﻿WEBVTT

00:00:07.030 --> 00:00:08.790
‫باران تشییع جنازه.

00:00:08.790 --> 00:00:14.360
‫به‌طور آیینی می‌بارد تا آثار جنگ را از کاتاکومبه پاک کند.

00:00:14.360 --> 00:00:17.540
‫در سایه‌ی موسیقی نوازندگان آب‌وهوا،

00:00:17.540 --> 00:00:20.280
‫همه‌ی خون و نفرین‌ها را پاک می‌کند.

00:00:27.660 --> 00:00:28.780
‫آسیب دیدی.

00:00:30.820 --> 00:00:33.300
‫دیگه درد نمی‌کنه.

00:00:33.300 --> 00:00:35.750
‫می‌تونم برای درگذشتگان، شوورت موزیک اجرا کنم.

00:00:36.460 --> 00:00:37.890
‫چه اتفاقی افتاده؟

00:00:39.540 --> 00:00:42.800
‫با یه کشیش کاتاکومبه جنگیدم. مهارت خارق‌العاده‌ای داشت.

00:00:43.210 --> 00:00:44.720
‫اسمش، تام کولینز بود.

00:00:46.020 --> 00:00:48.100
‫پدر آدونیس؟!

00:00:49.290 --> 00:00:50.810
‫خلاصش کردم.

00:00:53.160 --> 00:00:54.700
‫چرا این‌کارو کردی؟

00:00:55.750 --> 00:01:00.530
‫احضارهای مقدس اون نبرد رو تا آخرین گروه رهبری کردن.

00:01:01.350 --> 00:01:05.050
‫نمی‌تونم شمشیرم رو برخلاف خواست خداوندمون، نکشم.

00:01:06.170 --> 00:01:09.850
‫اصلاً دلم نمی‌خواد توسط شمشیرت کشته بشم.

00:01:10.580 --> 00:01:14.120
‫به‌عنوان طبقه‌ی اشراف قلعه، سرنوشتم این‌طوری نوشته شده.

00:01:14.490 --> 00:01:18.160
‫گمونم امروز به‌اندازه‌ی کافی شمشیر زدم.

00:01:18.184 --> 00:01:38.184
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:02.040 --> 00:03:03.800
‫آه، ببخشید.

00:03:03.800 --> 00:03:05.310
‫حواسم نبود.

00:03:06.140 --> 00:03:10.420
‫حالا می‌فهمم. این شهر به‌واقع سرشار از درده.

00:03:12.400 --> 00:03:13.530
‫می‌تونی بلند شی؟

00:03:21.620 --> 00:03:23.520
‫طعم آهن رو می‌چشم!

00:03:25.980 --> 00:03:28.640
‫من عادت ندارم توی شهر بگردم.

00:03:28.640 --> 00:03:32.300
‫شاید برای همینه که مدام می‌خورم زمین.

00:03:32.810 --> 00:03:35.850
‫به آدم‌ها برخورد می‌کنم، روی پله‌ها سکندری می‌خورم...

00:03:37.020 --> 00:03:40.110
‫ولی این اولین‌باره که صدمه می‌بینم.

00:03:40.110 --> 00:03:42.680
‫کی فکرشو می‌کرد بینی خون‌ریزی کنه؟

00:03:43.560 --> 00:03:45.510
‫چه شمشیر بزرگی!

00:03:45.510 --> 00:03:47.190
‫حتماً یه شمشیرزنی.

00:03:47.470 --> 00:03:50.400
‫حالت خوبه؟ جای دیگه‌ات صدمه ندیده؟

00:03:51.030 --> 00:03:54.230
‫انگار انتظار داره بقیه تمیزش کنن.

00:03:54.550 --> 00:03:56.100
‫از طبقه‌ی اشراف قلعه‌ست؟

00:03:56.970 --> 00:03:58.520
‫تنهایی؟

00:03:58.520 --> 00:04:00.330
‫حتی چترم همراهت نیاوردی.

00:04:00.800 --> 00:04:03.060
‫تاحالا بهم اجازه ندادن.

00:04:03.060 --> 00:04:05.910
‫که تنهایی برم شهر.

00:04:05.910 --> 00:04:08.760
‫بهم یه چتر دادن،

00:04:08.760 --> 00:04:11.930
‫ولی نمی‌دونستم چطوری بازش کنم، برای همین انداختمش دور.

