﻿WEBVTT

00:00:06.443 --> 00:00:09.372
‫آه، پس «مدرسه»‌ اینه!

00:00:09.373 --> 00:00:12.792
‫می‌خوام چهارچشمی حواست بهش باشه و
‫هرچی ازش دست‌گیرت شد، بهم بگی.

00:00:12.793 --> 00:00:16.383
‫به‌خصوص می‌خوام بفهمی توی خوابگاه سرخ
‫که من اجازه‌ی ورود بهش ندارم، چه رفتاری داره.

00:00:16.384 --> 00:00:17.673
‫اون...

00:00:17.674 --> 00:00:20.803
‫تو هیچ‌یک از کارهایی که ردموند سنپای ازت خواسته رو انجام ندادی.

00:00:20.804 --> 00:00:24.553
‫هیچ داده‌ای رو تنظیم نکردی، هیچ‌کدوم
‫از لباس‌هاشون رو اتو نکردی، کفش‌هاشونو واکس نزدی...

00:00:24.554 --> 00:00:26.773
‫حتی براشون شیرینی هم درست نکردی.

00:00:26.774 --> 00:00:29.573
‫همه‌ی «استعدادهای»‌ تو تظاهری بیش نیستن!

00:00:29.574 --> 00:00:31.133
‫باشه تو خوبی.

00:00:31.134 --> 00:00:32.674
‫روی سگم رو بالا میاری!

00:00:33.814 --> 00:00:35.863
‫شما مفت‌خورها چه غلطی می‌کنین؟!

00:00:35.864 --> 00:00:38.364
‫برای همین، پیوند برادری‌مون رو می‌شکنم!

00:00:42.964 --> 00:00:47.394
‫پیروی از آداب‌ و رسوم، راست‌گویی و برخورداری از شخصیت اشرافی و اصیل:

00:00:47.395 --> 00:00:50.295
‫این سه ویژگی از تو یه دانش‌آموز وستون می‌سازه.

00:00:53.765 --> 00:00:56.565
‫هرگز به اعتمادت خیانت نمی‌کنم و درهمه‌حال تواضعم را حفظ می‌کنم،

00:00:57.305 --> 00:00:59.765
‫مادامی که در این محفل آموزشی هستم،

00:01:00.205 --> 00:01:02.725
‫رابطه‌‌ی سازندۀ متقابلی با تو ایجاد می‌کنم.

00:01:03.005 --> 00:01:04.755
‫در محضر سنت جرج سوگند می‌خورم.

00:01:07.465 --> 00:01:09.885
‫ازت می‌خوام نوچه‌ی من بشی،

00:01:11.895 --> 00:01:13.945
‫شیل فنتوم‌هایو.

00:01:18.696 --> 00:01:21.496
‫با فروتنی می‌پذیرم.

00:01:21.520 --> 00:01:33.520
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:24.438 --> 00:02:27.003
خادم سیاه

00:02:27.004 --> 00:02:29.568
آرک مدرسه‌ی عمومی

00:03:08.179 --> 00:03:09.179
‫داره میاد!

00:03:11.659 --> 00:03:13.659
‫معرکه‌س، فنتوم‌هایو!

00:03:13.660 --> 00:03:15.739
‫گل‌سینه‌ی خوابگاه رو گرفتی! خوش‌به‌حالت.

00:03:15.999 --> 00:03:19.199
‫آه، هاها، ممنونم.

00:03:24.419 --> 00:03:28.049
‫اونجا رو. همون پسره‌ست که فقط درعرض چند روز قاطی P4 شد.

00:03:28.800 --> 00:03:29.920
‫اون...

00:03:30.950 --> 00:03:32.440
‫اوی!

00:03:34.170 --> 00:03:36.880
‫ای جان، شیل! چقدر خاطرخواه داری!

00:03:39.350 --> 00:03:43.560
‫خوش‌حالم که می‌بینم دوست پیدا کردی، رفیق بداخلاقم!

00:03:54.140 --> 00:03:57.150
‫حس‌ می‌کنم تو یه‌چشم بهم زدن یه ستاره‌ی اُپرا شدم.

00:03:58.890 --> 00:04:03.141
‫خب، این اواخر چندین اجرای فاخر داشتین، ارباب جوان.

00:04:03.581 --> 00:04:06.141
‫نظرتون چیه حرفه‌ای روی صحنه رو دنبال کنین؟

00:04:06.811 --> 00:04:08.971
‫اگه قصدت اینه بری روی مخم، باید بگم موفق شدی.

00:04:09.381 --> 00:04:10.621
‫چه حرفیه، سرورم.

00:04:11.671 --> 00:04:14.500
‫یه تعریف صادقانه بود.

00:04:14.501 --> 00:04:16.361
‫بدترش نکن.

00:04:19.221 --> 00:04:21.910
‫موریس کولِ مزاحم رو از سر راه برداشتین،

00:04:21.911 --> 00:04:25.691
‫و درعین‌حال، بدون‌دردسر به موقعیتی که دنبالش بودین رسیدین

00:04:26.411 --> 00:04:28.201
‫همه‌چیز روبه‌راهه، مگه نه؟

00:04:28.971 --> 00:04:32.271
‫اما هنوز راه درازی تا هدف نهایی‌مون در پیش داریم.

