﻿WEBVTT

00:00:00.010 --> 00:00:54.780
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:54.780 --> 00:00:59.950
<i>داستان مینگ لان</i>

00:00:59.950 --> 00:01:02.860
<i>قسمت 29</i>

00:01:17.610 --> 00:01:19.830
بالاخره اومدین

00:01:20.890 --> 00:01:24.980
شنیدیم دارین میاین و کل خانوادمون حسابی خوشحال شد

00:01:24.980 --> 00:01:28.740
دیروز خانوم بزرگ یه نصفه کاسه بیشتر برنج خورد

00:01:28.740 --> 00:01:31.370
یعنی واقعا دلش برام تنگ شده

00:01:31.370 --> 00:01:36.620
اگه به خاطر بیشتر از یه ماه مریضی مادر هونگ اِر نبود

00:01:36.620 --> 00:01:38.530
خیلی وقت پیش میومدم

00:01:38.530 --> 00:01:41.190
دیگه نصف روزه خانوم بزرگ منتظرمونه. بریم

00:01:41.190 --> 00:01:43.910
زود زود. زود باش و بذار یه نگاهی بهش بندازم

00:01:46.390 --> 00:01:49.120
حالا این چای رو امتحان کن

00:02:01.680 --> 00:02:03.460
چای عالی ایه

00:02:05.160 --> 00:02:08.510
نصف روز رو سرمون شلوغ بود

00:02:08.510 --> 00:02:11.080
چرا نوه کوچولوتو نمیبینم؟

00:02:11.080 --> 00:02:12.920
خونه نیست؟

00:02:12.920 --> 00:02:14.650
مریضه

00:02:15.590 --> 00:02:17.630
مریضیش چیه؟

00:02:19.060 --> 00:02:21.260
چرا زودتر بهم نگفتی

00:02:21.260 --> 00:02:23.530
که بتونم یه نگاهی بندازم؟

00:02:23.530 --> 00:02:27.880
چیز جدی ای نیست، فقط سردرد و یه تب خفیف

00:02:27.880 --> 00:02:31.620
هونگ اِرش ازپسش برمیاد

00:02:32.360 --> 00:02:34.640
ای پیر آب زیرکاه

00:02:40.790 --> 00:02:44.200
خانوم، خواهر از اتاق خانوم بزرگ پیغامی فرستاده

00:02:44.200 --> 00:02:48.390
میگه ارباب جوان از خانواده هه تو سالن شوان منتظر شماست و نمیره

00:02:49.120 --> 00:02:50.760
مگه نگفتم چی بهشون بگی

00:02:50.760 --> 00:02:53.120
بگو مریضم و خوابم

00:02:53.120 --> 00:02:55.040
گفتم و اون رفت

00:02:55.040 --> 00:02:57.190
اما خیلی نگذشت که برگشت

00:02:57.190 --> 00:03:01.700
گفت به آشپزخونه دستور داده سوپ ماهی براتون درست کنن

00:03:02.580 --> 00:03:06.060
چه مرد جالبی! حالا دیگه تو چه نمایشی هستیم

00:03:06.060 --> 00:03:10.290
بازار ماهی حتما خیلی وقت پیش بسته شده
ماهی برای سوپ از کجا آورده؟

00:03:10.290 --> 00:03:15.260
گفت ماهی رو یویانگ خریده. همون که مورد علاقه تونه، خانوم

00:03:39.730 --> 00:03:44.240
این واقعا ماهی تازه از رود یویانگه؟ چطور تو بیانجینگ پیدا میشه؟

00:03:44.240 --> 00:03:46.860
تو یویانگ دیدم که عاشق خوردن سوپ ماهی هستی

00:03:46.860 --> 00:03:51.790
وقتی فهمیدم قراره مادربزرگ رو برای دیدن شما
به پایتخت همراهی کنم، رفتم یویانگ که چند تا ماهی بگیریم

00:03:51.790 --> 00:03:56.660
و توی یه خمره بزرگ گذاشتم که بذارمشون تو کالسکه
و هر روز یه کم آب تازه بهش اضافه کردم

00:03:56.660 --> 00:04:01.460
وقتی رسیدیم، هنوز دو تاشون زنده بودن. شنیدم مریضی

00:04:01.460 --> 00:04:05.480
پس با عجله سوپ ماهی درست کردم
که برات بیارم، که معده ات گرم بشه

00:04:05.990 --> 00:04:07.910
چرا اینقدر زحمت کشیدین؟

00:04:07.910 --> 00:04:11.750
آدمیزاد همه جور فراورده ای میخوره، پس چطور ممکنه مریض نشه؟

00:04:11.750 --> 00:04:15.010
یه سرماخوردگی موقت یا تب که دیگه نگرانی نداره

00:04:15.010 --> 00:04:18.440
زیادی خسته ای، و به اعصاب و روانت صدمه زدی

00:04:18.440 --> 00:04:21.520
و یه تجدید قوای خوب لازم داری. بعد از اینکه خوب شدی

00:04:21.520 --> 00:04:25.780
گلها همه جا شکوفه میدن، و میتونی
 خونه رو ترک کنی که به خدایان دعا کنی

00:04:25.780 --> 00:04:31.140
تو چشم انداز قشنگ تو دشت باز سواری کن، و
قلب و روحت خود به خود جون میگیره

00:04:31.140 --> 00:04:35.300
باید سوپ رو تا از دهن نیوفتاده بخوری
انقدر خودمو بزحمت انداختم که ماهیگیری کنم

00:04:35.300 --> 00:04:37.730
شبا کنار رودخونه خیلی سرده

00:04:37.730 --> 00:04:42.190
اگه همشو نخوری، به خاطر توی سرما عذاب کشیدن بهم مدیونی

00:04:46.780 --> 00:04:49.210
راستش تو سرما عذاب نکشیدم

00:04:49.210 --> 00:04:52.140
راستش این ماهیا رو از ماهیگیرای کنار رودخونه خریدم

00:04:52.140 --> 00:04:54.760
زحمت زیادی نکشیدم

00:05:00.380 --> 00:05:03.150
آخیش. یه کم بخند

00:05:03.150 --> 00:05:06.460
ذهنت رو پاک کن و از چیزای سمی رها میشی، برای یه عمر طولانی

00:05:41.130 --> 00:05:43.240
چطوری الان داری چای درست میکنی؟

00:05:43.240 --> 00:05:47.990
چی شده؟ باید بهم بگی که آروم بگیرم

00:05:48.580 --> 00:05:52.380
کسی که باید آروم بگیره خاله نیست. منم

00:05:56.700 --> 00:05:59.550
باید آروم بگیری. باید آروم بگیری

00:05:59.550 --> 00:06:02.060
پس میتونی بری خونه ات که چای درست کنی

00:06:02.060 --> 00:06:05.440
میای پیش من که برای کی چای درست کنی؟

00:06:05.440 --> 00:06:07.540
تو خونه نمیتونم راحت باشم

00:06:07.540 --> 00:06:11.290
فقط میتونم با چای درست کردن همراه تو احساس راحتی کنم

00:06:36.790 --> 00:06:39.440
فنجون اول رو ریختم، به احترام مادرم

00:06:49.280 --> 00:06:52.590
فنجون دوم، نوش جان خاله

00:07:16.740 --> 00:07:19.470
فنجون سوم، خودم لذت میبرم

00:07:28.930 --> 00:07:32.210
دعا برای خدا تموم شد. وقتشه بریم خونه

00:07:32.210 --> 00:07:35.300
بریم خونه؟

00:07:35.300 --> 00:07:39.250
اونوقت موضوع مادرت؟

00:07:39.250 --> 00:07:43.890
 گفتی پدرت رو امتحان کردی و نمیتونیم
بهش بگیم اما من باید خیالم راحت باشه؟

00:07:43.890 --> 00:07:47.970
حالا میای چای میخوری و میری. چطور خیالم راحت باشه؟

00:07:47.970 --> 00:07:53.290
یعنی تا اینجا سفر کردی که فقط چای
 درست کنی و بخوری، و بعد بری خونه؟

00:07:53.290 --> 00:07:56.330
آره. اومدم صومعه، و حالا دارم میرم خونه

00:08:00.840 --> 00:08:02.840
چرا به خودتون زحمت میدین راه برین، بانوی بزرگ؟

00:08:02.840 --> 00:08:06.620
میتونیم بگیم کالسکه چی کالسکه رو
به دروازه کوهستانی بیاره. و دیگه کمتر راه میرین

