﻿WEBVTT

00:01:07.205 --> 00:01:09.499
بنظرم قابش کجه

00:01:09.541 --> 00:01:12.168
از اون تست‌های رورشاخه؟

00:01:12.210 --> 00:01:13.503
ا..نقاشی روی دیوار رو
عوض کردند.
این نقاشی عوض شده؟

00:01:15.005 --> 00:01:16.131
نه قبلا هم بود
واقعا؟

00:01:16.965 --> 00:01:18.341
آره

00:01:18.383 --> 00:01:25.283
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:25.332 --> 00:01:26.332
تاشیرا و درو

00:01:27.392 --> 00:01:30.145
دیروز می‌دونین؛ بهش
گفتم که

00:01:30.186 --> 00:01:32.522
خوب برای اینکه
یکم هم تنوعی باشه

00:01:32.564 --> 00:01:36.026
گفتم فردا شب
با هم شام بریم بیرون

00:01:36.401 --> 00:01:40.196
و اولین عکس‌العملش این بود که
که چی؟

00:01:41.072 --> 00:01:42.365
آره

00:01:42.407 --> 00:01:47.579
خوب این برای من خیلی حال‌گیری بود
و بهش گفتم اصلا می‌دونی

00:01:47.620 --> 00:01:49.581
حال دعوا کردن هم
ندارم

00:01:49.622 --> 00:01:50.582
همین

00:01:50.623 --> 00:01:52.667
اصلا خودمم از مودش افتادم

00:01:53.626 --> 00:01:56.212
وقتی تو میگی
که چی

00:01:58.339 --> 00:02:00.175
متوجه اثر حرفت میشی؟

00:02:00.216 --> 00:02:02.552
اینکه چطور ازش
برداشت میشه؟

00:02:02.594 --> 00:02:07.599
ممکنه اینطور بنظر برسه
که برام مهم نیست

00:02:09.017 --> 00:02:14.064
توی همون لحظه هم
یک پوزخندی روی لبام بود

00:02:14.814 --> 00:02:17.817
میدونین توی فکرم
این بود که چیز خاصی باید باشه

00:02:17.859 --> 00:02:21.237
ولی نمی‌دونم چرا
اونطوری گفتم

00:02:21.279 --> 00:02:25.408
میدونین انگار که داشتم
لبخندم رو از اینکه

00:02:25.450 --> 00:02:27.660
دوست داره باهم بریم
بیرون مخفی می‌کردم

00:02:27.702 --> 00:02:29.245
خوب چرا لبخندت مخفی کردی؟

00:02:29.287 --> 00:02:30.413
نمی‌دونم
خوب چرا؟-
نمیدونم-

00:02:31.247 --> 00:02:32.248
نمی‌دونم

00:02:32.290 --> 00:02:33.917
نمیدونم

00:02:34.459 --> 00:02:37.670
خوب نه، به نظرم روش تامل کن

00:02:37.921 --> 00:02:40.423
چرا باید لبخندت رو مخفی کنی؟

00:02:40.465 --> 00:02:42.842
تو لبخندت رو
تبدیل به پوزخند می‌کنی

00:02:42.884 --> 00:02:44.844
خودش اینطوری میشه

00:02:44.886 --> 00:02:48.098
ولی میگی در درونت
تو احساس برعکسش رو داری

00:02:48.139 --> 00:02:49.641
در درونت
خوشحالی

00:02:49.682 --> 00:02:53.269
میگی متوجه شدی که درو
داره بهت یک پیشنهاد خاص می‌کنه

00:02:53.311 --> 00:02:54.270
آره

00:02:54.312 --> 00:03:00.276
و تو دقیقا برعکسش
تبدیلش می‌کنی به یه چیز ناخوشایند

00:03:01.444 --> 00:03:04.739
...خوب برای من اینطوریه

00:03:07.242 --> 00:03:11.079
انگار می‌خوام که لبخند بزنم
بعد جلوی خودم رو می‌گیرم

00:03:14.874 --> 00:03:19.921
و من واقعا منظور بدی ندارم
چون می‌دونم که

00:03:20.296 --> 00:03:25.301
برای اون و برای رابطه ما
خیلی مهمه که بتونیم

00:03:27.929 --> 00:03:32.976
بریم بیرون و باهم وقت بگذرونیم
و باهم غذا بخوریم و

00:03:33.226 --> 00:03:36.312
به نظر میاد که
برای تو هم مهمه

00:03:36.354 --> 00:03:37.981
بله هست

00:03:42.694 --> 00:03:46.156
الان چه احساسی داری؟

00:03:46.281 --> 00:03:47.490
راستش...نمیدونم

00:03:47.532 --> 00:03:49.993
راستش

00:03:52.996 --> 00:03:53.496
الان؟
فرسوده‌

00:03:54.372 --> 00:03:58.168
غمگین راجع به؟

00:03:59.544 --> 00:04:03.173
چون دوست ندارم
همچین حسی بهش بدم

00:04:03.548 --> 00:04:08.511
و نمی‌خوام اینطور بنظر برسه
که دوست ندارم خوشحال باشم

