﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:41.790 --> 00:01:44.690
‫شورین، رئیس عقاب‌های کچل استان سا،

00:01:44.890 --> 00:01:47.580
‫...با پیامی که از طرف رو انسه برای شوره داشت،

00:01:47.930 --> 00:01:50.490
‫...با سرعت هر چه تمام‌تر، انگار که پرواز
‫ می‌کرد، به سمت عمارت اصلی خاندان سا می‌رفت.

00:02:02.840 --> 00:02:05.430
‫در همین حین، طبق خواسته‌ی ساکوجون...

00:02:05.980 --> 00:02:08.440
‫...شوره در حال نواختن ارهوی بعد از ناهار بود.

00:02:21.460 --> 00:02:23.430
،شوره به دو دلیل به این عمارت اومده بود

00:02:24.230 --> 00:02:26.700
‫یک، پس گرفتن گیره‌موی تزئین شده با گل...

00:02:27.260 --> 00:02:30.560
‫... و دیگری پیدا کردن جایی که
.سا کوکوجون و ایکی زندانی شدن

00:02:36.080 --> 00:02:41.000
‫قول یه زن شرفشه

00:02:45.480 --> 00:02:47.210
‫من...

00:02:47.280 --> 00:02:50.880
‫...می‌خوام یه چرت بزنم.
‫شب دوباره بیا.

00:02:56.130 --> 00:02:58.090
‫من واقعاً از تو خسته نمی‌شم.

00:03:05.470 --> 00:03:08.200
‫باید هر چه سریعتر جای
‫کوکوجون-سان و ایکی-سان رو بفهمم.

00:03:10.740 --> 00:03:12.710
‫واقعاً که، این عمارت چرا اینطوریه؟

00:03:13.040 --> 00:03:15.010
‫مثل مارپیچ‌ـه.

00:03:16.680 --> 00:03:18.650
‫کدوم طرفی باید برم؟

00:03:19.520 --> 00:03:20.710
‫خیلی‌خب.

00:03:32.730 --> 00:03:33.700
‫شوره-دونو.

00:03:34.800 --> 00:03:36.890
‫تو باید شوره-دونو باشی، درسته؟

00:03:37.000 --> 00:03:37.490
‫تو-تو کی هستی؟

00:03:38.100 --> 00:03:40.070
‫ارهو زدنتون خیلی زیبا بود.

00:03:41.000 --> 00:03:43.470
‫درست همونطور که انسه گفت،
‫سریع فهمیدم خودتی.

00:03:45.080 --> 00:03:47.170
‫پس این می‌شه اولین باری
‫که همدیگه‌ رو می‌بینیم، شوره-دونو.

00:03:47.240 --> 00:03:48.230
‫تو کی هستی؟

00:03:48.980 --> 00:03:49.570
‫اوه، من؟

00:03:49.650 --> 00:03:52.340
‫من رئیس دزدای جوانمرد،
‫عقاب‌های کچل استان سا هستم.

00:03:52.620 --> 00:03:54.580
‫اسمم شورین‌ـه.

00:03:54.720 --> 00:03:57.780
‫عقاب‌های کچل استان سا؟ چی هست؟

00:03:58.590 --> 00:04:03.420
‫خیلی وقت پیش، پدرت شوکا-دونو
‫لطف‌های زیادی در حق پدر من کردن.

00:04:03.890 --> 00:04:05.020
‫پدر؟

00:04:05.100 --> 00:04:08.830
‫من برای کمک به تو اومدم، تا
‫اون لطف رو جبران کنم.

00:04:10.330 --> 00:04:12.800
‫از طرف رو انسه برات یه نامه آوردم.

00:04:16.040 --> 00:04:18.200
‫درسته. دستخط انسه‌ت.

00:04:18.280 --> 00:04:20.140
‫-تمیزکاری تموم شد.
‫-دیگه تحویل دادم.

00:04:20.210 --> 00:04:22.970
‫-دیگه فقط باید شام رو آماده کنیم.
‫-چـ-چی؟ ها؟

00:04:23.050 --> 00:04:24.780
‫راستی...

00:04:24.920 --> 00:04:27.380
‫یکم پیش، از یکی از ساختمون‌ها
‫صدای ارهو زدن می‌اومد.

00:04:27.580 --> 00:04:30.490
‫ساکوجو-ساما بودن که می‌زدن؟
‫چقدر عالی.

00:04:38.260 --> 00:04:40.230
‫این...

00:04:49.510 --> 00:04:52.940
‫اوه؟ می‌خوای باهام چرت بزنی؟

00:04:53.780 --> 00:04:56.110
‫لطفاً بهم یه دست لباس خدمتکاری بده.

00:04:58.120 --> 00:04:59.280
‫باشه.

00:05:04.990 --> 00:05:07.510
‫ممنونم. یکمی اینو قرض می‌گیرم.

00:05:08.390 --> 00:05:11.920
‫تا اینجایی، لطفاً موهای منم
‫ببند خدمتکار عزیزم.

00:05:16.830 --> 00:05:18.800
‫خیلی‌خب، تموم شد.

00:05:19.740 --> 00:05:21.760
‫امیدوارم چیزی که دنبالش رو پیدا کنی.

00:05:31.520 --> 00:05:32.950
‫این لباس‌ها برای اینکه...

