﻿WEBVTT

00:00:00.187 --> 00:00:04.350
ملکه "اليزابت"، ملکه ي بي چون و چراي
شما رو، بهتون معرفي ميکنم

00:00:04.467 --> 00:00:08.292
من ميدونم تو از من خوشت نمياد
و داري عليه پادشاه نقشه ميکشي

00:00:08.414 --> 00:00:12.066
ميتوني لحظاتت رو نوراني کني
ما به تخت پادشاهي نزديکيم

00:00:24.843 --> 00:00:26.801
من و "جاسپر" تو همه چي نظراتمون عين همه

00:00:26.803 --> 00:00:30.221
نه "مارگارت"، تو همسر "جاسپر" نيستي
تو با من ازدواج کردي

00:00:30.263 --> 00:00:32.861
من بايد برم. پسرم تو ديگه الان
بايد با مادرت زندگي کني

00:00:32.863 --> 00:00:35.141
بايد از طرف من مراقبش باشي

00:00:35.143 --> 00:00:39.181
من دوباره حامله م، و اين بار
مطمئنم که پسره

00:00:39.183 --> 00:00:42.421
حالا، ما با کشتي به
کَلِي" ميريم و يه ارتش جمع ميکنيم"

00:00:42.423 --> 00:00:44.661
ما با کسي که بهش ميگن
پادشاه "ادوارد" در جنگ هستيم

00:00:44.663 --> 00:00:46.421
!ولي پدر، من با کشتي نميتونم بيام

00:00:46.423 --> 00:00:48.861
ايسي" ميترسه پدر" -
!زود باشيد بياييد -

00:00:48.863 --> 00:00:51.663
"وارويک" و "جورج" دارن ميرن به "کلي"
ما بايد يه کاري بکنيم، مادر

00:00:53.623 --> 00:00:57.061
!"اني"

00:00:57.063 --> 00:00:58.503
يه پسر بود

00:00:59.543 --> 00:01:00.941
بخاطر از دست دادنش متأسفم

00:01:00.943 --> 00:01:02.181
تقصير تو بود

00:01:02.183 --> 00:01:04.741
ملکه "اليزابت" دوباره حامله ست

00:01:04.743 --> 00:01:06.783
ما بايد قبل از اون پسردار بشيم

00:01:32.215 --> 00:01:36.574
" ملــــکه سفید "
«<c.yellow> قســـمت چهارم</c>  »

00:01:39.024 --> 00:01:46.024
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:12.583 --> 00:02:14.541
اليزابت"؟"
چي شده؟

00:02:14.543 --> 00:02:17.661
...چيزي نيست
نه ولم کن. خواهش ميکنم ولم کن

00:02:17.663 --> 00:02:18.983
!گفتم ولم کن

00:02:25.703 --> 00:02:26.623
متأسفم مادر

00:02:29.463 --> 00:02:31.381
بچه ش

00:02:31.383 --> 00:02:32.703
!بچه ي بيچاره ش

00:02:35.423 --> 00:02:38.741
از اين اتفاق ها ميفته
بعضاً اتفاق هاي دردناکي هم هستن

00:02:38.743 --> 00:02:39.861
دوباره بزودي بچه دار ميشه

00:02:39.863 --> 00:02:42.941
و اون طوفان هم نتونست به
کوچکترين فرصتي که داشت کمکي بکنه

00:02:42.943 --> 00:02:46.181
آره، ولي تو نميدونستي که
ايزابل" توي اون کشتي بود"

00:02:46.183 --> 00:02:48.221
يا اينکه "وارويک" اونو وادار ميکنه
که سوار اون کشتي بشه

00:02:48.223 --> 00:02:51.183
اون کسيه که با زندگيِ نوه ي خودش
قمار کرد

00:02:52.863 --> 00:02:53.863
و باخت

00:02:55.663 --> 00:02:57.183
حالا هم هيچي نداره

00:02:58.263 --> 00:03:02.501
اون آدم بدبخت و بيچاره ايه

00:03:02.503 --> 00:03:03.861
قطعاً همينطوره

00:03:03.863 --> 00:03:05.981
هيچوقت خطرناک‌تر از الآن نبوده

00:03:05.983 --> 00:03:08.503
بايد احمق باشيم که فکر کنيم بدترين
اتفاق رو پشت سر گذاشتيم

00:03:27.983 --> 00:03:30.181
ايزي"؟"

00:03:30.183 --> 00:03:31.703
خراب شده ن

00:03:33.783 --> 00:03:35.741
!همه چي خراب شده

00:03:35.743 --> 00:03:37.461
نه، خيلي بدتر از اونيه که بنظر مياد

00:03:37.463 --> 00:03:39.701
ميتونيم تا وقتي برگرديم خونه، خودمونو وفق بديم

00:03:39.703 --> 00:03:44.381
خونه؟ فکر ميکني ما برميگرديم انگلستان؟ -
البته -

00:03:44.383 --> 00:03:47.301
ان"، اينقدر احمق نباش"

00:03:47.303 --> 00:03:49.781
ما ديگه هيچوقت برنميگرديم انگلستان

00:03:49.783 --> 00:03:53.781
،ما الان تبعيدي هستيم
مثل ملکه ي بد

00:03:53.783 --> 00:03:57.181
ما مثل اون نيستيم
ما اصلاً مثل اون نيستيم

00:03:57.183 --> 00:04:01.021
پدر قول داد که "جورج" رو روي
تخت پادشاهي ميشونه و اينکار رو ميکنه

00:04:01.023 --> 00:04:03.461
و بعدش تو ميشي ملکه ي انگلستان

00:04:03.463 --> 00:04:06.301
،اگه بخاطر نقشه ي پدر نبود

00:04:06.303 --> 00:04:09.103
الان بچه م تو دستام بود
و داشتم براش لالايي ميخوندم

00:04:13.303 --> 00:04:15.263
ولي الان تنهاي تنهام

00:04:19.463 --> 00:04:20.983
تو تنها نيستي

00:04:22.543 --> 00:04:24.261
تو منو داري

00:04:24.263 --> 00:04:27.421
،و هيچوقت ترکت نميکنم
قول ميدم

00:04:27.423 --> 00:04:29.343
ما هميشه همديگه رو داريم

00:04:47.583 --> 00:04:50.423
جاسپر" درست ميگفت"
تو سرباز ماهري هستي

00:04:51.823 --> 00:04:53.421
خوب بهم ياد داده

00:04:53.423 --> 00:04:54.703
آماده ايد سرورم؟

00:04:55.903 --> 00:04:57.183
بله

00:05:02.063 --> 00:05:04.981
اي احمق! چيکار کردي؟ -
من... من خوبم مادر -

00:05:04.983 --> 00:05:09.101
!تو زخمي شدي -
فقط يه خراش کوچيکه، همين. آماده اي؟ -

00:05:09.103 --> 00:05:12.701
نه، نه! واسه امروز ديگه بسه
داره خونريزي ميکنه. ممکنه جاش بمونه

00:05:12.703 --> 00:05:16.141
عمو "جاسپر" ميگه سربازها بايد
زخمشون رو با غرور همراه داشته باشن

00:05:16.143 --> 00:05:19.061
بيا با من بريم. زخمت رو خوب ميکنم -
...مادر -
چيه؟ -

00:05:19.063 --> 00:05:20.341
،اگه فکر ميکني اينقدر نازک نارنجي ام

00:05:20.343 --> 00:05:23.221
اونوقت شايد بهتر باشه دعا کني
که هيچوقت پادشاه نشم

00:05:23.223 --> 00:05:26.541
منظورت چيه که هيچوقت پادشاه نشي؟

00:05:26.543 --> 00:05:27.903
به سرنوشت ـت شک داري؟

00:05:41.103 --> 00:05:43.661
قضيه چيه "وارويک"؟
کجا بودي؟

00:05:43.663 --> 00:05:45.541
داشتم ترتيب يه سري کارها رو ميدادم

00:05:45.543 --> 00:05:47.901
چه کارهايي؟ -
داريم ميريم خونه، پدر؟ -

00:05:47.903 --> 00:05:53.461
آره، ولي هنوز نه
"تو اول بايد ازدواج کني، "ان

00:05:53.463 --> 00:05:56.461
ازدواج؟

00:05:56.463 --> 00:06:00.421
...با من مشورت نکردي -
وقت نبود -
با کي؟ -

00:06:00.423 --> 00:06:01.981
ريچارد"؟"

00:06:01.983 --> 00:06:03.301
برادر من؟

00:06:03.303 --> 00:06:06.021
نه، البته که نه -
پس با کي؟ -

00:06:06.023 --> 00:06:09.623
"شاهزاده "ادواردِ لانکاستر

00:06:11.463 --> 00:06:14.381
پسر ملکه ي بد؟ -
ديگه نبايد اينو بگي -

00:06:14.383 --> 00:06:17.861
مارگارتِ آنژو" دشمن ماست"
بزرگترين دشمنمون. اون از ما متنفره

00:06:17.863 --> 00:06:21.301
،اگه همه چي طبق برنامه ريزي پيش بره
اون ميشه مادر شوهر تو

00:06:21.303 --> 00:06:23.421
من اصلاً نميفهمم تو ميخواي چيکار کني

00:06:23.423 --> 00:06:24.981
اينکار چطور ميتونه بهمون کمک کنه؟

00:06:24.983 --> 00:06:27.141
جورج"، ميدونم برات سخته"

