﻿WEBVTT

00:00:00.097 --> 00:00:12.097
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <font color="#ff9800">www.bolboljan.net</font> ::.

00:00:21.021 --> 00:00:26.369
# قايقي به انگليس بگير،عزيزم،شايدم به اسپانيا #

00:00:26.485 --> 00:00:28.613
#هرجايي که من نرفته ام#

00:00:28.737 --> 00:00:32.116
#هرجايي که من بوده يا رفته ام  #

00:00:32.241 --> 00:00:36.371
# هرجايي که رفته ام،غم واندوه فريبم ميده #

00:00:38.664 --> 00:00:41.713
من در يک اجتماع کوچيک کشاورزي

00:00:41.833 --> 00:00:45.303
در مينه سوتاي جنوبي موسوم به ورثينگتون بزرگ شدم

00:00:45.420 --> 00:00:48.173
يک شهرک کوچک آمريکا
حداقل شهرک کوچيک من
تيم اوبراين،مينه سوتا

00:00:48.298 --> 00:00:50.676
خيلي زياد پرهيز کار بود
تيم اوبراين،مينه سوتا

00:00:50.801 --> 00:00:52.303
اون محل امني براي بزرگ شدن بود

00:00:52.427 --> 00:00:55.226
در تابستان يک باشگاه کوچک بيسبال بود

00:00:55.347 --> 00:00:57.896
و در زمستان هاکي وجود داشت

00:00:58.016 --> 00:01:01.395
# When I ain't
drinkin', baby, you are on my mind. #

00:01:01.520 --> 00:01:05.150
همه از کار و کاسبي و  گناهان همديگه خبر داشتن

00:01:05.274 --> 00:01:07.447
و اينکه ازدواجهاشون چي سرانجامي داشته

00:01:07.568 --> 00:01:10.492
و کجا بچه ها اشتباه کردن

00:01:12.739 --> 00:01:15.868
اون پر از بچه هاي کيواني(باشگاه خدمات بين المللي)و باشگاه الک(باشگاه اجتماعي)

00:01:15.993 --> 00:01:20.089
و مجموعه کانتري کلاب(باشگاهي با تسهيلات اجتماعي و ورزشي)و نوعي زنان خانه دار وراج.

00:01:20.205 --> 00:01:22.924
و روحانيون مقدس ماب.

00:01:23.041 --> 00:01:25.103
# هرجايي بوده و رفته ام #

00:01:25.127 --> 00:01:28.131
روزيو که اعلام فراخوان خدمت وظيفم رسيد رو بخاطر ميارم

00:01:28.255 --> 00:01:33.682
بعداز ظهر يک تابستان شايد ژوئن 1968.

00:01:33.844 --> 00:01:36.347
و بخاطر ميارم که اون پاکت رو توي آشپزخونه گرفتم

00:01:36.513 --> 00:01:37.981
و اونو روي ميز آشپزخونه گذاشتم

00:01:38.098 --> 00:01:40.942
همونجايي که مادر و پدرم داشتن نهار ميخوردن

00:01:41.059 --> 00:01:42.356
و اونا حتي نخوندنش

00:01:42.519 --> 00:01:44.942
اونا فقط بهش نگاه کردن و ميدونستن اون چي بود

00:01:45.063 --> 00:01:47.236
و سکوت اون نهار

00:01:47.357 --> 00:01:50.702
من صحبتي نکردم،مامانم حرفي نزد،پدرم صحبتي نکرد

00:01:50.819 --> 00:01:52.196
فقط اون تکه کاغذ

00:01:52.362 --> 00:01:54.364
وسط ميز افتاده بود

00:01:54.531 --> 00:01:59.037
اون انقدر تاثير داشت که منو وادار ميکنه تا امروز گريه کنم،نه براي خودم

00:01:59.161 --> 00:02:00.754
بلکه براي مامان بابام

00:02:00.871 --> 00:02:04.296
که هردوي اونا طي جنگ دوم جهاني در نيروي دريايي خدمت کرده بودن

00:02:04.416 --> 00:02:08.262
و به خدمت براي کشور شخص و همه اون ارزشها اعتقاد داشتند.

00:02:08.378 --> 00:02:12.349
همه شهروندان را دشمنان بالقوه در نظر ميگيرند

00:02:12.466 --> 00:02:17.723
از يکطرف من فکر ميکردم که جنگ کار درستي نيست

00:02:19.890 --> 00:02:21.858
از طرف ديگه من کشورمو دوست داشتم.

00:02:21.975 --> 00:02:28.654
و من زندگيمو در يک شهرک کوچيک و دوستانم و خانواده رو قدر ميدونستم.

00:02:28.774 --> 00:02:32.904
بنابراين من در تابستان 68،با اينکه چکار کنم در کشمکش بودم

00:02:33.028 --> 00:02:35.577
حداقل براي من شکنجه آور تر

00:02:35.739 --> 00:02:40.119
و ويران کننده تر و از لحاظ عاطفي دردناکتر

00:02:40.243 --> 00:02:41.995
از هرچيزي بود که در ويتنام اتفاق افتاد

00:02:44.039 --> 00:02:48.761
نهايتا من فقط تسليم شدم

00:02:48.919 --> 00:02:54.801
و يک روز  همراه با ديگر فارغ التحصيلان اخير سوار اتوبوس شدم

00:02:54.925 --> 00:02:58.145
و ما به سوفالز حدود 100 کيلومتر اونورتر منتقل شديم

00:02:58.261 --> 00:03:00.935
و دستامونو بلند کرديم و وارد ارتش شديم

00:03:01.098 --> 00:03:04.272
ولي اون يک تصميم نبود اون فقدان تصميم بود

00:03:04.434 --> 00:03:06.607
اون اجازه دادن به جسمم بود که بره,

00:03:06.770 --> 00:03:09.740
زدن يک کليد در وجدانم

00:03:09.856 --> 00:03:11.608
فقط خاموش کردن اون بود

00:03:11.775 --> 00:03:15.279
بنابراين اون ديگه به من هشدار نميداد و نميگفت که

00:03:15.404 --> 00:03:21.537
تو داري يک کار بد و شيطاني و احمقانه و غير ميهن پرستانه انجام ميدي

00:03:25.064 --> 00:03:28.564
جنگ ويتنام

00:03:29.292 --> 00:03:33.138
ارقام تلفات هفته پيش در جنگ ويتنام که امروز منتشر شد

00:03:33.296 --> 00:03:35.924
نشان داد که 299 آمريکايي کشته شده اند،پايين ترين رقم در دو ماه.

00:03:42.249 --> 00:03:44.349
برلين

00:03:47.341 --> 00:03:47.954
لندن

00:03:47.978 --> 00:03:52.279
#تو ميگي يک انقلاب ميخواي#

00:03:52.399 --> 00:03:58.122
# خب،ميدوني#

00:03:58.238 --> 00:04:00.991
# ما هممون ميخوايم دنيا رو تغيير بديم #

00:04:01.785 --> 00:04:03.985
پاريس

00:04:04.911 --> 00:04:09.291
#تو بمن ميگي اين يک انقلابه #

00:04:09.416 --> 00:04:13.592
#خب ،ميدوني#
استکهلم

00:04:13.712 --> 00:04:18.183
# ما هممون ميخوايم دنيا رو تغيير بديم #
هاگ

00:04:19.347 --> 00:04:21.147
پراگ

00:04:21.178 --> 00:04:26.560
#ولي وقتي تو از تخريب حرف ميزني#

00:04:26.683 --> 00:04:33.237
# نميدوني که ميتوني روي من حساب کني يا نه#
واشتگتن دي.سي

00:04:33.356 --> 00:04:37.827
#نميدوني که قراره همه چيز درست بشه #

00:04:37.944 --> 00:04:41.539
تا ژوئن 1968(خرداد)،روحيه انقلابي

00:04:41.656 --> 00:04:48.631
در مورد جنگ ويتنام،در مورد بي عدالتي،در مورد حقوق بشر

00:04:48.747 --> 00:04:51.421
به نظر ميرسيد در همه جا گسترش يافته است

00:04:55.170 --> 00:04:58.094
فشار براي به پايان رساندن جنگ رو به گسترش بود

00:04:58.215 --> 00:05:00.718
رئيس جمهور ليندون جانسون از قبل تصميم گرفته بود

00:05:00.884 --> 00:05:02.557
بار ديگر نامزد نشود

00:05:02.677 --> 00:05:06.432
ترورها و ناآرامي کشور را شوکه کرده بود

00:05:06.556 --> 00:05:10.732
و کشور در حال آماده شدن براي انتخاب يک رئيس جمهور جديد بود

00:05:12.562 --> 00:05:16.032
در همين اثنا ديپلماتهاي آمريکايي و ويتنام شمالي در پاريس

00:05:16.149 --> 00:05:17.401
به هيچ نتيجه اي نرسيدند

00:05:17.567 --> 00:05:20.912
کمونيستها تاکيد داشتند که

00:05:21.071 --> 00:05:23.324
هيچ مذاکرات حقيقي

00:05:23.448 --> 00:05:28.375
تا زمان توقف همه بمبارانها بر ويتنام شمالي قابل حصول نخواهد بود

00:05:28.495 --> 00:05:29.917
# با اذهاني که متنفرند #

00:05:30.080 --> 00:05:32.458
وزير دفاع جديد کلارک کليفورد

00:05:32.582 --> 00:05:34.801
که تنها بعد از چند ماه وزارت

00:05:34.918 --> 00:05:37.171
از باز(جنگ طلب) به فاخته(صلح طلب)تبديل شده بود

00:05:37.295 --> 00:05:40.595
از رئيس جمهور خواهش کرد تا خواستار توقف کامل(بمباران)شود

00:05:40.715 --> 00:05:43.514
او به جانسون گفت:"ما تنها پاي ميز مذاکره

00:05:43.635 --> 00:05:45.103
ميتوانيم اميد موفقيت داشته باشيم

00:05:45.262 --> 00:05:47.811
ما در جنگي هستيم که نميتوانيم پيروز شويم"

00:05:47.931 --> 00:05:51.652
رئيس جمهور از توقف بمباران سرباز زد

00:05:58.441 --> 00:05:59.784
طي ماههاي بعدي

00:05:59.943 --> 00:06:02.412
گزارشهايي از پيشرفت  درميدان نبرد

00:06:02.529 --> 00:06:04.623
و نواحي روستايي وجود ميداشت

00:06:04.739 --> 00:06:09.370
ولي آن پيشرفت انقدر کند و انقدر با  هزينه بالاي

00:06:09.494 --> 00:06:13.215
زندگيهاي انسانها همراه بود که جنگ عليه جنگ

00:06:13.331 --> 00:06:15.208
در ميهن تشديد يافت

00:06:15.333 --> 00:06:19.964
طبقات و نسلهاي زخم خورده عليه يکديگر

00:06:20.130 --> 00:06:23.930
بي اعتمادي رو به گسترش از رهبران سياسي که به نظر ناتوان

00:06:24.050 --> 00:06:27.304
يا بي ميل براي به پايان رساندن جنگ بودند.
تابلو نوشته:جنايتکاران جنگي آمريکايي نيستند

00:06:31.057 --> 00:06:33.526
مردان جوان از همه کشور به

00:06:33.643 --> 00:06:35.816
مواجهه با سوالات و انتخابهايي ادامه ميدادند

00:06:35.979 --> 00:06:39.324
پدران و پدربزرگانشان به ندرت مجبور به روبرو شدن با انها بودند

00:06:39.482 --> 00:06:42.076
وقتي از آنها خواسته ميشد در ساير جنگها شرکت کنند:
نوشته روي کلاهخود:جنگ جهنم است

00:06:42.193 --> 00:06:46.949
يک شهروند چه وظيفه اي به کشورش مديون بود؟
تابلو نوشته:به جنون جنگ پايان دهيد،حالا!

00:06:47.073 --> 00:06:50.247
شخص بايد چه ميکرد زمانيکه از او خواسته ميشد تا در جنگي شرکت کند
تابلونوشته:مقاومت کنيد

00:06:50.368 --> 00:06:52.871
که به آن اعتقادي نداشت؟

00:06:54.372 --> 00:06:58.468
يک سرباز چگونه بايد بين يک
دشمن مخفي

00:06:58.585 --> 00:07:02.806
و غيرنظاميان ويتنامي که قرار بود از او دفاع شود تشخيص بدهد؟

00:07:02.923 --> 00:07:04.516
# Shoo-bee-do-wop #

00:07:04.633 --> 00:07:07.136
# Oh, oh, oh, oh. #

00:07:07.260 --> 00:07:10.514
تابستان در پيش 1968

00:07:10.680 --> 00:07:13.058
يکي از سرنوشت ساز ترين

00:07:13.183 --> 00:07:16.528
در تاريخ آمريکا ميبود

00:07:16.686 --> 00:07:22.819
# All right, all right,
all right, all right, all right #

00:07:22.943 --> 00:07:26.072
# All right, all right #

00:07:26.196 --> 00:07:27.413
# Shoo-bee-do-wop #

00:07:28.035 --> 00:07:32.035
قسمت هفتم
روکش تمدن
ژوئن(ارديبهشت) 1968-مي 1969(خرداد)

00:07:32.535 --> 00:07:34.879
اوايل امسال،رهبران عاليربته ايالات متحده متعهد شدند

00:07:34.996 --> 00:07:37.624
که از پاسگاه مرزي ايالات متحده در کيسان

00:07:37.749 --> 00:07:42.220
بعداز 77 روز تحت محاصره دشمن بودن,به هرقيمتي دفاع خواهد شد.

00:07:47.509 --> 00:07:51.309
جانسون  در پاييز 1967

00:07:51.429 --> 00:07:53.431
و همانطور که ما وارد سال 1968 ميشديم گفته بود

00:07:53.556 --> 00:07:56.435
من يک دين بين فو لعنتي نميخواهم.
مکس کليلند،ارتش

00:07:56.559 --> 00:08:01.406
بنابراين کل ارتش آمريکا  از روساي ستاد مشترک به پايين

00:08:01.564 --> 00:08:05.364
خواه آنها به نجات کيسان باور داشته باشند يا نه

00:08:05.485 --> 00:08:08.580
مصمم بودند به هر قيمتي از شکسته شدن

00:08:08.697 --> 00:08:11.200
آن محاصره مطمئن شوند

00:08:14.536 --> 00:08:17.585
حالا حقيقت اينه که يک هفته پس از

00:08:17.747 --> 00:08:18.919
شکسته شدن آن محاصره

00:08:19.040 --> 00:08:22.510
اونها آن پايگاه رو شخم زدند و رهاش کردند

00:08:22.627 --> 00:08:26.723
اون ويتنام در يک مقياس کوچک بود

00:08:29.134 --> 00:08:31.557
حالا فرمانده جديدي در ويتنام بود

00:08:31.678 --> 00:08:36.525
ژنرال کريگتون دبليو.آبرامز يک قهرمان جنگ دوم جهاني

00:08:36.641 --> 00:08:39.110
گزارشگري گفت:سرباز يک سرباز،

00:08:39.269 --> 00:08:43.069
که ميتوانست الهام بخش جنگجويي در يک گل بگونيا شود.

00:08:43.189 --> 00:08:45.442
برخي خبرنگاران زماني اونو

00:08:45.567 --> 00:08:49.071
بصورت يک فرد سيگاري در يک رختخواب نامرتب تشبيه کرده بودند.

00:08:49.195 --> 00:08:51.243
اون بدخلقه

00:08:51.364 --> 00:08:52.456
خيلي مشروب ميخورد.

00:08:52.615 --> 00:08:54.993
او در صبح بداخلاق بود
لوئيس سورلس،ارتش

00:08:55.118 --> 00:08:58.088
گاهي اوقات افسران ستاد قرار ملاقاتها رو با اون
لوئيس سورلس،ارتش

00:08:58.204 --> 00:08:59.204
در صبح تنظيم ميکردند

00:08:59.289 --> 00:09:01.169
قرار ملاقات با ژنرالهايي که برايش دردسر درست ميکردند

00:09:02.625 --> 00:09:05.754
آبرامز يک چهره جديد خوشامد گو به جنگ آمريکاييها بود

00:09:05.879 --> 00:09:10.601
گزارشگران او را صريحتر و صادق تر از
سلفش(فرمانده قبلي)يافتند

00:09:10.717 --> 00:09:13.721
او به زيردستانش گفت:""خط مشي کلي

00:09:13.845 --> 00:09:15.597
روابط عمومي اين فرماندهي

00:09:15.722 --> 00:09:18.942
اين خواهد بود که اجازه داده شود تا نتايج براي آنها سخن بگويند".

00:09:19.059 --> 00:09:22.814
گاهي اوقات يک افسر ميگفت:"ما اجازه داريم

00:09:22.937 --> 00:09:27.818
تا صراحتا بيان کنيم که ما هيچ کار کوفتي در اين ماه انجام نداده ايم".

00:09:27.984 --> 00:09:31.409
بسياري از سربازان تا بقيه عمرشان باور داشتند

00:09:31.529 --> 00:09:34.123
که اگر آبرامز فرماندهي را زودتر عهده دار شده بود

00:09:34.240 --> 00:09:36.584
نتيجه ميتوانست متفاوت باشد .

00:09:43.541 --> 00:09:45.509
به شما خيلي مختصر گفته ميشه

00:09:45.627 --> 00:09:49.598
:"ما بايد هرچقدر که ميتوانيم جنازه بشمريم."

00:09:49.714 --> 00:09:52.513
چه تعداد گوک(ويتنامي)ديروز کشتي؟

00:09:52.634 --> 00:09:54.932
و اون نسبت کشتار بود که
تعيين ميکرد
وينسنت اوکاموتو،ارتشي

00:09:55.053 --> 00:09:57.147
آيا شما اونرو پيروزي ميناميد يا شکست.
وينسنت اوکاموتو،ارتشي

00:09:57.263 --> 00:10:00.813
بنابراين اگه شما 20 ويتنام شمالي رو ميکشتيد

00:10:00.934 --> 00:10:03.028
و تنها دو نفر رو از دست ميداديد

00:10:03.144 --> 00:10:07.399
اونها اون درگيري مسلحانه خاص رو يک پيروزي ميناميدند

00:10:07.524 --> 00:10:12.655
ستوان وينسنت اوکاماتو طي جنگ دوم جهاني

00:10:12.779 --> 00:10:15.282
در يک اردوگاه بازداشت غيرنظاميان ژاپني-آمريکايي

00:10:15.406 --> 00:10:20.833
در پوستون آريزونا بعنوان پسر هفتم يک خانواده مهاجر ژاپني متولد شد.

00:10:20.954 --> 00:10:23.878
همه شش برادرانش در ارتش خدمت کرده بودند

00:10:24.040 --> 00:10:28.261
دو نفر از آنها همراه تيم رزمي هنگ 442 پرافتخار

00:10:28.378 --> 00:10:30.176
در ايتاليا و فرانسه جنگيده بودند

00:10:30.296 --> 00:10:33.391
پرافتخارترين يگان در جنگ دوم جهاني

00:10:33.508 --> 00:10:38.514
بنابراين زمانيکه کشور اوکاموتو درگير جنگ ويتنام شد

00:10:38.638 --> 00:10:40.732
او باور داشت که او هم بايد برود

00:10:42.559 --> 00:10:46.735
او حالا يک سرجوخه همراه با گروهان براوو از گردان دوم

00:10:46.896 --> 00:10:52.574
هنگ 27 ام از لشکر پياده نظام  25 مستقر در کوچي
بود

00:10:52.735 --> 00:10:57.491
حدود 30 کيلومتري شمال غربي سايگون،منطقه اي که توسط کيلومترها

00:10:57.615 --> 00:11:00.585
تونل ويت کنگ غربال شده بود

00:11:03.413 --> 00:11:05.882
والدينم مهاجرين ژاپني هستند

00:11:05.999 --> 00:11:08.878
من به معني واقعي کلمه هر روز زندگيم تا زمانيکه

00:11:09.002 --> 00:11:12.176
وارد ارتش شدم برنج ميخوردم

00:11:13.965 --> 00:11:18.641
خب ما داشتيم يک خط قرنطينه و جستجوي يک روستا رو ايجاد ميکرديم

00:11:20.680 --> 00:11:22.057
هيچ سلاحي پيدا نکرديم

00:11:22.182 --> 00:11:25.607
هيچ نوشتجات مربوط به کمونيسم يا هر چيز ديگه اي پيدا نکرديم

00:11:25.768 --> 00:11:28.271
بنابراين ما وقت زيادي براي صرف نهار داشتيم

00:11:28.438 --> 00:11:31.738
همه ميخواستن تا از زير نور خورشيد بيرون بيان

00:11:31.858 --> 00:11:35.032
خب بيسيم چيم،پزشکيارم و من

00:11:35.153 --> 00:11:37.201
به اون خونه خاص وارد شديم و اونجا

00:11:37.322 --> 00:11:40.451
سه زن و يک بچه در اغوش مادرش

00:11:40.617 --> 00:11:43.245
و يک بچه حدود چهار ساله بودن

00:11:43.369 --> 00:11:47.294
و اون زن داشت برنج ميپخت

00:11:47.457 --> 00:11:49.676
خب اينجا اوکاموتو پسر خانم اوکاموتو هست

00:11:49.792 --> 00:11:53.467
که چند ماه بود که برنج نخورده بود...حالا اون برنج داغ در حال بخار دادن

00:11:53.630 --> 00:11:56.304
من داشتم بهش نگاه ميکردم،اون از نظر من خيلي خوب بود

00:11:56.466 --> 00:11:58.343
خب من به مترجمم گفتم

00:11:58.468 --> 00:12:02.689
گفتم:"هي به اين زن بگو اون مادر بزرگ

00:12:02.805 --> 00:12:06.150
که من به اون يک پاکت سيگار

00:12:06.267 --> 00:12:10.317
تکه بوقلمون جيره غذاييم و يک قوطي کنسرو هلو

00:12:10.438 --> 00:12:12.941
در ازاي مقداري از اون برنج در حال بخار و اون ماهي و سبزيجات ميدم".

00:12:14.651 --> 00:12:15.743
اون عالي بود

00:12:15.860 --> 00:12:17.658
و من براي غذاي دوم تقاضا کردم

00:12:17.779 --> 00:12:20.783
بيسيم چيم گفت:"لعنتي،به اندازه کافي اين مردم فقير نيستن

00:12:20.907 --> 00:12:23.410
که تو داري غذاشون هم ميخوري؟

00:12:23.534 --> 00:12:25.662
من گفتم:"به جهنم،اونا انقدر برنج  اينجا دارن که

00:12:25.828 --> 00:12:28.377
که ميتونن دوازده نفرو تغذيه کنن"

00:12:28.498 --> 00:12:30.626
و بعد سپيده دميد

00:12:30.750 --> 00:12:32.752
اونا انقدر برنج داشتن که دوازده نفرو غذا بدن.

00:12:32.877 --> 00:12:36.677
بنابراين من مترجممو واداشتم که ازاون زن بپرسه

00:12:36.839 --> 00:12:38.841
"همه اين برنجها براي کيه؟"

00:12:40.593 --> 00:12:42.061
اون گفت:"نميدونم،نميدونم".

00:12:42.178 --> 00:12:45.853
بنابراين ما شروع به جستجو دوباره اون اطراف کرديم

00:12:45.974 --> 00:12:47.601
ما دهانه يک تونلو پيدا کرديم

00:12:49.519 --> 00:12:51.487
به من نارنجکي داده شد

00:12:54.607 --> 00:12:57.201
پس ازينکه دود از بين رفت،ما فکر کنم

00:12:57.360 --> 00:13:02.366
هفت يا هشت جسد رو به ميدان شهرک اورديم

00:13:02.532 --> 00:13:07.789
و ما ميخواستيم ببينيم که چه کسي براي اين افراد گريه ميکنه

00:13:07.912 --> 00:13:10.916
و بعد ما افراد بيشتري براي سوال و جواب داشتيم

00:13:11.040 --> 00:13:15.295
زني که در اون خونه زندگي ميکرد

00:13:15.420 --> 00:13:16.922
و من برنجشون رو خورده بودم

00:13:17.046 --> 00:13:19.720
همگي چمباتمه زنان شيون ميکردند,

00:13:19.841 --> 00:13:21.441
و شما نميتونستين اينها رو هويت يابي کنين

00:13:21.551 --> 00:13:24.054
اونا فقط اجساد سوخته شده بودن

00:13:24.178 --> 00:13:25.600
اوم

00:13:25.722 --> 00:13:27.724
و فکر ميکنم که اون اولين باري بود که فهميدم

00:13:27.849 --> 00:13:30.443
من شخصا مردم رو کشته بودم

00:13:30.560 --> 00:13:34.610
من يک "آفرين" از مافوقم گرفتم

00:13:34.731 --> 00:13:36.108
ولي

00:13:36.232 --> 00:13:38.451
اون چيزي نبود که شما بتونين بگين بهش افتخار ميکنين

00:13:38.568 --> 00:13:40.912
يا حس حقيقي پيروزي رو داشته باشين

00:13:43.865 --> 00:13:46.994
اوکاموتو طي آن تابستان،دو بار مجروح شد

00:13:47.118 --> 00:13:50.167
و 22 تهاجم هليکوپتري داشت

00:13:50.288 --> 00:13:53.792
که در چهار تا از آنها او فرمانده گروهان براوو بود.