00:04:10.722 --> 00:04:13.266
یعنی خودت خودت رو
گیج کردی؟

00:04:13.308 --> 00:04:14.684
آره، یه جورایی

00:04:14.726 --> 00:04:17.270
فکر کنم بشه
اینجوری گفت

00:04:17.312 --> 00:04:19.898
همین الان هم از اینکه
اینطوری اشکم میاد، گیجم

00:04:23.151 --> 00:04:26.112
شاید اشکت برای این میاد
چون داری از چیزی دوری می‌کنی

00:04:26.154 --> 00:04:27.947
که شاید برات خوب باشه؟

00:04:27.989 --> 00:04:29.532
و خودت خوب
نمی‌فهمیش؟

00:04:29.574 --> 00:04:31.201
شاید

00:04:35.038 --> 00:04:37.957
اون درک نمی‌کرد که
چرا پوزخند زده چون

00:04:37.999 --> 00:04:44.964
زیر اون پوزخند یک دختر کوچک
و هیجان‌زده بود که خوشحاله

00:04:45.006 --> 00:04:48.218
و جلسات مختلفی بود که وقتی من اون را
با این مسئله روبرو می‌کردم

00:04:48.259 --> 00:04:50.011
بهم می‌ریخت

00:04:50.053 --> 00:04:52.555
بهم ریختن منظور گریه کردنه؟
یا به صورت دیگری؟

00:04:52.597 --> 00:04:54.182
گریه کردن

00:04:54.224 --> 00:04:55.725
اشک می‌ریخت

00:04:55.767 --> 00:04:58.811
از خودش و از اینکه
می‌دید خودشه که این کار رو می‌کنه

00:04:58.853 --> 00:05:03.149
و اینکه حتی
نمی‌فهمید چرا این کار رو می‌کنه

00:05:03.191 --> 00:05:04.734
اوه

00:05:04.776 --> 00:05:07.320
و مسئله دیگه
در این مورده که افراد ممکنه

00:05:07.362 --> 00:05:11.532
پیشنویس‌هایی داشته باشند
که در مورد روند وقایع بهشون ایده بده

00:05:11.574 --> 00:05:13.326
و اصلا خودشون ایجادش می‌کنند

00:05:13.368 --> 00:05:19.749
خوب برای همین اون درو رو پس می‌زنه
درو ترکش می‌کنه و اینطوری دنیای اون

00:05:19.791 --> 00:05:21.584
براش مفهوم پیدا می‌کنه
چون پیش‌نویسشه

00:05:21.626 --> 00:05:25.421
مثل اینکه خودت پیشگویی کنی
و خودتم باعث رخدادش بشی

00:05:26.047 --> 00:05:31.219
بعضی وقتا احساس می‌کنم
که این رابطه ممکنه تموم بشه

00:05:32.011 --> 00:05:32.553
میدونین
احتمالش هست

00:05:34.013 --> 00:05:35.616
...نمی‌گم که حالا باید-
میدونم چی می‌گی-

00:05:35.640 --> 00:05:39.018
ولی...بچه‌هام همیشه
برام می‌مونن

00:05:39.060 --> 00:05:43.022
واسه همین گاهی برام اینطوره که
نمی‌خوام همه تلاشم رو برای

00:05:43.064 --> 00:05:48.111
رابطه بگذارم و بعد چیزی بشه
و بعدش تو بگذاری و بری

00:05:49.487 --> 00:05:54.284
و بعد پسر بزرگم باید
با نداشتن ناپدری

00:05:54.659 --> 00:05:55.618
سر کنه

00:05:55.660 --> 00:06:00.206
و باید اونطوری
آسیب ببینه

00:06:00.248 --> 00:06:05.295
وقتی داری این حرفا رو
میزنی داری راجع به یک

00:06:05.628 --> 00:06:06.713
ناپدری فکر می‌کنی؟
ناپدری خودت؟-
خوب آره-

00:06:08.006 --> 00:06:09.424
ناپدری خودم
پدرم

00:06:12.051 --> 00:06:18.016
که هر دوی اونها
اتصال و ارتباطشون رو حفظ نکردند

00:06:18.057 --> 00:06:22.603
می‌دونین پدرم در ارتباط بود و
مادرمم بعد جدایی

00:06:22.645 --> 00:06:25.398
مجدد ازدواج کرد ولی
فرمان دست مادرم بود

00:06:25.440 --> 00:06:30.486
ناپدریم‌ هم توی زندگیمون بود
ولی درواقع اصل کار تربیت رو مادرم

00:06:30.862 --> 00:06:32.280
انجام می‌داد

00:06:32.322 --> 00:06:35.325
پدرم از ناپدریم متنفر بود

00:06:35.700 --> 00:06:38.828
می‌دونین بلاهای
بدی سرش آورد

00:06:38.870 --> 00:06:40.288
کی بلاهای بد آورد؟

00:06:40.330 --> 00:06:41.873
پدرم

00:06:41.914 --> 00:06:47.337
می‌دونین وقتی پدرم میومد مارو میگذاشت
اونجا، یه کتکی هم به اون می‌زد

00:06:48.129 --> 00:06:50.089
هر وقت میومد
یه آسیبی به ماشینش می‌زد

00:06:50.131 --> 00:06:51.317
میدونین یه گوشه‌ای
منتظر می‌ایستاد

00:06:51.341 --> 00:06:53.343
واقعا متنفر بوده-
بله-

00:06:53.885 --> 00:06:57.347
خوب..بعدش
ناپدریم هم ما رو ول کرد

00:06:58.806 --> 00:07:03.519
این ترس دائم با من هست
که بچه‌هام یک فردی به عنوان پدر