00:04:11.930 --> 00:04:14.900
‫منظورش چیه که نمی‌دونست چطوری بازش کنه؟

00:04:15.720 --> 00:04:18.910
‫یعنی زنان اشراف‌زاده انقدر تی‌تیش مامانی‌ان؟

00:04:19.390 --> 00:04:21.490
‫ببخشید، خانم شمشیرزن؟

00:04:21.490 --> 00:04:23.560
‫اوه، می‌تونین بل صدام کنین.

00:04:23.970 --> 00:04:25.280
‫خدای من.

00:04:25.580 --> 00:04:28.250
‫پس شما باید لابلک بل باشین.

00:04:29.300 --> 00:04:31.450
‫چقدر دوست‌داشتنی هستین.

00:04:31.450 --> 00:04:33.160
‫جـ ـ‌ جـ ـ جانم؟

00:04:33.440 --> 00:04:35.860
‫چقدر جذاب و بی‌باک.

00:04:35.860 --> 00:04:38.330
‫شک ندارم، شمشیرزن قهاری هستید.

00:04:42.090 --> 00:04:44.340
‫اگه این بیرون بمونین، سرما می‌خورین.

00:04:45.880 --> 00:04:50.270
‫این باران قصد آسیب‌زدن بهم نداره.

00:04:50.790 --> 00:04:54.910
‫آخه، با آواز خودم احضارش کردم.

00:04:56.950 --> 00:05:02.590
‫باران تشییع جنازه براثر هم‌خوانی جمعی از موسیقی‌دانان...

00:05:02.590 --> 00:05:06.820
‫و آوازخوان‌ی اصلی قلعه که با هرچیزی در...

00:05:06.820 --> 00:05:10.740
‫بهشت و زمین تناسب داره، می‌باره.

00:05:10.740 --> 00:05:12.960
‫نکنه شما...

00:05:13.350 --> 00:05:15.310
‫آه، خودمو معرفی نکردم.

00:05:15.310 --> 00:05:22.080
‫من شری هستم. و دارم به دیدن شمشیرزن اصلی، شندی گاف می‌رم.

00:05:24.910 --> 00:05:28.350
‫می‌بینم یه دردسر حسابی با خودت آوردی.

00:05:28.350 --> 00:05:30.290
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم.

00:05:30.290 --> 00:05:34.510
‫غیر از تو کسی رو نمی‌شناسم که لباس‌هاش اندازه‌ش باشن.

00:05:34.800 --> 00:05:38.220
‫مطمئناً خیلی سردشه. بذار از حمومت استفاده کنه.

00:05:38.700 --> 00:05:41.930
‫و، بگذریم، من اومده بودم توِ خانوم رو ببینم!

00:05:41.930 --> 00:05:44.500
‫چرا گیر دوتا مرد مست افتادم؟

00:05:44.920 --> 00:05:45.900
‫هـــــی!

00:05:46.190 --> 00:05:48.140
‫تقصیر من چیه.

00:05:48.140 --> 00:05:51.990
‫از وقتی زخمی شدم، مرد موندم،
‫البته نمی‌دونم علتش اینه یا نه.

00:05:52.460 --> 00:05:54.630
‫بفرمایید، لطفاً از این‌ور تشریف بیارید.

00:05:56.300 --> 00:05:58.940
‫وای!‌ عجب حمومی!

00:05:58.940 --> 00:06:00.980
‫عـ‌ ـ عـه‌وا.

00:06:01.730 --> 00:06:04.160
‫یادت نره: دزدکی نگاه کنی، با شمشیرم ریز ریزت می‌کنم.

00:06:04.630 --> 00:06:09.090
‫ای بابا، بل. شرف و آبروم رو که از سر راه نیاوردم.

00:06:10.220 --> 00:06:14.730
‫اینو کسی می‌گه که هر شب دنبال اینه با یکی برنامه کنه.

00:06:14.730 --> 00:06:19.800
‫و تو هم مثل اینکه بدجور تو کف اون دختره‌ای که شمشیرتو بهش دادی!

00:06:15.260 --> 00:06:16.890
‫این چیه؟

00:06:16.890 --> 00:06:19.150
‫اگه بشکنیش، آب داغ‌ــ

00:06:19.150 --> 00:06:20.280
‫پس باید بشکنیش.

00:06:22.360 --> 00:06:25.570
‫نــــــــه! فرش عزیزم!

00:06:25.900 --> 00:06:28.170
‫چرا این بلا سرم اومد؟!

00:06:28.170 --> 00:06:31.020
‫بل، مطمئنی این آب برای حموم‌کردن کافیه؟

00:06:28.610 --> 00:06:32.610
‫ علیاحضرت حتی نمی‌دونن چطوری حموم کنن!

00:06:31.940 --> 00:06:35.830
‫بل! مسئولیتش رو گردن بگیر و نشونش بده!

