﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:17.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:17.055 --> 00:00:19.474
داری مدیریتی می‌کنی؟

00:00:20.225 --> 00:00:22.018
دارم انرژی جنسی کانالیزه می‌کنم

00:00:23.562 --> 00:00:26.398
باید راجع بهش حرف بزنیم

00:00:28.275 --> 00:00:29.526
تو باید راجع بهش حرف بزنی
ای انرژی های شهوت بیایید

00:00:30.944 --> 00:00:33.864
بسه

00:00:41.830 --> 00:00:42.830
متیو و جیانی

00:00:44.749 --> 00:00:48.253
آخرش همش سر اینه که
چی شهوت شما رو تحریک می‌کنه نه؟

00:00:48.587 --> 00:00:49.588
یا اینطور نیست؟
من نمی‌دونم

00:00:50.755 --> 00:00:55.051
...انگار که کاملا
...چطوری بگم

00:00:55.093 --> 00:00:58.555
انگار که خیلی وانیلی‌تر شده
(منظور سکس رمانتیک‌تر و نرم‌تر)

00:00:58.597 --> 00:00:59.431
می‌دونین منظورم رو؟
می‌دونین؟-
آره-

00:01:00.765 --> 00:01:02.392
از وقتی الکل رو ترک کردم

00:01:02.434 --> 00:01:06.229
و واقعا نمی‌دونم چه چیزی
در نقطه‌ای که هستم

00:01:06.271 --> 00:01:07.772
تحریکم می‌کنه-
درسته-

00:01:07.814 --> 00:01:09.566
حس تو راجع به این موضوع چیه؟

00:01:09.608 --> 00:01:14.070
درباره این‌که ماتیو داره
هویت جنسی خودش رو بازشناسی می‌کنه؟

00:01:14.112 --> 00:01:17.574
آیا تو نسبت به ایده تلاش کردن
و تجربه کردن در این زمینه باز هستی؟

00:01:17.616 --> 00:01:19.260
تا ببینی چی می‌شه؟-
حتما، چراکه نه؟-

00:01:19.284 --> 00:01:21.077
هرچی که باشه-
آره-

00:01:21.119 --> 00:01:22.245
بله-

00:01:22.287 --> 00:01:23.747
من این رو ابرازش هم کردم

00:01:23.788 --> 00:01:25.248
می ‌دونین به خودشم گفتم-
درسته-

00:01:25.290 --> 00:01:27.292
شاید برای این باشه که
میدونین من وقتی حدودا

00:01:27.334 --> 00:01:30.754
بیست و سه یا چهار سالم بود
وارد این رابطه شدم و چیزای زیادی

00:01:30.795 --> 00:01:33.965
هست که دوست دارم تجربه
کنم و انجامش بدم و با اون هم

00:01:34.007 --> 00:01:36.259
انجام بدم. می‌دونین؟

00:01:36.301 --> 00:01:39.763
ولی خوب گاهی نمی‌دونم که
از من چه کمکی بر میاد و چه باید بکنم

00:01:39.804 --> 00:01:44.893
تا چیزها روان‌تر و راحت‌تر
...رخ بده

00:01:46.478 --> 00:01:47.103
متوجهین؟

00:01:47.145 --> 00:01:49.814
تازه موضوع جسمی هم نیست
چون من کاملا نسبت بهش تمایل دارم

00:01:52.525 --> 00:01:54.486
و وقتی موتورمون هم راه می‌افته
برامون کار آسونیه

00:01:54.527 --> 00:01:56.780
ولی مسئله اصلی من
شروع و استارت کاره

00:01:57.822 --> 00:02:01.660
من فقط نمی‌فهمم که
...الان دیگه

00:02:01.952 --> 00:02:04.287
عین قبل توش
راحت نیستم

00:02:04.329 --> 00:02:06.623
اصلا. یه جورایی
مضحکه

00:02:06.665 --> 00:02:08.792
قبلا که سکس داشتم

00:02:09.501 --> 00:02:11.086
درسته

00:02:12.337 --> 00:02:14.172
خوب باید ببینیم چی در
نخوردن الکله؟

00:02:14.214 --> 00:02:19.135
باید ببینیم چی در بودن در
یک رابطه جدیه؟

00:02:19.177 --> 00:02:21.471
بنظرم وقتی واقعا
کسی رو بشناسی

00:02:21.513 --> 00:02:24.808
چیزی که خوب در سطح
سه سال رابطه هست

00:02:24.849 --> 00:02:29.312
من فکر کنم اونم خیلی چیزارو
از قبل من دیده و می‌دونه