00:05:33.020 --> 00:05:34.980
‫...بفهمم توی این عمارت چه
‫اتفاقاتی داره میفته، عالیه.

00:05:35.050 --> 00:05:37.520
‫به علاوه، من به کارای خدمتکارا عادت دارم.

00:05:39.520 --> 00:05:43.080
‫هر طور شده اون دو نفر رو پیدا می‌کنم.

00:05:44.390 --> 00:05:46.920
‫چوشو-ساما خیلی ترسناکن، نه؟

00:05:47.500 --> 00:05:49.190
‫حالا که حرفش شد...

00:05:49.270 --> 00:05:51.730
‫...شنیدین چوشو-ساما، ایکی-ساما رو بیرون کردن؟

00:05:52.140 --> 00:05:55.040
‫چی؟ پس بگو. برای همین کلا پیداش نیست.

00:05:55.110 --> 00:05:58.670
‫پس برای سا چوشوو،
‫ایکی-سان یه مانع حساب می‌شه.

00:06:00.380 --> 00:06:02.370
‫من به شستن توالت عادت دارم.

00:06:03.810 --> 00:06:06.580
‫حقیقت داره که می‌گن سوجون-ساما مردن؟

00:06:07.080 --> 00:06:09.350
‫یعنی رهبر بعدی خاندان...

00:06:09.420 --> 00:06:11.320
‫...اون پسر خوش‌گذرون، ساکوجون-ساماست.

00:06:11.390 --> 00:06:13.860
‫حداقل بهتر از اون کوکوجون-سامای
‫غیرقابل اعتماده.

00:06:14.290 --> 00:06:14.850
‫راستی...

00:06:14.930 --> 00:06:17.160
‫...شایعه شده تحت بازداشت خانگیه.

00:06:17.690 --> 00:06:18.560
‫بازداشت خانگی؟

00:06:18.630 --> 00:06:21.760
‫پس یعنی یه جایی توی خونه‌ست.

00:06:33.410 --> 00:06:35.380
‫اتاق مخفی؟

00:06:37.210 --> 00:06:39.180
‫این نیست.

00:06:52.660 --> 00:06:55.530
‫راهروی مخفی؟
‫ولی اینم نیست.

00:07:02.640 --> 00:07:04.500
‫دقیقاً چندتا از اینا دارن؟

00:07:05.040 --> 00:07:08.170
‫ای عمارت خیلی عجیبه!
‫یه عالمه اتاق مخفی داره.

00:07:09.350 --> 00:07:12.980
‫و هیچ‌کسی هم یه کلمه حرف در
‫مورد جای کوکوجون-سان نمی‌زنه.

00:07:15.450 --> 00:07:17.980
‫یعنی کوکوجون-سان کجاست؟

00:07:23.060 --> 00:07:25.820
‫همه چیز رو تموم کن.

00:07:27.660 --> 00:07:31.330
‫درست مثل کاری که عموی
‫بزرگ انجون کردن، همه‌چیز رو.

00:07:45.650 --> 00:07:48.120
‫-فایده نداره.
‫-اون‌جا چیکار می‌کنی؟

00:07:49.650 --> 00:07:52.120
‫اومدم آشغال‌ها رو جمع کنم. ببخشید.

00:07:56.460 --> 00:07:58.430
‫نزدیک بود.

00:07:58.700 --> 00:08:01.530
‫چیزی که دنبالشی رو پیدا کردی؟ خدمتکار نازم؟

00:08:03.300 --> 00:08:05.360
‫نظرت چیه با هم چای بخوریم؟

00:08:05.440 --> 00:08:07.400
‫یه عالمه کار دارم.

00:08:12.410 --> 00:08:15.310
‫شاید توی همچین جایی هم یه
‫اتاق مخفی باشه.

00:08:16.180 --> 00:08:19.640
‫-اوه، می‌بینم که حسابی داری کار می‌کنی.
‫-آه، خسته نباشی.

00:08:21.080 --> 00:08:23.550
‫درسته. سرمون خیلی شلوغه
‫ولی کارمند کم داریم، مسخره‌ست.

00:08:23.650 --> 00:08:26.210
‫-یکمی بهمون رحم نمی‌کنن.
‫-دقیقاً.

00:08:27.120 --> 00:08:28.520
‫خب، هم مراسم انتخاب رهبری خاندان رو داریم...

00:08:28.590 --> 00:08:30.030
‫...و هم مراسم ازدواج.

00:08:30.090 --> 00:08:32.560
‫فکر کنم با همه‌ی این مراسم‌ها
‫دیگه کاریش نمی‌شه کرد.

00:08:34.330 --> 00:08:36.800
‫اما فکر کن، ساکوجون-ساما دارن ازدواج می‌کنن.

00:08:36.970 --> 00:08:39.160
‫شنیدم همسرآینده‌شون
‫از خاندان کو هست.

00:08:39.240 --> 00:08:41.700
‫و می‌گن با اینکه دختره توی
‫آزمون سراسری شرکت کرده.

00:08:42.110 --> 00:08:46.100
‫شرط می‌بندم همه‌ش
‫اخم داره، نه؟

00:08:47.310 --> 00:08:48.870
‫آره گمونم.