00:13:53.916 --> 00:13:59.264
در صبح 23 اوت(شهريور ماه)،او بيست و سومين حمله اش را انجام داد.

00:13:59.380 --> 00:14:03.476
19 هليکوپتر جوخه هاي اول و دوم

00:14:03.593 --> 00:14:08.099
را به يک منطقه فرود جديد نزديک کامبوج منتقل کردند

00:14:08.222 --> 00:14:11.146
وظيفه آنها حفر سنگر و منتظر ماندن در همانجا

00:14:11.267 --> 00:14:15.113
و به نحوي سدکردن راه يک گردان از سربازان ويتنام شمالي بود

00:14:15.271 --> 00:14:18.445
که سعي داشتند به آنطرف مرز بگريزند

00:14:18.566 --> 00:14:21.445
يگان اوکوماتو توسط يک جوخه

00:14:21.611 --> 00:14:26.162
پياده نظام مکانيزه,سه نفربر زرهي و يک تانک مجددا تقويت شد

00:14:26.282 --> 00:14:30.378
ولي انها هنوز به شدت تعدادشان کمتر بود

00:14:30.495 --> 00:14:34.466
او و کمتر از 150 نفر تحت فرماندهيش

00:14:34.582 --> 00:14:37.506
بقيه انروز و همه روز بعد را

00:14:37.627 --> 00:14:40.801
صرف آماده شدن در حد توانشان براي يک حمله شدند

00:14:40.922 --> 00:14:42.640
مينهاي ضد نفر کنترل از راه دور ميکاشتند

00:14:42.757 --> 00:14:46.307
و سه مارپيچ از سيم خاردار نصب کردند

00:14:49.430 --> 00:14:52.058
24 اوت حدود ده شب

00:14:52.183 --> 00:14:55.687
ما تحت حمله بسيار سنگين آتشباري خمپاره اي قرار گرفتيم

00:14:57.188 --> 00:15:00.658
طي ده ثانيه اول

00:15:00.817 --> 00:15:04.242
همه اون سه نفربر زرهي و تانکها

00:15:04.362 --> 00:15:06.740
با نارنجکهاي راکتي از بين رفتند

00:15:10.535 --> 00:15:13.914
به مدت کوتاهي مينهاي تله اي آن چشم انداز را  روشن کرد

00:15:14.038 --> 00:15:16.587
تعداد زيادي از سربازان دشمن از ميان علفهاي فيل

00:15:16.707 --> 00:15:18.675
در حال دويدن به طرف آنها بودند

00:15:20.086 --> 00:15:25.013
خمپاره هاي ويت کنگ دو شکاف  را در سيم خاردارها با انفجار ايجاد کردند

00:15:25.174 --> 00:15:28.804
اگر اوکاموتو و افراد کم تعدادش نميتوانستند آن شکافها را پر کنند

00:15:28.928 --> 00:15:31.351
آنها مطمئنا شکست ميخوردند

00:15:31.514 --> 00:15:35.189
او و چهار نفر در نزديکيش تفنگهاي ام-16 شان را

00:15:35.351 --> 00:15:39.197
بالاي سرشان گرفتند و بي هدف شليک کردند

00:15:39.313 --> 00:15:41.941
دشمن همچنان پيشروي ميکرد

00:15:42.066 --> 00:15:43.739
من چهار نفر داشتم.

00:15:43.860 --> 00:15:47.330
و در ميان نور منورها من گفتم

00:15:47.447 --> 00:15:49.290
"دو نفر از شما بروند و مسلسلها رو

00:15:49.407 --> 00:15:50.784
از اون نفربرهاي زرهي بيرون بيارن".

00:15:50.908 --> 00:15:52.956
خب پاسخي که من گرفتم اين بود:

00:15:53.077 --> 00:15:54.920
"گاييدمت،من به اونجا نخواهم رفت."

00:15:56.706 --> 00:15:58.086
بنابراين من به طرف اولين نفربر زرهي دويدم و من

00:16:01.210 --> 00:16:04.714
توپچيو از برجک بيرون کشيدم ،اون مرده بود

00:16:04.839 --> 00:16:08.264
اون تو پريدم،مسلسل رو آماده کردم

00:16:08.384 --> 00:16:11.103
و تا زمانيکه فشنگم تمام شد شليک کردم

00:16:11.220 --> 00:16:15.020
اوکاموتو بسمت دومين نفربر زرهي از کار افتاده

00:16:15.141 --> 00:16:18.987
و بعد سومي دويد،تفنگهاي انها را خالي کرد

00:16:19.103 --> 00:16:22.277
و اونا هنوز بسمت ما ميومدن

00:16:22.398 --> 00:16:26.028
بنابراين من بسمت اونجا سينه خيز رفتم تا به حدود ده متريشون رسيدم

00:16:26.152 --> 00:16:29.747
و اونا رو با نارنجکهاي دستيم کشتم

00:16:29.864 --> 00:16:32.538
دو نارنجک دشمن نزديکي او افتاد

00:16:32.658 --> 00:16:35.081
و او آنها را مجددا به طرف دشمن پرتاب کرد

00:16:35.244 --> 00:16:38.919
ولي نارنجک سوم درست پشت سرش فرود آمد

00:16:39.081 --> 00:16:42.676
قطعات ترکش به پاهايش و پشتش پاشيده شد

00:16:44.754 --> 00:16:47.678
من دقيقا مطمئن بودم که قراره بميرم

00:16:47.798 --> 00:16:49.800
اوکاموتو تو قرار نيست از اينجا زنده بيرون بري

00:16:49.926 --> 00:16:51.143
مامان قراره سخت بهش  بگذره

00:16:51.260 --> 00:16:54.434
ولي ميدوني،تو قرار نيست ازينجا جون سالم بدر ببري

00:16:54.597 --> 00:16:55.894
و اون رهايي بخش بود

00:16:56.015 --> 00:16:58.313
وقتي شما ميدونين که قراره بميرين،شما

00:16:58.434 --> 00:16:59.777
ترستون ميره

00:16:59.894 --> 00:17:01.614
حداقل در مورد من من ديگه نميترسيدم

00:17:01.771 --> 00:17:03.832
من فقط ديوونه بودم چون اينجا همه اين ادم کوچولوها

00:17:03.856 --> 00:17:06.860
سعي داشتن منو بکشن

00:17:06.984 --> 00:17:08.782
و اگه مساله اين بود

00:17:08.945 --> 00:17:11.698
بنابراين من ميخوام تا اونجايکه ميتونم پيش ازينکه از پا در بيام

00:17:11.822 --> 00:17:12.822
به اونا سخت بگيرم

00:17:15.451 --> 00:17:18.295
من مردان شجاع زياديو اون شب کشتم

00:17:18.454 --> 00:17:20.548
و من اون رو با گفتن اين به خودم توجيه ميکردم

00:17:20.665 --> 00:17:23.464
خوب شايد اونچه که تو کردي،فقط شايد

00:17:23.626 --> 00:17:26.049
جان چند تا از افراد خودتو نجات داده باشه.

00:17:29.966 --> 00:17:33.766
طي آنشب،دشمن به درون کامبوج گريخته بود

00:17:33.886 --> 00:17:37.231
تا انجايي که توانستند از کشتگان خود را با خود بردند

00:17:40.059 --> 00:17:44.485
يک سوم گروهان اوکاموتو کشته شده بودند

00:17:47.066 --> 00:17:48.534
وينسنت اوکاموتو براي تلاشهايش در آن شب

00:17:48.651 --> 00:17:52.497
مدال صليب خدمت برجسته

00:17:52.613 --> 00:17:56.038
دومين مدال پر افتخار ارتش را دريافت کرد

00:17:56.158 --> 00:17:58.536
پيش ازينکه دوره ماموريتش باتمام برسد

00:17:58.661 --> 00:18:02.507
او تبديل به دارنده پر افتخارترين مدال ژاپني آمريکايي شد

00:18:02.623 --> 00:18:05.297
که از جنگ ويتنام جان سالم به در برد

00:18:08.170 --> 00:18:09.763
ميدونيد چيه؟

00:18:11.382 --> 00:18:13.760
قهرماناي واقعي اون مرداني بودند که مردند

00:18:17.263 --> 00:18:20.858
ترک تحصيل کنندگان 19-20 ساله از دبيرستان.

00:18:20.975 --> 00:18:23.273
اونا راههاي فراري که طبقه نخبگان

00:18:23.394 --> 00:18:27.024
و ثروتمند و داراي امتياز داشتند،دارا نبودند.

00:18:27.189 --> 00:18:28.189
و اون غيرمنصفانه بود

00:18:31.235 --> 00:18:33.988
بنابراين اونا به خدمت نظامي بعنوان

00:18:35.865 --> 00:18:37.412
يکجور وضعيت جوي نگاه ميکردن

00:18:37.533 --> 00:18:39.376
تو مجبوري واردش بشي و تو بايد اونکارو بکني

00:18:41.370 --> 00:18:45.876
ولي از نظر اين بچه ها که پايين ترين دريافتيو داشتن

00:18:46.042 --> 00:18:47.436
هيچ چيزي براي رسيدن به اون در پيش نبود

00:18:47.460 --> 00:18:48.803
اونا قرار نبود تا براي خدمتشان

00:18:48.919 --> 00:18:51.889
در ويتنام جايزه بگيرن

00:18:52.006 --> 00:18:57.604
و هنوز صبر بي اندازشون،وفاداريشون به همديگه

00:18:57.720 --> 00:19:02.066
شجاعتشون زير اتش دشمن
فوق العاده بود

00:19:03.267 --> 00:19:05.690
و تو از خودت ميپرسيدي

00:19:05.811 --> 00:19:09.657
"چجوري آمريکا اين چنين مردان جواني توليد کرده؟"

00:19:22.107 --> 00:19:25.707
اون موقع،در شمال هيچکسي درمورد اين کشته ها صحبت نميکرد

00:19:28.571 --> 00:19:31.504
تابلو نوشته:گراميداشت پيروزي پرافتخار ارتش و مردم هانوي براي سرنگون ساختن 2500 هواگرد(هواپيما و هليکوپتر) دشمن

00:19:31.581 --> 00:19:33.914
شايد ما نبايد اونو "دروغگويي"بناميم
تابلو نوشته:گراميداشت پيروزي پرافتخار ارتش و مردم هانوي براي سرنگون ساختن 2500 هواگرد(هواپيما و هليکوپتر) دشمن

00:19:34.965 --> 00:19:37.265
اون تبليغات بود

00:19:38.335 --> 00:19:40.568
حتي حالا مردم ويتنام
هوي دوک ،از ويتنام شمالي

00:19:41.544 --> 00:19:45.044
واقعا نميدونن چند نفر از بچه ها و هموطنانشون
هوي دوک ،از ويتنام شمالي

00:19:45.089 --> 00:19:47.056
در جنگ کشته شدند

00:19:49.605 --> 00:19:53.610
در ابتدا راديو هانوي تهاجم تت را
تابلو نوشته:پيروزيها،اخبار خوب در سراسر کشور

00:19:53.734 --> 00:19:56.453
بعنوان يک سري از "پيروزيهاي عظيم"ترسيم کرد
تابلو نوشته:پيروزيها،اخبار خوب در سراسر کشور

00:19:56.612 --> 00:20:00.082
که در ان"صدها هزار نفر از مردم به پا خواسته بودند

00:20:00.199 --> 00:20:04.170
و مواضع دشمن را نابود کرده بودند

00:20:04.286 --> 00:20:08.086
يک ويتنام شمالي بخاطر مياورد:"ولي بعد از چند هفته

00:20:08.207 --> 00:20:10.960
ما اخبار بيشتري نميشنيديم

00:20:11.127 --> 00:20:13.346
رژيم سايگون هنوز آنجا بود

00:20:13.462 --> 00:20:16.636
و هواپيماهاي آمريکايي هنوز بمباران ميکردند

00:20:16.799 --> 00:20:20.474
واضح بود که راديو حقايق را نميگفت."

00:20:23.681 --> 00:20:26.400
تعداد تلفات هرگز افشا نشد

00:20:26.517 --> 00:20:30.112
ولي براي شهروندان ويتنام شمالي که مخفيانه به

00:20:30.229 --> 00:20:32.823
گزارشهاي بي.بي.سي و راديو سايگون گوش ميدادند

00:20:32.940 --> 00:20:36.160
روشن بود که ميزان تلفات ويتنام شمالي سنگين بود

00:20:37.255 --> 00:20:41.489
مطبوعات و راديو هرگز به يک شکست هم اشاره اي نکردند

00:20:42.786 --> 00:20:46.586
من عاشق خواندن روزنامه بودم ولي هرگز درمورد يک شکست چيزي نخوندم

00:20:46.643 --> 00:20:48.777
اونا فقط درمورد پيروزيها مينوشتن

00:20:50.119 --> 00:20:51.319
اون يکذره عجيب بود

00:20:51.879 --> 00:20:55.179
اگه فقط پيروزيها وجود داشتن،مردم ممکن بود از خودشون بپرسن

00:20:55.246 --> 00:20:57.046
پسرم کجاست،اون کجا کشته شد؟

00:20:58.662 --> 00:21:04.529
از اين قبيل سوالات پيچيده.بنابراين ايمن تر بود تا براي مدتي
فام لوک،ارتش ويتنام شمالي

00:21:04.618 --> 00:21:05.618
ساکت بمونن

00:21:07.639 --> 00:21:10.439
هيچ چيزي ارزشمندتر از استقلال و آزادي نيست

00:21:12.174 --> 00:21:15.241
هردفعه که نامه اي از برادرم ميرسيد مثل عيد بود

00:21:16.086 --> 00:21:21.186
ولي ما فهميديم که او اين نامه رو شش يا هشت ماه قبلتر فرستاده

00:21:22.480 --> 00:21:24.946
در روستاي من،افرادي بودن که مرده بودن

00:21:25.189 --> 00:21:27.755
و هرگز از جنوب برنگشتن

00:21:29.452 --> 00:21:32.019
ولي تا زمان  پايان جنگ

00:21:32.590 --> 00:21:37.123
خانواده هاي خيلي کمي اعلاميه مرگ از دولت دريافت کردند

00:21:37.922 --> 00:21:43.349
در اواخر اوت(اوايل شهريور)1968،لي زوان و رهبري ويتنام شمالي

00:21:43.469 --> 00:21:46.473
با اين وجود يک تهاجم ديگر به راه انداختند

00:21:46.597 --> 00:21:50.272
نتيجه مشابه تهاجمات تت و تت کوچک بود

00:21:52.061 --> 00:21:57.613
آنها 17000 نفر ديگر را از دست دادند

00:21:57.733 --> 00:22:00.452
به هزاران سرباز جديد تازه نفس دستور داده شد به جنوب بروند

00:22:00.569 --> 00:22:02.742
تا جاي آنان را بگيرند

00:22:02.905 --> 00:22:05.454
يک ويتنام شمالي بخاطر مياورد:

00:22:05.574 --> 00:22:08.043
"جنگ مثل يک حفره باز ديده ميشد

00:22:08.160 --> 00:22:12.256
هرچه تعداد بيشتري افراد جوان در انجا از دست ميرفتند،آنها تعداد بيشتر ميفرستادند".

00:22:13.624 --> 00:22:15.922
پسران برخي مقامات حزب

00:22:16.043 --> 00:22:19.798
و دوستانشان به خارج فرستاده ميشدند تا از خدمت وظيفه فرار کنند
اتحاد شوروي

00:22:19.922 --> 00:22:22.141
دانشجويان دانشگاه معاف ميشدند

00:22:22.258 --> 00:22:24.807
افراد پولدار به فراخوان کنندگان براي سربازي رشوه ميدادند

00:22:24.927 --> 00:22:27.180
تا فرزندانشان را ناديده بگيرند

00:22:27.304 --> 00:22:31.059
يا به پزشکان پول ميدادند تا آنها را براي خدمت نامناسب اعلام کنند

00:22:32.699 --> 00:22:35.433
برخي رهبران بچه هاشون رو به جبهه فرستادند

00:22:36.476 --> 00:22:38.009
ولي اونا در اقليت بودند

00:22:39.559 --> 00:22:41.692
اغلب بچه هاي سران

00:22:42.640 --> 00:22:44.506
مثل بچه هاي لي زوان

00:22:44.670 --> 00:22:47.203
براي تحصيل به اتحاد شوروي فرستاده شدند

00:22:48.534 --> 00:22:51.333
اغلب سربازان وظيفه افراد فقير نواحي روستايي بودند

00:22:51.453 --> 00:22:54.297
و اغلب پذيراي شعارها

00:22:54.456 --> 00:22:58.051
و وعده هاي انقلاب.

00:22:58.168 --> 00:23:00.341
هزاران جايگزين راه خود را

00:23:00.462 --> 00:23:02.260
بسمت جنوب از طريف مسير هوشي مين ميپيمودند

00:23:02.381 --> 00:23:05.681
و از کنار وسايل نقليه جزغاله شده و قبرستانهاي ارتش ميگذشتند

00:23:05.801 --> 00:23:09.977
سنگ قبرها بطور مرتب با اسامي مردگان

00:23:10.139 --> 00:23:12.437
و تاريخ مرگ هرکدام مشخص شده بود

00:23:14.393 --> 00:23:17.522
آنها با گروههاي کوچک از مردان مجروح مواجه ميشدند

00:23:17.646 --> 00:23:19.990
که در حال حرکت به سمت ديگر بودند

00:23:20.107 --> 00:23:22.781
افرادي بدون دست راه ميرفتند

00:23:22.902 --> 00:23:25.655
مردان بدون پا سوار کاميونهاي استتار شده بودند.

00:23:25.821 --> 00:23:28.199
سربازان کوري بودند

00:23:28.324 --> 00:23:32.500
و سايريني که بطور ترسناکي با ناپالم سوخته بودند

00:23:32.661 --> 00:23:35.130
يک مجروح از رمق افتاده به مردان جواني که به سمت ميدان جنگ ميرفتند گفت:

00:23:35.247 --> 00:23:39.753
"شما همه جور عيش و عشرت را در جنوب خواهيد ديد".

00:23:39.877 --> 00:23:43.302
يک افسر سياسي بخاطر مياورد:"همه وحشتزده شدند

00:23:43.422 --> 00:23:46.471
بخصوص وقتي که ما آن مردان را ديديم

00:23:46.592 --> 00:23:49.687
اون شبيه اون بود که داشتيم به آينده خودمان نظاره ميکرديم".

00:23:53.474 --> 00:23:55.897
جوانترين نماينده هيات نمايندگان نيوجرسي

00:23:56.018 --> 00:23:58.521
راي خود را براي انتخاب رئيس جمهور بعدي ايالات متحده ريچارد نيکسون

00:23:58.687 --> 00:23:59.688
به صندوق  ميندازد

00:23:59.813 --> 00:24:03.363
ما 18 راي بدست اورديم

00:24:03.525 --> 00:24:05.527
ديويد،ما اونو دوبرابر کرديم،18 تا

00:24:05.653 --> 00:24:08.031
ريچارد نيکسون براي بيش از دو دهه

00:24:08.197 --> 00:24:11.076
تبديل به يک چهره برجسته و جنجالي

00:24:11.200 --> 00:24:14.044
در سياست آمريکا شده بود

00:24:14.161 --> 00:24:16.414
او نماينده کنگره و سناتور شده بود

00:24:16.538 --> 00:24:19.508
و بيشتر به عنوان يک چهره به شدت ضد کمونيسم مطرح بود

00:24:19.625 --> 00:24:21.798
بعدا هشت سال

00:24:21.919 --> 00:24:24.968
بعنوان معاون رئيس جمهور دوايت آيزنهاور خدمت کرد

00:24:25.089 --> 00:24:27.933
او رقابت رياست جمهوري را با فاصله  کمي

00:24:28.050 --> 00:24:30.803
به جان کندي در 1960 باخت

00:24:30.928 --> 00:24:33.056
و بار ديگر دو سال بعد

00:24:33.222 --> 00:24:36.317
در تلاش براي فرمانداري کاليفرنيا شکست خورد.

00:24:36.433 --> 00:24:40.563
حرفه سياسيش به نظر به پايان رسيده بود

00:24:40.729 --> 00:24:44.779
ولي بعد،در يکي از خارق العاده ترين بازگشتها

00:24:44.900 --> 00:24:47.028
در تاريخ سياسي ايالات متحده

00:24:47.152 --> 00:24:49.496
او نسبت به رقبايش زرنگي بيشتر،مانور سياسي بهتر

00:24:49.613 --> 00:24:51.456
و کارزار تبليغاتي بهتري نشان داد

00:24:51.573 --> 00:24:56.249
تا اينکه نامزدي حزب جمهوريخواه را در 1968 ببرد

00:24:56.412 --> 00:24:58.210
Richard M. Nixon...

00:25:02.835 --> 00:25:05.679
گزينه اش براي معاونت رياست جمهوريش مرد مهيب و رجز خوان

00:25:05.796 --> 00:25:10.051
ولي عمدتا ناشناخته فرماندار مريلند اسپيرو آگنو بود.

00:25:12.136 --> 00:25:14.059
نيکسون براي خودش
اينگونه استدلال ميکرد

00:25:14.179 --> 00:25:17.683
که او همان مردي بود که ميتوانست يک آمريکاي چند تکه را با هم متحد کند

00:25:17.808 --> 00:25:21.733
و يک پايان با افتخار براي جنگ رقم زند.

00:25:21.854 --> 00:25:25.484
وقتي نيرومندترين کشور جهان ميتواند به مدت چهار سال

00:25:25.607 --> 00:25:29.487
در يک جنگ در ويتنام بدون هيچ پايان قابل مشاهده اي اسير ميشود

00:25:29.611 --> 00:25:31.506
وقتي ثروتمندترين کشور جهان نميتواند اقتصاد خودش را

00:25:31.530 --> 00:25:33.407
مديريت کند

00:25:33.532 --> 00:25:35.409
وقتي کشوري با بزرگترين سنت

00:25:35.534 --> 00:25:39.289
حکومت قانون درگير بي قانوني بيسابقه است;

00:25:39.413 --> 00:25:42.587
وقتي کشوري که بمدت يک قرن براي برابري

00:25:42.708 --> 00:25:44.130
فرصتها مشهور بوده است

00:25:44.293 --> 00:25:47.638
توسط خشونت نژادي بيسابقه پاره پاره ميشود

00:25:47.796 --> 00:25:49.798
و وقتي که رئيس جمهور ايالات متحده

00:25:49.965 --> 00:25:53.595
نميتواند به خارج يا هيچ شهر بزرگي در داخل بدون ترس از

00:25:53.719 --> 00:25:56.313
تظاهرات خصمانه مسافرت کند

00:25:56.472 --> 00:25:58.816
سپس زمان رهبري جديد

00:25:58.932 --> 00:26:00.525
براي ايالات متحده آمريکا فرا ميرسد

00:26:09.485 --> 00:26:11.487
از شيکاگو عصربخير ميگويم

00:26:11.612 --> 00:26:13.785
جاييکه سي و پنجمين همايش حزب دموکرات  ملي

00:26:13.906 --> 00:26:17.331
فردا با وعده آشوب و تهديد

00:26:17.493 --> 00:26:19.336
غير خشونت آميز درون اين عمارت افتتاح ميشود

00:26:19.453 --> 00:26:23.253
هر دو طرف سربازانشان را در يک صبح آرام

00:26:23.373 --> 00:26:25.546
براي مواجهه در شيکاگو حرکت ميدهند

00:26:25.667 --> 00:26:27.635
حدود 6000 نيروي ضربت ارتش

00:26:27.753 --> 00:26:30.552
ضد شورش و آماده براي عمليات

00:26:30.672 --> 00:26:34.176
سربازان ارتش بسمت مواضع سري در اطراف شهر

00:26:34.343 --> 00:26:36.846
بدنبال يکي از بزرگترين جابجاييها در تاريخ کشور  ميروند

00:26:39.556 --> 00:26:43.777
حدود 15 هزار معترض در شيکاگو گرد هم امده بودند

00:26:43.894 --> 00:26:47.273
اغلب براي نشان دادن نگرانيشان براي جنگ..

