﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:32.250 --> 00:01:34.340
‫فصل مانند نسیمی که بوی...

00:01:34.420 --> 00:01:35.750
‫..طوفان‌های تابستونی رو
‫به همراه داره از راه می‌رسه.

00:01:36.080 --> 00:01:40.540
‫تنها دو روزه دیگه تا اولین سفر
‫سوره از استان شی باقی مونده.

00:01:44.460 --> 00:01:46.430
‫کویوو-ساما. بفرمایید.

00:01:46.630 --> 00:01:49.790
‫اینها مانجوهای بخارپز با زرده‌ی تخم‌مرغ
‫هستن که توی خمیر لوبیای قرمز درست شدن.

00:01:50.130 --> 00:01:51.930
‫تا گرمه بخورین.

00:01:52.200 --> 00:01:53.860
‫حتماً ممنونم.

00:01:57.000 --> 00:02:00.370
‫دیگه تا یه مدت نمی‌تونم از
‫مانجوهای خونگیـت بخورم.

00:02:00.940 --> 00:02:02.840
‫طرز  تهیه‌ش رو بهتون بدم؟

00:02:04.750 --> 00:02:05.680
‫راستی...

00:02:06.010 --> 00:02:07.910
‫...یه چیزی هست که باید در موردش باهات حرف بزنم.

00:02:11.150 --> 00:02:16.110
‫مرد عاقل خودش رو به خطر نمیندازه

00:02:17.760 --> 00:02:21.130
‫مربوط به اتفاقیـه که یه سال پیش
‫موقعی که گروگان گرفته بودنت، افتاد.

00:02:23.760 --> 00:02:27.760
‫اون‌موقع مسموم شده بودم، و توی
‫وزراتخونه‌ی اندیشمندان اسیرم کرده بودن...

00:02:28.070 --> 00:02:31.600
‫...و بعد عالیجناب نجاتم داد.
‫این همه‌ی چیزیـه که یادم میاد.

00:02:32.370 --> 00:02:35.710
‫اون موقع، هیچکسی بهم در
‫مورد حقیقت موضوع نگفت.

00:02:36.680 --> 00:02:40.140
‫و من حس کردم موضوع یه طور
‫تابوئه و هیچ‌وقت در موردش صحبت نکردم.

00:02:42.450 --> 00:02:45.780
‫تو الان یه کارمند دولتی هستی. دیگه
‫کسی نیستی که باید ازت محافظت شه.

00:02:46.320 --> 00:02:49.080
‫برای همین اگه بخوای برات می‌گم.

00:02:53.160 --> 00:02:58.120
‫اون اتفاق همه جزئی از نقشه‌ی
‫مشاور سای مرحوم، سا انجون بود.

00:03:00.300 --> 00:03:02.240
‫اون می‌خواست از مشاور شو جلو بزنه.

00:03:02.300 --> 00:03:05.330
‫برای اینکه این جاه‌طلبیش محقق بشه،
‫سعی کرد عالیجناب رو حذف کنه...

00:03:05.940 --> 00:03:07.910
‫...و شخص دیگه‌ای رو امپراتور کنه.

00:03:08.340 --> 00:03:10.710
ما اینو از جایی که انتظارش
.رو نداشتیم، فهمیدیم

00:03:12.180 --> 00:03:13.510
‫کورین.

00:03:14.120 --> 00:03:16.950
‫کورین، سا انجون رو از صمیم قلبش دوست داشت.

00:03:18.290 --> 00:03:21.410
‫عالیجناب بعد از ورود تو به قصر عوض شد...

00:03:21.520 --> 00:03:24.920
‫...برای همین به احتمال خیلی زیاد مشاور
‫سا، حضور تو رو ی طور دردسر می‌دیده.

00:03:26.130 --> 00:03:31.090
‫کورین هم به قصد کمک،
‫و بدون اینکه بهش دستوری داده بشه...

00:03:32.630 --> 00:03:35.120
‫...تو رو مسموم کرد.

00:03:35.800 --> 00:03:37.630
‫از اینا خبر داشتی؟

00:03:37.840 --> 00:03:39.170
‫نه.

00:03:39.240 --> 00:03:42.870
‫اما احتمالاً کورین دو دل بوده. چون
‫کارهاش خیلی واضح بودن.

00:03:45.850 --> 00:03:51.220
‫من از هیچ کدوم از اینا خبر نداشتم.
‫هیچ‌وقت به کورین شک نکردم.

00:03:51.820 --> 00:03:53.750
‫کورین بعد از اون حادثه به استان سا برگشت...

00:03:53.850 --> 00:03:56.150
‫...و حالا، انسه اونو همراه خودش آورده.

00:03:56.420 --> 00:03:58.420
‫ظاهراً شخصاً می‌خواد ازت عذرخواهی کنه.

00:03:59.530 --> 00:04:01.930
‫خودت تصمیم بگیر می‌خوای ببینش یا نه.

00:04:04.000 --> 00:04:05.470
‫باشه.

00:04:10.640 --> 00:04:12.610
‫چیزی اذیتت می‌کنه، شوره-سان؟

00:04:12.670 --> 00:04:16.770
‫آه، نه. داشتم به این فکر می‌کردم که
‫استان سا چه شکلیه؟

00:04:17.510 --> 00:04:19.600
‫اوه آره.

00:04:20.750 --> 00:04:24.840
‫شنیدم خاندان سا سعی کردن توی
‫استان سا قدرت رو به دست بگیرن.

00:04:25.050 --> 00:04:27.020
‫انسه-سان استاندار سابق می‌گه...

00:04:27.150 --> 00:04:29.620
‫...آدمکش می‌فرستادن تا بکشنش.

00:04:29.690 --> 00:04:32.220
‫پس ما حتی اگه چندتا جونم داشته
‫باشیم جون سالم به در نمی‌بریم.

00:04:32.560 --> 00:04:34.890
‫خـ-خیلی عادی می‌گی، اگتسو-کون.

00:04:35.300 --> 00:04:37.960
‫اما بازم، یه نفر باید بره.
‫و حالا اون یه نفر اتفاقی ما شدیم.

00:04:38.070 --> 00:04:40.630
‫به همین سادگیـه.

00:04:42.200 --> 00:04:44.170
‫بیا همه‌ی تلاشمون رو بکنیم، شوره-سان.