00:06:37.510 --> 00:06:40.180
‫شری، بیا باهم بریم.

00:06:41.090 --> 00:06:41.930
‫باشه!

00:06:43.740 --> 00:06:46.970
‫این حباب‌ها چقدر خوش‌بو اَن.

00:06:47.370 --> 00:06:50.920
‫گمونم بنت سر شامپوهای میوه‌ای هم گدابازی درنمیاره.

00:06:51.290 --> 00:06:54.010
‫باید وقتی برگشتم، به خدمتکارهام بگم.

00:06:54.360 --> 00:06:56.820
‫پسر، واقعاً مثل شاهزاده‌ها زندگی می‌کنی ها.

00:06:57.660 --> 00:06:59.730
‫فکر می‌کنی شاید بل ندونه؟

00:06:59.730 --> 00:07:00.880
‫چطور ممکنه ندونه؟

00:07:01.190 --> 00:07:04.100
‫بانو شری آوازخوان‌ اصلی قلعه و...

00:07:04.500 --> 00:07:07.060
‫دختر پادشاه روهایدی؟!

00:07:13.510 --> 00:07:16.950
‫وای، اسباب و اثاثیه‌ات از مال شندی‌ـه.

00:07:17.230 --> 00:07:18.740
‫ازش قرض‌شون گرفتم.

00:07:18.740 --> 00:07:21.530
‫گاف به دادم رسید.

00:07:22.170 --> 00:07:25.780
‫و تو هم لطف زیادی در حقم کردی.

00:07:25.780 --> 00:07:28.500
‫کاش می‌تونستی به یه نحوی جبران کنم.

00:07:28.840 --> 00:07:30.220
‫پس، برام آواز بخون.

00:07:30.570 --> 00:07:32.700
‫آواز بخونم؟

00:07:32.700 --> 00:07:35.890
‫آره. می‌خوام صدای آواز خوندنت رو بشنوم.

00:07:35.890 --> 00:07:39.340
‫ولی آخه چی بخونم؟

00:07:39.340 --> 00:07:45.320
‫اینجا چیزی نشکسته و هنوز نباید بارش بارون رو متوقف کنم.

00:07:45.620 --> 00:07:49.020
‫عیب نداره. هرچی بخونی با جان و دل گوش می‌دم.

00:07:51.210 --> 00:07:52.610
‫خیلی‌خب.

00:08:40.130 --> 00:08:43.460
‫ممنونم. فوق‌العاده بود.

00:08:43.740 --> 00:08:48.570
‫تاحالا کسی ازم نخواسته بود با آواز خوندن، لطفشو جبران کنم.

00:08:49.780 --> 00:08:51.760
‫انگار آواز خوندن خیلی برات دردناکه.

00:08:56.840 --> 00:08:58.550
‫شری؟

00:09:01.710 --> 00:09:02.730
‫هان؟

00:09:04.610 --> 00:09:05.970
‫شندی!

00:09:05.970 --> 00:09:09.480
‫شری؟ هیچ فکرشو نمی‌کردم پیش بل پیدات کنم.

00:09:09.920 --> 00:09:10.950
‫عذر می‌خوام.

00:09:11.320 --> 00:09:13.710
‫مزاحمش شدم.

00:09:13.710 --> 00:09:17.200
‫ولی درست همون‌طوری بود که تو برام تعریف کردی.

00:09:17.470 --> 00:09:23.120
‫قوی، شجاع، و خیلی باهوش.

00:09:23.660 --> 00:09:25.500
‫به‌طور وحشتناکی درک‌وفهم عمیقی داره.

00:09:26.630 --> 00:09:28.460
‫ببخشید که بهت زحمت دادیم، بل.

00:09:29.030 --> 00:09:31.260
‫چه حرفیه. اینو من باید بگم.

00:09:31.830 --> 00:09:32.720
‫شری.

00:09:46.520 --> 00:09:48.530
‫شمشیر تیتزیانو؟

00:09:48.900 --> 00:09:50.720
‫چه ضربه‌ی شوورت مخوفی.

00:09:51.190 --> 00:09:54.210
‫اگه این ضربه کار لابلک بل بوده،

00:09:54.210 --> 00:09:58.240
‫حالا که شمشیر خودمو از دست دادم، به گرد پاشم نمی‌رسم.

00:09:59.430 --> 00:10:02.010
‫باید یه‌چیزی ازت بپرسم.

00:10:03.350 --> 00:10:04.540
‫کیر...

00:10:04.540 --> 00:10:06.790
‫چیزی درمورد اگزمینر می‌دونی؟

00:10:06.790 --> 00:10:08.920
‫راجع‌بهش شنیدم.

