه بانوی بزرگ منو تنبیه کنه، داره مادربزرگ رو سرزنش میکنه

00:11:29.090 --> 00:11:32.780
اگه منو تنبیه کنه، انگار از مادربزرگ میترسه

00:11:32.780 --> 00:11:37.550
حرفات نه تنها من بلکه مادربزرگ هم آزار میده

00:11:37.550 --> 00:11:39.370
و همینطور نسبت به بانوی بزرگ کینه جویانه ست

00:11:39.370 --> 00:11:42.960
با یه تیر سه نشون میزنی؟ دلیلش چیه؟

00:11:42.960 --> 00:11:44.990
امروز سرحالی؟

00:11:44.990 --> 00:11:48.940
داری بهم تهمت میزنی! داری افکار و نیت دیگران رو سرزنش میکنی

00:11:48.940 --> 00:11:52.110
گفتی بهت تهمت زدم. خواهر، پس منظورت این نبود؟

00:11:52.110 --> 00:11:54.870
پس بانوی بزرگ لازم نیست منو تنبیه کنه

00:11:54.870 --> 00:11:56.270
!تو

00:11:58.370 --> 00:12:02.440
هنوز فکر میکنی به عنوان سرپرست خانواده شنگ
میتونی تصمیماتو بگیری؟

00:12:03.040 --> 00:12:07.240
بانوی بزرگ دیگه نشستن. برید بهشون سلام کنین

00:12:09.100 --> 00:12:11.920
مواظب جلوی پات باش، خانوم چهارم

00:12:13.110 --> 00:12:15.080
بشینین

00:12:15.080 --> 00:12:18.700
دیر کردم. باعث شدم منتظر بمونین

00:12:18.700 --> 00:12:22.230
زود باش یه کاسه سوپ جینسنگ
برای مینگ لانمون بیار که امتحان کنه

00:12:22.230 --> 00:12:23.350
ممنون، بانوی بزرگ

00:12:23.350 --> 00:12:24.860
بشین

00:12:26.520 --> 00:12:29.620
مادر، حالا خواهر ششم خودش تکی زندگی میکنه

00:12:29.620 --> 00:12:31.100
باید بیشتر بهش توجه کنی

00:12:31.100 --> 00:12:33.800
وگرنه یکی براش قلدری میکنه

00:12:35.110 --> 00:12:37.620
مینگ لان همیشه بدنش ضعیف بود

00:12:37.620 --> 00:12:41.000
وقتی از یانگجو با قایق سفر کرد مریض شد

00:12:41.000 --> 00:12:44.570
خوشبختانه، خانوم بزرگ مواظبش بود و
ازش پرستاری کرد که خوب بشه

00:12:44.570 --> 00:12:48.330
حالا تو اندرونی خودت زندگی میکنی

00:12:48.330 --> 00:12:50.770
دلم برات میسوزه

00:12:50.770 --> 00:12:56.070
آخه کارکنان همراهت کم سن یا پیرن. نمیتونن بهت خدمت کنن

00:12:56.070 --> 00:12:58.010
دایه لیو

00:12:58.010 --> 00:12:59.520
بله

00:13:10.120 --> 00:13:13.820
خانوم ششم، این دو تا خدمتکار بانوی بزرگن

00:13:13.820 --> 00:13:16.970
زبر و زرنگ و حواس جمعن

00:13:16.970 --> 00:13:19.960
امروز، بانوی بزرگ میذاره این خدمتکارا رو داشته باشی

00:13:19.960 --> 00:13:23.670
و زیاد خسته نشی، و سلامتیتو به خاطر
 تنها زندگی کردن و اداره خونه از دست ندی

00:13:23.670 --> 00:13:26.560
یینشینگ، جیو‌اِر، به خانوم ششم سلام بگین

00:13:26.560 --> 00:13:30.370
سلام خانوم ششم. آرزو میکنیم موفق باشید

00:13:30.930 --> 00:13:33.550
بهترین کمکهاتون رو دارین به من میدین؟

00:13:33.550 --> 00:13:36.220
اونوقت کسی پیش شما نیست

00:13:36.220 --> 00:13:40.270
حق من برای اداره خونه به تو رسیده

00:13:40.270 --> 00:13:42.520
دیگه بهشون نیازی ندارم

00:13:42.520 --> 00:13:44.300
این چه حرفیه

00:13:44.300 --> 00:13:47.670
فقط گله نکن که اونا احمق و دست و پا چلفتی ان

00:13:47.670 --> 00:13:52.680
آره. خدمتکارای شما رو از همه لایقتر میدونم

00:13:59.460 --> 00:14:01.330
اینو امتحان کنین

00:14:11.740 --> 00:14:14.310
،خواهر ششم حالا سرپرسته

00:14:14.310 --> 00:14:16.690
و حرفای تند و تیز و نیش دار میزنه

00:14:16.690 --> 00:14:19.360
اون عالیه

00:14:19.360 --> 00:14:22.600
تو کسی نیستی که حرفای نیش دار میزنی؟

00:14:24.940 --> 00:14:30.150
چیه؟ به خاطر اینکه تو دیر کردی من نمیتونم چیزی بگم؟

00:14:30.820 --> 00:14:32.580
آدم به احترام نیاز داره

00:14:32.580 --> 00:14:37.060
اگه تو روز اولم اجازه بدم مسخره کنی
که دردسر درست کنی

00:14:37.060 --> 00:14:38.780
اگه من احترامم رو از دست بدم موضوع بی اهمیتیه

00:14:38.780 --> 00:14:42.400
اما اگه مادربزرگ احترامش رو از دست بده، موضوع مهمیه