00:06:27.143 --> 00:06:29.221
ولي ما بايد کاريو بکنيم
که قراره انجام بديم

00:06:29.223 --> 00:06:31.461
ما اومديم اينجا تا يه ارتش درست کنيم

00:06:31.463 --> 00:06:33.101
!نه، ما اومديم اينجا که منو پادشاه کنيم

00:06:33.103 --> 00:06:35.781
!من سعي کردم
!دو بار

00:06:35.783 --> 00:06:37.341
،ولي حالا که تو پسرت رو از دست دادي

00:06:37.343 --> 00:06:39.461
هيچ وارثي نداري و هيچکس واست نميجنگه

00:06:39.463 --> 00:06:41.863
اونا فکر ميکنن که خدا
عليه تو داره فرمانروايي ميکنه

00:06:43.823 --> 00:06:47.101
!من بخاطر تو پسرمو از دست دادم

00:06:47.103 --> 00:06:51.061
و اگه هنوزم ميتونستم تو رو
!پادشاه کنم، اينکار رو ميکردم

00:06:51.063 --> 00:06:53.341
ولي نميشه اينکار رو کرد

00:06:53.343 --> 00:06:57.461
تنها راهي که ميتونيم به ارتش
درست کنيم که به قدر کافي بزرگ باشه

00:06:57.463 --> 00:07:01.221
تا بتونيم برادرت "ادوارد" رو الان شکست بديم
اينه که با "لانکستر" ها متحد بشيم

00:07:01.223 --> 00:07:04.701
حالا، من با پادشاه "لويي" حرف زدم
و اون موافقت کرده

00:07:04.703 --> 00:07:07.941
که ما رو حمايت ميکنه اگه
با "مارگارتِ آنژو" هم پيمان بشيم

00:07:07.943 --> 00:07:11.781
تو عقلت رو از دست دادي؟
آخه واسه چي اون بايد با ما هم پيمان بشه؟

00:07:11.783 --> 00:07:14.021
!واسش هيچ سودي نداره

00:07:14.023 --> 00:07:17.141
"چرا داره. شوهرش، "هنري
برميگرده رو تخت پادشاهي انگلستان

00:07:17.143 --> 00:07:20.301
،"پسر اون و دختر من، "ان
وقتي بميره جانشين اون ميشن

00:07:20.303 --> 00:07:23.261
يعني ميخواي بهم بگي
هرکاري که من کردم

00:07:23.263 --> 00:07:25.741
،عليه برادرم شدم
 عليه خاندان خودم

00:07:25.743 --> 00:07:28.461
تمام زجرهايي که کشيدم
واسه اين بوده که دوباره

00:07:28.463 --> 00:07:31.221
اون ديوونه اي که از اول ميخواستيم
سرنگون ـش کنيم رو بياريم رو کار!؟

00:07:31.223 --> 00:07:33.701
"اين تنها راهه، "جورج -
تنها راه چي؟ -

00:07:33.703 --> 00:07:36.623
اون زنيکه ي جنده سر پدر منو
!از تنش جدا کرد

00:07:40.423 --> 00:07:42.741
نه، يه راه ديگه هم هست

00:07:42.743 --> 00:07:46.381
"اگه ميخواي اينکار رو بکني، بکن "جورج
ولي قبل از انجامش فکر کن

00:07:46.383 --> 00:07:49.461
،تو نميتوني برگردي انگلستان
تو به برادرت خيانت کردي

00:07:49.463 --> 00:07:51.701
منو بکشي ديگه هيشکي رو نداري

00:07:51.703 --> 00:07:56.181
ما نميتونيم تو رو پادشاه کنيم
با من و فرانسه و "آنژو" متحد باشي

00:07:56.183 --> 00:07:59.581
اونوقت تمام القابي که دلت
ميخواد رو ميتوني داشته باشي

00:07:59.583 --> 00:08:02.103
و ثروت هايي که در مغرت هم نميگنجه

00:08:04.543 --> 00:08:07.061
اين الان بهترين چيزيه که
هرکسي ميتونه بهت پيشنهاد بده

00:08:07.063 --> 00:08:12.263
نه، اين بهترين چيزي که
تو ميتوني بهم پيشنهاد بدي

00:08:27.343 --> 00:08:29.463
و "ان" هم ميشه ملکه

00:08:33.183 --> 00:08:35.661
اون به يه لباس جديد نياز داره

00:08:35.663 --> 00:08:39.303
مارگارتِ آنژو" خواسته که "ان" رو"
موقع ملاقات باهاش، با خودم ببرم

00:08:52.703 --> 00:08:54.941
!مادر، تو بايد باهاش حرف بزني

00:08:54.943 --> 00:08:58.421
اين يعني چي مادر؟
چطور ميتونه اينکار رو بکنه؟

00:08:58.423 --> 00:09:01.901
!ادواردِ لانکاستر" يه هيولاست"
!من باهاش ازدواج نميکنم

00:09:01.903 --> 00:09:04.741
ان"، اصلاً مهم نيست ما چي ميخوايم"
يا چي لازم داريم

00:09:04.743 --> 00:09:07.421
هرچه زودتر بتوني اينو بفهمي و درک کني
که سرنوشت تو

00:09:07.423 --> 00:09:09.781
هميشه در دست ديگرانه، برات بهتره

00:09:09.783 --> 00:09:15.503
تو فقط يه تيکه ي خيلي کوچيک
توي يه تصوير خيلي بزرگ تر هستي

00:09:17.263 --> 00:09:21.103
بنابراين، چه هيولا باشه چه نباشه
بايد باهاش ازدواج کني. شنيدي پدرت چي گفت

00:09:22.303 --> 00:09:23.743
اين تنها اميد ماست

00:09:31.543 --> 00:09:32.621
سرورم
اجازه بدين کمکتون کنم

00:09:32.623 --> 00:09:34.221
!"جناب "هنري

00:09:34.223 --> 00:09:36.261
چي شده؟
"بيا تو جناب "رجينالد

00:09:36.263 --> 00:09:38.101
افرادي اومدن داخل قلعه

00:09:41.359 --> 00:09:44.239
!"زود باش برو تو، "مارگارت
اينجا امن نيست

00:09:47.839 --> 00:09:49.317
"جناب "ويليام هربرت

00:09:49.319 --> 00:09:50.917
"جناب "هنري

00:09:50.919 --> 00:09:53.837
ازتون ميخوام که اون "خائن"، "جاسپر تيودور" رو
سريعاً به ما تحويل بدين

00:09:53.839 --> 00:09:57.237
اون فرار کرده قربان
به شرافتم قسم ميخورم

00:09:57.239 --> 00:09:59.877
،جاسپر تيودور" نه در قلعه ست"
و نه در اين نزديکي ها

00:09:59.879 --> 00:10:03.997
بنابراين متأسفانه سفر بيهوده اي بوده -
نه، نبوده -

00:10:03.999 --> 00:10:05.957
"متأسفم جناب "هنري

00:10:05.959 --> 00:10:09.317
من اجازه ي تصرف "پمبروک" و فرماندهي "ويلز" رو دارم -
!نه -

00:10:09.319 --> 00:10:12.357
"تو دخالت نکن، "مارگارت

00:10:12.359 --> 00:10:17.037
دخالت نکنم؟
!قلعه ي "پمبروک" متعلق به پسر منه

00:10:17.039 --> 00:10:19.799
متأسفانه اين حرفتون ديگه
"حقيقت نداره، بانو "مارگارت

00:10:29.479 --> 00:10:30.599
چي نوشته؟

00:10:34.279 --> 00:10:36.997
بري" اصطبل ها رو بهتون نشون ميده"

00:10:36.999 --> 00:10:38.719
!افراد

00:10:44.199 --> 00:10:47.517
تو چرا اينجوري اي؟ -
"ساکت باش "مارگارت -

00:10:47.519 --> 00:10:51.557
يه کاري بکن خب
!واسه يه بارم شده يه کاري بکن

00:10:51.559 --> 00:10:52.999
اگه "جاسپر" بود ميکرد

00:10:56.519 --> 00:10:59.437
فکر کنم فقط پسر تو نيست
که نگران اون مَرده

00:10:59.439 --> 00:11:02.759
اتاق ميهمان ها رو آماده کن

00:11:06.199 --> 00:11:08.439
البته فکر ميکنم الان ديگه
ماها مهمونيم

00:11:13.839 --> 00:11:15.999
!خداي من، "ان"، اون اينجاست

00:11:57.759 --> 00:12:02.917
من هميشه ميدونستم که دوباره روزي تو رو
"ميبينم که زانو زدي، لرد "وارويک

00:12:02.919 --> 00:12:08.597
بانوي من، از وقتي که يه پسربچه بودم
هميشه احساس ميکردم

00:12:08.599 --> 00:12:12.077
يه حس لزومي در من وجود داشت که
...منو به سمتي سوق ميداد که انگلستان

00:12:12.079 --> 00:12:14.677
تصرف تخت پادشاهي شوهر من

00:12:14.679 --> 00:12:18.557
،دستگير کردن و زنداني کردن اون
انگار که يه مجرم خطرناکه

00:12:18.559 --> 00:12:22.397
تو رو به اين سمت سوق ميداد من و پسرم
پادشاه آينده ي انگلستان رو، به کنج ازلت بکشوني؟

00:12:22.399 --> 00:12:25.477
فکر کردي تمام اينها به صلاح کشوره؟

00:12:25.479 --> 00:12:30.077
انگيزه ي حقيقيِ کساني که اطراف
من بودن، منو کور کرده بود

00:12:30.079 --> 00:12:33.197
"بهت خيلي اعتماد ميکنن "وارويک
خيلي وقته دارم اينو فکر ميکنم