00:26:49.525 --> 00:26:52.529
برخي مصمم بودند تا گردهمايي را بهم زنند
تابلو نوشته:خوک براي رئيس جمهور

00:26:55.823 --> 00:26:59.544
ريچارد جي ديلي،شهردار حزب دموکرات شيکاگو

00:26:59.701 --> 00:27:03.422
مصمم بود تا در شهرش هيچ دردسري نباشد

00:27:05.249 --> 00:27:09.550
12 هزار پليس شيکاگويي به حال اماده باش بودند

00:27:09.711 --> 00:27:13.011
علاوه بر 6 هزار سرباز ارتش ايالات متحده

00:27:13.132 --> 00:27:16.807
6 هزار نيروي گارد ملي مسلح ديگر

00:27:16.927 --> 00:27:20.773
و هزار مامور اطلاعاتي از اف.بي.آي(پليس فدرال)

00:27:20.889 --> 00:27:24.018
سيا و ارتش هم حضور داشتند

00:27:25.477 --> 00:27:28.276
شهردار ديلي آمفي تئاتر شيکاگو را

00:27:28.397 --> 00:27:29.899
که در ان گردهمايي در حال برگزاري بود،قرنطينه کرد

00:27:30.065 --> 00:27:33.444
و به معترضين اجازه نداد تا در پارکهاي شهر

00:27:33.569 --> 00:27:36.163
راهپيمايي کنند يا بخوابند

00:27:37.573 --> 00:27:39.509
آيا شما قصد داريد تا بدون اجازه برويد

00:27:39.533 --> 00:27:40.653
اگر به شما اجازه ندهند؟

00:27:40.742 --> 00:27:42.085
برمبناي اين حقيقت که

00:27:42.244 --> 00:27:45.839
بمدت چندين ماه ما به اين شهر و اين مردم
رني ديويس،فعال ضد جنگ

00:27:45.956 --> 00:27:49.677
اطلاع داده ايم که ما ميخواهيم تظاهرات
رني ديويس،فعال ضد جنگ

00:27:49.793 --> 00:27:51.545
يک گردهمايي در شيکاگو

00:27:51.670 --> 00:27:54.139
تا نشان دهيم که جنگ را محکوم ميکنيم

00:27:54.256 --> 00:27:57.635
دهها هزار نفر از مردم  که به شهر شيکاگو ميايند

00:27:57.759 --> 00:27:59.511
آن مجوز را تشکيل ميدهند

00:28:01.555 --> 00:28:03.683
جنگ ما با نظامي گريه

00:28:03.807 --> 00:28:05.480
که در حال گسترش در اين کشوره

00:28:05.601 --> 00:28:08.445
در پاسخ به شکايتهاي سياسي و اجتماعي به حق

00:28:08.562 --> 00:28:10.439
با آوردن سربازان

00:28:10.564 --> 00:28:13.408
بجاي تلاش براي حل مسائل حقيقي و مشکلات حقيقي.

00:28:16.945 --> 00:28:19.145
به اسم امنيت،ازادي مطبوعات

00:28:19.198 --> 00:28:21.417
آزادي جنبش احتمالا تا جاييکه

00:28:21.533 --> 00:28:23.535
خود تظاهرکنندگان نگران شوند

00:28:23.660 --> 00:28:27.756
حتي آزادي بيان بشدت اينجا محدود شده  است.

00:28:27.873 --> 00:28:32.925
يک گردهمايي حزب دموکرات  در حال شروع در يک وضعيت پليسي است

00:28:33.045 --> 00:28:35.594
به نظر نميرسد که جور ديگري بتوان انرا شرح داد.

00:28:37.799 --> 00:28:40.177
خواهش ميکنم نمايندگان بنشينند

00:28:40.302 --> 00:28:42.225
معاون رئيس جمهور هوبرت هامفري

00:28:42.346 --> 00:28:45.850
جانشين منتخب رئيس جمهور جانسون، کانديداي منتخب حزب دموکرات بود

00:28:45.974 --> 00:28:50.104
او هميشه در جناح ليبرال حزبش ،يک قهرمان بوده است

00:28:50.229 --> 00:28:53.108
اما بدليل اينکه او وفادارانه از رئيس جمهور
نوشته روي عکس:برخي از تغيير سخن ميگويند،بقيه عاملش هستند

00:28:53.232 --> 00:28:57.078
و جنگ پشتيباني ميکرد،بسياري از نمايندگان و اغلب تظاهر کنندگان
نوشته روي عکس:برخي از تغيير سخن ميگويند،بقيه عاملش هستند

00:28:57.194 --> 00:29:01.244
در بيرون از عمارت گردهمايي،از رقيب ضد جنگش

00:29:01.365 --> 00:29:04.118
سناتور يوجين مک کارتي پشتيباني ميکردند

00:29:07.454 --> 00:29:09.877
در دومين شب گردهمايي

00:29:09.998 --> 00:29:12.046
پليس صدها تظاهرکننده را

00:29:12.167 --> 00:29:15.967
با استفاده از باتوم و گاز اشک اور به بيرون از پارک لينکلن راند

00:29:21.385 --> 00:29:24.155
نمايندگان نوارهاي پارچه اي سياه روي بازوهايشان بسته اند

00:29:24.179 --> 00:29:27.353
بعداز ظهر روز بعد،دموکراتها با هيجان

00:29:27.474 --> 00:29:31.945
قسمتي از برنامه سياستهاي حزبي را به بحث در مورد فراخوان براي پايان جنگ اختصاص دادند

00:29:32.062 --> 00:29:35.532
وقتي حاميان هامفري آنرا با اکثريت آرا رد کردند

00:29:35.691 --> 00:29:39.321
نمايندگان ضد جنگ به خروش درامدند

00:29:39.444 --> 00:29:41.923
که به نيويورک در اين تظاهرات خارق العاده

00:29:41.947 --> 00:29:46.418
احساسات ضد جنگ در کف سالن گردهمايي پيوسته اند

00:29:48.537 --> 00:29:50.848
تظاهرکنندگان  وقتي پليس تلاش داشت تا  مرد جواني را دستگير کند که

00:29:50.872 --> 00:29:53.125
سعي داشت پرچم امريکا را پاره کند،مقاومت کردند

00:29:53.250 --> 00:29:55.344
ببينين...اين کونيها رو ببينين

00:29:55.460 --> 00:29:57.258
پشتتونو به اين کونيها نکنين!

00:30:00.173 --> 00:30:04.019
#همه جا من صداي راهپيمايي ميشنوم. #

00:30:04.136 --> 00:30:05.488
پليسها همگي

00:30:05.512 --> 00:30:07.072
افرادي از محله هاي مجاور بودن..

00:30:07.139 --> 00:30:10.734
آدمهاي ايتاليايي،لهستاني،ايرلندي

00:30:10.851 --> 00:30:13.149
احتمالا برخي در ويتنام بوده اند

00:30:13.270 --> 00:30:14.692
و اگه اونا اونجا نبوده اند
فليپ کاپوتو،روزنامه نگار

00:30:14.813 --> 00:30:18.818
مطمئنا پسرعمو يا پسر خاله يا برادرهاشون اونجا بوده اند

00:30:18.942 --> 00:30:23.243
فليپ کاپوتو که همراه تفنگداران دريايي در ويتنام جنگيده بود

00:30:23.405 --> 00:30:25.157
حالا يک گزارشگر بود

00:30:25.282 --> 00:30:29.162
که وظيفه داشت درگيري در خيابانهاي آمريکا را پوشش خبري بدهد

00:30:29.286 --> 00:30:32.085
از اونايي فيلم بگير که دارن سنگ پرت ميکنن!

00:30:34.249 --> 00:30:36.172
خب يکهويي خيابونها پر ازين  بچه هايي شد که

00:30:36.293 --> 00:30:38.421
شبيه اين بچه دانشجوهايي نيستن که

00:30:38.587 --> 00:30:41.056
قراره از نظر پليس باشن

00:30:44.843 --> 00:30:46.483
و برخي ازونا اقدام به خرابکاري

00:30:46.595 --> 00:30:50.270
و فحاشي با صداي بلند کردند

00:30:50.432 --> 00:30:53.857
و فکر ميکنم خيلي از پليسها اونرو بعنوان

00:30:53.977 --> 00:31:00.280
سواستفاده از امتيازاتي که داشتن ميديدند و اونها رو تمسخر ميکردند

00:31:00.400 --> 00:31:01.697
اونا دارن ما رو تحريک ميکنن

00:31:01.818 --> 00:31:04.742
ولي ما نميخوايم که با اونها حالا مقابله کنيم،لطفا بيايد عقب

00:31:04.863 --> 00:31:07.036
# خب بعدا يک پسر بدبخت چيکار ميتونه بکنه #

00:31:07.157 --> 00:31:10.832
#غير از آواز خوندن براي گروه راک اند رول #

00:31:10.952 --> 00:31:13.705
# چون در شهر خوابالود لندن(در آمريکا) #

00:31:13.830 --> 00:31:17.050
#هيچ جايي براي مردان مبارز خياباني نيست #

00:31:17.167 --> 00:31:21.718
بريدعقب!بريدعقب!

00:31:33.517 --> 00:31:39.149
گزارشي هست روي فيلم از پارک مرکزي،درمرکز شهر شيکاگو.
ديويد برينکلي،ان.بي.سي نيوز

00:31:41.483 --> 00:31:43.827
آنروز عصر،هزاران تظاهر کننده,

00:31:43.944 --> 00:31:47.073
که از ورود به هرجايي نزديک گردهمايي منع شدند

00:31:47.197 --> 00:31:51.077
بجايش بسمت مقر اصلي حزب دموکرات در

00:31:51.201 --> 00:31:54.330
هتل هيلتون واقع در خيابان ميشيگان راهپيمايي کردند

00:31:54.454 --> 00:31:57.833
راهپيمايان بنظر ميرسه که از هرجايي اومدن

00:31:57.958 --> 00:32:01.303
و حالا دارن بسمت جنوب در خيابان ميشيگان حرکت ميکنن

00:32:01.420 --> 00:32:02.763
سمت مخالفي که

00:32:02.879 --> 00:32:06.679
پليس از قبل راه اونها رو سد کرده بود

00:32:08.844 --> 00:32:10.321
دستهاتونو بيارين بالا!

00:32:10.345 --> 00:32:11.847
دستارو نشون بده!

00:32:11.972 --> 00:32:13.189
بجنب

00:32:21.148 --> 00:32:22.946
بجنب حالا!
برو! برو!

00:32:23.066 --> 00:32:26.741
من در پيشگاه شما براي نامزدي حزب دموکرات

00:32:26.862 --> 00:32:29.536
بعنوان رئيس جمهور ايالات متحده

00:32:29.698 --> 00:32:33.919
نام سناتور يوجين جي مک کارتي از مينه سوتا را مطرح ميکنم

00:32:38.248 --> 00:32:42.469
در بالبو و خيابانهاي ميشيگان در مرکز شهر شيکاگو

00:32:42.586 --> 00:32:46.307
گاهي اوقات يک تظاهرات براي صلح در حال جريان بوده است.

00:32:46.423 --> 00:32:48.676
پليس اومده تا اونو درهم بکوبه

00:32:48.800 --> 00:32:51.269
گاردملي براي کمک فراخوانده شده است

00:33:17.245 --> 00:33:18.713
بگيرش!

00:33:18.830 --> 00:33:21.333
بگيرش! بگيرش!

00:33:29.925 --> 00:33:31.848
مردم جيغ ميزنن.

00:33:31.968 --> 00:33:33.404
من تلويزيونو روشن کردم

00:33:33.428 --> 00:33:35.239
فکر نميکنم من بعنوان يک دانشجوي يکسال مونده به آخر در دانشگاه

00:33:35.263 --> 00:33:36.560
خيلي آدم با فکر و ملاحظه اي بودم

00:33:36.681 --> 00:33:39.935
ولي فکر ميکردم که کشور از درزها و شکافهاش داشت از هم گسيخته ميشد
جيمز ويلبانکس،دانشگاه تگزاس A and M

00:33:40.060 --> 00:33:42.154
شبيه اين بود که ما داشتيم به ورطه جنون ميفتاديم
جيمز ويلبانکس،دانشگاه تگزاس A and M

00:33:43.980 --> 00:33:47.905
و نميتونستم بگم آيا اون معترضين بودن يا پليس

00:33:48.026 --> 00:33:49.026
يا اينکه همه ديوونه شده بودن؟

00:33:54.824 --> 00:33:57.452
در گردهمايي اغتشاش بيشتري وجود داشت

00:33:57.577 --> 00:34:00.547
برخي نمايندگان ضد جنگ که زماني به رابرت کندي مقتول

00:34:00.664 --> 00:34:03.793
متعهد بودند حالا حمايتشان را

00:34:03.917 --> 00:34:05.885
متمايل به کانديداي ديگري

00:34:06.002 --> 00:34:09.597
سناتور داکوتاي جنوبي جرج مک گاورن کرده بودند

00:34:09.714 --> 00:34:12.934
و با جرج مک گاورن بعنوان رئيس جمهور ايالات متحده

00:34:13.051 --> 00:34:16.897
ما مجبور نميبوديم تا تاکتيکهاي گشتاپو(پليس مخفي آلمان نازي)
سناتور آبراهام ربيکاف،از کانيتيکت

00:34:17.013 --> 00:34:20.768
را در خيابانهاي شيکاگو داشته باشيم

00:34:27.649 --> 00:34:29.993
سرود خواني مداوم توسط جمعيت:

00:34:30.110 --> 00:34:32.283
"کل دنيا نظاره ميکند"

00:34:32.404 --> 00:34:35.578
ليندون جانسون که در حال نظاره کردن به آن آشوب در تلويزيون بود

00:34:35.699 --> 00:34:37.542
تصميم گرفت تا به شيکاگو پرواز کند

00:34:37.659 --> 00:34:40.788
و خودش به رقابت بازگردد

00:34:40.912 --> 00:34:43.836
شهردار ديلي به رئيس جمهور گفت که او نمايندگان کافي در اختيار داشت تا

00:34:43.957 --> 00:34:45.800
نامزدي را ببرد

00:34:45.917 --> 00:34:50.172
ولي سرويس مخفي هشدار داد که نميتواند امنيت او را تضمين کند

00:34:54.718 --> 00:34:59.189
من به استراليا هفته آخر اوت 1968 براي استراحت و بهبودي رسيدم

00:34:59.347 --> 00:35:01.725
من هرگز واقعا نميخواستم تا براي استراحت و تجديد قوا برم

00:35:01.850 --> 00:35:04.353
فکر ميکردم که تو چطوري ميخواي تمدد اعصاب کني؟

00:35:04.477 --> 00:35:08.107
بنابراين من تلويزيونو روشن کردم و اولين صحنه

00:35:08.231 --> 00:35:10.359
تلويزوين روشن شد
ران فريزي،رئيس خدمه هليکوپتر

00:35:10.525 --> 00:35:12.994
اولين صحنه...دوربيني بود که
ران فريزي،رئيس خدمه هليکوپتر

00:35:13.111 --> 00:35:16.911
داشت نماي نزديک ميگرفت،روي شونه اين سرباز طوفان(نيروي ضربت در آلمان و نيز سري فيلمهاي جنگ ستارگان)

00:35:17.032 --> 00:35:19.205
که يک پسر رو از پشت سر با پيرهنش گرفته بود

00:35:19.367 --> 00:35:21.870
و اونو با باتومش ميزد

00:35:21.995 --> 00:35:24.999
و خون بود و همه جا آشوب و اغتشاش بود

00:35:25.123 --> 00:35:27.751
و بعد دوربين دور ميشد

00:35:27.876 --> 00:35:29.520
و اين اغتشاشات و نبردي که در جريان بود

00:35:29.544 --> 00:35:31.091
و  من گفتم:اوه خداي من

00:35:31.212 --> 00:35:32.885
روسها به چکسلواکي تجاوز کردند

00:35:33.048 --> 00:35:35.892
و بعد ايضا،ايضا،ايضا گردهمايي دموکراتيک شيکاگو

00:35:36.051 --> 00:35:37.769
ايالات متحده امريکا

00:35:37.886 --> 00:35:40.389
و گفتم..ميدوني در اون لحظه

00:35:40.513 --> 00:35:42.390
سياست زده بودم

00:35:52.442 --> 00:35:56.572
# چيزي داره اينجا رخ ميده#
بيرون هتل هيلتون

00:35:56.738 --> 00:35:59.867
#اونچيه دقيقا معلوم نيست #

00:35:59.991 --> 00:36:01.664
در اون لحظه از زمان

00:36:01.785 --> 00:36:04.834
من فهميدم که هر کسي که به آمريکا اهميت ميده

00:36:04.954 --> 00:36:08.208
به نصف دنيا اونورتر در جستجوي تعدادي اشباح

00:36:08.333 --> 00:36:11.212
در جنگل،کشتن مادر بزرگ يکي ديگه

00:36:11.336 --> 00:36:13.213
مطلقا بدون هيچ دليلي فرستاده شده.

00:36:13.338 --> 00:36:15.399
#اون صداي چيه،همه نگاه ميکنن ببينن اون پايين چه خبره #

00:36:15.423 --> 00:36:19.053
و در همين اثنا،کشورم داشت از هم گسيخته ميشد.

00:36:19.177 --> 00:36:21.020
بناببراين من کسيو ديدم که شبيه پدرمه

00:36:21.137 --> 00:36:22.559
داشت يکي ديگه رو کتک ميزد که شبيه من بود

00:36:22.681 --> 00:36:26.561
اوه،خداي من،من بايد طرف کي ميبودم؟

00:36:26.685 --> 00:36:29.985
خطوط نبردي در حال ترسيمه #

00:36:30.105 --> 00:36:36.408
# هيچکسي جانب حق نيست اگه همه دارن اشتباه ميکنن #

00:36:36.528 --> 00:36:40.283
#افراد جوون دارن با افکار خودشون حرف ميزنن #

00:36:40.407 --> 00:36:44.412
#با مقاومت بسيار زيادي از پشت سر مواجه ميشن #

00:36:44.536 --> 00:36:45.536
# وقتشه ما بس کنيم#

00:36:45.620 --> 00:36:47.167
در پايان

00:36:47.288 --> 00:36:50.258
هامفري در نخستين راي گيري برنده شد

00:36:50.375 --> 00:36:52.798
او به رسانه ها گفت که
چقدر خوشوقت بود

00:36:52.961 --> 00:36:56.966
ولي او به همسرش اعتراف کرد که گردهمايي او را

00:36:57.090 --> 00:37:00.811
با احساس دلشکستگي،خورد و خمير شدن و فرسودگي تنها گذاشت

00:37:00.969 --> 00:37:03.063
انگار که او از کشتي شکسته نجات پيدا کرده بود

00:37:05.140 --> 00:37:07.734
يک شوراي تحقيقاتي رياست جمهوري اعلام کرد
آنچه که در شيکاگو رخ داده

00:37:07.851 --> 00:37:12.072
شک شورشي بود که پليس عامل ايجاد ان بود ولي در يک نظرسنجي موسسه گالوپ

00:37:12.188 --> 00:37:15.442
56 درصد آمريکاييها روش پليس در مواجهه با

00:37:15.567 --> 00:37:19.162
تظاهرکنندگان را تاييد کردند

00:37:19.320 --> 00:37:23.450
و وقتي ريچارد نيکسون خواست تا کارزار انتخاباتيش را با يک کاروان موتوري

00:37:23.575 --> 00:37:25.703
از ميان بخش لوپ شيکاگو(مرکز مالي)آغاز کند

00:37:25.827 --> 00:37:30.333
نزديک به نيم ميليون شيکاگويي  براي تشويق او ازدحام کردند

00:37:37.589 --> 00:37:39.512
سلام،مامان بابا

00:37:39.632 --> 00:37:41.805
من واقعا نميتونم درمورد اين کشور چيز زيادي

00:37:41.926 --> 00:37:43.553
بغير ازين بگم که کشتزارهاي برنج بو ميدن

00:37:43.678 --> 00:37:48.024
و تنها کيلومترها و کيلومترها خالي از هرچيز بغير از شاليزارهاي برنجه.

00:37:48.141 --> 00:37:49.518
و اونا توش با کانالهاي آب زهکشي کردند

00:37:49.642 --> 00:37:50.642
واقعا منظره باحالي داره

00:37:50.685 --> 00:37:52.232
ما از ميون اونا با نفربرهاي زرهيمون رد ميشيم

00:37:52.353 --> 00:37:54.697
و تو اونا شيار درست ميکنيم و هرچيز ديگه رو.

