﻿WEBVTT

00:00:01.078 --> 00:00:04.803
<i><font color=#0aa6f7> ...آنچه گذشت </c>
جورج پلانتاجنت" من تو را نفرين مي کنم"</i>

00:00:06.084 --> 00:00:07.204
!"اني"

00:00:08.795 --> 00:00:10.115
!پسر بود

00:00:11.435 --> 00:00:13.834
تو هميشه مي خواستي
اونو آدم شروري جلوه بدي

00:00:13.835 --> 00:00:15.794
اون خودش به اندازه کافي اينطوري نشون داده

00:00:15.795 --> 00:00:19.194
، اون عليه ما شوريدي
جلوي "وارويک" زانو زدي

00:00:19.195 --> 00:00:21.874
وقتي که فکر مي کردي اون تو رو پادشاهت مي کنه -
"ريچارد" -

00:00:21.875 --> 00:00:23.274
با من ازدواج مي کني؟

00:00:23.275 --> 00:00:26.714
اگه من باهات ازدواج کنم
هر چي که دارم مال تو ميشه

00:00:26.715 --> 00:00:29.434
ولي من همسر خوبي برايت خواهم بود
چون که من دوسِت دارم

00:00:29.435 --> 00:00:32.834
من به مادر نامه نوشتم
تا در مورد ازدواج ـم بهش بگم

00:00:32.838 --> 00:00:35.437
مايه تسلي ـه که مي دونيم
الان هردوشون پيش خدا هستن

00:00:35.438 --> 00:00:37.278
!نه

00:00:38.882 --> 00:00:40.721
"لرد "توماس استنلي

00:00:40.722 --> 00:00:43.161
اميدوارم بتونم به همسر خوبي براتون باشم

00:00:43.162 --> 00:00:45.201
من بررسي مي کنم ببينم
براي پسر شما چه کاري مي تونم انجام بدم

00:00:45.202 --> 00:00:48.481
و اينکه در زمان مناسبش پسرتون
چه پاداش هايي مي تونن برام درنظر بگيرن

00:00:48.482 --> 00:00:51.841
شما لازمه که جايگاهي در بارگاه ملکه داشته باشين

00:00:51.842 --> 00:00:53.641
و در همه حال بايد يک عضو

00:00:53.642 --> 00:00:56.121
صادق و وفادار خاندان «يورک» باشين

00:00:56.122 --> 00:00:59.562
پس منم صبر و تلاش مي کنم
تا خواسته اونارو عملي کنم

00:01:19.547 --> 00:01:24.047
" ملــــکه سفید "
« <c.yellow>قســـمت هفتم </c>»

00:01:31.063 --> 00:01:34.282
یک سال بعد

00:01:34.621 --> 00:01:38.112
<c.yellow>لندن ، 1473</c>

00:01:38.137 --> 00:01:45.137
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:08.311 --> 00:02:09.709
!"ادوارد"

00:02:28.391 --> 00:02:30.150
!به سلامتي

00:02:30.151 --> 00:02:34.950
به سلامتي ـه ملکه و همسر من که
حتي در حال حاضر ، در طبقه بالاست تا

00:02:34.951 --> 00:02:37.071
يک پسر و وارث ديگه براي من بدنيا بياره

00:02:38.351 --> 00:02:39.710
به سلامتي ملکه

00:02:39.711 --> 00:02:40.791
به سلامتي ملکه

00:02:52.231 --> 00:02:54.150
من نمي تونم بدون مادرم بچه اي بدنيا بيارم

00:02:54.151 --> 00:02:55.430
من...من مي ترسم

00:02:55.431 --> 00:02:58.030
ليزي ، تو بايد ، يه جورايي
....شايد اگه

00:02:58.031 --> 00:03:00.430
اگه مي خواي بهم بگين تا دوباره دعا کنم
...قسم مي خورم که

00:03:00.431 --> 00:03:03.390
چند تا ارغواني از باغ ميارين ، بانو "مارگارت"؟

00:03:03.391 --> 00:03:04.791
!نمي خوام اينجا باشي

00:03:07.911 --> 00:03:10.111
فکر مي کنم اينو به اندازه کافي روشن کرده بودي

00:03:21.991 --> 00:03:23.670
چرا همراه ملکه نيستين؟

00:03:23.671 --> 00:03:25.830
منو فرستاده پيِ نخود سياه

00:03:25.831 --> 00:03:29.510
فرستاده سراغ ارغواني ، چون که مادرش گفته بوده
عطر اون به زايش کمک مي کنه

00:03:29.511 --> 00:03:31.230
بخند "مارگارت" ، ما دوستان اونا هستيم

00:03:31.231 --> 00:03:32.550
و تو بايد کاري که اون دوست داشته باشه

00:03:32.551 --> 00:03:35.270
و منم تلاشم رو کردم ولي اون نمي خواد

00:03:35.271 --> 00:03:36.991
اون فقط عاشق غرور و تکبر خودش ـه

00:03:38.915 --> 00:03:41.354
باورم نميشه که اين بهترين روش جشن گرفتن

00:03:41.355 --> 00:03:42.514
تولد فرزندت ـه

00:03:42.515 --> 00:03:44.994
"بي خيال "ريچارد
!اينقدر تلخ زبوني نکن

00:03:44.995 --> 00:03:47.674
راستش "ادوارد" ، حق با اونه

00:03:47.675 --> 00:03:50.034
نصف انگلستان الانش تو رو
يه آدم ولخرج مي دونن

00:03:50.035 --> 00:03:52.354
اين چيزي نيست که ما براش جنگيديم

00:03:52.355 --> 00:03:54.194
!چرا همين ـه
صلح و فراواني

00:03:54.195 --> 00:03:55.594
...اين دقيقا چيزي ـه که براش جنگيديم

00:03:55.595 --> 00:03:59.314
فاحشه ـگي؟ واقعا؟
پس ميراث چي؟

00:03:59.315 --> 00:04:01.754
نمي خواي در خاطرات بموني؟ -
من در خاطرات ميمونم -

00:04:01.755 --> 00:04:03.954
آره بخاطر تنبلي و چاق بودنت

00:04:03.955 --> 00:04:05.555
و تو چي پيشنهاد مي کني "جورج"؟

00:04:07.915 --> 00:04:09.794
فرانسه رو بگيريم

00:04:09.795 --> 00:04:13.714
اشتباهاتيُ که "هنري" پير ديوانه
با اين ملت انجام داد رو درست کنيم

00:04:13.715 --> 00:04:14.954
عزت ـمون رو برگردونيم

00:04:14.955 --> 00:04:18.954
چه علاقه ناگهاني به عزت کشورت "جورج" پيدا کردي

00:04:18.955 --> 00:04:20.594
سودي برات داره؟

00:04:20.595 --> 00:04:23.154
چرا که نه؟
شما هردوتون به اندازه کافي سود بردين

00:04:23.155 --> 00:04:26.034
اگه ما... وقتي ما فرانسه رو بگيريم
تو نياز به يه نماينده پيدا مي کني

00:04:26.035 --> 00:04:28.394
من مي تونم اونکارو بکنم
با توجه به اينکه تو مشغولِ پادشاهي هستي

00:04:28.395 --> 00:04:32.114
و اونم ده ها عنوان علاوه بر کل شمال انگلستان
رو همراه خودش مي بينه

00:04:32.115 --> 00:04:33.915
داشتي اينارو حساب مي کردي "جورج"؟

00:04:36.475 --> 00:04:42.995
فرانسه ، زمين هامون رو پس بگيريم
شايد بايد همين کارو کنيم

00:04:44.275 --> 00:04:46.115
..."استنلي" -
سرورم -

00:04:58.835 --> 00:05:04.115
اون ممکن ـه همراه شدنت با "وارويک" رو
فراموش کرده باشه ، ولي من نکردم

00:05:05.915 --> 00:05:08.554
و منم فراموش نکردم که
تو قصر "وارويک" رو گرفتي

00:05:08.555 --> 00:05:12.035
با وجود اينکه اون عنوان متعلق به منه

00:05:14.995 --> 00:05:17.874
شما هردوتون الانش هم
بيشتر از سهمتون دارين

00:05:17.875 --> 00:05:20.235
پس شايد وقتش ـه که
منم چيزاييُ صاحب بشم

00:05:31.795 --> 00:05:34.355
يه نشونه بهم بده
که بگه اينجا اومدنم درست بوده

00:05:38.595 --> 00:05:40.474
بانو "مارگارت"؟
بچه گير کرده

00:05:40.475 --> 00:05:42.475
بايد ملکه دور ملافه بپيچيم

00:05:57.115 --> 00:05:59.194
!خودشه! نزديک ـه

00:05:59.195 --> 00:06:03.315
!بيشتر ، فشار بده
اومدش ، اومدش سرورم

00:06:05.155 --> 00:06:06.395
!يه پسر ـه

00:06:09.795 --> 00:06:13.715
ريچارد" من ، چرا گريه نمي کنه؟"

