﻿WEBVTT

00:00:04.900 --> 00:00:07.690
‫با این حال، تو سال بعد هنوزم تو مدرسه‌ای.

00:00:13.200 --> 00:00:17.240
‫چیزی شده، هانا-چان؟
‫نگرانی‌ای چیزی داری؟

00:00:17.240 --> 00:00:20.160
‫نـ- نه چیزی نیست.

00:00:20.160 --> 00:00:23.460
‫آها... یچی شده.

00:00:23.460 --> 00:00:26.380
‫این مربوط به این سنپای‌ـته؟

00:00:26.380 --> 00:00:28.210
‫نـ- نه!

00:00:28.210 --> 00:00:30.750
‫عین یه کتاب میشه خوندش.

00:00:30.750 --> 00:00:34.430
‫هروقت بخوای می‌تونی با من صحبت کنیا.

00:00:34.430 --> 00:00:39.560
‫بیخیال بابا! یه کلاس راهنمایی‌ای چی راجع نگرانی‌های یه دانشجو می‌دونه؟

00:00:39.560 --> 00:00:42.310
‫با توجه به رفتار همیشگی‌ـت،

00:00:42.310 --> 00:00:46.600
‫در حد یه بچه‌ی راهنمایی راجع به روابط
‫رومانتیک می‌دونی.

00:00:46.600 --> 00:00:50.480
‫نخیر‍! انقدر پررو نشو!

00:00:50.480 --> 00:00:52.440
‫و تازه «عاشقانه» هم نیست!

00:00:53.940 --> 00:00:56.570
‫بالأخره داره جالب می‌شه.

00:01:04.370 --> 00:01:07.790
‫اوزاکی-چان می‌خواد وقت بگذرونه!

00:02:36.880 --> 00:02:40.880
‫ممنون ساکورای-کون.
‫مطمئنی می‌تونم جزوت رو بگیرم؟

00:02:40.880 --> 00:02:45.220
‫راجع به نوشته‌های بهم ریخته‌ام ببخشید--
‫ممکنه خوندن‌شون سخت باشه.

00:02:45.220 --> 00:02:47.730
‫نه، نه--ممنون که اینو بهمون دادی.

00:02:47.730 --> 00:02:50.230
‫ساکورای-کون آخه نمراتت هم خوبه.

00:02:50.230 --> 00:02:54.190
‫راستی، دفعه‌ی بعدی که همه‌ی بچه‌های کلاس
‫می‌رن نوشیدنی بخورن تو هم میای؟

00:02:54.190 --> 00:02:58.110
‫اوه، ببخشید.
‫سرکارم نمی‌تونم بیام.

00:02:58.110 --> 00:02:59.070
‫که اینطور...

00:02:59.070 --> 00:03:01.700
‫ولی بعضی اوقات هم بیا، باشه؟

00:03:01.700 --> 00:03:03.780
‫باشه... دفعه‌ی بعد.

00:03:03.780 --> 00:03:05.830
‫گفتم که.

00:03:07.080 --> 00:03:08.910
‫منظورت چیه؟

00:03:08.910 --> 00:03:12.880
‫فقط منتظر زمان‌بندی مناسب بودم تا
‫یه حمله ناگهانی به سنپای بکنم.

00:03:12.880 --> 00:03:16.090
‫خدای من، توی دروغ گفتن خیلی خوبی!

00:03:16.090 --> 00:03:19.510
‫اون دخترا تو کلاس من و ساکو ان.

00:03:19.510 --> 00:03:22.890
‫هروقت می‌ریم بیرون همش راجع به اینکه
‫دوست‌پسر می‌خوان غر می‌زنن.

00:03:22.890 --> 00:03:24.930
‫ممکنه دنبال ساکو باشن.

00:03:28.270 --> 00:03:30.180
‫همچین چیز مسخره‌ای...

00:03:30.180 --> 00:03:32.770
‫ساکاکی-سان، نباید تَوهُم بزنیا.

00:03:32.770 --> 00:03:34.100
‫ببین کی اینو می‌گه.

00:03:34.100 --> 00:03:39.650
‫مطمئنم وقتی دیدن تنهاست رفتن سمتش.

00:03:39.650 --> 00:03:44.740
‫که یعنی تنها سال‌پایینی خوش‌قلبش من نیستم.

00:03:44.740 --> 00:03:45.990
‫ببین کی اینو می‌گه.

00:03:45.990 --> 00:03:51.250
‫که یعنی دیگه نیازی نیست من برم تا به سنپای
‫توجه کنم.

00:03:51.250 --> 00:03:53.620
‫زمانم الکی هدر نمی‌ره!

00:03:53.620 --> 00:03:56.000
‫درسته! اتفاقاً این بهتره!

00:03:56.000 --> 00:04:00.340
‫پس می‌تونم ساکو رو به دخترای کلاس‌مون
‫معرفی کنم؟

00:04:00.340 --> 00:04:01.800
‫این-- چیزه...

00:04:01.800 --> 00:04:05.300
‫این... فرق داره.

