﻿WEBVTT

00:00:05.821 --> 00:00:09.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:11.610 --> 00:00:14.670
خودت که رفتي سر ساختمون و
همه چيُ تاييد کردي . . مگه نه ؟

00:00:14.670 --> 00:00:23.650
درسته ؛ بدون شک اون پسر به همراهِ
. پدر و مادرخونده اش تو آتش سوزي مُردن

00:00:53.070 --> 00:00:56.960
« آتش سوزي در کارخانه ي شرکتِ مُدِ نـارا »
« چهار نفر مُرده و ده نفر زخمي شده اند »

00:01:14.500 --> 00:01:16.940
. الو -
. منم -

00:01:16.940 --> 00:01:21.330
درسته ديروقته ؛
اما ميشه امشب ببينمتون ؟

00:01:21.330 --> 00:01:26.610
درباره ي " مينسو"ـئه ؟
کجا همديگه رو ببينيم ؟

00:01:35.750 --> 00:01:37.230
. بله خانم مديرعامل

00:01:37.230 --> 00:01:41.160
تو راهِ خونه ام ؛
هنوز بيمارستاني ؟

00:01:41.160 --> 00:01:43.430
طوري شده ؟

00:01:44.830 --> 00:01:48.190
اگر بيمارستاني ؛
. مي خواستم بيام باهمديگه چاي بخوريم

00:01:48.190 --> 00:01:53.500
حقيقتش ؛ همراهِ پدرم ؛ داريم ميريم
. مجلسِ يادبودِ يکي از اعضايِ خانواده

00:01:53.500 --> 00:01:58.310
جدي ؟
. پس بعدا مي بينمت

00:01:58.310 --> 00:02:03.050
. از قرص خواب آور استفاده نکنيد
. اگر خوابتون نمي بره ؛ يه ليوان شراب بخورين

00:02:04.240 --> 00:02:07.880
. بله . . فعلا

00:02:14.910 --> 00:02:17.580
. وايسا ببينم ؛ بايد اينطرفا باشه

00:02:19.100 --> 00:02:22.430
. « پوشاکِ برادرها »
. آهان . . اينجاس

00:02:26.940 --> 00:02:30.300
امروز ؛ مراسمِ يادبودِ پدر و مادرته ؟ -
. آره -

00:02:31.590 --> 00:02:35.520
برات غذا حاضر کردم ؛ پس حواست باشه
. که سخت کارکني و جيم نشي

00:02:35.520 --> 00:02:38.780
به محض اينکه مراسم تموم بشه ؛
. برمي گردم

00:02:45.660 --> 00:02:46.830
! " يونجِه "

00:02:48.950 --> 00:02:50.330
. خوشحالم مي بينمت

00:02:52.130 --> 00:02:55.260
. واو ؛ هردفعه که مي بينمت بهتر ميشي

00:02:55.260 --> 00:02:58.810
. خودتم همينطور
. ديگه واقعا مثل دکترا شدي

00:02:58.810 --> 00:03:00.830
خبري از ازدواج کردنت نيست ؟

00:03:00.830 --> 00:03:02.960
. دوست دختر ندارم

00:03:02.960 --> 00:03:06.780
. اگه دختر خوبي مي شناسي ؛ بهم معرفيش کن
دختر " ؟ " -

00:03:09.090 --> 00:03:11.020
همين " گو يونگچه " چطوره ؟

00:03:11.020 --> 00:03:15.890
حقيقتش ؛ محوِ زيبايي ايشون شدم ؛
حالا کي هستن ؟

00:03:15.890 --> 00:03:17.950
دوست دخترته ؟

00:03:19.310 --> 00:03:22.430
. نه . . دوست دخترش نيستم

00:03:23.450 --> 00:03:26.113
هرقدر بيشتر چيزيُ انکار کني ؛
. احتمالش بيشتره که واقعيت داشته باشه

00:03:26.113 --> 00:03:27.830
واقعا دوست دخترشي ؟

00:03:27.830 --> 00:03:32.540
. طراحِ جديد شرکته -
. سلام . " گو يونگچه " هستم -

00:03:32.540 --> 00:03:34.480
. " من هم " هونگ يونجِه

00:03:34.480 --> 00:03:37.600
. لطفا به " هونام " کمک کنيد

00:03:37.600 --> 00:03:41.940
. اين چه حرفيه ؛ من ؛ اونيم که داره بهش کمک ميشه -
. خوبه خودت ميدوني -

00:03:43.870 --> 00:03:44.980
. بريم داخل

00:03:51.790 --> 00:03:56.060
. پسر خيلي خوبي بنظر ميرسه
يکي ديگه از برادراته ؟

00:03:56.060 --> 00:03:57.650
علاقمند شدي ؟

00:03:58.580 --> 00:04:04.420
وايسا ؛ اصلا بنظرم بايد بري
. اون يه چکاپ درست و حسابي ازت بکنه

00:04:04.920 --> 00:04:07.910
متخصصِ چيه ؟ -
! زِوال عقل -

00:04:07.910 --> 00:04:10.410
. اين مدت همه اش همه چيُ فراموش ميکني

00:04:10.410 --> 00:04:13.850
! تو هم هميشه رو اعصابي ها

00:04:35.700 --> 00:04:42.820
پدر . . مادر
. دوباره باهمديگه اينجاييم

00:04:42.820 --> 00:04:49.750
. من و " هونام " زندگي خوبي داريم
. رئيس " هونگ " هم صحيح و سالمه

00:04:49.750 --> 00:04:54.410
و بلطف شما " يونگجِه " هم
. دکتر خوبي شده

00:04:55.940 --> 00:05:01.130
هميشه سپاسگزارتون هستم و
. دلم براتون تنگ شده

00:05:16.970 --> 00:05:18.720
بوکهي " چطوره ؟ "

00:05:18.720 --> 00:05:23.650
زنِ قوي ايه ؛
. اما هرگز اينقدر پريشان نديده بودمش

00:05:26.130 --> 00:05:30.220
چرا ناراحت نباشه ؟
. بهرحال بايد شوک بزرگي براش بوده باشه

00:05:32.800 --> 00:05:37.070
مي خواستم بهش زنگ بزنم
. اما خيلي شرمنده بودم

00:05:39.280 --> 00:05:42.140
. فقط يه راه براي کمک کردن بهش هست

00:05:43.980 --> 00:05:48.740
چه راهي ؟ بخاطر " بوکهي " ؛
. حاضر هرکاري بکنم

00:05:48.740 --> 00:05:52.980
تنها چيزي که الان ميتونه بهش دلداري بده
. اينه که جايِ " مينسو " رو پيداکنه

00:05:52.980 --> 00:05:56.320
مي خواد با جزئيات کامل بدونه که
. . کجا و چطوري مُرده

00:05:56.320 --> 00:05:59.020
. پس ؛ خواهش ميکنم برام بگيد

00:06:02.410 --> 00:06:04.940
. حقيقتش ؛ خودم هم چيز زيادي نمي دونم

00:06:04.940 --> 00:06:10.030
بعداز اينکه رفتم " سياتل " ؛
. نتونستم فراموشِش کنم

00:06:10.030 --> 00:06:14.240
. آخه خيلي دِلتنگِش بودم

00:06:15.570 --> 00:06:19.770
همسرم پشيمون شده بود و
. دنبالِش گشته بود که خبرُ فهيمديم

00:06:19.770 --> 00:06:23.440
چه مدت بعد به کُره برگشتيد ؟

00:06:23.440 --> 00:06:25.870
. بيشتر از ده سال

00:06:27.710 --> 00:06:33.770
اگر وقتي برگشتم زنده مي بود
. بايد حدودا 10 سالش ميشد

00:06:33.770 --> 00:06:39.150
پس ؛ وقتي پيداش کرديد که ديگه دير شده بود
. و حادثه ي آتش سوزي اتفاق افتاده بود

00:06:39.150 --> 00:06:40.850
. فقط يه قدم عقب بوديم

00:06:40.850 --> 00:06:46.310
وقتي رسيدم سر صحنه ي آتش سوزي
. کارخونه کاملا سوخته بود

00:06:46.310 --> 00:06:49.070
و نتونستم هيچ اثر و نشونه اي . .
. ازش پيدا کنم

00:06:49.070 --> 00:06:53.870
مردم هم پخش و پلا بودن و حتي نشد
. بپرسم که چي شده و چه اتفاقي افتاده

00:06:53.870 --> 00:06:59.050
پس . . هيچ چيز ديگه اي نيست
که شما ازش باخبر باشيد ؟

00:07:02.550 --> 00:07:03.650
. وايسا

00:07:12.800 --> 00:07:18.330
. . اين -
. خبرِ آتش سوزيه که تو روزنامه چاپ شده بود -

00:07:19.990 --> 00:07:25.690
باورم نميشد ؛ بخاطر همين
. اين مدت نگهِش داشتم

00:07:25.690 --> 00:07:30.610
درحال حاضر ؛ اون مقاله ي چاپ شده
. تنها چيزيه که ميتونم به " بوکهي " بدم

00:07:32.220 --> 00:07:38.340
راستي ؛
بوکهي " بعداز من ازدواج کرد ؟ "

00:07:40.700 --> 00:07:43.180
اين مدت خرج زندگيشُ چطور تامين ميکرد ؟

00:07:49.210 --> 00:07:53.820
. ممنون که هرسال مياين

00:07:53.820 --> 00:07:55.220
اين چه حرفيه ؟

00:07:55.220 --> 00:08:00.230
اگر بخاطر پدرتون نبود ؛ " يونجِه"يِ من
. الان زنده پيشم ننشسته بود

00:08:00.230 --> 00:08:04.580
شنيدم پدر شوهرم
. يونجه " رو از آتش نجات داده "

00:08:04.580 --> 00:08:06.490
. اون مرد ؛ منجي زندگي پسرم بود

00:08:06.490 --> 00:08:10.480
يونجه " ؛ تا آخر عُمر هرگز "
. نبايد لطف و محبتِشونُ فراموش کني

00:08:10.480 --> 00:08:13.140
. البته که يادم نميره پدر

00:08:13.140 --> 00:08:18.740
بخاطر همينه که هروقت غصه دارم ؛
. به رئيس " جانگ " مرحوم فکر ميکنم

00:08:19.760 --> 00:08:23.490
براي اينکه مهرباني ايشون جبران کن
. بايد به بهترين شکل زندگي کنم

00:08:23.490 --> 00:08:31.930
پدرم ؛ تو بهشت خوشحاله که ميبينه
. امروز زندگي خوبي داري

00:08:31.930 --> 00:08:35.710
. " ممنون " کينام
. من خيلي خوش شانسم

00:08:36.840 --> 00:08:41.230
پدر و مادر خوبي داشتم ؛ رئيس " جانگ " ؛
. . که زندگيمُ نجات داد