00:12:33.199 --> 00:12:35.357
بانوي من، من حالا چيزي که
بايد ميفهميدم رو فهميدم

00:12:35.359 --> 00:12:37.839
اينکه خداوند "هنري" رو روي تخت
نشونده بود و شما رو کنار اون قرار داده بود

00:12:39.919 --> 00:12:44.237
اين ظهور قطعاً درست زمانبندي شده بود

00:12:44.239 --> 00:12:47.439
...من قسم ميخورم که -
برگرد همونجايي که بودي -

00:13:03.679 --> 00:13:06.437
اين قسمتي از صليب واقعيه

00:13:06.439 --> 00:13:11.517
به خون و اشک هاي خدايمان
عيسي مسيح آغشته شده

00:13:11.519 --> 00:13:15.759
دستت رو بذار روش و دوباره قسم بخور

00:13:26.679 --> 00:13:28.877
،"من، "ريچارد نِويل"، "کنت وارويک

00:13:28.879 --> 00:13:31.317
قسم ميخورم که خدمتگذار
وفادار شما باشم

00:13:31.319 --> 00:13:33.239
،از امروز
تا آخرين روز عمرم

00:13:35.279 --> 00:13:37.837
خدمتگذاريت رو قبول ميکنم

00:13:37.839 --> 00:13:39.559
حالا، بذار اون دختر رو ببينم

00:14:06.559 --> 00:14:09.919
خب، پس تو قراره با پسر من ازدواج کني؟

00:14:14.039 --> 00:14:15.599
بيا اينجا

00:14:31.799 --> 00:14:34.799
زياد چيزي نداري که روش بخوايم کار کنيم
داره، "ادوارد"؟

00:14:36.359 --> 00:14:38.357
فکر ميکنم حتماً در آينده خواهد داشت

00:14:38.359 --> 00:14:40.879
برگرد... يه موجود کوچولوي رنگ و رفته

00:14:41.959 --> 00:14:43.879
اون دختر فرمانبردايه، بانوي من

00:14:46.599 --> 00:14:50.117
اوه، خب، لااقل خوبه که
به راحتي ميشه درستش کرد

00:14:50.119 --> 00:14:52.517
"برخلاف اون ملکه ي غاصب، "اليزابت

00:14:52.519 --> 00:14:56.157
"يه زن پر زحمت ديگه ست، "وارويک -
اون زن نيست، يه جادوگره -

00:14:56.159 --> 00:15:00.877
خب پس چرا روي تخت من نشسته؟ -
چندان طول نمي‌کشه که برکنار بشه -

00:15:00.879 --> 00:15:03.757
شما بايد الان ارتش ـتون رو
به انگلستان بفرستين

00:15:03.759 --> 00:15:06.557
اگه به "ادوارد" خبر نرسيده باشه
به زودي از متحد شدن ما خبردار ميشه

00:15:06.559 --> 00:15:08.637
ما نبايد بهش زمان بديم که
براي حمله آماده بشه

00:15:08.639 --> 00:15:11.397
بذار يه چيزهايي رو برات روشن کنم

00:15:11.399 --> 00:15:15.317
،تا موقعي که اين ازدواج صورت بگيره
من هيچکاري نميکنم

00:15:15.319 --> 00:15:19.037
و از اونجايي که اونها با هم عموزاده هستن
قصد دارم منتظر معافيت پاپي بمونم

00:15:19.039 --> 00:15:21.717
اين ماه ها طول ميکشه
من بايد سريعاً برگردم

00:15:21.719 --> 00:15:25.797
البته که بايد برگردي. همينطور بايد
شوهر من رو برگردوني رو تخت پادشاهي

00:15:25.799 --> 00:15:27.679
تنهايي؟

00:15:29.519 --> 00:15:32.957
تو همين الان قسم دوستي با من رو خوردي

00:15:32.959 --> 00:15:35.517
و اين فرصتيه که بتوني اثبات ـش کني

00:15:35.519 --> 00:15:39.037
برو انگلستان
ارتش ـت رو جمع کن

00:15:39.039 --> 00:15:40.757
شوهر من رو دوباره روي تخت بنشون

00:15:40.759 --> 00:15:44.437
يه بار ديگه تعيين کننده ي پادشاه باش
،و وقتي که اينکار رو کردي

00:15:44.439 --> 00:15:46.357
،وقتي که لندن رو گرفتي

00:15:46.359 --> 00:15:48.999
منم به دنبالت ميام که
بقيه ي کشور رو بگيرم

00:15:50.679 --> 00:15:53.637
،و با حضور ما دو تا

00:15:53.639 --> 00:15:55.959
ادوارد" رو براي هميشه از بين ميبريم"

00:16:01.239 --> 00:16:04.879
تو که ميدوني من سر حرفم هستم
مگه نه، لرد "وارويک"؟

00:16:06.559 --> 00:16:08.279
البته

00:16:17.359 --> 00:16:19.439
اوه. ميتونم يه توصيه اي هم بهت بکنم؟

00:16:21.399 --> 00:16:26.157
،براي مقابله با يک هجوم
بايد لونه رو بسوزوني

00:16:26.159 --> 00:16:30.959
وقتي رسيدي به انگلستان، ميري سراغ
"اون ملکه ي غاصب، "اليزابت

00:16:32.359 --> 00:16:36.717
اگه پسري در شکم داشته باشه
براي هدف من خيلي بدتر از

00:16:36.719 --> 00:16:38.639
ارتش هاي "ادوارد" ـه

00:16:57.239 --> 00:16:58.277
بانوي من

00:16:58.279 --> 00:17:00.557
ادوراد"؟" -
ببخشيد، بايد منتظر بموني -

00:17:00.559 --> 00:17:02.757
بنظر مياد که "وارويک" بعد از
غرق شدن کشتي هاش تونسته

00:17:02.759 --> 00:17:04.997
خودش رو به ارتش هاي "مارگارتِ آنژو" برسونه

00:17:04.999 --> 00:17:07.797
اونا دارن برنامه ريزي ميکنن
که با همديگه متحد بشن

00:17:07.799 --> 00:17:09.599
بايد اينو بخوني

00:17:10.679 --> 00:17:14.037
از طرف عموزاده ي من در "برگاندي" ـه

00:17:14.039 --> 00:17:16.239
ان نِويل" قراره با"
ادواردِ لانکاستر" ازدواج کنه"

00:17:23.519 --> 00:17:25.157
درسته

00:17:25.159 --> 00:17:28.757
چطور تونسته فکر کنه که دختر خودش رو
بده دست اين هيولا؟

00:17:28.759 --> 00:17:32.717
بعد از تمام چيزهايي که از دست
...اين زن تحمل کرديم

00:17:32.719 --> 00:17:34.877
جورج" هيچي نميتونه از اين اتفاق بدست بياره"

00:17:34.879 --> 00:17:38.237
،اون به شدت از من متنفره
ريچارد"، مگه نه؟"

00:17:38.239 --> 00:17:40.917
و اين حس تنفر از منه که داره
اونو هدايت ميکنه؟

00:17:40.919 --> 00:17:43.317
جاه طلبي و طمع "جورج" ـه که
...افسارش رو بدست گرفته

00:17:43.319 --> 00:17:47.439
اون حتي ميتونه با زني که پدرمون رو کشت
عليه من بجنگه؟

00:17:48.479 --> 00:17:51.399
وارويک" از "ان" استفاده ميکنه"
که اونها رو با هم متحد نگه داره

00:17:52.399 --> 00:17:54.757
بعدش هم "هنري" رو روي تخت بشونه

00:17:54.759 --> 00:17:59.197
،اين خود "وارويک" بود که آتيش رو درون من روشن کرد
،بهم ياد داد بجنگم، پيروز بشم

00:17:59.199 --> 00:18:02.477
که اونو بکشونم پايين و بخاطر کاري
،که کرده بود مجازاتش کنم

00:18:02.479 --> 00:18:03.837
بخاطر کاري که با هممون کرده بود

00:18:03.839 --> 00:18:06.117
!ولي حالا شونه به شونه ي اون وايساده

00:18:06.119 --> 00:18:08.117
هيچکدوم از اينا مهم نبود!؟

00:18:08.119 --> 00:18:11.317
وارويک" از وفاداري هيچي نميدونه"
و "جورج" هم خيلي زود اينو ميبينه

00:18:11.319 --> 00:18:14.317
جورج" از شرايط جديدي که که"
پيش اومده، اصلاً خوشحال نميشه

00:18:14.319 --> 00:18:17.999
شرط ميبندم حتي نميدونسته
"همچين اتفاقي ميفته... "اليزابت

00:18:21.959 --> 00:18:24.197
مارگارتِ آنژو" و "وارويک"؟"

00:18:24.199 --> 00:18:26.997
مقابله با يکيشون خيلي سخته
ولي جفتشون با هم؟

00:18:26.999 --> 00:18:29.757
...خداي من -
اين يه اتحاد خطرناک و کشنده ست -

00:18:29.759 --> 00:18:31.079
پس بايد تضعيف ـش کنيم

00:18:32.319 --> 00:18:33.319
بانوي من

00:18:47.719 --> 00:18:51.517
فکر ميکنم که ملکه ميخوان با شما
تنها صحبت کنن، دوشس

00:18:51.519 --> 00:18:53.599
پس ملکه بايد خيلي منتظر بمونه

00:18:57.039 --> 00:18:59.359
درباره ي خيانت پسرتون، "جورج" ـه

00:19:01.319 --> 00:19:04.839
شما اطلاع داريد که اون با
مارگارت آنژو" هم پيمان شده؟"

