﻿WEBVTT

00:00:01.960 --> 00:00:52.960
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:54.740 --> 00:01:00.010
<i>داستان مینگ لان</i>

00:01:00.010 --> 00:01:02.950
<i>قسمت 33</i>

00:01:05.480 --> 00:01:08.100
<i>مادر. مادر </i>
مواِر مواِر

00:01:08.100 --> 00:01:11.240
مادر
مواِر

00:01:11.240 --> 00:01:12.980
مواِر

00:01:14.090 --> 00:01:18.380
مواِر من . بذار ببینمت

00:01:19.740 --> 00:01:23.260
تو ... چجوری پدرت بهت اجازه داد بیای بیرون؟

00:01:23.260 --> 00:01:27.260
میتونه ... قرار ازدواجت با خانواده لیانگ گذاشته شده باشه؟

00:01:27.260 --> 00:01:31.950
درسته . اون پیرزنه از هال شوآن کسی بود که شخصا رفت تا خواستگاری کنه

00:01:31.950 --> 00:01:34.030
علیرغم اینکه اون یه جادوگر پیره که سال ها زندگی کرده

00:01:34.030 --> 00:01:37.530
از آخر اون تسلیم حقه های ما نشد؟

00:01:38.540 --> 00:01:43.260
بلاخره موفق شدی
منم همینطور

00:01:43.260 --> 00:01:46.890
مادر ، پدر گذاشت بیام بیرون تا تو رو ببینم

00:01:46.890 --> 00:01:50.450
من ...من از این به بعد میترسم

00:01:50.450 --> 00:01:52.350
از حالا به بعد

00:01:53.520 --> 00:01:56.200
من نگران شما میشم

00:01:56.200 --> 00:01:58.070
نترس

00:01:59.710 --> 00:02:03.560
وقتی اون صیغه وِی مرد ، اون همینجوری تنبیهم کرد

00:02:03.560 --> 00:02:09.230
آخرش چی شد؟ دوباره باهام آشتی نکرد؟

00:02:09.230 --> 00:02:14.220
اشکالی نداره . علاوه بر این ، اون زن تو هال شوآن مادر واقعیش نیست

00:02:14.220 --> 00:02:18.070
خیلی مطیع خانم بزرگ نیست . نگران نباش

00:02:18.860 --> 00:02:23.280
فوقش، فوقش یه سری حقه سوار میکنم مثل اینکه میخوام خودکشی کنم یا یه همچین چیزی

00:02:23.280 --> 00:02:26.650
پدرت رام میشه و دوباره میره تو مشتم

00:02:26.650 --> 00:02:28.780
کی عروسیه؟ بهت گفتن؟

00:02:28.780 --> 00:02:33.410
اونها گفتند که میخوان یه تاریخ فرخنده رو تو همین ماه انتخاب کنند تا منو با کجاوه عروسی به خونه شون ببرن

00:02:33.410 --> 00:02:38.400
همین ماه ... یکم عجله ایه

00:02:38.400 --> 00:02:43.630
اما واسه یه همچین ازدواجی که به دست آوردنش اینقدر سخت بود ، واسمون بهتره که هر چه زودتر برگذارش کنیم تا خیالمون راحت بشه ، تا از هر کابوسی جلوگیری کنیم

00:02:43.630 --> 00:02:45.230
باشه

00:02:59.210 --> 00:03:01.330
بیا. بیا

00:03:03.970 --> 00:03:08.270
اینا چیزهایی که تموم این سال های گذشته ذخیره کردم

00:03:08.270 --> 00:03:11.240
خانواده کنت یه خانواده اشرافیه

00:03:11.240 --> 00:03:15.490
اگه جهیزیه ات دهن پر کن نباشه مسخره ات میکنند

00:03:17.340 --> 00:03:20.650
...اما فقط همیناست

00:03:20.650 --> 00:03:23.250
من باید یه مقدارشو واسه برادر بزرگت نگه دارم

00:03:23.250 --> 00:03:25.860
وگر نه...؟

00:03:25.860 --> 00:03:30.150
مادر ، حتی اگه همشو بهم بدید

00:03:30.150 --> 00:03:32.900
به نصف جهیزیه خواهر بزرگ هم نمیرسه

00:03:32.900 --> 00:03:35.330
فقط یکم بیشتر برمیدارم

00:03:36.220 --> 00:03:41.260
همچنین ، وقتی شما با خانواده شنگ ازدواج کردید ، هیچی نداشتید

00:03:41.260 --> 00:03:44.250
اما حالا ،  شما همونطور که بانوی بزرگ عالی زندگی میکنه ، زندگی میکنید

00:03:44.250 --> 00:03:47.530
من به این نتیجه رسیدم که ، حتی اگه نتونم به جهیزیه ام اتکا کنم

00:03:47.530 --> 00:03:50.310
هنوزم میتونم یه زندگی عالی و درخشان بین خانواده شوهرم داشته باشم

00:03:51.140 --> 00:03:56.090
مواِر من حرف شنو و بلند پروازه . تو از برادر بزرگترت قوی تر هستی

00:03:56.090 --> 00:03:59.400
اگه برادر بزرگترت میتونست حتی نصف تدبیر تو رو داشته باشه

00:03:59.400 --> 00:04:03.900
خیلی وقت پیش کنترل خانواده شنگ تو دستای ما بود

00:04:03.900 --> 00:04:06.280
...خیلی بده

00:04:06.280 --> 00:04:08.190
مادر

00:04:09.840 --> 00:04:13.260
مادر ، اگه من رفتم

00:04:13.260 --> 00:04:15.380
و روزهای شما توی این خونه غیر قابل تحمل شد

00:04:15.380 --> 00:04:18.600
به خاطرش به زحمت نیوفتید . فقط یکم صبورانه یه چند روز دیگه هم دندون رو جیگر بذارید

