﻿WEBVTT

00:00:07.000 --> 00:00:08.290
‫ببخشید!

00:00:09.240 --> 00:00:10.610
‫رئیس؟

00:00:10.610 --> 00:00:11.860
‫بابابزرگ؟

00:00:13.670 --> 00:00:15.490
‫دیر کردین!

00:00:15.490 --> 00:00:19.580
‫مدیران کل و اعضای هیئت مدیره قبل از شما به دیدنم اومدن.

00:00:19.580 --> 00:00:21.750
‫زودتر از این نمی‌تونستیم بیایم!

00:00:21.750 --> 00:00:24.750
‫شنیدیم از حال رفتین.

00:00:24.750 --> 00:00:28.760
‫هان، چی می‌گی؟ یکم بی‌حال بودم و فقط سرم گیج رفت.

00:00:28.760 --> 00:00:31.510
‫الان ملاحظه می‌کنین! سر و مر و گنده‌ام.

00:00:31.510 --> 00:00:33.240
‫خداروشکر.

00:00:33.240 --> 00:00:36.210
‫اگه خیال‌تون راحت شد، بجنبین برین سرکارتون.

00:00:36.210 --> 00:00:40.020
‫آه. اولش بابت اینکه دیر کردیم سرمون داد و بیداد می‌کنی،
‫حالا ازمون می‌خوای بریم؟

00:00:40.020 --> 00:00:42.140
‫نباید نگرانت می‌شدم.

00:00:42.140 --> 00:00:47.380
‫چیزه، الان احیاناً «بابابزرگ» صداشون نزدی؟
‫سنپای، پس یعنی تو...

00:00:47.380 --> 00:00:48.380
‫نوه‌شم.

00:00:48.380 --> 00:00:49.280
‫چــــــــی؟!

00:00:49.280 --> 00:00:50.830
‫مگه بهت نگفته بودم؟

00:00:50.830 --> 00:00:52.190
‫نه‌خیر، نگفته بودی!

00:00:52.190 --> 00:00:54.030
‫آه، آروم باش. بیاین برگردیم.

00:00:54.030 --> 00:00:55.870
‫با اجازه‌تون، رئیس!

00:00:55.870 --> 00:00:58.470
‫بگذریم، سعی کن استراحت کنی، بابابزرگ.

00:00:58.470 --> 00:00:59.600
‫باشه.

00:01:01.080 --> 00:01:05.540
‫رئیس، به‌نظرتون ساساکورا ریو بهمون ملحق می‌شه؟

00:01:07.070 --> 00:01:09.300
‫من هرکاری از دستم برمی‌اومد، کردم.

00:01:09.300 --> 00:01:12.620
‫بقیه‌ش فقط بستگی به این داره که خودش چه فکری درموردش می‌کنه.

00:01:12.644 --> 00:01:32.644
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:01.350 --> 00:03:02.540
‫اوه.

00:03:03.420 --> 00:03:04.880
‫این آشغاله؟

00:03:06.180 --> 00:03:06.920
‫هان؟

00:03:09.790 --> 00:03:14.550
‫کوروساوا سنسه، تونستین به هتل عادت کنین؟

00:03:14.890 --> 00:03:16.850
‫کتاب‌تون چطور پیش می‌ره؟

00:03:16.850 --> 00:03:20.660
‫می‌دونین، مردم می‌گن اولین اثر جدید یه نویسنده بعد از بردن جایزه،

00:03:20.660 --> 00:03:23.160
‫چیزیه که نامش رو واقعاً‌ جاودانه می‌کنه.

00:03:23.740 --> 00:03:27.060
‫عذر می‌خوام. توی پایانش به مشکل خوردم.

00:03:27.060 --> 00:03:31.170
‫کوروساوا سنسه، چیزی که برای یه نویسنده‌ی جوان حیاتی‌ـه، سرعته! سرعت!

00:03:31.170 --> 00:03:34.070
‫باید تاوقتی که ملت هنوز تو کف‌تونن، اثر بعدی‌تون رو تموم کنین.

00:03:34.070 --> 00:03:35.200
‫می‌دونم.

00:03:35.200 --> 00:03:37.620
‫موضوعی مدنظر دارین دیگه، درسته؟

00:03:37.620 --> 00:03:39.570
‫پایانش... کامل نشده.

00:03:39.570 --> 00:03:42.580
‫ولی مطمئناً شروع به نوشتن کردین، درسته؟

00:03:43.900 --> 00:03:44.790
‫بله.

00:03:44.790 --> 00:03:48.240
‫پس می‌شه فعلاً اسمش رو بهم بگین؟

00:03:48.240 --> 00:03:51.510
‫برای نوشتن یه خبر واسه تبلیغ اثرتون، اسمش رو می‌خوام.

