﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:33.720 --> 00:01:35.950
‫بایگانی، ساختمانیه که...

00:01:36.020 --> 00:01:39.180
‫...در گوشه‌ای آرام از محوطه‌ی
‫قصر سائیونکوکو قرار گرفته.

00:01:40.220 --> 00:01:43.190
‫و هیچ ارتباطی با اداره‌ی دولتی مرکزی ندارد.

00:01:43.490 --> 00:01:46.980
‫کار اینجا، چیزی به جز رسیدگی از
‫کتاب‌های خاک‌گرفته‌ای که...

00:01:47.100 --> 00:01:50.000
‫...افراد زیادی از حضورشون خبرندارن، نیست.

00:01:52.470 --> 00:01:53.530
‫پدر.

00:01:54.140 --> 00:01:55.570
‫اوه شوره.

00:01:56.100 --> 00:01:59.670
‫می‌شه یکم چای بخوریم؟
‫ایشون ران شوئه-ساما هستن.

00:01:59.970 --> 00:02:01.640
‫می‌شناسیشون، درسته؟

00:02:02.340 --> 00:02:05.940
‫آه، آره...خوش اومدین عالـ...،شوئه-دونو.

00:02:08.750 --> 00:02:11.180
‫حالتون خوبه، شوکا-دونو؟

00:02:12.390 --> 00:02:15.750
‫خب، بیاید چای رو آماده کنیم،
‫ران شوئه-ساما.

00:02:16.220 --> 00:02:17.750
‫او-اوهوم.

00:02:17.830 --> 00:02:21.120
‫من به محض اینکه کارم
‫تموم بشه، بهتون ملحق می‌شم.

00:02:22.500 --> 00:02:26.990
قورباغه‌ی توی چاه چیزی از اقیانوس نمی‌دونه

00:02:27.440 --> 00:02:28.960
‫اوی، سه‌ران.

00:02:30.970 --> 00:02:32.340
‫فرمانده ران.

00:02:32.410 --> 00:02:33.870
‫یه لحظه بیا اینجا.

00:02:38.780 --> 00:02:40.300
‫این کیه؟

00:02:40.420 --> 00:02:45.650
‫ری کویو. توی بخش امور داخلی‌ـه
‫و یکی از دوستان قدیمی منم هست.

00:02:45.720 --> 00:02:47.240
‫کی دوست قدیمی‌ـته؟

00:02:47.320 --> 00:02:49.290
‫ما صرفاً با همدیگه آشناییم.

00:02:49.360 --> 00:02:51.620
‫احیاناً شما معاون وزارت بخش امور داخلی هستین؟

00:02:51.690 --> 00:02:53.820
‫توی سن شونزده سالگی، جوون‌ترین کسی که...

00:02:53.900 --> 00:02:56.160
‫..امتحانات سراسری رو با
‫نمره‌های بالا قبول شد؟

00:02:56.500 --> 00:02:58.970
‫اینجا رو ببین کویو، حسابی معروفی.

00:02:59.500 --> 00:03:02.660
‫ولی الان که صبحه توی
‫بخش‌ـتون کاری ندارین؟

00:03:02.740 --> 00:03:04.430
‫این‌جا توی بایگانی چیکار می‌کنید؟

00:03:07.240 --> 00:03:11.110
‫در واقع، هر دوی ماها برای
‫کارمون اینجاییم، مثل خودت.

00:03:12.350 --> 00:03:13.610
‫یعنی می‌گی...؟

00:03:13.980 --> 00:03:18.390
‫درسته، مثل تو، کویوو و من هم
‫به خدمت امپراتور منصوب شدیم.

00:03:18.790 --> 00:03:22.090
‫ولی کل این ماه کار زیادی برای انجام دادن نداشتیم.

00:03:23.020 --> 00:03:25.820
‫تو ملازم خانوادگی شوره-دونو هستی، درسته؟

00:03:25.930 --> 00:03:27.090
‫بـ-بله.

00:03:27.430 --> 00:03:29.120
‫حالا که هیچ‌کدوممون کاری
‫برای انجام دادن نداریم.

00:03:29.200 --> 00:03:31.430
‫...اومدیم ببینیم شوره-دونویی که
‫براشون کار می‌کنی...

00:03:31.500 --> 00:03:33.800
‫...چطور با امپراتور کنار میان.

00:03:34.770 --> 00:03:36.740
‫بفرمایید، نوش جان.

00:03:40.580 --> 00:03:44.510
‫خوشمزه‌ست. پس باید
‫مزه‌ش اینطوری باشه.

00:03:45.450 --> 00:03:49.110
‫همیشه مجبور بودی «چای بابا» رو بخوری؟

00:03:50.790 --> 00:03:51.880
‫«چای بابا»؟

00:03:51.950 --> 00:03:54.950
‫چای تلخی که پدرم درست می‌کنه.

00:03:55.420 --> 00:03:58.920
‫آره. اما من «چی بابا»‌یِ شوکا رو هم دوست دارم.

00:03:59.890 --> 00:04:01.620
‫آدم خوبیه.

00:04:02.330 --> 00:04:04.300
‫زیاد به بایگانی میای؟

00:04:04.730 --> 00:04:05.600
‫آره.

00:04:05.670 --> 00:04:07.400
‫حتی با اینکه یه افسر نظامی هستی؟

00:04:10.240 --> 00:04:12.800
‫خـ-خب...تو همنشین کو هستی درسته؟

00:04:13.370 --> 00:04:14.930
‫اوه، خبر داری؟

00:04:15.010 --> 00:04:15.910
‫آره.

00:04:15.980 --> 00:04:18.470
‫دیروز وقتی که به اقامتگاه سلطنتی
‫رفته بودم از سوشویی شنیدم.

00:04:18.550 --> 00:04:22.240
‫که اینطور. چرا به اقامتگاه
‫سلطنتی رفته بودی؟

00:04:23.120 --> 00:04:25.610
‫خب، من...چیزه...!