00:04:05.300 --> 00:04:08.350
‫خودت گفتی اوزاکی:

00:04:08.350 --> 00:04:13.140
‫«چاره‌ای ندارم، باید بهش توجه کنم.»

00:04:13.140 --> 00:04:18.440
‫و الانم «حتماً من نباید کنار ساکو
‫باشم» درسته؟

00:04:20.190 --> 00:04:22.320
‫نه. نه!

00:04:22.320 --> 00:04:24.910
‫یه چیزی رو فراموش کردی!

00:04:24.910 --> 00:04:28.910
‫هیچ‌کدوم از اون دخترا برای سنپای
‫«اون» فرد نمی‌شن.

00:04:28.910 --> 00:04:30.950
‫دلیلش اینه که...

00:04:30.950 --> 00:04:33.290
‫...اون عاشق منه!

00:04:33.290 --> 00:04:35.870
‫دوباره این قضیه!

00:04:35.870 --> 00:04:41.670
‫حتی اگه این دخترا چشم‌شون دنبال سنپای باشه،
‫سنپای منو می‌خواد،

00:04:41.670 --> 00:04:43.670
‫پس ازش دعوت‌هم بکنن فایده نداره.

00:04:43.670 --> 00:04:46.930
‫آخرش فقط نااُمید می‌شن!

00:04:46.930 --> 00:04:51.770
‫پسر، اینکه اون ردت کنه خیلی مسخره‌ست!

00:04:51.770 --> 00:04:55.060
‫یعنی، با غرق کردن سنپای داخل توجه‌ام،

00:04:55.060 --> 00:04:58.860
‫دارم همزمان از افراد اطرافش هم محافظت می‌کنم!

00:04:58.860 --> 00:05:02.030
‫عجب منطق پیچیده‌ای-- و اعتماد به نفسی!

00:05:02.030 --> 00:05:04.150
‫اما..

00:05:04.150 --> 00:05:08.490
‫ولی همونجور که گفتی ساکاکی-سان:
‫باید عجله کنم.

00:05:08.490 --> 00:05:09.910
‫درسته.

00:05:09.910 --> 00:05:14.000
‫راستش، زودتر از اینا برام مثل روز روشن بود.

00:05:15.290 --> 00:05:21.710
‫منظورم اینه، چیز... اینجوری نیست که...
‫انتظارشو نداشتم...

00:05:21.710 --> 00:05:23.550
‫این...؟

00:05:23.550 --> 00:05:26.010
‫یه چیز دیگه‌هم فهمیدم:

00:05:26.010 --> 00:05:29.640
‫سنپای یه سال سومی‌ـئه--
‫و الانم دِی‌ایم.

00:05:29.640 --> 00:05:32.260
‫سال‌های دانشگا‌هی‌ـش تقریباً تمومه.

00:05:33.970 --> 00:05:38.850
‫باید قبل از فارغ‌التحصیلی راجع بهش
‫یه کاری کنم!

00:05:38.850 --> 00:05:40.690
‫منظورت همین بود، نه؟

00:05:40.690 --> 00:05:41.980
‫اصلاً این نبود!

00:05:41.980 --> 00:05:43.110
‫جان؟!

00:05:43.110 --> 00:05:46.030
‫باید قبل از اینکه کس دیگه‌ای انجامش
‫بده یه حرکتی بزنی!

00:05:46.030 --> 00:05:48.320
‫نیاز نیست یه سال کامل بهش التماس کنی!

00:05:48.320 --> 00:05:51.700
‫درواقع، سوپرایز شدم فکر کردی
‫یه سال کامل طول می‌کشه!

00:05:51.700 --> 00:05:58.290
‫ای بابا... لحظه‌ای که یکی از اینا بخواد،
‫سریعاً همه چی تموم می‌شه!

00:05:58.290 --> 00:06:02.750
‫هرچند، حداقل می‌خواد این رو یجوری
‫حل کنه.

00:06:02.750 --> 00:06:06.590
‫تا اونجایی که به اوزاکی مربوطه
‫قدم بزرگیه.

00:06:06.590 --> 00:06:08.590
‫به هرحال، فقط یه سال مونده!

00:06:08.590 --> 00:06:11.930
‫توی این یه سال سنپای رو مجبور می‌کنم
‫بهم اعتراف کنه!

00:06:11.930 --> 00:06:13.720
‫انقدر طفره نرو!

00:06:13.720 --> 00:06:18.140
‫فقط برو بگو «دوست دارم»
‫و بعدش همه چی یهویی حل می‌شه!

00:06:18.140 --> 00:06:19.770
‫همین الان برو تمومش کن!

00:06:19.770 --> 00:06:22.900
‫چـ- چی؟! نمی‌تونم! امکان نداره اینو بگم!

00:06:22.900 --> 00:06:24.900
‫چرا؟ بگو!

00:06:24.900 --> 00:06:27.700
‫انقدر اینو گفتی خسته شدم!

00:06:27.700 --> 00:06:32.030
‫ببین، من سنپای رو دوست ندارم-- اون
‫منو دوست داره!

00:06:32.030 --> 00:06:35.700
‫خب، منم از شنیدن این خسته شدم!

