﻿WEBVTT

00:00:02.050 --> 00:00:45.010
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:54.740 --> 00:01:00.160
<i>داستان مینگ لان</i>

00:01:00.160 --> 00:01:03.020
قسمت 39

00:01:04.950 --> 00:01:09.280
نمیترسی که من چائو جین شیو رو تحمل کنم و با اون ازدواج موافقت کنم؟

00:01:14.540 --> 00:01:17.460
من آدمی نیستم که بتونم هر مزاحمی رو تحمل کنم

00:01:17.460 --> 00:01:19.470
تو هم همین شکلی هستی

00:01:19.470 --> 00:01:25.200
اگرچه مطیع به نظر میرسی و به آسونی میتونی وفق پیدا کنی ، اما در حقیقت خیلی خیره سری

00:01:25.200 --> 00:01:28.720
به خاطر همین ، من از این حرکت خانواده چائو استفاده کردم

00:01:28.720 --> 00:01:32.770
چون که اونور مرزا بودم و سرم شلوغ بود نمیتونستم به قضیه خودمون رسیدگی کنم

00:01:34.320 --> 00:01:36.450
همین مسئله کافی بود تا یه مدتی تو رو مشغول کنم

00:01:36.450 --> 00:01:40.110
علاوه بر این ، حتی اگه خانوادت با همچین موقعیتی موافقت میکردن ، من بازم ترفندای خاص خودمو داشتم

00:01:40.110 --> 00:01:42.100
.اینقد لاف نزن

00:01:42.100 --> 00:01:45.990
اگه به خاطر وِن یانجینگ نبود ، بازم میتونستی موفق بشی؟

00:01:46.560 --> 00:01:48.600
من تصمیم گرفتم که تو رو داشته باشم

00:01:48.600 --> 00:01:52.520
به خاطر همین خدایان دلشون واسم سوخت و وِن یانجینگ رو واسم فرستادن

00:01:52.520 --> 00:01:55.520
این همون دلیلیه که خدایان از مردم شیطان صفت میترسن

00:01:57.870 --> 00:01:59.890
هر جوری که دوست داری فکر کن

00:02:00.580 --> 00:02:04.390
همچنین ، وقتی فهمیدم که خواهر بزرگترت مخفیانه ون یانجینگ رو میبینه

00:02:04.390 --> 00:02:07.860
اینقدر خوشحال بودم که دوباره نتونستم کل شبو بخوابم

00:02:10.990 --> 00:02:12.610
واقعنی میگم

00:02:12.610 --> 00:02:15.750
احساس کردم که دیگه لازم نیست خیلی زور بزنم تا واسه این مسئله فکر کنم

00:02:15.750 --> 00:02:18.300
به این میگن "توی شرق صدا درست کن و توی غرب حمله کن"
(استراتژی شماره شش از سی وشش استراتژی)

00:02:18.300 --> 00:02:23.040
فقط به خاطر ازدواج کردن با همسرم ، من حتی از دانش تاکتیک های نظامیم استفاده کردم

00:02:24.420 --> 00:02:26.930
خیلی در این مورد راحت صحبت میکنی

00:02:26.930 --> 00:02:29.100
تو این مسئله پای آبروی خواهر پنجمم و کل خانواده شنگ

00:02:29.100 --> 00:02:31.840
در میون بود

00:02:33.220 --> 00:02:36.110
چی میشد اگه یه اتفاق بدی میافتاد ، همه چیز خراب میشد

00:02:36.690 --> 00:02:42.370
به خاطر همین من یه سری افرادو فرستادم تا در مورد سابقه خانوادگی و شخصیت ون یانجینگ تحقیق کنن

00:02:42.370 --> 00:02:44.420
از اونجا که اون شوهر خواهر آینده تو و لیانجین من میشه
(لیانجین به معنای باجناقه)

00:02:44.420 --> 00:02:47.840
اگه شهرت بدی داشت

00:02:47.840 --> 00:02:50.930
اونوقت من افرادمو میفرستادم تا اونو از پایتخت بندازنش بیرون

00:02:50.930 --> 00:02:54.830
اون وقت دیگه اون نمیتونست واسه خانواده شنگ دردسر درست کنه و آبروتون رو ببره

00:02:54.830 --> 00:02:56.200
..تو

00:02:59.430 --> 00:03:01.780
.تو چه تور بزرگی پهن کردی

00:03:03.830 --> 00:03:08.550
فقط این نیست . خلق و خو و شخصیت های پدرت ، بانوی بزرگ

00:03:08.550 --> 00:03:10.850
و خواهرت رولان رو به لطف برادرت چانگ بای

00:03:10.850 --> 00:03:14.270
به خوبی میشناسم

00:03:16.750 --> 00:03:20.580
پدرت عزت و آبروشو بیشتر از زن و بچه اش دوست داره

00:03:20.580 --> 00:03:23.680
بانوی بزرگ کله شق و کوته نظره

00:03:23.680 --> 00:03:28.420
خواهرت رولان صاف و ساده ، رک و عاشقه

00:03:28.420 --> 00:03:33.660
همچنین ، من مطمئن بودم که برادرت چانگ بای حتی اگه در مورد نقشه هام بفهمه بازم با من دشمن نمیشه

00:03:33.660 --> 00:03:36.190
و با دل پر نقشه هامو اجرا کردم

00:03:36.190 --> 00:03:41.410
همه اون موقعیت ها و افراد حتی اگه تو جایگاه درست خودشونم میبودن بدون یکم شانس عملی نمیشدن

00:03:44.930 --> 00:03:46.580
هنوز حرفام تموم نشده

00:03:46.580 --> 00:03:49.020
منو چی فرض کردی؟

00:03:49.020 --> 00:03:52.550
یه خوک وحشی توی تله یا یه شاه ماهی توی تور؟

00:03:52.550 --> 00:03:56.320
گو تینگ یه ، تو یه بی شرف رذلی

00:04:14.320 --> 00:04:19.030
ارباب جوان مگه به خانم ششم چی گفتین که اینقدر شوکه شده بود

00:04:19.560 --> 00:04:23.510
هیچی بابا من فقط صداقت و خلوص نیت مو نشون دادم

00:04:23.510 --> 00:04:26.030
اما وقتی نگاه میکنم ، اینطور به نظر نمیرسه

00:04:26.030 --> 00:04:30.110
<i>مگه همیشه نمیگفتید که در برابرش خیلی مهربون خواهید بود ؟ چطوریه که امروز کار نکرد؟ </i>

00:04:30.110 --> 00:04:33.480
چطور کار نکرده؟ اتفاقا خیلی عالیم کار کرده

00:04:33.480 --> 00:04:36.200
<i>[ نور گرم بهاره ، منظره پاک ]</i>

00:04:37.160 --> 00:04:40.030
نتایج آزمون استخدامی امروز نیومده؟

00:04:40.030 --> 00:04:41.450
چرا اومده

00:04:43.620 --> 00:04:48.980
انرژی تو ذخیره کن . امروز ممکنه یه نفر دیگه رو هم ملاقات کنیم

00:04:57.720 --> 00:04:59.660
...گو تینگ یه

00:05:00.520 --> 00:05:02.000
چطور ممکنه؟

00:05:02.000 --> 00:05:06.020
حقیقت داره. مادربزرگ شنگ هم همینو گفت

00:05:06.020 --> 00:05:07.970
غیر ممکنه

00:05:07.970 --> 00:05:11.930
حتی اگه خانواده شنگ بخوان دختری عروس کنن اون باید رولان باشه

00:05:11.930 --> 00:05:15.920
اون بانوی بزرگ وانگ اجازه نمیده که یه دختر نامشروع با خانواده مارکیز وصلت کنه

00:05:15.920 --> 00:05:19.140
.رولان از قبل قرار شده که با یه تحصیل کرده ای که امتحان سلطنتی رو قبول شده ازدواج کنه

00:05:19.140 --> 00:05:21.780
اون یه تحصیل کرده ایه که توسط خانواده شنگ ارتقا پیدا کرده

00:05:21.780 --> 00:05:27.760
گو تینگ یه ، یه قدم تو خواستگاری عقب بوده به خاطر همین قرارشو با مینگلان گذاشتن