00:04:45.340 --> 00:04:47.570
‫تو خیلی قوی هستی اگتسو-کون.

00:04:52.250 --> 00:04:53.710
‫ریوورن!

00:04:54.050 --> 00:04:57.280
‫این قطعه‌ای که نواختم به مناسبت بزرگداشت
‫دیدار دوباره‌مون بود، دوست‌های عزیزم.

00:04:57.520 --> 00:05:00.580
‫هی! برای چی جلسه‌ی آشنایی رو
‫پیچوندی و نیومدی؟

00:05:01.160 --> 00:05:03.450
‫باد منو به یه سفر دعوت کرد.

00:05:03.590 --> 00:05:05.720
‫یه سفر؟
‫دقیقاً چی توی اون کله‌ته؟

00:05:05.860 --> 00:05:10.700
‫بی‌خیال شوره-سان. مطمئنم ریوورن-سان هم
‫دلایل خودش رو داشته، احتمالا.

00:05:10.870 --> 00:05:12.200
‫هرگز!

00:05:12.270 --> 00:05:14.860
‫اما اینار رو بی‌خیال. بیاید با هم بریم
‫بقالی و برای شام امشب خرید کنیم.

00:05:15.340 --> 00:05:16.830
‫ریوورن-سان تو هم باهامون میای؟

00:05:17.040 --> 00:05:19.230
‫من گوشت خوک مَلَس می‌خوام.

00:05:19.440 --> 00:05:21.470
‫الان داری سفارش می‌دی؟

00:05:21.540 --> 00:05:24.140
‫آه! منم می‌خوام بخورم!
‫گوشت خوک ملس.

00:05:29.620 --> 00:05:31.590
‫این بوی گوشت خوک ملس...!

00:05:32.590 --> 00:05:34.650
‫واقعاً که اون پسره‌ی ابله!

00:05:35.690 --> 00:05:36.120
‫هی!

00:05:36.190 --> 00:05:37.660
‫اوه انسه-سان.

00:05:38.160 --> 00:05:40.820
‫هیمه-سان، دوست ندارم وقتی
‫سرت شلوغه مزاحمت بشم،...

00:05:40.900 --> 00:05:43.420
‫...ولی اون همسفرم که قبلاً در
‫موردش بهت گفته بودم رو آوردم.

00:05:43.500 --> 00:05:45.470
‫می‌خوای ببینیش؟

00:05:47.470 --> 00:05:48.660
‫باشه.

00:05:54.940 --> 00:05:56.670
‫ببخشید که منتظرت گذاشتم.

00:06:02.120 --> 00:06:04.080
‫آه، چیزه خیلی وقته ندیدمتون.

00:06:04.790 --> 00:06:06.750
‫بله. خیلی وقته کورین.

00:06:07.250 --> 00:06:10.550
‫آه! نه درست نیست همنشین
‫برای من چای آماده کنن، من درست می‌کنم.

00:06:11.690 --> 00:06:13.060
‫اوخ! داغه!

00:06:13.130 --> 00:06:14.530
‫متأسفم انسه-ساما.

00:06:14.700 --> 00:06:16.660
‫حالت خوبه؟

00:06:17.230 --> 00:06:19.320
‫خوبم. می‌رم یکم خنکش کنم.

00:06:23.000 --> 00:06:28.440
‫یادمه روز اولی که دیدمتون هم
‫همچین اشتباه وحشتناکی کردم، همنشین.

00:06:28.940 --> 00:06:30.240
‫شوره صدام بزن.

00:06:30.310 --> 00:06:32.180
‫آه، بله. عذر می‌خوام.

00:06:35.080 --> 00:06:37.610
‫همنشین...یعنی شوره-ساما....

00:06:37.890 --> 00:06:40.350
‫...شنیدم که استاندار استان سا شدین.

00:06:40.920 --> 00:06:42.390
‫بله.

00:06:44.020 --> 00:06:45.790
‫اوضاع استان سا چطوره؟

00:06:45.890 --> 00:06:47.660
‫راستش، اوضاع خیلی بی‌ثباته.

00:06:48.600 --> 00:06:51.460
‫یکی از دلایلی که به استان شی
‫اومدم اینکه بود که چندتا دادخواست بیارم.

00:06:52.200 --> 00:06:53.390
‫دادخواست؟

00:06:53.470 --> 00:06:58.370
‫من خدمتکار شخصی ایکی-ساما
‫همسر انجون-ساما بودم.

00:06:59.070 --> 00:07:04.640
‫اما ایشون تحت بازداشت خانگی هستن
‫و نوه‌شون شونکی-ساما هم مخفی شدن.

00:07:06.550 --> 00:07:08.610
‫اوضاع خیلی جدی‌ایـه.

00:07:08.920 --> 00:07:11.820
‫شوره-ساما، واقعاً دارین
‫به استان سا می‌رین؟

00:07:12.890 --> 00:07:14.010
‫بله.

00:07:14.090 --> 00:07:17.720
‫این...این زیاده‌رویـه!
‫عالیجناب اینطور دستور دادن؟

00:07:18.330 --> 00:07:21.490
‫دارن بابت اینکه از اقامتگاه
‫سلطنتی رفتین تلافی می‌کنن؟

00:07:21.900 --> 00:07:23.190
‫اشتباه می‌کنی.

00:07:23.260 --> 00:07:28.570
‫اون با امید استانداری رو به
‫من و اگتسو-کون سپردن.

00:07:29.200 --> 00:07:30.730
‫اما چرا از قصد دارن شما رو...

00:07:30.800 --> 00:07:32.290
‫...جایی به اون خطرناکی می‌فرستن؟

00:07:32.970 --> 00:07:37.270
‫مطمئنم از نظرش این بهترین کاره.
‫اما از این موضوع بگذریم کورین.

00:07:37.780 --> 00:07:40.250
‫چیز دیگه‌ای نبود که بخوای
‫با من در موردش حرف بزنی؟

00:07:40.950 --> 00:07:43.110
‫خب، چیزه...من...

00:07:44.150 --> 00:07:48.280
‫...امیدوارم شما اجازه بدین تا
‫تا استان سا همراهیـتون کنم.