00:08:41.230 --> 00:08:45.490
و حتي يه حامي مالي . .
. که فرستادم خارج درس بخونم

00:08:45.490 --> 00:08:49.840
تو دنيا ؛
. مديون آدماي زيادي هستم

00:08:49.840 --> 00:08:57.640
اي واي جناب دکتر ؛ شما هم خوش تيپين
. هم خوش صحبت

00:08:57.640 --> 00:09:03.580
اگه " هاپيل " يکم بزرگتر بود ؛
. خوشحال ميشدم دامادم بشيد

00:09:04.730 --> 00:09:10.270
ممنون ؛ آخه تصميم گرفتم
. زنِ آقا خوش تيپه بشم

00:09:10.270 --> 00:09:11.330
اون ديگه کيه ؟

00:09:27.060 --> 00:09:28.160
طراحي چطور پيش ميره ؟

00:09:29.380 --> 00:09:33.670
. نه خيلي خوب
. اصلا نمي تونم ايده بدم

00:09:33.670 --> 00:09:36.200
. طرح و پارچه باهمديگه جور نميشن

00:09:36.200 --> 00:09:38.190
چطوره فردا به " کينام " نشونِش بدي ؟

00:09:38.190 --> 00:09:42.170
. خودش فورا حلِش ميکنه

00:09:43.840 --> 00:09:46.220
. بايد گرسنه باشي
. يکم استراحت کن و غذا بخور

00:09:50.910 --> 00:09:56.030
چيه ؟ لابد اولين پسريم که تو زندگيت
! وقتي تا ديروقت کار کردي ؛ بهت غذا داده . آره ؟

00:09:56.030 --> 00:10:03.530
نه ؛ آخه ناراحتم که همه اش بهم غذا ميدي
. اما هنوز هيچ کار خاصي نکردم

00:10:03.530 --> 00:10:06.830
حتي روحِ مُرده اي که بعداز غذاخوردن
. مُرده باشه هم خوشگل تره

00:10:08.030 --> 00:10:09.270
. بيا

00:10:12.960 --> 00:10:17.640
راستي ؛
اون برادر واقعيتونه ؟

00:10:17.640 --> 00:10:18.980
. نه

00:10:20.650 --> 00:10:25.120
پدرم قبلا تو " سووُن " يه کارخونه ي
. توليد لباس به اسم " نارا " داشت

00:10:25.120 --> 00:10:27.500
اون ؛ پسر شريکِ پدرمِه
. که اون روزا باهمديگه کار مي کردن

00:10:27.500 --> 00:10:31.590
که اينطور . . اونوقت هنوزم
مثل برادر به همديگه نزديکين ؟

00:10:32.740 --> 00:10:36.750
. آخه پدرم زندگيشُ نجات داده

00:10:36.750 --> 00:10:39.840
. . تو کارخونه آتش سوزي شد و

00:10:41.470 --> 00:10:45.440
پدرم بعداز اينکه اونُ از دفتري که . .
. داشت توش بازي ميکرد نجات داد ؛ خودش مُرد

00:10:46.860 --> 00:10:49.880
. همون موقع بود که مادرم هم جونشُ ازدست داد

00:10:51.500 --> 00:10:54.000
. عجب پدر و مادر فوق العاده اي داشتي

00:10:55.540 --> 00:11:00.240
اونوقت . . چه مدت تنها
با برادرت زندگي کرديد ؟

00:11:00.240 --> 00:11:04.910
. هفت سالم بود که آتش سوزي اتفاق افتاد

00:11:08.320 --> 00:11:09.620
چيه ؟

00:11:09.620 --> 00:11:15.770
. بايد خيلي تنها و . . غمگين بوده باشي -
. همينطوره -

00:11:17.430 --> 00:11:20.840
روز اول مدرسه ؛ دستِ برادرمُ گرفته بودم
 . و باهمديگه رفتيم

00:11:20.840 --> 00:11:24.680
همينطور بعدها براي کنسرت هاي مدرسه ؛ ورزش ؛
. . مسابقه ؛ اُردو

00:11:24.680 --> 00:11:27.250
و همه ي اينجور چيزا ؛ خودم با افتخار . .
. تنهايي رفتم

00:11:29.100 --> 00:11:33.610
مي دوني بچگي هام
رويام چي بود ؟

00:11:34.960 --> 00:11:42.860
اين که خانواده اي داشته باشم که باهمديگه
. بشينيم دورِ تلووزيون و بيخودي بخنديم

00:11:42.860 --> 00:11:47.390
يه بار رفته بودم خونه ي يکي از دوستام
. . و اونجا اين صحنه رو ديدم

00:11:47.390 --> 00:11:49.750
. بدجوري بهش حسوديم شد . .

00:11:49.750 --> 00:11:57.130
همونجا به خودم قول دادم زود بزرگ بشم ؛
. ازدواج کنم و همچين خانواده اي داشته باشم

00:11:57.130 --> 00:11:59.690
. فکر کنم بفهمم چي ميگي

00:11:59.690 --> 00:12:06.280
بچه که بودم ؛ مادرم تو بازار کار مي کرد ؛
. بخاطر همين هميشه پيشِ داداشام بودم

00:12:07.350 --> 00:12:10.490
گوشه ي خيابون منتظر مي موندم
. . تا مامانم بياد

00:12:10.490 --> 00:12:16.350
و بدجوري به صدايِ خنده ي خانواده هايي که . .
. تو محله امون زندگي ميکردن حسوديم ميشد

00:12:16.350 --> 00:12:24.113
بخاطر همينم مي خواستم وقتي ازدواج کردم
. يه عالمه بچه به دنيا بيارم

00:12:29.360 --> 00:12:32.030
. تو هم عجب آدم عجيب و غريبي هستيا

00:12:32.030 --> 00:12:35.040
هرقدر بيشتر مي شناسمت ؛
. متوجه ميشم که کمتر ازت ميدونم

00:12:35.040 --> 00:12:39.640
اولش ؛ فکر ميکردم از اين دخترايِ
. الکي خوش و پُزبده و تجملي باشي

00:12:39.640 --> 00:12:43.280
بعدش تو يه مرحله اي ؛
. . برام مثل ستاره هاي درخشان بودي

00:12:43.280 --> 00:12:47.410
بعدش يهويي دوباره تبديل شدي . .
. . به يه آدم خودخواه

00:12:47.410 --> 00:12:51.160
اما بعضي وقتا . .
. بشدت رو قلبِ آدم اثر ميذاري

00:12:51.160 --> 00:12:54.250
منم اولا فکر ميکردم که
. تو هم خيلي عجيب و غريبي

00:12:54.250 --> 00:12:59.040
فکر ميکردم هميشه يه پسر بدجنس
. و گستاخي

00:12:59.040 --> 00:13:05.250
هرقدر بيشتر مي شناسمت ؛ مي فهمم اينا ظاهرن
. و باطنت يه آدم گرم و مهربونه

00:13:06.930 --> 00:13:10.170
. . و -
. " گو يونگچه " -

00:13:11.490 --> 00:13:15.050
! تکون نخور -
آخه چرا ؟ -

00:13:15.050 --> 00:13:21.720
. يه موش رو پاتِ -
موش " ؟ " -

00:13:29.630 --> 00:13:30.900
خوبي ؟

00:13:32.490 --> 00:13:35.070
. آره ؛ خوبم

00:14:01.380 --> 00:14:03.690
مي خواستم اون دونه برنجي که
. خيلي وقته به صورتِت چسبيده رو بردارم

00:14:03.690 --> 00:14:05.490
چي ؟

00:14:05.490 --> 00:14:07.800
. اه . . باشه

00:14:10.590 --> 00:14:12.530
راستي . . چرا چشم هاتُ بستي ؟

00:14:14.113 --> 00:14:17.320
چي داري ميگي ؟
. نبستم

00:14:21.230 --> 00:14:23.020
! واقعا نبستم

00:14:27.740 --> 00:14:30.300
. " بنظرم بهتر باشه شما تشريف ببرين دکتر " هونگ

00:14:30.300 --> 00:14:33.630
چطور ؟
مگه " هونام " بالا نيست ؟

00:14:33.630 --> 00:14:39.140
. چرا . . اما الان سرگرمِ قرار گذاشتنه

00:14:41.760 --> 00:14:44.940
با همون خانم طراحِه ؟

00:14:44.940 --> 00:14:48.750
. دختر خوب و بانمکي بنظر ميرسه -
. منم ازش خوشم مياد -

00:14:48.750 --> 00:14:52.270
بعداز اينکه " هونام " با دوست دختر قبليش
. . بهم زد براش ناراحت بودم

00:14:52.270 --> 00:14:54.760
. اميدوارم ايندفعه رابطه اش جواب بده . .

00:14:54.760 --> 00:14:57.690
يه بار هردوشونُ دعوت مي کنم و
. بهشون کمک ميکنم

00:15:23.610 --> 00:15:25.650
. مطمئنم خوشش مياد

00:15:50.750 --> 00:15:52.330
. گروهِ " دِهو " ؛ بفرماييد

00:15:52.330 --> 00:15:58.113
منم ؛ نمي تونم تلفنشُ بگيرم ؛
از سرِ کار اومده خونه ؟

00:15:59.210 --> 00:16:04.320
نه ؛ تو دفترن ؛ ظاهرا
. فقط نمي خوان تلفنشونُ جواب بدن

00:16:04.320 --> 00:16:06.260
وصلتون کنم ؟

00:16:06.260 --> 00:16:08.600
. نه . . لازم نيست

00:16:08.600 --> 00:16:12.600
براي امشب برنامه ي خاصي نداره ؟

00:16:13.760 --> 00:16:19.650
خب ؛ چيز خاصي که نيست ؛
. اما قصد ندارن زود خونه تشريف ببرن

00:16:21.150 --> 00:16:26.980
مدير " کيم " ؛ گفت که تو
. . بعداز اين هفته ميري پي کارت

00:16:26.980 --> 00:16:29.980
فکراتُ کردي ؟ . .