00:04:32.851 --> 00:04:38.811
‫ملکه دستور دادن بفهمیم چرا دریک آردن،
‫پسر یکی از نزدیکان‌شون، و چندتا از دانش‌آموزهای دیگه...

00:04:38.812 --> 00:04:44.431
‫خودشونو اینجا حبس کردن و ارتباط‌شون رو با خارج از وستون قطع کردن.

00:04:44.432 --> 00:04:49.472
‫ولی، ما هنوز حتی باهاشون رو در رو هم نشدیم.

00:04:50.142 --> 00:04:52.082
‫اونم با هیچ‌کدومشون.

00:04:52.922 --> 00:04:55.232
‫این مسلماً غیرعادی‌ـه.

00:04:55.792 --> 00:04:59.362
‫درنظر داشتم از یه بالادستی خواهش کنم وستون رو مجبور کنه اون‌ها رو بفرستن خونه،

00:05:00.812 --> 00:05:04.262
‫ولی علیاحضرت صرفاً بهمون دستور دادن علتشو بفهمیم.

00:05:05.522 --> 00:05:13.523
‫احتمال می‌دم‌ــ نه، مطمئنم می‌دونه این قضیه
‫چیزی فراتر از یه «دوره‌ی سرکشی»ـه.

00:05:15.523 --> 00:05:19.843
‫می‌دونه یه مسئله‌ی خیلی جدی اینجا توی وستون درجریانه.

00:05:24.773 --> 00:05:28.482
‫ولی قوانین خاصش، دست‌وپامونو بسته.

00:05:28.483 --> 00:05:30.543
‫نمی‌تونیم درست‌وحسابی تحقیق کنیم.

00:05:30.953 --> 00:05:32.893
‫انگار که خودمونم زندانی شدیم.

00:05:33.373 --> 00:05:37.172
‫دقیقاً به‌خاطر همین نیست که دارین با ارشدها،

00:05:37.173 --> 00:05:39.844
‫نگهبانان قوانین، ارتباط برقرار می‌کنین؟

00:05:43.024 --> 00:05:46.764
‫تازه‌شم از روش‌هایی خیلی مسالمت‌آمیزتر از همیشه.

00:05:47.614 --> 00:05:48.574
‫گمونم آره.

00:05:49.224 --> 00:05:51.569
‫ولی من هنوز صرفاً نوچه‌ی نوچۀ یکی از ارشدهام.

00:05:51.570 --> 00:05:53.273
نوچه‌ی نوچۀ ارشد

00:05:53.274 --> 00:05:53.984
نوچه‌ی نوچۀ ارشد

00:05:53.985 --> 00:05:58.364
‫در جایگاهی نیستم که توی «مهمانی‌های چای شبانه» مدیر مدرسه شرکت کنم.

00:05:53.984 --> 00:05:55.103
نوچه‌ی نوچۀ ارشد

00:05:55.104 --> 00:05:58.984
نوچه‌ی نوچۀ ارشد

00:05:55.794 --> 00:05:56.274
- ارشد
- نوچۀ ارشد

00:05:56.275 --> 00:05:56.274


00:05:56.275 --> 00:05:56.564
- ارشد
- نوچۀ ارشد

00:05:56.565 --> 00:05:56.566


00:05:56.567 --> 00:05:57.774
ارشد

00:05:57.775 --> 00:05:58.983
نوچۀ ارشد

00:05:58.984 --> 00:05:59.154
- نوچه‌ی نوچۀ ارشد
- ارشد

00:05:59.155 --> 00:05:59.156


00:05:58.984 --> 00:05:59.154
نوچۀ ارشد

00:05:59.155 --> 00:06:00.194
- نوچه‌ی نوچۀ ارشد
- ارشد

00:06:00.195 --> 00:06:00.196


00:05:59.154 --> 00:06:00.193
نوچۀ ارشد

00:06:00.194 --> 00:06:03.454
‫راه درازی در پیش داریم.

00:06:03.794 --> 00:06:08.164
‫بی‌صبرانه منتظرم به عمارتم برگردم و با خیال راحت حموم کنم.

00:06:08.814 --> 00:06:13.205
‫اینجا مجبورم آخر از همه برم و فی‌الفور حموم کنم
‫تا کسی زخم‌های روی کمرم رو نبینه.

00:06:14.215 --> 00:06:18.265
‫خب، لاأقل بالأخره وارد این گروه «P4» شدم.

00:06:18.655 --> 00:06:21.305
‫ببینم چه جواب‌هایی برای سؤالای سرراستم درمورد دریک توی آستین‌شون دارن.

00:06:21.925 --> 00:06:25.845
‫بله. احتمالاً کسی که اطلاعات مفیدتری نسبت به بقیه داره،

00:06:26.325 --> 00:06:30.814
‫ارشد خوابگاه گرگ بنفشه که دریک به اونجا منتقل شده.

00:06:30.815 --> 00:06:32.845
‫وایولت!