00:10:09.330 --> 00:10:13.850
‫یه بازرس سلطنتی که به شمشیرزنانی که شمشیرهاشون شکسته، سر می‌زنه.

00:10:13.850 --> 00:10:16.600
‫الان این وظیفه به‌عهده‌ی منه.

00:10:17.430 --> 00:10:20.590
‫بهایی که خاکسترهای مقدس پرداختم.

00:10:20.880 --> 00:10:25.860
‫یه‌چیزی تو همین مایه‌ها به‌اسم «خاکسترهای آزموده» بهم دادن،

00:10:25.860 --> 00:10:30.170
‫و توی شهر می‌گردم و خیر و شر بودنِ
‫شمشیرزنانی رو که شمشیرهاشون شکسته، محک می‌زنم.

00:10:30.870 --> 00:10:32.090
‫چجوری محک می‌زنی؟

00:10:32.580 --> 00:10:37.110
‫وقتی یه شمشیر شکسته احیاء می‌شه، شمشیر دارنده‌ش رو محک می‌زنه.

00:10:37.440 --> 00:10:38.880
‫«احیاء»؟

00:10:39.500 --> 00:10:45.690
‫پس وقتی گاف این شمشیر تیتزیانو رو شکوند، تو احیاش کردی؟

00:10:47.700 --> 00:10:52.340
‫شمشیر احیاءشده، تیتزیانو رو تبدیل به یه نیدهوگ کرد.

00:10:52.570 --> 00:10:56.500
‫من از کاتاکومبه با این قطعیت،‌ و این تردید برگشتم.

00:10:57.410 --> 00:10:59.850
‫می‌خوام شمشیر تو...

00:11:00.140 --> 00:11:01.810
‫و این رو باهم احیاء کنم.

00:11:01.810 --> 00:11:04.180
‫این آخرین دستوری‌ـه که از کشیش‌ها دارم.

00:11:04.530 --> 00:11:11.050
‫اما اگه با احیاءشدن شمشیر دارنده‌ش تبدیل به یه نیدهوگ شد،

00:11:11.050 --> 00:11:15.640
‫دوباره می‌شکونمش و از کشیش‌ها می‌خوام
‫دلیل این کارشونو بهم بگن.

00:11:16.720 --> 00:11:18.170
‫لطفاً این اجازه رو بهم بده.

00:11:19.750 --> 00:11:22.930
‫تو شاهد لحظات مرگ تیتزیانو بودی.

00:11:22.930 --> 00:11:24.340
‫هرجور خودت صلاح می‌دونی.

00:11:28.400 --> 00:11:29.420
‫خاکسترهای آزموده...

00:11:32.170 --> 00:11:35.320
‫لیودِ‌ تو. لِگنای تیتزیانو.

00:11:35.750 --> 00:11:38.500
‫حالا هردوی شمشیرها رو آزمایش می‌کنم.

00:11:47.230 --> 00:11:48.730
‫طلسم‌ها رو نگاه!

00:11:48.754 --> 00:11:58.754
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:12:00.140 --> 00:12:01.510
‫دیلگناوه!

00:12:02.270 --> 00:12:05.700
‫«کسی که مژده به‌همراه دارد.»
‫از زبان عصر خدایان.

00:12:05.700 --> 00:12:07.560
‫باورم نمی‌شه اینو می‌دونی.

00:12:07.560 --> 00:12:10.620
‫نمی‌دونستم. شمشیر بهم گفت.

00:12:10.620 --> 00:12:11.650
‫شمشیر بهت گفت؟

00:12:11.960 --> 00:12:17.420
‫به‌دور از چیزی شر، این شمشیر قدرت بی‌حدوحصری برام به‌ارمغان میاره.

00:12:17.830 --> 00:12:20.000
‫ممنونم، آدونیس.

00:12:20.370 --> 00:12:26.160
‫پس درواقع اون چیزی که تیتزیانو رو
‫دیوانه بود، شمشیر نبود...

00:12:28.420 --> 00:12:30.590
‫هضمش سخته.

00:12:30.850 --> 00:12:35.150
‫آره. با اتفاقی که برای تیتا افتاد، کنار اومدم.

00:12:35.150 --> 00:12:37.350
‫واقعاً؟ از شنیدنش خوش‌حالم.

00:12:37.600 --> 00:12:40.950
‫بگذریم، شرمنده. چی داشتی می‌گفتی؟

00:12:40.950 --> 00:12:42.770
‫آه، آره.

