﻿WEBVTT

00:00:08.470 --> 00:00:10.470
‫پادشاه شیاطین حقیقی از بین رفته است.

00:00:12.510 --> 00:00:15.770
‫دشمنِ دنیا که افق را لبریز از وحشت کرد،

00:00:16.180 --> 00:00:17.730
‫توسط شخصی شکست خورد.

00:00:18.480 --> 00:00:20.440
‫تا به امروز،

00:00:20.770 --> 00:00:23.820
‫نام و وجود آن یگانه قهرمان در هاله‌ای از ابهام‌ باقی مانده است.

00:00:24.190 --> 00:00:26.860
‫اکنون که روزگار وحشت به پایان رسیده است،

00:00:27.280 --> 00:00:30.570
‫آن شخص بایستی انتخاب شود.

00:02:21.600 --> 00:02:22.680
‫تارن-ساما!

00:02:23.180 --> 00:02:24.310
‫هوم؟

00:02:26.810 --> 00:02:28.270
‫چی می‌خوای، پسر جون؟

00:02:29.270 --> 00:02:31.320
‫شرمنده ولی نمی‌تونم هیچ آب‌نباتی بهت بدم.

00:02:31.650 --> 00:02:35.660
‫پدرم می‌گه شما همیشه خیلی بهش کمک می‌کنید.

00:02:35.990 --> 00:02:39.280
‫می‌گه مشتری‌هاش بیشتر شدن،
‫برای همین می‌خواستم ازتون تشکر کنم.

00:02:39.370 --> 00:02:40.410
‫هوم.

00:02:40.490 --> 00:02:41.490
‫عجب.

00:02:42.700 --> 00:02:47.210
‫اما این‌طور نیست که به خواست خودم کمکی به پدرت کرده باشم.

00:02:47.290 --> 00:02:53.210
‫طرح نقشه‌هایی که آرامش و آسودگی شهروندانِ
‫لیثیائی رو تضمین می‌کنه، شغل منه.

00:02:53.630 --> 00:02:54.720
‫واقعاً؟

00:02:55.090 --> 00:02:56.090
‫بله.

00:02:56.180 --> 00:02:59.600
‫درست مثل پدرت که شغلش ایجاب می‌کنه هر روز مغازه رو باز کنه.

00:03:00.100 --> 00:03:02.470
‫اگه می‌خوای از کسی تشکر کنی، از پدرت تشکر کن.

00:03:03.060 --> 00:03:05.850
‫چـ ـ چیزه، ولی دست‌سازه‌ها...

00:03:06.480 --> 00:03:08.730
‫توی باشگاه بچه‌ها بهمون دست‌سازه یاد دادن.

00:03:10.480 --> 00:03:13.650
‫منم این رو واسه شما درست کردم، تارن-ساما.

00:03:14.240 --> 00:03:16.240
‫برای گذاشتن کش موهام عالیه.

00:03:16.650 --> 00:03:18.530
‫خوب ازش استفاده می‌کنم.

00:03:20.530 --> 00:03:22.370
‫با جدیت درس بخون، پسر جون.

00:03:22.450 --> 00:03:25.620
‫یه شهروند لیثیائی شایسته مثل پدرت شو.

00:03:25.710 --> 00:03:26.710
‫چشم!

00:03:26.730 --> 00:03:36.730
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:37.680 --> 00:03:38.970
‫تارنِ محفوظ،

00:03:39.890 --> 00:03:44.270
‫جنگ‌های زیادی را به چشم دیده است، و در گذشته
‫یکی از اعضای بیست‌ونه نفره مقامات آورتیا،

00:03:45.020 --> 00:03:46.940
‫ژنرال بیست‌وسوم بود.

00:03:49.150 --> 00:03:51.060
‫او یک نابغه‌ی بی‌همتا بود،

00:03:51.150 --> 00:03:54.320
‫و علاوه بر ادبیات و هنرهای رزمی، در امور سیاسی هم سررشته داشت.

00:03:54.400 --> 00:03:58.820
‫وقتی پادشاه شیاطین حقیقی جان سپرد،
‫از آورتیا اعلام استقلال کرد.

00:03:59.410 --> 00:04:02.280
‫او که هم‌اکنون به‌عنوان پادشاه شیاطین خودخوانده شناخته می‌شود،

00:04:02.370 --> 00:04:04.200
‫نیروی نظامی خودش را در اختیار دارد،

00:04:05.040 --> 00:04:07.460
‫و برای جنگ با آورتیا آماده می‌شود.

00:04:20.930 --> 00:04:23.220
‫جنگ با آورتیا در پیشه.