00:16:29.980 --> 00:16:33.120
رئيس گفته ؟

00:16:33.120 --> 00:16:36.420
. اگه رئيس گفته که خب . . فکر کنم همينطور باشه

00:16:36.420 --> 00:16:40.200
. سعي نکن با زرنگ بازي دَربري

00:16:40.200 --> 00:16:46.230
اگر شنبه بشه و هنوز اونجا باشي ؛
. فورا به مادر اطلاع ميدم

00:16:54.140 --> 00:16:57.880
خانم رئيس ؛ مگه شوهرت سگه ؟

00:16:57.880 --> 00:17:00.700
فکر کردي اگه افسار بزني و يه گوشه ببنديش
ازت فرار نمي کنه ؟

00:17:00.700 --> 00:17:05.080
. خيلي وقتِ قلبش يه جايِ ديگه اس

00:17:15.820 --> 00:17:18.730
. منم ميخوام ازدواج کنم

00:17:25.350 --> 00:17:28.050
. قربان . . همسرتون تماس گرفتن

00:17:28.050 --> 00:17:31.390
. منزل منتظرتون هستن
امشب زود تشريف نمي برين ؟

00:17:31.390 --> 00:17:33.410
. به درک حوصله ندارم

00:17:34.220 --> 00:17:37.450
اگر امر ديگه اي ندارين ؛
ميشه بنده مرخص بشم ؟

00:17:37.450 --> 00:17:39.270
. . واسه امشب چندتا برنامه دارم و

00:17:39.270 --> 00:17:44.310
! باشه . . برو -
. فردا مي بينمتون -

00:18:39.890 --> 00:18:44.430
. " اون مرد پليسِه " -
. " اون مرد پليسه " -

00:18:44.430 --> 00:18:45.790
! آفرين

00:18:45.790 --> 00:18:52.930
معلم . . شغلت چيه ؟ -
. من ؟ معلم انگليسي " جيوو " هستم ديگه -

00:18:52.930 --> 00:18:58.090
جدي ؟ آخه بابام ميگه اين شغل بحساب نمياد ؛
. فقط يه شغلِ نيمه وقته

00:18:59.540 --> 00:19:00.760
جدي بابات گفته ؟

00:19:03.050 --> 00:19:06.430
. مشخصا خيلي با بچه حرف هاي جدي ميزني
! اي بُزدل

00:19:08.300 --> 00:19:10.490
. . اين يه رازه

00:19:10.490 --> 00:19:15.410
راستشُ بگم ؛ درواقع . .
. براي ثروتمند شدن سرمايه گذاري کردم

00:19:15.410 --> 00:19:21.150
جدي ؟ يعني اونوقت در آينده
شغل مهمي بدست مياري ؟

00:19:22.590 --> 00:19:23.880
! البته

00:19:27.400 --> 00:19:30.710
يونگسو " ؛ درس تموم شده ؟ -
آره ؛ چطور مگه ؟ -

00:19:30.710 --> 00:19:33.180
ميشه يه کم کمکم کني ؟

00:19:41.620 --> 00:19:46.200
يعني چي برنامه داري ؟
يعني دوباره با اون مرتيکه قرار داري ؟

00:19:46.200 --> 00:19:50.150
آخه چطور تونستي درست بعداز جداييمون
شروع کني با يکي ديگه قرار بذاري ؟

00:19:51.430 --> 00:19:56.260
وايساب ببينم ؛
نکنه از همون اول کار داشته بهم خيانت ميکرده ؟

00:19:56.260 --> 00:20:00.160
اگر اينطور باشه که
. عُمرا تحملِش کنم

00:20:03.600 --> 00:20:05.090
. هنوز دنبالمونه

00:20:05.090 --> 00:20:09.370
همونطور که گفتم ؛ يه قدم هم از
. پيشگويي اي که درباره اش کردم فاصله نمي گيره

00:20:09.370 --> 00:20:13.230
حالا که بدستِش آوردي ؛
پيش بيني بعديت چيه ؟

00:20:14.430 --> 00:20:18.840
که نهايت فشارُ بهش بيارم و ببينم
تا کجاها ميتونه تصور کنه و جلو بره ؟

00:20:18.840 --> 00:20:21.060
. فهميدم چي ميگي

00:20:28.490 --> 00:20:30.720
يعني تا کجاها جلو رفتن ؟

00:20:34.510 --> 00:20:36.050
. . نه . . نه . . نه

00:20:38.920 --> 00:20:42.600
! چراغُ عوض نکن
! نه . . نه . . نه

00:20:49.050 --> 00:20:52.850
چرا قرمز شد ؟
! گمِشون کردم

00:20:52.850 --> 00:20:55.900
. پسر . . داره ديوونه ام ميکنه

00:20:59.150 --> 00:21:01.050
. " خيلي خب ؛ روشنِش کن " داجونگ

00:21:03.790 --> 00:21:05.220
. تادا

00:21:06.380 --> 00:21:09.750
! واو . . تو بهتريني
! معرکه اس

00:21:09.750 --> 00:21:15.060
شرمنده ؛ اگه هرجاي ديگه اي بود تا فردا صبرميکردم و
. يکيُ استخدام ميکردم درستِش کنه ؛ اما ميزِ شام بود ديگه

00:21:15.060 --> 00:21:17.930
. غمِت نباشه
چيز ديگه اي هم داري ؟

00:21:17.930 --> 00:21:20.300
. اين آقاي همه کاره ؛ همه چيُ تعمير ميکنه

00:21:21.400 --> 00:21:23.880
. نه . . خسته نباشي ؛ حالا شام بمون

00:21:23.880 --> 00:21:26.980
شام " ؟ "
. نه ممنون

00:21:26.980 --> 00:21:32.900
. راس ميگه معلم
. نمي خوام تنها غذا بخورم . باهام شام بخور

00:21:34.140 --> 00:21:35.910
پسر شوهرت چي ؟

00:21:35.910 --> 00:21:40.530
حتي تاس کباب ماهي مورد علاقه اشُ هم درست کردم
. اما حتي تلفنشُ هم جواب نميده

00:21:43.150 --> 00:21:46.740
! داغه . . داغه
. اين کار ؛ کارِ مردونه اس

00:21:50.260 --> 00:21:54.740
وقتي ازدواج کني ؛
. حتما خيلي با خانمت خوش رفتاري ميکني

00:21:54.740 --> 00:21:59.180
درسته ؛
. نمي ذارم عروسم دست به سياه و سفيد بزنه

00:21:59.180 --> 00:22:02.850
اصلا لازم نيست کاري بکنه ؛
. فقط بايس پول دربياره

00:22:04.240 --> 00:22:07.710
بخاطر شما ؛
. مامانم دوباره داره ميخنده

00:22:09.970 --> 00:22:12.890
. داجونگ " ؛ غصه نخور "

00:22:12.890 --> 00:22:16.870
شوهرت گفت تلاشِشُ ميکنه ؛
. پس صبور باش و بهش مهلت بده

00:22:16.870 --> 00:22:19.250
اگه تو همچين وقتايي يکم سخاوت بخرج بدي
. و باهاش راه بياي ؛ خيلي خوشگل تر ميشي

00:22:19.250 --> 00:22:22.970
. باشه
. بياين تا گرمِ بخوريم

00:22:22.970 --> 00:22:26.870
. جيوو " ؛ از شامِت لذت ببر "
! بابت شام ممنون

00:22:29.080 --> 00:22:30.270
- ! عاليه - . من اومدم

00:22:36.590 --> 00:22:39.070
. سلام ؛ زود تشريف آوردين منزل

00:22:39.070 --> 00:22:42.480
. عزيزم ؛ فکر ميکردم امشب بيرون غذا مي خوري

00:22:42.480 --> 00:22:46.180
درس دادنت تموم شده آقاي " گو " ؟ -
ببخشيد ؟ -

00:22:46.180 --> 00:22:49.400
. بله . همين پيشِ پايِ شما تموم شد

00:22:49.400 --> 00:22:53.470
بعداز درس لامپُ عوض کرد و بخاطر همين
. ازش خواستم شام بمونه

00:22:53.470 --> 00:22:56.570
. عزيزم ؛ لطفا بشين -
. نه ممنون -

00:22:58.140 --> 00:23:00.900
. يهويي اشتهامُ ازدست دادم

00:23:01.830 --> 00:23:03.060
. . وايسا

00:23:03.060 --> 00:23:07.710
خب ؛ من ديگه ميرم خانم ؛
. جيوو " ؛ فردا مي بينمت "

00:23:09.080 --> 00:23:10.350
. . معلم

00:23:10.350 --> 00:23:13.920
. خواهشا اينقدر خربازي دَرنيار

00:23:13.920 --> 00:23:16.900
بعداز هفت سال ديگه وقتشه که
. معيارهاتُ بالا ببري

00:23:16.900 --> 00:23:20.320
تا کِي مي خواي مثل دختر مروغ فروش رفتار کني ؟

00:23:21.280 --> 00:23:25.120
مگه نمي دوني اگه زيادي به مستخدم ها روبدي
و هي باهاشون غذا بخوري ؛ جايگاهِشونُ فراموش ميکنن ؟

00:23:25.120 --> 00:23:28.610
. خواهشا يکم رسم و رسوماتُ مراعات کن

00:23:28.610 --> 00:23:31.370
. يعني بگما ؛ از هيچيت خوشم نمياد

00:23:52.630 --> 00:23:57.740
اي خرا ! پس تا آخر عُمرتون
. کار نيمه وقت انجام بدين

00:23:57.740 --> 00:24:00.600
شغلت چيه معلم ؟

00:24:00.600 --> 00:24:03.270
من ؟
. " معلم انگليسي " جيوو

00:24:03.270 --> 00:24:08.430
جدي ؟ آخه بابام ميگه
. شغل نيمه وقت که شغل حساب نميشه

00:24:13.113 --> 00:24:17.410
. " يونگجون " -
. يونگسو " ؛ ديرکردي " -

00:24:17.410 --> 00:24:20.220
شام خوردي ؟ -
. نه -

00:24:20.220 --> 00:24:21.670
. بايد گرسنه باشي

00:24:23.730 --> 00:24:27.520
بگير . البته يکم از تاريخ مصرفش گذشته ؛
. اما عيب نداره . . بخورش

00:24:27.520 --> 00:24:32.220
بعضي وقتا رئيسم قبل از اينکه چيزيُ دور بندازه
. به من ميدتِش ؛ بخاطر همين اينُ نگه داشتم

00:24:33.920 --> 00:24:39.300
نمي خوام ! نبايد چيزاي تاريخ مصرف گذشته رو
! بخوري . بايد يه چيز درست و حسابي بخوري

00:24:39.300 --> 00:24:43.070
. بيا -
هان ؟ از کجا 5 هزار وُن آوردي ؟ -

00:24:43.070 --> 00:24:47.000
انعام گرفتي ؟ بگما ؛ واقعا نگهِش ميدارم
! بعدا نياي شاکي بشي بگي پسِش بده

00:24:47.000 --> 00:24:51.630
چه رقت انگيز . . بيچاره داره
. بخاطر 5 هزار وُن ديوونه ميشه

00:24:54.760 --> 00:25:00.010
يونگجون " ؛ يعني هيچ آينده اي "
برامون وجود نداره ؟

00:25:01.880 --> 00:25:06.190
فردا کِي از راه مي رسه ؟

00:25:10.870 --> 00:25:12.830
شرکتِ مُدِ " نـارا " ؟

00:25:12.830 --> 00:25:16.830
اين شرکتيه که پدر و مادرخونده ي " مينسو " ؛
اداره اش مي کردن ؟

00:25:16.830 --> 00:25:21.380
بله . آقاي " لي " گفتن که بعداز آتش سوزي
. متوجه اين موضوع شدن

00:25:21.380 --> 00:25:25.650
اما وقتي اونجا ميرسن ؛ ديگه کارخونه
. آتش گرفته و افرادِش هم رفته بودن