00:06:14.995 --> 00:06:16.354
چيزي نيست

00:06:16.355 --> 00:06:18.554
چرا گريه نمي کنه؟

00:06:18.555 --> 00:06:20.755
من نفرين شده ـم؟

00:06:23.115 --> 00:06:25.394
پس يعني تمام بچه هام ميميرن؟

00:06:25.395 --> 00:06:26.435
"بانو "مارگارت

00:06:27.955 --> 00:06:29.155
چيزي نيست سرورم

00:06:39.715 --> 00:06:40.755
به پسرم کمک کن

00:06:44.035 --> 00:06:45.075
!نه

00:07:08.035 --> 00:07:11.075
اون زنده ميمونه
اون خوبه سرورم

00:07:12.515 --> 00:07:13.915
اون زنده ميمونه ، شما يه پسر دارين

00:07:16.275 --> 00:07:17.315
ممنونم

00:07:20.035 --> 00:07:24.434
تو پسرم رو به زندگي برگردوندي
منو ببخش

00:07:24.435 --> 00:07:25.635
منو ببخش

00:07:27.475 --> 00:07:28.515
من بهت مديونم

00:07:29.955 --> 00:07:31.755
من فقط مي خوام خدمت کنم سرورم

00:07:51.435 --> 00:07:52.714
پسرمون چطوره؟

00:07:52.715 --> 00:07:53.835
خوبه

00:07:55.675 --> 00:07:56.755
بيا

00:08:00.555 --> 00:08:03.554
کوچيک ـه ولي بزرگ ميشه

00:08:03.555 --> 00:08:04.795
مطمئنم

00:08:06.755 --> 00:08:07.795
دلم برات تنگ شده بود

00:08:10.995 --> 00:08:14.634
"ولي اينجا خيلي خوشحالم "ريچارد
خوشحالم که از دربار دورم

00:08:14.635 --> 00:08:16.234
حس مي کنم خيلي آرومم

00:08:16.235 --> 00:08:19.515
ان" يه چيزي هست که بايد بهت بگم"

00:08:20.795 --> 00:08:22.674
...من يکيُ با خودم آوُردم و

00:08:22.675 --> 00:08:24.795
ريچارد" خواهش مي کنم"
!مادرت نه

00:08:30.595 --> 00:08:33.395
بهم گفتن که يه بچه دار شدي

00:08:35.435 --> 00:08:37.555
براي دعاي خير اونو پيشم نياورديش

00:08:41.195 --> 00:08:43.274
مادرم منو نفرين و آق ـم کرد

00:08:43.275 --> 00:08:44.914
آخه واسه چي اونو آوُردي اينجا؟

00:08:44.915 --> 00:08:46.954
جورج" برنامه داشت که اونو از صومعه ببره

00:08:46.955 --> 00:08:48.714
تا بتونه ثروت اونو ماله خوش بکنه

00:08:48.715 --> 00:08:51.474
اون فکر مي کنه چون حالا اون
لقب "ارل وارويک" رو داره

00:08:51.475 --> 00:08:54.154
مي تونه تموم ثروت مادرت رو ماله خودش بکنه

00:08:54.155 --> 00:08:56.634
پس من و پادشاه کاري کرديم که

00:08:56.635 --> 00:08:59.634
تو و خواهرت همون سهمي رو که حقتون ـه گيرتون بياد

00:08:59.635 --> 00:09:02.394
پس بخاطري که نذاري "جورج" اونو نگيره
شما اينکارو کردين؟

00:09:02.395 --> 00:09:05.114
لازم نيست اونو ببيني

00:09:05.115 --> 00:09:08.034
اصلا لازم نيست بدوني اينجاست

00:09:08.035 --> 00:09:09.915
اون زنداني تحت نظر ماست

00:09:12.475 --> 00:09:15.075
من اونو بخاطر تو آوُردمش اينجا

00:09:41.075 --> 00:09:42.595
من سعي کردم بيام و ببينمت

00:09:44.715 --> 00:09:47.835
منو آوُردين اينجا
تا بتونين ثروت منو از چنگم در بيارين

00:09:51.355 --> 00:09:52.995
!تو منو ميدون جنگ رها کردي

00:09:54.035 --> 00:09:58.154
من يه بچه بودم ، تنها ، زندگيم تو خطر بود

00:09:58.155 --> 00:09:59.715
و تو فرار کردي تا فقط جونِ خودتُ نجات بدي

00:10:01.075 --> 00:10:02.235
تو منو آزاد مي کني

00:10:03.515 --> 00:10:06.034
بودنت اينجا طبق ميل
من نبوده ، بلکه "ريچارد" اينو خواسته

00:10:06.035 --> 00:10:08.875
پس بايد اون چيزيُ که فکر مي کنه
واسه تو صلاحه رو قبول کني

00:10:11.435 --> 00:10:13.634
حتي اگه قرار باشه بميرم؟

00:10:13.635 --> 00:10:15.114
چي؟

00:10:15.115 --> 00:10:19.314
اينطوريه که مي تونيم مشکل ثروت مادرت رو حل کنيم

00:10:19.315 --> 00:10:22.794
پادشاه اعلاميه اي به شورا
ميده و اعلام مي کنه که اون مرده

00:10:22.795 --> 00:10:25.074
مرده؟ -
اين يه لفظ قانوني ـه -

00:10:25.075 --> 00:10:28.874
اين يعني که تو نصف اموال
مادرت رو به ارث مي بري

00:10:28.875 --> 00:10:31.194
که بلافاصله مالِ اون ميشه
چون اون شوهرت ـه

00:10:31.195 --> 00:10:33.434
و "ايزابل" هم سهم خودشو ميگيره

00:10:33.435 --> 00:10:35.634
تا "جورج" نتونه همه اموال رو صاحب بشه

00:10:35.635 --> 00:10:37.874
در حالي که من تو برزخ رها شدم يا شايدم اين جهنم ـه؟

00:10:37.875 --> 00:10:40.634
بايد از همين هم سپاسگزار باشين کنتس

00:10:40.635 --> 00:10:42.755
اينجا همين ـه ديگه ، حالا مي خواد
برج باشه يا قبرستون

00:10:49.715 --> 00:10:53.675
....ان" تو نمي توني"
تو نمي توني بذاري اون اينکارو بکنه

00:10:55.355 --> 00:10:56.675
تو بايد با من باشي

00:10:57.915 --> 00:11:02.715
تو بهم خيانت کردي ، رهام کردي
ريچارد" منو نجات داد"

00:11:04.475 --> 00:11:06.675
عشق و ايمان من هميشه همراه اونه

00:11:09.555 --> 00:11:10.875
پس من صاحب نصف اموال ميشم؟

00:11:12.475 --> 00:11:15.754
من مثلِ يه گدا با پياله وايساده ـم تا برادرام

00:11:15.755 --> 00:11:17.194
نون خورده هاشونو بريزن واسه من

00:11:17.195 --> 00:11:20.595
از همون زماني که بچه بوديم
هميشه همه چي واسه اون دوتا بود

00:11:22.635 --> 00:11:23.675
...من هميشه تنها بودم

00:11:26.755 --> 00:11:27.915
يا با مادر بودم

00:11:32.195 --> 00:11:35.954
من چه کاري مي تونم بکنم؟
چه کمکي ازم برمياد؟

00:11:35.955 --> 00:11:37.475
خواهش مي کنم ، من مي خوام کمکت کنم

00:11:39.155 --> 00:11:42.474
همش تقصير اونه ، اون جادوگر

00:11:42.475 --> 00:11:45.595
اون "ريچارد" و "ادوارد" رو دوست داره
به راحتي هرکاري که بگه رو انجام ميده

00:11:49.915 --> 00:11:56.075
ولي ما طرف تو هستيم
من و "مارگارت" کوچولو

00:11:59.035 --> 00:12:04.394
ولي الان که "ادوارد" دو تا پسر داره
و "ريچارد" هم پسر خودشو داره

00:12:04.395 --> 00:12:06.115
اونا فکر مي کنن خيلي دست نيافتني شدن

00:12:08.435 --> 00:12:09.555
در اشتباهن

00:12:16.915 --> 00:12:21.555
چون که وقتي ما فرانسه رو پس بگيريم
...و من بشم نماينده پادشاه

00:12:23.955 --> 00:12:25.995
!اون موقع "ادوارد" ميفهمه که من کي ـم

00:12:30.315 --> 00:12:35.395
پس فرمان بدين و مردانتون رو آماده کنين
!ما فرانسه رو مي گيريم

00:12:37.435 --> 00:12:38.835
!سه پسر يورک

00:12:40.675 --> 00:12:42.235
!و هيچ چيزي نبايد مارو از هم جدا کنه

00:12:53.075 --> 00:12:55.754
ادوارد" تو داري چيکار مي کني؟"

00:12:55.755 --> 00:12:58.315
يه جنگ ديگه راه ميندازي
که خودتو بفرستي به کام مرگ؟

00:12:59.515 --> 00:13:02.194
من آرزو دارم حکومت ـم رو با افتخار به ياد بيارن

00:13:02.195 --> 00:13:05.235
ريچارد" امتيازات ويژه ميگيره"
و "جورج" هم نايب السلطنه من ميشه

00:13:06.755 --> 00:13:10.274
تو نمي توني همچين قدرتي به "جورج" بدي
عليه ـت شورش مي کنه

00:13:10.275 --> 00:13:11.915
"اون برادر منه "اليزابت

00:13:13.395 --> 00:13:16.034
و جنگيدن براي يه هدف واحد مارو متحد مي کنه

00:13:16.035 --> 00:13:17.994
شمارو از هم جدا ميک نه

00:13:17.995 --> 00:13:20.955
اگه "جورج" رو نايب السطنه ـت تو فرانسه کني
از اينکارت پشيمون خواهي شد