00:04:23.600 --> 00:04:25.810
‫باید تمهیدات لازم رو فوراً به عمل بیارم.

00:04:26.470 --> 00:04:28.810
‫این فرصت رو تبدیل به یه پیروزی بی‌بدیل می‌کنم.

00:04:41.700 --> 00:04:43.120
‫داکای،

00:04:43.200 --> 00:04:44.370
‫می‌دونم برگشتی.

00:04:44.450 --> 00:04:45.910
‫جل الخالق!

00:04:47.040 --> 00:04:48.500
‫از کجا فهمیدی؟

00:04:48.960 --> 00:04:50.500
‫صرفاً یه حدس بود.

00:04:51.080 --> 00:04:54.750
‫این جمله رو هردفعه که به دفتر برمی‌گردم می‌گم.

00:04:54.840 --> 00:04:58.130
‫ولی حالا که این واکنش رو ازت دیدم، گمونم ارزششو داشت.

00:04:58.720 --> 00:05:00.550
‫اعجوبه‌ای هستیا،

00:05:00.630 --> 00:05:01.720
‫تارن-چان.

00:05:02.300 --> 00:05:05.260
‫چیزی رو که ازت خواسته بودم برام از ناگان بیاری پیدا کردی؟

00:05:05.350 --> 00:05:07.100
‫پیدا نکرده بودم که برنمی‌گشتم.

00:05:09.850 --> 00:05:10.850
‫هوم.

00:05:10.940 --> 00:05:12.770
‫همون چیزیه که می‌خواستی، نه؟

00:05:12.850 --> 00:05:15.480
‫خودشه. ستاره سرد.

00:05:16.360 --> 00:05:19.530
‫نبوغت واقعاً مثال‌زدنی‌ـه، داکای.

00:05:20.110 --> 00:05:22.450
‫خب، حالا چی هست؟

00:05:23.110 --> 00:05:27.540
‫یه شیء جادویی که پیش از دوره‌ی
‫پادشاه شیاطین حقیقی، توی اسناد ثبت شده.

00:05:28.120 --> 00:05:30.620
‫حدسم این بود که پادشاه شیاطین خودخوانده کیازونا،

00:05:30.710 --> 00:05:33.290
‫برای نیرو بخشیدن به هزارتوی عظیم ازش استفاده می‌کرده.

00:05:33.370 --> 00:05:34.540
‫حدسم درست از آب دراومد.

00:05:35.080 --> 00:05:36.750
‫بعد از عبور از بلور مرکزی،

00:05:36.840 --> 00:05:40.920
‫نور خورشید تبدیل به نور منفجره‌ای می‌شه که
‫می‌تونه حتی یه شهر رو بمباران کنه.

00:05:42.130 --> 00:05:43.180
‫چه خطری.

00:05:43.260 --> 00:05:47.510
‫هیچ‌یک از چیزهایی که از جهان دوردست
‫طرد شدن، طبع مسالمت‌آمیزی ندارن.

00:05:47.600 --> 00:05:49.180
‫شمشیرهای طلسم‌شده و اشیای جادویی...

00:05:49.270 --> 00:05:51.810
‫موجودات ناهنجاری که مورد قبولِ جهان دوردست نیستن،

00:05:51.890 --> 00:05:54.600
‫به دنیای ما قدم می‌ذارن.

00:05:55.150 --> 00:05:56.440
‫من رو می‌گی؟

00:05:56.520 --> 00:05:59.820
‫تو که مسلماً خودت رو یه موجود مسالمت‌آمیز درنظر نمی‌گیری؟

00:06:00.440 --> 00:06:01.780
‫یا دست کم اون شمشیر رو.

00:06:02.400 --> 00:06:05.320
‫تیغه‌ جادویی رازوکورت، به خودش می‌باله که...

00:06:05.410 --> 00:06:07.830
‫توی هر حمله‌ای ابتکار عمل رو به‌دست می‌گیره.

00:06:07.910 --> 00:06:10.200
‫اون هم از جهان دوردست طرد شده، مگه نه؟

00:06:10.830 --> 00:06:11.830
‫قریب به یقین.

00:06:11.910 --> 00:06:14.500
‫اشیای جادویی دیگه غیر از ستاره سرد چی؟

00:06:15.250 --> 00:06:16.880
‫وقت کردی دنبال اون‌ها هم بگردی؟

00:06:17.340 --> 00:06:18.420
‫آره.

00:06:18.500 --> 00:06:21.130
‫ولی چیز باارزش دیگه‌ای به چشمم نخورد.

