﻿WEBVTT

00:00:03.971 --> 00:00:05.971
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:05.995 --> 00:00:11.995
‫[این برنامه حاویِ تصاویر و گفتگوهایی]
‫[در ارتباط با آزار و اذیت کودکان است]

00:00:11.996 --> 00:00:17.996
‫[که ممکن است برای برخی بینندگان آزاردهنده باشد]

00:00:33.215 --> 00:00:35.300
‫داداستان‌ها اتهامات مجرمانه‌ای رو...

00:00:35.384 --> 00:00:38.136
‫بر علیه چهار مددکار اجتماعی
‫بخش ال‌ای اعلام کردن

00:00:38.220 --> 00:00:40.639
‫این ایده که اون‌ها گزارش جعل ارائه کردن،

00:00:40.722 --> 00:00:43.725
‫می‌دونید، غیر قابل باوره

00:00:44.851 --> 00:00:47.896
‫باید یه ناظری می‌بود که می‌گفت،
‫بذارین بررسیش کنم

00:00:47.980 --> 00:00:50.440
‫خب، می‌دونید، برام مهم نیست
‫انگشت اتهام به سمت کی می‌گیرین،

00:00:50.524 --> 00:00:52.275
‫نباید این اتفاق می‌افتاد

00:00:53.485 --> 00:00:56.321
‫[برنامه‌ی جان و کن]
‫دپارتمان کودکان و خدمات خانواده بخش ال‌ای

00:00:56.405 --> 00:01:00.033
‫تصمیم گرفته که نه تنها فقط مددکارهایی
‫که مستقیماً دخیل بودن رو اخراج کنه،

00:01:00.117 --> 00:01:03.078
‫که همچنین رئیس‌شون یه آقای به اسم
‫گرگوری مریت رو

00:01:03.912 --> 00:01:05.664
‫لازمه که اشاره کنیم
‫به گریگور مریت...

00:01:05.747 --> 00:01:09.376
‫اتهامات مجرمانه‌ای توسط
‫دادستانی بخش ال‌ای وارد شده، درسته؟

00:01:09.459 --> 00:01:12.379
‫آره، این یه پرونده‌ای
‫بر مبنای سهل‌انگاریه

00:01:13.171 --> 00:01:15.257
‫چیه که نمی‌تونه
‫توضیح دهنده‌ی این باشه...

00:01:15.340 --> 00:01:18.010
‫این پسر رو قبل از اینکه کشته بشه
‫به صورت دائم از خونه‌اش جدا کنی

00:01:18.093 --> 00:01:20.053
‫- چیزی نیست که بتونه اینو توضیح بده.
‫- نه

00:01:20.137 --> 00:01:22.639
‫بنظر میاد هر منطقی رو زیر پا می‌ذاره

00:01:22.723 --> 00:01:25.267
‫مادره کمک‌ اونا رو نمی‌خواست
‫و فرستادشون رفتن؟

00:01:25.350 --> 00:01:27.102
‫- آره.
‫- خوب نیست

00:01:27.185 --> 00:01:31.189
‫حرف اینه که موقعی شما دخالت می‌کنین
‫که پدر و مادری یه بچه رو مورد آزار قرار می‌دن

00:01:31.273 --> 00:01:34.943
‫شما همینطوری حرف‌شون رو قبول نمی‌کنین
‫که "ما کمک نمی‌خوایم. برید!"

00:01:35.027 --> 00:01:38.238
‫بنا به هر دلیلی مددکارهای اجتماعی‌ای
‫که اینجا دخیلن...

00:01:38.447 --> 00:01:42.159
‫می‌دونستن چه خبره،
‫و عامدانه تصمیم گرفتن...

00:01:42.242 --> 00:01:44.244
‫کاری در موردش نکنن

00:01:47.122 --> 00:01:49.499
‫من قراره ده سال بیفتم زندان

00:01:49.583 --> 00:01:52.377
‫من هیچوقت توی موقعیتی نبودم که...

00:01:54.629 --> 00:01:56.423
‫که متحمل اتهامی مجرمانه بشم

00:01:57.049 --> 00:01:58.341
‫حالا چی هستم؟

00:01:58.425 --> 00:02:01.053
‫62 سالمه و هرگز...

00:02:01.970 --> 00:02:04.181
‫چیزی جز جریمه‌ی راهنمایی و رانندگی نداشتم

00:03:33.186 --> 00:03:35.313
‫قاضی در پیش روش،

00:03:36.189 --> 00:03:38.108
‫به صورت تئوری، در حال حاضر،
‫پیش خودش...

00:03:38.191 --> 00:03:40.026
‫درخواست مرخص کردن ما رو داره،

00:03:40.235 --> 00:03:42.779
‫بر این مبنا که شواهد مستدل قانونی توی...

00:03:42.863 --> 00:03:46.032
‫جلسه‌ی استماع ابتدایی شما
‫نبوده که باعث بشه...

00:03:46.116 --> 00:03:47.659
‫براتون دادگاهی تشکیل بشه

00:03:47.742 --> 00:03:49.661
‫بهش می‌گن 995

00:03:49.744 --> 00:03:52.164
‫[گرگ مریت، ناظر پیشین دی‌سی‌اف‌اس، متهم]
‫و از همچین چیزی تقریباً توقعی نمی‌ره

00:03:52.247 --> 00:03:54.166
‫- باشه.
‫- این یه پرونده‌ی غیرعادیه،

00:03:54.249 --> 00:03:56.626
‫هر چند، استاندارهای غیر معمول داره

00:03:56.960 --> 00:03:59.588
‫[جیمز برنز، کیل مدافع گرگ مریت]
‫در حقیقت، توی کالیفرنیا تا به حال...

00:03:59.671 --> 00:04:03.049
‫اینکه مددکارهای اجتماعی
‫بخاطر مرگ یه...

00:04:03.133 --> 00:04:05.760
‫بچه‌ای که تحت تکلفه...

00:04:05.844 --> 00:04:07.804
‫دپارتمان کودکان و خدمات خانواده بوده
‫دادرسی بشن بی‌سابقه‌اس

00:04:07.888 --> 00:04:10.724
‫- آره.
‫- حالا که اینا رو گفتیم

00:04:11.808 --> 00:04:14.769
‫احتمال اینکه 955ی شکل بگیره،

00:04:15.103 --> 00:04:17.772
‫حتی با قرار وثیقه خیلی اندکه

00:04:22.736 --> 00:04:25.614
‫من ناظر مددکاران اجتماعی کودکان بودم

00:04:27.282 --> 00:04:29.326
‫ده سال کارم این بود

00:04:30.160 --> 00:04:32.120
‫من...

00:04:33.330 --> 00:04:37.292
‫این اشتیاق رو داشتم که، می‌دونید،
‫اینا آدمایی هستن که می‌خوام باهاشون کار کنم

00:04:37.876 --> 00:04:40.045
‫بچه‌هایی که عمیقاً از لحاظ
‫احساسی به مشکل خوردن،

00:04:40.503 --> 00:04:41.338
‫خانواده‌ها،

00:04:41.421 --> 00:04:43.340
‫خانواده‌هایی که...

00:04:43.423 --> 00:04:44.716
‫به مرحله‌ی مشکل رسیده بودن

00:04:47.135 --> 00:04:48.511
‫و خودم رو...

00:04:48.595 --> 00:04:51.598
‫در حال کار کردن برای دپارتمان
‫کودکان و خدمات خانواده دیدم

00:04:52.807 --> 00:04:54.351
‫و به شکل معجزه‌آسایی، خوشم اومد

00:04:55.310 --> 00:04:59.439
‫من یه واحد تقریباً
‫6 نفره از مددکاران رو داشتم

00:05:01.441 --> 00:05:04.027
‫مددکاران اجتماعی، عموماً،

00:05:04.110 --> 00:05:07.364
‫به طور میانگین 30 تا پرونده دارن

00:05:07.822 --> 00:05:10.325
‫بعضی وقتا 35 یا 38 تا

00:05:10.951 --> 00:05:13.203
‫بعضی وقتا هم تا 28 تا پایین میاد

00:05:14.412 --> 00:05:17.290
‫دارین می‌گین که شما نهایتاً مسئول...

00:05:17.707 --> 00:05:19.501
‫250 تا 300...

00:05:19.876 --> 00:05:20.710
‫بچه‌این

00:05:20.794 --> 00:05:25.340
‫فکر کنم بیشترین بچه‌ای که
‫تحت نظارت ما بود 280 تا بود

00:05:25.423 --> 00:05:28.802
‫چقدر دنبال کردن تمام اون
‫پرونده‌ها می‌تونه سخت باشه؟

00:05:28.885 --> 00:05:30.053
‫کار شما نیست

00:05:30.136 --> 00:05:33.598
‫برای همینه که مددکارهای اجتماعی هستن
‫که این کار رو انجام می‌دن

00:05:34.349 --> 00:05:37.060
‫و شما هر پرونده‌ای رو...

00:05:37.352 --> 00:05:38.687
‫اونطور که باید نمی‌شناسین

00:05:39.229 --> 00:05:41.648
‫فقط بخاطر این حقیقت که
‫تعدادشون زیاده

00:05:41.856 --> 00:05:44.276
‫و مقدار کار من خیلی زیاد بود

00:05:49.155 --> 00:05:51.032
‫وقتی اولین بار درباره‌ی پرونده شنیدم،

00:05:51.116 --> 00:05:54.536
‫بنظر پرونده‌ی خیلی ساده‌ای می‌اومد

00:05:55.120 --> 00:05:57.414
‫بچه‌ای که با اقوامش زندگی می‌کرده،

00:05:57.497 --> 00:06:01.167
‫و اون قوم نمی‌تونست از بچه مراقبت کنه

00:06:02.502 --> 00:06:05.505
‫و بچه شروع کرده بود با
‫مادرش زندگی کردن

00:06:07.382 --> 00:06:10.135
‫به عنوان ناظر مددکاران اجتماعی کودکان،

00:06:10.218 --> 00:06:13.179
‫باید روی کار مددکار اجتماعی‌ای
‫که روی پرونده بود نظارت می‌کردم

00:06:14.180 --> 00:06:17.434
‫یک مادر اهل پالمدیل و دوست‌پسرش
‫امشب پشت میله‌های زندان هستن،

00:06:17.517 --> 00:06:19.644
‫مظنون به آزار و وحشت...

00:06:19.728 --> 00:06:21.604
‫پسر هشت ساله‌شون

00:06:21.688 --> 00:06:23.690
‫حالا اون توی موقعیت بحرانی‌ایه

00:06:23.773 --> 00:06:25.442
‫دپارتمان کلانتری بخش ال‌ای گفته،

00:06:25.525 --> 00:06:28.570
‫جراحاتش اینطور نشون می‌ده
‫که ممکنه شکنجه شده باشه

00:06:29.195 --> 00:06:32.240
‫معاونین کلانتر می‌گن که گابرین
‫رو سوخته و کتک خورده...

00:06:32.324 --> 00:06:35.160
‫شب پنجشنبه در آپارتمان
‫این زوج در پالمدیل پیدا کردن

00:06:39.706 --> 00:06:41.041
‫شوکه شده بودم

00:06:45.128 --> 00:06:46.880
‫این چیزیه که...

00:06:47.630 --> 00:06:51.801
‫هرگز توی 23 کار به عنوان
‫مددکار اجتماعی بهش برنخورده بودم

00:06:52.802 --> 00:06:53.720
‫از...

00:06:55.180 --> 00:06:58.975
‫تراژدی‌هایی توی پرونده‌های دیگه شنیدم

00:07:04.230 --> 00:07:05.398
‫اما هرگز...

00:07:05.607 --> 00:07:07.567
‫شخصاً تجربه‌اش نکرده بودم

00:07:09.986 --> 00:07:12.864
‫پسر بلافاصله با شرایطی
‫بحرانی به بیمارستان رسونده شده،

00:07:12.947 --> 00:07:15.575
‫بعد از تماسی از خونه
‫که می‌گفته تنفسش قطع شده

00:07:18.578 --> 00:07:21.539
‫شما امید دارن که بستری شدن...

00:07:22.749 --> 00:07:24.876
‫فقط بستری شدن باشه

00:07:29.756 --> 00:07:31.091
‫و اینکه اون بهبود پیدا می‌کنه

00:07:41.017 --> 00:07:42.352
‫هر چند،

00:07:45.647 --> 00:07:46.481
‫گابریل...

00:07:48.066 --> 00:07:49.150
‫مُرده بود

00:07:50.985 --> 00:07:52.529
‫و قلبم شکسته بود

00:07:58.368 --> 00:08:01.037
‫هیچ بچه‌ای که ما
‫مدیریت‌شون می‌کنیم نباید بدست...

00:08:03.665 --> 00:08:04.874
‫پدر و مادرش کشته بشه

00:08:10.630 --> 00:08:12.924
‫مددکارهای اجتماعی سعی می‌کنن که...

00:08:13.716 --> 00:08:14.884
‫بهترین کاری که می‌تونن رو انجام بدن،

00:08:16.010 --> 00:08:17.429
‫تا بتونن پرونده‌هاشون رو مدیریت کنن

00:08:18.805 --> 00:08:20.598
‫هدف‌شون اینه که...

00:08:20.932 --> 00:08:23.017
‫به خانواده‌ها کمک کنن، به بچه‌ها

00:08:24.519 --> 00:08:26.563
‫و نمی‌خوان ببینن بچه‌ای می‌میره

00:08:30.650 --> 00:08:34.737
‫همه‌مون می‌گیم که،
‫"اصلاً فکر نمی‌کردیم این اتفاق بیفته"

00:08:45.999 --> 00:08:48.418
‫بعد از یه اتفاق نشونه‌ها...