00:05:30.680 --> 00:05:33.990
پسرم ، این سرنوشته

00:05:33.990 --> 00:05:37.650
اون یه قدم عقب بوده ، تو هم همینطور

00:05:37.650 --> 00:05:40.020
خیلی جا رو جنجال به خاطرش به راه ننداز

00:05:40.830 --> 00:05:43.740
مینگلان فراموش کن

00:05:44.720 --> 00:05:46.060
نخیرم

00:05:47.200 --> 00:05:49.280
این درست نیست

00:05:49.280 --> 00:05:51.120
اصلا درست نیست

00:05:51.630 --> 00:05:55.330
یوآن رئو . یوآن رئو

00:05:56.150 --> 00:05:59.390
به خونه شنگ نری آشوب به پا کنی ها

00:06:13.630 --> 00:06:15.230
یوآن رئو

00:06:17.670 --> 00:06:19.710
عمو دوم ، خیلی دیر اومدید

00:06:19.710 --> 00:06:21.860
شما واقعا یه فرد خیلی پر مشغله و مهم هستید

00:06:24.850 --> 00:06:28.030
لرد جوان آزمون استخدامی رو قبول شده .این واقعا جای جشن گرفتن داره

00:06:28.030 --> 00:06:29.970
تبریک میگم . تبریک میگم

00:06:30.770 --> 00:06:36.170
ااا .. چرا ناراحتی؟ کی عصبانیت کرده؟

00:06:36.170 --> 00:06:38.690
تو خیلی خوب میدونی که من عاشق مینگلانم

00:06:38.690 --> 00:06:42.720
چرا هنوزم به خانواده شنگ قول دادی تا باهاش ازدواج میکنی؟ قصدت چیه؟

00:06:45.200 --> 00:06:47.330
تو هنوزم بهش فکر میکنی؟

00:06:47.880 --> 00:06:49.840
نمیدونستم که

00:06:49.840 --> 00:06:54.150
من فقط میدونم که بعد اینکه زنت مرد خودتو حبس کردی و رو درسات تمرکز کردی

00:06:54.150 --> 00:06:56.870
تو در مورد اتفاقایی که بیرون می افتاد پرس جو نکردی

00:06:56.870 --> 00:06:59.800
من فکر کردم که تو کلا بیخیالش شدی

00:06:59.800 --> 00:07:03.940
تو نمیتونی منو به خاطر این عوامل دمدمی سرزنش کنی ، درسته؟

00:07:03.940 --> 00:07:05.710
شنیدم که

00:07:05.710 --> 00:07:07.750
کسی که قراره باهاش ازدواج کنی دختر مشروع خانواده شنگه

00:07:07.750 --> 00:07:11.400
اما اون قبلا قرار ازدواجشو با یکی دیگه گذاشته به خاطر همین تو به جاش مینگلان رو انتخاب کردی

00:07:11.400 --> 00:07:14.180
به چشم تو اون فقط یه جانشینه

00:07:14.180 --> 00:07:15.800
ولش کن بره

00:07:15.800 --> 00:07:18.880
تو اولین نفر بودی که قیدشو زدی

00:07:20.440 --> 00:07:23.330
اون موقع من اصرار کردم که

00:07:23.330 --> 00:07:25.910
از قدرت شاهزاده یان نترسی

00:07:25.910 --> 00:07:27.480
اگه موافقت میکردی

00:07:27.480 --> 00:07:32.490
من از جونم مایه میزاشتم تا شما دوتا رو به هم برسونم

00:07:32.490 --> 00:07:33.900
اما تو چیکار کردی؟

00:07:33.900 --> 00:07:36.730
اینقدر ترسو بودی که اصن جرات نداشتی ریسک کنی

00:07:36.730 --> 00:07:40.020
تو خودت ولش کردی ، الان چرا منو سرزنش میکنی؟

00:07:40.020 --> 00:07:42.680
من ولش نکرده بودم

00:07:42.680 --> 00:07:44.660
من باید آزمون سلطنتی رو اول با یه رتبه خوب قبول میشدم

00:07:44.660 --> 00:07:46.790
اونوقت روم میشد تا واسه خواستگاری به خونه شنگ برم

00:07:46.790 --> 00:07:48.940
اگرچه ، من یه قدم عقب بودم

00:07:49.490 --> 00:07:54.330
میخواستی روت بشه؟ اون وقت در مورد خانم ششم چی پس؟

00:07:55.440 --> 00:07:58.230
اون موقع قضیه تو و مینگلان تو کل پایتخت پخش شد و مردم راجبش حرف میزدن

00:07:58.230 --> 00:08:01.360
هر کس که تو پایتخته راجبش میدونه

00:08:01.360 --> 00:08:04.510
تو قطعا میتونستی باهاش ازدواج نکنی و با یه شاهزاده رتبه دوم ازدواج کنی

00:08:04.510 --> 00:08:06.350
هیچکس پشت سرت حرف نمیزد

00:08:06.350 --> 00:08:10.250
اما چه اتفاقی واسه مینگلانی که دختر نامشروع یه مقام پایین رتبه اس افتاد؟

00:08:10.250 --> 00:08:12.180
نمیدونی؟

00:08:12.750 --> 00:08:16.060
به علاوه ، اگه واقعا میخواستی با مینگلان ازدواج کنی

00:08:16.060 --> 00:08:18.760
سریع بعد اینکه زنت مرد میتونستی بری خواستگاریش

00:08:18.760 --> 00:08:22.330
اون موقع یه شانس داشتی ، اما نرفتی

00:08:22.330 --> 00:08:24.770
با خودت گفتی که اول باید صبر کنی تا آزمون استخدامی رو قبول بشی

00:08:24.770 --> 00:08:26.810
,اگه امسال قبول نمی شدی

00:08:26.810 --> 00:08:29.940
قصد داشتی تا واست چند سالی صبر کنه ؟ شش سال دیگه هم صبر کنه؟

00:08:29.940 --> 00:08:34.130
تا آخر عمرش همینجوری صبر کنه تا تو قبول بشی و اعتبار کافی واسه خواستگاری رفتن داشته باشی؟

00:08:35.500 --> 00:08:38.210
من اینکارو فقط واسه داشتن اعتبار انجام ندادم

00:08:38.960 --> 00:08:44.620
دفعه پیش که قضیه مون به نتیجه نرسید ، من عجله کردم تا بهش یه قول بدم

00:08:45.270 --> 00:08:48.820
آخرش فقط قولمو و قلبشم شکستم

00:08:48.820 --> 00:08:51.830
به خاطر همین ایندفعه ، من باید اول مطمئن میشدم

00:08:51.830 --> 00:08:53.800
قبل اینکه واسه خواستگاری به خونشون برم

00:08:53.800 --> 00:08:57.090
من ... تو رو سرزنش نمیکنم

00:08:57.090 --> 00:09:01.730
من فقط میگم که اگه واقعا تو یه وضعیت دشوار بودی و نمیتونستی که باهاش ازدواج کنی

00:09:01.730 --> 00:09:04.610
دیگه یه آدمی مثل من که دیر رسیده رو سرزنش نکن که راهتو سد کرده

00:09:06.890 --> 00:09:09.340
من مثل تو نیستم که واسم فرقی نکنه با اون ازدواج کنم یا یکی دیگه

00:09:09.340 --> 00:09:11.810
چطور مطمئنی که واسم مهم نیست؟

00:09:23.850 --> 00:09:26.400
پس تو از قبل دوسش داشتی

00:09:28.520 --> 00:09:32.390
یوآن رئو ، از اونجایی که بحثمون به اینجا کشیده

00:09:32.390 --> 00:09:34.600
میخوام باهات روراست باشم

00:09:35.160 --> 00:09:40.360
قبلا ، میدیدم که شما دو تا به هم علاقه داشتید و از اینکه از هم دور بمونید بیزار بودید

00:09:40.360 --> 00:09:42.770
من واقعا میخواستم تا از شما دو نفر حمایت کنم

00:09:43.320 --> 00:09:46.770
اما بعدش دیدم که تو نتونستی رابطه ات با اون رو حفظ کنی و ناامیدش کردی

00:09:46.770 --> 00:09:48.770
اون وقت بود که یه تصمیم گرفتم

00:09:48.770 --> 00:09:53.330
که اگه پیروزمندانه برگشتم مطمئنا با مینگلان ازدواج میکنم

00:09:56.220 --> 00:10:00.720
چطور مطمئنی که اون مایله که با تو ازدواج کنه؟

00:10:02.080 --> 00:10:04.230
فقط به خاطر ازدواج کردن با اون

00:10:04.230 --> 00:10:08.380
 و قبل اینکه بتونم نتیجه زحمات الانم رو ببینم

00:10:08.380 --> 00:10:10.670
از وسط خارا و تیغا رد شدم ، تو خط مقدم جنگیدم و خون ریختم و زندگیمو به خطر انداختم

00:10:10.670 --> 00:10:13.120
اگه نمیتونی قبولش کنی ، میتونی بری ازش بپرسی

00:10:13.120 --> 00:10:16.070
و همچنین میتونی از مادربزرگشم سوال کنی

00:10:16.500 --> 00:10:17.970
باشه

00:10:23.820 --> 00:10:27.590
ارباب جوان چطور میذارید که لرد جوان چی بره و از خانم ششم سوال کنه؟