00:37:58.943 --> 00:38:02.823
در 29 اوت(شهريور)يک روز پس از درگيري پليس و تظاهرکنندگان

00:38:02.947 --> 00:38:06.702
در شيکاگو،سرباز 20 ساله مايکل هولمز

00:38:06.826 --> 00:38:10.126
به ويتنام رسيد

00:38:10.246 --> 00:38:14.217
او متولد و بزرگ شده شهر کوچک ويليامزويل

00:38:14.334 --> 00:38:16.883
در مرکز رشته کوههاي اوزارک در ميزوري بود

00:38:17.045 --> 00:38:19.389
پدر و مادرش فروشگاه همه چيز فروشي را اداره ميکردند

00:38:19.547 --> 00:38:22.141
جايي که مايکل هر روز بعد از مدرسه در آن کار ميکرد

00:38:22.258 --> 00:38:26.183
او در رودخانه ها شنا ميکرد،آهو و سنجاب شکار ميکرد

00:38:26.304 --> 00:38:29.274
و بطور مرتب با دختري بنام دارلين قرار ميگذاشت

00:38:29.390 --> 00:38:33.270
او با ماندن در دبيرستان مشکل داشت

00:38:33.394 --> 00:38:36.898
مدرسه فوق ديپلم را باتمام نرساند و در نتيجه

00:38:37.065 --> 00:38:40.945
فورا به خدمت نظام وظيفه در ارتش فراخوانده شد

00:38:41.069 --> 00:38:46.200
در ويتنام او به يک جوخه از سواره نظام زرهي هفدهم

00:38:46.324 --> 00:38:49.669
از تيپ پياده نظام سبک اسلحه 196 ماموريت يافت

00:38:49.786 --> 00:38:52.335
که در يک پايگاه توپخانه دور افتاده

00:38:52.455 --> 00:38:57.586
واقع در 35 کيلومتري جنوب دانانگ موسوم به بالدي قرار داشت

00:38:57.710 --> 00:39:00.088
خب شما ميپرسيد که اندازه بالدي چقدر بود؟

00:39:00.255 --> 00:39:02.929
خب اون فقط حدودا اندازه ويلمزويل

00:39:03.091 --> 00:39:06.220
و شايد يک خورده بزرگتر باشه

00:39:06.344 --> 00:39:10.520
من براي شما عکسي از خودم و يک مشت از ديگر بچه ها فرستادم

00:39:14.352 --> 00:39:16.070
اون واقعا انقدر بد نيست

00:39:16.187 --> 00:39:17.814
يکجورايي دوسش دارم

00:39:17.939 --> 00:39:19.941
اون فقط از خونه دوره

00:39:20.108 --> 00:39:21.781
و هر چيزي که من دوسش ندارم

00:39:25.071 --> 00:39:28.917
خانواده و دوستان در ويليامزويل دورهم جمع شدند تا به گزارشهاي

00:39:29.033 --> 00:39:31.377
مايکل از ويتنام گوش دهند

00:39:31.494 --> 00:39:35.749
و براي او از انچه که در خانه رخ ميدهد با پر کردن نوار آگاه کنند

00:39:35.874 --> 00:39:38.798
ما همه امشب همراه پدر و مادرت  اينجا هستيم

00:39:38.960 --> 00:39:42.134
و فکر کرديم که همگي چيزي برات بگيم

00:39:42.255 --> 00:39:47.136
و تو بتوني صدامونو بشنوي و مثل اينکه حس کني در خونه هستي

00:39:47.260 --> 00:39:48.136
و ما منتظر آينده هستيم

00:39:48.261 --> 00:39:49.558
سلام مايک

00:39:49.679 --> 00:39:51.532
من اخيرا بارها به شکار سنجاب رفته ام

00:39:51.556 --> 00:39:53.650
و خيلي زياد ازونا کشته ام

00:39:53.808 --> 00:39:57.028
خب کوههاي اوزارک واقعا در اين وقت سال زيبا به نظر ميرسه

00:39:57.145 --> 00:39:58.442
منتظر آينده هستم تا تو را ببينم

00:39:58.563 --> 00:40:00.163
اوه من جري هستم مايک

00:40:00.273 --> 00:40:03.447
فکر ميکنم ريکي وکارول بهم زدن مايک

00:40:03.568 --> 00:40:05.320
ريکي اون واقعا حالا سرگردانه

00:40:05.486 --> 00:40:08.239
مايک من گلندا هستم

00:40:08.364 --> 00:40:11.538
من يک دوست پسر پيدا کردم و اسمش دنيه

00:40:11.659 --> 00:40:12.831
و

00:40:12.994 --> 00:40:14.587
مايک من گلنم

00:40:14.704 --> 00:40:16.957
همه اين پسراي ديگه در مورد شکار صحبت ميکنن

00:40:17.081 --> 00:40:18.799
من ميخوام در مورد دخترا صحبت کنم

00:40:18.917 --> 00:40:21.716
دخترها و ماشينهاي سريع

00:40:21.836 --> 00:40:24.840
جين بولبري براش ي بونويل جديد گرفته

00:40:24.964 --> 00:40:28.343
مايکل من مادرتم

00:40:28.468 --> 00:40:31.813
اين عکسي که برامون فرستادي واقعا خوب بود ،اون مثل خودت بنظر ميرسه

00:40:31.930 --> 00:40:35.776
من حتي اون سبيلت رو هم دوست دارم و فکر نميکردم دوست داشته باشم

00:40:35.892 --> 00:40:37.360
و ما دلمون برات خيلي تنگ شده

00:40:37.518 --> 00:40:39.455
من پدرتم که دارم صحبت ميکنم

00:40:39.479 --> 00:40:44.235
فکر ميکنيم که تو حالت خوب باشه فقط ,جايي که به تو مربوط نيست

00:40:44.359 --> 00:40:46.953
سرک نکش

00:40:47.070 --> 00:40:50.449
که يک تله انفجاري يا چيزي گير بياري

00:40:50.573 --> 00:40:54.623
اين نوار داره تموم ميشه،خوب فعلا خداحافظ

00:41:02.377 --> 00:41:06.177
ما خيلي از اين کلبه ها( به معني فاحشه خانه )رو امروز خاکستر کرديم

00:41:06.297 --> 00:41:09.426
که متعلق به اين مردمي بود که با ما همکاري نميکردن،
ميدوني.

00:41:09.550 --> 00:41:11.223
اره،من واقعا من واقعا اونو درک نميکنم

00:41:11.344 --> 00:41:16.475
چون اگه،اگه اونا ،ميدوني ،ويت کنگ نيستن

00:41:16.599 --> 00:41:19.603
و ما اون کارو با اونا بکنيم،ميدوني،با اونا بد رفتار کرديم

00:41:19.727 --> 00:41:21.695
بعدا اونا به ويت کنگ تبديل خواهند شد

00:41:21.813 --> 00:41:23.315
ارتش همه چيزو برعکس انجام ميده

00:41:29.904 --> 00:41:34.080
يک روز صبح در آن پاييز،نفربرهاي زرهي متعدد از جوخه سواره نظام

00:41:34.200 --> 00:41:37.124
با احتياط بسمت بالاي بزرگراه شماره يک بمت دانانگ حرکت کردند

00:41:37.245 --> 00:41:41.625
مايکل هولمز سوار بر نفربر دوم بود

00:41:50.508 --> 00:41:55.230
نفربر او به يک بمب 136 کيلويي دفن شده زيرزمين جاده برخورد کرد

00:41:55.346 --> 00:41:58.600
سه تن از دوستانش فورا کشته شدند

00:41:58.766 --> 00:42:00.985
هولمز به بيرون پرت شد

00:42:01.102 --> 00:42:05.403
و 5 ساعت بعد در يک بيمارستان به هوش امد

00:42:08.609 --> 00:42:10.611
سلام،مامان،بابا

00:42:10.778 --> 00:42:11.995
منم

00:42:12.113 --> 00:42:13.911
تا اين لحظه نميدونستم

00:42:14.032 --> 00:42:17.286
که حقيقتا جنگي در اينجا جريان داشت

00:42:17.410 --> 00:42:21.165
من فقط فکر ميکردم ممکنه اونا دارن بازي ميکنن يا همچين چيزي.

00:42:21.289 --> 00:42:24.793
ولي تونستم  با اونا برخورد داشته باشم و با دو تا از اين آدمها دوست شدم

00:42:24.959 --> 00:42:26.961
من اونا را واقعا بخوبي ميشناختم

00:42:27.086 --> 00:42:28.647
و لطفا  در مورد آسيب من نگران نباشيد

00:42:28.671 --> 00:42:31.720
چون انقدر بد اسيب نديده ام

00:42:31.841 --> 00:42:35.141
دو تا مدال قلب بنفش ديگه و من از ميدان نبرد دور خواهم بود

00:42:35.261 --> 00:42:38.982
و فکر ميکنم شايد همراه هم از کشور خارج شيم

00:42:44.479 --> 00:42:49.906
شش ماه بعد،مايکل هولمز در حال گشت بود،او سرباز جلوي ستون بود

00:42:50.026 --> 00:42:54.156
در آنزمان توسط يک سرباز ويتنام شمالي کشته شد.

00:43:02.580 --> 00:43:04.628
اينجا ايالت لانگان است

00:43:04.749 --> 00:43:08.049
از 1962 اينجا يک زمين آزمايش مهم

00:43:08.169 --> 00:43:10.263
براي برنامه آرام سازي است

00:43:10.379 --> 00:43:15.135
در ميان کشتزارهاي هموار برنج و درختان نارگيل، لاک تينمات قرار دارد

00:43:15.259 --> 00:43:18.809
کدخداي ده ميگه که تنها سربازان بيشتر خواهند تونست براي مردمش در مقابل ويت کنگ

00:43:18.930 --> 00:43:20.603
امنيت بيارن

00:43:20.723 --> 00:43:21.975
او اضافه ميکنه که در طي شب,

00:43:22.100 --> 00:43:25.195
چريکها از خانه اي به خانه ديگر ميروند و ماليات جمع ميکنند

00:43:25.353 --> 00:43:29.153
دولت ممکنه که ادامه دادن به آرام سازي رو ترک کرده باشه

00:43:29.273 --> 00:43:31.150
ويت کنگ کار خود را رها نکرده اند

00:43:31.275 --> 00:43:34.370
ليز تروتا،ان.بي.سي نيوز از ويتنام جنوبي

00:43:36.030 --> 00:43:38.704
از انجايي که ويت کنگ به شدت در تهاجم تت

00:43:38.825 --> 00:43:42.329
و دو تهاجم متعاقب آن به شدت ضعيف شده بود

00:43:42.453 --> 00:43:44.205
ژنرال آبرامز بر اين باور بود که

00:43:44.372 --> 00:43:47.000
صدها هزار سرباز ويتنام جنوبي

00:43:47.125 --> 00:43:49.799
حالا ميتوانند آزادانه امنيت نواحي روستايي را تامين کنند

00:43:49.919 --> 00:43:52.763
و حمايت براي دولت در سايگون را کسب کنند

00:43:54.674 --> 00:43:57.598
ولي امنيت دائم تا زمانيکه

00:43:57.718 --> 00:44:00.892
زيرساخت سياسي ويت کنگ

00:44:01.013 --> 00:44:03.766
جمع کنندگان ماليات و کدخداهاي ده

00:44:03.891 --> 00:44:06.735
فراريان و جاسوسان و هواداران

00:44:06.853 --> 00:44:11.654
کشته،دستگير يا تا تغيير جبهه تعقيب شوند ممکن نبود

00:44:11.774 --> 00:44:17.907
سيا براي انجام آن برنامه ققنوس را ايجاد کرده بود

00:44:18.030 --> 00:44:20.954
روستاييان توييزوان در محوطه مدرسه

00:44:21.075 --> 00:44:22.748
روستا جمع شده اند

00:44:22.910 --> 00:44:26.255
در انجا بازجويان تيمهايي از دولت سعي ميکنند

00:44:26.414 --> 00:44:28.917
تا از ميان آنان اعضاي ويت کنگ را

00:44:29.041 --> 00:44:30.793
که اينجا زندگي ميکنند جدا کنند

00:44:30.918 --> 00:44:34.172
اينجور از عمليات ققنوس يک رويداد هفتگي

00:44:34.297 --> 00:44:37.141
در نواحي در سراسر ويتنام جنوبي است

00:44:39.719 --> 00:44:41.517
ستوان وينسنت اوکاموتو پس از بهبودي زخمهايش

00:44:41.637 --> 00:44:45.608
يک افسر اطلاعاتي وابسته

00:44:45.766 --> 00:44:48.940
به اين برنامه شد

00:44:49.061 --> 00:44:50.414
برنامه ققنوس با فرض اين حقيقت بود که

00:44:50.438 --> 00:44:52.708
ويتنام شماليها وقتي اونا به ويتنام جنوبي ميرن

00:44:52.732 --> 00:44:54.234
از طريق مسير هوشي مين پايين ميان

00:44:54.358 --> 00:44:55.919
اونا مثل آمريکاييها غريبه  بودند

00:44:55.943 --> 00:44:59.447
اونا عوارض زمين رو نميشناختن،اونا مردم را نميشناختن

00:44:59.572 --> 00:45:02.792
خب بخاطر ابنکه اونا در عمل موثر باشن

00:45:02.950 --> 00:45:05.123
اونها به زيرساخت ويت کنگ نياز داشتن

00:45:05.286 --> 00:45:09.587
و بنابراين اون پروژه قرار بود اون افرادو نابود کنه

00:45:09.707 --> 00:45:12.301
و من فکر ميکنم اون خيلي زياد معقول بود.

00:45:14.295 --> 00:45:17.469
کمونيستها فکر ميکردند ققنوس خيلي موثر بود

00:45:17.590 --> 00:45:20.059
اونها اونرو بصورت يک تهديد مهم

00:45:20.176 --> 00:45:22.474
براي موجوديت انقلاب ميديدند

00:45:22.595 --> 00:45:27.066
چون تا حدي که شما ميتونستين يک چيز تيز دستتون بگيرين
استوارت هرينگتون،مشاور ارتش

00:45:27.183 --> 00:45:28.856
و ويت کنگ رو بيرون بيارين
استوارت هرينگتون،مشاور ارتش

00:45:28.976 --> 00:45:31.149
ويت کنگ در سايه رو،دولت در سايه رو

00:45:31.312 --> 00:45:34.441
بعدا روشهاي کنترلشون رو بر جمعيت غيرنظامي

00:45:34.565 --> 00:45:36.613
در جنوب در حد يک ضربه مرگبار بود

00:45:38.945 --> 00:45:41.869
فشاري که برنامه ققنوس بر ويت کنگ وارد ميکرد

00:45:41.989 --> 00:45:46.244
باعث ايجاد علائم خطرناکي از انچه که يک مقام کمونيست آنرا

00:45:46.369 --> 00:45:50.499
بعنوان "تزلزل"در ميان نيروهايش در دلتاي مکونگ توصيف کرد شد

00:45:50.623 --> 00:45:54.298
افسردگي،دلسردي و بدمستيهاي گسترده

00:45:54.418 --> 00:45:58.468
حتي در ميان افرادي شد که درحال اعزام به جنگ بودند

00:46:00.007 --> 00:46:03.853
ولي هدفگذاري ققنوس تنها به اندازه اي خوب بود که اطلاعات

00:46:03.970 --> 00:46:09.318
برمبناي ان بناگذاشته شده بود و آن بسيار متنوع بود

00:46:09.433 --> 00:46:12.812
اين فيلم ساخته شده توسط يک فيلمبردار روزنامه نگار سي بي اس

00:46:12.937 --> 00:46:15.941
در چند هفته پيش نشان ميدهد که برخي قواي ويتنام جنوبي

00:46:16.065 --> 00:46:17.362
در حال بازجويي يک پيرمرد هستند که

00:46:17.483 --> 00:46:19.702
بعنوان يک مقام دون پايه ويت کنگ شناخته شده است

00:46:22.029 --> 00:46:23.257
در برنامه ققنوس

00:46:23.281 --> 00:46:27.331
آمريکاييها در مقام مشورتي خدمت ميکردند

00:46:27.451 --> 00:46:30.671
اغلب کارهاي عملياتي بر عهده

00:46:30.788 --> 00:46:34.213
يگانهاي شناسايي ايالتي ويتنام جنوبي گذاشته شده بود..

00:46:34.333 --> 00:46:36.210
the PRUs...

00:46:36.377 --> 00:46:38.675
که گاهي اوقات بيشتر دوست داشتند

00:46:38.796 --> 00:46:43.302
تا حسابهاي قديمي را تصفيه کنند تا اينکه کمونيستها را ريشه کن کنند

00:46:45.261 --> 00:46:48.310
اون ترسناک بود چرا که ميتونست مورد سواستفاده قرار بگيره

00:46:48.431 --> 00:46:51.685
و ازش سواستفاده شد

00:46:51.809 --> 00:46:56.440
باري ديگر،نوايغ در سايگون از کامپيوترهاشون استفاده ميکردند

00:46:56.564 --> 00:47:00.034
تا با فهرستهاي سياه(ليست اسامي مظنونين) بيان

00:47:02.069 --> 00:47:04.663
شما ليست رو ميگرفتيد و شما اونو با بقيه افسران اطلاعاتي در اون بخش

00:47:04.780 --> 00:47:06.703
بررسي ميکرديد

00:47:06.824 --> 00:47:09.577
و سعي ميکرديد اون اطلاعات رو يکي کنيد

00:47:09.702 --> 00:47:11.704
شب بعد يا چند شب بعد

00:47:11.829 --> 00:47:14.252
يک دسته از گاوچرونها از يگانهاي شناسايي ايالتي ويتنام جنوبي به اونجا ميرفتن

00:47:14.415 --> 00:47:17.965
و ميدوني،در رو ميکوبيدن

00:47:18.085 --> 00:47:19.382
"مسخره روز آوريل(کسي که در روز اول آوريل آلت تفريح ميشود)مادر قحبه"

00:47:19.503 --> 00:47:20.503
و بوم

00:47:22.131 --> 00:47:23.724
هيچ پاسخگويي واقعي در کار نبود

00:47:27.011 --> 00:47:29.639
بعدا،مدير برنامه ققنوس

00:47:29.764 --> 00:47:33.234
براي کنگره تاييد کرد که هيچ کس نميداند چند نفر

00:47:33.351 --> 00:47:37.948
از بيش از 20 هزار نفري که کشته شده بودند،بيگناه بودند.

00:47:40.107 --> 00:47:42.326
و هرچند اين برنامه در تضعيف

00:47:42.443 --> 00:47:45.322
زيرساخت ويت کنگ موفق بود

00:47:45.446 --> 00:47:48.120
دولت وين وان تيو  مثل هميشه

00:47:48.240 --> 00:47:50.208
نامحبوب باقي ماند

00:47:53.120 --> 00:47:56.465
يک راي گيري در ايالت دلتايي(دلتاي رود مکونگ) لانگان

00:47:56.624 --> 00:48:00.845
نشان ميداد 35% مردم حاضر بودند که به تيو راي بدهند

00:48:00.961 --> 00:48:04.966
20% از جبهه آزادي بخش ملي طرفداري ميکردند

00:48:05.091 --> 00:48:09.892
و 45% از هر کسي يا شخصي طرفداري ميکردند

00:48:10.012 --> 00:48:12.435
که با هر دوي ويت کنگ

00:48:12.556 --> 00:48:16.402
و رژيم تحت حمايت آمريکا در سايگون مخالف باشد

00:48:21.065 --> 00:48:22.567
در ويتنام زخمي وجود دارد

00:48:22.691 --> 00:48:24.785
که خونريزيش متوقف نميشود

00:48:24.902 --> 00:48:30.409
من دارم در مورد فرياد مرگ و زخم جنگ صحبت ميکنم

00:48:30.533 --> 00:48:32.501
ما نيمديم که با تو صحبت کنيم آقاي همفري

00:48:32.618 --> 00:48:34.416
ما آمده ايم که تو را بازداشت کنيم

00:48:34.537 --> 00:48:36.084
حالا شما زماني برابر با من(براي صحبت) داشته ايد

00:48:36.205 --> 00:48:37.205
خفه شو!

00:48:39.166 --> 00:48:42.761
کارزار انتخاباتي رياست جمهوري هوبرت هامفري به دردسر افتاده بود

00:48:42.878 --> 00:48:46.348
ريچارد نيکسون در نظرسنجيها به راحتي پيش افتاده بود

00:48:46.507 --> 00:48:48.350
و از مناظره سرباز ميزد

00:48:48.467 --> 00:48:51.016
او  در خفا به سه تن از سخنراني نويسهايش گفت:

00:48:51.137 --> 00:48:53.060
من به اين نتيجه رسيده ام که هيچ راهي براي پيروزي

00:48:53.180 --> 00:48:56.684
وجود ندارد

00:48:56.809 --> 00:48:58.607
ولي ما مجبوريم خلاف اين مطلب را بگوييم

00:48:58.727 --> 00:49:01.731
فقط براي اينکه برخي اهرمهاي چانه زني را حفظ کنيم

00:49:01.856 --> 00:49:06.157
مشکل روبه فزون هامفري يک کانديداي حزب ثالث بود

00:49:06.277 --> 00:49:07.654
جرج والاس

00:49:07.778 --> 00:49:10.827
فرماندار طرفدار جدايي سفيد و سياه آلاباما.

00:49:10.948 --> 00:49:14.248
او مطمئن بود که برخي از راي دهندگان سفيد پوست را

00:49:14.368 --> 00:49:17.713
که معمولا به حزب دموکرات راي ميدادند از انها جدا و به خود متمايل ميکند

00:49:17.830 --> 00:49:21.880
هامفري ترديدهايش را در مورد جنگ  از اول محرمانه

00:49:22.042 --> 00:49:26.218
با جانسون درميان گذاشته بود ولي او هميشه سرسختانه در ملا عام

00:49:26.338 --> 00:49:27.555
وفادار باقي مانده بود

00:49:27.715 --> 00:49:31.470
حالا مشاورانش به او گفتند در صورتيکه خواهان پيروزي ميباشد

00:49:31.594 --> 00:49:33.767
او مجبور است رابطه اش با رئيس جمهور را بهم بزند

00:49:33.888 --> 00:49:37.563
و يک موضع بيباکانه نسبت به پايان جنگ بگيرد

00:49:39.393 --> 00:49:42.488
او در 30 سپتامبر(مهر ماه) خواستار توقف کامل

00:49:42.605 --> 00:49:45.324
بمباران ويتنام شمالي شد

00:49:45.441 --> 00:49:47.864
من بمباران ويتنام شمالي را

00:49:47.985 --> 00:49:51.239
بعنوان يک ريسک قابل قبول براي صلح متوقف ميکردم

00:49:51.405 --> 00:49:56.002
چون معتقدم آن ميتوانست منجر به موفقيت در مذاکرات

00:49:56.118 --> 00:49:57.916
و بدانوسيله کوتاه شدن جنگ شود.

00:49:58.078 --> 00:50:01.958
اين ميتوانست به بهترين نحو از سربازانمان حفاظت کند

00:50:02.082 --> 00:50:05.427
جانسون حس کرد که به او خيانت شده و از صحبت کردن با معاون

00:50:05.544 --> 00:50:07.717
رياست جمهوري خودش براي مدتي سرباز زد

00:50:09.089 --> 00:50:12.810
ولي رئيس جمهور خودش در 31 اکتبر(آبانماه)درست 5 روز

00:50:12.927 --> 00:50:16.431
پيش از انتخابات يک اعلاميه غافلگيرانه صادر کرد

00:50:18.599 --> 00:50:22.695
او همه بمباران ويتنام شمالي متوقف ميکرد

00:50:22.811 --> 00:50:26.441
او گفت که يک پيشرفت اساسي در پاريس در جريان بوده است

00:50:26.565 --> 00:50:30.741
هانوي براي اولين بار با مذاکره با سايگون موافقت کرده بود

00:50:30.861 --> 00:50:35.458
و ايالات متحده موافقت کرده بود تا ويت کنگ هم شامل اين مذاکرات شود

00:50:35.616 --> 00:50:41.123
ناگهان به نظر ميرسيد که صلح امکان پذير است

00:50:41.288 --> 00:50:43.006
هامفري شادمان بود

00:50:43.123 --> 00:50:45.922
تعداد آرايش طي يکشب افزايش يافت

00:50:46.043 --> 00:50:50.389
او مطمئن بود که حالا قادر است از نيکسون سبقت بگيرد

00:50:50.506 --> 00:50:53.851
ولي بعد در 2 نوامبر(آبانماه)

00:50:53.968 --> 00:50:57.723
فقط سه روز مانده به رفتن آمريکاييها پاي صندوق راي

00:50:57.846 --> 00:51:00.690
رئيس جمهور تيو ناگهان اعلام کرد

00:51:00.808 --> 00:51:03.903
که دولت ويتنام جنوبي سرانجام

00:51:04.019 --> 00:51:06.272
در مذاکرات مفروض شرکت نميکند

00:51:08.148 --> 00:51:10.651
يک نماينده از کارزار انتخاباتي نيکسون

00:51:10.818 --> 00:51:14.698
در هيات نظارت شخصي کانديدا بطور مخفيانه

00:51:14.822 --> 00:51:16.290
با دولت سايگون تماس گرفته بود

00:51:16.407 --> 00:51:19.206
و اصرار ميکرد تيو از مذاکرات کنار بکشد

00:51:19.326 --> 00:51:22.000
و وعده ميداد زمانيکه نيکسون انتخاب شود

00:51:22.162 --> 00:51:26.338
او مذاکرات سخت تري با هانوي نسبت به هامفري  اداره ميکرد

00:51:26.458 --> 00:51:31.840
به لطف ابزار شنودي که سيا در دفتر سايگون تيو کار گذاشته بود

00:51:31.964 --> 00:51:35.514
و استراق سمع اف.بي.آي در سفارت ويتنام جنوبي

00:51:35.634 --> 00:51:39.480
در واشنگتن،جانسون از انچه اتفاق افتاده بود خبردار شد

00:51:39.597 --> 00:51:41.850
و با دوستش اورت ديکسون

00:51:42.016 --> 00:51:44.360
رهبر اقليت جمهوريخواه سنا تماس گرفت

00:51:44.518 --> 00:51:49.240
تا به او هشدار دهد که افراد نيکسون مرتکب خيانت ميشدند

00:51:49.356 --> 00:51:51.236
من دارم دستشونو ميخونم،اورت
ليندون جانسون،رئيس جمهور ايالات متحده

00:51:51.275 --> 00:51:53.118
نميخوام اينو به کارزار انتخاباتي بکشونم

00:51:53.235 --> 00:51:54.532
درسته
اورت دريکسون،رهبر اقليت جمهوريخواه سنا

00:51:54.653 --> 00:51:55.880
و اونها نبايد اينکارو بکنن

00:51:55.904 --> 00:51:56.951
اين خيانته.ميدونم

00:51:57.072 --> 00:51:59.166
و فکر ميکنم اون آمريکا رو شوکه کنه

00:51:59.283 --> 00:52:03.129
اگه يک کانديداي اصلي درحال بازي با منبعي مثل اين

00:52:03.245 --> 00:52:04.622
در موضوعي به اين مهمي باشه

00:52:04.747 --> 00:52:05.873
اره

00:52:06.040 --> 00:52:07.212
من اينو ميدونم

00:52:07.374 --> 00:52:09.968
که اونا دارن با يک قدرت خارجي

00:52:10.085 --> 00:52:11.302
در وسط يک جنگ تماس ميگيرن

00:52:11.420 --> 00:52:12.421
اين اشتباهه

00:52:12.546 --> 00:52:13.763
و اون يک اشتباه بد لعنتيه

00:52:16.383 --> 00:52:17.179
آقاي رئيس جمهور؟
ريچارد نيکسون،نامزد جمهوريخواهان

00:52:17.301 --> 00:52:18.177
بله
ليندون جانسون،رئيس جمهور ايالات متحده

00:52:18.302 --> 00:52:19.975
من ديک نيکسونم
بله،ديک

00:52:20.095 --> 00:52:21.392
من همين حالا به يک جلسه مطبوعاتي رفتم

00:52:21.555 --> 00:52:26.857
و گفتم که من به شما شخصا اطمينان ميدم

00:52:26.977 --> 00:52:30.026
که هر کار ممکنيو انجام ميدم تا با هر دو طرف

00:52:30.147 --> 00:52:33.071
پيش از انتخابات و در صورتيکه انتخاب بشم پس از انتخابات همکاري کنم

00:52:33.192 --> 00:52:34.569
فقط ميخواستم تو بدوني

00:52:34.693 --> 00:52:37.867
که من بسيار بسيار زياد به اين اعتقاد دارم

00:52:37.988 --> 00:52:41.492
و هرگونه شايعاتي

00:52:41.617 --> 00:52:45.372
درمورد کسي که سعي داره

00:52:45.496 --> 00:52:46.964
درمورد رويکرد سايگون خرابکاري کنه

00:52:47.081 --> 00:52:48.378
مطمئنا هيچ

00:52:48.499 --> 00:52:52.754
تا اونجا که بمن مربوطه مطلقا هيچ اعتباري نداره

00:52:52.920 --> 00:52:54.137
اون..اون

00:52:54.254 --> 00:52:55.722
من خيلي خوشحالم که اينو ميشنوم،ديک

00:52:55.839 --> 00:52:58.683
چون اون داره رخ ميده

00:52:58.801 --> 00:53:02.431
خداي من،من هرگز هيچکاري نميکنم تا سايگون رو تشويق کنم

00:53:02.596 --> 00:53:04.157
تا پاي ميز مذاکرات نياد،چون اساسا

00:53:04.181 --> 00:53:06.434
اون چيزيه که تو بدست اوردي

00:53:06.558 --> 00:53:07.650
خب،اين خوبه ديک

00:53:07.768 --> 00:53:09.736
ما مجبور شده ايم تا اين جنگ لعنتيو از صحنه برداريم

00:53:09.853 --> 00:53:12.248
هرچه سريعتر بهتر و گور پدر اعتبار سياسي.