00:13:29.355 --> 00:13:30.794
خبر خوبي ـه؟

00:13:30.795 --> 00:13:35.954
چي ، جنگ؟ خب خبر خوب وقتي ـه
که پادشاه سقوط کنه

00:13:35.955 --> 00:13:38.434
واي اگه اون سقوط نکنه و پادشاه فرانسه هم بشه

00:13:38.435 --> 00:13:39.994
اون خيلي قدرت پيدا مي کنه

00:13:39.995 --> 00:13:42.275
بريتاني اين قدرتُ نخواهد داشت
تا جلوي اون بايسته

00:13:43.475 --> 00:13:47.155
اونا پسرت رو ميفرستنش خونه
پيش "ادوارد" تا سلاخي ـش کنه

00:13:57.955 --> 00:13:58.995
يه جنگ ديگه

00:14:00.635 --> 00:14:04.274
وقتي که "ادوارد" بهمون قول تا
خونريزي رو تموم کنه

00:14:04.275 --> 00:14:06.594
...و ماليات ـمون دوباره بخاطر اين جنگ ها زياد نشه

00:14:06.595 --> 00:14:10.514
تقصير برادرش "جورج" ـه چون که اون متقعادش کرده -
خب -

00:14:10.515 --> 00:14:12.075
اونا بايد بدون من بجنگن

00:14:13.315 --> 00:14:14.954
زمانش به اندازه کافي براشون جنگيدم

00:14:14.955 --> 00:14:18.314
جونمو واسه اين به خطر نميندازم -
"نه "آنتوني -
مي خوام برم روم -

00:14:18.315 --> 00:14:21.594
ادوارد" تو فرانسه بهت نياز داره"
...من به "جورج" اعتماد ندارم

00:14:21.595 --> 00:14:23.355
"نمي توني نظرمُ عوض کني "اليزابت

00:14:25.795 --> 00:14:31.954
نصيحت منو داشته باش
تو با بانو "مارگارت" صلح کردي

00:14:31.955 --> 00:14:34.274
همين کارو هم با "جورج" بکن

00:14:34.275 --> 00:14:39.674
بانو "مارگارت" چون پسرمو نجات داد
و عوضش رو هم ديد و دايه اون شد

00:14:39.675 --> 00:14:41.954
جورج" پدر و برادر مارو کشته"

00:14:41.955 --> 00:14:43.715
و حالا هم مي خواد "ادوارد" رو تو خطر نبدازه

00:14:44.715 --> 00:14:46.875
من وقتي با "جورج" صلح مي کنم
که اون مرده باشه

00:14:54.515 --> 00:14:56.594
رفتنت منو مي ترسونه

00:14:56.595 --> 00:14:58.395
از دست دادنت رو نمي تونم تحمل کنم

00:15:00.715 --> 00:15:02.595
نقشه برادرم "جورج" بود

00:15:03.835 --> 00:15:07.434
اعتراف مي کنم ، با اين جنگ ناگهاني ـش مشکل دارم

00:15:07.435 --> 00:15:09.474
منظورت چيه؟

00:15:09.475 --> 00:15:13.875
...پادشاه گفته که "جورج" بر فرانسه حکومت مي کنه

00:15:15.835 --> 00:15:18.035
و من ميترسم که اون فقط هدفش اونجا نباشه

00:15:20.475 --> 00:15:23.995
شايد الان بخاطري که "ايزابل" دوباره
داره بچه دار ميشه آروم باشه

00:15:26.715 --> 00:15:29.074
و تو باردار نيستي؟

00:15:29.075 --> 00:15:33.994
نه ، ولي خيلي زود ، مطمئنم

00:15:33.995 --> 00:15:36.875
ما ده ها فرزند خواهيم داشت
به اندازه ملکه

00:15:38.195 --> 00:15:40.234
تا زماني تو و احترام خودمو دارم

00:15:40.235 --> 00:15:42.995
اگه نتوني هم مهم نيست

00:16:13.235 --> 00:16:14.555
جاسپر" و "هنري" عزيزم"

00:16:15.915 --> 00:16:18.915
سربازان به جنگ با فرانسه عليه پادشاه "لوئي" رفته اند

00:16:21.355 --> 00:16:24.234
به عنوان يک زن وظيفه شناس
من بايد براي بازگشت شوهرم دعا کنم

00:16:24.235 --> 00:16:27.235
ولي من در ترس پيروزي «يورک» زندگي مي کنم
که مبادا تو رو به خطر بندازه

00:16:30.155 --> 00:16:33.194
در دربار "اليزابت" به تنهايي حکمراني مي کنه

00:16:33.195 --> 00:16:37.674
اون به خودي خود مثلِ پادشاه ـه
و خيلي هم به اين مسئله مي باله

00:16:37.675 --> 00:16:38.715
!"ان"

00:16:40.155 --> 00:16:41.675
!خوشحالم که مي بينمت

00:16:44.435 --> 00:16:45.475
!نگاش کن

00:16:47.595 --> 00:16:51.034
راه خدا برام يه خورده عجيب ـه
که دايه کوچکترين بچه اون شدم

00:16:51.035 --> 00:16:53.795
اونم بخاطري که خودم با دستاي خودم جونشو نجات دادم

00:16:55.795 --> 00:16:58.354
نگهداري از اونو نمي تونم تحمل کنم

00:16:58.355 --> 00:17:01.995
"چون که اون منو به ياد تو ميندازه "هنري
که اينقدر ازم دوري و فاصله داري

00:17:03.835 --> 00:17:06.235
هر لحظه اينجا واسم شکنجه ـست

00:17:09.915 --> 00:17:11.515
مي ترسم تو منو فراموشم کرده باشي

00:17:13.595 --> 00:17:17.355
برام نامه بنويس ، دلم برات تنگ شده

00:17:21.315 --> 00:17:24.674
مادرمون چطوره؟
باهات بداخلاقي کرد؟

00:17:24.675 --> 00:17:26.474
اون عصباني بود

00:17:26.475 --> 00:17:28.314
ريچارد" گفتش بايد اونو بخاطري که

00:17:28.315 --> 00:17:30.755
جورج" مي خواسته اموالش صاحب بشه مياورديمش"

00:17:33.355 --> 00:17:35.554
اون همچين چيزي نمي خواسته ، اون فقط ناراحت ـه

00:17:35.555 --> 00:17:38.594
مخصوصا وقتي که "اليزابت" بازم پسردار شده

00:17:38.595 --> 00:17:41.555
و بازم از تاج و تخت دورتر شده

00:17:42.835 --> 00:17:46.355
تاج و تخت؟ من فکر مي کردم
اون نمايندگي فرانسه رو مي خواد

00:17:47.595 --> 00:17:49.155
آره منظورم منم همين بود

00:17:51.915 --> 00:17:56.914
اگه "جورج" چيزي واسه خودش داشته باشه
اون موقع خيلي خوشحال ميشه

00:17:56.915 --> 00:17:58.275
و همه هم همينو ميخوان

00:18:00.555 --> 00:18:03.755
"من و دخترمون "مارگارت
اونو نااميدش کرديم

00:18:04.835 --> 00:18:07.274
اون منو بخاطري که اون دختره سرزنش مي کنه

00:18:07.275 --> 00:18:11.114
ولي وقتي که اين پسر رو براش به دنيا بيارم
اونم واسه خودش وارث پيدا مي کنه

00:18:11.115 --> 00:18:13.395
و منو دوست خواهد داشت

00:18:15.315 --> 00:18:18.355
خواهرت داره خبراي "جورج" تو فرانسه رو بهت ميگه؟

00:18:20.515 --> 00:18:22.155
من نگران "ادوارد" ـم

00:18:26.675 --> 00:18:31.034
جورج" نوشته که آرزو مي کنه"
که بچه ـمون پسر باشه

00:18:31.035 --> 00:18:33.834
اون موقع هممون يه "ادوارد" داريم ، مگه نه؟

00:18:33.835 --> 00:18:35.915
مادرم 14 تا بچه بدنيا آوُرد

00:18:38.035 --> 00:18:41.195
پس بذارين اميدوار باشيم که
...به اندازه مادرانمون بارور باشيم

00:18:42.315 --> 00:18:45.195
و اينکه برادران «يورکي» ـمون سالم برگردن

00:18:50.155 --> 00:18:52.994
!ان" ، اون الان مارو نفرين کرد"

00:18:52.995 --> 00:18:54.474
"چي؟ احمق نشو "ايزي

00:18:54.475 --> 00:18:58.475
اون برامون آرزو کرد
!که فرزنداني مثلِ مادرمون داشته باشيم ، دو تا دختر

00:18:59.795 --> 00:19:01.515
!اون الان آرزوي سياه بختي پسرامون رو کرد

00:19:05.035 --> 00:19:07.514
شنيدي چي مي گفتن؟

00:19:07.515 --> 00:19:12.355
اون گفتش که "جورج" تاج و تخت رو مي خواد
و اينکه شما اونو نفرينش کردين

00:19:22.755 --> 00:19:26.234
تو نمي توني تموم حرفاي
"اونو جادوگري فرض کني "ايز

00:19:26.235 --> 00:19:28.314
اونم يه زن ـه ، مثلِ ما

00:19:28.315 --> 00:19:29.435
اگه نباشه چي؟

00:19:30.635 --> 00:19:33.594
جورج" ميگه اون يه جادوگره"
پدر هم همينُ مي گفت

00:19:33.595 --> 00:19:36.114
اگه همه چي تقصير اون باشه چي؟

00:19:36.115 --> 00:19:39.874
از همون زماني که اون طوفان رو فرستاد
....تا پسر بچه بيچاره منو بکشه