00:12:42.770 --> 00:12:46.580
‫یه‌جورایی حس کردم اعصابم خرد شده. یا شایدم احساس تنهایی کردم.

00:12:46.920 --> 00:12:51.040
‫وقتی گاف دستشو دور شونه‌های بانو شری حلقه کرد؟

00:12:51.040 --> 00:12:57.510
‫بنت و گینس داشتن راجع‌به عشق
‫شر و ور می‌بافتن، ولی من از گاف خوشم نمیاد!

00:12:57.510 --> 00:13:00.880
‫شاید مربوط به شاهدخت باشه.

00:13:00.880 --> 00:13:03.750
‫به‌نظرت عاشق شاهدخت شدم؟

00:13:05.350 --> 00:13:07.690
‫ببین، منظورم اینه...

00:13:08.060 --> 00:13:11.350
‫حتی اگه تلاشم بکنی،‌ هیچ‌وقت نمی‌تونی مثل اون بشی.

00:13:12.310 --> 00:13:13.950
‫یعنی چی؟

00:13:13.950 --> 00:13:15.190
‫تو بی‌صفتی.

00:13:15.850 --> 00:13:17.970
‫حالا نمی‌خواد نمک به زخمم بپاشی.

00:13:17.970 --> 00:13:19.790
‫خودت پرسیدی.

00:13:20.900 --> 00:13:24.200
‫من آدم‌ها رو از روی ظاهرشون قضاوت نمی‌کنم.

00:13:24.200 --> 00:13:25.860
‫دوستش دارم.

00:13:26.700 --> 00:13:33.190
‫بعضی‌وقتا حتی آرزو می‌کنم می‌تونستم
‫گوش‌هامو ببرم و موی بدنم رو بزنم تا مثل تو بشم.

00:13:33.190 --> 00:13:35.280
‫داری منو می‌ترسونی.

00:13:35.280 --> 00:13:37.370
‫چند سالته؟

00:13:37.610 --> 00:13:38.670
‫نمی‌دونم والا.

00:13:38.670 --> 00:13:43.180
‫فقط می‌دونم کِی از اون تخم سنگی بیرون اومدم، همین.

00:13:44.650 --> 00:13:47.100
‫ولی از لحاظ جسمی یه زن بالغی،‌ مگه نه؟

00:13:47.890 --> 00:13:51.100
‫این چه سؤالیه یهو می‌پرسی، خنگول؟!

00:13:53.200 --> 00:13:56.180
‫احساست درمورد اینکه یه‌روز مادر بچه‌هام باشی، چیه؟

00:13:56.180 --> 00:13:56.570
‫هـــــه؟!

00:13:58.810 --> 00:14:04.370
‫این‌جوری، شاید صاحب بچه‌هایی بشم که شبیه تواَن.

00:14:05.100 --> 00:14:07.890
‫محض اطلاع، بچه‌های آدم خود آدم نیستن!

00:14:07.890 --> 00:14:09.330
‫می‌دونم.

00:14:09.620 --> 00:14:11.540
‫درواقع، می‌خوام باهات بخوابم.

00:14:12.120 --> 00:14:15.000
‫این چه حرفیه می‌زنی؟!

00:14:15.350 --> 00:14:17.950
‫فقط حرف نیست، و بی‌هوا همین‌طوری هم نگفتم.
‫می‌تونی از این بابت مطمئن باشی.

00:14:17.950 --> 00:14:21.340
‫اگه همین‌طوری گفته بودی، حسابتو می‌رسیدم!

00:14:24.360 --> 00:14:25.790
‫خب،‌ نظرت چیه؟

00:14:29.670 --> 00:14:32.180
‫اگه عاشقت شدم، چرا که نه.

00:14:34.510 --> 00:14:39.680
‫راستشو بخوای، منم دقیقاً مطمئن نیستم
‫چی باعث شد اینو بگم.

00:14:39.680 --> 00:14:41.310
‫خدایی؟

00:14:46.540 --> 00:14:48.580
‫می‌گم، آدونیس.

00:14:49.990 --> 00:14:53.310
‫تو نمی‌تونی شمشیر رشد بدی، نه؟

00:14:56.590 --> 00:15:00.390
‫راستی. هنوز هیچی بهت نگفتم.

00:15:00.390 --> 00:15:01.450
‫هان؟

00:15:01.450 --> 00:15:05.700
‫فکر می‌کردم حتماً یه‌زمان سیر تا پیاز قضیه رو برات توضیح دادم.

00:15:05.700 --> 00:15:07.250
‫چی؟!

00:15:07.600 --> 00:15:09.630
‫خیلی باهات راحتم.