00:04:18.600 --> 00:04:21.560
بذارید جا پا مو تو خونه لیانگ باز کنم

00:04:21.560 --> 00:04:24.280
اونوقت میام و شما رو با خودم میبرم

00:04:26.410 --> 00:04:29.040
باشه .باشه

00:04:30.460 --> 00:04:33.940
با این حرفایی که زدی خیالم راحته

00:04:39.040 --> 00:04:42.230
اون زمین حاصلخیز حومه پایتخت

00:04:42.230 --> 00:04:45.020
و مغازه تو جنوب رو ، به من بدید

00:04:45.020 --> 00:04:47.040
برادر سوم بهشون نیاز پیدا نمیکنه

00:04:47.040 --> 00:04:49.670
با داشتن اونها یه چیزی دارم که بهش تکیه کنم

00:05:20.210 --> 00:05:23.930
خانم چهارم ، وقتی یکم دیگه رفتید بیرون

00:05:23.930 --> 00:05:28.220
خیلی صاف ایستاده نشید .کمی بدنتون رو خم کنید , باشه؟

00:05:35.910 --> 00:05:38.380
خانم چهارم تشریف می آورند

00:06:31.300 --> 00:06:35.800
من امروز از خونه پدریم میرم و از والدینم خداحافظی میکنم

00:06:36.840 --> 00:06:43.410
امیدوارم که پدر و مادر یه زندگی طولانی و ثروت بی انتها داشته باشند

00:06:43.830 --> 00:06:49.030
از اونجایی که امروز خونه پدریتو ترک میکنی ، عضو یه خونواده دیگه میشی

00:06:49.030 --> 00:06:55.540
وقتی به خونه شوهرت رسیدی ، با پدر شوهر و مادر شوهرت خوب رفتار کن و به شوهرت توجه کن

00:06:55.540 --> 00:06:58.440
<i>همه چیز بخت خودته</i>

00:07:15.430 --> 00:07:19.790
خیلی خب دیگه . بیاییم زمان فرخنده رو به تاخیر نندازیم

00:07:19.790 --> 00:07:21.550
<i>حالا برو بیرون</i>

00:08:21.720 --> 00:08:25.820
معشوقه ، وظیفه فرستادن دوشیزه از خونه پدریش به عهده همسر اصلیه

00:08:25.820 --> 00:08:28.530
شما متعلق به اندرونی هستید . مناسب نیست که برید بیرون

00:08:28.530 --> 00:08:33.100
امروز عروسی دخترمه . حداقل نمیتونم ببینمش که وارد کجاوه عروسیش میشه؟

00:08:33.100 --> 00:08:37.680
ارباب گفتند که خانواده شنگ نمیتونه شرمندگی رو جلوی آدمایی که از خونه لیانگ آمدن تا به عروس خوش آمد بگن تحمل کنه

00:08:37.680 --> 00:08:39.280
و ببیند که شما چقد سرکش هستید

00:08:39.280 --> 00:08:42.860
هونگ عزیرم . هونگ عزیزم

00:08:44.770 --> 00:08:46.640
سریع ببرش داخل

00:08:47.540 --> 00:08:49.140
<i>مادر</i>

00:09:00.000 --> 00:09:02.140
من به زودی میرم

00:09:04.960 --> 00:09:08.150
پدر ، هنوزم مایل نیستید تا با من صحبت کنید؟

00:09:09.720 --> 00:09:13.830
از امروز تو عضو یه خانواده دیگه میشی

00:09:13.830 --> 00:09:15.890
چیزی واسه گفتن نیست

00:09:22.860 --> 00:09:27.530
من از ته قلبم از پدر بابت بزرگ کردنم متشکرم

00:09:28.820 --> 00:09:30.990
نیازی بهش نیست

00:09:33.230 --> 00:09:37.880
من خیلی دوست داشتم اما انتظار اینو که اینجوری بزرگ بشی نداشتم

00:09:39.700 --> 00:09:44.740
وقتی به خونه لیانگ برسی ،یا خوشبخت میشی و ازش لذت میبری یا بدبخت

00:09:44.740 --> 00:09:47.350
دیگه همش به سرنوشت خودت بستگی داره

00:09:48.440 --> 00:09:53.170
اگه در آینده هر شکایتی داشتی ، نیازی نیست بیای اینجا و در موردش گریه زاری راه بندازی

00:09:56.070 --> 00:09:58.630
این همون راهی نبود که خودت انتخاب کردی؟

00:09:58.630 --> 00:10:01.050
دیگه چرا الان گریه میکنی؟

00:10:03.400 --> 00:10:05.400
.پدر ، حق با شماست

00:10:06.630 --> 00:10:08.970
این راهیه که خودم انتخابش کردم

00:10:10.560 --> 00:10:12.520
هرگز پشیمون نمیشم

00:10:24.320 --> 00:10:28.810
برادر سوم ، بریم

00:10:30.410 --> 00:10:33.260
عروس خونه پدریش رو ترک میکنه

00:10:37.860 --> 00:10:41.890
<i>[ عمارت شنگ ]</i>

00:11:05.280 --> 00:11:10.620
وزیر ، هنوز کلی مهمون داخلن که

00:11:11.080 --> 00:11:14.170
باید سرگرمشون کنیم

00:11:16.350 --> 00:11:18.190
پس تو زحمت میوفتیم ، همسرم

00:12:23.010 --> 00:12:24.950
چی کار میکنید؟

00:12:24.950 --> 00:12:27.590
دونگ رونگ - دونگ رونگ -دونگ رونگ

00:12:27.590 --> 00:12:30.470
من مادر زن پسر یه کنتم

00:12:30.470 --> 00:12:32.290
کی جرأت داره به من دست بزنه

00:12:35.570 --> 00:12:39.840
<i>من مادر زن پسر یه کنتم</i>

00:12:39.840 --> 00:12:42.660
<i>دختر من بانوی بزرگ آینده عمارت کنته</i>

00:12:42.660 --> 00:12:48.140
اگه همتون با من با بی احترامی رفتار کنید ، مطمئن میشم که با بدبختی بمیرید