00:03:51.510 --> 00:03:54.600
‫اسمش «خواهد»ــه.

00:03:55.420 --> 00:03:56.340
‫هان؟

00:03:56.340 --> 00:04:00.440
‫یکم افسرده‌حال به‌نظر می‌رسه، ولی شاید
‫یه همچین چیز غیرقابل‌انتظاری بگیره.

00:04:01.050 --> 00:04:04.600
‫خب پس، لطفاً تا هفته‌ی دیگه پیش‌نویس رو آماده کنین.

00:04:05.300 --> 00:04:08.490
‫پیش‌نویس یه رمان به اسم «خواهد»، ها؟

00:04:08.490 --> 00:04:12.500
‫بله. باعث شد یکم دلم شور بزنه.

00:04:12.860 --> 00:04:17.950
‫اگه منظورتون کوروساوا-ساما از اتاق 1125ــه، اینجا زیاد می‌بینمشون.

00:04:17.950 --> 00:04:21.620
‫می‌گن توی هتل حبس شدن و برای رسیدن به آرامش میان اینجا.

00:04:21.620 --> 00:04:22.800
‫حبس شدن؟

00:04:22.800 --> 00:04:26.870
‫مثل اینکه خودش رو توی یه اتاق هتل حبس کرده تا پیش‌نویس رو تموم کنه.

00:04:27.300 --> 00:04:30.340
‫پس یعنی نویسنده‌ای چیزیه؟

00:04:30.340 --> 00:04:35.020
‫اگه کوروساوا جونیچیرو باشه، پس همون
‫نویسنده‌ایه که بعد از برد جایزه‌ی رمان معمایی امسال،

00:04:35.020 --> 00:04:37.760
‫به یک‌باره مرد سال شد.

00:04:37.760 --> 00:04:41.390
‫اوه، که اینطور؟ ببخشید که زود قضاوت کردم.

00:04:41.390 --> 00:04:45.760
‫نه، به‌نظرم تصمیم درستی گرفتی. ممنون که اطلاع دادی.

00:04:45.760 --> 00:04:49.630
‫پس، کوروساوا سنسه چند وقت یه‌بار میاد به لانج بار؟

00:04:49.630 --> 00:04:50.970
‫هر روز میاد.

00:04:50.970 --> 00:04:51.770
‫هر روز؟

00:04:51.770 --> 00:04:56.960
‫آره. اینجا نوشیدنی می‌خوره و بعدش
‫شب‌ها توی شهر از این بار به اون بار می‌ره.

00:04:56.960 --> 00:04:58.500
‫عادت روزانشه.

00:05:09.360 --> 00:05:12.420
‫ساساکورا-سان، شما به کتاب‌خوندن علاقه دارین؟

00:05:12.420 --> 00:05:14.400
‫بله، تاحدودی.

00:05:14.400 --> 00:05:16.880
‫البته، اغلب از کتاب‌خونه کتاب امانت می‌گیرم.

00:05:16.880 --> 00:05:22.120
‫راستی، یادم افتاد وقتی برای اولین‌بار
‫همو دیدیم، یه کتاب از کتاب‌خونه همراه‌تون داشتین.

00:05:23.400 --> 00:05:27.000
‫آه، درسته. مجدداً ممنونم که اون‌موقع کمکم کردین.

00:05:27.310 --> 00:05:31.940
‫خوندن انواع و اقسام کتاب‌ها، موضوعات جدیدی
‫دراختیارم میذاره که راجع‌بهشون با مشتری‌ها صحبت کنم.

00:05:31.940 --> 00:05:36.040
‫من یه عادتی دارم که کتاب‌های محبوب
‫در زمان فعلی رو بررسی می‌کنم.

00:05:36.040 --> 00:05:40.900
‫از کتاب‌هایی که این چند وقته دیدم،
‫کتاب کوروساوا جونیچیرو خیلی جالب بود.

00:05:41.450 --> 00:05:44.410
‫ظاهراً قبل از اینکه نویسنده بشه، یه کارمند بوده.

00:05:44.410 --> 00:05:47.410
‫موقع نوشتن رمان تقدیرشده‌اش، از این تجربه‌اش استفاده کرده.

00:05:48.070 --> 00:05:51.210
‫آه، ببخشید. نمی‌خواستم پرحرفی کنم.

00:05:52.220 --> 00:05:53.880
‫اتفاقی افتاده؟

00:05:57.190 --> 00:06:00.910
‫که اینطور. اسمش رو «خواهد» گذاشته؟

00:06:04.210 --> 00:06:10.350
‫اون یه نویسنده‌ی حرفه‌ایه، پس احتمالاً
‫فقط بخشی از پیش‌نویسش بوده...