00:02:29.354 --> 00:02:32.107
...که همینم من رو

00:02:33.191 --> 00:02:34.651
حتی آسیب‌پذیر‌تر می‌کنه

00:02:34.693 --> 00:02:35.360
درسته

00:02:35.402 --> 00:02:40.657
طوری که من موضوع رو می‌بینم
حتی شاید جذابیتم براش کمتر شده باشه

00:02:40.699 --> 00:02:41.825
چون از قبل تورو بیشتر
میشناخته؟

00:02:41.866 --> 00:02:43.660
و چیزی ازش مخفی نیست؟-
آره-

00:02:43.702 --> 00:02:45.846
اصلا فکر کنم...هرچیزی
هرچی بیشتر و بیشتر

00:02:45.870 --> 00:02:51.167
به آسیب‌پذیری من اضافه می‌کنه
و من نمی‌فهمم که چرا انقدر سخت شده

00:02:51.209 --> 00:02:53.336
برای تو-
آره-

00:02:55.255 --> 00:02:58.842
می‌دونی، من الان که
این‌ها رو می‌گی یاد گذشته‌ای می‌افتم

00:02:58.883 --> 00:03:01.177
که خودت برام تعریفش کردی.نه؟

00:03:01.219 --> 00:03:04.347
تاریخچه‌ای که با خانواده‌ات داشتی

00:03:05.057 --> 00:03:09.686
اینکه انقدر خشونت‌بار در خانواده
باهات در مورد هویت جنسی‌ برخورد شد و خصوصا

00:03:09.728 --> 00:03:13.023
حمله‌هایی که توسط پدر بهت شد

00:03:13.064 --> 00:03:15.191
الان مادرم برام
خیلی مهمه

00:03:15.233 --> 00:03:19.362
و واقعا رفتارش تغییر کرده
اندازه تفاوت روز و شب

00:03:19.404 --> 00:03:23.867
و راستش تا اونجایی که به من
مربوطه من پدری ندارم

00:03:24.117 --> 00:03:27.203
تو پدری داری که
رفتار پدرانه نداره

00:03:27.245 --> 00:03:30.040
من پدری دارم که
هر هشت‌ماه یکبار، پیامکی میده

00:03:30.081 --> 00:03:32.042
من به نظرم اونم به
روش خودش داره تلاش می‌کنه

00:03:32.083 --> 00:03:33.710
از اوضاع آب و هوا برام می‌نویسه

00:03:33.752 --> 00:03:39.090
وقتی با هم ملاقات کردیم...میدونین
به نظر رفتارش محترمانه بود

00:03:39.132 --> 00:03:43.219
می‌دونین دفعه قبلی که
من تصمیم گرفتم که

00:03:43.261 --> 00:03:45.764
مثلا می‌دونین
دوباره برم سمتش

00:03:45.805 --> 00:03:49.392
و یک مکالمه ساده باهاش
داشته باشم

00:03:49.434 --> 00:03:52.562
آخرش اینطوری شد که
بهم گفت

00:03:52.604 --> 00:03:54.731
من آخرش میرم
به جهنم

00:03:54.773 --> 00:03:56.733
دوباره؟-
آره-

00:03:56.775 --> 00:04:01.404
من روز تولدم بهش
زنگ زدم چون

00:04:01.446 --> 00:04:08.745
لحظه‌ای بود که فکر کنم
نمی‌دونم، پدرم رو می‌خواستم

00:04:08.787 --> 00:04:13.792
خوب نزدیک‌ترین افراد به تو؛
خانواده تو، بخاطر ترجیح جنسیت

00:04:15.001 --> 00:04:18.630
بهت حمله کردن و
این فشار خیلی زیادیه

00:04:18.671 --> 00:04:20.423
...انگار که-
درسته-

00:04:20.465 --> 00:04:24.761
تو فقط به دنبال تکانه‌های
درونی خودت بودی

00:04:24.803 --> 00:04:26.387
این حقیقت داره

00:04:26.429 --> 00:04:31.267
اونا نیاز جنسی من رو سرکوب کردند
و تنها راهی که

00:04:32.060 --> 00:04:37.482
من تونستم از وسط اون آشوب
عبور کنم به کمک الکل بود

00:04:38.650 --> 00:04:44.155
...تا احساس شرمندگی-
انگار که ایرادی داری-

00:04:44.197 --> 00:04:45.800
درسته-
یا اینکه قرار بعدا تنبیه بشی-

00:04:45.824 --> 00:04:49.160
درسته. واسه همین
هر کاری که کردم

00:04:50.829 --> 00:04:52.455
من از کسی که بودم
شرمنده بودم

00:04:52.497 --> 00:04:53.665
درسته

00:04:53.706 --> 00:04:56.584
و شاید به نوعی
هنوزم هستم

00:04:58.545 --> 00:05:02.465
اگه بخواهیم برگردیم و
این رو به مشکل شروع کردن و دوگانگیش تعمیم