00:08:49.919 --> 00:08:50.962
‫بیشتر خودشون رو نشون می‌دن

00:08:53.298 --> 00:08:54.466
‫ما از خودمون می‌پرسیم،

00:08:54.549 --> 00:08:56.259
‫چرا ما متوجهش نشدیم؟

00:08:58.553 --> 00:09:01.306
‫چه اتفاق می‌افتاده
‫که ما نمی‌تونستیم بفهمیم؟

00:09:04.767 --> 00:09:08.438
‫می‌دونم، توی دپارتمان
‫کودکان و خدمات خانواده،

00:09:08.980 --> 00:09:14.319
‫وقتی که مشغله‌ی زیاد داری
‫تفکر درست کار سختی می‌شه،

00:09:17.572 --> 00:09:20.158
‫و اگه اضطراب زیادی در کار نبود،

00:09:21.159 --> 00:09:22.911
‫ممکن بود که نشونه‌ها رو ببینی

00:09:25.747 --> 00:09:27.332
‫کار سیستم زیاده

00:09:28.416 --> 00:09:32.045
‫هیچ مددکار اجتماعی‌ای نباید
‫روی30 تا پرونده کار کنه

00:09:34.547 --> 00:09:37.383
‫مرگ همراه با شکنجه‌ی
‫پسر 8 ساله در پالمدیل،

00:09:37.467 --> 00:09:39.302
‫خشم مردم زیادی رو بخاطر این موضوع
‫شعله‌ور کرده که...

00:09:39.385 --> 00:09:42.972
‫دپارتمان کودکان و خدمات خانواده
‫چطور با این پرونده برخورد کرده

00:09:43.056 --> 00:09:46.142
‫معترضین می‌گن که
‫دپارتمان نتونسته...

00:09:46.226 --> 00:09:48.394
‫از این پسر 8 ساله‌ی پالمدیلی...

00:09:48.478 --> 00:09:49.604
‫گابریل فرناندز محافظت کنه

00:09:49.979 --> 00:09:52.190
‫چیزی بود که فهمیدنش کار سختی نبود،

00:09:52.273 --> 00:09:57.570
‫هر آدم عاقلی بلافاصله
‫گابریل رو از اون خانواده جدا می‌کرد، تمام

00:09:59.072 --> 00:10:02.951
‫گرفتن یه بچه از پدر و مادرش
‫آخرین قدمه

00:10:03.243 --> 00:10:05.453
‫می‌دونیم نمی‌خوای بری، خب؟

00:10:05.537 --> 00:10:06.996
‫می‌دونیم نمی‌خوای بری

00:10:11.042 --> 00:10:14.128
‫اگه این کار رو کرده باشین می‌دونین
‫خیلی دردناکه بخواین یه بچه رو جدا کنین

00:10:14.212 --> 00:10:15.171
‫[مارک چرنا]
‫بدترین چیزه

00:10:15.255 --> 00:10:19.759
‫آقا، اونا حکم قضایی دارن
‫که به وسیله‌ی قاضی امضا شده که بچه رو ببرن

00:10:19.842 --> 00:10:21.886
‫همش هست، خب؟

00:10:21.970 --> 00:10:24.389
‫مطالعات نشون داده که
‫اضطراب بعد از حادثه‌ای...

00:10:24.472 --> 00:10:27.475
‫که بچه بعد از
‫جدایی تجربه می‌کنه خیلی زیاده

00:10:29.561 --> 00:10:30.770
‫بابا!

00:10:30.895 --> 00:10:34.148
‫چالش اینه که چطوری
‫یه خانواده رو سرپا نگه داری،

00:10:34.232 --> 00:10:36.484
‫چون بچه‌ها، در اکثر موارد،
‫بهتره...

00:10:36.568 --> 00:10:38.027
‫توی خونه‌ی بیولوژیکی خودشون بمونن

00:10:38.861 --> 00:10:43.449
‫سیستم قدرت خیلی زیادی داره...

00:10:43.533 --> 00:10:47.370
‫تا وارد خونه‌ی کسی بشه و بچه‌شون رو ببره
‫[مایکل نش، مدیر اجرایی اداره‌ی حمایت از کودکان]

00:10:48.871 --> 00:10:51.791
‫خیلی از مردم خوب
‫باهاش برخورد نمی‌کنن

00:10:52.709 --> 00:10:55.044
‫و این به خودی خود یه چالشه

00:10:55.128 --> 00:10:56.754
‫چطور باید این کار رو بکنی؟

00:10:57.797 --> 00:11:00.008
‫خیلی از جوونا هستن که می‌گن،

00:11:00.091 --> 00:11:03.428
‫می‌خوام کمک کنم
‫و دنیا رو یه جای بهتری بکنم

00:11:03.511 --> 00:11:04.637
‫و خب...

00:11:04.721 --> 00:11:06.514
‫مددکاری اجتماعی بنظر کار خوبیه

00:11:07.140 --> 00:11:09.642
‫و بعدش متوجه می‌شن،
‫به دفعات زیادی،

00:11:09.726 --> 00:11:12.312
‫باهاشون تماس می‌گیرن که
‫نقش کارآگاه رو بازی کنن

00:11:13.062 --> 00:11:17.942
‫و کارهای کارآگاهی بکنن
‫که مامورین قضایی باید انجامش بدن

00:11:18.151 --> 00:11:21.029
‫سخته. شغل واقعاً سختیه

00:11:21.112 --> 00:11:22.780
‫من خدمات نگهداری از خانواده انجام دادم،

00:11:22.989 --> 00:11:23.906
‫نکته اینه که...

00:11:24.365 --> 00:11:26.618
‫حفاظت از خانواده،

00:11:27.561 --> 00:11:28.771
‫بهترین کاریه که می‌تونیم انجام بدیم

00:11:30.337 --> 00:11:33.256
‫محققین تمایل دارن
‫اتحاد خانواده حفظ بشه...

00:11:33.507 --> 00:11:37.511
‫و ادعا می‌کنن بچه‌ها اگه
‫بتونن با خانواده‌شون بمونن خیلی بهتره

00:11:37.886 --> 00:11:40.555
‫حتی اگه توی شرایط ایده‌آلی نباشن

00:11:41.264 --> 00:11:43.225
‫کسانی هم طرفدار ایده‌ی دیگه‌ای هستن،

00:11:43.308 --> 00:11:47.688
‫که، به پرونده‌های جدا شده‌ی منحصر به فردی اشاره دارن [مایکل جناکو]

00:11:47.771 --> 00:11:52.109
‫که این فلسفه می‌تونه
‫و در نهایت هم موجب می‌شه...

00:11:52.192 --> 00:11:53.777
‫یه بچه‌ای تلف بشه

00:11:58.323 --> 00:11:59.449
‫اسم من کارن بسه

00:11:59.533 --> 00:12:02.244
‫من عضو کنگره از لس‌ آنجلس
‫کالیفرنیام

00:12:02.327 --> 00:12:04.079
‫در حال حاضر
‫هشت ساله که توی کنگره هستم،

00:12:04.162 --> 00:12:08.125
‫و قبل از اون 6 سال توی
‫بحث قانون‌گذاری ایالتی دست داشتم

00:12:08.208 --> 00:12:09.668
‫من 28 ساله...

00:12:09.751 --> 00:12:13.964
‫که دارم روی بهبود زندگی کودکان کار می‌کنم
‫[کارن بس، عضو کنگره]

00:12:14.047 --> 00:12:17.592
‫توی دهه‌ی 80 وارد این موضوع شدم،

00:12:17.676 --> 00:12:21.054
‫موقعی که کل سیستم
‫بهزیستی کودکان بخاطر...

00:12:21.138 --> 00:12:22.806
‫اپیدمی کراک و کوکائین منفجر شد

00:12:26.727 --> 00:12:28.729
‫وقتی حفاظت از خانواده
‫شروع به کار کرد،

00:12:29.855 --> 00:12:34.151
‫حدوداً همون زمانی بود که
‫تعداد بچه‌های به حضانت گرفته شده...

00:12:34.234 --> 00:12:36.486
‫داشت بخاطر بحران
‫کراک منفجر می‌شد

00:12:39.114 --> 00:12:42.451
‫همچنین همزمان بود
‫با آگاهی بالایی که در مورد...

00:12:42.534 --> 00:12:44.035
‫عدم تطابق‌پذیری به وجود اومد

00:12:46.580 --> 00:12:48.749
‫وقتی به بچه‌های آفریقایی آمریکایی می‌رسیم،

00:12:48.832 --> 00:12:51.168
‫خیلی‌ها می‌گن این بچه‌ها معمولاً...

00:12:51.251 --> 00:12:52.878
‫از خانواده‌شون جدا می‌شن،

00:12:52.961 --> 00:12:54.838
‫وقتی که نیازی به این کار نیست،

00:12:54.921 --> 00:12:59.342
‫بخاطر دیدگاه منفی‌ای که نسبت
‫به خانواده‌های آفریقایی آمریکایی‌ هست،

00:12:59.885 --> 00:13:01.720
‫و اجتماع آفریقایی آمریکایی‌ها

00:13:01.803 --> 00:13:04.222
‫پس یه بحث نژادی اینجا وجود داره

00:13:04.389 --> 00:13:07.976
‫همیشه پرونده‌هایی هست که
‫باید بچه رو جدا کنین، خب؟

00:13:08.185 --> 00:13:10.353
‫پس بیاین اینو پیش فرض بدونیم

00:13:10.437 --> 00:13:12.147
‫اگه سوء‌استفاده جنسی باشه،

00:13:12.230 --> 00:13:14.357
‫اگه آزار جسمانی بد باشه،

00:13:14.441 --> 00:13:16.276
‫باید اون بچه رو جدا کنی

00:13:16.860 --> 00:13:19.529
‫اما اگه بخش حفاظت از
‫خانواده رو منحل کنی،

00:13:19.613 --> 00:13:21.031
‫پس دیگه چی می‌شه گفت؟

00:13:21.114 --> 00:13:24.117
‫خب بعدش تمام بچه‌ها باید
‫به شیرخوارگاه‌ها برن؟

00:13:24.910 --> 00:13:26.703
‫یا همه‌شون برن خونه‌ی اقوام‌شون؟

00:13:26.787 --> 00:13:29.206
‫این پاندولیه که هی عقب و جلو می‌ره،

00:13:29.289 --> 00:13:30.457
‫تا اینکه تراژدی بعدی به وجود بیاد

00:13:32.083 --> 00:13:36.254
‫سیستم به طرز حیرت‌انگیزی به
‫سمت حق و حقوق والدین میل می‌کنه،

00:13:36.338 --> 00:13:38.006
‫به سمت حفاظت از خانواده

00:13:38.089 --> 00:13:41.843
‫به هر نحوی،
‫بیاین بچه‌ها رو کنار والدین نگه داریم،

00:13:42.469 --> 00:13:45.889
‫[کاترین بارتولت، مدیر موسسه‌ی طرفداریِ حقوق کودکان]
‫و تاکید خیلی کمی روی حقوق خود بچه‌هاست

00:13:45.972 --> 00:13:48.391
‫اونا هر کاری که می‌تونن
‫انجام می‌دن تا ببینن...

00:13:48.475 --> 00:13:50.936
‫نتونیم این بچه رو
‫توی خونه نگه داریم

00:13:51.019 --> 00:13:53.855
‫اما چیزی که اغلب ازش برداشت می‌شه
‫اینه که بچه رو به خونه برگردونیم،

00:13:53.939 --> 00:13:55.941
‫جایی که ممکنه بیشتر توی خطر باشه

00:13:56.024 --> 00:13:58.610
‫مددکارهای این پرونده،

00:13:58.693 --> 00:14:03.532
‫معلومه که راهنمایی
‫ابتدایی‌ای رو انجام دادن...

00:14:03.615 --> 00:14:05.951
‫که به مددکارهای
‫حمایت از کودکان داده می‌شه

00:14:06.618 --> 00:14:08.161
‫سیستم مشکل داره،

00:14:08.245 --> 00:14:12.082
‫اما سیستم اونقدری خراب نیست
‫که مردم اغلب وقتی بهش فکر می‌کنن...

00:14:12.165 --> 00:14:13.124
‫اینطور می‌گن

00:14:13.208 --> 00:14:16.169
‫خرابه چون برپایه‌ی...

00:14:16.545 --> 00:14:18.004
‫پیش‌فرض‌های اشتباهه

00:14:18.088 --> 00:14:20.799
‫بخاطر ارزش‌گذاری
‫برای حقوق بزرگ‌سال‌ها،

00:14:20.882 --> 00:14:22.509
‫که خیلی بیشتر از حقوق کودکانه

00:14:26.721 --> 00:14:29.683
‫مددکارانی که بیرون از بخش
‫حمایت از حفاظت خانواده بودن

00:14:29.766 --> 00:14:31.101
‫کارشون اینه که خانواده‌ها رو حفظ کنن
‫[لزلی هیمو، مدیر مرکز قضایی کودکان کالیفرنیا]

00:14:31.935 --> 00:14:35.856
‫اما ما این کار رو با نادیده گرفتن
‫نشونه‌های واضح خطر انجام نمی‌دیم،

00:14:35.939 --> 00:14:38.859
‫و اینکه اجازه بدیم اوضاع بدتر و بدتر بشه

00:14:40.610 --> 00:14:42.737
‫اگه امروز می‌اومدن و می‌گفتن،

00:14:42.821 --> 00:14:45.824
‫"ما نمی‌دونستیم
‫با تفنگ بادی بهش شلیک شده

00:14:46.324 --> 00:14:48.577
‫نمی‌دونستیم تیکه‌ای از موهاش کنده شده

00:14:49.870 --> 00:14:52.289
‫نمی‌دونستیم با سگک کمربند کتک خورده

00:14:54.207 --> 00:14:56.334
‫نمی‌دونستیم یه یادداشت خودکشی نوشته"

00:14:57.586 --> 00:14:59.004
‫اونا تمام اینا رو می‌دونستن

00:14:59.087 --> 00:15:03.383
‫پس اگه چیزی که اونا می‌دونستن رو می‌دونستیم،
‫می‌تونستیم کارهای بیشتری بکنیم

00:15:06.720 --> 00:15:08.847
‫مددکارها و ناظرین‌شون می‌گن،

00:15:08.930 --> 00:15:11.933
‫ما واقعاً فکر نمی‌کردیم
‫نفعی برای کسی داشته

00:15:12.809 --> 00:15:17.397
‫اما سیاست از بالا توی این کار اینه که
‫بچه پیش خانواده‌اش بمونه،

00:15:17.480 --> 00:15:18.481
‫تا جایی که ممکنه

00:15:19.941 --> 00:15:23.945
‫خب، "تا جایی که ممکنه،"
‫به این معنیه که اگه بچه جاش امنه

00:15:26.948 --> 00:15:29.743
‫توی یه حرکت نادر،
‫چهار مددکار اجتماعی امروز متهم شدن،

00:15:29.826 --> 00:15:33.538
‫توی پرونده‌ی آزار اذیت هولناک کودک
‫که توش یه بچه‌ی 8 ساله فوت شده دست داشتن

00:15:33.622 --> 00:15:37.334
‫چهار مددکار اجتماعی توی لس آنجلس
‫ممکنه به زندان بیفتن

00:15:37.459 --> 00:15:39.127
‫واقعاً تصمیم بزرگیه،

00:15:39.210 --> 00:15:41.963
‫که این چهار مددکار اجتماعی و
‫ناظرشون رو به دادگاه بفرستن

00:15:42.047 --> 00:15:47.218
‫موقعیت بسیار فوق‌العاده‌ی که درش
‫به مددکاران اجتماعی اتهاماتی مجرمانه وارد شده...