00:06:14.110 --> 00:06:17.230
‫این موضوع گفت‌وگوی آنچنان خوشایندی نیست.

00:06:18.980 --> 00:06:22.240
‫ولی بازم یه‌مقدار نگرانشم.

00:06:32.390 --> 00:06:34.620
‫آه. هعی.

00:06:35.850 --> 00:06:38.980
‫خوش اومدین. لطفاً هرجا راحتین بنشینین.

00:06:40.710 --> 00:06:41.750
‫ممنونم.

00:06:46.960 --> 00:06:52.290
‫داشتم این اطراف پرسه می‌زدم و توی افکارم غرق بودم که
‫دیدم یه نوری از این زیرزمین دیده می‌شه.

00:06:55.980 --> 00:06:59.630
‫پس راسته که هرشب به بارهای مختلف سر می‌زنه.

00:07:00.400 --> 00:07:03.880
‫ولی مست به‌نظر نمی‌رسه.

00:07:03.880 --> 00:07:07.160
‫بد نیست با یه کوکتل ودکا شروع کنم.

00:07:08.100 --> 00:07:09.600
‫واقعاً متأسفم، قربان،

00:07:10.530 --> 00:07:16.000
‫اما امروز، این بار هیچ الکلی نداره که باهاش ازتون پذیرایی کنم.

00:07:18.150 --> 00:07:21.170
‫اگه این حرفو بهتون می‌زدم، چیکار می‌کردین؟

00:07:22.260 --> 00:07:23.740
‫یه‌چیزی رو بهم بگو.

00:07:24.160 --> 00:07:27.070
‫یه مردی که از کار و زندگی دست شسته،
‫اگه نتونه الکل بخوره...

00:07:27.630 --> 00:07:30.930
‫پس چی بخوره؟

00:07:31.550 --> 00:07:36.440
‫می‌شه ازتون بپرسم به‌نظرتون مهم‌ترین کاری که
‫یه فرد می‌تونه انجام بده، چیه؟

00:07:37.350 --> 00:07:42.690
‫سؤال خوبیه. یه آدم متظاهر احتمالاً درجواب می‌گه،
‫«سعی کنه فرد مفیدی برای جامعه باشه.»

00:07:43.040 --> 00:07:46.420
‫اگر سعی داشته باشه خودشو آدم سرسختی نشون
‫بده، احتمالاً روی پول درآوردن پافشاری می‌کنه.

00:07:46.420 --> 00:07:50.210
‫کسب شهرت و خوابیدن با تمام زن‌های دنیا هم جواب خوبی به‌نظر می‌رسه.

00:07:50.210 --> 00:07:54.030
‫همه‌ی این جواب‌ها اشتباهن.
‫هیچ‌کدوم‌شون ذره‌ای اهمیت ندارن.

00:07:54.030 --> 00:07:54.940
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

00:07:54.940 --> 00:07:56.080
‫بله.

00:07:58.410 --> 00:08:02.330
‫مهم‌ترین کاری که یه فرد می‌تونه انجام بده...

00:08:03.210 --> 00:08:06.550
‫صرفاً زندگی‌کردنه. ادامه‌دادن به زندگی.

00:08:07.010 --> 00:08:10.340
‫بار فقط در راستای این هدف، نوشیدنی سرو می‌کنه.

00:08:10.670 --> 00:08:13.070
‫هیچ‌کسی حق نداره بمیره.

00:08:14.020 --> 00:08:17.670
‫چون‌که زندگی‌ات فقط به خود تو تعلق نداره.

00:08:18.100 --> 00:08:20.920
‫پس منظورت اینه که به پدرومادر یا خانواده‌ات تعلق داره؟

00:08:21.360 --> 00:08:24.610
‫در برخی مواقع، ممکنه حتی متعلق به یه بارتندر هم باشه.

00:08:30.590 --> 00:08:31.870
‫هوم.

00:08:33.280 --> 00:08:34.370
‫فکرشو می‌کردم.

00:08:35.060 --> 00:08:38.480
‫ساساکورا-سان هم متوجه شده که یه‌جورایی عجیب می‌زنه.

00:08:39.750 --> 00:08:42.390
‫وقتی یه انسان به خودکشی فکر می‌کنه،

00:08:42.390 --> 00:08:46.100
‫آخرین کسی‌که ترجیح می‌ده باهاش
‫وقت بگذرونه، یکی از این دو مورده.

00:08:46.100 --> 00:08:47.960
‫یا کشیش‌ــه.

00:08:47.960 --> 00:08:49.680
‫و یا...

00:08:50.150 --> 00:08:51.390
‫بارتندر.