00:15:10.040 --> 00:15:12.710
‫خیلی عجیبی. یه راز به‌تمام‌معنا.

00:15:12.710 --> 00:15:14.290
‫احیاناً‌ خودتو نمی‌گی؟!

00:15:14.290 --> 00:15:14.920
‫بامبو.

00:15:21.100 --> 00:15:23.620
‫این نفرین منه.

00:15:24.080 --> 00:15:25.960
‫از بدو تولد گرفتارشم.

00:15:32.750 --> 00:15:34.370
‫چطور ممکنه...

00:15:34.370 --> 00:15:37.820
‫همون‌طور که گفتی، نمی‌تونم شمشیر رشد بدم.

00:15:38.610 --> 00:15:40.930
‫علتی داره؟

00:15:40.930 --> 00:15:42.360
‫نفرین یه نومده.

00:15:44.140 --> 00:15:49.170
‫قبل‌از اینکه به‌دنیا بیام، یه نومد پیر راهش به کاتاکومبه میفته.

00:15:49.750 --> 00:15:52.770
‫می‌خواست خانواده‌ی کولینز براش یه تشییع جنازه برگزار کنن.

00:15:53.460 --> 00:15:55.150
‫اگر توی کاتاکومبه از دنیا می‌رفت،

00:15:55.150 --> 00:15:59.720
‫شکوفه‌های کلاغ خبر مرگشو به زادگاه گم‌شده‌اش می‌بردن.

00:15:59.720 --> 00:16:00.920
‫برای پرداخت هزینه هم،

00:16:01.290 --> 00:16:06.100
‫نومد پیر به خانواده‌ام پیشنهاد می‌کنه که
‫توی زمان کمی که براش مونده، کمک‌شون کنه.

00:16:06.940 --> 00:16:09.600
‫درکنار اون‌ها از کاتاکومبه دفاع کرد،

00:16:10.310 --> 00:16:12.240
‫و به‌تبع توی جنگ کشته شد.

00:16:13.240 --> 00:16:15.490
‫هنگامی که این اتفاق افتاد، پدرم اونجا بود.

00:16:16.190 --> 00:16:19.730
‫بدون فکر کردن، بدن بی‌جون نومد رو بغلش گرفت.

00:16:19.730 --> 00:16:20.820
‫و بعد...

00:16:21.770 --> 00:16:24.180
‫نباید به خونم دست بزنی.

00:16:25.740 --> 00:16:27.890
‫اون نفرین منه.

00:16:28.650 --> 00:16:32.440
‫ازطریق خون نومد، منتقل می‌شه.

00:16:33.480 --> 00:16:38.790
‫به خدا توکل کن که یه موهبت بشه...

00:16:39.530 --> 00:16:41.970
‫نفرین توی پدرم بروز پیدا نکرد.

00:16:42.330 --> 00:16:46.760
‫این امتحان فقط روی کسایی تأثیر میذاره
‫که به ترس غلبه می‌کنن و می‌پذیرنش.

00:16:46.760 --> 00:16:50.710
‫با این‌حال، خون نومد هیچ‌وقت از بدن پدرم بیرون نرفت.

00:16:51.620 --> 00:16:54.830
‫من چند سال بعد متولد شدم.

00:16:55.130 --> 00:16:58.950
‫و نفرین نومد به این شکل دراومده.

00:16:59.570 --> 00:17:03.310
‫می‌شه گفت من برای نومد شدن به دنیا اومدم،

00:17:03.310 --> 00:17:07.690
‫ولی هنوز هیچ دلیلی ندارم که به یه سفر برم.

00:17:09.540 --> 00:17:11.580
‫مدام در سفرها رو کوبیدم،

00:17:11.970 --> 00:17:17.250
‫و یکی از چهار شمشیرزن عالی‌رتبه شدم،
‫چون می‌خواستم بدونم خدامون دقیقاً چی می‌خواد.

00:17:17.250 --> 00:17:20.890
‫هنوز هیچ‌جور مفهومی پیدا نکردم.

00:17:21.590 --> 00:17:25.770
‫آخرسر، هیچ‌کس نمی‌دونه برای چی داره زندگی می‌کنه.

00:17:26.680 --> 00:17:31.070
‫منم همیشه ته دلم این احساس رو داشتم.

00:17:31.460 --> 00:17:34.490
‫می‌خوام... می‌خوام رگ‌وریشه‌ام رو بدونم!

00:17:34.750 --> 00:17:37.370
‫تا بتونم رگ‌وریشه‌ام رو پیدا کنم.

00:17:37.770 --> 00:17:43.130
‫می‌خوام بدونم کی هستم، از کجا اومدم و کجا باید برم!