00:15:47.302 --> 00:15:49.888
‫دادستانی می‌گه این حقیقت که اونا
‫کارشون رو به درستی انجام ندادن،

00:15:49.971 --> 00:15:51.181
‫که ازش محافظت نکردن،

00:15:51.264 --> 00:15:53.934
‫به همون اندازه بده که انگار خودشون اون
‫بچه‌ رو مورد آزار قرار دادن

00:15:57.103 --> 00:16:00.106
‫من از شروع این پرونده
‫توی تیترهای خبری بودم

00:16:02.317 --> 00:16:05.111
‫توی رسانه‌های خبری
‫منو بمباران کردن

00:16:07.906 --> 00:16:11.201
‫خیلی بده که براتون ده سال ببرن،

00:16:11.284 --> 00:16:16.206
‫من اجازه نمی‌دم چیزی که قراره
‫در آینده پیش بیاد منو آزرده کنه

00:16:17.040 --> 00:16:18.708
‫من کورام دیو زندگی می‌کنم

00:16:20.043 --> 00:16:22.879
‫به این معنیه که
‫من هر روز در پیشگاه خدا هستم

00:16:24.506 --> 00:16:25.882
‫و...

00:16:27.676 --> 00:16:29.552
‫این چیزیه که منو عاقل نگه می‌داره

00:16:31.930 --> 00:16:36.601
‫من 4 سال گذشته رو در حال جنگیدن
‫با خودم بودم، فقط برای اینکه...

00:16:36.685 --> 00:16:38.186
‫بتونم وجدانم رو پاک نگه دارم

00:17:08.258 --> 00:17:10.427
‫در سال‌های منتهی به مرگ گابریل،

00:17:10.510 --> 00:17:12.137
‫تعدادی از افشاگران...

00:17:12.220 --> 00:17:16.099
‫[گرت ترلوف، خبرنگار پیشین لس آنجلس تایمز]
‫پیدا شدن که به صورت عمومی یا خصوصی با...

00:17:16.182 --> 00:17:18.143
‫گزارش‌گرایی مثل من صحبت کنن،

00:17:18.226 --> 00:17:22.230
‫تا در مورد مشکلاتی که توی
‫این سیستم می‌بینن حرف بزنن

00:17:28.820 --> 00:17:32.615
‫من از آگوست 1980 برای
‫دی‌سی‌اف‌اس کار می‌کنم

00:17:33.533 --> 00:17:37.746
‫[لینکلن سائول، ناظر بازنشسته‌ی دی‌سی‌اف‌اس]
‫بعدش بازنشسته شدم، توی مارس 2013

00:17:39.080 --> 00:17:40.623
‫حدوداً 34 سال

00:17:43.001 --> 00:17:47.172
‫در طول اون دوران،
‫بیشترین درخواستی که دیدم،

00:17:47.255 --> 00:17:50.759
‫درخواست برای جایگذاری مناسب...

00:17:50.842 --> 00:17:53.470
‫برای بچه‌هایی بود که
‫قرنطینه شده بودن

00:17:54.929 --> 00:17:57.348
‫به محض اینکه بچه به
‫قرنطینه برده می‌شه،

00:17:57.515 --> 00:17:59.142
‫چالش بعدی این بود که،

00:18:00.018 --> 00:18:02.520
‫این بچه باید کجا قرار بگیره؟

00:18:03.897 --> 00:18:07.192
‫پست پاسخ اورژانسی تبدیل به...

00:18:07.275 --> 00:18:12.197
‫یه جایگاه شناخته شده در اومد
‫چون تنها موسسه‌ی 24 ساعته بود...

00:18:12.280 --> 00:18:14.282
‫که توی دپارتمان در دسترس بود

00:18:15.283 --> 00:18:18.703
‫خب ما بالاخره دیدیم
‫که بچه‌ها به اونجا اومدن،

00:18:19.913 --> 00:18:21.539
‫منتظر جایگذاری بودن،

00:18:22.373 --> 00:18:26.211
‫و زمان و تعداد بچه‌هایی که
‫اونجا می‌اومدن...

00:18:26.294 --> 00:18:29.172
‫بیشتر و بیشتر شد

00:18:29.255 --> 00:18:33.259
‫در حقیقت بچه‌ها توی بخش
‫ستادی نگهداری می‌شدن

00:18:33.343 --> 00:18:34.219
‫بچه‌ها...

00:18:34.302 --> 00:18:37.222
‫- عملاً اونجا زندگی می‌کردن.
‫- اونا اونجا زندگی می‌کردن

00:18:38.098 --> 00:18:41.976
‫در ابتدا میانگین 16 بچه
‫در ماه رو داشتیم

00:18:42.727 --> 00:18:44.813
‫و در نهایت،

00:18:45.522 --> 00:18:47.190
‫ما...

00:18:47.273 --> 00:18:49.067
‫350 بچه در ماه رو داشتیم

00:18:49.150 --> 00:18:51.945
‫- که توی بخش مرکز می‌موندن؟
‫- که اونجا می‌موندن

00:18:54.280 --> 00:18:56.741
‫موقعیت اینقدر بد شده بود،

00:18:57.117 --> 00:19:00.954
‫که من تصمیم گرفتم
‫به مدیرام نامه بزنم،

00:19:01.037 --> 00:19:03.998
‫و به هیئت ناظران

00:19:06.334 --> 00:19:08.711
‫واکنش مدیران دی‌سی‌اف‌اس به...

00:19:08.795 --> 00:19:09.838
‫شکوائیه‌ی شما چی بود؟

00:19:10.421 --> 00:19:12.006
‫خب، مدیران بالادستم،

00:19:12.090 --> 00:19:14.551
‫اونا از این ایده که همه چیز رو
‫فاش کردم خوش‌شون نیومد

00:19:15.135 --> 00:19:18.638
‫و من اینطور فهمیدم که...

00:19:18.721 --> 00:19:21.307
‫که این پیشنهاد داده شده بود
‫که منو حذف کنن

00:19:21.850 --> 00:19:23.726
‫- سعی کردن شما رو اخراج کنن.
‫- درسته

00:19:25.562 --> 00:19:28.314
‫بجای اینکه با مشکل
‫حادی که بود مبارزه بشه

00:19:28.398 --> 00:19:29.232
‫درسته

00:19:30.900 --> 00:19:34.070
‫یه بار معاون کلانتر گفت،

00:19:34.863 --> 00:19:37.532
‫ما نمی‌خوایم هیچکسی...

00:19:37.615 --> 00:19:40.285
‫از پست فرماندهی اورژانس،

00:19:40.368 --> 00:19:42.704
‫که این مشکلات رو تجربه کرده،

00:19:43.413 --> 00:19:44.873
‫این اطلاعات رو به...

00:19:44.956 --> 00:19:48.877
‫تیم اجرایی بده،
‫اونا می‌شدن روسای بالادستش

00:19:48.960 --> 00:19:50.587
‫به هیچکس نگو مشکلی هست

00:19:50.670 --> 00:19:52.130
‫به هیچکس نگو

00:19:52.797 --> 00:19:56.092
‫پس ما تهدید شده بودیم
‫که باهامون برخورد انضباطی می‌شه،

00:19:56.426 --> 00:19:58.678
‫اگه به کسی بگیم که شرایط چجوریه

00:20:01.948 --> 00:20:06.448
‫[بخش لس آنجلس در مورد تعداد بچه‌هایی]
‫[که بین سال‌های 2005 تا 2011به صورت...]

00:20:06.449 --> 00:20:10.449
‫[شبانه روزی در بخش ستادی ماندند اختلاف نظر دارد]
‫[خیلی از گزارشات آن دوره معدوم شدند]

00:20:14.861 --> 00:20:18.448
‫چرا توی دی‌سی‌اف‌س
‫همه چیز اینقدر مرموزه؟

00:20:19.032 --> 00:20:24.162
‫بوروکراسی جوری کار می‌کنه
‫که خودش و...

00:20:24.412 --> 00:20:25.830
‫و اونایی که قدرتی دارن رو حفظ کنه

00:20:26.414 --> 00:20:30.043
‫پس، اگه اونایی که
‫توی سطوح پایین هستن،

00:20:30.835 --> 00:20:33.546
‫سعی کنن اشاره کنن مشکلی هست،

00:20:33.671 --> 00:20:34.505
‫اونوقت...

00:20:35.757 --> 00:20:37.383
‫ما تبدیل به مشکل می‌شیم،

00:20:38.009 --> 00:20:40.553
‫و اونا هر کاری بتونن می‌کنن،

00:20:42.096 --> 00:20:44.974
‫- تا موقعیت خودشون رو حفظ کنن.
‫- تا ساختار رو نگه دارن

00:20:45.058 --> 00:20:47.268
‫ساختار رو به هر قیمتی حفظ کنن

00:20:47.352 --> 00:20:50.605
‫به بهای خدماتی که
‫شما باید به افراد...

00:20:50.688 --> 00:20:51.898
‫ارائه کنین

00:20:52.998 --> 00:20:54.680
‫[دادگاه کیفری کلارا فلوتز بخش ال‌ای]
‫[محاکمه‌ی ایزارو آگوایر]

00:20:55.235 --> 00:20:58.112
‫خیلی خب، اگه ممکنه بلند شو،
‫و دست راستت رو بالا بیار لطفاً

00:20:58.196 --> 00:21:00.782
‫آیا قسم می‌خوری که تمام...

00:21:00.865 --> 00:21:03.534
‫حقایق رو توی این دادگاه بگی،
‫حقیقت محض و نه چیزی...

00:21:03.618 --> 00:21:05.328
‫- غیر از اون، تا شاید خداوند کمکت کنه؟
‫- بله

00:21:05.411 --> 00:21:06.746
‫[آرتورو میراندا مارتینز، مامور حراست پیشین]
‫ممنون. بشین

00:21:11.334 --> 00:21:13.628
‫- صبح بخیر، آقای میراندا.
‫- صبح بخیر

00:21:14.379 --> 00:21:17.757
‫می‌شه به هیئت منصفه بگین
‫کار شما چیه؟

00:21:19.592 --> 00:21:22.637
‫من یه نیروی حراست مسلح
‫توی بخش لس آنجلسم،

00:21:22.720 --> 00:21:24.931
‫که در قرارداد دپارتمان کلانتری هستم

00:21:25.890 --> 00:21:29.227
‫یادتونه، در تاریخ
‫26 آوریل 2013 کجا کار می‌کردین؟

00:21:29.644 --> 00:21:32.772
‫در دفتر دی‌پی‌اس‌اس گِین لس آنجلس،

00:21:33.273 --> 00:21:34.148
‫توی پالمدیل

00:21:40.113 --> 00:21:41.239
‫دی‌پی‌اس‌اس،

00:21:41.322 --> 00:21:43.324
‫دپارتمان خدمات اجتماعی،

00:21:43.408 --> 00:21:47.578
‫مردم برای بهبود کیفیت زندگی
‫اجتماعی به اونجا می‌رن

00:21:50.415 --> 00:21:52.875
‫اون روز، من نشسته بودم،

00:21:53.584 --> 00:21:55.044
‫و حول و حوش ساعت 4:30 بود

00:21:56.629 --> 00:21:57.672
‫در باز شد،

00:21:57.880 --> 00:21:58.756
‫بعدش...

00:21:58.840 --> 00:22:00.258
‫پریل فرناندز اومد تو،

00:22:01.009 --> 00:22:03.678
‫و سه تا پسر و یه دختر داشت

00:22:05.847 --> 00:22:07.682
‫گفتم، "بفرمایید داخل"

00:22:09.267 --> 00:22:12.353
‫و اونجا بودم که فهمیدم
‫بدنش سراسر خالکوبیه

00:22:12.645 --> 00:22:16.441
‫گفتم، "خدای من.
‫طرف گانگستره، مرد"

00:22:18.318 --> 00:22:22.780
‫و یهو، متوجه پسره و این
‫قسمت پشتی سرش شدم،

00:22:23.906 --> 00:22:26.159
‫یه عالمه جای سوختگی سیگار بود

00:22:29.704 --> 00:22:31.956
‫یه سری کوچیک، یه سری‌شونم بزرگ بود،

00:22:32.415 --> 00:22:34.876
‫بعضی‌هاشون تازه،
‫یه سری‌شون در حال خوب شدن

00:22:36.002 --> 00:22:38.421
‫بعدش متوجه اطراف چشمش شدم،

00:22:38.504 --> 00:22:41.674
‫کبودی‌های سبز و بنفش داشت

00:22:42.550 --> 00:22:44.552
‫و من گفتم، "وای،

00:22:45.428 --> 00:22:46.554
‫حسابی کتک خورده"

00:22:48.389 --> 00:22:50.183
‫از مقیاس...

00:22:50.850 --> 00:22:51.768
‫یک تا ده؟

00:22:53.478 --> 00:22:54.604
‫مرد، اون 20 بود

00:22:57.607 --> 00:23:01.152
‫توی اون لحظه، گابریل شروع کرد
‫به راه رفتن، و به میز من خورد

00:23:01.903 --> 00:23:03.029
‫و اینجوری کرد

00:23:03.696 --> 00:23:05.865
‫و با گوشه‌ی چشمش بهم نگاه کرد

00:23:06.616 --> 00:23:11.162
‫و ضربان قلبم رفت بالا،
‫"به خودم گفتم، خدای من." من کبودی‌هاش رو دیدم

00:23:12.080 --> 00:23:12.914
‫و...