00:07:04.062 --> 00:07:05.521
مداوم بالای
سرشون نباشه

00:07:05.563 --> 00:07:10.109
و این ترس که من نتونم
یک رابطه رو به این صورت با یک مرد

00:07:11.527 --> 00:07:13.112
نگه دارم

00:07:13.154 --> 00:07:16.657
بعضی وقتا منم دوست دارم
ازدواج کنم و همه اون‌کارهای زوج‌های

00:07:16.699 --> 00:07:20.703
دیگه رو تا برای
پسرم مثالی باشم که

00:07:20.745 --> 00:07:24.499
شدنیه ولی
همیشه کمی اون حس هست

00:07:24.540 --> 00:07:29.337
اون صدایی که به من می‌گه
امکان نداره موفق بشی

00:07:32.131 --> 00:07:39.180
خوب...

00:07:39.430 --> 00:07:42.141
صادقانه بگم
من آمادگی دارم همین الان

00:07:42.183 --> 00:07:46.729
ازش خواستگاری کنم و
ما فردا ازدواج کنیم

00:07:46.771 --> 00:07:49.732
ولی اون کماکان فکر می‌کنه
من روزی خواهم رفت

00:07:52.193 --> 00:07:55.154
اگه من یه جزیره براش بخرم و
بهش بگم که ما باهم اینجا زندگی خواهیم کرد

00:07:55.196 --> 00:07:59.450
بازم فکر می‌کنه که من
سوار قایق می‌شم و می‌زنم به دریا

00:08:22.932 --> 00:08:24.767
دلم برای اینجا تنگ شده بود

00:08:31.566 --> 00:08:33.568
چرا غرش رو به من می‌زنی؟

00:08:33.609 --> 00:08:36.154
سلام-
هردوی شما مسئولش بودین-

00:08:36.195 --> 00:08:38.239
اصلا یه من ربطی نداشت

00:08:38.335 --> 00:08:39.375
مایکل و میخال

00:08:40.616 --> 00:08:41.742
مدتی شده نیومدیم
بله. شده

00:08:43.202 --> 00:08:44.162
ماه‌ها شده نیومدین
بله-
بله-

00:08:45.621 --> 00:08:46.873
آره

00:08:46.914 --> 00:08:49.584
این کوچولو برای من
گذر زمان رو حساب می‌کرده

00:08:49.625 --> 00:08:51.085
چی؟

00:08:51.127 --> 00:08:53.487
گفتم این کوچولو
برای من گذر زمان رو حساب می‌کرده

00:08:53.838 --> 00:08:55.214
بچه دیگه

00:08:55.256 --> 00:08:57.008
معلوم نیست؟

00:08:58.843 --> 00:09:01.512
فکر میکردم
درجا متوجه بشین

00:09:01.554 --> 00:09:03.347
عجب-
آره-

00:09:03.389 --> 00:09:04.724
مبارک باشه-
ممنونم-

00:09:04.765 --> 00:09:06.934
صبرکن ببینم، هفته
چندم هستین؟

00:09:06.976 --> 00:09:07.935
سه ماهه باردارم

00:09:07.977 --> 00:09:09.729
سه ماه-
بله-

00:09:09.770 --> 00:09:12.398
راستش تصمیمی بود
که توی یک روز گرفتم

00:09:12.440 --> 00:09:15.193
داشتم بسته بعدی
قرص ضدبارداری رو باز می‌کردم

00:09:15.234 --> 00:09:18.738
و تصمیم گرفتم استفاده نکنم و
هفته بعدی حامله شدم

00:09:18.779 --> 00:09:21.741
فکر می‌کنم انقدر راجع بهش
عصبانی بودم که

00:09:21.782 --> 00:09:23.576
و وسط تندی‌ها و
فرسودگی‌هام

00:09:23.618 --> 00:09:25.995
گفتم نه! دیگه
از این قرصا نمی‌خورم

00:09:26.287 --> 00:09:30.833
و بعد که بهش گفتم و
اینطوری شد

00:09:30.875 --> 00:09:37.215
حس تو راجع به این حاملگی
و اضافه شدن یک بچه دیگه چیه؟

00:09:37.256 --> 00:09:40.009
خوب من در کل
خوشحالم

00:09:40.051 --> 00:09:44.847
من زمانی رو یادمه که ما از بچه‌ای
که همسرت می‌خواست حرف می‌زدیم

00:09:44.889 --> 00:09:49.685
من احساس کردم تو خیلی
از این موضوع مطمئن نیستی

00:09:49.894 --> 00:09:52.021
نه من هماهنگ بودم-
هماهنگ یا؟-

00:09:52.063 --> 00:09:54.690
نه، اون همیشه بچه می‌خواست

00:09:54.732 --> 00:09:58.236
یا این احساس که تو داشتی که
اون انگار به اندازه کافی

00:09:58.277 --> 00:10:01.656
کاری رو که تو نیاز داری
برای یک بچه دیگه انجام نمیده