00:17:45.450 --> 00:17:47.630
‫بیا باهم بریم سفر، آدونیس.

00:17:48.180 --> 00:17:51.450
‫با من در سفرها رو بکوب!

00:17:53.280 --> 00:17:56.230
‫اون پوپس‌ها رو یادته؟

00:17:57.050 --> 00:18:00.550
‫دیدم داری بهشون غذا می‌دی،

00:18:01.040 --> 00:18:02.850
‫و از کارت سر درنیاوردم.

00:18:03.770 --> 00:18:05.970
‫چرا داره بهشون غذا می‌ده؟

00:18:06.270 --> 00:18:09.510
‫و اگه بهشون غذا می‌ده، چرا بهشون جا و پناه نمی‌ده؟

00:18:10.130 --> 00:18:13.630
‫چرا انقدر خوش‌حال به‌نظر میاد؟

00:18:14.730 --> 00:18:18.200
‫چرا می‌خواد به سفر بره،

00:18:18.200 --> 00:18:20.280
‫درصورتی که به‌منزله‌ی نفرین شدنه؟

00:18:24.070 --> 00:18:28.970
‫شرط می‌بندم سفرکردن با تو هیچ‌وقت خسته‌کننده نمی‌شه.

00:18:39.930 --> 00:18:42.720
‫ازت می‌خوام این لباس‌ها رو به اون جناب برگردونی.

00:18:43.130 --> 00:18:45.600
‫می‌بینم یاد گرفتی چطور یه چترو باز کنی.

00:18:45.600 --> 00:18:48.110
‫از شندی خواستم بهم یاد بده.

00:18:48.110 --> 00:18:50.490
‫اوه، اولش خیلی برام سخت بود.

00:18:50.490 --> 00:18:52.040
‫حتماً همین‌طور بوده.

00:18:52.470 --> 00:18:57.760
‫راستشو بخوای، می‌خواستم ببینمت تا یه‌چیزی ازت بپرسم.

00:18:58.610 --> 00:19:04.860
‫وقتی اینجا آواز خوندم، گفتی به‌نظرت برام دردناکه، درسته؟

00:19:05.890 --> 00:19:08.670
‫تاحالا هیچ‌کسی همچین حرفی بهم نزده.

00:19:09.070 --> 00:19:11.650
‫آواز خوندن همه‌ی دار و ندارمه.

00:19:11.650 --> 00:19:16.310
‫من از بچگی، برای قلعه و مردم آواز می‌خونم.

00:19:16.880 --> 00:19:20.130
‫اگه این توانایی رو نداشتم، کسی اصلاً‌ یه نیم‌نگاهی بهم مینداخت؟

00:19:20.530 --> 00:19:23.670
‫چطور ممکنه آواز خوندن... برام دردناک باشه؟

00:19:25.410 --> 00:19:27.680
‫چرا، بل؟

00:19:27.680 --> 00:19:28.880
‫شری.

00:19:32.640 --> 00:19:33.520
‫بل.

00:19:34.350 --> 00:19:36.400
‫عه، مهمون داری.

00:19:36.400 --> 00:19:39.610
‫کار مهمی نداشتم. فقط می‌خواستم بپرسم
‫اگه خواستی باهم بریم یه‌چیزی بخوریم.

00:19:39.610 --> 00:19:40.830
‫همینه!

00:19:40.830 --> 00:19:44.870
‫شری! فکر کنم جواب سؤالت رو می‌دونم!

00:19:45.440 --> 00:19:47.020
‫ایول داری، آدونیس!

00:19:57.300 --> 00:20:00.370
‫چقدر دوست‌های جذابی داری.

00:20:00.370 --> 00:20:04.720
‫اگه بخوای، می‌تونن دوست‌های تو هم باشن.

00:20:04.720 --> 00:20:05.910
‫البته.

00:20:05.910 --> 00:20:07.190
‫فقط لب تر کنین.

00:20:08.190 --> 00:20:09.430
‫ممنونم.

00:20:13.100 --> 00:20:14.340
‫اومد.

00:20:16.040 --> 00:20:17.900
‫یه آهنگ درخواست کردم.

00:20:17.900 --> 00:20:19.270
‫آهنگ؟

00:21:38.650 --> 00:21:40.210
‫بـ ـ ببخشید!

00:21:43.510 --> 00:21:47.320
‫فقط موقع آواز خوندن می‌تونه حرف بزنه.

00:21:48.610 --> 00:21:52.030
‫و فقط موقع آواز خوندن می‌شنوه. این نفرین نومدشه.