00:07:49.290 --> 00:07:51.550
‫مطمئنم توی راه اتفاقات خطرناکی می‌افته.

00:07:52.130 --> 00:07:56.390
‫برای همین می‌خوام ازتون محافظت
‫کنم، حتی اگه شده به قیمت جونم.

00:07:57.770 --> 00:07:59.530
‫می‌شه؟

00:08:00.070 --> 00:08:03.590
‫-من مخالفتی ندارم، اما...!
‫-پس لطفاً بهش فکر کنید.

00:08:03.870 --> 00:08:07.360
‫و خیلی چیزای دیگه‌ای هم هست
‫که می‌خوام در موردشون باهاتون حرف بزنم.

00:08:07.980 --> 00:08:09.810
‫اما اونا رو می‌ذارم برای یه وقت دیگه.

00:08:09.940 --> 00:08:10.710
‫خیلی‌خب.

00:08:13.950 --> 00:08:16.440
‫خب دیگه برای امروز
‫رفع زحمت می‌کنم.

00:08:21.920 --> 00:08:23.390
‫خانوم کورین.

00:08:24.060 --> 00:08:25.790
‫همه‌ی چیزایی که باید بهش
‫می‌گفتی رو گفتی؟

00:08:25.860 --> 00:08:27.920
‫جرئتش رو پیدا نکردم.

00:08:28.060 --> 00:08:29.090
‫که اینطور.

00:08:30.200 --> 00:08:33.720
‫یادم میاد اولین باری که
‫هیمه-سان رو دیدم.

00:08:34.700 --> 00:08:37.570
‫اینجا کنار جاده بیهوش شده بودم
‫و اون منو برد داخل و بهم غذا داد...

00:08:37.940 --> 00:08:40.170
‫...بدون اینکه حتی بدونه من کی‌ام.

00:08:40.240 --> 00:08:41.570
‫دقیقاً همینطوری‌ان.

00:08:41.980 --> 00:08:44.170
‫هیمه-سان ذهن بازی داره.

00:08:45.150 --> 00:08:48.170
‫باهاش رک باش،
‫مطمئنم درک می‌کنه.

00:08:50.250 --> 00:08:51.680
‫بله.

00:08:57.160 --> 00:08:59.420
‫خیلی خوشحالم که حالت خوبه ریوورن-سان.

00:08:59.990 --> 00:09:00.960
‫تو توی آزمون سراسری رتبه‌ی دوم شدی...

00:09:01.030 --> 00:09:02.660
‫...ولی به جلسه‌ی آشنایی نیومدی.

00:09:02.730 --> 00:09:05.200
‫...برای همین نگرانت بودم که
‫نکنه اتفاقی برات افتاده باشه.

00:09:05.470 --> 00:09:08.260
‫هرچند شوره-سان بهم می‌گفت
‫اصلاً جای نگرانی نیست.

00:09:09.670 --> 00:09:11.140
‫دوست عزیزم.

00:09:12.870 --> 00:09:14.030
‫چیه؟

00:09:14.110 --> 00:09:17.410
‫مثل همیشه دستپختت
‫بی‌نهایت خوشمزه‌ست!

00:09:17.540 --> 00:09:19.070
‫خوشحالم که اینو می‌گی.

00:09:19.150 --> 00:09:20.700
‫خب برات یه پیشنهاد دارم.

00:09:20.810 --> 00:09:21.470
‫چیه؟

00:09:21.550 --> 00:09:24.020
‫آشپز شخصیم نمی‌شی؟

00:09:24.620 --> 00:09:26.140
‫نخیر!

00:09:26.820 --> 00:09:29.650
‫آ-آه، ولی روزای آزمون
‫عجب روزای بودنا، نه؟

00:09:30.220 --> 00:09:32.690
‫یه عالمه داستان درست کردی ریوورن-سان.

00:09:33.390 --> 00:09:35.330
‫منظورت همون ساختمان سیزدهم نفرین شده‌ست؟

00:09:35.860 --> 00:09:37.130
‫ها؟ خب...

00:09:37.200 --> 00:09:40.760
‫واو. خوابگاهی که توش می‌موندم نفرین شده؟

00:09:41.140 --> 00:09:45.230
‫نخیر! به خاطر این اینطوری صداش می‌زنن
‫چون تو اون مدت اونجا می‌موندی.

00:09:45.540 --> 00:09:47.510
‫به لطف فلوت تو داوطلب‌ها...

00:09:47.570 --> 00:09:49.510
‫...یکی یکی دچار اختلال روانی شدن.

00:09:49.580 --> 00:09:50.840
...هفت نفر از مسئولین برگزاری امتحان

00:09:50.840 --> 00:09:52.470
...هفت نفر از مسئولین برگزاری امتحان

00:09:52.550 --> 00:09:55.070
‫...‫و بعد از اون گفتگوهای نامفهومی
‫که با تو داشتن، قبل از امتحان استعفاء دادن.

00:09:55.150 --> 00:09:58.310
‫ولی آخرش خودش بوگن شد.

00:09:59.420 --> 00:10:01.410
‫فرمانده ران خیلی ناراحت بود...

00:10:01.490 --> 00:10:03.010
‫و می‌گفت باید تو رو تا روز امتحان،

00:10:03.090 --> 00:10:04.790
‫...توی خونه‌ی خودش زندانی می‌کرد.

00:10:05.230 --> 00:10:08.660
‫خونه‌ی برادر احمق شماره‌ی 4
‫بیخودی بزرگ و پر زرق و برقه.

00:10:09.060 --> 00:10:10.960
‫اصلاً با حس زیبایی شناسی من جور در نمیاد.

00:10:11.030 --> 00:10:12.560
‫از طرفی این خونه...

00:10:12.630 --> 00:10:14.930
‫...که نشونه‌های واضح تلاش‌های بیهوده
‫برای تعمیر داره...

00:10:15.370 --> 00:10:17.340
‫تا میزان خیلی خوبی علف هرز داره،

00:10:17.470 --> 00:10:20.500
‫و روحیه‌ی خودکفایی توی
‫حیاط پشتیش غوغا می‌کنه،...

00:10:22.040 --> 00:10:23.840
‫همه‌چیزش از من نمره‌ی قبولی می‌گیره!

00:10:23.910 --> 00:10:25.500
‫کسی از تو نظر نخواست.