00:10:27.590 --> 00:10:31.860
.اون و خانم جوان با هم یه گذشته ای داشتن

00:10:37.910 --> 00:10:42.100
خواسته خانم ششم شنگ خیلی قاطعانه و روشنه

00:10:42.100 --> 00:10:45.180
قبلا از اینکه اون هه هونگ ون رو انتخاب کنه خیلی ترسیده بودم

00:10:45.180 --> 00:10:51.470
اما میدونم که مهم نیست که چی بشه ، اون دوباره لرد جوان چی رو انتخاب نمیکنه

00:11:04.810 --> 00:11:08.730
مادربزرگ گفتن که خانم حالشون خوب نیست . میشه لرد جوان برگردن

00:11:10.380 --> 00:11:12.790
پس من دفعه دیگه دوباره میام

00:11:12.790 --> 00:11:15.140
نمیخواد به زحمت بیوفتید

00:11:15.140 --> 00:11:16.720
چرا؟

00:11:16.720 --> 00:11:20.300
مادربزرگ گفتند که امروز شما اومدید تا خانم ششم رو متقاعد کنید

00:11:20.300 --> 00:11:22.080
خانم ششم بیشتر از هرکسی به مادربزگشون گوش میدن

00:11:22.080 --> 00:11:24.430
ایشون قطعا رو حرف مادربزرگشون حرف نمیزنن

00:11:29.170 --> 00:11:31.690
.مادربزرگ واقعا همه چیز رو میدونن

00:11:31.690 --> 00:11:35.250
به خاطر همین ، مادربزرگ گفتند که شما نباید الکی تلاش کنید

00:11:35.250 --> 00:11:37.290
ایشون هنوز یادشونه که شما قبلا چطور رفتار کردید

00:11:37.290 --> 00:11:40.880
اگرچه خانواده شنگ یه خانواده اشرافی نیست و خانم ششم یه دختره نامشروعه

00:11:40.880 --> 00:11:42.340
.بازم ما یه پیشینه ای داریم

00:11:42.340 --> 00:11:44.480
ما اینجوری نیستیم که هر کی اومد و صدامون زد ما سریع بریم پیشش

00:11:44.480 --> 00:11:46.600
اگه همه بفهمن  مورد تمسخر قرار نمیگیریم؟

00:11:46.600 --> 00:11:49.290
این شما بودید که خانم رو میخواستید ، همچنین این دوباره خود شما بودید که گفتید دیگه نمیخواینش

00:11:49.290 --> 00:11:52.290
اگرچه دروازه های عمارت شنگ کوچیکه ، اما هنوزم ما به وقارمون اهمیت میدیم

00:12:10.460 --> 00:12:12.430
خانم شاوتائو

00:12:13.280 --> 00:12:16.900
التماس میکنم بزارید بیام تو . من خودم شخصا همه چیز به مادربزرگ توضیح میدم

00:12:16.900 --> 00:12:19.110
لرد جوان ، اگه هنوزم نمیخواهید برید ، مجبورم افرادمون رو صدا کنم تا شما رو بندازن بیرون

00:12:19.110 --> 00:12:21.080
.در حال حاضر من دارم مودبانه باهاتون صحبت میکنم

00:12:21.080 --> 00:12:23.500
اگه نرید ، قول نمیدم رفتارم همینجوری بمونه

00:12:25.000 --> 00:12:26.580
من اون موقع هیچ چاره ای نداشتم

00:12:26.580 --> 00:12:28.400
هیچ چاره ای نداشتید؟

00:12:28.400 --> 00:12:30.820
خانم ششم همش هی ردتون میکرد اما شما دست بردار نبودید

00:12:30.820 --> 00:12:35.420
شما خیلی خوب میدونستید که نمیتونید واسه ازدواجتون تصمیم بگیرید ، اما فقط آزارش میدادید و حالا اومدید و میگید که هیچ چاره ای نداشتم ؟ خوبه والا

00:12:35.420 --> 00:12:39.980
مهم نبود که ایشون کجا میرن ، بازم آدمایی بودن که ایشون رو به خاطر داشتن رویاهای بلندشون مسخره میکردن، میدونستید؟

00:12:40.950 --> 00:12:44.760
فراموشش کنید . خانم ششم به زودی ازدواج میکنه . سریع برید

00:12:51.380 --> 00:12:52.870
...اون

00:12:54.520 --> 00:12:56.600
اون واقعا میخواد با گو تینگ یه ازدواج کنه؟

00:13:04.980 --> 00:13:06.620
...من

00:13:09.020 --> 00:13:10.590
من فقط میخوام که در آینده خوب زندگی کنه

00:13:10.590 --> 00:13:12.830
دیگه به شما هیچ ربطی نداره اگه ایشون خوب یا بد زندگی میکنن . شما قولتون رو شکستید

00:13:12.830 --> 00:13:16.850
هنوزم جرات دارید که بیایید و از اینکه خوب زندگی میکنه یا نه بپرسید؟

00:13:17.720 --> 00:13:19.570
اگه هنوزم نمیخواید که برید ...

00:14:22.510 --> 00:14:28.030
.خانم ، لرد جوان واقعا ترحم برانگیز بود

00:14:28.480 --> 00:14:32.340
به هر حال ، مادربزرگ هنوز با خواستگاری خانواده گو تینگ یه موافقت نکرده

00:14:32.340 --> 00:14:33.960
چطوره که ...

00:14:40.900 --> 00:14:45.780
دانجو ، هرگز به گذشته نگاه نکن

00:15:10.040 --> 00:15:14.000
برادر دوم ، شما قرار دوماد بشید؟

00:15:16.290 --> 00:15:18.850
.اون یه دوشیزه از خانواده شنگه

00:15:18.850 --> 00:15:21.070
این ازدواج توسط عالیجناب تصدیق شده

00:15:21.070 --> 00:15:26.120
بانوی بزرگ ، دیگه پنهانی با خانواده های دیگه واسه ازدواج با من حرف نزن

00:15:26.120 --> 00:15:30.580
این قضیه دیگه تموم شده .هیچ کس دیگه نمیتونه این قرارو فسخ کنه

00:15:31.790 --> 00:15:34.000
چطور میتونم؟

00:15:34.000 --> 00:15:37.490
با همچین لطف بزرگی از طرف امپراطور

00:15:37.490 --> 00:15:40.630
معلومه که خیلی خوشحالم

00:15:40.630 --> 00:15:42.650
هر وقت کاراتو کردی

00:15:42.650 --> 00:15:45.930
به منم بگو تا آماده سازیو شروع کنم

00:15:45.930 --> 00:15:49.500
ما تو عمارتمون افراد کمی داریم .باید یه سریو از بیرون استخدام کنیم

00:15:49.500 --> 00:15:52.160
تا تو کارای خونه کمکمون کنند

00:15:52.960 --> 00:15:55.390
بانوی بزرگ نیازی نیست خودتون به زحمت بندازید

00:15:55.390 --> 00:15:59.360
ازدواج من توسط افراد قصر برنامه ریزی میشه

00:15:59.360 --> 00:16:03.540
شاهزاده هوآن دوست نزدیک منه .ایشون هم مطمئنا افرادشو میفرسته تا کمکم کنند

00:16:03.540 --> 00:16:07.220
اون موقع ، فقط کافیه بانوی بزرگ و برادر ارشد

00:16:07.220 --> 00:16:10.540
فقط به گوشه بشینن ، یکم شراب بزنن به بدن و ادای احترام مهمونا رو بپذیرن

00:16:12.660 --> 00:16:14.290
اونم خوبه

00:16:14.830 --> 00:16:16.530
اونم خوبه

00:16:17.490 --> 00:16:19.730
هر چی نباشه ، لطف امپراطوریه

00:16:20.960 --> 00:16:25.540
ازونجایی که بانوی بزرگ هیچ مخالفتی ندارن

00:16:25.540 --> 00:16:29.880
برادر ارشد و زن برادر هم نباید مشکلی داشته باشن درسته؟

00:16:31.160 --> 00:16:34.620
تو به وضوح تصمیماتتو گرفتی

00:16:35.210 --> 00:16:37.700
چرا باید هنوزم بیای و ازمون سوال کنی؟

00:16:39.130 --> 00:16:42.920
نمایش تظاهر کردن باید خوب و مناسب انجام بشه

00:16:42.920 --> 00:16:47.740
وگرنه ، این استعداد خوب خانواده گو ما توسط من از بین میره