00:14:42.400 --> 00:14:46.330
به خاطر مادربزرگ، حتی اگه باعث شدم بهت بربخوره

00:14:46.330 --> 00:14:49.250
چاره ای ندارم جز اینکه این پستم رو حفظ کنم

00:14:50.120 --> 00:14:53.130
،اول پیغامرسان مادربزرگ بودی

00:14:53.130 --> 00:14:55.160
و حالا شدی سرپرست

00:14:55.160 --> 00:14:59.170
فقط چند روز گذشته و حرفای گنده گنده میزنی

00:15:01.580 --> 00:15:04.020
چرا به خودت زحمت میدی از رو غرور با من دعوا کنی؟

00:15:04.020 --> 00:15:07.520
،از بین ما سه خواهر، از نظر قیافه، استعداد

00:15:07.520 --> 00:15:12.330
و جامون تو قلب پدر، تو از هممون سر تری

00:15:15.710 --> 00:15:18.970
لازم نیست چاپلوسیمو کنی که خوشحال شم

00:15:18.970 --> 00:15:20.950
معشوقه لین رو بالا سرت داری

00:15:20.950 --> 00:15:25.200
و برادر سوم زیردستت. زیبا و بااستعدادی

00:15:25.200 --> 00:15:29.110
خیلی از دخترای زن اصلی تربیت تو رو ندارن

00:15:29.640 --> 00:15:31.600
من فقط یه یتیمم

00:15:31.600 --> 00:15:34.820
بدون مادر خونیم. هیچ برادری هم ندارم

00:15:34.820 --> 00:15:40.400
و مادربزرگ فقط به خاطر اینکه مادرم فوت شده
یه کم دلش برام میسوزه

00:15:40.400 --> 00:15:44.150
میخوای روحیه امو خراب کنی و
 مجبورم کنی جواب دعواتو بدم

00:15:44.150 --> 00:15:48.650
چه افتخار یا سودی نصیبت میشه؟

00:15:50.620 --> 00:15:53.030
تو جوون و مسئول خونه ای

00:15:53.030 --> 00:15:55.700
کی میتونه از تو والاتر باشه

00:15:55.700 --> 00:15:59.240
تو خیلی باهوشی و خودت نمیدونی؟

00:15:59.720 --> 00:16:03.650
این اداره خونه، فقط موقتیه

00:16:03.650 --> 00:16:05.230
فقط یه چاره موقت و ماست مالی

00:16:05.230 --> 00:16:07.150
..یه روز

00:16:07.670 --> 00:16:09.990
یه روز؟

00:16:09.990 --> 00:16:13.190
مادربزرگ از امور معمول خسته ست و بدش میاد

00:16:13.190 --> 00:16:17.520
توسط اون آموزش دیدم و سر به زیر زندگی میکنم

00:16:17.520 --> 00:16:21.030
واقعا من برای همیشه سرپرست خانواده شنگ میشم؟

00:16:21.030 --> 00:16:23.720
،وقتی اوضاع بحرانی تموم بشه

00:16:23.720 --> 00:16:28.510
بدون شک دنبال یه سرپرست دیگه میگردن

00:16:30.200 --> 00:16:31.290
کی؟

00:16:31.290 --> 00:16:34.090
معلومه، کسی که به صلاح خانواده شنگ فکر میکنه

00:16:36.100 --> 00:16:39.840
من و تو هر دو شانس بدنیا اومدن از زن اصلی رو نداشتیم

00:16:39.840 --> 00:16:42.300
سرنوشتمون مثه همه

00:16:42.300 --> 00:16:44.600
حرف زدن با کسی که باهوشه یه مزیتی داره

00:16:44.600 --> 00:16:46.230
وقتی صحبت کردی

00:16:46.230 --> 00:16:48.620
همه چیز قابل درک شد

00:16:50.930 --> 00:16:52.200
واقعا اینو گفت؟

00:16:52.200 --> 00:16:53.890
ممکنه اشتباه باشه؟

00:16:53.890 --> 00:16:56.570
از یونزای شنیدمش

00:16:56.570 --> 00:17:00.540
تو این خونه کی به صلاح خانواده شنگ فکر میکنه؟

00:17:00.540 --> 00:17:04.890
بانوی بزرگ وامهای با سود بالا میداد و
به خواهر بزرگترش از خانواده وانگ پول داد

00:17:04.890 --> 00:17:08.760
تو تنها کسی هستی که به نفع خانواده شنگ فکر میکنی

00:17:09.440 --> 00:17:12.300
میترسم خانوم بزرگ نسبت به من سخت بگیره

00:17:12.300 --> 00:17:14.510
،اگه واقعا میخواد من خونه رو اداره کنم

00:17:14.510 --> 00:17:16.720
میتونست فقط چند کلمه خوب بهم بگه

00:17:16.720 --> 00:17:19.160
پدرت موافقت نمیکرد؟

00:17:19.160 --> 00:17:22.820
چرا باید خانوم ششم رو برای ظاهرسازی میاورد؟

00:17:22.820 --> 00:17:26.480
مادر، خیلی بی قراری

00:17:26.480 --> 00:17:31.090
موضوع برادر سوم و اینکه مغازه ها رو داشتی میفروختی
فقط مال چند روز پیشه

00:17:31.090 --> 00:17:34.580
حتی اگه مادربزرگ میخواد بدش به تو، انقدر سریع نمیشه

00:17:34.580 --> 00:17:37.970
..باید خانوم ششم رو بیاره

00:17:37.970 --> 00:17:41.470
تازگیا دختر ششم پیش تو اشاره ای به مادر خونیش کرده؟

00:17:41.470 --> 00:17:43.970
مادر، چی کار داری میکنی؟

00:17:44.520 --> 00:17:48.710
بچه خوبی باش. بگو اینو پیشت گفته یا نه

00:17:48.710 --> 00:17:52.240
یادم میاد که اینو نگفته

00:17:52.240 --> 00:17:54.330
خیلی وقت پیش بود

00:17:54.330 --> 00:17:58.080
میترسم دیگه نمیتونه مادرشو به یاد بیاره

00:17:58.080 --> 00:18:02.400
من حتی از هشت سالگیم چیزی یادم نمیاد

00:18:03.180 --> 00:18:05.130
هشت سالگی؟

00:18:06.910 --> 00:18:10.230
میترسم هشت ساله دیگه بزرگ باشه

00:18:14.120 --> 00:18:15.870
مادر

00:18:17.440 --> 00:18:21.640
فکر کنم نمیتونیم چیزی که خانوم ششم گفت رو کاملا باور کنیم

