﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:21.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:21.952 --> 00:00:22.744
باریکلا

00:00:22.745 --> 00:00:25.747
اینجا خونه پدر و مادرشه
واسه همین اونام با ما زندگی می‌کنند

00:00:25.789 --> 00:00:29.084
ما تصمیم گرفتیم اینجارو
بخریم و اینجا زندگی کنیم

00:00:29.125 --> 00:00:31.419
برای ما ایده خوبی بود چون
هردوی ما به صورت تمام وقت

00:00:31.461 --> 00:00:34.798
شاغل بودیم و هیچ‌کدوم
معمولا خونه نبودیم

00:00:35.090 --> 00:00:37.926
الان همه با هم
چطور کنار میاین؟

00:00:37.968 --> 00:00:41.763
این موقعیت من رو خیلی ناراحت می‌کنه چون
من فکر می‌کنم که ما باید

00:00:41.805 --> 00:00:43.765
محل زندگی خودمون رو داشته باشیم
و از اینجا جابجا بشیم

00:00:43.807 --> 00:00:46.434
من احساس می‌کنم قسمتی از
این ماجرا اشتباه بوده

00:00:46.476 --> 00:00:48.103
منظورت زندگی کردن با اوناس؟

00:00:48.144 --> 00:00:52.107
آره. اونان که با
ما زندگی می‌کنن

00:00:52.148 --> 00:00:54.442
با این موافق هستی که
این مشکل و درگیری بین شما دوتا

00:00:54.484 --> 00:00:57.278
زندگی با اون‌ها رو
براتون سخت‌تر کرده؟

00:00:57.320 --> 00:00:58.947
فکر کنم

00:00:58.989 --> 00:01:02.117
چون وقتی شما در فاصله
نزدیکی نسبت به پدرومادرت باشی

00:01:02.158 --> 00:01:07.163
خیلی سخته که افراد
به دینامیک‌های کودکی کشیده نشن

00:01:24.180 --> 00:01:29.144
چرا اون اینطوری توی این حال فرو میره
همون حالت لول

00:01:29.185 --> 00:01:31.354
اون حالت منفعل

00:01:31.771 --> 00:01:36.359
برای من همیشه علامت
نوعی درهم شکستنه

00:01:36.568 --> 00:01:37.277
چیزی شکسته

00:01:37.278 --> 00:01:40.822
نوعی قطع ارتباط
با دنیای بیرون

00:01:40.864 --> 00:01:45.326
و وقتی کسی مثل مایکل
پیاپی میگه که مدتهاست

00:01:45.368 --> 00:01:48.496
که کیف و لذتی از فعالیت‌های
معمول و ساده‌اش نمی‌بره

00:01:48.538 --> 00:01:50.832
که همونا بهش احساس
مهارت و اعتمادبه‌نفس می‌ده

00:01:50.874 --> 00:01:53.168
من باید ریشه این
مسئله رو پیدا کنم

00:01:53.209 --> 00:01:57.839
انگار که یک مکانیزم دفاعی
عمیقه که

00:01:57.881 --> 00:02:00.884
بله-
که باید بازگشایی بشه-

00:02:01.301 --> 00:02:03.678
من نمی‌دونم آدما چطوری
اینارو حل می‌کنند

00:02:03.720 --> 00:02:05.680
خیلی سختن

00:02:05.722 --> 00:02:09.225
آره-
خیلی خیلی سختن-

00:02:10.886 --> 00:02:11.926
مایکل و میخال

00:02:14.064 --> 00:02:15.690
حالمون چطوره؟

00:02:15.732 --> 00:02:17.525
ببین این دفعه اصلا
تو شروع کن به حرف زدن

00:02:17.567 --> 00:02:21.613
من احساس می‌کنم که خیلی شده که
فقط من حرف زدم، نوبت خودته

00:02:21.654 --> 00:02:23.865
خوب. من فکر کنم که
حال ما خوبه

00:02:23.907 --> 00:02:26.201
در واقع بهتریم

00:02:26.242 --> 00:02:28.870
یکی از چیزایی که من
متوجه شدم که دیگه انجام نمی‌دم

00:02:28.912 --> 00:02:32.874
اولین چیز برام اینه که
اجازه ندادم کینه‌ای بشم

00:02:32.916 --> 00:02:34.542
...من برام مهم بود که
راستی

00:02:34.584 --> 00:02:36.224
من فهمیدم که این
واقعا مسخره‌است

00:02:36.252 --> 00:02:38.379
من دوباره دارم فقط
خودم حرف می‌زنم

00:02:38.421 --> 00:02:39.798
میشه فقط من
یک چیزی بپرسم؟

00:02:39.839 --> 00:02:44.385
چی می‌شد اگه تو
بعد از شروع جمله‌ات که گفتی ما

00:02:44.427 --> 00:02:48.098
خوبیم، میخال
شروع به صحب نمی‌کرد؟

00:02:48.389 --> 00:02:51.434
منظورتون چیه؟-
اگه هر سه ساکت می‌شدیم، چی میشد؟-

00:02:52.268 --> 00:02:53.228
چه حسی بهت دست می‌داد؟

00:02:53.269 --> 00:02:54.896
نمی‌دونم

00:02:54.938 --> 00:02:57.065
من چیز دیگه‌ای نداشتم
که به اون جمله‌ام اضافه کنم

00:02:57.107 --> 00:02:59.776
من دوست داشتم بدونم
بقیه چی می‌خواستن بگن

00:02:59.818 --> 00:03:01.402
چرا؟

00:03:01.444 --> 00:03:07.784
خوب من بیشتر یک آدم
عکس‌العمل‌گرا هستم تا اینکه

00:03:07.992 --> 00:03:11.121
خودم کسی باشم که شروع می‌کنه

00:03:13.456 --> 00:03:16.918
من خیلی حرفا دارم که بزنم
که تلاش می‌کنم و نمی‌زنم

00:03:16.960 --> 00:03:18.628
خوبه

00:03:19.796 --> 00:03:20.922
خوبه-
دارم می‌ترکم-
الانه بترکم

00:03:21.798 --> 00:03:23.758
سیل کلماته

00:03:23.800 --> 00:03:29.931
خوب وقتی که میخال اینطوری
سیل کلماتش رو میاره وسط

00:03:29.973 --> 00:03:32.433
برای تو چه حالی ایجاد می‌شه؟

00:03:32.475 --> 00:03:34.602
فکر کنم بیشتر وقتا
روش حساب می‌کنم که رخ بده

00:03:34.644 --> 00:03:36.604
درسته-
مثلا وقتی روبروی آدمای دیگه هستیم-

00:03:36.646 --> 00:03:39.482
منظورم اینه که اگه کاری نکنم
اون پیش‌قدم می‌شه و جلودار میشه