00:23:13.748 --> 00:23:16.376
‫گفتم، "لعنتی، مرد،
‫اوضاع خیلی خرابه"

00:23:19.045 --> 00:23:20.630
‫اون لحظه بود که به ذهنم رسید

00:23:21.547 --> 00:23:22.757
‫"لعنتی،

00:23:23.800 --> 00:23:25.051
‫آزار و اذیت کودکان، مرد"

00:23:27.512 --> 00:23:30.390
‫اینطوری که، "ببین دارن چیکارم می‌کنن."
‫داشت اینو بهم می‌گفت

00:23:30.473 --> 00:23:32.892
‫منظورم اینه که بدنش
‫با من حرف می‌زد،

00:23:34.143 --> 00:23:36.854
‫فریاد می‌زد...
‫مجبور نبود چیز زیادی بگه

00:23:37.563 --> 00:23:39.273
‫توی سراسر بدنش بود

00:23:39.649 --> 00:23:40.691
‫فریاد کمک

00:23:43.945 --> 00:23:45.571
‫اینکه امروز براش اینجا نشستی،

00:23:46.155 --> 00:23:47.281
‫اسمش رو می‌دونی؟

00:23:47.615 --> 00:23:49.033
‫گابریل فرناندز

00:23:53.121 --> 00:23:54.455
‫با توجه به اون...

00:23:55.790 --> 00:23:59.377
‫اطلاعاتی که از
‫محل زندگی اون بچه داشتی،

00:23:59.460 --> 00:24:00.753
‫کسی این اطلاعات رو بهتون داد؟

00:24:00.837 --> 00:24:02.213
‫یا چطور بدستش آوردین؟

00:24:03.297 --> 00:24:06.259
‫از ماریسلا کرونا گرفتم،

00:24:06.592 --> 00:24:08.136
‫مددکاری که اونجا کار می‌کرد

00:24:08.719 --> 00:24:12.098
‫می‌خواست گزارشش کنه، اما گفته بود
‫نمی‌تونه به ناظرش بگه

00:24:12.807 --> 00:24:15.059
‫این تو رو ناراحت کرد که...

00:24:16.310 --> 00:24:17.145
‫هیچکس دیگه...

00:24:17.812 --> 00:24:21.107
‫غیر از تو توی اون دفتر
‫قرار نبود که...

00:24:21.190 --> 00:24:22.775
‫جراحات اون بچه رو گزارش کنه؟

00:24:23.651 --> 00:24:26.070
‫بله، حقیقتش، خیلی روی اعصابم بود

00:24:29.699 --> 00:24:32.743
‫ماریسلا کرونا...
‫قبلاً یه منشی بود

00:24:33.619 --> 00:24:36.998
‫و بعدش ترفیع گرفت تا به عنوان
‫مددکار اجتماعی بخش خشونت خانگی کار کنه

00:24:37.331 --> 00:24:39.542
‫اونا برای این کار آموزش می‌بینن،
‫تقریباً یه ماه

00:24:40.209 --> 00:24:42.503
‫خب، من بهش نگاه کردم
‫و اونم بهم نگاه کرد،

00:24:42.753 --> 00:24:45.131
‫"سر و صورت اون پسره رو دیدی؟

00:24:45.214 --> 00:24:47.633
‫خدای من، چه مدل موی مسخره‌ای داشت"

00:24:47.717 --> 00:24:51.095
‫گفتم، "نه، رفیق. حسابی کتک خورده بود"

00:24:51.596 --> 00:24:54.307
‫"خدای من، اینو نگو.
‫من فکر می‌کردم کتک خورده

00:24:54.390 --> 00:24:56.976
‫این مربوط به بخش منه.
‫خشونت‌های خانگی"

00:24:57.059 --> 00:24:59.020
‫"خدای من، پس خودشه

00:24:59.437 --> 00:25:00.313
‫کارت رو انجام بده"

00:25:01.981 --> 00:25:03.524
‫سریع برگشت سر جاش،

00:25:04.108 --> 00:25:05.651
‫و منم برگشتم پشت میزم، و...

00:25:05.985 --> 00:25:07.737
‫توی اون لحظه یه تماسی
‫باهام گرفته شد،

00:25:08.070 --> 00:25:09.280
‫برداشتم

00:25:09.363 --> 00:25:10.865
‫و ماریسلا کرونا بود

00:25:11.824 --> 00:25:13.951
‫گفت، "ناظرم گفت که
‫نمی‌خواد کاری بکنم،

00:25:14.035 --> 00:25:15.536
‫چون نمی‌خوان هزینه‌ای
‫بابت اضافه‌کاری بدن

00:25:15.620 --> 00:25:17.079
‫نمی‌خوان که بمونیم"

00:25:17.455 --> 00:25:19.081
‫گفتم، "چی؟ جدی می‌گی؟

00:25:19.165 --> 00:25:21.709
‫سوزان هارمس نمی‌خواد بمونی،

00:25:21.792 --> 00:25:23.669
‫حتی اگه مجبور باشی؟"

00:25:23.753 --> 00:25:26.214
‫"آره، چون جمعه‌اس، و بقیه...

00:25:26.297 --> 00:25:28.549
‫قراره تا 15 دقیقه‌ی دیگه
‫تعطیل کنن"

00:25:29.008 --> 00:25:31.093
‫و من گفتم، "اما اون بچه به کمک نیاز داره"

00:25:32.678 --> 00:25:35.181
‫"می‌دونم، تو باید بهش کمک کنی

00:25:36.015 --> 00:25:38.601
‫من بهت آدرس و اسم مادره رو
‫بهت می‌دم،

00:25:38.684 --> 00:25:41.145
‫شماره تلفنش، هر چیزی،
‫اما لطفاً زنگ بزن"

00:25:41.229 --> 00:25:44.440
‫گفتم، "اگه این اطلاعات رو داری
‫چرا خودت این کار رو نمی‌کنی؟"

00:25:45.316 --> 00:25:47.443
‫"چون به من گفتن نباید دخالت کنی

00:25:48.069 --> 00:25:49.737
‫و من نمی‌خوام کارم رو از دست بدم"

00:25:50.613 --> 00:25:54.534
‫تو باور داری که اون روز گابریل
‫نیاز به کمک داشت

00:25:55.159 --> 00:25:55.993
‫بله

00:25:58.287 --> 00:26:01.082
‫من یه انسانم، رفیق.
‫اون بچه کمک لازم داشت

00:26:01.499 --> 00:26:05.169
‫من به عنوان یه مامور حراست لباس نپوشیدم
‫که اینجا فقط دنبال حقوقم باشم، رفیق

00:26:05.253 --> 00:26:06.754
‫اینجام تا یه تفاوتی ایجاد کنم

00:26:06.837 --> 00:26:09.257
‫اگه بتونم کمکی بکنم
‫حتماً این کار رو می‌کنم

00:26:09.340 --> 00:26:13.302
‫توی اون لحظه، گفتم،
‫"می‌دونی چیه؟ این برهم زدن قوانین هیپاست

00:26:13.386 --> 00:26:15.346
‫که این اطلاعات رو به من بدی،

00:26:15.429 --> 00:26:16.514
‫اما لعنت بهش

00:26:16.597 --> 00:26:18.724
‫بذار این کار رو بکنم.
‫اسمه رو بهم بده"

00:26:19.725 --> 00:26:21.477
‫به ناظرم زنگ زدم

00:26:21.561 --> 00:26:25.398
‫گفتم، "هی، رفیق،
‫این بچه انگار حسابی کتک خورده"

00:26:26.190 --> 00:26:28.150
‫گفت، "چرا می‌خوای
‫خودت رو دخالت بدی؟

00:26:28.234 --> 00:26:31.654
‫این جزو شرح وظایف تو نیست.
‫جزو قوانین ما نیست

00:26:31.737 --> 00:26:33.364
‫اگه جای تو بودم، دخالت نمی‌کردم

00:26:33.447 --> 00:26:34.907
‫کاری نکن که عذرت رو بخوایم"

00:26:35.825 --> 00:26:38.077
‫گفتم، "می‌دونی چیه، مرد؟
‫بعداً می‌بینمت"

00:26:38.160 --> 00:26:39.245
‫و تلفن رو قطع کردم

00:26:40.538 --> 00:26:41.581
‫دیگه چیکار می‌تونستم بکنم؟

00:26:42.123 --> 00:26:43.666
‫گفتم به 911 زنگ می‌زدم

00:26:44.208 --> 00:26:46.377
‫پس به 911 زنگ زدم

00:26:46.627 --> 00:26:47.712
‫اپراتور گفت،

00:26:47.795 --> 00:26:50.798
‫"این یه موقعیت اورژانسی نیست،
‫این شماره فقط برای موقعیت‌های اورژانسیه

00:26:51.424 --> 00:26:53.175
‫باید به دفتر کلانتری زنگ بزنین"

00:26:53.926 --> 00:26:56.554
‫ایستگاه پالمدیل، معاون کلانتر سوکاپ هستم.
‫چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

00:26:56.637 --> 00:27:00.224
‫سلام، من برای بخش توی دفتر گین کار می‌کنم
‫[29 روز پیش از مرگ گابریل]

00:27:01.225 --> 00:27:02.560
‫و یه زنی امروز اومد...

00:27:02.643 --> 00:27:04.895
‫که یه کاغذی رو بگیره،

00:27:04.979 --> 00:27:06.606
‫و چهار تا پسر کوچولو باهاش بودن

00:27:06.689 --> 00:27:10.735
‫و متوجه شدم که یکی از بچه‌ها،
‫روی تمام سرش...

00:27:11.611 --> 00:27:12.570
‫کبود شده،

00:27:12.653 --> 00:27:13.696
‫و سوختگی داشت

00:27:14.071 --> 00:27:17.074
‫همینطور چشماش هم کبود بود

00:27:17.617 --> 00:27:19.535
‫و براش توضیح دادم جریان چیه

00:27:20.244 --> 00:27:23.164
‫"خیلی خب، دو تا معاون کلانتر می‌فرستیم."
‫من گفتم، "خیلی خب، ایول،

00:27:23.247 --> 00:27:26.500
‫اما شما یکی رو می‌فرستین، درسته؟
‫چون بنظر میاد که اون...

00:27:26.584 --> 00:27:27.752
‫قطعاً به کمک پزشکی نیاز داره"

00:27:27.835 --> 00:27:29.462
‫"آره، ببینیم چیکار می‌تونیم بکنیم"

00:27:35.426 --> 00:27:37.303
‫احساس می‌کردم یه باری
‫از روی دوشم برداشته شده

00:27:38.804 --> 00:27:42.141
‫اما هنوزم از دست کسی که
‫باهاش کار می‌کردم ناراحت بودم

00:27:43.976 --> 00:27:45.811
‫اونا نمی‌خواستن کارشون رو انجام بدن

00:27:46.979 --> 00:27:50.816
‫فقط چون که سوزان هارمس می‌خواد
‫جلوی بالادستی‌هاش خوب بنظر بیاد

00:27:52.943 --> 00:27:54.528
‫می‌خواد پول‌شون رو حفظ کنه

00:27:55.404 --> 00:27:57.031
‫همش بخاطر یکم اضافه‌کاری

00:27:58.908 --> 00:28:00.951
‫می‌تونست جون این بچه رو نجات بده

00:28:04.955 --> 00:28:07.083
‫آنتلوپ وَلی تایمز رو باز کردم،

00:28:07.249 --> 00:28:09.669
‫و به داستان نگاه کردم،
‫و خودش بود، مرد

00:28:10.586 --> 00:28:11.671
‫تصویر پدر و مادره

00:28:12.296 --> 00:28:14.006
‫اونا بازداشت شده بودن

00:28:15.466 --> 00:28:18.219
‫گابریل فرناندز رفته بود توی کما،

00:28:18.594 --> 00:28:20.346
‫اما اونا وسایل نگهداری رو
‫ازش جدا کرده بودن

00:28:21.931 --> 00:28:23.224
‫با خودم گفتم، "خدای من

00:28:24.392 --> 00:28:25.393
‫اون مُرده"

00:28:26.602 --> 00:28:28.562
‫شنیده‌های ابتدایی حاکی از اینه که...

00:28:28.646 --> 00:28:32.608
‫دو تا از مددکاران اجتماعی پیشین
‫لس آنجلس و ناظرین‌شون...

00:28:32.692 --> 00:28:35.695
‫متهم شدن به اینکه در مرگ
‫گابریل فرناندز 8 ساله دخیلن

00:28:37.363 --> 00:28:41.075
‫وقتی توی تمام اخبار پخش شد
‫شوکه شده بودم،

00:28:41.158 --> 00:28:43.244
‫که یه پرونده‌ی در جریان بود،

00:28:43.661 --> 00:28:44.745
‫پرونده‌ی دی‌سی‌اف‌س

00:28:46.205 --> 00:28:48.082
‫شبیه یه...

00:28:48.624 --> 00:28:50.668
‫یه ضد حال دیگه بود که،
‫"وای خدای من"

00:28:52.169 --> 00:28:53.921
‫اونا نتونستن،

00:28:54.004 --> 00:28:55.214
‫آدمایی که من باهاشون کار می‌کنم،

00:28:56.132 --> 00:28:57.216
‫و بعدش

00:28:57.883 --> 00:28:58.884
‫دی‌سی‌اف‌اس،

00:28:59.301 --> 00:29:01.303
‫اونا هم نتونستن براش کاری بکنن

00:29:05.015 --> 00:29:06.726
‫با خودم گفت، "یعنی چی، مرد؟"

00:29:08.477 --> 00:29:10.271
‫نهایتاً مرگ گریبانش رو گرفت؟

00:29:11.439 --> 00:29:12.857
‫همه کور شده بودن؟

00:29:14.358 --> 00:29:16.736
‫چرا کسی کاری نمی‌کنه؟

00:29:22.476 --> 00:29:29.696
‫[بخش لس آنجلس قسمت خدمات رفاهی دفتر پالمدیل را]
‫[ به شخص ثالثی به اسم شرکت ماکسیموس سپرده]

00:29:30.082 --> 00:29:33.794
‫تو، عملاً، کتابی در مورد
‫برون سپاریِ قراردادهای دولتی نوشتی،

00:29:33.878 --> 00:29:36.088
‫و سال‌ها ماکسیموس رو مورد بررسی قراردادی
‫[دنیل هتچر، نویسنده]

00:29:36.464 --> 00:29:37.923
‫ساده بخوای بگی ماکسیموس چیه؟

00:29:38.758 --> 00:29:43.471
‫ماکسیموس یه شرکت انتفاعیه
‫که قراردادهایی برای کمک کردن...