00:25:25.650 --> 00:25:27.650
. بخاطر همين نميتونه کار خاصي انجام بده

00:25:27.650 --> 00:25:30.550
پس چطوري مطمئن شده
که " مينسو " هم مُرده ؟

00:25:30.550 --> 00:25:34.350
خانم " چوي اون اوک " بايستي
. از طريق پليس و تحقيقاتِشون مطمئن شده باشه

00:25:35.970 --> 00:25:37.790
. . بعدش هم بخاطر احساس گناهي که داشته

00:25:37.790 --> 00:25:41.890
موسسه ايُ بنا ميکنه که تا امروز به بچه هايِ . .
. زيادي که به سن و سالِ " مينسو " هستن کمک کرده

00:25:41.890 --> 00:25:46.700
. و يکي از اون بچه ها هم دکتر " هونگِ"ـه -
جدي ؟ -

00:25:46.700 --> 00:25:49.970
يادتونه دکتر " هونگ " چي گفت ؟

00:25:51.350 --> 00:25:55.050
خانم " چوي اون اوک " ناجي و جايِ مادرته ؟

00:25:55.050 --> 00:25:57.650
. . دقيقا مطمئن نيستم چه مدت ميشه

00:25:57.650 --> 00:26:01.580
اما دلش براي وضعيتم مي سوخت و . .
. بعدش برام بورسيه ي تحصيلي فرستاد

00:26:01.580 --> 00:26:04.520
اولا ؛
. . فقط پول مي فرستاد

00:26:04.520 --> 00:26:08.650
بعدها ؛ هروقت فرصت ميکرد بهم سَري ميزد
. . و راهنمايي هايِ خوبي بهم ميکرد

00:26:08.650 --> 00:26:10.720
. و همينطور شد که مربيم شد . .

00:26:10.720 --> 00:26:13.430
آدماي زيادي هستن که
. خانم مديرعامل کمکِشون کرده

00:26:15.950 --> 00:26:21.270
آره ؛ درسته ؛ يادمه که همچين چيزيُ
. از دکتر " هونگ " شنيدم

00:26:21.270 --> 00:26:27.910
پس اگه پدر و مادرخونده اش تو آتش سوزي مُردن
اونوقت هيچکي نميدونه " مينسو " کجا دفن شده ؟

00:26:27.910 --> 00:26:32.680
تنها سرنخي که داريم همون مقاله اس ؛
. بايد از همونجا شروع کنيم

00:26:32.680 --> 00:26:38.590
باشه . . فکر کنم وقتي قبرشُ پيدا کنم
. بتونم يه خواب راحتي بکنم

00:26:41.530 --> 00:26:43.180
. من اومدم

00:26:44.600 --> 00:26:47.830
اون چيه مامان ؟
روزنامه اس ؟

00:26:49.700 --> 00:26:52.120
. " کارت خوب بود " دونگسو
. مي توني بري

00:26:52.120 --> 00:26:55.270
. سعي کنيد امشب يکم بخوابيد

00:26:55.270 --> 00:26:57.310
. و . . خوشحال باشيد

00:27:05.120 --> 00:27:07.630
مامان . . بهتري ؟

00:27:07.630 --> 00:27:11.400
تو چي شدي ؟
تونستي طراحي کني ؟

00:27:11.400 --> 00:27:15.820
. نه . . هنوز هيچي به ذهنم نرسيده

00:27:15.820 --> 00:27:18.290
. وقت زيادي هم برام باقي نمونده

00:27:18.290 --> 00:27:21.950
بعداز اينکه قبلا همه باهام مخالف بودن ؛
. ديگه ازم پشتيباني ميکنن ؛ بخاطر همين هول کردم

00:27:21.950 --> 00:27:26.260
بهت که گفتم ؛ هرکي آخر کار بتونه
. سرشُ بالا بگيره . . اون برنده اس

00:27:26.260 --> 00:27:29.600
با تمام توانِت کارکن
. و دووم بيار

00:27:30.630 --> 00:27:31.900
. مي خوام همينکارُ بکنم

00:27:31.900 --> 00:27:34.650
. اين شرکت نبايد ورشکست بشه

00:27:34.650 --> 00:27:37.190
. يه شرکتيه که داستانِ خيلي طولاني اي هم داره

00:27:37.190 --> 00:27:39.990
شرکتُ ؛ پدرِ رئيس الانِش
. . پايه گذاري ميکنه

00:27:39.990 --> 00:27:44.910
. اما بعدها تو آتش سوزي مي ميره . . -
جدي ؟ آتش سوزي ؟ -

00:27:46.280 --> 00:27:49.590
. برادرش شرکتُ از نو ميسازه

00:27:49.590 --> 00:27:53.900
. بخاطر همين رئيسم بدجوري مي خواد موفق بشه

00:27:53.900 --> 00:27:58.340
بايد نهايت تلاشمُ بکنم تا بتونن با موفقيت از دورِ
. دوم ارزشيابي عبور کنن و سرمايه گذاريُ بگيرن

00:28:00.890 --> 00:28:04.170
حالا که نيگات ميکنم ؛ ميبينم که دخترم
. واسه خودش خانمي شده ؛ يعني يه آدم درست و حسابي

00:28:04.170 --> 00:28:08.120
. بايد از رئيست تشکر کنم

00:28:08.120 --> 00:28:10.980
مگه قبلا حيووني چيزي بودم ؟

00:28:12.130 --> 00:28:15.720
. يه بار بيا دفتر ديدنم
. بيا نشونت بدم چه جوني ميکنم

00:28:25.680 --> 00:28:29.070
! هي
! مگه ديوونه شديد ؟

00:28:29.070 --> 00:28:31.650
چطور مي تونيد اين موقع شب
با صدايِ بلند بگوزيد ؟

00:28:32.720 --> 00:28:35.870
. اي بابا . . بويِ الکل هم که مي ديد
مشروب خورديد ؟

00:28:35.870 --> 00:28:41.280
آره . . زندگي خيلي عذابه ؛
. بخاطر همين يه بطري سوجو خوردم

00:28:41.940 --> 00:28:47.890
راستي ؛ الان گفتي " با صداي بلند مي گوزيم " ؟
گـوز " ؟ "

00:28:47.890 --> 00:28:53.370
! خفه
. امروز صبح بهتون گفتم که بايد رويا داشته باشيد

00:28:53.370 --> 00:28:56.990
اگر به اين طرز زندگي رقت انگيز ادامه بديد
. اونوقت زندگيتون بکل رقت انگيز ميشه

00:28:56.990 --> 00:29:01.780
ازتون انتظار ميره اين دوره ي سختُ
. پشت سربذاريد . پس . . خوشحال باشيد

00:29:01.780 --> 00:29:05.870
بالاخره عقربه ي قطب نما هم تاوقتي جهتِ اصليُ
. پيداکنه ؛ کلي چپ و راست ميشه تا ثابت بشه

00:29:05.870 --> 00:29:08.940
. شماها هم اول از هرچيزي بايد جهتِتونُ پيدا کنيد

00:29:08.940 --> 00:29:13.340
! آهان آهان ! تحويل بگير جناب پروفسورُ -
! آره . . آره . . بانو پروفسور -

00:29:13.340 --> 00:29:18.980
! نگاش کن ! صاف وايسا
آخه چرا اينقدر خورديد ؟

00:29:19.820 --> 00:29:24.390
مينسو " ؛ ميدوني چرا اينقدر سخت کار کردم ؟ "

00:29:24.390 --> 00:29:27.960
ميدوني چرا اينقدر سخت تلاش کردم
تا اين سه تا بچه رو بزرگ کنم ؟

00:29:27.960 --> 00:29:31.560
حالا چطوري زندگي کنم ؟

00:29:50.070 --> 00:29:52.610
يونگ يي " ؛ اون چيه "

00:29:52.610 --> 00:29:57.680
شوهرم ضعيفه ؛ بخاطر همين هر تابستون
. براش معجون گياهي درست مي کنم

00:29:57.680 --> 00:30:02.530
. معجون گياهي براي تابستون بي فايده اس
. چونکه همه اش با عرق کردن هدر ميره

00:30:02.530 --> 00:30:03.630
- . سوء تفاهم شده - . .
معجونِ گياهي ؛ موقعِ تابستون

00:30:04.940 --> 00:30:07.360
کاري ميکنه آدم تا موقع پاييز اينقدر قوي بشه
. که حتي بتونه از عهده ي يه ببر هم بربياد

00:30:07.360 --> 00:30:09.330
. بايد بذارم يکم خنک بشه

00:30:09.330 --> 00:30:11.540
از عهده ي ببر بربياد " ؟ "

00:30:23.050 --> 00:30:25.410
مامان . . داري چکار ميکني ؟ -
! واي خدا

00:30:25.410 --> 00:30:29.740
! اي واي . . ترسونديم

00:30:29.740 --> 00:30:32.720
. اين معجونِ گياهي براي باباته

00:30:32.720 --> 00:30:38.130
بابات شايد از بيرون قوي بنظر برسه
. اما از درون بدجوري داغونه

00:30:38.130 --> 00:30:41.860
والا اونطور که من ميبينم ؛
. از بيرون هم همچين تعريفي نداره

00:30:41.860 --> 00:30:45.040
تو اينقدر جوون بنظر ميرسي
. که اينگار خواهر کوچيکه اشي

00:30:47.870 --> 00:30:51.460
! چيکارت کنم مادر . . از بس که روراستي

00:31:04.590 --> 00:31:06.890
. يه لحظه بيا باهات کار دارم

00:31:12.470 --> 00:31:15.000
چرا اينقدر رقيق بنظر ميرسه ؟

00:31:16.050 --> 00:31:18.770
. به اندازه ي کافي سرد شده ؛ بخور

00:31:18.770 --> 00:31:20.930
. نه . . خودت بخور

00:31:20.930 --> 00:31:23.260
واسه مَرداس ؛
. زودباش بخور

00:31:23.260 --> 00:31:25.990
. " پس بدش به " هونام

00:31:25.990 --> 00:31:29.020
خيلي وقته رفته ؛
. امروز جلسه داشت

00:31:29.020 --> 00:31:30.820
جدي ؟ -
. بيا -

00:31:41.530 --> 00:31:45.940
با آب قاطيش کردي ؟ -
مگه ديوونه شدي ؟ چرا بايد اينکارُ بکنم ؟ -

00:31:45.940 --> 00:31:50.400
! اي بابا چِت شده ؟
اين چيه ؟ برام معجون گياهي آوردي ؟

00:31:51.930 --> 00:31:53.890
ببينم ؛ الان داشتي چه غلطي ميکردي ؟

00:31:53.890 --> 00:31:59.680
از بي کاري خُل شده بودي و
داشتي اون دخترَه رو ديد ميزدي ؟

