﻿WEBVTT

00:00:01.940 --> 00:00:04.540
شنبه نوزدهم نوامبر

00:00:04.540 --> 00:00:07.620
سال 1532، کشور پرو

00:00:07.620 --> 00:00:11.140
دو دنياي متفاوت در شرف برخورد با هم بودند

00:00:11.140 --> 00:00:15.660
ماجراجويان اسپانيايي به دنبال طلا و افتخار آمده بودند

00:00:17.380 --> 00:00:19.780
حالا آنها بايد با يک نفر ملاقات مي کردند:

00:00:19.780 --> 00:00:22.940
ثروتمندترين مرد قاره آمريکا؛

00:00:22.940 --> 00:00:27.260
ـ «آتاهوآلپا» امپراطور «اينکا»ها.ـ

00:00:32.460 --> 00:00:36.220
کشيش اسپانيايي به «آتاهوآلپا» گفت

00:00:36.220 --> 00:00:39.460
که اين کتاب دربرگيرنده حرفهاي مقدس خداست

00:00:40.780 --> 00:00:43.060
اما کلمه و کتاب براي امپراطور چيز ناآشنايي بود

00:00:43.060 --> 00:00:46.700
در نگاه او اين کتاب يک مشت خط خطي احمقانه بيش نبود

00:00:48.380 --> 00:00:51.660
«تکلم به اسپانيولي»

00:00:52.860 --> 00:00:57.780
انکار ناآگاهانه مسيحيت تبديل به بهانه اي شد براي

00:00:57.780 --> 00:01:01.980
کشتار و غارتي بي حد و حصر.ـ

00:01:03.380 --> 00:01:06.060
قرن شانزدهم فقط شاهد اشتياق اروپايي ها

00:01:06.060 --> 00:01:09.660
به طلا و نقره نبود

00:01:15.620 --> 00:01:19.260
با ارائه خيلي چيزها به مشتري مي شد ثروتمند شد:ـ

00:01:19.260 --> 00:01:22.340
گرما، زيبايي

00:01:22.340 --> 00:01:24.700
و مزه هاي جديد

00:01:26.580 --> 00:01:30.340
دزدهاي دريايي تبديل به تاجر مي شدند.ـ

00:01:30.340 --> 00:01:33.100
و بازرگانان نخستين شرکتهاي جديد را بنيان مي گذاشتند.ـ

00:01:33.100 --> 00:01:34.540
تا با پادشاهي هاي کهن به رقابت برخيزند.ـ

00:01:35.940 --> 00:01:37.540
در عرض 150 سال

00:01:37.540 --> 00:01:42.420
بشر از ثروت به معني غارت در اشکال ساده

00:01:42.420 --> 00:01:45.980
به سرمايه داري مي رسه؛ داستان خون‌باريه که

00:01:45.980 --> 00:01:50.100
امروز نتايج اون دور تا دور ما رو پر کرده

00:01:50.124 --> 00:02:00.124
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:02.100 --> 00:02:04.100
«تــــاريخ جهــــان»

00:02:06.334 --> 00:02:08.434
اين قسمت:
«عصــر چپـــاول»

00:02:13.060 --> 00:02:15.580
نيم ساعت قبل از طلوع خورشيد

00:02:15.580 --> 00:02:19.700
سوم آگوست 1492

00:02:19.700 --> 00:02:22.820
آغاز يک سفر اکتشافي از جنوب اسپانيا

00:02:23.940 --> 00:02:27.620
سه کشتي مربوط به اين اکتشاف جمعا 90 نفر خدمه اسپانيايي دارند

00:02:27.620 --> 00:02:31.180
و ناخداي ايتاليايي آنها فردي است به نام:ـ

00:02:31.180 --> 00:02:33.380
«کريستف کلمب»

00:02:35.900 --> 00:02:38.540
آنها به قصد شرق به راه افتادند.ـ

00:02:38.540 --> 00:02:42.100
سرزمين ابريشم و پول

00:02:44.260 --> 00:02:47.580
تنها راه اروپايي ها براي رفتن به شرق آن بود که

00:02:47.580 --> 00:02:50.500
مسيري 5000 مايلي در خشکي بپيمايند.ـ

00:02:50.500 --> 00:02:53.660
مسيري که تجار مسلمان کنترل آن را در اختيار داشتند.ـ

00:02:56.300 --> 00:03:00.300
هر اروپايي اي که مي توانست يک مسير دريايي مستقيم به شرق پيدا کند،ـ

00:03:00.300 --> 00:03:03.900
مي توانست افراد ميان راه را دور بزند و ثروتمند شود.ـ

00:03:06.700 --> 00:03:09.700
نقشه «کلمب» نقشه خطرناکي بود.ـ

00:03:09.700 --> 00:03:14.860
او به سمت غرب مي‌رفت، به خارج از نقشه جهان شناخته‌شده آن روز.ـ

00:03:19.340 --> 00:03:23.580
بنابراين وقتي «کلمب» گفت مي تواند در عرض چهار هفته

00:03:23.580 --> 00:03:28.180
با قايق از جزاير قناري به ژاپن برود،ـ

00:03:28.180 --> 00:03:31.580
فکر مي کرد طول مسير 2400 مايل باشد.ـ

00:03:31.580 --> 00:03:35.260
اين سفر شبيه به يک قمار اعجاب‌انگيز بود.ـ

00:03:35.260 --> 00:03:39.420
البته حتي خود «کلمب» هم در زمان حرکت خوب مي دونست

00:03:39.420 --> 00:03:44.140
که محاسباتش خيلي خوشبينانه‌س.ـ

00:03:47.020 --> 00:03:50.820
آنها چهار هفته اي که «کلمب» محاسبه کرده بود را روي دريا به پيش رفتند؛

00:03:50.820 --> 00:03:53.940
اما به خشکي اي نرسيدند.ـ

00:03:55.180 --> 00:03:57.940
خدمه مانند ناخدا خوشبين نبودند.ـ

00:03:57.940 --> 00:04:04.180
هيچ کدام از آنها تا به حال اينقدر در تاريکي اقيانوس اطلس پيش نرفته بودند.ـ

00:04:04.180 --> 00:04:06.900
اما يک چيز بود که آنها را به پيش روي بيشتر اميدوار مي کرد.ـ

00:04:08.860 --> 00:04:13.020
شاه و ملکه اسپانيا براي اولين ملواني که خشکي را ببيند

00:04:13.020 --> 00:04:16.260
پاداش خوبي گذاشته بودند:ـ

00:04:16.260 --> 00:04:20.980
سالي 10 هزار سکه نقره تا پايان عمر

00:04:23.540 --> 00:04:25.500
اما با اين حال، با گذشت هفته ها

00:04:25.500 --> 00:04:28.820
هر بار فقط سراب خشکي ديده مي شد.ـ

00:04:28.820 --> 00:04:32.620
ملوانها بيشتر و بيشتر مايوس مي شدند،ـ

00:04:32.620 --> 00:04:37.620
و «کلمب» به آن ها التماس مي کرد و تملقشان را مي گفت تا از از پيشروي دست نکشند.ـ

00:04:38.820 --> 00:04:41.620
بيش از پنج هفته از سفر گذشته بود.ـ

00:04:41.620 --> 00:04:44.660
اما تا چشم کار مي کرد فقط دريا ديده مي شد.ـ

00:04:46.980 --> 00:04:52.940
اما بالاخره در ساعت 2 نيمه شب دوازدهم اکتبر 1492

00:04:52.940 --> 00:04:57.860
ملواني به نام «رودريگو دو تريانا» چيزي ديد.ـ

00:05:04.580 --> 00:05:05.780
Tierra?

00:05:05.780 --> 00:05:07.060
Tierra!

00:05:10.940 --> 00:05:12.700
'Tierra!'

00:05:13.700 --> 00:05:15.220
Tierra!

00:05:15.220 --> 00:05:18.420
Tierra! Tierra a la vista!

00:05:18.420 --> 00:05:21.660
«صداي فرياد»

00:05:38.860 --> 00:05:40.380
«صداي خنده»

00:05:43.140 --> 00:05:44.820
Soy yo! Soy yo!

00:05:44.820 --> 00:05:48.060
جايزه شاهانه سفر از آن «رودريگو» شده بود.ـ

00:05:48.060 --> 00:05:50.860
او لاتاري نهايي را برنده شده بود.ـ

00:05:50.860 --> 00:05:52.620
Oye!

00:05:52.620 --> 00:05:53.700
نشده بود؟!ـ

00:05:53.700 --> 00:05:56.420
ـ«کلمب» مي‌گفت نه!ـ

00:05:56.420 --> 00:06:01.500
ظاهرا خود «کلمب» چهار ساعت قبل نوري در دريا ديده بود.ـ

00:06:01.500 --> 00:06:04.140
که احتمالا روي جزيره بوده است.ـ

00:06:04.140 --> 00:06:07.740
بنابراين جايزه شاه به «کلمب» رسيده بود.ـ

00:06:09.740 --> 00:06:13.420
«دو تريانو» هيچ وقت نتوانست با اين خيانت کنار بيايد.ـ

00:06:13.420 --> 00:06:18.780
گفته مي شود سالها بعد، «دو تريانو» در ابهام خودکشي کرد.ـ

00:06:18.780 --> 00:06:21.460
او خودش را از يکي از تيرهاي دکل کشتي آويزان کرده بود.ـ

00:06:55.540 --> 00:06:58.900
ـ«کلمب» فکر مي کرد به شرق رسيده

00:06:58.900 --> 00:07:01.060
و احتمالا اينجا چينه

00:07:01.060 --> 00:07:03.980
يا ژاپن. يا شايدم هنده.ـ

00:07:03.980 --> 00:07:07.940
اما در واقع به جايي در جزيره «باهاماس» امروزي رسيده بود

00:07:15.140 --> 00:07:17.300
او پرچم اسپانيا را به اهتزاز درآورد

00:07:17.300 --> 00:07:19.620
و نام جزيره را اين چنين گذاشت:ـ

00:07:19.620 --> 00:07:20.900
San Salvador

00:07:20.900 --> 00:07:24.180
يعني عيساي منجي

00:07:24.180 --> 00:07:28.300
نام واقعي جزيره «گوآناهاني» بود؛ نامي که اهالي بومي جزيره انتخاب کرده بودند.ـ

00:07:29.500 --> 00:07:31.100
همان بومي هايي که

00:07:31.100 --> 00:07:35.620
ـ«کلمب» در بي اطلاعي آنها را هندي (ايندين: سرخپوست) ناميد.ـ

00:07:35.620 --> 00:07:37.340
و نام آنها هنوز هم همين است.ـ

00:08:14.860 --> 00:08:16.260
Alto!

00:08:16.260 --> 00:08:18.260
Aguarden, aguarden.