00:06:35.700 --> 00:06:38.790
‫ولش کن. من خسته‌ شدم.

00:06:38.790 --> 00:06:42.670
‫بنظر آماده‌ای.
‫بقیش رو به خودت می‌سپارم.

00:06:42.670 --> 00:06:44.090
‫برای آرزوی خوشحالی دارم.

00:06:44.090 --> 00:06:45.750
‫اوه، یه لحظه صبر کن!

00:06:45.750 --> 00:06:47.050
‫چیه؟

00:06:47.050 --> 00:06:51.720
‫روش خوبی می‌شناسی تا سنپای رو مجبور کنم
‫عشقش رو اعتراف کنه؟

00:06:51.720 --> 00:06:52.970
‫من چه می‌دونم!

00:06:59.020 --> 00:07:02.440
‫چی‌ شده، ایتسوهیتو؟ بنظر خسته میای.

00:07:02.440 --> 00:07:04.570
‫بهش توجه نکن.

00:07:04.570 --> 00:07:07.860
‫داشتم به یکی از آشناهام
‫مشاوره می‌دادم.

00:07:07.860 --> 00:07:10.570
‫همه چی تو مسیر درست‌ـشه...

00:07:10.570 --> 00:07:11.610
‫...احتمالاً.

00:07:11.610 --> 00:07:14.410
‫آها.

00:07:14.410 --> 00:07:15.700
‫میگم، ایتسوهیتو.

00:07:16.790 --> 00:07:20.250
‫اوزاکی برام یه جشن تولد گرفت.

00:07:20.250 --> 00:07:22.250
‫آره شنیدم.

00:07:22.250 --> 00:07:25.790
‫بنظرت برای هدیه‌ی «ممنون» چی بگیرم...

00:07:25.790 --> 00:07:30.090
‫...چیزه، برای یه دختر چی بگیرم؟

00:07:34.350 --> 00:07:38.310
‫ببخشید، خودم بهش فکر می‌کنم.

00:07:38.310 --> 00:07:42.020
‫اوهوم. اونجوری بهتره.

00:07:42.020 --> 00:07:44.690
‫پس، واقعاً یه سال نیاز ندارن.

00:07:50.530 --> 00:07:53.950
‫ساکاکی-سان اصلاً کمکی نمی‌کنه.

00:07:53.950 --> 00:07:57.240
‫پس باید توی این یه سال چیکار کنم...

00:07:59.660 --> 00:08:02.870
‫...تا سنپای بهم اعتراف کنه؟

00:08:12.220 --> 00:08:13.590
‫فهمیدم!

00:08:14.640 --> 00:08:16.140
‫پس گوش کن...

00:08:16.140 --> 00:08:19.770
‫سنپای همیشه یا غذاش رو از غذاخوری می‌گیره یا فروشگاه--

00:08:19.770 --> 00:08:22.520
‫چی میشه اگه براش ناهار درست کنم؟

00:08:22.520 --> 00:08:25.230
‫مگه بچه‌اید؟!
‫خیلی خجالت‌آور و مسخره‌ست!

00:08:25.230 --> 00:08:26.610
‫ها؟!

00:08:26.610 --> 00:08:30.110
‫ولی بیخیال. الان انگیزه داری،
‫پس انجامش بده!

00:08:30.110 --> 00:08:33.450
‫بهتر از اون دم‌دمی مزاج بودن بدرد
‫نخورته!

00:08:33.450 --> 00:08:36.030
‫هرچند صفر هنوزم صفره!

00:08:36.030 --> 00:08:41.330
‫می‌بینم ساکاکی-کون هم خیلی رُک شده.

00:08:41.330 --> 00:08:43.080
‫فکر می‌کنم ایده‌ی خوبیه.

00:08:43.080 --> 00:08:47.840
‫کی غذایی که تو درست کردی رو نمی‌خواد؟

00:08:47.840 --> 00:08:49.250
‫مگه نه؟!

00:08:49.250 --> 00:08:55.050
‫همین الانشم همیشه براش غذا درست می‌کنم--
‫می‌دونم چی دوست داره.

00:08:55.050 --> 00:08:57.680
‫این یکی آبِ خوردنه!

00:08:58.850 --> 00:09:01.390
‫شایدم اینطوری فکر می‌کردم.

00:09:03.520 --> 00:09:07.020
‫یوش! یوش! یوش! یوش!

00:09:07.020 --> 00:09:09.860
‫--کل خانواده زل زدن بهم.
‫--یوش! یوش! یوش!

00:09:09.860 --> 00:09:12.990
‫حالا می‌دونم دلیل مامان چیه،
‫ولی بقیه‌تون چی می‌خواید؟

00:09:12.990 --> 00:09:15.200
‫یاناگی برو تو اتاقت بازی کن.

00:09:15.200 --> 00:09:19.450
‫ولی اگه تو باهام بازی نکنی،
‫فقط کیری-کون می‌مونه--

00:09:19.450 --> 00:09:23.370
‫ولی همش درخواستمو رد می‌کنه
‫چون هی شکستش می‌دم.

