﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:16.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:16.813 --> 00:00:19.399
امروز صبح کمی بحثمون شد

00:00:19.441 --> 00:00:22.986
اره از صبح تاحالا باهام حرف نزده-
خوب-

00:00:23.028 --> 00:00:26.073
اون همیشه بهانه می‌گیره که
که من سگارو راه نمی‌برم

00:00:26.114 --> 00:00:27.634
ولی الان میگه که سگ‌ها
تنها چیزی هستند که معقول

00:00:27.658 --> 00:00:31.161
نگهش می‌دارند و خیلی خوشحال
هم میشه ازشون مراقبت کنه

00:00:31.203 --> 00:00:35.457
تو که میدونی این کار مورد علاقه من نیست
خوب انجامش بده

00:00:35.499 --> 00:00:37.834
و ماتیو. نظر تو چیه؟

00:00:37.876 --> 00:00:42.005
خوب وقتی با به زبون میاریمش
بنظرم دیوانه بازیه

00:00:42.047 --> 00:00:43.483
...منظورم اینه که به نظر-
دیوانگی کی؟-

00:00:43.507 --> 00:00:48.845
همین که این داستان سگها
انقدر روی اون اثر می‌گذاره

00:00:48.887 --> 00:00:54.476
چون تو اثر گذارش کردی
تو همیشه ازش یک چیز بزرگ می‌سازی

00:00:54.518 --> 00:00:55.870
...نه من-
تو همش حرفش رو می‌کشی وسط-

00:00:55.894 --> 00:00:58.480
واقعا اینطور نیست-
تو هر روز حرفش رو می‌زنی-

00:00:58.522 --> 00:00:59.999
تو امشب نمی‌خوای»
«سگ‌ها رو ببری بیرون؟

00:01:00.023 --> 00:01:01.209
تو صبح هم نمی‌خوای
سگ‌ها رو ببری بیرون؟

00:01:01.233 --> 00:01:03.193
امروز نمی‌خوای سگارو
ببری بیرون؟

00:01:03.235 --> 00:01:04.194
همیشه
هر روز

00:01:04.236 --> 00:01:05.987
الان فکر کنم
دو هفته شده

00:01:06.029 --> 00:01:07.447
تو همش حرفش رو می‌زنی
این خیلی من رو شوکه می‌کنه
که اینطوری احساس می‌کنی

00:01:08.865 --> 00:01:12.828
و منم هروقت بتونم انجامش می‌دم-
...این تورو شوکه می‌کنه که جیانی-

00:01:12.869 --> 00:01:15.831
احساس می‌کنه که این موضوع
برای تو مهمه؟

00:01:15.872 --> 00:01:17.332
آره

00:01:17.374 --> 00:01:21.670
خوب چیزی که هر کدامتون
به اون یکی با گفتن

00:01:21.712 --> 00:01:23.672
سگ‌ها رو ببر بیرون و
نمی‌خوام سگ‌ها رو ببرم بیرون

00:01:23.714 --> 00:01:26.466
یا: تو باید ببری
در واقع چی دارین میگین؟

00:01:26.508 --> 00:01:30.220
من احساس میکنم که همش
این منم که باید خودم رو با این رابطه مطابقت بدم

00:01:31.096 --> 00:01:32.723
بیشتر بگو

00:01:33.265 --> 00:01:35.684
من تغییری نمی‌بینم

00:01:35.726 --> 00:01:37.686
منظورم اینه که
تغییری رو درونش دیدم

00:01:37.728 --> 00:01:41.523
آره ولی در رابطه بین‌مون
تغییر خاصی ندیدم

00:01:42.941 --> 00:01:47.154
فکر کنم باید این رو بپرسم که
دنبال چه تغییری می‌گردی؟

00:01:48.780 --> 00:01:50.741
همین چیزای کوچیک

00:01:50.782 --> 00:01:52.743
چیزای کوچیک مثل...؟

00:01:52.784 --> 00:01:54.077
مثلا چیزای توی خونه

00:01:54.119 --> 00:01:58.290
اصلا تا بهش نگم
کاری انجام نمی‌شه

00:01:58.331 --> 00:02:02.043
حتی راجع به چیزای یهویی
مثلا چیزای احساسی و

00:02:02.085 --> 00:02:03.420
رومانتیک

00:02:03.462 --> 00:02:05.273
من یه مدتهای زیادیه که از اون
یک حرکت رمانتیک هم

00:02:05.297 --> 00:02:06.673
ندیدم-
مثلا؟-

00:02:06.715 --> 00:02:08.842
حتی یک گل هم نخریده

00:02:08.884 --> 00:02:12.846
می‌دونین یه چیزی که به من کمی
احساس دوست‌داشته شدن بده

00:02:57.015 --> 00:02:58.141
چه مشکلی هست؟
تو

00:02:59.392 --> 00:03:00.936
من؟

00:03:00.977 --> 00:03:02.604
شوخی می‌کنم

00:03:02.896 --> 00:03:03.936
ماتیو و جیانی

00:03:04.147 --> 00:03:06.942
جیانی داشت از این می‌گفت
که ما چه هفته خوبی داشتیم

00:03:06.983 --> 00:03:07.901
آره داشتیم

00:03:07.943 --> 00:03:09.778
برام تعریف کنین

00:03:10.570 --> 00:03:14.115
ام...نمیدونم
خیلی خوب بود

00:03:14.157 --> 00:03:15.742
کلی سورپرایز داشتیم

00:03:15.784 --> 00:03:17.118
منظورم سورپرایز‌های کوچیکه

00:03:17.160 --> 00:03:18.703
مثلا؟

00:03:18.745 --> 00:03:21.581
اون بدون این که به من بگه
گلها رو آب داده بود

00:03:21.623 --> 00:03:23.959
و همه این کارای کوچیکی
که من رو خوشحال می‌کنه

00:03:24.000 --> 00:03:25.585
عجب

00:03:26.628 --> 00:03:28.171
صبر کنین و. آرومتر همش رو
برای من هم تعریف کنید

00:03:28.213 --> 00:03:30.799
می‌بخشید آخه
من خیلی خوشحالم

00:03:30.841 --> 00:03:32.801
دوباره بگو
...اون می‌خواست

00:03:32.843 --> 00:03:35.345
اون فقط همین کارای کوچکی رو کرد
که به لبم لبخند میاورد

