﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:38.730 --> 00:01:40.590
‫واقعاً مطمئنین؟

00:01:40.660 --> 00:01:43.190
‫بله. لطفاً کلید رو ذوب کن.

00:01:43.530 --> 00:01:45.000
‫اما...

00:01:45.170 --> 00:01:47.360
‫همونطور که می دونین پای من مشکل داره.

00:01:48.110 --> 00:01:50.510
‫پس همینجا می‌مونم و کار می‌کنم.

00:01:51.110 --> 00:01:53.910
‫به علاوه، مهر معاون استانداری هم اینجا پیشمه.

00:01:54.850 --> 00:01:59.280
‫خیلی‌خب، هر طور شده با
‫استاندار جدید برمی‌گردم.

00:02:00.080 --> 00:02:01.810
‫تا اون‌موقع طاقت بیارین.

00:02:12.830 --> 00:02:17.830
‫تا وقتی زندگی‌ باشه، امیدی هم هست

00:02:17.830 --> 00:02:19.100
‫

00:02:19.100 --> 00:02:20.700
‫جایی که شوره و اگتسو...

00:02:20.740 --> 00:02:22.110
‫...به عنوان استاندار منصوب شده بودن،

00:02:22.110 --> 00:02:23.370
‫...به عنوان استاندار منصوب شده بودن،

00:02:23.770 --> 00:02:26.010
‫در حال حاضر به لحاظ سیاسی بی‌ثبات‌ترین...

00:02:26.010 --> 00:02:26.380
‫در حال حاضر به لحاظ سیاسی بی‌ثبات‌ترین...

00:02:26.410 --> 00:02:29.810
‫استان از بین هشت استان سائیونکوکو هست.

00:02:30.850 --> 00:02:33.410
‫با توجه به دادخواست‌هایی که کورین آورده...

00:02:33.680 --> 00:02:36.380
‫...معلوم می‌شه وضعیت استان سا حتی
‫از چیزی که تصور می‌کردیم هم بدتره.

00:02:36.450 --> 00:02:39.250
‫بله. معاون استاندار تی یوشوون...

00:02:39.590 --> 00:02:42.320
‫...تصمیم گرفتن به زندانی برن که بدترین
‫مجرم‌ها در اونجا زندانی می‌شن،

00:02:42.390 --> 00:02:44.450
‫...و کارشون رو اونجا ادامه بدن.

00:02:44.530 --> 00:02:47.900
‫خاندان سا هنوز نتونسته مهر
‫معاون استاندار رو بدست بیاره.

00:02:47.960 --> 00:02:50.230
‫بنابراین اختیارات حکومت استانیِ استان سا...

00:02:50.300 --> 00:02:51.560
‫...همچنان در درست یوشوون،

00:02:51.640 --> 00:02:53.430
‫و بقیه‌ی مقامات دولتی استانیـه.

00:02:53.670 --> 00:02:55.800
‫توی زندان مجرمین.

00:02:56.270 --> 00:03:00.070
‫شنیدم معاون استاندار تی
‫مرد خونسرد و آرومی‌ان که...

00:03:00.140 --> 00:03:02.340
‫...که در مورد مسائل دقت زیادی به خرج می‌دن.

00:03:02.410 --> 00:03:06.280
‫بله، درسته.
‫ولی ایشون روحیه‌ی بالایی هم دارن،

00:03:06.350 --> 00:03:08.940
‫...و وقتی روی چیزی تمرکز
‫می‌کنن، تا تهش می‌رن.

00:03:09.020 --> 00:03:10.280
‫یه شخص توانمند دیگه...

00:03:10.350 --> 00:03:13.480
‫...که آزمون سراسری رو همون سالی که
‫وزیر کو و وزیر ری‌شین-ساما قبول شدن، گذرونده.

00:03:13.560 --> 00:03:16.720
‫آره، و شخصی که بشدت توی
‫دولت مرکزی بهش نیاز داریم.

00:03:16.960 --> 00:03:20.260
‫اوضاع خاندان سا چطوره؟
‫شنیدم بعد از فوت مشاور سا...

00:03:20.330 --> 00:03:23.130
‫...اعضای خاندان دائما با هم در کشمکش‌ان.

00:03:23.370 --> 00:03:25.930
‫نیازی به گفتن نیست، حلقه‌ای هم که
‫نماد رهبری خاندان سا هست،

00:03:26.000 --> 00:03:27.970
‫...هنوز پیدا نشده.

00:03:28.140 --> 00:03:31.540
‫همچنین اوضاع همسر
‫مشاور سا، ایکی-دونو چطوره؟

00:03:32.140 --> 00:03:34.840
‫شنیدم، در حالی که مشاور سا اینجا
‫توی دربار سلطنتی بودن...

00:03:34.910 --> 00:03:37.970
‫....اون زن زیرک توی استان سا
‫موندن و خاندان رو مدیریت می کردن.

00:03:38.050 --> 00:03:39.540
‫خب...

00:03:39.920 --> 00:03:44.820
‫ایکی-ساما توی اعماق عمارت تحت
‫مراقبتن و نمی‌تونن آزادانه کاری بکنن.

00:03:46.420 --> 00:03:48.390
‫به علاوه، تنها نوه‌ی مشاور سا...

00:03:48.460 --> 00:03:50.890
‫...شونکی-ساما به لطف هوشمندی ایکی-ساما،

00:03:51.190 --> 00:03:53.560
‫...به سختی تونستن فرار کنن.

00:03:54.800 --> 00:03:57.030
‫در حال حاضر توی مکان نامعلومی مخفی شدن.