00:16:47.740 --> 00:16:50.090
اینجوری بد نمیشه؟؟

00:16:53.370 --> 00:16:57.330
.خوبه . من میرم فقط یه نگاهی به خونه بندازم

00:16:57.330 --> 00:17:00.900
چک میکنم ببینم جایی نیاز به تعمیر داره تا ثبت کنم

00:17:00.900 --> 00:17:02.570
ما تعمیراتو فردا شروع میکنیم

00:17:02.570 --> 00:17:06.230
میخوای خونه رو بازسازی کنی؟
بله

00:17:06.230 --> 00:17:10.800
نگران نباش .به یه ریال از خونه مارکیز دست نمیزنم

00:17:10.800 --> 00:17:15.370
من فقط حس میکنم ... خیلی این مسئله رو

00:17:15.370 --> 00:17:19.150
بررگش نکردی؟

00:17:20.130 --> 00:17:23.430
حتی پدرت تو ازدواج اولش

00:17:23.430 --> 00:17:27.170
این همه خدم و حشم به کار نگرفت تا واسش عروسی بگیرن

00:17:27.170 --> 00:17:29.590
من میترسم که آخرش بهت برچسب

00:17:29.590 --> 00:17:32.960
عجیب و غریب بودن رو بزنن

00:17:35.040 --> 00:17:38.400
این خواسته امپراطوره که اینقدر با شکوه برگذارش کنم

00:17:38.400 --> 00:17:41.430
ایشون احساس میکنند که من یه مقام بسیاار شایسته هستم ، پس باید پاداش بگیرم

00:17:41.430 --> 00:17:45.460
اما من یه مقام نظامی هستم .نمیتونم رتبه ای بالاتر داشته باشم

00:17:45.460 --> 00:17:48.600
ایشون فقط میتونند به من با پول و اینجور چیزا پاداش بدن

00:17:48.600 --> 00:17:51.130
اون موقع ، شاهزاده هوآن حتما میاد

00:17:51.130 --> 00:17:54.320
شاید علیاحضرت ملکه هم تشریف بیارن تا شاهد عروسی باشن

00:17:54.320 --> 00:17:56.700
اگه من یه سری تعمیرات انجام ندم

00:17:56.700 --> 00:17:59.100
خیلی غیر معقول به نظر میاد

00:18:04.370 --> 00:18:06.190
دیگه رفع زحمت میکنم

00:18:16.810 --> 00:18:19.100
منظور پسر دوم با این حرفایی که زد چی بود؟

00:18:19.100 --> 00:18:22.520
چطور امپراطور بهش اجازه داده تا یه عروسی با شکوه بگیره؟
(چشتون کوور)

00:18:23.060 --> 00:18:26.340
اون باید به عنوانت چشم داشته باشه

00:18:26.340 --> 00:18:28.860
و سعی میکنه تا امتحانت کنه

00:18:29.960 --> 00:18:32.610
من واقعا جونی ندارم که

00:18:32.610 --> 00:18:34.790
در موردش فک کنم یا بهش اهمیت بدم

00:18:35.460 --> 00:18:37.690
بذار اگه میخواد خودشو زجر کش کنه ، بکنه

00:18:41.070 --> 00:18:43.070
من خستم

00:18:48.740 --> 00:18:51.220
الان گورمو گم میکنم و به اتاقم برمیگردم

00:19:00.750 --> 00:19:04.820
بعدا ، اونجا هم برو تا اندازه بگیری . منطقه رو اندازه بگیر .بیا بذار ببینم

00:19:04.820 --> 00:19:06.710
مرتب ترش کن !فانوس هارو نصب کن

00:19:06.710 --> 00:19:08.340
...این یکی

00:19:11.010 --> 00:19:14.470
<i>همشو سریع نوشتید؟
بله نوشتیم . نوشتیم .ارباب جوان</i>

00:19:14.470 --> 00:19:17.310
اون چیزی که بانوی بزرگ گفتن درست بود؟

00:19:17.310 --> 00:19:19.770
برادر دوم نقشه ریخته تا عنوانتو ازت بگیره؟
(عنوان مارکیز)

00:19:20.570 --> 00:19:23.420
ما دوتا پسر نداریم

00:19:23.420 --> 00:19:25.860
وقتی به درک واصل شَم ، عنوان مارکیز به اون میرسه

00:19:25.860 --> 00:19:30.540
پس چرا باید بخواد اونو ازم بگیره؟

00:19:30.540 --> 00:19:32.750
اون کسی که واقعا میخواد عنوان مارکیز رو از من بدزده

00:19:32.750 --> 00:19:35.710
بانوی بزرگه
(واسه پسر خودش)

00:19:36.280 --> 00:19:40.450
اون احتمالا از خیلی وقت پیشه که آرزوی مرگ منو داره

00:19:40.450 --> 00:19:42.570
وقتی برادر دوم این ورا نبود

00:19:42.570 --> 00:19:45.870
اون میتونست بذاره که پسر سوم عنوان رو به ارث ببره

00:19:46.980 --> 00:19:49.740
اما مگه برادر دوم برنگشته؟

00:19:51.360 --> 00:19:54.110
خب که چی؟

00:19:54.110 --> 00:19:56.860
شیشه مربا میتونه وقتی هنوز سرش باز نشده بشکنه
(بینندگان عزیز از این سری جملات تو این سریال زیاده ، امیدوارم معنیشو درک کنید)

00:19:56.860 --> 00:20:00.390
یه ژنرال میتونه تو میدون جنگ کشته بشه

00:20:01.630 --> 00:20:04.060
,در آینده وقتی برادر دوم قشون کشی کنه

00:20:04.060 --> 00:20:06.820
نمیتونیم مطمئن باشیم که زنده برمیگرده

00:20:07.240 --> 00:20:10.800
اگه من به زودی هیچ وارثی نداشته باشم

00:20:12.470 --> 00:20:16.670
واسه بانوی بزرگ که خاله واقعیم هم هست خیلی خوب میشه

00:20:17.480 --> 00:20:19.610
فقط نگاه کن

00:20:20.430 --> 00:20:24.090
اون خانم شنگ که میخواد با خانواده ما وصلت کنه

00:20:24.090 --> 00:20:26.360
 به زودی زجر میکشه

00:20:32.490 --> 00:20:34.720
بعدا ، تو بهشون بگو

00:20:34.720 --> 00:20:38.960
تا اونا رو هم اونجا آویزون کنند
باشه
میخوام که یه چند تا فانوس بزررگ اونجا آویزون کنید

00:20:38.960 --> 00:20:41.550
درسته . درسته . ازون فانوسای بزرگ قرمز

00:20:41.550 --> 00:20:45.730
اون گو تینگ یه ، یه عنکبوت خیلی بزرگه ! اون یه همچین تور بزرگی پهن کرده

00:20:45.730 --> 00:20:48.200
اون میخواسته منو از راه به در کنه تا تسلیم خواسته هاش بشم

00:20:48.200 --> 00:20:50.230
من تا حالا کی با همچین چیزی رو به رو شدم؟

00:20:50.230 --> 00:20:52.570
اینقدره ترسیده بودم که بدو بدو اومدم خونه

00:20:52.570 --> 00:20:55.170
....اون واقعا اینقدر با بی رحمی

00:20:55.170 --> 00:20:57.780
حساب کتاب کرده بوده

00:20:58.760 --> 00:21:00.730
واقعا اونقدرا هم ظالمانه نیست

00:21:00.730 --> 00:21:05.600
اگرچه اون یکم خشنه ، اما خلق و خوی اصلیش خوبه

00:21:05.600 --> 00:21:09.830
تو رودخونه یویانگ ، وقتی که راهزنا مشکل ایجاد کردند و موقع محاصره قصر

00:21:09.830 --> 00:21:13.090
این گو تینگ یه بود که جون من رو نجات داد

00:21:13.090 --> 00:21:16.190
علاوه بر این ، اون حتی حواسش به آبروی منم بود

00:21:16.190 --> 00:21:19.130
و علنیش نکرد و اصلا از من نخواست واسش جبران کنم

00:21:19.130 --> 00:21:21.650
اون میتونه به عنوان یه جنتلمن در نظر گرفته بشه

00:21:22.630 --> 00:21:24.900
چجوری این همه اتفاق افتاده؟

00:21:24.900 --> 00:21:28.000
تو هیچوقت به من نگفتی

00:21:28.000 --> 00:21:31.830
من ... من ترسیدم که به خاطر اون

00:21:31.830 --> 00:21:34.990
اتفاقای پی در پی منو سرزنش کنید

00:21:34.990 --> 00:21:37.060
جرات نداشتم بهتون بگم

00:21:40.320 --> 00:21:43.180
این تقصیر تو نیست

00:21:43.180 --> 00:21:45.140
اون مرد

00:21:45.140 --> 00:21:48.140
خیلی توطئه گره

00:21:52.100 --> 00:21:55.810
بذار ازت بپرسم ، وقتی اون گو تینگ یه

00:21:55.810 --> 00:21:59.200
همه چیزو بهت گفت

00:21:59.200 --> 00:22:01.410
با خودت چه فکری کردی؟

00:22:06.940 --> 00:22:11.760
اولاش یکم خوشحال بودم

00:22:11.760 --> 00:22:15.730
اینکه واقعا یکی هست که این همه خودشو به آب و آتیش بزنه تا منو به دست بیاره