00:08:27.300 --> 00:08:29.140
ـ«کلمب» نوشته است:ـ

00:08:30.620 --> 00:08:33.580
« آنها بايد خدمتکارهاي خوب و ماهري بشوند»

00:08:33.580 --> 00:08:37.300
«چون هر چه به آنها بگويي سريع همان را تکرار مي کنند»

00:08:37.300 --> 00:08:42.100
«به نظرم به آساني مي توان آنها را مسيحي کرد»

00:08:42.100 --> 00:08:44.940
«چون انگار ديني ندارند»

00:08:44.940 --> 00:08:46.580
«هيچ سلاحي ندارند»

00:08:46.580 --> 00:08:50.740
«چون وقتي شمشيرم را نشانشان دادم از تيغه شمشير آن را گرفتند»

00:08:50.740 --> 00:08:53.940
«و با ناداني دستان خود را بريدند»

00:08:55.220 --> 00:08:58.940
«با 50 نفر مي توانم همه آنها را تحت تسلط بگيرم»

00:08:58.940 --> 00:09:01.500
« و هر طور بخواهم بر آنها حکومت کنم»

00:09:02.500 --> 00:09:06.460
به نظر «کلمب» سه چيزي رو پيدا کرده بود

00:09:06.460 --> 00:09:10.380
که ارتباط اروپا با اون سرزمين رو شکل مي داد.

00:09:10.380 --> 00:09:12.660
(حالا هر سرزميني که خودش فکر مي کرد به اون رسيده)

00:09:13.700 --> 00:09:17.860
دين؛ تسلط و برده داري

00:09:24.740 --> 00:09:28.780
ملوانان اسپانيايي به چيزي که مي خاستن رسيده بودن

00:09:28.780 --> 00:09:30.380
Quiere cambiar?

00:09:31.820 --> 00:09:33.580
Quiere cambiar?

00:09:33.580 --> 00:09:37.500
طلا: حلقه هايي که به دماغ بومي ها آويزان بود.ـ

00:09:39.380 --> 00:09:40.980
اونا تا مي تونستن از ونيز

00:09:40.980 --> 00:09:43.500
خرمهره شيشه اي خريدن.ـ

00:09:46.420 --> 00:09:49.660
خب؛ نظر بومي هاي اون جزيره در مورد اسپانياييها چي بود؟

00:09:49.660 --> 00:09:51.020
ما هرگز نخواهيم دونست.ـ

00:09:51.020 --> 00:09:53.460
در عرض 18 سال

00:09:53.460 --> 00:09:56.860
نود و هشت درصد جمعيت آن جزيره

00:09:56.860 --> 00:09:58.300
مُردند

00:10:04.020 --> 00:10:09.340
بعد از 13هزار سال انزوا از ساير بني بشر

00:10:09.340 --> 00:10:12.500
حالا مردم اون جزيره در مقابل بيماريهاي مختلف حفاظي نداشتند:ـ

00:10:12.500 --> 00:10:16.780
تيفوس، آبله، سرماخوردگي معمولي، يا خيلي بيماريهاي ديگه

00:10:16.780 --> 00:10:18.940
و مثل مگس از پا افتادند

00:10:18.940 --> 00:10:20.860
اما اسپانيايي ها متوجه اين چيزها نبودند.ـ

00:10:20.860 --> 00:10:24.460
آنها فقط آمده بودند تا طلا و نقره به چنگ بياورند.ـ

00:10:26.180 --> 00:10:28.620
شواهدي نيز وجود دارد که آمريکايي هاي بومي

00:10:28.620 --> 00:10:32.660
چيزي به اسپانيايي ها داده بودند تا با خود به کشورشان ببرند:ـ

00:10:32.660 --> 00:10:34.140
نوع جديدي از سفليس.ـ

00:10:40.580 --> 00:10:44.260
اما مهمترين چيزي که «کلمب» با خود بازگرداند

00:10:44.260 --> 00:10:45.540
اخبار درجه يک سفر بود.ـ

00:10:48.620 --> 00:10:53.100
«آن بيرون دنيايي هست که ما اروپايي‌ها مي توانيم آن را بگيريم»

00:10:54.980 --> 00:10:57.100
و در عمل هم گرفتند.ـ

00:10:58.500 --> 00:11:00.620
در طول چهار دهه بعد

00:11:00.620 --> 00:11:05.140
فاتحان اسپانيايي آمريکاي مرکزي را درنورديدند.ـ

00:11:05.140 --> 00:11:07.580
و اموال «آزتک»ها و هر کس ديگري که يافتند را

00:11:07.580 --> 00:11:10.340
به يغما بردند

00:11:16.500 --> 00:11:21.180
مزار «کلمب» در کليساي شهر سويل يادآور مردي است که

00:11:21.180 --> 00:11:22.860
آغازگر تمام اين قصه ها بود

00:11:22.860 --> 00:11:27.260
مردي که هنوز هم وي را «کاشف» آمريکا مي خوانند.ـ

00:11:27.260 --> 00:11:29.300
اما در حقيقت «کلمب» به قبر خود رسيده بود

00:11:29.300 --> 00:11:32.300
و فکر مي کرد به شرق دور رسيده است.ـ

00:11:32.300 --> 00:11:34.500
محاسباتش نااميدکننده بود

00:11:34.500 --> 00:11:38.380
اون هيچ نمي دونست کجا داره مي ره

00:11:38.380 --> 00:11:40.420
و به اندازه يک قاره

00:11:40.420 --> 00:11:44.100
و يک اقيانوس آرام کامل اشتباه کرده بود

00:11:44.100 --> 00:11:46.340
ـ«کريستف کلمب» مهمترين اشتباه رو

00:11:46.340 --> 00:11:48.980
در تاريخ بشر مرتکب شد

00:11:50.740 --> 00:11:54.580
در طول قرن بعدي، اميد پولدار شدن

00:11:54.580 --> 00:11:57.380
کشتي هاي اروپايي رو به هر سويي کشيد

00:11:57.380 --> 00:12:00.380
آنچه که براي يافتن راه چپاول آغاز شده بود،ـ

00:12:00.380 --> 00:12:03.940
تبديل به يک شبکه تجاري دريايي شد

00:12:05.380 --> 00:12:08.540
و آغازي بود براي يک نظم نوين اقتصادي

00:12:12.780 --> 00:12:17.420
اما تا 1517، اخبار کشف دنياي جديد توسط «کلمب»ـ

00:12:17.420 --> 00:12:22.380
هنوز تاثير زيادي در زندگي مردم معمولي در اروپا نداشت

00:12:22.380 --> 00:12:26.860
زندگي روزانه آنها تحت سيطره قدرت نزديکتري بود

00:12:28.460 --> 00:12:30.300
کليساي کاتوليک

00:12:34.260 --> 00:12:39.420
يک اروپايي معمولي در جهاني زندگي مي کرد که محدود در فقر

00:12:39.420 --> 00:12:42.140
جهل نسبت به جهان خارج

00:12:42.140 --> 00:12:45.300
و بيم قحطي و جنگ و بيماري بود

00:12:45.300 --> 00:12:49.420
در اين شرايط بيشترين اميد براي يک زندگي بهتر، در زندگي اخروي بود

00:12:49.420 --> 00:12:54.260
و کليد بهشت فقط در دست کليسا بود

00:12:54.260 --> 00:12:55.700
بفرماييد لطفا

00:12:55.700 --> 00:12:59.140
خانوم ها و آقايان عزيز! بفرماييد خواهش مي کنم

00:12:59.140 --> 00:13:02.140
«تکلم به آلماني»

00:13:02.140 --> 00:13:05.500
رستگاري در قالب «شفاعت» فروخته مي شد

00:13:05.500 --> 00:13:09.540
مدرک چاپ شده اي که به عنوان سند آمرزش گناهان فروخته مي شد

00:13:09.540 --> 00:13:12.780
گذرنامه معنوي براي سفر به بهشت

00:13:12.780 --> 00:13:14.900
در عوض پول نقد.

00:13:17.380 --> 00:13:21.700
و يکي از بهترين فروشندگان رستگاري در کليسا

00:13:21.700 --> 00:13:24.140
مردي بود به نام «يوهان تتزل»ـ

00:13:24.140 --> 00:13:27.100
آقايان و خانومهاي عزيز! تشريف بياريد اينجا

00:13:27.100 --> 00:13:30.900
شعارهاي فروش «يوهان تتزل» اثربخش بود

00:13:30.900 --> 00:13:33.220
ولي دقيق نبود

00:13:33.220 --> 00:13:36.220
اگه از شعله هاي آتيش مي ترسيد،ـ

00:13:36.220 --> 00:13:37.860
پول بديد

00:13:37.860 --> 00:13:41.700
اگه پدر و مادر متوفاي بيچاره تون اون پايين تو برزخ هستن

00:13:41.700 --> 00:13:45.500
گرفتار آتيش هستن، غرق در اندوهند، التماس مي کنن که آزادشون کنين،ـ

00:13:45.500 --> 00:13:47.700
پول بدين

00:13:47.700 --> 00:13:51.860
اگر فکر ميکنيد اين کار عادلانه نيست، اين شعر «ترتزل» رو ببينيد:ـ

00:13:51.860 --> 00:13:57.500
Wenn die Munze im Kastlein klingt, die Seele in den Himmel springt.

00:13:57.500 --> 00:14:00.900
ـ: «وقتي صداي سکه تو اين صندوق بلند ميشه،

00:14:00.900 --> 00:14:05.420
روح گيرافتاده تو برزخ آزاد ميشه»ـ

00:14:05.420 --> 00:14:07.620
البته تمام آن سکه ها

00:14:07.620 --> 00:14:10.500
به جيب بزرگان کليسا مي رسيد

00:14:11.660 --> 00:14:14.980
پاپ لئوي دهم اشتياق زيادي به پول داشت

00:14:18.100 --> 00:14:21.700
او در حال بازسازي کليساي سن پيتر بود

00:14:21.700 --> 00:14:24.380
بزرگترين کليساي دنيا.ـ

00:14:26.900 --> 00:14:31.580
اما از نظر بعضي ها، فروش شفاعت توسط پاپ براي ساخت کليسا

00:14:31.580 --> 00:14:33.900
به نظر بدخواهانه و طمعکارانه مي آمد

00:14:38.940 --> 00:14:42.660
گفته مي شود در در 31 اکتبر 1513، ـ

00:14:42.660 --> 00:14:45.820
راهبي آلماني به کليساي «کاستل چرچ»ـ

00:14:45.820 --> 00:14:47.300
در «ويتنبورگ» در ايالت «ساکسوني» رفت.