00:03:39.524 --> 00:03:41.609
و این به نوعی
اصل مشکل ما هم هست

00:03:41.651 --> 00:03:44.112
من به نوعی عقب‌نشینی می‌کنم
چون اون میاد و مسلط می‌شه

00:03:44.154 --> 00:03:46.781
و می‌خواد که فلان کار
دقیقا اونطوری انجام بشه که اون می‌گه

00:03:46.823 --> 00:03:49.450
فکر کنم به این بستگی داره
که تو فکر می‌کنه شروع کار کجاست

00:03:49.492 --> 00:03:51.953
تو میگی شروع
با سلطه‌جویی همسرته

00:03:51.995 --> 00:03:55.790
ولی بیا فکر کنیم که شروع
با این باشه که تو فقط میگی: خوبه

00:03:55.832 --> 00:03:57.125
درسته

00:03:57.167 --> 00:04:02.797
درون من انگار که
از یک جور عقب‌نشینی میاد

00:04:02.839 --> 00:04:05.300
انگار که خودم رو به
دنیای بیرونم نشون نمی‌دم

00:04:05.341 --> 00:04:07.302
کی و چرا پیش میاد که
اینطوری به اونجا فرو بری؟

00:04:07.343 --> 00:04:10.972
اون محرک چیه که تورو
به اون حالت لول می‌بره؟

00:04:11.014 --> 00:04:15.310
من فکر کنم بیشترش
بر می‌گرده به زمان مدرسه‌ام

00:04:15.351 --> 00:04:16.477
توی مدرسه چه کسی بودی؟

00:04:16.519 --> 00:04:18.313
مدرسه برات چطور جایی بود؟

00:04:18.354 --> 00:04:21.316
وقتی دبستان بودم فکر کنم برام
تشخیص اختلال کمبود توجه گذاشتند

00:04:21.357 --> 00:04:23.318
و برای این موضوع
داروهای زیادی مصرف می‌کردم

00:04:23.359 --> 00:04:26.154
خیلی به من می‌گفتن که
حرفایی می‌زنم که نباید بزنم

00:04:26.196 --> 00:04:31.201
بعدش من در دبیرستان
معروف بودم به این که

00:04:32.202 --> 00:04:33.828
سر نمراتم چونه می‌زنم

00:04:36.039 --> 00:04:37.165
دقیقا خودتی

00:04:37.207 --> 00:04:39.167
یه کم شبیه یه برنامه نمایشی شده بود

00:04:39.209 --> 00:04:42.337
و قسمت جذابش این بود که
نمره‌هایی که می‌خواستم رو هم می‌گرفتم

00:04:43.171 --> 00:04:48.551
و دقیقا یک بار رو یادمه
که دیگه اصلا

00:04:49.219 --> 00:04:50.511
نمی‌خواستم این کار رو ادامه بدم

00:04:50.553 --> 00:04:52.680
دیگه دوست نداشتم
راجع بهش چونه بزنم

00:04:52.722 --> 00:04:55.183
و برای من همیشه یک جور
نقطه عطف بود ولی

00:04:55.225 --> 00:04:58.728
ولی خوب خیلی درگیرش نشدم

00:04:59.103 --> 00:05:00.396
...پس

00:05:00.688 --> 00:05:05.902
تو داری راجع به یک تاریخچه تحصیلی
می‌گی که توش یک عدم تناسب

00:05:06.110 --> 00:05:10.698
بین نوع کارکرد ذهن تو و
تحصیلی که دریافت می‌کردی

00:05:10.740 --> 00:05:13.368
بوده

00:05:13.409 --> 00:05:16.079
و دیگه یک جایی
بیخیال شدی

00:05:16.162 --> 00:05:20.208
خوب...اینطوری هم
میشه درنظرش گرفت

00:05:20.250 --> 00:05:21.876
میشه این رو هم
گفت

00:05:21.918 --> 00:05:25.380
خوب شاید این مثال
خوبی بشه که در موقعیت خودمون

00:05:25.421 --> 00:05:28.049
راجع به «لول» صحبت کنیم-
درسته-

00:05:28.091 --> 00:05:31.386
این حال که تو
بیخیال رسوندن منظورت می‌شی

00:05:31.427 --> 00:05:35.223
آره آره و راستش
من خیلی به این فکر نکردم که

00:05:35.265 --> 00:05:37.392
چقدر از مدرسه
خوشم نمیومد

00:05:37.433 --> 00:05:41.562
ولی بنظرم اونا کاملا
لذت زندگی‌کردن رو در من تخریب کردند

00:05:41.604 --> 00:05:44.899
مدونین-
خنده‌دار نیست-

00:05:44.941 --> 00:05:46.085
ولی خوب آخه
من چه می‌تونم بکنم؟
چیزیه که شده

00:05:47.443 --> 00:05:49.737
خوب برای الان
من باید زندگیم رو بکنم

00:05:49.779 --> 00:05:54.075
نه برای الان تو باید متوجه بشی
که چطور اتفاقات اون موقع رو