00:10:01.697 --> 00:10:04.867
می‌دونین. آره، حس من
تغییری نکرده

00:10:04.909 --> 00:10:09.497
ولی احساس می‌کنم بعد یکی از
جلسات ما اینجا

00:10:09.539 --> 00:10:11.040
یک تغییر اساسی رخ داد

00:10:11.082 --> 00:10:14.544
اون خودش داره به من در امور
خونه کمک می‌کنه

00:10:14.585 --> 00:10:15.711
حیلی هم تصادفی و یهویی

00:10:15.753 --> 00:10:17.505
یعنی بی‌حرف
بلند میشه و انجامشون میده

00:10:17.547 --> 00:10:18.881
حواسش بیشتر از قبل
به بچه‌ها هست

00:10:18.923 --> 00:10:22.510
و کلا این چیزایی که من همیشه
ازشون شکایت داشتم

00:10:22.552 --> 00:10:26.722
اونم برای اون همه مدت رو
داره بدون اینکه من تلاش

00:10:26.764 --> 00:10:30.309
خاصی انجام بدم و
چیزی بگم انجام میده

00:10:30.351 --> 00:10:32.687
که خیلی خوبه-
خوب اینجا دست نگه‌داریم-

00:10:32.728 --> 00:10:34.689
تو خودت هم چینین
چیزی رو در خودت دیدی؟

00:10:34.730 --> 00:10:37.066
به نظرت واقعیت داره؟

00:10:37.108 --> 00:10:40.778
بنظرم...یه جورایی

00:10:41.028 --> 00:10:43.906
من بیشتر اثرات رو می‌بینم تا

00:10:43.948 --> 00:10:48.035
این که تغییر خاص
رخ داده باشه

00:10:48.286 --> 00:10:52.623
یعنی تو خارج از خودت رو نگاه می‌کنی
و اثرات رفتارت رو میبین

00:10:52.665 --> 00:10:54.059
ولی نمی‌دونی که
ریشه درونی اونا کجان؟

00:10:54.083 --> 00:10:58.629
آره من هیچ پروسه‌ای رو در
درونم متفاوت احساس نمی‌کنم

00:10:59.630 --> 00:11:01.507
...یا حداقل-
این جالبه-

00:11:01.549 --> 00:11:03.902
آره. بنظرم رویکرد من
در مورد مسائل

00:11:03.926 --> 00:11:05.428
تغییر خاصی نکرده

00:11:05.469 --> 00:11:07.888
من بنظرم نمیاد که من ارتباطم با
مسائل اطرافم از حالت معمولم

00:11:07.930 --> 00:11:09.724
تغییری کرده باشه

00:11:09.765 --> 00:11:12.310
که یعنی منظورم
اینه که

00:11:12.351 --> 00:11:17.398
این‌طور به نظر می‌رسه که تو
از مالکیت کاری که می‌کنی داری

00:11:19.233 --> 00:11:20.735
شونه خالی می‌کنی

00:11:20.776 --> 00:11:23.946
راستش خیلی برای من مهم نیست
که دقیقا دارم چیکار می‌کنم

00:11:23.988 --> 00:11:26.782
خوب بیا تلاش کنیم
و بهش اهمیت بدیم

00:11:26.824 --> 00:11:29.577
می‌تونم یه چیزی بگم؟

00:11:29.619 --> 00:11:32.580
یه چیزی که من متوجه شدم اینه
که ما الان تعدادی جلسه اینجا

00:11:32.622 --> 00:11:35.124
اومدیم و من فکر می‌کنم
این یکم برای اون منصفانه

00:11:35.166 --> 00:11:39.587
نبوده باشه چون ما خیلی
می‌دونین راجع به من و

00:11:39.629 --> 00:11:41.964
چیزایی که من توی
رابطه دوست نداشتم حرف زدیم

00:11:42.006 --> 00:11:46.427
و از مشکلاتی که من
با شخصیتش داشتم حرف زدیم

00:11:46.469 --> 00:11:49.430
که تصویری که از اون
به وجود اومده چیز دقیقی نیست

00:11:49.472 --> 00:11:53.184
که همه چیز گردن اونه و
اون یک هیولای ترسناکه

00:11:53.225 --> 00:11:56.437
و من اون فرشته کوچولوی

00:11:56.479 --> 00:11:59.190
ناز و گوگولی هستم
که واقعا واقعیت نداره

00:11:59.231 --> 00:12:01.567
چون واقعا تعامل
با من کار سختیه

00:12:03.819 --> 00:12:04.695
یا خدا
من آدم آسونی نیستم

00:12:05.404 --> 00:12:06.822
واو

00:12:06.864 --> 00:12:08.383
و من می‌خواستم بدونم که
آیا شما نظری دارید

00:12:08.407 --> 00:12:11.827
که من بتونم با استفاده از اونا
رفتارم رو تغییر بدم

00:12:11.869 --> 00:12:14.789
و با این تغییر اثر بهتری
روی رابطه‌مون بگذارم

00:12:14.830 --> 00:12:16.791
که این بار تغییر همش
روی دوش اون نباشه

00:12:16.832 --> 00:12:17.917
خوب
تو ازش می‌خوای که
همسری کردنت رو نقد کنه؟

00:12:19.251 --> 00:12:24.006
صبر کنین. اول همه-
عجب خلاصه‌ای!-

00:12:24.048 --> 00:12:27.009
ولی من می‌خوام ازت بپرسم که-

00:12:27.051 --> 00:12:32.056
راستش من کاملا بهت زده‌ام که
تو فکر می‌کنی من بهت چیزایی که