00:08:49.610 --> 00:08:53.170
‫راستی، یعنی ایکی-ساما
‫هم برای مراسم ازدواج میان؟

00:08:53.550 --> 00:08:55.880
‫ایکی-ساما؟ نمی‌دونم.

00:08:56.420 --> 00:08:58.910
‫دوست دارم ببینمشون و بدونم چطور آدمی‌ان.

00:09:00.560 --> 00:09:02.530
‫تو تازه‌واردی، نه؟

00:09:02.730 --> 00:09:05.190
‫بهتره زیاد در مورد ایکی-ساما حرف نزنی.

00:09:05.430 --> 00:09:07.230
‫چرا؟

00:09:07.300 --> 00:09:09.770
‫همه‌ی کسایی که به ایکی-ساما
‫نزدیک بودن، اخراج شدن.

00:09:10.000 --> 00:09:12.900
‫در هر حال، اگه توجه چووشو-ساما
‫رو به خودت جلب کنی، کارت تمومه.

00:09:14.140 --> 00:09:16.330
‫شایعه‌ها می‌گن هم ایکی-ساما و هم کوکوجون-ساما...

00:09:16.410 --> 00:09:19.270
‫...هر دو بخاطر اینکه عصبانی‌ش
‫کردن یه جای زندانی شدن.

00:09:21.650 --> 00:09:24.640
‫اگه سا چووشو هر کسی که
‫سر راهش قرار بگیره رو زندانی کنه...

00:09:26.350 --> 00:09:28.650
‫...یعنی، با توجه به همه‌ی این اتاق‌های مخفی،

00:09:28.720 --> 00:09:31.210
‫...اگه یکی از اینا توی اتاق
‫سا چوشوو-باشه، همون از همه مشکوک‌تره.

00:09:31.890 --> 00:09:34.080
‫ولی رفتن به اتاق اون، به این
‫آسونی‌ها نیست.

00:09:34.160 --> 00:09:36.220
‫بله، اونجا خیلی مشکوکه.

00:09:36.490 --> 00:09:38.520
‫چـ-چطوری اومدی داخل؟

00:09:38.600 --> 00:09:39.460
‫اونو بی‌خیال.

00:09:39.700 --> 00:09:41.990
‫من همه‌ی اینجا رو گشتم، اما توی اتاق اون...

00:09:42.070 --> 00:09:44.690
‫...صدای راه رفتنم
‫انعکاس عجیبی داره.

00:09:45.400 --> 00:09:46.700
‫رفتی داخل؟ کی؟

00:09:47.370 --> 00:09:48.360
‫شب‌ها چندباری رفتم.

00:09:48.840 --> 00:09:52.000
صداش مثل صدای چا‌‌‌ه‌هایی بود
...که براش شکار حیوون‌ها می‌کندم

00:09:52.280 --> 00:09:55.270
‫و روش با پام ضربه می‌زدم.

00:09:55.980 --> 00:09:57.950
‫پس یعنی توی زیرزمینه؟

00:09:58.550 --> 00:10:01.350
‫از صدایی که از قدم‌هام منعکس می‌شد،
‫متوجه شدم یه جای عمیق و وسیعه...

00:10:01.950 --> 00:10:03.480
‫...به علاوه حضور یه موجود زنده رو
‫هم از اون پایین حس می‌کردم.

00:10:03.550 --> 00:10:06.020
‫پس یعنی می‌گی، کسی اون پایینه؟

00:10:06.390 --> 00:10:10.120
‫مطمئنم نیستم، ولی احتمالش زیاده.

00:10:11.190 --> 00:10:13.160
‫یه زیر زمین، زیرِ اتاق مخفی.

00:10:13.830 --> 00:10:16.130
‫جای خوبی برای زندانی کردن آدمه.

00:10:16.200 --> 00:10:18.600
‫می‌شه هرچه سریعتر اینا رو
‫به انسه و بقیه هم خبر بدی؟

00:10:18.900 --> 00:10:20.840
‫آره، حتماً.

00:10:23.310 --> 00:10:25.400
‫حالا می‌فهمم انسه چرا اون رو فرستاده.

00:10:26.740 --> 00:10:28.710
‫روت حساب می‌کنم، شورین-کون!

00:10:30.580 --> 00:10:33.670
‫پس یه زیر زمین، زیر اتاق
‫اون پیری چووشو‌ـه؟

00:10:34.020 --> 00:10:35.880
‫خیلی مشکوکه.

00:10:35.950 --> 00:10:38.010
‫پس یعنی ایکی-ساما اونجاست؟

00:10:39.990 --> 00:10:42.550
‫نه، اگه کسی هم اونجا باشه، کوکوجونه.

00:10:42.960 --> 00:10:45.430
‫ننه ایکی زن سرسختیه، مشکلی براش نمیاد.

00:10:45.830 --> 00:10:47.660
‫گمون نمی‌کنم بدون بلوا کردن...

00:10:47.730 --> 00:10:50.200
‫...و به این راحتی‌ها بره توی
‫زیرزمین اتاقِ چووشو.

00:10:51.740 --> 00:10:53.730
‫کوکوجون-سان حالش خوبه؟

00:10:54.300 --> 00:10:57.640
‫اگه شورین می‌گه حسش
‫کرده، پس یعنی زنده‌ست.