00:18:21.640 --> 00:18:24.510
بانوی بزرگ دو تا خدمتکارو نچپوند تو اتاقش؟

00:18:24.510 --> 00:18:27.170
ما هم باید دو سه تا رو بزور بفرستیم

00:18:28.750 --> 00:18:32.100
میتونی از این فکرا کنی و این نشون میده آدم بافکری هستی

00:18:32.100 --> 00:18:36.010
برادرت. از خدمتکارای تو اتاقش خسته شده

00:18:36.010 --> 00:18:39.420
دو تا که از همه بلاترن انتخاب کن و بفرستشون اونجا

00:18:39.420 --> 00:18:43.600
اما..اگه اونا رو نخواد چی؟

00:18:43.600 --> 00:18:47.990
باید اونا رو بفرستیم اونجا، وگرنه برادرت آزمون رو قبول نمیشه

00:18:47.990 --> 00:18:50.460
تازه وقتی اشتباه بزرگی کرده

00:18:50.460 --> 00:18:54.780
قبل از اینکه پدرت در موردش تجدید نظر کنه
باید یه ملاحظه درست حسابی از خودش نشون بده

00:18:54.780 --> 00:18:58.100
،مادر، فقط برادر بزرگ نیست

00:18:58.100 --> 00:19:00.600
موضوع تویی که خواستی مغازه ها رو بفروشی

00:19:52.230 --> 00:19:55.130
هونگ عزیز، فکر کنم هنوز عصبانی هستی

00:19:55.760 --> 00:19:58.400
شوآنگ‌اِر هم جرات نداره بیاد اینجا

00:19:59.000 --> 00:20:03.340
اما یه مسئله ای هست که هونگ عزیزم باید روش تصمیم بگیره

00:20:03.340 --> 00:20:08.490
برای همین پررویی کردم که بیام التماست کنم

00:20:18.120 --> 00:20:20.590
حالا میتونی بدون مشورت دیگران تصمیم بگیری

00:20:20.590 --> 00:20:23.060
تو چی باید تصمیم بگیرم؟

00:20:24.600 --> 00:20:30.660
میدونم که هیچوقت چیزی که بانوی بزرگ
 درباره من گفت رو باور نکردی. اون چیزای کثیفو

00:20:30.660 --> 00:20:36.740
اون فقط به خاطر اینکه رفتم زمین ها
 و مغازه ها رو بفروشم از من متنفره

00:21:16.280 --> 00:21:20.490
امروز نیومدی اینجا چای دم کنی؟

00:21:25.740 --> 00:21:28.140
اون زمان، هنوز جوون بودم

00:21:29.460 --> 00:21:34.710
درست وقتی قرار بود موقعیت ازدواج داشته باشم
یهو خانوادم نابود شد

00:21:34.710 --> 00:21:37.100
مادر مریضمو آوردم

00:21:37.100 --> 00:21:40.680
و همه جا سرگردان بودم بدون کسی که بهش تکیه کنم

00:21:40.680 --> 00:21:44.610
گدایی توی سرما

00:21:44.610 --> 00:21:47.030
مادر هم اون روز فوت کرد

00:21:47.540 --> 00:21:51.470
فقط میتونستم از یه حصیر برای دفنش استفاده کنم

00:21:54.970 --> 00:21:57.640
بعضی وقتا نصف شبا پامیشدم

00:21:57.640 --> 00:22:01.570
و تو رو میدیدم، هونگ عزیزم

00:22:01.570 --> 00:22:03.580
اونوقت فکر میکردم

00:22:04.550 --> 00:22:06.660
ممکنه نجات پیدا کنم

00:22:06.660 --> 00:22:10.200
نمیخوام دوباره اینجوری زندگی کنم

00:22:10.200 --> 00:22:15.210
هونگ عزیزم، تو الان پدر شوآنگ‌اِری

00:22:17.530 --> 00:22:19.810
اون دیگه گذشته هاست

00:22:21.680 --> 00:22:24.850
من از هراسش آسیب روحی دیدم

00:22:26.220 --> 00:22:30.240
،اون روز، وقتی شنیدم برگشتنت دیر شده

00:22:30.240 --> 00:22:34.240
به فکر روزی افتادم که به خانوادمون هجوم آوردن

00:22:34.240 --> 00:22:37.350
،به بانوی بزرگ گفتم، اگه یه اتفاقی بیوفته چی

00:22:37.350 --> 00:22:41.140
باز خوبه یه مقدار پول نقد تو دست داشته باشیم

00:22:41.620 --> 00:22:45.120
بانوی بزرگ گفت چرت و پرت میگم و حرفای بدشگون میزنم

00:22:45.120 --> 00:22:49.960
،فقط ترسیده بودم تو خونه یه چیزی اشتباه پیش بره

00:22:49.960 --> 00:22:52.330
و به خاطر همین رفتم بیرون

00:23:02.940 --> 00:23:05.400
من آدم دنیا دیده ای نیستم

00:23:05.400 --> 00:23:08.210
همینطور نمیتونم تصمیمات بگیرم

00:23:08.750 --> 00:23:13.360
مثل بانوی بزرگ از یه خانواده مقامات که ثبات دارن نیستم

00:23:13.360 --> 00:23:17.330
،فقط ترسیدم اگه یه بلایی سرت بیاد چی

00:23:17.330 --> 00:23:23.140
،و اگه یه مقدار پول ثبت نشده تو دست داشتم
 میتونستم برم به رابطه ها رشوه بدم

00:23:23.640 --> 00:23:27.930
اما انتظار نداشتم که اینقدر توانا باشی

00:23:28.560 --> 00:23:33.240
و صحیح و سالم برگردی

00:23:34.940 --> 00:23:38.540
بانوی بزرگ میدونه چطور رو زندگی شرط ببنده

00:23:38.540 --> 00:23:44.160
در مقایسه با اون من خیلی کمبود دارم و فقط مایه خنده ام

00:23:47.610 --> 00:23:49.740
از من چه خواهشی داری؟

00:23:51.370 --> 00:23:54.410
درباره اون احمق، فنگ‌اِره

00:24:01.320 --> 00:24:05.460
فنگ‌اِر گفت خانوم ششم تنها زندگی میکنه
و کارکنانش به اندازه کافی نیستن

