﻿WEBVTT

00:00:02.010 --> 00:00:50.030
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:54.790 --> 00:01:00.260
<i>داستان مینگ لان</i>

00:01:00.260 --> 00:01:02.940
<i>قسمت 21</i>

00:02:05.240 --> 00:02:09.660
<i>[ تشییع جنازه مارکیزِ نینگ یوآن ]</i>

00:02:40.960 --> 00:02:46.290
<i>[ روحش قرین رحمت و آرامش]</i>

00:03:37.580 --> 00:03:43.220
<i>[ روحش قرین رحمت و آرامش]</i>

00:03:49.580 --> 00:03:53.830
.چرا فقط تو پایتخت منتظر نمیمونی؟ پوستر های افراد گمشده رو همه جا زدن

00:03:53.830 --> 00:03:56.100
,اگه هرکی پیداشون کنه میفهمی

00:03:56.100 --> 00:03:58.250
اینجوری بهتر نیست؟

00:03:59.060 --> 00:04:00.560
نه نمیشه

00:04:00.560 --> 00:04:03.620
چند باری بیرون و داخل پایتخت رو گشتم

00:04:03.620 --> 00:04:05.940
.این زن خیلی مکاره

00:04:05.940 --> 00:04:11.370
چسبوندن پوستر مربوط به افراد گمشده واسه گرفتنش کافی نیست .اون احتمالا ظاهرشو تغییر داده

00:04:11.370 --> 00:04:15.250
من خودم دنبالش میگردم .شاید بتونم بهتر تشخیصش بدم

00:04:16.480 --> 00:04:22.200
چانگ بچه خوبیه .من نمیخوام که به سرنوشت من دچار بشه

00:04:22.200 --> 00:04:24.850
و روزاشو بدون پدرش بگذرونه

00:04:25.360 --> 00:04:29.110
حتی تا آخر دنیا میرم دنبالش تا پیداش کنم

00:04:33.630 --> 00:04:36.910
اما با این جمعیت انبوه از مردم ، کجا میخوای دنبالش بگردی؟

00:04:37.920 --> 00:04:40.210
 شیتو اصالتاً اهل "کانال گنگ " هستش
(وظیفه اصلیشون بررسی نقل و انتقالات آبی هستش )

00:04:40.210 --> 00:04:43.230
شوهر خواهرش حالا رئیس کانال گنگه

00:04:43.230 --> 00:04:47.100
احتمالا خبرا سریعتر و  بیشتر در مقایسه با دولت، بهشون میرسه

00:04:47.100 --> 00:04:51.370
علاوه بر این ، الان شهرت من تو پایتخت خیلی بده

00:04:51.370 --> 00:04:54.100
اینکه از اینجا برم بیرون و یه سرزمین دیگه رو ببینم خوبه

00:04:55.730 --> 00:04:59.420
 دو ماه دیگه ، من ازدواج میکنم

00:04:59.420 --> 00:05:02.180
چرا قبل اینکه بری تو عروسی من شرکت نمیکنی؟

00:05:03.070 --> 00:05:04.760
نه عروسیت نمیام

00:05:04.760 --> 00:05:07.530
به هیچ وجه شرکت نمیکنم

00:05:07.530 --> 00:05:10.430
ممکنه بدشانسی هامو به تو منتقل کنم

00:05:10.430 --> 00:05:14.690
چی میشه اگه روز عروسیت من تاثیر بدی روت بذارم و باعث بدبیاریت بشم ؟ این یه گناه بزرگه

00:05:14.690 --> 00:05:16.790
میدونی که هیچوقت این افکار خرافاتی رو ندارم

00:05:16.790 --> 00:05:18.410
چانگ بای

00:05:19.530 --> 00:05:22.330
تو از برادرای واقعیم هم بهم نزدیک تری

00:05:23.040 --> 00:05:25.760
.نمیخوام در مورد تو هیچ ریسکی بکنم

00:05:27.060 --> 00:05:30.170
خیلی خب .بیا دیگه در این مورد حرف نزنیم

00:05:31.270 --> 00:05:36.310
جاده های جیانگو خیلی طولانی هستن . همیشه مراقب باش و زودی برگرد

00:06:04.860 --> 00:06:08.900
به نظر میرسه که امروز نمیتونم تولدم جشن بگیرم

00:06:08.900 --> 00:06:11.320
,با این اتفاق بزرگی که تو خانواده گو افتاده

00:06:11.320 --> 00:06:13.810
بهتره که هیچ مزاحمتی واسشون درست نکنیم

00:06:13.810 --> 00:06:17.210
هر چی نباشه اجدادمون با هم خویشاوند بودن

00:06:17.210 --> 00:06:19.340
درسته

00:06:19.340 --> 00:06:22.860
خوبیش اینه که" جشن تولد بزرگت" نیست .
(تولد هایی که آخرش به صفر ختم میشه مثلا چهل سالگی، پنجاه سالگی ، ... ، باید خیلی بزرگ گرفته بشن )

00:06:22.860 --> 00:06:27.570
وقتی تولد بزرگت بود ،من یه جشن عالی واست ترتیب میدم

00:06:27.570 --> 00:06:31.260
آتیش بازی میکنیم و چراغای رنگ وارنگ نصب میکنیم

00:06:48.670 --> 00:06:52.610
همش احساس میکنم این نقاشی شبیه مادرم نیست

00:06:54.840 --> 00:06:58.150
بیا یه نگاه بنداز .میتونی تشخیص بدی این مادرمه؟

00:06:59.640 --> 00:07:04.190
به این تاج نیلوفر آبیش نگاه کن
دیگه کی غیر علیا حضرت همچین تاجی داره؟؟

00:07:05.670 --> 00:07:09.200
.خوبه پس . سریع این نقاشیو آویزون کن

00:07:18.080 --> 00:07:20.190
چه خبره؟

00:07:20.190 --> 00:07:23.140
مگه موقع شام نیست؟؟

00:07:23.140 --> 00:07:25.600
آشپزخونه گفت که غذا حاضره

00:07:25.600 --> 00:07:28.070
الان به خدمتکارا میگن عجله کنند

00:07:28.070 --> 00:07:29.720
<i>نیازی نیست</i>

00:07:33.190 --> 00:07:36.120
پدر ، مادر

00:07:37.700 --> 00:07:39.940
 بو وی ، بهشون بگو هممون اینجایم

00:07:39.940 --> 00:07:42.700
به سرآشپز شِن بگو غذاشو سرو کنه
<i>چشم</i>

00:07:46.570 --> 00:07:51.230
مادر امروز تولدتونه .لطفا بفرمایید بشینید

00:07:53.360 --> 00:07:54.840
پدر جان

00:07:57.820 --> 00:08:01.550
چه آتیشی داری میسوزونی؟

00:08:01.550 --> 00:08:05.760
من متوجه شدم که امسال نمیشه یه تولد بزرگ واستون بگیریم

