﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:32.530 --> 00:01:34.730
‫با اینکه عصبانی بودن هیچ‌وقت
‫برای هیچ‌کسی سودی به همراه نداشته...

00:01:34.800 --> 00:01:37.460
‫صبح امروز کو شوره خیلی عصبانی بود.

00:01:38.200 --> 00:01:40.500
‫اون برای آموزش امپراتوری به قصر اومده بود...

00:01:40.570 --> 00:01:43.540
‫...که به نظر می‌رسید علاقه‌ای به امور حکمرانی نداره.

00:01:45.450 --> 00:01:47.410
‫چرا می‌خندی، شو؟

00:01:47.850 --> 00:01:51.540
‫خب، داشتم به این فکر می‌کردم
‫که نقشه‌م چقدر خوب پیش رفت.

00:01:51.950 --> 00:01:54.420
‫عالیجناب کم کم یاد گرفتن
‫چطور حکومت کنند...

00:01:54.550 --> 00:01:57.420
‫...و حتی همنشین کو رو از خطر نجات دادن.

00:01:58.220 --> 00:02:01.660
‫ولی دختر خانواده‌ی کو واقعاً کارش رو
‫خوب انجام داد، اینطور نیست؟

00:02:01.830 --> 00:02:04.920
‫هرچند که فهمیدیم کمبود علاقه و انگیزه‌ی امپراتور...

00:02:05.000 --> 00:02:07.190
‫...چیزی به جز نقش بازی کردن نبود!

00:02:07.600 --> 00:02:09.970
‫امپراتور رو نمیشه دست‌کم گرفت.

00:02:11.500 --> 00:02:13.300
‫نمی‌شه همنشین کو!

00:02:13.370 --> 00:02:14.740
‫خب، شوره-دونو اومدن.

00:02:14.810 --> 00:02:16.140
‫مشکل چیه؟

00:02:16.280 --> 00:02:20.580
‫می خوام فوراً بنده رو از
‫حرمسرای امپراتوری مرخص کنید!

00:02:21.580 --> 00:02:24.070
‫و می‌شه بپرسم دلیلتون برای چنین درخواستی چیه؟

00:02:24.280 --> 00:02:28.650
‫اون پسر اصلاً احمق نیست،
‫فقط خودشو به حماقت زده!

00:02:28.760 --> 00:02:31.490
‫-و؟
‫-من برمی‌گردم خونه.

00:02:31.890 --> 00:02:35.590
‫به لطف شما شوره-دونو، امپراتور خیلی عوض شدن.

00:02:36.300 --> 00:02:39.090
‫کل قصر دارن از شما و تلاش‌هاتون تعریف می‌کنن.

00:02:39.330 --> 00:02:42.430
‫اما اگه شما الان برید، عالیجناب
‫علاقه‌شون رو از دست می‌دن...

00:02:42.640 --> 00:02:45.260
‫...و اوضاع به روال قبلی برمی‌گرده.

00:02:47.710 --> 00:02:50.470
‫شایعه‌ای هم هست که همه درموردش صحبت می‌کنن.

00:02:50.640 --> 00:02:55.010
‫اینکه عالیجناب و شما بالأخره دارین
‫شب‌ها رو باهمدیگه می‌گذرونین.

00:02:56.150 --> 00:02:57.810
‫امـ-اما اون...!

00:02:57.880 --> 00:03:00.440
‫پاداشی که سرش توافق کردیم 500 سکه‌ی طلاست.

00:03:00.520 --> 00:03:04.580
‫امیدوارم شما هم کاری که باید انجام
‫بدین رو تا انتها به عمل برسونین.

00:03:06.460 --> 00:03:11.130
‫فقط بخاطر اینکه اون 500 سکه
‫کورم کرد، از فقیر بودن متنفرم.

00:03:11.130 --> 00:03:15.790
‫گنج دفن شده، یه گنج هدر رفته‌ست

00:03:16.800 --> 00:03:19.070
‫هیچ فکرش رو نمی‌کردم انقدر عصبانی بشه.

00:03:19.870 --> 00:03:22.340
‫و بعدش هم که فهمیدم موقتی همسرمه...

00:03:24.040 --> 00:03:25.810
‫داغون شدم!

00:03:26.010 --> 00:03:28.910
‫چرا همه‌ی این مدت ادای احمق‌ها رو در می‌آوردین؟

00:03:29.220 --> 00:03:33.050
‫چون فکر می‌کردم اینطوری
‫شوره بیشتر بهم توجه می‌کنه.

00:03:33.290 --> 00:03:35.580
‫عالیجناب، منو بابت حرفی که می‌خوام بزنم ببخشید.

00:03:35.660 --> 00:03:38.620
‫در حقیقت، شما قبلاً با
‫زن‌ها خوابیدین، درسته؟

00:03:39.030 --> 00:03:41.590
‫-بهتره اضافه کنم، دفعات زیادی؟
‫-تو از کجا می‌دونی؟

00:03:41.890 --> 00:03:44.830
‫می‌تونم از نوع رفتارتون با شوره-دونو بفهمم.

00:03:45.130 --> 00:03:47.100
‫چرا مخفی‌ش می‌کردین؟

00:03:49.040 --> 00:03:53.440
‫احساس کردم اگه قرار باشه فرزندی
‫داشته باشم، دردسر بزرگی ایجاد می‌شه.