00:19:12.239 --> 00:19:13.999
بانوي من -
بانوي من -

00:19:20.279 --> 00:19:23.557
ميتونين در حضور بانو "سات کليف" صحبت کنين

00:19:23.559 --> 00:19:24.719
ما هيچ رازي نداريم

00:19:26.679 --> 00:19:28.837
خب، بذاريد اين
تعارف هاي مسخره رو کنار بذاريم

00:19:28.839 --> 00:19:30.877
و مستقيماً بريم سراغ اينکه
هدفتون از اومدن به اينجا

00:19:30.879 --> 00:19:34.597
و همينطور اين شايعه ي مزخرف درباره ي پسر من -
شايعه نيست -

00:19:34.599 --> 00:19:37.677
تو هميشه ميخواستي اون رو
مثل يه آدم شرور تصوير کني

00:19:37.679 --> 00:19:39.757
اون خودش به اندازه ي کافي
اينطوري هست

00:19:39.759 --> 00:19:42.997
من ميدونم که شنيدن اين براتون خيلي
...سخته، ولي بايد اينو درک کنيد

00:19:42.999 --> 00:19:45.437
نه، تو بايد درک کني

00:19:45.439 --> 00:19:49.157
اون هنوز 11 سالش هم نشده بود
وقتي که پدرش

00:19:49.159 --> 00:19:52.039
به دست اون زن شيطان صفت کشته شد

00:19:53.239 --> 00:19:55.599
...تو اصلاً ميدوني -
قطعاً ميدونيم -

00:19:56.999 --> 00:19:59.397
من هم همسر و پسرم رو

00:19:59.399 --> 00:20:02.719
به همين شکل وحشيانه از دست دادم

00:20:05.479 --> 00:20:08.599
قراره درد و رنج هامون
رو با همديگه مقايسه کنيم؟

00:20:10.679 --> 00:20:13.597
قراره با هم مسابقه بديم
که کي بيشتر زجر کشيده؟

00:20:13.599 --> 00:20:17.197
ما فقط ميخوايم از زجرهاي
بعدي جلوگيري کنيم

00:20:17.199 --> 00:20:21.717
،ما دروغ نميگيم. خودتون با پادشاه صحبت کنين
اون خودش بهتون ميگه

00:20:21.719 --> 00:20:24.837
وارويک" و "جورج" دارن برنامه ريزي"
ميکنن که "هنري" رو برگردونن رو تخت پادشاهي

00:20:24.839 --> 00:20:26.717
،و وقتي که شکست بخورن

00:20:26.719 --> 00:20:28.877
ادوارد" مجبور ميشه که"
برادر خودش رو اعدام کنه

00:20:28.879 --> 00:20:32.317
و "جورج" هم با يک
گل سرخ قرمز روي يقه ش خواهد مرد

00:20:32.319 --> 00:20:36.877
اگه حتي "وارويک" هم پيروز بشه بازم
جورج" از اين اتفاق چيزي گيرش نمياد"

00:20:36.879 --> 00:20:39.037
"وارويک" ميخواد، "ان"

00:20:39.039 --> 00:20:41.957
،"با پسر "مارگارت آنژو
ادوارد لانکاستر" ازدواج کنه"

00:20:41.959 --> 00:20:45.797
اينطوري طبيعتاً صاحب تاج و تخت ميشه
جورج" هيچوقت پادشاه نميشه"

00:20:45.799 --> 00:20:48.077
دوشس، تمام اينها براي هيچ و پوچ خواهد بود

00:20:48.079 --> 00:20:50.557
اون حتماً احساس سردرگمي ميکنه

00:20:50.559 --> 00:20:54.999
،و با وجود تمام چيزهايي که پشت سر گذاشته
حتماً حس ميکنه که هيچ چاره ي ديگه اي نداره

00:21:02.999 --> 00:21:04.519
...ولي تو

00:21:06.239 --> 00:21:07.599
تو فکر ميکني داره؟

00:21:08.599 --> 00:21:12.757
،ادوارد" خيلي خوشحال ميشه اون برگرده"
و اتفاق ناراحت کننده ي واقعي هم همينه

00:21:12.759 --> 00:21:14.359
فقط اگه "جورج" اينو ميدونست

00:21:43.368 --> 00:21:45.006
!"جورج"

00:21:45.008 --> 00:21:47.328
!تعيين کننده ي پادشاه

00:21:48.848 --> 00:21:52.686
تو ديگه کارت تمومه
پاشو. لباساتو بپوش

00:21:52.688 --> 00:21:54.208
کارم داشتين؟

00:21:59.288 --> 00:22:01.046
همين؟

00:22:01.048 --> 00:22:02.328
همين بَسِته. برو

00:22:13.448 --> 00:22:17.526
،من فقط يه پادشاه "يورک" ميخواستم

00:22:17.528 --> 00:22:19.608
ولي ديگه چاره اي واسمون نمونده

00:22:23.128 --> 00:22:26.008
بايد "لويي" باور کنه که
ما ميتونيم تخت پادشاهي رو نگه داريم

00:22:29.128 --> 00:22:32.168
،آيا تو هم به من وفادار نخواهي بود
مثل برادرت؟

00:22:33.448 --> 00:22:35.528
تو آدمي بهتر از "ادوارد" نيستي؟

00:22:38.688 --> 00:22:42.766
اگه قرار باشه تو "لانکاستر" رو
برگردوني رو تخت پادشاهي

00:22:42.768 --> 00:22:47.446
به يه "يورک" ـي براي حمايت نياز داري
و من هنوز پسري از "يورک" ـم

00:22:47.448 --> 00:22:51.728
بخاطر همينه که بايد با هم متحد باشيم

00:22:53.648 --> 00:22:57.286
و اگه با زنت هم بستر بشي خيلي بهتره

00:22:57.288 --> 00:22:59.486
،هم من نوه ميخوام

00:22:59.488 --> 00:23:01.808
و هم تو يه وارث

00:23:07.208 --> 00:23:10.008
ما فردا صبح ميريم -
واقعاً هيچ عجله اي نيست -

00:23:11.288 --> 00:23:14.286
من ميفهمم اين
براي شما چقدر سخته

00:23:14.288 --> 00:23:16.886
حتماً از اينکه "پمبروک" رو از
دست ميدين ناراحتين، مطمئنم

00:23:16.888 --> 00:23:21.046
اين اتفاق بايد بيفته. اينجا خونه ي
شوهر من نبود، خونه ي من بود

00:23:21.048 --> 00:23:22.686
ولي اين فقدان زياد دووم نمياره

00:23:22.688 --> 00:23:24.766
خاندان "يورک" دارن خودشونو نابود ميکنن

00:23:24.768 --> 00:23:27.726
و به اين کارشون ادامه ميدن
اين خواستِ خداست

00:23:27.728 --> 00:23:29.486
مارگارت"، خواهش ميکنم"

00:23:29.488 --> 00:23:32.646
من در بين جسد مرداني که در حال مردن
بودند قدم گذاشتم، اونها ناله ميکردن

00:23:32.648 --> 00:23:36.126
و مادرشون رو فرياد ميزدن، بعضي از اونها
خيلي از "هنريِ" شما بزرگتر نبودن

00:23:36.128 --> 00:23:38.286
اين چطور ميتونه خواستِ خدا باشه؟

00:23:38.288 --> 00:23:42.126
،اون شما رو مقابل همديگه گذاشته
بخاطر اينکه شما تخت پادشاهي رو دزديدين

00:23:42.128 --> 00:23:45.926
ولي به زودي شکست ميخورين
،پادشاه "هنري" دوباره برميگرده

00:23:45.928 --> 00:23:50.168
،پسر من برميگرده اينجا
به اين قلعه، به اين خونه

00:23:53.128 --> 00:23:56.608
،"بانو "مارگارت
اون نيازي نيست که برگرده

00:23:57.928 --> 00:23:59.726
ببخشيد؟

00:23:59.728 --> 00:24:02.008
هنري" همراه شما نمياد"

00:24:05.368 --> 00:24:06.926
چي گفتي؟

00:24:06.928 --> 00:24:09.808
قيوميت اون به من واگذار شده

00:24:11.448 --> 00:24:13.086
به دستور کي؟

00:24:13.088 --> 00:24:15.206
خاندان "يورک" به من دستور داده

00:24:15.208 --> 00:24:17.206
اون اين دستور رو داده؟ -
منظورتون ملکه ست؟ -

00:24:17.208 --> 00:24:18.406
!منظورم اون جادوگره

00:24:18.408 --> 00:24:21.326
اين خيانته! بهتون توصيه ميکنم
"همسرتون رو ساکت کنين، جناب "هنري

00:24:21.328 --> 00:24:23.768
"خواهش ميکنم، آروم باش "مارگارت

00:24:30.328 --> 00:24:32.566
اصلاً سخت نيست مادر

00:24:32.568 --> 00:24:35.006
تو پسر مني
اون همراه من ميمونه

00:24:35.008 --> 00:24:38.526
اينطور نيست. و شما ميتونين
فقط خودتون رو بخاطرش سرزنش کنين

00:24:38.528 --> 00:24:42.286
"ايجاد انگيزه در خويشاوندان خودتون، "ريچارد ويلز
...براي قيام کردن اشتباه فوق العاده جدي

00:24:42.288 --> 00:24:46.566
من اينطوري بايد مجازات بشم؟ -
...اشتباه فوق العاده جدي از طرف شما بود... -