00:08:06.620 --> 00:08:07.770
چی میدونی؟

00:08:07.770 --> 00:08:10.310
استفاده از پاهای خودت، قدم به قدم بالا رفتن

00:08:10.310 --> 00:08:12.580
این خلوص نیت بیشتری رو نشون میده

00:08:15.870 --> 00:08:17.400
خانوم ششم خانواده شنگ

00:08:17.400 --> 00:08:19.590
سلام، بانوی بزرگ وو از خانواده لیانگ

00:08:19.590 --> 00:08:22.960
عالیه، چه تقدیری داریم

00:08:22.960 --> 00:08:26.590
همیشه بهت برمیخورم.فکر کنم کار خدایان و ارواحه

00:08:26.590 --> 00:08:28.750
چه سعادتی

00:08:28.750 --> 00:08:30.420
حالتون چطوره، بانوی بزرگ؟

00:08:30.420 --> 00:08:31.920
عالی

00:08:31.920 --> 00:08:34.170
ببین. هوا داره گرمتر میشه

00:08:34.170 --> 00:08:37.310
کنار برکه جینمینگ، چمن سبز شده و گلها شکوفه دادن

00:08:37.310 --> 00:08:42.330
و تو عالی جیجو بازی میکنی. پس باید بیای و کمک کنی

00:08:43.750 --> 00:08:47.360
تازگیا حالم خوب نیست. میترسم نتونم جیجو بازی کنم

00:08:47.360 --> 00:08:50.550
نمیخوام  سابقه عالی شما رو خراب کنم، پس نمیام

00:08:50.550 --> 00:08:53.940
چی شده؟ حالت خوب نیست؟

00:08:53.940 --> 00:08:58.610
جینسنگ وحشی عالی دارم، وقتی برگشتم
 میفرستم اتاقت که دوباره انرژی بگیری

00:08:58.610 --> 00:08:59.670
نیازی به زحمت نیست

00:08:59.670 --> 00:09:05.320
فقط، فقط یه سرماخوردگیه
 بابت نگرانیتون ممنون، بانوی بزرگ

00:09:05.320 --> 00:09:07.910
سرماخوردگی تو چند روز از بین میره

00:09:07.910 --> 00:09:12.510
صبر میکنم تا خوب بشی بعد مسابقه جیجو رو برگزار میکنم
چند روزه دیگه، عجله ای که نداریم

00:09:15.470 --> 00:09:19.240
داری یه چیزی رو پنهان میکنی

00:09:19.240 --> 00:09:22.720
این رفتارِ بچه خوب ما نیست

00:09:23.410 --> 00:09:27.960
سال پیش یه بار رفتم به خاطر خواهر یانران جیجو بازی کردم

00:09:29.400 --> 00:09:34.270
بعدش، کلی سر و صدا ایجاد کرد و من آروم بهش فکر کردم

00:09:34.270 --> 00:09:37.750
فکر کنم مشکلات به خاطر خودنمایی من بود

00:09:37.750 --> 00:09:41.580
پس حالا خلق و خوم آرومتر شده

00:09:41.580 --> 00:09:45.690
دیگه نباید جیجو بازی کنم، فقط خونه بمونم و بنویسم

00:09:46.540 --> 00:09:48.590
اون حرفای بیخود و شایعات؟

00:09:48.590 --> 00:09:50.740
فکر کن جیش گربه و گوز سگه

00:09:50.740 --> 00:09:53.860
چرا اونا رو تو بغل گرفتی که بو کنیشون؟

00:09:53.860 --> 00:09:56.250
خواهر رولان و مولان

00:09:56.250 --> 00:10:00.830
اونقدرا به جیجو علاقه ندارن
برای همین برای منم راحت نیست که بیام

00:10:00.830 --> 00:10:04.510
ممکنه حرف بپیچه که به من توجه زیادی میکنین، کنتس

00:10:04.510 --> 00:10:05.850
معلومه که بهت توجه زیادی دارم

00:10:05.850 --> 00:10:09.370
خب؟ بذار هرکی میخواد حرفای بیخود بزنه

00:10:10.090 --> 00:10:12.650
بانوی بزرگ، فکر میکنم باید فراموشش کنیم

00:10:16.800 --> 00:10:23.190
میفهمم. توی اندرونی تک و تنهایی
و برات آسون نیست. باشه خب

00:10:23.190 --> 00:10:26.160
دلم میخواست با من جیجو بازی کنی
 اما باعث هیچ سختی ای برات نمیشم

00:10:26.160 --> 00:10:31.930
فردا یه دعوتنامه خونه اتون میفرستم
که همه خواهرها رو دعوت کنم

00:10:32.770 --> 00:10:35.910
<i>[ ایوان وی روی ]</i>

00:10:37.280 --> 00:10:41.460
موندم اون کنتس به دخترامون علاقه داره

00:10:41.460 --> 00:10:45.900
چرا هر دفعه یه رویدادی هست به اینجا یه دعوتنامه میفرسته؟

00:10:47.010 --> 00:10:50.410
یه مسابقه جیجو، و چه دعوتنامه رسمی ای

00:10:51.020 --> 00:10:53.470
انگار همینطوره

00:10:53.470 --> 00:10:59.700
تازگیا، کنتس اغلب به عمارت میاد
و ندیده بودیم انقدر از اومدنش خوشحال باشه

00:11:01.190 --> 00:11:03.260
میگم

00:11:03.800 --> 00:11:09.170
چند روز پیش اومده بود و مثه یه گپ معمولی بود

00:11:09.170 --> 00:11:14.360
اما در واقع میخواست درباره موضوع
خانواده چی و شاهزاده یونگ بهمون خبر بده

00:11:14.360 --> 00:11:19.100
یه عالم سر و صدا و آخرش، منو دعوا کرد

00:11:19.800 --> 00:11:22.420
گفت به خانواده چی امید نبندم

00:11:22.420 --> 00:11:26.470
بهترین گزینه اینه که به جاش با اون فامیل شم

00:11:26.470 --> 00:11:31.050
دعوتنامه میگه هر سه دختر بیان

00:11:31.050 --> 00:11:34.760
فقط نمیدونم به کدوم دختر علاقه داره

00:11:35.570 --> 00:11:38.870
دیگه کیه؟ معلومه که رولان منه

00:11:38.870 --> 00:11:42.740
بذارین بدون اینکه منو دعوا کنین یه چیزی بهتون بگم

00:11:42.740 --> 00:11:44.940
از چیزی که این روزا دیدم

00:11:44.940 --> 00:11:49.100
کنتس انگار به خانوم ششم نزدیکتره

00:11:50.760 --> 00:11:53.820
نزدیک فقط نزدیکه

00:11:53.820 --> 00:11:59.350
اون دختره مینگ فقط جیجو بلده و این کنتس رو سرگرم میکنه

00:11:59.350 --> 00:12:03.920
ولی وقت حرف ازدواجه، این دیگه بحث دیگه ست

00:12:03.920 --> 00:12:06.710
مثه اینه که یه سگ یا گربه رو بزرگ کنی

00:12:06.710 --> 00:12:12.250
باهاش حسابی خوشحالی، اما اینجوری نیست که بخوای
اون گربه یا سگ با پسرت ازدواج کنه

00:12:16.750 --> 00:12:19.980
مادر. دلم نمیخواد تو اون مسابقه جیجو شرکت کنم

00:12:19.980 --> 00:12:23.210
اونجا یه عالم خاک و خله و آدم خفه میشه

00:12:23.210 --> 00:12:26.550
هر دفعه که میرم، سر تا پام گِلیه

00:12:26.550 --> 00:12:27.970
بدون شک نمیرم

00:12:27.970 --> 00:12:31.230
بچه خنگ. مادر بهت چی گفت؟

00:12:31.230 --> 00:12:35.770
ارباب جوان ششم لیانگ بهت علاقه منده و این یه موهبت الهیه

00:12:35.770 --> 00:12:37.700
اما بانوی بزرگ اونجاست

00:12:37.700 --> 00:12:41.470
موافقت نمیکنه من و ارباب جوان ششم لیانگ نزدیک بشیم

00:12:42.070 --> 00:12:46.120
 تا وقتیکه دل و جرات بیشتری داشته باشی
 و کارهاتو بیشتر یواشکی بکنی