00:14:47.300 --> 00:14:50.500
و برگه هايي حاوي 95 دليل در رد رفتار کليسا را

00:14:50.500 --> 00:14:53.500
به در کليسا کوبيد. نام آن مرد

00:14:53.500 --> 00:14:56.340
ـ«مارتين لوتر» بود

00:15:04.940 --> 00:15:08.060
او در اين لحظات به شدت برافروخته بود

00:15:08.060 --> 00:15:10.020
او درخواست يک مبارزه عمومي داشت

00:15:10.020 --> 00:15:12.460
و براي اين کار، دلايل خودش را

00:15:12.460 --> 00:15:15.220
از کليسا بيرون آورد و در خيابانها منتشر کرد

00:15:15.220 --> 00:15:18.300
به زباني که عامه مردم آنها را بفهمند

00:15:18.300 --> 00:15:21.700
او گفت پاپ بي نهايت ثروتمند است

00:15:21.700 --> 00:15:24.500
چرا کليساي سن پيتر رو

00:15:24.500 --> 00:15:26.100
با پول خودش نمي سازه؟

00:15:26.100 --> 00:15:29.020
به جاي اين که از فقراي مومن پول بگيره؟

00:15:31.780 --> 00:15:34.900
پيش از اين هم اعتراضاتي در مقابل قدرت کليسا رخ داده بود

00:15:34.900 --> 00:15:40.900
اما اين بار، دستگاهي که «يوهانس گوتنبرگ» اختراع کرده بود

00:15:40.900 --> 00:15:44.900
کمک کرد تا اعتراض «لوتر» به انقلابي آتشين تبديل شود.

00:15:44.900 --> 00:15:47.100
«ماشين چاپ»

00:15:48.700 --> 00:15:53.460
تا آن روز بايد کتاب‌ها را با دست رونويس مي کردند که هزينه سنگيني داشت

00:15:53.460 --> 00:15:57.300
حالا با اين ماشين مي شد صدها کپي تهيه کرد

00:15:57.300 --> 00:16:04.140
تا سال 1500، بيش از 15 ميليون کتاب‌ در اروپا در گردش بود

00:16:04.140 --> 00:16:08.540
و در اين ميان از هر سه کتاب فروخته شده در آلمان،

00:16:08.540 --> 00:16:10.460
يکي نوشته مارتين لوتر بود.ـ

00:16:10.460 --> 00:16:12.860
و هر کدام از اين کتاب‌ها

00:16:12.860 --> 00:16:15.740
ضربه اي به قدرت کليسا بود

00:16:16.980 --> 00:16:18.940
پاپ عکس العمل نشون داد

00:16:18.940 --> 00:16:21.020
و لوتر رو به عنوان يک مرتد لعن کرد

00:16:21.020 --> 00:16:23.540
و اون رو از کليسا طرد کرد

00:16:23.540 --> 00:16:27.580
اين يعني نه تنها مي شد لوتر رو به عنوان يک مرتد سوزوند

00:16:27.580 --> 00:16:30.900
بلکه مهم تر اون که مي شد او را تا ابد در جهنم هم سوزوند

00:16:33.260 --> 00:16:35.860
لوتر هيچ وقت پا پس نگذاشت

00:16:35.860 --> 00:16:38.660
و اينجا در «ويتنبرگ»، زير يک درخت بلوط

00:16:38.660 --> 00:16:40.420
در مقابل جماعتي که تشويقش مي کردند

00:16:40.420 --> 00:16:43.700
رقعه ي پاپ که در اون لعنش کرده بود رو برداشت

00:16:43.700 --> 00:16:45.100
(که بهش مي گفتن «حکم پاپ»ـ)

00:16:45.100 --> 00:16:47.180
و آتيشش زد

00:16:47.180 --> 00:16:50.140
«صداي تشويق جمعيت»

00:16:50.140 --> 00:16:53.860
و بعد، براي اين که مطمئن بشه که پاپ کاملا متوجه منظور «لوتر» خواهد شد،

00:16:53.860 --> 00:16:57.180
پاپ رو ضدمسيح ناميد.

00:17:10.740 --> 00:17:13.260
در شانزدهم آوريل 1521

00:17:13.260 --> 00:17:16.300
ـ«لوتر» براي دفاع از زندگيش به دادگاه برده شد

00:17:17.700 --> 00:17:21.340
او در پيشگاه رهبران دولتي و مذهبي بخش آلماني زبان قرار گرفت

00:17:21.340 --> 00:17:24.740
که رئيس جلسه امپرطور مقدس رومي

00:17:24.740 --> 00:17:26.740
چارلز پنجم بود

00:17:26.740 --> 00:17:29.940
او در آن زمان با فاصله زياد، قدرتمندترين پادشاه اروپا بود

00:17:29.940 --> 00:17:35.180
آيا تو «مارتين لوتر» از ويتنبرگ هستي؟

00:17:37.020 --> 00:17:40.220
ـ بله
- آيا تو ...ـ

00:17:40.220 --> 00:17:44.260
از «لوتر» پرسيده شد که تاييد مي کند که کتب توهين آميز را او نوشته يا نه

00:17:44.260 --> 00:17:45.660
- بله

00:17:45.660 --> 00:17:49.220
اين لحظه، لحظه‌اي کاملا خطرناکه.ـ

00:17:49.220 --> 00:17:52.420
وقتي از اش خواستند که کتاب رو انکار کنه،ـ

00:17:52.420 --> 00:17:53.900
اين طور جواب داد:ـ

00:17:53.900 --> 00:17:56.540
اگر اين کتب رو انکار کنم،ـ

00:17:56.540 --> 00:18:00.820
فقط به قدرت استبداد افزوده‌ام.ـ

00:18:02.020 --> 00:18:04.900
که منظورش استبداد پاپه.

00:18:04.900 --> 00:18:08.860
اون به شاهزاده هاي آلمان مي گه

00:18:08.860 --> 00:18:12.620
بيايد. مي تونيم اين کارو با هم انجام بديم.ـ

00:18:12.620 --> 00:18:15.140
خدايا کمکم کن. آمين

00:18:16.340 --> 00:18:18.580
«صداي فرياد و بگومگو»

00:18:20.340 --> 00:18:23.820
برخي شاهزادگان آلماني به انقلاب «لوتر» پيوستند

00:18:23.820 --> 00:18:27.340
تا بتوانند از اين راه از دست قدرت روم خلاص بشوند

00:18:28.620 --> 00:18:31.820
آنها را «پروتستان»ها ناميدند.

00:18:36.060 --> 00:18:38.420
يکي از آن ها؛ «فردريک» اهل «ساکسوني»

00:18:38.420 --> 00:18:41.060
لوتر را از مجازات سوزانده شدن نجات داد

00:18:48.860 --> 00:18:53.020
و اون رو به قلعه ويتنبرگ منتقل کرد

00:18:53.020 --> 00:18:56.180
ـ«لوتر» يک سال در اين مکان مخفي شد. موهاي خود را بلند کرد

00:18:56.180 --> 00:18:59.740
و ريش گذاشت و با نام «يانکر يورگ» خود را معرفي کرد

00:18:59.740 --> 00:19:03.220
در دوران اقامتش در اين قلعه، انجيل رو به آلماني ترجمه کرد

00:19:03.220 --> 00:19:06.220
تا همه بتونن اون رو بشنون و متوجه بشن

00:19:06.220 --> 00:19:08.100
اون به آلمانها گنجينه اي از جملات گيرا

00:19:08.100 --> 00:19:12.420
و کلمات فراموش نشدني داد

00:19:12.420 --> 00:19:15.300
يه جورايي ميشه گفت

00:19:15.300 --> 00:19:18.180
«لوتر»، «شکسپير» آلماني ها هم بود

00:19:20.100 --> 00:19:22.420
اما در دوراني که «لوتر» خودش را مخفي کرده بود،ـ

00:19:22.420 --> 00:19:25.820
کنترل اعتراضي که خودش آغازکننده آن بود، از دستان او خارج مي شد

00:19:28.300 --> 00:19:30.340
در 1524

00:19:30.340 --> 00:19:32.740
شورش‌هاي خشني

00:19:32.740 --> 00:19:36.300
در ميان روستايي هاي فقرزده در اروپاي مرکزي برپا شد

00:19:38.100 --> 00:19:39.660
ـ«لوتر» دچار وحشت شد

00:19:39.660 --> 00:19:44.660
يک اعتراض ساده بر ضد فساد کليسا تبديل به انقلابي اجتماعي شده بود

00:19:46.900 --> 00:19:50.300
علي رغم تعهدهايي که به مردم داده شد و مصالحه هايي که انجام شد

00:19:50.300 --> 00:19:56.260
پروتستانها و کاتوليکها براي مدت 125 سال درگير جنگ شدند

00:19:57.460 --> 00:20:00.500
شاهزاده هاي پروتستان با شاهزاده هاي کاتوليک مي جنگيدند

00:20:00.500 --> 00:20:03.940
سلسله ها با هم، خانواده ها با هم

00:20:03.940 --> 00:20:09.500
در جنگ هاي مذهبي اروپا، 11 ميليون نفر کشته شدن.ـ

00:20:10.580 --> 00:20:14.300
تعداد اروپايي هايي که از خونه هاشون گريختند، از زمان فروپاشي امپراطوري روم

00:20:14.300 --> 00:20:17.940
بي سابقه بود

00:20:17.940 --> 00:20:20.540
اين تعداد تا زمان وقوع حوادث وحشت‌انگيز قرن بيستم بي سابقه باقي موند

00:20:23.180 --> 00:20:26.220
اما هزينه اين جنگ هاي مذهبي را

00:20:26.220 --> 00:20:29.740
مردم ساير نقاط جهان هم مي دادند.

00:20:34.500 --> 00:20:38.700
اسپانياي کاتوليک جنگ مذهبي خود در اروپا را

00:20:38.700 --> 00:20:40.700
از طلاي قاره آمريکا تامين مي کرد

00:20:40.700 --> 00:20:45.460
سال 1532، اسپانيا خود را تا بزرگترين امپراطوري قاره آمريکا رسانده بود

00:20:46.980 --> 00:20:53.220
ـ«تاوانتينسويو» سرزمين 3000 مايلي «اينکا»هاـ

00:20:56.300 --> 00:21:00.420
شنبه 16 نوامبر 1532

00:21:00.420 --> 00:21:03.660
ميدان مرکزي «کاخامارکا»ـ

00:21:03.660 --> 00:21:05.700
در مکاني که امروز به نام «پرو» مي شناسيم

00:21:07.460 --> 00:21:12.420
ـ«فرانسيسکو پيزارو» به همراه 168 سرباز اسپانيايي

00:21:12.420 --> 00:21:15.420
در ساختمانهاي اطراف ميدان پنهان شده بودند

00:21:18.220 --> 00:21:23.540
آنها به ناچار تله اي ترتيب داده بودند تا امپراطور «اينکا»ها، «آتاهوآلپا» را به دام بياندازند.