00:19:39.875 --> 00:19:41.834
ايزي" خواهش مي کنم"

00:19:41.835 --> 00:19:45.434
ما از اون بخاطر کاري که
پدرمون باهاش کرد مي ترسيم

00:19:45.435 --> 00:19:46.634
ما حس گناه اونو داريم

00:19:46.635 --> 00:19:49.315
گناه اونه
!همه گناه ها مالِ اونه

00:19:51.075 --> 00:19:53.594
و حالا چشم شيطاني ـش ميفرسته سراغ من

00:19:53.595 --> 00:19:57.915
و اگه من نتونم براي "جورج" يه پسر به دنيا بيارم
همش تقصير اونه

00:20:02.835 --> 00:20:06.234
ما اينجا نيومديم که حرف بزنيم
!ما اومديم که "لوئي" رو سرنگون کنيم

00:20:06.235 --> 00:20:08.274
ما اومديم اينجا تا عزت انگلستان رو برگردونيم

00:20:08.275 --> 00:20:10.074
!و زمان هايي که بايد مال ما باشه رو پس بگيريم

00:20:10.075 --> 00:20:12.714
من فقط دارم ميگم بايد به نداي صلح

00:20:12.715 --> 00:20:13.994
پادشاه "لوئي" گوش بديم

00:20:13.995 --> 00:20:15.994
اون گفته بهمون پيشنهاد زمين ميده

00:20:15.995 --> 00:20:18.114
پس شايد بتونيم بدون خون ريزي هم برنده باشيم

00:20:18.115 --> 00:20:20.754
!اون که نمي تونه بهمون شأن و افتخار که بده

00:20:20.755 --> 00:20:23.754
"و اون منو نماينده ـت نمي کنه "ادوارد
چيزي که با هم توافق کرديم

00:20:23.755 --> 00:20:26.194
ما چيزيُ توافق نکرديم برادر

00:20:26.195 --> 00:20:28.074
من گفتم که در موردش فکر مي کنم

00:20:28.075 --> 00:20:30.475
و تو طوري رفتار مي کني
!که انگار اون مقام رو الان داري

00:20:42.755 --> 00:20:46.754
ان" عزيز ، لشکر کشي ما بيهوده بود"

00:20:46.755 --> 00:20:49.554
پادشاه "لوئي" به "ادوارد" پيشنهاد صلح داد

00:20:49.555 --> 00:20:51.674
و اونم قبول کرد

00:20:51.675 --> 00:20:53.714
پسرش قراره با دختر "ادوارد" ازدواج کنه

00:20:53.715 --> 00:20:57.715
تا دخترش ملکه بعدي فرانسه باشه
و کلي طلا هم درانتظارش

00:21:00.195 --> 00:21:02.475
من نمي تونم بخاطر اين خيانت ببخشمش

00:21:05.515 --> 00:21:06.594
من هميشه با روح و قلبم

00:21:06.595 --> 00:21:09.194
همراه برادرم "ادوارد" بودم

00:21:09.195 --> 00:21:10.835
ولي در حال حاضر ديگه نميشناسمش

00:21:14.195 --> 00:21:17.675
ما شبيه تاجرايي شديم که سر قيمت چونه مي زنن

00:21:24.115 --> 00:21:27.594
بدتر از اين ، از اونجايي که اين صلح
واسه "جورج" چيزي نداشت

00:21:27.595 --> 00:21:29.315
جاه طلبي اون کم کم به خشم تبديل ميشه

00:21:31.395 --> 00:21:33.675
ادوارد" بايد از امروز مراقبش باشه"

00:21:38.675 --> 00:21:41.954
پدرمون اگه ما رو ببينه
حتما بخاطر اين رسوايي به حالمون گريه مي کنه

00:21:41.955 --> 00:21:43.954
همش تقصيره اون "اليزابت" ـه فاحشه ـست

00:21:43.955 --> 00:21:47.474
از زماني که راه افتاديم براش نامه مينوشت
که نبايد بجنگيم

00:21:47.475 --> 00:21:49.955
"فرماندهي انگلستان دست اونه ، نه "ادوارد

00:22:16.115 --> 00:22:18.835
!مادر ، پدر از جنگ برگشته

00:22:38.995 --> 00:22:40.035
!بجنبين

00:22:45.555 --> 00:22:46.595
!برگشتي خونه

00:22:48.635 --> 00:22:51.315
اون بالا لازمت دارم
!از زنا ديگه خسته شدم

00:22:53.035 --> 00:22:55.315
اول بذار نشونت بدم چي برات آوُردم

00:22:56.635 --> 00:22:58.875
!"استنلي"
يکي از صندوقچه رو باز کن

00:23:05.315 --> 00:23:09.434
و واسه تو ملکه ـم ، شراب مالمزي

00:23:09.435 --> 00:23:11.314
من به پادشاه "لوئي" گفتم
که اين شراب مورد علاقه ـته

00:23:11.315 --> 00:23:12.355
!"ريچارد"

00:23:20.355 --> 00:23:23.954
اون خنديد
گفت احمق بودم که جوانمردي کرديم

00:23:23.955 --> 00:23:25.995
و بعدش سرش رو کرد تو آخور خودش

00:23:29.915 --> 00:23:30.955
جورج" کجاست؟"

00:23:32.355 --> 00:23:33.954
اون زودتر رفته خونه ـش

00:23:33.955 --> 00:23:36.915
اون بخاطري که با فرانسه صلح کردم
خودشون از من جدا کرده

00:23:38.195 --> 00:23:40.795
...."ريچارد" باز بر مي گرده

00:23:41.795 --> 00:23:45.794
ولي "جورج" بعيده که باهام حرف بزنه
فکر کنم حق با تو بود

00:23:45.795 --> 00:23:49.114
اگه اونو نماينده ـم کرده بودم
عليه ـم شورش مي کرد

00:23:49.115 --> 00:23:52.034
پس يعني الان هردوشون از دست عصباني هستن؟

00:23:52.035 --> 00:23:56.675
بهشون طلا ميدم تا شايد آرومشون کنه

00:24:03.235 --> 00:24:07.675
خب برادرم روي واقعي خودشو نشون داد
...اون يه خيانت کاره محض ـه

00:24:08.835 --> 00:24:11.715
!ولي بايد منتظر چيزي که مياد باشه

00:24:13.195 --> 00:24:16.355
ولي اون که تو رو نماينده ـش نکرد
پس چطور مي خواي کاري کني؟

00:24:18.395 --> 00:24:21.675
من با پادشاه فرانسه يه معامله مخفيانه کردم

00:24:22.955 --> 00:24:25.714
من قول بازگشت "لوئي کلي" به فرانسه رو دادم

00:24:25.715 --> 00:24:29.954
اگه در عوضش اونم منو با ارتشش حمايت کنه
تا تخت انگلستان پس بگيرم

00:24:29.955 --> 00:24:34.314
من فقط به يه پسر و وارث نياز دارم
و "لوئي" هم منو حمايت مي کنه

00:24:34.315 --> 00:24:36.954
و اگه پسر نباشه جي؟
اگه دختر باشه چي؟

00:24:36.955 --> 00:24:39.514
يا....يا...بميره؟

00:24:39.515 --> 00:24:41.914
اون نميميره ، چرا بايد بميره؟

00:24:41.915 --> 00:24:45.715
چون که اون منو نفرينم کرده
"اون جادوگره ، "اليزابت

00:24:47.115 --> 00:24:50.154
اون نفرينم کرده که پسرام بميرن و اون قبلا

00:24:50.155 --> 00:24:53.115
پسر اولم رو کشته و
حالا مي خواد اين يکي رو هم بکشه

00:24:55.195 --> 00:24:56.515
اون پسرامون رو نفرين کرده؟

00:24:58.555 --> 00:24:59.595
آره

00:25:01.195 --> 00:25:03.314
اون اينکارو کرده
ولي "جورج" خواهش مي کنم منو سرزنش نکن

00:25:03.315 --> 00:25:04.355
تقصير من نيست

00:25:07.195 --> 00:25:12.194
نمي تونه اين يکي رو بگيره
بايد يه جادوگر بيارم

00:25:12.195 --> 00:25:16.395
و بايد با آتش اون با آتش بجنگيم
و طلسمي که روي انگلستان گذاشته رو بشکونيم

00:25:19.635 --> 00:25:21.955
ريچارد"؟"

00:25:23.715 --> 00:25:24.995
ريچارد"؟"

00:25:26.315 --> 00:25:27.755
چطور تونست اينکارو باهام بکنه؟

00:25:28.795 --> 00:25:31.554
حالا "ادوارد" مي خواد
!افتخار و شرافت منو بخره

00:25:31.555 --> 00:25:34.114
اون منو با برادرم "جورج" اشتباه گرفته

00:25:34.115 --> 00:25:36.114
اون حتي ديگه منو نميشناسه

00:25:36.115 --> 00:25:37.194
پس براش پس بفرست و

00:25:37.195 --> 00:25:39.155
نشونش بده پول برات مهم نيست

00:25:40.715 --> 00:25:43.234
توهيني که بايد ميشد ديگه شده

00:25:43.235 --> 00:25:46.994
با وجود اينکه هر چيزيُ که
فکر مي کردم ميشناسم متزلزل شده