00:22:15.730 --> 00:22:19.390
...بعدش ، حس کردم

00:22:20.060 --> 00:22:23.810
عصبانی شدم ، هر چی بیشتر بهش فکر میکردم بیشتر دلم میخواست یکی بزنم تو صورتش

00:22:25.030 --> 00:22:28.960
بعدش ، مضطرب شدم

00:22:28.960 --> 00:22:31.180
مادر بزرگ ، بگید ، اون واقعا آدم خیلی خوبیه

00:22:31.180 --> 00:22:34.020
من باید در آینده چیکار کنم؟

00:22:35.160 --> 00:22:37.660
این تله خیلی بزرگه

00:22:37.660 --> 00:22:40.640
اگه به خاطر شرایط الان که با کلاهبرداری و گول زدنمون

00:22:40.640 --> 00:22:42.800
ما رو مجبور نمیکرد ، نبود

00:22:42.800 --> 00:22:45.150
ما نباید باهاش موافقت میکردیم

00:22:45.620 --> 00:22:48.430
همونطور که میگن ، خدمت کردن به امپراطور شبیه اینه که با ببر باشی

00:22:48.430 --> 00:22:51.350
این همه فسفر سوزونده فقط واسه اینکه با من ازدواج کنه

00:22:51.350 --> 00:22:53.690
چی میشه اگه در آینده بهم پشت کنه

00:22:53.690 --> 00:22:56.810
دوباره بازم اینقدر از مغزش واسه خلاص شدن از دست من استفاده میکنه و اینقدر به خودش سختی میده؟

00:22:58.270 --> 00:22:59.760
....همچنین

00:23:00.940 --> 00:23:04.740
همچنین ، اون همه چیزو در مورد اتفاقایی که بین چی هنگ و من افتاد خبر داره

00:23:04.740 --> 00:23:08.310
این به این معنی نیستش که اون یه نقطه ضعف منو تو دستش داره؟

00:23:09.790 --> 00:23:12.860
وضعیت خانوادگیشون هم خیلی قمر در عقربه

00:23:13.920 --> 00:23:17.770
من ... میترسم که نتونم از پسش بر بیام

00:23:19.730 --> 00:23:21.710
,تا وقتی تو ناراضی باشی

00:23:21.710 --> 00:23:24.060
,حتی اگه این یه ازدواج تایید شده توسط امپراطور باشه

00:23:24.060 --> 00:23:27.060
من تو رو بهشون نمیدم

00:23:29.370 --> 00:23:30.920
مرسی

00:23:38.200 --> 00:23:42.600
حتی مادربزرگ هم دوبار سعی کرده راضیش کنه

00:23:42.600 --> 00:23:47.100
مینگلان باهاش موافقت نکرده

00:23:48.200 --> 00:23:50.900
....فکر میکنم این قضیه

00:23:50.900 --> 00:23:53.500
یکم سخت باشه تا از پسش بر بیای

00:23:53.500 --> 00:23:55.500
یه چند روز دیگه هم دندون سر جیگر بذار

00:23:59.600 --> 00:24:02.200
اون خواهر ششم کوچیکم یک زن معمولی نیست

00:24:02.200 --> 00:24:04.200
من خیلی خوب میشناسمش

00:24:04.200 --> 00:24:08.600
نبینش که اینجوری آروم و سر به زیر و ملایم و بچه خوبیه

00:24:08.600 --> 00:24:11.200
,وقتی تصمیمشو بگیره

00:24:11.200 --> 00:24:14.400
دیگه هرگز ازش برنمیگرده

00:24:15.800 --> 00:24:19.100
منتطر موندن هم فکر خوبی نیست

00:24:20.400 --> 00:24:22.400
بیا یکی دو روز دیگه هم صبر کنیم

00:24:28.200 --> 00:24:30.700
دیگه چه نقشه شیطانی تو سرت داری؟

00:24:30.700 --> 00:24:32.100
بذار بهت بگم

00:24:32.100 --> 00:24:36.000
اگه دوباره خواسته باشی مثل دفعه قبل سرمو کلاه بذاری

00:24:36.600 --> 00:24:38.500
دیگه بهت کمک نمیکنم

00:24:40.700 --> 00:24:44.800
تا این حد پیش رفتن یه جور نشون دادن خلوص نیت منه

00:24:44.800 --> 00:24:50.000
کی بود که گفت خانوادتون یه مادربزرگه خیلی باهوش داره که وقتی یه چیزی میگه همون میشه؟

00:24:50.000 --> 00:24:54.300
اگه خواهر ششم موافقت نکنه ، هر چی که نقشه ریختی دود میشه میره هوا

00:24:56.400 --> 00:25:00.000
الان اول بهاره و وقت خیلی خوبیه

00:25:00.000 --> 00:25:02.000
میرم جلوی علیاحضرت ملکه

00:25:02.000 --> 00:25:05.800
و شرمگینانه ازش میخوام که واسم یه مسابقه جیجو برگذار کنه

00:25:05.800 --> 00:25:09.800
تو اون موقع ، همه خانم های خانواده های با نفوذ رو دعوت میکنم

00:25:09.800 --> 00:25:12.500
.که شامل خانواده شنگ شما هم میشه

00:25:15.600 --> 00:25:18.900
حتی الان میخوای ملکه رو هم وارد نقشه هات کنی؟

00:25:20.550 --> 00:25:24.770
خدایان تو بهشت میتونن شاهد خلوص نیت من باشن

00:25:30.800 --> 00:25:33.200
حس میکنم ممکنه نتیجه معکوس داشته باشه

00:25:33.200 --> 00:25:37.200
نگاه کن تو رو خدا ، تو از ملکه واسه ترسوندن خواهر کوچیکم استفاده میکنی

00:25:37.200 --> 00:25:40.400
بیشتر شبیه اینه که از ترس دولا بشه و قدرت حرکت دیگه نداشته باشه

00:25:41.700 --> 00:25:45.200
من فکر میکنم که تو خواهر کوچیکتو خوب نمیشناسی

00:25:45.200 --> 00:25:48.000
 ترسوندنش باعث نمیشه که اون واقعا بترسه

00:25:48.000 --> 00:25:51.300
من فقط دارم از روش برداشتن هیزم از زیر اجاق استفاده میکنم

00:25:51.300 --> 00:25:54.000
اون موقع تو حتما باید از خواهر بزرگت بخوای

00:25:54.000 --> 00:25:57.000
که حتما خواهر ششمت رو با خودش بیاره

00:25:58.400 --> 00:26:01.800
من فقط ازت میخوام که گول زدن مخفیانه

00:26:01.800 --> 00:26:03.900
خانواده منو تموش کنی

00:26:05.400 --> 00:26:07.900
پدر ، نوشتنو تموم کردم

00:26:09.800 --> 00:26:13.800
نوشتن رونگ اِر هی داره بهتر و بهتر میشه

00:26:13.800 --> 00:26:16.000
یه خانواده از آدمای باهوش

00:26:19.300 --> 00:26:21.500
<i>[  انشالله که موفق بشید  ]</i>

00:26:36.600 --> 00:26:38.900
بدو بیا

00:26:38.900 --> 00:26:41.200
خواهر جون من نمیخوام مسابقه جیجو رو ببینم

00:26:41.200 --> 00:26:44.000
من هنوز کلی از گلدوزی هام مونده که باید تمومشون کنم

00:26:44.000 --> 00:26:46.800
همین الانشم واسه جهیزیه ات کلی درست کردی

00:26:46.800 --> 00:26:48.000
بشین .بشین

00:26:48.000 --> 00:26:51.300
واقعا فکر کردی میتونی همشو تنهایی درست کنی؟

00:26:51.300 --> 00:26:54.000
تو به زودی همسر اصلی خانواده مارکیز میشی

00:26:54.000 --> 00:26:56.400
خواهر جون ، من هنوز موافقت نکردم

00:26:56.400 --> 00:26:59.200
فقط آروم باش و بشین . بیا بازی رو ببینیم

00:26:59.200 --> 00:27:03.000
عود کاملا سوخت و تموم شد
تیم قرمز ده امتیاز گرفته

00:27:03.000 --> 00:27:06.200
!تو این دور ، تیم قرمز برنده شده

00:27:06.200 --> 00:27:10.200
جایزشون عصای یشمه سلطنتیه

00:27:10.200 --> 00:27:13.300
<i>خوبه</i>

00:27:15.200 --> 00:27:17.000
اون چرا اینجاست؟

00:27:17.800 --> 00:27:22.500
اون بوده که از ملکه درخواست کرده تا این مسابقه جیجو رو راه بندازه پس طبیعیه که خودشم شرکت کنه