00:06:21.210 --> 00:06:22.380
‫مشکلی نیست.

00:06:22.470 --> 00:06:26.180
‫ستاره سرد تنها چیزیه که بهش نیاز داشتم.

00:06:26.260 --> 00:06:29.560
‫آه، پس اشکالی نداره که گولم دانجن رو با خودم نیاوردم؟

00:06:30.100 --> 00:06:31.890
‫نمی‌دونم کی شکستش داده،

00:06:31.970 --> 00:06:33.890
‫ولی قطعه چرخ‌دنده‌ی مهمی به‌نظر می‌اومد.

00:06:33.980 --> 00:06:36.270
‫اون پادشاهان شیاطین خودخوانده دست همدیگه رو از پشت بستن.

00:06:36.850 --> 00:06:39.730
‫خیال می‌کردم تو شکستش دادی.

00:06:40.230 --> 00:06:43.240
‫خب، این یعنی فرد دیگه‌ای هم به قدرتمندی من وجود داره.

00:06:43.320 --> 00:06:44.320
‫یه گوشه از این دنیا.

00:06:45.820 --> 00:06:48.120
‫مُهر توی شونه‌ی راستش بود.

00:06:48.200 --> 00:06:49.200
‫درست می‌گم؟

00:06:49.950 --> 00:06:52.160
‫هنوز خبر دقیقی به گوشم نرسیده.

00:06:52.700 --> 00:06:55.420
‫آورتیا بقایا رو جمع‌آوری کرده.

00:06:56.000 --> 00:06:57.290
‫حیف شد که.

00:06:57.380 --> 00:07:00.420
‫دوست داشتم ببینم که از اون شمشیر استفاده می‌کنی.

00:07:00.500 --> 00:07:02.630
‫انتظاراتت رو بیار پایین.

00:07:02.710 --> 00:07:04.470
‫من که شمشیرزن نیستم.

00:07:04.550 --> 00:07:07.640
‫اما، حالا که شی‌ء جادویی‌ای که می‌خواستم رو به‌دست آوردی،

00:07:07.720 --> 00:07:10.300
‫باید کار دیگه‌ای بهت محول کنم.

00:07:11.100 --> 00:07:12.560
‫الان نزدیک دو ماهه که،

00:07:12.640 --> 00:07:15.600
‫کاروان‌های تجاری‌ای که به لیثیا
‫رفت‌وآمد دارن مورد حمله قرار می‌گیرن.

00:07:16.390 --> 00:07:18.810
‫احتمالاً کار راهزن‌هایی‌ـه که آورتیا فرستاده.

00:07:19.400 --> 00:07:20.570
‫درموردش شنیدم.

00:07:20.650 --> 00:07:23.780
‫ولی مگه وظیفه‌ی محافظت از آسمون‌ لیثیا به‌عهده‌ی رگنجی نیست؟

00:07:24.320 --> 00:07:26.320
‫یه‌مشت راهزن چه خطری می‌خوان داشته باشن.

00:07:26.900 --> 00:07:29.950
‫اگه محموله‌مون رو در راه لیثیا بدزدن،

00:07:30.030 --> 00:07:32.700
‫حتی کمکی از دست یه ارتش وایورن هم برامون برنمیاد.

00:07:32.790 --> 00:07:35.120
‫این راهزن‌هایی که مدام اطراف لیثیا سروکله‌شون پیدا می‌شه،

00:07:35.200 --> 00:07:36.960
‫مشکل دیگه‌ای برامون ایجاد می‌کنن.

00:07:38.830 --> 00:07:40.920
‫خب، یه مشکل دشوار؟

00:07:41.420 --> 00:07:45.800
‫دشمن از این راهزن‌ها برای زیرنظر گرفتنِ
‫اقدامات‌مون استفاده می‌کنه.

00:07:46.340 --> 00:07:49.140
‫مثلاً‌ چه زمانی کمی تأخیر در رهگیری وایورن‌ها صورت می‌گیره،

00:07:49.220 --> 00:07:52.050
‫یا محموله‌های مهم چه زمانی جابه‌جا می‌شن.

00:07:52.140 --> 00:07:57.020
‫پس لب کلامت اینه که به‌نظرت یه‌نفر
‫داره این اطلاعات رو بهشون لو می‌ده؟

00:07:57.100 --> 00:07:58.440
‫آره.

00:07:58.520 --> 00:08:01.650
‫کسی رو که برای آورتیا خبرچینی می‌کنه پیدا و دستگیرش کن.

