﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:33.160 --> 00:01:35.620
‫گروه شوره حالا فاصله‌ی کوتاهی با کورین،

00:01:35.690 --> 00:01:38.020
‫پایتخت استانی سا، جایی که،

00:01:38.730 --> 00:01:41.200
‫...مراسم تحلیف استاندارهای جدید
‫برگزار می‌شه، دارن.

00:01:41.560 --> 00:01:43.530
‫در کورین، اون مرد، سا ساکوجون...

00:01:43.600 --> 00:01:46.070
‫...منتظر رسیدن شوره هست.

00:01:50.340 --> 00:01:52.810
‫هرچند، با قلع و قمع بودن کورین...

00:01:53.010 --> 00:01:57.100
‫...گروه شوره، در یه قدمی شهر گیر افتادن.

00:01:59.850 --> 00:02:04.810
‫زن‌ها رو با شجاعتشون قضاوت کن

00:02:08.620 --> 00:02:10.820
‫کاملاً قلع و قمعه.

00:02:11.690 --> 00:02:12.660
‫آره.

00:02:13.500 --> 00:02:17.560
‫اما مراسم تحلیف قراره توی کورین برگزار بشه...

00:02:18.300 --> 00:02:20.700
‫...و روز بعدش هم مهلت پایانی
‫ما برای رسیدن به کورین هست.

00:02:20.770 --> 00:02:23.760
‫اگه دیر کنن، اینطور برداشت میشه
‫که پستشون رو رها کردن.

00:02:23.840 --> 00:02:25.330
‫هر دوی هیمه-سان و اگتسو...

00:02:25.410 --> 00:02:27.170
‫...از مقام استانداریشون عزل می‌شن.

00:02:27.410 --> 00:02:29.310
...چه می‌خوان قلع و قمع کنن، یا هر کار دیگه‌ای

00:02:29.410 --> 00:02:31.440
‫...ما هر طور که شده وارد کورین می‌شیم.

00:02:31.510 --> 00:02:34.040
‫19 روز تا مراسم تحلیف مونده.

00:02:34.120 --> 00:02:35.980
‫و 20 روز تا مهلت گرفتن پست‌هاتون.

00:02:36.050 --> 00:02:39.710
‫باید حتماً جوونه‌ی گل‌ت رو هم پس بگیریم.

00:02:40.860 --> 00:02:44.120
‫مردم منتظر استانداری هستن  که گلی
.که امپراتور بهش هدیه داده رو همراهش داره

00:02:44.190 --> 00:02:48.030
‫برای استانی که دولت مرکزی
‫مدتهاست رهاش کرده...

00:02:48.860 --> 00:02:50.830
‫...پس گرفتن اون گل حیاتیه.

00:02:51.100 --> 00:02:54.000
‫در این مورد، خاندان سا رقیبیه
‫که نمی‌تونیم نادیده‌ش بگیریم.

00:02:56.210 --> 00:02:58.470
‫مثل اینکه باید خاندان سا را به سا بدیم.

00:03:02.340 --> 00:03:07.040
‫اوه...چیزه...خب....
‫یه  بوی خوبی میاد نه؟

00:03:07.120 --> 00:03:08.340
‫آ-آره.

00:03:08.420 --> 00:03:10.720
‫هی! بامزه بود، نبود؟

00:03:10.790 --> 00:03:11.910
نبود؟ نبود؟

00:03:11.990 --> 00:03:13.580
‫هراتفاقی هم که بیفته...

00:03:13.660 --> 00:03:17.460
‫...اول باید از اون دروازه‌ی
‫قلع‌ و قمع شده رد بشیم.

00:03:19.130 --> 00:03:21.760
‫اما قبل از اون، بیاید یکمی غذا بخوریم.

00:03:24.000 --> 00:03:25.860
‫در همین حین، یه نفر به جز گروه شوره...

00:03:25.930 --> 00:03:27.160
‫...به سمت کورین در حرکت بود.

00:03:27.700 --> 00:03:30.670
‫کوچکترین پسر خاندان سا، سا کوکوجون.

00:03:31.740 --> 00:03:34.070
‫با شجاعت کمی که داشت...

00:03:34.210 --> 00:03:36.840
‫...سعی داشت مسیر همواری برای
‫افرادی که دوستشون داره، بسازه.

00:03:46.760 --> 00:03:49.690
‫شونکی-دونو، چی شده؟
‫باید برید دستشویی؟

00:03:58.370 --> 00:03:59.770
‫بگیرید، شونکی-دونو.

00:04:03.570 --> 00:04:07.700
‫اون مرد، هوکوتو، برام دوست تکرار نشدنی‌ای بود.

00:04:08.710 --> 00:04:11.270
‫شوکا-ساما! بذارید من چای بریزم.

00:04:11.880 --> 00:04:14.540
‫مشکلی نیست. شوسویی بشین.

00:04:14.820 --> 00:04:15.940
‫بله.

00:04:16.890 --> 00:04:19.950
‫فقط یه بار از هوکوتو نامه گرفتم.

00:04:20.420 --> 00:04:23.360
‫نوشته بود، «یه روز به دیدنت میام،
‫پس تا اون روز سراغم نیا.»

00:04:25.060 --> 00:04:27.490
‫خیلی منتظر اون روز موندم...!

00:04:28.360 --> 00:04:32.600
‫اما در نهایت، به آرومی در کنار فرزندانش مرد.

00:04:33.200 --> 00:04:35.170
‫اگه اون مرد رو از اون سال‌ها می‌شناختی...