00:12:46.120 --> 00:12:51.460
اون دفعه تو خونه گو، تو و ارباب جوان لیانگ
باهم شعر هم درست کردین

00:12:51.460 --> 00:12:55.310
اون پسره لیانگ فکر میکنه من یه حوری بهشتی ام

00:12:55.310 --> 00:12:58.670
فقط اون بانوی بزرگ وو

00:12:59.360 --> 00:13:02.810
اگه مدام سر اون جور چیزا نگران
 باشی، نمیتونی خودی نشون بدی

00:13:02.810 --> 00:13:06.250
اون موقعها منم تصمیمو قاطع گرفتم

00:13:06.250 --> 00:13:09.350
 واضح دیدم که پدرت مهربونه
 و راحت تحت تاثیر قرار میگیره

00:13:09.350 --> 00:13:12.280
اینجوری برای چیزی که امروز داریم جنگیدم

00:13:12.880 --> 00:13:15.400
و تو به عنوان دختر یکی از مقامات بدنیا اومدی

00:13:15.400 --> 00:13:19.170
پس باید به عنوان یه شنگ از در بری بیرون، و سربلند قدم بزنی

00:13:19.170 --> 00:13:21.010
کنتس یه دختر معشوقه زاده نمیخواد

00:13:21.010 --> 00:13:25.170
اما این یعنی ارباب جوان خانواده کنت یونگچانگ هم نظرش همینه؟

00:13:25.170 --> 00:13:28.830
حق با توعه، مادر. میرم

00:13:29.960 --> 00:13:31.930
حالا گرفتی

00:13:31.930 --> 00:13:37.070
بقیشو مادر لازم نیست با جزییات بگه، درسته؟

00:13:41.050 --> 00:13:42.480
بیا

00:14:11.710 --> 00:14:15.480
خانوم. خانوم

00:14:15.480 --> 00:14:17.220
خانوم

00:14:18.160 --> 00:14:20.490
خانوم. حالتون خوبه؟

00:14:20.490 --> 00:14:22.340
خوبم. خوبم

00:14:22.340 --> 00:14:24.350
مواظب باشین

00:14:27.190 --> 00:14:29.320
بخورین. بخورین

00:14:30.400 --> 00:14:34.440
زود استراحت کن. چرا همه جات گلیه؟

00:14:34.440 --> 00:14:36.740
افتادم

00:14:36.740 --> 00:14:39.220
فکر نکنم امروز آسون باشه

00:14:39.760 --> 00:14:43.370
نگران نباش. بعضی وقتا آدم حواسش پرت میشه
و اسبها قدم اشتباه میذارن. یه اتفاق عادیه

00:14:43.370 --> 00:14:44.640
به خاطرش ناراحت نباش

00:14:44.640 --> 00:14:45.970
بیا. بیا

00:14:45.970 --> 00:14:50.510
امروز از لینگنان میوه داریم

00:14:50.510 --> 00:14:55.060
من استعدادای کمی دارم. لایق لطف و مهربونی شما نیستم

00:14:55.060 --> 00:14:58.510
هر کی که به خوبی تو جیجو بازی کنه باهاش مهربونم

00:14:58.510 --> 00:15:02.160
به نظر من که تو تنها کسی

00:15:02.160 --> 00:15:04.750
خوب جیجو بازی کردن مطمئنا مزایایی برات داره

00:15:04.750 --> 00:15:08.830
امروز به لطف تو، خواهر ششم، میتونیم
 همچین گیلاسای عالی ای بخوریم

00:15:08.830 --> 00:15:11.010
نه، نه. همش به لطف توعه، خواهر پنجم

00:15:11.010 --> 00:15:15.270
بانوی بزرگ به لطف تو اجازه داد خونه رو ترک کنیم

00:15:15.270 --> 00:15:17.480
تو فهمیده ای. برخلاف بعضیا

00:15:21.310 --> 00:15:24.050
خانوم ششم. جیجو خوب بازی میکنی

00:15:24.050 --> 00:15:26.460
تشخیصت هم خوبه. کمک کن ببینم

00:15:26.460 --> 00:15:30.040
پسر ششم احمقم میتونه این مسابقه رو ببره؟

00:15:47.960 --> 00:15:50.820
ارباب جوان ششم استعداد چشمگیری داره. شجاعانه بازی میکنه

00:15:50.820 --> 00:15:53.550
برنده شدن یا نه دیگه مهم نیست

00:15:56.160 --> 00:15:58.760
میدونستم این مسابقه رو میبازه

00:15:58.760 --> 00:16:01.540
اما این حرفو که زدی

00:16:01.540 --> 00:16:04.110
تبدیل به چیز شیرینی شد

00:16:04.630 --> 00:16:07.200
حق با بانوی بزرگه. خواهر ششم ما

00:16:07.200 --> 00:16:10.030
همیشه بااحتیاطه. برخلاف یکی دیگه که

00:16:10.030 --> 00:16:14.020
جایگاه خودشو نمیدونه و میخواد پاشو از گلیمش درازتر کنه

00:16:14.020 --> 00:16:16.210
هیچ قوانینی حالیش نیست

00:16:16.210 --> 00:16:19.170
یه آدم سبک، حتی اگه بره بالا

00:16:19.170 --> 00:16:22.890
یه وزش باد اونو پخش زمین میکنه، و سر تا پاش گِلی میشه

00:16:22.890 --> 00:16:25.970
اون موقع، نمیدونم با دماغ بنفش و چشمای سبز با مردم رو به رو میشه
(منظورش له و کبوده)

00:16:25.970 --> 00:16:28.590
یا فقط برای همیشه تو گِل دراز میکشه

00:16:31.090 --> 00:16:33.070
عجب دختری

00:17:02.250 --> 00:17:04.470
چه مسابقه جیجوی خوبی

00:17:05.090 --> 00:17:07.090
حق با خواهر پنجمه

00:17:07.090 --> 00:17:10.570
فقط بعضی مردم خنده دار تو این دنیان

00:17:10.570 --> 00:17:13.650
دست و پا چلفتی، کودن، بدون هیچ استعدادی

00:17:13.650 --> 00:17:19.860
شاخه بلند رو درست جلوش میبینه اما
 هرچقدر هم زور بزنه نمیتونه بره بالا

00:17:33.710 --> 00:17:35.270
باید برم لباسمو عوض کنم

00:17:35.270 --> 00:17:37.170
زود برمیگردم

00:17:50.900 --> 00:17:54.130
ارباب جوان ششم، تازه جیجو تموم شده و به همین زودی
دارین میرین انجمن شعر؟ چقدر سختکوش

00:17:54.130 --> 00:17:56.010
میمون، تو چی حالیته؟

00:17:56.010 --> 00:17:57.960
امپراتور مرحوم شعری نوشت که ما رو تشویق به مطالعه کنه

00:17:57.960 --> 00:18:02.320
"یه خونه باارزش بین کتابها قرار داره. یه یشم زیبا بین کتابها قرار داره"
(امپراتور جنزونگ از سونگ)

00:18:15.460 --> 00:18:18.420
کجا داری میری، خواهر چهارم؟

00:18:24.550 --> 00:18:26.190
من

00:18:27.570 --> 00:18:29.960
برامون یه چادر آماده نکردن که توش لباس عوض کنیم؟

00:18:29.960 --> 00:18:32.380
دارم میرم لباسمو عوض کنم

00:18:33.910 --> 00:18:36.160
چادر تعویض لباس اینجا نیست

00:18:36.160 --> 00:18:38.190
اما تو که قبلا ازش استفاده کردی

00:18:38.190 --> 00:18:40.960
چطور الان گم شدی؟

00:18:41.530 --> 00:18:43.780
به تو چه مربوطه؟

00:18:44.480 --> 00:18:46.860
درواقع به من مربوط نیست

00:18:47.330 --> 00:18:51.990
اما اون زمان دایه کونگ به ما یاد داد که خواهرها یکی هستن

00:18:51.990 --> 00:18:57.350
اگه اشتباهی کنی، این خواهر کوچیکت هم
بدون هیچ دلیلی گرفتار میشه

00:18:57.350 --> 00:19:03.170
پس اومدم بهت یادآوری کنم، خواهر چهارم، که
 چند تا مرد اون جلو هستن. اربابهای جوان دارن شعر میگن