00:08:05.760 --> 00:08:07.980
ولی همینطوری هم که نمیشه هیچ جشنی نگرفت

00:08:07.980 --> 00:08:10.440
به خاطر همین مخصوصا به میخونه فن رفتم و سرآشپز اصلیشونُ دعوت کردم

00:08:10.440 --> 00:08:14.420
تا چند نوع غذا واسه مادر درست کنه
 بیایید چند تا غذای جدید بخوریم

00:08:15.060 --> 00:08:17.390
همین که بچه خوبی هستی واسم کافیه

00:08:17.390 --> 00:08:20.140
نیازی نبود که سرآشپز میخونه فنُ دعوت کنی

00:08:20.140 --> 00:08:24.460
آشپز خودمون سانگ هم سوپ های خوبی درست میکنه
قطعا

00:08:24.460 --> 00:08:26.670
<i>مادر ،شما نمیدونید</i>

00:08:26.670 --> 00:08:29.790
شخصی که استخدام کردم سرآشپز شِن هستش

00:08:29.790 --> 00:08:32.640
رستورانشون امروز یه طرز پخت جدید ابداع کردن

00:08:32.640 --> 00:08:35.540
نه جوشوندنه و نه سرخ کردن

00:08:35.540 --> 00:08:39.640
یه چیزی بین این دوتاس  (خوراکپزی چینی - با سرعت همزدن مداوم  سبزیجات خرد کرده در ماهیتابه)

00:08:39.640 --> 00:08:43.160
بهتره که به محض پخته شدن خورده بشن

00:08:58.760 --> 00:09:00.360
مزش چطوره؟

00:09:03.570 --> 00:09:07.960
 درموردش شنیده بودم ، ولی هیچوقت امتحانش نکرده بودم

00:09:07.960 --> 00:09:12.420
خیلی تازس . تو واقعا پر از ایده ای

00:09:12.420 --> 00:09:14.890
با تشکر از تو من این شانسُ پیدا کردم

00:09:14.890 --> 00:09:16.460
من هنوزم یه عالمه ایده دیگه دارم

00:09:16.460 --> 00:09:19.830
همونطوری که میگن " عود روشن کردن و چای نوشیدن ، آویزون کردن نقاشی ها و گل آرایی"

00:09:19.830 --> 00:09:22.480
این چهار کار مورد علاقه شماست

00:09:22.480 --> 00:09:25.280
شخصا یه نقاشی کشیدم

00:09:25.280 --> 00:09:27.660
اگه میخواید ازم تعریف کنید فعلا فقط به کلماتتون فکر کنید

00:09:27.660 --> 00:09:31.390
و بعدا باهاشون ازم تعریف کنید

00:09:33.540 --> 00:09:35.460
بووی

00:09:35.460 --> 00:09:37.010
<i>فانوس ها رو نصب کن</i>

00:09:58.930 --> 00:10:01.080
همسر ، نگاه کن

00:10:11.100 --> 00:10:13.870
همسر ، این تویی

00:10:31.050 --> 00:10:36.600
امروز احساس کردم که بزرگ کردن تو بیهوده نبوده

00:10:55.510 --> 00:10:59.230
در گذشته ، من همیشه به تو به عنوان یه بچه نگاه کردم

00:10:59.230 --> 00:11:02.660
،امروز وقتی دیدم که چطور به من و پدرت عشق میورزی

00:11:02.660 --> 00:11:05.190
فهمیدم که چقدر بزرگ شدی

00:11:05.190 --> 00:11:07.300
حتما خیلی مطالعه کردی

00:11:11.250 --> 00:11:16.780
 امتحان استخدامیُ  قبول شو و بذار همه بدونن پسر دوک یه پیروز واقعی آزمون استخدامی امپراطوره

00:11:16.780 --> 00:11:17.730
فهمیدم .مادر

00:11:17.730 --> 00:11:20.470
بله . بعد از قبول شدن تو آزمون استخدامی

00:11:20.470 --> 00:11:22.980
و ازدواج کردنت

00:11:22.980 --> 00:11:26.150
ما دیگه خیالمون راحت میشه

00:11:28.520 --> 00:11:30.980
مردم میگن بعد اینکه یه کار پیدا کردید میتونید ازدواج کنید

00:11:30.980 --> 00:11:34.460
ولی اینطور هم میگن که قبل اینکه بخواهید یک کشور اداره کنید ،اول باید بتونید خودتون رو اداره کنید و سپس خانوادتون رو اداره کنید

00:11:34.460 --> 00:11:37.370
طبق این گفته ، آدم اول باید یه خانواده داشته باشه

00:11:37.370 --> 00:11:40.020
قبل اینکه بخواد وارد دربار سلطنتی بشه

00:11:41.780 --> 00:11:44.850
منظورت چیه؟

00:11:46.170 --> 00:11:47.730
...من

00:11:50.920 --> 00:11:52.550
من یکیو دوست دارم

00:11:52.550 --> 00:11:57.180
من از پدر و مادر میخوام که به خواستگاریش برن

00:11:59.040 --> 00:12:02.260
تو ... چطور میتونی یکیو داشته باشی؟

00:12:02.260 --> 00:12:04.350
منظورت از یکی چیه؟

00:12:05.490 --> 00:12:09.640
تو ... کار اشتباهی انجام دادی؟

00:12:09.640 --> 00:12:12.290
نه .معلومه که نه

00:12:12.290 --> 00:12:16.050
من بهش احترام میذارم و دوستش دارم . من حتی به یه تار موی اونم  دست نزدم

00:12:16.050 --> 00:12:20.930
 ازونجایی که میگی خواستگاری ، پس مشخصه که از خونه خودمون نیست

00:12:20.930 --> 00:12:24.830
ولی هر روز تو فقط یا خونه ای یا مدرسه

00:12:24.830 --> 00:12:27.340
کیو میتونی دوست داشته باشی؟

00:12:27.340 --> 00:12:29.330
مادر ، نگران نباش

00:12:29.330 --> 00:12:31.960
اون مطمئنا یه خانم خوب از یک خانواده تحصیل کرده هستش

00:12:31.960 --> 00:12:34.260
اگرچه سطح خانوادگیشون خیلی پایینتر از ما هستش

00:12:34.260 --> 00:12:36.650
اما هنوزم اونا برای نسل ها صاحب منصب بودن

00:12:36.650 --> 00:12:40.660
مادر ، اول با درخواست من موافقت کنید

00:12:43.990 --> 00:12:47.690
تو از خانم ششم از خانواده شنگ خوشت میاد.