00:08:54.960 --> 00:08:59.830
‫به‌گفته‌ی برنارد شاو، از قرار معلوم دو مصیبت توی زندگی وجود داره.

00:09:00.340 --> 00:09:06.020
‫یکی‌ش نرسیدن به خواسته‌ی قلبی‌ته.
‫و دیگری رسیدن بهش‌ـه.

00:09:06.020 --> 00:09:09.910
‫ولی اگر به خواسته‌ی قلبی‌ات برسی، با مصیبت‌های دیگه مواجه می‌شی.

00:09:09.910 --> 00:09:12.530
‫اون‌موقع این رو نمی‌دونستم.

00:09:13.130 --> 00:09:16.900
‫وقتی هر روز آزگار جلوی رئیس‌های کم‌عقلم دولا راست می‌شدم،

00:09:17.260 --> 00:09:20.520
‫تنها فرصتم برای ازیادبردن همه‌چیز و غرق‌کردن خودم،

00:09:20.520 --> 00:09:23.170
‫زمانی بود که توی خونه‌ روی پیش‌نویس‌هام کار می‌کردم.

00:09:23.170 --> 00:09:24.950
‫اون‌روزها زندگی بهتری داشتم.

00:09:25.420 --> 00:09:28.830
‫قربان، می‌دونین فرق بین یه حرفه‌ای و مبتدی چیه؟

00:09:29.230 --> 00:09:30.920
‫هوم؟ نه.

00:09:30.920 --> 00:09:33.970
‫سال‌ها پیش، وقتی از اشتباهات مکررم دمغ شده بودم،

00:09:33.970 --> 00:09:36.180
‫استادم بهم این حرف رو زد.

00:09:36.660 --> 00:09:40.060
‫ریو. حرفه‌ای شدن راحته.

00:09:40.060 --> 00:09:44.030
‫حفظ اون حرفه‌ای‌گراییه که واقعاً سخته.

00:09:44.030 --> 00:09:46.030
‫حفظ حرفه‌ای‌گرایی؟

00:09:46.030 --> 00:09:50.440
‫آره. باید این نوشیدنی رو بخوری. به‌خاطر همین درستش کردم.

00:09:54.460 --> 00:09:56.220
‫وقتی اون کوکتل رو خوردم،

00:09:56.220 --> 00:10:00.580
‫بالأخره فهمیدم حفظ حرفه‌ای‌گرایی به چه معناست.

00:10:02.020 --> 00:10:05.030
‫هــــــــه. کنجکاوم کردی.

00:10:05.540 --> 00:10:08.590
‫خب، حفظ حرفه‌ای‌گرایی به چه معناییه؟

00:10:08.590 --> 00:10:11.840
‫اگه این رو بخورین، مطمئنم متوجه می‌شین.

00:10:12.070 --> 00:10:13.080
‫چه خوب.

00:10:13.390 --> 00:10:18.100
‫دوست دارم بدونم اون‌موقع استادت
‫چه کوکتلی بهت داده. یه‌دونه برام درست کن.

00:10:18.124 --> 00:10:38.124
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:10:39.760 --> 00:10:42.400
‫بفرمائید. اسلج‌همر.

00:10:42.870 --> 00:10:45.020
‫اسمش یکم اغراق‌آمیزه.

00:10:48.580 --> 00:10:53.880
‫راحت از گلو پایین می‌ره ولی بازم ضربه‌ی
‫محکمی بهت می‌زنه. واقعاً هم که یه پتک ــه.

00:10:54.260 --> 00:10:59.930
‫اسلج‌همر مثل یه پتک بزرگه که باید با هردو دستت بچرخونیش.

00:11:00.340 --> 00:11:05.650
‫بهم کمک می‌کنه دیوارها رو بشکنی. منظور از حفظ حرفه‌ای‌گرایی اینه.

00:11:05.650 --> 00:11:08.520
‫گمونم این‌چیزیه که استادم می‌خواست بهم بگه.

00:11:08.990 --> 00:11:12.630
‫پس یعنی این یخ، تکه‌ای از اون دیوار ریخته‌شده‌ست؟

00:11:12.630 --> 00:11:17.680
‫ولی آخه، اون اولش چی باعث شد که
‫فکر کنی به یه دیوار خوردم؟

00:11:18.270 --> 00:11:19.680
‫طرز راه‌رفتن‌تون.

00:11:21.270 --> 00:11:27.790
‫یه بارتندر می‌تونه از چند قدمی که مشتری از دم در
‫تا پیشخوان برمی‌داره، خیلی چیزها بفهمه.

00:11:28.390 --> 00:11:30.290
‫اینکه مست باشه مسئله‌ش جداست،

00:11:30.290 --> 00:11:34.870
‫ولی وقتی یه مشتری هنوز لب به مشروب نزده
‫و با این‌حال نمی‌تونه صاف راه بره،

00:11:34.870 --> 00:11:36.050
‫پس یعنی درخطره.