00:03:35.387 --> 00:03:36.596
برام تعریف کن
این چیزای کوچیک
باعث سرزندگی هستند

00:03:37.848 --> 00:03:39.182
تعریف کن-
آره می‌دونم-

00:03:39.224 --> 00:03:41.017
انگار واقعا سرزنده شده

00:03:41.059 --> 00:03:44.354
من یادم رفته بود که دوشنبه است
و دوشنبه‌ها روز آب دادن گل و گیاه هاست

00:03:44.396 --> 00:03:45.772
و اون جای من انجامش داد
و بهم گفت البته که انجامش دادم
امروز دوشنبه است

00:03:46.857 --> 00:03:49.192
با خودم گفتم خدای من
چقدر مهربان

00:03:49.234 --> 00:03:52.988
و بعد باهم رفتیم پارک
و اون گفت که

00:03:53.029 --> 00:03:55.407
دوست داره بیشتر در لحظه زندگ کنه
و بریم هر کاری تو دوست داری

00:03:55.448 --> 00:03:57.868
انجام بدیم و
دنبال من اومد

00:03:57.909 --> 00:04:00.787
من نظر دادم و
ما انجامش دادیم

00:04:00.829 --> 00:04:04.040
و خیلی خوش گذشت

00:04:08.044 --> 00:04:11.381
خوب تو خیلی واضح گفتی که من
باید به خودم بیام و برای تو

00:04:11.423 --> 00:04:13.174
ارزشش رو داشته باشم

00:04:13.216 --> 00:04:15.010
الان دقیقا چی شده؟

00:04:16.636 --> 00:04:18.388
من نفهمیدم چطوری ولی
انگار که

00:04:18.430 --> 00:04:23.977
شما یه چیز کاملا شیرین رو
به نوعی کمی مزه تلخ

00:04:24.019 --> 00:04:25.812
بهش اضافه کردین

00:04:25.854 --> 00:04:27.856
خوب دقیقا چه اتفاقی افتاد؟

00:04:27.898 --> 00:04:29.900
آره

00:04:30.275 --> 00:04:34.404
خوب چون برای من کمی
طنزه که می‌شنوم میگه

00:04:34.446 --> 00:04:37.657
همین چیزای کوچیک

00:04:37.699 --> 00:04:39.409
بله این چیزای کوچیک
آدم رو سرزنده می‌کنه

00:04:39.451 --> 00:04:41.870
...ولی این چیزای کوچیک-
آره-

00:04:41.912 --> 00:04:43.038
خیلی کوچیکن

00:04:43.079 --> 00:04:45.081
اونا در واقعیت
انقدرا هم کوچیک نیستن

00:04:45.123 --> 00:04:48.293
همین زحمتای کوچیک
می‌تونن ریشه‌های عمیقی داشته باشن

00:04:48.793 --> 00:04:51.254
و تنها راهی که این ریشه‌ها
خودشون رو نشون بدن

00:04:51.296 --> 00:04:54.883
می‌دونی اونا با نامه‌های عاشقانه
ابراز نمی‌شن

00:04:54.925 --> 00:04:57.886
اونا دقیقا توی همین
چیزای کوچیک خودشون رو نشون میدن

00:04:57.928 --> 00:04:59.304
آره

00:05:01.681 --> 00:05:05.644
میدونی تو فقط باید...میدونی
من به ساز تو می‌رقصم

00:05:05.685 --> 00:05:07.228
حالا کما بیش

00:05:07.270 --> 00:05:09.022
معنیش اینه که
کمتر منفعل می‌شی؟

00:05:09.064 --> 00:05:10.523
درسته

00:05:10.565 --> 00:05:14.444
مثلا اون روز دما حدود
بیست و سه درجه شده بود و

00:05:14.486 --> 00:05:19.866
اون چون از سرمای کولر بدش میومد
کولر رو روشن نمی‌کرد

00:05:19.908 --> 00:05:22.035
من بهش گفتم می‌دونی چیه؟

00:05:22.077 --> 00:05:23.662
حالا یه شب
گرمم میشه

00:05:25.080 --> 00:05:26.039
و واقعا گرمم شد

00:05:27.916 --> 00:05:30.460
برای اینکه رابطه‌مون
به مسیر بهتری بره

00:05:35.507 --> 00:05:36.925
خوب مشکلی نیست

00:05:36.967 --> 00:05:38.551
فعلا البته

00:05:39.219 --> 00:05:41.471
خوب چرا..چرا اینطوری
میگی؟

00:05:41.513 --> 00:05:44.307
...من می‌گم بعضی از این کارا-
چیه؟-

00:05:44.349 --> 00:05:45.934
...مثلا-
الان چی داره میشه؟-

00:05:45.976 --> 00:05:48.478
من اون آدم کاملی نیستم که
همین چند لحظه پیش تو براش انقدر

00:05:48.520 --> 00:05:50.105
هیجان‌زده بودی؟-
نه،نه..نه-

00:05:50.146 --> 00:05:53.483
خوب، دوباره داری تکرارش می‌کنی-
چه کار دارم می‌کنم؟-

00:05:53.525 --> 00:05:57.946
خوب خودش گفت-
...خوب تو یه طوری جلوه می‌دی-

00:05:57.988 --> 00:06:00.240
می‌دونی از زاویه دید من
تو داری چیکار می‌کنی؟

00:06:00.281 --> 00:06:02.075
من دارم چی‌کار می‌کنم
اورنا؟

00:06:02.117 --> 00:06:07.038
تو یه چیز شیرینی که
بهت رسیده رو تبدیلش می‌کنی

00:06:07.080 --> 00:06:09.958
به یک چیز زهردار

00:06:11.001 --> 00:06:13.294
می‌دونین چیزی که من می‌گم
اینه که من

00:06:13.336 --> 00:06:18.925
تو دوست داری جیانی بدونه
که تو داری کاری رو بجای هیچ‌کار انجام می‌دی

00:06:18.967 --> 00:06:22.804
آره دارم سعیم رو می‌کنم

00:06:23.054 --> 00:06:24.305
آره منم فهمیدم

00:06:24.347 --> 00:06:27.726
...آره ولی اینم برام مهمه که-
...خوب بذار این رو بپرسم-