00:04:25.950 --> 00:04:28.290
‫نکنه از عالیجناب پیامی گرفتی؟

00:04:28.420 --> 00:04:30.550
‫خب، چیزه...؛ آه!

00:04:31.130 --> 00:04:32.650
‫ببخشید که منتظرتون گذاشتم.

00:04:33.460 --> 00:04:36.230
‫بـ-بفرمایید! شوکا-دونو! یکمی چای میل کنید!

00:04:38.630 --> 00:04:41.190
‫شوره، تو شاهزاده‌ی خانواده‌ی کو هستی، درسته!

00:04:41.740 --> 00:04:46.070
‫پس چرا انقدر توی پختن شیرینی‌جات
‫خوبی؟ و به علاوه اون...!

00:04:49.110 --> 00:04:50.580
‫دستام؟

00:04:51.680 --> 00:04:55.340
‫همه‌شون ترک خوردن، شبیه
‫دستای یه شاهزاده خانوم نیستن.

00:04:55.420 --> 00:04:59.280
‫راستش از وقتی که وارد
‫قصر سلطنتی شدم خیلی بهتر شدن.

00:04:59.450 --> 00:05:01.010
‫ما خیلی فقیریم.

00:05:01.590 --> 00:05:05.030
‫برای همین من مجبورم هر روز سخت کار کنم.

00:05:07.200 --> 00:05:09.930
‫و برای همین هم هست که
‫دستام به نرمی و لطافت...

00:05:10.000 --> 00:05:12.120
‫...دست‌های یه شاهزاده خانوم نیستن.

00:05:14.400 --> 00:05:16.230
‫ولی می‌دونی، برای من واقعاً فرقی نداره.

00:05:16.300 --> 00:05:20.500
‫همه‌ی اینا بخاطر اینه که من،
‫سه‌ران و پدرم بتونیم با هم زندگی کنیم.

00:05:20.910 --> 00:05:22.380
‫برای همین برام اهمیتی نداره.

00:05:22.580 --> 00:05:23.640
‫سه‌ران؟

00:05:23.710 --> 00:05:25.540
‫احتمالاً قبلاً یه جایی دیدیش.

00:05:25.780 --> 00:05:28.440
‫چون اون هم به خدمت عالیجناب
‫و ارتش چپ اورین منصوب شده.

00:05:30.620 --> 00:05:33.710
‫این‌همه خرده همه ‌جا ریختی،
‫درست عین بچه‌هایی.

00:05:33.860 --> 00:05:36.320
‫من دیگه نوزده‌سالمه، بچه نیستم.

00:05:36.560 --> 00:05:39.890
‫اوه؟  واقعاً؟ پس
‫یعنی همسن امپراتوری.

00:05:43.330 --> 00:05:45.600
‫ها؟ چندتا مانجو خوری؟

00:05:46.000 --> 00:05:47.590
‫پنج‌تا یا شش‌تا، شاید؟

00:05:48.340 --> 00:05:49.200
‫اوخ!

00:05:49.270 --> 00:05:50.670
‫زیاد خوردی!

00:05:50.740 --> 00:05:54.070
‫اینا رو برات جمع می‌کنم، پس
‫با خودت ببر و بعداً بخورشون.

00:05:55.410 --> 00:05:58.280
‫شوره مثل مامانای غرغروئه، نه؟

00:05:58.710 --> 00:05:59.580
‫آره.

00:05:59.650 --> 00:06:00.910
‫پدر.

00:06:01.850 --> 00:06:03.010
‫ببخشید ببخشید.

00:06:04.950 --> 00:06:07.510
‫اما خوبه. اینطور چیزا...

00:06:17.470 --> 00:06:18.430
‫چرا...اون...؟

00:06:23.300 --> 00:06:26.600
‫مثل اینکه شایعات در مورد
‫تمایلاتش درسته.

00:06:26.840 --> 00:06:29.970
‫خانوم، اینجا چیکار می‌کنین؟

00:06:30.040 --> 00:06:32.880
‫اوه، تویی سه‌ران؟
‫ترسوندیم.!

00:06:33.710 --> 00:06:35.910
‫ناراحتی که عالجیناب نمیاد و...

00:06:35.980 --> 00:06:37.610
‫...شبش رو با تو نمی‌گذرونه؟

00:06:37.720 --> 00:06:40.380
‫ا-احمق نشو! من فقط...!

00:06:40.860 --> 00:06:41.950
‫فقط؟

00:06:43.020 --> 00:06:46.550
‫داشتم به این فکر می‌کردم
‫که اون واقعاً تنهاست.

00:06:47.430 --> 00:06:48.920
‫داشتم به این چیزا فکر می‌کردم.

00:06:51.030 --> 00:06:54.020
‫اولین باری که دیدمش و اسمش رو پرسیدم....

00:06:54.100 --> 00:06:56.070
‫...فکر می‌کنی بهم چی گفت؟

00:06:56.270 --> 00:06:57.740
‫گفت اسمش «ران شوئه» هست.

00:06:57.810 --> 00:06:59.070
‫جالبه.

00:06:59.270 --> 00:07:03.440
‫توی قصر چرخ بزنی و لباسای راحت
‫غیر رسمی بپوشی....

00:07:03.540 --> 00:07:06.410
‫..عملاً داشته داد می‌زده که خودش امپراتوره.

00:07:07.110 --> 00:07:09.110
‫خانوم. این کتابا چی‌ان؟

00:07:09.680 --> 00:07:12.980
‫اینا؟ می‌خوام بخونمشون.

00:07:13.750 --> 00:07:18.950
‫من به قصر اومدم تا امپراتور رو آموزش بدم،
‫برای همین هم باید آماده باشم.

00:07:20.090 --> 00:07:22.590
‫فکر می‌کردم یه نجیب‌‌زاده‌ی احمقه.

00:07:23.200 --> 00:07:25.560
‫ولی وقتی باهاش حرف زدم،
‫فهمیدم اصلاً اینطور نیست.

00:07:25.630 --> 00:07:29.590
‫به طور عجیبی بچه‌‌ست، اما نه
‫کم‌حوصله‌ست و نه مغرور.