00:19:03.170 --> 00:19:06.790
باید برگردی و قبل از پرتگاه جلوی قدمهاتو بگیری

00:19:07.620 --> 00:19:09.630
سعی داری منو بترسونی؟

00:19:09.630 --> 00:19:13.120
نمیذاری برم، و من اصرار دارم که برم

00:19:13.540 --> 00:19:16.860
خانوم. خانوم ششم هم شما رو دید. اگه برنگردین

00:19:16.860 --> 00:19:20.050
میترسم بره پیش ارباب چغلی کنه

00:19:20.050 --> 00:19:21.730
من که از اون نمیترسم

00:19:21.730 --> 00:19:24.310
تازه من که جایی نمیرفتم

00:19:24.310 --> 00:19:27.870
اما اون اعصابمو خورد میکنه، و حالا باید برم

00:19:27.870 --> 00:19:31.770
پس همین برای گفتن به پدر کافیه

00:19:35.880 --> 00:19:38.920
تو! جرات میکنی منو با گل بزنی

00:19:38.920 --> 00:19:40.790
خواهر. خواهر

00:19:40.790 --> 00:19:42.290
خواهر، لباست کثیفه

00:19:42.290 --> 00:19:45.280
اگه بری خودتو خجالت زده میکنی
پس باید بری تو چادر و لباستو عوض کنی

00:19:45.280 --> 00:19:47.000
چطور جرات میکنی اینجوری منو بزنی

00:19:47.000 --> 00:19:50.320
به پدر میگم و میذارم حسابی تنبیهت کنه

00:19:50.320 --> 00:19:53.090
فقط از دستم در رفت. اگه جرات داری

00:19:53.090 --> 00:19:56.210
برو و به پدر بگو

00:19:56.210 --> 00:20:00.860
خانوم. چطوره یه لباس شکوفه هلو بپوشین؟

00:20:13.450 --> 00:20:16.280
خانوم. هیچکس به ما توجهی نکرد

00:20:16.280 --> 00:20:17.750
خوبه، شاوتائو! کارت خوب بود

00:20:17.750 --> 00:20:20.480
وقتی برگشتیم برات سوپ ماهی درست میکنم-
دو کاسه-

00:20:20.480 --> 00:20:22.320
حتی میتونم ده تا کاسه درست کنم

00:20:34.720 --> 00:20:37.410
پسر ششم. پسر ششم

00:20:37.410 --> 00:20:40.140
بیا تو کالسکه و باهم بریم

00:20:40.140 --> 00:20:43.850
مادر، بذار سوار اسب بشم. توی کالسکه خفه ست

00:20:44.410 --> 00:20:46.270
بیا اینجا

00:20:47.260 --> 00:20:51.810
مادر، اگه حرفی داری، رسیدیم خونه بزن

00:20:52.460 --> 00:20:55.290
وقتی رسیدیم خونه؟ به محضی که برسیم خونه

00:20:55.290 --> 00:20:59.410
اون "چونکه" ی هرزه تو اتاق نگهت میداره
 آویزونت میشه و مشغول ماچ و بوس میشین

00:20:59.410 --> 00:21:01.600
دیگه مهلت نمیدی که من حرف بزنم

00:21:01.600 --> 00:21:03.910
زود. بیا این تو

00:21:15.470 --> 00:21:17.930
بیا، بشین

00:21:19.950 --> 00:21:22.630
امروز، خانوم ششم شنگ زود رفت

00:21:22.630 --> 00:21:25.830
و شما دو تا نتونستین دو کلمه حرف بزنین

00:21:26.720 --> 00:21:29.710
اما مهم نیست، تا چند روز دیگه
 یه گردهمایی گل آرایی راه میندازم

00:21:29.710 --> 00:21:32.200
دوباره دعوتنامه میفرستم

00:21:32.200 --> 00:21:33.850
اما الان دارم اینو بهت میگم

00:21:33.850 --> 00:21:37.460
اون زمان، اگه بازم پشت گوش بندازی
و با یه بهانه ای ازش طفره بری

00:21:37.460 --> 00:21:41.060
اگه بعدا پدرت دعوات کنه به خودت زحمت نده بیای پیش من

00:21:43.570 --> 00:21:47.460
نمیدونم چرا انقدر به اون دختر معشوقه زاده خانواده شنگ گیر دادی

00:21:47.460 --> 00:21:51.780
مثه یه کُنده چوبه. به غیر از جیجو هیچ چیز دیگه ای بلد نیست

00:21:51.780 --> 00:21:53.490
معشوقه زاده؟

00:21:53.490 --> 00:21:58.040
و "چونکه" ی تو؟ اونم یه معشوقه زاده
از زن معشوقه زاده ی برادر بزرگته

00:21:58.040 --> 00:22:00.910
تا حالا ندیدم از این بدت بیاد

00:22:00.910 --> 00:22:03.590
تو که کشته مرده اونی

00:22:03.590 --> 00:22:07.820
حالا از یه معشوقه زاده خانواده مقاماتی مثل شنگ ایراد میگیری؟

00:22:07.820 --> 00:22:09.570
واقعا که

00:22:10.120 --> 00:22:12.690
مادر. دفعه پیش تو مسابقه جیجو

00:22:12.690 --> 00:22:16.510
دیدم که لرد جوان خانواده دوک چی بهش علاقه داشت

00:22:16.510 --> 00:22:18.540
باید چک کنیش

00:22:18.540 --> 00:22:21.930
شاید اون خانواده چی از قبل اونو
 به عنوان معشوقه شون درنظر گرفتن

00:22:21.930 --> 00:22:25.760
الکی انرژیتو هدر نده

00:22:25.760 --> 00:22:28.170
اینا همش شایعاته

00:22:28.170 --> 00:22:31.200
خانواده شنگ یه خانواده عالم محترمن

00:22:31.200 --> 00:22:34.470
نمیذارن بچه هاشون برن تو یه خانواده بلندرتبه معشوقه بشن

00:22:34.470 --> 00:22:37.130
این حسابی مایه خنده همه عالم ها میشه

00:22:37.130 --> 00:22:40.600
فکر کنم چون مینگ لان

00:22:40.600 --> 00:22:44.110
زیادی خوبه، باعث حسادت یه عده بی شرم شده

00:22:44.110 --> 00:22:46.210
اینجوری این شایعات دراومدن

00:22:46.210 --> 00:22:48.390
اما اگه درست باشه چی؟

00:22:48.390 --> 00:22:49.850
اگه درست بود

00:22:49.850 --> 00:22:51.730
اونوقت اون لرد جوان خانواده چی

00:22:51.730 --> 00:22:54.160
سلیقه اش بهتر از توئه

00:22:54.160 --> 00:22:57.270
مادر. اصلا موضوع خوبی برای صحبت نیست

00:22:57.270 --> 00:22:59.980
خانواده کنت یونگچانگِ ما باید نگران اعتبار و شهرتش باشه

00:23:00.850 --> 00:23:03.030
اگه واقعا به شهرت اهمیتی میدادی

00:23:03.030 --> 00:23:05.010
اون زنیکه فتنه رو مینداختی بیرون

00:23:05.010 --> 00:23:08.160
و من دیگه زورت نمیکنم که با اون دختر شنگ ازدواج کنی

00:23:15.140 --> 00:23:18.950
هان اِر، من همین الانشم کلی دارم باهات راه میام

00:23:18.950 --> 00:23:23.190
فقط حرف گوش کن و با یه زن درست حسابی ازدواج کن

00:23:23.190 --> 00:23:26.350
در آینده، هر کیو بخوای بیاری تو اتاقت

00:23:26.350 --> 00:23:28.780
صدام درنمیاد. باشه؟

00:23:28.780 --> 00:23:30.380
بچه خوبی باش

00:23:33.430 --> 00:23:37.430
مادر. اگه باید با یه دختر شنگ ازدواج کنم

00:23:37.430 --> 00:23:40.330
راستش خانوم چهارم بنظرم بهتر از خانوم ششمه

00:23:40.330 --> 00:23:41.880
خفه شو

00:23:43.160 --> 00:23:45.640
حتی فکرشم نکن

00:23:45.640 --> 00:23:48.770
اونم یه فتنه پرروی دیگه ست

00:23:48.770 --> 00:23:52.770
دست به هر کاری میزنه که دلتو بدست بیاره

00:23:52.770 --> 00:23:57.230
اگه با یکی مثه اون ازدواج کنی، درباره
هر نوع آزمون آینده و رتبه رسمی فراموش کن