00:24:05.460 --> 00:24:08.720
میخواد دو خدمتکار براش بفرسته که بهش خدمت کنن

00:24:08.720 --> 00:24:11.480
فقط میترسم مطابق قوانین نباشه که
،یه برادر برای خواهرش کارکن بفرسته

00:24:11.480 --> 00:24:14.940
پس منو فرستاد که بیام موافقتتو بگیرم

00:24:14.940 --> 00:24:20.090
ای کاش موافقت کنی، که بتونم به فنگ‌اِر بگم

00:24:21.900 --> 00:24:24.380
این نمایش خوبی از علاقه برادر و خواهره

00:24:24.380 --> 00:24:27.890
فکر کنم کتک خوردنش به نفعش بود

00:24:27.890 --> 00:24:31.730
اگه خوب درس میخوند، یه چیزی میشد

00:24:40.260 --> 00:24:44.330
،هونگ عزیز، اگه کارت تموم شد

00:24:44.330 --> 00:24:46.830
امشب بیا و درس خوندن فنگ‌اِر رو ببین

00:24:46.830 --> 00:24:50.570
از وقتی درس میخونه، بیرون نرفته

00:24:55.050 --> 00:24:59.120
خوبه. میام و چک میکنم

00:25:00.330 --> 00:25:03.970
اگه دردسر بیشتری درست کنه، پاهاشو میشکونم

00:25:03.970 --> 00:25:07.950
قبل از اینکه تو بیای، خودم پاهاشو میشکونم

00:25:12.230 --> 00:25:15.810
ارباب جوان سوم فکر کرد نمیتونه بذاره خواهرش دست تنها باشه

00:25:15.810 --> 00:25:19.440
و درست نیست که فقط اون کلی کمک رسان داشته باشه

00:25:19.440 --> 00:25:23.070
این دو زن، یکی که‌اِر و اون یکی می‌اِره

00:25:23.070 --> 00:25:24.750
اونا ناشی ان

00:25:24.750 --> 00:25:27.780
امیدوارم ازشون بدت نیاد

00:25:32.230 --> 00:25:34.550
لطفا از طرف من از برادر سوم تشکر کن

00:25:34.550 --> 00:25:36.250
خواهش میکنم، خانوم

00:25:36.250 --> 00:25:40.160
اگه به درد بخور باشن، شانس آوردن

00:25:40.760 --> 00:25:43.660
زحمت کشیدی.  شاوتائو

00:25:43.660 --> 00:25:45.610
خانوم جو رو به بیرون همراهی کن

00:25:45.610 --> 00:25:47.620
لازم نیست انقدر رسمی باشین

00:25:51.440 --> 00:25:56.240
میتونم بازم ارباب سوم رو ببینم؟

00:25:57.880 --> 00:26:00.040
،اگه نمیتونه ارباب قدیمش رو ترک کنه

00:26:00.040 --> 00:26:02.830
بهتره برگرده پیشش

00:26:04.250 --> 00:26:08.630
خانوم ششم، اون هیچی نمیدونه. خواهش میکنم
 در آینده بیشتر راهنماییش کنین

00:26:08.630 --> 00:26:11.260
اونا همشون از اعتبار معشوقه لین و برادر سومن

00:26:11.260 --> 00:26:12.920
مسلما برام ارزش دارن

00:26:12.920 --> 00:26:15.210
خانوم جو، خواهش میکنم نگران نباش

00:26:22.120 --> 00:26:24.240
دایه جو، اینجایی

00:26:25.460 --> 00:26:28.230
حتی دو خدمتکار به اینجا فرستادی

00:26:28.230 --> 00:26:31.520
چه تصادفی. خانوم بزرگ هم

00:26:31.520 --> 00:26:33.800
یه خدمتکار باهوش برای خانوم ششم فرستاده

00:26:33.800 --> 00:26:36.800
چویوی، به دایه جو سلام کن

00:26:36.800 --> 00:26:38.990
سلام، دایه جو

00:26:51.560 --> 00:26:53.170
سلام، خانوم ششم

00:26:53.170 --> 00:26:54.400
،من، چویوی

00:26:54.400 --> 00:26:57.260
قبلا خدمتکار رتبه اول خانوم بزرگ بودم

00:26:57.260 --> 00:26:59.960
در آینده بهتون خدمت میکنم

00:27:22.450 --> 00:27:27.820
از سالن شوآن به دختر ششم فقط چند قدم راهه

00:27:27.820 --> 00:27:31.530
اون جلو داد بزنی خانوم بزرگ میتونه بیاد

00:27:31.530 --> 00:27:35.620
پس قابل درکه که به دایه فنگ برخورد کردی

00:27:36.510 --> 00:27:39.890
اون خانوم بزرگ قصد و نیت هایی داره

00:27:41.330 --> 00:27:43.980
چه حیله گر

00:27:43.980 --> 00:27:48.830
که دختر ششم از عمد هیچ کارکنی از سالن شوآن نبرده بود

00:27:48.830 --> 00:27:50.720
اون پست خالی بود

00:27:50.720 --> 00:27:52.320
خالی؟

00:27:53.090 --> 00:27:55.080
از عمد خالیش گذاشت؟

00:27:57.830 --> 00:27:59.740
درسته

00:28:00.600 --> 00:28:04.530
نمیتونیم بذاریم خانوم بزرگ یکی بفرسته، بانوی بزرگ هم یکی فرستاده بود

00:28:04.530 --> 00:28:07.850
و یه نمایش قدرت بین مادرشوهر و عروس میشه

00:28:07.850 --> 00:28:10.340
پس، از عمد خالیش گذاشت

00:28:10.340 --> 00:28:16.450
،بعد از اینکه هممون مال خودمون رو کار گذاشتیم
خانوم بزرگ یه خدمتکار رتبه بالاتر رو فرستاد