00:08:01.860 --> 00:08:04.780
‫می‌تونی از اون شمشیرت به نحو احسن استفاده کنی.

00:08:05.320 --> 00:08:08.110
‫به نحو احسن استفاده کنم...

00:08:09.030 --> 00:08:12.530
‫مگه بهت نگفتم من یه شمشیرزن نیستم.

00:08:28.170 --> 00:08:29.720
‫بعدش، این خبر رو به آورتیا برسون-

00:08:29.800 --> 00:08:31.840
‫آقایون، چند ‌لحظه وقت دارید؟

00:08:36.470 --> 00:08:37.980
‫البته، چه امری داشتید؟

00:08:38.060 --> 00:08:39.690
‫اگه گوشت دودی می‌خواید-

00:08:39.770 --> 00:08:42.860
‫چندتا راهزن یه‌راست اومدن جلوی شهر.

00:08:43.560 --> 00:08:45.860
‫برای فرستادن جاسوس بود؟

00:08:47.360 --> 00:08:50.990
‫شما که واقعاً‌ دنبال پیدا کردن نقاط ضعفِ
سیستم دفاع هوایی ما نبودید، مگه نه؟

00:08:51.570 --> 00:08:54.200
‫در بحبوحه‌ی هرج‌ومرج، از یه تاجر خواستید که شما رو برسونه،

00:08:54.280 --> 00:08:56.490
‫و مستقیم به لیثیا نفوذ کردین.

00:08:56.580 --> 00:09:00.710
‫خودتون رو تاجرهایی جا زدید که از
‫جای دیگه‌ای می‌اومدن و بهشون حمله شده.

00:09:02.880 --> 00:09:07.300
‫آه، اگه خودتون رو تاجر جا زدید،
‫پس گمونم بیشتر از این‌ها باشید.

00:09:07.670 --> 00:09:12.260
‫حدسم اینه که یه‌سری‌هام جاسوسی ساختمان فرماندهی رو می‌کنن.

00:09:15.100 --> 00:09:16.100
‫اوه؟

00:09:25.980 --> 00:09:27.230
‫چهار تیرانداز.

00:09:27.320 --> 00:09:29.360
‫سه‌تای دیگه قایم شدن.

00:09:29.440 --> 00:09:31.110
‫سرجمع می‌شن هفت‌نفر.

00:09:33.320 --> 00:09:36.490
‫به دام انداختنِ دشمن...
‫یه منطقه‌ی جغرافیایی مناسب برای تک‌تیراندازی...

00:09:36.580 --> 00:09:38.660
‫پس دژ اینام این‌مدلی‌ـه؟

00:09:38.740 --> 00:09:39.830
‫می‌دونستم.

00:09:46.090 --> 00:09:48.590
‫سرویس مخفی آورتیا، ها؟

00:09:48.670 --> 00:09:50.010
‫کارتون درسته.

00:09:57.100 --> 00:09:58.310
‫چهار شلیک تا اینجای کار.

00:09:58.390 --> 00:10:00.890
‫همه‌ی تیراندازها دارن خشاب اسلحه‌هاشون رو پر می‌کنن.

00:10:15.950 --> 00:10:17.450
‫خب، دیگه کی مونده؟

00:10:18.080 --> 00:10:20.370
‫یک، دو، و سه تای دیگه.

00:10:20.450 --> 00:10:21.500
‫پنج‌تا؟

00:10:24.250 --> 00:10:25.460
‫می‌مونه چهارتا.

00:10:32.920 --> 00:10:34.590
‫حتی فکر فرار هم به سرتون نزنه.

00:10:34.680 --> 00:10:35.680
‫بی‌فایده‌ست.

00:10:36.260 --> 00:10:40.140
‫اگه ترتیب شما دوتا رو هم بدم، فقط یه‌نفر می‌مونه.

00:10:41.810 --> 00:10:44.560
‫باید هردوتون رو بکشم؟ نظر خودتون چیه؟

00:10:45.810 --> 00:10:46.940
‫من تسلیم می‌شم.

00:10:47.020 --> 00:10:48.980
‫اگه رحم می‌کنی،‌ بذار زنده بمونه.

00:10:49.070 --> 00:10:50.150
‫و ـ‌ ولی...

00:10:50.230 --> 00:10:53.150
‫تو حریف این شمشیرزن نمی‌شی. این یارو-

00:10:56.780 --> 00:11:01.580
‫سعی دارید با اتلاف وقت و التماس برای گذشتن از جون‌تون،
واسه رفیق‌تون که هنوز داخله زمان بخرید؟

00:11:01.660 --> 00:11:04.330
‫این حقه‌ها رو ازبرم.

