﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:30.293 --> 00:01:32.917
قسمت ۳۲

00:01:36.486 --> 00:01:40.536
بعد از اون اتفاقی که دم‌دروازه ی کاخ افتاد

00:01:40.566 --> 00:01:42.614
ژنرال فکر میکنید سیمایی چیکار میکنه!؟

00:01:44.526 --> 00:01:48.736
این کاریه که ما میتونیم با اون پیر طماع بکنیم

00:01:48.726 --> 00:01:52.651
یک ادم‌ نرمال برای رسیدن به چیزی که میخواد

00:01:52.686 --> 00:01:54.688
حاضره اونقدر بجنگه تا بمیره

00:01:55.566 --> 00:01:59.571
این پیر حیله کر‌فقط وانمود میکنه همه چیز خوبه

00:01:59.566 --> 00:02:03.616
شما اونو آدم‌فوق العاده ای میبنید
برای همینه که متوجه نیمشید

00:02:03.646 --> 00:02:06.536
اگر بتونید اونو به عنوان یک آدم معمولی ببینید

00:02:06.606 --> 00:02:09.689
میتونید مکلاتمونم حل کنید

00:02:10.226 --> 00:02:14.072
منظورت چیه؟
سیمایی الان ترسیده

00:02:14.226 --> 00:02:18.231
چون مرگ از بقل گوشش رد شده
از خوردن و خوابیدن افتاده

00:02:18.226 --> 00:02:23.187
وگرنه چرا باید مخفیانه با سیمایی شهرو ترک کنه؟

00:02:23.226 --> 00:02:25.194
منظورتون اینه که

00:02:25.186 --> 00:02:29.987
ژنرال تلاش کنه و فکر کنه

00:02:30.026 --> 00:02:35.157
چه چیزی باعث‌ میشه که استاد اعظم شبونه از شهر بره؟

00:02:44.186 --> 00:02:46.109
ممکنه که اون

00:02:46.226 --> 00:02:49.070
حیله گر پیر

00:02:52.106 --> 00:02:54.996
در حال ساختن یه ارتش باشه؟

00:02:58.066 --> 00:03:02.993
درسته؟
 -افراد ما دیدن که داشته شهرو ترک میکرده

00:03:02.986 --> 00:03:06.149
اگر واقعیت نداشت که نمیگفتم ناراحتتون کنم

00:03:08.226 --> 00:03:13.232
الان چیزی که ما باید بفهمیم اینه که اون سربازارو کجا نگه میداره

00:03:14.146 --> 00:03:18.993
بعد میتونیم بگیم اون یک خائنه و ترتیبشو بدیم

00:03:19.026 --> 00:03:22.155
این حرکته که موفقیت نهایی رو مشخص میکنه

00:03:23.106 --> 00:03:25.154
ما نباید این فرصت طلایی رو از دست بدیم

00:03:27.226 --> 00:03:31.117
تو از من خواستی که سیمایی رو بفرستیم به شهر فن

00:03:31.146 --> 00:03:34.116
تا اذیتش کنیم؟

00:03:41.026 --> 00:03:42.152
درسته

00:03:43.186 --> 00:03:45.109
یبار که سیمایی بره

00:03:45.146 --> 00:03:48.116
ما میتونیم روی سیماشی و سیما ژائو کار کنیم

00:03:48.146 --> 00:03:50.194
اینجوری دنبال کردنشم راحت تره

00:03:51.066 --> 00:03:52.989
سیما ژائو؟

00:03:53.106 --> 00:03:56.997
مطمئنید که راهی دارید که بتونید از پس سیما ژائو بربیایید

00:03:58.026 --> 00:03:59.994
و اون واقعیت رو بهتون بگه؟

00:04:00.026 --> 00:04:02.028
تحت تاثیر قرار دادن کسی که

00:04:02.066 --> 00:04:04.068
از پدرش ناراضیه و جاه طلبه

00:04:04.066 --> 00:04:05.989
کار سختی نیست

00:04:07.066 --> 00:04:09.148
علاوه بر این ما نقطه ضعف اونو میدونم

00:04:09.226 --> 00:04:11.149
نقطه ضعفش چیه؟

00:04:23.066 --> 00:04:24.227
شخصیت سرکشش

00:04:29.066 --> 00:04:32.036
سیمایی همیشه سعی کرده اونو تحت کنترل خودش داشته باشه

00:04:32.066 --> 00:04:36.151
اون نمیخواد با سیما شی بجنگه برای همین احساس انزوا میکنه

00:04:36.146 --> 00:04:38.194
اون مدت طولانیه که نفرتشو سرکوب کرده

00:04:38.186 --> 00:04:41.110
اگر بتونید قول بدید

00:04:49.186 --> 00:04:51.188
که قدرت سیما یی بعد از مرگش

00:04:51.186 --> 00:04:53.234
برسه به سیما ژائو من میتونم

00:04:57.066 --> 00:04:59.034
کاری کنم این بچه

00:05:02.066 --> 00:05:04.148
پدر و برادرشو بکشه

00:05:10.106 --> 00:05:12.154
کار کنیم برادر ها باهم بجنگن

00:05:13.226 --> 00:05:16.036
و پدر و پسر همو بکشن

00:05:33.066 --> 00:05:34.989
چه حرکت خوبی

00:05:40.186 --> 00:05:43.030
اعلیحضرت،اولیا حضرت

00:05:43.026 --> 00:05:46.997
ژنرال وو،ژو ران یک ارتش رو هدایت کرده و به شهر فن حمله کرده

00:05:46.986 --> 00:05:49.990
شهر داره شکست میخوره
دشمن از ما تعدادش بیشتره

00:05:49.986 --> 00:05:52.193
ما باید افرادمون رو بفرستیم اونجا که کمکشون کنن

00:05:56.106 --> 00:05:58.108
برید و یک دسته از افرادمون رو بفرستید اونجا

00:05:58.106 --> 00:06:01.235
ژنرال فک میکنید چه کسی توانایی رهبری ارتشو داره؟

00:06:01.226 --> 00:06:04.116
شهر فن دروازه ی شیانگ یانگه

00:06:04.146 --> 00:06:06.148
اگر فنو از دست بدیم شیانگ یانگم توی خطر میافته

00:06:06.146 --> 00:06:09.195
شیانگ یانگ تو خطر باشه،دونگ نانم دیگه رنگ ارامش نمیبینه