00:03:54.770 --> 00:03:56.440
‫منظورتون جنگ داخلیه؟

00:03:56.510 --> 00:04:01.280
‫من همیشه باور داشتم که در نهایت
‫شخص دیگه‌ای تاج و تخت رو می‌گیره.

00:04:02.720 --> 00:04:05.150
‫برای همین برای پرهیز از تهدید بچه‌دار شدن...

00:04:05.220 --> 00:04:07.950
‫...اجازه دادین تا مردم باور کنن
‫به مردها گرایش دارین؟

00:04:10.260 --> 00:04:12.920
‫راستش، تا قبل از اومدن شوره-دونو این کار برای...

00:04:13.090 --> 00:04:17.830
‫...اینکه جلوی خانواده‌های بانفوذ رو بگیره تا
‫دخترانشون رو به قصر نفرستن، کافی بود.

00:04:20.200 --> 00:04:21.760
‫پس عالیجناب.

00:04:22.500 --> 00:04:24.300
تا به حا عاشق شدین؟

00:04:33.850 --> 00:04:36.310
‫حالا چون که به زن‌ها گرایش دارین بهتون اعتبار می‌دم.

00:04:36.480 --> 00:04:39.850
‫اما الان چون که شوره-دونو رو ناراحت کردین...

00:04:40.050 --> 00:04:42.520
‫...باید کاری که کردین رو جبران کنید.

00:04:43.160 --> 00:04:45.680
‫حواسم هست که منبع اون سم رو پیدا کنم.

00:04:46.330 --> 00:04:48.290
‫جواب اعتمادی که بهم کردین رو می‌دم.

00:04:49.100 --> 00:04:51.890
‫هر چی نباشه زنبق بنفشتون رو قبول کردم.

00:04:52.970 --> 00:04:53.990
‫ممنونم.

00:04:54.730 --> 00:04:58.900
‫امپراتور کم‌کم داره شبیه یه  امپراتور
‫واقعی می‌شه، خدا رو شکر.

00:04:59.640 --> 00:05:01.660
‫هنوز برای آروم گرفتن خیلی زوده.

00:05:02.110 --> 00:05:03.970
‫نباید برای پیدا کردن شخصی که...

00:05:04.040 --> 00:05:06.140
‫...قصد مسموم کردن شوره-دونو رو
‫داشته، تعللی به خرج بدیم.

00:05:06.810 --> 00:05:10.980
‫به شوره-دونو توصیه شده که به
‫کسی در مورد اتفاقی که افتاده، نگه؟

00:05:11.880 --> 00:05:15.150
‫اگه جزئیات قضیه به بیرون درز کنه، نگرانی
‫بین مردم قصر زیادتر می‌شه.

00:05:15.220 --> 00:05:17.780
‫چه بهش بگن و چه نگن اون به کسی نمی‌گه چه اتفاقی افتاده.

00:05:17.860 --> 00:05:20.350
‫چون این موضوع فقط شوکا رو نگران می‌کنه.

00:05:20.790 --> 00:05:22.590
‫کی می‌تونه همچین کاری کرده باشه؟

00:05:23.430 --> 00:05:26.230
‫اگه شاهزاده سه‌این هنوز اینجا بودن...

00:05:26.300 --> 00:05:29.390
‫...اون امپراتور احمق از اول هم
‫نیازی نداشت که وانمود کنه احمقه.

00:05:29.840 --> 00:05:31.230
‫شاهزاده سه‌این...!

00:05:31.300 --> 00:05:35.370
‫اگه شاهزاده سه‌این، عالی‌ترین شاهزاده
‫هنوز اینجا بودن...

00:05:35.440 --> 00:05:38.170
‫...کشمکش برای امپراتوری
‫همچنان پایانی نداشت.

00:05:38.840 --> 00:05:42.370
‫بعد از تبعید شدنشون،  ردشون رو گم کردیم و خب....

00:05:42.680 --> 00:05:45.450
‫...حتی نمی‌دونیم هنوز زنده هستن یا مرده؟

00:05:48.420 --> 00:05:50.860
‫پس «حیله‌گر» بودن اینطوریه...

00:05:54.090 --> 00:05:58.830
‫من حتی با وجودی که توی قصر کار می‌کردم
‫اما خودم رو درگیر سیاست نکردم.

00:05:59.170 --> 00:06:01.260
‫و بستگانی هم ندارم که بخوان...

00:06:01.330 --> 00:06:04.300
‫...از موقعیت تو به عنوان همنشین
‫امپراتور سو استفاده کنند.

00:06:05.670 --> 00:06:08.330
‫تو از همه‌ی اینا خبر داشتی پدر؟

00:06:09.010 --> 00:06:14.170
‫من ریووکی-ساما رو مدت کوتاهی بعد از اینکه
‫توی اتاق بایگانی مشغول به کار شدم، دیدم.

00:06:15.580 --> 00:06:19.210
‫یه پسر بچه که سرتاپاش زخمی و کبود
‫بود یهو توی بایگانی پیداش شد.

00:06:20.450 --> 00:06:23.850
‫شوکه شده بودم، زخم‌هاش رو درمان کردم.

00:06:26.030 --> 00:06:28.590
‫پسر نسبتاً آروم و متینی بود.