00:12:53.300 --> 00:12:55.370
<i>نقشتون چیه؟</i>

00:13:01.170 --> 00:13:06.660
هونگ عزیزم . چطور میتونی اینقدر بی مروت باشی؟

00:13:07.150 --> 00:13:10.330
من زن اصلی کسی بودن رو انتخاب نکردم

00:13:10.330 --> 00:13:14.380
و به جاش صیغه تو شدم

00:13:14.380 --> 00:13:18.830
من قیافه های مغرور بیشتر از بیست ساله که تحمل کردم

00:13:19.740 --> 00:13:23.760
من یه پسر و دختر واست  به دنیا آوردم و بزرگ کردم

00:13:23.760 --> 00:13:28.920
...هونگ عزیزم . هونگ عزیزم . هو

00:13:28.920 --> 00:13:35.350
چطور میتونی اینقدر بی .... مروت باشی

00:13:49.750 --> 00:13:51.050
<i>این ..</i>

00:14:07.000 --> 00:14:08.710
زدنو تموم کنید

00:14:18.360 --> 00:14:19.910
همتون برید بیرون

00:14:31.830 --> 00:14:34.130
میکشمت

00:15:30.040 --> 00:15:35.550
بفرستش به زمینهای پینگ لینگ بیرونِ شهر .اونجا زندانیش کنید و تا آخر عمرش اجازه نداره تا از اونجا بیرون بیاد

00:15:36.630 --> 00:15:39.220
بقیه افراد عمارت لینچی چی میشن؟

00:15:40.710 --> 00:15:43.490
اون دوتایی که خودشون به جای مولان جا زدن رو اینقدر با چوب بزنید تا بمیرند

00:15:43.490 --> 00:15:48.310
یه فروشنده برده پیدا کن و بقیشون بفروش . حتی یه نفرم نباید باقی بمونه

00:15:48.310 --> 00:15:52.110
ارباب ، خوب بهش فکر کنید ، اگه همشون یهویی بمیرن یا فروخته بشن

00:15:52.110 --> 00:15:54.270
کل اندرونی خالی میشه

00:15:54.270 --> 00:15:57.180
میترسم که مردم پی ببرن که تو خونمون یه اتفاقایی افتاده

00:16:01.840 --> 00:16:05.490
اون دوتایی که خودشون جای مولان جا زده بودن و با مولان همکاری کردن و فورا گزارش ندادن

00:16:05.490 --> 00:16:08.020
اونا مسبب اصلی این اتفاقن و باید اینقدر بزنیدشون تا بمیرن

00:16:08.690 --> 00:16:11.680
یه دلیل پیدا کن تا به مردمی که بیرون شایعه پراکنی میکنن بگی تا قانعشون کنه

00:16:17.110 --> 00:16:19.360
بقیه رو نگه دار

00:16:19.910 --> 00:16:25.170
بفرستشون به حیاط جلویی تا کارای روزمره رو انجام بدن مثل تمیز کردن کمد ها و شستن لباسا

00:16:25.750 --> 00:16:30.660
بعد یه سال و خورده ای وقتی آبا از آسیاب افتاد

00:16:31.490 --> 00:16:34.110
دنبال یه فروشنده برده بگرد و کم کم بفرششون

00:16:36.510 --> 00:16:37.930
چشم

00:17:27.010 --> 00:17:28.460
صبر کنید

00:17:29.190 --> 00:17:31.270
معشوقه لین داخله؟

00:17:31.270 --> 00:17:34.740
بله خانم شاوتائو ، دستوری دارید؟

00:17:34.740 --> 00:17:37.070
مادر بزرگ دستور دادند که خانم ششم کالسکه رو تعقیب کنند

00:17:37.070 --> 00:17:39.690
ایشون باید شخصا ببینند که معشوقه لین وارد حومه شدند

00:17:40.140 --> 00:17:44.880
کوهستان پینگ لینگ جای خیلی بدیه .چجوری خانم ششم میخوان اونجا برن؟

00:17:44.880 --> 00:17:47.250
منم نمیدونم چرا مادربزرگ همچین دستوری دادند

00:17:47.250 --> 00:17:49.270
چطوره برید و از ایشون بپرسید؟

00:17:49.270 --> 00:17:53.530
جرات ندارم .جرات ندارم فقط میترسم که خانم ششم خودشون به خاطرش خسته کنند

00:17:55.880 --> 00:17:57.560
شما اول برید

00:17:57.560 --> 00:17:59.020
باشه

00:18:01.460 --> 00:18:03.110
بریم

00:18:13.050 --> 00:18:14.400
سریع

00:18:32.070 --> 00:18:33.440
برو

00:18:46.000 --> 00:18:48.730
<i>[ عمارت شنگ ]</i>

00:18:48.730 --> 00:18:51.330
خانم ششم وارد کالسکه اش شد و رفت

00:18:51.330 --> 00:18:54.710
من دیدم که دیره به خاطر همین دستور دادم تا توسط

00:18:54.710 --> 00:18:56.880
چهار تا خدمتکار قوی هیکل همراهی بشن

00:18:57.410 --> 00:19:00.040
از اونجایی که این یه وظیفه به خصوصه

00:19:00.040 --> 00:19:04.010
نمیدونم که وقتی اونها برگردن بهمون پاداش میدن یا نه

00:19:06.730 --> 00:19:09.810
دایه فنگ ، در موردش نمیدونید؟

00:19:09.810 --> 00:19:14.000
خانم ششم گفتند ، که این خانم بزرگ بودند که به ایشون گفتند که کالسکه رو همراهی کنند