00:06:27.767 --> 00:06:32.522
تو می‌تونی بگی که
داری سعیت رو می‌کنی

00:06:32.564 --> 00:06:34.107
یا؟

00:06:34.149 --> 00:06:37.986
یا می‌تونی بگی
من دارم تلاشم رو می‌کنم بهت نزدیک بشم

00:06:40.822 --> 00:06:42.032
خوب

00:06:42.073 --> 00:06:45.035
و این یک پیام
کاملا متفاوته

00:06:46.244 --> 00:06:50.415
میشه راجع به یک چیزی که می‌خواستیم، حرف بزنیم؟-
آره-

00:06:51.041 --> 00:06:54.169
خوب، زندگی جنسیمون

00:06:54.210 --> 00:06:56.212
آره یک چیزایی راجع
بهش گفته بودی

00:06:56.254 --> 00:06:58.006
آره-
بیشتر بگو-

00:06:58.048 --> 00:07:02.510
من از وقتی چهارده سالم بود
مشروب می‌خوردم

00:07:02.552 --> 00:07:04.054
درسته

00:07:04.095 --> 00:07:08.558
نود و هشت درصد مواردی که سکس
داشتم احتمالا تحت تاثیر

00:07:09.768 --> 00:07:13.521
می‌دونین الکل و مستی بوده

00:07:13.563 --> 00:07:15.148
درسته

00:07:15.190 --> 00:07:19.611
خوب در طی یک سال گذشته
تلاش کردم که این مورد رو از راهی

00:07:21.029 --> 00:07:22.572
جدید-
خیلی جدید-

00:07:22.614 --> 00:07:27.619
فکر میکنی حیطه‌ای که
توش دچار مشکل هستی

00:07:29.204 --> 00:07:32.999
درگیر شدن در امر جنسیه؟

00:07:33.041 --> 00:07:37.170
من از دست خودم کلافه میشم چون
اون انگیزه‌ای که داشتم رو ندارم

00:07:37.212 --> 00:07:41.216
و این چیزی بود که وقتی رابطه ما
شروع شد نقش مهمی داشت

00:07:41.257 --> 00:07:42.258
و سر جاش بود

00:07:42.300 --> 00:07:45.804
پس اینکه دیگه
به اندازه گذشته نباشه

00:07:45.845 --> 00:07:49.849
فکر کنم هر دومون رو
کلافه کنه

00:07:49.891 --> 00:07:51.392
درسته

00:07:51.434 --> 00:07:53.853
اون به روی من آورده که
همش اونه که

00:07:53.895 --> 00:07:55.438
شروع می‌کنه-
شروع می‌کنه-

00:07:55.480 --> 00:07:57.273
احساس تو در این موضوع چیه؟

00:07:57.315 --> 00:07:59.609
گاهی از خودم
سوال می‌کنم

00:07:59.651 --> 00:08:02.153
که نکنه دیگه
اونقدرها جذاب نیستم

00:08:02.195 --> 00:08:03.988
می‌دونین از همین سوالات

00:08:04.030 --> 00:08:04.989
تقصیر منه؟

00:08:05.031 --> 00:08:07.158
نکنه اون به فکر
کس دیگری باشه؟

00:08:07.200 --> 00:08:08.993
اینطوری در ذهنت
جا می‌گیره

00:08:09.035 --> 00:08:10.578
آره می‌دونین؟

00:08:10.620 --> 00:08:13.998
اگه بخوام نظر اولیه‌ای
راجع بهش بدم

00:08:14.040 --> 00:08:18.211
اول تلاشیه که تو داری می‌کنی
که اگه بخوایم ساده بگیم

00:08:18.253 --> 00:08:22.048
اینه که چرا برای
رابطه جنسی نیاز به نوشیدن الکل داری

00:08:22.090 --> 00:08:28.638
یعنی فهمیدن این که
تو وقتی بدون الکل رابطه جنسی برقرار می کنی

00:08:28.680 --> 00:08:31.224
چه مواجه‌ای داری؟

00:08:31.266 --> 00:08:35.270
ولی در عین حال من به بعدی
فکر می‌کنم که به دینامیک

00:08:35.311 --> 00:08:37.147
بین شما مربوطه

00:08:38.481 --> 00:08:42.235
و احتمالا، دوباره کاریه
که تو باید انجامش بدی

00:08:42.277 --> 00:08:46.239
و می‌دونم که با خودت میگی
ای وای بازم من

00:08:48.116 --> 00:08:50.160
...ولی

00:08:51.327 --> 00:08:52.287
چرا همیشه منم؟
همیشه منم؟

00:08:53.288 --> 00:08:54.914
نه همیشه تو نیستی

00:08:54.956 --> 00:08:56.291
ولی صبر کن

00:08:56.332 --> 00:09:00.336
قبل از اینکه جلوتر بریم

00:09:01.254 --> 00:09:04.632
کمی بیش‌قدم بودن

00:09:04.674 --> 00:09:09.679
می‌تونه اثر بسیار مهمی
در رابطه داشته باشه

00:09:56.643 --> 00:09:57.683
مایکل و میخال

00:09:59.354 --> 00:10:04.150
وقتی اومده بودیم اینجا
حس من این بود که اون هیچ‌کاری نمی‌کنه

00:10:04.192 --> 00:10:06.003
من راجع به تمام ابعاد ازدواجمون
معترض

00:10:06.027 --> 00:10:06.361
بودم-
می‌دونم-

00:10:06.362 --> 00:10:08.196
گفتم: اون کاری نمی‌کنه

00:10:08.238 --> 00:10:10.365
ولی الان اینطوریه که
خیلی ابعاد زندگی مون

00:10:10.406 --> 00:10:12.200
تغییر کرده

00:10:12.242 --> 00:10:15.411
میدونین صمیمیتمون در
رابطه تغییر کرده

00:10:15.453 --> 00:10:17.765
چه عالی-
حتی کارهای فیزیکی که اون انجام می‌ده هم اثر داره-

00:10:17.789 --> 00:10:19.207
کارهای خونه منظورمه

00:10:19.249 --> 00:10:21.227
در رابطه با امور خونه
در رابطه با بچه‌ها هم عوض شده

00:10:21.251 --> 00:10:22.210
همه چیز تغییر کرده

00:10:22.252 --> 00:10:23.753
ولی می‌دونین چیه؟

00:10:23.795 --> 00:10:26.381
یک ترس زیرپوستی در من هست
که انگار من اگه گاردم رو پایین بیارم