00:53:12.272 --> 00:53:13.273
حرفمو باور کن

00:53:13.399 --> 00:53:14.399
خيلي ممنون،ديک

00:53:18.529 --> 00:53:21.999
نيکسون داشت دروغ ميگفت و جانسون از آن با خبر بود

00:53:22.116 --> 00:53:23.993
ولي براي مطرح کردن اين اطلاعات با مردم

00:53:24.118 --> 00:53:26.792
رئيس جمهور مجبور ميبود روشهايي که از طريق آن

00:53:26.912 --> 00:53:28.004
او از دورويي کانديد جمهوريخواه

00:53:28.122 --> 00:53:31.296
با خبر شده بود را فاش کند

00:53:31.458 --> 00:53:33.881
او نميخواست انکار را انجام دهد

00:53:34.002 --> 00:53:37.506
راز نيکسون محفوظ ميماند

00:53:37.631 --> 00:53:39.759
به مردم آمريکا هرگز گفته نميشد که

00:53:39.883 --> 00:53:44.138
رژيمي که براي آن 35 هزار آمريکايي کشته شده بودند

00:53:44.263 --> 00:53:46.607
مصمم شده بود تا مذاکرات صلح را تحريم کند

00:53:46.724 --> 00:53:50.274
تا به انتخاب نيکسون کمک کند يا اينکه او مصمم شده بود

00:53:50.394 --> 00:53:55.992
تا پايان دادن به  اين خونريزي را بخاطر انتخاب شدن به تاخير اندازد.

00:53:56.108 --> 00:54:00.488
در ساعت10:45 دقيقه امروز صبح بوقت استاندارد شرقي
زنده از مقر اصلي نيکسون

00:54:00.654 --> 00:54:05.751
ريچارد ميلهاس نيکسون در روز انتخابات برنده رياست جمهوري

00:54:05.868 --> 00:54:09.293
با 43/4 درصد آرا شد

00:54:09.413 --> 00:54:13.418
هوبرت هامفري 42/7 درصد آرا را کسب کرد

00:54:17.755 --> 00:54:20.884
مانور سري کارزار انتخاباتي نيکسون ممکن است به او کمک کرده باشد تا

00:54:21.008 --> 00:54:24.433
برنده انتخابات شود،ولي ترس رئيس جمهور منتخب اين بود که
نيکسون برنده ميشود
تضمين ميکند تا کشور را متحد کند

00:54:24.553 --> 00:54:27.682
آن مانور و حرکت ممکن است روزي فاش شود

00:54:27.848 --> 00:54:30.192
و باعث بي آبروييش شود

00:54:33.854 --> 00:54:36.448
نيو پيش از موافقت با فرستادن يک نماينده به پاريس

00:54:36.565 --> 00:54:41.696
چندين هفته پس از انتخابات منتظر ماند

00:54:41.862 --> 00:54:46.709
در انجا همه چيز لنگ اين شده بود تا ترتيب صندليها مشخص شود

00:54:46.867 --> 00:54:51.668
ويتنام شماليها بر يک ميز چهارگوش با اضلاع جداگانه

00:54:51.789 --> 00:54:55.214
براي همه طرفهاي مذاکره اصرار داشته بودند

00:54:55.375 --> 00:54:59.926
هانوي،ويت کنگ،سايگون و ايالات متحده.

00:55:00.047 --> 00:55:05.224
سايگون از مشارکت سرباز زد مگر اينکه هانوي و ويت کنگ

00:55:05.344 --> 00:55:07.688
در يک طرف ميز بنشينند

00:55:07.805 --> 00:55:11.730
اين وضعيت بلاتکليفي 10 هفته طول کشيد

00:55:14.645 --> 00:55:18.570
اين شوروي بود که نهايتا با راه حلي پيش آمد:

00:55:18.732 --> 00:55:20.905
يک ميز گرد.

00:55:26.281 --> 00:55:28.750
نوع جراحت اورژانسيه،زخمهاي ترکش

00:55:30.327 --> 00:55:32.170
منطقه ناامنه

00:55:35.791 --> 00:55:37.088
سرتو پايين نگهدار

00:55:39.294 --> 00:55:41.137
يک مقدار تيراندازي به سمت ماست

00:55:44.132 --> 00:55:47.602
شما اين بچه هاي 19 ساله
رو با اين قلبهاي بزرگ دارين

00:55:47.719 --> 00:55:50.768
اونا هر کاري که ازشون بخواين انجام خواهند داد

00:55:50.889 --> 00:55:55.144
مساله اينه که آيا شما دارين از اونا ميخواين کاريو انجام بدن که ارزشمند باشه؟

00:55:55.269 --> 00:55:56.395
اون به بزرگسالان بستگي داره

00:55:56.520 --> 00:55:58.864
و اين همونجايي که شکست ميخوره

00:55:58.981 --> 00:56:01.450
شکست اين نيست که اين بچه ها بگن:"من نميخوام اين کارو بکنم"

00:56:01.608 --> 00:56:03.986
چون اين با شخصيتشون سازگار نيست

00:56:04.111 --> 00:56:06.330
19 ساله ها نميدونن تا يک کت باروني بپوشن

00:56:06.446 --> 00:56:07.993
وقتي هوا بارونيه؟خيلي خوب
کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي

00:56:08.115 --> 00:56:10.413
اين دليليه که چرا اونا درجنگجو بودن انقدر خوبن
کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي

00:56:10.534 --> 00:56:12.002
اونا اين کارو انجام خواهند داد

00:56:12.119 --> 00:56:13.479
اونا حتي يک سوال از شما   نخواهند کرد

00:56:14.872 --> 00:56:17.295
"خيلي خوب،ما اونکارو انجام خواهيم داد"

00:56:17.457 --> 00:56:20.131
اين مسوليت برعهده بزرگترهاست تا مطمئن بشن

00:56:20.294 --> 00:56:21.796
جان اونها تلف نميشه

00:56:21.920 --> 00:56:25.891
چون اونا آنکاريو انجام ميدن که بهشون گفته شده واونا اونکارو بخوبي انجام خواهند داد

00:56:28.802 --> 00:56:32.648
کارل مارلنتز در آستوريا،ايالت اورگون متولد شد

00:56:32.764 --> 00:56:35.984
و پسر يک کهنه سرباز نبرد بالج(آخرين تهاجم هيتلر به غرب در جنگ دوم جهاني)بود

00:56:36.101 --> 00:56:38.980
او به نيروهاي احتياط تفنگداران دريايي تابستان قبل ملحق شده بود

00:56:39.146 --> 00:56:41.023
سال اول ورودش به دانشگاه ييل.

00:56:41.148 --> 00:56:45.324
مشتاق بود تا خودش را اثبات کند و از کشورش دفاع کند

00:56:45.485 --> 00:56:47.362
وقتي او بورسيه تحصيلي براي دانشگاه آکسفورد(در انگليس) شد

00:56:47.487 --> 00:56:50.991
نيروي دريايي به او اجازه داد تا رفتنش به ماموريت نظامي به تعويق بيفتد

00:56:51.158 --> 00:56:54.833
و بجاي خدمت در ويتنام،او در پاييز 1967

00:56:54.953 --> 00:56:59.208
به آکسفورد رفت.

00:56:59.333 --> 00:57:01.335
چند ماه پس از رسيدنش به انجا

00:57:01.460 --> 00:57:05.055
او به والدينش در خانه نامه نوشت:

00:57:05.172 --> 00:57:06.892
"با نگراني کمي

00:57:06.965 --> 00:57:10.219
در حال نوشتن اين نامه هستم

00:57:10.344 --> 00:57:12.346
من از بورسيه تحصيليم منصرف شده ام

00:57:12.512 --> 00:57:16.767
و از 3 مي در ماموريت جنگي خواهم بود

00:57:16.892 --> 00:57:20.317
همانطور که ميدانيد من فکر ميکنم ايالات متحده  از بابت بودن در اين جنگ

00:57:20.437 --> 00:57:22.280
مطلقا در اشتباه است

00:57:22.397 --> 00:57:24.946
افراد زيادي بدون هيچ دليل موجهي کشته ميشوند

00:57:25.067 --> 00:57:29.573
من ميتوانم تنها حس رو به فزون خشم و نا اميدي

00:57:29.696 --> 00:57:32.074
و حس کاملي از درماندگي داشته باشم

00:57:33.784 --> 00:57:39.382
من در حقيقت در حال پنهان شدن بوده ام و ديگر اينکار را نخواهم کرد

00:57:39.498 --> 00:57:44.379
گمان ميکنم در حال انجام يک کار بسيار غير اخلاقي هستم

00:57:44.544 --> 00:57:45.636
من در حال شرکت در

00:57:45.754 --> 00:57:48.052
يکي از بزرگترين جنايات قرن حاضر هستم

00:57:48.173 --> 00:57:52.974
و من کاري چنان فراتر از نااميدي،ناخشنودي

00:57:53.095 --> 00:57:56.645
و يک حس بي معني انجام خواهم داد که من تنها مجبورم قدردان

00:57:56.765 --> 00:57:59.439
کل سال گذشته ام باشم

00:57:59.559 --> 00:58:02.278
از حالا به بعد منطقم دچار تغيير خواهد شد

00:58:04.231 --> 00:58:06.108
من ميتوانم کاري انجام دهم

00:58:06.233 --> 00:58:08.907
که اينه که ميتوانم نهايت تلاشم را انجام دهم  تا 40 نفر ازين بچه ها را

00:58:09.027 --> 00:58:11.325
زنده از ويتنام خارج کنم

00:58:11.446 --> 00:58:14.871
و اگر مجبور باشم به يک ماشين شيطاني براي انجام ان تبديل شوم

00:58:14.992 --> 00:58:16.835
بعد سوگند به خدا که خواهم شد

00:58:19.913 --> 00:58:23.884
اونا دوستام بودن،بچه هايي که باهاشون آموزش ديدم

00:58:24.001 --> 00:58:28.757
فکر ميکردم مثل اينه که اونا رو از خودم نا اميد ميکنم

00:58:28.880 --> 00:58:31.804
اينکه با ملحق نشدن به اونها و عدم مشارکت در باري که روي دوش اونها بود

00:58:31.925 --> 00:58:34.974
يک فرد نجيب نميبودم

00:58:35.095 --> 00:58:37.974
اون ترکيبي از مسائل مختلف بود چون من اونجا ميرفتم و مردم رو  ميکشتم

00:58:38.098 --> 00:58:39.896
براي ميدوني،اين دليليه که من اونکارو کردم؟

00:58:41.935 --> 00:58:43.562
آيا تو مردم رو ميکشي
تابلونوشته:جنگ را متوقف کنيد،سرباز گيري را متوقف کنيد

00:58:43.687 --> 00:58:45.735
در صورتيکه تو کاملا مطمئن نيستي اون درسته؟
تابلونوشته:جنگ را متوقف کنيد،سرباز گيري را متوقف کنيد

00:58:45.856 --> 00:58:49.326
و درصورتيکه کشورت کاملا مطمئن نيست که اون کار درستيه؟
چند پني براي برنامه رفاهي کودکان کم درامد،ميلياردها دلار براي بمبها!
کودکان براي سوزاندن نيستند،

00:58:49.443 --> 00:58:53.573
اگه وجداني وجود نداره ،تو اونکارو انجام ميدي؟
چند پني براي برنامه رفاهي کودکان کم درامد،ميلياردها دلار براي بمبها!
کودکان براي سوزاندن نيستند،

00:58:54.202 --> 00:58:56.302
تو نبايد بکشي

00:58:56.450 --> 00:58:57.918
من در پايگاه نظامي فورت لوئيس در ايالت واشنگتن بودم

00:58:58.035 --> 00:59:01.881
و کانادا باندازه فاصله 90 دقيقه اي با اتوبوس اونورتر بود

00:59:01.997 --> 00:59:04.250
من براي مامان و بابام نامه نوشتم و تقاضاي پول کردم

00:59:04.374 --> 00:59:07.423
درخواست پاسپورتم کردم
تيم اوبراين،ارتش

00:59:07.544 --> 00:59:09.967
و اونها اونچيزا رو مجددا بدون هيچ سوالي فرستادند
تيم اوبراين،ارتش

00:59:10.088 --> 00:59:11.728
سوالي مثل اينکه تو پاسپورتو براي چي ميخواي؟

00:59:11.798 --> 00:59:13.345
اونا فقط فرستادنش

00:59:13.467 --> 00:59:14.889
و من همه اونچيزارو پهلوي هم گذاشتم

00:59:15.010 --> 00:59:17.763
ازجمله لباسهاي غيرنظاميو در چمدان قفل دارم گذاشتم

00:59:17.888 --> 00:59:19.606
با اين فکر که شايد شايد اونکارو بکنم

00:59:21.641 --> 00:59:24.235
اين به نوعي"شايد اتفاقي در پيش باشه"

00:59:24.352 --> 00:59:27.856
در سراسر اين تمرينات هرچه رفتن به ويتنام نزديکتر

00:59:27.981 --> 00:59:30.450
و نزديکتر و نزديکتر ميشد وجود داشت

00:59:30.567 --> 00:59:33.787
چه چيزي مانع من از انجام اون ميشد؟

00:59:33.904 --> 00:59:37.204
فکر ميکنم اون کاملا ساده و احمقانه بود

00:59:37.324 --> 00:59:40.828
اون ترس از شرمندگي

00:59:40.994 --> 00:59:45.374
ترس از تمسخر و تحقير شدن بود

00:59:47.084 --> 00:59:49.428
دوست دختر من و اون مردم در قهوه خانه گابلر(پرخور)

00:59:49.544 --> 00:59:53.014
در مرکز شهر ورثينگتون راجع من چي فکر ميکردن.

00:59:54.674 --> 00:59:56.768
اين بچه هاي کيواني و بچه هاي کلوب کانتري

00:59:56.885 --> 00:59:59.183
و اون شهر کوچکي که من در اون رشد کردم

00:59:59.346 --> 01:00:01.690
چيزايي که اونا راجع من ميگفتن.

01:00:01.807 --> 01:00:07.735
چقدر بزدل و چقدر دختر صفت بود براي اينکه به کانادا رفت

01:00:07.854 --> 01:00:10.698
#اون زمان معصوميت بود#

01:00:10.816 --> 01:00:12.534
و من مامان و بابامو تصور ميکنم

01:00:12.692 --> 01:00:15.866
چيزايي مثل اون به گوششون ميخوره

01:00:15.987 --> 01:00:19.332
#خيلي وقت پيش اون بايد ميبود#

01:00:19.449 --> 01:00:22.919
من نميتونستم شجاعت نه گفتن رو

01:00:23.036 --> 01:00:32.639
به اون مردم بدون نام و بدون چهره که واقعا در اصل

01:00:32.754 --> 01:00:36.725
ايالات متحده امريکا بود رو داشته باشم

01:00:36.842 --> 01:00:40.392
و نميتونستم به اونا نه بگم

01:00:40.554 --> 01:00:46.402
و مجبورم تا حالا ميدوني بمدت چهل سال باهاش زندگي کنم

01:00:46.518 --> 01:00:52.196
اون زمان زيادي براي زندگي با عذاب وجدان

01:00:52.315 --> 01:00:57.287
و ضعف اعصابه

01:00:57.404 --> 01:01:01.079
و کابوس ويتنام براي من اون بمبها

01:01:01.241 --> 01:01:02.538
و اون گلوله ها نيست

01:01:11.334 --> 01:01:15.089
اون ضعف اعصابه

01:01:15.213 --> 01:01:16.760
اينکه من خيلي پشيمونم

01:01:27.934 --> 01:01:32.815
پاييز 1968 احتمالا سخت ترين اوقاتي بود که داشتم

01:01:35.984 --> 01:01:42.959
زندگي روزمره ما تقلا براي زنده ماندن بود

01:01:43.116 --> 01:01:50.500
جيره غذاييمون سه فنجان برنج در هر روز بود
هال کوشنر،اسير جنگي

01:01:51.917 --> 01:01:56.013
ما روي تشک بزرگي از ني خيزران(بامبو) ميخوابيديم

01:01:56.129 --> 01:02:00.100
گاهي اوقات 10 يا 12 نفر روي يک تشک بودند

01:02:00.217 --> 01:02:02.436
و ما مريض احوال بوديم

01:02:02.552 --> 01:02:04.600
ما خيلي ناخوش بوديم

01:02:04.721 --> 01:02:09.147
چهار نفر طي

01:02:09.309 --> 01:02:10.811
يک ماه مردند

01:02:10.936 --> 01:02:13.655
و بعد دو نفر ديگه بمدت خيلي کمي از اون مردن

01:02:16.316 --> 01:02:18.694
13 آمريکايي

01:02:18.818 --> 01:02:22.618
طي زمان اقامت سروان هال کوشنر در اردوگاههاي اسارت جنگلي

01:02:22.739 --> 01:02:24.286
در ويتنام جنوبي مردند

01:02:25.659 --> 01:02:28.583
او دکتر بود ولي هيچ دارويي نداشت

01:02:28.703 --> 01:02:31.297
بدون آنتي بيوتيک يا محلول سرم نمکي

01:02:31.414 --> 01:02:33.667
که با ان رفقايش را درمان کند

01:02:33.833 --> 01:02:38.213
همه کاري که او ميتوانست بکند اين بود که هر کدام را در يک تابوت خيزران دفن کند

01:02:38.338 --> 01:02:41.968
و مطمئن شود که آن محل با ستوني از سنگهاي

01:02:42.092 --> 01:02:44.720
آغشته به مرکوکروم مشخص شود

01:02:46.972 --> 01:02:49.725
ما هيچ چيزي براي خوردن نداشتيم

01:02:49.849 --> 01:02:53.604
و فکر ميکردم که من داشتم ديوونه ميشدم

01:02:53.728 --> 01:02:56.982
خب ما دور اون آتيش کوچيک نشسته بوديم

01:02:57.107 --> 01:02:59.075
و گربه فرمانده اردوگاه رو ديديم

01:02:59.192 --> 01:03:00.694
که آزادانه در اردوگاه ول ميگشت

01:03:00.819 --> 01:03:02.116
و اون به محل ما اومد

01:03:02.237 --> 01:03:04.239
و ما داشتيم از گشنگي ميمرديم

01:03:04.364 --> 01:03:07.709
بنابراين يکي پيشنهاد کرد"بيايد اون گربه رو بخوريم"

01:03:10.036 --> 01:03:11.128
پس ما اون گربه رو کشتيم

01:03:12.747 --> 01:03:16.126
و سرش رو قطع کرديم و پنجه هاشو قطع کرديم

01:03:16.251 --> 01:03:19.551
و ما اين لاشه کوچيک رو داشتيم که حدود 900 گرم وزن داشت

01:03:19.671 --> 01:03:23.721
و يکي از محافظين پايين اومد و ما بهش گفتيم که اون راسو بود

01:03:23.842 --> 01:03:26.311
و ما به اون سنگي زديم و اونو کشتيم

01:03:26.428 --> 01:03:28.055
و بعد اون دوروبرو نگاه کرد

01:03:28.179 --> 01:03:31.479
و يکي غفلت کرده بود تا يکي از پنجه ها رو دفن کنه

01:03:31.599 --> 01:03:33.067
و اون پنجه رو ديد

01:03:33.226 --> 01:03:36.776
و اون فورا فهميد که اون گربه فرمانده اردوگاه بوده

01:03:36.896 --> 01:03:39.365
و اوضاع خيلي وخيم شد

01:03:41.484 --> 01:03:44.579
اونا ما رو به خط کردند و گفتن کي اينکارو کرده؟

01:03:44.696 --> 01:03:45.913
هيچکس چيزي نگفت

01:03:46.072 --> 01:03:47.949
فکرميکردم اونا ميخوان هممونو بکشن

01:03:48.074 --> 01:03:49.872
فورا اعداممون ميکنن

01:03:49.993 --> 01:03:55.090
و يکي از اون افراد که سردسته اين قضيه بود

01:03:55.248 --> 01:03:57.421
گفت که اون اينکارو کرده

01:03:57.542 --> 01:04:01.012
و من گفتم که منهم اينکارو کردم

01:04:01.129 --> 01:04:03.257
و ما همه گفتيم اين کارو کرديم

01:04:03.381 --> 01:04:05.224
من اسپارتاکوسم،ميدوني؟(اشاره به سکانسي از فيلم اسپارتاکوس که در پاسخ به فرمانده رومي که چه کسي اسپارتاکوس است، همه بردگان گفتند من اسپارتاکوسم)

01:04:05.342 --> 01:04:06.969
اين همون بود

01:04:07.093 --> 01:04:11.223
بنابراين اونا از اون فرد و من خواستند که بيرون بيايم

01:04:11.348 --> 01:04:14.818
و اون محافظ به اون لگد زد و کتکش زد تا به زمين افتاد

01:04:14.934 --> 01:04:16.982
و بدون ترحم فقط اونو ميزد

01:04:18.480 --> 01:04:21.859
و اونا با مشت به صورتم ميزدن و به اندازه اي

01:04:21.983 --> 01:04:23.826
که اونو ميزدن منو نزدن

01:04:23.943 --> 01:04:27.868
و بعد منو خيلي محکم با سيم تلفن به  يک کلبه بستن

01:04:27.989 --> 01:04:31.493
و منو يک روز رها کردن

01:04:31.618 --> 01:04:35.418
و لاشه اون گربه رو انداختن دور گردنم

01:04:35.538 --> 01:04:37.040
و انقدر ديوونه شده بودم که فکر ميکردم

01:04:37.165 --> 01:04:39.133
"شايد اونا ميخوان به من اجازه بدن تا اين گربه رو بخورم"

01:04:39.292 --> 01:04:41.795
ولي مجبور بودم تا دفنش کنم

01:04:41.920 --> 01:04:47.017
خب اون رفيقي که اونا خيلي بدجور کتکش زدند دو هفته بعد مرد

01:04:48.510 --> 01:04:52.356
ولي از نظر من تراژدي اين بود که ما به اون گربه نرسيديم

01:04:58.311 --> 01:05:00.564
سايگون بعنوان پايتخت کشوري در حال جنگ

01:05:00.688 --> 01:05:04.192
پر است از تعداد بسيار زيادي از مردان جوان

01:05:04.317 --> 01:05:07.321
در سن سربازي با لباسهاي غيرنظامي پر زرق و برق.