00:09:24.580 --> 00:09:28.880
‫و اینکه، این روزا نگاه کردنت
‫بیشتر حال می‌ده.

00:09:28.880 --> 00:09:31.550
‫بنتو برای کیه؟

00:09:31.550 --> 00:09:36.680
‫آشپز خیلی خوبی هستی. مطمئنم خیلی خوشحال می‌شن!

00:09:36.680 --> 00:09:42.310
‫نه، نه، به من اهمیتی نده.
‫بفرما کارتو انجام بده.

00:09:42.310 --> 00:09:44.980
‫این خیلی سخته!

00:09:44.980 --> 00:09:46.560
‫تو چی، کیری؟

00:09:46.560 --> 00:09:51.770
‫فکر نکن من مثل یاناگی‌ام.
‫نیومدم اذیتت کنم.

00:09:51.770 --> 00:09:53.150
‫پس چیه؟

00:09:53.150 --> 00:09:56.400
‫هرچی باقی‌موند رو بسپر به من.
‫خب زودباش انجامش بده!

00:09:56.400 --> 00:09:58.910
‫برید تو اتاقتون کرکسا!

00:09:58.910 --> 00:10:00.490
‫بابا، تو چی؟

00:10:02.740 --> 00:10:05.160
‫نه هیچی...

00:10:05.160 --> 00:10:09.460
‫کی می‌دونست این خانواده انقدر آدم‌های فوضولی داره؟

00:10:09.460 --> 00:10:13.710
‫تسوکی به دلیل علاقه‌ش به سریال‌های
‫آبکی، چشماش رو بست.

00:10:15.630 --> 00:10:18.050
‫چی باید درست کنم؟

00:10:18.050 --> 00:10:22.850
‫یه ناهار حتماً نیازی نداره
‫غیرعادی باشه، میدونی.

00:10:22.850 --> 00:10:27.480
‫تا وقتی از چیزایی که سریعاً فاسد
‫می‌شن استفاده نکنی، می‌تونی هرچی خواستی درست کنی.

00:10:27.480 --> 00:10:32.230
‫می‌تونه غذای ویژه‌ت باشه، یا
‫هرچی که دوست داری.

00:10:32.230 --> 00:10:34.440
‫پس املت تاماگویاکی درست می‌کنم.

00:10:34.440 --> 00:10:37.240
‫آره، خوبه!

00:10:37.240 --> 00:10:41.490
‫چه گفت و گوی مادر دختری‌ای!
‫بیشتر از چیزی که انتظار داشتم حال می‌ده!

00:10:41.490 --> 00:10:43.160
‫میگم، هانا-چان! هانا-چان!

00:10:43.160 --> 00:10:45.490
‫بله؟

00:10:45.490 --> 00:10:48.160
‫مطمئنی نمی‌خوای شکل قلب باشه؟

00:10:48.160 --> 00:10:51.420
‫آره، خب، لطفاً ساکت شو یاناگی.

00:10:51.420 --> 00:10:54.670
‫نظرت راجع به مرغ ریش‌ریش شده
‫به جای برنج چیه؟

00:10:54.670 --> 00:10:56.510
‫بابا، تو یکی دخالت نکن!

00:10:56.510 --> 00:10:59.930
‫آره، نصیحتت برای خودت--،
‫منم می‌خوام بخورم!

00:10:59.930 --> 00:11:02.010
‫برای تو درست نمی‌کنم که!

00:11:02.010 --> 00:11:03.300
‫عه...

00:11:03.300 --> 00:11:05.850
‫باشه! برای همه درست می‌کنم!

00:11:05.850 --> 00:11:07.430
‫ایــــول!

00:11:09.270 --> 00:11:14.110
‫مامان تو خیلی خفنی.
‫درست کردن ناهار خیلی سخته.

00:11:14.110 --> 00:11:19.110
‫نه هانا، من کسی رو ندارم که
‫مزاحمم بشه.

00:11:22.280 --> 00:11:24.410
‫سلام.

00:11:24.410 --> 00:11:26.580
‫هعی...

00:11:26.580 --> 00:11:30.000
‫خب چرا گفتی بیام اینجا--

00:11:32.420 --> 00:11:37.050
‫از روی هوس... برات ناهار درست کردم.

00:11:37.050 --> 00:11:39.720
‫این... یکی مال توئه.

00:11:42.090 --> 00:11:45.430
‫ام... چیزه... آه...

00:11:45.430 --> 00:11:50.140
‫چی شده؟ مگه همیشه برام غذا درست نمی‌کرد...

00:11:50.140 --> 00:11:54.270
‫این... یکی...

00:11:54.270 --> 00:11:57.150
‫لعنتی-- این صدای قلبمه؟

00:11:57.150 --> 00:12:00.780
‫چـ- چیزه... ببخشید--من--

00:12:00.780 --> 00:12:05.320
‫این چیه دیگه؟ این چیه دیگه-- این چیه دیگه!

00:12:05.320 --> 00:12:06.580
‫مرسی.

00:12:09.450 --> 00:12:11.620
‫خب، من دیگه می‌رم.

00:12:11.620 --> 00:12:14.170
‫ها؟ چرا؟

00:12:14.170 --> 00:12:15.960
‫ببین، مشکلی نیست.