00:29:43.971 --> 00:29:48.267
‫به دستگاه‌های اجرایی دولت که برای
‫اقشار آسیب پذیر جامعه‌اس ارائه می‌کنه

00:29:49.477 --> 00:29:52.813
‫که شامل خدمات پزشکی،
‫خدمات حضانتی،

00:29:53.397 --> 00:29:54.690
‫حمایت از کودکان می‌شه

00:29:55.149 --> 00:29:56.525
‫پس، اگه بخوایم دقیق‌تر بگیم،
‫منظورم اینه که،

00:29:56.609 --> 00:30:00.237
‫ماکسیموس یه شرکت انتفاعیه
‫که با دولت قراداد داره

00:30:00.321 --> 00:30:02.031
‫درسته شما می‌تونید توی
‫ماکسیموس سهام بخرید،

00:30:02.114 --> 00:30:04.116
‫امروزه سهام‌شون به صورت عمومی
‫معامله می‌شه

00:30:04.492 --> 00:30:08.370
‫همینطوری که پوشش بیمه برای میلیون‌ها
‫آمریکایی گسترش پیدا کرده،

00:30:08.454 --> 00:30:10.080
‫ماکسیموس یه رهبر ملی...

00:30:10.164 --> 00:30:13.000
‫در یاری دادن به دولت
‫برای اجرای برنامه‌های عمومیه

00:30:13.083 --> 00:30:15.336
‫اونا عملاً توی هر ایالت...

00:30:15.419 --> 00:30:18.130
‫ایالات متحده و چندین کشور دیگه
‫توی سراسر جهان هستن

00:30:18.214 --> 00:30:19.340
‫اونا خیلی بزرگن

00:30:19.423 --> 00:30:23.260
‫و توی موقعیت‌های بسیاری
‫خودشون تبدیل به دولت شدن،

00:30:23.344 --> 00:30:26.347
‫جایی که دولت‌ها عملکردهای
‫دولتیِ خودشون رو به اونا...

00:30:26.430 --> 00:30:28.015
‫و بخش خصوصی سپردن

00:30:28.098 --> 00:30:31.685
‫ماکسیموس راهکارهایی برای
‫زندگی بهتر ارائه می‌کنه

00:30:32.645 --> 00:30:36.106
‫مردم جمله‌ی
‫"مجموعه‌ی صنعتی و نظامی" رو شنیدن

00:30:36.190 --> 00:30:39.193
‫بیشتر مردم، متاسفانه،
‫فکر می‌کنم اطلاعی در مورد...

00:30:39.276 --> 00:30:40.945
‫مجموعه‌ی صنعتیِ فقرا ندارن

00:30:41.237 --> 00:30:42.905
‫بعضی وقتا همون شرکته

00:30:44.949 --> 00:30:46.200
‫لاکهید مارتین،

00:30:46.283 --> 00:30:48.369
‫می‌دونین، اونا هم بخش‌های
‫حمایت از کودکان دارن

00:30:50.704 --> 00:30:53.707
‫نورتروپ گرومن،
‫بعلاوه‌ی ساخت تانک،

00:30:53.999 --> 00:30:57.503
‫همچنین قراردادهای میلیاردی...

00:30:57.586 --> 00:31:00.089
‫با ایالات مختلف
‫برای حمایت از فقرا داره

00:31:00.923 --> 00:31:04.593
‫اما تمرکزشون روی این نیست که
‫چه چیزی برای فقرا خوبه

00:31:04.677 --> 00:31:07.054
‫تمرکزشون روی خط مشی خودشونه

00:31:07.930 --> 00:31:12.476
‫و این ارزیابی گزارش می‌کنه که
‫ماکسیموس نماینده‌ی مریلند...

00:31:12.560 --> 00:31:13.853
‫در مورد بچه‌های به حضانت گرفته شده‌اس...

00:31:13.936 --> 00:31:16.814
‫و اینکه ایالت چطوری می‌تونه
‫منابعی رو از اونا بدست بیاره،

00:31:16.897 --> 00:31:19.400
‫این ارزیابی بچه‌های
‫به حضانت گرفته شده رو...

00:31:19.483 --> 00:31:22.111
‫به عنوان یه "مکانیسم سودآور" تلقی می‌کنه

00:31:23.028 --> 00:31:25.197
‫- شنیدنش آدمو شوکه می‌کنه.
‫- همینطوره

00:31:25.281 --> 00:31:27.950
‫و فکر می‌کنم یه مثال خیلی بد...

00:31:28.033 --> 00:31:30.661
‫از اینه که شما کجا
‫یه قرارداد دارین...

00:31:30.744 --> 00:31:32.746
‫که نهایتاً به سود فکر می‌کنه،

00:31:33.080 --> 00:31:34.999
‫بجای اینکه...

00:31:35.082 --> 00:31:38.419
‫به خدمات رفاهی افراد آسیب پذیری
‫که به اون خدمات نیاز دارن فکر کنه

00:31:39.920 --> 00:31:41.338
‫آرتورو شهادت داد...

00:31:41.422 --> 00:31:45.092
‫که یکی از آدم‌های توی بخش
‫دی‌پی‌اس‌اس نگران اضافه‌کاری بوده...

00:31:45.175 --> 00:31:47.595
‫و این دلیلی بوده که...

00:31:47.678 --> 00:31:50.222
‫باعث شده اون بجاش
‫برای گابریل به 911 زنگ بزنه

00:31:50.306 --> 00:31:52.391
‫با توجه به چیزی که تو در مورد
‫ماکسیموس می‌دونی،

00:31:52.474 --> 00:31:53.642
‫این تو رو غافلگیر می‌کنه؟

00:31:54.643 --> 00:31:55.519
‫خب...

00:31:55.895 --> 00:31:56.729
‫نه

00:31:57.897 --> 00:31:59.940
‫چون ادعاهایی بر علیه ماکسیموس شده...

00:32:00.024 --> 00:32:01.734
‫مبنی بر اینکه توی چندین ایالت پولی...

00:32:01.984 --> 00:32:03.527
‫بابت اضافه کار نمی‌دن

00:32:03.944 --> 00:32:05.446
‫کم کردن هزینه‌ها...

00:32:05.529 --> 00:32:09.325
‫متاسفانه، فکر کنم، عملاً تبدیل به
‫تمرکز اصلی شرکت‌های خصوصی شده

00:32:10.576 --> 00:32:14.079
‫بسته‌های حقوق جبرانی
‫روسای ماکسیموس چطور بنظر میاد؟

00:32:14.163 --> 00:32:15.998
‫خب، فکر کنم اگه به
‫وبسایت‌شون نگاه کنین،

00:32:16.081 --> 00:32:18.834
‫حدود سه میلیون یا بیشتر
‫برای رئیس امروزی‌شونه

00:32:23.172 --> 00:32:26.467
‫ما یه قرارداد حقیقی بین بخش ال‌ای
‫و ماکسیموس رو پیدا کردیم

00:32:26.759 --> 00:32:29.219
‫چی اینجا می‌بینی؟
‫چی تو رو شوکه می‌کنه؟

00:32:29.762 --> 00:32:32.222
‫خب، وقتی نگاه می‌کنی،
‫چیزی که اول توجهت رو جلب می‌کنه اینه که...

00:32:32.306 --> 00:32:35.309
‫خدمات مدیریتی قرارداد می‌تونه...

00:32:35.392 --> 00:32:39.521
‫به وسیله‌ی طرف قراردادهای به صرفه‌ی
‫مستقل اجرا بشه تا کارمندان بخش،

00:32:39.605 --> 00:32:42.232
‫که جمله‌ی خیلی حائز اهمیتیه

00:32:42.316 --> 00:32:44.151
‫ما داریم این پروسه رو
‫عملاً حذف می‌کنیم...

00:32:44.234 --> 00:32:45.611
‫چون اینطوری ارزون‌تره،

00:32:45.694 --> 00:32:47.696
‫و اینجوری می‌تونیم هزینه‌ها رو...

00:32:47.780 --> 00:32:50.366
‫با استفاده از شرکت‌های انتفاعی
‫و کارمندهاشون پایین بیاریم،

00:32:50.449 --> 00:32:52.159
‫بجای کارمندهای خود بخش

00:32:52.701 --> 00:32:55.204
‫اینجا نوشته که گزارش‌های
‫آزار و اذیت کودکان...

00:32:55.412 --> 00:32:58.165
‫باید در کمتر از 24 ساعت به...

00:32:58.248 --> 00:33:01.001
‫خط ویژه‌ی دپارتمان کودکان
‫و خدمات خانواده گزارش بشه

00:33:01.085 --> 00:33:04.254
‫هر چیزی می‌تونیم تعیین کنیم،
‫اینجا نمی‌تونسته انجام بشه

00:33:04.338 --> 00:33:06.131
‫این نقض اون قرارداده؟

00:33:06.215 --> 00:33:08.926
‫خب، اینطور بنظر میاد که
‫از زبان ساده‌ای استفاده کردن

00:33:09.009 --> 00:33:12.680
‫"کارمند موظفه تمام
‫گزارشات مشکوک به...

00:33:12.763 --> 00:33:15.641
‫آزار اذیت کودکان رو به
‫یه آژانس حمایتی مناسب کودکان گزارش کنه،

00:33:15.724 --> 00:33:18.435
‫که طبق کدهای بخش‌های مختلف
‫همین بند بهش اشاره شده"

00:33:19.353 --> 00:33:21.230
‫خب، این بخشی از این قرارداده،

00:33:21.313 --> 00:33:23.273
‫و اگه طرف قراردادی
‫داره تحت این شرایط کار می‌کنه،

00:33:23.357 --> 00:33:25.609
‫و گزارشی نکنه
‫می‌تونه با گفته‌ی...

00:33:25.693 --> 00:33:28.904
‫خود این قرارداد در تناقض باشه

00:33:31.166 --> 00:33:33.166
‫[از طریق درخواست قانونی گزارشات عمومی کالیفرنیا...]

00:33:33.167 --> 00:33:36.981
‫[توانستیم گزارشات مالی بین ماکسیموس]
‫[و بخش ال‌ای را بدست بیاوریم]

00:33:37.037 --> 00:33:38.455
‫توی این اسناد،

00:33:38.539 --> 00:33:41.834
‫ما می‌بینیم که قرارداد ماکسیموس
‫با بخش لس آنجلس...

00:33:41.917 --> 00:33:45.963
‫در طول ده سال اخیر بیش از 110 میلیون دلار بوده
‫[سیسیلیا لی، محقق]

00:33:46.046 --> 00:33:48.257
‫و اینجا تبصره‌ای هست که می‌گه...

00:33:48.340 --> 00:33:50.259
‫هر سه سال باید
‫یه قیمت‌گذاری جدید اتفاق بیفته،

00:33:50.551 --> 00:33:51.760
‫اما توی رای‌هایی که اینجا داده شده،

00:33:51.844 --> 00:33:54.513
‫ما فقط می‌بینیم که این
‫قیمت‌گذاری‌های رقابتی...

00:33:54.596 --> 00:33:56.181
‫توی 14 سال اخیر تنها دو بار انجام شده

00:33:58.017 --> 00:34:00.477
‫سال بعد از سال،
‫اونا یجورایی به صورت مداوم...

00:34:00.561 --> 00:34:03.897
‫خیلی از خواسته‌های قراردادی
‫که باید انجام می‌دادن رو ندادن

00:34:03.981 --> 00:34:08.318
‫مثل نرخ شرکت در کار،
‫نحوه‌ی ترتیب اثر دادن به پرونده‌ها

00:34:09.236 --> 00:34:13.449
‫اما چیزی که ما دیدیم این بوده
‫که قراردادشون هر بار بزرگ‌تر شده

00:34:14.700 --> 00:34:17.911
‫مشخص شد که صدها هزار دلار...

00:34:17.995 --> 00:34:21.498
‫به شرکت لابی کننده‌ای که متعلقه به...

00:34:21.582 --> 00:34:24.793
‫پسر تصمیم گیرنده‌ی
‫رئیس هیئت ناظران پرداخت شده

00:34:25.502 --> 00:34:29.590
‫ماکسیموس یه شرکت لابی‌گری
‫به اسم انگلندر کنابه و آلن رو استخدام کرده

00:34:30.382 --> 00:34:32.885
‫کنابه، که اینجا می‌گه،
‫مت کنابه‌اس،

00:34:33.385 --> 00:34:36.597
‫که پسر یکی از اعضای هیئت
‫ناظران دان کنابه‌اس...

00:34:36.930 --> 00:34:39.850
‫که وقتی توی هیئت ناظران بود...

00:34:39.933 --> 00:34:45.564
‫یک، دو، سه، چهار دفعه...
‫به نفع ماکسیموس رای داده...

00:34:45.647 --> 00:34:47.399
‫تا این قرارداد رو نگه داره

00:34:47.941 --> 00:34:51.028
‫توی دو تا از این موارد،
‫اون در حقیقت یه رای تعیین کننده داده

00:34:51.487 --> 00:34:55.115
‫توی یه دوره‌ی 5 ساله
‫از 2013 تا 2018،

00:34:55.407 --> 00:34:59.411
‫ماکسیموس با هزینه‌ی
‫حدود 775 هزار دلار...

00:34:59.620 --> 00:35:02.790
‫سومین لابی کننده‌ی بخش ال‌ای بوده

00:35:05.880 --> 00:35:09.880
‫[عوض هیئت ناظران پیشین دان کنابه]
‫[گفت رای‌ او به نفع ماکسیموس...]