00:03:57.100 --> 00:04:00.830
‫اون ایکی نترس رو حصر خانگی کردن...

00:04:01.510 --> 00:04:04.240
‫پس به این راحتی‌ها نمی‌شه پُست رو گرفت.

00:04:04.740 --> 00:04:08.300
‫درست مثل همون موقع که من پست رو گرفتم...

00:04:08.480 --> 00:04:12.010
‫...شکی نیست که خاندان سا آدمکش می فرسته
‫تا توی راه رفتن به استان سا بهمون حمله کنن.

00:04:12.950 --> 00:04:16.390
‫برای اینکه موقع رفتن توجهی رو به خودمون
‫جلب نکنیم، فقط من و سه‌ران نگهبانیم.

00:04:16.450 --> 00:04:20.620
‫با اینکه سه‌ران-دونو و انسه‌-دونو
‫هر دو توی مبارزه مهارت دارین...

00:04:21.090 --> 00:04:22.580
‫...اما براتون مشکلی پیش نمیاد؟

00:04:22.660 --> 00:04:26.860
‫حتی اگر به قیمت جونمون باشه از
‫هیمه-سان و اگتسو محافظت می‌کنیم.

00:04:29.000 --> 00:04:32.200
‫از دو فرمانداره جدید محافظت کن، رو انسه.

00:04:32.870 --> 00:04:34.030
‫بله.

00:04:52.820 --> 00:04:54.290
!پدر

00:04:55.690 --> 00:04:57.660
‫من رفتم.

00:05:06.770 --> 00:05:10.570
‫شوره-سان، این اولین بارته
‫که از کیو دور می‌شی، نه؟

00:05:11.910 --> 00:05:14.900
‫بله. اما باید حواسمون باشه...

00:05:14.980 --> 00:05:18.510
‫...تا سه ماه دیگه به پایتخت
‫استا سا، کورن برسیم.

00:05:18.580 --> 00:05:19.910
‫خب، حالا دیگه راه افتادیم...

00:05:19.980 --> 00:05:22.350
‫...باید اینطور فکر کنیم که دیگه
‫کارمون شروع شده.

00:05:22.590 --> 00:05:24.180
‫درسته.

00:05:24.250 --> 00:05:28.320
‫یکی دیگه از وظایفتون به عنوان استاندار
‫اینه که به سلامت پستتون رو بگیرید.

00:05:28.390 --> 00:05:31.920
‫اما در حالت عادی، حدود یک ماه و نیم
‫طول می‌کشه تا به اونجا برسیم.

00:05:32.530 --> 00:05:35.260
‫نمی‌دونیم فشارهای خاندان سا از کی شروع می‌شه...

00:05:35.970 --> 00:05:39.990
‫...ولی اگه تا سه ماه آینده
‫نتونن پسشتون رو بگیرن، چی می‌شه؟

00:05:40.070 --> 00:05:42.160
‫گفته می‌شه پسشتون رو ترک کردن،...

00:05:42.240 --> 00:05:44.710
‫...و خود به خود از مقامشون به عنوان
‫استاندار عزل می‌شن.

00:05:44.770 --> 00:05:46.000
‫نه.

00:05:46.080 --> 00:05:49.940
‫اینم یه دلیل بیشتر برای
‫اینکه هر چه سریعتر به کورن برسیم.

00:05:50.510 --> 00:05:52.950
‫آره، اینه روحیه هیمه-سان.

00:06:04.230 --> 00:06:08.220
‫حالا که بهش فکر می‌کنم، احتمالاً
‫این اولین بارته که بیرون کمپ می‌کنی، نه شوره-سان؟

00:06:08.730 --> 00:06:13.900
‫بله، ولی چون الان خیلی خطرناکه، چاره‌ای نداریم.

00:06:13.970 --> 00:06:16.300
‫به علاوه، صرفه‌جویی هم ضرر نداره.

00:06:17.040 --> 00:06:19.300
‫خانوم، آب جوش اومد.

00:06:19.610 --> 00:06:20.970
‫ممنونم سه‌ران.

00:06:23.980 --> 00:06:28.440
‫من درست می‌کنم، شما
‫لطفاً برید و استراحت کنید شوره-ساما.

00:06:28.690 --> 00:06:30.650
‫آه، ممنونم.

00:06:31.690 --> 00:06:37.650
‫می‌گم، شوره-ساما. ازتون خیلی ممنونم
‫که اجازه دادین همراهیتون کنم.

00:06:44.730 --> 00:06:48.330
‫کورین به این خاطر... تو رو مسموم کرد.

00:06:55.550 --> 00:06:57.010
‫کورین.

00:07:19.470 --> 00:07:22.400
‫لعنتی، اگه از روز اول بخواد اینطور باشه...

00:07:22.470 --> 00:07:24.570
‫...آدم نمی‌تونه فکر کنه در آینده می‌خواد چی بشه.

00:07:26.640 --> 00:07:28.700
‫بفرما هیمه-سان، هدیه آوردم.

00:07:28.780 --> 00:07:30.680
‫ممنونم، خیلی خوبن.

00:07:33.880 --> 00:07:36.010
‫اوضاع با تعقیب‌کننده‌ها چطور پیش رفت؟

00:07:36.090 --> 00:07:40.420
‫حسابشون رو رسیدم،
‫فکر کنم برای فعلاً مشکلی نباشه.

00:07:40.490 --> 00:07:42.220
‫پس همونطور که انتظار می‌رفت اومدن.

00:07:42.290 --> 00:07:43.730
‫آره.