00:10:26.422 --> 00:10:29.759
تمام این تغییرات بی‌اثر می‌شه و
بر می‌گردیم سر خونه اول

00:10:29.801 --> 00:10:32.011
اونم دوباره لیز می‌خوره
و بر می‌گرده به همون رفتارها

00:10:32.053 --> 00:10:34.597
چرا تو خودت رو رییس و
بالاسری من فرض کردی؟

00:10:35.974 --> 00:10:37.451
چیزی که شاید من رو
دیوانه می‌کنه این باشه که

00:10:37.475 --> 00:10:39.060
من واقعا دوست ندارم
دیگه همچین آدمی باشم

00:10:39.102 --> 00:10:40.829
خوب نباش-
من دوست ندارم فکر کنم که باید دائم بالاسرت باشم-

00:10:40.853 --> 00:10:42.438
و شلاقت بزنم که مثل بزرگسالا رفتار کنی

00:10:42.480 --> 00:10:43.439
قطعا نیازی نیست این کار رو بکنی
خوب اگه نکنم چی پیش میاد؟

00:10:44.649 --> 00:10:48.820
می‌تونم ازتون بخوام که
به این فکر کنید که اگر بخواهید

00:10:48.861 --> 00:10:51.281
در مورد خودتون کنجکاو باشید
چی میشه؟

00:10:51.322 --> 00:10:52.448
باشه

00:10:52.490 --> 00:10:56.619
بیا بگیم که اضطراب تو در مورد
این که هیچ کاری انجام نمی‌شه

00:10:56.661 --> 00:11:00.999
فقط درباره رابطه دونفره
شماها نیست

00:11:01.040 --> 00:11:04.419
منظورم اینه که
تو اینطور اضطراب رو از کی یاد گرفتی؟

00:11:04.460 --> 00:11:06.004
احتمالا مادرم

00:11:06.045 --> 00:11:08.464
پدر و مادرم
تلاش کردند که به اسرائیل برن

00:11:08.506 --> 00:11:12.468
و جور نشد که بروند و
پول زیادی هم برای این انتقال

00:11:12.510 --> 00:11:16.639
از دست دادن و به همین دلیل
اون بسیار بسیار حساس و مضطرب بود

00:11:16.681 --> 00:11:18.474
همیشه خدا

00:11:18.516 --> 00:11:21.644
من میدونم که به پدر و مادرم
خیلی سخت گذشته

00:11:21.686 --> 00:11:26.065
و اونا الان جایی که هستن، هستن
چون هر دوی اونها

00:11:26.107 --> 00:11:30.069
عرق ریختن و کار کردن و
به هیچ‌وجه نمی‌تونستن

00:11:30.111 --> 00:11:32.155
تنبلی کنن

00:11:32.196 --> 00:11:36.701
...میدونین چیه-
چیزی که من تلاش می‌کنم تورو بهش دعوت کنم اینه که-

00:11:37.076 --> 00:11:41.497
به عنوان چیز قطعی نبینیش و
متوجه باشی که چنین اضطراب‌هایی

00:11:41.539 --> 00:11:46.336
وقتی در یک فرد در جوانی
نهادینه و نهفته می‌شه

00:11:47.378 --> 00:11:52.508
دارای یک هویت اسطوره‌ای و
افسانه‌ای میشه و چیزی که

00:11:52.550 --> 00:11:55.678
من دارم تلاش می‌کنم که
در تو تشویقش کنم

00:11:55.720 --> 00:12:00.183
نوعی کنجکاویه که بتونی باهاش
اضطرابت رو از اون نگاه ببینی

00:12:00.600 --> 00:12:05.438
اینکه به عنوان یک خاطره یا
یک ارثیه رسیده بفهمیش

00:12:05.480 --> 00:12:12.528
انگار که یک ماموریتی باشه که
از خانواده به تو رسیده باشه

00:12:13.488 --> 00:12:15.490
...خوب من-
متوجه منظورم میشی؟-

00:12:15.531 --> 00:12:17.116
آره متوجه منظور
می‌شم

00:12:17.158 --> 00:12:20.328
احساس یهویی که بهش دارم
اینه که خوب آره

00:12:20.370 --> 00:12:23.539
ولی حق با منه چون
آدم نمی‌دونه چی به سرش میاد

00:12:23.581 --> 00:12:25.726
تو نیازی نیست من رو قانع کنی که
ما باید همونطور که تو مضطرب هستی

00:12:25.750 --> 00:12:27.502
مضطرب باشیم

00:12:29.587 --> 00:12:31.732
...برای تو بهتره که-
فکر کنم می خواد روی همه بیمارانتون هم تاثیرش رو بگذاره-

00:12:31.756 --> 00:12:35.718
نگاهی دوباره به اضطرابت بی‌اندازی
متوجه منظورم می‌شی؟

00:12:38.179 --> 00:12:39.722
دقیقا متوجه منظورم می‌شی؟

00:12:39.764 --> 00:12:42.392
بله متوجه می‌شم

00:12:49.065 --> 00:12:52.568
این برای ما عادیه که افراد
در بحث در مورد والدینشون به شدت گارد می‌گیرند

00:12:52.610 --> 00:12:54.404
می‌روند توی یک حالت دفاعی

00:12:54.779 --> 00:12:58.574
انگار اگر کسی بخواد از موضوع سر دربیاره
داره کاسه و کوزه رو سر والدین اونا

00:12:58.616 --> 00:13:00.576
می‌شکنه

00:13:03.371 --> 00:13:07.500
من می‌تونم کمی بیشتر در اضطراب
خودش عمیق بشم

00:13:07.542 --> 00:13:12.588
و این واقعیت که انفجار‌هاش نه فقط
راجع به رفتار شوهرشه بلکه دارای

00:13:12.964 --> 00:13:17.135
انگیزه‌های دیگری هم هست
ولی خوب عمق، کمه

00:13:17.176 --> 00:13:19.929
به نظرم اون کمی از تو هراس داره
چون فهمیده که تو

00:13:19.971 --> 00:13:22.390
می‌خواهی به جایی ببریش که
براش ترسناکه

00:13:22.432 --> 00:13:27.395
برای همین نباید باهاش عجله کرد
بلکه خیلی نرم و آروم باید رفتار کرد