00:07:29.940 --> 00:07:32.870
‫از همه‌ی اینا گذشته، به هرچیزی
‫که می‌گم، با دقت گوش می‌کنه.

00:07:33.370 --> 00:07:35.000
‫اگه به حرفایی که مردم
‫برای گفتن دارن گوش کنه...

00:07:35.080 --> 00:07:36.870
‫...حس می‌کنم با حرف زدن
‫می‌تونم باهاش کنار بیام.

00:07:37.350 --> 00:07:39.370
‫اونطور که تصور می‌کردم
‫آدم بدی نیست.

00:07:40.820 --> 00:07:43.650
‫برعکس، مطمئنم امپراتور خوبی می‌شه.

00:07:44.420 --> 00:07:46.820
‫اوهوم، منم همینطور.

00:07:47.290 --> 00:07:49.220
‫و برای همینه که باید مطالعه کنم.

00:07:55.960 --> 00:07:57.020
‫مشاور شو!

00:07:58.030 --> 00:08:00.300
‫اوه، شوره-دونو.

00:08:00.400 --> 00:08:02.890
‫ازتون یه خواهش دارم، مشاور شو.

00:08:03.000 --> 00:08:03.970
‫چی هست؟

00:08:04.040 --> 00:08:08.600
‫می‌خوام مطالعه کنم. اما متوجه شدم
‫تنهایی کتاب خوندن کافی نیست.

00:08:08.680 --> 00:08:11.470
‫برای همین امیدوار بودم شما
‫یه استاد بهم معرفی کنید.

00:08:11.780 --> 00:08:15.310
‫اوه، خیلی‌خب! بسپرش به خودم!

00:08:18.790 --> 00:08:21.550
‫بیاید با ساختار اصلی دربار شروع کنیم.

00:08:21.720 --> 00:08:25.560
‫شوره-دونو، شنیدم که شما
‫به درخواست مشاور شو به قصر اومدین.

00:08:25.960 --> 00:08:26.930
‫بله.

00:08:26.990 --> 00:08:30.560
‫پس فکر کنم تا یه سطوحی دانش دارید.

00:08:30.770 --> 00:08:33.200
‫خب، می‌تونید برام چهار وزارت و
‫شش بخش جانبی رو بگید؟

00:08:33.270 --> 00:08:36.030
‫چهار وزارتخانه می‌شن، وزارتخانه‌ی
‫امور ایالتی، وزارتخانه‌ی صدراعظم...

00:08:36.100 --> 00:08:38.970
‫...دبیرخانه و وزارتخانه‌ی اندیشمندان.

00:08:39.140 --> 00:08:42.010
‫شش بخش مربوط به وزارتخانه‌ی امور ایالتی...

00:08:42.010 --> 00:08:42.110
‫شش بخش مربوط به وزارتخانه‌ی امور ایالتی...

00:08:42.140 --> 00:08:45.940
‫...امور داخلی، خزانه، تشریفات،
‫نظامی، دادگستری و خدمات عمومی.

00:08:46.580 --> 00:08:48.210
‫چیزای زیادی می‌دونین.

00:08:48.280 --> 00:08:50.680
‫راستش، من همیشه دلم می‌خواست توی
‫آزمون سراسری شرکت کنم...

00:08:50.750 --> 00:08:53.450
‫برای همین مدام زیر نظر پدرم درس می‌خوندم.

00:08:53.520 --> 00:08:56.390
‫ولی وقتی فهمیدم خانوم‌ها
‫نمی‌تونن توی امتحان شرکت کنند...

00:08:56.460 --> 00:09:00.090
‫...اون رویا رو به بچه‌ها سپردم و
‫توی معبد محلی تدریس می‌کردم.

00:09:00.960 --> 00:09:03.230
‫پس یه معلم بودین؟

00:09:03.300 --> 00:09:04.160
‫بله.

00:09:04.230 --> 00:09:07.720
‫پس چیز زیادی برای اینکه
‫بخوام بهتون یاد بدم وجود نداره.

00:09:08.170 --> 00:09:10.600
‫نه، اینطور نیست.

00:09:11.470 --> 00:09:15.740
‫به نظر من یادگیری هیچ مرزی نداره.

00:09:21.450 --> 00:09:23.420
‫راستی، فرمانده ران.

00:09:23.520 --> 00:09:26.750
‫شما یه افسر نظامی هستین، درسته؟
‫پس الان چرا شما دارین به من درس می‌دین؟

00:09:26.850 --> 00:09:30.520
‫اوه خب، چون که...اومدش.

00:09:33.490 --> 00:09:34.760
‫کویو-ساما؟

00:09:35.030 --> 00:09:40.700
‫دوباره راهت رو گم کردی؟ کم کم به
‫این فکر افتادم که جات رو برای تدریس بگیرم.

00:09:40.770 --> 00:09:42.460
‫خفه شو!

00:09:42.670 --> 00:09:44.760
‫با اینکه می‌تونین یه نابغه در نظر بگیرینش..

00:09:44.840 --> 00:09:49.140
‫...ایشون هیچ درکی از جهت‌ها نداره
‫و با سی قدم راهش رو گم می‌کنه.

00:09:49.840 --> 00:09:51.310
‫هیچ درکی از جهت‌ها نداره؟

00:09:51.380 --> 00:09:53.400
‫می‌شه چرت‌وپرت گفتن رو
‫تمومش کنی و خفه شی؟

00:09:54.680 --> 00:09:56.650
‫دانش‌آموزت منتظرته.

00:09:57.920 --> 00:09:59.480
‫خیلی ممنونم.

00:10:01.390 --> 00:10:05.090
‫پس اون‌موقع که گفتی می‌خوای برای
‫این کشور مطالعه کنی، جدی بودی.

00:10:05.160 --> 00:10:07.590
‫اون‌وقت اون امپراتور احمق...!

00:10:07.860 --> 00:10:09.330
‫امپراتور احمق...!

00:10:09.800 --> 00:10:12.360
‫این قصر با وجودی که بزرگه، ولی کوچیکه!