00:35:09.881 --> 00:35:13.881
‫[هیچ ربطی به تلاش‌های]
‫[شرکت پسرش برای لابی ندارد]

00:35:17.721 --> 00:35:21.475
‫ما از ماکسیموس در مورد شهادتی که
‫آرتورو داده بود پرسیدیم

00:35:21.558 --> 00:35:22.392
‫اونا می‌گن...

00:35:22.476 --> 00:35:26.355
‫که مارسیلا کرونا واقعاً اون شب
‫به دفتر کلانتر زنگ می‌زنه

00:35:26.438 --> 00:35:28.899
‫آره، اون این اظهاریه رو به
‫تازگی امضا کرده، امسال این کار و کرده،

00:35:28.982 --> 00:35:32.111
‫که می‌گه اون با دپارتمان
‫کلانتری تماس تلفنی گرفته...

00:35:32.194 --> 00:35:34.446
‫و اطلاعات مشخصی رو
‫در مورد خانواده ارائه کرده

00:35:35.364 --> 00:35:38.367
‫اما اظهاریه‌ی ابتدایی اون به همچین
‫تماسی اشاره نمی‌کنه

00:35:38.450 --> 00:35:40.828
‫درسته. اظهاریه‌ی اصلی امضا شده
‫توسط اون که برای شش سال پیشه...

00:35:40.911 --> 00:35:42.538
‫هیچ اشاره‌ای به هیچ تماسی نمی‌کنه

00:35:42.621 --> 00:35:45.624
‫و چه مدارکی وجود داره که اون واقعاً
‫به دفتر کلانتری زنگ زده؟

00:35:45.707 --> 00:35:49.753
‫هیچ مدارکی نیست، ما تمام پرونده رو
‫زیر و رو کردیم و...

00:35:49.837 --> 00:35:53.465
‫منابع‌مون تمام صداهای ضبط شده
‫توی دفتر کلانتری رو هم بازبینی کرده

00:35:53.549 --> 00:35:56.176
‫هیچ نشانه‌ای از هیچ تماسی وجود نداره

00:35:57.719 --> 00:36:00.180
‫- و کی این رو نوشته؟
‫- توی همین ماه...

00:36:00.264 --> 00:36:02.724
‫پس درست بعد از اینکه
‫در مورد اینا ازشون پرسیدیم

00:36:02.808 --> 00:36:06.728
‫مشخصاً در پاسخ به درخواست‌های
‫ما نسبت به شرکت بوده

00:36:06.812 --> 00:36:10.274
‫ماکسیموس همچنین سعی کرده
‫شهادت آرتورو رو رد کنه

00:36:10.357 --> 00:36:13.318
‫اونا می‌گن داستانش رو در طول
‫زمان عوض کرده. درسته؟

00:36:13.402 --> 00:36:15.737
‫آره، یه سری چیزهای متناقض هست

00:36:15.821 --> 00:36:18.949
‫توی جاهای مشخصی،
‫می‌گه گابریل یه چشمش کبود بوده

00:36:19.032 --> 00:36:21.034
‫یه جای دیگه می‌گه،
‫دو تا چشمش کبود بوده

00:36:22.119 --> 00:36:26.582
‫هر چند، وقتی به هسته‌ی مرکزیِ
‫روایتش نگاه کنیم،

00:36:26.665 --> 00:36:28.292
‫کاملاً یکسانه

00:36:29.418 --> 00:36:31.753
‫می‌دونی، المان‌هایی که
‫اون در موردش می‌گه...

00:36:31.837 --> 00:36:34.673
‫این حقیقت که تنها کسی بوده
‫که اون روز اینو گزارش می‌کنه،

00:36:34.756 --> 00:36:38.427
‫این حقیقت که صحبت‌هایی
‫با کارکنان توی دفتر گین داشته...

00:36:38.510 --> 00:36:41.597
‫و اونا گزارش نکردن،
‫نه تنها حرفی که می‌زنه یکسانه،

00:36:41.680 --> 00:36:44.266
‫که تمام حقایقی که می‌گه
‫روایتش رو اثبات می‌کنه

00:36:46.786 --> 00:36:50.286
‫[ماکسیموس تمام ادعاها مبنی‌ بر نگرانی‌ها]
‫[در مورد حقوق اضافه کار را رد می‌کند]

00:36:50.287 --> 00:36:53.787
‫[ناظر سوزان هارمس هم از مصاحبه امتناع می‌کند]

00:36:59.406 --> 00:37:00.866
‫اگه به شهادتش باور دارین،

00:37:00.949 --> 00:37:04.119
‫آرتورو مارتینز
‫برخلاف روساش عمل کرده...

00:37:04.203 --> 00:37:05.329
‫وقتی به 911 زنگ می‌زنه

00:37:05.412 --> 00:37:08.624
‫در مورد کاری که باید انجام می‌شده
‫چی می‌شه گفت،

00:37:08.874 --> 00:37:10.876
‫تا اینکه جون اون بچه نجات پیدا کنه،

00:37:11.210 --> 00:37:13.921
‫یه کارمند باید احساس می‌کنه
‫داره شغلش رو به خطر می‌ندازه؟

00:37:14.004 --> 00:37:17.591
‫آره، فکر می‌کنم در این مورد باید
‫امید داشته باشید، می‌دونین، برای انسانیت...

00:37:17.674 --> 00:37:20.719
‫اهمیت بیشتری نسبت به کاری
‫که می‌کنه قائل باشه

00:37:21.511 --> 00:37:25.224
‫اگه یه کارمندی دارین که به یه
‫شرکت خیلی وفاداره،

00:37:25.307 --> 00:37:28.477
‫دارین موقعیتی رو بهش القا می‌کنین
‫که اون فرد مجبوره...

00:37:28.560 --> 00:37:32.022
‫وفاداریش و وظیفه‌شناسی رو
‫در مقابل چیزی که درسته قراره بده

00:37:33.607 --> 00:37:35.609
‫حداقل ممکنه یه شانسی باشه،

00:37:35.692 --> 00:37:38.403
‫برای اینکه قدمی برداشته بشه
‫و جون بچه‌ای که توی خطره نجات داده بشه

00:37:39.071 --> 00:37:40.948
‫افرادی که برای
‫یه آژانس کار می‌کنن هم...

00:37:41.031 --> 00:37:42.699
‫باید گزارش می‌دادن
‫و نگرانی‌شون رو اعلام می‌کردن

00:37:42.783 --> 00:37:45.577
‫اگه این اتفاق نیفته،
‫یعنی یه زندگی از بین می‌ره

00:37:46.453 --> 00:37:48.038
‫می‌تونه زندگی یه بچه باشه

00:38:00.050 --> 00:38:01.093
‫یه بچه رو کتک بزنی؟

00:38:02.386 --> 00:38:03.637
‫هر روز؟

00:38:08.392 --> 00:38:10.811
‫بهش مدفوع گربه بدی

00:38:13.897 --> 00:38:15.816
‫دست و پاش رو ببندین و بندازینش
‫توی یه جعبه

00:38:16.149 --> 00:38:18.151
‫با یه پارچه روی صورتش

00:38:18.860 --> 00:38:20.487
‫و دهانش رو هم ببندی؟

00:38:22.948 --> 00:38:24.366
‫اصلاً چطوری خوابت می‌بره؟

00:38:27.286 --> 00:38:28.620
‫اون هر روز...

00:38:28.954 --> 00:38:29.955
‫از ذهنم می‌گذره

00:38:30.622 --> 00:38:32.332
‫می‌دونی، اینکه چطور...

00:38:33.208 --> 00:38:34.042
‫مُرده

00:38:34.793 --> 00:38:37.838
‫منظورم اینه که، من حتی متوجه شدم
‫بجای اینکه دفنش کنن،

00:38:38.171 --> 00:38:39.298
‫سوزونده شد

00:38:41.591 --> 00:38:42.759
‫منظورم اینه که،

00:38:43.218 --> 00:38:44.219
‫تبدیل به هیچی شد

00:38:47.389 --> 00:38:49.224
‫و، این باورنکردنیه

00:38:50.892 --> 00:38:52.394
‫اون الان هیچی بجز خاکستر نیست

00:38:57.733 --> 00:39:00.902
‫[برنامه‌ی جان و کن]
‫فقط دپارتمان کودکان و خدمات خانواده نیست

00:39:00.986 --> 00:39:03.905
‫که هدف این تحقیقات بوده،

00:39:03.989 --> 00:39:05.532
‫دپارتمان کلانتری هم هست،

00:39:07.367 --> 00:39:10.037
‫عده‌ای از معاونین کلانتر هم
‫مورد مواخذه قرار گرفتن،

00:39:10.120 --> 00:39:13.415
‫چون چندین بار به خونه‌ی پسرک
‫فرستاده شدن،

00:39:13.498 --> 00:39:15.042
‫گاهی وقتا در نیمه‌شب،

00:39:15.125 --> 00:39:19.087
‫چون تماس‌ها مدام به عنوان تماس‌های
‫غیرضروری تلقی می‌شدن

00:39:19.171 --> 00:39:21.465
‫در نهایت، معاونین کلانتر بعد از اینکه...

00:39:21.548 --> 00:39:23.967
‫معلم‌ها یا یکی دیگه
‫گزارش آزار رو می‌دن،

00:39:24.051 --> 00:39:26.261
‫که پسره کتک خورده،
‫با کبودی و سوختگی

00:39:26.345 --> 00:39:29.348
‫ساعت 2 صبح در خونه رو می‌زنن،

00:39:29.431 --> 00:39:31.516
‫و حرف مادره رو قبول می‌کنن

00:39:31.600 --> 00:39:33.310
‫نمی‌رن که خود پسره رو ببینن

00:39:38.648 --> 00:39:41.234
‫توی مدت ده سالی
‫که توی دادستانی بودم،

00:39:42.110 --> 00:39:44.821
‫هرگز فکر نمی‌کردم کسی...

00:39:45.197 --> 00:39:46.865
‫چیزی رو از من مخفی کنه،

00:39:47.741 --> 00:39:50.911
‫هرگز فکر نمی‌کردم
‫هیچ افسر پلیسی

00:39:50.994 --> 00:39:54.247
‫دفتر کلانتری، پلیس لس آنجلس چیزی نباشه که بهم نگن
‫[جاناتان حاتمی. معاون دادستان بخش ال‌ای]

00:39:55.332 --> 00:39:57.167
‫می 2016 بود،

00:39:57.250 --> 00:40:01.546
‫وکیل مدافع متهم مایکل اسکلار
‫اینو توی دادگاه مطرح کرد...

00:40:01.963 --> 00:40:06.218
‫که دفتر کلانتری تحقیقاتی رو انجام داده،

00:40:06.301 --> 00:40:07.552
‫و اونا گزارشی نوشتن

00:40:08.220 --> 00:40:09.429
‫من عملاً گفتم،

00:40:09.513 --> 00:40:11.390
‫"من هیچی در مورد هیچ تحقیقاتی نمی‌دونم"

00:40:11.473 --> 00:40:12.891
‫هیچ گزارشی نیست

00:40:14.101 --> 00:40:17.938
‫خب فکر می‌کردم در ابتدا اسکلار دنبال چیزای
‫بدی در مورد معاونین کلانتره،

00:40:18.021 --> 00:40:19.523
‫و دلیلی که اینو می‌گم اینه که...

00:40:20.107 --> 00:40:22.401
‫خب ما از قبل...

00:40:22.484 --> 00:40:25.404
‫در مورد هشت معاون کلانتر می‌دونستیم
‫که توی یه مدت 8 ماهه توی این جریان دخیل بودن

00:40:27.239 --> 00:40:30.492
‫معاونینی که به خونه‌ی گابریل
‫فرستاده می‌شدن و هیچ کاری نمی‌کردن

00:40:31.743 --> 00:40:33.578
‫اون معاونین گزارشی نمی‌نوشتن،

00:40:33.662 --> 00:40:37.207
‫اما اونا رو توی کامپیوترهای
‫موبایلی ثبت می‌کردن

00:40:37.374 --> 00:40:39.668
‫من توی موقعیت هستم و اینا،

00:40:39.751 --> 00:40:41.503
‫و چه وقتی رسیدم اونجا و غیره

00:40:42.170 --> 00:40:44.798
‫هرچند، این تمام چیزی بود که ما داشتیم،
‫پس گزارشی نیست

00:40:44.881 --> 00:40:47.509
‫تحقیقاتی نداشتیم

00:40:48.552 --> 00:40:53.014
‫ولی حالا اون داشت می‌گفت که
‫یه سری پرونده‌های داخلی وجود داره

00:40:53.765 --> 00:40:56.184
‫و من هی می‌گفتم،
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی

00:40:56.268 --> 00:40:59.980
‫و در نهایت قاضی لوملی گفت،
‫"اگه تحقیقاتی وجود داره،

00:41:00.063 --> 00:41:02.190
‫بهتره بگیری و مطالعه‌اش کنی"

00:41:02.274 --> 00:41:05.777
‫من گفتم "باشه، مشکلی نیست.
‫اگه قاضی دستور می‌ده این کار رو بکنم،

00:41:05.861 --> 00:41:07.154
‫باشه، حتماً این کار رو می‌کنم"

00:41:07.237 --> 00:41:09.322
‫خب من شروع کردم به پرس و جو

00:41:13.493 --> 00:41:14.953
‫و...

00:41:15.036 --> 00:41:16.788
‫هر جایی که رفتم،

00:41:18.915 --> 00:41:22.836
‫یا هیچکس نمی‌دونست، یا اینکه گفتن
‫بهت خبر می‌دیم

00:41:23.670 --> 00:41:25.213
‫و هرگز خبری ازشون نشد

00:41:26.131 --> 00:41:29.092
‫و جوری باهام حرف می‌زدن
‫که نگرانم کرد

00:41:30.010 --> 00:41:32.846
‫این، می‌دونید، دادگاه مردم
‫علیه ایزارو آگوایر و پریل فرناندزه

00:41:32.929 --> 00:41:34.139
‫و پرونده‌ی گابریله

00:41:34.222 --> 00:41:36.057
‫اینو دارین؟
‫من بهش نیاز دارم

00:41:36.933 --> 00:41:38.643
‫یه چرخش الکی بود

00:41:39.728 --> 00:41:42.814
‫برای همین به یکی از دوستام رجوع کردم،
‫که یه معاون کلانتره،

00:41:43.398 --> 00:41:46.776
‫که منو با یکی دیگه آشنا کرد،

00:41:47.569 --> 00:41:48.778
‫و...