00:19:15.770 --> 00:19:18.880
من کی به اون گفتم که لین چین شوآنگ رو همراهی کنه؟

00:19:18.880 --> 00:19:21.100
وقتی شنیدمش ، حس کردم که یه چیزی اشتباهه

00:19:21.100 --> 00:19:24.810
من فقط تظاهر کردم که میدونم و سریع برگشتم

00:19:24.810 --> 00:19:28.990
این مربوط به خانم ششمه . بهتره مراقب باشیم

00:19:28.990 --> 00:19:31.040
برو دنبال دانجو تا ازش بپرسیم

00:19:31.040 --> 00:19:32.640
من قبلا پرسیدم

00:19:32.640 --> 00:19:34.870
دانجو گفتش که خانم ششم بهش گفته

00:19:34.870 --> 00:19:39.260
که ایشون فقط میخواد قبل اینکه بره یه قدمی تو باغ بزنه .هیچی غیر طبیعی نبوده

00:19:39.260 --> 00:19:46.080
میتونه به اونجا رفته باشه تا لین چین شوآنگ رو مسخره کنه؟

00:19:46.080 --> 00:19:50.790
متشکرم که تا اینجا خانم ما رو همراهی کردید

00:19:50.790 --> 00:19:56.140
بفرمایید . این واسه چاییتون هستش

00:20:01.240 --> 00:20:03.290
میتونی بشنوی که اون هرزه

00:20:03.290 --> 00:20:05.150
داره جیغ میکشه؟

00:20:05.150 --> 00:20:09.010
با همچین جرمی که مرتکب شده خانواده شنگ ما هنوزم باید

00:20:09.010 --> 00:20:12.390
واسش دکتر خبر کنه؟

00:20:35.960 --> 00:20:38.160
اسکول احمق

00:20:39.280 --> 00:20:42.910
اومدی اینجا تا بهم بخندی؟

00:20:59.010 --> 00:21:01.430
هونگ عزیز بود که بهت گفت بیای؟

00:21:05.330 --> 00:21:09.560
باید اون پتیاره وانگ رئوفو بوده باشه که بهت گفته بیای درسته؟

00:21:15.090 --> 00:21:19.990
خوب گوش کن .اگرچه الان اینجا افتادم

00:21:19.990 --> 00:21:25.370
هنوزم مادرِ اصلیِ  عروس کنتم

00:21:25.370 --> 00:21:29.350
وقتی مولانم خوب تو خونه لیانگ مستقر بشه

00:21:29.350 --> 00:21:33.010
منم میتونم برگردم و اسه همیشه تو عمارت لینچی خودم بمونم

00:21:36.210 --> 00:21:39.390
خانواده لیانگ یک موقع تو رو به عنوان عروسشون میخواستن

00:21:39.390 --> 00:21:44.830
خیلی بد شد ، مواِر من خیلی ماهر تر از تو بود

00:21:44.830 --> 00:21:47.900
اگه الان از شدت حسادت خون بالا بیاری یا خون بریزی

00:21:47.900 --> 00:21:51.100
دیگه هیچ فایده ای نداره

00:21:55.810 --> 00:21:58.760
من هیچوقت به ازدواج کردن با خانواده لیانگ فکر نکرده بودم

00:22:02.240 --> 00:22:04.490
تو نمیخواستی که عروس خانواده لیانگ بشی؟

00:22:07.020 --> 00:22:09.020
عمدا اینکارو کردی

00:22:09.650 --> 00:22:12.850
عمدا به بانوی بزرگ وو نزدیک شدی؟

00:22:14.190 --> 00:22:16.190
...تو عمدا

00:22:17.390 --> 00:22:19.090
....تو باعث شدی ما

00:22:19.090 --> 00:22:21.740
باعث شدی ما فکر کنیم که تو داری با خانواده لیانگ ازدواج میکنی

00:22:21.740 --> 00:22:25.620
اینطوری ، مواِر و من  خودمون به خطر میندازیم تا هان لیانگ رو ببینیم

00:22:26.220 --> 00:22:29.210
تو بودی .تو بودی

00:22:30.960 --> 00:22:33.100
اما چرا ؟

00:22:34.260 --> 00:22:37.490
چرا نمیخواستی که همسر اصلی خانواده لیانگ بشی؟

00:22:37.490 --> 00:22:40.130
...چرا باید میذاشتی مواِر من

00:22:46.220 --> 00:22:48.570
تو چی میدونستی؟

00:22:50.310 --> 00:22:53.990
غیر ممکنه . چطور میتونی چیزی بدونی؟

00:23:20.920 --> 00:23:22.720
من نترسیدم

00:23:24.280 --> 00:23:25.880
من نترسیدم

00:23:27.890 --> 00:23:31.660
حتی اگه از من به دادگاه کایفنگ شکایت کنی ،اونها هیچ شواهدی علیه من پیدا نمیکنن

00:23:32.770 --> 00:23:36.090
اون بود که به من آسیب رسوند .اون بود که اول به من آسیب رسوند

00:23:36.090 --> 00:23:38.540
اون بود که اول علیه من شد

00:23:39.610 --> 00:23:41.840
من از هیچی نمیترسم

00:23:44.060 --> 00:23:46.210
اون توسط اون هرزه وانگ رئوفو خریده شده بود

00:23:46.210 --> 00:23:48.040
تا با من رقابت کنه

00:23:48.040 --> 00:23:52.170
....اون زن توسط اون هرزه وانگ رئوفو خریده شده بود

00:23:52.170 --> 00:23:56.590
اون خوب میدونست که هونگ عزیز منو از همه بیشتر دوست داره ، اما بازم مجبور بود تا بچه هاشو به دنیا بیاره

00:23:56.590 --> 00:24:01.060
بعد از به دنیا آوردن یه هرزه کوچولو مثل تو بازم میخواست یه پسر به دنیا بیاره تا بهش تکیه کنه

00:24:01.060 --> 00:24:05.760
هر کسی رو که بخواد راه منو سد کنه از جلو راهم برمیدارم