01:05:07.445 --> 01:05:10.745
اونا معروف به گاوچرانهاي سايگون هستند

01:05:10.865 --> 01:05:14.335
اين يک اقتصاد بهره مند از جنگ با محرک حواله زوري

01:05:14.452 --> 01:05:15.795
پول آمريکاييه

01:05:15.912 --> 01:05:17.459
اونها اينرو يک سال خوب در سايگون حساب ميکنند

01:05:17.580 --> 01:05:19.878
زمانيکه قيمتها تا 25 درصد بالا ميرود.

01:05:24.003 --> 01:05:25.676
سالهاي حضور آمريکا

01:05:25.797 --> 01:05:30.052
و دهها ميليارد دلار آمريکايي که همراه  ان آمد

01:05:30.176 --> 01:05:32.679
اکثر ويتنام جنوبي را تغيير داد

01:05:32.846 --> 01:05:36.476
اقتصاد کاذبي خلق کرد که کاملا به آن

01:05:36.599 --> 01:05:40.149
حضوري که داشت دائمي ميشد وابسته بود

01:05:40.270 --> 01:05:43.490
از زمانيکه ايالات متحده ساخت و ساز بزرگش را در اواسط دهه 60 آغاز کرد

01:05:43.606 --> 01:05:46.029
کالاهايي بارزش ميليونها دلار هر ماه

01:05:46.192 --> 01:05:47.785
وارد اين کشور ميشد

01:05:47.902 --> 01:05:50.826
برخي اقتصاد دانان ميگويند که 10 درصد يا بيشتر اين محموله

01:05:50.947 --> 01:05:53.541
به مجاري توزيع بازار سياه منحرف ميشود

01:05:57.328 --> 01:05:59.877
با چنان پول زيادي که بداخل کشور جريان ميداشت

01:05:59.998 --> 01:06:03.172
فساد و جرم و جنايت بطور اجتناب ناپذيري رشد کرد

01:06:05.795 --> 01:06:08.093
مقامات دولتي فاسد بودند

01:06:08.214 --> 01:06:11.058
همينطور بسياري از افسران ارتش ويتنام جنوبي.

01:06:11.217 --> 01:06:14.562
به افراد پليس نميشد اعتماد کرد

01:06:17.765 --> 01:06:21.770
چه کساني از جنبه مالي جنگ منتفع ميشدند؟

01:06:22.937 --> 01:06:24.439
ژنرالها

01:06:24.564 --> 01:06:26.737
اينرو انکار نکنيد
فان کوانگ تو،سايگون

01:06:26.900 --> 01:06:30.245
بعد اونا پول گرفتن،بعد اونا ثروتمندتر شدن
فان کوانگ تو،سايگون

01:06:30.403 --> 01:06:35.660
ما واژه اي داريم و من از اون استفاده ميکنم،اونها منفعت بران جنگ بودند

01:06:35.783 --> 01:06:39.959
از تيو و کي گرفته تا هر رده.

01:06:40.079 --> 01:06:42.548
ويتناميها يک مثلي داشتند:

01:06:42.665 --> 01:06:45.760
يک خونه از سقف تا پايين چکه ميکنه.

01:06:50.798 --> 01:06:55.599
و اون البته روششون براي اشاره کردن بطور مستتر
استوارت هرينگتون،مشاور ارتش

01:06:55.720 --> 01:06:59.270
به مشکل هميشگي و آزار دهنده فساده.

01:06:59.432 --> 01:07:04.734
اونا داشتند از ما ميدزديند و به هرکسي ميفروختند

01:07:04.854 --> 01:07:06.494
هليکوپتر دو نفره،تو يکي از اونا ميخواي؟

01:07:06.606 --> 01:07:09.576
اونها اونو در يک جعبه رو پشتشون ميگذاشتن

01:07:09.692 --> 01:07:13.947
اگه شما زياد چونه ميزديد ميشد 12000 دلار اونو گرفت

01:07:15.365 --> 01:07:19.040
فساد در اونجا همه گير بود
جو گالووي،روزنامه نگار

01:07:19.160 --> 01:07:22.289
و ما تحملش ميکرديم

01:07:22.413 --> 01:07:26.793
چندين تن کالاي آمريکايي بنادر سايگون روي هم انباشته شده بود

01:07:26.960 --> 01:07:30.464
برخي نظاميان آمريکايي هم منفعت ميبردند

01:07:30.630 --> 01:07:34.476
محصولات آمريکايي از درهاي پشتي فروشگاههاي ارتش آمريکا خارج شد

01:07:34.592 --> 01:07:37.596
در تنها يکسال

01:07:37.720 --> 01:07:44.023
بازار سياه 2 ميليارد دلار براي ارتش ايالات متحده ارزش داشت

01:07:44.143 --> 01:07:46.987
تاثير جنگ الگوهاي باستاني زندگي ويتنامي

01:07:47.146 --> 01:07:49.114
را از هم گسيخته بود

01:07:49.232 --> 01:07:52.202
شهرها تا نقطه انفجار مملو از مردم

01:07:52.318 --> 01:07:55.162
کنده شده از زمين و ارزشهاي اجدادي

01:07:55.280 --> 01:07:57.578
يک اجتماع روستايي بود

01:07:57.699 --> 01:08:00.327
ولي انها هيچ چيزي براي جايگزيني آنها نداشتند

01:08:00.451 --> 01:08:03.625
پيش از رسيدن سربازان ايالات متحده

01:08:03.746 --> 01:08:07.751
هشت نفر از ده ويتنام جنوبيايي در روستاها زندگي ميکردند

01:08:07.875 --> 01:08:11.175
تا پايان دهه 1960

01:08:11.337 --> 01:08:15.717
تقريبا نيمي از آنها درون مناطق شهري  مجتمع شدند

01:08:15.842 --> 01:08:19.847
جمعيت سايگون به سه ميليون نفر يعني سه برابر افزايش يافت

01:08:20.013 --> 01:08:24.268
نيمي از پناهندگان سرپناه دائمي نداشتند

01:08:26.686 --> 01:08:29.360
وبا و حصبه هزاران نفر را کشت

01:08:31.899 --> 01:08:35.654
کودکان گرسنه در خيابانها پرسه ميزدند و در آشغالها جستجو ميکردند،گدايي ميکردند

01:08:35.778 --> 01:08:40.033
بدنبال کاري براي انجام دادن يا جيبي براي زدن ميگشتند

01:08:40.199 --> 01:08:44.705
دهها هزار زن جوان خانه هاي روستاييشان را ترک کردند

01:08:44.871 --> 01:08:50.002
و به سايگون امدند تا دختران شاغل در مشروب فروشيها يا فاحشه شوند

01:08:54.505 --> 01:08:55.882
دولت کمونيستي در هانوي

01:08:56.007 --> 01:08:58.055
سعي داشت تا حداکثر بهره برداري را از آن بکند

01:08:58.217 --> 01:09:02.688
و ايالات متحده و دولت دست نشانده اش در سايگون را

01:09:02.805 --> 01:09:05.900
به نابودي فرهنگ ويتنامي در جنوب متهم ميکرد

01:09:09.604 --> 01:09:13.199
ولي شهروندان سايگون
بسيار آزادتر

01:09:13.316 --> 01:09:14.784
از ويتنام شماليها بودند

01:09:14.901 --> 01:09:19.247
مردم ويتنام جنوبي ميتوانستند ديدگاههايشان له

01:09:19.364 --> 01:09:20.832
يا عليه حکومتشان در صفحات

01:09:20.948 --> 01:09:25.954
صدها روزنامه و مجله بيان کنند

01:09:26.079 --> 01:09:29.424
و آنها تظاهراتي عليه و در تقبيح

01:09:29.582 --> 01:09:33.553
فساد گسترده و تقاضا براي آزادي مذهبي

01:09:33.670 --> 01:09:36.093
و رفتار بهتر با کهنه سربازان برگزار ميکردند

01:09:40.093 --> 01:09:43.472
با وجود همه اين مشکلات،يک مرد بخاطر مياورد:

01:09:43.596 --> 01:09:48.067
سايگون کثيف و آزاد بود.

01:09:56.813 --> 01:09:59.680
وقتي سربازي به جبهه ميره

01:10:01.963 --> 01:10:03.430
و اولين دشمنش رو ميکشه

01:10:06.118 --> 01:10:08.085
اون واقعا ترسيده

01:10:14.954 --> 01:10:18.220
اون واقعا ترسيده
وين گوک(از ارتش ويتنام شمالي)

01:10:19.045 --> 01:10:20.145
چون کشتن کسي وحشتناکه
وين گوک(از ارتش ويتنام شمالي)

01:10:20.181 --> 01:10:21.981
ولي بعد شما بهش عادت ميکنين

01:10:24.456 --> 01:10:25.456
جنگ

01:10:26.603 --> 01:10:29.403
توحش رو در مردم بيدار ميکنه

01:10:35.067 --> 01:10:36.733
من مدت زيادي در جنگل بودم

01:10:38.205 --> 01:10:39.938
حيوانات اونقدر وحشي نيستند

01:10:41.732 --> 01:10:43.766
ببرها اونقدر وحشي نيستن

01:10:46.613 --> 01:10:49.746
ببرها وقتي ميکشتند که نياز به خوردن داشته باشند

01:10:50.924 --> 01:10:52.057
ولي مردم همديگرو به اين دليل

01:10:54.237 --> 01:10:56.604
که گرسنه هستند نميکشند

01:10:58.900 --> 01:11:01.300
وقتي مردم ميکشند و ناقص العضو ميکنند

01:11:03.794 --> 01:11:05.894
اون توحش جنگه

01:11:20.443 --> 01:11:23.367
در دلتاي مکونگ با تراکم جمعيتي بالا

01:11:23.529 --> 01:11:28.205
جنگ در نواحي روستايي ناگهان شديد شد

01:11:28.367 --> 01:11:30.586
ژنرال آبرامز،به فرمانده

01:11:30.703 --> 01:11:35.049
لشکر پياده نهم،ژنرال جولين جي. ايول

01:11:35.166 --> 01:11:37.919
ماموريت نابودي بقاياي ويت کنگ

01:11:38.044 --> 01:11:40.342
در جنوب سايگون را محول کرد

01:11:40.463 --> 01:11:44.889
عملياتش قطار سريع السير ناميده شد

01:11:46.719 --> 01:11:51.350
ايول گفت:"در رويکرد (جلب)قلبها و اذهان ميتوان  مبالغه کرد

01:11:51.474 --> 01:11:55.854
در دلتا(ي رود مکونگ)تنها راه براي پيروزي بر کنترل و وحشت ويت کنگ

01:11:55.978 --> 01:11:59.027
استفاده از زور بيرحمانه است."

01:12:00.566 --> 01:12:03.570
گشتها دشمن را 24 ساعته تعقيب ميکردند

01:12:03.736 --> 01:12:07.115
آسمان شب با هليکوپترها پر شد

01:12:07.240 --> 01:12:09.789
که برخي مسلح با تجهيزاتي  بودند که ميتوانست

01:12:09.909 --> 01:12:11.911
آثار کربن و آمونياک را رديابي کند

01:12:12.036 --> 01:12:14.789
که نشان ميداد انسان زير آن است

01:12:14.914 --> 01:12:18.088
هرچند نشان نميداد که آنها متعلق به کدام طرف هستند

01:12:18.251 --> 01:12:22.427
در نواحي که "مناطق آتش به اختيار" طراحي شد

01:12:22.588 --> 01:12:25.262
به هرکسي که در ساعات حکومت نظامي بيرون ميامد
ميشد شليک کرد

01:12:27.260 --> 01:12:31.106
طي روز هر کسي که ديده ميشد ميدود،هدف قرار ميگرفت

01:12:33.641 --> 01:12:37.612
سرهنگ رابرت گارد يکي از فرماندهان توپخانه ايول بود

01:12:37.770 --> 01:12:42.822
اگر به شخصي گفته ميشد که هرکسي که فرار ميکند بايد دشمن

01:12:42.942 --> 01:12:46.742
فرض شود،من مطمئنا با ان مخالف بودم

01:12:46.863 --> 01:12:48.615
اون کاملا بيجاست

01:12:48.781 --> 01:12:52.376
مردم فرار ميکنند چون اونا ترسانده ميشوند

01:12:52.493 --> 01:12:56.543
من مواردي از کشاورزها رو ديدم
رابرت گارد،از ارتش

01:12:56.664 --> 01:12:59.338
که وقتي شما ناگهان در هليکوپتر پايين مياييد
رابرت گارد،از ارتش

01:12:59.458 --> 01:13:02.382
و اونا خشکشون ميزنه،و اونا وحشتزده ميشن و فرار ميکنن

01:13:02.503 --> 01:13:07.134
شما نميتونيد راجع همه يکجور قضاوت کنيد

01:13:07.300 --> 01:13:11.771
ژنرال ايول به پرونده اماري يگانش ميباليد

01:13:11.888 --> 01:13:17.440
10899 ويت کنگ کشته شده در شش ماه

01:13:17.560 --> 01:13:20.734
با تنها از دست دادن 242 آمريکايي

01:13:20.855 --> 01:13:26.453
يک نسبت کشتار متحير کننده 45 به 1

01:13:28.988 --> 01:13:33.664
براي گفتن اينکه ما تنها رزمندگان دشمن را کشته ايم

01:13:33.784 --> 01:13:37.334
و سخن گفتن از نسبت کشتار 40 به 1

01:13:37.496 --> 01:13:40.545
حقيقتا تصورات منو به چالش ميکشه

01:13:42.126 --> 01:13:45.380
با توصيه نامه آبرامز،ايول ترفيع گرفت

01:13:45.504 --> 01:13:49.930
ولي ژنرال بازرس ارتش نهايتا تخمين زد که

01:13:50.051 --> 01:13:53.100
بيش از نيمي از 11000 کشته تقريبي

01:13:53.220 --> 01:13:55.518
که توسط لشکر پياده نظام نهم ادعا ميشد که کشته اند

01:13:55.681 --> 01:13:58.651
غيرنظاميان غير مسلح بيگناه بوده اند

01:14:02.355 --> 01:14:05.199
هيچکس هميشه پاسخگو نيست

01:14:17.910 --> 01:14:18.889
کارول و موگي کراکر،1951

01:14:18.913 --> 01:14:24.261
#فايده اي نداره که بنشيني و در شگفت باشي که چرا ،عزيزم#

01:14:24.377 --> 01:14:28.098
# بهرحال مهم نيست#

01:14:28.214 --> 01:14:33.266
#فايده اي نداره که بنشيني و در شگفت باشي که چرا ،عزيزم#

01:14:33.386 --> 01:14:37.186
#اگه تا حالا نفهميده اي#

01:14:37.306 --> 01:14:41.812
#وقتي خروست در سپيده دم ميخواند #

01:14:41.936 --> 01:14:46.783
# از پنجره ات نگاه کن و من رفته ام#

01:14:46.899 --> 01:14:50.870
#تو دليل اين هستي که به مسافرت رفته ام #

01:14:50.987 --> 01:14:54.617
#دوبار فکر نکن،درست ميشه#

01:15:00.913 --> 01:15:05.840
فکر ميکنم دور شدن از ايدئولوژيهاي خانوادگي شخص

01:15:05.960 --> 01:15:12.718
يک تعادل ترسناک در يک لبه پرتگاه بسيار مشکله
کارول کراکر،ساراتوگا اسپرينگز،نيويورک

01:15:12.842 --> 01:15:16.517
چون اونها نقطه کانوني اينکه

01:15:16.637 --> 01:15:18.014
چگونه ما نحوه عملکردمون رو قضاوت ميکنيم شده اند

01:15:18.139 --> 01:15:22.770
و من حالا سعي داشتم تا تصميماتم و اعمالم رو

01:15:22.935 --> 01:15:26.985
برمبناي نظرات و افکار خودم ارزيابي کنم

01:15:27.106 --> 01:15:30.280
جنگ از قبل براي کارول کراکر

01:15:30.443 --> 01:15:32.787
يک بن بست ناراحت کننده شده بود

01:15:32.903 --> 01:15:35.622
برادرش موگي داوطلب جنگ شده بود

01:15:35.781 --> 01:15:40.628
و در 1966 در ويتنام کشته شده بود

01:15:40.745 --> 01:15:42.372
او هنوز عزادار بود

01:15:44.665 --> 01:15:48.590
کارول در آن پاييز وارد کالج گاچر در بالتيمور شده بود

01:15:48.711 --> 01:15:53.592
يک دانشکده تک جنسيتي زنانه با يک سنت محافظه کارانه طولاني مدت.

01:15:53.716 --> 01:15:55.639
ما براي شام لباس ميپوشيديم

01:15:55.760 --> 01:15:58.809
ما در ساعت 11 شب خاموشي اجباري داشتيم.

01:15:58.929 --> 01:16:04.186
معلومه که هيچ پسر ويا مردي حق ورود به خوابگاههاي دخترانه را نداشت.

01:16:04.310 --> 01:16:06.278
اون قانون بود.

01:16:08.439 --> 01:16:12.160
در آغاز ترم دوم بود که

01:16:12.276 --> 01:16:17.954
بيشتر اون قوانين که

01:16:18.074 --> 01:16:22.921
بمدت سالهاي سالها بود که اجرا ميشد،ديگر وجود نداشت

01:16:23.037 --> 01:16:28.589
# Oh, come on,
come on, come on, come on #

01:16:28.709 --> 01:16:30.177
# And take it #

01:16:30.294 --> 01:16:31.521
# Take another little piece... #

01:16:31.545 --> 01:16:32.625
اين چالش

01:16:32.671 --> 01:16:36.767
براي محيطهاي دانشگاهي اين بود که

01:16:36.884 --> 01:16:38.511
چگونه ما پيکره دانشجوييمان را

01:16:38.636 --> 01:16:44.234
براي سلوک به شيوه شهروندي حفظ کنيم،و اونا رو آموزش بديم

01:16:44.350 --> 01:16:47.274
و نگذاريم اونا ما رو خاکستر کنند؟

01:16:47.394 --> 01:16:49.863
اگه اون به معني تيپ نزدن براي شام باشه،خوب بگذار باشه

01:16:49.980 --> 01:16:52.028
# If it makes you feel good #

01:16:52.191 --> 01:16:54.319
# Oh yes it did. #

01:16:54.443 --> 01:16:57.367
دوستام که با هم وقت ميگذرونديم و حرف ميزديم

01:16:57.488 --> 01:16:58.489
و اونا ترسيده بودند

01:16:58.614 --> 01:17:00.457
و اونا نگران بودند

01:17:00.574 --> 01:17:03.578
و اونا مطمئن نبودند که چه کاري اونا قرار بود بکنن

01:17:03.702 --> 01:17:07.377
و بحث بيشتر درمورد اينکه

01:17:07.540 --> 01:17:11.340
آيا اين يک جنگ قانوني بود دور ميزد.

01:17:11.460 --> 01:17:15.966
و اين واقعا براي من اولين باري بود که گوشهامو

01:17:16.090 --> 01:17:18.468
به جنگ بغير از شيوه اي که

01:17:18.592 --> 01:17:22.062
در مورد مرگ برادرم بود باز کردم

01:17:22.179 --> 01:17:24.853
من بهش افتخار ميکردم

01:17:24.974 --> 01:17:29.400
من بهش براي انجام کاري که بهش معتقد بود احترام ميگذاشتم

01:17:29.520 --> 01:17:31.397
ولي من با اون موافق نبودم

01:17:31.564 --> 01:17:36.161
# Come on, come on,
come on and take it. #

01:17:36.277 --> 01:17:39.747
اوا جفرسون در دانشگاه نورث وسترن(شمال غربي)دانشجوي سال دوم بود

01:17:39.905 --> 01:17:43.079
او که دختر يک نظامي بود وارد دانشگاه با اين اعتقاد  شد که

01:17:43.242 --> 01:17:46.963
دولت آمريکا هرگز شهروندانش را فريب نميدهد.

01:17:47.079 --> 01:17:50.800
ولي براي او هم اوضاع شروع به تغيير کرده بودند

01:17:50.916 --> 01:17:52.714
اوايل آن سال

01:17:52.835 --> 01:17:56.089
وقتي مشتي از دانشجويان سياه پوست دانشگاه نورث وسترن تصميم گرفتند

01:17:56.213 --> 01:17:58.341
تا دفتر صندوقدار دانشکده را اشغال کنند

01:17:58.465 --> 01:18:01.844
خواستار تحصيل براي آمريکاييهاي آفرقايي تبار شدند،او به آنها پيوست

01:18:01.969 --> 01:18:05.815
بعد به والدينش تلفن زد تا به آنها بگويد که چه کاري انجام داده است

01:18:05.931 --> 01:18:08.730
و من گفتم:مامان و بابا حدس بزنيد من کجام؟

01:18:08.851 --> 01:18:10.478
ما همين حالا دفتر صندوقدار دانشکده رو گرفتيم

01:18:10.603 --> 01:18:12.446
اونا وحشتزده شدند

01:18:12.563 --> 01:18:15.612
و بعد از فکر کردن البته اونها وحشتزده شدن

01:18:15.774 --> 01:18:17.210
و گفتند اگه تو از اونجا بيرون نياي

01:18:17.234 --> 01:18:18.587
ما پولي که بهت ميديمو قطع خواهيم کرد
اوا جفرسون پترسون،ادانشگاه نورث وسترن

01:18:18.611 --> 01:18:20.955
بنابراين اون لحظه اي در وجدان خودم بود که
اوا جفرسون پترسون،ادانشگاه نورث وسترن

01:18:21.113 --> 01:18:23.115
که من مستقل شدم
اوا جفرسون پترسون،ادانشگاه نورث وسترن

01:18:23.240 --> 01:18:25.459
من فکر ميکردم:"خوب اونا دارن پول توجيبي منو قطع ميکنن
اوا جفرسون پترسون،ادانشگاه نورث وسترن

01:18:25.618 --> 01:18:27.211
زندگي همينه
اوا جفرسون پترسون،ادانشگاه نورث وسترن

01:18:27.328 --> 01:18:31.424
دانشگاه همه تقاضاهامونو ظرف سه روز تامين خواهد کرد

01:18:31.540 --> 01:18:32.792
او اين را بخاطر مياورد

01:18:32.958 --> 01:18:35.632
اگر شما خواستار تحصيل سياهپوستان در جمعه شويد

01:18:35.753 --> 01:18:37.801
شما انرا در دوشنبه بدست خواهيد اورد

01:18:37.922 --> 01:18:42.177
حسش شبيه اين بود که اتفاقي درحال رخ دادنه که مهم هست

01:18:42.301 --> 01:18:44.053
اينکه غيرقابل بازگشت هست

01:18:44.178 --> 01:18:46.055
ولي همچنين شما 18،19 سالتونه

01:18:46.180 --> 01:18:47.180
اون هيجان انگيزه

01:18:49.225 --> 01:18:52.354
حس ميکردم مثل اينکه يک انقلاب در پيشه

01:18:52.478 --> 01:18:56.278
و فکر ميکردم اون انقلاب بايد از طرف ما برنده بشه

01:19:01.868 --> 01:19:03.901
عشق بورزيد نه جنگ

01:19:03.906 --> 01:19:08.161
روابط بين والدين و فرزندان،برادرها و خواهرها

01:19:08.327 --> 01:19:11.456
همه جا در حال تغيير بود

01:19:11.580 --> 01:19:15.255
وقتي من در اتاق نشيمن ايستادم و دو برادرم رو بغل ميکردم

01:19:15.376 --> 01:19:17.674
برام انتخابهاشون

01:19:17.836 --> 01:19:22.012
يا اينکه اونها در دو طرف مخالف هم پشت حصار قرار داشتند مهم نبود
آن هريسون بومن،کاليفرنيا

01:19:22.174 --> 01:19:26.179
همه اون چيزي که ميفهميدم اين بود که هردو اونها برادرم هستند

01:19:26.303 --> 01:19:28.931
و هر دو اونها در همون اتاقي بودند که ما بوديم

01:19:29.056 --> 01:19:33.152
سروان مت هريسون جونيور
چيپس

01:19:33.269 --> 01:19:39.197
از وست پوينت فارغ التحصيل شد و در يک ماموريت در ويتنام خدمت کرد

01:19:39.358 --> 01:19:43.408
و در دو تا از خونين ترين نبردهاي جنگ شرکت داشت

01:19:43.529 --> 01:19:47.159
(نبرد)تپه 1338 و تپه 875.