00:04:35.240 --> 00:04:38.070
‫...باور اینکه بابت بیماری و
‫به آرومی بمیره، برات سخت بود.

00:04:38.140 --> 00:04:40.110
‫ به عنوان عضوی از
‫«گرگ‌های باد»...

00:04:40.180 --> 00:04:44.370
‫...ما بارها وقتی توی مسیر تاریکی
‫قدم بر‌داشتیم،

00:04:44.450 --> 00:04:46.140
‫...جونمون رو به هم سپردیم.

00:04:46.450 --> 00:04:49.580
‫خوشحالم که حداقل در نهایت،
‫تونست در آرامش بمیره.

00:04:49.850 --> 00:04:50.980
‫شوکا-ساما...

00:04:51.050 --> 00:04:53.850
‫...شما اون کسی بودین که
‫از دو پسرش مراقبت کردین؟

00:04:54.420 --> 00:04:56.910
‫هوکوتو انقدر خوب اون‌ها رو بزرگ کرده بود...

00:04:56.990 --> 00:04:59.930
‫...که دیگه کاری برای من نمونده بود.

00:05:00.630 --> 00:05:03.120
‫اون‌ها پسرای عقاب کچل استان سا هستن.

00:05:03.200 --> 00:05:05.530
‫حتماً با قدرت توی
‫آسمون پرواز می‌کنن.

00:05:05.600 --> 00:05:07.470
.‫بله بدون شک

00:05:11.010 --> 00:05:13.470
‫شوسویی، خیلی تلخ بود؟

00:05:13.810 --> 00:05:16.280
‫نه. خیلی خوشمزه‌ست.

00:05:19.080 --> 00:05:22.110
‫خوشحالم که پدر بهمون خوندن و نوشتن یاد داد.

00:05:22.380 --> 00:05:25.620
‫به لطف اون، می‌تونیم اینطوری
‫با شونکی-دونو ارتباط برقرار کنیم.

00:05:27.960 --> 00:05:29.120
...دیگه

00:05:29.190 --> 00:05:30.780
‫...از کوهستان بیرون می‌رم.

00:05:32.760 --> 00:05:33.250
‫یوشون!

00:05:33.700 --> 00:05:34.790
‫بله برادر!

00:05:34.860 --> 00:05:36.960
‫احمق! باید رئیس صدام بزنی!

00:05:37.030 --> 00:05:39.190
‫می‌دونی که الان باید چیکار کنیم؟

00:05:39.430 --> 00:05:41.160
‫معلومه! باید وسایلمون رو جمع کنیم!

00:05:41.240 --> 00:05:43.360
‫درسته! از حالا به بعد، به عنوان...

00:05:43.440 --> 00:05:47.530
‫...نسل دوم عقاب کچلِ استان سا،
‫احیای خودمون رو اعلام می‌کنیم.

00:05:47.680 --> 00:05:49.840
‫واو، تو خیلی خفنی رئیس!

00:05:50.150 --> 00:05:53.480
‫زودی میوه‌های تازه رو جمع می‌کنم!

00:05:53.820 --> 00:05:56.650
‫باشه! بیا چیزی که پدرمون شروع
‫کرده بود رو ادامه بدیم. افسانه‌ی...

00:05:56.720 --> 00:05:59.550
‫...نسل دوم دزدهای جوانمرد داره شروع می‌شه.

00:05:59.620 --> 00:06:03.850
‫آره! منم همه چیزو روی برگ‌های
‫خاطراتم می‌نویسم که فراموش نکنیم.

00:06:04.430 --> 00:06:05.390
‫آره!

00:06:10.730 --> 00:06:12.430
‫چی شده، شونکی-دونو؟

00:06:15.470 --> 00:06:16.700
‫من...

00:06:17.010 --> 00:06:18.340
‫...تنهایی می‌رم.

00:06:21.580 --> 00:06:23.550
‫سفر به همسفرشه.

00:06:23.850 --> 00:06:26.310
‫شونکی-دونو بهتره قبل از
‫اینکه بریم، بری جیش کنی.

00:06:26.380 --> 00:06:28.350
‫خجالت نداره.

00:06:35.290 --> 00:06:37.350
‫خوشمزه‌ست، شوره-سان!

00:06:38.260 --> 00:06:40.090
‫طعم خوبی داره، نه؟

00:06:40.160 --> 00:06:42.650
‫سه‌ران، مال تو بزرگتره.

00:06:44.170 --> 00:06:47.070
‫خیلی ناراحت‌کننده‌ست که
‫تو استاندار قبلیمون بودی.

00:06:47.700 --> 00:06:50.640
‫خب، اینا به کنار
‫چیکار باید بکنیم؟

00:06:51.540 --> 00:06:55.030
‫اگه ران ریوورن-دونو اینجا بود،
‫اوضاع خیلی راحت‌تر می‌شد!

00:06:55.740 --> 00:06:58.180
‫به خاطر نشان خاندان ران،
‫اژدهاهای دوقلو.

00:06:58.680 --> 00:07:01.650
‫خب فقط باید می‌گفتیم «یه نگاه به
‫این نشان بنداز» و بعد همه‌مون...

00:07:01.720 --> 00:07:04.910
‫...بدون اینکه بهمون شک بشه، از دروازه رد می‌شدیم.

00:07:04.990 --> 00:07:06.780
‫اگه اینجا نیست،
‫پس جزء گزینه‌ها هم نیست.

00:07:07.390 --> 00:07:08.380
‫درسته.