00:06:29.300 --> 00:06:32.490
‫مدت زیادی گذشت تا بالأخره
‫فهمیدم اون پسر بچه کیه.

00:06:32.900 --> 00:06:36.530
‫اما بعد مدتی کمی شروع به حرف زدن کرد.

00:06:37.200 --> 00:06:39.900
‫در مورد مادرش، برادرهاش...

00:06:39.970 --> 00:06:41.940
‫...و در مورد دومین شاهزاده...

00:06:42.010 --> 00:06:44.740
‫...که تنها شخص توی قصر بود که دوستش داشت.

00:06:45.380 --> 00:06:49.250
‫هر وقت به بایگانی میومد، همه جاش زخم و کبود بود.

00:06:49.550 --> 00:06:53.920
‫حتی بعد از اینکه مادرش فوت کرد،
‫برادرهاش کتکش می‌زدن.

00:06:54.890 --> 00:06:59.290
‫تنها کاری که ازم برمیومد تا برای اون
‫پسربچه انجام بدم، گوش دادن به حرفاش بود.

00:07:02.290 --> 00:07:03.420
‫شوره.

00:07:03.830 --> 00:07:06.700
‫اون مرد الان بالاترین مقام...

00:07:06.800 --> 00:07:10.570
‫...یه قصر بزرگ و هر چیزی که حسادت
‫آدم‌ها رو تحریک کنه رو داره.

00:07:10.870 --> 00:07:14.310
‫اما وقتی موضوع چیزهای حیاتی و اساسی زندگی...

00:07:14.370 --> 00:07:18.670
‫مثل عشق مادری، حرف‌های محبت‌آمیز
‫و دست‌نوازش باشه...

00:07:19.010 --> 00:07:21.610
‫...هیچ‌کدوم از اینا در دسترس اون نبودن.

00:07:22.310 --> 00:07:23.940
‫اما...

00:07:26.050 --> 00:07:27.780
‫...الان تو اینجایی.

00:07:28.850 --> 00:07:31.290
‫تو بیشتر از چیزی که در توان
‫من بود بهش نزدیکی.

00:07:31.690 --> 00:07:34.660
‫شوره، لطفاً از امپراتور، ریووکی-ساما محافظت کن.

00:07:49.610 --> 00:07:51.970
‫مثل اینکه شوره-دونو هم متوجه شدن.

00:07:52.480 --> 00:07:55.540
‫اوه، منظورت در مورد احمق‌بازی‌های امپراتوره؟

00:07:57.150 --> 00:08:00.550
‫ولی مثل اینکه شوره-دونو
‫قصد نداره از قصد بره.

00:08:00.620 --> 00:08:01.640
‫ها؟

00:08:01.920 --> 00:08:05.820
‫سه‌ران. راستی اون هم گل گرفته؟

00:08:05.930 --> 00:08:07.420
‫کی می‌دونه.

00:08:11.900 --> 00:08:13.360
‫سلام سه‌ران.

00:08:15.730 --> 00:08:18.330
‫در مورد شایعه‌ای که دخترای
‫حرمسرا در موردش حرف می‌زنن شنیدی؟

00:08:18.770 --> 00:08:21.330
‫منظورت موضوع خانوم و امپراتوره؟

00:08:22.110 --> 00:08:24.200
‫درسته. نظرت چیه؟

00:08:24.310 --> 00:08:26.340
‫خب، اگه می‌پرسی...

00:08:26.580 --> 00:08:29.380
‫...هشتاد نود درصد احتمال می‌دم چیزی نشده.

00:08:30.380 --> 00:08:33.980
‫چقدر آروم. اذیت کردنت اصلاً کیف نمی‌ده.

00:08:36.620 --> 00:08:42.030
‫خب...حتماً این اعتماد بنفست
‫یه دلیل اساسی پشتش داره، نه؟

00:08:42.090 --> 00:08:44.490
‫حالا که بهش فکر می‌کنم، تو هم در واقع
‫توی موقعیت وسوسه‌انگیزی بودی.

00:08:44.560 --> 00:08:47.830
‫شوکا و تو و شوره-دونو، شما
‫سه نفر با هم زندگی می‌کنین.

00:08:47.900 --> 00:08:50.130
‫تنها کسی که  از این گنج محافظت
‫می کنه اون شوکاست....

00:08:50.200 --> 00:08:52.000
‫...که بیا روراست باشیم
‫اونقدرا خطری محسوب نمی‌شه.

00:08:52.070 --> 00:08:55.300
‫به علاوه تو یه مرد جون توی دهه‌ی
‫بیست‌سالگیت هستی.

00:09:01.610 --> 00:09:03.740
‫یالا، راستش رو بگو.

00:09:04.020 --> 00:09:05.380
‫هیچ خبری نیست.

00:09:15.530 --> 00:09:17.050
‫مشاور سو!

00:09:18.600 --> 00:09:21.690
‫اوه، دوستمون از خانواده‌ی ران، و ...!

00:09:27.040 --> 00:09:28.840
‫بسیارخب، رقیب من شو.

00:09:28.910 --> 00:09:31.210
‫-من؟
‫-بله تو.

00:09:31.280 --> 00:09:33.770
‫مشاور سو قبلاً از فرمانده‌های بی‌بدیل بودن.