00:12:15.960 --> 00:12:19.590
‫می‌تونی جایی که کسی نمی‌بینتت بخوری.

00:12:19.590 --> 00:12:22.260
‫چیه، سالن غذاخوری بده؟

00:12:22.260 --> 00:12:24.260
‫خوبه!

00:12:24.260 --> 00:12:27.180
‫به تنها غذا خوردن عادت داری، نه؟

00:12:27.180 --> 00:12:29.470
‫درست نیست!

00:12:30.430 --> 00:12:33.440
‫راستش برای خودمم درست کردم...

00:12:33.440 --> 00:12:35.230
‫می‌خوای باهم بخوریم؟

00:12:42.700 --> 00:12:44.450
‫پسر، خیلی سرده...

00:12:44.450 --> 00:12:47.620
‫حالا نمی‌شد بریم سالن‌ غذاخوری؟

00:12:54.080 --> 00:12:58.790
‫دوست ندارم کسی ما رو درحال خوردن غذا‌های مثل هم ببینه.

00:12:58.790 --> 00:13:01.260
‫که... اینطور.

00:13:02.460 --> 00:13:05.760
‫منطقیه، آره، اگه مثل هم‌ان!

00:13:05.760 --> 00:13:08.430
‫چرا خودم متوجهش نشدم؟

00:13:08.430 --> 00:13:13.810
‫اینطوری شد که زمان برای درست کردن دوتا غذای مختلف نداشتم.

00:13:13.810 --> 00:13:16.520
‫شرمنده.

00:13:16.520 --> 00:13:19.730
‫اوه راستی، نوشیدنش با من پس.

00:13:19.730 --> 00:13:21.190
‫ممنون.

00:13:21.190 --> 00:13:23.990
‫عـ- عالی پیش می‌ره!

00:13:23.990 --> 00:13:27.160
‫چطور چنین اتفاقی می‌تونه بیفته؟

00:13:27.160 --> 00:13:31.830
‫درسته-- انگاری جفتشونم دانش‌آموزای راهنمایی‌ان.

00:13:31.830 --> 00:13:35.000
‫خوشحالم که این دفه انقدر خوب از آب در اومد.

00:13:35.000 --> 00:13:38.080
‫حالا وقت خروج تر و تمیز ساکاکی ایتسوهیتوئه.

00:13:38.710 --> 00:13:41.500
‫در همین حال، اوزاکی فوجیو...

00:13:41.500 --> 00:13:42.840
‫اینجا رو باش!

00:13:42.840 --> 00:13:44.590
‫اینُ دخترم برای من درست کرده.

00:13:44.590 --> 00:13:46.050
‫یه نگاهی بهش بنداز!

00:13:46.050 --> 00:13:47.340
‫فوق‌العاده نیست؟

00:13:47.340 --> 00:13:49.390
‫اوزاکی-سان...

00:13:49.390 --> 00:13:51.470
‫وقت تعطیلی ناهارت نیست.

00:13:51.470 --> 00:13:55.640
‫لطفاً ناهارت رو بذار کنار و برگرد سر کارت.

00:13:55.640 --> 00:14:00.230
‫قلقلکِ بنتو خانگی دخترش، پیرمرد‌های محل‌کارش رو عصبانی کرد.

00:14:03.110 --> 00:14:06.200
‫کارم با دادن ناهار به سنپای عالی بود!

00:14:06.200 --> 00:14:09.240
‫از استعداد خالص من خوشت اومد، ها؟

00:14:09.240 --> 00:14:10.660
‫خوبه!

00:14:10.660 --> 00:14:12.990
‫ادامه بده.

00:14:12.990 --> 00:14:16.830
‫اگه این مزخرفات نبود زودتر از اینا رابطه‌شون شروع می‌شد...

00:14:25.130 --> 00:14:27.010
‫تقریباً رسیدم!

00:14:29.800 --> 00:14:32.260
‫اه، پسر!

00:14:32.260 --> 00:14:34.970
‫مسابقه عالی‌ای بود!

00:14:34.970 --> 00:14:38.100
‫حالا که قلقش دستت اومده خوب حرکت می‌کنی.

00:14:38.100 --> 00:14:42.980
‫--مرسی که یه بازی جدید دیگه باهام کردی، یاناگی.

00:14:41.860 --> 00:14:47.360
‫--هانا همیشه بازی‌های باحال دو نفره پیدا می‌کنه

00:14:43.440 --> 00:14:47.360
‫--حالا می‌تونم از سنپای جلو بزنم، بذارم پشتم خاک بخوره

00:14:47.360 --> 00:14:51.450
‫--چرا یکی از غذا‌های مورد‌علاقه‌ات رو فردا درست نکنم؟ چی دوست داری؟

00:14:47.360 --> 00:14:51.450
‫--که قبل از بازی با سنپای با من تمرین کرده باشه.

00:14:51.450 --> 00:14:53.030
‫گراتین!

00:14:53.030 --> 00:14:58.160
‫شاید خواهرم باشه و هرچی، ولی عشقشُ به طرز
‫عجیب غریبی نشون می‌ده.