00:12:33.516 --> 00:12:35.017
الان خواستی رو نمی‌گفتم؟

00:12:35.059 --> 00:12:38.437
چرا، ولی احساس می‌کنم
بیشتر چیزایی که بهم گفتین

00:12:38.479 --> 00:12:40.856
این بوده که بکشم عقب
و استراحت بکنم

00:12:40.898 --> 00:12:42.441
- خوب. نمیدونم-
خوب-

00:12:42.483 --> 00:12:43.960
شاید کارای دیگری هست که
دارم می‌کنم

00:12:43.984 --> 00:12:49.031
فکر کنم چیزی که هست...
اگه بخوام چیزی که خواستی رو ترجمه کنم

00:12:49.073 --> 00:12:53.703
...به اینکه...چون نوع حرفایی که بهت زدم-
آره مرسی-

00:12:53.744 --> 00:12:57.707
خوب تو با بیان تند و برنده‌ای
حرف می‌زنی درسته؟

00:12:57.748 --> 00:13:00.501
تو وقتی حرف می‌زنی انگار
که بی‌پرده حرفت رو می‌زنی

00:13:00.543 --> 00:13:02.795
مستقیم میری
سراغ اصل موضوع

00:13:02.837 --> 00:13:04.338
بله

00:13:04.380 --> 00:13:07.842
و من خیلی وقت ها به این روش
با تو حرف نزدم

00:13:07.883 --> 00:13:11.262
من نوعی با تو صحبت کردم که
به وسیله اون به نوعی بتونم

00:13:11.303 --> 00:13:16.350
این حس را بهت برسونم که
بری و دوساعت در روز استراحت کنی

00:13:18.477 --> 00:13:23.524
بجای اینکه بهت بگم
اضطراب داره تورو فرسوده می‌کنه

00:13:25.109 --> 00:13:30.114
و داری فضای شوهرت رو برای اینکه
خودش باشه ازش می‌گیری

00:13:30.906 --> 00:13:35.745
و بعدش شاکی هستی که
چرا خودش رو به تو نشون نمی‌ده

00:13:36.746 --> 00:13:38.080
اگه مشکل اینه

00:13:38.122 --> 00:13:41.083
و این کاریه که باید بکنم
یعنی کاری بهش نداشته باشم

00:13:41.125 --> 00:13:44.754
ببین، کاری بهش نداشتن یعنی

00:13:47.131 --> 00:13:51.427
ارتباط دادن اضطراب‌هات
به خودت

00:13:52.178 --> 00:13:57.349
اول همه باید به عنوان اضطراب خودت
باهاشون برخورد کنی تا قصور شوهرت

00:13:57.725 --> 00:14:01.687
بعد همه اینا تورو خشمگین
می‌کنه و بعدش

00:14:01.729 --> 00:14:08.319
شروع به رفتارهای انتقام‌جویانه و دیگرآزارانه می‌کنی
و این می‌تونه راه شما نباشه

00:14:10.112 --> 00:14:13.908
این حرفا برات
منطقی هستن؟

00:14:13.949 --> 00:14:18.704
اون یه جورایی داره
راجع به خودش کنجکاو می‌شه

00:14:18.746 --> 00:14:21.957
اون داره پرخاش‌ها خودش رو
زیر سوال می‌بره

00:14:21.999 --> 00:14:23.626
خیلی جالبه

00:14:23.959 --> 00:14:25.878
و همینطور اضطرابش رو

00:14:25.920 --> 00:14:27.713
که بنظرم الان داره
روند خوبی رو طی می‌کنه

00:14:27.755 --> 00:14:32.802
ولی بعدش انگار که
به یک سقف و محدودیت می‌خوریم

00:14:33.552 --> 00:14:37.973
تو و اون هنوز اون خود-کاوی لازم رو
انجام ندادید که

00:14:38.015 --> 00:14:41.560
اون موفق به متوقف کردن این
روند‌ها بشه

00:14:41.602 --> 00:14:45.606
این کمک که بفهمه ریشه موضوع کجاست
و این کمک که بتونه روش

00:14:45.648 --> 00:14:47.149
متفاوتی رو پیش بگیره

00:14:47.191 --> 00:14:49.944
کاملا حق با شماست و
الان که این رو گفتید

00:14:49.985 --> 00:14:52.571
من فهمیدم که چرا این کار رو نمی‌کنم-
خوب-

00:14:52.613 --> 00:14:56.992
چون اون یک حالت نچسبنده‌ای با
خودش داره که به من اجازه ورود نمی‌ده

00:14:57.034 --> 00:15:00.830
ولی شاید تا الان
بعد از این همه جلسه

00:15:00.871 --> 00:15:02.915
شاید باید برای این موضوع
یکم پافشاری کنی

00:15:02.957 --> 00:15:04.792
درسته

00:15:08.754 --> 00:15:11.549
خوب راجع به
ماتیو و جیانی حرف بزنیم

00:15:11.590 --> 00:15:16.637
جیانی معمولا می‌تونه اونی باشه
که بیشتر احساسات ناخوشایند و

00:15:16.887 --> 00:15:19.139
گاهی سرزنشش رو بروز میده

00:15:19.181 --> 00:15:24.979
و ماتیو هم مداوما دچار این
حس می‌شه که داره شریکش رو ناامید می‌کنه

00:15:25.020 --> 00:15:28.566
چون اضطراب و بیزاری ماتیو
می‌تونه برای ماتیو یک قید باشه