00:25:46.995 --> 00:25:53.074
شايد ديگه شرافتي تو کسي نمونده
و همه ما تنها شديم

00:25:53.075 --> 00:25:55.875
ولي ما تنها نيستم ، چون که ما همديگرو داريم

00:26:15.835 --> 00:26:17.674
خواسته بودي منو ببيني

00:26:17.675 --> 00:26:21.115
اون فرماني که منو کشت
تو رو يه فاحشه کرد

00:26:23.035 --> 00:26:29.394
نه ، قانوني که منو خواند
فرمان داد که "ريچارد" مي تونه

00:26:29.395 --> 00:26:31.114
از تو طلاق بگيره و همچنان همه چيُ داشته باشه

00:26:31.115 --> 00:26:35.274
زمين ها ، قصر ها
گنجينه ها ، همه چي

00:26:35.275 --> 00:26:38.754
...تو فقط يه کينه توز ـه ، پير ـه

00:26:38.755 --> 00:26:39.915
آره خب

00:26:41.075 --> 00:26:43.714
ازدواج تو ديگه به سرانجام رسيده
و تو براش يه پسر به دنيا آوُردي

00:26:43.715 --> 00:26:47.154
ديگه بر چه اساسي مي خواد طلاق بگيره؟

00:26:47.155 --> 00:26:50.235
حدس من اينه که بخشش پاپ همراهتون نبوده

00:26:52.435 --> 00:26:53.475
درسته؟

00:26:56.595 --> 00:26:59.194
شما پسر دايي دختر عمه هستين
"حتما بهش نياز داشتين ولي من فکر مي کنم "ريچارد

00:26:59.195 --> 00:27:01.754
اصرار که سريع با هم ازدواج کنين
و بهت قول داده که رضايت اونو بعدا مي گيره

00:27:01.755 --> 00:27:03.594
...آره ، خب ، بخاطري که ما

00:27:03.595 --> 00:27:05.515
ريچارد" به خاطر پول من با تو ازدواج کرد"

00:27:07.915 --> 00:27:11.075
طلاقت ميده و پولت رو ميگيره

00:27:13.435 --> 00:27:15.354
پس بايد ترکش کني

00:27:15.355 --> 00:27:18.034
پيش دستي ميکنيم و ثروتم رو پس ميگيريم

00:27:18.035 --> 00:27:19.715
به به مردها نيازي نداريم

00:27:22.195 --> 00:27:24.194
همشون فريب کار هستن

00:27:24.195 --> 00:27:29.714
خودمون روابطمون رو سر و سامان ميديم
من و تو ، باهم

00:27:29.715 --> 00:27:32.395
تو ديوونه اي. تو ديوونه اي

00:27:35.315 --> 00:27:37.714
حرفم رو باور نداري ، از شوهرت بپرس

00:27:37.715 --> 00:27:38.755
! ازش بپرس

00:27:39.795 --> 00:27:42.514
ريچارد حق داره که تورو توي حصر قرار داده

00:27:42.515 --> 00:27:44.635
! حالا هم اينجا بمون و بمير

00:28:07.307 --> 00:28:08.666
عجب شگفتي اي

00:28:08.667 --> 00:28:11.346
ملکه يکي از پسران دون پايه اش ، "توماس" رو

00:28:11.347 --> 00:28:12.906
نامزد يکي از ثروتمند ترين دختران انگلستان کرده

00:28:12.907 --> 00:28:15.626
احتمالاً از افسون استفاده کرده -
"خفه شو ، "جورج -

00:28:15.627 --> 00:28:18.026
ازدواج واقعي نيست که
هر حاصلي که از اون تخت بيرون بياد

00:28:18.027 --> 00:28:19.826
فقط حرومزاده ست -
البته که واقعيه -

00:28:19.827 --> 00:28:22.506
اونا جلوي چشم خدا باهم ازدواج کردن
و اينه که اهميت داره

00:28:22.507 --> 00:28:24.866
فقط نميخوام که کسي همچين چيز هاي وحشتناکي

00:28:24.867 --> 00:28:25.907
راجب من بگه

00:28:27.547 --> 00:28:31.515
اَني" ، نبايد حرفاي مادرمون رو باور کني"

00:28:32.587 --> 00:28:34.445
ريچارد" عاشقت ـه"

00:28:35.867 --> 00:28:38.986
ضمناً ، نبايد نگران "ريچارد" باشي

00:28:38.987 --> 00:28:42.146
بايد نگران جادوگر باشي

00:28:42.147 --> 00:28:45.586
يکي از بانوان به "جورج" گفته که

00:28:45.587 --> 00:28:48.346
اون دو اسم با خون نوشته شده توي گردنبندش داره

00:28:48.347 --> 00:28:50.026
هردوشون رو نفرين به مرگ کرده

00:28:50.027 --> 00:28:51.067
چه اسمايي؟

00:28:52.267 --> 00:28:55.707
نميدونه
اگر اسماي ما باشن چي؟

00:28:58.947 --> 00:29:03.986
جورج" ميگه با نفرين هاش همه ي مارو ميکشه"

00:29:03.987 --> 00:29:08.226
پس اونم افسون مخصوصي براي محافظت از ما سفارش داده

00:29:08.227 --> 00:29:11.226
لردها و بانوان دربار

00:29:11.227 --> 00:29:13.107
باده اي به سلامتي نامزدهاي جديدمون

00:29:14.827 --> 00:29:18.387
و شاه "ادوارد" و ملکه "اليزابت" انگلستان مينوشيم

00:29:42.427 --> 00:29:44.387
ادوارد" ، نميتوني اجازه بدي همچين کاري با من بکنه"

00:29:45.467 --> 00:29:46.866
به مادرم ميگم تا باهاش صحبت کنه

00:29:46.867 --> 00:29:50.266
مادرت؟ با اينکار پاداش و طلاي بيشتري بهش ميدي

00:29:50.267 --> 00:29:52.466
پس چه پيشنهادي ميکني ، "اليزابت"؟
...واقعا ، به من بگو

00:29:52.467 --> 00:29:55.987
چون اگر به چيزي فکر ميکني که به ذهن من نميرسه
پس شايد تو بايد شاه بشي

00:30:07.627 --> 00:30:09.066
"جورج"

00:30:09.067 --> 00:30:11.347
حق نداري با من اينجوري رفتار کني

00:30:14.067 --> 00:30:15.186
داري تهديدم ميکني؟

00:30:15.187 --> 00:30:16.706
من ملکه ي انگلستان هستم

00:30:16.707 --> 00:30:20.946
! تو يه قاتلي
اولين پسر زاده شده از من رو کشتي

00:30:20.947 --> 00:30:24.546
پسرم رو با طوفان کشتي و من
اجازه نميدم که بعدي رو هم از بين ببري

00:30:24.547 --> 00:30:26.546
من هيچکسي رو نکشتم

00:30:26.547 --> 00:30:30.187
و بهت اجازه نميدم که دربار و تمام
چيزايي که ما براش زحمت کشيديم رو نابود کني

00:30:45.187 --> 00:30:46.227
هيش ، هيش

00:31:08.587 --> 00:31:13.506
توي اتاقمون پيداش کردم
سعي داره منو بکشه

00:31:13.507 --> 00:31:16.506
جورج" ، از کجا ميدوني کار اونه؟"

00:31:16.507 --> 00:31:17.667
ديگه کي ميتونه باشه؟

00:31:21.747 --> 00:31:24.067
سعي داره هممون رو مسموم کنه

00:31:35.227 --> 00:31:38.866
اَن" ، ملکه سعي کرد که مسموممون کنه"

00:31:38.867 --> 00:31:40.266
به توکسبري بر ميگرديم

00:31:40.267 --> 00:31:42.186
ايزابل" ، عجله کن" -
چي؟ -

00:31:42.187 --> 00:31:45.626
به قلعه ي وارويک برو ، اَن
به خاطر من ، التماست ميکنم

00:31:45.627 --> 00:31:47.707
محض رضاي خدا از اينجا برو

00:31:49.467 --> 00:31:50.867
اون قصد کشتن هممون رو داره

00:31:52.667 --> 00:31:56.347
"ايزابل" ، "ايزي" ، نرو ، "ايزي"

00:32:02.627 --> 00:32:05.466
از کجا فهميده که سگ مسموم شده؟
حيوونه پير بوده ديگه

00:32:05.467 --> 00:32:07.586
ممکنه به هر دليلي مُرده باشه

00:32:07.587 --> 00:32:10.907
ايزابل" گفت اون مسمومش کرده"
جادوگره

00:32:42.187 --> 00:32:43.707
"بايد استراحت کني ، "ايزابل

00:32:45.387 --> 00:32:47.426
اَني" عزيزتر از جانم"

00:32:47.427 --> 00:32:52.986
پسرم "تدي" رو به دنيا آوردم
اون يک فرشته ي کوچولو هستش

00:32:52.987 --> 00:32:56.546
اما اَني ، "جورج" ميگه که ساحره
سعي خواهد کرد تا اون رو مسموم کنه

00:32:56.547 --> 00:33:01.187
درحالي که کوچک و ضعيفه
پس "جورج" داره به يک جادوگر پول ميده

00:33:02.427 --> 00:33:07.466
مردي به نام "بردت" تا جادوهاي شيطاني رو باطل کنه

00:33:07.467 --> 00:33:09.507
اَني" ، من مريضم ، در بستر خوابيدم"

00:33:11.427 --> 00:33:14.066
جورج" ميگه که ملکه مسمومم کرده"