00:06:35.025 --> 00:06:39.485
‫تـ ـ تـ ـ تا کِی باید توی این حالت بمونم؟

00:06:40.255 --> 00:06:45.205
‫هوم... تاوقتی طراحی‌م تموم نشده، تکون نخور.

00:06:45.206 --> 00:06:48.415
‫خب دقیقاً‌ کِی تموم می‌شه؟!

00:06:48.416 --> 00:06:52.036
‫چرا شلوغش می‌کنی؟ اینم یه‌نوع تمرین حساب می‌شه.

00:06:53.506 --> 00:06:59.215
‫شما پسرهای خوابگاه سبز همیشه
‫نزدیکای چهارم ژوئن، به تلاطم می‌افتین.

00:06:59.216 --> 00:07:01.576
‫فرصت خوبیه تا یه‌بار برای تنوع آرامشت رو حفظ کنی.

00:07:02.546 --> 00:07:03.806
‫توی خوابگاه سرخ هم همین بساطه!

00:07:04.526 --> 00:07:06.725
‫هرسال با نزدیک شدن به روز چهارم،

00:07:06.726 --> 00:07:10.426
‫پسرهای هر چهار خوابگاه هول می‌کنن و معمولاً نمرات‌شون افت می‌کنه.

00:07:10.896 --> 00:07:15.526
‫ببخشید، مگه چهارم ژوئن اتفاق خاصی میفته؟

00:07:15.527 --> 00:07:18.667
‫مسابقه‌ی کریکت بین‌خوابگاهی سالیانه‌ برگزار می‌شه.

00:07:18.997 --> 00:07:20.486
‫کریکت؟

00:07:20.487 --> 00:07:24.307
‫مسابقات مرسوم کالج وستون، یک‌قرن قدمت دارن.

00:07:25.347 --> 00:07:28.556
‫قرار بود تقویم رویدادهای وستون رو حفظ کنی.

00:07:28.557 --> 00:07:30.447
‫بـ ـ ببخشید.

00:07:31.187 --> 00:07:34.286
‫من قصد نداشتم انقدری اینجا بمونم که این جریانات پیش بیاد.

00:07:34.287 --> 00:07:37.297
‫این بزرگ‌ترین رویداد ماست، و فقط سالی یه‌بار برگزار می‌شه.

00:07:38.647 --> 00:07:42.076
‫حتی شخص ملکه، نمایشِ روی قایقِ خوابگاه برنده رو...

00:07:42.077 --> 00:07:44.407
‫از توی کاخ وینزر که اون‌طرف رودخانه‌ست، تماشا می‌کنن.

00:07:46.807 --> 00:07:50.917
‫خوابگاه‌های وستون به‌شدت اهل‌رقابتن،

00:07:50.918 --> 00:07:54.598
‫برای همین بچه‌های مدرسه این‌موقع از سال آروم و قرار ندارن.

00:07:56.208 --> 00:07:58.378
‫به‌شخصه، سر سوزن برام اهمیت نداره.

00:07:59.238 --> 00:08:03.948
‫من به خون بقیه‌ی خوابگاه‌ها تشنه‌م،
‫حاضر و آماده‌م که باهاشون دست به یقه شم!

00:08:04.778 --> 00:08:09.387
‫از این‌که افراد زیادی برای تماشا میان، خوشم نمیاد.

00:08:09.388 --> 00:08:12.557
‫ها؟ مگه ورود افراد متفرقه به محوطه‌ی مدرسه قدغن نیست؟

00:08:12.558 --> 00:08:15.798
‫چهارم ژوئن، مراسم‌های افتتاحیه و اختتامیه برگزار می‌شن.

00:08:16.008 --> 00:08:22.008
‫تنها روزیه که اجازه داریم نزدیکان‌مون رو
‫به سالن غذاخوری بزرگِ مدرسه دعوت کنیم.

00:08:22.009 --> 00:08:24.719
‫حتی خانم‌ها هم می‌تونن توی مراسم‌ها شرکت کنن.

00:08:25.199 --> 00:08:29.339
‫درجریان هستی که همراهی‌کردنِ یه بانوی زیبا
‫یکی از راه‌های فوق‌العاده برای به رخ کشیدنِ جایگاه اجتماعی‌ـه.

00:08:30.399 --> 00:08:33.959
‫تابه‌حال ندیدم این‌کارو بکنی،‌ ردموند.

00:08:34.869 --> 00:08:38.609
‫من خوشم نمیاد خودمو به یه خانم محدود کنم.

00:08:39.039 --> 00:08:42.519
‫گرین‌هیل رو مجبور کرده اون ژست رو بگیره،
‫اما با این‌حال طرحش رو نکشیده.

00:08:42.949 --> 00:08:45.458
‫کا ـ کارت تموم شد؟

00:08:45.459 --> 00:08:47.349
‫نه، هنوز مونده.

00:08:48.509 --> 00:08:52.168
‫ولی، لارنس هرسال با یه‌دسته زن می‌پلکه.

00:08:52.169 --> 00:08:53.750
‫اون‌ها از اون «زن‌هایی»‌ نیستن که فکرشو می‌کنی!