00:07:09.190 --> 00:07:12.790
‫خب می‌خواین چیکار کنین؟
‫چطوری وارد کورین می‌شیم؟

00:07:13.330 --> 00:07:17.420
‫چرا خب، خیلی راحت و عادی باید از دروازه بریم.

00:07:17.930 --> 00:07:21.030
‫مطمئنم قبلاً هم بهت گفتم،
‫حتی نگهبان‌های دروازه هم...

00:07:21.440 --> 00:07:23.840
‫...با سربازای ارتش شخصی
‫خاندان سا، جایگزین شدن.

00:07:24.240 --> 00:07:26.070
‫اما این کار غیرقانونیه.

00:07:26.140 --> 00:07:28.440
‫در این صورت، سه‌ران می‌تونه از
‫اختیاراتش استفاده کنه و دستگیرشون کنه....

00:07:28.540 --> 00:07:30.980
‫...و بعد از کنار زدنشون،
‫دیگه چیزی مانعمون نیست تا...

00:07:31.110 --> 00:07:33.080
‫...در کمال  جسارت از دروازه رد شیم.

00:07:33.750 --> 00:07:36.740
‫اشتباه می‌گم؟
پس دیگه مشکل چیه؟

00:07:37.750 --> 00:07:40.120
‫که اینطور. مشکلی نیست.

00:07:40.720 --> 00:07:42.690
‫در مورد گلم هم...

00:07:42.860 --> 00:07:45.880
‫مطمئنم اون مرد به محض اینکه
‫وارد کورین بشیم، میاد سراغمون.

00:07:46.190 --> 00:07:48.660
‫ها؟ همین دیگه، بریم بخوابیم پس.

00:07:48.930 --> 00:07:52.730
‫درسته، اگتسو-کون. غذا
‫و خواب همیشه ضروری‌ان.

00:07:54.670 --> 00:07:58.630
‫خب، من زودتر می‌رم بخوابم،
‫حواستون باشه آتیش رو خاموش کنید.

00:07:59.210 --> 00:08:00.670
‫شب بخیر.

00:08:03.850 --> 00:08:08.010
‫هی شو، مافوق‌هامون خیلی خفن‌ان، نه؟
‫این دو تا حرف ندارن.

00:08:08.650 --> 00:08:09.840
‫بدون شک.

00:08:09.920 --> 00:08:11.010
‫اونا استاندارهایی می‌شن...

00:08:11.090 --> 00:08:13.420
‫...که مثل استاندار قبلی تنبلی نمی‌کنن.

00:08:21.130 --> 00:08:23.860
‫با شرایطی که داریم، توی یه
‫چشم به هم زدن به کینکا می‌رسیم!

00:08:24.300 --> 00:08:26.270
‫برای ما، عقاب‌های کچل استان سا...

00:08:26.330 --> 00:08:28.670
‫...کوهستان مثل آب خوردنه، نه رئیس؟

00:08:28.970 --> 00:08:30.960
‫آره.

00:08:32.970 --> 00:08:35.840
‫شونکی-دونو! منو محکم بگیر!

00:08:36.880 --> 00:08:38.510
‫بریم!

00:08:47.920 --> 00:08:49.890
‫واقعاً بسته‌ست.

00:08:50.130 --> 00:08:52.180
‫باید هر طور شده رد شیم!

00:08:58.230 --> 00:08:59.290
‫این دیگه چیه؟

00:08:59.740 --> 00:09:00.790
‫خب، بریم؟

00:09:00.870 --> 00:09:01.840
‫آره.

00:09:05.110 --> 00:09:07.080
‫از ایست بازرسی می‌خوان رد شن؟

00:09:18.850 --> 00:09:21.020
‫خیلی‌خب، اینم مهر کنیم.

00:09:23.290 --> 00:09:26.090
‫هی، به نظر میاد حسابی
‫به این چیزا عادت داری، انسه.

00:09:26.560 --> 00:09:28.530
‫انجام این کارا واسه‌ت خیلی راحته.

00:09:29.770 --> 00:09:32.000
‫شکستن ایست بازرسی برات راحته؟

00:09:32.070 --> 00:09:34.540
‫از فرشته‌های نجات استاندارهایی...

00:09:35.070 --> 00:09:37.660
‫خب شو تو می‌تونی اسب برونی؟

00:09:38.010 --> 00:09:39.970
‫آره، تا یه حدی.

00:09:40.140 --> 00:09:42.270
‫می‌شه بریم خونه‌ی خواهرت؟

00:09:42.340 --> 00:09:45.110
‫راستش، جز اون‌جا جایی برای
‫رفتن نداریم، پس باید بریم اونجا.

00:09:54.360 --> 00:09:57.620
‫صـ-صبر کنید! چرا یهویی اسب؟

00:10:06.270 --> 00:10:08.170
‫حتماً برات سخت بود.

00:10:08.240 --> 00:10:10.600
‫هم زین نداشتی، هم یکمی سرعتم زیاد بود.

00:10:10.670 --> 00:10:14.800
‫به این می‌گی یکم؟ ماتحتم خیلی درد گرفته.

00:10:19.380 --> 00:10:21.110
‫اینجا کجاست؟

00:10:21.880 --> 00:10:25.380
‫خونه‌ی خواهر سای شو-دونو،
‫رین-ساما هستیم.

00:10:26.190 --> 00:10:28.160
‫خواهر بزرگتر سای شو-سان؟

00:10:28.290 --> 00:10:30.260
‫باغ و خونه تقریباً معمولی‌ان...