00:09:33.850 --> 00:09:37.180
‫ایشون توی جنگ‌های زیادی شرکت کردن و به عنوان
‫یه افسر ارتشی، افتخارات خیلی زیادی رو به دست‌آوردن.

00:09:57.600 --> 00:09:59.200
‫خوب مانع شدی!

00:09:59.270 --> 00:10:00.470
‫فرمانده سو...!

00:10:04.880 --> 00:10:06.850
‫اسمت سه‌رانه، درسته؟

00:10:07.180 --> 00:10:09.810
‫-بله.
‫-چندسالته؟

00:10:10.050 --> 00:10:12.020
‫بیست و یک‌ساله می‌شم.

00:10:12.150 --> 00:10:13.950
‫واقعاً؟

00:10:14.020 --> 00:10:16.890
‫سیزده سال پیش، شوکا تو رو
‫به فرزندی گرفت، درسته؟

00:10:17.960 --> 00:10:20.120
‫قبل از اون چیکار می‌کردی؟

00:10:20.560 --> 00:10:22.530
‫خـ-خب...!

00:10:28.470 --> 00:10:29.900
‫تو خیلی با مهارتی.

00:10:29.970 --> 00:10:32.630
‫در وهله‌ی اول به نظر می‌رسه
‫سبکت یه سبک خودآموخته‌ست.

00:10:32.910 --> 00:10:35.470
‫ولی سبکی که توی زمان جوونی یاد بگیری...

00:10:35.540 --> 00:10:37.740
‫...به این راحتی از حافظه‌ی آدم پاک نمی‌شه.

00:10:37.840 --> 00:10:41.640
‫سبک شمشیرزنی تو خیلی شبیه
‫سبک شمشیرزنی یه مرد جوونی‌ـه که می‌شناسمش.

00:10:42.180 --> 00:10:47.410
‫اون دوست جوونمون هم حتماً متوجه این
‫موضوع شده، هرچی نباشه اون هم یه فرمانده‌ست.

00:10:47.990 --> 00:10:51.320
‫هیچ فکرش رو نمی‌کردم دوباره این
‫سبک شمشیرزنی رو ببینم.

00:10:52.220 --> 00:10:56.520
‫چون خودم شخصاً ریووکی رو آموزش می‌دم
‫اون هم از این سبک خبر نداره.

00:10:56.830 --> 00:11:01.660
‫اون شاهزاده هم منو فرمانده سو صدا می‌زد
‫درست  طوری که تو صدا زدی.

00:11:16.220 --> 00:11:18.480
‫سه‌ران، چه خوب اومدی.

00:11:18.920 --> 00:11:21.150
‫کیک تربچه‌ی سفید درست کردم.

00:11:22.990 --> 00:11:25.550
‫بافت سبک و ترد بیرونی‌ـش و تربچه‌ی رنده شده...

00:11:25.620 --> 00:11:28.180
‫...بهترین ترکیب رو ساخته، اینطور فکر نمی‌کنی؟

00:11:28.260 --> 00:11:29.450
‫بله.

00:11:29.530 --> 00:11:32.460
‫می‌خواستم امپراتور هم امتحانشون کنه.

00:11:32.530 --> 00:11:35.690
‫ازش خیلی عصبانی شدم
‫نمی‌دونم حالش خوبه یا نه.

00:11:36.470 --> 00:11:37.800
‫مطمئنم حالشون خوبه.

00:11:37.870 --> 00:11:41.670
‫اون هم حتماً دلایل خودش رو داشته
‫که تظاهر کنه یه امپراتور احمقه، نه؟

00:11:42.010 --> 00:11:46.030
‫یه طورایی می‌فهمم امپراتور بودن کار آسونی نیست.

00:11:46.950 --> 00:11:48.210
‫دقیقاً.

00:11:51.680 --> 00:11:53.210
‫هی سه‌ران.

00:11:53.520 --> 00:11:54.490
‫بله؟

00:11:54.620 --> 00:11:57.560
‫احیاناً توی ارتش چپ اورین اذیتت که نمی‌کنن؟

00:11:57.890 --> 00:12:00.760
‫تو خیلی بامهارتی، خوشگلم هستی.

00:12:00.830 --> 00:12:03.020
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،
‫حتماً حسابی تو چشمی.

00:12:03.100 --> 00:12:05.760
‫خانوم، از این خبرا نیست.

00:12:06.070 --> 00:12:09.900
‫پس چیه؟ چی اذیتت می‌کنه؟

00:12:10.700 --> 00:12:13.570
‫من واقعاً حریف تو نمی‌شم.

00:12:16.440 --> 00:12:18.910
‫اگه چیزی اذیتت می‌کنه بهم بگو باشه؟

00:12:19.280 --> 00:12:21.750
‫من همیشه میام پیش تو و غر می‌زنم، سه‌ران...

00:12:21.810 --> 00:12:23.940
‫...پس خیلی طبیعی‌ـه که تو هم این کار رو بکنی.

00:12:24.780 --> 00:12:26.580
‫ولی احتمالاً هیچ‌وقت این اتفاق نیفته.

00:12:26.650 --> 00:12:29.520
‫تو تا حالا یه بار هم این کار رو نکردی.

00:12:29.820 --> 00:12:34.160
‫واقعاً چطور می‌تونم این همه کاری
‫که برام کردی رو جبران کنم؟

00:12:37.660 --> 00:12:39.790
‫تو همین الانش هم برام جبران کردی، خیلی وقت پیش...