00:10:25.610 --> 00:10:26.580
‫دوست عزیز شماره‌ی دو.

00:10:28.080 --> 00:10:29.210
‫ای کاش مکالمه‌ای سر میز
‫شام پیش می‌کشیدی که...

00:10:29.280 --> 00:10:31.340
‫...مناسب‌تر و لذت‌بخش‌تر می بود.

00:10:31.820 --> 00:10:34.050
‫لذت‌بخش‌تر؟ آه، بذار ببینم....

00:10:34.590 --> 00:10:35.560
‫بحث نفرین‌ها شد...

00:10:35.620 --> 00:10:38.320
‫...شنیم جلوی وزارت اندیشمندان
‫یه روح ظاهر شده.

00:10:38.830 --> 00:10:39.620
‫روح؟

00:10:39.690 --> 00:10:40.750
‫با اینکه اینم موضوع مناسبی
‫برای میز شام نیست...

00:10:40.830 --> 00:10:42.160
‫...اما دوست دارم بیشتر بشنوم.

00:10:42.460 --> 00:10:44.930
‫گویا، چند نفری دیدنش.

00:10:45.470 --> 00:10:47.400
‫واقعاً خیلی دوست دارم شکارش کنم.

00:10:47.900 --> 00:10:49.430
‫بیاید همین امشب شکارش کنیم.

00:10:49.500 --> 00:10:53.740
‫دوست عزیز شماره‌ی یک و دو، بیاید
‫هوا که تاریک شد جلوی وزارت اندیشمندان...

00:10:55.040 --> 00:10:57.010
‫...به همدیگه ملحق شیم.

00:10:57.640 --> 00:11:00.140
‫-خب دیگه شب می‌بینمتون.
‫-هی.

00:11:06.520 --> 00:11:08.990
‫قبل از ینکه بریم سر پستمون
‫می‌ریم روح شکار کنیم؟

00:11:19.530 --> 00:11:23.200
‫واقعاً که! سر و کله زدن با
‫این پسر هیچ سودی نداره.

00:11:23.600 --> 00:11:26.130
‫اما شوره-سان، الان حالت
‫بهتر به نظر میاد.

00:11:27.610 --> 00:11:29.670
‫یکمی ناراحت بودی.

00:11:30.240 --> 00:11:31.270
‫یعنی می‌گی اون ابله...

00:11:31.350 --> 00:11:35.610
‫...برای اینکه حال من رو خوب
‫کنه گفت بریم روح شکار کنیم؟

00:11:36.320 --> 00:11:38.110
‫امکانش هست.

00:11:38.190 --> 00:11:39.980
‫کی اون‌جاست؟

00:11:42.360 --> 00:11:44.420
‫کارمند کو و کارمند تو شمایین؟

00:11:45.790 --> 00:11:47.990
‫این موقع شب اینجا چیکار می‌کنین؟

00:11:48.460 --> 00:11:49.990
‫خب، چیزه...می‌دونین؟

00:11:50.560 --> 00:11:52.500
‫من ازشون خواستم بیان.

00:11:52.830 --> 00:11:53.800
‫باید قبل از رفتنشون در مورد موضوعی...

00:11:53.870 --> 00:11:55.860
‫...به طور خصوصی باهاشون صحبت می‌کردم.

00:11:58.270 --> 00:11:58.800
‫بله.

00:11:59.140 --> 00:12:00.570
.شبتون خوش، با اجازه

00:12:05.380 --> 00:12:07.070
‫این وقت شب چی شده؟

00:12:07.180 --> 00:12:08.240
‫ها؟ خب...

00:12:08.620 --> 00:12:09.310
‫قراره؟

00:12:09.380 --> 00:12:10.510
‫خیر!

00:12:10.580 --> 00:12:12.640
‫حالا لازم نبود انقدر سریع انکار کنی.

00:12:12.890 --> 00:12:15.380
‫خودت چی؟ این موقع
‫شب اینجا چیکار می‌کنی؟

00:12:15.460 --> 00:12:19.980
‫آه خب، خوابم نمی‌برد، برای همین
‫اومدم قدم بزنم، شما دوتا چی؟

00:12:20.790 --> 00:12:23.060
‫اوه، راستی ریوورن رو ندیدی؟

00:12:23.160 --> 00:12:24.320
‫منظورت ران ریوورنه؟

00:12:24.530 --> 00:12:26.000
‫نه، شنیدم موقعیتش از زمانی که...

00:12:26.070 --> 00:12:28.060
‫...توی جلسه‌ی آشنایی شرکت
‫نکرد نامشخصه.

00:12:28.300 --> 00:12:30.570
‫امروز اومد خونه‌ی ما و
‫گوشت خوک ملس خورد.

00:12:30.870 --> 00:12:31.960
‫چی؟

00:12:32.040 --> 00:12:35.440
...‫و بعدش ریوورن، گفت بریم روح شکار کنیم

00:12:35.510 --> 00:12:36.530
‫روح؟

00:12:36.610 --> 00:12:40.070
‫در هر حال، قراره ریوورن رو جلوی
‫.وزارت اندیشمندان ببینیم

00:12:40.150 --> 00:12:43.010
‫و باید قبل اینکه هیاهویی
‫به پا کنه پیداش کنیم.

00:12:47.790 --> 00:12:50.690
‫صبر کن! صدای اون فلوت رو در نیار!

00:12:51.090 --> 00:12:53.650
‫خیلی دیر کردین تا بیاین،
‫دوست‌های عزیز شماره‌ی 1 و 2.

00:12:53.960 --> 00:12:57.690
‫چطوری تونستی بدون مشکل وارد قصر شی؟

00:12:58.500 --> 00:13:00.130
‫وقتی گذرنامه‌ی خاندان ران رو به
‫نگهبان‌ها نشون دادم...

00:13:00.230 --> 00:13:02.700
‫...گذاشتن بی‌دردسر وارد شم.

00:13:02.900 --> 00:13:06.170
‫از آزمون سراسری همدیگه رو ندیدیم، ران‌ ریوورن.

00:13:07.010 --> 00:13:09.070
‫پیامت رو برادر‌های بزرگترم رسوندم.