00:11:36.520 --> 00:11:40.550
‫«درخطر»، ها؟ به‌نظر میاد امثال من رو بارها به چشم دیدی.

00:11:40.950 --> 00:11:43.000
‫حرف‌هات از روی تجربه‌ی شخصی‌ــه؟

00:11:46.440 --> 00:11:49.180
‫آناتول فرانس به این جمله‌ش معروفه،

00:11:49.180 --> 00:11:51.840
‫«مردن زحمت زیادی می‌طلبه.»

00:11:52.290 --> 00:11:56.450
‫پس اگه اینم انقدر زحمت می‌بره، چرا فقط به زندگی ادامه نمی‌دیم؟

00:11:56.450 --> 00:12:00.200
‫شما بارتندرها هم به‌موقعش حسابی اهل پند و اندرز دادنید ها.

00:12:00.870 --> 00:12:03.410
‫خب، این زندگی‌ــه که انتخاب کردم.

00:12:04.830 --> 00:12:07.200
‫گمونم کار مهمی‌ـــه.

00:12:13.580 --> 00:12:16.350
‫حس می‌کنم حالا می‌تونم رمانم رو بنویسم.

00:12:17.430 --> 00:12:24.070
‫فعلاً، یه داستان درمورد یه بارتندر موعظه‌گر و پررو و فضول درنظر دارم که...

00:12:24.070 --> 00:12:26.980
‫«بنگ!» به قتل می‌رسه.

00:12:27.850 --> 00:12:29.990
‫وقتی تموم شد، اولین‌نفر می‌دم به تو که بخونیش.

00:12:31.100 --> 00:12:32.980
‫بله. بی‌صبرانه منتظرم.

00:12:33.990 --> 00:12:36.590
‫اسلج‌همرت خوش‌مزه بود.

00:12:37.140 --> 00:12:39.700
‫حس می‌کنم تلنگر خوبی بهم زد.

00:12:40.920 --> 00:12:45.990
‫خودمو گم کرده بودم، توی تاریکی پرسه می‌زدم
‫چون‌که حتی یه کلمه هم نمی‌تونستم بنویسم.

00:12:47.000 --> 00:12:48.700
‫ولی ادن‌هال...

00:12:49.500 --> 00:12:53.630
‫وقتی روح تنهام حس می‌کرد در یک‌قدمی مرگه،

00:12:53.630 --> 00:12:56.110
‫توی این بهشت زیر زمین نجات پیدا کرد.

00:12:57.650 --> 00:12:58.880
‫برمی‌گردم.

00:13:00.570 --> 00:13:02.110
‫خیلی ممنونم.

00:13:04.100 --> 00:13:05.750
‫خداروشکر.

00:13:10.270 --> 00:13:15.400
‫جام خدا روح یه مشتری رو نجات داد.

00:13:16.420 --> 00:13:19.900
‫نوشیدنی‌تون این‌دفعه موفق شد، ساساکورا-سان.

00:13:25.840 --> 00:13:27.080
‫ممنونم.

00:13:38.800 --> 00:13:42.090
‫توی روزهای تعطیلت می‌شینی کتاب‌های کتاب‌خونه رو می‌خونی؟

00:13:42.090 --> 00:13:45.100
‫عجب بارتندر تحسین‌برانگیزی هستی.

00:13:45.100 --> 00:13:50.350
‫درآمد بارتندرها اونقدر کمه که نمی‌تونم
‫به سرگرمی‌های گرون‌تری مشغول بشم.

00:13:50.790 --> 00:13:53.000
‫اوضاع‌واحوال‌تون چطوره؟

00:13:53.000 --> 00:13:55.110
‫مثل یه پیرمرد مریض باهام رفتار نکن.

00:13:55.110 --> 00:13:57.570
‫چشم. عذر می‌خوام.

00:13:57.570 --> 00:13:59.130
‫حالا که فکرشو می‌کنم،

00:13:59.580 --> 00:14:03.350
‫این اولین‌باره که بغل هم نشستیم تا کمی باهم اختلاط کنیم.

00:14:03.350 --> 00:14:07.390
‫توی اِدِن‌هال، همیشه روبه‌روی هم بودیم.

00:14:07.390 --> 00:14:08.720
‫حق با شماست.

00:14:08.720 --> 00:14:11.870
‫خب، نظرت چیه؟ می‌خوای الان باهام یه نوشیدنی بزنی؟

00:14:11.870 --> 00:14:14.020
‫پس می‌خواید به یه بار بریم؟

00:14:14.020 --> 00:14:16.340
‫اوه، لازم نکرده.