00:12:40.830 --> 00:12:44.930
‫هر وقت که می‌بینم تو، خودتی،
‫قدرت می‌گیرم.

00:12:46.270 --> 00:12:48.740
‫-واقعاً؟
‫-واقعا.

00:12:49.640 --> 00:12:53.270
‫اما سه‌ران، تو انگار همیشه داری اشتباه می‌کنی.

00:12:53.610 --> 00:12:57.310
‫-اشتباه می‌کنم؟
‫-تو همیشه بقیه رو تو اولویت می‌ذاری.

00:12:57.680 --> 00:12:59.340
‫اینطور نیست.

00:12:59.420 --> 00:13:03.980
‫ارباب و تو برای من خیلی مهم‌این
‫و من هم شما رو توی اولویت می‌ذارم.

00:13:04.590 --> 00:13:06.220
‫منظورم دقیقاً همینه!

00:13:12.260 --> 00:13:14.160
‫به دلایلی من هر وقت که بهت نگاه می‌کنم سه‌ران...

00:13:14.230 --> 00:13:17.030
‫...این مثل «گنج دفن شده، گنج هدر رفته‌ست» به ذهنم میاد.

00:13:17.100 --> 00:13:20.070
‫خودت نمی‌دونی چقدر خاصی سه‌ران، می‌دونی؟

00:13:21.140 --> 00:13:26.270
‫من خیلی خوشحالم که تو رو کنار خودم دارم
‫ولی گاهی احساس می‌کنم استعدادت داره به هدر می‌ره.

00:13:26.980 --> 00:13:30.470
‫و احساس می‌کنم شاید روزی برسه که
‫تو به یه جای خیلی دوری بری.

00:13:32.950 --> 00:13:34.920
‫من همیشه کنارتم

00:13:45.760 --> 00:13:48.790
‫خدایا. چرا یهویی می‌خوان مسابقات رزمی برگزار کنن؟

00:13:49.570 --> 00:13:51.900
‫یا بخور یا حرف بزن لطفاً.

00:13:52.100 --> 00:13:54.330
‫چی تو سر مشاور سو‌ـه؟

00:13:54.710 --> 00:13:57.610
‫و تو رو مسئول برگزاری مسابقه کرده، نه؟

00:13:57.710 --> 00:13:59.340
‫تو هم باید بیای می‌دونی که.

00:13:59.410 --> 00:14:00.810
‫چی؟

00:14:02.880 --> 00:14:04.750
‫-چی شده؟
‫چیزه.

00:14:04.820 --> 00:14:07.340
‫شاید یه نقشه برای بیرون کشیدن گرگ سیاه باشه.

00:14:08.320 --> 00:14:09.810
‫گرگ سیاه؟

00:14:09.890 --> 00:14:13.760
‫می‌گن اون یه گروه آدم‌کش به اسم
‫گرگ‌های باد رو رهبری می‌کرده...

00:14:14.330 --> 00:14:17.120
‫...یه گروه وفادار و مورد اعتماد امپراتور پیشین.

00:14:17.630 --> 00:14:20.660
‫اون یه آدم‌کش افسانه‌ای با قدرت بی‌بدیله.

00:14:22.530 --> 00:14:24.500
‫شایعه‌ها می‌گن هنوز زنده‌ست...

00:14:24.570 --> 00:14:26.770
‫...و ممکنه که حتی هنوز هم توی قصر مشغول باشه.

00:14:26.840 --> 00:14:28.700
‫فکر می‌کنی مشاور قصد داره...

00:14:28.770 --> 00:14:31.110
‫...از این مسابقات رزمی استفاده کنه
‫تا اون رو بیرون بکشه؟

00:14:31.640 --> 00:14:33.610
‫مشاور سو!

00:14:34.250 --> 00:14:37.700
‫ولی اون که نمیاد به این راحتی‌ها
‫هویت خودش رو برملا کنه.

00:14:38.380 --> 00:14:39.870
‫گرگ سیاه.

00:14:40.090 --> 00:14:45.250
‫حق با توئه. گرگ سیاه احتمالاً باید
‫ شخصی باشه که کمترین احتمال رو می‌دی.

00:14:48.590 --> 00:14:51.560
‫تو هم باید توی مسابقه‌ای که دو روز دیگه برگزار می‌شه شرکت کنی.

00:14:51.630 --> 00:14:54.260
‫-اما من...!
‫-همه‌ی تلاشت رو بکن.

00:15:01.270 --> 00:15:03.400
‫بهار دماغم رو به خارش میندازه.

00:15:04.040 --> 00:15:05.340
‫شوکا-ساما.

00:15:05.640 --> 00:15:08.170
‫اوه، سلام کویو-دونو، چی شده؟

00:15:08.910 --> 00:15:13.850
‫من برای ریاست مسابقه‌ی پس‌فردا منصوب شدم.

00:15:13.950 --> 00:15:16.250
‫-خب چیزه.
‫-خب...

00:15:16.890 --> 00:15:19.590
‫...بهم توی آماده کردن سخنرانی کمک می‌کنید؟!

00:15:19.760 --> 00:15:22.190
‫به نظرم بهتره خودت انجامش بدی.

00:15:22.790 --> 00:15:25.700
‫ولی من با کمال میل توی سرو چای کمک می‌کنم.