00:07:43.790 --> 00:07:47.130
‫بالأخره اگه استاندارهای جدید از
‫راه برسن، براشون مشکل درست می‌شه.

00:07:47.560 --> 00:07:51.400
‫از حالا به بعد اوضاع سخت‌تر می‌شه،
‫جناب افسر ویژه.

00:07:52.740 --> 00:07:56.170
‫برای محافظ از خانوم از
‫هرچیزی مایه می‌ذارم.

00:07:56.670 --> 00:08:22.060
‫

00:08:23.930 --> 00:08:25.700
‫یه ساله که کیو رو ترک کردیم.

00:08:25.770 --> 00:08:28.170
‫خیلی وقته که به همچین شهری نیومدیم، نه؟

00:08:28.240 --> 00:08:29.540
‫درسته.

00:08:29.610 --> 00:08:32.600
‫حالا که موقعیتش پیش اومده،
‫چطوره یه جایی بمونیم و استراحت کنیم؟

00:08:33.080 --> 00:08:34.600
‫بیاد همین کار رو بکنیم.

00:08:34.680 --> 00:08:37.670
‫بالأخره مثل اینکه توی این شهر هیچ
‫تعقیب‌کننده‌ای از طرف خاندان سا نیست.

00:08:38.050 --> 00:08:39.450
‫یه آدم‌ربا.

00:08:40.480 --> 00:08:41.540
‫آدم ربا؟

00:08:41.620 --> 00:08:43.520
‫-چه خبره؟
‫-بگیرینش.

00:08:43.590 --> 00:08:46.210
‫-داره این طرفی میاد
‫-اوی، اون مرد رو بگیرید.

00:08:46.290 --> 00:08:47.850
‫صبر کنید!

00:08:51.930 --> 00:08:54.260
‫اشتباه می‌کنین! اشتباه فهمیدین!
‫دارین اشتباه برداشت می‌کنین!

00:08:54.330 --> 00:08:56.390
‫بابا همه‌ش اشتباهه.

00:08:57.030 --> 00:08:59.130
‫-انسه!
‫-اون احمق.

00:08:59.500 --> 00:09:00.630
‫آه کورین.

00:09:01.670 --> 00:09:03.640
‫پدر، چی شده؟

00:09:05.640 --> 00:09:06.940
‫پدر؟

00:09:07.010 --> 00:09:11.040
‫بله، ایشون پدرمه و اونی که
‫روی دوششه برادرمه.

00:09:11.110 --> 00:09:13.110
‫چی از پدر و برادرم می‌خواین؟

00:09:13.180 --> 00:09:16.410
‫اوه جدی؟
‫ما فکر کردیم داره می‌دزدتش.

00:09:17.150 --> 00:09:18.620
‫اوه پسر.

00:09:25.300 --> 00:09:27.860
‫خیلی نگران بودم که حالا چی می‌شه.

00:09:28.570 --> 00:09:33.000
‫در هر صورت اصلاً چی شد
‫که یهو فکر کردن داری آدم‌ می‌دزدی؟

00:09:33.240 --> 00:09:35.600
‫متأسفم، تقصیر من بود.

00:09:37.040 --> 00:09:39.100
‫یه کتاب در مورد گیاهان دارویی دیدم...

00:09:39.180 --> 00:09:40.940
‫...که تا حالا توی کتابخونه‌ی
‫کتاب‌های دست‌دوم ندیده بودم،

00:09:41.010 --> 00:09:43.810
‫...و چون توی طبقه‌ی بالا بود

00:09:43.880 --> 00:09:48.720
‫حس کردم برداشتنش براش سخته،
‫برای همین بلندش کردم و شد آنچه شد...

00:09:48.790 --> 00:09:50.480
!آدم‌ دزدی

00:09:51.550 --> 00:09:55.180
‫ولی باهوشی خانوم کورین نجاتمون داد.

00:09:55.460 --> 00:09:58.390
‫واقعاً. ممنونم کورین.

00:09:58.460 --> 00:10:00.760
‫خوشحالم که باهامون اومدی.

00:10:01.660 --> 00:10:03.890
‫نـ-نه.

00:10:04.530 --> 00:10:09.800
‫اما باز هم، اینکه یهویی که توی همچون
‫موقعیتی همچین ایده‌ای بهت رسید، خیلی خفنه.

00:10:10.110 --> 00:10:12.770
‫چون تو با خیال راحت رفته بود
‫سر کارهای بیهوده.

00:10:12.840 --> 00:10:14.780
‫حداقل یکمی ابراز پشیمونی کنی.

00:10:15.350 --> 00:10:17.040
‫مـ-متأسفم.

00:10:17.110 --> 00:10:20.980
‫اگتسو-کون عذرخواهی کرد،
‫بهش سخت نگیر.

00:10:22.990 --> 00:10:25.220
‫اگه شما می‌گین باشه شوره-ساما.

00:10:29.360 --> 00:10:33.060
‫ببخشید، می‌شه لطفاً یه دقیقه
‫درشکه رو یه جایی نگه دارین؟

00:10:35.470 --> 00:10:37.400
‫کورین-سان اینو بخور.

00:10:37.730 --> 00:10:40.700
‫این قرص مشکوک چیه؟

00:10:40.770 --> 00:10:42.830
‫مثل اینکه یه ذره تب دارین...

00:10:42.910 --> 00:10:45.100
‫...پس باید قبل از اینکه
‫بدتر بشه، بخورینش.

00:10:46.480 --> 00:10:50.500
‫مدام بیرون کمپ کردیم، پس
‫طبیعیـه که ضعیف بشی.

00:10:52.350 --> 00:10:54.410
‫خیلی تب داری.