00:05:54.117 --> 00:05:57.912
به حوزه‌های دیگر زندگیت
تسری و تعمیم دادی

00:05:57.954 --> 00:05:59.414
درسته و ببینم که
دارم اشتباه می‌کنم

00:05:59.455 --> 00:06:04.460
و ببینی که تو داری
این موقعیت رو از دست می‌دی که

00:06:04.961 --> 00:06:09.757
با دنیای بیرونت تعامل داشته بشی
و پاداش‌های مرتبطش رو ببینی

00:06:09.799 --> 00:06:12.427
اینکه ارتباطت با هر چیزی
که در اون هستی

00:06:12.468 --> 00:06:14.595
می‌تونه برات
احساس رضایت همراه داشته باشه

00:06:14.637 --> 00:06:16.431
چون برای خودم انجامش می‌دم-
آره-

00:06:16.472 --> 00:06:19.100
و تو راه خودت رو براش
پیدا می‌کنی

00:06:19.142 --> 00:06:19.642
درسته

00:06:19.684 --> 00:06:22.437
خوب، الان داری
به چی فکر می‌کنی؟

00:06:22.478 --> 00:06:25.440
من بنظرم هنوز این
گرایش درونی نابجا هست

00:06:25.481 --> 00:06:27.442
چه بخاطر مدرسه باشه

00:06:27.483 --> 00:06:30.445
چه بخاطر تربیت خانوادگی
با ترکیب هر دو

00:06:30.486 --> 00:06:34.782
این گرایش رو داره که
عقب نشینی کنه

00:06:34.824 --> 00:06:37.952
تنبلی کنه و بره
به سمت تفکر راجع به بچگیش

00:06:37.994 --> 00:06:40.621
بجای اینکه دست به کاری بزنه

00:06:40.663 --> 00:06:42.123
مثلا در مورد
این مورد دندانپزشکی

00:06:42.165 --> 00:06:44.125
ما یک ماه پیش
راجع بهش حرف زدیم

00:06:44.167 --> 00:06:47.795
اگه همون هفته وقت گرفته
بود و رفته بود

00:06:47.837 --> 00:06:49.464
الان براش خیلی
اوضاع بهتری بود

00:06:49.505 --> 00:06:51.799
بجاش از من خواست
که در این موضوع کمکش کنم و با اینکه

00:06:51.841 --> 00:06:53.319
...کار من نبود-
اینطوری نبود-

00:06:53.343 --> 00:06:55.345
و لازم نبود اینکار رو بکنم

00:06:55.553 --> 00:06:56.262
اینطوری اتفاق نیوفتاد

00:06:56.263 --> 00:06:58.973
تو می‌خواستی من برم به
یک دندانپزشک خاص که ازش متنفر بودم

00:06:59.015 --> 00:07:00.308
و من نمی‌خواستم که اونجا برم

00:07:00.350 --> 00:07:02.310
برای همین من گفتم
میخوام برم یک مطب جدید

00:07:02.352 --> 00:07:03.811
و دنبال یک فرد جدید خواهم بود

00:07:03.853 --> 00:07:06.147
و تو گفتی نه
خیلی گرون تموم میشه

00:07:06.189 --> 00:07:07.315
اوه خوب باشه

00:07:07.357 --> 00:07:09.150
نه
خیلی گرون تموم میشه

00:07:09.192 --> 00:07:10.151
خیلی گرون میشه
برو توی سایت تخفیف
یکی پیدا کن

00:07:10.986 --> 00:07:13.339
بعد من گفتم من از اون سایت
متنفرم و خوشم نمیاد

00:07:13.363 --> 00:07:14.989
و اون گفت
باشه، خودم می‌کنم

00:07:15.031 --> 00:07:15.656
ولی خوب منظورت چیه؟

00:07:15.698 --> 00:07:17.825
خوب اصلا چرا من باید
چنین کاری رو بکنم؟

00:07:17.867 --> 00:07:19.678
چرا تو همون اول نمی‌ری
همون جایی که برامو بصرفه است

00:07:19.702 --> 00:07:20.846
...میخال-
چون دقیقا نکته‌ رو خودت گفتی-
صبر کن-
من اصلا فکر سایت تخفیف نمی‌کنم-

00:07:21.954 --> 00:07:23.807
من دنبال جای خاصی نبودم-
چرا بودی-

00:07:23.831 --> 00:07:25.851
چون تو گفتی من از اون
برنامه خوشم نمیاد واسه همین

00:07:25.875 --> 00:07:26.626
دانلودش هم نمی‌کنم

00:07:26.667 --> 00:07:29.021
تو به یک چیزایی اعتراض ‌می‌کنی
که فقط خودت سر درمیاری

00:07:29.045 --> 00:07:30.838
...میخال-
و همش هم میگی انجام‌دادنشون سخته-

00:07:30.880 --> 00:07:32.858
در حالی که چزای مضحکی هستن
که کلی پولت سرشون

00:07:32.882 --> 00:07:35.009
میره-
میخال، به من نگاه کن-

00:07:35.051 --> 00:07:37.011
بله-
لطفا بس کن-

00:07:37.053 --> 00:07:38.846
آیا این روش جواب میده؟

00:07:38.888 --> 00:07:40.348
این تورو به نتیجه می‌رسونه؟

00:07:40.390 --> 00:07:41.724
نه-
نه-

00:07:41.766 --> 00:07:45.853
من حدس می‌زنم تنها کاری که می‌کنه
خاموش شدن و دورتر شدن توئه

00:07:45.895 --> 00:07:47.688
بله این حتما هست-
...خوب پس-

00:07:47.730 --> 00:07:49.857
میشه فقط من بگم که
احساس می‌کنم داره در حقم اجحاف میشه؟

00:07:49.899 --> 00:07:53.027
تو دائم به من میگی که افتضاحم
میگی و میگی و میگی

00:07:53.069 --> 00:07:54.862
و میگی-
من فکر نمی‌کنم تو افتضاحی-

00:07:54.904 --> 00:07:56.531
و خوب من فقط
اینجا نشستم

00:07:56.572 --> 00:08:01.869
خوشحالم که این رو گفتی
تو نباید بشینی و اجازه بدی در حقت اجحاف بشه