00:10:58.180 --> 00:11:01.140
‫به علاوه، حالا که سو-چان مرده،
‫پیری چووشو اونو محض احتیاط...

00:11:01.210 --> 00:11:04.200
‫...برای اینکه اگه برای اون ساکوجون بی‌مصرف
‫اتفاقی افتاد، وارثی داشته باشه، زنده نگه می‌داره.

00:11:04.410 --> 00:11:06.380
‫جـ-جایگزین؟

00:11:06.920 --> 00:11:10.750
‫شورین. به هیمه-سان بگو کسی که
‫توی زیر زمین زندانیه،کوکوجونه.

00:11:12.220 --> 00:11:14.190
‫باشه!

00:11:31.980 --> 00:11:33.500
‫شوره-دونو.

00:11:34.080 --> 00:11:35.200
‫شورین-کون!

00:11:35.280 --> 00:11:36.840
‫از طرف انسه براتون پیام آوردم.

00:11:36.910 --> 00:11:40.580
‫احتمالاً کسی که توی زیرزمین
‫زندانی شده، کوکوجون-دونو‌ـه.

00:11:41.180 --> 00:11:43.240
‫درسته. اما چطوری وارد شم؟

00:11:43.750 --> 00:11:45.850
‫روی زمین که راهی نبود.

00:11:46.660 --> 00:11:50.220
‫پس باید ورودی زیرزمین
‫از یه جای دیگه باشه.

00:11:50.830 --> 00:11:54.320
‫دوباره نیمه‌شب که شد
‫عمارت رو می‌گردم.

00:11:55.630 --> 00:11:58.120
‫ممنونم. مواظب باش نبیننت.

00:12:04.910 --> 00:12:07.640
‫می‌گم، این عمارت یه ذره مشکوک نیست؟

00:12:08.850 --> 00:12:11.810
‫-چی شد که اینو گفتی؟
‫-اصلاً شوخی بردار نیست.

00:12:12.080 --> 00:12:15.640
‫چرا اینجا انقدر اتاق مخفی داره؟
‫معلومه خیلی مجبور می‌شین مخفی شین.

00:12:16.420 --> 00:12:18.850
‫اوه؟ مثل اینکه یه پیشرفت‌هایی کردی.

00:12:19.290 --> 00:12:21.780
‫این چالش پیدا کردن همه‌ی
‫اتاق‌های مخفی رو دوست نداشتی؟

00:12:22.430 --> 00:12:24.590
‫پس تأیید می‌کنی که چیزی برای
‫مخفی کردن، دارین، نه؟

00:12:24.860 --> 00:12:26.830
‫ازت پرسیدم، چی‌شد که اینو پرسیدی؟

00:12:27.300 --> 00:12:30.560
‫اوه، ولی یه چیزی هست که از
‫مخفی کردنش، شرمی ندارم.

00:12:32.400 --> 00:12:34.890
‫چطور می‌تونی انقد رک اینو بگی؟

00:12:44.080 --> 00:12:45.640
‫چـ-چته؟

00:12:46.150 --> 00:12:49.590
.هنوز بینمون اتفاقی نیفتاده، شرم‌آوره

00:12:51.120 --> 00:12:53.590
‫یا...دوست داری شرایط رو تغییر بدیم؟

00:12:54.090 --> 00:12:55.490
‫کـ-کافیه!

00:12:55.560 --> 00:12:57.920
‫خوبه حداقل یه چیزی هست که ازش خجالتی نداری.

00:12:59.030 --> 00:13:01.220
‫خیلی بده، همه‌ش میندازیش عقب.

00:13:07.270 --> 00:13:09.240
‫اوه، راستی.

00:13:09.510 --> 00:13:12.340
‫پدربزرگم گفت فردا باهات ملاقات می‌کنه.

00:13:13.080 --> 00:13:15.600
‫سا چووشو؟ می‌خواد توی
‫همچین شرایطی منو ببینه؟

00:13:16.310 --> 00:13:20.080
‫خب، به هر حال قراره مراسم
‫عروسی‌مون به زودی برگزار بشه.

00:13:20.550 --> 00:13:21.680
‫مراسم ازدواج؟

00:13:21.750 --> 00:13:23.980
‫لباس عروس و جهازت همه آماده‌ن...

00:13:24.050 --> 00:13:25.950
‫...پس نیازی نیست
‫نگران چیزی باشی.

00:13:26.420 --> 00:13:29.050
‫صبر کن! با این کارا به چی می رسین؟

00:13:29.760 --> 00:13:31.520
‫خودت گفتی علاقه‌ای...

00:13:31.590 --> 00:13:33.560
‫...به این رسم و رسومات ازدواج
‫ و این طور چیزا نداری.

00:13:34.030 --> 00:13:37.590
‫من آره. اما پدربزرگم روی این چیزا اصرار داره.

00:13:38.270 --> 00:13:39.240
‫اگه نمی‌خوای همچین کاری کنی...

00:13:39.340 --> 00:13:41.070
‫...وقتی دیدیش به خودش بگو.

00:13:41.910 --> 00:13:44.600
‫می‌گم، خیلی رک و پوست کنده می‌گم.

00:13:44.670 --> 00:13:47.440
‫به نظر من باید به آدما
‫حرفای گفتنی رو گفت.