00:14:17.380 --> 00:14:19.670
‫خودم اینجا برات یه نوشیدنی درست می‌کنم.

00:14:22.630 --> 00:14:26.040
‫الحق که خانواده سلطنتی بریتانیا، یه‌مشت آدم سرخوش و شنگول بودن.

00:14:26.040 --> 00:14:30.270
‫وقتی می‌رفتن بیرون شکار، عادت داشتن
‫بالاسر حیوونی که تازه شکار کردن، بزنن به سلامتی.

00:14:30.570 --> 00:14:33.670
‫ببین؟ با برندی پرش کردم.

00:14:33.670 --> 00:14:34.770
‫ممنونم.

00:14:36.390 --> 00:14:37.620
‫به سلامتی.

00:14:38.970 --> 00:14:39.830
‫توی بار...

00:14:39.830 --> 00:14:40.580
‫هوم؟

00:14:41.220 --> 00:14:46.130
‫دوتا چیز هست که بارتندر هرچقدرم
‫بامهارت باشه، نمی‌تونه درست‌شون کنه.

00:14:46.460 --> 00:14:47.670
‫می‌دونین اون دوچیز چیا هستن؟

00:14:48.340 --> 00:14:49.740
‫یه‌جور چیستانه؟

00:14:49.740 --> 00:14:50.660
‫بله.

00:14:50.660 --> 00:14:52.910
‫اولی‌اش این کوکتل‌ــه.

00:14:56.570 --> 00:15:00.090
‫خدمت شما. نیکولاشکا.

00:15:00.090 --> 00:15:03.780
‫اسمش رو از روی لقب آخرین امپراتور روسی، نیکولای دوم برداشتن.

00:15:03.780 --> 00:15:06.700
‫چون‌که شکلش شبیه کلاه امپراتور بوده،

00:15:06.700 --> 00:15:10.680
‫و امپراتور از قرار معلوم هرجایی می‌رفته،
‫با خودش برندی می‌بره، این اسم رو براش انتخاب کردن.

00:15:11.090 --> 00:15:13.680
‫چطوری باید نوشیدش؟

00:15:13.680 --> 00:15:17.260
‫لیمو رو به شکر آغشته کنین و از وسط
‫تاش بزنین و بذارینش توی دهن‌تون،

00:15:17.260 --> 00:15:22.680
‫و بعدش برندی رو بخورین. مثل این می‌مونه
‫که داخل دهن‌تون یه سایدکار درست کنین.

00:15:22.680 --> 00:15:28.450
‫که اینطور. اگه توی دهنت مخلوطش کنی،
‫دیگه به یه بارتندر احتیاج پیدا نمی‌کنی.

00:15:33.950 --> 00:15:38.530
‫طعمش زمین تا آسمون با کوکتل‌هایی که
‫شب‌ها توی بارها می‌خوری، فرق داره.

00:15:39.780 --> 00:15:44.210
‫خب دیگه چی؟ دومین چیزی که بارتندر نمی‌تونه درست کنه، چیه؟

00:15:45.660 --> 00:15:49.050
‫نشانی که هرمشتری اونجا به جا میذاره.

00:15:50.130 --> 00:15:52.100
‫بعد از سرو یه‌عالمه نوشیدنی متنوع،

00:15:52.890 --> 00:15:56.110
‫تلاش برای درست‌کردن مشروب ایده‌آل برای هر مشتری،

00:15:57.800 --> 00:16:00.360
‫خاطراتی که اون مشتری‌ها دارن،
‫و نشان‌هایی که از خودشون به جا میذارن،

00:16:00.360 --> 00:16:03.290
‫تبدیل به تاریخچه‌ی خود بار می‌شه.

00:16:04.230 --> 00:16:09.360
‫و هروقت به اون بار می‌ری، می‌تونی دوباره خودِ قبلی‌ات رو ببینی.

00:16:10.130 --> 00:16:11.130
‫آره.

00:16:11.740 --> 00:16:15.090
‫این شرطت برای کارکردن توی بارمه؟

00:16:15.090 --> 00:16:17.280
‫خیر. صرفاً یه درخواست بود.

00:16:17.280 --> 00:16:18.410
‫هوم.

00:16:22.630 --> 00:16:24.180
‫همراهم بیا.

00:16:24.660 --> 00:16:25.670
‫هان؟

00:16:32.830 --> 00:16:34.520
‫شرمنده منتظرت گذاشتم.

00:16:35.890 --> 00:16:37.640
‫چرا گرم‌کن پوشیدین؟

00:16:38.300 --> 00:16:40.900
‫باعث می‌شه جوون و شاداب به‌نظر برسم، مگه نه؟

00:16:41.220 --> 00:16:43.540
‫با شرطت موافقت می‌کنم.