00:27:22.500 --> 00:27:24.000
چی ؟

00:27:25.800 --> 00:27:27.600
به نظرت عجیب نمیومد؟

00:27:27.600 --> 00:27:31.000
نگاه کن . حتی علفا هم هنوز خوب بلند نشدن

00:27:31.000 --> 00:27:34.000
ازونجایی که الان اول بهاره

00:27:34.000 --> 00:27:36.000
اون مجبور بوده خودشو به دردسر بندازه تا از علیاحضرت بخواد تا این مسابقه جیجو رو برگزار کنه

00:27:36.000 --> 00:27:38.900
اون فقط میخواد یه چند کلمه ای باهات حرف بزنه

00:27:47.000 --> 00:27:49.500
احوالتون چطوره علیاحضرت ملکه

00:27:50.600 --> 00:27:54.110
جونگهوای ، امروز نمیخوای بازی کنی؟

00:27:54.110 --> 00:27:56.300
پس چرا لباس مخصوص بازیو نپوشیدی؟

00:27:56.300 --> 00:27:59.700
بدون یه جایزه خوب اصلا حال نمیده بازی کنم

00:28:00.600 --> 00:28:03.300
اوه مادر جان ، اونهمه جایزه هیچکدوم دوست نداری؟

00:28:03.300 --> 00:28:06.400
ستاره از آسمون میخوای یا یه چیز دیگه؟

00:28:07.100 --> 00:28:11.800
علیاحضرت من به زودی ازدواج میکنم

00:28:11.800 --> 00:28:15.200
من مشتاقانه از اعلیحضرت درخواست میکنم که یه هدیه به من اعطا کنم تا بذارمش رو هدیه های نامزدی

00:28:15.200 --> 00:28:18.200
تا بتونم به همسر آیندم بدمش

00:28:18.200 --> 00:28:20.300
که بهش نشون بدم چقدر واسش ارزش قائلم

00:28:25.000 --> 00:28:29.800
نمیدونم که خانم کدوم خانواده اینقدر خوش شانس بوده که

00:28:31.000 --> 00:28:34.000
یه همسر مثل تو گیرش اومده؟

00:28:51.100 --> 00:28:55.200
این یه سنجاق سره که موقع تاجگذاریم استفادش کرده بودم

00:28:55.200 --> 00:28:58.500
باتوجه به اینکه چندین دفعه واسه نجات دادن اعلیحضرت از خطر مرگ

00:28:58.500 --> 00:29:00.900
جونتو به خطر انداختی

00:29:01.900 --> 00:29:03.400
اینو بهت هدیه میدم

00:29:03.400 --> 00:29:06.000
بگیرش ، و به عنوان هدیه نامزدی بده

00:29:08.600 --> 00:29:10.700
خیلی ممنونم ، علیاحضرت

00:29:10.700 --> 00:29:15.500
اگرچه که باید بازی بعدیو ببری تا بتونی داشته باشیش

00:29:16.400 --> 00:29:19.100
من ، افسر شما ،اطاعت میکنم

00:29:33.000 --> 00:29:35.400
اِ اِ اِ چرا فرار میکنی؟

00:29:35.400 --> 00:29:37.600
خانم ، کجا دارید میرید؟

00:29:37.600 --> 00:29:40.800
<i>خانم !خانم! کجا دارید میرید؟</i>

00:29:40.800 --> 00:29:41.800
میرم خونه

00:29:41.800 --> 00:29:45.100
خانم ، کالسکه مون اون طرفه

00:29:50.100 --> 00:29:51.800
خانم ، آروم باشید

00:30:10.950 --> 00:30:13.010
باید باهات حرف بزنم

00:30:14.000 --> 00:30:17.100
عموی دوم ، میخوای از قدرت و مقامت واسه فشار آوردن به من استفاده کنی؟

00:30:17.800 --> 00:30:21.600
نگران نباش . من آدمی نیستم که یه ریز به یکی گیر بدم

00:30:21.600 --> 00:30:25.100
من امروز میخوام حرفایی که ته دلمه بهت بزنم

00:30:25.100 --> 00:30:26.900
اگه هنوزم منو نمیخواستی

00:30:26.900 --> 00:30:29.600
منم دیگه هیچوقت مزاحمت نمیشم

00:30:29.600 --> 00:30:33.300
بعدشم مگه بهت نگفته بودم که دیگه بهم عمو نگو؟

00:30:39.600 --> 00:30:43.520
من میخوام بدونم که چرا نمیخوای با من ازدواج کنی

00:30:44.300 --> 00:30:46.900
نمیخوام یه سری حرف تخیلی بشنوم

00:30:46.900 --> 00:30:49.000
فقط میخوام حقیقت بشنوم

00:30:51.850 --> 00:30:53.310
...من

00:30:54.000 --> 00:30:56.800
من میترسم که هنسر خوبی واست نباشم

00:30:56.800 --> 00:31:00.100
من خیلی آدم درست و حسابی و آروم و باشخصیتی نیستم

00:31:00.900 --> 00:31:03.200
همچنین خیلی بی تجربه ام

00:31:03.200 --> 00:31:05.600
فقط باعث شرمندگیت میشم

00:31:10.290 --> 00:31:14.190
این شبیه واقعیت نیست

00:31:16.200 --> 00:31:19.300
خانواده گو شما خیلی روابط قمر در عقربی دارن و یه عالمه ضد و خورد دارین

00:31:19.300 --> 00:31:21.400
من فقط دختر یه خاندان کوچیکم

00:31:21.400 --> 00:31:23.000
و اونقدرا هم با تجربه نیستم

00:31:23.000 --> 00:31:25.810
من نمیتونم همجین خاندان بزرگی رو سروسامون بدم

00:31:26.500 --> 00:31:28.800
خب حالا یکم داری حقیقتو میگی

00:31:28.800 --> 00:31:32.600
غمت نباشه ، بعد اینکه ازدواج کردیم میریم تو یه عمارت دیگه زندگی میکنیم

00:31:32.600 --> 00:31:35.470
نیازی نیست که به این موضوعات زشت و نگران کننده اهمیت بدی

00:31:36.100 --> 00:31:38.600
ما میتونیم توی یه عمارت جدا زندگی کنیم؟

00:31:38.600 --> 00:31:42.400
وقتی اون موقع بشه ، اگه خواسته باشی تو عمارت مارکیز زندگی کنی پس همونجا میمونیم

00:31:42.400 --> 00:31:45.500
اگرم خواسته که یه جا دیگه زندگی کنیم ، میریم یه جا دیگه

00:31:46.300 --> 00:31:51.000
من جرات ندارم بهت بگم که چقدر خوب میشه اگه با من ازدواج کنی

00:31:51.000 --> 00:31:56.600
فقط یه چیزی ، من نمیذارم که دیگه از حقت محروم بشی و چیزا رو تو خودت نگه داری

00:32:00.400 --> 00:32:03.530
من .من توی ناز و نعمت بزرگ شدم

00:32:03.530 --> 00:32:05.600
کی از حق و حقوقم محروم بودم؟

00:32:05.600 --> 00:32:09.800
من اصلا نیازی به کسی ندارم که واسم قهرمان بازی دربیاره و منو از خطرات نجات بده

00:32:12.400 --> 00:32:16.600
تو ... خیلی خوب حرف میزنی

00:32:16.600 --> 00:32:18.500
دروغگوی کوچولو

00:32:20.610 --> 00:32:22.570
تو همیشه غم و دردتو تو خودت نگه داشتی

00:32:22.570 --> 00:32:25.810
همیشه از وقتی به دنیا اومدی رنج کشیدی

00:32:26.700 --> 00:32:30.000
تو نمیتونی این رسم بچه مشروع بودن و نامشروع بودن رو تحمل کنی

00:32:30.000 --> 00:32:34.400
اما هیچ چاره ای نداری جز اینکه اطاعت کنی . تو واقعا تو همه چی خوبی

00:32:34.400 --> 00:32:37.800
اما مجبوری هر دفعه تواناییاتو نشون ندی و همینطور خودتو پایین نگه داری

00:32:37.800 --> 00:32:39.900
جرات خودنمایی نداری

00:32:39.900 --> 00:32:43.800
پس گشتی دنبال یه خانواده معمولی مثل خانواده "هه"