00:10:54.480 --> 00:10:56.980
‫کورین، چرا زودتر چیزی نگفتی؟

00:10:57.590 --> 00:11:00.680
‫چیز مهمی نیست،
‫می‌تونم تحمل کنم.

00:11:01.220 --> 00:11:03.160
‫لطفاً خانوم کورین.

00:11:03.230 --> 00:11:06.060
‫اگه احساس مریضی می‌کنی،
‫باید همون موقع بهمون بگی.

00:11:06.430 --> 00:11:09.830
‫اگه به خودت زیاد فشار بیاری و
‫حالت بد بشه، اونوقت یه بار روی دوشمون می‌شی.

00:11:09.900 --> 00:11:11.920
‫متأسفم.

00:11:12.770 --> 00:11:16.600
‫اما آخرش‌ هم اونی که مریضه و بیشتر از
‫بقیه عذاب می‌کشه، تویی کورین-سان.

00:11:17.070 --> 00:11:18.440
‫خب حالا، لطفاً اینو بخور.

00:11:20.180 --> 00:11:22.140
‫سه‌ران، داری کجا می‌ری؟

00:11:22.550 --> 00:11:25.280
‫من جلوتر می‌رم تا یه سر و گوشی آب بدم.

00:11:25.880 --> 00:11:29.440
‫شهر ساکیو باید توی دامنه‌ی
‫همین کوه باشه.

00:11:31.250 --> 00:11:34.120
‫سه‌رن-سان خیلی خفنه، نه؟

00:11:34.190 --> 00:11:35.560
‫آره.

00:11:35.630 --> 00:11:38.790
‫خیلی با توی سربه‌هوا فرق داره.

00:11:42.330 --> 00:11:43.730
‫درسته.

00:11:44.070 --> 00:11:45.190
‫تلخه.

00:11:45.270 --> 00:11:47.360
‫آه، مـ-متأسفم.

00:11:48.500 --> 00:11:50.630
‫امشب یه اتاق کرایه می‌کنیم.

00:12:07.860 --> 00:12:12.590
‫اگتسو-کون، من وایمیسم،
‫تو هم بهتره بری و استراحت کنی.

00:12:13.030 --> 00:12:17.330
‫پس، بیا، لطفاً وقتی بیدار شد
‫اینو بده بهش بخوره.

00:12:17.970 --> 00:12:19.260
‫باشه.

00:12:24.210 --> 00:12:26.180
‫متأسفم، بیدارت کردم؟

00:12:26.240 --> 00:12:27.330
‫شوره-ساما.

00:12:29.480 --> 00:12:31.500
‫نه، باید بیشتر بخوابی.

00:12:31.580 --> 00:12:34.980
‫متأسفم، شوره-ساما.

00:12:35.050 --> 00:12:38.040
‫نگرانش نباش، برعکس...

00:12:38.120 --> 00:12:41.350
‫تقصیر منه که این مدت همه‌ش
‫گفتم بیرون کمپ کنیم.

00:12:42.590 --> 00:12:43.850
‫متأسفم.

00:12:43.930 --> 00:12:47.190
‫-نه، اشتباه می‌کنین.
‫-در هر حال استراحت کن.

00:12:47.830 --> 00:12:51.030
‫در حال حاضر، باید روی
‫خوب شدنت تمرکز کنی.

00:12:51.830 --> 00:12:53.800
‫متأسفم.

00:12:55.970 --> 00:12:58.370
‫زود خوب شو، کورین.

00:13:04.150 --> 00:13:06.170
‫متأ...سفم.

00:13:06.250 --> 00:13:08.440
‫نیازی نیست انقدر
‫عذرخواهی کنی.

00:13:08.520 --> 00:13:13.290
‫من هیچ حقی ندارم که اینطوری
‫باهام خوب رفتار کنید، شوره-سان.

00:13:13.620 --> 00:13:14.920
‫چی داری می‌گی؟

00:13:14.990 --> 00:13:19.490
‫یه چیزی هست که باید بابتش
‫ازتون عذرخواهی کنم.

00:13:20.130 --> 00:13:22.190
‫در مورد اتفاقی که یک سال پیش افتاد.

00:13:24.300 --> 00:13:26.460
‫همه‌ش تقصیر من بود.

00:13:36.280 --> 00:13:39.410
‫خانوم؛ کورین چطوره؟

00:13:42.550 --> 00:13:46.420
‫مثل اینکه استرس سفر خیلی
‫روش تأثیرگذاشته، انسه کجاست؟

00:13:49.590 --> 00:13:50.720
‫لعنتی!

00:13:55.800 --> 00:13:58.600
‫یکم پیش رفت گفت می خواد
‫ببینه اوضاع داخل شهر چطوره؟

00:13:58.900 --> 00:14:01.500
‫شاید دوباره با آدم‌ربا اشتباه گرفتنش؟

00:14:01.970 --> 00:14:05.030
‫سه‌ران اصلاً خنده دار نیست.

00:14:05.640 --> 00:14:08.080
‫ولی بخاطر ریششه، نه؟

00:14:08.140 --> 00:14:10.040
‫برای همین هی بهش گفتم اصلاح کنه.

00:14:10.110 --> 00:14:13.880
‫اگه انسه به عنوان درشکه‌چی‌مون
‫اون شکلی نبود، هیچ‌وقت نمی‌تونستیم...

00:14:13.950 --> 00:14:17.280
‫...بدون اینکه بفهمونیم، کی هستیم،
‫تا اینجا پیش بیایم.