00:16:43.540 --> 00:16:46.430
‫واقعاً؟ خیلی ممنونم.

00:16:46.870 --> 00:16:48.280
‫ولی عوضش...

00:16:50.280 --> 00:16:51.800
‫دست‌کش؟

00:16:52.410 --> 00:16:55.070
‫یکم باهام وقت بگذرون.

00:16:57.290 --> 00:16:59.100
‫کاملاً نوــه.

00:16:59.100 --> 00:17:01.630
‫قراره حریف تمرینی‌تون بشم؟

00:17:02.040 --> 00:17:06.450
‫هیچ‌وقت فرصت نکردم با پسرم کچ‌ بال بازی کنم.

00:17:06.450 --> 00:17:10.050
‫تنها حسرتم توی زندگی‌امه.

00:17:10.520 --> 00:17:14.300
‫منم هیچ‌وقت با پدرم بازی نکردم. مرد خیلی پرمشغله‌ای بود.

00:17:14.950 --> 00:17:17.810
‫که اینطور. پس هیچ‌کدوم‌مون فرصت نکردیم.

00:17:19.810 --> 00:17:22.000
‫کم نمیذارما!

00:17:22.390 --> 00:17:24.340
‫لطفاً‌ زیاد به خودتون فشار نیارین.

00:17:26.330 --> 00:17:27.320
‫بگیر که اومد!

00:17:27.320 --> 00:17:28.710
‫اوه.

00:17:31.360 --> 00:17:33.570
‫لطفاً سعی کنین توپ رو بهتر بندازین!

00:17:33.570 --> 00:17:35.950
‫نه، تو باید بهتر بگیریش!

00:17:36.280 --> 00:17:38.580
‫ای وای من. پرتش می‌کنم.

00:17:39.240 --> 00:17:40.080
‫بگیرین!

00:17:41.760 --> 00:17:43.080
‫گرفتم!

00:17:46.150 --> 00:17:47.870
‫چه زود بهار رسید.

00:17:47.870 --> 00:17:51.520
‫چی بود اون، «در آن روز بهاری، به دیدنت می‌آیم» ؟

00:17:52.840 --> 00:17:56.270
‫نباید این باشه، «گلی می‌چینم و به دیدنت‌ می‌آیم»؟

00:17:56.270 --> 00:17:58.590
‫اوه، پس می‌دونی؟

00:18:01.860 --> 00:18:05.610
‫«در آن روز بهاری، به دیدنت می‌آیم.

00:18:06.440 --> 00:18:09.320
‫توئی که دیگر ندارمت.

00:18:10.370 --> 00:18:16.690
‫توئی که دیگر اینجا نیستی.
‫به دیدن توئی می‌آیم که دیگر اینجا نیستی.

00:18:17.120 --> 00:18:21.470
‫با یک جام آب زلال و گلی زیبا در دستانم.

00:18:22.760 --> 00:18:28.380
‫«دیگر اینجا نیستم؟ این‌طور نیست»،
‫فرد ازدست‌رفته می‌گوید.

00:18:29.810 --> 00:18:35.180
‫«من هیچ‌جایی نیستم. درواقع، من هیچ‌جایی نمی‌روم.

00:18:35.940 --> 00:18:38.170
‫تا ابد اینجا خواهم بود.»

00:18:38.890 --> 00:18:42.890
‫همان‌طور که شاخه‌های درختان بهاری می‌کوشند
‫در شکوفه‌دادن از یکدیگر پیشی بگیرند،

00:18:42.890 --> 00:18:46.070
‫و اوج می‌گیرند تا به آسمان مه‌آلود چنگ بیندازند.

00:18:47.150 --> 00:18:50.660
‫در آن روز بهاری، به دیدنت می‌آیم.

00:18:51.350 --> 00:18:55.410
‫با یک جام آب زلال و گلی زیبا در دستانم.»

00:18:55.730 --> 00:18:59.160
‫این توپ گرفتن نشد ها، دنبالش افتادن شد!

00:18:59.160 --> 00:19:01.390
‫ولی، نرمش خوبی هم برای تو شد!

00:19:01.390 --> 00:19:03.660
‫عه، انقدر بدجنس‌بازی درنیارین!

00:19:07.350 --> 00:19:09.170
‫خیلی‌خب، این رو بگیر!

00:19:11.710 --> 00:19:12.920
‫پرتاب خوبی بود!

00:19:12.920 --> 00:19:14.420
‫ایــــــول!

00:19:15.010 --> 00:19:16.350
‫توپ رو پرت می‌کنم!