00:28:16.450 --> 00:28:19.780
پس، خانوم بزرگ خدمتکارشو فقط برای این فرستاد

00:28:19.780 --> 00:28:22.560
که افراد ما رو پایین نگه داره؟

00:28:23.270 --> 00:28:25.400
اینطور نیست؟

00:28:25.400 --> 00:28:30.160
اون چویوی میره اونجا و پست نظارت رو پر میکنه

00:28:30.700 --> 00:28:32.990
پاگودای موچانگ ما یه اندرونی جدیده

00:28:32.990 --> 00:28:36.320
،چون حالا به یه ارباب جدید خدمت میکنین
باید قوانین ارباب جدید رو پیروی کنین

00:28:36.320 --> 00:28:39.300
هر حرکتی باید بااجازه باشه

00:28:39.300 --> 00:28:41.080
بله

00:28:42.400 --> 00:28:45.380
اول، فراموش نکنین که برای کی کار میکنین

00:28:45.380 --> 00:28:49.640
دوم، باید به وظیفتون وفادار باشینو بدون اجازه ترک نکنین

00:28:49.640 --> 00:28:52.210
سوم، نباید دعوا کنین و مشکل درست کنین

00:28:52.210 --> 00:28:54.760
چهارم، بدون اجازه وارد اتاق اصلی نشین

00:28:54.760 --> 00:28:58.890
پنجم، نمیتونین وظیفه خودتون رو بندازین رو دوش یکی دیگه

00:28:58.890 --> 00:29:02.650
نمیفهمم. از کجا بفهمم یکی باعث دردسرم میشه؟

00:29:02.650 --> 00:29:06.000
دقیقا چرا دعوا و مشکل درست کردن اجازه داده نمیشه؟

00:29:06.000 --> 00:29:10.270
خانوم جیو‌اِر، الان کاری که داری میکنی
دعوا و مشکل درست کردنه

00:29:10.270 --> 00:29:13.500
خواهر چویوی چه مقام بزرگی داره

00:29:13.500 --> 00:29:15.600
خواهر چویوی، ما رو نترسون

00:29:15.600 --> 00:29:18.010
ما از همه محترم تریم

00:29:18.010 --> 00:29:19.820
درسته

00:29:22.640 --> 00:29:27.410
اگه خانوم جیو‌اِر دوباره حرف بزنه، متاسفانه باید باهاتون دعوا بگیرم

00:29:27.410 --> 00:29:31.640
اما اگه ما واقعا دعوا بگیریم، قانون سوم رو میشکونیم

00:29:31.640 --> 00:29:34.760
من و جیو‌اِر باید هر کدوم پنج ضربه بخوریم

00:29:34.760 --> 00:29:37.550
دانجو، تو تنبیه رو اجرا کن

00:29:45.710 --> 00:29:50.880
خانوم، اگه اونا از خواهر چویوی اطاعت نکنن، باید چی کار کنیم؟

00:29:50.880 --> 00:29:54.270
گوش دادن مزیتی داره، و گوش ندادن هم مزیتی داره

00:29:54.840 --> 00:29:57.590
این یه شعر بوداییه که دارین میخونین

00:29:57.590 --> 00:29:59.400
بپوشون

00:30:04.140 --> 00:30:07.600
خانوم جیو‌اِر، دیگه چی میخوای بگی؟

00:30:09.490 --> 00:30:12.570
همگی، بیان تمام تلاشمون رو بکنیم و
از خانوم ششم به خوبی مراقبت کنیم

00:30:12.570 --> 00:30:14.610
این تقدیره که ما رو بهم پیوند داده

00:30:14.610 --> 00:30:17.630
من از شما بزرگتر و بالارتبه ترم

00:30:17.630 --> 00:30:21.250
و به لطف خانوم بزرگ، آزادی عملم هم بیشتره

00:30:21.250 --> 00:30:24.820
اما ای کاش شما خواهرها از من بدتون نیاد

00:30:26.390 --> 00:30:28.960
فقط یه بطری شراب بهم بده

00:30:28.960 --> 00:30:31.590
دوباره شراب سرد میخوری؟

00:30:31.590 --> 00:30:35.890
شراب سرد توی یه روز سرد تجربه خیلی منحصربه فردیه

00:30:35.890 --> 00:30:38.330
خیلی ناقلایی

00:30:44.160 --> 00:30:47.500
خانوم ششم واقعا اونقدر باهوشه؟

00:30:47.500 --> 00:30:49.910
چطور میتونی انقدر خنگ باشی؟

00:30:51.290 --> 00:30:56.670
یه همچین تدبیرهایی . چطور ممکنه تو این سن به ذهنش برسه؟