00:10:12.430 --> 00:10:14.400
‫اگه کوچیکه، پس تو چرا توش گم می‌شی؟

00:10:14.500 --> 00:10:18.870
‫خفه شو! می‌خوام بگم اون امپراتور
‫هنوز هیچی نمی‌دونه!

00:10:18.970 --> 00:10:20.840
‫بعد اون‌وقت یه زنی اینجا
‫هست که مشتاق یادگرفتنه...

00:10:20.910 --> 00:10:22.900
‫...چون که نگران این کشوره!

00:10:22.980 --> 00:10:24.170
‫فقط بخاطر اینکه این امپراتور احمق...

00:10:24.250 --> 00:10:26.610
‫بهت کاری نمی‌ده زیاد داغ نکن!

00:10:26.680 --> 00:10:27.840
‫ببخشید...!

00:10:28.380 --> 00:10:29.310
‫چیه؟

00:10:29.380 --> 00:10:35.080
‫امپراتور احمق...یعنی، عالیجناب.
‫تا به حال از قصر بیرون رفتن؟

00:10:35.460 --> 00:10:37.620
‫درست نمی‌دونم، ولی گمون نکنم.

00:10:38.090 --> 00:10:39.960
‫تو ولی برعکس اون...

00:10:40.030 --> 00:10:42.930
‫...همیشه جیم می‌زنی به یه منطقه‌ی
‫مشخص می‌ری تا با زنا خوش بگذورنی.

00:10:43.000 --> 00:10:45.120
‫می‌خوای دفعه‌ی بعدی باهام بیای؟

00:10:45.200 --> 00:10:46.430
‫نه خیلی ممنون.

00:10:46.500 --> 00:10:49.300
‫«قورباغه‌ای که توی چاهه،
‫چیزی در مورد اقیانوس نمی‌دونه»

00:10:50.100 --> 00:10:52.700
‫امپراتور هرچقدر هم که احمق باشه،
‫اگه جهان وسیع‌تری رو ببینه...

00:10:52.770 --> 00:10:55.540
‫...ممکنه توی وجودش یه علاقه‌ای
.به حکمرانی پیدا بشه

00:11:02.480 --> 00:11:04.970
‫شوره، خونه‌تون نزدیک اینجاست؟

00:11:05.050 --> 00:11:06.210
‫آره. درسته.

00:11:07.560 --> 00:11:10.650
‫واو اینجا خیلی سرزنده‌ست.

00:11:11.160 --> 00:11:13.420
‫توی این منطقه مغازه‌های مختلفی وجود داره.

00:11:13.490 --> 00:11:16.520
‫عموماً فقط غذاست، ولی اینجا
‫عتیقه‌جات، دکوری‌جات...

00:11:16.600 --> 00:11:19.570
‫لباس و کتاب و هرچیزی که بخوای هست.

00:11:22.040 --> 00:11:23.770
‫آقا، من دو تا از اون‌ها رو می‌خوام.

00:11:24.770 --> 00:11:26.070
‫بفرمایید.

00:11:26.870 --> 00:11:28.360
‫تو هم یکی می‌خوری دیگه؟

00:11:35.280 --> 00:11:36.610
‫خوشمزه‌ست!

00:11:36.720 --> 00:11:37.810
‫هست مگه نه؟

00:11:37.990 --> 00:11:43.580
‫اولین باره که حین راه رفتن
‫چیزی می‌خورم و اصلاً هم بد نیست.

00:11:48.200 --> 00:11:49.250
‫منتظر بمون.

00:11:50.030 --> 00:11:51.400
‫شوره-سنسی!

00:11:52.900 --> 00:11:54.090
‫ریووشین!

00:11:54.740 --> 00:11:56.790
‫این مدت کجا بودین؟

00:11:57.040 --> 00:11:58.730
‫خب، یکمی سرم شلوغ بود.

00:11:59.540 --> 00:12:01.770
‫چیزه، شوره-سنسی،
‫سه‌ران کجاست؟

00:12:02.440 --> 00:12:04.410
‫این پسر خوشتیپ کیه؟

00:12:05.650 --> 00:12:07.610
‫اوه! راست می‌گه!

00:12:07.720 --> 00:12:11.340
‫خوشتیپ؟! اینطور فکر می‌کنی؟

00:12:16.260 --> 00:12:19.720
‫خب فکر کنم اگه سه‌ران نیستی اهمیتی
‫نداشته باشه، بیا با هم بازی کنیم!

00:12:20.860 --> 00:12:22.830
‫اوه، صبر کنید! هی!

00:12:23.860 --> 00:12:25.300
‫شوره-سنسی!

00:12:27.030 --> 00:12:28.830
‫کینرن توی دردسر افتاده!

00:12:29.240 --> 00:12:30.200
‫چی؟

00:12:30.440 --> 00:12:30.440
‫چی؟

00:12:35.980 --> 00:12:39.610
‫یه همچین شونه‌ی نکبتی‌ای اینقدره؟
‫منو دست ننداز!

00:12:39.710 --> 00:12:41.080
‫امـ-اما...!

00:12:41.820 --> 00:12:44.310
‫این از چوب شمشاد واقعی ساخته شده...

00:12:44.420 --> 00:12:46.550
‫...و بازم قیمتش خیلی معقوله.

00:12:47.190 --> 00:12:49.210
‫هر کسی می‌تونه هر
‫چی که دلش می‌خواد بگه!

00:12:49.290 --> 00:12:51.920
‫درسته. هر کسی می‌تونه
‫هر چیزی که می‌خواد بگه.

00:12:51.990 --> 00:12:53.080
‫چی؟

00:12:54.190 --> 00:12:56.630
‫یعنی می‌خوای بگی نمی‌تونی
‫هنر دست رو توی این قطعه ببینی؟

00:12:56.700 --> 00:12:58.820
‫حتماً کوری که نمی‌بینی دیگه.

00:12:58.900 --> 00:13:00.160
‫چی گفتی؟

00:13:00.270 --> 00:13:01.700
‫اگه بخوای به این رفتارت ادامه بدی...