00:08:01.911 --> 00:08:03.871
ولی چرا این کار منه؟

00:08:03.913 --> 00:08:05.557
چرا اون نمی‌تونه عین بزرگسالا باشه؟-
اینش مهم نیست-

00:08:05.581 --> 00:08:06.207
گوش کن

00:08:06.208 --> 00:08:08.543
چرا من باید روشی داشته باشم
که قانعش کنم

00:08:08.584 --> 00:08:09.127
...گوش کن، تو باید-
!نه، نه، نه-

00:08:09.168 --> 00:08:11.045
...چرا آخه-
میخال، اجازه بده من باهات کار کنم-

00:08:11.087 --> 00:08:12.880
می‌بینین
این دقیقا چیزیه که اذیتم می‌کنه

00:08:12.922 --> 00:08:15.882
چرا شما باید برای اینکه این آدم
قد سنش رفتار کنه، روش داشته باشی؟

00:08:15.883 --> 00:08:17.736
بزرگ شو! تو یک بزرگسالی-
تو با منم همینکار رو می‌کنی-

00:08:17.760 --> 00:08:19.720
به من نگاه کن میخال-
چیه؟-

00:08:19.762 --> 00:08:21.889
تو در رابطه با من
هم همون کار رو می‌کنی

00:08:21.931 --> 00:08:23.724
تو حرفاتو به من پرتاب می‌کنی

00:08:23.766 --> 00:08:28.771
خوب بیاین راهی پیدا کنیم
که شما از این حالت خارج بشید

00:08:29.772 --> 00:08:30.565
نه؟

00:08:30.606 --> 00:08:32.567
شما برای همین اینجا هستین

00:08:32.608 --> 00:08:36.070
هر دوی شما باید در مورد
نقشتون در این موقعیت

00:08:36.112 --> 00:08:41.242
از خودتون سوال کنید و بپرسید
که چطور این نقش رو گرفتید؟

00:08:41.284 --> 00:08:46.289
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:09:04.807 --> 00:09:06.601
تاحالا اسم برنامه تایم‌هاپ به گوشتون خورده؟

00:09:06.642 --> 00:09:12.782
برنامه‌ایه که به فیس‌بوک و اینستا‌گرام و
همه شبکه‌های اجتماعی وصل میشه

00:09:12.818 --> 00:09:13.858
ماتیو و جیانی

00:09:14.317 --> 00:09:15.693
چی کار می‌کنه؟

00:09:15.735 --> 00:09:18.613
به شما اتفاقاتی که در اون روز
افتاده رو

00:09:18.654 --> 00:09:20.114
یادآوری می‌کنه-
روزهای سالهای گذشته-

00:09:20.156 --> 00:09:20.823
روزهای سالهای گذشته

00:09:20.865 --> 00:09:23.117
...یعنی شما هر روز یک-
یک یادآوری-

00:09:23.159 --> 00:09:25.119
غرق یادآوری‌ها میشید؟-
تصویری از گذشته-

00:09:25.161 --> 00:09:30.166
برای من خیلی اثر بدی گذاشت
چون یادآوری‌های خاصی کرد

00:09:30.374 --> 00:09:34.795
از زمانی که من یک
مصرف‌کننده قهار بودم

00:09:35.589 --> 00:09:40.676
عکس ها و تصاویری هست که
اون در اون دوران

00:09:40.760 --> 00:09:44.972
تصمیم گرفته بگیره چون
اون دوران براش خیلی چالشی

00:09:45.014 --> 00:09:47.975
بوده و اون دوست داشته برای خودش
مدرکی داشته باشه

00:09:48.017 --> 00:09:49.977
که به تو نشون بده؟

00:09:50.019 --> 00:09:51.830
بعضی وقتا من چیزایی رو
که اتش می‌دیدم تعریف می‌کردم

00:09:51.854 --> 00:09:54.482
و اون هیچی یادش نمیومد
واسه همین شروع به این کار کردم

00:09:54.524 --> 00:09:55.525
درسته

00:09:55.566 --> 00:09:59.487
خوب بدبختانه دوباره یادآوری شد و
مثلا امروز یک ویدئو بود که

00:09:59.529 --> 00:10:00.988
اره امروز یک ویدئو یادآوری کرد

00:10:01.030 --> 00:10:02.657
راجع به چی بود؟

00:10:02.698 --> 00:10:06.160
دعوا کردن‌مون بود
یک دعوای بد

00:10:06.202 --> 00:10:08.871
داشتیم هرچی توی آپارتمان
بود رو نابود می‌کردیم

00:10:09.872 --> 00:10:12.166
من وادارش کردم ببینه

00:10:14.460 --> 00:10:16.504
من این رو باید بگم
که قسمتی از من به من می‌گه

00:10:16.546 --> 00:10:19.715
شاید منم باید
این ویدئو رو ببینم

00:10:20.216 --> 00:10:25.555
که انگار به نوعی منم
همسفر شما به اون زمان بشم

00:10:29.392 --> 00:10:31.352
ولی نمی‌دونم
شما باید راجع بهش فکر کنید

00:10:31.394 --> 00:10:33.229
شاید بهتر باشه ببینمش

00:10:39.902 --> 00:10:44.907
خوب این برنامه عین یک معجزه
یک ویدئو رو بالا آورده

00:10:47.076 --> 00:10:49.203
و من خیلی تکانشی
دوست داشتم کنارشون ببینمش

00:10:49.245 --> 00:10:52.039
انگار که در زمان به عقب سفر
کنم و پیش اونا باشم و

00:10:52.081 --> 00:10:54.208
بهشون کمک کنم که ازش
عبور کنند

00:10:54.250 --> 00:10:55.376
بله

00:10:55.418 --> 00:10:58.879
و بعدش یهو
احساس کردم که مطمئن نیستم

00:10:58.921 --> 00:11:02.258
آیا این کار عاقلانه‌ایه؟

00:11:02.466 --> 00:11:05.219
شبیه فانتزی ناجی‌بودن بود

00:11:05.261 --> 00:11:09.056
همون حسی بود که وقتی ماتیو
از بچگیش‌ حرف می‌زد بهم دست داد