00:30:58.450 --> 00:31:00.960
حتما خانوم بزرگ نقشه هم اینا رو کشیده

00:31:00.960 --> 00:31:03.210
یه هشدار برای ماست

00:31:03.210 --> 00:31:07.330
که هیچکس نمیتونه با نوه ششم عزیزش دربیوفته

00:31:08.720 --> 00:31:12.470
،قبلا، خانوم بزرگ خیلی بی سر و صدا بود

00:31:12.470 --> 00:31:14.210
اتاقش مثل یه معبد بود

00:31:14.210 --> 00:31:16.380
،از وقتی دختر ششم رو بزرگ کرد

00:31:16.380 --> 00:31:17.960
گیاهخواری رو رها کرده

00:31:17.960 --> 00:31:19.480
و رنگ و روش بهتره

00:31:19.480 --> 00:31:22.070
انقدر جون گرفته که میتونه از کوه زیون هم بالا بره

00:31:22.070 --> 00:31:25.740
نگاش کن، انگار میخواد برای ابد زنده بمونه

00:31:25.740 --> 00:31:30.100
اون دختر رو شوهر بده و به ملکوت اعلی بپیوند دیگه

00:31:30.100 --> 00:31:33.740
یه پاش لب گوره و هنوز زیاد فکر میکنه

00:31:34.530 --> 00:31:37.080
معشوقه، فعلا تحمل کن

00:31:37.080 --> 00:31:39.560
با خانوم بزرگ ناسازگاری نکن

00:31:39.560 --> 00:31:42.040
مدیریت خونه

00:31:42.040 --> 00:31:45.050
هرچی باشه به موافقت خانوم بزرگ نیاز داره

00:31:47.130 --> 00:31:51.270
..یه روز وقتی من موفق شدم

00:32:34.280 --> 00:32:35.680
مادربزرگ چشه؟

00:32:35.680 --> 00:32:38.240
خانوم بزرگ منتظرته

00:32:40.350 --> 00:32:42.180
چطور انقدر ناگهانی مریض شد؟

00:32:42.180 --> 00:32:44.320
طبیب چی میگه؟

00:32:45.580 --> 00:32:47.000
بادقت مواظب اندرونی باش

00:32:47.000 --> 00:32:48.690
چشم

00:32:55.160 --> 00:32:57.780
نوه ارشدم از همه وظیفه شناستره

00:32:57.780 --> 00:32:59.300
،وقتی شنید من مریضم

00:32:59.300 --> 00:33:01.900
خیلی سریع خودشو رسوند اینجا، خانوم بزرگ هه

00:33:01.900 --> 00:33:04.670
خیلی حرف میزنی

00:33:04.670 --> 00:33:06.950
زود، بده نوه وظیفه شناست یه نگاهی به پارچه ای که خریدم بندازه

00:33:06.950 --> 00:33:09.030
یکی که خوشت میاد رو انتخاب کن

00:33:09.030 --> 00:33:12.900
و برای لباس درست کردن استفادش کن

00:33:13.680 --> 00:33:17.560
مادربزرگ، نگفتی که مریضی؟

00:33:17.560 --> 00:33:21.800
میترسیدم با اون همه کاری که مادرشوهرت بهت داده
نتونی بیای برای همین دروغ گفتم

00:33:21.800 --> 00:33:25.620
،این کسیه که اغلب دربارش حرف میزنم

00:33:25.620 --> 00:33:27.530
مادربزرگ خانواده هه

00:33:27.530 --> 00:33:30.640
،حالا به پایتخت اومده

00:33:30.640 --> 00:33:34.320
برای یه دورهمی اینجا دعوتش کردم

00:33:35.340 --> 00:33:40.100
این نوه مادربزرگ هه ست. اسمش هه هونگونه

00:33:40.850 --> 00:33:42.770
سلام، مادربزرگ

00:33:42.770 --> 00:33:43.940
سلام برادر هه

00:33:43.940 --> 00:33:46.260
سلام، خانوم شنگ

00:33:46.850 --> 00:33:50.070
از راه دوری اومدین. چرا چند روز بیشتر نمیمونین

00:33:50.070 --> 00:33:52.580
خیلی خوب میشد اگه با مادربزرگ خوش میگذروندین

00:33:52.580 --> 00:33:55.470
این بچه واقعا باهوشه

00:33:57.110 --> 00:34:00.310
مادربزرگ الان گفت برات پارچه هدیه آورده

00:34:00.310 --> 00:34:01.550
حالا برو یه نگاهی بنداز

00:34:01.550 --> 00:34:02.790
مادر

00:34:02.790 --> 00:34:04.560
اشکالی نداره

00:34:04.560 --> 00:34:07.790
بانوی بزرگ آدم رک گویی و من نمیخوام خودمو تحویل بگیرم

00:34:07.790 --> 00:34:10.500
وسایل تو اتاقن

00:34:10.500 --> 00:34:12.480
حالا برو و یه نگاهی بنداز

00:34:12.480 --> 00:34:13.830
بریم

00:34:13.830 --> 00:34:15.050
خواهر ششم، با من بیا

00:34:15.050 --> 00:34:17.320
اون از قبل انتخاب کرده. حالا برو

00:34:17.320 --> 00:34:20.370
بریم یه نگاهی بندازیم

00:34:22.010 --> 00:34:23.170
بشین

00:34:23.170 --> 00:34:24.740
بیا

00:34:24.740 --> 00:34:26.960
تو هم بشین

00:34:37.570 --> 00:34:39.450
بفرمایین

00:35:13.210 --> 00:35:17.270
شاوتائو، فورا برای مهمونمون چای بیار

00:35:17.270 --> 00:35:18.850
چشم

00:35:21.670 --> 00:35:24.460
چرا دیدن جنسها تموم نشد؟

00:35:25.760 --> 00:35:28.700
حتما خیلیه

00:35:29.770 --> 00:35:32.690
مهم نیست چقدرن، باید دیدنشون رو تموم میکردن

00:35:33.750 --> 00:35:36.200
حتما خیلی عالین

00:35:58.690 --> 00:36:00.920
طبیب بودن خیلی سخته

00:36:00.920 --> 00:36:04.980
اومدم درمان کنم و باید به عنوان یه ظاهرسازی بزرگ پارچه میاوردم

00:36:06.280 --> 00:36:08.560
زن بودن هم آسون نیست

00:36:09.060 --> 00:36:12.970
برای دریافت درمان، باید بگه مادربزرگش تو تخت مریضه

00:36:12.970 --> 00:36:14.700
درسته

00:36:14.700 --> 00:36:17.320
همیشه این رسم مخفی کردن مریضی برای جلوگیری از عیبجویی بوده

00:36:17.320 --> 00:36:19.210
و این برای زن اقامتگاههای درونی سختتره

00:36:19.210 --> 00:36:24.020
یه کسالت براشون شمشیر دو لبه ست
خواهرتون تو موقعیت دشواریه

00:36:25.090 --> 00:36:27.140
واقعا اینجور فکر میکنین؟

00:36:27.140 --> 00:36:29.510
از دوران قدیم همیشه زن بودن سخت بوده

00:36:29.510 --> 00:36:33.070
مسیرهای زیادی برای اونا نیست و هر مسیر باریک و شیب داره

00:36:33.630 --> 00:36:37.060
،با استعداد مادربزرگم، اگه اون یه مرد بود

00:36:37.060 --> 00:36:40.830
یه طبیب مشهور دوران ما میشد، اسمشو همه میشناختن

00:36:42.810 --> 00:36:47.100
با طرز فکر شما، حتما مادربزرگتون کمی تسلی میبینن

00:36:48.730 --> 00:36:52.190
افسوس میخورم که مادربزرگم پر از همه جور استعدادیه

00:36:52.190 --> 00:36:55.760
اما فقط میتونه تو اندرونی بمونه، خونه رو اداره کنه

00:36:56.310 --> 00:36:59.860
در بهترین حالت، به این نوه نالایقش تعلیم بده

00:37:01.160 --> 00:37:03.110
چطور ممکنه شما خوب نباشین؟

00:37:03.110 --> 00:37:07.020
از مادربزرگ شنیدم که شما همین حالاشم
درمانگاه خودتون رو باز کردین