00:21:26.140 --> 00:21:29.420
امپراطور اينکا نسبت به اين خارجي ها که درخواست ملاقات داده بودند

00:21:29.420 --> 00:21:31.300
کنجکاو شده بود

00:21:32.580 --> 00:21:35.820
خبرچين هاي «آتاهوآلپا» پيشروي هاي «پيزارو» را دنبال کرده بودند

00:21:35.820 --> 00:21:39.580
و گزارشاتي از اين مخلوقات بيچاره بي عرضه براي او برده بودند

00:21:39.580 --> 00:21:44.220
که در صدف‌هاي فلزي محبوسند و بر شترهاي بزرگي سوار هستند

00:21:44.220 --> 00:21:46.060
و به وضوح هيچ خطري ندارند

00:21:46.060 --> 00:21:49.540
اما «آتاهوآلپا» با خود فکر کرد شايد اين خارجي ها ارزش آن را داشته باشند که نگاهي به آنها بياندازد

00:21:51.260 --> 00:21:56.420
لشکر 80 هزار نفره «آتاهوآلپا» اطراف شهر اردو زده بودند

00:21:56.420 --> 00:22:00.940
نسبت اسپانيايي ها به حريفانشان 1 به 400 بود

00:22:02.180 --> 00:22:04.900
بسياري از اسپانيايي ها بعدا اعتراف کردند

00:22:04.900 --> 00:22:08.260
که وقتي پشت ديوارهاي شهر مخفي شده بودند

00:22:08.260 --> 00:22:11.300
از ترس خودشان را خيس کرده بودند.ـ

00:22:11.300 --> 00:22:13.740
«شيهه اسب»

00:22:13.740 --> 00:22:17.300
تنها شانس پيروزي براي آنها برپا کردن يک تله بود

00:22:17.300 --> 00:22:22.060
پيزارو با اميد به داشتن اسلحه‌هايي که براي اينکاها ناشناخته بود وارد اين قمار شد

00:22:22.060 --> 00:22:25.700
شمشير، تفنگ، اسب

00:22:25.700 --> 00:22:27.460
و توپ

00:22:30.140 --> 00:22:32.620
و از خوش شانسي اسپانيايي ها

00:22:32.620 --> 00:22:35.580
هيچ کدام از همراهان «آتاهوآلپا» مسلح نبودند

00:22:37.100 --> 00:22:38.980
اينکاها خطري احساس نکرده بودند

00:22:38.980 --> 00:22:43.380
و فکر مي کردند در يک وضعيت تشريفاتي مثل اين نيازي به اسلحه نيست

00:22:45.220 --> 00:22:50.260
در ساعت 4، کشيش «ويسنته دو ولورده» از مخفي گاه بيرون آمد

00:22:55.100 --> 00:22:56.340
اين کتاب ...ـ

00:22:56.340 --> 00:22:57.860
کشيش به واسطه يک مترجم به «آتاهوآلپا» فهماند

00:22:57.860 --> 00:23:00.500
که کتاب حاوي کلمات مقدس خدا است

00:23:00.500 --> 00:23:02.860
...

00:23:09.260 --> 00:23:11.500
اين حرفها هيچ معني‌اي براي امپراطور نداشت

00:23:14.980 --> 00:23:18.300
در دنياي او چيزي شبيه به کتاب وجود نداشت

00:23:19.900 --> 00:23:23.300
پاپ فرمان داده بود که مردمان دنياي جديد

00:23:23.300 --> 00:23:27.420
انسان هستند و لذا شايسته احترام اند

00:23:27.420 --> 00:23:30.740
مگر آن که به مسيحيت نگروند

00:23:35.780 --> 00:23:38.620
Salid! Salid Cristianos!

00:23:38.620 --> 00:23:41.780
بيايد بيرون مسيحي ها! بيايد بيرون!ـ

00:23:41.780 --> 00:23:47.060
«پيزارو» از رد انجيل توسط «آتاهوآلپا»

00:23:47.060 --> 00:23:50.580
به عنوان بهانه اي براي حمله بهره برد

00:23:50.580 --> 00:23:54.500
«صداي فرياد»

00:24:16.780 --> 00:24:20.260
ظرف دو ساعت کشتار و سردرگمي

00:24:20.260 --> 00:24:23.020
حداقل 2000 اينکا کشته شدند

00:24:26.180 --> 00:24:29.980
اغلب آنها در تلاش براي فرار، زير دست و پا له شدند

00:24:31.500 --> 00:24:34.620
و حتي يک سرباز اسپانيايي هم کشته نشد

00:24:35.780 --> 00:24:39.900
ـ«پيزارو»، «آتاهوآلپا» رو به گروگان گرفت

00:24:39.924 --> 00:24:49.924
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:24:51.900 --> 00:24:56.340
ـ«آتاهوآلپا» از اين که اسير شده بود عصباني شده بود

00:24:56.340 --> 00:24:58.940
در دنياي خودش، اون خودش رو فرمانرواي دنيا مي دونست

00:24:58.940 --> 00:25:02.820
اون به زودي فهميد «پيزارو» دنبال چيه

00:25:05.460 --> 00:25:09.340
«تکلم به زبان بومي پرو»

00:25:09.340 --> 00:25:12.700
ـ «آتاهوآلپا» دستش رو بالا برد

00:25:12.700 --> 00:25:16.060
تا اونجا که مي تونست. توي همون اتاقي که اسير بود

00:25:16.060 --> 00:25:18.180
که گفته ميشه اين اتاق بوده

00:25:18.180 --> 00:25:22.780
و گفت که اگر آزادش کنن اتاق رو براشون تا اين جا پر از طلا مي کنه

00:25:22.860 --> 00:25:28.780
و دوبرابر اون هم نقره مي ده

00:25:28.780 --> 00:25:32.300
ما نمي دونيم «پيزارو» چه جوابي بهش داد

00:25:32.300 --> 00:25:35.980
ولي فک کنم جوابش ساده س: نيشش باز شد

00:25:42.980 --> 00:25:46.420
ـ8 ماه طول کشيد تا طلا و نقره اي که گفته شد جمع آوري بشه

00:25:46.420 --> 00:25:49.060
ـ13 هزار پوند طلا

00:25:49.060 --> 00:25:51.700
و 26 هزار پوند نقره

00:25:53.660 --> 00:25:58.500
بعد از آن که اسپانيايي ها طلا را به دست آوردند، ديگر نيازي به «آتاهوآلپا» نداشتند

00:26:03.060 --> 00:26:07.300
آنها امپراطور را به ميدان «کاخامارکا» آوردند

00:26:07.300 --> 00:26:09.020
به او دو گزينه پيشنها دادند:ـ

00:26:09.020 --> 00:26:12.780
يا به مسيحيت ايمان بياورد و او را خفه کنند

00:26:12.780 --> 00:26:15.620
يا مسيحيت را رد کند و زنده زنده در آتش بسوزد

00:26:17.540 --> 00:26:19.340
«آتاهوآلپا» ايمان آورد

00:26:19.340 --> 00:26:22.580
آخرين جمله زندگيش را به «پيزارو» زد

00:26:23.980 --> 00:26:27.420
از او خواست که مراقب بچه هايش باشد

00:26:27.420 --> 00:26:29.140
پيزراو قبول کرد

00:26:34.380 --> 00:26:37.100


00:26:41.300 --> 00:26:43.540


00:26:44.700 --> 00:26:46.380


00:27:15.140 --> 00:27:17.540
امپراطوري «آتاهوآلپا» از بين رفت.ـ

00:27:18.740 --> 00:27:22.700
جنگ داخلي و بيماري هاي اروپايي،

00:27:22.700 --> 00:27:26.180
راه را براي تسخير امپراطوري اينکا توسط اسپانيايي ها باز کرد

00:27:28.140 --> 00:27:30.420
در طول قرن بعد

00:27:30.420 --> 00:27:35.980
بيش از 100 ميليون طلا و نقره به اسپانيا آمد

00:27:35.980 --> 00:27:41.340
به پول امروز، ارزش غارت اسپانيا برابر با 10 تريليون دلار است

00:27:43.180 --> 00:27:46.900
تنها 40 سال پس از اولين سفر «کلمب»،ـ

00:27:46.900 --> 00:27:50.100
اسپانيا بيش از حد تصور ثروتمند بود

00:27:51.300 --> 00:27:55.460
اما اسپانيا با آن پول چه کرد؟

00:27:55.460 --> 00:28:00.340
آنها کليساها و کاخهايشان را مطلا کردند و بقيه آن را

00:28:00.340 --> 00:28:03.980
صرف جنگهاي مذهبي کرده و باختند

00:28:03.980 --> 00:28:07.620
در عرض شصت سال، اسپانيا پر زرق و برق

00:28:07.620 --> 00:28:09.340
اما ورشکسته بود

00:28:12.940 --> 00:28:17.220
در اين قصه هيچ کس چيزي که جلوي چشمش قرار گرفته رو نمي بينه

00:28:17.220 --> 00:28:21.300
ـ«آتاهوآلپا» تهديد اسپانيايي ها رو نديد

00:28:21.300 --> 00:28:24.820
ـ «پيزارو» فکر کرد که با تصرف «اينکا»ـ

00:28:24.820 --> 00:28:26.980
ثروتمند و خوشبخت ميشه

00:28:26.980 --> 00:28:31.780
اما در حقيقت، شهوت پول آنچنان سربازان «پيزارو» رو فرا گرفت

00:28:31.780 --> 00:28:35.260
که در نهايت خود «پيزارو» رو هم کشتند

00:28:35.260 --> 00:28:37.940
اسپانيايي ها هم هرگز ثروت واقعي پرو رو

00:28:37.940 --> 00:28:41.940
که دور تا دورشون ريخته بود نديدند:ـ

00:28:43.020 --> 00:28:44.780
سيب زمينيِ ناچيز

00:28:44.780 --> 00:28:47.860
محصولات دنياي تازه کشف شده، مثل سيب زميني و ذرت و گوجه

00:28:47.860 --> 00:28:51.660
تا ساليان سال، به ميليونها نفر در دورتادور جهان

00:28:51.660 --> 00:28:55.900
غذاي ارزان و بادوام داد

00:28:55.900 --> 00:29:00.180
اين محصولات بيشتر از تموم طلا و نقره اي

00:29:00.180 --> 00:29:05.380
که از پرو به يغما رفت، مفيد واقع شدند

00:29:06.860 --> 00:29:10.900
منابع طبيعي در تغيير اقتصاد جهان

00:29:10.900 --> 00:29:13.900
مهمتر از طلا هستند

00:29:14.900 --> 00:29:18.940
شايد دراماتيک ترين نمونه اين موضوع، روسيه باشد

00:29:20.300 --> 00:29:25.820
در 1570، اين کشور يک پاسگاه دورافتاده مرزي اروپا بود