00:41:49.738 --> 00:41:52.407
‫بلافاصله بهم گفتن که...

00:41:52.616 --> 00:41:53.867
‫یه پرونده‌ی اطلاعات داخلی هست

00:41:54.910 --> 00:41:56.369
‫صدها صفحه بود،

00:41:56.912 --> 00:41:58.747
‫و اونا از...

00:41:59.498 --> 00:42:00.832
‫چندین نفر بازجویی کرده بودن

00:42:05.837 --> 00:42:07.380
‫اتفاقی که افتاده بود این بود که،

00:42:07.839 --> 00:42:10.091
‫این بخش، اطلاعات داخلی،

00:42:10.926 --> 00:42:15.388
‫تصمیم گرفته بود تحقیقاتی بکنه و نه
‫به من و نه هیچکس دیگه چیزی نه،

00:42:16.973 --> 00:42:17.807
‫اونم به مدت سه سال

00:42:19.017 --> 00:42:22.437
‫چون ما داریم در مورد 2013 حرف می‌زنیم،
‫و حالا توی 2016 در موردش فهمیدیم

00:42:24.022 --> 00:42:25.941
‫پس وکیل متهم در موردش می‌دونست،

00:42:26.566 --> 00:42:29.569
‫و متهم در موردش می‌دونست،
‫اما من نمی‌دونستم

00:42:31.530 --> 00:42:33.281
‫به محض اینکه اینو فهمیدم،

00:42:33.365 --> 00:42:35.825
‫چندین ایمیل به...

00:42:35.909 --> 00:42:39.204
‫همه جور آدم توی بخش‌های
‫مختلف دپارتمان کلانتری فرستادم

00:42:39.412 --> 00:42:41.414
‫بهشون دستور دادم که
‫این پرونده رو به من بدن

00:42:41.998 --> 00:42:44.042
‫و جواب‌شون هیچی بود

00:42:44.584 --> 00:42:47.629
‫بعدش، ایمیلی‌های بیشتری فرستادم و
‫گفتم قاضی دستور داده،

00:42:47.712 --> 00:42:50.215
‫و رونوشت دستور قاضی رو
‫فرستادم و بازم هیچی

00:42:50.298 --> 00:42:51.841
‫بعدش گفتم، "نه، این درخواست ارائه مدارکه

00:42:51.925 --> 00:42:54.052
‫باید تحویلش بدین.
‫شما دارین قانون بریدی رو نقض می‌کنین

00:42:54.135 --> 00:42:56.054
‫دارین قانون اساسی رو نقض
‫می‌کنین

00:42:56.137 --> 00:42:58.348
‫باید اونو تحویل بدین."
‫هیچ جوابی نیومد

00:43:01.268 --> 00:43:03.728
‫حسابی شوکه شده بودم

00:43:03.812 --> 00:43:06.481
‫که این اطلاعات
‫به من داده نشده

00:43:07.107 --> 00:43:07.941
‫و ترسیدم

00:43:08.024 --> 00:43:11.027
‫از این حقیقت ترسیدم
‫که ممکنه...

00:43:11.111 --> 00:43:13.780
‫یه مشکل بزرگی رقم بخوره،
‫و ما کار درست رو انجام نمی‌دیم

00:43:14.739 --> 00:43:16.408
‫می‌تونست روند...

00:43:16.491 --> 00:43:18.285
‫دادرسیِ...

00:43:18.785 --> 00:43:22.247
‫ایزارو آگوایر و پریل فرناندز و به عدالت رسیدن
‫در مورد گابریل رو به تعویق بندازه

00:43:23.832 --> 00:43:27.711
‫خب آخرین کاری که می‌تونستم
‫بکنم این بود که از قانون پیچز استفاده کنم

00:43:28.128 --> 00:43:30.964
‫و این غیر معموله

00:43:31.923 --> 00:43:34.634
‫پیچز می‌گه، اگه یه
‫معاون کار بدی بکنه،

00:43:34.718 --> 00:43:36.678
‫می‌شه بر علیه‌اش یک پرونده باز کرد

00:43:36.928 --> 00:43:40.348
‫وکلای مدافع متهم سعی داشتن
‫افسرای پلیس رو بازخواست کنن،

00:43:40.432 --> 00:43:42.642
‫و عملاً داشتن می‌گفتن،
‫هی، تو بدی

00:43:43.935 --> 00:43:47.647
‫بیشتر دادستان‌ها هرگز از قانون
‫پیچز استفاده نکردن. این اتفاق نمی‌افته

00:43:48.189 --> 00:43:50.734
‫خب، چون اگه چیزی رو بخوایم،
‫بهمون می‌دنش

00:43:50.817 --> 00:43:52.527
‫نیازی نیست کاری بکنم...

00:43:52.611 --> 00:43:54.738
‫تا چیزی رو از دفتر پلیس بگیرم

00:43:54.821 --> 00:43:57.949
‫و من از قانون پیچز استفاده کردم...

00:43:59.659 --> 00:44:02.912
‫تمام معاونینی که فکر می‌کردم
‫به خونه‌ی گابریل رفتن رو لیست کردم،

00:44:03.496 --> 00:44:05.040
‫اون پرونده رو لیست کردم،

00:44:06.041 --> 00:44:07.917
‫می‌دونی، ازشون درخواست کردم
‫که اونا رو بهم بدن

00:44:08.668 --> 00:44:12.255
‫همچنین اسم تمام معاونینی
‫که به آپارتمان گابریل رفتن رو نوشتم

00:44:13.673 --> 00:44:16.468
‫می‌خواستم مطمئن بشم
‫کسی به من دروغ نمی‌گه

00:44:16.843 --> 00:44:18.178
‫یکی باید بهم توضیح می‌داد...

00:44:18.261 --> 00:44:20.430
‫چطوری دپارتمان کلانتری
‫می‌تونه تحقیق کنه...

00:44:20.513 --> 00:44:23.558
‫و با چندین شهود حرف بزنه،
‫که شامل شهودی می‌شه که ما باهاشون حرف نزدیم،

00:44:23.642 --> 00:44:26.227
‫مدارکی جمع کنه،
‫و با کسی درمیونش نذاره،

00:44:26.561 --> 00:44:27.812
‫اونم برای سه سال

00:44:30.607 --> 00:44:33.276
‫توی دپارتمان کلانتری
‫شایعه سریع می‌پیچه،

00:44:34.152 --> 00:44:35.695
‫برخی از معاونین...

00:44:35.779 --> 00:44:38.698
‫فکر می‌کردن من دارم
‫وجهه‌شون رو بد می‌کنم

00:44:39.407 --> 00:44:42.452
‫اطلاعات بیشتری نسبت
‫به این حقیقت در می‌اومد...

00:44:42.535 --> 00:44:45.121
‫که معاونین بیشتری به
‫آپارتمان گابریل رفته بودن،

00:44:45.205 --> 00:44:47.874
‫و هیچ گزارشی تهیه نشده بود

00:44:48.750 --> 00:44:52.045
‫و برخی از دوستای من بودن
‫که می‌گفتن...

00:44:52.128 --> 00:44:55.799
‫مراقب باشم چون یه سری از معاون‌ها
‫خیلی از دستم شاکی هستن

00:44:58.968 --> 00:45:00.553
‫خیلی از معاونین کلانتر فکر می‌کردن...

00:45:00.637 --> 00:45:03.390
‫که اون می‌خواد اونا رو دادرسی کنه،

00:45:03.473 --> 00:45:07.060
‫و کلی شایعه‌ در موردش درست کردن.
‫شروع کردن به شایعه پراکنی در اون...

00:45:07.100 --> 00:45:10.050
‫و همچنین در مورد من کردن
‫[معاون کلانتر رکسانا حاتمی، همسر جاناتان حاتمی]

00:45:10.105 --> 00:45:11.898
‫من توی سانتاکلاریتا گشت می‌زدم،

00:45:11.981 --> 00:45:15.110
‫و وقتی ارتقا درجه پیدا کردم
‫رفتن به پالمدیل،

00:45:15.193 --> 00:45:17.195
‫و فقط دو و نیم سال اونجا بودم

00:45:18.822 --> 00:45:22.659
‫و بعدش ژوئن 2016 برگشتم
‫به سانتا کلاریتا

00:45:23.368 --> 00:45:25.328
‫اون کارآگاه،
‫اما گشت‌زنی هم می‌کنه

00:45:26.621 --> 00:45:29.040
‫بهش گفته شده بود، می‌دونی،
‫اگه اتفاقی بیفته

00:45:29.124 --> 00:45:32.585
‫یا کسی کمکت نکنه،
‫باید خودت مدیریت کنی

00:45:33.378 --> 00:45:36.131
‫من مشخصاً اینو به عنوان
‫تهدید برای زنم در نظر گرفتم...

00:45:36.214 --> 00:45:38.133
‫و تهدیدی برای خانواده‌ام

00:45:38.216 --> 00:45:42.262
‫که عملاً یه سری در مورد
‫این موقعیت ناراحتن،

00:45:42.345 --> 00:45:44.347
‫تا جایی که نگران شده بودم

00:45:45.974 --> 00:45:48.935
‫این به این معنی بود
‫که اگه توی موقعیتی بودم که کمک می‌خواستم،

00:45:49.018 --> 00:45:50.687
‫یعنی که ممکن بود کسی نیاد

00:45:52.313 --> 00:45:53.773
‫تو باید واقعاً...

00:45:55.316 --> 00:45:56.276
‫به همکارهات اطمینان داشته باشی

00:45:56.818 --> 00:45:59.154
‫و خب من اصلاً خوشم نیومد،
‫باعث شد این...

00:45:59.612 --> 00:46:00.989
‫اطمینان زیر سوال بره

00:46:02.782 --> 00:46:03.825
‫خیلی‌ها ناراحت بودن

00:46:04.159 --> 00:46:08.163
‫و شما نمی‌دونین وقتی آدما عصبانی هستن
‫و اسلحه هم دارن چی ممکنه پیش بیاد،

00:46:08.246 --> 00:46:10.165
‫و اونا احساس می‌کنن
‫ممکنه شغل‌شون رو از دست بدن...

00:46:10.248 --> 00:46:11.791
‫چون کار بدی کردن،

00:46:11.875 --> 00:46:13.710
‫یا ممکنه دادگاهی بشن

00:46:14.085 --> 00:46:15.754
‫درسته، بخاطر کار بدی که کردن

00:46:16.921 --> 00:46:19.299
‫این برگرفته از فرهنگ...

00:46:19.382 --> 00:46:24.471
‫"مهم‌ترین کار وفادار بودن به افسر همکارته،" درسته؟
‫[رابرت فتورچی، گزارشگر]

00:46:24.554 --> 00:46:26.014
‫و حساب پس دادنی توی کار نیست

00:46:26.097 --> 00:46:30.185
‫برخی از افراد توی دپارتمان،
‫گذشته‌ی اصلاً خوبی ندارن

00:46:30.268 --> 00:46:32.437
‫مخصوصاً وقتی دارن
‫مامورین اف‌بی‌آی رو تهدید می‌کنن

00:46:34.063 --> 00:46:35.273
‫یالا، بچه‌ها، یالا
‫[سال 2016]

00:46:35.356 --> 00:46:36.941
‫وقتی توی ال‌ای تایمز کار می‌کردم،

00:46:37.025 --> 00:46:40.028
‫ماجرای دپارتمان کلانتری
‫و لی باکا رو پوشش دادم

00:46:41.029 --> 00:46:46.743
‫و در طول اون سال‌ها، معاونین کلانتر
‫می‌تونستن بدون دغدغه کارشون رو انجام بدن

00:46:47.285 --> 00:46:49.496
‫کلاهبرداری بعد از کلاهبرداری پیش می‌اومد،

00:46:49.996 --> 00:46:51.998
‫و آژانسی نبود که...

00:46:52.707 --> 00:46:56.252
‫قرار باشه تقصیرها رو به گردن بگیره
‫و اشتباهاتش رو بپذیره

00:46:56.920 --> 00:47:01.049
‫اف‌بی‌آی شروع کرد به تحقیق در مورد
‫سوء‌استفاده از هم‌بندی‌ها توی زندان،

00:47:01.716 --> 00:47:06.888
‫و یه مخبر آموزش دیده‌ی
‫درونی گذاشت که به صورت مخفیانه...

00:47:07.138 --> 00:47:09.265
‫گزارشات سوء‌استفاده کردن...

00:47:09.349 --> 00:47:12.018
‫و بدرفتاری‌های دیگه‌ای که
‫توسط معاونین انجام می‌شد رو ارائه می‌داد

00:47:13.228 --> 00:47:16.314
‫سرکلانتر باکا از این
‫زیاد خوشش نیومد...

00:47:16.397 --> 00:47:18.817
‫که اف‌بی‌آی دپارتمانش رو
‫مورد بررسی قرار بده

00:47:18.900 --> 00:47:21.653
‫ما هیچ بدرفتاری
‫از هیچ معاون کلانتری رو تحمل نمی‌کنیم

00:47:22.195 --> 00:47:25.657
‫می‌دونی، "ما به خودمون نظارت می‌کنیم،"

00:47:26.115 --> 00:47:30.286
‫و اف‌بی‌آی رو بخاطر قاچاق
‫کردن گوشی موبایل به داخل زندان محکوم کرد

00:47:31.120 --> 00:47:33.748
‫پس یه جنگ به تمام معنا...

00:47:33.832 --> 00:47:36.292
‫بین دپارتمان کلانتری و اف‌بی‌آی بود

00:47:37.001 --> 00:47:41.005
‫اونا دو تا از معاونین‌شون رو
‫مستقیماً به...

00:47:41.089 --> 00:47:44.300
‫خونه‌ی یکی از مامورین
‫ارشد اف‌بی‌آی فرستادن...