00:13:48.910 --> 00:13:50.880
‫اینهمه داد زدم گلوم خشک شد.

00:13:53.950 --> 00:13:57.580
‫می‌گم، هنوزم نمی‌خوای برای من
‫چای گان‌لو درست کنی؟

00:13:58.620 --> 00:14:01.490
‫نه نمی‌کنم! امروز نوبت
‫چای سوزن نقره‌ست.

00:14:02.060 --> 00:14:04.030
‫واقعاً که، این‌همه چای گرون قیمت...

00:14:04.090 --> 00:14:05.620
‫...مثل کاه بی‌ارزش اینجا ریخته.

00:14:05.700 --> 00:14:07.790
‫انقدر ارزشمندن که دلم می‌خواد
‫ببرم بیرون بفروشمشون.

00:14:07.860 --> 00:14:11.030
‫واقعاً که، همه چیز توی این
‫عمارت اسراف می‌شه.

00:14:11.900 --> 00:14:16.200
‫ازدواج با تو.
‫چیز خوبیه.

00:14:17.610 --> 00:14:20.200
‫مطمئنم چیز خیلی لذت‌بخشیه.

00:14:29.390 --> 00:14:32.790
‫خسته نباشی گشت زنی،
‫اوضاع شهر چطوره؟

00:14:34.620 --> 00:14:37.150
‫-همه‌چیز عادیه.
‫-واقعاً؟

00:14:37.230 --> 00:14:40.160
‫امیدوارم آرامش قبل از طوفان نباشه.

00:14:41.060 --> 00:14:42.900
‫بیا.

00:14:45.270 --> 00:14:47.860
‫-چطوره؟ خوشمزه‌ست؟
‫-افتضاحه.

00:14:47.940 --> 00:14:51.070
‫خیلی بدجنسی. همه‌ی
‫احساساتمو گذاشتم پاش.

00:14:51.910 --> 00:14:54.930
‫به پای چای‌هایی که هیمه-سان
‫برات دم می‌کنه، نمی‌رسه.

00:14:55.580 --> 00:14:58.210
‫یه ملخ نباید سعی کنه چیزی جز یه ملخ باشه.

00:15:00.480 --> 00:15:02.950
‫تا وقتی قضیه هیمه-سان
‫باشه، اوضاعش خوبه.

00:15:04.550 --> 00:15:06.650
‫وقتی که دیگه این جریانات
‫مراسم تحلیف تموم شد...

00:15:06.720 --> 00:15:08.450
‫...ازش می‌خوایم برامون چای گان‌لو درست کنه.

00:15:09.230 --> 00:15:12.190
‫-فقط مال خودمه!
‫-خیلی نامردی.

00:15:32.880 --> 00:15:34.850
‫تـ-تویی!

00:15:38.620 --> 00:15:41.450
‫همه‌ی این مدت فکر می‌کردم
‫یه خدمتکار جدیده.

00:15:47.030 --> 00:15:49.000
‫پدربزرگ، آوردمش.

00:15:51.570 --> 00:15:53.160
‫خب، بفرما.

00:16:13.220 --> 00:16:16.680
‫پس این مرد برادر مشاور سا،
‫سا چووشو‌ـه.

00:16:18.900 --> 00:16:23.360
‫خانوم جوان، به عنوان عضوی از
‫خاندان کو، از من متنفری؟

00:16:25.400 --> 00:16:27.770
‫می‌دونم که از بین خاندان‌های هفت رنگ...

00:16:27.840 --> 00:16:32.400
‫...نسل شما بعد از خاندان ران
‫برجسته‌ترین خاندانه.

00:16:34.010 --> 00:16:36.480
‫اشتباه می‌کنین، هیچ ربطی به خاندانم نداره.

00:16:36.780 --> 00:16:39.180
‫دلیلی که من در برابر شما تعظیم نمی‌کنم...

00:16:39.250 --> 00:16:41.480
‫...بخاطر اینه که از شمشیرهای
‫قاتل به عنوان ارتش شخصی خودتون استفاده کردین.

00:16:41.550 --> 00:16:44.040
‫اجازه دادین همه‌جای استان سا رو
‫غارت کنن و از هر حربه‌ای...

00:16:44.120 --> 00:16:48.080
‫...استفاده کردین، تا به استاندارهایی که
‫مزاحم خودتون می‌دونستین، آسیب بزنین.

00:16:48.930 --> 00:16:51.390
‫به علاوه به تلفاتی که مردم شهر
‫می‌دادن هیچ اهمیتی ندادین.

00:16:51.900 --> 00:16:54.360
‫به خودتون این باور رو دادین که
‫استان سا متعلق به خودتونه...

00:16:54.430 --> 00:16:56.860
‫...پس طبیعیه که هرکاری دلتون می‌خواد انجام بدین.

00:16:56.930 --> 00:16:59.400
‫به عنوان یه کارمند دولتی که
‫دستور امپراتور رو قبول کرده...

00:16:59.640 --> 00:17:02.100
‫...من در برابر همچین مرد خودخواهی تعظیم نمی‌کنم.

00:17:02.910 --> 00:17:05.470
‫بعد از مراسم انتخاب رهبری خاندان....

00:17:05.540 --> 00:17:08.480
‫...مراسم ازدواج تو و ساکوجون رو شروع می‌کنیم.