00:23:59.530 --> 00:24:03.060
بهت گفته باشم ها، اگه جرات داری
 دوباره همدیگرو با علاقه نگاه کنین

00:24:03.060 --> 00:24:04.740
و این شانس ازدواج با خانواده شنگ رو خراب کنی

00:24:04.740 --> 00:24:07.490
همه اونایی که تو اتاقن رو میچلونم

00:24:07.490 --> 00:24:09.450
میخوای باور کنی یا نکنی

00:24:13.280 --> 00:24:15.730
داری کفریم میکنی

00:24:27.090 --> 00:24:30.070
این پارچه ها خیلی زمختن

00:24:30.070 --> 00:24:33.180
فقط این پارچه بال جیرجیرک قابل قبوله

00:24:43.350 --> 00:24:46.280
اما رنگش زیاده رویه

00:24:46.280 --> 00:24:50.000
به عنوان لباس پوشیدنش ممکنه زیادی بی نزاکتی بنظر بیاد

00:24:55.130 --> 00:24:58.330
این پارچه ها الان تو پایتخت از همه بیشتر مدن

00:24:58.330 --> 00:25:01.900
هر دفعه که برامون میارن، تو کمتر از نصف روز تموم میشن

00:25:01.900 --> 00:25:04.970
کجای مد خوبه؟ همه پوشیدنش

00:25:04.970 --> 00:25:07.330
و من به چشم نمیام

00:25:07.330 --> 00:25:10.460
برگرد و پارچه های قشنگ با رنگ لطیف بردار

00:25:10.460 --> 00:25:13.460
نگران قیمت نباش. میتونیم پولشو بدیم

00:25:13.460 --> 00:25:14.810
بله

00:25:17.670 --> 00:25:20.410
خیلی بی قراری

00:25:20.410 --> 00:25:22.360
یه لباس چیش انقدر مهمه

00:25:22.360 --> 00:25:25.570
اگه یکی کثیف شد، میتونی هشت تا یا ده تای دیگه درست کنی

00:25:25.570 --> 00:25:28.050
ارزش اشاره کردن داره؟

00:25:28.050 --> 00:25:32.530
اما اون دختر ششم عقل داره

00:25:32.530 --> 00:25:36.700
مادر. چرا همیشه افتخار یکی دیگه رو
بلند جار میزنی و خودمون رو ضایع میکنی

00:25:36.700 --> 00:25:40.630
آینده درازه. هشت یا ده تا جلسه عالی داریم
(مهمونی های ارزیابی شعر و موسیقی)

00:25:40.630 --> 00:25:44.950
اگه بخوام ارباب جوان ششم رو ببینم، یه عالمه فرصت دارم
مطمئنم اونم همراهی میکنه

00:25:44.950 --> 00:25:48.650
اما فکر کنم باید مواظب دختر ششم باشیم

00:25:48.650 --> 00:25:51.360
شاید اون یه چیزایی بو برده

00:25:51.360 --> 00:25:54.930
دختر ششم خیلی خنگ و احمقه. میخواست به اون بالا بالاها برسه

00:25:54.930 --> 00:25:58.440
اما اون شاهزاده خانوم پینگ نینگ دور دایره چرخوندش

00:25:58.440 --> 00:26:02.230
و مایه خنده شد. نمیتونه با من مقایسه بشه

00:26:03.550 --> 00:26:06.390
مادر. اگه همش اینو درباره من بگی

00:26:06.390 --> 00:26:09.320
اونوقت این ارباب جوان ششم رو خودت میری میبینی

00:26:11.410 --> 00:26:15.310
چه مدت بیرون از خونه بودی که اینجوری دم درآوردی؟

00:26:16.000 --> 00:26:17.760
معشوقه-
چیه؟-

00:26:17.760 --> 00:26:21.480
الان از کنار وی‌روی شوان رد میشدم و شنیدم قشقرقی به پا شده

00:26:21.480 --> 00:26:24.350
جلوتر رفتم و از دیوار گوش دادم
 بانوی بزرگ داشت داد میزد و بد و بیراه میگفت

00:26:24.350 --> 00:26:28.390
گفت بانوی بزرگ وو از خانواده کنت یونگچانگ
فقط برای خانوم ششم یه دعوتنامه فرستاده

00:26:28.390 --> 00:26:30.000
چی؟

00:26:30.710 --> 00:26:33.880
خوب شنیدی؟-
بلند و واضح شنیدمش-

00:26:33.880 --> 00:26:37.550
اون دعوت درباره دورهمی تست عطر و گل آراییه
که از اولش همه خانوم هامون دعوت بودن

00:26:37.550 --> 00:26:41.650
بانوی بزرگ میترسید خانوم پنجم خودشو خجالت زده کنه
برای همین گفت اون سرماخورده

00:26:41.650 --> 00:26:44.500
اونوقت پیغام رسان گفت اشکالی نداره اگه فقط خانوم ششم بیاد

00:26:44.500 --> 00:26:46.190
چییی

00:26:48.520 --> 00:26:51.130
خانوم-
چرا من نمیتونم برم؟-

00:26:51.130 --> 00:26:54.840
اگه اون نمیتونه گل آرایی کنه، من میتونم. سرما هم نخوردم

00:26:56.370 --> 00:26:58.780
دلم میخواد برم

00:26:58.780 --> 00:27:03.690
تعجبی نداره هر دفعه که میاد اینجا
مینگ لان رو میبره یه کنار که باهاش گپ بزنه

00:27:03.690 --> 00:27:06.480
پس تمام این مدت، هدفش اون بود

00:27:06.480 --> 00:27:08.720
فقط رولان منو هم با خودشون میکشونه که لو نرن

00:27:08.720 --> 00:27:12.530
اگه این به بیرون درز کنه، نمیدونم چقدر شرم آوره

00:27:13.850 --> 00:27:16.900
این بانوی بزرگ وو چه نقشه ای داره؟

00:27:16.900 --> 00:27:20.800
ممکنه ارباب جوان لیانگ عیب و نقصی داشته باشه؟

00:27:20.800 --> 00:27:23.190
فکر میکنی هیچوقت اون پسر ششم لیانگ رو ندیدم؟

00:27:23.190 --> 00:27:26.510
همچین نجیب، خوش قیافه و بااستعداده که نگو

00:27:26.510 --> 00:27:28.400
همینطور پسر یه کنته

00:27:28.400 --> 00:27:34.110
حتی اگه در آینده عنوان کنت رو به ارث نبره، بازم کلی ثروت
و یه مقام رسمی براساس امتیاز داره

00:27:34.110 --> 00:27:38.280
برای همچین شانس ازدواج خوبی، چطور میتونستم
بذارم اون دختر پست سواستفاده کنه

00:27:38.280 --> 00:27:40.560
چطور میتونم عصبانی نباشم؟

00:27:44.390 --> 00:27:46.940
خیلی تنبلی

00:27:46.940 --> 00:27:49.490
چطور میتونی بازم با خیال راحت کتاب بخونی؟

00:27:49.490 --> 00:27:52.470
حتی اگه سراسیمه بشم، اون بانوی بزرگ

00:27:52.470 --> 00:27:55.880
بازم نمیخواد من عروسش بشم

00:27:55.880 --> 00:27:58.820
میشه انقدر ناامید نباشی؟

00:28:03.230 --> 00:28:06.140
ازدواج با خانواده کنت چه فایده ای داره؟

00:28:06.140 --> 00:28:09.140
مادر، خواهر بزرگم رو فراموش کردی؟

00:28:09.140 --> 00:28:10.620
واقعا با خانواده محترمی ازدواج کرد

00:28:10.620 --> 00:28:14.390
بعد از ازدواج، یه روز خوش رو ندیده

00:28:14.390 --> 00:28:17.690
حتی بعد از بدنیا آوردن یه پسر، مادرشوهر و جاریش

00:28:17.690 --> 00:28:19.730
بازم بهش زور میگن

00:28:19.730 --> 00:28:23.790
خانواده یوان سه تا پسر دارن. خانواده لیانگ شش تا پسر دارن