00:12:47.690 --> 00:12:49.910
<i>فقط برای اون</i>

00:12:49.910 --> 00:12:54.920
با اون پسر علاف خانواده گو تو بازی جیجو مسابقه دادی

00:12:54.920 --> 00:12:57.460
این خبر تو کل پایتخت پخش شده

00:12:58.330 --> 00:13:02.510
 اولش فکر میکردم که تو فقط رو درسات تمرکز کردی

00:13:02.510 --> 00:13:05.700
و فقط به خاطر اینکه یه خودی نشون بدی باهاش مسابقه دادی

00:13:05.700 --> 00:13:08.860
 با خودم گفتم عادیه . هیچی نگفتم

00:13:08.860 --> 00:13:11.280
تو تظاهر کردی که خیلی خوب تربیت شدی

00:13:11.280 --> 00:13:14.170
حتی غذا پختی و واسم نقاشی کشیدی

00:13:14.170 --> 00:13:18.430
پس ... تو واقعا پسر حق شناسی نیستی

00:13:18.430 --> 00:13:21.270
من حتی اشک شوق ریختم

00:13:21.830 --> 00:13:24.560
تو واقعا منو احمق کردی

00:13:27.040 --> 00:13:30.030
در برگذاری این جشن برای مادرم، واقعا صادق بودم

00:13:30.030 --> 00:13:34.810
مادر ، ازتون خواهش میکنم که به خواستگاری برید

00:13:34.810 --> 00:13:39.770
اگه باهاش ازدواج کنم حتما تو امتحان امپراطوری قبول میشم

00:13:39.770 --> 00:13:41.750
تو مشتاقی که ازدواج کنی

00:13:41.750 --> 00:13:45.280
یه دختر نامشروع از یه صیغه و یک افسر درجه پنجم به عنوان همسر اصلیت

00:13:45.280 --> 00:13:49.120
من و پدرت نمیتونیم همچین چیزی رو بپذیریم

00:13:50.030 --> 00:13:53.380
مادر ، از وقتی بچه بودم

00:13:53.380 --> 00:13:56.190
.هر کاری که ازم خواستید انجام دادم

00:13:56.190 --> 00:13:59.720
این بار ، ازتون میخوام که طبق خواسته من عمل کنید

00:13:59.720 --> 00:14:02.240
در آزمون بعدی که تو بهاره ، قول میدم که نفر اول بشم

00:14:02.240 --> 00:14:04.290
من تمام تلاشم میکنم تا برای مادرم و "دوک چی " ایالت

00:14:04.290 --> 00:14:06.700
افتخار کسب کنم

00:14:11.030 --> 00:14:15.190
وقتی بچه بودی هیچوقت نگرانمون نکردی

00:14:15.190 --> 00:14:20.320
در مقایسه با اون پسر سرکش خانواده گو ، ما همین الانشم ازت خیلی راضی هستیم

00:14:20.320 --> 00:14:23.880
اما حالا واقعا قضیه فرق میکنه و سطح خانواده ها یکسان نیست

00:14:26.290 --> 00:14:30.210
,خب این چطوره ؟ از اونجایی که واقعا دوستش داری

00:14:30.210 --> 00:14:35.250
اونو میاریمش و تبدیل به یه صیغه بلند مرتبه میکنیمش

00:14:35.250 --> 00:14:38.000
نه . اصلا نمیشه

00:14:40.400 --> 00:14:44.360
پدرت همین الانشم خیلی قدم بزرگی برداشته که اینو میگه

00:14:44.360 --> 00:14:46.330
هنوزم جرات داری که ردش کنی؟

00:14:46.330 --> 00:14:48.150
...مادر ، اون

00:14:48.150 --> 00:14:49.940
چطور میشه یه صیغه باشه؟

00:14:49.940 --> 00:14:52.280
صیغه پسر مشروع دوک چی از ایالت

00:14:52.280 --> 00:14:54.100
اون خانم شنگِ تو

00:14:54.100 --> 00:14:56.440
<i>چشم تو کلش نداره</i>

00:14:56.440 --> 00:14:58.320
که هنوزم این موقعیتُ پایین و کم اهمیت میدونه؟
(از خداشم باشه صیغه میشه )

00:14:58.320 --> 00:15:02.390
مادر ، خانواده شنگ اونا برای نسل ها صاحب منصب تربیت کردن

00:15:02.390 --> 00:15:03.860
پدربزرگش یه "تانهوآلانگ" بود
(رتبه سوم در آزمون امپراطوری)

00:15:03.860 --> 00:15:07.920
پدرش توی دربار سلطنتی خیلی درستکاره . اون خیلی مشهوره

00:15:07.920 --> 00:15:10.620
در مورد بزرگترین  پسر مشروعشون هم که نگم .اون تو اولین بار تو امتحان امپراطوری قبول شد

00:15:10.620 --> 00:15:12.100
,اگرچه اون دختر نامشروعه

00:15:12.100 --> 00:15:14.400
اما مادربزرگش اونو بزرگ کرده

00:15:14.400 --> 00:15:17.790
مادربزرگش تنها دختر مارکیزِ یونگی هستش

00:15:17.790 --> 00:15:20.180
با این حساب میشه گفت که میتونن همسطح خانوادمون باشن

00:15:20.180 --> 00:15:23.690
مادر ، ازتون خواهش میکنم

00:15:23.690 --> 00:15:25.930
من فقط اونو میخوام

00:15:25.930 --> 00:15:29.450
یوآنرئو ، دیوونه شدی؟

00:15:29.450 --> 00:15:32.620
پدر لطفا کمکم کنید تا مادرُ متقاعد کنم

00:15:32.620 --> 00:15:35.910
اگه بتونم باهاش ازدواج کنم دیگه دنبال چیز دیگه ای نمیرم

00:15:35.910 --> 00:15:40.000
.من سخت درس میخونم و فقط روی شغلم و کسب افتخار برای خانوادم تمرکز میکنم

00:15:42.510 --> 00:15:46.390
.چند روز پیش من یه دعوتنامه گرفتم

00:15:46.390 --> 00:15:51.700
در مورد ازدواج پسر بزرگ خانواده شنگ با دختر خانواده "های" هستش

00:15:51.700 --> 00:15:54.230
بله .خانواده های

00:15:54.230 --> 00:15:56.540
خانواده های پنج استاد هانلین داشتند
 (استاد مربوط به همون آزمون استخدامی امپراطوری)

00:15:56.540 --> 00:15:58.310
اونها موافقت کردن که با خانواده شنگ پیمان ازدواج ببندند

00:15:58.310 --> 00:16:01.920
به خاطر که میتونند آینده روشن خانواده شنگ رو ببینن

00:16:03.890 --> 00:16:07.970
پس اون موقع ، ما با هم به عروسی میریم

00:16:07.970 --> 00:16:11.120
.و بهشون تبریک میگیم

00:16:15.920 --> 00:16:20.130
مادر ... یعنی شما موافقید؟

00:16:24.750 --> 00:16:29.200
ممنونم مادر ، ممنونم مادر

00:16:36.380 --> 00:16:39.260
خاتم شاوتائو ،نامه گرفتین؟

00:16:39.260 --> 00:16:41.920
خیلی وقت میشه که همدیگرو ندیدیم .چه تصادفی که اینجا دیدمت