00:06:09.186 --> 00:06:13.987
فقط ژنرال ها و وزرا میتونن این موضوع رو به عهده بگیرن

00:06:14.026 --> 00:06:17.109
من و استاد اعظم شریاط نظامی رو بررسی میکنیم

00:06:17.106 --> 00:06:22.192
اما من مسئول حفاظت از کاخم و نمیتونم اینجارو ترک کنم

00:06:23.066 --> 00:06:26.195
من فقط میتونم این ماموریت رو به استاد اعظم بسپارم

00:06:28.146 --> 00:06:30.069
ارتش ژو کمتر از پنجاه هزار نفر جمعیت داره

00:06:30.066 --> 00:06:32.148
اون نمیتونه سرزمین ما رو تحت کنترل خودش داشته باشه برای همین افرادش امید خودشون رو از دست دادن

00:06:32.146 --> 00:06:36.037
ژنرال جینگژو و سه هزار نیروی کمکی رو بفرستید  به اونجا

00:06:36.066 --> 00:06:38.114
چرا استاد اعظم رو توی دردسر بندازیم

00:06:38.106 --> 00:06:41.030
درسته نیازی نیست.

00:06:41.066 --> 00:06:44.149
ایشون به اندازه ی قدیم قدرت ندارن

00:06:44.226 --> 00:06:47.116
قدیما وقتی گوان یو توی شهر فن مورد حمله واقع شد

00:06:47.146 --> 00:06:51.993
...و زوچانگ توی خطر بود امپراطور وو شخصا رفت به کمکشون

00:06:51.986 --> 00:06:55.149
الان استاد اعظم باید سپاه قدرتمند مارو رهبری کنه

00:06:55.186 --> 00:06:58.190
اگر ما ایشونو نفرستیم چه کسی رو میتونیم جاشون بفرستیم؟

00:06:58.186 --> 00:07:00.188
توی این آب و هپای به این گرمی هدفتون

00:07:01.146 --> 00:07:04.116
از فرستادن استاد به شهر فن چیه؟

00:07:04.146 --> 00:07:06.035
اروم باشید

00:07:06.186 --> 00:07:11.989
به عنوان یک خدمتگذار چه کسی جرات داره بخاطر گرما کار نکنه؟

00:07:11.986 --> 00:07:14.114
اعلیحضرت.اولیاحضرت

00:07:14.146 --> 00:07:18.117
من ارتش رو هدایت میکنم و شهرو نجات میدم

00:07:18.186 --> 00:07:21.235
الان اواخر بهاریم و هوا به شدت گرمه

00:07:21.226 --> 00:07:24.070
استاد اعظم سنی ازشون گذشته

00:07:24.066 --> 00:07:28.037
ژنرال شما نمیتونید فرد جپان تری رو برای این کار انتخاب کنید؟

00:07:28.146 --> 00:07:32.117
ملکه شهر در خطره و مردم ما ترسیدن

00:07:32.106 --> 00:07:34.154
من بابت اعتمادی که ژنرال به بنده دارند سپاسگذارم

00:07:34.146 --> 00:07:40.028
با اینکه من پیر شدم ولی من نمیتونم با ارامش توی کاخ بمونم

00:07:41.226 --> 00:07:44.196
استاد اعظم شهر فن زیاد زمین نداره

00:07:44.186 --> 00:07:46.075
سیل خیلی توش داریم

00:07:46.066 --> 00:07:48.148
و اخیرا چندتا طوفان رو پشت سر گذاشته

00:07:48.186 --> 00:07:51.156
برای جلوگیری از غرق شدن هریک از افرادمون به وسیله ی سیل

00:07:51.146 --> 00:07:54.070
امیدوارم که استاد اعظم هرچه زودتر اینجارو به مقصد فن ترک کنند.

00:07:54.066 --> 00:07:56.148
سفر کردن از لویانگ به فن اونقدرام طولانی نیست

00:07:56.186 --> 00:08:01.033
میتونید هشت روزه خودتون رو برسونید؟

00:08:01.985 --> 00:08:05.956
چیزی که ژنرال میگن درسته
من از دستورات پیروی میکنم

00:08:17.065 --> 00:08:19.113
واقعا باورنکردنی هستید

00:08:19.105 --> 00:08:23.872
شما پیر شدید
چرا برای قدرت نظامی باید با اونها بجنگید؟

00:08:24.905 --> 00:08:28.990
من به این دلیل به جنگ نمیرم
کائو شوانگ منو به این سمت هول میده

00:08:29.105 --> 00:08:32.075
پس من با قبول کردن این کار مهربونیش رو تصدیق میکنم

00:08:33.065 --> 00:08:35.909
چه مهربونی؟

00:08:35.985 --> 00:08:40.070
هوا خیلی گرما
میترسم بدنت طاقت تحملشو نداشته باشه

00:08:41.985 --> 00:08:45.876
الان با این جایگاهیی که من دارم

00:08:45.905 --> 00:08:47.111
دیگه فقط زیر نظر امپراطور نیستم

00:08:48.025 --> 00:08:50.107
همه چشمشون به منه

00:08:50.945 --> 00:08:54.108
توی جنگ دشمن اهمیت نمیده تو چه کسی هست

00:08:55.025 --> 00:08:59.110
کائو شوانگ جوون،قوی،ظالم و بی کلست

00:08:59.105 --> 00:09:02.029
اون به حد و مرزها اهمیتی نمیده

00:09:02.025 --> 00:09:04.869
من چطور از جنگ بترسم

00:09:05.025 --> 00:09:10.987
تو توی خونه میمونی و حواستو جمع رفتار ژائو میکنی

00:09:11.065 --> 00:09:13.113
پسراتو با خودت ببر

00:09:13.985 --> 00:09:18.115
اونها پیشت باشن من کمتر احساس نگرانی میکنم

00:09:21.865 --> 00:09:24.072
چرا هوا اینقدر گرم و خشکه

00:10:09.105 --> 00:10:13.076
پیر اما بلند پرواز،با هدف هایی هزاران کیلومتر اونور تر

00:10:14.025 --> 00:10:16.869
چرا دوباره میرید به جنگ

00:10:17.555 --> 00:10:18.681
پدر.