00:10:30.330 --> 00:10:32.090
‫...اما خیلی شیکه.

00:10:32.160 --> 00:10:35.320
‫مشخصه خواهرش خیلی با سلیقه‌ست.

00:10:36.000 --> 00:10:40.660
‫زود بیاید داخل. مطمئنم
‫خواهرم برامون نامه گذاشته.

00:10:58.820 --> 00:11:01.120
‫«به دو استاندار جدید محترم...»

00:11:02.390 --> 00:11:05.120
‫از کجا می‌دونست ما میایم اینجا؟

00:11:05.490 --> 00:11:07.480
‫یکی از قابلیت‌های ضروری برای یه تاجر...

00:11:07.560 --> 00:11:10.430
‫...اینه که بتونه آینده رو درست
‫پیش بینی کنه، استاندار کو.

00:11:11.170 --> 00:11:14.570
‫همونطور که معاو رو گفت، اینجا
‫تنها جایی هست که می‌تونستیم بیایم.

00:11:15.140 --> 00:11:18.630
‫الکی نیست که رئیس
‫انجمن بازرگانی استانی‌ـه.

00:11:19.340 --> 00:11:21.310
‫یکی دیگه هم هست؟

00:11:27.580 --> 00:11:28.950
‫شـ-شوره-سان!

00:11:29.180 --> 00:11:32.120
‫ایـ-این...یه دعوتنامه از طرف خاندان سا‌ـه.

00:11:42.030 --> 00:11:44.760
‫صبر کنید. بعداً به اون می‌رسیم.

00:11:45.200 --> 00:11:46.690
‫بـ-باشه.

00:11:49.340 --> 00:11:53.210
‫خاندان سا در استان سا
‫اختلالات زیادی به وجود آورده.

00:11:53.580 --> 00:11:56.870
‫و از اونجایی که خاندان سا حتی ‫تا میزانی
‫انجمن بازرگانی رو هم توی مشتش داره...

00:11:57.350 --> 00:11:59.810
‫...انجمن فقط تا میزان خیلی کمی می‌تونه بهمون کمک کنه.

00:12:01.420 --> 00:12:03.380
‫خب، حالا باید چیکار کنی؟

00:12:04.120 --> 00:12:06.590
‫فراموش نکنید که فعالیت‌های انجمن بازرگانی...

00:12:06.660 --> 00:12:09.220
‫...بر اساس استراتژی شما، تغییر می‌کنه.

00:12:09.390 --> 00:12:11.360
‫واو! خیلی نامردی!

00:12:11.760 --> 00:12:14.230
‫از اونجایی که هم تو و هم
‫افسر شی بهشون آسون می‌گیرید...

00:12:14.560 --> 00:12:17.030
‫...یه نفر باید باشه تا اوضاع رو متعادل کنه.

00:12:25.940 --> 00:12:29.970
‫اگتسو-کون، فکر کنم باید از مهر
‫استانداری استفاده کنیم.

00:12:30.850 --> 00:12:32.810
‫بله منم همین فکرو می‌کنیم.

00:12:33.580 --> 00:12:36.570
‫انجمن بازرگانی حداقل همکاری
‫رو باهامون می‌کنن، درسته؟

00:12:37.250 --> 00:12:39.220
‫اگه امکانش باشه.

00:12:48.860 --> 00:12:51.200
‫لطفاً این جواب رو برای
‫سای رین...

00:12:51.800 --> 00:12:54.060
‫...رئیس شعبه‌ی انجمن بازرگانی
‫استان سا بفرستید.

00:12:54.140 --> 00:12:56.470
‫بدینوسیله ما فوراً خواستار
‫این هستیم تا با اعزام همه‌ی سربازهای...

00:12:56.540 --> 00:12:59.700
‫...وابسته به انجمن بازرگانی استان سا،
‫به ما کمک نظامی کنید.

00:13:02.410 --> 00:13:04.880
‫سربازها برای تحت کنترل درآوردن همه‌ی
‫آشفتگی‌های به وجود آمده، و همچنین برای...

00:13:04.980 --> 00:13:07.950
‫...محافظت از شهردارانی هستن که،

00:13:08.250 --> 00:13:10.880
‫...در مراسم تحلیف دو استاندار
‫شرکت می‌کنن.

00:13:12.150 --> 00:13:13.310
‫درخواست بالا تحت نام...

00:13:13.390 --> 00:13:17.960
‫...استاندارهای استان سا،
‫تو اگتسو و کو شوره انجام گرفته.

00:13:18.990 --> 00:13:20.960
‫اما...

00:13:21.660 --> 00:13:23.390
‫هیچ پولی جهت پاداش، پرداخت نمی‌شود.

00:13:23.470 --> 00:13:25.930
ما هیچ قصد نداریم وجدان شما
.رو با پول و یا کالا بخریم

00:13:26.630 --> 00:13:28.500
‫این یک دستور هم نیست.

00:13:28.570 --> 00:13:31.000
‫شما باید از قوه‌ی قضاوت خودتون برای پذیرش و یا عدم پذیرش این درخواست استفاده کنید.

00:13:31.710 --> 00:13:34.500
‫لطفاً هر چه سریعتر، جواب
‫خود را برای ما ارسال کنید.

00:13:35.340 --> 00:13:37.710
‫از طرف استاندار استان سا، تو اگتسو.

00:13:39.980 --> 00:13:42.540
‫و استاندار استان سا، کو شوره.

00:13:52.830 --> 00:13:53.950
‫یه چیزی کم داره.