00:16:41.920 --> 00:16:44.660
چه تصادفی؟ من مخصوصا منتظرت بودم

00:16:44.660 --> 00:16:48.530
سریع برگرد و به خانم ششم بگو که به زودی قراره یه جشن بزرگ راه بیوفته

00:16:49.230 --> 00:16:50.980
یه جشن بزرگ؟؟

00:16:50.980 --> 00:16:53.610
<i>[موچانگ پاگودا ]</i>
(پاگودا به ساختمان های سبک چین و ژاپن گفته میشه)

00:16:56.760 --> 00:16:58.170
خانوم

00:16:58.170 --> 00:17:01.150
خانوم. این نامه از طرف خاله وی هستش

00:17:15.170 --> 00:17:18.710
خانوم ، وقتی که به مغازه تحویل پستی رفته بودم تا نامه خالتون رو بگیرم

00:17:18.710 --> 00:17:21.680
بووی ،همون خدمتکاری که به لرد جوان خدمت میکنه رو دیدم

00:17:24.800 --> 00:17:27.910
لرد جوان ازش خواسته که یه پیام به شما برسونه و  بگه که  با خانوادش صحبت کرده

00:17:27.910 --> 00:17:30.190
چند روز دیگه که عروسی ارباب چانگبای هستش

00:17:30.190 --> 00:17:32.750
پرنسس و دوک چی به اینجا میان و میخوان که شما برید پیششون

00:17:32.750 --> 00:17:36.690
اونوقت ، اونها شمارو از خانوادتون خواستگاری میکنن

00:17:53.450 --> 00:17:57.410
خانم! چرا وقتی تا اینجا اومدید داخل نمیرید؟

00:17:57.410 --> 00:18:01.550
دایه فنگ ، مشکلی نیست

00:18:04.130 --> 00:18:08.310
دایه فنگ. من میخوام با مادربزرگم حرف بزنم

00:18:11.860 --> 00:18:14.390
دایه چویی ! دانجو

00:18:19.930 --> 00:18:23.550
این چند روز آینده شما باید خوب از پاگودا موچانگ محافظت کنید

00:18:23.550 --> 00:18:26.640
حرفایی که باید زده بشه زده میشه

00:18:26.640 --> 00:18:31.350
آدمایی که نباید برن بیرون، حق بیرون رفتن ندارن

00:18:31.350 --> 00:18:32.930
چشم

00:18:36.860 --> 00:18:39.260
شاوتائو
بفرمایید

00:18:46.430 --> 00:18:51.430
وقتی داشتی با خانومت حرف میزدی کس دیگه ای هم اون دور و بر بود؟؟

00:18:51.430 --> 00:18:53.230
من اهمیت این قضیه رو میدونم

00:18:53.230 --> 00:18:54.760
فقط وقتی که کسی تو اتاق نبود

00:18:54.760 --> 00:18:58.730
و درها بسته بود ، رفتم نزدیک خانوم و با صدای خیلی آهسته بهشون گفتم

00:18:59.490 --> 00:19:06.400
بچه خوب .همه اون حرفا رو تو خودت نگه دار

00:19:06.400 --> 00:19:09.900
تو هرگز نباید حتی یه کلمه در این مورد چیزی بگی

00:19:09.900 --> 00:19:11.810
متوجه ام

00:19:12.630 --> 00:19:18.810
تو خدمتکار همراه خانم هستی . تو باهاش بزرگ شدی و یکی از ماهر ترین خدمتکارا هستی

00:19:18.810 --> 00:19:23.060
اگه حتی یه کلمه از این حرفا از دهنت بیاد بیرون و باعث بشه شهرت خانم خراب شه

00:19:23.060 --> 00:19:26.470
اینقدر با چوب میزنمت که بمیری

00:19:32.010 --> 00:19:33.670
حالا برو

00:19:44.840 --> 00:19:48.290
اوضاع تو خونه چطوره؟

00:19:50.980 --> 00:19:52.490
همه چیز خیلی خوبه

00:19:52.490 --> 00:19:56.140
چند روز پیش یه سری مشکلات تو خونه مارکیز نینگ یوآن به وجود اومد

00:19:56.140 --> 00:20:00.950
من فکر میکنم بانوی بزرگ بیشتر نگران عروسی برادر چانگ بای هستند

00:20:01.560 --> 00:20:04.740
فکر کنم خودش تنهایی نتونه از پسش بربیاد و حتما یه چند روز دیگه یه  سر به اینجا میزنه

00:20:05.270 --> 00:20:07.860
تو میتونی تنهایی از پس همه این مسائل بربیای

00:20:07.860 --> 00:20:09.320
اما چطور میتونی از پس قضیه خودت بر بیای

00:20:09.320 --> 00:20:11.220
من جلوی لوح یادبود مادرم اونو قبلا ردش کردم

00:20:11.220 --> 00:20:12.600
ردش کردی؟

00:20:12.600 --> 00:20:15.640
به خاطر این بوده که تو رو اذیت کرده یا

00:20:15.640 --> 00:20:18.020
دلیل دیگه ای داشته؟

00:20:23.290 --> 00:20:25.740
در انجام هر کاری

00:20:25.740 --> 00:20:31.060
تو باید خیلی خوب بدونی که چی میخوای

00:20:31.060 --> 00:20:34.510
به عنوان یه زن ، حتی بیشتر باید یه این مسئله فکر کنی

00:20:34.510 --> 00:20:37.640
گول اون کتابایی که به وسیله اون استادای فضل فروش نوشته شده نخور

00:20:37.640 --> 00:20:41.920
و همچنین به خاطر احساساتت گمراه نشو

00:20:43.030 --> 00:20:47.830
از وقتی که ردش کردم ,به. هیچ کدوم از عواقبش  فکر نکردم

00:20:48.900 --> 00:20:53.890
اما کی میدونست ... که اون از علیا حضرت میخواد که بیاد خواستگاری؟

00:20:53.890 --> 00:20:58.400
پس ...این یعنی اون واقعا عاشق منه

00:21:02.590 --> 00:21:05.100
خانواده ما مثل خانواده اونا سطح بالا نیست

00:21:05.840 --> 00:21:08.910
اگرچه مردا همیشه با یکی سطح پایین تر و زنا با یکی سطح بالاتر ازدواج میکنند

00:21:08.910 --> 00:21:14.620
اما فاصله بین پدرت و دوک ایالت چی وااقعا خیلی زیاده

00:21:14.620 --> 00:21:19.260
لرد جوان ممکنه بتونه ازت محافظت کنه اما بازم اون یه مرده که میره بیرون از خونه

00:21:19.260 --> 00:21:22.000
اون باید در ملاقات های درباری حاضر بشه .
وقتی برمیگرده خونه باید از مهمونا پذیرایی کنه