00:13:27.437 --> 00:13:30.398
اون می‌تونه روی همراهی تو
حساب کنه و باهات بیاد

00:13:30.440 --> 00:13:34.569
و بلاخره اون ناراحتی رو حس کنه
و با همجواری تو

00:13:34.610 --> 00:13:36.612
آروم بشه

00:13:36.654 --> 00:13:38.573
فوق‌العاده است اگه
همچین اتفاقی بیوفته

00:13:38.614 --> 00:13:43.202
یعنی برای من قابل تصوره که
اون اصلا به من راه نده

00:13:43.244 --> 00:13:45.621
آره درسته

00:13:45.663 --> 00:13:48.207
مادرم به من شدیدا
انگیزه می‌داد که موفق باشم

00:13:48.249 --> 00:13:50.793
و مثلا نمره نود و هشت از صد
اصلا براش کافی نبود

00:13:50.835 --> 00:13:52.795
همیشه باید صد می‌شدم

00:13:52.837 --> 00:13:56.257
ولی خوب
دختر اون بودن چه حسی داشت؟

00:13:56.299 --> 00:13:58.009
یادمه وقتی کلاس هشتم بودم

00:13:58.050 --> 00:14:02.180
در تیم المپیاد ریاضی قبول شدم و
دومین فرد

00:14:02.221 --> 00:14:04.974
باهوش در کل آمریکا
شده بودم

00:14:06.559 --> 00:14:08.579
و مادرم ازم ناامید بود
چون اول نشده بودم

00:14:08.603 --> 00:14:10.188
خدای من-
آره-

00:14:10.229 --> 00:14:12.416
...و من یادمه که اون
اون حتی نمی‌خوست

00:14:12.440 --> 00:14:14.775
مدرک المپاد من رو
بزنه به دیوار

00:14:14.817 --> 00:14:16.777
بهش گفتی که این
رفتار بی‌رحمانه‌ای بوده؟

00:14:16.819 --> 00:14:17.904
نه

00:14:17.945 --> 00:14:19.614
خوب اون موقع
خیلی صدمه خوردم

00:14:19.655 --> 00:14:22.783
ولی خوب واضحه که همه اینا
از این ناشی میشه که اون

00:14:22.825 --> 00:14:24.202
بهترین رو برای من می‌خواد
منظورش این نبوده که مثلا من

00:14:25.661 --> 00:14:27.413
چه ادم بدی هست که

00:14:27.455 --> 00:14:29.641
همین الانم اون به طور مداوم
به من می گه که

00:14:29.665 --> 00:14:31.250
چه کارهایی باید انجام بدم

00:14:31.292 --> 00:14:32.835
تو هم با من کمی همین کار رو می‌کنی

00:14:32.877 --> 00:14:33.836
آره می‌کنم-
کمی؟-
من همیشه باهاش همین کار رو می‌کنم

00:14:35.296 --> 00:14:36.839
نمی‌دونم
من باهاش می‌سازم دیگه

00:14:36.881 --> 00:14:39.634
نه من کاملا متوجه هستم که
...در حال زندگی کردن این

00:14:39.675 --> 00:14:41.636
انگار وظیفه خانوادگیه-
آره وظیفه خانوادگیه-

00:14:41.677 --> 00:14:46.015
من دارم دینامیک رابطه‌ای رو زندگی می‌کنم
که مادرم به وجودش آورده

00:14:46.057 --> 00:14:48.267
خوب ما چرا سعی نکنیم
بیشتر بفهمیمش؟

00:14:48.309 --> 00:14:52.480
اگه تو بخوای تصور کنی
،در کنار محبت مادرت

00:14:52.522 --> 00:14:56.025
سرمایه‌گذاری اون در
موفقیت تو چی بوده؟

00:14:56.067 --> 00:15:00.029
من فکر کنم مهاجر بودن ما
و اومدن‌مون به این کشور

00:15:00.071 --> 00:15:03.658
انگار ترسی به جون اون
انداخته بود که اون نمی‌خواست بچه‌هاش

00:15:03.699 --> 00:15:08.829
به هیچ‌وجه چیزی رو که اون
تجربه کرده بود رو تجربه کنند

00:15:08.871 --> 00:15:10.831
اون دوست نداشت من شکست بخورم

00:15:10.873 --> 00:15:13.251
اون دوست نداشت من
زندگی ناشادی داشته باشم

00:15:13.292 --> 00:15:17.046
ولی این وحشت از شکست
از کجا اومده؟

00:15:17.088 --> 00:15:19.632
چطوری اون فکر می‌کرد
که یک شکست‌خورده است؟

00:15:19.674 --> 00:15:22.635
اون زیاد از شکست‌هاش
صحبت می‌کرد

00:15:22.677 --> 00:15:25.864
و بیش از اون راجع به پشیمانی‌هاش-
...آره ولی انگار یک وحشت عمیق-

00:15:25.888 --> 00:15:27.265
از پشیمانی زیاد می‌گفت-
آهان-

00:15:27.306 --> 00:15:29.284
اون بارها به من گفته بود که
پشیمونه از این که

00:15:29.308 --> 00:15:30.643
نتونسته بیشتر برامون بگذاره

00:15:30.685 --> 00:15:35.272
ولی بیشتر به نظرم از نوعی که
زندگیش جاییه که الان هست پشیمونش می‌کنه

00:15:35.273 --> 00:15:39.902
خوب پس چیزی که تو شاهدش هستی
یک احساس شکست عظیم

00:15:39.944 --> 00:15:44.949
و پشیمانیه که تبدیل شده به سرمایه‌گذاری
روی تو برای موفقیت

00:15:45.950 --> 00:15:48.160
فکر کنم آره

00:15:48.536 --> 00:15:52.915
خوب این شاید یک راه باشه که
تو بهتر بتونی اضطرابت رو بفهمی

00:15:52.957 --> 00:15:56.752
تو همچنین داری
چیزی رو هم برای مادرت درست می‌کنی

00:15:59.380 --> 00:16:00.840
فکر کنم

00:16:00.881 --> 00:16:04.468
من هیچ‌وقت این‌طوری ندیدمش چون
مادر من با بچه‌هاش

00:16:04.510 --> 00:16:09.098
مثل پاره‌هایی از تن خودش
برخورد می‌کنه

00:16:09.140 --> 00:16:10.308
درسته

00:16:10.349 --> 00:16:14.687
انگار چنان عدم تفکیک
بین مادر و

00:16:14.729 --> 00:16:19.775
فرزندان شدیده که حتی نمی‌شه
این جمله به زبان آورده بشه که «من نیاز دارم