00:32:00.240 --> 00:32:02.640
پس نه ؛ پسرا رو ديد بزنم ؟

00:32:02.640 --> 00:32:08.380
. خانم جون ؛ ناسلامتي بنده هنرمندم
. حق دارم دنبال زيبايي برم

00:32:08.380 --> 00:32:11.850
اگر اينقدر مي خواي دنبال زيبايي بري
. ميتوني هيکل خوشگل خودمُ ديد بزني

00:32:11.850 --> 00:32:14.540
چرا دختراي ديگه رو برانداز ميکني ؟

00:32:14.540 --> 00:32:19.500
. همينجا رو ببين . . زيبايي فوران ميکنه -
کجا ؟ -

00:32:19.500 --> 00:32:21.300
تاحالا خودتُ تو آينه نديدي ؟

00:32:22.060 --> 00:32:24.980
حقيقتش ؛
. . وقتي ببيني حتما خودتم ميگي که

00:32:24.980 --> 00:32:29.820
! " واقعا که . . عجب تيکه اي "

00:32:30.820 --> 00:32:33.340
! " بابايِ " هاپيل

00:32:35.580 --> 00:32:40.920
بعضي وقتا که اينطوري رو اعصابم ميره
. کاري ميکه قلبم غرق بشه

00:32:40.920 --> 00:32:44.070
. غصه نخور مامان جون

00:32:44.070 --> 00:32:46.120
. . مامان بزرگ هميشه ميگفت

00:32:46.120 --> 00:32:50.910
يه هرزه ي خوشگل سه سال دووم مياره "
. " اما يه آشپز خوب . . سي سال

00:32:51.570 --> 00:32:55.800
اين معجون گياهيُ بخور و
. سي سال دووم بيار

00:33:17.560 --> 00:33:19.060
! لي سوجين " خوشگله "

00:33:20.340 --> 00:33:23.690
اونطور که خواستي
. . مراسم عروسيُ به تعويق ميندازيم

00:33:23.690 --> 00:33:25.910
اما مهموني نامزدي که ديگه . .
ايرادي نداره . . هان ؟

00:33:25.910 --> 00:33:29.440
بهرحال که آخر هفته
. مي خواستي ازم رسما خواستگاري کني

00:33:29.440 --> 00:33:33.113
واو ؛ " لي سوجين " ؛
. اينگار واقعا خيلي دوسَم داري

00:33:33.113 --> 00:33:34.980
. هرقدر دوس داري سر به سرم بذار

00:33:34.980 --> 00:33:38.160
وقتي ازدواج کرديم
. حسابي مالِ خودم مي کنمت

00:33:51.100 --> 00:33:53.500
مديرگروه ؛
. مقدماتِ کار فراهم شد

00:33:53.500 --> 00:33:57.180
رئيس " جانگ هونام " از شرکتِ
پوشاکِ برادرها " اومده ؟ "

00:33:57.180 --> 00:33:58.950
. بله . خيلي وقته تشريف آوردن

00:33:58.950 --> 00:34:01.980
. جدي ؟ پس بريم -
. چشم -

00:34:04.620 --> 00:34:10.090
سلام به همگي ؛ مي خوام شرايطِ ارزشيابيِ
. دورِ دومِ سرمايه گذاري شرکتِ " انجل"ـو اعلام کنم

00:34:14.700 --> 00:34:20.570
براي شروع ؛ سه گروه از مرحله ي اولِ ارزشيابي
. شامل اسناد و وضعيتِ فرشگاه موفق بيرون اومدن

00:34:20.570 --> 00:34:26.660
از بينِ اين سه شرکت باقي مونده
. . که براي مرحله ي دوم تاييد شدن

00:34:30.530 --> 00:34:35.400
. . برنده ي نهاييُ انتخاب مي کنيم . .

00:34:37.640 --> 00:34:45.410
و اون شرکت بطور غيرمستقيم از پشتوانه ي
. سرمايه گذاري پانصدهزار ميليون وُني برخوردار ميشه

00:34:45.410 --> 00:34:49.220
و همينطور اميدواريم که پس از اون هم درآينده
. بتونيم به همکار متقابل ادامه بديم

00:34:49.220 --> 00:34:57.060
بنابراين . . مي خوام اعلام کنم که ملاکِ
 . دورِ دوم ارزشيابي ؛ طراحيه

00:34:57.060 --> 00:35:01.620
. . سه سَر داور درنظر گرفتيم

00:35:14.800 --> 00:35:16.020
. مديرگروه

00:35:17.850 --> 00:35:19.020
! مديرگروه

00:35:22.560 --> 00:35:26.140
. عذر مي خوام
. الان ادامه ميدم

00:35:27.570 --> 00:35:30.810
همينطور از دوازده صاحب فروشگاهِ بزرگ
. . از مناطق مختلف دعوت کرديم

00:35:30.810 --> 00:35:36.440
و قراره براساس طراحي ؛ وضعيتِ فروش و رقابتي
. بودنِ جنس از لحاظ قيمت ؛ داوري صورت بگيره

00:35:37.200 --> 00:35:43.800
تا سه هفته ي ديگه برنامه ي نمايش نمونه رو
. برگذار مي کنيم . پس تمام تلاشتونُ بکنيد

00:36:02.230 --> 00:36:06.290
اوضاع خوب پيش ميره ؟ -
. . نه . . هنوز که اتفاقي نيفتاده -

00:36:06.290 --> 00:36:07.630
. البته که خوب پيش ميره

00:36:08.980 --> 00:36:12.320
. طراحِمون داره بسختي کار ميکنه

00:36:13.810 --> 00:36:17.113
جدي ؟
. خوشحالم اينُ مي شنوم

00:36:17.113 --> 00:36:20.680
مي ترسيدم نکنه براي بررسيِ
 . نيمه ي کار آماده نباشيد

00:36:20.680 --> 00:36:24.440
آخه قرار هفته ي آينده يه بررسي از
پيشرفتِ کار داشته باشيم . مشکلي که نيست ؟ هان ؟

00:36:24.440 --> 00:36:25.830
. البته که نه

00:36:27.290 --> 00:36:33.030
به خودت مطمئني ؟ -
. ببخشيد ؟ آره . . البته -

00:36:35.990 --> 00:36:38.490
. پس ؛ دوباره مي بينمتون -
! البته که مي بيني -

00:36:38.490 --> 00:36:41.230
. شنيدم با شرکت " شينها " کار ميکني

00:36:41.230 --> 00:36:42.760
. خودت نصيحتم کردي

00:36:42.760 --> 00:36:46.250
. گفتي قبل از اينکه طراح باشم ؛ آدم بشم

00:36:47.310 --> 00:36:51.640
اينُ بدون که تو خودت آدم وارانه باهام رفتار نکردي
. . اما اونها . . مثل انسان باهام رفتار کردن

00:36:51.640 --> 00:36:53.650
. و همينطور بعنوانِ نجات دهنده ي شرکتشون

00:36:53.650 --> 00:36:56.990
عاليه که جايي کار ميکني
. که برات مناسبه

00:36:58.350 --> 00:36:59.620
. بريم

00:37:03.430 --> 00:37:04.560
. وايسا

00:37:08.790 --> 00:37:15.240
. شنيدم براي شرکتِ پوشاکِ برادرا طراحي ميکني
اين شايعه نمي تونه واقعيت داشته باشه ؛ مگه نه ؟

00:37:15.240 --> 00:37:22.740
ببخشيد ؟
. خب . . حقيقت داره

00:37:24.520 --> 00:37:26.850
. اين روزا ديگه هرکسي اسم طراح رو خودش ميذاره

00:37:26.850 --> 00:37:30.220
اما خب دنيا همينه ديگه ؛
. . کبوتر با کبوتر ؛ باز با باز

00:37:30.220 --> 00:37:32.860
مطمئنم شرکتي که براي مغازه هايِ . .
. . گوشه ي خيابون لباس درست ميکرده

00:37:32.860 --> 00:37:35.260
! بهترين طراحي که بکارش بيادُ هم پيدا کرده

00:37:35.260 --> 00:37:40.370
بهرحال ؛ بدجوري هيجانزده ام ببينم چه نمونه کاريُ
. قراره ازت ببينم

00:37:40.370 --> 00:37:42.090
. موفق باشي

00:37:43.410 --> 00:37:44.730
. وايسا

00:37:49.640 --> 00:37:54.240
بخاطر سابقه و مهارتي که تو طراحي داشتي
. . تا الان جوابتُ نمي دادم

00:37:54.240 --> 00:37:56.780
. اما ديگه زيادي گستاخي . .

00:37:57.890 --> 00:37:59.020
چي ؟

00:37:59.020 --> 00:38:02.550
بخاطر اينکه هنوز هيچ کار خاصي نکردم
. . ميتوني هرچي بخواي به من بگي

00:38:02.550 --> 00:38:06.420
اما چرا به شرکتي که براش کار ميکنم گفتي شرکتي
که براي مغازه هاي گوشه خيابون لباس درست ميکنه ؟

00:38:06.420 --> 00:38:08.490
مگه مغازه هاي گوشه ي خيابون
چه ايرادي دارن ؟

00:38:08.490 --> 00:38:10.500
. . من خودم براي اين شرکت کار کردم و ميدونم

00:38:10.500 --> 00:38:12.630
. . که مغازه هاي خيابوني شريان حياتي طراحيَن . .

00:38:12.630 --> 00:38:15.090
بخاطر اينکه اونها زودتر از بقيه . .
. خودشونُ با سليقه ي مشتري هماهنگ مي کنن

00:38:15.090 --> 00:38:17.840
و ؛ دستاوردهاشون هم واقع گرايانه تره
. بخاطر اينکه خودشون توزيعُ انجام ميدن

00:38:17.840 --> 00:38:22.210
دفعه ي بعد ؛
. اول بفهم ؛ بعدا حرف بزن

00:38:22.210 --> 00:38:23.610
فهميدي ؟

00:38:29.690 --> 00:38:32.550
خب پس ؛
. دور دوم ارزشيباي مي بينمتون

00:38:37.030 --> 00:38:39.630
! عجب زوجِ آسموني اي

00:38:44.020 --> 00:38:46.380
چيزي که ازت خواستمُ که يادت نرفته ؟

00:38:46.380 --> 00:38:50.490
به هرقيمتي شده
. بايد " گو يونگچه " رو شکست بدي

00:38:51.470 --> 00:38:55.410
حتي اگه شده به قيمتِ
. ورشکست شدن اون شرکت تموم بشه

00:38:57.060 --> 00:38:59.113
. بايد اون دخترُ شکست بدي

00:38:59.113 --> 00:39:01.580
. حتما بايد اينکارُ بکني

00:39:01.580 --> 00:39:07.590
نگران نباش ؛ همون لحظه اي که اون دخترُ
. بعنوان طراح استخدام کردن ؛ بازيُ واگذار کردن