00:11:06.420 --> 00:11:09.130
‫هیچ دلیلی نداره که بذارم اون زنده بمونه.

00:11:09.960 --> 00:11:12.510
‫همه‌چیز روی این چند برگ کاغذ ثبت شده، درسته؟

00:11:13.090 --> 00:11:15.420
‫از اون یارو که الان کشتمش دزدیدمش.

00:11:15.510 --> 00:11:17.090
‫مـ ـ مقاومت نمی‌کنم!

00:11:17.180 --> 00:11:19.930
‫پس خواهشاً، به‌عنوان یه شمشیرزن رحم کن!

00:11:20.010 --> 00:11:21.390
‫نه، راه نداره.

00:11:26.690 --> 00:11:28.810
‫چون‌ من یه شمشیرزن نیستم.

00:11:29.360 --> 00:11:30.770
‫یه سارقم.

00:11:34.570 --> 00:11:36.110
‫داکایِ زاغی.

00:11:36.570 --> 00:11:40.160
‫یه موجود ناهنجار که مورد قبولِ جهان دوردست نیست.

00:11:40.740 --> 00:11:44.160
‫یه بازدیدکننده که وارد این دنیا شده...

00:11:44.750 --> 00:11:48.250
‫او کسی است که با هوشیاری می‌تواند
‫حتی جلوی سرعت گلوله‌ها را هم بگیرد،

00:11:48.330 --> 00:11:51.590
‫و دید استثنائی و یک شمشیر طلسم‌شده دارد.

00:11:52.250 --> 00:11:55.970
‫کسی که قدرت بینش عمیقش،

00:11:56.050 --> 00:11:58.800
‫تسخیر کردن هزارتوهای نفوذناپذیر را برایش ممکن می‌کند.

00:11:59.470 --> 00:12:02.470
‫کسی که در بحرانی‌ترین لحظات غارت می‌کند،

00:12:02.560 --> 00:12:06.850
‫و انگشت‌هایی با حدأکثر دقت و سرعت خدادادی دارد.

00:12:07.350 --> 00:12:10.100
‫با بی‌اعتناییِ لجام‌گسیخته نسبت به قانون،

00:12:10.190 --> 00:12:13.860
‫آن‌سوی مرزهای دنیای خودش سرقت می‌کند.

00:12:20.990 --> 00:12:23.240
‫خب، حالا چیکار می‌کنی،

00:12:23.660 --> 00:12:24.740
‫آورتیا؟

00:12:25.160 --> 00:12:29.960
‫اون یک سارق است. یک مینیا.
‫او داکایِ زاغی‌ است.

00:12:54.150 --> 00:12:56.150
‫همه‌ی افراد، به صف شید.

00:12:56.570 --> 00:12:57.610
‫به من نگاه کنید.

00:13:00.740 --> 00:13:02.200
‫بی‌معطلی بهتون می‌گم.

00:13:02.280 --> 00:13:04.780
‫ما اینجائیم تا حکم مرگ یه موجود فاسد رو اجرا کنیم.

00:13:05.370 --> 00:13:09.120
‫احتمالاً‌ درمورد اون شهروند لیثیائی که امروز گم شده، شنیدید.

00:13:09.660 --> 00:13:11.540
‫یه بچه‌ی مینیان.

00:13:11.620 --> 00:13:13.630
‫نُه‌ساله. یه دختر بچه.

00:13:14.080 --> 00:13:16.880
‫حدس می‌زنم یکی از شماها یه‌چیزهایی درموردش می‌دونه.

00:13:19.300 --> 00:13:21.050
‫درسته!

00:13:21.130 --> 00:13:24.220
‫کار معاون فرمانده لوکوِل از واحد چریکی شرقی بود!

00:13:24.300 --> 00:13:26.140
‫ا ـ‌ اون یه بچه رو خورد!

00:13:26.760 --> 00:13:28.600
‫مـ ـ من خودم دیدمش.

00:13:29.020 --> 00:13:30.310
‫حقیقت داره!

00:13:36.190 --> 00:13:40.190
‫ما بیش از حد لازم غذا دریافت می‌کنیم،

00:13:40.280 --> 00:13:43.490
‫و درعوض موظفیم از شهروندهای لیثیائی محافظت کنیم.

00:13:43.570 --> 00:13:45.240
‫قرارمون اینه.

00:13:46.450 --> 00:13:48.620
‫بذارید به زبون ساده بهتون بگم، احمق‌ها.