00:13:54.230 --> 00:13:55.290
‫چی؟

00:13:55.400 --> 00:13:56.960
‫چـ-چی کم داره؟

00:13:58.070 --> 00:14:00.930
‫معاون استاندار، رو انسه، و...

00:14:03.170 --> 00:14:05.370
‫افسر نظامی امپراتوری، شی سه‌ران.

00:14:10.350 --> 00:14:12.380
‫پس می‌گین هیچ تمایل ندارین...
‫با پول و کالا، وجدان اون رو بخرید.

00:14:12.380 --> 00:14:13.940
‫پس می‌گین هیچ تمایل ندارین...
‫با پول و کالا، وجدان اون رو بخرید.

00:14:15.180 --> 00:14:18.550
‫عالیه! در اسرع وقت
‫اینو به دست خواهرم می‌رسونم.

00:14:20.960 --> 00:14:22.620
‫هر طور هم که بهش نگاه کنی...

00:14:22.690 --> 00:14:24.660
‫...اگه ارتش استان سا طرفمون
‫باشه برامون کافی نیست.

00:14:24.730 --> 00:14:28.750
‫سربازهای انجمن بازرگانی آموزش
‫دیده‌ن و خوب رهبری شدن.

00:14:29.400 --> 00:14:30.060
‫اما می‌دونی...

00:14:30.130 --> 00:14:33.360
‫...آدمیزاد عموماً یه ذره می‌ترسه که
‫انقدر رک، اونم بدون هیچ پرداختی،

00:14:33.440 --> 00:14:36.870
‫...از انجمن بازرگانی درخواست کمک کنه.

00:14:41.410 --> 00:14:43.400
‫لطفاً این رو تحویل بدین.

00:14:45.050 --> 00:14:49.980
‫بسیارخب. خب حالا، نمی‌خواین اون
‫نامه‌ی دیگه رو بخونین؟

00:14:55.760 --> 00:14:58.730
‫می‌دونی، حس می‌کنم یه
‫دعوتنامه‌ی نفرین‌شده‌ست.

00:14:59.960 --> 00:15:03.760
‫احساس بدی داره، نه؟ اما
‫چاره‌ای نداری جز اینکه بازش کنی.

00:15:09.840 --> 00:15:11.810
!همینه زن‌ها شجاع‌ان

00:15:15.040 --> 00:15:17.340
‫بدیونسیله اعلام می‌کنیم...

00:15:17.410 --> 00:15:19.810
‫...همه‌ی اعضای خاندان برای انتخاب
‫رسمی رهبر خاندان سا،

00:15:20.450 --> 00:15:24.010
‫...و مراسم انتصاب ایشان که در همان
‫روز برگزار می‌گردد، شرکت داشته باشند.

00:15:24.990 --> 00:15:27.390
‫لذا تقاضامند حضور دو استاندار جدید...

00:15:27.460 --> 00:15:29.150
‫...برای شرکت در این مناسبت با شکوه،

00:15:29.220 --> 00:15:32.160
‫...و همچنین برای به رسمیت شناختن ‫رهبر خاندان هستیم.

00:15:32.460 --> 00:15:35.160
‫مشتاقیم تا شما را در مراسم ببینیم.

00:15:38.800 --> 00:15:40.560
‫سر تا پاش نوشته، تله‌ست.

00:15:40.640 --> 00:15:43.260
‫در واقع داره می‌گه «خب، بیا سراغم»

00:15:43.470 --> 00:15:46.770
‫به هرحال، زمانبندی از این بدتر نمی‌شه.

00:15:49.040 --> 00:15:52.600
‫اینم یکی از همونایی نیست که باید
‫باهاش روبه‌رو بشیم؟

00:15:53.480 --> 00:15:57.440
‫حتماً دارن دستم میندازن. درست
‫یه روز قبل از مراسم تحلیفمونه.

00:15:58.090 --> 00:15:59.610
‫پس یعنی برمی‌گردی؟

00:15:59.720 --> 00:16:01.350
‫معلومه که نه!

00:16:01.760 --> 00:16:04.220
‫گلم رو که ازم گرفتن، پس می‌گیرم.

00:16:04.390 --> 00:16:06.360
‫و بعدش هم مسئله‌ی کوکوجون هست.

00:16:06.730 --> 00:16:09.930
‫قشنگ می‌تونی بگی با گلت برات طعمه گذاشتن.

00:16:10.600 --> 00:16:13.620
‫این نامه رو فرستاده چون خوب
‫می‌دونسته نمی‌تونی ردش کنی.

00:16:14.240 --> 00:16:16.230
‫برای همینه که انقدر عصبانی‌ام.

00:16:25.010 --> 00:16:27.640
‫سای شو-دونو، تونستین اون چیزی
‫که ازتون خواستم رو تهیه کنید؟

00:16:28.580 --> 00:16:31.070
‫هیچ چیزی نیست که یه
‫بازرگان نتونه به دست بیاره.

00:16:32.720 --> 00:16:34.520
‫اینم اون چیزی که قولش رو داده بودم.

00:16:39.990 --> 00:16:42.290
‫درسته. ممنونم از کمکتون.

00:16:42.900 --> 00:16:46.230
.دانش خیلی بی‌نظیری از سم‌ها دارین

00:16:46.700 --> 00:16:49.170
‫تحت تأثیر قرار گرفتم که در مورد چیزهایی
‫می‌دونن که توی دنیای زیرزمینی...

00:16:49.240 --> 00:16:51.800
‫...مخفیانه پخش می‌شه.