00:11:09.098 --> 00:11:11.559
ما شروع به رفتن پیش مشاور کردیم
که در واقع همون مشاوه مذهبی

00:11:11.601 --> 00:11:14.228
بود که به من می‌گفت
جام توی جهنمه

00:11:14.270 --> 00:11:17.898
من واقعا اون ویرانی
و تخریب رو حس کردم

00:11:17.940 --> 00:11:22.570
دوست داشتم ای کاش می‌تونستم
در زمان برگردم و براش درستش کنم

00:11:22.612 --> 00:11:24.071
خدای من

00:11:24.113 --> 00:11:25.757
می‌دونی وقتی که در مورد
مراجعین همچین رفتاری داشته باشیم

00:11:25.781 --> 00:11:27.908
تبدیل می‌شیم به
پرستارهای تمام عمرشون

00:11:27.950 --> 00:11:29.410
درسته

00:11:29.452 --> 00:11:31.746
ماتیو برای اعتیادش به الکل
درمان‌های بسیاری

00:11:31.787 --> 00:11:35.249
گرفته و همینطور برای
این گذشته خشونت‌بارش

00:11:35.291 --> 00:11:37.251
ولی برای جیانی اینطور نبوده-
درسته-

00:11:37.293 --> 00:11:42.298
برای همین به نظر من می‌رسه که
جیانی به صورت علنی در استرس پس از حادثه

00:11:43.633 --> 00:11:45.468
قرار داره

00:11:45.676 --> 00:11:50.598
اگه فقط تلاش کنه که در لحظه حال باشه
بعدا این موضوع گرفتارش خواهد کرد

00:11:50.640 --> 00:11:51.599
شما به اون اپلیکیشن
نیازی نداری

00:11:51.641 --> 00:11:53.267
به هر حال اون مسائل
گیرش خواهد انداخت

00:11:53.309 --> 00:11:54.644
درسته

00:11:56.979 --> 00:11:59.148
-سلام
-سلام
-سلام اورنا

00:12:02.151 --> 00:12:05.613
واضحه که دلیل اینکه یه چیزهایی
به یاد من نمیاد بخاطر

00:12:05.655 --> 00:12:07.615
مسمومیت با الکل بوده

00:12:07.657 --> 00:12:11.118
ولی فکر کنم بزرگترین
دلیلش این می‌تونه باشه که

00:12:11.160 --> 00:12:15.623
انگار که درون خودم
از نظر روانی رهاش کردم

00:12:16.249 --> 00:12:18.626
شاید به همین دلیله که
من مکرر بهش یادآوری می‌کنم

00:12:18.668 --> 00:12:19.293
البته

00:12:19.294 --> 00:12:23.130
چون هیچوقت انگار
پرونده‌ اونا بسته نشده

00:12:23.172 --> 00:12:27.176
تصور من اینه که
چیزی هست که تو دوست داری اون بفهمه

00:12:28.511 --> 00:12:30.304
فقط حسی که
اون زمان داشتم

00:12:30.346 --> 00:12:36.185
احساست رو بگو-
ترس دائم از اینکه براش اتفاقی بی‌افته-

00:12:36.686 --> 00:12:41.190
چیز خاصی هست که تو
دوست داشته باشی ماتیو تصور کنه؟

00:12:42.525 --> 00:12:46.529
احتمالا همون روزی که
...تو کارت رو از دست دادی

00:12:47.863 --> 00:12:51.325
و اون همون روزیه که
همه چیز ازش شروع شد

00:12:51.367 --> 00:12:54.495
چون من خونه نبودم و
اون کارش رو از دست داده بود و فریاد‌زنان

00:12:54.537 --> 00:12:56.664
به من زنگ زد

00:12:56.706 --> 00:12:59.500
و من همش می‌ترسیدم
سر خودش بلایی بیاره

00:12:59.542 --> 00:13:04.004
با خودم می‌گفتم من سه ربع
باهاش فاصله دارم. نکنه طوری بشه

00:13:04.046 --> 00:13:09.009
و من نمی‌دونستم چی کار کنم
واسه همین زنگ زدن اورژانس و گفتم

00:13:09.051 --> 00:13:14.390
اون اگه کمک نگیره ممکنه بلایی
سر خودش بیاره

00:13:14.765 --> 00:13:21.522
و بعد رسیدم خونه دیدم دوازده تا
ماشین پلیس اونجا هستن و اون

00:13:21.564 --> 00:13:28.696
مثل دیوانه‌ها داره داد می‌زنه
وقتی پام رو گذاشتم توی آپارتمان

00:13:28.738 --> 00:13:31.365
انگار اونجا
جنگ شده بود

00:13:31.407 --> 00:13:31.866
عجب

00:13:31.907 --> 00:13:33.701
سگ‌هامون
وحشت کرده بودن

00:13:33.743 --> 00:13:36.203
در شکسته بود

00:13:36.245 --> 00:13:38.539
کولر افتاده بود روی زمین

00:13:49.258 --> 00:13:51.403
و ما هنوزم همونجا زندگی می‌کنیم
واسه همین فراموش کردنش سخته

00:13:51.427 --> 00:13:58.100
اون شکاف روی در هنوز اونجاست
و ما هر روز می‌بینیمش

00:13:58.309 --> 00:14:00.269
خیلی سخته

00:14:00.394 --> 00:14:03.731
این باید هر دوی شما رو
خیلی دچار تروما کرده باشه

00:14:03.773 --> 00:14:05.107
عجب

00:14:07.943 --> 00:14:12.406
واسه همینه که به این راحتی
نمی‌تونم فراموشش کنم چون سخته