00:24:46.568 --> 00:24:49.246
اينطوري بايد برام درس عبرت باشه؟

00:24:49.248 --> 00:24:52.526
بايد اينطوري ازم گرفته بشه
انگار که اون عروسکه

00:24:52.528 --> 00:24:54.048
و منم يه دختر کوچولو هستم؟

00:24:55.328 --> 00:24:56.728
اون پسر منه

00:24:57.928 --> 00:24:59.886
!اون پسر منه

00:24:59.888 --> 00:25:02.128
!نه، مادر
!مادر، کافيه

00:25:09.968 --> 00:25:12.326
مطمئناً اين اتفاق
يه مقدار زيادروي ـه

00:25:12.328 --> 00:25:15.366
به من دستور داده شده
تصميم گرفته شده

00:25:15.368 --> 00:25:18.286
همسر شما بعنوان خائنِ
پادشاه انگلستان شناخته شدن

00:25:18.288 --> 00:25:20.846
البته که نميتونه پسر خودش رو
با افکار خودش بزرگ کنه

00:25:20.848 --> 00:25:25.328
اين تصميم عوض نخواهد شد
بهتون اطمينان ميدم

00:25:37.608 --> 00:25:39.286
"بانو "ايزابل"، بانو "ان

00:25:39.288 --> 00:25:40.848
ملاقاتي دارين

00:25:49.728 --> 00:25:51.286
!"بانو "سات کليف

00:25:51.288 --> 00:25:55.008
خواهش ميکنم، آروم باشين
من فقط ميخوام باهاتون حرف بزنم

00:26:01.648 --> 00:26:03.366
واسه چي؟
چي ميخواين؟

00:26:03.368 --> 00:26:05.846
،من برايِ شوهرتون يه پيغام دارم
"بانو "ايزابل

00:26:05.848 --> 00:26:07.686
،نميتونم شخصاً برم پيشش
خيلي خطرنکه

00:26:07.688 --> 00:26:11.528
خواهش ميکنم، من نميتونم زياد بمونم
اجازه بدين باهاتون حرف بزنم

00:26:14.288 --> 00:26:16.486
ميتونين با هر دومون حرف بزنين

00:26:16.488 --> 00:26:19.806
من به درخواست مادرشوهرت اومدم اينجا
"دوشس "سسيلي

00:26:19.808 --> 00:26:21.886
لازم نيست بترسي

00:26:21.888 --> 00:26:24.606
دوشس تمايل دارن به اطلاعِ "جورج" برسونن که

00:26:24.608 --> 00:26:28.048
اگر ايشون ميخوان به انگلستان برگردن، ميتونن

00:26:29.408 --> 00:26:32.286
برادرِ ايشون، شاه "ادوارد" با
آغوشِ باز پذيراي ايشون خواهد بود

00:26:32.288 --> 00:26:33.726
و ايشون رو مجدداً تحت حمايت خود قرار خواهد داد

00:26:33.728 --> 00:26:35.646
به خونه برگرده؟

00:26:35.648 --> 00:26:39.528
بله. خبر خوبي بود، درسته؟

00:26:41.128 --> 00:26:43.926
علاوه بر اين دوشس از من خواستن بهتون بگم

00:26:43.928 --> 00:26:47.646
که ايشون عزادارِ فقدانِ نوه‌شون هستن

00:26:47.648 --> 00:26:49.926
ايشون با شنيدن اين خبر ناگوار
به شدت پريشان خاطر شدن

00:26:49.928 --> 00:26:53.766
الآن شما بايد در خونه‌ي خودتون باشيد و
در کنارِ دوستانتون و

00:26:53.768 --> 00:26:55.928
همچنين کساني که صميمانه دوستتان دارن، باشيد

00:26:57.208 --> 00:27:00.046
منم تمايل دارم که به خونه برگردم

00:27:00.048 --> 00:27:02.326
ايزي" تو نميتوني، خودت ميدوني نميتوني"

00:27:02.328 --> 00:27:06.368
ديگه بايد برم. اين پيغام رو به همسرتون مي‌رسونيد؟

00:27:12.808 --> 00:27:15.926
به نظرت "جورج" با اين تصميم موافقت ميکنه؟ -
نه، نمي‌کنه -

00:27:15.928 --> 00:27:20.046
ولي اگر موافقت کنه و ازدواجِ تو
با "ادوارد لنکستر" سر بگيره

00:27:20.048 --> 00:27:22.688
در اين صورت من و تو در دو جبهه‌ي مخالفِ
"هم قرار مي‌گيريم، "آني

00:27:31.408 --> 00:27:33.366
طاقت اينکه تنهات بذارم رو ندارم

00:27:33.368 --> 00:27:37.126
مادر، منم با ديدنِ تو که از اينجا ميري
بسيار متأسف ميشم

00:27:37.128 --> 00:27:39.286
بانو "مارگارت"، من از پسرتون مراقبت ميکنم

00:27:39.288 --> 00:27:41.286
پسر خودم، "توماس" فقط دو
سال از اون بزرگتره

00:27:41.288 --> 00:27:43.126
مطمئنم دوستانِ خوبي براي هم ميشن

00:27:43.128 --> 00:27:46.208
بهتون قول ميدم با پسرتون به گونه‌اي رفتار کنم
که گويي پسرِ خودمه

00:27:49.168 --> 00:27:51.326
تو پسرِ هيچکسي جز من نيستي

00:27:51.328 --> 00:27:54.206
هميشه يادت باشه که چه کسي هستي
تو الآن همراهِ دشمنا هستي

00:27:54.208 --> 00:27:56.728
،در مقابلشون زانو بزن
امّا هميشه آماده جنگ باش

00:27:57.888 --> 00:28:01.086
،خداوند از تو مراقبت مي‌کنه
چرا که تو "هنري تيودور" هستي

00:28:01.088 --> 00:28:04.728
و روزي فرا ميرسه که پادشاه انگلستان ميشي

00:28:31.048 --> 00:28:32.408
... توماس" هم سنِ توئه"

00:28:51.008 --> 00:28:53.646
به محض اينکه خطري نبود
دنبالتون مي‌فرستم

00:28:53.648 --> 00:28:57.726
سرورم -
بهتره دعا کنيم "مارگارت آنژو" سر کارمون
نذاشته باشه

00:28:57.728 --> 00:28:59.366
جورج" به من اعتماد نداري؟"

00:28:59.368 --> 00:29:03.286
ما به سفر دريايي ميريم و اون همراهمون نمياد
انگار که تمام خطرات متوجه ما ـست

00:29:03.288 --> 00:29:07.006
رسيدن به انگلستان قبل از اينکه
ادوارد" کلِ کشور رو عليه ما بشورونه"

00:29:07.008 --> 00:29:10.766
به مصلحت همه است. الآن هدفِ تو همينه -
شايد -

00:29:10.768 --> 00:29:15.848
وارويک" فراموش کردي يادم بندازي که"
چاره‌ي ديگه‌اي ندارم

00:29:17.528 --> 00:29:19.208
خدا نگهدار، همسرم

00:29:25.968 --> 00:29:28.406
بايد دست به دعا بشي که عروسيت
هر چه سريعتر برگزار بشه

00:29:28.408 --> 00:29:32.966
آني" نقشت رو به خوبي ايفا کن، همسر و"
ملکه جديدت رو خُرسند کن

00:29:32.968 --> 00:29:34.528
حتما، پدر

00:29:52.848 --> 00:29:54.926
واروريک" هم سوار کشتي شده؟"
مطمئني؟

00:29:54.928 --> 00:29:57.248
فکر ميکنيم به زودي در شمال
به خشکي ميرسه

00:29:58.368 --> 00:30:00.088
فقط معلوم نيست چه روزي اين
اتفاق ميفته

00:30:02.168 --> 00:30:05.486
به ارتشِ "ريچارد" دستور دادم فوراً
خارج از لندن به ديدنم بيان

00:30:05.488 --> 00:30:08.526
شنيدم "مارگارت آنژو" ميخواد
به دنبالِ "وارويک" بره

00:30:08.528 --> 00:30:11.606
و در جنوب ارتش خودش رو پياده کنه
اگر اين طور باشه، بايد سريعا وارد عمل بشم

00:30:11.608 --> 00:30:15.966
،بايد در شمال ارتش "وارويک" رو شکست بدم
بعد خيلي سريع براي دفاع از لندن بازگردم

00:30:15.968 --> 00:30:17.568
کي اينا رو بهت گفته؟

00:30:18.888 --> 00:30:21.366
از "جورج" خبرهايي شنيدم

00:30:21.368 --> 00:30:24.686
اون گفته که همراه با ارتشِ "وارويک" وارد
شمال ميشه

00:30:24.688 --> 00:30:27.046
،امّا به محض اينکه دو ارتش با هم رو به رو بشن

00:30:27.048 --> 00:30:30.688
وارويک" رو رها ميکنه و در جبهه‌ي من مبارزه ميکنه" -
حرفاش رو باور ميکني؟ -

00:30:32.968 --> 00:30:34.248
خودمم نمي‌دونم

00:30:35.408 --> 00:30:38.168
...ولي خدايا، خيلي دوست دارم
اليزابت" هر چي باشه اون برادرمه"

00:30:40.151 --> 00:30:43.111
دخترا رو به اتاق سلطنتي در برج ببر

00:30:44.092 --> 00:30:46.212
همونجا نوزاد رو به دنيا بيار

00:30:47.831 --> 00:30:49.789
اليزابت"، به برج برو"

00:30:49.791 --> 00:30:51.671
به محض اينکه بتونم به سراغت ميام

00:30:53.991 --> 00:30:55.071
کِي؟

00:30:56.431 --> 00:30:57.631
زماني که پيروز شدم

00:30:58.911 --> 00:30:59.991
سرورم

00:31:35.630 --> 00:31:37.750
مارگارت"، خبري از "هنري" نشده"