00:10:20.595 --> 00:10:23.565
شی چیشده

00:10:23.755 --> 00:10:25.757
من نگران این سفرم

00:10:25.795 --> 00:10:29.766
کائو شوانگ مناظره یه اتفاقی بیافته
من یک نفرو باهاتون برای محافظت از شما میفرستم

00:10:32.635 --> 00:10:35.718
من برای رهبری ارتش خودم نگرانی ای ندارم

00:10:35.715 --> 00:10:39.640
من بیشتر نگران اینم که با تو و ژائو کاری بکنن

00:10:39.675 --> 00:10:43.725
یادت باشه من که رفتم چهار چشمی حواست به ژائو باشه

00:10:43.755 --> 00:10:49.603
از رپی عصبانیت کاری نکن
و درباره ی ارتشم با کسی حرف نزن

00:10:49.755 --> 00:10:52.645
نگران نباش پدر
بیایید بریم

00:11:08.795 --> 00:11:11.765
استاد هوا خیلی گرمه

00:11:11.755 --> 00:11:14.725
بیایید یه سایه پیدا کنیم بنشینیم
یخورده استراحت کنیم قبل از اینکه حرکت کنیم

00:11:14.755 --> 00:11:17.759
شرایط اضطراریه و ما فرصتی برای از دست دادن نداریم

00:11:18.635 --> 00:11:20.603
ما سنی ازمون گذشته

00:11:20.635 --> 00:11:24.685
این جوری از پا میافتیم
چرا فردا ارابه نگیریم؟

00:11:24.795 --> 00:11:28.595
اگر طاقت ندارید ادامه بدید
فرمانده های محترم لطفا زیر سایه ننشینید

00:11:28.595 --> 00:11:31.599
منم باهاتون اسب سواری میکنم
بیایید سوار اسب بشیم

00:11:32.755 --> 00:11:34.644
بسیار خب

00:11:43.635 --> 00:11:45.763
خودتون نگفتید ما وقتی برای از دست دادن نداریم؟

00:11:45.755 --> 00:11:49.555
پشتم درد گرفته،الان راه نمیرم؟

00:12:27.635 --> 00:12:29.558
خیلی خب!

00:12:32.675 --> 00:12:34.598
عالیه.

00:12:37.795 --> 00:12:41.686
ژنرال حدود صد و پنجاه نفر دم دروازه صف کشیدن

00:12:41.675 --> 00:12:44.724
یک نگهبان بخاطر گرمای زیاد بیهوش شده

00:12:45.635 --> 00:12:49.765
چه ناخوشایند
ده تا از بهترین نگهبان هارو انتخاب کنید برای اینکه اینجا بمونن

00:12:49.795 --> 00:12:52.639
بقیه رو بفرستید خونه

00:12:52.635 --> 00:12:55.764
دروازه رو مسدود نکنید
بله

00:12:57.675 --> 00:13:00.724
حالا که زندگی سیمایی لب پرتگاهه

00:13:00.715 --> 00:13:05.596
وزرا به سمت شما میدوند.این خبر خوبیه

00:13:05.715 --> 00:13:11.757
ژنرال باید از فرصت استفاده کنند و چند فرد با استعداد رو استخدام کنند

00:13:12.715 --> 00:13:14.763
آقای دینگ راست میگن

00:13:18.595 --> 00:13:21.724
چه عجب شما دوتا سر یک موضوع موافق هم بودید

00:13:21.715 --> 00:13:25.720
اینجور ایده هاتون رو دپست دارم بشنوم

00:13:26.755 --> 00:13:30.805
ژنرال خیلی منو دست بالا گرفتید
چطوره برای اینکه یک‌نفر سمت ما باشه

00:13:30.795 --> 00:13:34.561
شیاهو شو رو بفرستیم شو....

00:13:34.595 --> 00:13:36.802
تا بذاریم اعتبار این کار به اون برسه؟

00:13:37.555 --> 00:13:39.603
خب...
-این کار ممکنه جواب نده

00:13:39.755 --> 00:13:42.645
افرادی که از شو حفاظت میکنن افراد سیمایین

00:13:42.635 --> 00:13:45.605
من میترسم اگر ژنرال شیاهو بره اونجا قدرتی نسبت به اونها نداشته باشه

00:13:45.635 --> 00:13:47.717
میدونستم که آقای دینگ موافق نخواهند بود

00:13:47.715 --> 00:13:50.685
ولی یک نفر دیگه هست که ما میتونیم بفرسیتم

00:13:50.715 --> 00:13:52.638
و این حرکت

00:13:52.635 --> 00:13:55.559
 خوبیه
-چه کسی؟

00:13:58.635 --> 00:13:59.796
سیما ژائو

00:13:59.795 --> 00:14:03.595
اینجوری بدون هیچ دلیل اعتبار این کارپب ه این بچه نمیدیم؟

00:14:03.595 --> 00:14:04.801
نه.

00:14:05.795 --> 00:14:09.595
من نمیذارم اعتبارش برسه به اون بلکه دارم اونو از بقیه جدا میکنم.

00:14:09.595 --> 00:14:12.724
یکبار که تنها بشه میترسه و یه کار احمقانهچ انجام میده

00:14:12.755 --> 00:14:17.636
کار احمقانه مثل افشا کردن راز های خانوادش

00:14:18.675 --> 00:14:23.636
خب...
-خیلی خوبه همین کاری که شما میگید رو انجام میدیم

00:14:25.755 --> 00:14:28.759
چی گفتی؟کائو شوانگ میخواد بردار منو بفرسته بره؟

00:14:29.635 --> 00:14:33.606
بله ژنرال رهبرن و من هم مسئول فتح شی

00:14:33.595 --> 00:14:36.565
ژائو هم ژنرال فتح شو
و‌ معاون منه

00:14:36.675 --> 00:14:38.723
نه.
-چرا نه؟

00:14:38.755 --> 00:14:40.757
قبلا شما هم با من به جنگ اومدید

00:14:40.755 --> 00:14:44.760
الان با قبلا یکی نیست

00:14:44.755 --> 00:14:48.726
الان پدر و کائو شوانگ باهم دشمنن

00:14:50.635 --> 00:14:53.764
این دقیقا بخاطر اتفاقیه که دم دروازه ی قصر افتاد و‌ من