00:13:09.180 --> 00:13:10.300
‫داره در مورد چی حرف می‌زنه؟

00:13:10.380 --> 00:13:12.850
‫دو روز بعد از آزمون به دیدنش رفتم.

00:13:13.250 --> 00:13:17.050
‫ازش خواستم خودش خبر رو به
‫برادر‌هاش، رهبران خاندان ران برسونه.

00:13:17.990 --> 00:13:20.610
‫امپراتور خودش شخصاً
‫به دیدن داوطلب آزمون رفته؟

00:13:21.090 --> 00:13:23.280
‫شنیدم خانواده‌ی ران با
‫اینکه قدرت خیلی زیادی دارن...

00:13:23.390 --> 00:13:25.980
‫...اما خودشون رو درگیر مسائل سیاسی نمی‌کنن.

00:13:26.230 --> 00:13:29.200
‫شاید قصد داشتن به
‫خاندان ران عرض ادب بکنن.

00:13:29.260 --> 00:13:33.490
‫علاوه بر اون، برگه‌ی آزمونش خیره‌کننده
‫بود، برای همین می‌خواستم ببینمش.

00:13:34.670 --> 00:13:37.160
‫بگذریم، می‌خواین برای شکار روح چیکار کنین؟

00:13:37.270 --> 00:13:39.430
‫معلومه، پیداش که کردیم،
‫از بین می‌بریمش.

00:13:39.510 --> 00:13:40.400
‫چطور؟

00:13:42.380 --> 00:13:44.500
‫هی! بهت گفتم صدای اون فلوت رو درنیار.

00:13:45.750 --> 00:13:48.080
‫این روحه پیداش نمی‌شه، نه؟

00:13:48.450 --> 00:13:51.420
‫شایعه‌ها می‌گفتن اطراف وزارتخونه‌ی
‫اندیشمندان ظاهر می‌شه...

00:13:51.690 --> 00:13:53.650
‫...ولی گویا فقط شایعه بوده.

00:13:55.460 --> 00:13:58.220
‫می‌گن مرد عاقل خودش رو به خطر نمیندازه.

00:13:58.290 --> 00:14:00.760
‫نظرتون چیه بی‌خیال شکار روح
‫بشین و به اقامتگاه من بیاین؟

00:14:01.160 --> 00:14:02.720
‫یه خوراکی شبونه‌ی آماده‌ هم دارم.

00:14:02.800 --> 00:14:03.520
‫فکر خوبیـه.

00:14:03.600 --> 00:14:06.360
‫ممنون برای پشنهادت. تو
‫مشکلی نداری ریوورن؟

00:14:06.930 --> 00:14:09.400
‫خب می‌تونیم حداقل در مورد
‫داستانای روحی بگیم.

00:14:22.080 --> 00:14:26.020
‫راستش منم شنیدم یه روح توی
‫وزرات اندیشمندان ظاهر می‌شه.

00:14:26.290 --> 00:14:28.050
‫وزارت اندیشمندان.

00:14:28.120 --> 00:14:31.420
‫من عموماً برای بچه‌های مدرسه‌ی معبد...

00:14:31.860 --> 00:14:34.330
‫...داستان‌هایی در مورد سای هاسن که خیلی وقت
‫پیش توی کشورمون بودن، تعریف می‌کردم.

00:14:31.860 --> 00:14:34.330
‫مترجم: سای‌هاسن به معنی هشت اندیشمنده.

00:14:34.390 --> 00:14:36.060
‫سای‌هاسن؟

00:14:36.130 --> 00:14:36.720
‫بله.

00:14:36.800 --> 00:14:39.630
‫بچه‌ها اینطور داستانای رازآلود رو دوست دارن.

00:14:40.430 --> 00:14:46.300
‫آبی، بنفش، قرمز، سبز،
‫زرد، سفید، سیاه و قهوه‌ای.

00:14:47.070 --> 00:14:48.510
‫بچه که بودم، عموماً موقع بازی...

00:14:48.580 --> 00:14:50.700
‫تظاهر می‌کردم یکی از هشت
‫اندیشمندِ سای‌هاسنم.

00:14:50.780 --> 00:14:51.800
‫واقعاً؟

00:14:51.880 --> 00:14:54.210
‫می‌گن، حتی همین الان هم اون
‫هشت اندیشمند...

00:14:54.280 --> 00:14:56.150
‫...توی بدن کسی دارن زندگی می‌کنن.

00:14:56.320 --> 00:14:58.250
‫بدن کسی؟

00:14:58.320 --> 00:15:00.790
‫خیلی خوب می‌شه اگه حتی الان هم
‫این کار رو بکنن و...

00:15:00.850 --> 00:15:02.790
‫...به این کشور کمک کنن، نه؟

00:15:02.860 --> 00:15:03.550
ممکنه؟

00:15:03.790 --> 00:15:04.650
‫آره.

00:15:04.990 --> 00:15:07.760
‫بچه که بودم، خیلی مریض بودم.

00:15:08.300 --> 00:15:11.130
‫اما بعد از فوت مادرم،
‫حالم خیلی بهتر شد.

00:15:11.930 --> 00:15:14.400
‫برای همین، گاهی اوقات
‫حس می‌کنم ممکنه...

00:15:14.470 --> 00:15:17.270
‫...مادر وارد زندگی من شده،

00:15:18.070 --> 00:15:20.700
‫و داره بهم کمک می‌کنه.

00:15:21.540 --> 00:15:25.380
‫پس یعنی حتی الان هم، مادرت درونت زنده‌ست.

00:15:26.080 --> 00:15:28.050
‫بهم انرژی خیلی زیادی می‌ده.

00:15:29.750 --> 00:15:33.950
‫ولی یکی هم درون توئه،
‫نه اگتسو-کون؟ یه اندیشمند کمک‌حال.

00:15:34.920 --> 00:15:38.080
‫تو خیلی مهربونی، شاید یوگتسو-کون
‫برای محافظت از تو به این دنیا اومده.

00:15:38.660 --> 00:15:40.520
‫منظورت اینه توی دوست ‌شماره‌ی 2....

00:15:40.590 --> 00:15:42.460
‫...یه دوست شماره‌ی2.5ـه؟

00:15:42.730 --> 00:15:44.530
‫وقتی الکل می‌خوره بیرون میاد.