00:16:52.770 --> 00:16:55.240
‫نیازی نیست در موردش بدونین.

00:16:55.740 --> 00:16:58.010
‫اینطور نیست که من هم
‫با میل خودم شناخته باشمش.

00:16:59.210 --> 00:17:01.680
‫می‌خواین خودتون ازش استفاده کنید؟

00:17:01.750 --> 00:17:04.220
‫خب، به عنوان یه بازرگان زیاد صدا می‌کنین.

00:17:04.620 --> 00:17:07.110
‫منم باید بگم شما هم به عنوان
‫یه افسر نظامی دارین زیاده‌روی می‌کنین.

00:17:08.790 --> 00:17:10.760
‫موقعیت من یکمی فرق داره.

00:17:10.890 --> 00:17:13.660
‫من مردی‌ام که امپراتور بهش
‫شمشیر کانشو رو داده.

00:17:14.430 --> 00:17:17.560
‫من وظیفه دارم از استاندارها در
‫برابر خطری محافظت کنم.

00:17:18.630 --> 00:17:20.530
‫به علاوه، انسه...

00:17:22.470 --> 00:17:24.870
‫اون مردیه که همیشه زیر نور
‫خورشید قدم برداشته.

00:17:24.940 --> 00:17:27.410
‫مهم نیست شاخک‌های تاریکی چقدر
‫سعی می‌کنن دورش بپیچن ...

00:17:27.480 --> 00:17:30.170
‫...اون هر طور شده از اونجا بیرون میاد.
‫اون هیچ‌وقت توی تاریکی مطلق اذیت نمی‌شه.

00:17:31.280 --> 00:17:34.340
‫برای همین هم، سا ساکوجون،
‫حریف مناسبی برای اون نیست.

00:17:35.180 --> 00:17:36.840
‫و شما فرق دارین؟

00:17:37.020 --> 00:17:39.780
‫من دقیقاً نقطه‌ی مقابل انسه‌م.

00:17:40.890 --> 00:17:43.690
‫من بهتر از هر کسی می‌دونم با
‫اینطور آدم‌ها چطور باید برخورد شه؟

00:17:45.060 --> 00:17:48.550
‫چطور باید با حریفی درگیر شم که
‫نه می‌تونم بکشمش، و نه زنده‌ش بذارم.

00:17:50.470 --> 00:17:52.430
‫من هم دقیقاً همینطور بودم.

00:17:52.700 --> 00:17:54.730
‫من شاهزاده‌ی دوم دردسرسازی بودم که
‫نه می‌شد بکشنش...

00:17:54.800 --> 00:17:56.240
‫...و نه می‌شد زنده‌ش بذارن.

00:17:58.870 --> 00:18:00.840
تو امپراتوری؟

00:18:05.610 --> 00:18:09.010
‫مثل کسی صحبت می‌کنین که انگار
‫مسیر فتح کردن رو طی کردن.

00:18:09.550 --> 00:18:10.520
‫یعنی می‌گین...

00:18:10.590 --> 00:18:13.750
‫برای شما، نور و تاریکی نه
‫امیده و نه یأس...

00:18:14.560 --> 00:18:15.610
...بلکه فقط روشی

00:18:15.690 --> 00:18:18.020
‫...برای رسیدن به هدفتونه؟

00:18:20.190 --> 00:18:22.130
‫خیلی حرف زدم.

00:18:22.200 --> 00:18:25.360
‫بازم باید اطلاعات و معجون‌هایی که...

00:18:25.500 --> 00:18:27.470
‫...که ازم می‌خواین رو به محض
‫اینکه به دستم رسید، بهتون بدم.

00:18:29.370 --> 00:18:31.340
‫خیلی ازتون ممنون می‌شم.

00:18:41.720 --> 00:18:45.910
‫چه نور باشه و چه تاریکی، از
‫هر چیزی که بتونم استفاده می‌کنم.

00:18:47.690 --> 00:18:49.920
‫سه‌راان! سه‌راان!

00:18:51.930 --> 00:18:54.390
‫تا از کسی که باید، محافظت کنم.

00:18:58.800 --> 00:19:01.170
‫پدر بزرگ! دیگه تمومش کنید!

00:19:01.500 --> 00:19:03.470
‫هنوزم برای جبران اشتباهاتتون دیر نشده!

00:19:07.810 --> 00:19:11.910
‫ما باید تاوان گناهانی که خاندان
‫سا مرتکب شده، بدیم.

00:19:12.680 --> 00:19:14.910
‫البته، منم به عنوان عضوی از
‫خانواده، مسئولیتش رو قبول می‌کنم!

00:19:16.520 --> 00:19:19.490
‫تو مایه‌‌ی ننگ مایی، کسی که
‫نتونست باعث غرور خاندان بشه.

00:19:19.550 --> 00:19:21.080
‫زیر پا گذاشتن، صداقت،
‫درستی، عقل و منطق و کنترل....

00:19:21.160 --> 00:19:22.020
‫شما اجازه دادین، خواسته‌هاتون...

00:19:22.090 --> 00:19:23.680
‫...کنترلتون کنه و نمی‌فهمید چقدر فاسد شدین.

00:19:23.760 --> 00:19:25.230
‫این دیگه زیاده‌رویه.

00:19:26.930 --> 00:19:29.660
‫اگه این وضعیت رو تمومش کنید،
‫می‌تونید غرور خاندان سا رو...

00:19:29.730 --> 00:19:31.320
‫...قبل از اینکه به قهقرا بریم، برگردونین.