00:14:53.795 --> 00:14:57.561
قبول کردم که ژائو توی جنگ با من بیاد

00:14:57.595 --> 00:15:00.758
پدر تو و ژنرال با اینکه میجنگند جفتشون وزیرن

00:15:00.755 --> 00:15:03.599
بحث منافع وو و شوئه

00:15:03.595 --> 00:15:06.644
برای برقراری صلح با استاد اعظم من ژائو رو پیشنهاد میکنم

00:15:06.675 --> 00:15:09.599
برای بهتر کردن روابط دو‌خانواده چرا از این فرصت استفاده نکنیم؟

00:15:09.595 --> 00:15:13.600
همچنین وقتی ژائو معان من باشه من امنیتش رو هم تضمین میکنم

00:15:13.635 --> 00:15:19.597
برادر تو حتی اگر از من بخوای با تو خودمو بندازم توی چاه هم من مخالفتی نمیکنم

00:15:19.635 --> 00:15:20.796
ولی الان پدرمون این نزدیکیا نیست

00:15:21.555 --> 00:15:24.559
از من میخوای دست ژائو رو بذارم تو دست کائو شوانگ؟

00:15:25.715 --> 00:15:30.801
قاطعانه جوابم "نه".
-تو به من اعتماد نداری

00:15:31.555 --> 00:15:35.605
قضیه اعتماد به تو نیست
من به کائو شوانگ اعتماد ندارم

00:15:39.755 --> 00:15:43.726
نامه ی منو دریافت کردی؟
-بله گرفتم،واقعیت داره؟

00:15:44.595 --> 00:15:47.678
من به عنوان فرمانده انتخاب شدم؟
-بنشین

00:15:49.675 --> 00:15:53.760
من جرات نمیکنم فریبت بدم.
این پیشنهاد رو من به ژنرال دادم

00:15:53.795 --> 00:15:55.763
تو همیشه میخواستی که یک کاری برای وی بکنی

00:15:55.755 --> 00:15:59.601
ولی استاد اعظم همیشه جلوی استعداد شمارو میگرفت

00:15:59.635 --> 00:16:04.766
امروز وقتی ژنرال دنبال یک نفر بود برای اینکه شو رو هدایت و رهبری کنه

00:16:04.795 --> 00:16:08.720
..من با دلیل تو رو پیشنهاد دادم
برای اینکه باعث صلح با استاد اعظم بشی

00:16:08.715 --> 00:16:10.763
منو که سرزنش نمیکنی درسته؟

00:16:10.795 --> 00:16:12.718
تو این فرصت رو به من دادی

00:16:12.715 --> 00:16:15.685
من خیلیم خوش حال و راضیم چرا باید تورو سرزنش کنم؟

00:16:15.795 --> 00:16:18.765
هیچی تصوری از حسی که من  داشتم نداری
حس میکردم هر روز خدا توی اون مزرعه زندانی شدم

00:16:18.795 --> 00:16:22.766
من واقعا برای برگشتن به میدون جنگ نیاز به یک شروع تازه داشتم

00:16:24.715 --> 00:16:28.765
اما از انجام دادن این کار پشیمونم
چرا؟

00:16:28.755 --> 00:16:31.679
کسایی که به جنگ نیرن همشون از افراد ژنرالن

00:16:31.715 --> 00:16:33.797
با اینکه شیاهو شوان ارتش رو رهبری میکنه

00:16:33.795 --> 00:16:38.756
ولی بقیه ی افراد همگی از مخالفان استاد اعظمند

00:16:39.595 --> 00:16:42.678
من فقط نگران سلامتی توام

00:16:45.635 --> 00:16:49.640
اینجوری نمیشه
اگر خدایی نکرده اتفاقی برات بیافته

00:16:49.635 --> 00:16:51.603
من از شدت ناراحتی و‌ پشیمونی سکته میکنم

00:16:51.635 --> 00:16:54.605
از ژنرال درخواست میکنم نظرشو تغییر بده

00:16:57.675 --> 00:16:59.564
پینگ شو

00:17:03.715 --> 00:17:05.797
من بابت نگرانیت سپاسگذارم

00:17:07.635 --> 00:17:09.683
ولی من میخوام این کارو انجام بدم. -ژائو.

00:17:09.675 --> 00:17:13.760
این تنها شانسمه که نظر پدرم درباره ی خودم رو تغییر بدم

00:17:13.795 --> 00:17:17.641
من نیمخوام یک فرمانده ای باشم که باقی عمرشو مشغول کشاورزیه

00:17:17.635 --> 00:17:19.763
ترجیح میدم توی جنگ بمیرم

00:17:19.755 --> 00:17:21.757
از روزی که از شکم مادرم اومدم بیرون

00:17:24.715 --> 00:17:27.559
کسی بهتر از مشاور هه منو درک نکرده بود

00:17:27.715 --> 00:17:32.721
امیدوارم که یک روز موفقیتت رو به‌چشم‌ببینم

00:17:32.715 --> 00:17:35.559
ولی من طاقت اینکه تورو توی خطر ببینم ندارم

00:17:35.595 --> 00:17:37.597
اگر واقعا میخوای بری جنگ

00:17:38.555 --> 00:17:42.640
باید حواست به خودت باشه
یک طلسم بپوش

00:17:53.595 --> 00:17:54.756
یادت باشه

00:17:56.715 --> 00:17:58.604
متوجه شدم

00:18:01.415 --> 00:18:05.420
چی گفتی؟نه
یه نامه بنویس و توش بگو که حالت خوب نیست

00:18:05.455 --> 00:18:07.852
تو نباید برای حمله به شو نیرو های کائو شوانگو  گدنبال کنی

00:18:07.862 --> 00:18:11.222
مادر ژنرال داره به من یه فرصت میده.