00:13:49.250 --> 00:13:51.040
‫خوردنِ شهروندهای لیثیائی،

00:13:51.120 --> 00:13:54.670
‫و از دست دادن اعتماد تارنِ محفوظ،

00:13:54.750 --> 00:14:00.130
‫یه اقدام خیانت‌آمیز شنیع و ناگواره که
‫منجر می‌شه تمام گروه‌مون از گرسنگی تلف شه!

00:14:00.840 --> 00:14:03.630
‫معاون فرمانده لوکوِل از واحد چریکی شرقی.

00:14:04.260 --> 00:14:06.140
‫حرفی داری در دفاع از خودت بزنی؟

00:14:09.640 --> 00:14:11.890
‫باورم نمی‌شه لوکوِل همچین کاری کرده.

00:14:15.100 --> 00:14:17.400
‫از رگنجی به باد لیثیا.

00:14:17.480 --> 00:14:19.400
‫دیسک آینه‌ی وارونه. خورشید رشته‌ای!

00:14:19.980 --> 00:14:20.990
‫بدرخش!

00:14:24.950 --> 00:14:26.450
‫چـ ـ چرا من؟

00:14:26.530 --> 00:14:28.830
‫فکر کردی می‌تونی سرم رو شیره بمالی؟

00:14:29.410 --> 00:14:30.580
‫آشغال!

00:14:32.290 --> 00:14:35.960
‫خوب چشماتو باز کن! ببین چه بلایی سر
‫کسایی که از قوانین تخطی می‌کنن میاد!

00:14:38.170 --> 00:14:43.590
‫ بلا استثناء هر آشغالی که شهروندهای لیثیائی رو بخوره، محکوم به مرگ می‌شه!

00:14:43.670 --> 00:14:46.550
‫محکوم به مرگ می‌شه، محکوم به مرگ!

00:14:49.640 --> 00:14:54.560
‫سال پیش... این آشغال سال پیش به گروه‌مون ملحق شد.

00:14:54.640 --> 00:14:56.690
‫درست بارش نیاوردم.

00:14:56.770 --> 00:15:00.570
‫تمام اون‌هایی که باهاش هم‌دوره بودن،
‫برای تجدید آمادگی گزارش می‌دن.

00:15:00.650 --> 00:15:02.740
‫هیچکس حق نداره بار دیگه قوانین رو دور بزنه.

00:15:02.820 --> 00:15:04.700
‫دیگه تکرار نمی‌شه!

00:15:15.000 --> 00:15:17.290
‫من گله‌ی اون آشغال‌ها رو رهبری می‌کنم.

00:15:17.710 --> 00:15:20.750
‫باید یه سروگردن از هر وایورن‌ دیگه‌ای بالاتر باشم.

00:15:21.420 --> 00:15:23.590
‫از گله فرار نمی‌کنم.

00:15:36.850 --> 00:15:39.270
‫کسایی که واقعاً قوی‌ان، دیگران رو رهبری می‌کنن.

00:15:39.860 --> 00:15:43.570
‫مسئولیتِ جان هرچند نفر رو که بتونن قبول می‌کنن.

00:15:55.620 --> 00:15:57.410
‫امروز هوا آفتابی‌ـه.

00:15:57.500 --> 00:16:01.790
‫رگنجی صبح زود رفت و هنوز برنگشته.

00:16:02.500 --> 00:16:04.800
‫جدیداً به‌نظر خیلی سرش شلوغه.

00:16:05.260 --> 00:16:07.170
‫زیرلب داری چی ور ور می‌کنی؟

00:16:08.090 --> 00:16:09.300
‫رگنجی؟

00:16:09.390 --> 00:16:11.180
‫آره، من اینجام.

00:16:11.760 --> 00:16:13.600
‫امروز هم اعزام شدید؟

00:16:13.680 --> 00:16:16.730
‫تازه از تعقیب چندتا راهزن آشغال برگشتم.

00:16:16.810 --> 00:16:19.690
‫وقت ندارم مثل تو هر روزمو به یللی تللی بگذرونم.

00:16:20.310 --> 00:16:21.730
‫داشتم یه خاطره می‌نوشتم.

00:16:22.310 --> 00:16:27.570
‫شنیدم اشراف‌زاده‌هایی که نوشتن بلدن، ‫هر روز توی
‫کتاب‌هایی مثل این وقایع اون‌ روزشون رو ثبت می‌کنن.

00:16:27.650 --> 00:16:33.080
‫اگه منم این‌کارو بکنم، حرف‌هامون رو تاابد یادم می‌مونه.

00:16:34.410 --> 00:16:36.330
‫چرت‌وپرت نگو.