00:39:16.080 --> 00:39:18.930
چيه ؟ -
. بهت افتخار ميکنم -

00:39:18.930 --> 00:39:22.010
دختر دردِسر سازي که هميشه
. . از زير کار شونه خالي ميکرد

00:39:22.010 --> 00:39:24.500
امروز ؛ براي شرکتي که واسش کار ميکنه
. احساس وفاداري داره

00:39:24.500 --> 00:39:27.730
حتما حواست باشه همينطور که امروز حرف زدي
. اين مُدلي هم کار کني

00:39:29.140 --> 00:39:34.440
. نگران نباش
. منم نمي خوام به اون فاحشه ي بيشعور ببازم

00:39:35.580 --> 00:39:40.520
امروز ميخواي چکار کنيم ؟
. هرکاري بخواي ميکنم

00:39:41.540 --> 00:39:42.630
جدي ؟

00:39:47.150 --> 00:39:50.640
ميشه بريم مغازه هاي گرونقيمت خريد ؟ -
يعني چي ؟

00:39:50.640 --> 00:39:52.900
! شوخي کردم بابا

00:39:52.900 --> 00:39:56.000
. اينگار هنوز به خودت نيومدي -
. گفتم که شوخي کردم

00:39:56.000 --> 00:39:58.870
. . پس

00:39:58.870 --> 00:40:02.700
. امروزُ باهام بيا سرِ قرار

00:40:02.700 --> 00:40:04.690
قرار " ؟ "

00:40:15.080 --> 00:40:17.160
هنوز قابليت عرضه نداره . . درسته ؟

00:40:18.490 --> 00:40:27.250
شاشا " ؛ بايد يمقدار روي پارچه و "
. جزئيات کار کني تا جور بشه

00:40:27.250 --> 00:40:30.120
تو ذهنِت به قابليت عرضه فکر کن و
. اينطوري تصحيحِش کن

00:40:31.200 --> 00:40:32.560
. باشه

00:40:32.560 --> 00:40:35.530
وقتي ميگن تخصص کم
. باعث زحمتِ همينه ديگه

00:40:35.530 --> 00:40:38.510
. دختره داره باعث ميشه دوبرابر معمول کار کنم

00:41:06.540 --> 00:41:07.630
! نکن

00:41:20.660 --> 00:41:23.690
تو گفتي ميخواي بياي سر قرار ؛
اونوقت داريم درباره ي بازار فروش تحقيق ميکنيم ؟

00:41:24.450 --> 00:41:30.120
البته ؛ داريم درباره ي لباسهاي روزمره اي
. که خانم هايي که کارميکنن مي پوشن تحقيق ميکنيم

00:41:30.120 --> 00:41:33.500
آخه رئيس بزرگه ميگه
. طرح هام درمورد قابليت عرضه مشکل دارن

00:41:33.500 --> 00:41:35.790
بايد خودم از نزديک همه چيُ ببينم و
. روشون مطالعه کنم

00:41:40.470 --> 00:41:44.070
چيه ؟
دوباره چيزي رو صورتمه ؟

00:41:48.510 --> 00:41:50.170
. اينگار خواب نمي بينم

00:41:50.170 --> 00:41:53.440
آخه اينقدر عوض شدي که فکر کردم
. دارم خواب مي بينم

00:41:55.310 --> 00:41:56.860
تو چته ؟

00:41:56.860 --> 00:41:59.113
! چرا منُ مي زني ؟

00:42:12.840 --> 00:42:16.570
. پاشو راه بيفت
. بايد بريم به کارمون برسيم

00:42:19.320 --> 00:42:21.080
! وايسا منم بيام

00:42:25.640 --> 00:42:28.410
تا زمانيکه زنده ام
. . با چشمهاي کاملا باز

00:42:28.410 --> 00:42:30.760
. زيرِ نظرت دارم . .

00:42:30.760 --> 00:42:35.250
هروقت کاري کردي يکي دوباره خون گريه کنه
. کاري ميکنم خودتم خون گريه کني

00:42:35.250 --> 00:42:37.400
. مطمئن ميشم که حتما اون صحنه رو ببينم

00:42:37.400 --> 00:42:41.730
. مطمئن باش که خوب حواسم بهت هست

00:42:50.530 --> 00:42:54.170
مادر . . امروز سر کار نمي رين ؟

00:42:55.170 --> 00:42:59.890
. آره . . خسته ام
. پس ؛ " جيوو " رو ساکت نگه دار

00:42:59.890 --> 00:43:03.280
طوري شده ؟

00:43:04.360 --> 00:43:08.280
چرا اينهمه سئوال مي پرسي ؟
. بهرحال کمکي ازت برنمياد

00:43:08.280 --> 00:43:10.460
. برو به کاراي خودت برس

00:43:11.790 --> 00:43:15.430
. باشه ؛ پس اگر چيزي لازم شد خبرم کنيد

00:43:20.180 --> 00:43:22.860
مامان ؛ هنوز ناهار نخوردي ؛ مگه نه ؟

00:43:22.860 --> 00:43:25.530
چرا کارُ وِل کردي اومدي خونه ؟

00:43:25.530 --> 00:43:29.730
رفتم رستوران مورد علاقه ات و
. اين " سوشي"ـو از اونجا برات گرفتم

00:43:30.470 --> 00:43:32.560
حتي اگر ميل نداري هم
. يکم بخور

00:43:33.960 --> 00:43:35.490
. . سوجين " ؛ "

00:43:35.490 --> 00:43:40.610
. شنيدم چند روز پيش باباتُ ديدي . .

00:43:43.570 --> 00:43:45.310
چي بهت گفت ؟

00:43:46.390 --> 00:43:49.870
گفت متاسفه که
. نتونسته برامون پدري کنه

00:43:51.160 --> 00:43:56.930
و اينکه بخاطر " مينسو " نتونسته
. به من و " جانگهو " نزديک بشه

00:43:58.780 --> 00:44:04.360
باهاش بدرفتاري کردم ؛ حقيقتش ؛
. ناراحت شدم که اونطور رفتار کردم

00:44:04.360 --> 00:44:12.380
بنظرت بخاطر اينکه اشتباه زندگي کردم
باعث شدم شماها غم و غصه بکِشيد ؟

00:44:12.380 --> 00:44:17.290
منظورتون چيه ؟ اتفاقا تمام تلاشتونُ براي
. بزرگ کردن من و " جانگهو " کرديد

00:44:17.290 --> 00:44:22.470
. . جانگهو " فکر ميکنه ازش متنفري "

00:44:22.470 --> 00:44:25.090
. اما ميدونم بخاطر خودش اينکارا رو ميکني . .

00:44:25.090 --> 00:44:29.590
پس ؛ اصلا لازم نيست بابت هيچي
. نگران يا ناراحت باشي

00:44:29.590 --> 00:44:35.350
. باشه . . ممنون که اينطور فکر ميکني

00:44:37.420 --> 00:44:41.760
. " پدر ؛ چند روز ديگه ميره " سياتل

00:44:41.760 --> 00:44:45.540
چرا نمي ري باهاش حرف بزني ؟

00:44:45.540 --> 00:44:48.690
. اينطوري ميتوني به آرامش برسي

00:44:55.890 --> 00:45:02.230
. سوجين " ؛ مثل من زندگي نکن "

00:45:03.390 --> 00:45:09.250
با يه مرد خوب آشنا شو ؛ خوشبخت بشو و
. طوري باشه که اون هميشه عاشقت بمونه

00:45:09.250 --> 00:45:14.040
. مثل يه زن ؛ شکوفا شو
. مي خوام همچين زندگي اي داشته باشي

00:45:14.040 --> 00:45:16.350
مي فهمي ؟

00:45:23.560 --> 00:45:26.160
. اينطوري که نشستيم ؛ يادِ قديما افتادم

00:45:26.160 --> 00:45:29.670
. تو نوزده سالِت بود ؛ من بيست وسه سالَم

00:45:31.040 --> 00:45:35.640
وقتي باهمديگه فرارکرديم " هاپچون " و
. . تو اتاقِ خونه ي يکي ديگه زندگي کرديم

00:45:38.080 --> 00:45:40.430
. . تجملي ترين کاري که کرديم . .

00:45:40.430 --> 00:45:47.350
اين بود که اينطوري قهوه خورديم و . .
. باهمديگه مهتابُ تماشا کرديم

00:45:47.350 --> 00:45:52.800
براي تو ؛ دو تا قهوه ؛
. يه يه قاشق خامه و يه قاشق شکر سفارش داديم

00:45:54.560 --> 00:45:59.580
مي گفتي اون نسبت طلاييه و هميشه
. بهترين نوعِ قهوه اونطور بدست مياد

00:46:02.090 --> 00:46:08.750
حتي تو " سياتل " هم هردفعه که
. نگاه به قهوه ميفتاد ؛ يادِت ميفتادم

00:46:08.750 --> 00:46:12.900
زنگ زدي بيام اينجا
که حرفِ گذشته ها رو بگي ؟

00:46:14.300 --> 00:46:19.420
بوکهي " ؛ "
. مي دونم نمي توني منُ ببخشي

00:46:20.440 --> 00:46:24.950
اما بعداز جداييمون ؛
. هيچ وقت ولو يه روز ؛ آرامش نداشتم

00:46:27.460 --> 00:46:30.330
اگر حتي شده امروز
. . دوباره قبولم کني

00:46:32.060 --> 00:46:34.230
. ميخوام کنارت باشم . .

00:46:35.810 --> 00:46:39.230
مي خوام فردا که برميگردم ؛
. زندگيمُ اونجا جمع کنم

00:46:39.230 --> 00:46:42.400
نمي دونم چقدر طول ميکِشه ؛
. . اما عجله ميکنم

00:46:42.400 --> 00:46:43.710
. صبرکن

00:46:45.680 --> 00:46:48.650
. بايد سوء تفاهم بزرگي برات پيش اومده باشه

00:46:48.650 --> 00:46:52.260
داري بخاطر من برمي گردي " کُره " ؟

00:46:52.260 --> 00:46:56.670
چرا ؟
بخاطر " مينسو " ناراحتي ؟

00:46:56.670 --> 00:46:59.360
مي خواي کفاره ي گناهاتُ بدي ؟ -
. " بوکهي " -

00:46:59.360 --> 00:47:00.580
. من مخالفم

00:47:02.180 --> 00:47:05.910
حتي کوهستان ها هم طيِ 36 سال
. بيشتر از سه مرتبه عوض ميشن

00:47:07.260 --> 00:47:11.590
شايد هنوز به يادِ روزايي که
. . تو " هاپچون " داشتيم خوشي

00:47:11.590 --> 00:47:13.410
. اما من نه . .