00:24:09.750 --> 00:24:11.490
من نترسیدم

00:24:18.210 --> 00:24:23.170
دقیقا چه نقشه ای داری واسه مواِر می کشی؟

00:24:24.030 --> 00:24:27.190
چه نقشه ای علیه مواِر کشیدی

00:24:29.310 --> 00:24:30.870
...مینگلان

00:24:33.190 --> 00:24:35.740
...دیگه چه

00:24:35.740 --> 00:24:39.200
نقشه ای داری میکشی؟

00:24:39.200 --> 00:24:41.270
<i>بهم بگو</i>

00:24:41.970 --> 00:24:46.060
<i>چه نقشه شیطانی داری ؟ بهم بگو</i>

00:24:46.060 --> 00:24:50.500
نرو .برگرد اینجا

00:24:51.560 --> 00:24:54.090
شنگ مینگ لان

00:24:55.760 --> 00:24:58.540
خدمتکار

00:24:58.540 --> 00:25:00.830
کمک

00:25:00.830 --> 00:25:02.960
یکی میخواد به

00:25:02.960 --> 00:25:06.480
 عروس خانواده کنت یونگ چان آسیب بزنه

00:25:06.480 --> 00:25:09.610
نرو . شنگ مینگلان

00:25:51.430 --> 00:25:56.470
مادربزرگ ، من مخصوصا اومدم تا یه سلامی بکنم و واستون آرزوی سلامتی بکنم

00:26:11.080 --> 00:26:14.190
من الان داشتم فال لیویائو میگرفتم

00:26:14.190 --> 00:26:17.700
اما هنوزم نتونستم به افکارت پی ببرم

00:26:23.950 --> 00:26:26.750
من مطمئنا یه چیزیو از شما پنهان میکنم

00:26:28.430 --> 00:26:32.520
مطمئنی که نمیتونم بفهمم داری چیکار میکنی؟

00:26:37.920 --> 00:26:42.440
مادربزرگ ، فکر میکنم که

00:26:42.440 --> 00:26:46.690
شما شخصی هستید که بیشتر از هر کس دیگه ای توی دنیا منو دوست داره

00:26:46.690 --> 00:26:49.360
اون شخصی که بیشتر از همه دوسِت داره

00:26:49.360 --> 00:26:51.970
حالا توسط خود تو گمراه شده

00:26:54.100 --> 00:26:57.330
چقد اسفناکه که بعد از این همه سال بزرگ کردنت

00:26:57.330 --> 00:26:59.620
توسط تو گول خوردم

00:27:01.880 --> 00:27:04.540
و هنوزم نمیتونم که بفهممت

00:27:06.720 --> 00:27:09.170
من یه وظیفه خیلی مهم دارم

00:27:10.260 --> 00:27:12.980
من جرات نداشتم که جلوتر مطلعتون کنم

00:27:13.490 --> 00:27:16.580
همچنین جرات ندارم تا طلب بخشش کنم

00:27:17.550 --> 00:27:21.790
از اونجایی که نمیتونستی قبلا بهم بگی ، اما حالا که همه چیز تموم شده

00:27:21.790 --> 00:27:23.740
پس بگو

00:27:28.620 --> 00:27:31.050
هنوزم وقت گفتنش نرسیده؟

00:27:35.870 --> 00:27:39.960
تو الان بزرگ شدی و یاد گرفتی که ایده های جسورانه داشتی باشی

00:27:40.760 --> 00:27:43.660
یاد گرفتی که حاشیه بری

00:27:45.630 --> 00:27:48.360
اگه هر مشکلی هست ، مستقیما به خودم بگو

00:27:48.360 --> 00:27:51.020
من واست حلش میکنم

00:27:54.640 --> 00:27:56.950
هنوزم بهم نمیگی؟

00:28:01.310 --> 00:28:06.310
خوبه .به اتاقت برگرد و چند روزی بیرون نیا

00:28:07.110 --> 00:28:09.800
برگرد به اتاقت و خوب در این مورد فکر کن

00:28:09.800 --> 00:28:13.990
وقتی خوب بهش فکر کردی، بیا اینجا تا به من بگی

00:28:13.990 --> 00:28:15.440
چشم

00:28:26.270 --> 00:28:28.340
...این دختره

00:28:30.890 --> 00:28:34.040
واقعا چه نقشه ای داره؟

00:28:37.170 --> 00:28:40.410
تو این دو روز گذشته خانم حتی یه قدم هم از حیاطشون بیرون نذاشتند

00:28:40.410 --> 00:28:44.550
اون فقط تمرین خوشنویسی یا گل آرایی میکنه . وقتی هم حوصلش سر میره یه قدمی دور باغ میزنه

00:28:44.550 --> 00:28:46.690
و به گلاش رسیدگی میکنه

00:28:47.620 --> 00:28:50.380
اون به مزارع پینگ لینگ اشاره نکرد؟

00:28:50.380 --> 00:28:54.970
نه .خانم آدم پر حرفی نیستند تا در موردش صحبت کنند

00:28:54.970 --> 00:28:57.000
اون هیچوقت بیشتر از لزومش حرف نزده

00:28:57.000 --> 00:28:58.720
از شاوتائو پرسیدی؟

00:28:58.720 --> 00:29:01.370
پرسیدم . شاوتائو گفت

00:29:01.370 --> 00:29:03.550
 که خانم وارد اتاق شده

00:29:03.550 --> 00:29:05.650
و بهش گفته که بیرون بمونه

00:29:05.650 --> 00:29:10.550
بعد از یه مدتی ، خانم بیرون اومده و رفته . اون هیچی نمیدونه

00:29:11.910 --> 00:29:15.800
اون دختر ششم واقعا میتونه خونسردیش رو حفظ کنه

00:29:15.800 --> 00:29:19.700
اگه بقیه بودند ، بعد اینکه چند روزی به سردی باهاشون رفتار میشد ،شروع میکردند به ترسیدن