00:33:14.067 --> 00:33:16.786
يا اونکارو کرده يا نفرينم کرده

00:33:16.787 --> 00:33:20.427
من ترسيدم ، "اَني" ، بهت نياز دارم

00:33:21.427 --> 00:33:22.467
اينو بسوزون

00:33:40.107 --> 00:33:41.147
خيلي دير کردي

00:33:42.387 --> 00:33:43.667
منظورت چيه؟

00:33:50.587 --> 00:33:52.227
"نه ، "ايزي

00:33:53.707 --> 00:33:57.067
! نه ، نه ، نه ، نــــه

00:33:58.987 --> 00:34:00.027
نه

00:34:06.907 --> 00:34:07.947
کمک

00:34:16.267 --> 00:34:17.627
نه

00:34:21.427 --> 00:34:24.306
نبايد به مردم بگيم ، تا بيان و خداحافظي کنن؟

00:34:24.307 --> 00:34:26.286
اما به کي اعتماد کنيم؟

00:34:29.324 --> 00:34:32.924
اگر اين کار ملکه بوده باشه ، پس
من بايد انتقامش رو بگيرم

00:34:34.261 --> 00:34:36.741
با شاه حرف ميزنم
بهش ميگم که چي ميدونم

00:34:39.021 --> 00:34:40.420
اما ميدونم چه کاري ميکنه

00:34:40.421 --> 00:34:42.380
سعي ميکنه با ازدواج صدام رو بند بياره

00:34:42.381 --> 00:34:43.501
و از کشور خارجم کنه

00:34:44.941 --> 00:34:46.621
اما من موافقت نميکنم

00:34:51.701 --> 00:34:52.741
معلومه که نميکنم

00:35:00.541 --> 00:35:03.421
"فکر ميکنم که بزرگ شدم تا اون رو دوست داشته باشم ، "اَن

00:35:05.501 --> 00:35:06.661
واقعا اينطور فکر ميکنم

00:35:17.661 --> 00:35:19.781
"اَن"

00:35:23.501 --> 00:35:24.541
حقيقت داره؟

00:35:28.501 --> 00:35:29.661
خواهرت فوت کرده؟

00:35:30.821 --> 00:35:33.861
بله ، متاسفم

00:35:39.781 --> 00:35:41.301
متاسفم که توي ميدون نبرد

00:35:44.341 --> 00:35:45.661
ترکت کردم

00:35:48.621 --> 00:35:49.661
ترسيده بودم

00:35:56.861 --> 00:35:59.581
"لعنت به تو ، "ادوارد -
"جورج" -
لعنت به تو و لعنت به اون -

00:36:28.421 --> 00:36:29.820
"ادوارد"

00:36:29.821 --> 00:36:31.620
تنهامون بذارين

00:36:31.621 --> 00:36:33.940
جورج" توي ملع عام منو به جادوگري متهم کرده"

00:36:33.941 --> 00:36:36.100
داره شايعاتي مبني بر اينکه
زنش مسموم شده ، و من کسي بودم

00:36:36.101 --> 00:36:37.260
که مسمومش کرده پخش ميکنه

00:36:37.261 --> 00:36:40.860
جورج" عصبانيه چون نميتونه همسري رو که ميخواد" داشته باشه

00:36:40.861 --> 00:36:46.140
همين الان تقاضاي "مِريِ برگندي" رو کرد
منم جواب منفي دادم

00:36:46.141 --> 00:36:48.700
تصور کن چه اتفاقي ميفته
اگر اجازه بديم تا آزادانه با «فنلدرز» ها باشه

00:36:48.701 --> 00:36:51.860
"اون داره به من اتهام قتل ميزنه ، "ادوارد

00:36:51.861 --> 00:36:54.060
و اگر تو کاري نکني

00:36:54.061 --> 00:36:56.221
اونوقت قطعا خودم دست به کار ميشم -
باشه ، اونوقت چيکار ميکني؟ -

00:36:57.541 --> 00:37:00.381
همين الانشم ميگن که ساحره اي

00:37:01.421 --> 00:37:04.180
مگه اينکه بخواي يه شايعات گسترش پيدا کنن
پس بايد ياد بگيري يه بارم که شده

00:37:04.181 --> 00:37:07.981
با اتهامات کنار بياي و هيچ کاري نکني

00:37:15.701 --> 00:37:18.581
به "اَن" نويل فرمان شرفيابي ميدم

00:37:20.541 --> 00:37:22.261
و به شايعات پايان ميدم

00:37:39.101 --> 00:37:42.701
بانو "اَن" ، معتقدين که خواهرتون ، "ايزابل" ، مسموم شده؟

00:37:43.701 --> 00:37:45.421
اون گفت که سگ مسموم شده

00:37:46.541 --> 00:37:48.701
ايزي" تصور ميکرد که جاش توي دربار امن نيست"

00:37:50.301 --> 00:37:53.380
ميترسيد که ملکه مسمومش کنه؟

00:37:53.381 --> 00:37:57.260
خب ، اگر کسي هم مسمومش کرده باشه
کار خود "جورج" هستش

00:37:57.261 --> 00:37:58.580
اون بيچاره توي قبرش آرميده

00:37:58.581 --> 00:38:01.860
و تنها چيزي که "جورج" بهش اهميت ميده
يافتن يه همسر قدرتمند جديد براي خودش هست

00:38:01.861 --> 00:38:04.061
اين شاهه که ميخواد اون دوباره ازدواج کنه

00:38:05.981 --> 00:38:07.660
شاه؟

00:38:07.661 --> 00:38:10.060
اونوقت شاه چرا بايد "جورج" رو به فلندرز بفرسته

00:38:10.061 --> 00:38:12.421
در حالي که تنها کاري که ميکنه
جمع کردن ارتش و حمله به خودمونه؟

00:38:13.541 --> 00:38:16.140
از مغزت استفاده کن و يه بارم که شده فکر کن
اي دختر احمق

00:38:16.141 --> 00:38:17.661
به جاي گوش کردن به حرفاي مسموم اون

00:38:18.701 --> 00:38:21.341
من کسي رو مسموم نکردم

00:38:25.981 --> 00:38:27.021
پس حقيقت داره

00:38:28.301 --> 00:38:31.501
اينکه "جورج" ميخواد مجدداً ازدواج کنه؟ -
بله -

00:38:34.141 --> 00:38:36.901
فکر ميکني کشتن خواهرم هم کار اون بوده ، مگه نه؟

00:38:38.621 --> 00:38:40.821
ما حتي نميدونيم که به قتل رسيده يا نه

00:38:41.941 --> 00:38:44.061
جدا از اتهاماتي که "جورج" ميزنه

00:38:45.141 --> 00:38:47.461
ممکنه سر زا رفته باشه

00:38:49.141 --> 00:38:53.981
اونا جلوي چشم خدا ازدواج کردن
پس نميتونه اونو کنار بذاره

00:38:55.421 --> 00:38:57.541
اما حالا نصف داراييش رو داره

00:39:01.941 --> 00:39:03.421
هنوزم راضي نشده

00:39:09.941 --> 00:39:12.820
ميخوام برم خواهرزاده هام رو بيارم

00:39:12.821 --> 00:39:15.741
ميخوام اينجا با من توي قلعه ي "وارويک" باشن
، دور از خطر

00:39:26.861 --> 00:39:28.780
دوران خوشي براي تو هستش

00:39:28.781 --> 00:39:31.060
فکر ميکني من فوت يه دختر جوون رو جشن ميگيرم؟

00:39:31.061 --> 00:39:33.380
خب ، اون تاثيري رو که بهش اميدوار بودي رو گذاشت

00:39:33.381 --> 00:39:35.180
کل دربار دچار اختلاف شدن

00:39:35.181 --> 00:39:38.221
و تو و برادرت ، مثل هميشه طرف ما خواهيد بود

00:39:40.261 --> 00:39:42.220
خب فکر ميکني قاتل کي باشه ، "مارگارت"؟

00:39:42.221 --> 00:39:46.060
نميدونم ، بيشتر به نظر مياد
کار جادوگر نامقدس "جورج" بوده باشه

00:39:46.061 --> 00:39:49.980
يه سري ترکيب که براي محافظت ازش تعبيه شده بوده
احتمالاً موجب مرگش شده

00:39:49.981 --> 00:39:51.341
پس "جورج" هم ساحره داره؟

00:39:52.501 --> 00:39:54.140
از کجا ميدوني؟

00:39:54.141 --> 00:39:56.180
ملکه خواست تا به شايعات دربار گوش بدم

00:39:56.181 --> 00:39:58.620
همه چيزايي که ميشنوم رو بهش نميگم

00:39:58.621 --> 00:40:01.221
آره ، اما اگر تنها يه چيزي وجود داشته باشه که بايد بهش بگيم ، همينه

00:40:03.861 --> 00:40:05.780
من مطمئن نيستم که واقعيت داشته باشه

00:40:05.781 --> 00:40:09.140
سربازان رو به توکسبري ببر
جورج" رو دستگير کن ، هشداري در کار نيست"

00:40:09.141 --> 00:40:10.181
همين الان انجامش بده

00:40:19.581 --> 00:40:23.340
حالا  جورج براي باطل کردن افسون هاي تو

00:40:23.341 --> 00:40:24.381
ساحره ي خودش رو پيدا کرده

00:40:34.861 --> 00:40:36.100
جورج" کجاست؟"

00:40:36.101 --> 00:40:39.002
فرار کرد ، ميگيريمش

00:40:43.737 --> 00:40:44.777
نه

00:41:25.261 --> 00:41:27.141
تنها اين بيرون چيکار ميکني؟

00:41:31.661 --> 00:41:35.420
آرزو ميکنم که اين رود ، خندقي بشه
تا عزيزانم رو توي امنيت نگه داره