00:14:18.220 --> 00:14:22.060
‫متأسفانه، من هرچقدر که تلاش کردم...

00:14:22.230 --> 00:14:25.350
‫...نتونستم ریش دربارم تا یکمی
‫مثل اون قیافه‌م مشکوک باشه.

00:14:25.800 --> 00:14:27.760
‫سه‌ران با ریش.

00:14:32.700 --> 00:14:36.470
ولی نمی‌تونیم همه‌ش اینو به
.انسه تحمیل کنیم

00:14:36.970 --> 00:14:41.570
‫اون دستیارته خانوم.
‫کارشه، تحمیل کردن نیست.

00:14:42.080 --> 00:14:44.980
‫به علاوه، اون خودشم به
‫چشم تحمیل بهش نگاه نمی‌کنه.

00:14:45.410 --> 00:14:46.470
‫درسته.

00:14:48.890 --> 00:14:50.850
‫و البته، منم اینطور فکر نمی‌کنم.

00:14:51.990 --> 00:14:54.290
‫از خیلی وقت پیش همینطور بوده.

00:14:54.560 --> 00:14:57.990
‫ولی شاید باید الان بگم متأسفم.

00:15:00.030 --> 00:15:04.330
‫نیازی به نگرانی نیست. همه‌ش با یه فنجون چایی
‫ که برام درست می‌کنی، دود می‌شه می‌ره هوا.

00:15:07.400 --> 00:15:10.770
‫راستی، چای این منطقه شیرینه، نه؟

00:15:10.840 --> 00:15:14.500
‫فکر کنم اسم چای گان‌لوـه.

00:15:14.780 --> 00:15:17.680
‫اولین بار همچین چای شیرینی می‌خورم.

00:15:17.750 --> 00:15:19.940
‫اصلاً سنگین نیست
‫و خیلی هم خوشمزه‌ست.

00:15:21.780 --> 00:15:23.750
‫اولین بارت نیست.

00:15:24.050 --> 00:15:26.580
‫دفعه‌ی قبلی که از این مسیر
‫عبور می‌کردیم هم خوردیمش...

00:15:26.660 --> 00:15:28.850
‫...همون موقع هم خیلی دوستش داشتی.

00:15:28.930 --> 00:15:29.950
‫شوخی می‌کنی.

00:15:30.030 --> 00:15:31.430
‫درسته.

00:15:31.490 --> 00:15:33.830
‫وقتی که دو یا سه سالت بود...

00:15:33.900 --> 00:15:36.560
‫...این چای رو بیشتر از غذا
‫دوست داشتی همه‌ش می‌خواستی بخوری.

00:15:36.630 --> 00:15:40.530
‫حالا که بهش فکر می‌کنم ما
‫تو رو توی استان سا دیدیم نه؟

00:15:40.740 --> 00:15:42.860
‫پدر قبلاً بهم گفته بود.

00:15:46.740 --> 00:15:47.830
‫سه‌ران.

00:15:47.910 --> 00:15:51.210
‫من واقعاً خوشحالم که همراهمون اومدی.

00:15:52.050 --> 00:15:57.040
‫من افسر ویژه‌م که برای محافظت از تو و
‫اگتسو-کون انتخاب شدم، پس طبیعی‌ـه!

00:15:58.020 --> 00:16:00.450
‫درسته، ولی منظور من اون نبود.

00:16:02.460 --> 00:16:05.190
‫حالا که من یه کارمند دولتی شدم...

00:16:05.260 --> 00:16:10.220
‫....فکر می‌کردم باید خودم رو آماده کنم تا تنهایی به هر منطقه‌ای
‫که تعیین می‌شه و یا هر پستی که بهم داده می‌شه، برم.

00:16:12.030 --> 00:16:14.630
‫زندگی تو مال خودته سه‌ران.

00:16:15.100 --> 00:16:17.570
‫در واقع، تو می‌تونستی هر مسیری
‫که دوست داری رو انتخاب کنی.

00:16:18.270 --> 00:16:23.270
‫اما باز هم عالیجناب بهت یه
‫شمشیر اهداء کرد و پیش من موندی.

00:16:24.250 --> 00:16:26.180
‫من واقعاً بابتش خوشحالم.

00:16:26.250 --> 00:16:29.120
‫نمی‌دونم توی استان سا چه اتفاقی افتاده...

00:16:29.350 --> 00:16:31.510
‫...و اگه نمی‌خوای در موردش
‫حرف بزنی، چیزی نمی‌پرسم.

00:16:34.460 --> 00:16:37.260
‫درست همونطور که تو همیشه
‫ازم محافظت می‌کنی...

00:16:38.030 --> 00:16:40.430
‫...منم حواسم بهت هست.

00:16:41.000 --> 00:16:44.130
‫پس دیگه بخاطر من
‫نریز توی خودت.

00:16:45.000 --> 00:16:49.030
‫اشکالی نداره غمگین باشی،
‫و بهم نشون بدی نگران چیزی هستی.

00:16:52.510 --> 00:16:55.270
‫اینطور نیست که من نخوام به استان سا برم.

00:16:56.480 --> 00:17:01.350
‫هر چی نباشه، اونجا جایی‌ـه که ارباب،
‫خانوم و تو رو دیدم.

00:17:02.290 --> 00:17:05.580
‫موضوع فقط اینه که هنوز نتونستم
‫احساساتم رو مدیریت کنم.

00:17:05.990 --> 00:17:11.050
‫برای همین، تا اونموقع
‫ممکنه یکم غمگین به نظر بیام.