00:13:01.770 --> 00:13:04.290
‫...فقط انگار داری داد می‌زنی چقدر بی‌سلیقه‌ای.

00:13:04.370 --> 00:13:06.130
‫مشکلی باهاش نداری؟

00:13:12.110 --> 00:13:14.050
‫شوره-سنسی!
‫ممنونم!

00:13:14.280 --> 00:13:18.010
‫حرفشم نزن! از اینا بگذریم، مادرت چطوره؟

00:13:19.150 --> 00:13:22.450
‫خب، از صبح سرما خورده و توی رختخوابه.

00:13:22.620 --> 00:13:24.610
‫پس برای همین تو اومدی مغازه؟

00:13:26.360 --> 00:13:28.420
‫فهمیدم!
‫یه ایده‌ای دارم.

00:13:32.530 --> 00:13:34.300
‫ازتون خیلی ممنونم، شوره-سنسی.

00:13:35.070 --> 00:13:38.770
‫مغازه رو بسپر به ما
‫دوتا و برو از مادرت مراقبت کن، باشه؟

00:13:38.870 --> 00:13:39.960
‫بله!

00:13:42.180 --> 00:13:44.340
‫خیلی‌خب! بیا یه
‫عالمه پول دربیاریم.

00:13:45.610 --> 00:13:48.480
‫خوش اومدین!
‫گیره‌مویی می‌خواین؟

00:13:50.680 --> 00:13:52.550
‫یالا! تو هم صداشون کن!

00:13:52.750 --> 00:13:55.050
‫من؟ داری از من می‌خوای؟

00:13:55.120 --> 00:13:58.250
‫درسته! کس دیگه‌ای
‫رو اینجا می‌بینی؟ یالا.

00:13:58.830 --> 00:14:00.560
‫خـ-خـ-خوش اومدین.

00:14:00.630 --> 00:14:01.990
‫بلندتر بگو!

00:14:02.060 --> 00:14:03.830
‫خوش اومدین!

00:14:04.330 --> 00:14:06.090
‫ای وای، چه پسر خوش‌قیافه‌ای!

00:14:06.730 --> 00:14:10.000
‫خوش اومدین! نظرتون چیه یه
‫گیره‌ی مو برای خودتون بخرین؟

00:14:11.710 --> 00:14:13.830
‫خدایا، چقدر خوشگله.

00:14:14.140 --> 00:14:16.370
‫بهتون تخفیف ویژه هم می‌دم.

00:14:16.910 --> 00:14:21.110
‫می‌خواین امتحانش کنید؟
‫بیا بزن به موهاشون.

00:14:24.120 --> 00:14:25.610
‫ایـ-اینطوری؟

00:14:25.690 --> 00:14:27.050
‫خوشگله!

00:14:27.790 --> 00:14:29.760
‫بهتون خیلی میاد!

00:14:29.820 --> 00:14:32.160
‫آو! خـ-خیلی بهتون میاد!

00:14:32.460 --> 00:14:34.090
‫ایـ-اینطور فکر می‌کنین؟

00:14:34.660 --> 00:14:35.750
‫بله.

00:14:37.530 --> 00:14:39.520
‫باشه پس می خرمش.

00:14:40.570 --> 00:14:42.030
‫ازتون خیلی ممنونم.

00:14:46.040 --> 00:14:49.100
‫خیلی خوبه که همچین پسر خوش‌قیافه‌ای
‫گیره‌ی مویی به سرمون بزنه.

00:14:49.240 --> 00:14:50.770
‫منم می‌خوام! منم!

00:14:50.840 --> 00:14:52.210
‫برای منم یکی انتخاب کنید!

00:14:52.650 --> 00:14:56.410
‫باشه باشه! هل ندین! هل ندین!
‫منتظر بمونید تا نوبتتون برسه!

00:14:59.220 --> 00:15:03.450
‫امپراتور داره فروشندگی می‌کنه؟
‫گمونم تنبیه سوء استفاده از اسم منه؟

00:15:04.690 --> 00:15:05.990
‫سه‌رانه!

00:15:06.660 --> 00:15:08.420
‫واقعاً محافظ درستی‌ـه.

00:15:08.500 --> 00:15:11.460
‫بدون اینکه خیلی نزدیک بشه
‫حواسش به امپراتور هست.

00:15:12.870 --> 00:15:16.030
‫شدیداً منتظر روزی‌ام که
‫رو در رو امپراتور رو می‌بینی

00:15:16.100 --> 00:15:19.540
‫حواسم هست خوب ادبش کنم.

00:15:20.740 --> 00:15:22.710
‫خیلی پول درآوردیما نه؟

00:15:23.040 --> 00:15:26.770
‫فکر کنم مخارج درمان مادر
‫کینرن تا یه مدت تأمین شد.

00:15:28.320 --> 00:15:29.540
‫خسته‌ای؟

00:15:30.550 --> 00:15:33.420
‫نه. چطور بگم؟
‫خب، بهم خوش گذشت.

00:15:34.150 --> 00:15:38.250
‫خوشحالم که این رو می‌شنوم.
‫کمک کردن به آدم‌ها خیلی خوبه.

00:15:40.360 --> 00:15:42.330
‫کمک کردن به آدم‌ها...

00:15:44.300 --> 00:15:45.990
‫این‌جا خونه‌ی ماست.

00:15:53.010 --> 00:15:54.870
‫واقعاً فقیرین.

00:15:54.940 --> 00:15:56.770
‫حالا نمی‌خواد به روم بیاری.

00:15:57.040 --> 00:15:58.510
‫بـ-ببخشید.

00:15:59.150 --> 00:16:01.510
‫مشکلی نیست. دیگه حقیقته.

00:16:05.950 --> 00:16:09.120
‫خب شوره. تو قبلاً به
‫بچه‌ها درس می‌دادی؟

00:16:09.460 --> 00:16:10.510
‫درسته.

00:16:10.790 --> 00:16:14.520
‫تو خیلی باانرژی هستی و
‫کارت توی فروش هم خوبه.