00:17:09.180 --> 00:17:11.340
‫باید تا اون‌موقع ساکت بمونی و منتظر باشی.

00:17:13.920 --> 00:17:15.180
‫تنها ارزشی که من در نظر این مرد دارم...

00:17:15.250 --> 00:17:17.650
‫...اینه که از نسل مستقیم
‫خاندان کو‌ام.

00:17:18.120 --> 00:17:20.150
‫اون منو نه یه استاندار می‌بینه،...

00:17:20.220 --> 00:17:22.850
‫...،نه یک انسان که به طور
‫برابر باهام در این موراد همکلام شه.

00:17:26.500 --> 00:17:29.490
‫من نامزدی بین خودم و سا ساکوجون رو رد می‌کنم.

00:17:31.900 --> 00:17:34.930
‫اگه می‌دونستی چی به صلاحته، عقل
‫می‌کردی و همچین خزعبلی نمی‌گفتی.

00:17:35.710 --> 00:17:38.470
‫تنها نوه‌ی من رهبر بعدی خاندان سا می‌شه.

00:17:38.910 --> 00:17:41.340
‫این احتمالاً برای خاندان کو هم ارزش خودش رو داره.

00:17:41.410 --> 00:17:43.880
‫تنها نوه‌تون؟
‫کوکوجون-سان چی پس؟

00:17:44.050 --> 00:17:45.740
‫همچین کسی رو نمی‌شناسم.

00:17:45.820 --> 00:17:46.870
‫نمی‌شناسین؟

00:17:46.950 --> 00:17:50.890
‫نه فقط کوکوجون-سان، شما یه نوه‌ی دیگه دارین، سوجون.

00:17:51.650 --> 00:17:53.620
‫حرف‌های جالبی می‌زنی.

00:17:54.860 --> 00:17:55.550
‫این مرد...

00:17:55.660 --> 00:17:59.690
‫حضور سوجون مرحوم رو به
‫همین راحتی حذف کرد.

00:18:01.260 --> 00:18:03.430
‫اشکالی داره اگه...

00:18:03.900 --> 00:18:06.490
‫...بقایای جسد برادرم سوجون رو خاک کنم؟

00:18:08.200 --> 00:18:12.300
‫حالا دیگه مطمئنم کسی که زیر
‫این اتاق زندانیه، کوکوجون-سانه.

00:18:15.140 --> 00:18:17.510
‫وقتی هیچ حس محبتی به...

00:18:18.680 --> 00:18:20.770
‫..نوه‌ی خونی خودش نداره،
‫کاملاً از انتظارش می‌ره.

00:18:22.820 --> 00:18:26.050
‫من تحت هیچ شرایطی با
‫نوه‌ی شما ازدواج نمی‌کنم.

00:18:27.020 --> 00:18:30.320
‫پستت رو به عنوان استاندار ترک
‫کن و با ساکوجون ازدواج کن.

00:18:30.660 --> 00:18:33.750
‫اینجا توی رفاه و نعمت
‫زندگی خیلی آسون‌تری خواهی داشت.

00:18:34.300 --> 00:18:37.230
‫من هیچ قصدی برای انجام خواسته‌تون ندارم.

00:18:38.100 --> 00:18:39.900
‫پس یعنی می‌گی رد می‌کنی؟

00:18:40.940 --> 00:18:41.160
‫بله.

00:18:42.640 --> 00:18:44.610
‫حتی اگه کورین، توی مراسم تحلیفت...

00:18:44.670 --> 00:18:47.140
‫...تبدیل به دریای آتش بشه؟

00:18:48.110 --> 00:18:52.670
‫یا شاید یه سری اراذل وحشی همگی
‫همزمان، دعوا راه بندازن...

00:18:53.350 --> 00:18:56.480
‫...و باعث شن همه‌ی شهردارها
‫بدوان برن همون‌جایی که بودن؟

00:18:57.350 --> 00:18:59.820
‫وقتی این اتفاقا بیفته، از تو...

00:18:59.890 --> 00:19:02.360
‫...دختر جوونی که تازه آزمون
‫سراسری رو قبول شده، چه کاری برمیاد؟

00:19:03.260 --> 00:19:06.060
‫گویا هیچ کاری جز خرابی ازتون برنمیاد.

00:19:06.800 --> 00:19:09.770
‫اما بازم، شما کسی هستین که
‫قدرت محافظت از این مردم رو دارین.

00:19:09.830 --> 00:19:11.990
‫باعث تأسفه.

00:19:12.540 --> 00:19:15.700
‫اگه فکر کردی با انجمن بازرگانی همدست شدی...

00:19:16.240 --> 00:19:18.210
‫...قراره حسابی شوکه شی.

00:19:18.470 --> 00:19:22.310
‫ذات اون‌ها تاجره، بنابراین
‫به راحتی وفاداریشون تغییر می‌کنه.

00:19:23.150 --> 00:19:25.510
‫می‌رن سراغ هر کسی که
‫براشون سود بیشتری داره.

00:19:26.080 --> 00:19:28.520
‫سای شو اینا رو برات نگفته؟

00:19:32.120 --> 00:19:34.590
‫بد شانسی تو، من خیلی قبل‌تر از
‫اینکه تو با سای شو آشنا بشی...