00:18:11.225 --> 00:18:14.195
از روی لطف این کارو میکنه
-اون میخواد تورو‌ بکشه

00:18:16.265 --> 00:18:20.270
کائو شوانگ برای پدرت کلی دردسر درست کرده

00:18:20.792 --> 00:18:23.147
برای چی باید بخواد به تو لطف کنه

00:18:23.265 --> 00:18:26.348
پدرت اینجا نیست
کسی نیست که از تو حمایت کنه

00:18:26.705 --> 00:18:30.835
اگر کاری که اون میگه رو انجام بدی درست خودتو انداختی توی تله

00:18:31.705 --> 00:18:34.868
با این حال من میخوام برم
 -چی گفتی؟

00:18:34.905 --> 00:18:37.909
میخوای کل عمرم توی لویانگ کشاورزی کنم؟

00:18:37.905 --> 00:18:39.794
کشاورزی مگه چشه؟

00:18:39.825 --> 00:18:42.874
کشاورزی میداره توی ارامش زندگی کنی

00:18:44.905 --> 00:18:48.796
نمیخوام توی ارامش زندگی کنم
(خب به جهنم:$)

00:18:49.825 --> 00:18:51.953
مادر من دلم میخواد توی میدون جنگ باشم

00:18:52.705 --> 00:18:55.709
حتی اگه سخت باشه هم من اینجوری خوشحالم

00:18:55.825 --> 00:18:59.955
تازه الانم همه میدونن که پدرم به من اعتماد نداره

00:18:59.945 --> 00:19:04.746
منو از دربار دور کرده که نام خانوادگیشو خراب کنم

00:19:04.785 --> 00:19:06.867
من نمیفهمم مگه من چیکار کردم

00:19:06.905 --> 00:19:09.829
ژائو بابات نگران این نیست که تو دردسر درست کنی

00:19:09.825 --> 00:19:13.955
اون به تو امیدواره
میدونه که تو جوون و قدرتمندی

00:19:14.705 --> 00:19:17.948
اما اول از همه باید قلبتو صاف کنی

00:19:19.745 --> 00:19:20.906
مادر

00:19:21.945 --> 00:19:24.915
اگر برم به جنگ بهتر نمیتونم قلبمو صاف کنم؟

00:19:24.945 --> 00:19:27.710
من از جوونیم توی ارتش بودم

00:19:27.865 --> 00:19:29.788
پدرم و برادرم رو تا کوه چی

00:19:29.785 --> 00:19:32.789
...جیه تینگ،چن کانگ،شو و وو دنبال کردم

00:19:32.825 --> 00:19:37.752
توی صدها جنگ شرکت کردم
مگه از همشون سالم بیرون نیومدم؟

00:19:37.945 --> 00:19:42.872
مادر نگران نباش!من بلدم چجوری توی جنگ از خودتم مراقبت کنم

00:19:42.905 --> 00:19:44.873
میتونم از خودم مراقبت کنم

00:19:44.865 --> 00:19:48.790
پدر شصت سالشه
برادرمم مسئول نیرو های حفاظتی قصره

00:19:48.825 --> 00:19:53.752
من تنها مرد به درد نخور این خاندانم
چطور این فرصت رو از دست بدم مادر چطور؟

00:19:54.945 --> 00:19:56.947
کمکم کنید

00:19:57.905 --> 00:20:01.751
این جنگ بزرگ فرصت طلایی منه.

00:20:01.745 --> 00:20:04.954
اگر این کارو نکنم پسفردا چطوری تو زندگیم سرمو بلند کنم؟

00:20:04.945 --> 00:20:07.710
لطفا برام دعا کنید

00:20:08.705 --> 00:20:09.866
من تصمیمم رو گرفتم

00:20:09.905 --> 00:20:13.751
اگر قراره بمیرم ترجیح میدم توی جنگ بمیرم
کسی نمیتونه جلوی منو بگیره

00:20:58.145 --> 00:21:00.034
عمو جی

00:21:03.312 --> 00:21:05.672
 کسی دنبالت اومد؟
- نگران نباشید عمو جی

00:21:05.682 --> 00:21:08.102
حواسمو جمع کردم
-چیشده

00:21:08.112 --> 00:21:11.192
من به سی نفر نیاز دارم،ژائو میخواد به دنبال ارتش کائو شوانگ بره جنگ

00:21:11.205 --> 00:21:13.207
من نگرانشم
اون نیاز به حمایت داره

00:21:13.245 --> 00:21:17.045
پدر چی گفته؟
- برای مطلع کردن اون وقت نداریم

00:21:17.045 --> 00:21:19.622
نمیشه تا وقتی که اون اجازه نده من نمیتونم کاری برات بکنم

00:21:19.625 --> 00:21:23.596
عمو جی شرایط اضطراریه
- این مسئله ی کوچیکی نیست

00:21:24.665 --> 00:21:28.750
اگر کسی بفهمه اونا کین خاندانتون میشه خاندان خائنین

00:21:30.625 --> 00:21:33.708
اگر اتفاقی برای ژائو بیافته میمیره

00:21:36.585 --> 00:21:37.746
افراد شما

00:21:38.705 --> 00:21:41.754
همه انتخاب شده و کارکشته اند

00:21:41.745 --> 00:21:44.749
من به اونها اعتماد دارم
به شما هم اعتماد دارم

00:21:58.665 --> 00:22:00.633
یک!دو

00:22:01.585 --> 00:22:03.633
سه!چهار

00:22:21.205 --> 00:22:22.713
برادر اینجایی

00:22:23.625 --> 00:22:26.595
امروز کجا رفته بودی؟بعداز ظهر توی خونه نبودی

00:22:27.245 --> 00:22:29.547
من درباره ی پیوستنت

00:22:29.545 --> 00:22:32.549
به این نبرد شک دارم،خیلی عجیبه

00:22:35.545 --> 00:22:36.751
اومدی که جلومو بگیری؟

00:22:39.545 --> 00:22:40.751
کی گفته اومدم جلوتو بگیرم؟

00:22:46.665 --> 00:22:50.715
من سه نفر آدم معتمد میشناسم
بذار اونهام باهات بیان

00:22:50.745 --> 00:22:54.545
همشون خیلی با استعدادن
هر کدومشون میتونه یه تنه با ده نفر بجنگه