00:14:58.160 --> 00:15:00.870
‫سنپایت هم بازی دوست داره، نه؟

00:15:00.870 --> 00:15:05.420
‫آره ولی همیشه می‌ره سراغ بازی‌های یک نفره.

00:15:05.420 --> 00:15:08.260
‫باید با این بازی‌ها هم آشناش کنم.

00:15:08.260 --> 00:15:09.880
‫که اینطور.

00:15:09.880 --> 00:15:12.300
‫ایکاش می‌شد ببینمش!

00:15:12.300 --> 00:15:13.600
‫امکان نداره.

00:15:13.600 --> 00:15:16.020
‫راستی. یه گزارش برای نوشتن دارم.

00:15:16.020 --> 00:15:18.430
‫هانا-چان! همیشه همین‌کارُ می‌کنی.

00:15:18.430 --> 00:15:22.060
‫بی‌خیال هانا-چان! بی‌خیال!

00:15:22.060 --> 00:15:26.110
‫باز شروع به فرار کردن کرد. چقدر سرسخته.

00:15:26.110 --> 00:15:29.070
‫چرا انقدر از این ایده متنفره؟

00:15:29.070 --> 00:15:34.580
‫دلیلش هرچی باشه، اگه هانا-چان می‌خواد آروم بمونه،

00:15:34.580 --> 00:15:36.620
‫برای خودم یه ایده دارم.

00:15:36.620 --> 00:15:40.500
‫اوه! چه لبخندی زدی!‌ چی شده یاناگی؟

00:15:40.500 --> 00:15:42.500
‫میگم، مامان جون؟

00:15:47.710 --> 00:15:50.420
‫خواب موندم!

00:15:50.420 --> 00:15:55.140
‫اوه، یاناگی! یک‌شنبه زود بیدار شدی. می‌ری بیرون؟

00:15:55.140 --> 00:15:56.310
‫خب، می‌دونی.

00:15:56.310 --> 00:15:57.470
‫خوبه!

00:15:57.470 --> 00:15:58.890
‫کار داری؟

00:15:58.890 --> 00:16:00.730
‫اوهوم! بعدا می‌بینمت!

00:16:00.730 --> 00:16:02.350
‫فعلاً!

00:16:10.190 --> 00:16:11.820
‫حالا پس...

00:16:15.740 --> 00:16:18.910
‫وقت بیرون رفتنه!

00:16:26.540 --> 00:16:28.000
‫خوش اومدین!

00:16:28.960 --> 00:16:30.380
‫سلام.

00:16:32.590 --> 00:16:38.140
‫سلام، من خواهر کوچیک اوزاکی، یاناگی هستم.
‫بابت همه‌کار‌هایی که براش کردین ممنونم.

00:16:38.140 --> 00:16:39.430
‫خب خب!

00:16:39.430 --> 00:16:42.180
‫یـ- یاناگی؟! خیال کردم می‌ری بیرون!

00:16:42.180 --> 00:16:44.230
‫آره، همینطوره.

00:16:44.230 --> 00:16:45.480
‫همین‌کارُ کردم.

00:16:46.770 --> 00:16:48.190
‫چطوری...؟

00:16:48.190 --> 00:16:50.570
‫از مامان پرسیدم.

00:16:52.240 --> 00:16:57.410
‫اونُ مقصر ندون. فقط ازش پرسیدم کجا کار می کنی.

00:16:57.410 --> 00:17:02.040
‫خوبه نه؟ نه اینکه درباره سنپای سوال‌پیچش کرده باشم.

00:17:02.040 --> 00:17:03.620
‫برو خونه!

00:17:03.620 --> 00:17:08.500
‫هوی. حالا که خواهرت این همه راه اومده بیرونش نکن.

00:17:08.500 --> 00:17:12.920
‫شلوغی صبح تازه تموم شده، می‌تونی
‫از وقتت رو صرف استراحت کنی.

00:17:12.920 --> 00:17:14.470
‫هرجا دوست داری بشین.

00:17:14.470 --> 00:17:17.340
‫گنده‌ست... حتما خودشه!

00:17:18.100 --> 00:17:20.310
‫فقط، می‌دونی...

00:17:20.310 --> 00:17:23.730
‫دوست ندارم رفقا و خانواده منُ موقع کار کردن ببینن--

00:17:23.730 --> 00:17:26.900
‫کلافه می‌شم و انجام کارم برام سخته!

00:17:26.900 --> 00:17:32.570
‫حس می‌کنم دقیقاً همچین حرفای رو به...

00:17:32.570 --> 00:17:33.740
‫به هر حال،

00:17:33.740 --> 00:17:38.280
‫من تمیز‌کاری رو ردیف می‌کنم، تو به خواهرت سرویس بده.

00:17:38.280 --> 00:17:39.740
‫ممنون...

00:17:42.750 --> 00:17:46.870
‫یجورایی فهمیدم یه دلیل‌هایی داشتی که

00:17:46.870 --> 00:17:51.380
‫یهویی تو سال دوم دانشگاهت اینجا کار کنی...