00:37:07.640 --> 00:37:09.560
،چون یه مرکز درمانیه

00:37:09.560 --> 00:37:14.220
پس آرزو نمیکنم که کسب و کارتون پررونق باشه

00:37:14.880 --> 00:37:16.710
نباید آرزو کنین

00:37:16.710 --> 00:37:21.960
چون منو تحسین کردین، یه چیز دیگه بهتون میگم

00:37:22.530 --> 00:37:26.200
هیچ شراب سردی نخورین، مخصوصا قبل از خواب

00:37:26.840 --> 00:37:29.000
نخوردم

00:37:29.000 --> 00:37:31.560
..نخوردم

00:37:34.020 --> 00:37:36.800
یه طبیبین یا یه خدای آشپزخانه؟

00:37:36.800 --> 00:37:39.070
از کجا میدونستین؟

00:37:39.070 --> 00:37:41.490
کی گفت من خوبم؟

00:37:44.340 --> 00:37:48.280
،با قول درخشان خانواده هه

00:37:48.280 --> 00:37:51.490
ضمانت میکنم که میتونی بزودی یه بچه دیگه داشته باشی

00:37:51.490 --> 00:37:54.200
خیلی خیالم راحتتر شد

00:37:55.030 --> 00:37:56.560
باید بهش گوش بدی

00:37:56.560 --> 00:37:58.620
و حالتو خوب کنی

00:37:59.330 --> 00:38:03.550
برای اداره خونه، زیاد خودتو تو زحمت ننداز

00:38:03.550 --> 00:38:06.230
میتونی گریه یا التماس هم بکنی

00:38:06.230 --> 00:38:09.040
وانمود کن مریضی یا جوری رفتار کن انگار ناتوانی

00:38:09.040 --> 00:38:12.590
یه بهانه ای چیزی پیدا کن

00:38:15.050 --> 00:38:18.220
این همه سالها، هوآاِر سخت کار کرد

00:38:18.220 --> 00:38:20.300
و بالاخره شهرت یه سرپرست خوب بودن رو بدست آورد

00:38:20.300 --> 00:38:22.560
چطور میتونه همینجوری ولش کنه؟

00:38:22.560 --> 00:38:26.780
گیج شدی. کنت خانواده جونگچین

00:38:26.780 --> 00:38:31.500
همش رو پسر ارشدش به ارث میبره، یوآن ونچون

00:38:31.500 --> 00:38:34.130
شوهر هوآاِر این شانس رو بدست نمیاره

00:38:34.130 --> 00:38:37.610
فقط قضیه اینه که مادرشوهره انقدر طرف پسر ارشدشه

00:38:37.610 --> 00:38:40.500
که از عمد داره هوآاِر رو شکنجه میده

00:38:40.500 --> 00:38:44.250
ضرب المثل میگه، "وقتی برای سه سال خونه رو اداره کردی
"حتی سگ و گربه ازت متنفر میشن

00:38:44.250 --> 00:38:47.630
هوآاِر یه دختره. مهم نیست چقدر سخت کار کنه

00:38:47.630 --> 00:38:51.310
فقط به دارایی یکی دیگه اضافه میکنه

00:38:51.310 --> 00:38:55.300
راست میگی، مادربزرگ. هزینه های خونه کنت جونگچین نسنجیده ست

00:38:55.300 --> 00:38:59.630
پول جهیزیه خودمو بهش اضافه کردم که متوازنش کنم

00:38:59.630 --> 00:39:01.660
این همه دردسر برای چیه؟

00:39:02.330 --> 00:39:05.270
اون خانواده یوآن، یه خانواده کنت محترمن

00:39:05.270 --> 00:39:08.420
انقدر خجالت نکشن که جهیزیه عروس رو استفاده میکنن؟

00:39:11.020 --> 00:39:12.940
!خدمتکارا! خدمتکارا

00:39:12.940 --> 00:39:15.410
!کالسکه منو آماده کنین، باید در این مورد با خانواده یوآن صحبت کنم-
!مادر-

00:39:15.410 --> 00:39:17.260
مادر-
برگرد اینجا-

00:39:17.260 --> 00:39:18.440
آروم باش

00:39:18.440 --> 00:39:20.380
برگرد اینجا

00:39:22.660 --> 00:39:25.130
اگه میتونستی با بحث همه امور دنیا رو حل کنی

00:39:25.130 --> 00:39:26.870
اونوقت همه چیز هماهنگ بود

00:39:26.870 --> 00:39:29.720
!دیار شانزده یان و و یون همش اصلاح میشد

00:39:29.720 --> 00:39:34.900
تا حالا همچین خانواده نجیب زاده بی حیایی ندیده بودم
که جهیزیه عروس رو استفاده کنن

00:39:34.900 --> 00:39:37.710
کدوم خونه حساب فاسد نداره؟

00:39:37.710 --> 00:39:42.400
یه مشکل کوچیک که با یه مقدار پول کم
میتونه حل بشه، ارزش اشاره کردن نداره

00:39:42.400 --> 00:39:45.340
دخترت ضعیف بنیه ست و نمیتونه زیاد کار کنه

00:39:45.340 --> 00:39:48.870
بذار کار سرپرستی رو بذاره کنار و یه کم جون بگیره

00:39:48.870 --> 00:39:51.010
داروی تجویزی خانواده هه رو بخور

00:39:51.010 --> 00:39:54.370
پچه دار شدن مسئله مهمتریه

00:39:55.060 --> 00:39:58.330
 عصبانی نشو، مادربزرگ. مادر و رواِر یه جور خلق و خو دارن