00:21:22.000 --> 00:21:24.310
چقد میتونه ازت مراقبت کنه؟

00:21:24.310 --> 00:21:26.800
توی خونه بازم این پرنسسه که حرف آخرو میزنه

00:21:26.800 --> 00:21:30.170
همه پایتخت در مورد اخلاقش میدونن

00:21:31.120 --> 00:21:32.860
من به همه اینا فکر کردم

00:21:32.860 --> 00:21:35.480
در مورد آخرش چی به اونم فکر کردی؟

00:21:36.480 --> 00:21:40.990
من فقط خوشحالم ، اما نمیدونم که آخرش چی میشه

00:22:14.310 --> 00:22:17.240
 شورش علیه دولت جرمیه که مجازاتش شامل نابودی کل خانواده میشه

00:22:17.240 --> 00:22:19.740
به خاطر تلاش برای کشتن یک شاهزاده سلطنتی ، کل خاندانتون نابود خواهند شد

00:22:19.740 --> 00:22:21.550
حمله

00:22:21.550 --> 00:22:23.330
عقب نشینی کنید

00:22:46.310 --> 00:22:47.710
عجله کنید

00:22:51.140 --> 00:22:53.790
عجله کنید . عجله کنید . برید دنبالشون

00:23:46.320 --> 00:23:49.410
برید دنبالش

00:24:24.620 --> 00:24:26.070
<i>برید دنبالشون</i>

00:24:27.830 --> 00:24:30.220
<i>بجنبید. تعقیبشون کنید</i>

00:24:30.220 --> 00:24:32.600
<i>سریع</i>

00:25:27.830 --> 00:25:31.310
همتون سریع سلاح هاتون بذارید زمین

00:25:31.310 --> 00:25:33.360
ما به همسر ها و پسرانتون عنوان های شایسته ای خواهیم داد

00:25:33.360 --> 00:25:36.670
با آوردن سرهای خانواده جائو به امپراطور پیر خردمند جائو

00:25:36.670 --> 00:25:39.850
همسر ها و فرزندانمون همینطوریشم عنوان میگیرن
چطور جرأت میکنید

00:25:39.850 --> 00:25:43.880
بکشیدشون

00:27:20.680 --> 00:27:22.290
اون اونجاست

00:27:30.110 --> 00:27:34.100
جنگجو ، شما جون پدرم و من از خانواده جائو رو نجات دادید

00:27:34.100 --> 00:27:37.700
من جائو سی یِنگ ، خیلی ازتون ممنونم

00:27:37.700 --> 00:27:42.630
من واقعا نمیدونم که چطور باید به خاطر نجات دادن جونمون به شما ادای دِین کنم

00:27:42.630 --> 00:27:44.470
نیازی نیست اینقدر مودب باشید

00:27:45.390 --> 00:27:50.290
توی سن به این جوونی ، مهارت های رزمیتون واقعا فوق العادس .میتونم اسمتون رو بپرسم؟

00:27:53.440 --> 00:27:56.360
اسم من بای یه هستش

00:28:02.310 --> 00:28:05.790
این لیست جهیزیه ای هست که خانواده "های" قبلا فرستادن

00:28:05.790 --> 00:28:07.750
خانم ، لطفا یه نگاه بندازید

00:28:08.780 --> 00:28:11.820
این لیست شخصی زن برادر دوم هستش

00:28:11.820 --> 00:28:13.640
مادر باید به این لیست نگاه کنند

00:28:13.640 --> 00:28:15.770
من نمیتونم بهش نگاه کنم

00:28:16.240 --> 00:28:18.690
بانوی بزرگ شخصا از من خولستن که این لیست رو به اینجا بیارم تا شما ببینیدش

00:28:18.690 --> 00:28:20.830
 ایشون گفتن که شما الان مدیر ناظر خونه هستید

00:28:20.830 --> 00:28:24.740
حتی اگه این یه لیست خصوصی از چیزهای با ارزشه بازم شما باید یه نگاه بندازید

00:28:24.740 --> 00:28:28.650
مادر واقعا خیلی من و تحویل گرفتن . من اونقدرا هم مهم نیستم

00:28:30.110 --> 00:28:31.740
باشه

00:28:32.690 --> 00:28:34.550
بیایید اینطور در نظر بگیریم که من خوندمش

00:28:34.550 --> 00:28:36.610
,وقتی زن برادر دوم وارد خونمون بشه

00:28:36.610 --> 00:28:40.220
من به عنوان خواهرشوهر کوچیکش نمیتونم از مرزهای خودم رد بشم

00:28:48.740 --> 00:28:52.450
این جداگانه توسط خانواده" های" فرستاده شده . اونها میگن که اسمش گل همیشه بهار مصنوعیه

00:28:52.450 --> 00:28:55.510
خیلی ارزشمند نیست .هر خانم توی خونه یکی میگیره

00:28:55.510 --> 00:28:58.230
 فقط یه چیز جدیده .شما میتونید استفادش کنید یا اونو هدیه بدید

00:28:58.230 --> 00:29:01.190
فقط یه چیز کوچیک از طرف خانواده "های" هستش

00:29:03.380 --> 00:29:07.800
خیلی خشکله .به نظر واقعی میاد

00:29:07.800 --> 00:29:12.420
زن برادر دوم هنوز وارد خونمون نشده ولی خیلی داره عزیزمون میکنه

00:29:13.210 --> 00:29:15.680
دایه لیو ، شما سرتون شلوغ نیست؟

00:29:16.490 --> 00:29:17.840
قبل اینکه برید یه چایی بخورید

00:29:17.840 --> 00:29:20.560
من دیروز یکم چای شیائولونگتان گرفتم

00:29:22.680 --> 00:29:24.830
این گل های همیشه بهار مصنوعی از طرف عروس خانوم فرستاده شده

00:29:24.830 --> 00:29:26.990
ما براتون بهترینشو نگه داشتیم

00:29:26.990 --> 00:29:29.830
خواهر یینشینگ ،بیا اینو بزنم به سرت

00:29:36.370 --> 00:29:39.490
چرا گریه میکنی؟ تو واقعا باعث شرمندگی بانوی بزرگی

00:29:39.490 --> 00:29:41.460
توی یه همچنین موقعیت شادی تو فقط بدشانسی میاری

00:29:41.460 --> 00:29:44.980
گریه کردن من به هیچکدوم تون ربطی نداره .من واقعا عصبانیت نمیکنم

00:29:44.980 --> 00:29:48.620
ما خدمتکار های خانم ششم هستیم و داریم در مورد ازدواج ارباب بزرگ صحبت میکنیم

00:29:48.620 --> 00:29:50.290
تو به جاش داری  واسه خانواده ارباب بدشانسی میاری

00:29:50.290 --> 00:29:54.120
اگه میخوای گریه کنی برو تو باغ گریه کن . اینجا مثل کسی که داره تو عزاداری شرکت میکنه گریه نکن