00:47:13.410 --> 00:47:16.840
. . تو ؛ اون خودِ قديميت نيستي

00:47:16.840 --> 00:47:20.270
منم ديگه اون " بوکهي " اي . .
. که سابقا مي شناختي نيستم

00:47:20.270 --> 00:47:24.820
پس فکراي مهمل نکن و
. برو زندگيتُ بکن

00:47:24.820 --> 00:47:27.390
واقعا احساسمُ درک نمي کني ؟
. . من

00:47:27.390 --> 00:47:32.640
اگه اجازه بدي اين جمله رو هم اضافه ميکنم که
. ديدنِ صورتِت ديگه برام اهميت خاصي نداره

00:47:33.730 --> 00:47:35.360
دليلشُ ميدوني ؟

00:47:35.360 --> 00:47:40.490
نمي تونم تو رو بابت اينکه
. . بچه رو فرستادي پيشِ يه خانواده ي ديگه

00:47:40.490 --> 00:47:45.670
و خود احمقمُ بابت اينکه . .
. گذاشتم بچه امُ ازم بگيرن ؛ ببخشم

00:47:49.950 --> 00:47:55.040
ديگه دوتا گناهکار که بچه اشونُ کُشتن
چه حرفي ميتونن باهمديگه داشته باشن ؟

00:47:56.390 --> 00:48:01.950
. برو به زندگيت برس
. ما ازهمون 36 سال پيش ديگه جدا شديم

00:48:01.950 --> 00:48:04.180
. همينطوري زندگيتُ بکن

00:48:04.180 --> 00:48:08.390
. الان ؛ اون تنها چيزيه که ازت مي خوام

00:48:39.180 --> 00:48:44.690
. مشترک مورد نظر در دسترس نمي باشد
. به پستِ صوتي منتقل مي شويد

00:48:52.010 --> 00:48:55.790
. بيا همديگه رو ببينيم
. . ازم پرسيدي

00:48:55.790 --> 00:48:59.510
آيا چيز ديگه اي هم . .
درباره ي " مينسو " ميدونم ؟

00:48:59.510 --> 00:49:02.980
. مي خوام جوابِ سئوالتُ بدم

00:49:18.500 --> 00:49:21.740
دنبال خبرنگاري گشتم که
. اون مقاله رو درباره ي آتش سوزي نوشته بود

00:49:21.740 --> 00:49:25.410
اون موقع ؛ کارآموز بود ؛
. اما امروز ؛ سردبيره

00:49:25.410 --> 00:49:29.960
جدي ؟ پس اگه هنوزم کار کنه
. مي تونيم ببينيمش

00:49:29.960 --> 00:49:33.820
بنظرت آتش سوزيُ يادشه ؟

00:49:33.820 --> 00:49:37.140
الان هم عرض کردم ؛ بايد بريم ببينيمش ؛
. پس ؛ اول بايد ببينيمش تا بدونيم چيا ميدونه

00:49:44.440 --> 00:49:48.830
تاريخ مقاله مربوط
. به ماهِ فوريه ي 1987 ميشه

00:49:50.360 --> 00:49:53.830
چيزي درموردش دارين ؟ -
. . خب ؛ چيز زيادي نيست -

00:49:53.830 --> 00:49:57.200
. اما يه چيزيُ يادم ميندازه . .

00:49:57.200 --> 00:50:03.100
اون زوجي که دراثر آتش سوزي مُردن
. دوتا بچه داشتن

00:50:03.100 --> 00:50:04.200
جدي ؟

00:50:04.200 --> 00:50:08.650
منتها خب برادربزرگ تره
. . مشکل شنوايي داشت و

00:50:08.650 --> 00:50:12.320
همين باعث شد که تحقيقات پليس . .
. با سختي زيادي روبرو بشه

00:50:12.320 --> 00:50:17.220
پس اگر اون پسرُ پيدا کنيم
. چيزاي بيشتري درباره ي حادثه متوجه ميشيم

00:50:17.220 --> 00:50:21.360
اسمِش چيه ؟ -
. . خب -

00:50:21.360 --> 00:50:24.230
. اينجا چيزي ننوشته

00:50:24.230 --> 00:50:29.540
احتمال زياد اون موقع
. به مدرسه ي ناشنوايانِ " سووُن " رفته باشه

00:50:29.540 --> 00:50:33.030
بهرحال دراون زمان ؛ مدارسِ مخصوصِ
. ناشنوايانِ زيادي وجود نداشتن

00:50:33.030 --> 00:50:35.520
بايد درباره اش تحقيق کنم ؟

00:50:46.710 --> 00:50:48.350
شما کِي رسيدين ؟

00:50:48.350 --> 00:50:52.630
يعني چقدر رو مطالعه تمرکز داري که حتي
متوجه آدماي اطرافتم نميشي ؟

00:50:53.820 --> 00:50:57.870
من اينطوريم ديگه ؛ وقتي جذب چيزي بشم ؛
. همه چيُ فراموش ميکنم

00:50:57.870 --> 00:50:59.760
اما جدا چي شد تا اينجا اومدين ؟

00:51:01.000 --> 00:51:05.030
خيلي ناراحت بودم ؛
. بخاطر همين يه سري به دوست پسرم زدم

00:51:05.030 --> 00:51:07.260
. عجب افتخاري

00:51:08.430 --> 00:51:12.560
طوري شده ؟
. . وقتي ميگين ناراحتين يعني

00:51:13.270 --> 00:51:17.880
. بنظرم ؛ آدم نمي تونه با احساس گناه زندگي کنه

00:51:17.880 --> 00:51:22.250
. . تصميم گرفتم يکيُ زجر بدم

00:51:23.910 --> 00:51:26.660
. اما روي دوازده بار نظرمُ عوض ميکنم . .

00:51:26.660 --> 00:51:30.920
همون موضوعيه که دفعه ي پيش
بهم گفتيد . . درسته ؟

00:51:31.950 --> 00:51:35.350
درباره ي همون کسي که يه چيزيُ که تمام زندگي
. . مي خواستيدِشُ ازتون ميدزده

00:51:35.350 --> 00:51:41.010
اما شما هم درعوض . .
. چيزيُ که دنبالِشِه مخفي ميکنيد

00:51:42.710 --> 00:51:47.380
درسته ؛
از خودم مي پرسم ؛ بايد بهش بگم يا نه ؟

00:51:47.380 --> 00:51:50.050
. همه اش نظرمُ عوض ميکنم

00:51:51.370 --> 00:51:55.390
. بنظرم اون چيزي که مخفي کرديد آدم باشه

00:51:55.390 --> 00:52:00.050
. . قبلا خودتون هميشه اين ضربُ المثلُ مي گفتيد که

00:52:00.050 --> 00:52:04.440
اوني که رفته . . بالاخره برميگرده ؛
. اونايي که جدا شدن ؛ دستِ آخر همديگه رو مي بينن

00:52:04.440 --> 00:52:09.170
اگر اينطور باشه ؛ حتي اگر مخفي کنيد ؛
. بازم دستِ آخر اون دونفر همديگه رو مي بينن

00:52:09.860 --> 00:52:16.420
پس بهتره قبل از اينکه دستم رو بشه
خودم همه چيُ بهشون بگم ؟

00:52:16.420 --> 00:52:19.140
. بنظرم فقط اونوقته که خودتون هم به آرامش مي رسيد

00:52:39.010 --> 00:52:41.820
. فکر کنم اين پسر باشه

00:52:43.430 --> 00:52:45.940
اسمِش " جانگ کينامِ"ـه ؟

00:52:45.940 --> 00:52:48.600
کجا مي تونم پيداش کنم ؟

00:52:48.600 --> 00:52:54.620
خب ؛ بعضي وقتا دانش آموزا
. ميان سري به مدرسه بزنن

00:52:54.620 --> 00:52:56.960
. اما از اين پسر ؛ هيچ خبري ندارم

00:52:56.960 --> 00:53:00.970
احتمالا تو ليستِ فارغ التحصيل ها هم
. پيداش نکنيم

00:53:00.970 --> 00:53:05.260
. بايد پيداش کنم
يعني هيچ راه ديگه اي نيست ؟

00:53:05.260 --> 00:53:07.390
. . خب . . مطمئن نيستم

00:53:13.470 --> 00:53:20.160
. آره . معلم " کيم " حتما مي شناسدِش -
معلم " کيم " ؟ -

00:53:20.160 --> 00:53:22.540
. تو خونه ي خودش بهش درس ميداد

00:53:22.540 --> 00:53:26.750
بخاطر اينکه پدرومادرشُ تو آتش سوزي
. . ازدست داده بود ؛ دلش براش سوخت و

00:53:26.750 --> 00:53:28.750
بخاطر همين يه مدت . .
. اون بچه رو بُرد خونه ي خودشون

00:53:28.750 --> 00:53:33.620
جدي ؟
. پس معلم بايد بدونه چه اتفاقي براش افتاده

00:53:33.620 --> 00:53:39.550
احتمال زياد همينطوره . البته الان بازنشسته شده
. و تو حومه ي شهر زندگي ميکنه

00:53:39.550 --> 00:53:42.370
. سعي ميکنم باهاش تماس بگيرم

00:53:42.370 --> 00:53:44.860
. خواهش ميکنم . . التماستون ميکنم
. خواهش ميکنم اينکارُ بکنيد

00:53:44.860 --> 00:53:48.760
متوجهم . . بمحض اينکه تونستم باهاش تماس بگيرم
. حتما حتما خبرتون ميکنم

00:54:25.620 --> 00:54:29.080
اونطوريکه اينقدر سخت کار ميکنه
. خيلي خوشگله

00:54:30.950 --> 00:54:35.380
دوسِش داري . . مگه نه ؟

00:54:37.350 --> 00:54:45.730
اشکال نداره ؛ اونقدري که متوجه شدم هم اجتماعيه
. هم غرغرو نيست ؛ هم کينه ي بقيه رو نگه نمي داره

00:54:47.010 --> 00:54:48.250
. اصلا

00:54:48.250 --> 00:54:53.250
ديگه به دخترايي که قاشق طلا به دهن
. به دنيا اومدن علاقمند نميشم

00:54:55.850 --> 00:54:57.840
يعني چي ؟

00:54:59.560 --> 00:55:03.400
مگه " گو يونگچه " هم
دخترِ خانواده ي پولداريه ؟

00:55:03.400 --> 00:55:05.270
. از اون تازه به دوران رسيده هايِ خفن هستن

00:55:05.270 --> 00:55:09.000
. بخاطر همين دارم سعي ميکنم بهش علاقمند نشم

00:55:19.360 --> 00:55:21.290
! دوباره هيچي

00:55:29.100 --> 00:55:30.920
. . درکنار بالا رفتنِ سنِ ازدواج

00:55:30.920 --> 00:55:35.360
عده ي زيادي ؛ بعلت شرايطِ بدِ اقتصادي . .
. تمايل به عدم ازدواج پيدا مي کنند

00:55:41.060 --> 00:55:44.140
چرا با اين اخبار خودتُ زجر ميدي ؟
آخه کي ميخواد اين چيزا رو بدونه ؟