01:19:49.451 --> 01:19:53.081
او در پاييز 1968 به خانه برگشت,

01:19:53.205 --> 01:19:57.255
زمانيکه خانواده در مورد برادر جوانترش باب داشتند نگران ميشدند

01:19:57.376 --> 01:20:01.381
که خواهر و برادرانش گاهي اوقات او را رابين صدا ميکردند

01:20:01.505 --> 01:20:06.386
او ومن از وقتي بزرگ ميشديم با هم دوستان بسيار صميمي شديم

01:20:06.552 --> 01:20:10.523
چون ما هر يکي يا دوسال جابجا ميشديم
مت هريسون،ارتش

01:20:10.639 --> 01:20:12.733
و ميدوني،مجموعه جديدي از دوستان
مت هريسون،ارتش

01:20:12.850 --> 01:20:14.067
ولي هميشه برادرمو داشتم

01:20:15.728 --> 01:20:17.730
باب در سپاه اموزشي افسران احتياط بود

01:20:17.855 --> 01:20:21.905
و کفشهاشو واکس ميزد و برق مينداخت و موهاش کوتاه بود

01:20:22.067 --> 01:20:25.913
و ميگفت:"بله قربان " و "بله خانم"

01:20:26.030 --> 01:20:30.251
و بعد ما در سال اخر دبيرستانش به کاليفرنيا جابجا شديم

01:20:30.409 --> 01:20:36.792
و او موهاش کاملا طلايي و پسر بسيار خوش قيافه اي بود که از کلاسهاي درس فراري بود

01:20:36.915 --> 01:20:39.088
و اون بزودي خيلي محبوب شد

01:20:39.209 --> 01:20:41.553
و کنار دوستاش اوقات خوشي داشت

01:20:44.631 --> 01:20:46.759
رابين به دانشگاه نظامي وست پوينت نرفت

01:20:46.925 --> 01:20:49.678
بجايش وارد کالج جونيور مارين(تفنگداران دريايي)شد

01:20:49.803 --> 01:20:52.727
و بعد خانواده اش را با ثبت نام

01:20:52.848 --> 01:20:56.603
در تفنگداران دريايي و نه نيروهاي احتياط ارتش شوکه کرد

01:20:58.395 --> 01:21:02.491
در زمان مشخصي رابين متقاعد شد که

01:21:02.608 --> 01:21:06.784
آن جنگ اشتباه بود و نه تنها اشتباه که آن غير اخلاقي بود

01:21:06.904 --> 01:21:12.035
بنابراين او از رفتن به اخر هفته هاي نيروي احتياط اجتناب کرد

01:21:12.159 --> 01:21:15.129
و به همين دليل اون نيروي عملياتي شد

01:21:15.245 --> 01:21:20.297
و حالا خيلي احتمال داشت که اون قرار باشه به ويتنام بعنوان

01:21:20.417 --> 01:21:23.637
يک تفنگدار سپاه تفنگداران دريايي بره

01:21:23.754 --> 01:21:26.007
من فکر نميکردم که يک تفنگدار سپاه تفنگداران دريايي بودن

01:21:26.131 --> 01:21:29.010
يک حرفه خيلي امن باشه

01:21:29.134 --> 01:21:32.138
و فکر نميکردم رابين يک تفنگدار سپاه

01:21:32.262 --> 01:21:34.014
تفنگداران دريايي نسبتا خوب بشه

01:21:34.139 --> 01:21:38.519
و بنابراين من صرفا فکر ميکردم که اين يک پيامد بسيار بد براي اون

01:21:38.644 --> 01:21:40.112
و براي خانواده بود

01:21:44.400 --> 01:21:47.950
مت هريسون ميدانست که طبق مقررات نظامي

01:21:48.070 --> 01:21:51.415
اگر يک برادر از قبل در يک منطقه جنگي باشد

01:21:51.532 --> 01:21:54.786
برادر دوم نياز نبود که ماموريت در انجا را بپذيرد

01:21:54.910 --> 01:21:58.414
بنابراين براي اينکه رابين را دور از جنگ نگاه دارد

01:21:58.539 --> 01:22:03.215
او براي ماموريت دوم در ويتنام داوطلب شد

01:22:03.335 --> 01:22:08.011
من به ويتنام برگشتم ،فکر ميکنم در کمتر از 30 روز.

01:22:08.173 --> 01:22:09.641
من يک کهنه سرباز با تجربه بودم

01:22:09.758 --> 01:22:11.977
من قرار بود تا براي فرماندهي يک گروهان برم.

01:22:12.094 --> 01:22:14.893
احتمال آسيب ديدنم بسيار کمتر از رابين بود

01:22:15.013 --> 01:22:16.936
و اگه من انتخاب ميکردم که اونرو حرفه خودم کنم

01:22:17.057 --> 01:22:19.059
حقيقت اين بود که من يک ماموريت دوم

01:22:19.184 --> 01:22:21.329
بعنوان يک فرمانده گروهان تفنگدار داشته بودم که قرار بود برام خوب باشه

01:22:21.353 --> 01:22:24.357
و بنابراين ،ميدوني،اون کاملا خالي از خودخواهي نبود

01:22:24.481 --> 01:22:28.861
من صادقانه بگم گفتگوهاي زيادي

01:22:29.027 --> 01:22:30.904
بين مامان و بابام رو بخاطر نميارم

01:22:31.029 --> 01:22:34.124
فکر ميکنم حس اونا اين بود که اگه باب رفته بود

01:22:34.241 --> 01:22:36.039
اون کشته ميشد

01:22:36.201 --> 01:22:41.674
درحاليکه فکر ميکنم اونا حس ميکردن که چيپس قرار بود تا حالش خوب باشه

01:22:41.790 --> 01:22:46.637
نميتونم تصور کنم،با داشتن پسري که حالا ميخواست به عراق بره

01:22:46.753 --> 01:22:52.226
مادرم چطور ميتونست هر روز تنها رو

01:22:52.342 --> 01:22:57.724
بدون باور بسيار محکم به اينکه اون قرار بود حالش خوب باشه بگذرونه

01:23:00.559 --> 01:23:03.233
تصميم مت هريسون براي خدمت در ماموريت دوم

01:23:03.353 --> 01:23:06.573
کاملا از برادرش رابين حفاظت نميکرد

01:23:06.732 --> 01:23:09.235
او به وضعيت غيبت بدون اجازه از ماموريتهاي نظامي رفت،دادگاه نظامي شد

01:23:09.359 --> 01:23:12.112
و به سه ماه کار با اعمال شاقه محکوم شد

01:23:12.237 --> 01:23:14.490
اين محکوميت تعليق يافت

01:23:14.615 --> 01:23:16.288
او به نيروي دريايي بازگشت

01:23:16.408 --> 01:23:18.581
بعنوان دستيار کشيش نظامي خدمت کرد

01:23:18.702 --> 01:23:21.956
براي وضعيت مغاير با وجدان(وضعيتي که در نظام شخص با عنوان اينکه خدمت مغاير با عقايدش هست از جنگ معاف ميشود)

01:23:22.080 --> 01:23:26.426
و بعد مجددا به وضعيت غيبت بدون اجازه از ماموريتهاي جنگي بازگشت

01:23:26.585 --> 01:23:29.272
به ياد ميارم اف.بي.آي آمد و در  زد

01:23:29.296 --> 01:23:31.298
و بدنبال او ميگشت

01:23:31.423 --> 01:23:35.144
اونها  پرسيدند که آيا رابين هريسون اونجا بود

01:23:35.260 --> 01:23:39.060
و من فقط ميدونستم که اون خوب نبود

01:23:39.181 --> 01:23:42.435
و گفتم :نه و در رو به هم  زدم
ويکتوريا هريسون،کاليفرنيا

01:23:42.559 --> 01:23:47.565
و باب از در پشتي خارج  شد
ويکتوريا هريسون،کاليفرنيا

01:23:47.689 --> 01:23:50.033
و به خيابان اصلي فرار  کرد
ويکتوريا هريسون،کاليفرنيا

01:23:50.150 --> 01:23:55.122
و همينطور که من فهميدم سوار يک ماشين شد و رفت

01:23:55.239 --> 01:23:58.209
و اون اخرين باري بود که ديدمش

01:24:02.955 --> 01:24:06.585
فکر نميکنم که مادر يک نظامي در اون موقع بخواد

01:24:06.708 --> 01:24:08.176
اعلام کنه که پسرم به وضعيت غيبت بدون اجازه از وظايف نظامي رفته

01:24:08.293 --> 01:24:10.170
پسرم به کانادا فرار کرده

01:24:10.295 --> 01:24:13.299
کل چيزي که در مورد پسرم ميگفتن اين بود :

01:24:13.423 --> 01:24:17.269
يک فراري،يک بزدل

01:24:17.386 --> 01:24:19.764
همه اون چيزايي که اين افراد لقب داشتند

01:24:22.140 --> 01:24:25.144
فکر نميکنم اون افراد فکر ميکردن که داشتن اونکارو ميکردن
ونکور(کانادا)

01:24:25.269 --> 01:24:27.317
فکر نميکنم اونا فکر ميکردند اونها دارند فرار ميکنند

01:24:27.437 --> 01:24:29.314
فکر نميکنم اونها فکر ميکردند که بزدل بودند

01:24:29.439 --> 01:24:32.409
در حقيقت فکر ميکنم اونها فکر ميکردند که خيلي شجاع بودند

01:24:36.446 --> 01:24:39.199
وقتي مت هريسون فرماندهي گروهان آلفا از گردان دوم

01:24:39.324 --> 01:24:44.672
هنگ چهاردهم لشکر پياده نظام 25  را به عهده گرفت

01:24:44.788 --> 01:24:47.337
ارتشش تغيير يافته بود

01:24:50.210 --> 01:24:53.305
من يک گروهان از سربازان وظيفه رو فرماندهي ميکردم

01:24:53.422 --> 01:24:55.766
تقريبا هيچکدوم از اونها نميخواستند اونجا باشند

01:24:55.882 --> 01:24:57.509
اونها نميخواستند تا در ارتش باشند

01:24:57.676 --> 01:24:59.474
و اونها مطمئنا نميخواستند که

01:24:59.595 --> 01:25:01.393
يک پياده نظام در ويتنام باشند

01:25:01.513 --> 01:25:04.858
اوقاتي بود که خيلي مشکل ميشد

01:25:05.017 --> 01:25:07.270
تا افراد رو تحت کنترل نگاه داشت,

01:25:07.394 --> 01:25:09.692
خصوصا اگه ما در مسير  روستا

01:25:09.855 --> 01:25:11.323
تلفات ميداديم

01:25:12.983 --> 01:25:17.614
يکي از چيزهايي که من ياد گرفتم اينه که اين روکش تمدن

01:25:17.738 --> 01:25:20.366
خيلي نازکه...خيلي نازکه

01:25:20.532 --> 01:25:25.584
از نظر من،احتمالا از نظر شما و فکر ميکنم از نظر همه.

01:25:27.414 --> 01:25:29.837
من بارها و بارها ميديدم

01:25:29.958 --> 01:25:33.883
برخي جوانهاي خوب از هورون داکوتاي جنوبي

01:25:34.046 --> 01:25:37.141
در هورون به خانمهاي پير کمک ميردند که از خيابان رد شوند

01:25:37.257 --> 01:25:40.010
و هر يکشنبه به کليسا ميرفتند

01:25:40.135 --> 01:25:47.235
مدت زمان زيادي طول نکشيد که اون روکش تمدن فرسوده شد.

01:25:47.392 --> 01:25:51.488
و او حالا قادر بود تا کارهايي بکنه

01:25:51.605 --> 01:25:54.575
که صرفا غير انساني بود.

01:25:56.985 --> 01:26:00.580
من نميخواستم تا اجازه بدم زير نظر من اتفاق بيفته

01:26:00.739 --> 01:26:03.162
و فکر نميکردم که براي سربازهام خوب باشه

01:26:03.283 --> 01:26:04.705
تا اون نوع کارها رو انجام بدن.

01:26:04.826 --> 01:26:08.876
حالا من نميگم که ما برخي کارهاي وحشتناک رو انجام نداديم

01:26:08.997 --> 01:26:09.997
ما اينکارها رو کرديم

01:26:11.917 --> 01:26:15.421
ولي تفاوتي بين کارهاي بي اختيار

01:26:15.545 --> 01:26:18.014
و با قصد قبلي وجود داره

01:26:24.429 --> 01:26:28.605
خيلي سال بعد،رابين هريسون هنوز آواره بود

01:26:28.767 --> 01:26:30.769
در دنياي مواد مخدر

01:26:30.936 --> 01:26:37.319
گير افتاد و 16 هزار کيلومتر دورتر از خانه،در اتاق هتلي درهنگ کنگ مرد

01:26:37.442 --> 01:26:40.616
به اعتقاد برادرش، تلفات ديگري ناشي از جنگ

01:26:40.779 --> 01:26:43.453
در ويتنام .

01:26:53.291 --> 01:26:55.544
#دوست دارم رويا ببينم #

01:26:55.669 --> 01:27:01.642
# اره،اره درست بين سر و صداي ماشينم#

01:27:01.800 --> 01:27:04.553
# روي ابر صدا من در شب شناور شدم#

01:27:04.678 --> 01:27:06.305
#هرجايي که بره درسته#

01:27:06.430 --> 01:27:10.151
#دور ميره،نزديک ستاره ها دور از اينجا پرواز ميکنه #

01:27:10.267 --> 01:27:12.361
# خب ،تو نميدوني#

01:27:12.477 --> 01:27:14.479
من يک روز بعد از ظهر بمبيو انداختم

01:27:14.604 --> 01:27:17.357
که ميبايست يک باله شکسته يا نقصي روي بمب وجود داشته باشه

01:27:17.482 --> 01:27:20.782
اوضاع جنون آميز شد و رفت و ،ميدوني
مريل مکپيک،نيروي هوايي

01:27:20.902 --> 01:27:23.496
1/5 کيلومتر اونطرف تر از جايي که هدف گرفته بودم اصابت کرد
مريل مکپيک،نيروي هوايي

01:27:23.613 --> 01:27:30.246
و شروع کرد به يکسري انفجارهاي ثانويه

01:27:30.370 --> 01:27:33.499
به اين معني که من يک انبار مهمات

01:27:33.623 --> 01:27:35.101
يا محل اختفاي مهمات يا همچين چيزيو رو  مورد اصابت قرار داده بودم

01:27:35.125 --> 01:27:36.923
خب اون 15 دقيقه ميسوخت

01:27:37.043 --> 01:27:40.718
وقتي داشتيم ازونجا ميرفتيم اون چيز هنوز داشت منفجر ميشد

01:27:40.839 --> 01:27:43.467
بهترين نتيجه اي که من در يکسال کسب کردم

01:27:43.592 --> 01:27:46.812
اون نتيجه يک خطاي فاحش در اصابت به اونچه که من هدف گرفتم بود.

01:27:46.928 --> 01:27:51.525
حالا اون نتيجه معکوس واقعي از نحوه تمايل شما به استفاده از قدرت هوايي بود

01:27:53.310 --> 01:27:56.359
سرگرد مريل مکپيک يک خلبان يک جنگنده بود

01:27:56.521 --> 01:28:00.526
وقتي که او در اواخر 1968 به ويتنام رسيد

01:28:00.692 --> 01:28:04.447
او در ابتدا کمک کرده بود تا پشتيباني هوايي براي ارتش

01:28:04.571 --> 01:28:08.917
با تعداد ضمانت شده اي سورتي پرواز در هر روز  فراهم کند،او بخاطر مياورد

01:28:09.034 --> 01:28:12.004
"اينکه آنها در مقابلشان چيزي  که ارزش انفجار را داشت يا نه

01:28:12.120 --> 01:28:13.372
فرقي نداشت."

01:28:15.874 --> 01:28:18.878
در پايان هر سورتي پرواز آن جايي که ما اونرو بمباران ميکرديم

01:28:19.044 --> 01:28:20.967
اونرو "درگيري با درختان"
ميناميديم

01:28:21.087 --> 01:28:23.636
چون هيچ چيز مهمي اون پايين وجود نداشت

01:28:23.757 --> 01:28:26.601
ما هميشه فهرستي از ارزيابي آسيب  بمباران
از کنترلچي

01:28:26.718 --> 01:28:28.186
هوايي روبرو برميگردونيم

01:28:28.303 --> 01:28:33.400
و اون شبيه اين ميبود:12 منبع تدارکاتي نابود شد

01:28:33.517 --> 01:28:35.861
دو ساختمان منهدم شد

01:28:35.977 --> 01:28:37.354
همه اينها سنجشي بود

01:28:37.479 --> 01:28:39.322
اون غير موثق بود

01:28:39.439 --> 01:28:40.565
فقط هدر دادن وقت بود

01:28:42.609 --> 01:28:46.034
بعدا مکپيک در يک اسکادران فوق سري ماموريت يافت که

01:28:46.154 --> 01:28:48.907
در جستجوي مکان دقيق افراد و تدارکات

01:28:49.032 --> 01:28:52.252
در حال حرکت روي مسير هوشي مين در لائوس باشد

01:28:52.369 --> 01:28:56.340
او و همقطاران خلبانش يگانشان را

01:28:56.456 --> 01:28:59.585
از روي کد بيسيمشان "مه آلود" ميناميدند

01:28:59.709 --> 01:29:01.256
من چهار ماه رو در "مه آلود"گذروندم

01:29:01.378 --> 01:29:04.928
و اون بهترين چهار ماهم از جنگ

01:29:05.048 --> 01:29:06.425
تا جايي که درگيرش بودم،بود

01:29:06.550 --> 01:29:09.929
چون آن کاري که ما داشتيم انجا ميکرديم ساده ،سرراست

01:29:10.053 --> 01:29:11.430
و منطقي بود

01:29:11.555 --> 01:29:15.185
ما ميخواستيم تا عبور و مرور رو از نقطه الف به ب در اين جاده خاکي متوقف کنيم.

01:29:15.308 --> 01:29:18.232
که من ميتونم درکش کنم

01:29:18.353 --> 01:29:20.481
يکي در سايگون نميگفت

01:29:20.605 --> 01:29:23.324
بريد درختان رو در چنين و چنان موقعيت بمباران کنيد.

01:29:23.441 --> 01:29:26.240
ما ميرفتيم اونجا و واقعا اون هدف رو پيدا ميکرديم

01:29:35.620 --> 01:29:37.293
آن کار خطرناکي بود

01:29:37.455 --> 01:29:42.256
يک پنجم خلبانان سرنگون ميشدند.

01:29:50.719 --> 01:29:54.690
يگان "مه الود" هفت سورتي پرواز از سپيده دم تا هنگام غروب هر روز

01:29:54.806 --> 01:29:57.980
در جستجوي علائمي از فعاليت انساني

01:29:58.143 --> 01:30:03.320
باغچه ها،اردوگاهها، درختان پوشيده از گرد و خاک کنار جاده

01:30:03.440 --> 01:30:07.490
يا جاده هاي خيس در هر سمت  محل کمترين عمق رودخانه بودند

01:30:07.611 --> 01:30:12.583
که نشان ميداد که يک کاروان کاميون اخيرا از انجا عبور کرده بود

01:30:16.578 --> 01:30:19.673
من احترام زيادي براي اون راننده کاميونها قائلم

01:30:21.333 --> 01:30:23.210
اونها خونه هاشونو در شمال ترک ميکردند

01:30:23.335 --> 01:30:27.181
و اونها براي يکي دوسال در خدمت ارتش نبودند

01:30:27.339 --> 01:30:28.886
اونها فقط ميرفتند و نميدونستند

01:30:29.007 --> 01:30:30.975
که اونها هرگز قراره به عقب برگردن يا نه

01:30:32.802 --> 01:30:36.477
هرچند مکپيک و خلبانان هم قطارش از آن خبر نداشتند

01:30:36.598 --> 01:30:38.225
در بين رانندگاني که با احتياط از مسيرشان

01:30:38.350 --> 01:30:42.105
به پايين مسير هوشي مين در طي شب ميرفتند،صدها زن وجود داشت

01:30:45.813 --> 01:30:46.813
رهبري ميخواست

01:30:47.406 --> 01:30:49.139
تا مردان جوان رو تشويق کنه

01:30:50.294 --> 01:30:54.028
که با بمباران و گلوله باران توپخانه اي شديدي در گلوگاههاي حساس

01:30:55.262 --> 01:30:57.362
مواجه بودند

01:30:58.726 --> 01:31:01.893
اگه اونها ما رو کنارشون ميديدند
وين ويت ان،از ارتش ويتنام شمالي

01:31:02.650 --> 01:31:06.383
اونها مشتاق تر ميشدند
وين ويت ان،از ارتش ويتنام شمالي

01:31:07.504 --> 01:31:11.054
وين ويت ان بمدت چهار سال
گروه خودش را

01:31:11.216 --> 01:31:17.724
در آن مسير راند،تسليحات و تدارکات را به جنوب جابجا ميکرد

01:31:17.847 --> 01:31:22.478
سپس با محموله هايي از افراد مجروح به شمال بازميگشت

01:31:26.002 --> 01:31:28.102
ما از جاده هاي فرعي خطرناک ميرفتيم

01:31:29.277 --> 01:31:31.377
اونا پيچ در پيچ

01:31:32.557 --> 01:31:34.023
لغزنده و سراشيبي بودند

01:31:35.740 --> 01:31:37.959
اونها خرده خرده ميراندند

01:31:38.076 --> 01:31:41.000
بنابراين اونها 15،20 نقطه در مسير رو ميشناختند

01:31:41.121 --> 01:31:43.590
و اونا از نقطه الف به نقطه ب ميروندند و دوباره به الف برميگشتند

01:31:48.086 --> 01:31:49.884
و بعد اونها طي اوقات روز استراحت ميکردند

01:31:50.005 --> 01:31:52.975
و بعد در شب بعد اونها از الف به ب ميروندند و دوباره به الف برميگشتند.

01:31:54.426 --> 01:31:58.852
اونها به نوعي جاده رو به خاطر ميسپردند که خيلي مهم بود

01:31:58.972 --> 01:32:01.475
چون اونها داشتند بدون چراغ در شب رانندگي ميکردند

01:32:03.281 --> 01:32:05.281
اون چراغ به اندازه يک سيب بود خيلي کوچک.

01:32:06.469 --> 01:32:09.803
اون جاده رو تا حدود يک متري جلوي کامبون روشن ميکرد

01:32:11.175 --> 01:32:13.508
بنابراين شما نميتونستين سريع برانيد

01:32:17.160 --> 01:32:21.427
اگه ما به مقصدمون پيش از سپيده دم نميرسيديم

01:32:22.807 --> 01:32:26.940
ما  به اهداف هواپيماهاي دشمن مبدل ميشديم.