00:17:12.190 --> 00:17:17.130
‫اینطور مواقع، برام چای گان‌لو
‫درست می‌کنی تا با هم بخوریم؟

00:17:17.700 --> 00:17:19.630
‫همین؟

00:17:20.640 --> 00:17:21.970
‫آره.

00:17:22.310 --> 00:17:26.210
‫باشه. پس باید یه عالمه
‫چای گان‌لو بخریم.

00:17:26.280 --> 00:17:27.670
‫گرونه.

00:17:27.740 --> 00:17:28.900
‫احمق.

00:17:28.980 --> 00:17:32.310
‫اگه این هزینه‌ای‌ـه که باید برای خوب شدن
‫حالت بدیم، خیلی هم ارزونه.

00:17:33.280 --> 00:17:34.270
‫و؟

00:17:34.350 --> 00:17:37.680
تا کی می‌خوای فالگوش وایسی، انسه؟

00:17:37.750 --> 00:17:39.910
‫-سلام! من برگشتم.
‫-متأسفم.

00:17:39.990 --> 00:17:43.690
‫خیلی صحنه‌ی خوبی بود، برای همین
‫حس کردم بی‌ادبی‌ـه مزاحمتون بشم.

00:17:43.760 --> 00:17:44.850
‫منم همینطور.

00:17:44.930 --> 00:17:48.730
‫خوش اومدی انسه.
‫شماها هم یکم چای می‌خورین؟

00:17:48.800 --> 00:17:50.130
‫-بله.
‫-آره.

00:17:50.700 --> 00:17:54.140
‫میدونی، وقتی خودت و هیمه-سانی خیلی مهربونی...

00:17:54.200 --> 00:17:55.690
‫...نه، سه‌ران؟

00:17:56.340 --> 00:17:58.470
‫تنها وقتی که بنظر میاد شخصیت خوبی هم داری...

00:17:58.540 --> 00:18:01.440
‫...وقت‌هایی‌ـه که با هیمه-سان و شوکا-سانی، نه؟

00:18:01.510 --> 00:18:05.210
‫اوه، منم واسه‌ت چای گان‌لو
‫درست می‌کنم و باهات می‌خورم.

00:18:05.720 --> 00:18:08.050
‫تو اینکارو بکنی، می‌شی مزاحم ابله.

00:18:08.120 --> 00:18:13.150
‫-پسر خیلی نامردی خواستم حمایتت کنم.
<i>‫-انسه، سه‌ران رو از قبل اینکه با ما زندگی کنه می‌شناسه.</i>

00:18:13.220 --> 00:18:17.520
‫ترجیح می‌دم با ملخ‌ها دوست بشم
‫تا تو بخوای ازم حمایت کنی.

00:18:13.220 --> 00:18:17.520
‫یعنی تو استان سا باهم آشنا شدن؟

00:18:19.930 --> 00:18:22.500
‫خب دیگه صبحونه هم خوردیم،
‫پس بیاید راه بیفتیم.

00:18:22.900 --> 00:18:25.600
‫وقتی از گارد مرزی سائیری،
‫که اون طرف ساکیو هست رد بشیم...

00:18:25.630 --> 00:18:27.070
‫....به استان سا می‌رسیم.

00:18:27.100 --> 00:18:29.070
‫ما تقریباً اینجاییم.

00:18:29.910 --> 00:18:31.870
‫باید از ایستگاه مرزی رد بشیم؟

00:18:31.940 --> 00:18:35.780
‫خطرناکه، و بعداً برای اینکه افسرهای مرزی رو...

00:18:35.850 --> 00:18:38.780
‫نادیده گرفتیم ازمون انتقاد
‫می‌شه، ولی این بهترین راهه.

00:18:38.850 --> 00:18:41.820
‫گرفتن پست کار خیلی سختیه، نه؟

00:18:42.080 --> 00:18:44.380
‫بخاطره اینه که استان سا خاصه.

00:18:44.650 --> 00:18:49.020
‫راستی، چند سالت بود که استاندار
‫استان سا شدی، انسه-‌سان؟

00:18:49.090 --> 00:18:52.750
‫آه، خب، الان دقیقاً ده سال از
‫اون‌موقع می‌گذره، پس می‌شه...

00:18:52.860 --> 00:18:55.490
‫...هفده سالم بود که پست رو گرفتم
‫سن فعلی هیمه-سان.

00:18:55.560 --> 00:18:56.530
‫هفده‌سال؟

00:18:56.600 --> 00:18:57.900
‫آره، هفده‌سال.

00:18:57.970 --> 00:19:00.940
‫می‌دونی، احتمالاً تو تنها کسی هستی که...

00:19:01.000 --> 00:19:04.170
‫....ده سال تموم استاندار یه استان بودی.

00:19:05.370 --> 00:19:07.840
‫بخاطر جنگ‌های دولت مرکزی سر
‫تاج و تخت فراموشم کرده بودن.

00:19:07.840 --> 00:19:09.710
‫بخاطر جنگ‌های دولت مرکزی سر
‫تاج و تخت فراموشم کرده بودن.

00:19:09.910 --> 00:19:12.640
‫با توجه به اینکه استان سا درگیر
‫مشکلات بی‌پایانه...

00:19:12.720 --> 00:19:14.950
‫...چطور تونستی اوضاع رو طوری تحت کنترل
‫ بگیری که دولت مرکزی فراموشت کنه؟

00:19:14.950 --> 00:19:16.380
‫...چطور تونستی اوضاع رو طوری تحت کنترل
‫ بگیری که دولت مرکزی فراموشت کنه؟

00:19:16.450 --> 00:19:18.750
‫راست می‌گه، نکته‌ی خوبی بود.