00:15:28.607 --> 00:15:33.654
و برای همین ماتیو در هر لحظه رو
در تروما و شرمندگی زندگی می‌کنه

00:15:38.033 --> 00:15:39.869
سلام-
سلام اورنا-

00:15:41.829 --> 00:15:43.455
حال شما چطوره؟-
سلام، مرسی-

00:15:43.497 --> 00:15:45.457
ماتیو و جیانی
سلام حال شما؟-

00:15:46.667 --> 00:15:49.712
کی دچار حمله‌های وحشت شدی؟

00:15:50.087 --> 00:15:51.547
کی بود؟

00:15:51.589 --> 00:15:54.383
خوب فکر کنم اولین بار که
فهمیدم زمانی بود که پارسال

00:15:54.425 --> 00:15:58.053
زمانی که من مشروب می‌خوردم
رفتی بیمارستان

00:15:58.095 --> 00:16:01.140
فکر کنم بیشتر این کار رو کردم
که توجه اون رو جلب کنم

00:16:02.141 --> 00:16:03.201
اونجا می‌گفتم
لطفا به ماتیو زنگ بزنین

00:16:03.225 --> 00:16:04.977
بهش زنگ بزنین

00:16:05.019 --> 00:16:10.107
بعد اونا من رو بردند به
اورژانس و بعد اون اومد

00:16:10.149 --> 00:16:13.193
...ولی تصور من اینه که تو تلاش می‌کردی-
...آره تلاش می‌کردم که-

00:16:13.235 --> 00:16:17.197
اون رو از گردابی که داخلش
بود خارج کنی

00:16:17.239 --> 00:16:18.616
آره، بله

00:16:18.657 --> 00:16:21.201
تو یادته چه حسی داشتی؟

00:16:21.243 --> 00:16:23.245
خیلی احساس ناراحتی داشتم

00:16:23.287 --> 00:16:24.830
ازش بگو

00:16:24.872 --> 00:16:28.417
اینکه من اونجا کنارش بودم
ولی از نگاه دیگرانی که بودند

00:16:28.459 --> 00:16:33.047
من درواقع اونجا
کمکی محسوب نمی‌شدم

00:16:33.088 --> 00:16:34.340
ولی دقیقا منظورت چیه؟

00:16:34.381 --> 00:16:37.843
انگار اینطوری بود که
همه اونجا می‌دونستند

00:16:37.885 --> 00:16:42.932
اون شرایط بدش تقصیر منه و
اصلا بنظرشون من اونجا چه می‌کردم؟

00:16:43.891 --> 00:16:45.434
تو حتی لیاقت نداشتی
که اونجا پیشش باشی؟

00:16:45.476 --> 00:16:47.102
درسته

00:16:47.144 --> 00:16:49.104
این حسی بود که داشتم

00:16:50.314 --> 00:16:52.691
درست بود؟

00:16:52.733 --> 00:16:55.986
خوب ببین
تو مست و پاتیل اومدی

00:16:58.155 --> 00:16:59.782
آره

00:17:01.659 --> 00:17:03.619
خوب نمی‌تونستم کلا نیام

00:17:03.661 --> 00:17:05.245
آره

00:17:05.287 --> 00:17:09.083
خوب این چه اثری روی
تو گذاشت؟

00:17:09.500 --> 00:17:13.671
خوب این همون زمانی بود که
من دیگه چیزی رو به دوستام نگفتم

00:17:13.712 --> 00:17:17.883
خوب من شاید کمی
خجالت‌زده شده بودم

00:17:18.133 --> 00:17:20.010
تو دوست نداشتی راجع بهت
قضاوت کنند

00:17:20.052 --> 00:17:21.887
یه جورایی

00:17:24.139 --> 00:17:25.599
آره

00:17:25.808 --> 00:17:28.686
خوب..الان که راجع بهش حرف میشه

00:17:28.727 --> 00:17:31.689
حالتون چطوره و چه فکری می‌کنید؟

00:17:31.730 --> 00:17:33.899
این که یادت میاد؟

00:17:33.941 --> 00:17:36.110
خوب من غمگینم
...راستش دوست ندارم

00:17:36.151 --> 00:17:38.946
کلا دوباره فکر کردنش
برام خیلی سخته

00:17:39.989 --> 00:17:40.906
شرمندگی زیادیه

00:17:40.948 --> 00:17:42.783
پشیمانی فراوانه

00:17:42.908 --> 00:17:45.369
واقعا برام وضعیت
قابل مدیریت نبود

00:17:45.619 --> 00:17:49.123
من از پس مدیریت خودمم بر نمی‌آمدم
...پس واضحه که

00:17:49.164 --> 00:17:52.001
...مدیریت یک رابطه هم

00:17:53.168 --> 00:17:54.753
حتی نمی‌تونستم برم سر کار

00:17:54.795 --> 00:17:59.341
من حتی نمی‌تونستم از تخت بیام بیرون مگه اینکه

00:17:59.800 --> 00:18:01.510
برم برای خرید الکل

00:18:02.720 --> 00:18:07.474
ماتیو من متوجه شدم که تو
به میزان زیادی

00:18:07.516 --> 00:18:11.353
که خیلی هم قابل فهمه
از شرمندگی حرف می‌زنی

00:18:11.854 --> 00:18:17.109
ولی خوب تاحالا شده
برای خودت ترحم هم داشته باشی؟

00:18:17.151 --> 00:18:19.945
خوب نه
خیلی نسبت به خودم ترحم ندارم

00:18:20.070 --> 00:18:23.073
اینطور بنظر میرسه که تو
رویکری نسبت بهش داری که

00:18:23.115 --> 00:18:28.162
که قضاوت زیادی راجع به خودت می‌کنی
و شرمندگی زیادی رو تحمل می‌کنی