00:19:18.300 --> 00:19:21.900
‫آدم‌هایی که از دنیا می‌رن، چی از خودشون پیش بازمانده‌ها به جا میذارن؟

00:19:21.900 --> 00:19:25.940
‫فقط افکار و خاطرات زمانی که زنده بودن.

00:19:27.050 --> 00:19:30.190
‫این خاطره رو از من به یاد می‌سپاری؟

00:19:31.280 --> 00:19:35.560
‫خاطره‌ی روزی که باهم کچ بال بازی کردیم؟

00:19:42.930 --> 00:19:45.520
‫بالأخره اون روز رسید.

00:19:46.240 --> 00:19:48.800
‫وقتشه در مهروموم‌شده رو باز کنیم.

00:19:49.210 --> 00:19:52.810
‫ولی واقعاً راه درازی رو برای رسیدن به این‌لحظه پشت‌سر گذاشتیم.

00:19:53.220 --> 00:19:54.920
‫واقعاً ببخشید که به زحمت انداختمتون.

00:19:54.920 --> 00:20:00.210
‫همون‌طور که خواسته بودین، رفتم و همون تابلویی که
‫روی درش توی گینزا نصب شده بود رو قرض گرفتم.

00:20:00.210 --> 00:20:03.220
‫این‌چیزیه که قولشو بهش داده بودم.

00:20:03.220 --> 00:20:07.460
‫این نشون‌دهنده‌ی شروع دوران جدیدی برای اِدِن‌هال ــه.

00:20:07.920 --> 00:20:11.900
‫راستی، «اِدِن‌هال» اصلاً معنی‌اش چیه؟

00:20:11.900 --> 00:20:14.480
‫از یه افسانه‌ی انگلیسی قدیمی گرفته شده.

00:20:14.480 --> 00:20:18.360
‫سال‌ها پیش، پری‌ها توی عمارتی به‌نام اِدِن‌هال
‫هر شب دور هم جمع می‌شدن،

00:20:18.360 --> 00:20:21.940
‫تا مست کنن و خوش بگذرونن.

00:20:21.940 --> 00:20:26.870
‫ولی بعداً یه‌روز، چندتا آدم می‌بیننشون.

00:20:26.870 --> 00:20:31.880
‫پری‌ها عمارت رو ترک می‌کنن و فقط یه جام از خودشون به‌ جا میذارن،

00:20:31.880 --> 00:20:34.630
‫و می‌گن، «اگه این جام رو بندازین زمین یا بشکنین،

00:20:34.630 --> 00:20:39.490
‫با اقبال نیک اِدِن‌هال وداع می‌کنین.»

00:20:39.490 --> 00:20:43.250
‫پس اگه ما هم دنباله‌ی اسم «اِدِن‌هال» رو نمی‌گرفتیم،

00:20:43.250 --> 00:20:46.320
‫احتمالاً به اقبال نیکش هم بدرود می‌گفتیم.

00:20:46.320 --> 00:20:48.390
‫هوم، کاملاً درسته.

00:20:48.414 --> 00:21:08.414
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:08.438 --> 00:21:28.438
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:15.850 --> 00:22:17.250
‫خوش اومدین.

00:00:03.480 --> 00:00:05.990


00:00:03.480 --> 00:00:05.990


00:00:03.480 --> 00:00:05.990


00:00:03.480 --> 00:00:05.990


00:00:03.480 --> 00:00:05.990


00:00:03.480 --> 00:00:05.990


00:00:03.480 --> 00:00:05.990


00:00:03.480 --> 00:00:05.990


00:00:03.480 --> 00:00:05.990
اوسادا هیروشی

00:00:03.480 --> 00:00:05.990
دو شعر

00:00:03.480 --> 00:00:05.990
گلی می‌چینم و به دیدنت‌ می‌آیم

00:00:03.480 --> 00:00:05.990
زندگی در جنگل یک‌روزه است

00:01:31.030 --> 00:01:37.740
جام خدا

00:03:05.290 --> 00:03:07.790
خواهد

00:05:08.410 --> 00:05:12.420
مرکز خرید گینزا

00:05:08.410 --> 00:05:12.420
‫ساختمان گینزا M

00:13:33.460 --> 00:13:35.460


00:13:33.460 --> 00:13:35.460


00:13:33.460 --> 00:13:35.460


00:13:33.460 --> 00:13:35.460


00:13:33.460 --> 00:13:35.460
مجموعه‌ی ویژه: روح ژاپن
چهار فصل

00:13:33.460 --> 00:13:35.460
ادبیات معاصر فرانسه

00:13:33.460 --> 00:13:35.460
ادبیات پیشنهادی فرانسه

00:18:32.630 --> 00:18:35.640
‫امروز
‫وی‌اسکی‌‌ـه!!