00:28:23.790 --> 00:28:28.390
هر چقدر تعداد بیشتره پیچیده تره. همه چیز درهمه

00:28:28.390 --> 00:28:31.940
شاید حتی بدتر از خانواده یوان باشه

00:28:31.940 --> 00:28:34.640
دلم نمیخواد با همچین خانواده ای وصلت کنم

00:28:38.670 --> 00:28:42.640
باشه، اگه این ازدواج رو نمیخوای

00:28:43.200 --> 00:28:46.000
اما برای مینگ لان آسون بود

00:28:48.820 --> 00:28:53.110
بانوی بزرگ، عصبانی نباشین. خانوم بزرگ بعد از
 برگشتن از دیدار اقواممون تو یویانگ

00:28:53.110 --> 00:28:57.600
خانوم ششم رو به تحت سرپرستی خونه شما منتقل کرده

00:28:57.600 --> 00:29:01.630
اگه آخرش به ازدواج مینگ لان ختم بشه

00:29:01.630 --> 00:29:03.940
هنوز تحت سرپرستی خونه شماست

00:29:03.940 --> 00:29:08.140
فکر کنم اون اهالی لینچی از عصبانیت میمیرن

00:29:08.140 --> 00:29:11.700
اون هرزه باید خواب و خیالو بذاره کنار

00:29:14.750 --> 00:29:17.750
مادر، باید چی کار کنیم؟

00:29:17.750 --> 00:29:20.170
انگار حالا مینگ لان با خانواده کنت وصلت میکنه

00:29:20.170 --> 00:29:22.600
هنوز طالعشون مقایسه نشده

00:29:22.600 --> 00:29:27.360
تازه هنوز خانواده لیانگ رسما برای خواستگاری نیومدن
پس چطور ممکنه قطعی باشه؟ چرا هول کردی؟

00:29:27.360 --> 00:29:31.210
چطور ممکنه هول نکنم؟
بانوی بزرگ وو از قبل چشمش مینگ لانو گرفته

00:29:31.210 --> 00:29:33.410
اشکالی نداره بانوی بزرگ وو مینگ لانو انتخاب کنه

00:29:33.410 --> 00:29:36.180
چیزی که مهمه اینه که ارباب جوان لیانگ به تو علاقه داره

00:29:36.180 --> 00:29:38.320
پس یه شانسی هست که اوضاع رو برعکس کنیم

00:29:38.320 --> 00:29:42.280
بااینکه اون ارباب جوان لیانگ رو چند بار دیدم
 و چند کلمه ای باهاش رد و بدل کردم

00:29:42.280 --> 00:29:45.260
نمیدونم احساسات واقعیش چیه

00:29:45.260 --> 00:29:49.600
هرچی باشه، ابراز علاقه با رد و بدل نگاه
زمین تا آسمون با بحث ازدواج فرق میکنه

00:29:49.600 --> 00:29:52.680
تازه حتی اگه واقعا از من خوشش میاد

00:29:52.680 --> 00:29:54.950
بازم شاید نخواد با من ازدواج کنه

00:29:54.950 --> 00:29:59.310
کی یه کم پیش کله شق بود و میگفت
 ارباب جوان لیانگ حتما بهش گوش میده؟

00:29:59.310 --> 00:30:01.570
حالا هول کردی؟

00:30:03.280 --> 00:30:06.430
مادر، انقدر برام روضه نخون

00:30:06.430 --> 00:30:10.490
حتی اگه از من خوشش میاد، جرات نداره از مادرش اطاعت نکنه

00:30:13.850 --> 00:30:18.700
بچه احمق. مگه پدرت هم اولش یه زن اصلی نداشت

00:30:18.700 --> 00:30:22.240
و باوجود مخالفت خانوم بزرگ
 بازم استثنا قائل شد که منو قبول کنه

00:30:22.240 --> 00:30:24.680
حتی بهمون مزرعه و مغازه داد

00:30:24.680 --> 00:30:26.750
حالا برامون خوراک و پوشاک کافی تامین میکنه

00:30:26.750 --> 00:30:29.710
پس دارم بهت میگم مهم نیست پدر مادر موافقت کنن

00:30:29.710 --> 00:30:33.230
چیزی که مهمه اینه که چطور قلب یه مرد رو به چنگ بیاری

00:30:33.230 --> 00:30:37.180
با اون، همیشه برنده ای

00:30:40.280 --> 00:30:44.190
بانوی بزرگ به اون پیغام رسان خانواده لیانگ چه جوابی داد؟

00:30:44.190 --> 00:30:48.040
اولش بانوی بزرگ خیلی عصبانی بود، اما بعدش آروم شد

00:30:48.040 --> 00:30:52.780
اونوقت به پیغام رسان گفت اگه خانوم پنجم نمیره
همه خانومهای شنگ نمیرن

00:30:52.780 --> 00:30:54.540
از عمد این کارو میکنه

00:30:54.540 --> 00:30:57.380
مادر، اگه نتونم ارباب جوان ششم لیانگ رو ببینم

00:30:57.380 --> 00:31:00.290
حتی اگه ترفندهایی داشته باشم، نمیتونم به کار بگیرم

00:31:00.290 --> 00:31:04.190
تو که فقط با یه مشکل کوچولو دستپاچه میشی
چه کاری از دستت برمیاد؟

00:31:04.190 --> 00:31:08.620
تو کاری از دستت برمیاد؟ خب بگو الان باید چی کار کنیم؟

00:31:10.910 --> 00:31:15.010
میترسم مجبور شیم به خاطر این موضوع به پدرت التماس کنیم

00:31:15.010 --> 00:31:16.590
تو برو

00:32:29.630 --> 00:32:32.750
پاشو. پاشو. باید یه چیزی بهت بگم

00:32:39.120 --> 00:32:41.960
تعجبی نداره امشب اومدی تو اتاق من بخوابی

00:32:41.960 --> 00:32:45.980
کسی که بدجور مشتاق و بی قراره اهداف پلیدی رو قایم کرده

00:32:45.980 --> 00:32:48.560
ببین چی میگی

00:32:48.560 --> 00:32:51.080
فقط یه خواهشی میخوام بکنم

00:32:51.080 --> 00:32:54.300
شنیدم کنتس یونگچانگ

00:32:54.300 --> 00:32:57.520
دخترامون رو برای یه دورهمی فرهنگی به عمارتشون دعوت کرده

00:32:57.520 --> 00:32:59.840
چرا رد کردی؟

00:33:04.440 --> 00:33:09.810
رولان سرما خورده، حالش خوب نبود، و نمیتونه بره

00:33:10.750 --> 00:33:14.150
شما و خانوم بزرگ همیشه گفتین که

00:33:14.150 --> 00:33:17.020
باید با همه شون عادل باشم

00:33:17.020 --> 00:33:20.790
اگه هر سه تاشون نمیتونن برن، بهتره همشون نرن

00:33:20.790 --> 00:33:23.110
اونوقت این عادلانه ست

00:33:26.390 --> 00:33:31.470
میدونم ته قلبت قصد داری برای رولان یه شوهر خوب پیدا کنی

00:33:32.110 --> 00:33:36.430
اما ازدواج مولان و مینگ لان هم مهمه

00:33:36.430 --> 00:33:41.370
معشوقه لین، چون یه معشوقه ست
نمیتونه آشکارا بره بیرون و معاشرت کنه

00:33:41.370 --> 00:33:45.090
معلومه که باید به تو تکیه کنه

00:33:46.780 --> 00:33:49.680
مینگ لان خانوم بزرگ رو داشت که براش برنامه ریزی کنه

00:33:49.680 --> 00:33:52.120
حرفی برای اون ندارم

00:33:52.120 --> 00:33:55.670
اون مولان زیبایی خدادادی و اخلاق داره

00:33:55.670 --> 00:34:00.400
چرا نگرانی که مورد ازدواج خوبی پیدا نمیکنه؟

00:34:01.330 --> 00:34:04.600
تازه یه کم پیش گفتی عادلی

00:34:04.600 --> 00:34:08.820
همش بهانه میاری. این تبعیض نیست؟

00:34:10.100 --> 00:34:12.150
باشه. من میرم

00:34:12.150 --> 00:34:16.610
اما کنتس پیغام فرستاده که فقط میخواد مینگ لان بیاد

00:34:16.610 --> 00:34:18.320
مولان چی؟

00:34:21.920 --> 00:34:26.730
اون بانوی بزرگ وو حتی توجهی به رولان من نکرد
و فقط مینگ لان رو میخواد. بازم میخوای مولان رو بفرستم اونجا؟