00:14:12.448 --> 00:14:15.993
این بدترین چیزی بود
که به چشمم دیدم

00:14:16.035 --> 00:14:19.413
...من تا حالا ندیده بودم که کسی
و اون احساس ناتوانی

00:14:19.455 --> 00:14:21.248
چون واقعا نمی‌دونستم
چکار باید بکنم

00:14:21.290 --> 00:14:23.584
من می‌ترسیدم تنهاش
بگذارم

00:14:23.626 --> 00:14:26.253
ولی در عین حال هم
دوست نداشتم اونجا باشم

00:14:30.466 --> 00:14:35.137
احساس می‌کردم آسون‌ترین راه
برای من ترک کردنشه

00:14:38.474 --> 00:14:40.935
تو چطوری ماتیو؟

00:14:40.976 --> 00:14:47.942
فکر کنم اگر منم می‌تونستم
از این موقعیت فرار کنم، می‌کردم

00:14:47.983 --> 00:14:49.610
درسته، ولی تو گیر افتاده بودی

00:14:52.321 --> 00:14:55.324
منظورم اینه که
نمی‌تونم بابت این سرزنشش کنم

00:14:59.495 --> 00:15:04.458
ولی چیزی که من می‌شنوم اینه که
به واسطه اتفاقی که از سرتون گذشته

00:15:04.500 --> 00:15:08.128
به هردوی شما ترومای شدیدی وارد شده
به طوری که این غیرممکن بوده

00:15:08.170 --> 00:15:12.842
که برای فهم و درک طرف مقابل
تلاشی انجام بدید

00:15:15.344 --> 00:15:19.807
آره خوب اینکه بدونم
حس خودم هم چیه برام سخته

00:15:19.849 --> 00:15:22.309
حالا چه برسه به درون اون

00:15:22.351 --> 00:15:25.646
چطور میشه به درون
جیانی دسترسی پیدا کرد؟

00:15:25.688 --> 00:15:28.691
ولی شاید اتفاقا
این کمک کنه

00:15:28.899 --> 00:15:33.821
آیا درون خودت فضایی می‌بینی که بتونی
تصور کنی جیانی

00:15:33.863 --> 00:15:36.532
چه حالی داشته؟

00:15:37.032 --> 00:15:41.662
خوب..من می‌دونم که اوضاع خودم
چقدر خراب بود واسه همین باید واسه اون‌ هم

00:15:41.704 --> 00:15:43.706
همین حدود باشه

00:15:43.914 --> 00:15:46.667
می‌تونی به زبون بیاریش؟

00:15:46.709 --> 00:15:48.669
تو نمی‌تونستی
از موقعیت خارج بشی

00:15:48.711 --> 00:15:53.340
و گفتی که می‌خواستی ترکم کنی
و شاید منم بودم

00:15:53.382 --> 00:15:54.341
همین‌کار رو می‌خواستم

00:15:54.383 --> 00:16:00.556
ولی من...این نشون میده
حالا که نرفتی چقدر قوی هستی

00:16:03.893 --> 00:16:07.688
و من می دونم که واضحه من
براش مهم هستم که اینها رو

00:16:07.730 --> 00:16:09.732
تحمل کرده

00:16:11.400 --> 00:16:13.402
درسته

00:17:04.254 --> 00:17:05.254
تریشا و درو

00:17:06.455 --> 00:17:08.082
خوب شما دوتا
چطورین؟

00:17:08.123 --> 00:17:09.416
ما خوبیم-
آره-

00:17:09.458 --> 00:17:12.586
خوب من یکم استرس دارم
ولی ما خوبیم

00:17:12.628 --> 00:17:14.004
چی شده؟

00:17:14.046 --> 00:17:18.092
خوب یه چیزایی که
با خواهرم پیش اومده

00:17:18.133 --> 00:17:20.928
اون داره یک مسائلی رو
از سر می‌گذرونه

00:17:20.970 --> 00:17:24.431
اون سعی کرد خودش رو
از بین ببره

00:17:24.473 --> 00:17:26.600
چی؟-
آره-

00:17:26.642 --> 00:17:29.478
دو روز پیش..برای همین

00:17:30.020 --> 00:17:33.107
...این-
خیلیه-

00:17:33.148 --> 00:17:34.626
این خیلیه-
آره خیلیه-

00:17:34.650 --> 00:17:36.443
آره-
خیلیه-

00:17:36.485 --> 00:17:38.612
خوب از اون برام بگو

00:17:38.654 --> 00:17:44.618
احساسم بهم میگه که
مربوط به مدل رفتار پدرمه

00:17:44.660 --> 00:17:49.790
خوب خواهر و پدرم با هم
زد و خورد فیزیکی داشتن

00:17:49.832 --> 00:17:53.293
هردو اونا کتک‌کاری کردن
یا پدرت آسیب فیزیکی زده؟

00:17:53.335 --> 00:17:55.963
اون آسیب فیزیکی نزده

00:17:56.005 --> 00:17:57.965
پدرم هیچ‌وقت
دستش رو روی ماها بلند نمی‌کرد

00:17:59.174 --> 00:18:00.300
اون طرفمون چیز پرت می‌کرد

00:18:00.342 --> 00:18:02.344
چیزا رو می‌شکوند

00:18:02.553 --> 00:18:07.516
خوب من فکر کنم که خواهرم...میدونین
...قبل تمام این داستانا اون

00:18:07.808 --> 00:18:11.728
از این متنفره که توی اون
...خونه است و

00:18:11.729 --> 00:18:14.397
منظورش خونه پدریه چون
با پدرم زندگی می‌کنه

00:18:14.398 --> 00:18:18.152
می‌دونین زمانی که این اتفاق افتاد
من یه جورایی کرخت و بی‌حس بودم

00:18:18.193 --> 00:18:21.655
...احساس کرختی می‌کردی وقتی-
وقتی راجع به خواهرم تماس گرفتند-