00:19:34.660 --> 00:19:37.150
‫...من باهاش ملاقات کردم.

00:19:37.230 --> 00:19:39.660
‫اون بهم همه جور اطلاعاتی داد.

00:19:40.860 --> 00:19:43.730
‫حتی بهش گفتم برام یه حلقه‌ی
‫جدید برای رهبری خاندان بسازه.

00:19:44.930 --> 00:19:46.660
‫هر چند خیلی وقته به بهونه‌ی...

00:19:46.770 --> 00:19:49.860
‫...کارای دیگه‌ش عقب انداخته‌تش.

00:19:51.110 --> 00:19:53.700
‫بهتون قول می‌دم که انجمن بازرگانی کینکا...

00:19:54.340 --> 00:19:56.870
‫...هشتاد درصد قدرتش رو برای
‫کمک به استاندارهای جدید اختصاص می‌ده.

00:19:57.650 --> 00:20:00.120
‫به عبارتی ممکنه اون بیست درصد باقیمونده...

00:20:00.180 --> 00:20:02.240
‫...برای خاندان سا باشه.

00:20:02.720 --> 00:20:04.550
‫مطمئنم حالا دیگه فهمیدی.

00:20:04.620 --> 00:20:07.090
‫حالا دیگه ساکت بشین و
‫منتظر مراسم ازدواجت باش.

00:20:07.990 --> 00:20:08.960
‫رد می‌کنم.

00:20:10.390 --> 00:20:13.830
‫باید زندگی تی یووشون رو هم بذارم توی ترازو؟

00:20:14.860 --> 00:20:16.830
‫منظورتون چیه؟

00:20:17.230 --> 00:20:20.130
‫سوزوندن اون برج کار آسونیه.

00:20:24.910 --> 00:20:26.500
.نگران اون هم نباش

00:20:26.580 --> 00:20:30.270
‫هر دوی ما تصمیم گرفتیم همه‌ی
‫اختیاراتمون به عنوان استاندار رو...

00:20:30.350 --> 00:20:34.010
‫...در بهترین حالت، به شما منتقل کنیم.
‫پس لطفاً به یووشون اعتماد کن.

00:20:35.080 --> 00:20:38.450
‫باشه، انسه. اگه الان بهت شک
‫کنم، خودم رو خجالت‌زده می‌کنم.

00:20:39.720 --> 00:20:41.710
‫تو ده سال گذشته از استان سا محافظت کردی.

00:20:41.790 --> 00:20:44.260
‫چطور می‌تونم روی حرف‌هات حساب نکنم؟

00:20:46.060 --> 00:20:48.030
‫رد می‌کنم.

00:20:48.330 --> 00:20:50.300
‫چی گفتی؟

00:20:50.430 --> 00:20:53.330
‫گفتم رد می‌کنم.

00:20:54.070 --> 00:20:55.400
‫پس یعنی می‌گی برات اهمیتی نداره...

00:20:55.470 --> 00:20:57.560
‫...اگه بابت خودخواهیت توی آتیش بسوزه؟

00:20:58.110 --> 00:21:00.740
‫از اون‌جایی که هیچ‌چیزی قرار
‫نیست توی آتیش بسوزه...

00:21:00.810 --> 00:21:03.340
‫...یه بار دیگه هم می‌گم، رد می‌کنم.

00:21:04.510 --> 00:21:06.910
‫پس باید تا پایان مهلتت برای
‫دریافت پستت توی همین عمارت بمونی.

00:21:06.910 --> 00:21:09.450
‫پس باید تا پایان مهلتت برای
‫دریافت پستت توی همین عمارت بمونی.

00:21:10.420 --> 00:21:13.220
...اینطوری از مقام استانداریت عزل می‌شی

00:21:13.620 --> 00:21:17.820
‫...و مهر و طلسمی دستته
‫اعتبارشون رو از دست می‌دن.

00:21:19.530 --> 00:21:20.500
‫مشکلی نیست.

00:21:21.830 --> 00:21:22.800
‫قبل از اینکه به اینجا بیام.

00:21:22.870 --> 00:21:25.830
‫....یه نامه‌ی رسمی برای
‫استاندار دیگه، تو اگتسو،

00:21:26.340 --> 00:21:30.740
‫...نوشتم و همه‌ی اختیارات رو برای
‫شرایط اضطراری به ایشون سپردم.

00:21:31.340 --> 00:21:33.310
‫مهراستانداری رو هم به ایشون دادم.

00:21:34.210 --> 00:21:37.010
‫پس حتی اگه از مهلت دریافت
‫پست هم بگذره...

00:21:37.080 --> 00:21:40.050
‫...چیزی جز این که یکی از استاندارها
‫حضور نداره، عوض نمی‌شه.

00:21:40.720 --> 00:21:42.710
‫تو برای مراسم...

00:21:42.790 --> 00:21:45.810
‫...انتخاب رهبر خاندان سا به اینجا نیومدی؟

00:21:46.220 --> 00:21:50.720
‫نه. من به عنوان یک فرد عادی،
‫اومدم تا دنبال دو چیز بگردم.

00:21:53.400 --> 00:21:55.860
‫البته، یه استاندار توی اون مراسم شرکت می‌کنه.

00:21:56.470 --> 00:21:59.800
‫استاندار تو همراه با معاون رو انسه...