00:16:17.800 --> 00:16:19.460
‫اینا درخت گیلاسن؟

00:16:19.870 --> 00:16:23.600
‫بله. درخت‌های گیلاس ما
‫دیگه شکوفه نمی‌دن.

00:16:23.670 --> 00:16:25.190
‫الان هشت ساله.

00:16:25.840 --> 00:16:27.200
‫هشت سال؟

00:16:28.180 --> 00:16:30.580
‫هشت سال پیش که بعد از سقوط...

00:16:30.640 --> 00:16:32.370
‫امپراتور، کشمش سر تاج‌وتخت شدت گرفت...

00:16:32.450 --> 00:16:34.040
‫با اون جنگی که برای حکمرانی به راه افتاد...

00:16:34.110 --> 00:16:35.880
‫...مدیریت دربار آشفته شد.

00:16:36.920 --> 00:16:40.480
‫در نتیجه ماهایی که بیرون از دیوار‌های
‫قصر زندگی می‌کردیم، ضربه‌ی بدی خوردیم.

00:16:41.760 --> 00:16:44.550
‫خیلی از اشراف‌زاده‌ها در خونه‌شون رو به روی مردم بستن...

00:16:45.560 --> 00:16:48.690
‫...و جسد افرادی که از گرسنگی مرده بودن
‫جلوی دروازه‌ها روی هم انباشه می‌شد.

00:16:48.760 --> 00:16:50.390
‫پدر و سه‌ران هرکاری در توانشون بود انجام دادن...

00:16:50.460 --> 00:16:52.300
‫...تا توی اون دروان سخت به
‫مردم کمک کنند.

00:16:52.370 --> 00:16:53.770
‫...اما کار چندانی از ما نیومد.

00:16:53.830 --> 00:16:56.530
‫احتمالاً بزرگترین کمکی که تونستیم در
‫اختیار مردم قرار بدیم، باغمون بود.

00:16:57.140 --> 00:17:00.270
‫ما درختان پربار زیادی داشتیم و
‫و یه حوض بزرگ توی محوطه.

00:17:00.840 --> 00:17:04.440
‫...برای همین تونستیم میوه‌ها و
‫ماهی‌های توی حوض رو با مردم شریک شیم.

00:17:05.410 --> 00:17:08.640
‫در نتیجه، دیگه هیچ ماهی‌ای توی
‫حوض باقی نموند...

00:17:09.150 --> 00:17:12.020
‫...و از طرفی سال‌ها زمان می‌بره
‫تا درخت‌ها دوباره میوه بدن.

00:17:12.090 --> 00:17:16.080
‫حالا که بهش فکر می‌کنم. الان
‫دیگه حتی گل‌ها هم شکوفه نمی‌دن.

00:17:16.860 --> 00:17:18.590
‫چون که ما همه چیز رو خوردیم.

00:17:20.960 --> 00:17:23.620
‫خیلی از آدم‌ها جلوی
‫چشم‌هامون مردن.

00:17:25.470 --> 00:17:30.130
‫شوره-چان، می‌شه برای آرامش روح این بچه...

00:17:30.600 --> 00:17:32.660
‫ارهو بزنی؟

00:17:33.170 --> 00:17:37.040
‫هر روز و هر روز، به دفعات غیرقابل شمارشی ارهو زدم.

00:17:37.910 --> 00:17:39.880
‫طوری بود که انگار داریم
‫تنها برای مرگ زندگی می‌کنیم.

00:17:42.280 --> 00:17:45.950
‫چرا باید بود برای  تجربه‌ی
‫همچین چیزهایی زندگی کنیم؟

00:17:46.590 --> 00:17:49.560
‫پدر و سه‌ران روز به روز لاغرتر می‌شدن.

00:17:50.060 --> 00:17:52.030
‫من خیلی می‌ترسیدم.

00:17:53.330 --> 00:17:56.960
‫هر شب، خواب می‌دیدم
‫مردن و منو تنها گذاشتن.

00:17:58.470 --> 00:18:00.460
‫روزهای وحشتناکی بود.

00:18:01.570 --> 00:18:03.540
‫شوره.

00:18:04.300 --> 00:18:06.270
‫برای همین به قصر اومدم.

00:18:07.810 --> 00:18:11.970
‫دیگه از اینکه کاری ازم نیاد و فقط
‫از روی بیچارگی گریه کنم خسته شدم.

00:18:12.250 --> 00:18:16.440
‫برای همین، دفعه‌ی بعد، اگه کاری
‫هست که ازم بربیاد، انجام می‌دم.

00:18:18.120 --> 00:18:20.590
‫چیزی که خواستارش هم اونقدرا بزرگ نیست.

00:18:21.420 --> 00:18:23.910
‫قصد ندارم از این حرفای احمقانه بزنم و بگم....

00:18:23.990 --> 00:18:27.190
‫...«لطفاً کشوری بساز که همه
‫همه‌ی مردم زندگی شادی داشته باشن»

00:18:28.460 --> 00:18:31.990
‫چون شاد بودن و یا نبود یه چیز شخصی‌ـه.

00:18:32.100 --> 00:18:35.430
‫برای همین نیازی نیست که امپراتور
‫مسئولیتش رو بپذیره.

00:18:35.970 --> 00:18:38.940
‫زندگی هر کس مربوط به خودشه.

00:18:39.170 --> 00:18:42.540
‫باید خودشون راه خودشون رو از
‫هزاران مسیری که در پیش دارن انتخاب کنند.

00:18:43.580 --> 00:18:45.440
‫راه خودشون رو انتخاب کنند...!

00:18:46.080 --> 00:18:49.670
‫هرچند، زمان‌هایی هست که یه
‫شخص قادر به انتخاب نیست.

00:18:50.220 --> 00:18:53.350
‫اگه مشکل مربوط به یه بلای طبیعی‌ـه،
‫در اون صورت چاره‌ای جز تسلیم شدن نداریم.