00:15:45.330 --> 00:15:47.300
‫لطفاً درموردش رف نزن.

00:15:49.500 --> 00:15:50.470
‫خب، من وقتی سفر می‌کردم...

00:15:50.540 --> 00:15:53.200
‫...عموماً تجربه‌های مرموز یا ترسناکی داشتم.

00:15:53.970 --> 00:15:56.740
‫مثلاً، این اتفاق زمانی افتاد که
‫یه اتاق کوچیک کرایه کردم.

00:15:57.710 --> 00:16:00.770
‫شب خوابیده بودم که
‫یهویی حس کردم...

00:16:00.850 --> 00:16:02.870
‫...یکی داره نگام می‌کنه و بیدار شدمو...

00:16:03.120 --> 00:16:04.410
‫چشم‌هامو باز کردم.

00:16:05.590 --> 00:16:08.150
‫و اون‌جا...یه عالمه
‫چشم معلق توی سقف دیدم.

00:16:09.090 --> 00:16:11.180
‫شک دارم امشب خوابم ببره.

00:16:12.060 --> 00:16:13.420
‫یه شب دیگه...

00:16:13.560 --> 00:16:14.530
‫...به دلایل نامشخصی،

00:16:14.590 --> 00:16:16.150
‫...یه دختر گوشه‌ی اتاقم نشسته بود.

00:16:16.230 --> 00:16:19.560
‫و صورت اون دختر...وحشتناکترین
‫چیز توی این دنیا بود.

00:16:19.730 --> 00:16:23.530
‫تمومش کن! من همینجوریش از تاریکی می‌ترسم.

00:16:23.640 --> 00:16:26.660
‫آه، خب دیگه خیلی دیره،
‫بهتره دیگه بریم.

00:16:26.870 --> 00:16:30.100
‫-حـ-حق با توئه.
‫-نه من هنوز داستان برای تعریف دارم.

00:16:30.180 --> 00:16:31.670
‫دیگه نمی‌خواد بگی.

00:16:31.750 --> 00:16:33.770
‫دارین منو تنها می‌ذارین
‫می‌رین خونه؟

00:16:35.220 --> 00:16:37.180
‫یعنی عالیجناب حالش خوبه؟

00:16:37.280 --> 00:16:39.450
‫بازم نمی‌تونم که شب بمونیم.

00:16:39.850 --> 00:16:42.850
‫قبل رفتن، فلوت می‌زنم
‫تا روح‌های شیطانی رو پراکنده کنم.

00:16:42.920 --> 00:16:43.980
‫صبـ-صبر کن.

00:16:48.900 --> 00:16:50.990
‫لطفاً فلوت نزن.

00:16:51.630 --> 00:16:52.600
‫آه، متأسفم.

00:16:53.530 --> 00:16:56.000
‫حتی یه ذره هم عوض نشدی ران ریوورن.

00:17:00.340 --> 00:17:02.100
‫خب، تو باید تو اگتسو باشی.

00:17:04.110 --> 00:17:05.080
‫کی تصور می‌کرد...

00:17:05.150 --> 00:17:08.140
‫...تو به عنوان استاندار
‫استان سا انتخاب بشی؟

00:17:09.550 --> 00:17:11.520
‫چیزه، عذر می‌خوام، ولی شما...؟

00:17:12.090 --> 00:17:13.810
‫سای هاسن از کسایی که...

00:17:13.890 --> 00:17:16.550
‫...این کشور رو دوست دارن، محافظت می‌کنه.

00:17:29.940 --> 00:17:31.270
‫ظ-ظاهر شد.

00:17:31.500 --> 00:17:32.230
‫آره.

00:17:32.870 --> 00:17:34.840
‫دوست عزیز شماره‌ی 1 و 2.

00:17:36.140 --> 00:17:37.630
‫باز هم همدیگه رو می‌بینیم.

00:17:38.510 --> 00:17:39.980
‫از بین نمی‌بریش؟

00:17:40.250 --> 00:17:42.240
‫یه مرد عاقل خودش رو توی خطر نمیندازه؟

00:17:57.330 --> 00:18:00.200
‫با اینکه قصد داشتم ارواح شیطانی
‫رو با صدای فلوتم پراکنده کنم...

00:18:00.330 --> 00:18:02.360
‫...وقتی فلوت زدم، ارواح شیطانی ظاهر شدن.

00:18:05.110 --> 00:18:07.070
‫یه خواهش ازت دارم.

00:18:07.210 --> 00:18:08.770
‫برای استاندارن جدید.

00:18:08.840 --> 00:18:12.210
‫...ازت می‌خوام این هدیه رو ازم قبول
‫کنی و گاهاً بهشون سر بزنی.

00:18:12.680 --> 00:18:14.870
‫فکر می‌کنم تو بهترین موقعیت
‫برای انجام همچین کاری رو داری.

00:18:15.380 --> 00:18:20.220
‫با اینکه کاری برای من نمی‌کنی، اگه
‫موضوع اون دو نفر باشن، جریان فرق داره.

00:18:20.390 --> 00:18:22.410
‫اگه یه وقت تمایلی داشتی، ممنون می‌شم...

00:18:22.490 --> 00:18:24.050
‫...بعد از سفرهات، برام در مورد
‫شرایط و وضعیت موجود بنویسی.

00:18:24.050 --> 00:18:25.110
‫...بعد از سفرهات، برام در مورد
‫شرایط و وضعیت موجود بنویسی.

00:18:25.230 --> 00:18:27.690
‫بدون اینکه به برادرم بگم؟

00:18:28.300 --> 00:18:30.260
‫پس به برادر شو اعتماد نداری.

00:18:30.660 --> 00:18:32.460
‫از صمیم قلبم بهش اعتماد دارم.

00:18:32.530 --> 00:18:37.090
‫اما برعکس تو، شوئه از لحاظ روحی
‫نمی‌تونه از یوغ خاندان ران فرار کنه.

00:18:37.370 --> 00:18:40.900
‫من کسی رو می‌خوام که به خواسته‌های
‫هفت خانواده وابسته نباشه.

00:18:42.080 --> 00:18:44.040
‫امپراتور نیت‌های شما،

00:18:44.110 --> 00:18:46.580
‫...برای سه برادر من که رهبران
‫خاندان ران هستن، کاملاً شفافه.