00:19:31.400 --> 00:19:33.770
‫وقتشه به مسیر درست برگردیم.

00:19:34.840 --> 00:19:38.600
‫گفتی غرور خاندان سا؟ چطور جرئت
‫می‌کنی جوری حرف بزنی انگار از همه‌چیز خبر داری؟

00:19:43.180 --> 00:19:44.200
‫پدربزرگ!

00:19:44.280 --> 00:19:48.210
‫اشتباه کردم که خواستم ببینمت.

00:19:48.550 --> 00:19:52.110
‫باید تو رو هم از همون اول
‫جایی می‌فرستادم که اون مرد بود.

00:19:53.960 --> 00:19:56.150
‫جایی که پدرت رو گذاشتم.

00:19:56.220 --> 00:19:56.920
‫پدر؟

00:19:59.260 --> 00:20:01.820
‫دارین می‌گین پدر...

00:20:02.100 --> 00:20:04.960
‫...توی یه مکان دور تحت درمان
‫نیستن تا خوب بشن؟

00:20:05.870 --> 00:20:07.840
‫برای همینه که احمقی.

00:20:08.200 --> 00:20:12.160
‫اون مرد بدون اینکه از هویت
‫خودش خبر داشته باشه، توی زندانه.

00:20:12.510 --> 00:20:15.910
‫این...این واقعاً بی‌رحمیه.

00:20:16.480 --> 00:20:19.140
‫اجازه می‌دم توی مراسم
‫انتخاب شرکتی کنی، ببرینش.

00:20:19.680 --> 00:20:20.870
‫پدربزرگ!

00:20:20.950 --> 00:20:24.210
‫تو مدت‌ها برادر من انجون رو تحسین کریدی

00:20:24.450 --> 00:20:27.180
‫گوش کن، اگه تو هم قصدی
‫برای رهبری داشته باشی...

00:20:27.260 --> 00:20:29.720
اونی که از همه زودتر اون جایگاه
.رو از برادرم به ارث می‌بره، منم

00:20:30.220 --> 00:20:34.490
‫می‌خواین چیکار کنین؟ پدربزرگ؟

00:20:36.030 --> 00:20:38.000
‫بیا!

00:20:43.770 --> 00:20:48.070
‫ایکی. اگه بخوای، من می‌تونم
‫همین الان آزادت کنم.

00:20:49.240 --> 00:20:52.470
‫شو. تو الان اون مشاور شوی اخمویی؟

00:20:52.810 --> 00:20:55.440
‫جالبه که اون پیرمرد می‌تونه با
‫همچین ظاهری اینجا پیداش بشه.

00:20:55.520 --> 00:20:57.110
‫تو یه هیولای حیله‌گر توی
‫کالبد یه مردی.

00:20:57.190 --> 00:20:59.980
‫من هیچ‌وقت از تو کمک نمی‌گیرم.

00:21:02.090 --> 00:21:03.450
‫یه سوال دارم.

00:21:03.520 --> 00:21:05.790
‫حلقه‌ی رهبری خاندان سا...

00:21:05.860 --> 00:21:07.950
‫...که یک سال و نیم پیش
‫دزدیدی، کجاست؟

00:21:08.600 --> 00:21:12.000
‫دزدیدم؟ حلقه مدتیه به اینجا برگردونده شد.

00:21:12.700 --> 00:21:15.730
‫واقعاً؟ حالا که اینو فهمیدم،
‫دیگه باهات حرفی ندارم.

00:21:16.240 --> 00:21:18.210
‫خب دیگه، از جلو چشمام دور شو.

00:21:18.540 --> 00:21:19.730
‫ایکی.

00:21:20.040 --> 00:21:22.510
‫من به راحتی می‌تونم از اینجا بیرون برم...

00:21:22.580 --> 00:21:25.310
‫...و اون احمقا رو پرت کنم بیرون.

00:21:26.110 --> 00:21:28.270
‫اما وقتی من مردم چی می‌شه؟

00:21:28.850 --> 00:21:32.120
‫آدمهای پیری مثل من باید
‫بشینن سر جاشون و تا قدر توانشون...

00:21:32.190 --> 00:21:34.150
‫...دانششون رو در اختیار بقیه بذارن
‫و راهنمایی‌شون کنن.

00:21:34.460 --> 00:21:36.420
‫برای همینه که منتظر موندم.

00:21:36.720 --> 00:21:40.680
‫در حال حاضر، من توی مهمترین چالش زندگیمم.

00:21:41.830 --> 00:21:43.420
شانسی برای پیروزی هست؟

00:21:43.500 --> 00:21:44.830
‫مردها به درد نخورن...

00:21:44.900 --> 00:21:46.890
‫...برای اینکه کل زندگیشون رو صرف
‫فکر کردن به اینطور چیزها می‌کنن.

00:21:52.840 --> 00:21:54.500
‫شاید سرعتمون زیادی بالا بود.

00:21:54.640 --> 00:21:56.510
‫حالتون خوبه، شونکی-دونو؟

00:21:59.110 --> 00:22:01.080
‫شونکی؟

00:22:02.620 --> 00:22:04.590
‫شما پسرها و دختری که اینجایین.

00:22:05.550 --> 00:22:07.780
‫جوونا، دارین چیکار می‌کنین؟

00:22:08.920 --> 00:22:12.720
‫چیزه...خب...می‌ریم
‫کینکا، بعدش هم کورین.

00:22:13.560 --> 00:22:15.500
‫واو، چه باحاله.