00:08:54.230 --> 00:08:59.249
‫گمونم شما هم خانواده‌ی پرجمعیتی دارین بلوور سنپای، درست می‌گم؟

00:08:59.250 --> 00:09:03.450
‫من دوتا خواهر بزرگ‌تر دارم. شما چی؟

00:09:06.300 --> 00:09:09.240
‫سه‌تا خواهر بزرگ‌تر و چهارتا کوچیک‌تر.

00:09:11.430 --> 00:09:13.579
‫و من تک‌پسر خانواده‌م.

00:09:13.580 --> 00:09:17.019
‫اوق! خواهر کوچیک‌تر من تنهایی به‌اندازه‌ی کافی حرصمو درمیاره.

00:09:17.020 --> 00:09:19.699
‫خواهر کوچیک‌تر من خیلی باوقار و فهمیده‌ست،

00:09:19.700 --> 00:09:21.630
‫اصلاً اذیتم نمی‌کنه.

00:09:22.120 --> 00:09:24.470
‫راجع‌به کی حرف می‌زنه...؟

00:09:25.200 --> 00:09:27.150
‫ترجیح می‌دم دعوت‌شون نکنم، ولی...

00:09:27.151 --> 00:09:28.501
‫یه‌چیزی کم داره.

00:09:29.971 --> 00:09:31.751
‫...بدجور اصرار دارن بیان.

00:09:32.161 --> 00:09:36.560
‫وا ـ وایولت... ا ـ انرژی‌م دیگه داره ته می‌کشه...

00:09:36.561 --> 00:09:38.860
‫فقط یکم دیگه مونده. تکون نخور.

00:09:38.861 --> 00:09:41.311
‫هنوز گرین‌هیل رو نکشیده.

00:09:42.131 --> 00:09:47.851
‫راستی، فنتوم‌هایو، خواهر میدفورد نامزد تو نیست؟

00:09:48.941 --> 00:09:50.011
‫دعوتش می‌کنی؟

00:09:50.541 --> 00:09:51.560
‫چیزه...

00:09:51.561 --> 00:09:56.020
‫قطعاً میاد! ولی صرفاً برای حمایت از من، نه این یارو! دچار سوءتفاهم نشین!

00:09:56.021 --> 00:10:01.361
‫عجبا. بی‌صبرانه منتظرم ببینم بانو الیزابت پیش کدوم یکی‌تون می‌شینه!

00:10:01.362 --> 00:10:05.111
‫خب؟ تا کجا باهاش پیش رفتی؟

00:10:05.112 --> 00:10:06.701
‫حدأقل یه بوسه گیرت اومده؟

00:10:06.702 --> 00:10:07.662
‫هان؟!

00:10:07.663 --> 00:10:10.242
‫ر ـ ر ـ ر ـ ر ـ ردموند سنپای!

00:10:10.472 --> 00:10:14.101
‫تو جوون سالمی هستی، پس حتماً یه‌کارایی کردی.

00:10:14.102 --> 00:10:15.671
‫آه، راستش...

00:10:15.672 --> 00:10:17.462
‫چسلوک!

00:10:17.772 --> 00:10:20.491
‫لیزی یه فرشته‌ست! هرگز همچین کاری نمی‌کنه!

00:10:20.492 --> 00:10:22.061
‫حق نداری به‌ خواهرم توهین کنی!

00:10:22.062 --> 00:10:24.421
‫باشه حالا آبغوره نگیر! حال‌بهم‌زنه!

00:10:24.422 --> 00:10:25.302
‫کو گریه کردم!

00:10:25.302 --> 00:10:26.272
‫کردی، کردی!

00:10:26.273 --> 00:10:27.432
‫آه، چه مسخره.

00:10:26.272 --> 00:10:27.222
‫نکردم!

00:10:27.223 --> 00:10:30.072
‫آه، ببر صداتو!

00:10:27.862 --> 00:10:30.892
‫مثل روز روشنه که همه‌ی محیط‌های بسته بلااستثناء مثل همن.

00:10:30.893 --> 00:10:32.293
‫تمرکزتون روی مسابقه باشه!

00:10:33.223 --> 00:10:40.602
‫تنها هدف از مراسم‌های افتتاحیه و اختتامیه، انگیزه دادن به بازیکنان کریکت ـه!

00:10:40.603 --> 00:10:42.863
‫رقصیدن با خانم‌ها، هدفِ‌ــ

00:10:41.323 --> 00:10:42.863
‫تکون نخور.

00:10:43.673 --> 00:10:44.513
‫چه غلطی کردی؟!

00:10:44.514 --> 00:10:49.463
‫قرار بود یه شاهکار بشه، ولی تو گند زدی بهش.

00:10:53.303 --> 00:10:55.033
‫بـ ـ ببخشید...

00:10:55.463 --> 00:10:58.593
‫حتی یه طرح هم از مدلش نکشید.