00:39:58.330 --> 00:39:59.860
شما هم اینو میدونی

00:39:59.860 --> 00:40:01.690
،وقتی قبلنا میومدم و گریه میکردم

00:40:01.690 --> 00:40:05.120
میگفت میره خونه یوآن و میزنه زیر و روشون میکنه

00:40:05.120 --> 00:40:10.150
در آینده، اگه بهت زور گفتن یا مریض شدی بیا به ما بگو

00:40:10.150 --> 00:40:12.750
به همچین طرز فکرای قدیمی ای نچسب

00:40:12.750 --> 00:40:15.880
خودت باید شاد باشی

00:40:16.680 --> 00:40:21.140
مادربزرگ، این دفعه برگشتم، پس بذار یه کم با خواهرهام باشم

00:40:21.140 --> 00:40:25.520
شنیدم دو سه روز دیگه بیرون دروازه شینجنگ
نزدیک دریاچه جینمینگ، یه مسابقه جیجو برگزار میشه

00:40:25.520 --> 00:40:27.560
کنتس یونچانگ ترتیبشو داده

00:40:27.560 --> 00:40:29.930
و از همه جور لوازم تزیینی قیمتی برای جایزه استفاده میکنه

00:40:29.930 --> 00:40:34.360
همه بانوهای نجیب زاده نزدیک دروازه جینگرونگ و دروازه چانگهه رفتن

00:40:34.360 --> 00:40:38.520
پس بذار خواهرهای منم برن و خوش بگذرونن

00:40:51.880 --> 00:40:55.590
مسابقه چوگان بانو وو یه رویداد بزرگه

00:40:55.590 --> 00:40:57.990
کلی زنهای مقامات اونجان

00:40:57.990 --> 00:41:01.730
همه میان اونجا که مردها و زنهای مناسب ازدواج رو ببینن

00:41:01.730 --> 00:41:05.250
چه رویداد عالی ای و نمیشد یواشکی فقط به من بگی؟

00:41:05.250 --> 00:41:08.690
باید جلوی خانوم بزرگ میگفتی

00:41:08.690 --> 00:41:10.280
حالا عالیه

00:41:10.280 --> 00:41:12.710
سه دختر لان هم میان اونجا

00:41:12.710 --> 00:41:15.230
فراموش کن که مینگ لان هم ببرن

00:41:15.230 --> 00:41:18.410
چرا باید اصرار کنن دختر اون هرزه رو هم ببرن؟

00:41:19.050 --> 00:41:21.360
،اگه سعی کنه به اون بالاها برسه

00:41:21.360 --> 00:41:24.580
خون سرفه میکنم

00:41:24.580 --> 00:41:29.070
مادر، فقط به عنوان برنامه ریزی آینده خانوم ششم در نظر بگیر

00:41:29.070 --> 00:41:33.550
مادربزرگ گذاشت خانوم ششم به پسر هه نگاهی بندازه

00:41:33.550 --> 00:41:35.950
،اگه خواهر ششم بتونه یه شوهر خوب پیدا کنه

00:41:35.950 --> 00:41:38.370
مادربزرگ هم خیلی خوشحال میشه

00:41:38.370 --> 00:41:41.240
از وقتی دخترمو بدنیا آوردم، سالهاست که حامله نشدم

00:41:41.240 --> 00:41:44.520
مادربزرگ غرورشو کنار گذاشت و خانوم بزرگ هه رو پیدا کرد

00:41:44.520 --> 00:41:48.110
و به خاطر ما نقشه کشید که خانوم ششم خونه رو اداره کنه

00:41:48.110 --> 00:41:52.510
که کلید خونه دست اون معشوقه لین نیوفته

00:41:52.510 --> 00:41:54.470
همه اینا به خاطر اینه که مادربزرگ به ما لطف داره

00:41:54.470 --> 00:41:56.390
،پس اگه برای خانوم ششم بیشتر برنامه ریزی کنیم

00:41:56.390 --> 00:41:59.890
به عنوان جبران برای مادربزرگ هم درنظر گرفته میشه

00:42:00.520 --> 00:42:04.820
تو همیشه فهمیده ای. پس آماده شو که بری

00:42:14.180 --> 00:42:44.180
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:42:44.181 --> 00:43:29.181
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:42:37.820 --> 00:42:47.450
‏♫ یک روز ‏صبح یک ‫گل باز ‏شد و به درخت بید رسید
بسیار خوشبو بود و‏ ‏فکر کرد درخت،‫ ارباب اوست ‏♫

00:42:47.450 --> 00:42:56.190
‫♫ حتی اگر صبحها بارانی‫ باشد، ابرهای سرخ نیمی از روز نور خورشید دارند
 ♫ باد و باران  کامل روی آنها اثر ندارد

00:42:56.190 --> 00:43:05.920
‫♫ تو در قصر همیشه بی پروایی و نحیفتر می شوی
اشک های پر‫ از اندوهت سرازیر می شوند ♫

00:43:05.920 --> 00:43:13.880
‫♫ ‫نامه های نوشته شده‫ روی ابریشم، مرا عزل می کنند،
♫ تنها ناگهان یادآوری می کنند، برای سالها جز در خفا نمی توانم ببینمت

00:43:15.810 --> 00:43:20.360
‏♫ ‫دیشب، ‫وقتی در خواب عمیق بودم، باد و
باران شدید نتوانست‫ اثر شراب را از بین ببرد ♫‎‏

00:43:20.360 --> 00:43:24.440
وقتی از کسی سوال کردم، پرده را کنار زد ♫
 ♫ و گفت همه درختان سیب مثل قبل هستند

00:43:24.440 --> 00:43:34.280
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمی دانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟

00:43:34.280 --> 00:43:38.740
‏♫ ‫دیشب، ‫وقتی در خواب عمیق بودم، باد و
باران شدید نتوانست‫ اثر شراب را از بین ببرد ♫‎‏‏

00:43:38.740 --> 00:43:42.900
وقتی از کسی سوال کردم، پرده را کنار زد ♫
 ♫ و گفت همه درختان سیب مثل قبل هستند

00:43:42.900 --> 00:43:52.840
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمی دانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟

00:43:54.390 --> 00:44:07.680
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمی دانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