00:18:23.782 --> 00:18:25.159
کی تماس گرفت؟
نامادریم

00:18:26.368 --> 00:18:28.328
آره نامادریم

00:18:28.370 --> 00:18:32.207
می‌دونین اینم برام اذیت بود
...چون خودم مادرم و

00:18:32.249 --> 00:18:35.669
و دردش رو درک می‌کردم چون
فقط خواهر من نیت و دختر اون

00:18:35.711 --> 00:18:38.380
هم هست و این سخته

00:18:40.549 --> 00:18:45.512
خوب بعضی وقتا...میدونین درو
همیشه دوست داره مشکل من رو حل کنه

00:18:47.264 --> 00:18:49.516
و بعضی وقتا من
نمی‌خوام که حل بشن

00:18:49.558 --> 00:18:51.060
درسته

00:18:53.395 --> 00:19:01.236
خوب بعضی وقتا من...نیاز دارم که درو
فقط بشنوه و بهم گوش بده

00:19:03.906 --> 00:19:05.365
درسته

00:19:05.407 --> 00:19:10.704
تو دوست داری چیزی اضافه کنی؟-
خوب راستش من نمی‌دونم-

00:19:10.746 --> 00:19:14.541
من حس عجیبی از حرف‌زدن
راجع بهش دارم چون

00:19:14.583 --> 00:19:19.588
من خارج این داستان هستم و شخصا
هیچوقت شاهد چنین پرخاشی از طرف

00:19:21.590 --> 00:19:23.717
پدرش نبودم

00:19:23.759 --> 00:19:25.219
فهمیدم

00:19:25.260 --> 00:19:27.721
از نظر من اون آدم خیلی باحالیه

00:19:27.763 --> 00:19:31.558
می‌دونین ما اونا رو
زیاد می‌بینیم

00:19:31.600 --> 00:19:33.227
اگه هیچ‌وقت این داستان‌ها
رو نشنیده بودم

00:19:33.268 --> 00:19:38.398
اصلا به ذهنمم خطور نمی‌کرد اون
رفتار پرخاش‌گرانه‌ای داشته باشه

00:19:38.440 --> 00:19:42.402
وقتی زمانی که اتفاق افتاد
من سعی کردم براش توضیح بدم

00:19:42.444 --> 00:19:44.738
همون موقع که انگار
چشمای پدرم سیاه و تاریک میشه

00:19:44.780 --> 00:19:48.742
آره-
اصلا انگار یکی دیگه میشه-

00:19:48.784 --> 00:19:49.743
درسته

00:19:49.785 --> 00:19:52.246
چی باعث این تغییر میشه؟

00:19:52.287 --> 00:19:54.081
قبلا؟ هر چیزی می‌تونست باشه

00:19:54.123 --> 00:19:55.916
...یه زمانی رو یادمه که-
مثلا چی؟-

00:19:55.958 --> 00:19:58.752
فکر کنم مادرم
لباس‌ها رو نشسته بود

00:19:58.794 --> 00:20:03.257
و اون شروع کرد به زدنش

00:20:03.298 --> 00:20:06.593
و خاله‌ام...اون موقع ما
خونه تلفن نداشتیم

00:20:06.635 --> 00:20:10.931
واسه همین خاله‌ام دوید به
خونه همسایه‌ها تا پلیس رو خبر کنن

00:20:10.973 --> 00:20:15.435
و پدرم دوچرخه من رو
پرتاب کرد سمت خاله‌ام که بهش نخورد

00:20:15.477 --> 00:20:19.940
می‌دونین وقتی بچه‌تر بودم
برام خیلی وحشتناک بود

00:20:19.982 --> 00:20:24.987
و در عین حال دوستش هم داشتم
و اینش برام خیلی غریب بود

00:20:25.988 --> 00:20:31.618
خیلی گیج‌کننده است که از پدرت
وحشت داشته باشی و نخوای

00:20:31.660 --> 00:20:35.455
پدر و مادرت باهم باشند و
پدرت رو هم دوست داشته باشی

00:20:35.497 --> 00:20:37.791
و دوست داشته باشی کنارش
باشی و باهاش وقت بگذرونی

00:20:38.585 --> 00:20:43.839
و این چیزیه که
نمیشه راحت ازش حرف زد

00:20:44.131 --> 00:20:45.966
خوب آخه چیکار باید بکنم؟

00:20:46.008 --> 00:20:48.135
ازش بپرسم که
چرا قبلا مادر من رو می‌زدی؟

00:20:48.177 --> 00:20:50.470
بهش بگم که
همین الانم روی من اثر داره گفتنش؟

00:20:50.512 --> 00:20:52.157
میدونم که اون بهم می‌گه
خوب نباید روی تو اثر بگذاره

00:20:52.181 --> 00:20:53.473
من و مادرت با هم خوبیم

00:20:53.515 --> 00:20:55.309
میگه خوب اشتباه کرده دیگه

00:20:55.350 --> 00:20:57.644
و تو الان سی و پنج سالته
و خانواده خودت رو داری

00:20:57.686 --> 00:21:00.147
نباید نگران این
چیزا باشی

00:21:00.189 --> 00:21:02.333
ولی این چیزیه که راجع
به خواهرم می‌گم. بنظرم

00:21:02.357 --> 00:21:06.987
اون ایده‌ای از
دردی که باعثش می‌شه نداره

00:21:07.029 --> 00:21:10.991
...میدونین برای اون چیزی نیست که
براش چیز عمیقی نیست

00:21:11.033 --> 00:21:14.995
و احساس می‌کنم که
اونم همچین حس سطحی ازش داره

00:21:15.037 --> 00:21:18.665
...فهمیدم، یعنی تو اینطوری می‌بینی که
منطورم اینه که

00:21:18.707 --> 00:21:23.712
پدرت نسبت به اثر کرده‌های
خودش غفلت داشت درسته؟

00:21:24.880 --> 00:21:25.589
درسته

00:21:25.631 --> 00:21:30.886
و تو در اینکه درو متوجه موقعیت نمی‌شه
همین غفلت رو مجدد احساس می‌کنی؟