00:22:54.585 --> 00:22:57.555
به نوبت حواسشون به تو هست

00:23:01.625 --> 00:23:03.627
سرباز نیستن؟

00:23:03.625 --> 00:23:06.595
نه برای همین باید حواست به هویتشون هم باشه

00:23:06.705 --> 00:23:09.549
نذار کسی بفهمه اونا کین

00:23:09.665 --> 00:23:11.667
اونا دقیقا کین؟

00:23:11.705 --> 00:23:13.628
اونها ادم های معمولین

00:23:13.745 --> 00:23:16.635
که من استخدامشون کردم

00:23:17.545 --> 00:23:20.515
سوال کردن رو بذار کنار
همه ی این کارا برای خوبی به خودته

00:23:20.705 --> 00:23:23.629
چیز بدی نیست
با خودت ببرشون

00:23:25.625 --> 00:23:28.708
متوجهمم
تو و پدر همیشه به فکر خوبی منید

00:23:28.705 --> 00:23:30.673
ممنونم برادر

00:23:32.665 --> 00:23:34.667
از دست پدر ناراحت نباش

00:23:35.625 --> 00:23:39.596
جراتشو نمیکنم
من فقط نمیخوام اسم فامیلمون رو خدشه دار کنم

00:23:39.625 --> 00:23:41.593
من هم عضوی از خانواده ی سیمایی هستم

00:23:45.545 --> 00:23:48.708
میدونم که ناراحتی
ولی گذشته ها گذشته

00:23:50.665 --> 00:23:52.588
زود استراحت کن

00:24:31.745 --> 00:24:33.668
دیگه خونه ای

00:24:34.545 --> 00:24:36.752
من باید به یسری مشکلات کاخ برسم.

00:24:39.585 --> 00:24:41.713
دیگه داغ نیست نه؟
بذار برات داغش کنم

00:24:52.505 --> 00:24:53.711
مشکلی نیست

00:24:55.745 --> 00:24:59.636
مادرم همیشه نگران پسراشه

00:25:00.625 --> 00:25:05.665
ما نگران جنگ پیش روی ژائو هستیم
نگران‌من نباشید

00:25:06.705 --> 00:25:09.549
عمو و پدر خیلی باید به جنگ برن

00:25:09.625 --> 00:25:13.516
قبلا فکر میکردم بخاطر دید متفاوتشون توی سیاسته

00:25:13.625 --> 00:25:15.753
و توی نسل ما تاثیری نمیذاره

00:25:17.275 --> 00:25:21.325
ولی الان ترسیدم

00:25:23.235 --> 00:25:26.444
برادر شی به من قول بده

00:25:27.395 --> 00:25:30.319
به بچه هامون و من فکر کن

00:25:31.355 --> 00:25:34.279
با برادرت دشمن نباش،باشه؟

00:25:37.355 --> 00:25:39.357
شما بیشتر از ده ساله که ازدواج کردید

00:25:39.355 --> 00:25:44.202
مهم نیست کائو شونگ چیکار کنه
من هنوزم دوستتون دارم

00:25:51.315 --> 00:25:55.320
برادرم خاندانمون رو نجات داده من چطوری میتونم باهاش دشمن باشم؟

00:25:55.435 --> 00:25:57.358
نگران نباش

00:26:13.275 --> 00:26:15.403
شیاهو شوان. -بله.

00:26:15.435 --> 00:26:21.283
با پنجاه هزار سربازت سه روزه خودتو برسون به لووگوو

00:26:21.315 --> 00:26:23.397
اطاعت میشه
-گو هوایی.

00:26:23.395 --> 00:26:27.320
بله.
-با ژنرال شیاهو برو...

00:26:27.355 --> 00:26:29.437
تا در جنگ پیروز بشید.
-اطاعت سرورم

00:26:30.315 --> 00:26:32.443
دنگ یانگ
-بله.

00:26:32.435 --> 00:26:35.439
بیست هزار پیاده نظام خود را هدایت کنید
و از دره وارد شو بشو

00:26:35.435 --> 00:26:39.485
با ارتش ژنرال شیاهو همکاری کن
-اطاعت سرورم.

00:26:47.475 --> 00:26:52.402
قهرمان کشاورزیمونو یادم رفته بود

00:26:53.475 --> 00:26:56.445
سیما ژائو گوش کن ببین چی میگم. -بله.

00:26:56.475 --> 00:26:58.523
با سه هزار سرباز...

00:27:00.435 --> 00:27:07.364
فراموشش کن،سیما ژائو  همینجا مستقر بمون

00:27:07.515 --> 00:27:10.280
و کاری که به نظرت لازمه رو انجام بده

00:27:12.315 --> 00:27:16.286
ژنرال این کار درست نیست

00:27:16.315 --> 00:27:17.441
چیش درست نیست

00:27:17.475 --> 00:27:21.480
سیما ژائو سال ها توی جنگ شو بوده
اون خیلی خوب میدونه که اونها چطوری میجنگن

00:27:21.475 --> 00:27:26.276
علاوه بر این اون معاون منه باید از من پیروی کنه

00:27:29.355 --> 00:27:33.405
ژنرال من سرباز بزرگی نیستم ولی مایلم تمام تلاشم رو بکنم

00:27:33.435 --> 00:27:36.439
و برای شکست شو تا اونجایی که در توانم هست کمکتون کنم.

00:27:37.475 --> 00:27:39.398
تای چو.

00:27:41.435 --> 00:27:46.316
اون پسر مورد علاقه ی استاد اعظمه
چطور میتونی اجازه بدی جونش در خطر باشه؟

00:27:46.355 --> 00:27:51.395
اگر اتفاقی برای اون بیافته من پسفردا چطوری جواب استادو بدم؟

00:27:51.435 --> 00:27:53.358
اما...
-اما شما میدونید که ارتش شو

00:27:53.355 --> 00:27:58.486
همیشه در حال قایم شدنه
ایتقرار نیروها امر مهمیه

00:27:58.515 --> 00:28:00.517
ژنرال چی فکر میکنید؟

00:28:01.355 --> 00:28:03.357
فرمانده درست میفرمایند

00:28:03.355 --> 00:28:05.437
خیلی خب پس تصمیم گرفته شد

00:28:05.475 --> 00:28:08.365
برید و آماده بشید
 -بله!

00:28:22.435 --> 00:28:24.358
ژائو.

00:28:25.515 --> 00:28:27.404
برادر.