01:32:37.510 --> 01:32:41.060
يکبار من به گروهي از کاميونهاي پشتيباني برخوردم

01:32:41.181 --> 01:32:43.525
و اون يک صبح عالي براي من بود

01:32:43.641 --> 01:32:45.860
گه گداري يکي از اون کاميونها در جايي خراب ميشد

01:32:45.977 --> 01:32:47.820
که کاميونهاي پشت سرش

01:32:47.979 --> 01:32:49.899
گير ميفتادند و نميتونستند از اونجا بيرون بيان

01:32:49.939 --> 01:32:54.945
بنابراين تو سعي ميکردي شيرجه بري و آخرين کاميون رو به گلوله ببندي تا اينکه اون نتونه حرکت کنه

01:32:57.447 --> 01:33:00.166
و اينها جاده هاي يک بانده هستند

01:33:00.283 --> 01:33:03.378
بنابراين وقتي شما کاميون عقبيو از کار مينداختين

01:33:03.495 --> 01:33:05.714
بعد شما فقط جنگنده ها رو فرا ميخوانديد

01:33:07.165 --> 01:33:09.509
شما دارين به ماهي درون يک بشکه شليک ميکنين

01:33:14.005 --> 01:33:17.851
همچنانکه آن از مسير هوشي مين ميراند،مدام به نامزدش

01:33:18.009 --> 01:33:20.683
تران کونگ تانگ فکر ميکرد

01:33:20.804 --> 01:33:26.026
يک مهندس ارتش که او چهار سال قبلتر عاشقش شده بود

01:33:26.142 --> 01:33:30.238
نامزدش همچنين جايي در آن مسير مستقر بود

01:33:31.317 --> 01:33:34.017
من هر روز نگران اون بودم

01:33:35.668 --> 01:33:40.801
هروقت که يک کاميونو ميديدم که سربازان مجروح رو به شمال حمل ميکرد،نگرانش ميشدم

01:33:41.430 --> 01:33:43.963
من از اون سربازها در موردش سوال ميکردم

01:33:44.077 --> 01:33:46.677
من ميگشتم بببينم که اون اونجا بود يا نه

01:33:49.108 --> 01:33:50.574
وقتي يک رفيق به من گفت

01:33:51.363 --> 01:33:52.697
آن يک راننده کاميونه

01:33:54.352 --> 01:33:58.052
من شوکه و وحشتزده شدم
تران کونگ تانگ،از ارتش ويتنام شمالي

01:33:59.120 --> 01:34:01.586
اون  ميدان نبرد وحشيانه اي
تران کونگ تانگ،از ارتش ويتنام شمالي

01:34:01.738 --> 01:34:04.571
حتي براي ما مردان جوان بود

01:34:07.948 --> 01:34:11.482
يک دختر چجوري ميتونست اونرو تاب بياره؟

01:34:17.904 --> 01:34:19.471
سه کاميون هدف آسيب ديده با کيسه هاي تدارکات

01:34:19.535 --> 01:34:22.101
دو کاميون در حال سوختن

01:34:25.118 --> 01:34:29.919
بيش از 20 هزار مهندس،سرباز و راننده کاميون

01:34:30.081 --> 01:34:33.210
در امتداد مسير هوشي مين کشته شدند

01:34:33.334 --> 01:34:37.464
نهايتا 72 گورستان نظامي براي نگهداري

01:34:37.589 --> 01:34:39.842
بقايايشان درخواست شد

01:34:43.465 --> 01:34:46.799
گاهي اوقات وقتي ما تازه رفقايمان را دفن کرده بوديم

01:34:47.615 --> 01:34:50.282
هواپيماها مجددا حمله ميکردند

01:34:51.019 --> 01:34:53.153
و اونها براي بار دوم کشته ميشدند

01:34:55.233 --> 01:34:57.233
هيچ چيزي از اونها باقي نميموند

01:35:00.528 --> 01:35:03.202
ما برحسب تن مهمات بيشتري رو

01:35:03.323 --> 01:35:08.454
نسبت به اونچيزي که ايالات متحده در طول جنگ دوم جهاني فرو ريخت ،فرو ريختيم

01:35:08.620 --> 01:35:11.464
اغلب اون مسير هوشي مين رو هدف قرار داد

01:35:13.625 --> 01:35:15.969
ما عبور و مرور رو از اون مسير متوقف نکرديم

01:35:16.085 --> 01:35:19.464
و اون يک نااميدي بزرگ براي منه.

01:35:19.631 --> 01:35:22.100
تا امروز منو ميرنجونه

01:35:24.302 --> 01:35:27.602
شکستهاي واقعي در سطح سياست گذاري اتفاق ميفتاد

01:35:29.766 --> 01:35:33.111
ما داشتيم در سمت اشتباه ميجنگيديم

01:35:33.228 --> 01:35:36.823
جنوب،دولت در جنوب فاسد بود

01:35:36.981 --> 01:35:39.154
و مردمش اينو ميدونستند

01:35:39.317 --> 01:35:40.317
و ما اينو ميدونستيم

01:35:41.736 --> 01:35:42.988
من چيزي به شما بگم

01:35:43.112 --> 01:35:45.365
اون راننده کاميونها خيلي خوب جنگيدند

01:35:45.490 --> 01:35:50.121
من براي جنگيدن با اونها به خودم ميباليدم

01:35:50.245 --> 01:35:52.668
خب يکي از کارهايي که شما وقتي به جنگ ميريد بايد بکنيد

01:35:52.830 --> 01:35:54.332
اينه که سمت بر حق رو انتخاب کنيد،خيلي خب.

01:35:54.457 --> 01:35:55.674
متفقين درست براي خودتون بگيريد

01:36:00.004 --> 01:36:04.350
مريل مکپيک 37 سال خدمت کرد و بعنوان

01:36:04.509 --> 01:36:06.978
رئيس ستاد نيروي هوايي بازنشسته شد

01:36:09.639 --> 01:36:13.439
وين ويت آن و تران کونگ تانگ همديگر را

01:36:13.559 --> 01:36:16.153
بعد از جنگ يافتند و ازدواج کردند

01:36:20.358 --> 01:36:23.703
صلحي که ما بدنبال آن هستيم تا تصاحبش کنيم

01:36:23.820 --> 01:36:28.371
پيروزي بر ساير افراد نيست
20 ژانويه 1969

01:36:28.491 --> 01:36:32.837
بلکه صلحي است که با التيام بالهايش

01:36:32.954 --> 01:36:35.798
با شفقت براي کساني که رنج کشيده اند

01:36:35.915 --> 01:36:38.839
با درک افرادي که با ما دشمني کرده اند

01:36:38.960 --> 01:36:42.464
با ايجاد اين فرصت براي همه مردم اين کره زمين

01:36:42.588 --> 01:36:44.386
براي اينکه سرنوشت خودشان را انتخاب کنند ميايد

01:36:47.218 --> 01:36:48.720
ريچارد نيکسون مثل

01:36:48.845 --> 01:36:53.567
ليندون جانسون يک دستور کار جاه طلبانه براي رياست جمهوريش داشت

01:36:53.725 --> 01:36:57.855
کم کردن ربع قرن تنش با اتحاد شوروي

01:36:57.979 --> 01:37:00.107
و باز کردن درها بر روي چين

01:37:00.231 --> 01:37:03.952
که ايالات متحده از به رسميت شناختنش از زماني که

01:37:04.068 --> 01:37:07.948
کمونيستها در 1949 به قدرت رسيدند اجتناب کرده بود

01:37:08.072 --> 01:37:11.201
ولي همانطور که براي جانسون بارمغان آورده بود
تابلو نوشته:نيکسون جنايتکار جنگي شماره 1

01:37:11.326 --> 01:37:15.627
جنگ فعلي ويتنام همه آن نقشه ها را به خطر انداخت

01:37:17.623 --> 01:37:22.925
37563 آمريکايي در آنجا از زمان

01:37:23.087 --> 01:37:25.761
سوگند رياست جمهوري خوردنش کشته شده بودند

01:37:25.882 --> 01:37:29.603
"من بنا ندارم مثل ليندون جانسون

01:37:29.719 --> 01:37:31.596
از ترس نشان دادن چهره ام در خيابان

01:37:31.763 --> 01:37:33.857
با به تعويق انداختن امور در کاخ سفيد کارم را به پايان برسانم"

01:37:33.973 --> 01:37:35.975
اين را ريچارد نيکسون به يک دستيارش گفت.

01:37:36.100 --> 01:37:37.943
"من ميخواهم اين جنگ را سريع

01:37:38.102 --> 01:37:39.524
به پايان برسانم".

01:37:39.645 --> 01:37:44.196
مشاور امنيت ملي نيکسون،هنري کسينجر بود

01:37:44.317 --> 01:37:48.697
پناهنده اي از آلمان نازي،او در دانشگاه هاروارد علوم سياسي خوانده بود

01:37:48.821 --> 01:37:52.542
و از قبل معروف به طرفداري از يک سياست خارجي

01:37:52.658 --> 01:37:56.162
مبتني بر عمل گرايي و نه ايدئولوژي بود

01:37:56.287 --> 01:38:00.918
کسينجر به يک گروه از کواکرهاي(فرقه مسيحي مخالف خشونت)در حال تظاهرات در خيابان

01:38:01.042 --> 01:38:03.170
پنسيلوانيا گفت:"به ما شش ماه وقت بدهيد

01:38:03.294 --> 01:38:07.765
و اگر ما تا آنزمان به جنگ خاتمه نداديم،شما ميتوانيد برگرديد

01:38:07.882 --> 01:38:09.976
و حصار کاخ سفيد را پاره پاره و از جا بکنيد"

01:38:12.929 --> 01:38:18.561
در فوريه 1969(بهمن ماه)ويتنام شمالي با اين وجود تهاجم ديگري براه انداخت

01:38:21.229 --> 01:38:26.110
آنها اين بار 1100 آمريکايي را فقط ظرف سه هفته کشتند

01:38:29.987 --> 01:38:32.365
نيکسون فکر نميکرد که ميتواند با ادامه بمباران

01:38:32.490 --> 01:38:34.834
شمال بخاطر ترس از

01:38:34.951 --> 01:38:38.706
از تحريک جنبش ضد جنگ در خانه دست به تلافي بزند.

01:38:38.830 --> 01:38:44.963
بنابراين او در مارس(اسفند) محرمانه دستور داد تا ب-52 ها شروع به حمله

01:38:45.086 --> 01:38:47.214
به پايگاههاي ويتنام شمالي در کامبوج کنند

01:38:47.338 --> 01:38:51.684
که سالها به دشمن پايگاه ارائه کرده بود

01:38:53.428 --> 01:38:56.102
به مردم آمريکا هيچ چيزي درمورد آن بمباران گفته نشد

01:38:56.222 --> 01:39:00.102
از کنگره هم پنهان نگهداشته شد

01:39:00.226 --> 01:39:03.856
حتي اعضاي کابينه خود نيکسون

01:39:03.980 --> 01:39:06.324
در ابتدا مطلع نشدند

01:39:08.901 --> 01:39:12.872
زمانيکه روزنامه نيويورک تايمز نهايتا انچه اتفاق ميفتاد را کشف کرد

01:39:13.030 --> 01:39:16.204
کاخ سفيد هرگونه انجام بمباران را انکار کرد

01:39:16.325 --> 01:39:20.000
و دستور داد که دستگاههاي استراق سمع در تلفنهاي

01:39:20.121 --> 01:39:22.590
17 گزارشگر و

01:39:22.707 --> 01:39:24.380
مقامات دولتي

01:39:24.500 --> 01:39:28.221
در تلاش براي کشف اينکه چه کسي قضيه را لو داده است نصب کنند.

01:39:28.379 --> 01:39:31.383
"ما همان اشتباهات قديمي را انجام نخواهيم داد"

01:39:31.507 --> 01:39:33.601
هنري کسينجر با يک دستيار

01:39:33.718 --> 01:39:36.346
مدت کوتاهي پس از آمدن به واشنگتن اين را به شوخي گفته بود:

01:39:36.471 --> 01:39:38.565
"ما اشتباهات خودمان را خواهيم کرد".

01:39:40.600 --> 01:39:42.728
جنگ ادامه يافت

01:39:52.278 --> 01:39:55.908
اساسا دو جنبه براي قهرماني وجود داره

01:39:56.073 --> 01:39:58.201
يکي اينه که من ميخوام خاص باشم

01:39:58.326 --> 01:40:00.749
من ميخوام مردم بهم نگاه کنند،من يک شخص مهمم

01:40:00.870 --> 01:40:02.543
من کارهاي قهرمانانه انجام داده ام

01:40:05.374 --> 01:40:08.753
جنبه ديگه بسادگي اينه که يکي بايد کاري براي نجات
کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي

01:40:08.920 --> 01:40:13.426
اين افراد،جوخه ام يا گروهانم از نابودي انجام بده
کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي

01:40:13.549 --> 01:40:18.726
دقيقا همون عمل ميتونه با يک رويکرد يا رويکرد ديگه انجام بشه

01:40:22.725 --> 01:40:26.605
ستوان يکم کارل مارلنتز بعد از ترک آکسفورد

01:40:26.729 --> 01:40:30.279
خودش را بعنوان افسر معاون گروهان چارلي

01:40:30.441 --> 01:40:34.287
از گردان يکم،تفنگداران دريايي چهارم از لشکر سوم تفنگداران دريايي

01:40:34.403 --> 01:40:36.906
درست در جنوب منطقه غيرنظامي شده يافت.

01:40:37.031 --> 01:40:40.911
يگانش در حال نبرد در همان نوع جنگ

01:40:41.035 --> 01:40:44.380
روي همان عوارض زميني بود که تفنگداران دريايي حالا بمدت چهارسال

01:40:44.497 --> 01:40:46.044
بود که جنگيده بودند

01:40:46.165 --> 01:40:48.060
شما ميشنيديد،خوب،قراره

01:40:48.084 --> 01:40:51.008
عمليات پرستوي 1 يا عمليات اسکاتلند 2 انجام بشه.

01:40:51.128 --> 01:40:53.096
و اون شبيه اين بود،اره،هر چي.

01:40:53.214 --> 01:40:56.343
معنيش براي ما اين بود که يکي بزودي

01:40:56.467 --> 01:40:58.469
برخي از اين هليکوپترها قراره پيداشون بشه و ما رو

01:40:58.636 --> 01:41:00.980
درون جايي در جنگل يا يک دره در شمال ما يا هرجايي

01:41:01.097 --> 01:41:02.337
که قرار بود پايين بندازن

01:41:02.390 --> 01:41:03.858
و بعد ما نزديک اون تپه ميبوديم

01:41:03.975 --> 01:41:05.852
و قوز ميکرديم همونطور که اون ميناميديم

01:41:09.855 --> 01:41:14.156
در 5 مارس 1969(اسفند ماه)گروهان مارلنتز دستور يافت

01:41:14.277 --> 01:41:17.702
تا به يک هنگ نيروهاي منظم ويتنام شمالي که در

01:41:17.822 --> 01:41:22.953
سراشيبيهاي  تپه اي سنگر گرفته بودند که آمريکاييها آن را 484 ميناميدند حمله کنند .

01:41:23.077 --> 01:41:27.048
چند روز قبل يگانش تپه را گرفته بود و

01:41:27.164 --> 01:41:30.213
بعد زير آتش سنگين،آنرا رها کرده بود

01:41:30.334 --> 01:41:34.840
اينبار حملات هوايي به منظور کم کردن توان دشمن

01:41:34.964 --> 01:41:37.092
تپه اشتباه را مورد هدف قرار داد

01:41:37.216 --> 01:41:41.722
گروهان چارلي ماموريت داشت تا به هر نحو پيشروي کند

01:41:41.846 --> 01:41:44.520
مارلنتز مسير پيشروي را نشان ميداد

01:41:45.850 --> 01:41:47.648
اون تپه خيلي پرشيبي بود

01:41:47.768 --> 01:41:51.864
و شما پرانرژي نيستيد چون وزن زيادي داريد

01:41:51.981 --> 01:41:54.234
و ما شروع به بالا رفتن کرده بوديم و ما احتمالا

01:41:54.358 --> 01:41:56.110
به يک سوم راه تا نوک تپه رسيده بوديم

01:41:56.235 --> 01:41:57.578
و بعد اونا به ما حمله کردند

01:42:01.157 --> 01:42:03.237
ما در وسط اين ساندويچ کثافت وحشتناک بوديم

01:42:05.286 --> 01:42:07.254
تفنگداران دريايي پشت هر چيزي که توانستند سنگر گرفتند

01:42:07.371 --> 01:42:11.217
مارلنتز فهميد اگر آنها به بالا رفتن از آن شيب ادامه دهند

01:42:11.334 --> 01:42:14.429
آنوقت با آتش تيربار مواجه خواهند شد

01:42:14.545 --> 01:42:16.047
ولي اگر همانجايي که بودند بمانند

01:42:16.213 --> 01:42:18.636
گلوله هاي خمپاره قطعا آنها را ميافت

01:42:22.178 --> 01:42:23.976
و بعد من ايستادم

01:42:24.096 --> 01:42:26.064
و از اون تپه بالا رفتم

01:42:26.182 --> 01:42:29.061
و فکر ميکردم خودم هستم و خودم.

01:42:29.185 --> 01:42:31.279
و من در اين مرحله ميدويدم

01:42:31.395 --> 01:42:35.525
چون ميخواستم روي اون زمين هر چه سريعتر پناه بگيرم

01:42:35.650 --> 01:42:38.369
و من برخي تحرکات رو از گوشه چشمم ديدم

01:42:38.486 --> 01:42:41.365
و به روي زمين غلت زدم تا
تفنگم رو بالا بيارم

01:42:41.489 --> 01:42:44.493
و به اون فرد شليک کنم

01:42:44.617 --> 01:42:47.416
و اون يکي از بچه هاي جوخه ام بود

01:42:47.536 --> 01:42:50.915
و بعد پشت سرشو نگاه کردم و بچه هاي بيشتر ي بودند

01:42:51.082 --> 01:42:54.177
اونها همگي پشت سرم اومده بودند

01:42:54.293 --> 01:42:56.546
اون براي من مثل اين بود که من اونجا يک هفته بوده ام

01:42:56.671 --> 01:42:58.173
ولي فکر ميکنم من احتمالا خودم تنها

01:42:58.297 --> 01:43:02.302
چهار ثانيه پنج ثانيه بوده ام

01:43:02.426 --> 01:43:07.478
کل جوخه فقط ايستادند و بيرون اومدند

01:43:07.598 --> 01:43:10.147
اون براي من يک لحظه اي باقي موند که

01:43:10.267 --> 01:43:16.365
چه دلهاي غير قابل وصفي اين بچه ها داشتند

01:43:17.608 --> 01:43:19.906
و بعد ما فورا به اون پناهگاههاي زيرزميني حمله کرديم

01:43:20.027 --> 01:43:23.827
آن تفنگداران دريايي پناهگاههاي زيرزميني را يک به يک پاکسازي کردند

01:43:31.664 --> 01:43:37.137
مارلنتز بخاطر شجاعتش مدال صليب نيروي دريايي را پاداش گرفت

01:43:37.253 --> 01:43:41.133
جنگ شبيه کوکائين قابل دود کردنه(کوکايين بسيار قوي)

01:43:41.257 --> 01:43:45.353
اون نئشگي فوق العاده اي داره ولي قيمت بسيار زيادي داره

01:43:45.469 --> 01:43:49.599
هيچ ادم عاقلي هرگز اونو نميکشه

01:43:49.724 --> 01:43:52.477
جنگ مثل اونه

01:43:52.601 --> 01:43:56.151
تو وحشتزده هستي،تو ترسيده اي،تو بيچاره اي

01:43:56.313 --> 01:43:58.862
ولي بعد جنگ شروع ميشه

01:44:02.737 --> 01:44:05.240
و ناگهان همه چيز به خطر ميفته

01:44:05.364 --> 01:44:07.207
زندگيت،زندگي دوستات

01:44:07.324 --> 01:44:09.577
اون تقريبا مافوقه

01:44:09.702 --> 01:44:12.205
چون تو ديگه يک نفر نيستي

01:44:12.329 --> 01:44:14.752
تو اون حسو از دست ميدي،تو فقط اون جوخه هستي

01:44:14.874 --> 01:44:18.219
و اون جوخه نميتونه شکست بخوره

01:44:18.335 --> 01:44:20.258
و علاوه بر اين يک شادي وحشيانه

01:44:20.379 --> 01:44:23.098
در غلبه بر دشمنت وجود داره،تنها يک شادي وحشيانه

01:44:23.215 --> 01:44:26.185
و فکر ميکنم که ما يک اشتباه بزرگ مرتکب ميشيم  اگه ما بگيم

01:44:26.343 --> 01:44:27.469
"اوه،جنگ  جهنمه"

01:44:27.595 --> 01:44:29.768
ما همه داستان "جنگ جهنمه" رو  ميدونيم

01:44:29.889 --> 01:44:31.357
اون جهنمه

01:44:31.515 --> 01:44:36.271
ولي يک بخش بسيار هيجان انگيز از اون وجود داره

01:44:36.295 --> 01:44:44.295
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <font color="#ff9800">Telegram: @bollbolljan</font> ::.
.:: <font color="#ff9800">Instagram: @bollbolljan_Com</font> ::.

01:44:44.403 --> 01:44:48.533
# Tell the truth #

01:44:48.699 --> 01:44:54.706
# Tell the truth, girl, now #

01:44:54.830 --> 01:44:58.209
# You know you got me doin'
everything crazy #

01:44:58.334 --> 01:45:01.713
# That you want me to do #

01:45:01.837 --> 01:45:03.339
# Yes, you have, girl #

01:45:03.464 --> 01:45:05.024
# Don't you, don't you,
don't you know #

01:45:05.090 --> 01:45:07.843
# You got to tell the truth,
yeah #

01:45:07.968 --> 01:45:09.515
# Baby, baby, baby, babe #

01:45:09.637 --> 01:45:15.064
# Why don't you tell me
the truth, now? #

01:45:15.226 --> 01:45:17.399
# You know you got me doin' #

01:45:17.520 --> 01:45:23.243
# Everything crazy
that you want me to do #

01:45:23.359 --> 01:45:26.989
# Yes, you have,
yeah, watch it #

01:45:28.322 --> 01:45:35.877
# Loving you is just a little
bit easy to start it #

01:45:35.996 --> 01:45:37.589
# So hard to stop #

01:45:41.752 --> 01:45:47.100
# If I could #

01:45:47.216 --> 01:45:51.722
# Baby, baby, you know I would #

01:45:51.846 --> 01:45:56.272
# I'd build a stone wall
around #

01:45:56.392 --> 01:46:01.614
# If I thought that it would do
any good, mama #

01:46:01.772 --> 01:46:04.116
# Tell me the truth, yeah #

01:46:04.275 --> 01:46:08.451
# Lit-lit-lit-lit-little girl,
just tell me the truth now #

01:46:08.612 --> 01:46:11.866
# Yeah, huh #

01:46:11.991 --> 01:46:15.837
# You know you got me doin'
everything foolish #

01:46:15.953 --> 01:46:19.628
# That you want me to do, oh #

01:46:19.748 --> 01:46:22.046
# Oh, play it #

01:46:22.167 --> 01:46:26.513
# Come on, yeah #

01:46:26.630 --> 01:46:28.803
# Tell me, tell me,
tell me the truth now #

01:46:44.315 --> 01:46:50.197
# Lovin' you #

01:46:50.321 --> 01:46:54.997
# Is easy to start #

01:46:55.159 --> 01:46:56.786
# Hard to stop #

01:46:56.911 --> 01:47:02.509
# But I'm gonna just tell you
this, uh #

01:47:02.666 --> 01:47:06.341
# Baby, you know I would #

01:47:06.462 --> 01:47:11.218
# I would build a stone wall
around #

01:47:11.342 --> 01:47:16.143
# If I just thought that it
would do me some good #

01:47:16.263 --> 01:47:18.015
# The truth now #

01:47:18.140 --> 01:47:19.534
# Tell 'em, tell 'em,
tell 'em, tell 'em #

01:47:19.558 --> 01:47:22.357
# Tell, tell me the truth now #

01:47:22.478 --> 01:47:24.981
# Just tell me the truth now #

01:47:25.105 --> 01:47:27.358
# Got to tell me no lie #

01:47:27.524 --> 01:47:29.367
# Tell me the truth now. #

01:47:29.391 --> 01:47:41.391
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <font color="#ff9800">www.bolboljan.net</font> ::.