00:31:40.275 --> 00:31:43.113
اين اواخر اون مشکلات زيادي رو پشت سر
... گذاشته

00:31:43.115 --> 00:31:46.393
اون سرش گرمِ مسائلِ مهمتري ـه

00:31:47.970 --> 00:31:50.050
داره با شرايط جديد کنار مياد

00:31:50.725 --> 00:31:55.048
من بايد روزهايِ بيشماري رو انتظار بکشم
تا بلکه خبري از پسرم بشه

00:31:55.050 --> 00:31:59.208
وقتي يه دختر جوان بودم، تصور ميکردم
... سرنوشت بزرگي در انتظارم ـه

00:31:59.210 --> 00:32:01.248
چه جور سرنوشتي؟

00:32:01.250 --> 00:32:03.488
مقامِ قديسي

00:32:03.490 --> 00:32:07.768
ميخواستم به يه صومعه برم و
راهبه بشم

00:32:07.770 --> 00:32:09.728
ميدوني براي من برعکس همين بود

00:32:09.730 --> 00:32:12.208
پدرم مي‌خواست من به عضويت کليسا دربيام

00:32:12.210 --> 00:32:15.690
... من چندان علاقه‌اي نداشتم، بنابراين
بهش گفتم روح من تسخير شده

00:32:19.770 --> 00:32:22.010
،تو مي‌خواستي راهبه بشي
ولي من ميخواستم گناهکار بشم

00:32:26.050 --> 00:32:27.450
چي شده؟

00:32:29.050 --> 00:32:30.930
... به نظر تو

00:32:33.410 --> 00:32:35.848
،حتّي اگر ما از ارتکابِ گناه اجتناب کنيم

00:32:35.850 --> 00:32:39.168
ممکنه بخاطر گناهان افراد ديگه
مجازات بشيم؟

00:32:39.170 --> 00:32:41.328
مثلاً براي گناهانِ والدينمون؟

00:32:41.330 --> 00:32:43.410
خب، اگرم اينطور باشه، "هنري" در امانه

00:32:44.810 --> 00:32:47.768
تو پاکدامن‌ترين زني هستي که
تا بحال شناختم

00:32:47.770 --> 00:32:50.048
راجع به "هنري" صحبت نمي‌کنم

00:32:50.050 --> 00:32:51.850
پس کي رو منظورته؟

00:32:52.890 --> 00:32:55.250
پدرم مرتکب گناهِ بزرگي شد

00:32:57.490 --> 00:32:59.610
خيال کرده بود مي‌تونه نقش خدا رو ايفا کنه

00:33:01.770 --> 00:33:03.770
خودش رو دار زد

00:33:06.210 --> 00:33:08.610
اونوقت تو خيال مي‌کني بابت اين موضوع
داري مجازات ميشي؟

00:33:11.410 --> 00:33:12.968
همين الآنشم دارم مجازات ميشم

00:33:12.970 --> 00:33:15.290
مجبور شدم بذارم پسرم از آغوشم بره

00:33:16.810 --> 00:33:19.610
خداوند تو رو بخاطر اين گناه مجازات نمي‌کنه

00:33:24.170 --> 00:33:26.090
کاش مي‌تونستم حرفت رو باور کنم

00:33:27.730 --> 00:33:29.410
!"واي، "مارگارت

00:33:34.530 --> 00:33:37.810
لازم نيست منتظر بمونيم تا نامه‌اي
از "هنري" برسه

00:33:39.730 --> 00:33:41.330
خودم تو رو به نزدش مي‌برم

00:33:50.850 --> 00:33:52.208
چيکار داري مي‌کني؟

00:33:52.210 --> 00:33:53.650
خواهرت احضار شده

00:33:55.410 --> 00:33:58.168
داري به انگلستان ميري؟

00:33:58.170 --> 00:33:59.410
امشب ميرم

00:34:00.410 --> 00:34:01.850
عروسي من چي ميشه؟

00:34:03.450 --> 00:34:05.408
بايد "ايزي" کنارم باشه

00:34:05.410 --> 00:34:07.608
پدرت مي‌خواد "ايزابل" کنارِ "جورج" باشه

00:34:07.610 --> 00:34:09.288
پدر بهش اعتماد نداره

00:34:09.290 --> 00:34:11.530
قراره جاسوسيِ شوهرم رو بکنم

00:34:12.690 --> 00:34:16.128
نه! نميشه "ايزي" رو بفرستيد بره
ما نمي‌تونيم از هم جدا باشيم

00:34:16.130 --> 00:34:18.288
!بدون اون از پسِ ازدواج کردن برنميام

00:34:18.290 --> 00:34:21.008
!خواهش مي‌کنم، مادر -
آني"، ما بايد اينکار رو بکنيم" -

00:34:21.010 --> 00:34:24.328
بايد مطابق امرِ پدرت عمل کنيم -
... مادر، التماست مي‌کنم -

00:34:24.330 --> 00:34:26.008
خيال کردي من بخاطر عشق ازدواج کردم؟

00:34:26.010 --> 00:34:28.970
نخير، همش از روي توافقات بود، مثلِ
يه قرارداد بود، درست مثله تو

00:34:30.850 --> 00:34:33.808
آني" منم وحشت کرده بودم"

00:34:33.810 --> 00:34:35.450
ترسيده بودم

00:34:36.610 --> 00:34:38.408
ولي اينم مي‌دونستم که وظيفه‌م همينه

00:34:38.410 --> 00:34:41.410
و مي‌دونستم با اين کارم خانواده‌م و تمام کساني
که دوستشون دارم خوشحال مي‌کنم

00:34:42.570 --> 00:34:43.690
هدفِ من همين بود

00:34:45.210 --> 00:34:47.090
و حالا هدفِ تو اينه

00:34:59.170 --> 00:35:00.450
کم کم ازش خوشت مياد

00:35:01.690 --> 00:35:05.330
اينم يادت باشه که بالاخره اون پادشاه ميشه
اينو بخاطر داشته باش چون خيلي کمکت مي‌کنه

00:35:14.490 --> 00:35:17.290
!بايست

00:35:22.330 --> 00:35:27.488
"هنري"، "هنري" -
مادر -
لرد استرافورد، بانو مارگارت -

00:35:27.490 --> 00:35:30.368
پسرم رو کجا ميبريدش؟ -
وارويک" امشب به سمت انگلستان حرکت مي‌کنه" -

00:35:30.370 --> 00:35:32.488
بهم دستور داده شده که به
ارتش شاه "ادوارد" ملحق بشم

00:35:32.490 --> 00:35:34.688
بعد به سمتِ شمال بريم و
در مقابل حمله از خودمون دفاع کنيم

00:35:34.690 --> 00:35:35.968
هنري" نمي‌تونه براي خاندان "يورک" مبارزه کنه"

00:35:35.970 --> 00:35:38.808
بهم دستور داده شده که اون رو همراه خودم ببرم -
نبايد همچين کاري بکني -

00:35:38.810 --> 00:35:40.968
الآن جناب "ويليام" قيمِ اونه
هنري بايد از ايشون اطاعت کنه

00:35:40.970 --> 00:35:42.208
"متأسفم، بانو "مارگارت

00:35:42.210 --> 00:35:44.848
نه، خواهش ميکنم، تو رو خدا
جناب "ويليام" شما متوجه نيستيد

00:35:44.850 --> 00:35:47.528
،اون "هنري تئودور" ـه
نمي‌تونه براي خاندان "يورک" مبارزه کنه

00:35:47.530 --> 00:35:50.528
،اين کار برخلافِ اراده‌ي خداونده
!اينطوري خشم خدا رو برمي‌انگيزيد

00:35:50.530 --> 00:35:53.128
!خدا رو عصباني مي‌کنيد
بايد بريم، بايد بريم -

00:35:53.130 --> 00:35:55.450
!بخاطر مصلحتِ خودت اينکار رو نکن -
بدرود، مادر -

00:35:59.850 --> 00:36:01.650
!من دارم تقاص پس ميدم

00:36:04.170 --> 00:36:05.450
دارم مجازات ميشم

00:36:14.930 --> 00:36:18.410
کيه؟ -
توماس و ريچارد هستيم، مادر -

00:36:20.530 --> 00:36:22.290
!پسراي من

00:36:28.690 --> 00:36:31.048
همسرم کجا ـست؟

00:36:31.050 --> 00:36:33.450
اون در امانه، مادر

00:36:37.530 --> 00:36:39.488
يه مشکلي پيش اومده

00:36:39.490 --> 00:36:43.048
وارويک" برخلاف تصور پادشاه در شمال"
نيروهايِ خودش رو پياده نکرد

00:36:43.050 --> 00:36:45.888
ما هنوز از لندن خارج نشده بوديم که
غافلگيرمون کرد

00:36:45.890 --> 00:36:49.330
پادشاه به همراه برادرش "ريچارد" و
دايي "آنتوني" به فلاندرز رفت

00:36:51.410 --> 00:36:54.728
خداي من. "جورج" چطور؟
اون به ارتشِ "ادوارد" ملحق شد؟

00:36:54.730 --> 00:36:56.328
ما آماده‌ي جنگيدن نبوديم

00:36:56.330 --> 00:36:58.808
بايد سريع فرار ميکرديم بنابراين
جنگي اتفاق نيفتاد

00:36:58.810 --> 00:37:01.330
هنوز نمي‌دونيم که "جورج" وفادار بوده يا نه

00:37:02.610 --> 00:37:04.450
ادوارد" هنوزم پادشاهه؟"