00:55:44.140 --> 00:55:46.890
. سالِ آينده 31 ساله ميشي

00:55:46.890 --> 00:55:49.620
. تو که خيلي وقته مشتاقِ ازدواجي

00:55:49.620 --> 00:55:52.020
حالا مي خواي چکار کني ؟ -
! خفه -

00:55:52.020 --> 00:55:54.113
فکر کردي همينطور مي مونم ؟

00:55:54.113 --> 00:55:56.900
اگه نمي خواي ؛
اونوقت چطوري ميخواي زندگي کني ؟

00:55:56.900 --> 00:55:59.950
پسرِ " داجونگ " ؛ از سالِ آينده
. ميره اول ابتدايي

00:55:59.950 --> 00:56:03.950
پس ؛ مدت زيادي نميتوني معلمش باشي و تا اونموقع
از کارت اخراج ميشي . اونوقت بعدش ميخواي چکار کني ؟

00:56:03.950 --> 00:56:08.410
پسر . . خودم به اندازه ي کافي از زندگيم وحشت دارم
اونوقت تو هم برداشتي داري نمک رو زخمم مي پاشي ؟

00:56:08.410 --> 00:56:11.100
چرا منُ ميزني ؟
. فقط نگرانتم . . همين

00:56:11.100 --> 00:56:14.150
! مگه جووني ؟ بزودي 40 ساله ميشي -
! خفه -

00:56:14.150 --> 00:56:16.580
داري رو آتيش بنزين ميريزي ؟

00:56:16.580 --> 00:56:18.000
. . تو اين چيزا رو نمي فهمي

00:56:18.000 --> 00:56:21.760
اما زن هايي که فقط به شغلِ شوهرشون . .
. اهميت ميدن ؛ بعدها پشيمون ميشن

00:56:21.760 --> 00:56:24.290
. داجونگ " هم داره خون گريه ميکنه "

00:56:24.290 --> 00:56:28.080
چي ؟
مگه باهمديگه آشتي نکرده بودن ؟

00:56:28.080 --> 00:56:35.970
چرا ؛ اما يجورايي ؛ احساسِ بي سروساماني و
. نگراني درباره اشون دارم

00:56:55.630 --> 00:57:02.380
عزيزم ؛ مياي فردا براي تعطيلات آخر هفته
جيوو " رو ببريم پارک تفريحي ؟ "

00:57:03.700 --> 00:57:04.890
کجا ؟

00:57:04.890 --> 00:57:08.130
. جيوو " مي خواد استخر بره "

00:57:08.130 --> 00:57:11.290
. تازه ؛ فردا سالگردِ ازدواجمون هم هست

00:57:12.590 --> 00:57:15.440
يعني واقعا مجبوريم اينهمه ترافيکُ تحمل کنيم
تا به اونجا برسيم ؟

00:57:15.440 --> 00:57:20.770
. تازشم ؛ از آب استخر بدم مياد
. خيلي براي پوست مضره

00:57:20.770 --> 00:57:25.890
عزيزم ؛ بعنوان هديه ي سالگردِ ازدواجمون
. درنظرش بگير و همراهمون بيا

00:57:25.890 --> 00:57:28.390
. لطفا . . خواهش ميکنم

00:57:29.580 --> 00:57:34.480
. واقعاکه . . باشه
. يه جا رزرو کن

00:57:37.220 --> 00:57:41.430
. عزيزم
. اين روزا خيلي مهربون شدي

00:57:41.430 --> 00:57:44.990
زود خونه مياي ؛
. به خواسته هام گوش ميدي

00:57:44.990 --> 00:57:47.470
. خوش شانسي که همچين شوهري داري

00:57:48.650 --> 00:57:51.970
. . حالا که حرفش شد

00:57:51.970 --> 00:57:56.280
بنظرت چطوره به فکر بچه ي دوم باشيم ؟ . .

00:57:57.150 --> 00:58:00.570
چند روز پيش رفتم دکتر و
. گفتم معاينه ام کنه

00:58:00.570 --> 00:58:03.520
مادر خوشحال ميشه که
. جيوو " يه داداش کوچولو داشته باشه "

00:58:03.520 --> 00:58:08.390
. بيا رو همين يه دونه تمرکز کنيم
. بزرگ کردن بچه واقعا کار سختيه

00:58:10.550 --> 00:58:15.900
. باشه ؛ پس بيا بيشتر درباره ي سفرمون حرف بزنيم

00:58:22.180 --> 00:58:23.940
. گرمه

00:58:44.700 --> 00:58:51.550
قربان ؛ براي اينکه به تفريحگاه برسيد ؛
. بايد تا ساعت 2 از منزل حرکت کنيد

00:58:53.660 --> 00:58:55.670
. تا ساعت يک ماشينُ حاضرکن

00:58:55.670 --> 00:58:57.430
. چشم قربان

00:59:06.180 --> 00:59:08.390
. " بابت همه چي ممنونم "

00:59:08.390 --> 00:59:11.420
. " دستيار جديد کارشُ از امروز شروع ميکنه "

00:59:11.420 --> 00:59:14.590
. " بايد شخصا از روبرو خداحافظي ميکردم "

00:59:14.590 --> 00:59:17.680
اما ترسيدم گريه ام بگيره "
. " و بخاطر همين اينطوري خداحافظي ميکنم

00:59:17.680 --> 00:59:20.700
. " سلامت و شاد باشيد "

00:59:20.700 --> 00:59:24.060
. " دعوت نامه ي عروسيمُ براتون نمي فرستم "

00:59:38.140 --> 00:59:40.910
. ماشينُ نگه دار -
ببخشيد ؟ -

00:59:40.910 --> 00:59:44.150
! گفتم اين بي صاحبُ نگه دار -
. چشم -

00:59:56.750 --> 00:59:59.920
. بيرون ! يالا پياده شو
! زودباش ! برو

01:00:10.880 --> 01:00:12.370
. . حصير

01:00:12.370 --> 01:00:13.900
. انداختمش اينجا

01:00:13.900 --> 01:00:15.490
. بايد تويوبِ مخصوصِ شنا رو بردارم

01:00:15.490 --> 01:00:18.610
ديگه کي تويوب با خودش ميبره ؟

01:00:18.610 --> 01:00:21.880
. همونجا مي توني يکي اجاره کني -
جدي ؟ -

01:00:21.880 --> 01:00:27.020
. آخه نه که تاحالا نرفتم اونجا ؛ نمي دونم اين چيزا رو
. مثل اينکه همه چي خيلي عوض شده

01:00:27.020 --> 01:00:31.790
واقعا ؟
. . اين شوهرتم که ديگه

01:00:31.790 --> 01:00:36.230
. نه ؛ بيخيال
. خوشحالم که حالا داره مي بردت

01:00:36.230 --> 01:00:41.280
درسته . خيلي بهتر شده ؛
. بخاطر همينم يواش يواش داره پيشرفت ميکنه

01:00:42.580 --> 01:00:45.100
. " همه اش بلطفِ کمک هايِ توئه " گو يونگسو

01:00:45.100 --> 01:00:50.960
اگر بخاطر تو نبود ؛ هنوز همون زندگيِ
. سابقُ داشتم و تو حاشيه زندگي ميکردم

01:00:50.960 --> 01:00:54.300
. تو واقعا استادِ زندگيم هستي

01:00:58.170 --> 01:01:02.600
داجونگ " ؛ ميشه يه چيزي بپرسم ؟ "

01:01:04.910 --> 01:01:08.910
واقعا خوشبختي ؟

01:01:10.040 --> 01:01:16.640
و ؛ بخاطر اينکه عاشق شوهرتي
مي خواي ازدواجتُ حفظ کني . . درسته ؟

01:01:18.800 --> 01:01:20.920
. راستشُ بگو

01:01:25.280 --> 01:01:28.580
! تـادا
. معلم . . آماده شدم

01:01:28.580 --> 01:01:32.430
مثل اينکه حسابي بابت مسافرت رفتن
. همراهِ پدرت هيجانزده اي

01:01:32.430 --> 01:01:34.320
ببينم ؛ مي خواي از " سئول " ؛
با همين شورت راه بيفتي ؟

01:01:34.320 --> 01:01:36.830
! اينکه خلافِه

01:02:08.210 --> 01:02:11.760
! رئيس -
. بريم تو حرف بزنيم -

01:02:14.280 --> 01:02:16.780
اگر حرفي هست ؛
. همينجا بگين

01:02:19.000 --> 01:02:23.113
چي ؟ -
. ديگه نمي تونيم ادامه بديم -

01:02:26.680 --> 01:02:29.720
. فهميدم . . دنبالم بيا

01:02:36.540 --> 01:02:38.460
! دِ گفتم بيا دنبالم ديگه

01:02:41.780 --> 01:02:43.460
اين چه کوفتيه ؟

01:02:46.460 --> 01:02:48.970
. . حتي اگر با يه مردِ ديگه آشنا شدي

01:02:48.970 --> 01:02:51.440
بازم اينطوري منُ درجريانِ . .
جداشدنمون قرار ميدي ؟

01:02:52.420 --> 01:02:54.680
. شما بوديد که گفتيد همه چي بينمون تموم شده

01:02:54.680 --> 01:02:59.240
هرکاري خواستيد کردم ؛
ديگه جايِ چه گلايه اي باقي مونده ؟

01:02:59.240 --> 01:03:00.960
نمي فهمي ؟

01:03:00.960 --> 01:03:05.440
ببين ؛ حالا که زنم فهميده ؛
. بايس يه مدتي گوش به زنگ باشيم

01:03:05.440 --> 01:03:07.730
. شرمنده

01:03:07.730 --> 01:03:11.630
. ديگه نمي خوام غايب موشک بازي کنم

01:03:12.210 --> 01:03:16.390
يکيُ پيداکردم که دوسَم داره ؛
. پس ميخوام راهِ خودمُ برم

01:03:17.760 --> 01:03:19.140
. خدانگهدار

01:03:19.164 --> 01:03:23.164
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

01:03:27.580 --> 01:03:30.440
. ولم کن
! ولم کن برم

01:03:30.440 --> 01:03:33.000
. . ولم کن . . بذار برم

01:03:36.240 --> 01:03:37.540
! " کيم نانهي "

01:04:17.880 --> 01:04:19.780
. . کيم نانهي " ؛ "

01:04:24.070 --> 01:04:25.290
. . نانهي " ؛ "

01:04:26.780 --> 01:04:28.420
. " مدير " کيم

01:04:57.020 --> 01:04:58.340
. هنوز دير نشده

01:04:58.340 --> 01:05:02.710
. اگه بخواي ؛ يه طراحِ جديد پيدا ميکنم -
. نگرانِش نباش -

01:05:02.710 --> 01:05:05.650
. اون دختر مهارت هاي زيادي داره

01:05:05.650 --> 01:05:10.800
نمي بخشمتون ! عُمرا " گو يونگچه " ؛
! يا " هونام"ـو ببخشم

01:05:10.800 --> 01:05:14.113
. لطفا يکم خم شو