00:41:35.421 --> 00:41:37.981
و دشمنان رو خارج کنه ، کي برگشتي؟ -
همين حالا -

00:41:39.261 --> 00:41:40.380
خبر رو شنيدي؟

00:41:40.381 --> 00:41:42.060
جورج" بر عليه من ساحره اي استخدام کرده"

00:41:42.061 --> 00:41:45.980
و نصف دربار فکر ميکنن که
کار درستي هستش

00:41:45.981 --> 00:41:48.220
نميدونم چيکار بکنم

00:41:48.221 --> 00:41:49.301
به خدا اعتماد کن

00:41:50.421 --> 00:41:52.940
براي هدايتش دعا کن

00:41:52.941 --> 00:41:54.100
جورج" داره فرار ميکنه"

00:41:54.101 --> 00:41:56.820
ما نميدونيم که کجا ميخواد بره
يا چيکار ميخواد بکنه

00:41:56.821 --> 00:41:58.820
و حالا بايد برقصيم و باده بنوشيم

00:41:58.821 --> 00:42:02.180
و پانزدهمين سال شاهي "ادوارد" رو جشن بگيريم

00:42:02.181 --> 00:42:03.981
حوصله ي جشن گرفتن ندارم

00:42:19.181 --> 00:42:24.500
! لبخند بزن و به منظر افتخارآميز ما بنگر
مخلوقات را دنبال کن

00:42:24.501 --> 00:42:29.780
روشنايي را دنبال کن
بيا و سال هاي شاهي خودت را گرامي بدار

00:42:29.781 --> 00:42:33.821
بيا و او را دلشاد ساز
بيا و آواز بخوان

00:42:51.661 --> 00:42:54.060
ريچارد" ، تمامي سربازان مسلح شدن"

00:42:54.061 --> 00:42:57.260
همه دارن بر عليه ملکه موضع ميگيرن

00:42:57.261 --> 00:43:01.060
، با توجه به شايعات
ادوارد" ميترسه که به قتل برسوننش"

00:43:01.061 --> 00:43:03.541
"اما "ريچارد"...صبرکن "ريچارد

00:43:05.141 --> 00:43:06.181
راه رو نشون بده

00:43:07.261 --> 00:43:09.460
نقشه هاي جادوگر رو بررسي کرديم

00:43:09.461 --> 00:43:12.300
و حتي بدتر از اون چيزي هستش که فکرش رو ميکردم

00:43:12.301 --> 00:43:14.501
جورج" مرگ منو پيش بيني کرده"

00:43:17.621 --> 00:43:19.540
چيکار ميخواي بکني؟

00:43:19.541 --> 00:43:22.061
چيکار ميتونـــم بکنم؟
اون برادر منه

00:43:24.981 --> 00:43:27.901
نگاش کن
داره مثل خود شاه رفتار ميکنه

00:43:33.701 --> 00:43:35.460
جورج" ، تو نبايد اينجا باشي"

00:43:35.461 --> 00:43:37.340
من از هيچکدومشون نميترسم

00:43:37.341 --> 00:43:39.980
جادوگرم بهم گفته که ساحره

00:43:39.981 --> 00:43:44.100
شاهزاده ها رو با دستان خودش به قتل ميرسونه
خودش به سلسله اش پايان ميده

00:43:44.101 --> 00:43:46.420
جورج" ، لطفا ساکت باش"

00:43:46.421 --> 00:43:49.300
پيش بيني مرگ خاندان سلطنتي ممنوعه

00:43:49.301 --> 00:43:53.940
، و همينطور کشتن دوشس
به قتل رسوندن خواهر تو

00:43:53.941 --> 00:43:55.461
اجازه ندادن تا اين جلوشون رو بگيره

00:43:56.981 --> 00:43:59.340
خوک اينجاست
ميتونم صداش رو بشنوم

00:43:59.341 --> 00:44:04.660
دوستم ، "توماس بردت" مرگ سريع تر

00:44:04.661 --> 00:44:09.140
که مشمول  به گناه به اعترافش بود رو نپذيرفت

00:44:09.141 --> 00:44:10.180
جورج"؟"

00:44:10.181 --> 00:44:11.980
حالا اين راجع به اون مرد چي رو بهت ميگه؟

00:44:11.981 --> 00:44:15.181
"جورج" ، "جورج"

00:44:25.861 --> 00:44:26.900
جورج" ، اي بُزدل"

00:44:26.901 --> 00:44:30.980
اگر اعتراف کرده بود ، وارثينش
ميتونستن به ارث برسن ، اما اون نپذيرفت

00:44:30.981 --> 00:44:32.180
اون کجاست؟

00:44:32.181 --> 00:44:36.180
"چون اين مرد ، "جورج
اين مرد بيگناه بود

00:44:36.181 --> 00:44:43.461
پس شاهتون ، شاه بزرگتون
ادوارد" دوست داشتني تون ، يه قاتله"

00:44:44.861 --> 00:44:47.740
همونطور که قبلا هم مرتکب قتل شدي ، ادوارد؟

00:44:47.741 --> 00:44:52.260
وقتي بالشت رو برداشتي و شاه هنري پير رو خفه کردي

00:44:52.261 --> 00:44:57.980
اونوقت کي پيشنهاد اين کار رو بهت داده بود؟
"اون ساحره ي شيطاني ، "اليزابت ريورز

00:44:57.981 --> 00:45:02.580
و تو زنم و اولين پسرم رو به قتل رسوندي

00:45:02.581 --> 00:45:06.260
يکي بگيرتش ، ديوونه شده -
هنوز هم متوجه نشدين -

00:45:06.261 --> 00:45:08.900
آنتوني" ، "ريچارد" ، دستگيرش کنين"

00:45:08.901 --> 00:45:12.460
اون داره اين کشور رو به جهنم ميکشونه -
جورج" ، بس کن" -

00:45:12.461 --> 00:45:16.100
و داره مارو هم با خودش ميبره -
جورج" ، بس کن" -

00:45:16.101 --> 00:45:17.141
"ساکت باش ، "جورج

00:45:42.430 --> 00:45:46.709
اينجا جمع شديم تا "جورج" ، دوکِ کلارنس

00:45:46.710 --> 00:45:49.117
کسي که متهم به خيانت شده مجازات کنيم

00:45:54.550 --> 00:45:58.299
و من هم بايد نقش شاکي رو بازي کنم

00:46:19.390 --> 00:46:20.629
خبري نشده؟

00:46:20.630 --> 00:46:23.109
هنوز دارن مدارک رو مطرح ميکنن

00:46:23.110 --> 00:46:26.029
اما به نظر ميرسه همه مطمئن شدن
که "ايزابل" از تب سر زا فوت کرده

00:46:26.030 --> 00:46:27.269
نه سم

00:46:27.270 --> 00:46:30.469
تمام توجهات به جورج به خاطر
استفاده از جادوگر جلب شده

00:46:30.470 --> 00:46:33.589
شاه داره شکايت ميکنه
هيچکسي هم دفاع نميکنه

00:46:33.590 --> 00:46:34.630
"نه حتي "ريچارد

00:46:36.990 --> 00:46:42.189
اليزابت" ، من مايلم تا دربار رو ترک کنم"

00:46:42.190 --> 00:46:44.190
و به ييلاق پيش شوهرم برگردم

00:46:50.470 --> 00:46:54.869
"نميتونه اينکارو بکنه ، "ريچارد
تو بايد بهش بگي

00:46:54.870 --> 00:46:56.750
اگر گناهکار شناخته بشه ، کشته ميشه

00:46:58.110 --> 00:47:00.509
ملکه داره ميکشدش

00:47:00.510 --> 00:47:03.110
به خاطر قتل پدر و برادرش نبخشدتش

00:47:04.710 --> 00:47:07.429
ما سه پسر از «يورک» هستيم

00:47:07.430 --> 00:47:10.069
چطوري ميشه توسط يه زن دچار اختلاف بشيم؟

00:47:10.070 --> 00:47:14.150
اوه ، خواهش ميکنم ، "جورج" نه
از بين شما "جورج" نه

00:47:18.590 --> 00:47:23.430
چرا نه؟
ترجيح ميدادي من بودم؟

00:47:24.590 --> 00:47:27.589
ترجيح ميدادي هم "ادوارد" هم پسرانش بيمرن

00:47:27.590 --> 00:47:30.309
تا "جورج" کوچولوي عزيزت به آخرين

00:47:30.310 --> 00:47:31.350
چيزي هم که ميخواد برسه؟

00:48:07.670 --> 00:48:10.470
اون گناهکار شناخته شد
بايد شنيده باشي

00:48:12.910 --> 00:48:16.069
اين رو نميخواستي؟

00:48:16.070 --> 00:48:18.150
حتي جواب اين سوال رو هم نميدونم

00:48:22.510 --> 00:48:29.029
بهم بگو ، چطوري بايد قدرت مقابله

00:48:29.030 --> 00:48:30.230
با بدرفتاري مردم با خودمون رو پيدا کنيم؟

00:48:32.030 --> 00:48:34.109
اون پدر و برادر من رو کشت

00:48:34.110 --> 00:48:36.229
با خونسردي کشتشون

00:48:36.230 --> 00:48:38.270
پس چرا بايد مستحق چيز بهتري باشه؟

00:48:40.270 --> 00:48:42.310
کسي رو از دست دادين ، بانو "مارگارت"؟

00:48:43.830 --> 00:48:45.350
دو شوهر رو دفن کردم

00:48:46.870 --> 00:48:49.430
و تنها پسرم مجبوره تا دور از من زندگي کنه

00:48:50.710 --> 00:48:55.189
اون وارث کاخ «لنکستر» هستش
و دشمن شاه هم هستش ، پس

00:48:55.190 --> 00:48:57.550
من نمي بينمش
اجازه نداشتم بزرگش کنم

00:48:58.710 --> 00:49:00.230
اونم ميتونه براي من از دست رفته تلقي بشه

00:49:01.710 --> 00:49:02.989
و همچنان ايمانتون رو از دست ندادين؟

00:49:02.990 --> 00:49:05.030
انجيل به ما ميگه که
"چشم در مقابل چشم"