00:19:18.820 --> 00:19:20.910
‫تو خیلی خفنی انسه-سان.

00:19:22.790 --> 00:19:27.090
‫خب، برگردیم سر موضوع اصلی.
‫باید ادامه‌ی سفر رو برنامه ریزی کنیم.

00:19:27.600 --> 00:19:30.930
‫خب، ساده بگم، با توجه به جای فعلیمون،
‫یه ماه طول می‌کشه تا به کورن...

00:19:30.970 --> 00:19:34.190
‫...پایتخت استان سا برسیم.

00:19:34.840 --> 00:19:38.240
‫اما اول باید از گارد مرزی سائیری رد بشین،
‫که دیگه بهش نزدیکیم.

00:19:38.670 --> 00:19:41.610
‫-در مورد سایکو چی شنیدی؟
‫-توی ایستگاه مرزی سائیری...

00:19:41.680 --> 00:19:44.200
‫همه‌ی پسرهای جوون دوازده سیزده ساله...

00:19:44.510 --> 00:19:47.540
‫...و همه‌ی دخترهای جوون شونزده
‫هفده ساله که از استان شی میان...

00:19:47.620 --> 00:19:49.310
‫...به طور موقت تحت نظر قرار می‌گیرن.

00:19:50.820 --> 00:19:54.260
‫بدون شک این کار احمق‌های
‫قبیله‌ی سا هست.

00:19:54.320 --> 00:19:56.120
‫وقتی تحت نظر قرار می‌گیرن...

00:19:56.190 --> 00:19:59.790
‫...باید تا آخر تابستون توی
‫پاسگاه بازداشت بمونن.

00:19:59.960 --> 00:20:03.760
‫به عبارتی، تا وقتی دوره‌ی
‫گرفتن پست برای ما تموم بشه.

00:20:04.570 --> 00:20:06.540
‫باید دو گروه بشیم؟

00:20:07.270 --> 00:20:12.210
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداریم، داریم؟
‫من که توی استان سا معروفم.

00:20:12.680 --> 00:20:14.730
‫اگه من با هیمه-سان و بقیه باشم...

00:20:14.810 --> 00:20:17.540
‫...رسماً دارم بهشون می‌گم
‫این دو نفر استاندارهای جدیدن.

00:20:17.610 --> 00:20:19.550
‫خطر شناسایی شدن خیلی بالاست.

00:20:20.180 --> 00:20:23.780
‫خب دیگه بعداً می‌ریم سراغ جزئیات...

00:20:23.920 --> 00:20:26.680
‫...اما اول، مهم‌ترین چیز رو با هم مرور می‌کنیم.

00:20:27.460 --> 00:20:30.160
‫جایی که الان باید بریم، اینجاست،
‫درست قبل از مرکز استان.

00:20:30.190 --> 00:20:31.720
‫پایتخت تجاری، کینکا.

00:20:32.430 --> 00:20:34.400
‫نقشه رو حفظ کردین درسته؟

00:20:35.360 --> 00:20:37.990
‫تا وقتی به اونجا نرسین
‫چیزی شروع نمی‌شه.

00:20:38.600 --> 00:20:41.130
‫هر اتفاقی که بیفته،
‫هیمه-سان، اگتسو-کون...

00:20:41.200 --> 00:20:42.670
‫...مهمترین چیز اینه که به اینجا برسید.

00:20:42.740 --> 00:20:44.640
‫فهمیدید؟ حتماً!

00:20:44.710 --> 00:20:49.170
‫انسه. این حرفات بهم حس خوبی نمی‌ده.

00:20:49.410 --> 00:20:51.380
‫بـ-به منم.

00:20:55.720 --> 00:20:57.310
‫کورین.

00:20:57.520 --> 00:21:02.920
‫شوره-ساما، متأسفم.
‫فکر کنم خیلی خوابیدم.

00:21:03.690 --> 00:21:06.860
‫صورتت هنوز قرمزه.
‫باید یکم بیشتر بخوابی.

00:21:07.260 --> 00:21:10.390
‫نه، به لطف شما حالم خیلی بهتره.

00:21:12.400 --> 00:21:13.960
‫کورین؟

00:21:14.040 --> 00:21:16.530
‫من می‌دونم کاری که کردم غیرقابل بخششه...

00:21:16.710 --> 00:21:21.370
‫...اما باز هم، لطفاً بذارید کنارتون بمونم.

00:21:21.440 --> 00:21:25.710
‫حتی اگه به قیمت از دست
‫دادن جونم باشه، ازتون محافظت می‌کنم.

00:21:29.850 --> 00:21:31.320
‫کورین.

00:21:33.190 --> 00:21:37.390
‫راستش، من قبل از اینکه راه بیفتیم
‫همه چی رو از کویوو-ساما شنیدم.

00:21:38.930 --> 00:21:42.560
‫پس برای چی اجازه دادید همراهتون بیام؟

00:21:44.200 --> 00:21:48.400
‫چون دوستت دارم کورین.

00:21:50.610 --> 00:21:52.670
‫شـ-شوره-ساما.

00:21:54.140 --> 00:21:56.440
‫ممنونم که درموردش باهام حرف زدی.

00:21:56.980 --> 00:21:58.640
‫شوره-ساما.

00:22:00.420 --> 00:22:06.360
‫وقتی رسماً پستم رو  به عنوان
‫استاندار گرفتم هم پیشم بمون باشه؟

00:22:07.320 --> 00:22:08.310
‫بله!

00:22:08.390 --> 00:22:13.380
‫حتی اگه به قیمت زندگیم باشه،
‫ازتون محافظت می‌کنم!