00:32:44.800 --> 00:32:46.500
خودنمایی؟

00:32:47.840 --> 00:32:51.420
به خاطر خودنماییم ، یه عالمه دردسر واسه خودم درست کردم

00:32:52.400 --> 00:32:55.840
تو خودت شخصا شاهدش بودی . اما بعدش چه اتفاقی واسم افتاد؟

00:32:56.600 --> 00:33:00.200
من از خیاطی و گلدوزی خوشم نمیاد

00:33:00.200 --> 00:33:04.000
مجبورم تظاهر کنم که از هر چیزی که خوشم نمیاد ، خوشم بیاد

00:33:04.000 --> 00:33:07.600
اما چه کاری از دستم برمیاد؟ باید اول جون خودمو نجات بدم

00:33:07.600 --> 00:33:09.800
این به خاطر اینه که خیلی معقولی

00:33:09.800 --> 00:33:12.400
.باهوشی . اصلا آخرشی

00:33:12.400 --> 00:33:14.100
تو میتونی هر چیزی رو به وضوح ببینی

00:33:14.100 --> 00:33:17.220
به خاطر همین جرات نداری که از حد خودت فراتر بری

00:33:17.800 --> 00:33:20.600
اما نمیتونی کامل خودتو از گرفتاریات دور کنی . تو بی عدالتیو حس میکنی

00:33:20.600 --> 00:33:23.000
رنج میکشی و تو خودت نگه میداری

00:33:23.000 --> 00:33:26.100
تو فقط میتونی تظاهر کنی که احمقی و گیج میزنی ، همیشه خیلی مراقبی

00:33:26.100 --> 00:33:30.260
تو خودتو مجبور کردی تا تبدیل به یه خانم ششمِ شنگ بی عیب و نقص بشی

00:33:31.000 --> 00:33:34.400
من راضی نیستم که تو بقیه زندگیتو اینجوری بگذرونی

00:33:34.400 --> 00:33:37.000
جرات ندارم که بهت بگم وقتی با من ازدواج کنی دنیا رو واست گلستون میکنم

00:33:37.000 --> 00:33:39.800
من فقط میتونم یه چیزو  به خدا قسم بخورم

00:33:39.800 --> 00:33:43.000
که از حالا به بعد ، رتبه من بین مردا هرچی باشه

00:33:43.000 --> 00:33:46.200
رتبه تو هم بین زنا همون خواهد بود

00:33:48.800 --> 00:33:53.200
من خیلی وقته که تحسینت میکنم و مشتاقم که تو همسرم باشی

00:33:53.200 --> 00:33:57.400
 میخوام بهت اعتماد کنم و خونه زندگی مو بهت بسپرم تا مدیریتش کنی و بهت اعتماد کنم تا ادامه دهنده نسلم و مادر بچه هام باشی

00:33:57.400 --> 00:34:00.100
من میخوام بقیه زندگیمو باهات بگذرونم

00:34:01.900 --> 00:34:04.160
ارباب دوم !سریع بیا تا با هم جیجو بازی کنیم

00:34:04.160 --> 00:34:06.700
من باید ایندفعه شکستت بدم

00:34:15.600 --> 00:34:17.300
.بهش گوش نده

00:34:18.400 --> 00:34:20.000
چرا نه؟

00:34:20.000 --> 00:34:21.800
... پس تو

00:34:21.800 --> 00:34:25.000
پس تو دیگه نمیتونی جایزه رو ببری

00:34:25.960 --> 00:34:28.100
معلومه که میتونم

00:34:28.800 --> 00:34:31.800
اونها دو نفرن. کسیو داری که باهاش بازی کنی؟

00:34:32.750 --> 00:34:35.100
من خودم یه تنه حریفم

00:34:37.800 --> 00:34:41.300
اگه با هم بازی کنیم ،  خیلی بد میبازن ؟

00:34:47.600 --> 00:34:49.700
باشه . بیا شکستشون بدیم

00:34:49.700 --> 00:34:51.800
با هم حسابی میترکونیم

00:35:15.800 --> 00:35:17.700
من امروز واقعا خوشحالم

00:35:17.700 --> 00:35:20.600
خیلی ساله که اینقدر خوشحال نبودم
❤

00:35:26.400 --> 00:35:29.400
منم خیلی خوشحالم

00:35:35.000 --> 00:35:36.500
تمومه

00:36:23.800 --> 00:36:25.800
خواهر کوچولو ، تو الان یه شخص بالارتبه ای

00:36:25.800 --> 00:36:28.400
چجوریه که هنوزم وقت داری تا بیای پیش من؟

00:36:30.480 --> 00:36:32.300
خواهر پنجم ، عصبانی هستی؟

00:36:32.300 --> 00:36:34.200
.پس ... یه موقع دیگه میام پیشت

00:36:34.200 --> 00:36:35.600
خانم ششم

00:36:35.600 --> 00:36:38.700
خانم ششم ، خانم پنجم در حقیقت خیلی دلشون واسه شما تنگ شده

00:36:38.700 --> 00:36:42.300
خانم ششم ، لطفا بیایید داخل و با خانم پنجم ما یه گپی بزنید

00:36:43.600 --> 00:36:46.600
شی چوئه ، زخمات چطوره؟

00:36:46.600 --> 00:36:48.400
خانم ششم واسه نگرانیتون ممنونم

00:36:48.400 --> 00:36:50.200
درواقع ،  اونا خیلی منو به شدت نزدن

00:36:50.200 --> 00:36:52.600
خانم پنجم حتی مانع بعضیاشون شدن

00:36:52.600 --> 00:36:55.600
بعد چند روزی که روشون دارو زدم کاملا خوب شدن

00:36:55.600 --> 00:36:57.600
خب استراحت کن . خودتو خسته نکن

00:36:57.600 --> 00:36:59.500
متشکرم ، خانم

00:37:04.800 --> 00:37:06.000
خواهر پنجم

00:37:06.000 --> 00:37:10.100
چیه؟ حالا تو امور خدمتکارای من دخالت میکنی؟

00:37:10.100 --> 00:37:14.000
از حالا به بعد ، واقعا هر کاری که خواستی باشی میتونی تو این خونه انجام بدی

00:37:15.200 --> 00:37:16.700
مادرم گفتش

00:37:16.700 --> 00:37:19.270
هدیه های نامزدی که خانواده گو واست فرستادن

00:37:19.270 --> 00:37:22.800
اگه روهم بزاریشون یه کوه میشه

00:37:22.800 --> 00:37:27.900
اینطور به نظر میرسه که از حالا به بعد بهت نیاز پیدا کنم تا حمایتم کنی

00:37:29.200 --> 00:37:32.800
 مطمئنا بانوی بزرگ همچین حرفایی نزدن

00:37:32.800 --> 00:37:35.100
البته که نه

00:37:35.100 --> 00:37:38.300
فایده ازدواج تو فقط اون هدیه ها نیستن

00:37:38.300 --> 00:37:41.100
تو حتی اون ستاره بدشگونی که نو عروسا باهاش سرو کله میزنن

00:37:41.100 --> 00:37:43.400
و اسمش والدین هستش رو نداری

00:37:43.400 --> 00:37:47.500
چیزی نیست که بخوام بهش افتخار کنم تو هم که پدر شوهر نداری

00:37:50.400 --> 00:37:53.700
اما تو مادرشوهر منو نمیشناسی

00:37:53.700 --> 00:37:56.400
چند روز پیش ، اومده بود تا مادرو ببینه

00:37:56.400 --> 00:37:59.000
 با بی مهری چه حرفای تند و تیزی  که نزد

00:37:59.000 --> 00:38:02.500
پسرش فقط رتبه سیزدهم از بیست نفر اولو گرفته

00:38:02.500 --> 00:38:04.600
خیلی از جایگاه برادر دوم هم پایین تره

00:38:04.600 --> 00:38:06.200
من حتی یه کلمه هم نگفتم

00:38:06.200 --> 00:38:09.800
اما اون؟ مثل این میمونست که مادر امپراطور آسمونا شده

00:38:09.800 --> 00:38:12.000
اون واقعا خیلی خودنمایی میکرد

00:38:12.000 --> 00:38:14.300
..اون حتی یه چیزایی مثل

00:38:14.300 --> 00:38:18.600
اینکه اگه من با خانوادشون وصلت کنم ، همه با هم تو یه خونه و یه جا زندگی میکنیم ، گفت
(منظورش اینه که مثل خونه خود شنگ بخش ها از هم جدا نیست همشون توی یه عمارت زندگی میکنن)

00:38:18.600 --> 00:38:21.600
اون مادرمو به نقطه جوشش رسوند تا حدی که  مجبور شد واسه خالی کردن عصبانیتش به اتاق من بیاد