00:29:27.260 --> 00:29:31.820
اما امروز، روسيه با اختلاف زياد، بزرگترين کشور دنيا است

00:29:32.900 --> 00:29:35.540
بخش اعظم اين مساحت، «سيبري» است

00:29:35.540 --> 00:29:41.540
دنباله وسيعي از جنگل و کوه که زماني به آن مي گفتند: «سيب اير» ـ

00:29:41.540 --> 00:29:43.060
يعني سرزمين خفته

00:29:43.060 --> 00:29:49.700
مردي که اين سرزمين را بيدار کرد، هماني است که روسيه نوين را بنيان گذاشت

00:29:52.300 --> 00:29:53.940
«تکلم به روسي»

00:29:53.940 --> 00:29:55.740
«ايوان گروزني»

00:29:55.740 --> 00:29:58.380
ايوان وحشتناک

00:29:58.380 --> 00:30:01.940
«تکلم به روسي»

00:30:01.940 --> 00:30:05.380
تزار ايوان با يک مشکل روبرو بود:ـ

00:30:05.380 --> 00:30:07.580
چظور مي توانست کشورش را

00:30:07.580 --> 00:30:10.580
به قدرتي در صحنه اروپا تبديل کند؟

00:30:10.580 --> 00:30:15.420
در حالي که فقط کشاورزي بنيادين داشت و چند منبع طبيعي

00:30:21.940 --> 00:30:25.100
جواب او در جنگل ها مخفي شده بود

00:30:26.420 --> 00:30:28.020
پشم

00:30:29.900 --> 00:30:31.820
از 1550 به اين طرف

00:30:31.820 --> 00:30:35.460
دماي هوا در نقاط مختلف جهان به شدت پايين آمد

00:30:35.460 --> 00:30:38.580
ما نام اين دوران را «عصر يخبندان کوچک» مي ناميم

00:30:38.580 --> 00:30:42.020
در همين دوران بود که رودخانه تيمز* به شدت يخ زد
<i>ـ*رودخانه اي در جنوب انگلستان</i>

00:30:42.020 --> 00:30:44.420
در همين دوران بود که ايسلند هز از چند گاهي

00:30:44.420 --> 00:30:46.260
به خاطر يخبندان از بقيه دنيا جدا مي ‌افتاد

00:30:46.260 --> 00:30:49.500
در اسپانيا و پرتغال برف بسيار سنگيني مي باريد

00:30:49.500 --> 00:30:52.100
و در ناتواني محصولات مدرن

00:30:52.100 --> 00:30:56.780
پوشيدن پشم حيوانات يکي از معدود راههاي گرم ماندن بود

00:30:56.780 --> 00:30:58.220
و هر چه پولدارتر بوديد

00:30:58.220 --> 00:31:02.420
مي توانستيد پشم با کيفيت‌تري بخريد

00:31:02.420 --> 00:31:05.860
ـ«ايوان» به سازمان‌دهي خصوصي روي آورد

00:31:05.860 --> 00:31:11.220
او يکي از خانواده هاي تاجر آن روزگار رو براي کار انتخاب کرد: خانواده «استروگانف»ـ

00:31:11.220 --> 00:31:15.100
و اجازه بهره برداري از جنگل شمال و شرق مسکو را

00:31:15.100 --> 00:31:17.260
به آنها اعطا کرد

00:31:19.100 --> 00:31:20.740


00:31:20.740 --> 00:31:26.260
سپس، خانواده «استروگانف» کارگزاراني خصوصي براي اين کار استخدام کردند

00:31:32.180 --> 00:31:35.540
يک عده مزدور که رئيسشان قزاقي به اسم «يرماک» بود

00:31:39.620 --> 00:31:41.660
سريع ترين راه يرماک براي رسيدن به پشم

00:31:41.660 --> 00:31:45.060
آن بود که پشم را از شکارچيان بومي بگيرد

00:31:50.900 --> 00:31:53.180
ـ«يرماک» شرق را براي ادامه مسير انتخاب کرد

00:31:53.180 --> 00:31:58.140
و به اراضي اي رسيد که تحت حکومت شخصي بود به نام «کوچوم»، خان «سيبير»ـ

00:31:59.100 --> 00:32:01.540
او يکي از نوادگان نسبي چنگيز خان بود

00:32:04.340 --> 00:32:10.460
اغلب افراد «کوچوم» هنوز تيروکمان، نيزه و شمشير داشتند

00:32:12.180 --> 00:32:15.920
اما افراد «يرماک» تفنگهاي فتيله اي مدرن آن روز را در اختيار داشتند

00:32:18.980 --> 00:32:23.740
برخي افراد «کوچوم» تا قبل از اين واقعه تفنگ نديده بودند

00:32:25.180 --> 00:32:28.980
يکي از آنها مهابت تفنگ را اينچنين توصيف کرده:ـ

00:32:30.700 --> 00:32:32.780
ـ...شعله اي از آتش به پا مي شود

00:32:36.460 --> 00:32:38.820
و دود و غرشي به پا مي شود.ـ

00:32:38.820 --> 00:32:42.940
ممکن نيست بتواني در برابر اين سلاحها سپر بگيري.ـ

00:32:56.140 --> 00:32:59.300
تفنگ باز هم براي اروپايي ها پيروزي به ارمغان آورد

00:32:59.300 --> 00:33:01.980
درست همان طوري در قاره آمريکا پيروز شدند.ـ

00:33:05.300 --> 00:33:08.660
اما اين بار، خان «سيبير» به جنگل گريخت

00:33:14.060 --> 00:33:16.620
ـ«يرماک»، «سيبير» را بخشي از روسيه اعلام کرد

00:33:17.700 --> 00:33:20.140
و براي «ايوان وحشتناک» خراج فرستاد:ـ

00:33:20.140 --> 00:33:24.940
ـ5200 عدد از مرغوب ترين پشم‌هاي «سيبير»ـ

00:33:26.460 --> 00:33:28.100
وقتي چشم «ايوان» به اين پشمها افتاده

00:33:28.100 --> 00:33:30.900
حتما فهميده که شرايط کاملا عوض خواهد شد

00:33:30.900 --> 00:33:34.380
در اطراف مسکو ديگه حيووني نبود

00:33:34.380 --> 00:33:39.180
اما «سيبري» گنج عظيمي از پشم حيوانات بود.ـ

00:33:39.180 --> 00:33:42.100
براي نمونه، ارزش پشم يک روباه سياه

00:33:42.100 --> 00:33:45.260
برابر با حجمي از طلا به وزني بيشتر از وزن خود پوست بود

00:33:45.260 --> 00:33:49.620
منبع پشم در «سيبري» منبعي بي انتها بود

00:33:49.620 --> 00:33:52.260
و داشتن منبع بي انتهايي براي تجارت

00:33:52.260 --> 00:33:55.380
به معني داشتن قدرتي بي انتها بود

00:34:01.820 --> 00:34:06.780
ـ«ايوان» براي سپاسگزاري از «يرماک»، يک زره آهنين به او هديه داد

00:34:06.780 --> 00:34:09.580
و به او لقب «شاهزاده سيبري» داد

00:34:16.260 --> 00:34:21.020
ـ«يرماک» دو سال ديگر هم به حرکت در سرزمين‌هاي ناشناخته ادامه داد

00:34:21.020 --> 00:34:25.580
تا جايي که روس ها خسته شدند و غذايشان تمام شد

00:34:29.500 --> 00:34:32.900
در شب پنجم آگوست 1584

00:34:32.900 --> 00:34:35.980
ـ«يرماک» در کنار رودخانه «ايرتيش» چادر زد

00:34:41.500 --> 00:34:45.500
اما «کوچوم» تمام راه آن ها را دنبال کرده بود

00:34:47.980 --> 00:34:50.100
«صداي فرياد»

00:35:08.060 --> 00:35:11.420
گفته مي شود «يرماک» براي فرار به رودخانه زد

00:35:12.900 --> 00:35:16.980
اما زره سنگينش او را غرق کرد

00:35:19.620 --> 00:35:23.900
هديه «ايوان»، «يرماک» را غرق کرد

00:35:26.380 --> 00:35:27.900


00:35:33.860 --> 00:35:37.100
پيروزي «کوچوم» ديري نپاييد

00:35:39.620 --> 00:35:43.660
پس از «يرماک»، سيلي مهارناپذير از ساکنان و مهاجمان روس

00:35:43.660 --> 00:35:46.180
به سمت سيبري سرازير شد

00:35:49.700 --> 00:35:55.060
ظرف 60 سال، روس ها 4000 مايل در خاک آسيا پيش رفتند

00:35:55.060 --> 00:35:57.420
و به کرانه اقيانوس آرام رسيدند

00:35:59.660 --> 00:36:02.020
سيبري ديگر جزء روسيه بود

00:36:06.740 --> 00:36:11.300
تصور روسيه امروز بدون سيبري ممکن نيست

00:36:11.300 --> 00:36:15.740
اگر سيبري نبود روسيه صرفا يک کشور ديگر از کشورهاي اروپاي شرقي بود

00:36:15.740 --> 00:36:22.020
از لحاظ منابع، 80 درصد گاز و زغال سنگ روسيه

00:36:22.020 --> 00:36:28.180
و 90% منابع نفت اين کشور در سيبري قرار گرفته

00:36:28.180 --> 00:36:31.020
که منبع قدرت نوين اين کشوره

00:36:34.100 --> 00:36:39.100
اما اروپايي ها در برخورد با کشورهايي با فرهنگ هاي پيشرفته تر

00:36:39.100 --> 00:36:42.140
دردسرهاي خيلي بيشتري داشتند

00:36:52.700 --> 00:36:55.100
ژاپن اين شانس را داشت که قدرت خود را

00:36:55.100 --> 00:36:58.420
در سراسر جهان گسترش دهد

00:36:58.420 --> 00:37:00.980
درست مثل کشورهاي اروپايي

00:37:02.860 --> 00:37:05.460
ولي ژاپن به اين شانس جواب منفي داد

00:37:09.740 --> 00:37:14.460
عجيب است؛ اما در اين مورد بايد از دين اروپايي ها تشکر کنيم

00:37:21.940 --> 00:37:25.620
ژاپني ها از زمان مسافرت کشيشهاي يسوعي از پرتغال به اين کشور در 1549

00:37:25.620 --> 00:37:31.280
در حال گرويدن به مسيحيت بودند

00:37:32.340 --> 00:37:34.780
در اوايل دهه 1600

00:37:34.780 --> 00:37:39.500
حداقل يک چهارم جمعيت يک ميليوني ژاپن مسيحي کاتوليک بودند