00:15:52.860 --> 00:15:54.330
‫کویو-ساما.

00:15:55.360 --> 00:15:57.830
‫-چیه؟
‫-اون‌جا اوضاع خیلی پسه.

00:16:00.030 --> 00:16:02.870
‫بنظرم حق با توئه. چرا شوکا داره چای سرو می‌کنه؟

00:16:02.940 --> 00:16:05.770
‫منظورم این نیست.
‫مزه‌ی چای‌های پدر افتضاحه.

00:16:09.680 --> 00:16:11.470
‫-لطفاً بذارید.
‫-اوه...

00:16:11.680 --> 00:16:14.740
‫باعث افتخارمه که در چنین روز
‫پربرکتی زیر آسمان صاف و آبی...

00:16:14.810 --> 00:16:16.470
‫...و در شکوه بی‌نظیر بهاری...

00:16:16.550 --> 00:16:18.520
‫...این رویداد شادی آور رو برگزار کنم...

00:16:18.580 --> 00:16:20.850
‫...و خوشحالی‌ای که به ارمغان میاره رو
‫با همگان تقسیم شم.

00:16:21.920 --> 00:16:24.010
‫فکر کرده قراره مراسم عروسی بگیریم؟

00:16:24.090 --> 00:16:26.350
‫چطور همچین سخنرانی‌ای آماد ه کرده...

00:16:26.430 --> 00:16:29.050
‫...ولی گویا خیلی استرس داره،
‫حتی نمی‌تونه چیزی که خودش نوشته رو بخونه.

00:16:29.630 --> 00:16:32.060
‫ری کویوو، زود باش شروع کن!

00:16:32.130 --> 00:16:37.470
‫بله قربان! بدون صحبت اضافه
‫بیاید مسابقه‌ی هنر‌های رزمی رو شروع کنیم!

00:16:37.900 --> 00:16:39.500
‫امروز رتبه‌ی شما اهمیتی نداره...

00:16:39.570 --> 00:16:42.600
‫...و همگی صرفا بر اساس مهارت‌های فردی‌ـتون مبارزه می‌کنید.

00:16:42.670 --> 00:16:45.510
‫به برنده 100 سکه‌ی طلا داده می‌شه.

00:16:48.080 --> 00:16:49.840
‫صد سکه‌ی طلا.

00:16:51.550 --> 00:16:53.280
‫منم می‌خوام شرکت کنم.

00:16:53.590 --> 00:16:56.780
‫بسیار خب، پس من شرکت می‌کنم و
‫صد سکه رو می‌دم به تو شوره.

00:16:56.860 --> 00:16:58.350
‫واقعاً؟

00:16:58.420 --> 00:17:01.620
‫راستش، می‌تونم همینطوری راحت هرچقد
‫که دلت می‌خواد بهت طلا بدم...

00:17:02.060 --> 00:17:04.430
‫...ولی می‌دونم اونطوری قبول نمی‌کنی.

00:17:05.760 --> 00:17:09.600
‫پس منو بخاطر اینکه فریبت دادم می‌بخشی؟

00:17:11.070 --> 00:17:14.870
‫همین الانش هم بخشیدمت. ولی بهتره
‫که همه‌ی تلاشت رو بکنی تا اون پول رو برنده شی، باشه؟

00:17:16.710 --> 00:17:17.830
‫آره.

00:17:19.410 --> 00:17:21.900
‫هیچ فکرش رو نمی‌کردم امپراتور هم شرکت کنن...

00:17:21.980 --> 00:17:24.610
‫ تا مرحله‌ی نیمه‌نهایی هم رسیدن.

00:17:25.150 --> 00:17:29.280
‫خب، هرچی نباشه شاگرد خودم بوده.
‫به این راحتی‌ها شکست نمی‌خوره.

00:17:29.690 --> 00:17:31.880
‫و حالا مرحله‌ی نیمه‌نهایی رو شروع می‌کنیم!

00:17:33.090 --> 00:17:35.650
‫ران شوئه در مقابل بونشین سون!

00:17:38.930 --> 00:17:39.990
‫شروع!

00:17:54.750 --> 00:17:56.540
‫را-ران شوئه.

00:17:59.420 --> 00:18:01.980
‫فرمانده ران خیلی بین خانوما معروفه نه؟

00:18:02.490 --> 00:18:04.460
‫آره، ران شوئه‌ی واقعی همینه.

00:18:05.460 --> 00:18:09.590
‫مسابقه‌ی بعدی، شی ریووکی و شی سه‌ران.

00:18:10.260 --> 00:18:12.700
‫با اینکه با حروف متفاوتی نوشته می‌شن،
‫ریووکی و سه‌ران...

00:18:12.760 --> 00:18:17.000
‫...توی فامیلی‌ـشون هر دو «شی» دارن.
‫کدومشون رو باید تشویق کنم؟

00:18:18.170 --> 00:18:22.440
‫ولی هر کدومشون هم ببرن، خانواده‌ی
‫من صد سکه‌ی طلا رو می‌گیره.

00:18:38.860 --> 00:18:39.820
‫شروع!

00:18:53.570 --> 00:18:54.630
‫این سبک...!

00:18:54.940 --> 00:18:57.530
‫چرا حواس ریووکی پرته؟

00:18:58.940 --> 00:19:03.470
‫این سبک شمشیر زنی..نکنه؟
‫نه، غیرممکنه.