00:47:44.384 --> 00:47:45.885
‫تا تهدیدش کنن به دستگیری

00:47:46.970 --> 00:47:48.471
‫به هر حال، هر طوری که باشه، این...

00:47:48.930 --> 00:47:50.223
‫خیلی ترسناکه

00:47:50.682 --> 00:47:51.933
‫طرف توی دفترش نبود،

00:47:52.016 --> 00:47:54.018
‫می‌دونین دم خونه‌اش گیرش انداختن

00:47:55.019 --> 00:47:58.273
‫خب دارین در مورد اتفاقی که
‫افتاد حرف می‌زنین...

00:47:58.565 --> 00:48:01.901
‫باکا محکوم شد به رفتن
‫پیش یه مامور اف‌بی‌آی...

00:48:01.985 --> 00:48:03.194
‫و تهدید کردنش،

00:48:03.736 --> 00:48:06.197
‫بخاطر نشر یه سری اطلاعات

00:48:06.281 --> 00:48:08.950
‫و اینکه خانواده‌ی منو تهدید کرده بود،

00:48:09.033 --> 00:48:11.661
‫که جلوی کار همسرم رو گرفته بود،

00:48:11.744 --> 00:48:13.329
‫تا پرونده رو تهدید کنه،

00:48:13.413 --> 00:48:15.498
‫و بعدش شکوایه‌ای بر علیه‌ام تنظیم کنه

00:48:15.582 --> 00:48:18.084
‫و همش برای اینکه من سعی کردم
‫کار درست رو انجام بدم

00:48:18.167 --> 00:48:19.544
‫و درخواست ارائه مدارکی...

00:48:19.627 --> 00:48:21.754
‫که در دسترس دپارتمان کلانتری بود
‫رو ارائه داده بودم،

00:48:21.838 --> 00:48:24.048
‫و اونا می‌گفتن که ما باید
‫در موردش می‌دونستیم

00:48:25.675 --> 00:48:28.303
‫من سعی کردم کاری کنم
‫برام توضیح بدن...

00:48:28.636 --> 00:48:31.222
‫چرا دارین این تحقیقات
‫موازی رو علیه من انجام می‌دین،

00:48:31.639 --> 00:48:33.516
‫کی این تحقیقات رو شروع کرده،

00:48:33.600 --> 00:48:35.935
‫کی گفته، "ازتون می‌خوام برید،

00:48:36.019 --> 00:48:39.147
‫و روی تمام معاونین کلانتری تحقیق کنین
‫که به خونه گابریل رفتن؟"

00:48:40.899 --> 00:48:42.567
‫خیلی بده که من باید
‫برعلیه اونا کاری کنم...

00:48:42.650 --> 00:48:45.987
‫و مجبورشون کنم که
‫دپارتمان پلیس خودم بهم اطلاعات بده

00:48:52.035 --> 00:48:55.038
‫جلسه‌ی دادگاه پُر آب و تابی بود

00:48:55.121 --> 00:48:56.664
‫حسابی پُر آب و تاب

00:48:57.790 --> 00:49:00.335
‫و در پایان اون جلسه دادگاه،

00:49:00.418 --> 00:49:03.379
‫قاضی لوملی بهشون دستور داد که...

00:49:03.796 --> 00:49:05.423
‫پرونده رو به من بدن

00:49:06.382 --> 00:49:09.260
‫همه پرونده‌ رو دریافت کردن، و...

00:49:09.344 --> 00:49:12.472
‫اطلاعات زیادی بود
‫که به پرونده‌مون کمک کرد

00:49:13.097 --> 00:49:16.809
‫بنا به دلایلی، اونا حس کرده بودن
‫مجبور نیستن این کار رو بکنن

00:49:29.280 --> 00:49:31.950
‫کشفیات جدیدی در مورد مرگ...

00:49:32.033 --> 00:49:33.618
‫گابریل فرناندز 8 ساله

00:49:33.701 --> 00:49:36.120
‫در اولین سالمرگ این پسر حاصل شده،

00:49:36.204 --> 00:49:39.082
‫سی‌بی‌اس2 متوجه شده
‫برخی از معاونین کلانتر...

00:49:39.165 --> 00:49:40.333
‫که با این پرونده مرتبط بودن
‫مورد مواخذه قرار گرفتن

00:49:40.416 --> 00:49:42.001
‫گزارش‌ها نشون می‌ده معاونین کلانتر...

00:49:42.085 --> 00:49:44.045
‫توی ماه‌هایی که منجر به مرگش شده...

00:49:44.128 --> 00:49:45.463
‫پنج بار به خونه‌ی
‫فرناندز فراخونده شدن

00:49:47.048 --> 00:49:49.217
‫یکی از معاونینی که به خونه‌ی
‫گابریل رفته بود...

00:49:49.300 --> 00:49:51.552
‫کسی بود به اسم فدریکو گونزالس

00:49:52.345 --> 00:49:56.432
‫بعد از یادداشت خودکشی به خط ویژه‌ی
‫آزار و اذیت کودکان گزارش داده شده بود

00:49:56.516 --> 00:49:59.268
‫اون حدود ساعت 2 صبح پیداش می‌شه،

00:49:59.352 --> 00:50:01.604
‫با ایزارو حرف می‌زنه

00:50:01.688 --> 00:50:04.273
‫اما گابریل رو نمی‌بینه
‫یا باهاش حرف نمی‌زنه

00:50:05.775 --> 00:50:08.403
‫طبق یادداشت‌های یکی از وکلا،

00:50:08.486 --> 00:50:10.113
‫اون به این نتیجه می‌رسه...

00:50:10.196 --> 00:50:14.033
‫که بنظر گابریل بچه‌ای نمیاد که بخواد
‫جداً خودکشی کنه

00:50:14.117 --> 00:50:15.994
‫انگار بنظر یه بچه‌ی لوس میاد

00:50:16.077 --> 00:50:21.040
‫و، طبق پیشنهاد ایزارو،
‫اون صبح روز بعد میاد

00:50:21.124 --> 00:50:24.711
‫تا گابریل رو بترسونه دیگه
‫همچین کاری نکنه

00:50:27.338 --> 00:50:29.298
‫کلانترها می‌دونستن اونا اونجان،

00:50:29.882 --> 00:50:31.718
‫و پریل بهشون گفته...

00:50:31.801 --> 00:50:34.178
‫که یه سری بچه‌ی بزرگ‌تر کتکش زدن
‫[الیزابت و جرج کارانزا]

00:50:34.262 --> 00:50:36.514
‫و برای همینه که روی بدنش
‫جای جراحت هست

00:50:39.350 --> 00:50:41.811
‫اونو سوار ماشین می‌کنن
‫و بهش می‌گن...

00:50:42.020 --> 00:50:44.022
‫اگه به دروغ گفتن...

00:50:44.105 --> 00:50:46.774
‫در مورد هر چیزی ادامه بده،
‫اون کسیه که به زندان می‌ره

00:50:47.608 --> 00:50:48.860
‫این چیزیه که همسایه‌های...

00:50:49.152 --> 00:50:50.778
‫ساختمون‌شون...

00:50:50.862 --> 00:50:53.197
‫به ما گفتن وقتی که اونجا
‫براش شمع روشن کرده بودیم

00:50:56.200 --> 00:50:57.618
‫باورم نمی‌شد

00:51:03.750 --> 00:51:06.002
‫اگه چندین بار به اونجا رفته باشین،

00:51:06.711 --> 00:51:07.670
‫به یه خونه

00:51:08.212 --> 00:51:10.214
‫با بچه‌ای به اون سن و سال

00:51:10.298 --> 00:51:12.925
‫[دان اسکات، گروهبان بازنشسته]
‫که خودش می‌تونه بگه چی شده،

00:51:13.009 --> 00:51:17.263
‫اگه باهاشون به تنهایی
‫به دور از اون مرتکبین گفتگو بشه،

00:51:17.346 --> 00:51:18.931
‫بیشتر بچه‌ها...

00:51:19.432 --> 00:51:21.517
‫حداقل یه چیزی بهتون می‌گن...

00:51:22.101 --> 00:51:24.562
‫که مو به تن آدم سیخ می‌کنه

00:51:25.313 --> 00:51:27.356
‫یا به اندازه‌ی کافی
‫بهتون اطلاعات می‌دن...

00:51:27.607 --> 00:51:29.984
‫که اونا رو به سرعت
‫از اون خونه خارج کنین

00:51:31.986 --> 00:51:34.447
‫می‌شه به دادگاه بگین
‫شغل‌تون چیه، آقا؟

00:51:34.530 --> 00:51:36.240
‫من معاون کلانتر بخش ال‌ای هستم

00:51:36.324 --> 00:51:39.744
‫کارم این بود، برای ایستگاه پالمدیل کار می‌کردم،
‫[معاون کلانتر لی لزلی]

00:51:40.078 --> 00:51:41.370
‫و افسر منابع مدارس بودم

00:51:42.497 --> 00:51:45.625
‫این معاون کلانتر،

00:51:45.708 --> 00:51:48.169
‫به آدرس‌ گزارش شده می‌ره
‫[ملیسا چادبرن، روزنامه‌نگار]

00:51:48.252 --> 00:51:51.339
‫و کسی اونجا نیست، کسی توی خونه نیست

00:51:52.298 --> 00:51:54.967
‫از اونجا رفتم و به چند تا مدرسه سر زدم

00:51:55.051 --> 00:51:56.677
‫و بازم به اون آدرس برگشتین؟

00:51:56.761 --> 00:51:58.387
‫بله، برگشتم

00:51:58.471 --> 00:52:00.056
‫- همون روز؟
‫- بله

00:52:00.139 --> 00:52:02.725
‫و وقتی به اون آدرس برگشتین، چی شد؟

00:52:02.809 --> 00:52:05.520
‫دوباره در زدم،
‫و کسی جواب نداد

00:52:07.188 --> 00:52:08.439
‫بعدش چیکار کردین؟

00:52:08.815 --> 00:52:11.776
‫پایان روز کاریم بود،
‫برای همین رفتم خونه

00:52:14.612 --> 00:52:16.322
‫روز بعد هم برمی‌گرده،

00:52:16.405 --> 00:52:19.033
‫و در نهایت به شماره تلفن
‫خونه زنگ می‌زنه،

00:52:19.117 --> 00:52:20.076
‫و پریل جواب می‌ده

00:52:21.619 --> 00:52:24.038
‫آره، کل مکالمه رو یادم نیست

00:52:24.122 --> 00:52:25.706
‫حدود چهار و نیم سال پیش بود،

00:52:25.790 --> 00:52:30.211
‫اما یادم میاد که گفت بچه رو به
‫تگزاس فرستاده

00:52:30.294 --> 00:52:33.089
‫- پس شما باور کردین...
‫- بله، همینطوره

00:52:33.172 --> 00:52:34.924
‫که گابریل به تگزاس فرستاده شده

00:52:35.007 --> 00:52:36.175
‫حرف مادره رو باور کردم، آره

00:52:38.928 --> 00:52:41.806
‫این معاون کلانتر دیگه
‫تحقیقی انجام نمی‌ده

00:52:43.850 --> 00:52:46.310
‫این درست یه هفته پیش از مرگش بوده

00:52:48.938 --> 00:52:51.149
‫مددکارهای دی‌سی‌اف‌اس اخراج شدن

00:52:51.691 --> 00:52:55.069
‫و توسط دادستانی مورد دادرسی قرار گرفتن،

00:52:55.528 --> 00:53:01.450
‫در حالی که ملاقات‌های اینچنین
‫توسط ماموریت قضایی دیگه انجام می‌شه

00:53:01.534 --> 00:53:04.245
‫و هیچ چیزی متوجه اونا نمی‌شه

00:53:04.328 --> 00:53:07.206
‫دپارتمان کلانتری می‌گه که
‫نمی‌تونه در مورد جزئیات...

00:53:07.290 --> 00:53:10.877
‫و مشکلات پرسنلش حرفی بزنه،
‫اما به ما گفته شده هیچکس اخراج نخواهد شد

00:53:10.960 --> 00:53:13.337
‫و اشتباه مامورین رو به عنوان
‫اشتباهی کوچیک قلمداد می‌کنن

00:53:14.147 --> 00:53:19.997
‫[دپارتمان پلیس بخش ال‌ای]
‫[از مصاحبه برای این سریال خودداری کرد]

00:53:21.137 --> 00:53:24.682
‫آیا توی دپارتمان پلیس کسی خجالت‌زده شد...

00:53:24.765 --> 00:53:28.311
‫چون خیلی از این معاونین
‫به آپارتمان گابریل رفته بود...

00:53:28.394 --> 00:53:30.646
‫و گزارشی ننوشتن؟

00:53:31.772 --> 00:53:34.609
‫آره، اما می‌دونین چیه؟
‫اونا باید حسابی از خودشون خجالت بکشن

00:53:36.903 --> 00:53:39.155
‫اگه کسی خجالت بکشه
‫یا نکشه،

00:53:39.697 --> 00:53:41.449
‫خب، یه پسر کوچولو
‫شکنجه شده و به قتل رسیده،

00:53:41.532 --> 00:53:44.035
‫پس فکر کنم یکم خجالت کشیدن
‫چیز بدی نباشه

00:53:51.959 --> 00:53:52.960
‫الو؟

00:53:53.044 --> 00:53:55.504
‫سلام، ممکنه با پاتریشیا
‫کلمنت حرف بزنم، لطفاً؟

00:53:55.922 --> 00:53:57.423
‫بله، پاتریشیا هستم

00:53:57.590 --> 00:54:00.134
‫سلام، من مری سنویچ هستم

00:54:00.218 --> 00:54:01.385
‫من یه محقق...

00:54:01.469 --> 00:54:04.847
‫از دفتر دادستانی
‫بخش لس آنجلس هستم

00:54:04.931 --> 00:54:08.184
‫مایلم با شما در مورد...

00:54:08.267 --> 00:54:12.772
‫در مورد شغل سابق‌تون در
‫بخش ال‌ای حرف بزنم

00:54:14.565 --> 00:54:15.775
‫چرا؟

00:54:15.799 --> 00:54:22.799
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.