00:29:19.700 --> 00:29:22.310
اون تونسته آروم بمونه

00:29:23.600 --> 00:29:25.810
و هنوزم بهم هیچی نگه

00:29:28.550 --> 00:29:32.340
اون بزرگ شده و ایده های خودشو داره

00:29:33.010 --> 00:29:35.750
وقتی رفتی پیشش

00:29:35.750 --> 00:29:38.420
بیشتر حواست بهش باشه

00:29:38.420 --> 00:29:42.150
اگه هر حرکت یا سرنخی دیدی ، برگرد و به من گزارشش کن

00:29:42.150 --> 00:29:44.980
ازینکه اون بهت جاسوس بگه نترس

00:29:44.980 --> 00:29:50.260
مطمئنا تو بهش خدمت میکنی ، اما من اون کسیم که تو رو واسش فرستاده

00:29:51.090 --> 00:29:52.490
چشم

00:30:06.380 --> 00:30:08.680
من اینجام تا به بانوی بزرگ تبریک بگم

00:30:09.840 --> 00:30:13.010
من اینجام تا به بانوی بزرگ تبریک بگم

00:30:13.010 --> 00:30:15.670
رولان هنوز هیچ پیشنهاد ازدواجی نداره

00:30:15.670 --> 00:30:17.870
چی میتونم واسه جشن گرفتن داشته باشم؟

00:30:17.870 --> 00:30:21.240
امروز یه خدمتکار از مزارع پینگ لینگ برگشت و گزارش داد

00:30:21.240 --> 00:30:25.190
که اون زن از عمارت لینچی تو حبس مرده

00:30:29.110 --> 00:30:30.890
واقعنی؟

00:30:32.620 --> 00:30:36.320
اون فقط دو سه روز حبس شده بوده

00:30:36.320 --> 00:30:38.990
چطوری مرده؟

00:30:38.990 --> 00:30:43.580
-درست شنیدیش؟
من اون پیام رسون کنار کشیدم و چند بار ازش پرسیدم

00:30:43.580 --> 00:30:46.150
<i>هیچ اشتباهی نشده .راسته</i>

00:30:46.150 --> 00:30:48.140
چجوری مرده ؟ گفتش؟

00:30:48.140 --> 00:30:50.340
گفتش که از بیماری مرده

00:30:50.340 --> 00:30:52.560
حتی نرفتی دور و بر پرس و جو کنی

00:30:52.560 --> 00:30:55.700
من افکار شما رو خیلی خوب میشناسم

00:30:55.700 --> 00:30:57.960
من با وسواس زیاد پرس و جو کردم

00:30:57.960 --> 00:31:01.430
گفتند که مشکل به خاطر چوب خوردنش بوده

00:31:02.390 --> 00:31:04.760
دونگ رونگ اونی بوده که کتکش زده

00:31:04.760 --> 00:31:07.660
دونگ رونگ خدمتکار مورد اعتماد وزیره .چطور امکان داره که تو زدنش اشتباهی بکنه؟

00:31:07.660 --> 00:31:12.300
من شنیدم که دونگ رونگ یه مهارت خاصی داره که تو خانوادشون دست به دست شده

00:31:12.300 --> 00:31:15.300
یه ضربه کافیه تا گوشتُ پاره کنه

00:31:15.300 --> 00:31:16.850
یه مهارت خاص؟

00:31:16.850 --> 00:31:20.750
پدربزرگش تو دادگاه محلی کار میکرده

00:31:20.750 --> 00:31:24.250
تعجبی نداره وقتی پسرش تقریبا غاز های جهیزیه هوآاِر رو داشت از دست میداد

00:31:24.250 --> 00:31:28.310
بعد اینکه چوب خورد بعد از دو روز میتونست اینطرف و اونطرف جست وخیز کنه

00:31:28.310 --> 00:31:31.160
اون هرزه می تونسته تحمل کنه تا پسرش اینجوری کتک بخوره؟

00:31:31.160 --> 00:31:34.390
شنیدم که اون هرزه به خاطر جراحت هاش درد میکشیده

00:31:34.390 --> 00:31:36.780
افراد مزرعه بهش هیچ دارویی ندادند

00:31:36.780 --> 00:31:39.990
بعدش پوستش نکروزه شده

00:31:39.990 --> 00:31:42.170
و بعد چند روز مرده

00:31:42.170 --> 00:31:45.970
اگه ارباب درمورد مهارت های دونگ رونگ بفهمه

00:31:47.130 --> 00:31:49.670
اون مطمئنا میدونه

00:31:49.670 --> 00:31:52.820
این یعنی اون هرزه اینقدر درد کشیده تا بمیره

00:31:52.820 --> 00:31:54.700
__باید ارباب

00:32:00.550 --> 00:32:03.710
بانو ، نترسید

00:32:04.470 --> 00:32:07.490
ارباب باید خیلی عصبانی بوده باشن

00:32:07.490 --> 00:32:09.960
اون هرزه دخترشو خیلی لوس بار آورده بود

00:32:09.960 --> 00:32:14.410
اگه به خاطر مادربزرگ نبود که کمک کردند ،الان تمام بچه های خانواده رنج میکشیدند

00:32:14.410 --> 00:32:17.150
ارباب باید خیلی از دستش عصبانی باشند

00:32:17.150 --> 00:32:21.750
وزیر نه تنها به خاطر لکه دار کردن آبروی خانوادمون از دستش عصبانیه

00:32:21.750 --> 00:32:25.660
بلکه به خاطر اینکه این همه سال گولش زده ازش نفرت داره

00:32:25.660 --> 00:32:29.760
همچنین به خاطر اینکه به دروغ هاش ادامه نداد ازش متنفره

00:32:29.760 --> 00:32:34.310
اونم وقتی که گولشو خورده بود

00:32:34.310 --> 00:32:36.820
ازش به خاطر گفتن حقیقت متنفره

00:32:36.820 --> 00:32:39.670
وقتی که دیگه داشت موفق میشد

00:32:45.610 --> 00:32:49.900
بانو میرم یکم شراب یان گائو براتون گرم میکنم

00:32:49.900 --> 00:32:52.140
تا بدنتون رو گرم کنه

00:33:24.840 --> 00:33:28.980
به اطلاع خانم بزرگ برسونم که صیغه لین مرده

00:33:31.460 --> 00:33:35.090
کی همچین اتفاقی افتاده؟ چجوری مرده؟

00:33:35.090 --> 00:33:37.070
اون امروز صبح پیدا شده

00:33:37.070 --> 00:33:40.600
وقتی رفتن تا واسش غذا ببرن ، لمسش کردند  بدنش خیلی سرد شده بوده