00:37:08.650 --> 00:37:11.370
منم ديگه ... ملکه نيستم؟

00:37:14.570 --> 00:37:16.610
ديگه ازمون محافظت نميشه

00:37:25.210 --> 00:37:26.888
ما در معرض خطر بزرگي هستيم

00:37:26.890 --> 00:37:29.290
بايد سريعاً به مادرم در "گرافون" خبر بدم

00:37:30.810 --> 00:37:32.410
چي شده؟ چي شنيديد؟

00:37:35.410 --> 00:37:38.690
وارويک" قبلا دستور دستگيري بانو مادربزرگ رو داده"

00:37:42.970 --> 00:37:46.530
،افرادش به "گرافون" رفتن
و ايشون رو با خودشون بُردن

00:37:48.970 --> 00:37:50.050
دستگير کرده؟

00:37:51.410 --> 00:37:52.730
به چه اتهامي؟

00:37:54.250 --> 00:37:55.810
جادوگري

00:38:00.610 --> 00:38:01.770
نه

00:38:04.690 --> 00:38:06.730
... نه

00:38:07.731 --> 00:38:09.731
قصرِ آمبوا، فرانسه

00:38:12.450 --> 00:38:13.770
بله؟

00:38:22.450 --> 00:38:24.448
سرورم، با من کار داشتيد؟

00:38:24.450 --> 00:38:27.050
... پدرت به انگلستان رسيده

00:38:28.970 --> 00:38:30.530
و "ادوارد" هم متواري شده

00:38:33.210 --> 00:38:35.290
پسرم "هنري" به زودي دوباره پادشاه ميشه

00:38:36.410 --> 00:38:39.050
بالاخره خبرهايِ خوبي شنيديم -
درسته -

00:38:40.050 --> 00:38:41.730
اجازه‌ي ويژه ما هم صادر شده

00:38:43.170 --> 00:38:45.210
تو در اسرع وقت ازدواج مي‌کني

00:38:46.450 --> 00:38:47.890
حالا، همه چيز شروع ميشه

00:38:54.050 --> 00:38:55.570
"آن نويل"

00:38:59.730 --> 00:39:01.930
عجيب نيست؟

00:39:03.490 --> 00:39:06.090
روزگاري تو دخترِ بزرگترين
... دشمنِ من بودي

00:39:07.850 --> 00:39:11.690
و حالا قراره با پسرِ من ازدواج کني

00:39:17.810 --> 00:39:19.568
،جکوتا" راست ميگفت"

00:39:19.570 --> 00:39:23.050
چرخ سرنوشت مُدام در حالِ گردش ـه

00:39:32.170 --> 00:39:35.568
بجنبيد پسرا. مادر! مادر! حالا
اون به سراغِ من مياد

00:39:35.570 --> 00:39:38.768
مادر، چه اتفاقي داره ميفته؟ -
مطمئنم که مياد، وقت کافي نداريم -

00:39:38.770 --> 00:39:40.368
"ريچارد" -
مادر -

00:39:40.370 --> 00:39:42.688
زن شياد، "ادوارد" فرار کرده

00:39:42.690 --> 00:39:45.730
دروازه‌ها رو به نامِ پادشاه "هنري" باز کن

00:39:48.050 --> 00:39:50.530
مادر، اون همين الآنشم اينجا ـست

00:39:56.730 --> 00:39:59.210
!هيس

00:40:18.850 --> 00:40:20.290
زود باشيد

00:40:21.370 --> 00:40:22.890
از اين طرف، عجله کنيد

00:40:37.170 --> 00:40:40.048
عجله کنيد

00:40:40.050 --> 00:40:42.448
از اين طرف سرورم، دروازه رو براتون باز کردم -
ممنونم -

00:40:42.450 --> 00:40:45.330
اين کارت در خاطر ميمونه
خداي من، عجله کنيد

00:40:49.210 --> 00:40:50.650
عجله کنيد، خواهش ميکنم

00:40:53.690 --> 00:40:55.530
بيايد

00:41:02.010 --> 00:41:03.690
اون کجا ـست؟

00:41:10.730 --> 00:41:12.250
ميخوان در کليسايي تحصن کنن

00:41:13.610 --> 00:41:15.968
کليساي وست‌مينستر تنها اميدشون ـه

00:41:15.970 --> 00:41:19.488
،اون دوستي نداره
هيچکس ازش حمايت نمي‌کنه

00:41:19.490 --> 00:41:22.088
بالاخره جاش امنه يا نه؟

00:41:22.090 --> 00:41:25.448
يا اينکه همونطور که قول‌هات رو زير پا ميذاري
تحصن رو هم نديد ميگيري، "وارويک"؟

00:41:25.450 --> 00:41:26.650
تا موقعي که اونجا بمونه

00:41:27.810 --> 00:41:29.650
در امانه

00:41:30.810 --> 00:41:32.770
هيچکدوم اين مسائل براي منم راحت نبوده

00:42:05.370 --> 00:42:07.448
سروران، خوش آمديد

00:42:07.450 --> 00:42:10.168
من اين دادگاه رو برگزار کردم

00:42:10.170 --> 00:42:12.288
چون مي‌خواهم ثابت کنم که

00:42:12.290 --> 00:42:17.648
"ازدواج پادشاه "ادوارد يورک" و ملکه "اليزابت

00:42:17.650 --> 00:42:19.728
ازدواجي غير قانوني بوده

00:42:19.730 --> 00:42:24.330
در واقع ميخوام اثبات کنم ازدواج اونا
... چيزي جز افسونگري نبوده

00:42:26.010 --> 00:42:28.528
سحر و جادويي که

00:42:28.530 --> 00:42:30.890
توسط اين زن اجرا شده

00:42:32.450 --> 00:42:34.370
مادرِ خود ملکه

00:42:40.210 --> 00:42:42.968
سروران، اين مرد "جيمز فرايرز" ـه

00:42:42.970 --> 00:42:46.768
آقاي "فرايرز" شما چگونه با متهم آشنا شديد؟

00:42:46.770 --> 00:42:49.808
من يکي از بهترين دوستايِ پسر ايشون
آنتوني ريورز" بودم"

00:42:49.810 --> 00:42:52.088
تابحال اين مرد رو نديدم

00:42:52.090 --> 00:42:56.608
تا بحال به منزل ايشون در گرافون رفتيد؟ -
خيلي زياد -

00:42:56.610 --> 00:42:58.968
و هفته‌ي بعد از ازدواج مخفيانه

00:42:58.970 --> 00:43:01.768
دختر ايشون با پادشاه "ادوارد" هم
اونجا بوديد؟

00:43:01.770 --> 00:43:03.128
بله

00:43:03.130 --> 00:43:06.328
ميشه بهمون بگيد در اون روز چه چيزي
روي زمين پيدا کرديد؟

00:43:06.330 --> 00:43:09.208
،وقتي داشتم از اونجا ميرفتم
،زماني که سوار اسبم ميشدم

00:43:09.210 --> 00:43:14.208
متوجه شدم که اسبم به چيزي
داخلِ زمين لگد ميزنه

00:43:14.210 --> 00:43:18.048
بنابراين نگاهي بهش انداختم و متوجه شدم چيزي در
اونجا پنهان شده؟ - چه چيزي؟

00:43:18.050 --> 00:43:20.968
دو تا عروسک. اونا خيلي کوچک بودن

00:43:20.970 --> 00:43:22.408
از سُرب درست شده بودن

00:43:22.410 --> 00:43:24.688
يکيشون زن و ديگري مرد بود

00:43:24.690 --> 00:43:27.970
و توسط سيمي بهم وصل شده بودن -
اينو پيدا کرديد؟ -

00:43:30.610 --> 00:43:32.568
درسته

00:43:32.570 --> 00:43:36.288
،دو تا عروسک، درست شده از سُرب

00:43:36.290 --> 00:43:40.170
که توسط وردهاي اهريمني و سيم بهم
متصل شدن

00:43:45.090 --> 00:43:46.450
اينو انکار ميکني؟

00:43:49.210 --> 00:43:50.410
معلومه که انکار ميکنم

00:43:55.410 --> 00:43:56.970
ازتون ممنونم، قربان

00:44:02.170 --> 00:44:05.730
اگر جادوگري توانايي انجام تاريک‌ترين و
،اهريمني‌ترين اعمال رو داره

00:44:08.010 --> 00:44:12.128
اگر جادوگري هر کاري بتونه براي
،تحقق اهدافش ميکنه

00:44:12.130 --> 00:44:14.968
صرف نظر درد و رنجي که براي سايرين
به ارمغان مياره

00:44:14.970 --> 00:44:18.608
پس درسته لرد "وارويک" در اين
اتاق جادوگري وجود داره

00:44:18.610 --> 00:44:20.490
ولي اون من نيستم

00:44:23.010 --> 00:44:24.570
تنها دفاعيه‌اي که از خودت داري همينه؟

00:44:28.570 --> 00:44:32.048
همينطور ميخوام شاهدي رو احضار کنم تا
راجع به شخصيتِ من شهادت بده

00:44:32.050 --> 00:44:33.570
اسمشون؟

00:44:38.690 --> 00:44:40.250
"مارگارت آنژو"

00:44:41.970 --> 00:44:43.770
ملکه تدهين شده‌ي جنابعالي

00:44:48.970 --> 00:44:50.210
چي گفتي؟

00:44:51.210 --> 00:44:52.610
مطمئنم شنيدي چي گفتم

00:44:54.850 --> 00:44:58.890
وقتي "مارگارت" 15سالش بود
براي عروسيش تا انگلستان همراهيش کردم