00:16:36.410 --> 00:16:39.460
‫با دو چشم نابینا چطوری می‌خوای بنویسی؟

00:16:41.080 --> 00:16:43.460
‫این چالشی‌ـه که اخیراً ازش لذت می‌برم.

00:16:48.170 --> 00:16:50.220
‫بیرون هوا هنوز روشنه، نه؟

00:17:03.190 --> 00:17:04.040
‫اوه.

00:17:04.040 --> 00:17:05.190
‫بهم دست نزن.

00:17:06.610 --> 00:17:08.690
‫حتی نمی‌تونم غافلگیرت کنم، نه؟

00:17:08.780 --> 00:17:09.950
‫یه جغله مثل تو؟

00:17:10.030 --> 00:17:14.320
‫تو حتی اگه یه عمر هم تلاش می‌کردی،
‫هیچوقت نمی‌تونستی بهم دست بزنی.

00:17:14.830 --> 00:17:16.950
‫شاید حق با تو باشه.

00:17:17.040 --> 00:17:19.620
‫باید دنبال راه دیگه‌ای باشم.

00:17:23.880 --> 00:17:26.880
‫رگنجی، بودن در لیثیا رو دوست داری؟

00:17:26.960 --> 00:17:28.710
‫خودت چی؟

00:17:28.800 --> 00:17:30.510
‫حتی نمی‌تونی ببینیش.

00:17:30.590 --> 00:17:31.590
‫دوستش دارم.

00:17:31.680 --> 00:17:33.260
‫زیباست.

00:17:33.340 --> 00:17:34.890
‫چه احمقانه.

00:17:34.970 --> 00:17:36.310
‫بهت حسودیم می‌شه.

00:17:43.150 --> 00:17:45.940
‫امروز نمی‌خوای آواز بخونی؟

00:17:46.020 --> 00:17:49.030
‫کلی خواننده‌ی دیگه هستن که ‫بهتر از من آواز می‌خونن.

00:17:49.860 --> 00:17:52.030
‫ولی من می‌خوام صدای آواز خوندن تو رو بشنوم، کارته.

00:17:53.160 --> 00:17:54.240
‫که اینطور؟

00:18:10.760 --> 00:18:13.380
‫حتی الان که همه‌چیز خاتمه یافته،

00:18:13.470 --> 00:18:18.310
‫شاید هیچکسی هیچ‌کجای دنیا نباشه که،

00:18:18.390 --> 00:18:20.970
‫هویت پادشاه شیاطین حقیقی رو درست بدونه.

00:18:22.140 --> 00:18:25.310
‫پادشاه شیاطین حقیقی چه کسی بود؟

00:18:25.400 --> 00:18:28.320
‫ پادشاه شیاطین حقیقی با زادگاه اون چیکار کرد؟

00:18:28.400 --> 00:18:30.820
‫کارته هیچوقت نتونست ببینه.

00:18:30.900 --> 00:18:36.910
‫اما بعد از اون وحشت توصیف‌ناپذیر، سوی چشم‌هاش رو از دست داد.

00:18:37.660 --> 00:18:43.160
‫با این حال، یک دختر، و یک وایورن، تن به جنون ندادن.

00:18:43.790 --> 00:18:45.750
‫کارته باور داره.

00:18:45.830 --> 00:18:50.800
‫که آواز سوررئالی که در تاریکی به گوشش خورد،

00:18:50.880 --> 00:18:54.220
‫چیزیه که اون‌ها رو از جنون حفظ کرد.

00:19:01.560 --> 00:19:02.850
‫هی، رگنجی.

00:19:03.730 --> 00:19:06.060
‫سر لیثیا چی میاد؟

00:19:06.650 --> 00:19:08.270
‫خودت چی؟

00:19:08.900 --> 00:19:11.820
‫قصد داری همین‌جا توی لیثیا بمونی؟

00:19:13.990 --> 00:19:16.450
‫خب مامانم فرمانروای لیثیاست.

00:19:19.700 --> 00:19:21.490
‫مردم قراره بمیرن.

00:19:21.580 --> 00:19:23.750
‫قراره جنگی آغاز شه.

00:19:23.830 --> 00:19:26.420
‫حقیقت داره. من این چیزها رو متوجه می‌شم.

00:19:26.960 --> 00:19:29.960
‫حتی اگه اینطور باشه، نمی‌تونم تو رو بذارم و برم، رگنجی.

00:19:31.420 --> 00:19:36.220
‫اگه واقعاً‌ جنگی آغاز شه، نادون‌هایی مثل تو اول از همه می‌میرن.