00:37:40.940 --> 00:37:42.940
در آن حال سوعي ها حتما فکر مي کردند

00:37:42.940 --> 00:37:46.060
که به تبديل ژاپن به يک کشور کاتوليک نزديک شده اند.ـ

00:37:46.060 --> 00:37:50.940
و نقش آنها به عنوان دلال، نقش موثري هم بود

00:37:55.460 --> 00:37:58.060
آوريل سال 1600

00:37:58.060 --> 00:38:00.420
قلعه اوساکا

00:38:01.940 --> 00:38:06.260
يک انگليسي به نام «ويليام آدامز» که از سانحه کشتي نجات يافته بود

00:38:06.260 --> 00:38:10.580
نزد قدرتمندترين افسر ژاپن آورده شد؛ شخصي به نام

00:38:10.580 --> 00:38:12.460
«تکوگاوا ئيه‌ياسو»

00:38:14.460 --> 00:38:16.540
يسوعي ها هم شاهد اين ماجرا بودند

00:38:18.260 --> 00:38:24.180
آنها آماده خوشامدگويي به يک انگليسي پروتستان مرتد نبودند

00:38:24.180 --> 00:38:28.140
يسوعي ها يک مشاوره مسيحي خوب به افسر ژاپني پيشنهاد دادند:ـ

00:38:28.140 --> 00:38:30.260
کشيدن «آدامز» به صليب

00:38:30.260 --> 00:38:35.780
ولي از خوش شانسي «آدامز»، «ئيه‌ياسو» مشاوره آنها را ناديده گرفت

00:38:37.980 --> 00:38:42.980
ـ«ئيه‌ياسو» مردي روشنفکر

00:38:42.980 --> 00:38:44.420
و در خصوص جهان بيرون کنجکاو بود

00:38:45.820 --> 00:38:50.500
داستانهاي هيجان انگيز «آدامز» در خصوص سفر دو ساله اش در راه ژاپن

00:38:50.500 --> 00:38:54.740
«ئيه‌ياسو» را فريفته و مجذوب خود کرد

00:38:54.740 --> 00:38:57.580


00:38:59.700 --> 00:39:01.820


00:39:03.740 --> 00:39:08.460
خيلي زود «ئيه‌ياسو» به تدريس «آدامز»، رياضي و هندسه آموخت

00:39:08.460 --> 00:39:12.060
او به شدت براي داشتن ناوگان اقيانوس پيماي خود اشتياق داشت

00:39:12.060 --> 00:39:15.660
و «آدامز» که در نبرد با «آرمادا» در خدمت «درک» کار کرده بود

00:39:15.660 --> 00:39:17.500
مهارتهاي لازم براي اين کار را داشت

00:39:17.500 --> 00:39:21.260
تحت سرپرستي «آدامز»، ژاپني ها دو نمونه عالي

00:39:21.260 --> 00:39:25.540
از کشتي هاي جهان پيماي اروپايي ساختند

00:39:25.540 --> 00:39:29.700
طولي نکشيد که «ئيه‌ياسو» به شدت محتاج «آدامز» شد

00:39:29.700 --> 00:39:33.740
آن قدر که به «آدامز» گفت ديگر نخواهد توانست ژاپن را ترک کند

00:39:38.860 --> 00:39:45.460
در 1603، «ئيه‌ياسو» «شوگان» ژاپن شد؛ يعني فرمانده نظامي تمام ژاپن

00:39:45.460 --> 00:39:48.500
و به «آدامز» افتخاري اعطا کرد

00:39:48.500 --> 00:39:52.740
که هيچ خارجي ديگري قبل و بعد از آن اين افتخار را نيافت

00:39:54.140 --> 00:39:57.140
او به «آدامز» مقام سامورائي داد

00:39:57.140 --> 00:40:00.340


00:40:00.340 --> 00:40:03.460
ـ«ويليام آدامزِ راهنما» مرده بود

00:40:04.580 --> 00:40:08.900
ـ«سامورائي مينورا آنجين» متولد شده بود

00:40:09.940 --> 00:40:14.340
بر خلاف احترامي ک ميان «ئيه‌ياسو» و «آدامز» بود

00:40:14.340 --> 00:40:19.580
صبر ژاپني ها از مسيحيان در شرف لبريز شدن بود

00:40:19.580 --> 00:40:21.580
يسوعي ها کمک کرده بودند

00:40:21.580 --> 00:40:24.540
تا يک امپراطوري تجاري براي پرتغال و اسپانيا بنا شود

00:40:25.740 --> 00:40:27.300
ولي هدف عميق تر آنها

00:40:27.300 --> 00:40:30.100
ساخت امپراطوري اي براي کليساي کاتوليک بود

00:40:35.900 --> 00:40:41.180
در 1615، کاتوليکهاي ژاپن در انقلابي بر عليه «ئيه‌ياسو» مشارکت کردند

00:40:41.180 --> 00:40:43.220
در جريان محاصره قلعه اوساکا

00:40:43.220 --> 00:40:47.820
فرمانده برافروخته، 40 هزار تن از آنان را قتل عام کرد

00:40:50.380 --> 00:40:53.340
و يسوعي ها از ژاپن رانده شدند

00:40:54.740 --> 00:40:58.340
مسيحيت ممنوع و خارجي ها اخراج شدند

00:40:58.340 --> 00:41:02.220
ژاپني ها از رفتن به خارج کشور منع شدند

00:41:02.220 --> 00:41:04.060
مجازات خروج از کشور اعدام بود.ـ

00:41:04.060 --> 00:41:07.060
از اين تاريخ به بعد، کشتي هاي ژاپني

00:41:07.060 --> 00:41:09.700
با يک سوراخ خاص در پاشنه کشتي ساخته مي شدند

00:41:09.700 --> 00:41:12.260
تا اگر فاصله زيادي از ساحل دريا گرفتند

00:41:12.260 --> 00:41:14.740
آب آنها را واژگون کند.ـ

00:41:14.740 --> 00:41:18.380
اين کشتي ها را براي فواصل نزديک به خشکي ساخته بودند

00:41:18.380 --> 00:41:21.100
کنجکاوي در خصوص جهان بيرون

00:41:21.100 --> 00:41:24.380
که «ويليام آدامز» با «ئيه‌ياسو» در خصوص آن صحبت مي کردند

00:41:24.380 --> 00:41:27.380
جاي خود را به «ساکوکو» داده بود

00:41:27.380 --> 00:41:31.340
ـ«ساکوکو» يعني «کشور بسته»

00:41:38.540 --> 00:41:43.100
ژاپن تا بيش از 200 سال بعد بسته باقي ماند

00:41:43.100 --> 00:41:47.300
اروپايي ها تمام احتمالات موجود براي تجارت با ژاپن را

00:41:48.780 --> 00:41:51.540
با اصرارشان بر مسيحيت خراب کرده بودند

00:41:54.860 --> 00:41:58.380
بسياري مردم اين حرکت ژاپن رو

00:41:58.380 --> 00:42:00.900
به هم کوبيدن در خروجي به جهان بيرون مي دونستند

00:42:00.900 --> 00:42:04.140
و اون رو يک اشتباه بزرگ تاريخي محسوب مي کردند:ـ

00:42:04.140 --> 00:42:05.620
ـ«چه مسخره!»ـ

00:42:05.620 --> 00:42:07.300
«تو همين دوران بريتانيا به پيشروي‌ش ادامه داد»

00:42:07.300 --> 00:42:10.260
ـ«و يه امپراطوري جهاني تشکيل داد»ـ

00:42:10.260 --> 00:42:13.740
اما يه جور ديگه هم ميشه به قضيه نگاه کرد

00:42:13.740 --> 00:42:20.820
سياست کشور بسته به ژاپني ها 250 سال صلح هديه داد

00:42:20.820 --> 00:42:24.060
اثري از تفنگ باقي نماند

00:42:24.060 --> 00:42:26.060
خبري از بيماريهاي مسري

00:42:26.060 --> 00:42:27.780
که ديگر کشورها را مي گرفت، نبود

00:42:27.780 --> 00:42:31.980
و بالاتر از همه، قوت گرفتن فرهنگ ژاپني

00:42:31.980 --> 00:42:36.340
ـ«ژاپنيت» ژاپن، ساختمونهاش، غذاش

00:42:36.340 --> 00:42:38.540
ذائقه ش، هنرش

00:42:38.540 --> 00:42:42.380
واقعا بيشتر از همه از اين دوره نشات مي گيره

00:42:42.380 --> 00:42:46.180
بنابراين، اگر بگيم اين مورد يک اشتباه تاريخي بود،

00:42:46.180 --> 00:42:47.860
بايد بگيم اشتباهات بدتري هم بوده

00:42:51.340 --> 00:42:54.820
نخستين انگليسي که فرهنگ ژاپن را پذيرفت

00:42:54.820 --> 00:42:58.060
يعني «ويليام آدامز» هنوز هم با علاقه در خاطر ژاپني ها مانده است

00:42:58.060 --> 00:43:03.100
اين بناي يادبود در بخشي از توکيو قرار گرفته که نام آن «آن جين چو» است

00:43:03.100 --> 00:43:06.420
يادمان «آن جين سان»؛ آقاي راهنما

00:43:09.460 --> 00:43:14.780
اما عقب نشيني ژاپن رشد مبادلات جهاني را متوقف نکرد

00:43:15.940 --> 00:43:17.940
که کارآفرينان اروپايي مهيا کرده بودند متوقف نکرد

00:43:17.940 --> 00:43:21.540
راه جديد و کارآمد آنها براي پول درآوردن: شرکت‌ها

00:43:21.540 --> 00:43:23.620
رقابت بين اين شرکتها فقط باعث افزايش رقابت

00:43:23.620 --> 00:43:26.540
براي کالاهاي نادر و نامتعارف مي شد

00:43:27.660 --> 00:43:29.900
زنجبيل، ميخک

00:43:29.900 --> 00:43:32.900
دارچين، دورتادور دنيا جا به جا مي شد

00:43:32.900 --> 00:43:35.500
و بازرگانان رو پولدار مي کرد

00:43:35.500 --> 00:43:37.460
اما يک نوع ادويه وجود داشت

00:43:37.460 --> 00:43:41.140
که از بازار اروپا گرفته تا هند، همه جا به شدت گرون بود

00:43:41.140 --> 00:43:43.220
و بر همه ادويه ها ممتاز بود

00:43:43.220 --> 00:43:46.340
اين ادويه که گفته مي شد دواي طاعونه

00:43:46.340 --> 00:43:48.220
ـ«جوز» نام داشت

00:43:49.820 --> 00:43:54.020
جوز فقط در چند جزيره کوچولو

00:43:54.020 --> 00:43:58.220
بين بورونئو و گينه نو پرورش پيدا مي کرد که اسم اون جزاير بود