00:10:59.173 --> 00:11:03.524
‫ولی، یه هنرمند نابغه‌ست. قضیه‌ی این خل‌وضع چیه؟

00:11:04.134 --> 00:11:07.563
‫درحالت عادی، از این دسته آدم‌ها دوری می‌کنم،

00:11:07.564 --> 00:11:10.554
‫ولی توی این مورد، باید کمی باهاش اختلاط بکنم تا نظرشو جلب کنم.

00:11:11.104 --> 00:11:14.933
‫و ـ‌ وایولت سنپای، شما هم می‌رقصین؟

00:11:14.934 --> 00:11:16.134
‫ازش متنفرم.

00:11:17.444 --> 00:11:19.104
‫بهم سرگیجه دست می‌ده.

00:11:20.204 --> 00:11:21.804
‫که اینطور...

00:11:22.244 --> 00:11:23.954
‫پایان گفت‌وگو.

00:11:25.104 --> 00:11:27.814
‫چاره‌ای نیست، باید استراتژی‌م رو تغییر بدم.

00:11:28.394 --> 00:11:30.164
‫شاید کمی ناشیانه باشه، ولی...

00:11:31.374 --> 00:11:35.404
‫منم کم کم دارم برای چهارم ژوئن مشتاق می‌شم!

00:11:35.405 --> 00:11:39.875
‫ولی، اگه دوست‌هایی توی خوابگاه‌های دیگه داشته باشی، رقابت باهاشون سخت نمی‌شه؟

00:11:40.095 --> 00:11:44.464
‫اگه کسی توی یه رقابت عادلانه حدأکثر
‫تلاششو نکنه، یه دوست واقعی نیست!

00:11:44.465 --> 00:11:46.505
‫حق با شماست،

00:11:46.885 --> 00:11:51.024
‫اما گمونم رقابت با تو برام سخت باشه، فنتوم‌هایو.

00:11:51.025 --> 00:11:53.685
‫منم همین‌طور، هارکورت سنپای.

00:11:54.935 --> 00:11:58.274
‫توی خوابگاه بنفش هم یه دوست دارم‌ـــ

00:11:58.275 --> 00:12:01.025
‫اوه، برای همین اومدی به خوابگاه‌مون؟

00:12:01.435 --> 00:12:04.665
‫بله. اسمش دریک آردن‌ـــ

00:12:04.689 --> 00:12:12.689
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:12:23.966 --> 00:12:24.836
‫عـــــــه؟

00:12:31.436 --> 00:12:34.416
‫گفتی، دریک؟

00:12:41.227 --> 00:12:43.487
‫چیزه...

00:12:43.727 --> 00:12:48.136
‫اگه درست یادم باشه، دریک آردن، پسرِ دوک کلمنزـه؟

00:12:48.137 --> 00:12:49.447
‫آ ـ آره.

00:12:49.847 --> 00:12:52.256
‫انتظار نداشتم بشناسیش.

00:12:52.257 --> 00:12:55.536
‫وقتی بچه بودیم، چندباری باهم بازی کردیم.

00:12:55.537 --> 00:12:56.667
‫هـــا...

00:12:58.537 --> 00:13:02.927
‫با به زبون آوردن اسم دریک، P4 به‌وضوح به‌هم ریختن.

00:13:03.347 --> 00:13:04.702
‫هنوزم داری گریه می‌کنی؟

00:13:04.703 --> 00:13:06.887
‫با این‌حال، نوچه‌هاشون عکس‌العملی نشون ندادن...

00:13:05.217 --> 00:13:07.466
‫خفه! تمومش کن دیگه!

00:13:07.467 --> 00:13:09.767
‫یه‌خرده دیگه بهشون سیخونک می‌زنم.

00:13:11.467 --> 00:13:15.678
‫دریک تو نامه‌ای که برام فرستاد،
‫نوشته بود توی خوابگاه سرخ می‌مونه،

00:13:16.058 --> 00:13:19.838
‫برای همین، وقتی اومدم اینجا و شنیدم به خوابگاه بنفش منتقل شده، جا خوردم.

00:13:21.928 --> 00:13:27.368
‫درسته، یه‌مدت طول کشید که از شخصیت واقعی‌ش سر دربیاریم.

00:13:27.708 --> 00:13:30.368
‫درواقع، چندوقتی هم نوچه‌ی من بود.

00:13:31.108 --> 00:13:32.827
‫خیلی بااستعداد بود.

00:13:32.828 --> 00:13:36.258
‫آره، به‌نظر منم بااستعداد بود.

00:13:37.778 --> 00:13:40.547
‫جدا از هرچیز، عجیب‌غریب بود.

00:13:40.548 --> 00:13:41.968
‫«عجیب‌غریب»؟

00:13:42.308 --> 00:13:45.679
‫علیاحضرت توی نامه‌ش چیزی دراین‌باره نگفته بود.

00:13:46.889 --> 00:13:49.809
‫که اینطور. به‌هرحال خوابگاه بنفش جاییه که عجیب‌ــ

00:13:50.239 --> 00:13:53.169
‫دانش‌آموزهایی با استعدادهای خاص جمع شدن.

00:13:53.479 --> 00:13:55.499
‫استعداد دریک چی بود؟

00:13:56.619 --> 00:13:59.898
‫مختصر و مفید توضیح دادنش سخته، ولی به باور من...