00:34:26.730 --> 00:34:29.690
از عمد باعث اختلاف باهاش نمیشم؟

00:34:29.690 --> 00:34:32.570
مگه کی بهش گفته که انقدر بدشانس باشه
 و دل کنتس رو بدست نیاره؟

00:34:32.570 --> 00:34:35.450
شوهر، این دفعه به خاطر تبعیض منو سرزنش نکن

00:34:52.820 --> 00:34:54.550
خواهر چهارم

00:34:55.370 --> 00:34:57.750
تویی، خواهر چهارم؟

00:35:03.400 --> 00:35:07.500
داشتم میرفتم به مادربزرگ سلام کنم

00:35:07.500 --> 00:35:09.560
فقط اتفاقی از اینجا رد میشدم

00:35:10.110 --> 00:35:13.180
فکر کردم چون شنیدی دارم میرم بیرون

00:35:13.180 --> 00:35:15.180
مخصوصا اومدی که بدرقه ام کنی

00:35:15.180 --> 00:35:19.640
تو زمینه های عطر، گل آرایی، و شعر
 من زیر دست توام، خواهر چهارم

00:35:19.640 --> 00:35:23.120
فقط دلت نمیخواست تو دورهمی فرهنگی کنتس شرکت کنی

00:35:23.120 --> 00:35:27.540
وگرنه اگه میخواستی، حتما باعث افتخار خانواده شنگ ما میشدی

00:35:29.370 --> 00:35:32.170
همیشه فکر میکردم باتربیت و باشعوری

00:35:32.170 --> 00:35:35.800
هیچوقت فکر نمیکردم تو هم دورویی

00:35:35.800 --> 00:35:38.610
باهات مهربون بودم، و باید اینجوری جوابمو میدادی

00:35:39.090 --> 00:35:42.780
میخوای کیو اغفال کنی که اینجوری خودتو خوشگل موشگل کردی؟

00:35:43.600 --> 00:35:46.200
خواهر، حرفات خیلی زشته

00:35:46.200 --> 00:35:48.090
دارم تو یه دورهمی آدمای بافرهنگ شرکت میکنم

00:35:48.090 --> 00:35:51.610
اگه بتونم تحسین پسری رو بدست بیارم

00:35:51.610 --> 00:35:54.230
به خاطر اینه که ارزش استعدادمو میدونه

00:35:54.230 --> 00:35:56.650
چطور میتونی بگی این اغفاله؟

00:35:56.650 --> 00:36:00.860
خوب میدونی که ارباب جوان ششم اونجاست
 و بازم اینقدر تو دل برو لباس پوشیدی

00:36:00.860 --> 00:36:05.040
ارباب جوان ششم؟ کدوم؟

00:36:05.040 --> 00:36:07.240
ارباب جوان ششم از کدوم خانواده؟

00:36:07.240 --> 00:36:10.320
خانواده جانگ، وانگ، شی، یا لی؟

00:36:10.320 --> 00:36:12.780
درباره کدوم ارباب جوان ششم حرف میزنی، خواهر؟

00:36:14.590 --> 00:36:17.100
خانوم، داره دیر میشه. بیاین بریم

00:36:17.100 --> 00:36:20.100
اگه دیر کنیم، بانوی بزرگ چپ چپ نگاتون میکنه و دعواتون میکنه

00:36:22.070 --> 00:36:25.410
خواهر چهارم، مواظب خودت باش. من دیگه میرم

00:36:34.430 --> 00:36:37.590
دختره ی ذلیل شده! میخواد روی من پا بذاره که به شاخه بالاتری برسه

00:36:37.590 --> 00:36:39.640
خوابشو ببینی

00:36:39.640 --> 00:36:43.130
<i>[ خیابانهای دونگجینگ ]</i>

00:36:49.070 --> 00:36:50.950
تاریک شده، اما هنوز برنگشتن

00:36:50.950 --> 00:36:53.630
معمولا وقتی میره بیرون از این کارا نمیکنه

00:36:53.630 --> 00:36:57.490
مینگ لان حتما حسابی داره پاچه خواری بانوی بزرگ وو رو میکنه

00:36:57.490 --> 00:37:00.000
برای ارباب جوان ششم لیانگ شیرین زبونی میکنه و دیگه پانمیشه بره

00:37:00.000 --> 00:37:04.060
شاید حتی کلی چیزای بد درباره من گفته
اما، من نمیتونم این خونه رو ترک کنم

00:37:04.060 --> 00:37:05.640
نمیتونم اون همه ترفندایی که دارم رو به کار ببرم

00:37:05.640 --> 00:37:07.870
چطور میتونم آروم بگیرم و فقط بشینم؟

00:37:09.730 --> 00:37:11.590
زود تمیزش کن

00:37:13.650 --> 00:37:15.610
چرا از مغزت استفاده نمیکنی؟

00:37:15.610 --> 00:37:20.610
با حضور بانوی بزرگ، چطور میتونست تماشا کنه که
مینگ لان از همچین درخت بزرگی مثه کنتس بالا بره؟

00:37:20.610 --> 00:37:23.360
بانوی بزرگ به اون کمک نمیکنه، اما به منم کمک نمیکنه

00:37:23.360 --> 00:37:26.030
مهم نیست چطور بهش فکر کنی، اینجا بازنده منم

00:37:26.030 --> 00:37:27.760
تلاش آدم عامل سرنوشت سازیه

00:37:27.760 --> 00:37:31.160
اونوقت افسوس سرنوشت رو خوردن
 رفتار زشت و خالی کردن عصبانیتت فایده داره؟

00:37:31.160 --> 00:37:33.140
بشین

00:37:33.140 --> 00:37:35.480
نگاه چی شدی

00:37:35.480 --> 00:37:37.760
اصلا مثه یه بانوی نجیب رفتار نمیکنی

00:37:37.760 --> 00:37:40.800
داری میری سالن شوان که به مادربزرگ سلام بگی

00:37:40.800 --> 00:37:44.740
اگه اینجوری باشی، باعث نمیشی بهت بخندن؟

00:37:44.740 --> 00:37:52.190
معشوقه، بانوی بزرگ و خانوم ششم برگشتن. میخوان خانوم چهارم بیاد
باهاشون بره سالن شوان به خانوم بزرگ سلام کنن

00:37:52.190 --> 00:37:57.220
نگاه کن. این قشنگ معلومه دارن
 صدام میکنن که جلوی همه مسخرم کنن

00:37:57.220 --> 00:37:59.980
بهشون بگم مریضم. نمیام

00:37:59.980 --> 00:38:02.700
دختر احمق. باید بری

00:38:02.700 --> 00:38:05.750
اگه نری، دقیقا گذاشتی مسخرت کنن

00:38:05.750 --> 00:38:08.130
نه تنها میری، با روی باز و رفتار بزرگ منشانه میری

00:38:08.130 --> 00:38:11.310
هر چقدر هم بانوی بزرگ و مینگ لان
ثروت خانواده کنت یونگچانگ رو تحسین کنن

00:38:11.310 --> 00:38:14.240
باید وانمود کنی که اهمیت نمیدی
دلشون میخواد ببینن کفری و عصبانی شدی

00:38:14.240 --> 00:38:17.530
پس باید نشون بدی چقدر آروم و خونسردی

00:38:17.530 --> 00:38:22.390
خب که چی که آروم و خونسرد باشم! فقط تماشاگر
ازدواج مینگ لان با خانواده لیانگ نیستم؟

00:38:23.140 --> 00:38:27.240
هر چقدرم موقعیت بد باشه، باید ظاهرت رو حفظ کنی

00:38:27.240 --> 00:38:31.780
اگه لایه ظاهریت فرو بریزه، اونوقت
همه میفهمن که تو از پا دراومدی

00:38:40.780 --> 00:38:44.200
امروز، همه آدمای مهم تو خونه کنت یونگچانگ بودن

00:38:44.200 --> 00:38:47.430
تا حالا همچین رویداد بزرگی ندیده بودم

00:38:53.320 --> 00:38:56.910
دوک یینگ، دوک یوئه

00:38:56.910 --> 00:39:00.400
همه خانواده هایی که دختر داشتن اومده بودن

00:39:00.400 --> 00:39:02.450
حتی دیگه نمیشد اونا رو شمرد

00:39:02.450 --> 00:39:07.080
حتی بعضی از اونا رو نمیشناختم
 انقدر شلوغ پلوغ بود که انگار جشن سال نوئه