00:18:53.450 --> 00:18:56.450
‫ولی میشه جلوی مشکلاتی که خود
‫آدم‌ها به وجود میارن رو گرفت، نه؟

00:18:57.190 --> 00:18:58.780
‫پس تو برای همین به قصر اومدی؟

00:18:59.430 --> 00:19:03.690
‫چون یه عالمه کار هست که مردم
‫می‌تونن برای بهبود اوضاع انجام بدن.

00:19:04.360 --> 00:19:06.700
‫اما باز هم، کارهایی هست که
‫شهروند‌های عادی هر چقدر هم که تلاش بکنند...

00:19:06.770 --> 00:19:08.700
‫...نمی‌تونن انجام بدن.

00:19:08.970 --> 00:19:11.340
‫و این کار امپراتوره که توی
‫این مواقع اوضاع رو سامان بده.

00:19:11.410 --> 00:19:14.310
‫ولی حتی اگه پادشاه هم بخواد شونه خالی کنه،
‫اون‌وقت کی دیگه می‌تونه اوضاع رو، روبه‌راه کنه؟

00:19:17.740 --> 00:19:20.270
‫من نمی‌دونم تو چرا به وظایف
‫حکومت‌رانی‌ـت عمل نمی‌کنی...

00:19:20.350 --> 00:19:23.010
‫...اما الان که دیگه تاج و تخت رو
‫پذیرفتی، نمی‌تونی نادیده‌ش بگیری.

00:19:23.280 --> 00:19:25.150
‫باید همه‌ی تلاشت رو بکنی.

00:19:25.720 --> 00:19:28.710
‫در عوضش، من هم در کنارت همه‌ی تلاشم رو می‌کنم.

00:19:30.790 --> 00:19:34.820
‫اگه تو بخاطر اینکه کوچیکترین شاهزاه بودی هیچ آموزشِ
‫سیاسی‌ای ندیدی، پس من هم همراهت درس می‌خونم.

00:19:34.900 --> 00:19:36.590
‫وقتایی که احساس ناامنی می‌کنی،
‫در کنارت می‌مونم.

00:19:36.660 --> 00:19:38.460
‫اگه می‌خوای شکایتی کنی، هر
‫چقدر که بخوای بهت گوش می‌دم.

00:19:38.530 --> 00:19:41.020
‫و اگه می‌خوای گریه کنی،
‫زود باش هرچقدر می‌خوای گریه کن.

00:19:41.100 --> 00:19:46.160
‫من یه مقام رسمی نیستم، پس نیازی
‫نیست جلوی من وجهه‌ی خودت رو حفظ کنی.

00:19:47.210 --> 00:19:51.770
‫من اینجا نیومدم تا فرزند‌ت رو باردار
‫شم یا اینکه تنبیه‌ت کنم.

00:19:52.850 --> 00:19:54.910
‫من اومدم تا ازت حمایت کنم.

00:19:54.980 --> 00:19:58.420
‫من اومدم که کنارت بمونم و حمایتت
‫کنم تا به عنوان امپراتور بلند شی.

00:20:01.220 --> 00:20:04.160
‫خب، اینا حرفایی بودن که دوست
‫داشتم اگه امپراتور رو دیدم، بهشون بگم.

00:20:04.620 --> 00:20:06.520
‫ولی هنوز نتونستم.

00:20:06.890 --> 00:20:11.020
‫حالا که تو شخصاً امپراتور رو می‌شناسی
‫می‌شه حرفایی که گفتم رو بهشون بگی؟

00:20:11.300 --> 00:20:16.900
‫و اگه علاقمند بودن، من فردا بعدازظهر
‫توی بایگانی منتظرشون هستم.

00:20:22.340 --> 00:20:24.970
‫باشه. حتماً پیغامت رو بهش می‌رسونم.

00:20:30.520 --> 00:20:32.640
‫چایی...سرد شد.

00:20:33.250 --> 00:20:34.720
‫می‌رم یکم دیگه درست کنم.

00:20:42.360 --> 00:20:43.450
‫خانوم.

00:20:47.630 --> 00:20:49.100
‫سه‌ران.

00:20:55.710 --> 00:20:57.680
‫واقعاً طاقت آوردی.

00:20:59.010 --> 00:21:02.970
‫حتی یادآوردی اتفاقات هشت سال پیش...

00:21:03.050 --> 00:21:05.020
‫باید برات سخت بوده باشه.

00:21:13.690 --> 00:21:15.790
‫متأسفم. دیگه حالم خوبه.

00:21:16.560 --> 00:21:19.790
‫مطمئنم امپراتور فردا به بایگانی میان.

00:21:34.510 --> 00:21:36.310
‫ما رو به اسم شی ریووکی می‌شناسن.

00:21:37.080 --> 00:21:39.920
‫از طرف مردی که ما رو به خوبی
‫می‌شناسه پیغامی دریافت کردیم.

00:21:40.690 --> 00:21:45.450
‫بله و جوابتون؟

00:21:46.590 --> 00:21:48.460
‫بیاید حکومت کنیم.

00:21:50.760 --> 00:21:51.960
‫ممنونم.

00:22:02.510 --> 00:22:04.480
‫می‌شه ازت یه سوال بپرسم؟

00:22:04.540 --> 00:22:05.200
‫چی؟

00:22:05.280 --> 00:22:09.210
‫تو واقعاً مردا رو به زن‌ها ترجیح می‌دی؟

00:22:12.250 --> 00:22:13.380
‫خب، آره.

00:22:15.360 --> 00:22:17.450
‫خب پس خوبه.

00:22:18.160 --> 00:22:23.190
‫خـ-خب، حالا مشکل جانشینی
‫رو داریم که بعداً در موردش حرف می‌زنیم.

00:22:23.260 --> 00:22:26.320
‫فـ-فعلاً، بیا اصول مدیریت دولتی رو بخونیم.

00:22:30.700 --> 00:22:33.000
‫بذار معلمت رو بهت معرفی کنم!

00:22:33.440 --> 00:22:38.170
‫باعث افتخاره که بالأخره ملاقاتتون
‫کردم امپراتور، من ری کویوو هستم.