00:13:59.899 --> 00:14:00.609
‫حفظیات.

00:14:00.609 --> 00:14:01.359
‫کریکت.

00:14:01.359 --> 00:14:01.989
‫ترانه‌سرایی.

00:14:01.990 --> 00:14:03.059
‫شعرسرایی.

00:14:03.489 --> 00:14:04.369
‫جانم؟

00:14:05.179 --> 00:14:06.339
‫چیزه...

00:14:06.739 --> 00:14:11.078
‫به‌هرحال، به تصمیم آقای مدیر بود که منتقل شد.

00:14:11.079 --> 00:14:13.409
‫دستورات آقای مدیر همیشه بجا هستن.

00:14:16.109 --> 00:14:17.330
‫و...

00:14:17.830 --> 00:14:20.260
‫تصمیمات آقای مدیر ردخور ندارن.

00:14:24.420 --> 00:14:27.970
‫حالا که صحبت از چهارمِ ماه شد، بیاین درمورد مراسم صحبت کنیم.

00:14:26.530 --> 00:14:27.680
‫عجیبه.

00:14:27.990 --> 00:14:29.510
‫برنامه چیه؟

00:14:29.511 --> 00:14:32.900
‫حتی اگه مدیر مدرسه به رسم معمول تصمیم بگیره،
‫انتظار می‌ره که ارشدها دلیلش رو بدونن.

00:14:30.000 --> 00:14:31.870
‫گمونم همون همیشگی باشه.

00:14:33.840 --> 00:14:37.180
‫اگه رفتار چند لحظه‌ پیش‌شون رو هم درنظر بگیریم، شکی نمی‌مونه.

00:14:45.630 --> 00:14:48.620
‫P4 سعی دارن چیزی رو مخفی کنن.

00:14:50.241 --> 00:14:54.201
‫البته، اگه بیشتر از این بحث رو کش بدم، بهم مشکوک می‌شن.

00:14:54.571 --> 00:14:56.491
‫فعلاً همین‌قدر کافیه.

00:15:07.591 --> 00:15:10.070
‫وقتی ازم خواستی اینجا همو ببینیم، نگران شدم.

00:15:10.071 --> 00:15:12.021
‫بازم قضیه‌ی دریک آردن ـه، مگه نه؟

00:15:12.821 --> 00:15:16.120
‫همیشه فکر می‌کردم نسبت به بقیه بی‌تفاوتی.

00:15:16.121 --> 00:15:17.771
‫صرفاً به‌نظرم با عقل جور درنمیاد.

00:15:18.221 --> 00:15:22.981
‫وقتی خوابگاه‌ها سایه‌ی هم رو با تیر می‌زنن،
‫منطقی نیست این وسط یه دانش‌آموز منتقل شه.

00:15:22.982 --> 00:15:27.692
‫البته، آردن تنها دانش‌آموزی نیست که منتقل شده.

00:15:28.762 --> 00:15:32.941
‫از روال خوابگاه‌های دیگه چیز زیادی نمی‌دونم، ولی یادمه چندتا پسر دیگه هم...

00:15:32.942 --> 00:15:35.702
‫همزمان با آردن، از خوابگاه سرخ به خوابگاه بنفش منتقل شدن.

00:15:36.432 --> 00:15:37.172
‫اسم‌هاشون چیه؟

00:15:37.173 --> 00:15:40.082
‫من از کجا بدونم. گفتم که از جزئیات خبر ندارم.

00:15:40.512 --> 00:15:45.171
‫چرا باید این‌همه دانش‌آموز باهم منتقل شن؟
‫احتمالش هست که مشکلی ایجاد کرده باشن؟

00:15:45.172 --> 00:15:47.672
‫همچین چیزی نشنیدم...

00:15:49.962 --> 00:15:52.052
‫ولی تصمیم آقای مدیر بوده.

00:15:53.772 --> 00:15:54.943
‫عجب.

00:15:56.763 --> 00:15:58.883
‫پس ادوارد هم باهاشون هم‌فکره.

00:16:00.693 --> 00:16:02.653
‫ببخشید که مزاحمت شدم.

00:16:02.903 --> 00:16:03.982
‫ممنونم.

00:16:03.983 --> 00:16:04.923
‫شیل.

00:16:06.113 --> 00:16:08.053
‫چرا اومدی به وستون؟

00:16:09.593 --> 00:16:11.453
‫نکنه به‌عنوان «سگ نگهبان» اینجایی؟

00:16:13.833 --> 00:16:16.163
‫چیزی نیست که بخوای فکرتو درگیرش کنی.

00:16:18.073 --> 00:16:18.983
‫تا بعد.

00:16:24.073 --> 00:16:30.174
‫منظورت گلیسون سنپای و هاردی سنپای و آیزاک سنپای و تولیس سنپای ـه؟

00:16:30.454 --> 00:16:34.643
‫گمونم حدود شش ماه قبل به خوابگاه بنفش منتقل شدن.

00:16:34.644 --> 00:16:37.514
‫ای‌کاش همون اول از مک‌میلان پرسیده بودم.