00:19:36.800 --> 00:19:38.590
‫آره، حق با توـه.

00:19:40.300 --> 00:19:41.470
‫آه.

00:19:41.560 --> 00:19:43.890
‫کی قراره بیخیال شی، فس‌فسو؟

00:19:43.970 --> 00:19:46.350
‫ایش، چی می‌شه یه‌کوچولو دست بزنم؟

00:19:46.440 --> 00:19:47.640
‫گرفتمت!

00:19:47.730 --> 00:19:49.350
‫بـ ـ‌ بس کن احمق!

00:19:49.440 --> 00:19:51.110
‫اگه زمین بخوری و خودتو زخمی کنی چی؟

00:19:55.030 --> 00:19:56.400
‫می‌شه دوباره آواز بخونم؟

00:19:56.490 --> 00:20:00.070
‫از من چرا می‌پرسی؟ هرکاری دلت می‌خواد بکن.

00:20:01.280 --> 00:20:03.580
‫هی، رگنجی، می‌دونی؟

00:20:04.200 --> 00:20:07.000
‫در آغازِ دنیا، یه فرشته وجود داشت.

00:20:07.080 --> 00:20:10.330
‫فرشته و خالق همه‌چیز رو باهم آفریدن.

00:20:10.420 --> 00:20:13.090
‫به اون افسانه باور داری؟

00:20:13.170 --> 00:20:17.090
‫آره. فرشته‌ها آواز رو دوست دارن.

00:20:17.590 --> 00:20:19.970
‫فنون کلام از آوازها شکل می‌گیره.

00:20:21.760 --> 00:20:24.140
‫کاش می‌شد یه فرشته بودی، رگنجی.

00:20:42.450 --> 00:20:44.700
‫او فرمانروای گروهی‌ است که آزادانه پرواز می‌کنند،

00:20:44.830 --> 00:20:49.500
‫و حرف اول را در آسمان بی‌کران دنیا می‌زنند.

00:20:50.080 --> 00:20:54.130
‫کسی که آن‌چنان به یک گله‌ی نترس و کاملاً مطیع فرمان می‌دهد،

00:20:54.210 --> 00:20:58.510
‫که گویا یک موجود زنده‌ی واحد هستند.

00:20:59.050 --> 00:21:01.800
‫کسی که با هوش جنگی سرشارش،

00:21:01.890 --> 00:21:06.350
‫خودش را قاطعانه در مرکز یک ملت جای داده است.

00:21:06.370 --> 00:21:18.370
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:25.200 --> 00:21:30.960
‫او یک فرمان‌ است. یک وایورن.
‫او رگنجی بال‌های غروب‌ است.

00:23:04.760 --> 00:23:06.470
‫وضعیت از این قراره.

00:23:07.840 --> 00:23:10.430
‫به محض اینکه تماس رو دریافت کردی، راه بیفت.

00:23:10.450 --> 00:23:15.450
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:15.850 --> 00:23:17.940
‫نه، یه‌لحظه صبر کن.

00:23:18.650 --> 00:23:21.940
‫من وظیفه دارم یه‌چیزی رو تحویل بدم، نه اینکه کلک کسی رو بکنم.

00:23:24.400 --> 00:23:27.610
‫و شنیدم باری هم که حمل می‌کنم، نسبتاً حیاتی‌ـه.

00:23:29.070 --> 00:23:31.080
‫خب، مطمئنم حل می‌شه.

00:23:31.790 --> 00:23:34.370
‫هرچی نباشه، یه فرشته همراهم دارم.

00:02:03.040 --> 00:02:05.920
‫لیثیا شاهزاده‌نشین جدید

00:02:18.200 --> 00:02:20.640
‫‫تارنِ‌ محفوظ

00:02:18.200 --> 00:02:20.640
‫مینیا

00:04:08.310 --> 00:04:12.230
‫قسمت سوم

00:04:08.310 --> 00:04:12.230
بال‌های غروب رگنجی زاغی و داکای

00:04:14.550 --> 00:04:16.970
‫دژ مرکزی لیثیا

00:12:30.040 --> 00:12:33.960
ایشورا
بیست‌ونه تن از مقامات آورتیا

00:23:01.000 --> 00:23:03.970
‫آورتیا   ‫جایی در حومه شهر

00:23:39.020 --> 00:23:41.070
‫بعدی

00:23:39.020 --> 00:23:41.070
‫قسمت چهار

00:23:39.020 --> 00:23:41.070
کلام هستی کیا یاغی گردبادی و نیهیلو