00:16:20.568 --> 00:16:23.321
«تو این کار رو بکنی که من بهتر بشم

00:16:24.572 --> 00:16:27.325
و تو مکرر این رو تکرار میکنی که
اون چیزی که برای من بهتره

00:16:27.366 --> 00:16:30.911
رو برای من می‌خواد پس
من نمی‌تونم عصبانی باشم

00:16:30.953 --> 00:16:34.332
ولی مشکل اینجاست که این حرف انگار
به نوعی جلوی تو رو می‌گیره که

00:16:34.373 --> 00:16:39.420
:بخواد به ذهنت خطور کنه
اون خیلی مضطربه و اون

00:16:41.172 --> 00:16:44.800
نیاز داره که من برای اضطرابش کاری کنم
چون همین به تو اضطراب می‌ده

00:16:44.842 --> 00:16:46.802
چون کار غیرممکنیه

00:16:46.844 --> 00:16:49.138
غیر ممکنه

00:16:49.180 --> 00:16:52.516
آره خوب متوجه منظورتون میشم
ولی من اونقدرا هم فداکار نیستم

00:16:52.558 --> 00:16:55.978
من وقتم رو برای فکر کردن
به اضطراب‌های اون نمی‌گذارم

00:16:56.020 --> 00:16:58.814
ولی آیا همه چیز اینطور تحلیل
نمی‌شه که اون چه چیزهایی رو

00:16:58.856 --> 00:17:02.318
می‌تونه بدونه و
چی رو تایید می‌کنه و چی رو رد می‌کنه؟

00:17:02.360 --> 00:17:03.778
فکر نکنم

00:17:03.819 --> 00:17:06.697
فکر کنم اون به من یک
خط مشی کلی زندگی داده

00:17:08.115 --> 00:17:08.783
انگار نقشه‌هاش رو
اون کشیده باشه

00:17:08.784 --> 00:17:11.118
اون نقشه رو کشیده و
الان هرچیزی همون جاست

00:17:11.160 --> 00:17:12.620
درسته

00:17:12.662 --> 00:17:14.348
...و اینا به این ربطی نداره که
یعنی من به نقشه

00:17:14.372 --> 00:17:16.749
نگاه نمی‌کنم و نمی‌گم که
نکنه معماری که نقشه رو کشیده ناراحت بشه

00:17:16.791 --> 00:17:18.167
من راجع به چنین چیزی فکر نمی‌کنم

00:17:18.209 --> 00:17:20.753
خوب این خودش
جزئی از نقشه اولیه است

00:17:20.795 --> 00:17:25.383
اضطراب در مورد معمار
در ذات طرح‌هاش نهادینه است

00:17:25.424 --> 00:17:28.386
ولی من هیچ‌وقت در موردش فکر نمی‌کنم

00:17:28.427 --> 00:17:31.806
اگر می‌تونستی راجع بهش فکر کنی
درمان دیگه کاری نداشت

00:17:34.642 --> 00:17:37.603
ناخودآگاه دقیقا
همین‌طوری کار می‌کنه

00:17:37.645 --> 00:17:42.191
فقط زمانی که آگاه بشی
از اضطرابت رها خواهی شد

00:17:42.233 --> 00:17:44.985
راستش راجع بهش
مطمئن نیستم

00:17:45.027 --> 00:17:49.198
همه آدما نقشه اولیه ذهنشون
به وسیله والدین‌شون ساخته می‌شه

00:17:49.240 --> 00:17:50.449
همه همین‌طور هستن

00:17:50.491 --> 00:17:53.202
اونا می‌تونن تا درجاتی از
اون نقشه فاصله بگیرند

00:17:53.244 --> 00:17:57.456
نوعی از نقشه ‌ها هستند که
مارو در بر می‌گیرند...یعنی

00:17:57.498 --> 00:18:01.168
وقتی انقدر تجربه اضطراب داری می‌تونی
به این نتیجه برسی که این نقشه‌اولیه

00:18:01.210 --> 00:18:02.753
به نقشه اولیه ساده نیست

00:18:02.795 --> 00:18:05.172
«این یک زندگی خوبه»

00:18:05.214 --> 00:18:10.219
ولی اضطراب داره چیزهایی راجع
به ناشادی‌های والدینت به تو می‌گه

00:18:10.886 --> 00:18:16.058
و تو انگار استخدام شدی که
کاری برای اون بکنی

00:18:42.918 --> 00:18:45.671
من می‌خواستم با تو راجع به
تاشیرا و درو حرف بزنم

00:18:45.713 --> 00:18:47.214
خوب

00:18:47.256 --> 00:18:49.842
در مورد نوعی که اون
راجع به پدرخوانده بودن داره تلاش می‌کنه

00:18:49.884 --> 00:18:55.097
و خشونت اون مرد در برابر زنان
انگار که مشکلی نداشته

00:18:55.139 --> 00:18:57.099
و براش روبراه بوده

00:18:57.141 --> 00:19:01.020
و درو باید بفهمه که فاصله گرفتن
تاشیرا از اون فقط بخاطر

00:19:01.061 --> 00:19:08.444
سردی و کناره‌گیر بودن خودش نیست
و خود درو هم درش نقش داره

00:19:08.486 --> 00:19:13.032
جوری که می‌شه این
موضوع رو باز کرد اینه که

00:19:13.073 --> 00:19:18.120
خوب درو، به نظر میاد که تو
با رابطه گرمی که با پدر تاشیرا برقرار کردی

00:19:18.370 --> 00:19:22.666
حاضری برای دوری از تاشیرا هزینه
بیشتری از آنچه

00:19:22.708 --> 00:19:27.254
که فکر می‌کردی پرداخت کنی

00:19:27.296 --> 00:19:28.631
آره

00:19:28.672 --> 00:19:31.801
این هزینه‌ای هست که
شاید مجبور به دادنش باشی

00:19:32.844 --> 00:19:33.844
تاشیرا و درو

00:19:35.346 --> 00:19:39.725
بعد از جلسه قبلی
چه احساسی داشتی؟

00:19:39.767 --> 00:19:41.101
اون از دست من شاکی بود
چی بود؟

00:19:41.936 --> 00:19:43.521
از دستم شاکی بود

00:19:43.562 --> 00:19:47.733
وقتی از اینجا رفتیم
من احساس کردم به اندازه کافی حمایتم نکرده بود