00:22:14.900 --> 00:22:17.590
‫زندگیت رو برای من به هدر نده.

00:22:19.300 --> 00:22:23.330
‫می‌گن، «تا زندگی هست،
‫امیدی هم هست» نه؟ باشه؟

00:22:24.840 --> 00:22:26.330
‫شوره-ساما.

00:22:31.750 --> 00:22:32.940
‫چی شده؟

00:22:37.220 --> 00:22:39.590
‫- چه خبره؟
‫-لطفاً آروم باشید.

00:22:40.390 --> 00:22:41.980
‫اگتسو-کون، می‌تونی؟

00:22:42.060 --> 00:22:43.390
‫بله.

00:22:43.660 --> 00:22:45.520
‫چـ-چی شده؟

00:22:45.590 --> 00:22:46.990
‫خانوم، اینو بگیرید.

00:22:50.470 --> 00:22:54.530
‫اوخ اوخ اوخ...من چمدون نیستم.

00:22:56.670 --> 00:22:57.970
‫انسه؟

00:22:58.040 --> 00:23:02.410
‫ساکت باش خانوم. از حالا به بعد
‫نباید یه کلمه هم حرف بزنی.

00:23:04.110 --> 00:23:06.240
‫هی، فراموش نکن هیمه-سان.

00:23:06.650 --> 00:23:10.750
‫تو استاندار و وارث مستقیم
‫ خاندان کو هستی.

00:23:11.190 --> 00:23:12.450
‫انسه.

00:23:12.520 --> 00:23:16.420
‫هر اتفاقی که بیفته، باید
‫به کینکا بری، فهمیدی؟

00:23:19.700 --> 00:23:22.060
‫ما از پاسگاه مرزی سائیری هستیم.

00:23:22.130 --> 00:23:23.430
‫تکون نخورید.

00:23:30.000 --> 00:24:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:00.001 --> 00:24:45.001
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:31.210 --> 00:23:36.300
<c.colorc1c3c5>‫تو همیشه زندگی رو با بی‌خیالی گذروندی و حالا...</c>

00:23:36.510 --> 00:23:42.850
‫داری بین بارون چه رویایی رو دنبال می‌کنی؟

00:23:43.150 --> 00:23:48.110
‫و در حالی که یه جایی داری با تنهایی می‌جنگی..

00:23:48.320 --> 00:23:53.420
‫حتماً هر لحظه بغضت رو فرو می‌خوری...

00:23:54.430 --> 00:23:58.830
<c.colorc1c3c5>‫می‌گی تنهایی از پسش برمیای...</c>

00:24:00.370 --> 00:24:05.500
‫...<c.colorc1c3c5>تو هم درست مثل خودمی</c>

00:24:06.280 --> 00:24:16.840
<c.colorc1c3c5>‫حتی اگه مجبور باشیم راه طولانی تر رو طی کنیم...</c>

00:24:17.720 --> 00:24:23.320
<c.colorc1c3c5>‫باز هم یه طورایی این مسیر رو ترجیح می‌دیم...</c>

00:24:23.730 --> 00:24:28.790
<c.colorc1c3c5>‫هر وقت که احساس شادی و یا خوشحالی می‌کنم...</c>

00:24:29.670 --> 00:24:35.230
<c.colorc1c3c5>‫همیشه به تو فکر می‌کنم.</c>

00:24:35.600 --> 00:24:42.410
<c.colorc1c3c5>‫می‌دونم که این فصل رنگارنگ ‫این احساس من رو بهت می رسونه...</c>

00:24:47.050 --> 00:24:48.650
‫استان سا درست جلوی چشمام بود...

00:24:48.680 --> 00:24:55.020
‫همنشینی در سفر، شفقت در زندگی.

00:24:48.680 --> 00:24:51.090
‫...که یهویی تنها شدم،
‫اوضاع خوب نیست.

00:24:51.120 --> 00:24:55.020
‫همونطور که فکر می‌کردم
‫یه طوری برم کینکا، به یه مرد برخوردم...

00:24:55.320 --> 00:24:57.160
‫یه مرد مشکوکِ مرموز دخترکش.

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"Itsudemo anata wo shijiteiru kara."

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"من همیشه بهت باور دارم"

00:00:20.700 --> 00:00:29.680
‫داستان‌های سائیونکوکو

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫Ano toki yume ni miteita sekai ni tatteiru no ni

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫قبلا اون رویا رو توی این دنیا می‌دیدم

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫miwatsu keshiki ni ashi wo sukoshi sukumase

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫اما حالا که به ‌این منظره نگاه می‌کنم، دچار تردید می‌شم!

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫dakedo ushiro furimukanaide

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫ولی من نباید به عقب نگاه کنم

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫aruite yuku koto kimeta kara

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫تصمیمم رو گرفتم که رو به جلو قدم بردارم

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫Miageta sora nanairo no niji

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنم، رنگین کمانی می‌بینم

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫anata mo mitemasu ka?

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫تو هم می‌تونی ببینیش؟

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫yume ni kakedashita senaka mimamoru kara

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫چون من همیشه وقتی به سمت رویاهات میری از پشت سر بدرقه‌ات می‌کنم

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫Maiagaru kaze yo  hi no hikari matoi

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫طوفان نور خورشید رو هدایت می‌کنه تا بالای سر ما بتابه

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫jiyuu no tsubasa de tsuyoku tobitatou

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫و بال‌های آزادی به من فرصت پرواز برفراز آسمون‌ها رو می‌دن

00:24:57.160 --> 00:24:59.160