00:33:40.600 --> 00:33:43.410
اونها گفتند که وقتی به اونجا برده شده بوده مریض بوده

00:33:43.410 --> 00:33:47.050
اون چرت و پرت زیاد میگفته
اون باید به خاطر بیماریش مرده باشه

00:33:48.800 --> 00:33:53.560
ما و خونوادش خیلی آشنا های قدیمی نیستیم

00:33:53.560 --> 00:34:00.320
اما خونوادش ادعا کردند که یکیو دارند
وقتی خانوادشون سقوط کرد ، اونها فقط اونو به من سپردن

00:34:00.320 --> 00:34:02.920
اون لین چین شوآنگ

00:34:02.920 --> 00:34:05.600
میتونست تظاهر کنه که گیج و نادونه

00:34:05.600 --> 00:34:10.710
حتی اگه کلی ایده تو سرش داشت

00:34:10.710 --> 00:34:13.330
...داشتن یه پایان مثل این

00:34:14.940 --> 00:34:17.800
چند تا مشکل واسه خانوادمون درست کرد؟

00:34:17.800 --> 00:34:21.450
<i>ما هنوز حتی نمیدونیم که آیا مرتکب قتلی هم شده یا نه</i>

00:34:21.450 --> 00:34:24.910
خانم بزرگ ،شما باهاش خیلی خوب بودین

00:34:28.400 --> 00:34:30.840
قتل؟

00:34:33.740 --> 00:34:35.570
همینه

00:34:37.480 --> 00:34:41.890
پس اینجوری بوده
منظورتون چیه؟

00:34:41.890 --> 00:34:44.990
خانم ششم اینجاست تا احوالاتون رو بپرسه

00:34:50.850 --> 00:34:54.920
خانوم سریع بیایید داخل . ما چای تازه دم حاضر کردیم

00:35:26.570 --> 00:35:29.490
<i>[ شهادت نامه]</i>

00:35:35.280 --> 00:35:37.890
<i>[ لیو شائودی]</i>

00:35:57.640 --> 00:36:00.140
من اینجام تا ازتون بخوام. برای جرمم تنبیهم کنید

00:36:01.060 --> 00:36:03.430
تو به مزرعه پینگ لینگ رفتی

00:36:04.240 --> 00:36:06.660
که اینکارو بکنی؟

00:36:08.530 --> 00:36:10.610
مادربزرگ ، شما الانشم میدونید؟

00:36:12.330 --> 00:36:14.290
من هنوز پیر و دیوونه نیستم

00:36:21.280 --> 00:36:22.860
همه شما کار کردنو تموم کنید

00:36:22.860 --> 00:36:26.310
امروز اینجا اتفاق های میافته ، پس همتون اول کارای بیرون رو انجام بدید
چشم .چشم

00:36:26.310 --> 00:36:30.070
به افراد بیرون بگو که اگه کار مهمی ندارن اینجا نیان
چشم

00:36:37.010 --> 00:36:42.500
لین چین شوآنگ مادرمو کشت ، شواهد رو از بین برد و تونست که از قانون فرار کنه

00:36:42.500 --> 00:36:45.940
حالا ، بلاخره تونستم شاهد پیدا کنم

00:36:45.940 --> 00:36:48.180
و شهادتشون رو بگیرم

00:36:49.130 --> 00:36:53.030
اگرچه پدر مایل نبود که این اتفاق شرم آور دوباره رو بشه

00:36:53.030 --> 00:36:55.660
چاره ای نداشتم جز اینکه تله بذارم

00:36:55.660 --> 00:36:58.290
و بذارم معشوقه لین بیوفته توش

00:36:58.930 --> 00:37:05.000
اون مادر و دختر واسه بزرگ شدن حرص میزدن . مایل بودن تا خودشون بی آبرو کنند و یه عمل رسواکننده انجام بدن

00:37:05.000 --> 00:37:08.530
چجوری این چیزیه که تو تونستی واسش برنامه بریزی؟

00:37:10.690 --> 00:37:12.130
 این من بودم

00:37:13.330 --> 00:37:18.080
اولش ، فقط میخواستم خواهر چهارم رو عصبانی کنم تا مجبورش کنم یه اشتباهی ازش سر بزنه

00:37:18.080 --> 00:37:23.150
ابنجوری ، معشوقه لین. همونطور که عادت داره ازش دفاع میکرد و با اون یه اشتباه دیگه انجام میداد

00:37:24.730 --> 00:37:28.730
اما وقتی خواهر چهارم دید که من به خانواده لیانگ نزدیک شدم

00:37:28.730 --> 00:37:32.440
اون خیلی حسودی کرد و با عصبانیت بهم توپید

00:37:33.050 --> 00:37:36.990
اونجا بود که فهمیدم این یه راه دیگس که میتونم ازش برم

00:37:38.080 --> 00:37:41.420
بنابراین ، سعی کردم که به خانواده لیانگ نزدیک تر بشم

00:37:41.420 --> 00:37:45.440
که خواهر چهارم رو عصبانی کنم . مجبورش کردم حتی رو صورتم خط بندازه

00:37:45.970 --> 00:37:50.910
اما هرگز فکرشم نمیکردم که پدر نخواد هنوزم معشوقه لین رو تنبیه کنه

00:37:52.380 --> 00:37:58.170
این من بودم .من خیلی وقت بود که میدونستم لیانگ هان و خواهر چهارم با هم قرار مخفیانه میذارن