00:19:47.775 --> 00:19:51.320
انگار اصلا براش
اهمیتی نداشت

00:19:51.362 --> 00:19:55.950
و انگار که اصلا
حرفای من رو باور نکرده بود

00:19:55.991 --> 00:20:02.581
چون پدر من رو در اون حال خوب دیده بود
باور نمی‌کرد که چنین اتفاقی هم افتاده باشه

00:20:02.623 --> 00:20:08.754
شاید من دوست ندارم اون جنبه
از این آدم رو باور کنم

00:20:08.796 --> 00:20:12.007
شاید چون ارتباط خیلی خوبی
باهاش دارم

00:20:12.049 --> 00:20:15.010
اون قرار بقیه عمر
در زندگی من باقی بمونه

00:20:15.052 --> 00:20:19.014
یعنی تو داری می گی که
تو ممکنه به دلیلی

00:20:19.056 --> 00:20:22.852
چشمت رو روی کارهای اون ببندی-
بله-

00:20:23.102 --> 00:20:25.604
...می‌دونین من دوست ندارم این چیزای
می‌دونین؟

00:20:25.646 --> 00:20:29.817
...من دوست ندارم-
تو دوست نداری چیزای آزاردهنده ببینی؟-

00:20:29.859 --> 00:20:31.318
آره

00:20:31.360 --> 00:20:34.363
حرف زدن ازش هم
باعث احساس جدایی من از پدرش

00:20:34.405 --> 00:20:37.700
و این چیزیه که
من ازش می‌ترسم

00:20:38.075 --> 00:20:41.203
ولی این احساس جدایی شاید
برای این باشه که تو اجازه می‌دی

00:20:41.245 --> 00:20:45.875
اطلاعات به درونت رسوخ کنند
بجای اینکه بیرون نگهشون داری

00:20:45.916 --> 00:20:47.209
بله درسته
خوب دیدی

00:20:48.085 --> 00:20:49.879
کاملا هم برام درونیه

00:20:49.920 --> 00:20:51.213
کاملا

00:20:51.255 --> 00:20:53.048
ولی این چیزیه که
من ازش می‌ترسیدم

00:20:53.090 --> 00:20:57.428
...می‌دونم ولی من نمی‌خوام تو اینطور حس کنی که-
تو دقیقا از چی می‌ترسی؟-

00:20:57.469 --> 00:21:00.055
تو چیزی رو از دست خواهی داد؟-
آره-

00:21:00.097 --> 00:21:02.182
کسی رو از دست می‌دی که جای پدرته؟-

00:21:02.224 --> 00:21:04.977
بله همینطوره. میدونین؟

00:21:05.019 --> 00:21:09.899
و خوب...من
اصلا این رو نمی خوام

00:21:10.733 --> 00:21:13.402
تریشا تو چه حسی داری؟

00:21:13.444 --> 00:21:14.653
من عصبانی هستم

00:21:14.695 --> 00:21:16.655
من گیج شدم

00:21:16.697 --> 00:21:18.407
ناامید شدم

00:21:18.449 --> 00:21:21.035
می دونین پدر من
هیچوقت دست روی من بلند نکرده

00:21:21.076 --> 00:21:26.081
ولی دیدنش توی اون حال خشمش
واقعا برام ترسناک بوده

00:21:28.751 --> 00:21:32.087
...این خیلی سخته که-
اونجا باشی-

00:21:32.129 --> 00:21:34.441
همسر شما به شما این چیزا رو بگه
و بعد شما برید خونه و

00:21:34.465 --> 00:21:39.428
طوری رفتار کنید که
انگار اتفاقی نیوفتاده

00:21:39.470 --> 00:21:41.931
نه نباید اینطور باشه که
انگار اتفاقی نیوفتاده

00:21:41.972 --> 00:21:46.268
اگه بپذیری که اتفاق افتاده
و تماست رو با اون آدم حفظ کنی چی میشه؟

00:21:46.310 --> 00:21:47.937
فکر کنم کاملا
یک حس دیگه خواهم داشت

00:21:47.978 --> 00:21:50.123
نمی‌دونم چطوری ازش بگم
چون واقعا نمی دونم که

00:21:50.147 --> 00:21:50.856
چه اتفاقی می‌افته-
این یک احساس متفاوته-

00:21:50.857 --> 00:21:55.569
چون تو داری اطلاعاتی رو به درونت
راه می‌دی که زیبا نیستند

00:21:57.154 --> 00:22:01.867
وقتی آدم طوری رفتار کنه که انگار اتفاقی نیوفتاده
معمولا چیزی بجز دلخوری و ناراحتی نمی‌مونه

00:22:03.285 --> 00:22:08.290
و به نوعی این بر می‌گرده و
روی رابطه تو اثر می‌گذاره

00:22:08.540 --> 00:22:11.043
صددرصد همین‌طوره

00:22:11.085 --> 00:22:16.131
ولی تو در این دینامیک
خودت رو به عنوان یک عضو موثر نمی‌بینی؟

00:22:17.758 --> 00:22:19.301
دقیقا منظورتون چیه؟

00:22:19.343 --> 00:22:22.096
این که برای تو سخته
...چنین دری رو باز کنی

00:22:22.137 --> 00:22:25.307
خوب؟-
بخشی از بقیه اتفاقاته-

00:22:25.349 --> 00:22:29.937
:میدونین از اون چیزاس که آدم می‌گه
خوب برای من که اتفاق نیوفتاده

00:22:29.979 --> 00:22:33.357
و بعد تو می‌تونی
بگذاریش همون کنار بمونه

00:22:35.192 --> 00:22:41.323
...فکر کنم-
و همچنین، درسته که این برای تو رخ نداده ولی چیزای دیگه‌ای-

00:22:41.365 --> 00:22:42.992
برات رخ داده

00:22:44.785 --> 00:22:48.998
شاید تو هم دلایل خودت رو داشته باشی
که از خودت در برابر دونستن خشونت

00:22:49.039 --> 00:22:51.184
دیگران محافظت کنی
چون خودت ممکنه تجربه زیادی

00:22:51.208 --> 00:22:53.335
از خشونت در زندگی
خودت داشتی

00:22:55.045 --> 00:23:00.009
شاید این راهی بوده که در زندگی خودت
از خودت محافظت کردی