00:16:37.844 --> 00:16:42.564
‫می‌گما، چرا انقدر کنجکاوی بدونی توی خوابگاه‌های دیگه چه اتفاقایی میفته؟

00:16:42.864 --> 00:16:45.533
‫تو خودت چرا کنجکاو نیستی؟

00:16:45.534 --> 00:16:49.324
‫هـــــــه؟ آخه تصمیمش با آقای مدیر بوده.

00:16:49.864 --> 00:16:52.264
‫بازم آقای مدیر؟

00:16:53.204 --> 00:16:55.673
‫شاید می‌خواسته تعدادها رو برابر کنه.

00:16:55.674 --> 00:17:00.665
‫خوابگاه بنفش پر از عجیب‌الخلقه‌ست،
‫و شنیدم خیلی‌هاشون مدرسه رو ول کردن.

00:17:00.945 --> 00:17:04.494
‫حالا بگو ببینم، با P4 راجع‌به چیا حرف زدین؟

00:17:04.495 --> 00:17:05.475
‫منم می‌خوام بدونم!

00:17:05.476 --> 00:17:06.635
‫منم!

00:17:07.115 --> 00:17:10.805
‫شرمنده. یادم افتاد سنپایم یه کاری بهم سپرده.

00:17:11.035 --> 00:17:13.384
‫بعداً درموردش حرف می‌زنیم.

00:17:13.385 --> 00:17:14.725
‫که اینطور...

00:17:15.475 --> 00:17:17.174
‫پیشاپیش خسته نباشی!

00:17:17.175 --> 00:17:18.855
‫ذله‌م کردن.

00:17:21.565 --> 00:17:24.435
‫ببخشید، می‌شه یه سؤال ازتون بپرسم؟

00:17:25.235 --> 00:17:29.405
‫دریک آردن؟ تاجایی که یادمه می‌گفتن دونده‌ی سریعی‌ـه.

00:17:29.855 --> 00:17:31.906
‫منظورت اون رقاص بااستعداد و محبوبه؟

00:17:32.116 --> 00:17:34.286
‫شنیدم یه جایزه برای نقاشی‌ش برنده شده.

00:17:34.496 --> 00:17:37.336
‫این همون پسره نیست که خدای رونویسی بود؟

00:17:38.816 --> 00:17:41.005
‫خب، چرا به یه خوابگاه دیگه منتقل شد؟

00:17:41.006 --> 00:17:44.196
‫چه می‌دونم؟ تصمیمِ آقای مدیر بود.

00:17:46.116 --> 00:17:49.755
‫همه‌شون یه‌چیزی راجع‌به دریک می‌گن.

00:17:49.756 --> 00:17:53.136
‫موندم توی مدرسه چه‌جوری بوده؟

00:17:54.516 --> 00:17:58.265
‫و از این گذشته، حتی یه‌نفرم براش سؤال نیست که چرا منتقل شده.

00:17:58.266 --> 00:18:00.635
‫کاملاً بی‌خیالِ فکر کردن شدن.

00:18:00.636 --> 00:18:03.235
‫امروز با دوست‌هات نیستی؟

00:18:03.236 --> 00:18:06.576
‫این‌ها نخبه‌های زبانزد انگلستان اَن؟
‫مطلب طنزی بود.

00:18:06.577 --> 00:18:07.697
‫هوی!

00:18:08.687 --> 00:18:11.536
‫صدرحمت به گوسفندهای توی چراگاه.

00:18:11.537 --> 00:18:14.217
‫هــــه؟ نکنه ناخواسته بهت توهین کردم؟

00:18:20.267 --> 00:18:22.307
‫دریک آردن؟

00:18:22.707 --> 00:18:27.557
‫بله. یه‌مدته توی هیچ‌کدوم از کلاس‌ها شرکت نکرده، برای همین نگران شدم.

00:18:27.917 --> 00:18:31.357
‫از اینکه به پسرهای خارج از خوابگاه‌‌‌تون هم اهمیت می‌دید، تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

00:18:31.897 --> 00:18:34.597
‫برای من هیچ اهمیتی نداره که یه دانش‌آموز ساکن کدوم خوابگاه ـه.

00:18:34.967 --> 00:18:37.598
‫اون یه دانش‌آموز ممتاز بود.

00:18:38.078 --> 00:18:42.228
‫اوه؟ پس، چرا به خوابگاه دیگه‌ای منتقل شد؟

00:18:42.858 --> 00:18:46.567
‫نمی‌دونم. تصمیم آقای مدیر بود.

00:18:46.568 --> 00:18:50.317
‫ممکنه که بُهت ناشی از انتقال‌شدن
‫باعث شده باشه که توی کلاس‌ها شرکت نکنه؟

00:18:50.318 --> 00:18:54.868
‫نمی‌دونم. تصمیم آقای مدیر بودددددد.

00:18:55.378 --> 00:18:56.248
‫استاد آگارس!

00:18:56.488 --> 00:18:57.787
‫عذر می‌خوام، عذر می‌خوام، عذر می‌خوام.