00:45:00.330 --> 00:45:02.688
من در مراسمِ تاجگذاريِ اون
دنبالِ جامه‌ش رو حمل کردم

00:45:02.690 --> 00:45:06.170
وقتي پسرش رو زايمان ميکرد
من در کنارش بودم

00:45:08.130 --> 00:45:09.730
من صميمي‌ترين دوستش بودم

00:45:12.210 --> 00:45:14.408
،اگر بلايي سرِ من بياد

00:45:14.410 --> 00:45:18.048
مطمئن باش سرِ تو رو به
ديوار شهر آويزون ميکنه

00:45:18.050 --> 00:45:20.090
ميتونم اينو بهت قول بدم

00:46:25.970 --> 00:46:30.768
به نامِ پدر، پسر، روح القدوس

00:46:30.770 --> 00:46:33.968
،همانطور که هميشه بوده و خواهد بود

00:46:33.970 --> 00:46:37.330
خداي گذشته حال و آينده

00:46:43.970 --> 00:46:47.090
!همسرم! عجله کن
!بيا ببين کي اينجاست

00:46:53.570 --> 00:46:56.330
هنري"؟"

00:46:57.850 --> 00:46:59.370
چي شده؟

00:47:00.650 --> 00:47:02.408
چند روزه در سفرم

00:47:02.410 --> 00:47:03.690
براش تعريف کن

00:47:05.890 --> 00:47:09.768
وقتي جنابِ "ويليام" و من، خارج
،از لندن با ارتش يورک برخورد کرديم

00:47:09.770 --> 00:47:12.128
وارويک" خيلي زودتر اونا رو غافلگير کرده بود"

00:47:12.130 --> 00:47:16.170
ادوارد" مجبور شد فرار کنه" -
الآن جناب "ويليام" کجاـست؟ -

00:47:19.330 --> 00:47:23.408
... افراد "وارويک" اونا
،اون رو از اسبش کشيدن پايين

00:47:23.410 --> 00:47:26.410
،و بعدش اون
... خودِ "وارويک" از

00:47:28.050 --> 00:47:29.770
ناکجا آباد پيداش شد

00:47:31.130 --> 00:47:34.888
اونا جناب ويليام رو پايين نگه داشتن و
يکيشون سَر ايشون رو محکم گرفته بود

00:47:34.890 --> 00:47:37.768
،اون التماس ميکرد و طلب بخشش ميکرد

00:47:37.770 --> 00:47:39.808
ولي گوشِ اونا بدهکار نبود

00:47:39.810 --> 00:47:41.770
بعدش "وارويک" شمشيرش رو بلند کرد

00:47:46.130 --> 00:47:50.450
واي خداي من -
اونا منو نگه داشته بودن، شک نداشتم نفر بعدي منم -

00:47:53.250 --> 00:47:56.408
،همونطور که منو به سمت وارويک

00:47:56.410 --> 00:48:00.930
،و شمشير به خون آغشته‌ش مي‌بُردن
... به خودم اومدم و ديدم دارم داد ميزنم

00:48:02.250 --> 00:48:04.128
!من "هنري تيودر" هستم"

00:48:04.130 --> 00:48:06.810
"!من هنري تيودور هستم"

00:48:08.410 --> 00:48:10.568
،وارويک" فورا شمشيرش رو پايين آورد"

00:48:10.570 --> 00:48:12.450
و بهشون گفت منو رها کنن

00:48:13.850 --> 00:48:15.890
اسمت جونت رو نجات داد

00:48:19.610 --> 00:48:21.370
اسمت

00:48:23.450 --> 00:48:24.968
همينطوره

00:48:24.970 --> 00:48:27.090
بله، حق با شما بود

00:48:31.730 --> 00:48:34.608
،من هنري تيودر هستم

00:48:34.610 --> 00:48:37.370
"وارثِ تاج و تختِ "لنکستر

00:48:43.330 --> 00:48:47.170
و روزي فرا ميرسه که من
پادشاهِ انگلستان خواهم شد

00:48:53.130 --> 00:48:56.610
مادر، معذرت ميخوام که نسبت به حرفاتون ترديد کردم

00:48:58.050 --> 00:49:00.168
بهتون قول ميدم ديگه هرگز اين
 مساله تکرار نميشه

00:49:00.170 --> 00:49:01.530
... و از همين امروز

00:49:03.210 --> 00:49:05.930
هميشه ازتون اطاعت خواهم کرد

00:49:46.050 --> 00:49:47.968
... اگه جات بودم نگران نميشدم

00:49:47.970 --> 00:49:50.408
چيزي برايِ قايم کردن وجود نداره

00:49:50.410 --> 00:49:51.930
بايد رو اين دراز بکشي

00:49:55.330 --> 00:49:56.968
پاشو

00:49:56.970 --> 00:49:59.050
بالاتر، پاشو، پاشو

00:50:00.250 --> 00:50:03.370
بايد مطمئن شم ازدواج تمام و کمال انجام شده

00:50:06.610 --> 00:50:08.370
تو خونريزي خواهي کرد

00:50:13.570 --> 00:50:15.010
شب خوش، پسرم

00:50:19.770 --> 00:50:21.570
شب بخير، بانوي مادر

00:50:32.358 --> 00:50:34.876
نميدونم بايد چيکار کنم

00:50:34.878 --> 00:50:36.078
هيچکس يادم نداده

00:50:36.218 --> 00:50:38.218
لازم نيست کاري بکني

00:50:38.576 --> 00:50:39.976
فقط تو جات دراز بکش

00:50:40.029 --> 00:50:43.165
In fact, I think it's best
you don't say anything.

00:50:43.974 --> 00:50:46.857
Do not remind me of who you are.

00:50:52.490 --> 00:50:56.586
I can't stand the thought of it.

00:51:48.884 --> 00:51:50.364
لازم نيست از چيزي بترسي

00:51:51.685 --> 00:51:54.285
ميخوايم تو رو به جايگاه حقيقيت برسونيم

00:51:57.524 --> 00:51:59.564
!زنده باد پادشاه هنري

00:52:13.804 --> 00:52:17.284
بيا اينجا ببينم، بذار نگات کنم

00:53:27.546 --> 00:53:29.104
زنده باد پادشاه

00:53:29.106 --> 00:53:31.746
زنده باد پادشاه هنري

00:53:36.910 --> 00:53:38.150
مادر؟

00:53:40.106 --> 00:53:42.546
واي خدا، نه، الآن نه

00:53:43.706 --> 00:53:47.064
توماس"، بايد بري يکي رو پيدا کني"
تا قابله رو خبر کنه

00:53:47.066 --> 00:53:48.706
فورا قابله بيار

00:53:53.706 --> 00:53:55.186
وارويک"، بايد خوشحال باشي"

00:53:56.826 --> 00:53:59.904
همينطوره. همه چيز همونطور که وعده دادم
طبق نقشه پيش رفت

00:53:59.906 --> 00:54:02.424
البته به جز اينکه "مارگارت" هنوز دست به کار نشده

00:54:02.426 --> 00:54:04.466
و "ادوارد" آزاد و رها ـست

00:54:07.506 --> 00:54:09.986
اين موضوع آزارت نميده، "وارويک"؟

00:54:28.826 --> 00:54:31.626
چيکار بايد بکنم، مادر؟
بهم بگو چيکار کنم

00:54:33.986 --> 00:54:35.906
گريه نکن ... بغلش کن

00:54:44.826 --> 00:54:46.586
"بانو "مارگارت

00:54:54.226 --> 00:54:56.386
ميخواي به پادشاه معرفي بشي؟

00:55:04.106 --> 00:55:05.304
اون کيه ديگه؟

00:55:05.306 --> 00:55:07.106
ريچارد"، مواظب باش"

00:55:18.466 --> 00:55:20.746
مادربزرگ -
اون کجاست؟ -

00:55:24.106 --> 00:55:28.544
... مادر -
من اينجام، گريه نکن، من پيشتم

00:55:28.546 --> 00:55:30.346
همه چي مرتبه

00:55:31.746 --> 00:55:33.226
!زنده باد پادشاه

00:55:38.346 --> 00:55:40.386
چرا ولت کرد؟

00:55:41.346 --> 00:55:45.184
ترسيد يه وقت اگه جونِ منو بگيره
مارگارت آنژو" يه بلايي سرش بياره"

00:55:45.186 --> 00:55:48.064
بچه داره به دنيا مياد ولي خيلي زوده

00:55:48.066 --> 00:55:49.826
آروم باش

00:56:02.906 --> 00:56:04.426
سرورم

00:56:08.466 --> 00:56:10.384
!مادر، خيلي زوده

00:56:10.386 --> 00:56:11.826
نه، اينطور نيست

00:56:13.306 --> 00:56:16.946
اجازه بديد پسرم هنري رو بهتون معرفي کنم

00:56:18.706 --> 00:56:22.104
،تو آماده‌اي، الآن وقتشه
هم تو آماده‌اي هم بچه

00:56:22.106 --> 00:56:23.746
زود باش، زود باش

00:56:51.706 --> 00:56:52.986
زود باش بچه کوچولو

00:57:07.622 --> 00:57:09.782
!بچه پسر ـه

00:57:11.622 --> 00:57:13.302
يه پسر ـه

00:57:14.422 --> 00:57:17.182
پسر دار شدي، شاهزاده‌ي يورکي

00:57:18.462 --> 00:57:20.820
بيا، گريه نکن گريه نکن

00:57:20.822 --> 00:57:22.662
بالاخره موفق شديم

00:57:22.687 --> 00:57:29.687
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.