00:38:21.600 --> 00:38:26.000
اون حتی گفت که وقتی مادر شوهر آینده ات

00:38:26.000 --> 00:38:28.800
و گو دوم واسه خواستگاری اومده بودن

00:38:28.800 --> 00:38:32.600
خیلی نجیب ، با نزاکت و صمیمی بودن

00:38:32.600 --> 00:38:34.620
خیلی عصبانیم

00:38:37.000 --> 00:38:39.020
خواهر پنجم

00:38:40.000 --> 00:38:43.200
دوست داری نامزدامون رو با هم عوض کنیم؟

00:38:44.800 --> 00:38:45.800
تو دوست داری؟

00:38:45.800 --> 00:38:47.800
البته که دوست دارم
:/

00:38:47.800 --> 00:38:50.600
از همون اولش متوجه شدم که شوهر خواهر آدم بدی نیست

00:38:50.600 --> 00:38:53.200
اون حتی به خاطر دیدن زنی که عاشقشه از دیوارا بالا میره

00:38:53.200 --> 00:38:56.200
اون حتی میتونه شعرا و آهنگ ها رو از بَر بخونه ، خیلی احساساتیه

00:38:56.200 --> 00:39:00.400
دیروز وقتی هدیه های نامزدیش رو میداد ، جلوی پدر و مادر قسم خورد که

00:39:00.400 --> 00:39:03.700
حتی اگه هفت هشتا شاهزاده خانوم دوسش داشته باشن

00:39:03.700 --> 00:39:06.200
هیچوقت عشق اولشو عوض نمیکنه

00:39:06.200 --> 00:39:09.700
حالا که اون آزمون استخدامی رو قبول شده یکی از زیر دست های عالیجنابه

00:39:09.700 --> 00:39:14.400
این همونی نیست که تو داستانا بهش جوانک جاویدان میگن؟

00:39:15.100 --> 00:39:17.000
پررو

00:39:17.000 --> 00:39:19.300
چرا داری عصبانی میشی؟

00:39:25.200 --> 00:39:28.800
خواهر کوچولو ، من فقط به

00:39:28.800 --> 00:39:31.600
چهره خشمگین خواهر بزرگتر مادر شوهرم که قبلا

00:39:31.600 --> 00:39:34.500
باهاش ملاقات کردم ، فکر میکنم

00:39:34.500 --> 00:39:38.700
اون موقع با خودم گفتم اگه قرار باشه تو سختی زندگی کنم

00:39:38.700 --> 00:39:42.100
ترجیح میدم که یه پیر دختر بشم

00:39:45.800 --> 00:39:50.600
حقیقتش خیلی میترسم

00:39:50.600 --> 00:39:54.200
میترسم که برادر جینگ با من با بی عدالتی رفتار کنه

00:39:54.200 --> 00:39:57.800
میترسم که مادرشوهرم از همین الان واسم قلدری کنه

00:39:57.800 --> 00:40:01.800
میترسم که زندگی آینده ام حتی بدتر از مولان باشه

00:40:03.600 --> 00:40:05.740
اصلا دیگه نمیخوام ازدواج کنم

00:40:09.020 --> 00:40:12.800
مردم میگن یه چیزایی توی این دنیا هست که تو نباید بهشون باور داشته باشی

00:40:12.800 --> 00:40:15.600
یکیش اینه که آدمای پیر میگن دیگه نمیخوان بیشتر از این عمر کنند

00:40:15.600 --> 00:40:19.500
دومیش وقتیه که بچه ها میگن که نمیخوان بزرگ بشن

00:40:19.500 --> 00:40:21.800
...سومیشم

00:40:21.800 --> 00:40:23.800
سومیش چیه؟

00:40:24.800 --> 00:40:27.500
وقتی یک خانم میگه که نمیخواد ازدواج کنه

00:40:33.800 --> 00:40:35.900
....چی میشد اگه

00:40:37.400 --> 00:40:39.200
فقط میتونستیم مستقیما مادر شوهر بشیم؟

00:40:39.200 --> 00:40:42.000
واقعا خیلی سخته که ازدواج کنی

00:40:43.940 --> 00:40:46.860
یک مادر شوهر از عروس بودن شروع کرده

00:40:48.000 --> 00:40:50.400
به اون روزم میرسی

00:40:51.400 --> 00:40:55.760
پس .. اگه هیچ مادرشوهری نمیبود عالی میشد

00:40:56.400 --> 00:40:59.000
اگه مادر نباشه پس پسر از کجا میخواد بیاد؟

00:40:59.000 --> 00:41:04.400
چیزی که گفتی خیلی بیشتر ظالمانست نسبت به اینکه درست بعد دعای بوداییت گفتی که نمیخوای یه راهب بشی

00:41:08.500 --> 00:41:12.000
خواهر ششم من میخوام

00:41:12.000 --> 00:41:15.800
.روزای آینده هر دومون خوب باشه

00:41:15.800 --> 00:41:17.300
البته

00:41:17.300 --> 00:41:19.380
همه افرادی که زندن باید زندگی کنن

00:41:19.380 --> 00:41:22.200
فقط مرده هان دیگه مجبور به اینکار نیستن

00:41:23.400 --> 00:41:25.000
تو باید مواظب باشی

00:41:25.000 --> 00:41:27.590
اون فامیلای گو

00:41:27.590 --> 00:41:29.400
چون یه بچه نامشروعی به دیده تحقیر بهت نگاه میکنن

00:41:29.400 --> 00:41:31.400
اونا واست قیافه میان و خودشون میگیرن

00:41:31.400 --> 00:41:35.000
عیب نداره . بهشون نگاه نمیکنم

00:41:36.000 --> 00:41:37.600
تو باهوش و زرنگی

00:41:37.600 --> 00:41:40.180
اونا حتما عاشقت میشن

00:41:40.800 --> 00:41:42.200
تو هم همینطور

00:41:42.200 --> 00:41:43.800
من؟

00:41:45.800 --> 00:41:48.100
من اینطوری نیستم

00:41:55.800 --> 00:41:58.800
وقتی به اون فامیلای گو فکر میکنم

00:41:58.800 --> 00:42:02.400
به نظر میرسه که اونا واقعا زندگیو واست سخت میکنن

00:42:02.400 --> 00:42:06.370
تو نباید به دل بگیری و در موردش عصبانی بشی

00:42:08.800 --> 00:42:11.400
خواهر پنجم هم امروز همین چیزا رو گفت

00:42:11.400 --> 00:42:14.000
میفهمم .نگران نباشید

00:42:14.000 --> 00:42:16.700
اون دختر پنجم یه آدم صاف و صادقه

00:42:17.800 --> 00:42:20.600
اون هدیه های نامزدی که ارباب دوم گو امروز فرستاد

00:42:20.600 --> 00:42:22.800
کافی بودن تا کل حیاطو پر کنن

00:42:22.800 --> 00:42:25.400
خودتم دیدی که همشو تو یه روز نیاورد

00:42:25.400 --> 00:42:28.100
اون خیلی وقته که در حال آماده کردنشه

00:42:28.100 --> 00:42:32.400
اون باید اون موقعی که از خواهر یانران خواستگاری کرده بود ، اونارو آماده کرده باشه

00:42:32.400 --> 00:42:35.400
نه . خانم بزرگ یو

00:42:35.400 --> 00:42:38.200
لیست هدایای نامزدی یانران رو بهم گفته بود

00:42:38.200 --> 00:42:40.600
اونا فرق داشتن

00:42:40.600 --> 00:42:44.900
واقعا؟ چند روز پیش ، من یه نامه به خواهر یانران نوشتم

00:42:44.900 --> 00:42:47.800
بهش در مورد ازدواجم با ارباب گو گفتم

00:42:47.800 --> 00:42:49.490
خواهر یانران شوکه شده بود

00:42:49.490 --> 00:42:52.210
و ازم پرسید نکنه مجبورت کردن؟

00:42:52.800 --> 00:42:56.300
من بهش گفتم که نه

00:42:56.300 --> 00:42:59.600
اما بعدش وقتی خوب بهش فکر کردم ، احساس کردم که واقعا مجبور شدم

00:42:59.600 --> 00:43:04.050
حالا که حرفش شد، وقتی تو ازش دفاع کردی

00:43:04.800 --> 00:43:08.000
به نظر میرسه یه قرن پیش بوده

00:43:09.100 --> 00:43:13.400
حالا ، این تویی که آخرش سروکارت به خونه گو افتاد

00:43:16.800 --> 00:43:20.200
همه اینا الان مال توعه

00:43:22.000 --> 00:43:52.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:43:52.024 --> 00:44:37.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.