00:18:57.788 --> 00:18:58.898
‫حالتون خوبه؟

00:18:59.248 --> 00:19:01.318
‫می‌خواید ببرمتون به بهداری؟

00:19:03.168 --> 00:19:06.268
‫راضی به زحمت نیستم. ممنون.

00:19:12.099 --> 00:19:15.624
‫روح‌هایی وجود دارند: فاجعه پایانِ همه‌چیز نیست،

00:19:15.625 --> 00:19:18.799
‫سونت آلکوئید مانِس: لِتوم نون اومنیا فینیت،

00:19:19.439 --> 00:19:21.899
- ‫و اشرار بیرون رانده می‌شوند...
- ‫لوریداکه ویکتوس...

00:19:21.900 --> 00:19:21.901


00:19:24.439 --> 00:19:27.899
‫چرا یهو ازم خواست بیام اینجا؟

00:19:33.599 --> 00:19:34.829
‫اوی، سِـ ـــ

00:19:45.230 --> 00:19:46.170
‫عه.

00:19:46.390 --> 00:19:48.210
‫این‌‌وقت شب اینجا چیکار می‌کنین؟

00:19:53.550 --> 00:19:55.470
‫دنبال کتاب به‌خصوصی می‌گردین؟

00:19:56.060 --> 00:19:56.880
‫خیر.

00:19:58.990 --> 00:20:02.360
‫شبتون بخیر، استاد میکائلیس.

00:20:07.120 --> 00:20:09.170
‫ببخشید که خشونت به خرج دادم.

00:20:09.880 --> 00:20:11.860
‫حس کردم یکی داره تعقیب‌تون می‌کنه.

00:20:14.010 --> 00:20:16.281
‫گمونم یکم زیادی تابلوبازی درآوردم.

00:20:16.611 --> 00:20:19.241
‫ولی با دور و بر سرک کشیدن راه به جایی نبردم.

00:20:19.851 --> 00:20:24.090
‫هر سؤالی هم که بپرسم، فقط یه جواب می‌گیرم،
‫«تصمیم آقای مدیر بود.»

00:20:24.091 --> 00:20:27.040
‫اساتید و کارکنان مدرسه هم جواب‌شون همین بود.

00:20:27.041 --> 00:20:30.111
‫اون‌ها هم؟ به بن‌بست خوردیم که.

00:20:31.001 --> 00:20:36.141
‫حالا که این‌طوره، به هر طریقی که شده مستقیماً با دریک ارتباط برقرار می‌کنم.

00:20:37.951 --> 00:20:39.641
‫باهام بیا، سباستین.

00:20:40.121 --> 00:20:45.191
‫ولی آخه ارباب جوان، اگه این‌وقت شب از خوابگاه بیرون برین، دوتا Y نمی‌گیرین؟

00:20:46.191 --> 00:20:50.472
‫مگه کسایی که دانش‌آموزها رو تنبیه می‌کنن،
‫اساتید نیستن، استاد میکائلیس؟

00:20:50.802 --> 00:20:53.682
‫آه، حق با شماست.

00:20:59.862 --> 00:21:03.542
‫خب؟ چطوری با جناب دریک صحبت می‌کنین؟

00:21:04.822 --> 00:21:07.032
‫اگه مچ‌تونو بگیرن، توی بد مخمصه‌ای میفتین.

00:21:07.882 --> 00:21:09.751
‫ساده‌ست.

00:21:09.752 --> 00:21:11.792
‫از اونجایی که نمی‌تونیم بریم تو...

00:21:12.282 --> 00:21:13.762
‫...کاری می‌کنیم اون بیاد بیرون.

00:21:15.602 --> 00:21:17.052
‫منطقیه.

00:21:24.433 --> 00:21:29.783
‫قانون شماره‌ی 87 کالج وستون رو می‌دونین، استاد میکائلیس؟

00:21:30.843 --> 00:21:35.453
‫«درصورت آتش‌سوزی داخل ساختمان آموزشی یا خوابگاه خصوصی،

00:21:35.963 --> 00:21:41.242
‫تمام دانش‌آموزان بایستی فوراً ساختمان را ترک کرده
‫و به محوطه‌ی مدرسه بروند تا ارشدشان آن‌ها رو حضوروغیاب کند.»

00:21:41.243 --> 00:21:42.623
‫کاملاً درسته.

00:21:43.063 --> 00:21:47.873
‫این رفتار وحشتناکیه، فنتوم‌هایو،
‫و اگه گیر بیفتی، بهانه‌ی خوبی برای اخراج‌شدنته.

00:21:48.423 --> 00:21:53.444
‫با این‌حال، نقشه‌ای درخور سگ نگهبان ملکه‌ست، ارباب جوان.

00:21:53.784 --> 00:21:57.973
‫حق با بلوور بود؛ باید قوانین مدرسه رو حفظ کرد.

00:21:57.974 --> 00:21:59.053
‫آتیش!

00:21:59.054 --> 00:22:00.934
‫به ارشد بگو!

00:22:02.034 --> 00:22:05.304
‫بالأخره قراره همو ببینیم، دریک آردن.

00:22:05.328 --> 00:22:25.328
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:25.352 --> 00:22:45.352
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.