00:43:59.700 --> 00:44:01.580
جزاير باندا

00:44:07.060 --> 00:44:10.100
هلندي ها کنترل نه جزيره از اين ده حزيره را

00:44:10.100 --> 00:44:13.380
به واسطه دژ، کشتي و هزاران نفر سرباز در دست داشتند

00:44:13.380 --> 00:44:17.100
اما انگليسي ها فقط کنترل يک جزيره را در دست داشتند

00:44:17.100 --> 00:44:19.180
اولين مستعمره آنها

00:44:19.180 --> 00:44:21.180
جزير «رون»ـ

00:44:22.860 --> 00:44:26.580
اين جزيره هنوز هم شبيه به همان چيزي است که در سال 1600 بود: يک نوار به طول دو مايل

00:44:26.580 --> 00:44:28.700
که پوشيده از تپه ها و درختهاي جوز است

00:44:28.700 --> 00:44:30.060
اما در آن روزها

00:44:30.060 --> 00:44:34.420
با پول يک کيسه جوز مي توانستيد يک خانه شهري در لندن در بريتانيا بخريد

00:44:38.060 --> 00:44:42.260
ـ«رون» در اختيار اولين شرکت جند مليتي دنيا بود:ـ

00:44:42.260 --> 00:44:45.460
شرکت لندني هند شرقي

00:44:45.460 --> 00:44:48.700
در جولاي 1617، وظيفه «ناتانائيل کورت‌هوپ» آن بود

00:44:48.700 --> 00:44:52.260
که جزيره را در رقابت با هلندي ها حفظ کند

00:44:52.260 --> 00:44:56.140
او توپ خود را در شکافي بين دو صخره جا داد

00:44:56.140 --> 00:44:57.940
دو کشتي داشت

00:44:57.940 --> 00:45:01.260
در حالي که شرکت رقيبش، شرکت هلندي هند شرقي، يک دوجين کشتي داشت

00:45:04.260 --> 00:45:07.580
اين تجارت شبيه به يک نبرد سنتي دريايي است

00:45:07.580 --> 00:45:10.940
نوعي واقعا خصمانه از اکتساب يک شرکت

00:45:15.220 --> 00:45:18.460
شرکت هلندي هند شرقي

00:45:18.460 --> 00:45:21.820
در تجارت جهاني جوز و ديگر ادويه جات يک حقه داشت

00:45:21.820 --> 00:45:24.220
آينده از آن هلند بود

00:45:24.220 --> 00:45:28.060
از انصاف نگذريم، هلندي ها هم مثل بريتانيايي ها خوب زيرآبي مي رفتند

00:45:33.060 --> 00:45:37.300
مرکز فرماندهي شرکت هلندي هند شرقي، آمستردام بود

00:45:37.300 --> 00:45:38.780
شرکت VOC

00:45:38.780 --> 00:45:41.580
هلندي ها در تجارت ادويه آسيايي، با يک منطق خوب

00:45:41.580 --> 00:45:44.700
پرتغالي ها و اسپانيايي ها را پشت سر گذاشتند

00:45:44.700 --> 00:45:49.940
بر خلاف پادشاهان اسپانيايي که ثروتشان را به باد دادند،ـ

00:45:49.940 --> 00:45:52.980
هلندي ها در قالب «شرکت»ها با يکديگر متحد شدند

00:45:52.980 --> 00:45:57.540
و درآمدهايشان را دوباره سرمايه گذاري کردند: کشتي هاي بيشتر، اکتشافات بيشتر

00:45:57.540 --> 00:46:02.180
در مدت کوتاهي، آنها صاحب بزرگترين ناوگان دريايي بر روي کره زمين شدند

00:46:05.340 --> 00:46:08.020
از آنجا که در جزيره «رون» آب آشاميدني فقط از طريق باران تامين مي شد،ـ

00:46:08.020 --> 00:46:12.940
يک کشتي انگليسي براي جمع آوري آب باران به ماموريت فرستاده شد

00:46:15.060 --> 00:46:16.660
اما اين کشتي را گرفتند

00:46:20.460 --> 00:46:25.780
در آخر، تعدادي از افراد «کورت‌هوپ» با آخرين کشتي باقيمانده، از جزيره رفتند

00:46:27.980 --> 00:46:31.420
تنها ابزار فرار از دست رفته بود

00:46:36.820 --> 00:46:39.980
اين بن بست تا ماهها بعد برقرار بود

00:46:51.500 --> 00:46:56.300
تا اين که ناگهان يک هلندي که ناوگان هلند را ترک کرده بود، ظاهر شد

00:46:56.300 --> 00:46:59.060
و درخواست کرد از او محافظت کنند

00:46:59.060 --> 00:47:00.260
تفنگهارو بياريد پايين

00:47:01.780 --> 00:47:03.740
علي رغم نگراني افراد،ـ

00:47:05.340 --> 00:47:07.500
ـ«کورت‌هوپ»، فراري هلندي را پذيرفت

00:47:10.780 --> 00:47:16.180
انگليسي ها سه سال ديگر هم با آت و آشغال و آب باران سر کردند

00:47:16.180 --> 00:47:21.700
و در تمام اين مدت، فراري هلندي هم ساکت با آنها زندگي مي کرد.ـ

00:47:21.700 --> 00:47:25.420
تا اين که «کورت‌هوپ» پيامي دريافت کرد.ـ

00:47:26.820 --> 00:47:31.100
اين پيام از سوي ساکنان بومي جزيره باندا بود که پيشنهاد جنگ با هلندي ها را مي دادند

00:47:32.180 --> 00:47:35.620
در شب هجده اکتبر 1620

00:47:35.620 --> 00:47:38.060
J«کورت‌هوپ» براي ملاقات با شورشي ها سوار قايق شد

00:47:44.420 --> 00:47:51.260
و فراري هلندي بالاخره فرصتي يافت تا در ماموريت جاسوسي خود حرکت موثري انجام دهد

00:48:00.780 --> 00:48:03.740
هلندي ها منتظر «کورت‌هوپ» بودند

00:48:08.100 --> 00:48:10.900


00:48:24.500 --> 00:48:27.340
ديگر کسي «ناتانائيل کورت‌هوپ» را نديد

00:48:35.060 --> 00:48:38.180
انگليسي ها که تمام رهبرانشان را از دست داده بودند، تسليم شدند

00:48:43.060 --> 00:48:46.580
تجارت انگليسي ها در بازار جوز، به پايان رسيد

00:48:46.580 --> 00:48:48.900
و شرکت هلندي هند شرقي در مسير خود

00:48:48.900 --> 00:48:52.300
براي تبديل به بزرگترين شرکت بازرگاني جهان، پيش رفت

00:48:59.580 --> 00:49:02.340
اما ايستادگي قهرمانانه «ناتانائيل کورت‌هوپ»ـ

00:49:02.340 --> 00:49:05.660
در اولين مستعمره بريتانيا

00:49:05.660 --> 00:49:08.260
يک دستاورد نهايي داشت

00:49:08.260 --> 00:49:11.620
در آخر کار، وقتي بريتانيايي ها و هلندي ها به يک معاهده صلح رضايت دادند

00:49:11.620 --> 00:49:15.060
بريتانيايي ها مي توانستند در مقابل واگذاري حقوق مربوط به جزيره «رون»ـ

00:49:15.060 --> 00:49:18.100
چيز ديگري از هلندي ها بخواهند

00:49:18.100 --> 00:49:23.420
چيزي که بريتانيايي ها از اين طريق به دست آوردند

00:49:23.420 --> 00:49:27.260
يه جزيره کوچيک ديگه در اون سوي دنيا بود؛ که بهش مي گيم «منهتن»ـ

00:49:28.540 --> 00:49:33.060
منهتن امروز هم مقادير مشخصي از سرمايه داري در خود دارد

00:49:40.340 --> 00:49:43.780
در هلند، ثروت ناشي از تجارت ادويه

00:49:43.780 --> 00:49:46.300
طبقه‌اي جديد از مردم ايجاد کرده بود:ـ

00:49:46.300 --> 00:49:48.140
طبقه متوسط

00:49:48.140 --> 00:49:52.140
و وقتي ثروتمندان به دنبال نمادهايي براي خودشان مي گشتند...ـ

00:49:52.140 --> 00:49:53.780
فشن

00:49:53.780 --> 00:49:55.380
تابلوهاي نقاشي

00:49:55.380 --> 00:49:56.780
ظروف چيني

00:49:56.780 --> 00:50:00.500
در اول فوريه 1637

00:50:00.500 --> 00:50:04.180
يک تاجر هلندي منسوحات، به نام «پيتر وينانتس»ـ

00:50:04.180 --> 00:50:09.220
خانواده بزرگ خود را براي صرف ناهار به خانه خود در «هارلم» دعوت کرده بود

00:50:11.180 --> 00:50:13.860
موضوع صحبت هاي آن روز

00:50:13.860 --> 00:50:17.540
آخرين مد روز بود؛ گل لاله

00:50:17.540 --> 00:50:21.020
«تکلم به زبان هلندي»

00:50:21.020 --> 00:50:25.140
اين روند توسط عده اي ابرثروتمند ممتاز آغاز شد

00:50:25.140 --> 00:50:29.580
که دلباخته رنگ و لعاب و خط و خطوط گل لاله شده بودند؛

00:50:29.580 --> 00:50:31.620
گلي که قرنهاي متمادي

00:50:31.620 --> 00:50:34.900
مورد تحسين مردم قرار داشت

00:50:34.900 --> 00:50:39.940
نادرترين و گران ترين گلهاي لاله، آنهايي بودند که رنگهاي ديوانه کننده اي داشتند

00:50:39.940 --> 00:50:42.900
و به خاطر وجود يک ويروس در پياز گل، خطوطي روي گلبرگهايشان وجود داشت

00:50:42.900 --> 00:50:48.180
آدم هيچ وقت نمي داند که يک نقص (ژنتيکي) زيبا

00:50:48.180 --> 00:50:49.660
اين همه مي ارزد

00:50:51.300 --> 00:50:56.460
هلندي ها شروع به خريد پياز گل لاله کردند؛ انگار که بليط بخت آزمايي باشد