00:37:58.170 --> 00:38:00.920
من فقط تماشا کردم تا خوب تو گِل فرو برن

00:38:00.920 --> 00:38:02.740
...همچنین من بودم

00:38:03.310 --> 00:38:06.470
...که به بانوی بزرگ نخ دادم که باید به صومعه یوچینگ بره

00:38:08.000 --> 00:38:10.480
و در مورد قرار مخفیانشون بفهمه

00:38:10.480 --> 00:38:12.680
مغز خر خوردی؟

00:38:13.520 --> 00:38:18.830
این کاریه که یه دختر پولدار مجرد مثل تو بتونه انجام بده

00:38:18.830 --> 00:38:21.440
با یه همچین نقشه پیچیده و درهمی

00:38:21.440 --> 00:38:24.790
فقط با یه حرکت اشتباه میتونستی آبروتو از دست بدی

00:38:24.790 --> 00:38:27.280
زندگیت تموم میشد

00:38:27.280 --> 00:38:29.230
در موردش فکر کرده بودی؟

00:38:30.300 --> 00:38:32.030
بله

00:38:33.410 --> 00:38:36.860
!اما کینه ای که به خاطر مرگ مادرم داشتم نابخشودنی بود

00:38:36.860 --> 00:38:39.250
مگه ظاهر ، آبرو و ازدواج چیه؟

00:38:39.250 --> 00:38:41.510
همشون هیچی نیستن

00:38:41.510 --> 00:38:45.990
صیغه لین چین شوآنگ مادرمو کشت

00:38:45.990 --> 00:38:47.920
یه جسد و دو زندگی

00:38:47.920 --> 00:38:52.680
حالا که اون مرده ، حقش بوده

00:38:52.680 --> 00:38:57.310
حتی اگه میمردم ، از تو قبرم میومدم بیرون تا انتقام بگیرم

00:39:01.000 --> 00:39:06.650
تو معمولا خیلی مطیع و سربراه به نظر میرسیدی ، همیشه به دنبال مصالحه بودی

00:39:06.650 --> 00:39:09.420
اینا همش بازیت بود؟

00:39:15.170 --> 00:39:17.490
آسمون ها و زمین میتونند شاهد من باشند

00:39:17.490 --> 00:39:20.520
.که همه احترام و عشقی که به شما دارم حقیقیه

00:39:24.360 --> 00:39:29.260
فقط همین... بعد اینکه همچین چیزی انجام دادم

00:39:30.640 --> 00:39:33.110
میدونم که مستحق تنبیه شدن با مرگم

00:39:34.040 --> 00:39:36.610
.مادربزرگ منو تنبیه کنید

00:39:45.070 --> 00:39:48.530
.این تقصیر منه ... تقصیر منه

00:39:49.870 --> 00:39:53.990
من دنبال عدالت واسه تو نبودم

00:39:56.360 --> 00:40:01.800
اجازه دادم تا همچین کار خطرناکی رو خودت تنهایی انجام بدی

00:40:05.460 --> 00:40:09.200
مادربزرگ . پشیمون نیستم

00:40:09.910 --> 00:40:12.090
این من بودم که شما رو گول زدم

00:40:12.090 --> 00:40:15.890
من بهتون دروغ گفتم

00:40:15.890 --> 00:40:18.030
منو بزنید

00:40:20.280 --> 00:40:22.470
متاسفم مادربزرگ

00:40:23.900 --> 00:40:26.210
درد داشت؟

00:40:26.850 --> 00:40:28.480
نه نداشت

00:40:32.650 --> 00:40:35.480
هیچ کدوم از خدمتکارای توی عمارتت

00:40:36.620 --> 00:40:39.020
حقیقت رو میدونند؟

00:40:41.000 --> 00:40:43.500
من جرات نداشتم یه کلمه هم بگم

00:40:43.500 --> 00:40:46.380
من ترسیده بودم که ممکنه دشمن بفهمه

00:40:46.380 --> 00:40:50.660
,باشه .خوبه پس . به غیر از ما دوتا

00:40:50.660 --> 00:40:53.890
هیچکس دیگه ای نباید در مورد این قضیه بدونه

00:40:53.890 --> 00:40:57.040
بیا فقط یه جوری رفتار کنیم انگار هرگز چیزی اتفاق نیوفتاده

00:40:59.220 --> 00:41:01.770
...فقط بذار این قضیه

00:41:01.770 --> 00:41:04.030
.همینجوری بگذره

00:41:24.270 --> 00:41:25.800
برید کنار

00:41:27.330 --> 00:41:29.080
برید کنار

00:41:31.200 --> 00:41:35.920
برید کنار !ارتش امپراطوری به پیروزی بزرگی دست یافته ! اونها ارتش شورشیان رو شکست دادند

00:41:47.550 --> 00:41:48.870
خوبه

00:41:52.400 --> 00:41:55.770
برادر بای !اوه صبر کن ، از حالا به بعد باید شما رو افسر بای صدا بزنم

00:41:55.770 --> 00:41:59.170
پشت در های بسته ، بهتره که منو برادر صدا بزنید . با گفتن افسر ، اینجوری حس میکنم که غریبه ایم

00:41:59.170 --> 00:42:00.540
جرات نمیکنم دفعه دیگه بیام خونت

00:42:00.540 --> 00:42:03.190
چی داری میگی؟ درهای خونه ما همیشه به روت بازه

00:42:03.190 --> 00:42:05.580
هر وقت که بخوای بیای غذای خوب و چایی منتظرته

00:42:05.580 --> 00:42:08.610
وقتی همه برنج خانوادتون رو تموم کردم بهم چپ چپ نگاه نکنی ها

00:42:17.250 --> 00:42:20.390
بعد از چند ماه جنگیدن تو جنوب  ، حالا واقعا افراد جدید زیادی اینجا اومدن

00:42:20.390 --> 00:42:21.890
<i>ارباب جوان</i>

00:42:23.000 --> 00:42:53.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:42:53.024 --> 00:43:38.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.