00:22:39.910 --> 00:22:41.850
‫لطفاً همه‌ی تلاشت رو بکن امپراتور.

00:22:42.280 --> 00:22:44.250
‫ران شوئه، اینجا چیکار می‌کنی؟

00:22:44.450 --> 00:22:47.420
‫من همیشه وظیفه دارم از
‫شما محافظت کنم.

00:22:47.750 --> 00:22:49.240
‫به علاوه، شنیدم یه نفر توی
‫اتاق بایگانی...

00:22:49.320 --> 00:22:50.880
‫...از اسم من استفاده می‌کرده...

00:22:50.960 --> 00:22:53.290
‫...برای همین خودم اومدم تا بررسی کنم.

00:22:55.330 --> 00:22:59.630
‫از حالا به بعد، قراره تدریسمون
‫فشرده باشه، آماده باشید.

00:22:59.800 --> 00:23:01.790
‫حتماً ممنون می‌شم.

00:23:02.840 --> 00:23:05.630
‫خب پس عالیجناب بالأخره
‫یه علاقه‌ای پیدا کردن.

00:23:05.770 --> 00:23:07.970
‫مثل اینکه آوردن شوره-دونو به قصر و استفاده از آگاهیش نسبت به...

00:23:08.040 --> 00:23:10.530
‫مردم عادی، کار درستی بود.

00:23:10.940 --> 00:23:13.810
‫شو، واقعاً ایده‌ی خیلی خوبی دادی.

00:23:14.350 --> 00:23:16.470
‫نیازی به تعارف نیست.

00:23:16.720 --> 00:23:18.510
‫خب حالا، سوال اینه که...

00:23:18.590 --> 00:23:21.380
‫...امپراتور به ری کویوو...

00:23:21.450 --> 00:23:23.290
‫...و ران شوئه گل می‌ده یا نه.

00:23:30.000 --> 00:24:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:00.001 --> 00:24:45.001
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:31.130 --> 00:23:36.230
<c.colorc1c3c5>‫تو همیشه زندگی رو با بی‌خیالی گذروندی و حالا...</c>

00:23:36.440 --> 00:23:42.770
<c.colorc1c3c5>‫داری بین بارون چه رویایی رو دنبال می‌کنی؟</c>

00:23:43.080 --> 00:23:48.040
‫و در حالی که یه جایی داری با تنهایی می‌جنگی..

00:23:48.250 --> 00:23:53.350
‫حتماً هر لحظه بغضت رو فرو می‌خوری...

00:23:54.350 --> 00:23:58.760
<c.colorc1c3c5>‫می‌گی تنهایی از پسش برمیای...</c>

00:24:00.290 --> 00:24:05.420
<c.colorc1c3c5>‫تو هم درست مثل خودمی...</c>

00:24:06.200 --> 00:24:16.770
<c.colorc1c3c5>‫حتی اگه مجبور باشیم راه طولانی تر رو طی کنیم...</c>

00:24:17.640 --> 00:24:23.240
<c.colorc1c3c5>‫باز هم یه طورایی این مسیر رو ترجیح می‌دیم...</c>

00:24:23.650 --> 00:24:28.710
<c.colorc1c3c5>‫هر وقت که احساس شادی و یا خوشحالی می‌کنم...</c>

00:24:29.590 --> 00:24:35.150
<c.colorc1c3c5>‫همیشه به تو فکر می‌کنم.</c>

00:24:35.530 --> 00:24:42.400
<c.colorc1c3c5>‫می‌دونم که این فصل رنگارنگ ‫این احساس من رو بهت می رسونه...</c>

00:24:46.040 --> 00:24:48.240
‫فکر می‌کنم ریووکی از اون آدم‌هایی باشه که...

00:24:48.240 --> 00:24:48.640
‫فکر می‌کنم ریووکی از اون آدم‌هایی باشه که...

00:24:48.640 --> 00:24:54.680
.شاهین توانا چنگال‌های خود را پنهان می‌کند

00:24:48.640 --> 00:24:51.310
‫...اگه روی یه چیزی تمرکز کنه،
‫می‌تونه حسابی موفق بشه.

00:24:51.340 --> 00:24:52.810
‫یکمی نظرم نسبت بهش عوض شد.

00:24:52.850 --> 00:24:54.650
‫زیاد به خودت غره نشو گفتم یه ذره.

00:24:54.680 --> 00:24:55.350
‫تو اتاق من چیکار می‌کنی؟
‫گفتم یه ذره.

00:24:55.350 --> 00:24:57.250
‫تو اتاق من چیکار می‌کنی؟
‫گفتم یه ذره.

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"Itsudemo anata wo shijiteiru kara."

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"من همیشه بهت باور دارم"

00:00:20.700 --> 00:00:29.680
‫داستان‌های سائیونکوکو

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫Ano toki yume ni miteita sekai ni tatteiru no ni

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫قبلا اون رویا رو توی این دنیا می‌دیدم

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫miwatsu keshiki ni ashi wo sukoshi sukumase

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫اما حالا که به ‌این منظره نگاه می‌کنم، دچار تردید می‌شم!

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫dakedo ushiro furimukanaide

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫ولی من نباید به عقب نگاه کنم

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫aruite yuku koto kimeta kara

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫تصمیمم رو گرفتم که رو به جلو قدم بردارم

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫Miageta sora nanairo no niji

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنم، رنگین کمانی می‌بینم

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫anata mo mitemasu ka?

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫تو هم می‌تونی ببینیش؟

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫yume ni kakedashita senaka mimamoru kara

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫چون من همیشه وقتی به سمت رویاهات میری از پشت سر بدرقه‌ات می‌کنم

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫Maiagaru kaze yo  hi no hikari matoi

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫طوفان نور خورشید رو هدایت می‌کنه تا بالای سر ما بتابه

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫jiyuu no tsubasa de tsuyoku tobitatou

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫و بال‌های آزادی به من فرصت پرواز برفراز آسمون‌ها رو می‌دن