00:18:29.163 --> 00:18:30.831
درسته

00:18:31.790 --> 00:18:34.043
خشنه

00:18:35.169 --> 00:18:37.004
بله

00:18:37.254 --> 00:18:43.052
خودت فکر می‌کنی چرا
برای تو اینطوری می‌شد؟

00:18:45.012 --> 00:18:48.766
من فقط تلاش می‌کنم که
راجع به نوشیدن هیچ فکری نکنم

00:18:51.602 --> 00:18:53.145
درسته

00:18:53.187 --> 00:18:54.646
این رو درک می‌کنم

00:18:54.688 --> 00:18:58.150
به نوعی از یک طرف من کاملا
به این فاصله‌ای که تو از این

00:18:58.192 --> 00:19:02.488
موضوع نیاز داری بگیری
احترام میگذارم

00:19:02.529 --> 00:19:05.574
ولی در عین حال من احساس میکنم
نوعی حالت اورژانسی

00:19:06.784 --> 00:19:10.579
درونت هست

00:19:11.622 --> 00:19:18.337
خصوصا وقتی که این میزان
از سرزنش خود رو ازت می‌شنوم

00:19:18.378 --> 00:19:21.965
که به نظرم میاد نیازه که
تو بفهمی اون موقع چی شده

00:19:22.007 --> 00:19:27.054
تا بفهمی دقیقا چرا تو
خودت را تا لب مرگ

00:19:29.598 --> 00:19:31.433
رسوندی

00:19:33.811 --> 00:19:36.230
راستش هرچی فکر می‌کنم
نمی‌دونم

00:19:36.271 --> 00:19:37.773
یک جنگ بزرگه

00:19:37.815 --> 00:19:39.691
من

00:19:41.276 --> 00:19:45.405
من هنوز خودم رو سرزنش می‌کنم
چون تصمیمی بود که خودم گرفتم

00:19:45.447 --> 00:19:47.241
که الکل بنوشم

00:19:52.246 --> 00:19:54.665
تو به چی فکر می‌کنی؟

00:19:55.707 --> 00:19:58.043
می‌دونم که اعلام کردن
ترجیح جنسیش براش آسون نبوده

00:19:59.878 --> 00:20:01.630
بیشتر بگو

00:20:01.672 --> 00:20:04.258
...خوب همجنس‌گرا بودن من
من کلا خودم چیزی نگفتم

00:20:04.299 --> 00:20:06.844
بخاطرش
پدر و مادرم کاملا ترکم کردند

00:20:06.885 --> 00:20:08.262
اونا یک نامه پیدا کردند
یک نامه؟

00:20:09.596 --> 00:20:14.309
نامه به شخص دیگری بود
که اونم یک مرد همجنسگرا بود

00:20:14.351 --> 00:20:19.648
که من بهش اعتماد داشتم و
اون حس‌ها و فکر‌ها رو باهاش درمیون می‌گذاشتم

00:20:19.690 --> 00:20:21.483
چند سالت بود؟

00:20:21.525 --> 00:20:23.944
سیزده یا چهارده

00:20:23.986 --> 00:20:27.114
می‌دونین. اون سن و سال

00:20:27.156 --> 00:20:33.579
و بعدش انگار که
یک بمب بزرگ در خانواده بترکه

00:20:34.079 --> 00:20:40.669
پدرم من رو از مدرسه کشید بیرون
و به زور آورد خونه

00:20:40.711 --> 00:20:42.754
مادرمم اونجا بود

00:20:43.005 --> 00:20:47.968
همه دور میز شام نشستیم و
اونا فریاد می زدند و مادرم گریه می‌کرد

00:20:48.010 --> 00:20:49.720
و پدرمم کتکم میزد

00:20:49.761 --> 00:20:53.348
و موضوع برام
اینطوری بود

00:20:53.390 --> 00:20:56.185
من اجازه نداشتم هیچ‌کدوم از
بچه‌های فامیل رو ببینم

00:20:56.226 --> 00:20:58.729
چون می‌ترسیدن من
از بچه‌ها سواستفاده کنم

00:20:58.770 --> 00:21:00.189
چی؟

00:21:00.230 --> 00:21:01.940
هیچ دوستیم رو نمی‌تونستم ببینم

00:21:01.982 --> 00:21:03.317
بیرون نمی‌تونستم برم

00:21:03.358 --> 00:21:06.153
همه چیز رو
از من گرفتند

00:21:06.195 --> 00:21:10.282
رفتیم مشاوره که از نوع
تغییر ترجیح جنسی از طریق مشاوره مذهبی بود

00:21:10.324 --> 00:21:13.702
به من می‌گفتند که
اگه ترجیحم رو عوض نکنم میرم به جهنم

00:21:13.744 --> 00:21:16.330
و باید رفتار و احساسم رو تغییر بدم

00:21:16.371 --> 00:21:20.542
ما هر هفته می‌رفتیم به مشاوره
و من یادم میاد که بعدش