00:22:16.330 --> 00:22:18.530
‫پس اینو می‌دم بهتون.

00:22:23.910 --> 00:22:26.310
‫نیازی به تشکر نیست.
‫براتون آرزوی خوشحالی می‌کنم.

00:22:27.280 --> 00:22:28.240
‫خب دیگه، هدیه‌ی خداحافظی...

00:22:28.310 --> 00:22:31.140
‫....براتون نوایی رو می‌زنم که
‫همین الان به ذهنم اومد.

00:22:37.890 --> 00:22:41.650
‫پس یعنی تا وقتی که این‌چیزی که اون
‫ یاروی خفن بهمون داد رو داشته باشیم...

00:22:42.090 --> 00:22:44.390
‫...می‌تونیم بدون اینه بخوایم از
‫کینکا رد بشیم، به کورین بریم.

00:22:44.860 --> 00:22:47.330
‫اما انسه ازمون خواست قبل از
‫رفتن به کورین...

00:22:47.400 --> 00:22:50.020
‫...یه نفر رو توی کینکا ملاقات کنیم.

00:22:50.360 --> 00:22:52.300
‫پس من زودی می‌دوم سمت کینکا!

00:22:52.370 --> 00:22:54.890
‫و منم با شونکی-دونو به کورین می‌رم.

00:22:55.400 --> 00:22:57.030
‫بریم!

00:23:02.280 --> 00:23:05.540
‫گوش کن، شونکی. این قول
‫بین تو و مادربزرگته.

00:23:06.180 --> 00:23:09.550
‫فقط برای یه نفر از قدرتت استفاده کن.

00:23:12.120 --> 00:23:14.180
‫من صدات رو مهروموم می‌کنم.

00:23:26.270 --> 00:23:28.500
‫دارم میام. منتظرم باش.

00:23:30.000 --> 00:24:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:00.001 --> 00:24:45.001
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:31.110 --> 00:23:36.200
<c.colorc1c3c5>‫تو همیشه زندگی رو با بی‌خیالی گذروندی و حالا...</c>

00:23:36.410 --> 00:23:42.750
‫داری بین بارون چه رویایی رو دنبال می‌کنی؟

00:23:43.050 --> 00:23:48.010
‫و در حالی که یه جایی داری با تنهایی می‌جنگی..

00:23:48.220 --> 00:23:53.320
‫حتماً هر لحظه بغضت رو فرو می‌خوری...

00:23:54.330 --> 00:23:58.730
<c.colorc1c3c5>‫می‌گی تنهایی از پسش برمیای...</c>

00:24:00.270 --> 00:24:05.400
‫...<c.colorc1c3c5>تو هم درست مثل خودمی</c>

00:24:06.170 --> 00:24:16.740
<c.colorc1c3c5>‫حتی اگه مجبور باشیم راه طولانی تر رو طی کنیم...</c>

00:24:17.620 --> 00:24:23.220
<c.colorc1c3c5>‫باز هم یه طورایی این مسیر رو ترجیح می‌دیم...</c>

00:24:23.620 --> 00:24:28.690
<c.colorc1c3c5>‫هر وقت که احساس شادی و یا خوشحالی می‌کنم...</c>

00:24:29.560 --> 00:24:35.130
<c.colorc1c3c5>‫همیشه به تو فکر می‌کنم.</c>

00:24:35.500 --> 00:24:42.310
<c.colorc1c3c5>‫می‌دونم که این فصل رنگارنگ ‫این احساس من رو بهت می رسونه...</c>

00:24:46.210 --> 00:24:47.650
‫ما وارد کورین شدیم.

00:24:48.300 --> 00:24:50.380
‫الماسی در ناهمواری

00:24:47.680 --> 00:24:50.380
‫مستقیم میرم همون‌جایی که اون
‫مرد از خاندان سا هست.

00:24:50.420 --> 00:24:54.990
‫ایکی-سان و بقیه رو پیدا می‌کنم و...

00:24:53.020 --> 00:24:54.990
‫صبر کن، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

00:24:55.990 --> 00:24:58.020
‫اومدی منو ببری؟

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"Itsudemo anata wo shijiteiru kara."

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"من همیشه بهت باور دارم"

00:00:20.700 --> 00:00:29.680
‫داستان‌های سائیونکوکو

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫Ano toki yume ni miteita sekai ni tatteiru no ni

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫قبلا اون رویا رو توی این دنیا می‌دیدم

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫miwatsu keshiki ni ashi wo sukoshi sukumase

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫اما حالا که به ‌این منظره نگاه می‌کنم، دچار تردید می‌شم!

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫dakedo ushiro furimukanaide

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫ولی من نباید به عقب نگاه کنم

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫aruite yuku koto kimeta kara

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫تصمیمم رو گرفتم که رو به جلو قدم بردارم

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫Miageta sora nanairo no niji

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنم، رنگین کمانی می‌بینم

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫anata mo mitemasu ka?

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫تو هم می‌تونی ببینیش؟

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫yume ni kakedashita senaka mimamoru kara

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫چون من همیشه وقتی به سمت رویاهات میری از پشت سر بدرقه‌ات می‌کنم

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫Maiagaru kaze yo  hi no hikari matoi

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫طوفان نور خورشید رو هدایت می‌کنه تا بالای سر ما بتابه

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫jiyuu no tsubasa de tsuyoku tobitatou

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫و بال‌های آزادی به من فرصت پرواز برفراز آسمون‌ها رو می‌دن

00:24:58.020 --> 00:25:00.020