00:29:54.120 --> 00:29:57.660
تو مادرت ،دایه لیو رو داری که پشتت واستاده .هرجا بری خیلی رئیس بازی در میاری

00:29:57.660 --> 00:29:59.620
از همه آدماییکه اینجان بپرس ببین  بهت اهمیت میدن یا نه

00:29:59.620 --> 00:30:01.550
اگه اونا به من اهمیت نمیدن به تو خیلی اهمیت میدن؟

00:30:01.550 --> 00:30:04.010
هروقتی که ارباب دوم اومده اینجا تو سریع رفتی بهش نزدیک شدی و حرف زدی

00:30:05.470 --> 00:30:06.720
چه مزخرفاتی داری میگی

00:30:06.720 --> 00:30:09.630
تو اون بیرون میخواستی ارباب دوم اغوا کنی یا حتی از ارباب سوم هم نگذشتی

00:30:09.630 --> 00:30:11.780
چرا اول به خودت نگاه نمیکنی؟

00:30:11.780 --> 00:30:13.090
اون با ارباب سوم ما چیکار میتونسته داشته باشه؟

00:30:13.090 --> 00:30:15.840
اگه میخوای این هرزه پستُ سرزنش کنی پس سرزنشش کن . ارباب سوم مارو قاطی نکن

00:30:15.840 --> 00:30:19.660
حتی اگه اون پسته ،اون هنوزم وظایفشو به عنوان خدمتکار به خوبی انجام میده

00:30:19.660 --> 00:30:22.560
...برعکس شما دوتا ، که پاکدامنیتون از دست دادید ولی به عنوان صیغه پذیرفته نشدید

00:30:22.560 --> 00:30:24.740
سریعا به اینجا فرستاده شدید و حتی پشت سر خانم حرف میزنید

00:30:24.740 --> 00:30:27.820
هرزه چی گفتی؟ ببین من امروز دهنتو جر میدم

00:30:27.820 --> 00:30:29.780
دعوا کردنو تمومش کنید . تموش کنید

00:30:29.780 --> 00:30:31.470
دعوا نکنید

00:30:31.470 --> 00:30:33.250
بسه دیگه دعوا نکنید

00:30:39.250 --> 00:30:40.710
این خیلی مضحکه

00:30:40.710 --> 00:30:43.470
خانوم شما باید عجله کنید و اونا رو تنبیه کنید

00:30:44.390 --> 00:30:47.170
درسته اونا باید تنبیه بشن

00:30:47.860 --> 00:30:49.620
...من فکر میکنم

00:30:50.770 --> 00:30:53.230
فقط نصف حقوق این ماهشون کم کنم

00:30:55.010 --> 00:30:57.090
خانم ششم ،شما خیلی مهربونید

00:30:57.090 --> 00:30:59.000
اما ما تو حیاطمون شنیدیم که

00:30:59.000 --> 00:31:00.550
اون زن " که اِر"

00:31:00.550 --> 00:31:04.280
وقتی داشته تو خیابون با ارباب سوم راه میرفته دستاش  تو دست ارباب بوده

00:31:04.280 --> 00:31:07.360
یک مدیر خونه فقط وضعیت مالی و درآمد های خونه رو مدیریت نمیکنه

00:31:07.360 --> 00:31:11.820
اون چیزی که بیشتر اهمیت داره جو خونه و شهرت خونوادس

00:31:11.820 --> 00:31:14.000
دایه لیو،چی میگید

00:31:14.000 --> 00:31:16.480
که اِر در حقیقت مال خونه برادر سومه

00:31:16.480 --> 00:31:19.690
برادر سوم از دستش خسته شده بود به خاطر همین فرستادش اینجا

00:31:19.690 --> 00:31:22.060
حالا که اون اینجاست ،من باید باهاش خوب رفتار کنم

00:31:22.060 --> 00:31:25.460
اگه من به خاطر یه مسئله پیش پا افتاده تنبیهش کنم

00:31:25.460 --> 00:31:27.760
اگه برادر سوم بفهمه

00:31:27.760 --> 00:31:31.900
منو سرزنش میکنه و من شبیه یه آدم نمک نشناس میشم

00:31:31.900 --> 00:31:34.020
این ... چطور یه مسئله پیش پا افتادس؟

00:31:34.020 --> 00:31:36.890
اونها همین الانشم تو عمارت شما جاروجنجال راه انداختن

00:31:36.890 --> 00:31:39.600
,علاوه بر این، نه تنها که اِر

00:31:39.600 --> 00:31:43.530
بلکه اون یینشینگ هم واسه ارباب دوم دردسر سازه

00:31:43.530 --> 00:31:47.800
اونها فقط دلشون واسه قبلنا تنگ شده.طبیعیه

00:31:52.930 --> 00:31:54.890
,بعد از شنیدن این حرفا از خانم ششم

00:31:54.890 --> 00:31:58.770
فورا فهمیدم که اون اینقدر ترسوعه که جرات نداره همچین مسئله ای رو حل کنه

00:31:59.420 --> 00:32:03.570
، من رفتم جیو اِر زدم و بعد یینشینگ رو سرزنش کردم

00:32:03.570 --> 00:32:05.930
بهش گفتم درست رفتار کنه

00:32:05.930 --> 00:32:09.690
و تصورات غلطشو در مورد برادر دوم تموم کنه

00:32:09.690 --> 00:32:14.460
کی میدونست ... که اون خدمتکار به من میگه

00:32:14.460 --> 00:32:17.950
دایه نگران بودن تمومش کن"

00:32:17.950 --> 00:32:20.490
من همین الانشم زیردست خانم ششم کار میکنم

00:32:20.490 --> 00:32:24.990
"وقتی خانوم هیچی نمیگه چرا شما مداخله میکنید؟

00:32:24.990 --> 00:32:29.930
بانوی بزرگ ، عروستون به زودی به خونمون میاد

00:32:29.930 --> 00:32:32.860
خانواده گو فقط به خاطر یه زن زیرو رو شد

00:32:32.860 --> 00:32:36.590
اگه همون اتفاق تو خانواده شنگ ما هم بیوفته

00:32:36.590 --> 00:32:40.320
.هیچکس حق نداره سد راه پسرم چانگبای بشه

00:32:40.950 --> 00:32:43.240
به حساب همشون برس

00:32:43.240 --> 00:32:44.770
همشون؟

00:32:45.950 --> 00:32:48.690
،نباید افراد خودمون اونجا نگه داریم

00:32:48.690 --> 00:32:52.440
 حتی نباید بذاریم جاسوس های اون زنیکه هرزه تو اون عمارت بمونن

00:33:09.430 --> 00:33:12.160
همتون غیر مسئولانه رفتار کردید

00:33:12.750 --> 00:33:15.070
شما حتی این رفتارتون جلو یه مهمون مثل دایه لیو نشون دادید