00:39:07.080 --> 00:39:10.330
بانوی بزرگ وو حتی پسر ششم رو صدا زد

00:39:10.330 --> 00:39:14.090
هی داشت با خاله فلانی خاله بیساری سلام و احوالپرسی میکرد

00:39:14.090 --> 00:39:18.140
خواهر ششم، رنگ دستبند یشم سفیدت

00:39:18.140 --> 00:39:21.240
بهتر از اونی که موقع تولدم انداخته بودم بنظر میاد

00:39:21.240 --> 00:39:23.930
انگار اون بانوی بزرگ وو خوب استطاعت کادو دادن داره

00:39:23.930 --> 00:39:26.390
یکباره دو تا بهت داده

00:39:26.390 --> 00:39:30.720
خواهر پنجم، ازش خوشت میاد؟ یکیشو میدم بهت

00:39:30.720 --> 00:39:33.740
بانوی بزرگ وو حتی کلی کادوهای باارزش بهم داده

00:39:33.740 --> 00:39:37.350
اونقدر شانس ندارم که از کادوهای باارزش لذت ببرم

00:39:37.350 --> 00:39:40.630
با سهیم شدن تو این نعمت همراه من، بیشتر احساس راحتی میکنم

00:39:41.330 --> 00:39:44.210
بازم تویی که میدونی چطور حرف بزنی و فهمیده تری

00:39:44.210 --> 00:39:46.160
یه خواهر خوب باید اینجوری باشه

00:39:46.980 --> 00:39:50.990
خواهر چهارم، کنتس یه گیره موی منجوق دار هم بهم داده

00:39:50.990 --> 00:39:55.290
پنج تا مروارید داره به این اندازه
بعدا یکی رو میفرستم که بیاره تو اتاقت

00:39:55.290 --> 00:40:00.250
لازم نیست. یه جعبه پر از اون مدل گیره ها دارم

00:40:00.250 --> 00:40:02.580
خواهر ششم

00:40:02.580 --> 00:40:04.970
باید همه اون جواهرات کمیاب رو نگه داره و استفاده کنه

00:40:04.970 --> 00:40:07.200
خواهر چهارم، راست میگی

00:40:07.200 --> 00:40:09.560
واقعا چیز زیادی از این دنیا ندیدم

00:40:09.560 --> 00:40:13.980
فقط چند تا پسر و دختر خانواده های کنت و مارکیز رو دیدم

00:40:13.980 --> 00:40:17.130
نباید جایگاه خودمو فراموش کنم. واقعا کتک لازم دارم

00:40:17.130 --> 00:40:21.580
انگار باید با بانوی بزرگ و خواهر پنجم بیشتر معاشرت داشته باشم

00:40:21.580 --> 00:40:25.670
که قوانین خانواده های نجیب زاده و
 اشرافی رو یا بگیرم. دانشمو بیشتر کنم

00:40:27.880 --> 00:40:31.310
چرا امروز انقدر حرفای قلمبه میزنی؟

00:40:32.070 --> 00:40:35.950
بانوی بزرگ وو گفت فقط  بازی جیجو رو بلدم
 ولی تو چیزای دیگه خیلی افتضاحم

00:40:35.950 --> 00:40:38.630
ازم خواست یاد بگیرم چطور باهاش گفتگو کنم

00:40:44.100 --> 00:40:47.580
مادربزرگ، خواهش میکنم منو ببخشید، حالم خوب نیست

00:40:47.580 --> 00:40:49.570
حالا دیگه به اتاقم برمیگررم

00:41:05.060 --> 00:41:08.650
برگرد اینجا! بشین

00:41:26.640 --> 00:41:29.520
تو که قصد نداری با خانواده کنت ازدواج کنی

00:41:29.520 --> 00:41:32.420
پس چرا به خودت زحمت همچین بازی ای میدی؟

00:41:32.420 --> 00:41:35.770
فقط میخوای مولان و معشوقه لین رو عصبانی کنی؟

00:41:36.780 --> 00:41:39.320
این بانوی بزرگ وو بود که از روی بخشندگی
منو دعوت کرد تو اون دورهمی شرکت کنم

00:41:39.320 --> 00:41:41.340
خواست من نبود که برم

00:41:41.340 --> 00:41:43.690
بااینحال، این دو تا هی اومدن که اوضاع رو برای من سخت کنن

00:41:43.690 --> 00:41:47.860
چون داره منو مسخره میکنه، نمیتونم بیکار بشینم

00:41:48.780 --> 00:41:51.460
معمولا اینجوری رفتار نمیکنی

00:41:53.510 --> 00:41:56.030
مولان برات قلدری کرد؟

00:41:56.030 --> 00:41:59.800
نه. اینا فقط مسایل بین بچه هاست

00:41:59.800 --> 00:42:02.810
مادربزرگ، نیازی نیست شما نگرانش باشی. فقط بشین

00:42:02.810 --> 00:42:05.790
و بذار تا ابد بهت خدمت کنم-
مزخرف-

00:42:05.790 --> 00:42:07.970
همچین چیزایی نگو

00:42:09.010 --> 00:42:11.420
مار گزیده از ریسمون سیاه و سفید میترسه

00:42:11.420 --> 00:42:13.920
بعد از اینکه بدجور لیز خوردی و افتادی
 دیگه دلت نمیخواد از خونه بری بیرون؟

00:42:13.920 --> 00:42:16.170
همچین چیزی چطور ممکنه؟

00:42:21.630 --> 00:42:25.080
هونگوِن بچه باملاحظه ایه

00:42:25.080 --> 00:42:29.140
امروز، چند تا از میوه های مورد علاقتو فرستاده

00:42:29.140 --> 00:42:33.910
گفت شخصا اون خوراکای دارویی
 رو درست کرده که برای سلامت خیلی خوبن

00:42:34.580 --> 00:42:38.450
ببین، چیز خوبی نیست؟

00:42:44.390 --> 00:42:47.320
مجبورت نمیکنم

00:42:47.970 --> 00:42:52.750
خوب بهش فکر کن. وقتی فهمیدی

00:42:52.750 --> 00:42:54.910
از هر چیزی بهتره

00:42:59.960 --> 00:43:29.960
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:43:29.961 --> 00:44:14.961
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:43:29.620 --> 00:43:39.250
‏♫ یک روز ‏صبح یک ‫گل باز ‏شد و به درخت بید رسید
بسیار خوشبو بود و‏ ‏فکر کرد درخت،‫ ارباب اوست ‏♫

00:43:39.250 --> 00:43:47.980
‫♫ حتی اگر صبحها بارانی‫ باشد، ابرهای سرخ نیمی از روز نور خورشید دارند
 ♫ باد و باران  کامل روی آنها اثر ندارد

00:43:47.980 --> 00:43:57.750
‫♫ تو در قصر همیشه بی پروایی و نحیفتر می شوی
اشک های پر‫ از اندوهت سرازیر می شوند ♫

00:43:57.750 --> 00:44:07.530
‫♫ ‫نامه های نوشته شده‫ روی ابریشم، مرا عزل می کنند،
♫ تنها ناگهان یادآوری می کنند، برای سالها جز در خفا نمی توانم ببینمت

00:44:07.530 --> 00:44:12.090
‏♫ ‫دیشب، ‫وقتی در خواب عمیق بودم، باد و
باران شدید نتوانست‫ اثر شراب را از بین ببرد ♫‎‏

00:44:12.090 --> 00:44:16.190
وقتی از کسی سوال کردم، پرده را کنار زد ♫
 ♫ و گفت همه درختان سیب مثل قبل هستند

00:44:16.190 --> 00:44:26.110
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمی دانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟

00:44:26.110 --> 00:44:30.550
‏♫ ‫دیشب، ‫وقتی در خواب عمیق بودم، باد و
باران شدید نتوانست‫ اثر شراب را از بین ببرد ♫‎‏‏

00:44:30.550 --> 00:44:34.620
وقتی از کسی سوال کردم، پرده را کنار زد ♫
 ♫ و گفت همه درختان سیب مثل قبل هستند

00:44:34.620 --> 00:44:44.770
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمی دانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟

00:44:46.200 --> 00:44:59.910
<font>‫  </c> ♫ نمی دانی، نمی دانی،
♫ باید برگها سبز شده و گلها افتاده باشد؟