00:18:46.850 --> 00:18:47.710
‫مهم نیست.

00:18:48.150 --> 00:18:50.550
‫می‌گن بعد از اینکه تو اسم ران ریوورن رو گرفتی...

00:18:50.680 --> 00:18:54.250
‫...برادرهات ریاست خاندان رو
‫بین خودشون تقسیم کردن.

00:18:54.720 --> 00:18:56.380
‫بدون شک نمی‌خواستن تو تا قبل از اینکه...

00:18:56.590 --> 00:18:58.820
‫...فرصت سفر دور دنیا و تعامل
‫با مردم عادی رو داشته باشی،

00:18:58.890 --> 00:19:00.880
‫...مجبور بشی، ریاست خاندان رو به عهده بگیری.

00:19:01.090 --> 00:19:03.360
‫چیزی که مهمه اینه که من
‫این خواهش رو از تویی دارم...

00:19:03.430 --> 00:19:06.060
‫...که برای خاندان ران ارزش زیادی داری.

00:19:09.140 --> 00:19:12.630
‫این هدیه برای دیدن دوستام کافی نیست.

00:19:13.210 --> 00:19:15.170
‫فکر می‌کنم حول و حوش اواخر
‫تابستون و یا اوایل پاییز بشه...

00:19:15.240 --> 00:19:16.670
‫...پس چندتا گلابی‌ هم اضافه می‌کنم.

00:19:17.680 --> 00:19:20.150
‫دربار بدون خاندان ران هم توانمنده.

00:19:20.310 --> 00:19:22.250
‫معلومه خاندان ران اهمیت زیادی داره.

00:19:22.320 --> 00:19:25.810
‫اما، اشکالی نداره بخوایم بذاریم
‫اژدهای خوابیده، بیدار نشه.

00:19:26.320 --> 00:19:30.020
‫هرچند، اگه این اژدها بیدار شد و
‫دوباره قدرتش رو بهمون قرض بده...

00:19:30.620 --> 00:19:32.850
‫...من با کمال میل دست یاری‌ـش رو قبول می‌کنم.

00:19:32.930 --> 00:19:34.790
‫قبوله.

00:19:35.630 --> 00:19:39.090
‫ران ریوورن، تو واقعاً
‫قصد نداری کارمند دولتی بشی؟

00:19:39.770 --> 00:19:40.630
.نه

00:19:40.930 --> 00:19:42.700
‫رهبر خاندان چی؟

00:19:42.770 --> 00:19:43.740
‫ساده بگم...

00:19:44.870 --> 00:19:48.640
‫...فکر می‌کنم من نباید
‫همچین چیزی بخوام.

00:20:04.420 --> 00:20:06.790
‫هنوز نرفتی خونه برادر؟

00:20:07.790 --> 00:20:09.760
.احتمال دادم برگردی

00:20:10.160 --> 00:20:13.720
‫ولی منو برادر صدا نزن
‫وگرنه دیگه باهات رسمی می‌شم.

00:20:14.200 --> 00:20:16.170
‫آه، باشه، دیگه نمی‌گم.

00:20:18.000 --> 00:20:22.410
‫ران ریوورن چطور آدمیـه؟
‫شبیه فرمانده رانه؟

00:20:23.580 --> 00:20:26.100
‫هست، اما اون خیلی
‫عمیق‌تر از شوئه‌ست.

00:20:27.210 --> 00:20:30.310
‫با اینکه می‌گن عجیب‌غریبه،
‫به نظر من نرماله.

00:20:31.380 --> 00:20:34.950
‫اما حس می‌کنم حتی اینم در
‫موردش حقیقت نداره.

00:20:35.690 --> 00:20:39.750
‫ران ریوورن، واقعاً یه لرد جوانه
‫که خود خاندان ران رو منعکس می‌کنه.

00:20:43.700 --> 00:20:45.250
‫خب دیگه من برم.

00:20:45.400 --> 00:20:46.160
‫برادر...

00:20:47.330 --> 00:20:49.300
‫از شوره محافظت کن.

00:20:54.970 --> 00:20:59.100
‫بذار یکم دیگه باهات قدم بزنم.
‫تا یه مدت نمی‌بینمت.

00:21:06.920 --> 00:21:09.180
‫خوش برگشتین.
‫خیلی دیر کردین.

00:21:09.490 --> 00:21:12.010
‫یه یادداشت گذاشتین که توش
‫فقط گفته بودین به قصر می‌رین.

00:21:12.090 --> 00:21:13.790
‫انقدر نگرانتون بودم
‫که خوابم نمی‌برد.

00:21:13.860 --> 00:21:15.420
‫متأسفم پدر.

00:21:15.730 --> 00:21:17.700
‫متأسفیم که نگرانتون کردیم.

00:21:18.000 --> 00:21:21.400
‫و اینکه، یه مهمون هم دیروقت اومد
‫و با هم منتظرتون بود.

00:21:22.200 --> 00:21:23.030
‫کورین؟

00:21:23.100 --> 00:21:24.160
‫نه.

00:21:27.040 --> 00:21:31.440
‫ایشون کورو هستن. برادر
‫کوچکتر من، به عبارتی عموی تو.

00:21:31.580 --> 00:21:33.210
‫با اینکه یکمی دیر شده...

00:21:33.280 --> 00:21:35.250
‫...اما بابت تانکا شدنت توی آزمون سراسری

00:21:35.320 --> 00:21:36.150
‫...تبریک می‌گم.

00:21:36.920 --> 00:21:38.110
‫ازتون خیلی ممنونم!

00:21:38.180 --> 00:21:40.850
‫برادر شو، تا به امروز بهمون اجازه نمی‌داد...

00:21:40.920 --> 00:21:43.750
‫...به این خونه رفت‌ و آمد داشته باشیم.

00:21:43.860 --> 00:21:45.850
‫هرچند، الان دیگه اوضاع فرق داره.

00:21:45.930 --> 00:21:47.390
‫تو به کمک خانواده‌ی اصلی نیازی داری...

00:21:47.460 --> 00:21:49.790
‫...تا ازت در برابر خطراتی که ممکنه
‫تهدیدت کنن، محافظت کنه.

00:21:49.900 --> 00:21:51.890
‫به عنوان رهبر نیابتی خاندان کو،...