00:19:04.480 --> 00:19:06.450
‫سه‌ران! تو...؟!

00:19:25.970 --> 00:19:27.340
‫شی ریووکی!

00:19:31.780 --> 00:19:33.110
‫تبریک می‌گم.

00:19:36.080 --> 00:19:37.340
‫چی شده؟

00:19:38.750 --> 00:19:40.220
‫هیچی.

00:19:45.660 --> 00:19:48.320
‫آخرش اونی که برنده فرمانده ران بود.

00:19:48.390 --> 00:19:49.620
‫متأسفم.

00:19:51.360 --> 00:19:53.390
‫اشکالی نداره. اما ریووکی، چی شده؟

00:19:53.470 --> 00:19:56.090
‫توی مسابقات نهایی اصلاً تمرکز نداشتی.

00:20:04.840 --> 00:20:05.900
‫ریووکی؟

00:20:08.550 --> 00:20:09.710
‫ببخشید.

00:20:12.020 --> 00:20:13.210
‫چی شده؟

00:20:16.290 --> 00:20:17.760
‫سه‌ران!

00:20:22.190 --> 00:20:24.990
‫من یه برادر بزرگتر داشتم
‫که خیلی دوستش داشتم.

00:20:26.030 --> 00:20:29.230
‫وقتی که تنهای تنها بودم، اون همیشه باهام بازی می‌کرد.

00:20:30.270 --> 00:20:34.330
‫برادر سه‌این تنها کسی بود
‫همیشه باهام مهربون بود.

00:20:36.040 --> 00:20:39.240
‫من اون برادرم رو بیشتر از هر کسی دوست داشتم.

00:20:39.980 --> 00:20:42.740
‫همیشه با اندام ستبرش ازم محافظت می‌کرد.

00:20:44.620 --> 00:20:47.680
‫وقتی که مادرم و برادرهام مردن گریه نکردم.

00:20:48.520 --> 00:20:52.920
‫ولی وقتی برادر سه‌این رفت گریه کردم.

00:20:53.690 --> 00:20:56.060
‫دلیلی که وظایفم رو برای
‫حکمرانی نادیده می‌گرفتم...

00:20:56.130 --> 00:20:58.460
‫...این بود که منتظر بودم تا یکی بلند شه و بگه...

00:20:59.160 --> 00:21:01.260
‫«شاهزاده سه‌این رو برگردونید»

00:21:02.770 --> 00:21:05.760
‫و فکر اینکه چقدر بهم نزدیک بودی...

00:21:05.900 --> 00:21:07.870
‫من برادر شما نیستم.

00:21:09.140 --> 00:21:12.110
‫اما، اگه برادرتون بودم،
‫بهتون این رو می‌گفتم.

00:21:12.640 --> 00:21:15.200
‫اون فکر احمقانه رو فراموش کن.

00:21:17.150 --> 00:21:20.850
‫دربار دیگه با محوریت امپراتوری تو شروع به حکومت کرده.

00:21:20.950 --> 00:21:24.480
‫-دیگه نیازی به شاهزاده سه‌این نیست.
‫-اینطور نیست!

00:21:24.620 --> 00:21:29.620
‫برادرتون از اینکه ببینه شما هر روز بیشتر از قبل
‫شبیه یه حکمران واقعی می‌شید، خوشحال می‌شه.

00:21:31.160 --> 00:21:33.650
‫[این براش] تا وقتی که بتونه از بین سایه‌ها ازتون حمایت کنه، کافیه.

00:21:34.970 --> 00:21:37.900
‫حتماً اینکه نمی‌تونه هویتش رو
‫برملا کنه براش درآورده...

00:21:38.040 --> 00:21:40.100
‫...اما شما متوجه حضورش شدین، نه؟

00:21:40.670 --> 00:21:43.400
‫همین برای شاد کردنش کافیه.

00:21:52.650 --> 00:21:53.980
‫برادر!

00:21:54.690 --> 00:21:59.490
‫نه! ولی برای من کافی نیست!

00:22:01.830 --> 00:22:04.190
‫فکر می‌کنی گفتن همچین حرفی قابل قبوله؟

00:22:04.260 --> 00:22:06.660
‫این حرف‌ها دوباره فقط دردسر می‌سازه.

00:22:07.500 --> 00:22:11.330
‫اگه این اتفاق بیفته، شاهزاده سه‌این که همین
‫نزدیکی‌هاست ممکنه دوباه مجبور شه فرار کنه.

00:22:12.670 --> 00:22:14.300
‫فرار کنه؟

00:22:14.370 --> 00:22:18.210
‫به عبارتی، دوباره ترکتون می‌کنه.
‫شما با این مسئله مشکلی ندارین؟

00:22:18.580 --> 00:22:20.040
‫نه!

00:22:21.310 --> 00:22:24.510
‫پس قبول کنید که اون همین اطرافه
‫و بذارید همینطور بمونه.

00:22:33.360 --> 00:22:35.490
‫تو هم واقعاً دروغگوی خوبی هستی.

00:22:39.730 --> 00:22:41.360
‫موضوع چیه؟

00:22:43.170 --> 00:22:44.800
‫دارین دعوا می‌کنین؟

00:22:45.140 --> 00:22:49.540
‫خیلی زشت شد که هیچ کدومتون نبردین،
‫ولی من دیگه ناراحت جایزه نیستم.