00:21:59.370 --> 00:22:02.560
‫از گریه‌کردن بدم میاد. کار ترسوهاست.

00:22:03.000 --> 00:22:05.590
‫نمی‌خوام گریه کنم تا حالم بهتر شه.

00:22:06.150 --> 00:22:11.260
‫آخه، ببینید اون اصلاً یه قطره اشک هم ریخته؟

00:22:12.050 --> 00:22:17.360
‫به‌عنوان یه آوازخوان دیگه، بهش حسادت می‌کنم،
‫عصبانی‌ام و دلم شکسته.

00:22:17.850 --> 00:22:18.860
‫ولی...

00:22:19.630 --> 00:22:25.290
‫فکر اینکه هنوزم می‌تونم گریه کنم، وجودم رو سرشار از شادی می‌کنه.

00:22:25.290 --> 00:22:29.990
‫خب، بل وقتی اینجا برای اولین‌بار
‫صدای آواز خوندنش رو شنید، مثل ابر بهاری گریه کرد.

00:22:30.940 --> 00:22:33.360
‫یعنی تو هم گریه کردی؟

00:22:33.720 --> 00:22:36.540
‫آره خب. هرموقع دلم بگیره گریه می‌کنم.

00:22:38.460 --> 00:22:42.000
‫می‌خوام آدم‌ها بهم نیاز داشته باشن!

00:22:42.000 --> 00:22:46.060
‫کسی به یکی که گریه می‌کنه،‌ نیاز داره؟

00:22:46.420 --> 00:22:51.230
‫اگه همین‌طور ادامه بدی، یادت می‌ره چجوری به کسی نیاز داشته باشی.

00:22:51.630 --> 00:22:53.270
‫حتماً برات دردناکه.

00:22:54.660 --> 00:22:55.680
‫آره...

00:22:55.990 --> 00:23:00.490
‫ولی، مطمئنم دیگه اونجوری نمی‌مونی.

00:23:00.970 --> 00:23:02.150
‫آره.

00:23:02.760 --> 00:23:05.490
‫نه، زیاده‌روی کردم. ببخشید.

00:23:06.240 --> 00:23:07.210
‫آره.

00:23:07.210 --> 00:23:12.160
‫آه، منظورم اینه، منم می‌خوام
‫آدم‌ها بهم نیاز داشته باشن، پس...

00:23:13.120 --> 00:23:14.870
‫می‌فهمی چی می‌گم، نه شری؟

00:23:16.700 --> 00:23:19.150
‫ازت ممنونم، بل.

00:23:19.174 --> 00:23:25.174
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:23:25.198 --> 00:23:30.198
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:30.370 --> 00:23:32.070
‫بیاین مهمون‌ها رو سرگرم کنیم.

00:23:31.260 --> 00:23:33.420
‫لابلک بل منتظرمه.

00:23:33.420 --> 00:23:34.650
‫فرار کن، بل!

00:23:34.170 --> 00:23:36.180
‫این همون شمشیریه که انقدر بهش می‌نازی؟!

00:23:36.180 --> 00:23:39.580
‫قبل از اینکه بتونی به سفر بری، این
‫آخرین وظیفه‌ایه که باید به انجام برسونی!

00:01:38.070 --> 00:01:41.510
بای بای، زمین

00:01:41.510 --> 00:01:43.410
بای بای، زمین

00:00:14.610 --> 00:00:18.620
نوازندگان آب‌وهوا

00:01:11.210 --> 00:01:14.130
طبقه‌ی اشراف

00:05:07.160 --> 00:05:10.740
آوازخوان اصلی

00:10:04.540 --> 00:10:09.120
اگزمینر
کسی که می‌آزماید

00:10:22.930 --> 00:10:27.390
خاکسترهای مقدس

00:10:22.930 --> 00:10:27.390
خاکسترهای آزموده

00:10:49.330 --> 00:10:52.210
نیدهوگ
روح پلید

00:10:55.800 --> 00:10:58.340
تردید

00:11:36.590 --> 00:11:41.010
آزمایش
جادوی آزمایش

00:12:03.610 --> 00:12:07.620
دیلگناوه
کسی که مژده به‌همراه دارد

00:23:24.960 --> 00:23:29.970
حرکت هفتم

00:23:24.960 --> 00:23:29.970
نفرین‌ها، موهبت‌ها و اشکال‌شان <b>آزمون‌گر</b>

00:23:38.270 --> 00:23:39.970
حرکت هشتم

00:23:38.270 --> 00:23:39.970
که پیش‌از گل روح پلید، می‌لرزد<b> توپی</b>