00:17:51.380 --> 00:17:52.920
‫درست فهمیدم؟

00:17:57.630 --> 00:18:01.060
‫یه شیر قهوه داغ، رئیس.

00:18:01.060 --> 00:18:02.510
‫گرفتم.

00:18:02.510 --> 00:18:07.100
‫مشکل چیه؟ وقتی تسوکی-سان اومد خوب بودی.

00:18:07.100 --> 00:18:08.940
‫«تسوکی-سان»...

00:18:08.940 --> 00:18:10.480
‫چی؟

00:18:10.480 --> 00:18:12.360
‫هیچی.

00:18:12.360 --> 00:18:15.740
‫ببین، واقعا می‌تونه دردسرساز باشه.

00:18:17.200 --> 00:18:18.610
‫چی شده؟

00:18:18.610 --> 00:18:21.330
‫فقط... تو یه خواهر کوچک‌تر داری.

00:18:21.330 --> 00:18:23.040
‫مشکلش چیه؟!

00:18:23.040 --> 00:18:26.410
‫سر به سر تو یا چیز دیگه‌ای نمی‌ذارم.

00:18:26.410 --> 00:18:30.540
‫مراقبمی، از راه‌های عجیبی نگرانمی،

00:18:30.540 --> 00:18:33.250
‫حتی بعضی‌ وقتا بهم محبت می‌کنی--

00:18:33.250 --> 00:18:35.920
‫و الان می‌دونم چرا.

00:18:35.920 --> 00:18:39.180
‫انگار که... الان می‌فهمم.

00:18:41.350 --> 00:18:43.180
‫درباره چیه؟

00:18:43.180 --> 00:18:45.680
‫که اینطور... خب تو یه خواهر بزرگتری.

00:18:45.680 --> 00:18:48.190
</i>‫مطمئنی سر به سرم نمی‌ذاری؟

00:18:48.190 --> 00:18:51.360
‫مطمئنم، من تک فرزندم، می‌بینی؟

00:18:51.360 --> 00:18:54.070
‫نمی‌دونم تجربه خواهر بزرگ‌تر بودن چطوریه.

00:18:54.070 --> 00:18:55.360
‫چطوره که...؟

00:18:55.360 --> 00:18:56.610
‫کاملاً سر به سرم می‌ذاری.

00:18:56.610 --> 00:18:58.450
‫نمی‌ذارم.

00:18:59.610 --> 00:19:01.320
‫واقعا؟

00:19:01.320 --> 00:19:03.030
‫آره واقعاً.

00:19:06.540 --> 00:19:09.420
‫شیر قهوه‌تون آماده‌ست.

00:19:10.750 --> 00:19:12.380
‫ممنون!

00:19:12.380 --> 00:19:18.090
‫تا وقتی که می‌تونم از سنپای دور نگهش دارم،
‫می‌تونم این روزُ پشت سر بذارم.

00:19:18.090 --> 00:19:22.640
‫اگه به یاناگی سرویس بدم... و ازش محافظت کنم...

00:19:22.640 --> 00:19:25.180
‫بعد تا خونه سین جیمش می‌کنم.

00:19:25.930 --> 00:19:28.180
‫شیر قهوه‌تون آماده‌ست!

00:19:28.180 --> 00:19:30.270
‫میگم، می‌شه سنپایت بهم سرویــــ

00:19:30.270 --> 00:19:33.400
‫میزت به من سپرده شده.

00:19:34.150 --> 00:19:37.530
</i>‫نمی‌ذارم اون دوتا با هم مکالمه داشته باشن.

00:19:37.530 --> 00:19:39.820
‫بی‌خیال اوزاکی.

00:19:39.820 --> 00:19:45.330
‫بعد از اینکه تو این سرما اومده اینجا یادت رفته
‫بهش حوله داغ بدی.

00:19:45.330 --> 00:19:46.620
‫بفرمایید.

00:19:47.240 --> 00:19:51.210
‫خیلی ازتون ممنونم! نوک انگشت‌هام سرد بودن.

00:19:51.210 --> 00:19:53.710
‫چرا انقدر با جدیت کارتُ انجام می‌دی؟!

00:19:53.710 --> 00:19:56.340
‫به خاطر با ملاحظه بودن از دستم عصبانی‌ای؟

00:19:56.340 --> 00:20:00.840
‫اوه، پس شما سنپای هانا‌ هستی؟

00:20:00.840 --> 00:20:02.720
‫می‌تونیم یه لحظه با هم حرف بزنیم؟

00:20:02.720 --> 00:20:03.890
‫یاناگی!

00:20:04.720 --> 00:20:08.470
‫البته، چرا که نه؟
‫مشتری دیگه‌ای نداریم.

00:20:08.470 --> 00:20:10.180
‫سنپای!

00:20:10.180 --> 00:20:14.100
‫بـ- باید متوقفشون کنم. به هر حال فقط می‌دونم...

00:20:14.100 --> 00:20:20.030
‫هانا خیلی درباره‌ات بهم گفته بود. می‌خواستم خودم ببینمت!