00:22:50.410 --> 00:22:51.640
‫-چیه؟
‫-هیچی

00:22:51.710 --> 00:22:55.700
‫چیزی نست. فقط همین که دیدمت حالم خوب شد.

00:22:56.010 --> 00:22:58.540
‫این از اون حرفا بود که سه‌ران گاهی می‌زنه.

00:23:03.960 --> 00:23:06.150
‫نکنه این دوتا...

00:23:07.290 --> 00:23:09.260
‫...دارن با هم قرار می‌ذارن؟

00:23:12.260 --> 00:23:13.460
‫چی شده؟

00:23:14.200 --> 00:23:15.530
‫هـ-هیچی.

00:23:15.600 --> 00:23:17.730
‫خانوم، اگه چیزی نگرانت کرده...!

00:23:17.800 --> 00:23:20.270
‫نه، من ...داشتم می‌رفتم توی اتاقم، همین.

00:23:21.110 --> 00:23:23.200
‫-هی شوره!
‫-خانوم!

00:23:23.270 --> 00:23:25.640
‫-ببخشید، نمی‌خواستم مزاحمتون بشم.
‫-یه لحظه صبر کن! خانوم.

00:23:25.710 --> 00:23:27.940
‫-لطفاً بفرمایید ادامه بدید!
‫-شوره!

00:23:28.010 --> 00:23:29.910
‫واقعاً داره عجیب رفتار می‌کنه.

00:23:30.000 --> 00:24:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:00.001 --> 00:24:45.001
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:31.050 --> 00:23:36.150
<c.colorc1c3c5>‫تو همیشه زندگی رو با بی‌خیالی گذروندی و حالا...</c>

00:23:36.350 --> 00:23:42.690
<c.colorc1c3c5>‫داری بین بارون چه رویایی رو دنبال می‌کنی؟</c>

00:23:42.990 --> 00:23:47.950
‫و در حالی که یه جایی داری با تنهایی می‌جنگی..

00:23:48.170 --> 00:23:53.260
‫حتماً هر لحظه بغضت رو فرو می‌خوری...

00:23:54.270 --> 00:23:58.680
<c.colorc1c3c5>‫می‌گی تنهایی از پسش برمیای...</c>

00:24:00.210 --> 00:24:05.340
...<c.colorc1c3c5>تو هم درست مثل خودمی</c>

00:24:06.120 --> 00:24:16.690
<c.colorc1c3c5>‫حتی اگه مجبور باشیم راه طولانی تر رو طی کنیم...</c>

00:24:17.560 --> 00:24:23.160
<c.colorc1c3c5>‫باز هم یه طورایی این مسیر رو ترجیح می‌دیم...</c>

00:24:23.570 --> 00:24:28.630
<c.colorc1c3c5>‫هر وقت که احساس شادی و یا خوشحالی می‌کنم...</c>

00:24:29.510 --> 00:24:35.070
<c.colorc1c3c5>‫همیشه به تو فکر می‌کنم.</c>

00:24:35.450 --> 00:24:42.320
<c.colorc1c3c5>‫می‌دونم که این فصل رنگارنگ ‫این احساس من رو بهت می رسونه...</c>

00:24:46.020 --> 00:24:48.590
‫این صدای چیه؟ صدای فلوته؟

00:24:48.590 --> 00:24:54.930
‫یه مرد سخت‌کوش کم از یه نابغه نداره

00:24:49.230 --> 00:24:53.900
‫صداش خیلی بد و عجیبه و
‫باعث می‌شه بخوای گوشات رو بگیری.

00:24:54.200 --> 00:24:54.930
‫صبر کن ببینم، تو کی هستی؟

00:24:54.930 --> 00:24:55.960
‫صبر کن ببینم، تو کی هستی؟

00:24:56.030 --> 00:24:58.030
‫برادر کوچیکتر فرمانده ران؟

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"Itsudemo anata wo shijiteiru kara."

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"من همیشه بهت باور دارم"

00:00:20.700 --> 00:00:29.080
‫داستان‌های سائیونکوکو

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫Ano toki yume ni miteita sekai ni tatteiru no ni

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫قبلا اون رویا رو توی این دنیا می‌دیدم

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫miwatsu keshiki ni ashi wo sukoshi sukumase

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫اما حالا که به ‌این منظره نگاه می‌کنم، دچار تردید می‌شم!

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫dakedo ushiro furimukanaide

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫ولی من نباید به عقب نگاه کنم

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫aruite yuku koto kimeta kara

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫تصمیمم رو گرفتم که رو به جلو قدم بردارم

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫Miageta sora nanairo no niji

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنم، رنگین کمانی می‌بینم

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫anata mo mitemasu ka?

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫تو هم می‌تونی ببینیش؟

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫yume ni kakedashita senaka mimamoru kara

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫چون من همیشه وقتی به سمت رویاهات میری از پشت سر بدرقه‌ات می‌کنم

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫Maiagaru kaze yo  hi no hikari matoi

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫طوفان نور خورشید رو هدایت می‌کنه تا بالای سر ما بتابه

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫jiyuu no tsubasa de tsuyoku tobitatou

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫و بال‌های آزادی به من فرصت پرواز برفراز آسمون‌ها رو می‌دن