00:21:52.100 --> 00:21:53.790
‫من و رهبر اصلی مسئول محافظت از تو هستیم.

00:21:54.370 --> 00:21:57.340
‫خاندان کو باید با همه‌ی قدرتش
‫از مسیری که پا توش گذاشتی محافظت کنه.

00:22:06.250 --> 00:22:10.050
‫فکر نمی‌کنم کسی شک
‫کرده باشه که حلقه دست توئه.

00:22:11.890 --> 00:22:14.850
‫اینکه اون حلقه‌ی تقلبی
‫افتاد تو دست وزیر سای.

00:22:14.990 --> 00:22:17.860
،گمون می‌کنم این اتفاق نقشه‌ی تو بود

00:22:17.960 --> 00:22:20.220
‫تا بتونی فعالیت‌های فاسدش رو برملا کنی.

00:22:20.290 --> 00:22:21.950
‫خب آره.

00:22:22.060 --> 00:22:24.960
‫امان از تو، همه چیز
‫دقیقاً طبق نقشه‌ت پیش رفت.

00:22:33.510 --> 00:22:35.470
‫خیلی وقته ندیدمت، نه سو؟

00:22:36.340 --> 00:22:38.940
‫می‌بینم که به عنوان روح خیلی
‫جوون‌تر شدی، انجون.

00:22:39.310 --> 00:22:43.540
‫استفاده از این حلقه، آسون‌ترین
‫راه برای حفظ روحش بود.

00:22:44.020 --> 00:22:47.650
‫بعد از تثبیت وضعیت کشور،
‫خاندان سا فقط به یک مشکل تبدیل می‌شه.

00:22:48.520 --> 00:22:51.820
‫برای همین بهترین فرصت
‫رو به وجود آوردم، تو چیکار کردی؟

00:22:52.060 --> 00:22:55.790
‫منظورت اینه نقشه کشیدی امپراتور
‫و شوره-دونو رو بکشی...

00:22:56.000 --> 00:22:58.960
‫...تا فرصتی رو به وجود بیاری
‫که منجر به سقوط خاندان سا بشه؟

00:23:00.770 --> 00:23:06.300
‫اما بدون شک استاندارهای جوان، استان سا
‫رو با روش متفاوتی نجات می‌دن.

00:23:08.880 --> 00:23:11.810
‫بعدی استان سا هست.

00:23:17.820 --> 00:23:19.940
‫فردا به استان سا می‌ریم.

00:23:21.420 --> 00:23:23.580
‫هر اتفاقی هم که بیفته، من
‫باید همه‌ی تلاشم رو بکنم.

00:23:30.000 --> 00:24:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:00.001 --> 00:24:45.001
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:31.130 --> 00:23:36.230
<c.colorc1c3c5>‫تو همیشه زندگی رو با بی‌خیالی گذروندی و حالا...</c>

00:23:36.370 --> 00:23:42.930
‫داری بین بارون چه رویایی رو دنبال می‌کنی؟

00:23:43.040 --> 00:23:48.110
‫و در حالی که یه جایی داری با تنهایی می‌جنگی..

00:23:48.210 --> 00:23:53.210
‫حتماً هر لحظه بغضت رو فرو می‌خوری...

00:23:54.290 --> 00:23:58.750
<c.colorc1c3c5>‫می‌گی تنهایی از پسش برمیای...</c>

00:24:00.290 --> 00:24:05.420
‫...<c.colorc1c3c5>تو هم درست مثل خودمی</c>

00:24:06.170 --> 00:24:10.690
<c.colorc1c3c5>‫حتی اگه مجبور باشیم راه طولانی تر رو طی کنیم...</c>

00:24:10.770 --> 00:24:16.680
<c.colorc1c3c5>‫باز هم یه طورایی این مسیر رو ترجیح می‌دیم...</c>

00:24:17.640 --> 00:24:23.450
<c.colorc1c3c5>‫هر وقت که احساس شادی و یا خوشحالی می‌کنم...</c>

00:24:23.550 --> 00:24:28.420
<c.colorc1c3c5>‫همیشه به تو فکر می‌کنم.</c>

00:24:29.560 --> 00:24:42.230
<c.colorc1c3c5>‫می‌دونم که این فصل رنگارنگ ‫این احساس من رو بهت می رسونه...</c>

00:24:46.740 --> 00:24:50.180
‫بالأخره وقت اینکه به عنوان
‫استاندار به استان سا بریم، رسیده.

00:24:48.600 --> 00:24:54.550
‫تا زندگی باشه، امیدی هست

00:24:50.180 --> 00:24:52.350
‫من جلوی دخالت‌های خاندان سا کم نمیارم.

00:24:52.980 --> 00:24:56.540
‫هر اتفاقی هم که بیفته
‫به زور هم که شده راهم رو باز می‌کنم.

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"Itsudemo anata wo shijiteiru kara."

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"من همیشه بهت باور دارم"

00:00:20.700 --> 00:00:29.680
‫داستان‌های سائیونکوکو

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫Ano toki yume ni miteita sekai ni tatteiru no ni

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫قبلا اون رویا رو توی این دنیا می‌دیدم

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫miwatsu keshiki ni ashi wo sukoshi sukumase

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫اما حالا که به ‌این منظره نگاه می‌کنم، دچار تردید می‌شم!

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫dakedo ushiro furimukanaide

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫ولی من نباید به عقب نگاه کنم

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫aruite yuku koto kimeta kara

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫تصمیمم رو گرفتم که رو به جلو قدم بردارم

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫Miageta sora nanairo no niji

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنم، رنگین کمانی می‌بینم

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫anata mo mitemasu ka?

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫تو هم می‌تونی ببینیش؟

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫yume ni kakedashita senaka mimamoru kara

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫چون من همیشه وقتی به سمت رویاهات میری از پشت سر بدرقه‌ات می‌کنم

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫Maiagaru kaze yo  hi no hikari matoi

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫طوفان نور خورشید رو هدایت می‌کنه تا بالای سر ما بتابه

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫jiyuu no tsubasa de tsuyoku tobitatou

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫و بال‌های آزادی به من فرصت پرواز برفراز آسمون‌ها رو می‌دن

00:24:56.540 --> 00:24:58.540