00:22:00.300 --> 00:22:02.790
‫...در کمال افتخار توی اون مراسم شرکت می‌کنن.

00:22:03.570 --> 00:22:05.540
‫تقاص اینکارت رو پس می‌دی.

00:22:07.110 --> 00:22:10.080
‫روز انتخاب رهبر خاندان سا...

00:22:10.150 --> 00:22:11.840
‫وقتی ببینی همه‌ی استان سا
‫توی شعله‌های آتیش می‌سوزه،

00:22:12.220 --> 00:22:14.680
‫....از گفتن این حرفت پشیمون می‌شی.

00:22:31.130 --> 00:22:33.330
‫می‌گن قول یک مرد شرفشه.

00:22:35.370 --> 00:22:37.840
‫اما قول یک زن هم همینطوره.

00:22:59.900 --> 00:23:01.860
‫عجوزه!

00:23:30.000 --> 00:24:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:00.001 --> 00:25:30.001
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:30.990 --> 00:23:36.090
<c.colorc1c3c5>‫تو همیشه زندگی رو با بی‌خیالی گذروندی و حالا...</c>

00:23:36.300 --> 00:23:42.640
‫داری بین بارون چه رویایی رو دنبال می‌کنی؟

00:23:42.940 --> 00:23:47.900
‫و در حالی که یه جایی داری با تنهایی می‌جنگی..

00:23:48.110 --> 00:23:53.210
‫حتماً هر لحظه بغضت رو فرو می‌خوری...

00:23:54.220 --> 00:23:58.620
<c.colorc1c3c5>‫می‌گی تنهایی از پسش برمیای...</c>

00:24:00.160 --> 00:24:05.290
‫...<c.colorc1c3c5>تو هم درست مثل خودمی</c>

00:24:06.060 --> 00:24:16.630
<c.colorc1c3c5>‫حتی اگه مجبور باشیم راه طولانی تر رو طی کنیم...</c>

00:24:17.510 --> 00:24:23.100
<font color="#c1‫باز هم یه طورایی این مسیر رو ترجیح می‌دیم...</c>

00:24:23.510 --> 00:24:28.580
<c.colorc1c3c5>‫هر وقت که احساس شادی و یا خوشحالی می‌کنم...</c>

00:24:29.450 --> 00:24:35.020
<c.colorc1c3c5>‫همیشه به تو فکر می‌کنم.</c>

00:24:35.390 --> 00:24:42.190
<c.colorc1c3c5>‫می‌دونم که این فصل رنگارنگ ‫این احساس من رو بهت می رسونه...</c>

00:24:46.070 --> 00:24:48.640
مراسم انتخاب رهبر که انقدر منتظرش بودیم...

00:24:48.640 --> 00:24:55.270
دیگه آبی‌ـه که ریخته شده

00:24:48.670 --> 00:24:52.340
‫بالاخره داره می‌رسه...
‫پس این مرد چطور انقدر آرومه؟

00:24:53.580 --> 00:24:55.270
‫ازم می‌خوای واسه‌ت چای گان‌لو دم کنم؟

00:24:55.340 --> 00:24:57.970
‫چقدر رو داری!
‫برو به جاش آب گرم بخور.

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:02.530 --> 00:00:10.540
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"Itsudemo anata wo shijiteiru kara."

00:00:11.010 --> 00:00:20.060
‫"من همیشه بهت باور دارم"

00:00:20.700 --> 00:00:29.680
‫داستان‌های سائیونکوکو

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫Ano toki yume ni miteita sekai ni tatteiru no ni

00:00:21.330 --> 00:00:29.170
‫قبلا اون رویا رو توی این دنیا می‌دیدم

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫miwatsu keshiki ni ashi wo sukoshi sukumase

00:00:29.770 --> 00:00:37.080
‫اما حالا که به ‌این منظره نگاه می‌کنم، دچار تردید می‌شم!

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫dakedo ushiro furimukanaide

00:00:37.280 --> 00:00:41.370
‫ولی من نباید به عقب نگاه کنم

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫aruite yuku koto kimeta kara

00:00:41.580 --> 00:00:45.570
‫تصمیمم رو گرفتم که رو به جلو قدم بردارم

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫Miageta sora nanairo no niji

00:00:45.850 --> 00:00:49.970
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنم، رنگین کمانی می‌بینم

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫anata mo mitemasu ka?

00:00:50.160 --> 00:00:53.440
‫تو هم می‌تونی ببینیش؟

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫Hajimari no kaze yo todoke message

00:00:53.900 --> 00:01:02.030
‫اولین نفس باد، پیامی برای من به همراه داره

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫yume ni kakedashita senaka mimamoru kara

00:01:02.420 --> 00:01:10.470
‫چون من همیشه وقتی به سمت رویاهات میری از پشت سر بدرقه‌ات می‌کنم

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫Maiagaru kaze yo  hi no hikari matoi

00:01:11.040 --> 00:01:19.150
‫طوفان نور خورشید رو هدایت می‌کنه تا بالای سر ما بتابه

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫jiyuu no tsubasa de tsuyoku tobitatou

00:01:19.560 --> 00:01:29.320
‫و بال‌های آزادی به من فرصت پرواز برفراز آسمون‌ها رو می‌دن

00:24:57.970 --> 00:24:59.970