00:20:20.030 --> 00:20:20.900
‫اینطوریاست؟

00:20:20.900 --> 00:20:23.200
‫سنپای سنپای! کار داری!

00:20:23.200 --> 00:20:24.990
‫نه، تموم کردم.

00:20:24.990 --> 00:20:26.200
‫لعنتی!

00:20:26.200 --> 00:20:29.330
‫هرچقدر که آشپزیت داغونه تو تمیز‌کاری سریعی!

00:20:29.330 --> 00:20:33.620
‫هیچوقت نمی‌تونم بگم داری ازم تعریف می‌کنی یا عصبانی‌ای...

00:20:33.620 --> 00:20:36.420
‫سنپای-سان، شما چند سالته؟

00:20:36.420 --> 00:20:38.800
‫ییست و یک، و شما خانوم؟

00:20:38.800 --> 00:20:39.920
‫کلاس هشتم.

00:20:39.920 --> 00:20:42.840
‫هه! از اوزاکی بیشتر به سر و وضعت می‌رسی--

00:20:42.840 --> 00:20:45.090
‫مطمئن بودم حداقل دبریستانی هستی.

00:20:45.090 --> 00:20:48.010
‫--اممم...
‫--وای واقعا؟

00:20:48.010 --> 00:20:49.060
‫راستی راستی.

00:20:49.060 --> 00:20:50.890
‫خب، بهتره برگردیم به...

00:20:50.890 --> 00:20:55.440
‫اوه راستی، شنیدم بازی‌های زیادی می‌کنی سنپای-سان.

00:20:55.440 --> 00:20:57.690
‫راستش منم همینطور!

00:20:57.690 --> 00:20:59.530
‫تو هم؟

00:20:59.530 --> 00:21:00.900
‫اون بازیُ انجام دادی؟

00:21:00.900 --> 00:21:01.990
‫کدوم کدوم؟

00:21:01.990 --> 00:21:05.320
‫جوینده نهایی: افسانه‌های پاکتر، لوسی کاتر.

00:21:05.320 --> 00:21:08.990
‫اون با همه... چیزه! آره آره!

00:21:08.990 --> 00:21:12.250
‫اون اوپنینگ بازی خیلی طولانی بود.

00:21:12.250 --> 00:21:13.580
‫واقعا همینطوره!

00:21:13.580 --> 00:21:18.090
‫و بعد از اون اوج فوق‌‌خفنش که با CG
‫فوق‌العاده‌ای ساخته شده بود،

00:21:18.090 --> 00:21:21.800
‫اولین ماجراجویی واقعیت جمع کردن گیاهان داروییه!

00:21:21.800 --> 00:21:24.840
‫یجورایی شور و اشتیاق اولیه رو کم می‌کنه.

00:21:24.840 --> 00:21:26.970
‫درست می‌گی.

00:21:26.970 --> 00:21:31.220
‫--اوه اوه. الان دیگه بحثشون حسابی گرم شده.
‫--حداقل یه اسبی برای سوار شدن داری.

00:21:31.220 --> 00:21:34.480
‫کی فکرشو می‌کرد همچین اتفاقی بیفته؟

00:21:34.480 --> 00:21:37.690
‫--راستی خانوم، وقتی...
‫--اوه، سنپای-سان؟

00:21:37.690 --> 00:21:41.530
‫مجبور نیستی منُ خانوم صدا کنی.

00:21:41.530 --> 00:21:46.820
‫می‌تونی با اسم کوچیکم صدام کنی، یاناگی‌ئه.

00:21:46.820 --> 00:21:50.280
</i>‫عه؟ خب پس... یاناگی-چان.

00:21:53.500 --> 00:21:56.330
</i>‫دیدی؟! می‌دونستم این اتفاق می‌فته!

00:21:57.250 --> 00:21:59.290
‫«آخرین غاز وحشی اول می‌شه.»

00:21:59.290 --> 00:22:04.420
‫یعنی: چیزی که از عقب میاد تا از جلویی‌ها جلو بزنه.

00:23:35.220 --> 00:23:40.020
‫قسمت بعد:
‫قسمت هشتم: یاناگی و کیری هم می‌خوان خوش بگذرونن!

00:08:13.800 --> 00:08:15.760
کافه آسیا

00:00:57.070 --> 00:02:27.070
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:10:44.240 --> 00:10:44.370
پولک ماهی صورتی برای تزئین ناهار

00:10:44.370 --> 00:10:44.490
پولک ماهی صورتی برای تزئین ناهار

00:10:44.490 --> 00:10:45.120
پولک ماهی صورتی برای تزئین ناهار

00:10:45.120 --> 00:10:51.080
پولک ماهی صورتی برای تزئین ناهار

00:02:27.200 --> 00:02:32.960
قسمت ۷

00:02:27.200 --> 00:02:32.960
اوزاکی-چان می‌خواد

00:02:27.200 --> 00:02:32.960
‫اعتراف کنه!

00:14:00.400 --> 00:14:02.070
کافه آسیا

00:16:19.080 --> 00:16:21.040
کافه آسیا

00:22:05.050 --> 00:22:35.050
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:22:35.074 --> 00:23:35.074
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.