00:21:20.584 --> 00:21:25.797
می‌رفتم حیاط پشتی خونه
و یادمه که

00:21:25.839 --> 00:21:29.384
بالا می‌آوردم و کاملا
حس نداشتن کنترل رو

00:21:29.426 --> 00:21:32.721
روی هیجانات و
احساساتم بخاطر دارم

00:21:32.763 --> 00:21:36.350
یادمه که هر روز با پدرم
می‌رفتم سر کارش

00:21:36.391 --> 00:21:38.977
...از ساعت پنج یا شش صبح-
چی؟-

00:21:39.019 --> 00:21:44.066
و من رو وادار به کار فیزیکی
می‌کردن تا ازم یک مرد دربیاد

00:21:45.442 --> 00:21:50.239
تمام دوران نوجوانی من
از من گرفته شد

00:21:51.448 --> 00:21:56.245
تا مثلا جلو این گرفته بشه که
من دنبال اون تفکرات و

00:21:57.829 --> 00:22:03.585
...ایده‌ها برم ولی خوب-
خدای من-

00:22:03.627 --> 00:22:07.047
من خیلی... این خیلی وحشتناکه

00:22:09.424 --> 00:22:14.221
من طی این دوران یک بار
اقدام به خودکشی کردم

00:22:16.807 --> 00:22:18.976
ام...-
خوب-

00:22:19.017 --> 00:22:21.019
می‌شه تصور کرد که چرا

00:22:21.061 --> 00:22:22.437
آره

00:22:22.479 --> 00:22:26.191
نوشیدن الکل به
اون اندازه‌ای که می‌نوشیدم

00:22:26.233 --> 00:22:31.113
برای کشتن عمدی خودم نبود-
من مطمئن نیستم-

00:22:32.114 --> 00:22:33.448
نمی‌دونم

00:22:33.490 --> 00:22:39.121
انگار که تو اون پیام اولیه که
گرفته بودی رو دوباره زندگی می‌کردی

00:22:43.292 --> 00:22:46.295
من خوشم نمیاد که
راجع بهش فکر کنم

00:22:47.504 --> 00:22:49.506
من خیلی متاسفم

00:22:54.303 --> 00:22:56.054
خوب تا اونجایی که
برای پدرم مهم بود

00:22:56.096 --> 00:22:58.890
برای اون
من دیگه از دست رفتم

00:22:58.932 --> 00:23:02.811
برای اون من
یک آدم بی‌ارزش هستم

00:23:02.853 --> 00:23:07.649
اون هیچ‌وقت از من غذرخواهی نمی‌کنه
و اگه بکنه و هیچ‌وقت ازش نخواهم پذیرفت

00:23:08.650 --> 00:23:10.652
واقعا برام مهم نیست

00:23:11.486 --> 00:23:12.404
یعنی فکر کنم که
برام مهم نیست

00:23:12.446 --> 00:23:13.905
نه
برام مهم نیست

00:23:13.947 --> 00:23:16.825
خوب وقتی که صحبت پدر آدمه
این که برات مهم نباشه خیلی سخته

00:23:16.867 --> 00:23:19.411
این تورو در یک موقعیت
سخت و غیرممکن قرار میده

00:23:19.453 --> 00:23:21.264
خوب آره می‌دونم که
حرف قشنگی نیست برای گفتن

00:23:21.288 --> 00:23:23.832
اینکه برام مهم نیست-
نه اصلا، منظور این نیست که قشنگ نیست-

00:23:23.874 --> 00:23:28.503
چون قشنگ معلومه که این فرد
دچار مشکلات و اختلالاتی بوده

00:23:29.171 --> 00:23:32.841
خوب مادرم الان
خیلی فرق کرده

00:23:32.883 --> 00:23:35.302
ما یک رابطه
خیلی خوب داریم

00:23:36.553 --> 00:23:39.139
آره من
با هیچ‌کدوم این‌ها روبرو نشدم

00:23:39.181 --> 00:23:45.354
ولی انقدر ازشون برام
گذشته که

00:23:46.521 --> 00:23:50.567
برام اینطوری شده که
همینی که هست

00:23:51.735 --> 00:23:54.196
درسته

00:23:56.156 --> 00:23:59.951
ولی فکر کنم
وقتی در یک رابطه که برات مهم هستی

00:23:59.993 --> 00:24:04.956
همه این چیزا دوباره
به سطح میان

00:24:06.666 --> 00:24:08.502
کاملا درسته

00:24:16.718 --> 00:24:23.100
خوب...امروز دیگه وقتی نداریم ولی
روی این موضوع باید کار کنیم

00:24:23.141 --> 00:24:24.893
اوه اورنا

00:24:24.935 --> 00:24:28.105
این خیلیه

00:24:28.146 --> 00:24:29.898
امیدوارم از پس ما
بر بیای

00:24:29.940 --> 00:24:35.529
اره قیافه شما اینطوری بود که
بابا اینا دیگه خیلی اوضاعشون خرابه

00:24:35.570 --> 00:24:36.570
خیلی سریع دوباره بیایید

00:24:40.158 --> 00:24:41.410
باشه

00:24:51.461 --> 00:24:53.422
خیلی ممنونم

00:24:54.589 --> 00:24:56.425
شب بخیر

00:25:02.613 --> 00:25:07.613
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.