00:50:58.460 --> 00:51:01.940
آنها در حدس زدن آينده خيلي ماهر بودند

00:51:01.940 --> 00:51:04.340
بازرگانان هلندي در آمستردام

00:51:04.340 --> 00:51:09.220
اولين بازار سهام را در 1607 بنا نهاده بودند

00:51:09.220 --> 00:51:11.780
اما بازار پرسروصداي پياز گل لاله

00:51:11.780 --> 00:51:14.860
باعث مي شد همه بتوانند پولدار شوند

00:51:16.700 --> 00:51:19.860
در جريان صرف ناهار، «هندريک يان وينانتس»ـ

00:51:19.860 --> 00:51:22.060
به «گيترويت شوت» پيشنهاد داد

00:51:22.060 --> 00:51:25.420
که يک پوند پياز گل لاله از «هندريک» بخرد

00:51:25.420 --> 00:51:29.380
و در مقابل 1400 فلورين بپردازد؛ يعني پول يک خانه را

00:51:29.380 --> 00:51:32.340
«تکلم به هلندي»

00:51:32.340 --> 00:51:35.620
ـ«گيرتوت» بي ميل بود. اما وسوسه شد

00:51:41.660 --> 00:51:46.780
هلندي ها در تمام اروپا به عشق به قمار معروف يودند

00:51:46.780 --> 00:51:50.860
و بازار گل لاله به نظر قمار مزمئني مي آمد. قيمتها هر روز بالا مي رفت

00:51:50.860 --> 00:51:54.460
فروش گل لاله معمولا در اتاق پشتي ميخانه ها انجام مي شد

00:51:54.460 --> 00:51:58.860
مثل ميخانه «گلدن گريپ» در «هارلم»ـ

00:51:58.860 --> 00:52:03.340
هر دور فروش با سرو يک دور شراب آغاز مي شد

00:52:03.340 --> 00:52:05.180
که پولش را فروشنده مي داد

00:52:05.180 --> 00:52:08.900


00:52:09.940 --> 00:52:13.740
بسياري از خريداران پولي براي پرداخت در مقابل پياز گل نداشتند

00:52:13.740 --> 00:52:16.420
آنها براي خريد، فقط برگه هاي سند بدهکاري رد و بدل مي کردند

00:52:17.700 --> 00:52:21.220
هر چه بيشتر مست مي شدند، قيمت ها بيشتر بالا مي رفت

00:52:25.100 --> 00:52:28.900
اين اولين حباب قيمتي بزرگ جهان بود

00:52:28.900 --> 00:52:33.220
قيمت يک پوند پياز لاله به قيمت يک خانه،

00:52:33.220 --> 00:52:35.820
بعد به قيمت يه مزرعه و بعد به قيمت دو تا کشتي رسيد

00:52:35.820 --> 00:52:37.940
اين تجار به نظر عاقل مي اومدند

00:52:37.940 --> 00:52:41.580
اما  اسير نوعي بي نظمي مغزي شده بودند

00:52:41.580 --> 00:52:45.300
و هوس لاله (توليپ مانيا) گرفته بودند

00:52:49.180 --> 00:52:51.620
ـ«گيرترويت» هنوز داشت ترديد مي کرد

00:52:51.620 --> 00:52:54.660
تا اين که مهمان ديگري به نام «ياکوب د بلاک»ـ

00:52:54.660 --> 00:52:57.460
پيشنهاد کرد که براي مدت 8 روز، ضامن «گيرترويت» باشد

00:52:57.460 --> 00:52:59.140
تا اون پول مورد نياز را جمع کند

00:52:59.140 --> 00:53:01.340
«تکلم به هلندي»

00:53:05.220 --> 00:53:08.580
بالاخره، با اين ترتيباتي که هر ريسکي را از بين مي برد...ـ

00:53:08.580 --> 00:53:11.220
«تکلم به زبان هلندي»

00:53:14.740 --> 00:53:21.020
مهمان ديگري به «گيرترويت» پيشنهاد داد که با 100 فلورين سود در همان محل

00:53:21.020 --> 00:53:24.420
پيازهاي لاله را به او بفروشد

00:53:24.420 --> 00:53:27.180
«تکلم به زبان هلندي»

00:53:29.780 --> 00:53:32.900
اما ضامن «گيرترويت» و همسر او

00:53:32.900 --> 00:53:35.340
او را راضي کردند که لاله ها را نفروشد

00:53:35.340 --> 00:53:38.300
آنها مي دانستند که اکر «گيرترويت» نتواند به موقع قرض آنها را پس بدهد

00:53:38.300 --> 00:53:42.380
لاله ها با قيمت هشت روز قبل به آنها مي رسد.ـ

00:53:42.380 --> 00:53:47.900
و با توجه به قيمت لاله که هر ساعت بالاتر مي رفت ...ـ

00:53:47.900 --> 00:53:50.780
«تکلم به زبان هلندي»

00:53:50.780 --> 00:53:53.620
ـ«د بلاک» مي توانست ثروتي به جيب بزند

00:54:06.860 --> 00:54:09.860
دو روز بعد، قيمت لاله هنوز در حال افزايش بود

00:54:09.860 --> 00:54:13.180
پول و شراب مثل هميشه در جريان بودند

00:54:13.180 --> 00:54:18.260
تا اين که يک فروشنده سعي کرد يک پوند گل «ويته کورونن» بفروشد

00:54:18.260 --> 00:54:19.900
پياز گل تاج سفيد

00:54:19.900 --> 00:54:23.820
و قيمت اوليه را 1250 فلورين پيشنهاد داد

00:54:24.940 --> 00:54:27.380
که اتفاقي مرموز افتاد

00:54:27.380 --> 00:54:30.460
هيچ خريداري وجود نداشت

00:54:30.460 --> 00:54:32.900
او پيشنهاد 1200 فلورين را داد

00:54:34.340 --> 00:54:36.620
1150؟

00:54:37.740 --> 00:54:39.700
1100

00:54:44.180 --> 00:54:45.500
1000؟

00:54:55.260 --> 00:54:57.300
تب شکسته بود

00:54:57.300 --> 00:54:59.340
صبر بيدار شده بود

00:54:59.340 --> 00:55:02.340
کمتر افرادي بودند که واقعا به پياز لاله احتياج داشته باشند

00:55:02.340 --> 00:55:05.780
آنها فقط مي خواستند پيارها را بخرند تا به کس ديگري بفروشند

00:55:05.780 --> 00:55:09.420
لذا از لحظه اي که اطمينان خريداران زير سئوال رفت

00:55:09.420 --> 00:55:12.940
و مستي خوشبيني تموم شد،ـ

00:55:12.940 --> 00:55:15.500
همه با بيچارگي به دنبال اين افتادند که از دست پيازها خلاص شن

00:55:15.500 --> 00:55:17.340
فروش! فروش! فروش!

00:55:17.340 --> 00:55:20.700
اين چيزيه که در همه حبابهاي قيمتي اتفاق مي افته

00:55:20.700 --> 00:55:23.820
چه در وال استريت و چه در حباب دات کام

00:55:23.820 --> 00:55:25.820
همه آنها يک جور تموم ميشن

00:55:25.820 --> 00:55:27.420
مي ترکند!ـ

00:55:30.060 --> 00:55:34.140
بازار لاله ظرف فقط چهار روز فرو ريخت

00:55:36.580 --> 00:55:38.540


00:55:38.540 --> 00:55:40.780
خانواده «وينانتس» به سرعت يک وکيل گرفتند

00:55:40.780 --> 00:55:42.980
هر کس داستان خودش را مي گفت

00:55:42.980 --> 00:55:46.260
در مورد اينکه در جريان ناهار آن روز کي به کي چه قولي داد

00:55:46.260 --> 00:55:50.900
ـ«ياکوب د بلاک» و همسرش پيشنهاد کمک به «گيرترويت» رو منکر شدند

00:55:50.900 --> 00:55:54.500
ـ«گيرترويت» با پيازهاي گل تنها ماند

00:55:54.500 --> 00:55:59.100
ما نمي دانيم که او گل دادن آن پيازهاي لاله را ديد يا نه

00:56:09.900 --> 00:56:13.700
اما «توليپ مانيا» سيستم هلندي ها رو خراب نکرد

00:56:13.700 --> 00:56:17.220
خريد و فروش سهام و ايده شراکت و مبادله

00:56:17.220 --> 00:56:19.900
و هوس حدس زدن آينده

00:56:19.900 --> 00:56:22.020
که امروز بهش مي گيم «کپيتاليسم»ـ

00:56:22.020 --> 00:56:26.820
کپيتاليسم از امپراطوري هاي اروپايي خيلي بيشتر دووم آورد

00:56:26.820 --> 00:56:28.980
و بي نهايت بيشتر از طلا و نقره اي ارزش پيدا کرد

00:56:28.980 --> 00:56:32.460
که اروپايي ها غارت کردند

00:56:32.460 --> 00:56:34.580
اين داتسان از اينجا شروع شد

00:56:34.580 --> 00:56:36.940
داستان لاله ها چي شد؟

00:56:36.940 --> 00:56:40.660
هلندي ها آن بازار را به يک بازار صادراتي تبديل کردند

00:56:40.660 --> 00:56:43.100
و تا امروز آن را در اختيار دارند

00:56:48.980 --> 00:56:51.740
در کمتر از يک و نيم قرن

00:56:51.740 --> 00:56:55.900
اروپايي ها از دزدي دريايي به سازمانهاي خصوصي رسيدند

00:56:55.900 --> 00:56:57.740
آنها بر ضد کليسا قيام کردند

00:57:00.220 --> 00:57:02.460
بازار جهاني را قبضه کردند

00:57:02.460 --> 00:57:05.100
و برخي از آنها پولدار شدند

00:57:05.100 --> 00:57:07.300
حالا اين تغييرات

00:57:07.300 --> 00:57:10.220
آثار ناخواسته اي بر سرتاسر جهان مي گذاشت

00:57:11.260 --> 00:57:14.580
در قسمت بعد «تاريخ جهان»ـ

00:57:14.580 --> 00:57:16.260
پادشاهي ها واژگون مي شوند ...ـ

00:57:17.940 --> 00:57:19.980
برده ها قيام مي کنند...ـ

00:57:22.900 --> 00:57:26.900
دارو و فناوري زندگي ميليونها نفر را بهبود مي بخشد.ـ

00:57:26.900 --> 00:57:29.580
«عصر روشنگري»

00:57:29.580 --> 00:57:31.540
عصر انقلاب

00:57:33.340 --> 00:57:37.300
اگر ميخايد بدونيد چطور اطلاعات تاريخي رو به دست مياريم

00:57:37.300 --> 00:57:41.940
مي تونيد يه کتابچه مجاني سفارش بديد به اسم «چطور مي فهمند؟»ـ

00:57:41.940 --> 00:57:46.900
با شماره 0845 366 0255 تماس بگيريد

00:57:46.900 --> 00:57:52.020
سر بزنيدbbc.co.uk/history يا به آدرس

00:57:52.020 --> 00:57:55.100
دنبال کنيد«Open University» و لينکها رو براي رسيدن به

00:57:55.140 --> 00:58:05.180
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:58:05.204 --> 00:58:15.204
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.