00:33:15.070 --> 00:33:17.800
امروز هیچ چاره دیگه ای جز تنبیه کردن شما ندارم

00:33:17.800 --> 00:33:19.500
اونهایی که تو این دعوا شرکت داشتن

00:33:19.500 --> 00:33:21.910
هیچ حقوقی برای نصف ماه دریافت نمیکنن

00:33:28.230 --> 00:33:32.020
مادر . مادر شما اومدید

00:33:33.840 --> 00:33:39.480
ازونجایی که تو خیلی مهربون و باگذشتی ،من باید آدم بده بشم

00:33:39.480 --> 00:33:41.190
مادر ، نگران نباشید

00:33:41.190 --> 00:33:43.110
من همین الان اونارو تنبیه کردم

00:33:43.110 --> 00:33:46.130
ازین به بعد مطمئنا کارشون به خوبی انجام میدن

00:33:47.520 --> 00:33:51.540
تو ...هنوز خیلی جوونی

00:33:52.960 --> 00:33:55.360
اگرچه الان کل خونه رو اداره میکنی

00:33:55.360 --> 00:33:58.820
,و مطمئنا کتابایی هستن که در مورد دخل و خرج نوشته شدن

00:33:58.820 --> 00:34:03.980
اما تو هیچ راهنمایی راجع به نحوه برخورد با زیردستات نداری

00:34:04.570 --> 00:34:07.950
این تقصیر منم هست که به درستی بهت آموزش ندادم

00:34:07.950 --> 00:34:12.540
امروز بهت کمک میکنم این قضیه رو حل کنی .کنار واستا و نگاه کن

00:34:12.540 --> 00:34:15.110
و به عنوان یه درس ببینش

00:34:15.110 --> 00:34:17.170
مادر

00:34:17.170 --> 00:34:20.460
...مادر بین اینها افرادی از عمارت برادر سوم هم هستن . شما میخواهید

00:34:20.460 --> 00:34:22.730
فکر میکنی ازش میترسم؟

00:34:29.700 --> 00:34:31.780
.جیو اِر ،چایی بیار

00:34:31.780 --> 00:34:33.280
چشم

00:35:09.810 --> 00:35:14.130
شنیدم که تو اینجا خیلی قلدری کردی

00:35:15.290 --> 00:35:18.400
.خانم ششم تنبیهت نکرده چون خیلی بخشندس

00:35:18.400 --> 00:35:21.380
اما تو مغرور تر شدی و نمایش راه انداختی

00:35:21.380 --> 00:35:22.840
بانوی بزرگ لطفا منو ببخشید

00:35:22.840 --> 00:35:26.510
من واقعا داشتم به خاطر خانم ششم بهش غُر میزدم

00:35:26.510 --> 00:35:30.420
ازونجایی که خیلی دوست داری غر بزنی برگرد به عمارت من و به جون خودم غر بزن

00:35:30.420 --> 00:35:31.420
...من

00:35:31.420 --> 00:35:33.550
سریع برو

00:35:53.900 --> 00:35:56.510
که اِر کدومتونید؟

00:35:57.620 --> 00:35:59.520
منم

00:36:01.910 --> 00:36:05.430
تو واقعا زیبا و ترحم برانگیزی

00:36:05.940 --> 00:36:10.530
من شنیدم که تو هر روز شعر میخونی و مینویسی ، گل آرایی میکنی و چایی درست میکنی

00:36:10.530 --> 00:36:15.320
تو جوری رفتار میکنی انگار که قرار نیست به کسی خدمت کنی بلکه مثل دختر خونه رفتار میکنی

00:36:15.320 --> 00:36:18.340
من همچنین وظایفمو انجام دادم

00:36:18.340 --> 00:36:22.760
من فقط اونکارارو در زمان فراغتم انجام میدم

00:36:25.590 --> 00:36:28.430
برده پست . تو جرأت میکنی که جواب بانوی بزرگ پس بدی

00:36:28.430 --> 00:36:30.020
کجا قوانینُ یاد گرفتی؟

00:36:30.020 --> 00:36:33.000
اگه جرات داری یه کلمه دیگه بگو تا بزنم تو دهنت تا خون بیاد

00:36:34.120 --> 00:36:35.800
عیب نداره که شعر میخونی و مینویسی

00:36:35.800 --> 00:36:38.160
بیا بگیم که طبع شاعرانت به خاطر عاشق شدنت گل کرده

00:36:38.160 --> 00:36:41.130
اما تو چاپلوسی ارباب دوم کردی و حتی لمسش کردی

00:36:41.130 --> 00:36:44.750
اگه واقعا دلت واسه ارباب اصلیت تنگ شده چرا به خودت زحمت دادی تا بیای اینجا؟

00:36:44.750 --> 00:36:47.760
خدمتکار ببرینش پایین و با چوب بزنینش

00:36:47.760 --> 00:36:50.640
بانوی بزرگ این برادر سوم بود که منو صدا میزد تا باهاش حرف بزنم

00:36:50.640 --> 00:36:53.760
تقصیر من نیست ، بانوی بزرگ

00:36:53.760 --> 00:36:57.130
<i>بانوی بزرگ این برادر سوم بود که منو صدا میزد تا باهاش حرف بزنم</i>

00:36:57.130 --> 00:37:01.090
تقصیر من نیست بانوی بزرگ

00:37:04.410 --> 00:37:06.020
<i>تکون نخور</i>

00:37:06.020 --> 00:37:07.990
فقط سعی کن تا تکون بخوری

00:37:09.690 --> 00:37:11.470
یینشینگ

00:37:12.980 --> 00:37:14.720
چرا اینقدر دور زانو زدی؟

00:37:14.720 --> 00:37:17.040
بیا این جلو

00:37:23.050 --> 00:37:26.790
تو و که اِر به هم نزدیکید؟

00:37:26.790 --> 00:37:28.830
نه خیلی

00:37:29.670 --> 00:37:33.190
من فکر میکنم که شما دوتا باید مثل دو تا جاری با هم رفتار کنید

00:37:33.190 --> 00:37:36.340
وگرنه چرا حرکاتتون اینقدر شبیه همه؟

00:37:36.340 --> 00:37:38.620
نه نه همچین چیزی نیست

00:37:39.690 --> 00:37:41.340
واقعا؟

00:37:42.420 --> 00:37:45.480
پس برو اونور زانو بزن و بهش نگاه کن

00:37:45.480 --> 00:37:48.380
برو و تعداد ضربه هایی که میخوره رو حساب کن

00:37:50.490 --> 00:37:52.100
برو

00:37:55.610 --> 00:37:56.930
<i>بزنش</i>

00:37:56.930 --> 00:38:03.470
یک .دو .سه

00:38:03.470 --> 00:38:10.970
چهار .پنج .شش

00:38:10.970 --> 00:38:21.140
هفت .هشت .نه .ده

00:38:22.470 --> 00:38:24.550
اون غش کرد

00:38:29.230 --> 00:38:32.530
بانوی بزرگ اون غش کرد

00:38:33.800 --> 00:38:37.370
خیلی خب بفرست دنبال یه دکتر

00:38:37.370 --> 00:38:40.130
اونو به عمارت لینچی برگردون و تحویل برادر سوم بده

00:38:40.130 --> 00:38:41.660
چشم

00:38:45.820 --> 00:38:47.630
یینشینگ

00:38:48.460 --> 00:38:52.660
بانوی بزرگ من
شنیدم که تو هنوزم دلت واسه آدمای عمارت من تنگ میشه