00:28:27.435 --> 00:28:30.359
ژائو تو نباید میومدی

00:28:30.355 --> 00:28:33.279
من اینجا بودم.
نیازی به حرف زدن در این بارع نیست

00:28:33.315 --> 00:28:35.363
ارتشی که کائو شوانگ به دست تو سپرده افراد خودشن

00:28:35.355 --> 00:28:37.323
حواستو خوب جمع کن

00:28:51.395 --> 00:28:55.400
آماده باش و طبق دستورات عمل کن

00:29:02.975 --> 00:29:07.981
استاد هوا گرمه
یخورده سوپ خنک کننده بخورید

00:29:11.015 --> 00:29:15.896
اگر برای سفر نبود این نبرد مثل بازی بچه ها بود

00:29:15.895 --> 00:29:17.977
ارتش وو تند تر از خرگوش میدون

00:29:17.975 --> 00:29:19.977
و ما میتونستیم خیلی زود برگردیم خونه

00:29:20.015 --> 00:29:23.781
شما نمیدونید
با عقب نشینی ارتش وو

00:29:23.815 --> 00:29:25.817
ما باید توی حالت حمله باشیم

00:29:25.815 --> 00:29:27.897
اگر همه چیز خوب پیش بره نیازی نیست

00:29:27.935 --> 00:29:30.905
نگران جنگ سی سالمون باشیم

00:29:32.855 --> 00:29:33.981
خبر!

00:29:36.855 --> 00:29:38.937
استاد یک نامه از خونتون در لوویانگ اومده

00:29:41.015 --> 00:29:44.019
حتما بانو دل تنگ ما شدن

00:29:44.855 --> 00:29:47.825
دلتنگ من!
بله درسته

00:30:11.855 --> 00:30:13.778
احمق

00:30:37.935 --> 00:30:40.779
اهل کجایی؟

00:30:42.895 --> 00:30:44.863
سرورم, ...

00:30:44.855 --> 00:30:47.859
ما اهل کوه های حومه ی لوویانگ هستیم

00:30:47.855 --> 00:30:50.859
 برادرم شمارو کجا استخدام  کرده؟

00:30:51.775 --> 00:30:53.857
چطوریه که من تا به حال شما رو ندیدم؟

00:30:53.855 --> 00:30:58.816
ما خونمونو از دست دادیم و ایشون چند روز پیش مارو استخدام کردند

00:30:58.855 --> 00:31:01.017
ما قدردان ایشون هستیم و برای همین به خاندان سیمایی خدمت میکنیم

00:31:01.775 --> 00:31:03.903
توی این چند روز من دیدم که شما چقدر در اسب سواری با استعدادید

00:31:03.935 --> 00:31:05.903
بنظر میاد توی جنگیدن هم خوب باشید

00:31:06.815 --> 00:31:09.864
تعلیم دیدید؟
 -ما اهل کوهستانیم

00:31:09.855 --> 00:31:12.904
میریم شکار،اینجوری یکم جنگیدن یاد گرفتیم

00:31:23.855 --> 00:31:26.859
این چیز مهمیه
باید شخصا برسونید به دست شی

00:31:26.855 --> 00:31:28.778
نگران نباشید
-مراقب باشید

00:31:28.815 --> 00:31:30.863
بله در لویانگ میبینمتون

00:31:35.815 --> 00:31:39.024
ارتش شو به اردوگاه ما حمله کرده

00:31:50.975 --> 00:31:54.775
از اردوگاه مراقبت کنید

00:32:01.815 --> 00:32:02.976
از استاد محافظت کنید

00:32:14.975 --> 00:32:16.898
مراقب باشید!

00:32:19.015 --> 00:32:20.904
دنبال من بیایید!

00:32:35.855 --> 00:32:36.981
بدوید!

00:32:58.895 --> 00:33:00.943
بگیریدشون! -نه!

00:33:00.935 --> 00:33:02.983
همه اینجا بمونید و از اردوگاه محافظت کنید

00:33:21.975 --> 00:33:23.864
اونها دقیقا کین؟

00:33:23.895 --> 00:33:26.944
لباس شو رو پوشیده بودن باید از ارتشی های شو باشن

00:33:26.935 --> 00:33:29.939
فکر میکنی من کورم ؟
اونها از پشت اومدن

00:33:29.975 --> 00:33:32.023
اونها از خط دفاعی ما عبور نکردند

00:33:32.775 --> 00:33:36.780
ارتش شو همیشه حیله گر بودند
شاید مخفیانه یکسری افراد فرستادن بین ما

00:33:36.815 --> 00:33:39.819
همه توی جنگ بهم کلک میزنن
این چیز جدیدی نیست

00:33:39.855 --> 00:33:43.860
بقیه چی؟افراد ما کاملا محاصرشون کرده بودن

00:33:43.855 --> 00:33:45.903
چطوری یهویی ناپدید شدن؟

00:33:45.935 --> 00:33:51.942
هوا تاریکه ما نمیتونستیم درست جایی رو ببینیم

00:33:51.935 --> 00:33:53.858
نمیتونستید درست ببنید؟

00:34:02.935 --> 00:34:04.858
برید بیرون.

00:34:05.935 --> 00:34:07.824
بله.

00:34:26.815 --> 00:34:29.022
افراد ما کجان؟چقدر تلفات دادیم؟

00:34:29.975 --> 00:34:32.945
یک مرده یک زخمی

00:34:33.855 --> 00:34:36.825
یک نفرم گم شده

00:34:37.895 --> 00:34:39.818
گم شده

00:34:53.975 --> 00:34:56.945
ژنرال
 -چیشد؟

00:35:03.015 --> 00:35:05.780
اون حرف نمیزنه

00:35:05.975 --> 00:35:08.945
اونها خیلی خوب میجنگن و از مرگ نمیترسن

00:35:10.015 --> 00:35:14.862
مطمئنی که تموم کار کنای سیما ژائو توی جنگیدن مهارت دارن؟

00:35:14.855 --> 00:35:17.984
<i>بله قاتلایی که ما فرستادیم از پسشون بر نیومدن.</i>

00:35:18.015 --> 00:35:22.816
اگر شلوغ نشده بود افراد ما گیر نمی افتادن

00:35:24.775 --> 00:35:30.896
خیلی خب چند نفر رو با خودتون بیارید و همه ی کارکنانش رو دستگیر کنید

00:35:32.015 --> 00:35:33.983
برای دستگیریشون به یک بهونه نیاز داریم

00:35:33.975 --> 00:35:37.866
خودت به این قضیه فکر کن دیگه
 -چشم.