00:49:08.510 --> 00:49:12.629
اما ضمنا ميگه که
به دشمنانتون عشق بورزين"

00:49:12.630 --> 00:49:16.470
آن کساني که نفرينتون ميکنن روعفو کنين
و براي اون کساني که از روي عداوت ازتون استفاده ميکنن "دعا کنين

00:49:18.270 --> 00:49:19.310
بانو "مارگارت"؟

00:49:20.790 --> 00:49:22.030
با من دعا ميکني؟

00:49:52.990 --> 00:49:54.830
من ميخوام که با "جورج" صلح کنيم

00:49:57.150 --> 00:50:00.669
اگر معذرت خواهي کنه و اتهاماتش رو پس بگيره
اونوقت فکر ميکنم که

00:50:00.670 --> 00:50:01.990
بايد ببخشيمش

00:50:04.510 --> 00:50:09.629
اون داشته با شاه "لويي" فرانسه
دسيسه ي قتل من رو

00:50:09.630 --> 00:50:10.750
و گرفتن تختم رو ميچيده

00:50:17.030 --> 00:50:18.950
بايد حکم مرگ صادر کنم

00:50:24.590 --> 00:50:27.109
نميتوني اعدامش کني
اون برادرته

00:50:27.110 --> 00:50:30.029
خودت رو گور زدي -
برنامه ي قتل من رو چينده -

00:50:30.030 --> 00:50:32.110
معلومه که نچينده -
مدارکي وجود داره -

00:50:33.390 --> 00:50:36.789
جورج نا اُميد شده بوده
ميدوني ، اوضاع براش سخت بوده

00:50:36.790 --> 00:50:39.109
تو مي بخشيش
ادوارد" ، اينکارو ميکني"

00:50:39.110 --> 00:50:41.830
بابت از دست دادت متاسفم ، مادر
اما نمي بخشم

00:50:44.870 --> 00:50:48.389
تو مي بخشيش ، مـــن دستور ميدم

00:50:48.390 --> 00:50:49.630
شما به من فرمان نميدين

00:50:50.710 --> 00:50:53.589
من مادرتم

00:50:53.590 --> 00:50:55.029
بله ، و منم شاه هستم

00:50:55.030 --> 00:50:56.070
اينکارو ميکني

00:51:00.710 --> 00:51:04.029
اوه ، خدا ، اوه خدا

00:51:04.030 --> 00:51:06.749
تنها چيزي که ميتونم پيشنهاد بدم
اينه که نحوه ي مرگش رو خودش انتخاب کنه

00:51:06.750 --> 00:51:09.149
حالا يا شمشير يا سکوي اعدام
يا گيوتين

00:51:09.150 --> 00:51:12.509
يا هرچيزي که بخواد ، اينا کار توئه -
نه ، نيست -
اما ميميره -

00:51:12.510 --> 00:51:18.870
خواهش ميکنم ، "ادوارد" ، خواهش ميکنم
تو پسر من هستي

00:51:21.790 --> 00:51:26.629
نميتوني اينکارو با من بکني
نميتوني بکشيش

00:51:26.630 --> 00:51:30.469
خواهش ميکنم ، ادوارد
التــماست ميکنم ، التماست ميکنم

00:51:30.470 --> 00:51:31.510
التماست ميکنم

00:51:35.950 --> 00:51:37.390
التماست ميکنم

00:51:41.430 --> 00:51:42.390
التماست ميکنم

00:51:45.350 --> 00:51:47.389
خواهش ميکنم

00:51:47.390 --> 00:51:53.029
خواهش ميکنم ، ادوارد ، خواهش ميکنم ، خواهش ميکنم
ادوارد" ، اون پسر منه"

00:51:53.030 --> 00:51:55.309
اون پسر عزيزمه

00:51:55.310 --> 00:51:59.030
خواهش ميکنم ، اون...خواهش ميکنم

00:52:01.630 --> 00:52:02.670
"ادوارد"

00:52:10.310 --> 00:52:12.709
ميخواد توي بشکه ي شراب غرق بشه

00:52:12.710 --> 00:52:13.909
"اوه ، شوخي نکن ، "آنتوني

00:52:13.910 --> 00:52:16.470
جورجِ" احمق"
مرگ احمقانه اي رو هم انتخاب کرده

00:52:17.510 --> 00:52:19.789
يه بشکه ي مالمسي شراب

00:52:19.790 --> 00:52:23.870
اون احمق نيست ، اينکارو براي مجازات من ميکنه

00:52:35.510 --> 00:52:38.870
"پسر عزيزم ، "جورج
پسر بيچاره ي عزيزم

00:52:41.110 --> 00:52:43.509
بچه هاشون يتيم ميشن

00:52:43.510 --> 00:52:48.150
! يتيم و مسکين
پدرشون مثل يه خائن ميميره

00:52:49.150 --> 00:52:50.670
زمين هاش مصاده ميشه

00:52:51.750 --> 00:52:53.670
و فکر ميکني به کي ميرسه؟

00:52:55.390 --> 00:52:57.109
"اليزابت"

00:52:57.110 --> 00:53:01.909
دارم باهات حرف ميزنم
اين برادرمونه که داريم ازش حرف ميزنيم

00:53:01.910 --> 00:53:04.389
متوجه هستي چقدر مسخره داري رفتاري ميکني؟

00:53:04.390 --> 00:53:05.789
زياده روي کرده ، متوجه ام

00:53:05.790 --> 00:53:09.269
اون مرتکب خيانت بزرگي شده

00:53:26.710 --> 00:53:30.869
کسي براي ديدنم نمياد؟
مادرم

00:53:30.870 --> 00:53:32.629
يا دست کم برادرم؟

00:53:32.630 --> 00:53:36.510
وايسا ، وايسا ، دست کم بذارين برادرم
رو ببينم ، شاه رو ميگم

00:53:37.790 --> 00:53:38.830
نه

00:54:31.030 --> 00:54:32.070
اوه ، خواهش ميکنم

00:55:11.270 --> 00:55:12.870
بيا به قلعه ي وارويک بريم

00:55:17.750 --> 00:55:19.510
"ريچارد"

00:55:21.390 --> 00:55:22.470
منو دوست داري؟

00:55:25.150 --> 00:55:26.190
واقعا؟

00:55:28.710 --> 00:55:32.790
"اَن" ، اوه خدايا ، "اَن"

00:55:57.750 --> 00:56:01.709
"استنلي" تقاضا کرده که عنوان پسر بانو "مارگارت"

00:56:01.710 --> 00:56:04.150
"بهش بگرده ، حالا که "جورج

00:56:06.110 --> 00:56:09.710
چرا نه؟
يه نفر از متنفرانمون کم ميشه

00:56:14.550 --> 00:56:20.590
"اين آخرين مرگ خواهد بود ، "ادوارد
بايد به زندگي فکر کني

00:56:21.830 --> 00:56:23.150
به بچه هامون فکر کني

00:56:29.270 --> 00:56:30.310
خبراي خوبي دارم

00:56:31.750 --> 00:56:34.189
شاه موافقت کرده که عنوان "هنري" بهش برگردونده بشه

00:56:34.190 --> 00:56:35.310
ارلِ ريچموند

00:56:37.070 --> 00:56:38.429
موافقت کرده؟

00:56:38.430 --> 00:56:41.389
از اونجايي که صاحب قبليش فوت کرده

00:56:41.390 --> 00:56:44.589
شايد تعداد دوستانش کم شده

00:56:44.590 --> 00:56:47.549
اجازه ميدن بياد خونه؟
هنوز اعلام نکردن

00:56:47.550 --> 00:56:49.109
اما شما الان ديگه ملکه ي بوزم هستين

00:56:49.110 --> 00:56:51.310
پس شايد بتونين رو ملکه تاثير بذارين

00:56:54.470 --> 00:56:58.349
هنوز ميترسن که اون رقيب باشه؟

00:56:58.350 --> 00:57:01.469
خب ، البته که اون رقيب ـه

00:57:01.470 --> 00:57:03.629
اما کي از يه غريبه در مقابل "ادوارد" تبعيت ميکنه

00:57:03.630 --> 00:57:06.189
خصوصا وقتي که دوتا شاهزاده ي دوست داشتنيش

00:57:06.190 --> 00:57:10.950
و تاج و تخت و برادرانش رو داره
ريچارد" ، پسرش ، همينطور "ادوارد"؟"

00:57:12.990 --> 00:57:15.989
هنري تو بايد پنج تا کفن بپوسونه

00:57:15.990 --> 00:57:19.230
تا به تاج و تخت برسه ، و من
نميدونم چطور ميخواد به اين مهم دست پيدا کنه

00:57:20.790 --> 00:57:21.830
تو ميدوني؟

00:57:23.000 --> 00:57:30.000
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.