00:38:52.660 --> 00:38:56.620
حالا که اینطوره با من برگرد

00:38:56.620 --> 00:38:59.470
بانوی بزرگ ، لطفا جونمو بهم ببخشید

00:38:59.470 --> 00:39:02.840
خواهر ششم ،نجاتم بده

00:39:02.840 --> 00:39:07.100
...مادر چرا
تو نتونستی این قضیه رو خوب حلش کنی

00:39:07.100 --> 00:39:09.960
و باعث شدی که عمارتت به هم بریزه

00:39:09.960 --> 00:39:11.700
من کمکت کردم حلش کنی

00:39:11.700 --> 00:39:16.180
پس دست از خوب بودن بردار و مانع منم نشو

00:39:41.080 --> 00:39:44.560
من شنیدم که تو چهار ، پنج تا فنجان با ارزش چایی رو شکستی

00:39:45.010 --> 00:39:48.790
تو حتی وسیله هایی که متعلق به شهرمون یویانگ بود رو شکستی

00:39:49.430 --> 00:39:51.750
واقعا که خیلی گستاخی

00:39:52.220 --> 00:39:55.730
تو کل پایتخت کی همچین خدمتکاری رو میتونه تحمل کنه؟

00:39:56.330 --> 00:39:59.820
دایه لیو ، قرارداد بردگیشو بردار و یه دلال برده پیدا کن تا از دستش خلاص بشیم

00:39:59.820 --> 00:40:01.390
بله

00:40:21.640 --> 00:40:25.620
مادربزرگ ، بذارید واستون یه رایحه معطر بذارم

00:40:25.620 --> 00:40:27.360
بذارش سر جاش

00:40:39.590 --> 00:40:45.030
پس ، همه چیز سنجیده شده بود

00:40:51.560 --> 00:40:55.990
تو عمدا اون خدمتکار هایی که اونها فرستاده بودن رو تحمل کردی

00:40:55.990 --> 00:40:58.550
ولشون کردی تا عقاید افراطی در مورد تواناییهاشون داشته باشن

00:40:58.550 --> 00:41:01.600
یکی یکی، اونها چانگبای رو اذیت کردن

00:41:01.600 --> 00:41:05.200
یا چانگ فنگ رو اغوا کردند؟
از طرف دیگه

00:41:05.200 --> 00:41:09.990
اونا تو عمارتت گرد و خاک به پا کردن و ظرف و کاسه هاتو شکستن

00:41:12.300 --> 00:41:13.970
بله

00:41:15.260 --> 00:41:20.190
تو خیلی خوب میدونستی که اون شخص از عمارت لینچی از که اِر خوشش نمیاد

00:41:20.190 --> 00:41:23.220
به خاطر همینه که اونو فرستاد به عمارت تو

00:41:23.220 --> 00:41:27.420
میدونم . اون که اِر خیلی آروم و حساسه

00:41:27.420 --> 00:41:29.250
اون فقط میدونه که چطور به برادر سوم متکی باشه

00:41:29.250 --> 00:41:34.720
از این رو ، هر وقت که برادر سوم میومد ، من به که اِر میگفتم که تو همون مسیری که برادر سوم ازش عبور میکنه منتظرم بمونه

00:41:34.720 --> 00:41:36.810
چطور این فکر به ذهنت رسید؟

00:41:36.810 --> 00:41:38.930
من فکر کردم که اگه بانوی بزرگ

00:41:38.930 --> 00:41:42.520
,یادگرفته که یه شانس پیدا کنه  تا از پدر کمک بگیره و همچنین از معشوقه لین بد بگه

00:41:42.520 --> 00:41:44.980
اون قطعا نمیذاره که همچین شانسی از دستش بره

00:41:44.980 --> 00:41:47.990
تو واقعا خیلی دقیق حرکاتشونو حساب کرده بودی

00:41:48.880 --> 00:41:52.250
همچنین این تو بودی که باعث شدی بقیه شون هم تو دردسر بیوفتن؟

00:41:54.870 --> 00:41:58.920
,بله . شما اینو نمیدونید

00:41:58.920 --> 00:42:02.370
ولی اون می اِر همش هی وسایلمو میگشت

00:42:02.370 --> 00:42:05.700
هر چی که پیدا میکرد به معشوقه لین گزارش میداد

00:42:05.700 --> 00:42:08.730
بانوی بزرگ خیلی وقت بود که اون وسیله هایی که استاد "دا یوچان "  از یو یانگ

00:42:08.730 --> 00:42:10.850
واسم فرستاده بود رو میخواست

00:42:10.850 --> 00:42:15.870
میدونستم به محض اینکه بشکنه ،جیواِر سریع میره بهش میگه

00:42:15.870 --> 00:42:18.320
اون جیو اِر واقعا یه مشکل نیست

00:42:18.320 --> 00:42:20.630
.این یینشینگ هستش که کنترل کردنش سخته

00:42:20.630 --> 00:42:23.460
هر چی نباشه اون جاسوس بانوی بزرگه

00:42:23.460 --> 00:42:27.160
خوبیش اینه که اون نسبت به برادر دوم احساساتی داره

00:42:28.220 --> 00:42:32.270
دایه لیو قبلا به خاطر این مسئله اونو سرزنش کرده بود

00:42:32.270 --> 00:42:35.530
من حتی به دایه لیو گفتم که سرزنش کردنشو تموم کنه

00:42:35.530 --> 00:42:40.070
کی فکرشو میکرد که اون یینشینگ به خاطر طبع خوب من اینقدر افسار گسیخته بشه

00:42:40.070 --> 00:42:42.060
 اون همش ارباب دوم رو دنبال میکرد تا شخصا بره پیشش

00:42:42.060 --> 00:42:46.330
.برادر دوم بچه مورد علاقه بانوی بزرگه

00:42:46.330 --> 00:42:47.840
...من

00:42:48.870 --> 00:42:50.510
...من

00:42:52.650 --> 00:42:55.000
تو گفتی که اشتباه میکردی؟

00:42:57.030 --> 00:43:00.620
چطور اشتباه میکردی ؟بهم بگو

00:43:05.870 --> 00:43:35.870
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:43:35.894 --> 00:44:20.894
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.