00:35:50.895 --> 00:35:52.943
کائو شوانگ هویت شمارو میدونه

00:35:52.975 --> 00:35:58.903
اگر دشمنم اونو بگیره اون به خاندان سیمایی خیانت نمیکنه

00:36:05.815 --> 00:36:08.864
به نظر میاد راست میگی
شما برای پدرم کار میکنید

00:36:09.855 --> 00:36:13.826
یا برادرم؟

00:36:14.815 --> 00:36:17.978
من رو ببخشید من نمیتونم چیزی بگم

00:36:19.855 --> 00:36:21.778
متوجهم.

00:36:21.935 --> 00:36:23.937
تنها کسی که تموم ماثسائل رو از من مخفی میکنه

00:36:25.815 --> 00:36:26.941
پدرمه

00:36:32.935 --> 00:36:36.906
عمو جی اموزشتون داده درسته؟اون کجاست؟

00:36:45.775 --> 00:36:49.860
فکر کنم کائو شوانگ داره مارو امتحان میکنه

00:36:49.895 --> 00:36:52.944
او همیشه به این شک داشت
که ما مخفیانه در حال ساختن ارتش هستیم.

00:36:53.855 --> 00:36:55.903
فکر میکنم که بزودی میاد و شمارو میبره

00:36:55.935 --> 00:36:58.825
متاسفم که من به تنهایی باید توی اردوگاه کائو شوانگ بمونم

00:36:59.935 --> 00:37:01.858
هیچ راهی برای مراقبت از شما ندارم

00:37:01.895 --> 00:37:04.785
ما هیچوقت به خاندان سیمایی خیانت نمیکنیم

00:37:04.815 --> 00:37:06.863
همونطوذ که برادرتون دستور دادند

00:37:06.855 --> 00:37:08.937
ما کارگرایی هستیم که به تازگی استخدام شدیم

00:37:08.975 --> 00:37:13.902
ذهن انسان مدام در حال تغییر

00:37:14.055 --> 00:37:16.865
من چیکار میتونم انجام بدم که شما به من اعتماد کنید

00:37:16.855 --> 00:37:18.823
هرچی هست بگید

00:37:18.815 --> 00:37:24.822
واقعا حتی اگر بمیرید هم به خاندان ما خیانت نمیکنید؟

00:37:33.815 --> 00:37:35.977
ما به آسمان ها قسم‌ میخوریم

00:37:47.855 --> 00:37:48.981
بسیار خب

00:37:53.815 --> 00:37:54.941
برادر.

00:38:33.815 --> 00:38:37.900
رحم کنید

00:38:37.935 --> 00:38:39.824
بکشیدشون

00:38:59.855 --> 00:39:01.983
سیما ژائو منظورت از این حرف چی بود؟

00:39:02.015 --> 00:39:04.939
اونها ژنرال رو بدنام کردند

00:39:04.935 --> 00:39:08.781
با اینکه اونا کارگرای منن ولی قوانین نظامی هم سخت گیری های خودش رو داره

00:39:09.055 --> 00:39:11.820
برای همین استثنایی هم وجود نداره
 -تو...

00:39:11.935 --> 00:39:14.825
چی؟نباید بکشمشون!؟

00:39:28.895 --> 00:39:30.784
۲۸ مرد!

00:39:30.815 --> 00:39:33.978
چشم به هم بزنید خودش میتونه این کارو انجام بده

00:39:34.855 --> 00:39:37.825
من اول به نقشه ی فرمانده هه شک‌ کردم

00:39:37.855 --> 00:39:42.895
خیلی خب
الان دیگه ما میدونیم که این اقایون از سربازای ارتش مخفی سیمایی هستن

00:39:45.055 --> 00:39:48.980
این جنگ بی معنیه
جنگو تموم کنید

00:39:49.815 --> 00:39:51.863
بیایید برگردیم چانگ آن و کاری که لازمه رو انجام بدیم

00:39:53.815 --> 00:39:55.863
جنگو متوقف کنیم؟
بله

00:40:28.815 --> 00:40:33.855
اگر شما در ارامشید دلیل نمیشه جنگ تموم بشه
کشور ما وسط جنگه

00:40:33.975 --> 00:40:35.898
آقای دینگ شما فکرشم نمیتونید بکنید.

00:40:36.775 --> 00:40:39.858
با استراتژی درست پیروزی هم اذعان ماست

00:40:39.895 --> 00:40:42.865
شما ژنرال رو فریب دادید تا ارتش رو رهبری کنه و به شو حمله کنه

00:40:42.855 --> 00:40:46.826
ما تازه رسیدیم ژینگ پینگ و ارتش شو مارو محاصره کرده

00:40:46.855 --> 00:40:50.826
سیمایی به وو حمله میکنه و زیهوجه که رو در هوانیون شکست میده

00:40:50.855 --> 00:40:54.826
پیروزی اون‌ و شکست ژنرال امید های زیادی رو از بین میبره

00:40:54.855 --> 00:40:58.985
پیروزی و شکست مثل لباس مبدل برای مردمه

00:41:03.815 --> 00:41:05.943
وقتی با یه مردی مثل سیمایی داری میجنگی باید

00:41:06.055 --> 00:41:10.822
...چیزی که زندگیش به اون‌ وابسته ست رو پیدا کنی و با همون بکشیش

00:41:11.855 --> 00:41:16.986
علاوه بر این ژنرال برای به دست اوردن اطلاعات به شو حمله کرد

00:41:17.975 --> 00:41:22.936
نقشم داره جواب
کی‌ دیگه به افراد سیمایی اهمیت میده؟

00:41:22.935 --> 00:41:24.824
نقشه؟

00:41:55.642 --> 00:41:57.017
اقای دینگ یه نگاه بندازید

00:41:57.015 --> 00:41:59.939
مجازات جرم تشکیل ارتش در خفا

00:42:00.209 --> 00:42:03.109
میتونه کل خانواده ی سیمایی رو بکشه

00:42:03.400 --> 00:42:39.400
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:42:39.424 --> 00:45:09.424
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.