00:21:31.178 --> 00:21:34.848
گاهی احساس می‌کنم برای اون
اصلا مسئله مهمی به حساب نمیاد

00:21:34.890 --> 00:21:40.187
صحبت راجع بهش گاهی
احساس ناراحتی بهش می‌ده

00:21:40.229 --> 00:21:45.234
که فکر کنم اون چیزی که
نیاز دارم رو طی اون مکالمه بهم نمی‌ده و

00:21:45.525 --> 00:21:51.865
اینکه فقط یک گوش شنوا باشه
می‌دونین اون به من گفت

00:21:51.907 --> 00:21:56.745
منم توی یک خونه ناامن بزرگ شدم
پدر و مادر من هم من رو می‌زدن

00:21:57.162 --> 00:21:59.206
خوب من نگفتم که
در یک خونه ناامن بزرگ شدم

00:21:59.248 --> 00:22:00.934
...خوب نه اینطوری نگفتی ولی-
من هیچوقت این رو نمی‌گم-

00:22:00.958 --> 00:22:02.393
چون من هیچ‌وقت احساس نمی‌کنم
که ازم سواستفاده شده
کتک می‌خوردم؟

00:22:03.418 --> 00:22:03.961
صد البته

00:22:04.002 --> 00:22:06.213
من همیشه با برادرام
کتک کاری داشتم

00:22:06.255 --> 00:22:09.549
یا هربار که کاری می‌کردیم
پدر و مادر کتک می‌زدند

00:22:09.591 --> 00:22:12.719
خوب پس تو میگی که...فرق داره-
فرق داره-

00:22:12.761 --> 00:22:17.766
به نظر من یکی نیست
برای همین اون متوجه نمی‌شه که

00:22:19.268 --> 00:22:22.562
شاهد بودن همچین چیزی
چه معنی می‌تونه داشته باشه

00:22:22.604 --> 00:22:24.398
وقتی همچین چیزی رو ببینی

00:22:24.439 --> 00:22:27.401
قسمتی از چیزی که ازش
صحبت می‌کنیم، خشونته

00:22:27.442 --> 00:22:30.237
و هر چیزی که خشونت
باعثش می‌شه

00:22:30.279 --> 00:22:32.739
که اصلا کم نیست

00:22:32.781 --> 00:22:37.244
به عنوان یک کودک
وقتی شما شاهد باشید

00:22:37.286 --> 00:22:41.748
که مثلا پدر شما
مادرتون رو بزنه

00:22:41.790 --> 00:22:46.795
یه جور شکست و فاصله در
تداوم کودکی برای شما پیش‌ میاد

00:22:47.421 --> 00:22:51.258
شما به صورت ناگهانی باید با
چیزی که هم واقعا وحشتناکه روبرو بشید

00:22:51.300 --> 00:22:55.762
و همچنین براتون سوالات
فراوانی پیش میاد

00:22:55.804 --> 00:22:57.973
که کودکی شمارو
مختل می‌کنه

00:23:00.309 --> 00:23:03.770
و تو میگی که بعضی از این سوالات
هنوز در ذهن تو جای خودشون رو دارند

00:23:03.812 --> 00:23:05.314
بله

00:23:05.605 --> 00:23:09.776
انگار برام این سواله که
چرا این اتفاق‌ها برای من افتاد؟

00:23:09.818 --> 00:23:10.986
آره

00:23:11.028 --> 00:23:13.155
میدونین، چرا برای مادرم این اتفاقا افتاد؟

00:23:13.363 --> 00:23:17.617
و الان وقتی که
مادرم رو می‌بینم می‌فهمم که

00:23:17.659 --> 00:23:22.664
چقدر در بلند مدت
از این مسئله تاثیر گرفته

00:23:22.748 --> 00:23:25.792
اون می‌تونه دوست داشته باشه
ولی تا حدودی جلوی خودش رو می‌گیره

00:23:26.501 --> 00:23:28.545
...و اون خیلی-
اون دچار تروما شده-

00:23:28.587 --> 00:23:31.631
آره و اون خیلی مستقله و
اینطوریه که من از پس کار خودم

00:23:31.673 --> 00:23:36.303
بر میام و به مردی نیاز ندارم
...و بچه‌هام رو خودم بزرگ کردم

00:23:38.513 --> 00:23:40.015
چیه؟

00:23:40.432 --> 00:23:43.143
خوب اگه نظر من رو بخوای
مادر رو ببین و دختر رو بگیر رو

00:23:43.185 --> 00:23:46.813
جدی گفتن-
خوب منظورم اینه که...میدونین-

00:23:46.855 --> 00:23:51.193
ولی تو دوست داری درو منشا حست رو بفهمه-
آره-

00:23:58.742 --> 00:24:04.498
بنظرم اون تمام و کمال شنید ولی
می‌دونین بعد اون جلسه چه کار کرد؟

00:24:04.539 --> 00:24:05.999
نه؟ چیکار کرد؟

00:24:06.041 --> 00:24:08.668
هفته بعدش فهمیدم که اون
چندباری با پدر تریشا

00:24:08.710 --> 00:24:12.506
تماس گرفته و تلاش کرده
باهاش صمیمی بشه

00:24:12.547 --> 00:24:14.508
و ایده‌ای داشت که این‌کارش
اثر مناسبی نداره؟

00:24:14.549 --> 00:24:16.093
اون فکر می‌کرد که این
کار خوبیه که انجام داده؟

00:24:16.134 --> 00:24:20.055
اون گفت
احساس ناراحتی داشتم و سعی کردم بهتر بشم

00:24:20.263 --> 00:24:22.891
عالیه

00:24:23.100 --> 00:24:28.230
انگار این حال پدرسالارانه
دوست نداره تموم بشه

00:24:28.522 --> 00:24:31.733
شاید احساس می‌کنه خودش هم
چیزی رو از دست می‌ده

00:24:31.900 --> 00:24:36.900
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.