00:23:00.050 --> 00:23:03.012
خوب شاید آره

00:23:04.972 --> 00:23:09.727
من کاری که والدینم می‌کردند رو
خشونت نمی‌دیدم

00:23:09.768 --> 00:23:14.148
می‌دونین اگه کسی ازم می‌پرسید
که آیا والدینت

00:23:14.189 --> 00:23:17.735
میدونین، مثلا فیزیکی آزارت می دن؟

00:23:17.776 --> 00:23:20.529
همون اول نمی‌گفتم که
اره من رو می‌زنن

00:23:20.571 --> 00:23:23.365
می‌گفتی نه-
...آره، من می‌گفتم-

00:23:23.407 --> 00:23:25.993
نه یعنی من می‌گفتم
اگه کاری بدی می‌کردم ممکن بود

00:23:26.035 --> 00:23:27.786
تنبیه بشم
...ولی من

00:23:27.828 --> 00:23:29.997
ولی اونا فیزیکی به
من آسیبی نمی‌رسوندند

00:23:30.831 --> 00:23:32.374
...خوب این-
می‌دونم-

00:23:32.416 --> 00:23:34.793
می دونم. من این
مکانیزم رو می‌فهمم

00:23:34.835 --> 00:23:37.212
...اسمی که روش گذاشتند جوریه که

00:23:37.254 --> 00:23:39.798
نوعی که برای تو تداعی میشه
به این دلیله که تو معنی

00:23:39.840 --> 00:23:42.217
کاملش رو بهش نمی‌دی-
آره-

00:23:42.259 --> 00:23:46.180
این کار رو می‌کنی تا بازم دوستشون داشته باشی
تا ارتباطت رو با والدینت حفظ کنی

00:23:46.221 --> 00:23:51.018
و فکر کنم چون بخاطر این باشه
که تا وقتی کاری بدی نکرده بودیم

00:23:51.060 --> 00:23:51.810
اتفاق نمی‌افتاد
همینطوری اتفاق نمی‌افتاد

00:23:53.228 --> 00:23:55.230
پدرم مشروب نمی‌خورد و بعدش
مارو کتک بزنه

00:23:55.272 --> 00:23:56.398
...می‌دونین-
آره-

00:23:56.440 --> 00:23:58.859
اقلا یک قانون و چهارچوبی
برای خودش داشته

00:23:58.901 --> 00:23:59.610
دقیقا

00:23:59.651 --> 00:24:01.361
می‌دونین به هدف اصلاح بود

00:24:01.403 --> 00:24:03.572
من خیلی حس بدی دارم
بهش بگم خشونت

00:24:03.614 --> 00:24:04.573
حس خوبی ندارم

00:24:04.615 --> 00:24:07.159
خوب می‌تونیم بهش بگیم
خشونت سازمان‌یافته

00:24:07.201 --> 00:24:09.787
خشونت سازمان‌یافته قانون‌مدار

00:24:11.038 --> 00:24:12.164
نمی‌دونم

00:24:12.206 --> 00:24:15.000
برایم سخته اینطوری
در افکار خودم جاش بدم

00:24:15.042 --> 00:24:20.089
این به تو کمکی می‌کنه که
درک کنی چرا برای درو سخته؟

00:24:20.714 --> 00:24:22.400
که کاملا با تو همدلی کنه؟-
آره خوب-

00:24:22.424 --> 00:24:25.803
من می‌فهمم و
می‌فهمم که چی داره می‌گه

00:24:25.844 --> 00:24:32.267
اون اجازه نمی‌ده که
آسیبی که بهش خورده باورش بشه

00:24:34.561 --> 00:24:38.273
و الان که همه چیز روبراهه
خوب از اوضاع راضیه

00:24:38.315 --> 00:24:40.609
و انگار که اتفاق نیوفتاده و
دیگه براش مهم نیست

00:24:41.985 --> 00:24:44.071
خوب البته
من این وسط کمی آسیب می‌بینم

00:24:44.113 --> 00:24:47.282
انگار اون فقط بخش
خوش‌گذرونی براش مهمه

00:24:47.658 --> 00:24:50.244
انگار فقط داره تماشا می‌کنه-
و تورو تنها می‌گذاره-

00:24:50.285 --> 00:24:56.500
و من رو برای سروکله زدن با این چیزا تنها می‌گذاره-
آره-

00:24:56.750 --> 00:24:59.086
...فکر کنم به این مربوطه که

00:24:59.128 --> 00:25:01.630
زنم داره درباره کسی حرف می‌زنه
که بهش آسیب زده و

00:25:01.672 --> 00:25:06.844
یا به طریقی روش اثر
ناخوشایندی گذاشته

00:25:06.885 --> 00:25:08.846
و اون آدم الان دقیقا
روبروی توئه

00:25:08.887 --> 00:25:10.264
آره

00:25:10.305 --> 00:25:11.849
نمی‌دونم

00:25:11.890 --> 00:25:15.644
اگه بخواهی آگاه بشی که
چنین چیزی چه چیزی رو در تو بالا میاره

00:25:15.686 --> 00:25:18.230
زمانی که با پدرش مواجه می‌شی
می‌تونه جالب بشه

00:25:18.272 --> 00:25:20.232
نه اینکه بخوای
دست به کاری بزنی

00:25:21.483 --> 00:25:24.319
اگه بخوای فقط درون خودت رو ببینی

00:25:24.570 --> 00:25:26.071
آره ولی خوب بعدش چی؟

00:25:26.113 --> 00:25:29.283
...احساسم-
هر احساسی که هست رو حس کن-

00:25:29.324 --> 00:25:31.660
چیزای بد؟-
آره احساس بدی داشته باش-

00:25:31.702 --> 00:25:34.663
ولی خوب این که
راحتی به دنبال نداره

00:25:34.705 --> 00:25:36.707
خوب که چی؟

00:25:36.999 --> 00:25:40.502
خوب چرا من خودم رو
در یک وضعیت ناراحت قرار بدم؟

00:25:40.544 --> 00:25:44.339
چون تو دوست داری
واقعیت رو بدونی

00:25:44.381 --> 00:25:49.344
و به خاطر اینکه مانع
رابطه‌ات با تریشا شده

00:25:51.555 --> 00:25:56.555
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.