00:05:02.507 --> 00:05:07.595
بدیم و ترجمه‌کنیم
اون حالی که خودت رو فاش می‌کنی

00:05:08.096 --> 00:05:13.017
با همه این چیزایی که هنوز
در درونت فعال هستند

00:05:15.562 --> 00:05:20.316
احتمالا در چنین موقعیتی
احساس ریسک زیادی می‌کنی

00:05:20.358 --> 00:05:22.318
آره. در شروع کردن
هر چیزی

00:05:22.360 --> 00:05:26.656
این که شروع کنی
و خود واقعیت رو نشون بدی

00:05:26.865 --> 00:05:29.534
چیزی که واقعا می‌خوای رو

00:05:31.411 --> 00:05:34.038
یعنی با توجه به چیزی که
تو از سر گذروندی

00:05:34.080 --> 00:05:37.375
همین که هنوز داری انجامش می‌دی
خودش جای تعجب داره

00:05:38.418 --> 00:05:38.960
جدی

00:05:39.002 --> 00:05:44.048
این به نظرم شاهدی بر
نیروی زندگی درونته

00:05:44.465 --> 00:05:49.721
می‌دونین فقط یه کمی
وجود حمایت

00:05:51.097 --> 00:05:56.186
در زندگی من می‌تونست
در حقم

00:05:56.477 --> 00:05:58.062
آره-
معجزه کنه-

00:05:58.104 --> 00:05:59.731
متوجه هستم

00:06:00.023 --> 00:06:03.860
پس انتخاب جیانی
انتخاب عاقلانه‌ای بوده

00:06:12.452 --> 00:06:14.746
به چی فکر می‌کنی؟

00:06:16.080 --> 00:06:19.417
می‌دونین برام انگار

00:06:20.752 --> 00:06:25.048
این لحظات کوچیک پیش میاد که

00:06:25.089 --> 00:06:26.674
یه کم صبر کنین

00:06:28.593 --> 00:06:32.013
ازونا که با خودت میگی
همه چیز درست میشه

00:06:38.603 --> 00:06:41.272
ممنونم

00:06:44.317 --> 00:06:46.361
خیلی ازتون ممنونم

00:06:54.118 --> 00:06:59.123
به عنوان یک درمانگر
شما همیشه نمی‌دونید کسی که در اتاق با شماست کیه

00:07:01.626 --> 00:07:04.254
قطعا تعدادی بیشتر از
دونفر با شما در اتاق هستند

00:07:04.295 --> 00:07:05.797
درسته

00:07:06.005 --> 00:07:08.591
چون هرکدوم از آدمایی که
روبروت نشستن

00:07:08.633 --> 00:07:13.638
با خودشون پدر و مادرشون یا
هر کسی رو که در زندگیشون

00:07:15.807 --> 00:07:19.102
روی روابط خانوادگی و زوجیشون
اثر گذاشته، همراه آوردن

00:07:19.143 --> 00:07:20.436
دقیقا

00:07:20.478 --> 00:07:22.605
و وقتی که دارن
با هم صحبت می‌کنن

00:07:22.647 --> 00:07:24.941
اونا لزوما با شریک
زندگی‌شون صحبت نمی‌کنن

00:07:24.983 --> 00:07:28.569
ممکنه حرفا از زبان مادرشون
خطاب به پدرشون باشه

00:07:28.736 --> 00:07:30.780
تکرار یک رقص قدیمی

00:07:30.822 --> 00:07:32.407
بله

00:07:32.573 --> 00:07:35.618
این مکالمات هیچ‌وقت پایان نداره و
شما همیشه باید

00:07:35.660 --> 00:07:40.248
اونها رو با شریک زندگی و
بعدش با فرزندتون داشته باشید

00:07:41.791 --> 00:07:43.644
یعنی درسته که شما ظاهرا
دارید با فرزندتون حرف می‌زنید

00:07:43.668 --> 00:07:47.130
ولی در واقع این ادامه مکالمه‌ای
هست که با پدرتون داشتید

00:07:47.171 --> 00:07:50.091
که سی و پنج سال پیش بوده

00:08:06.608 --> 00:08:07.608
تریشا و درو

00:08:08.693 --> 00:08:12.363
احساس می‌کردم خشم سراسر وجودم رو گرفته

00:08:12.405 --> 00:08:18.494
و اینطوری بود که
موضوع خیلی حساس و پیچیده‌است. می‌دونین؟

00:08:18.536 --> 00:08:20.330
دوست دارین راجع‌بهش حرف بزنیم؟

00:08:20.371 --> 00:08:24.876
چیزی راجع به ناپدری بودن اون
و پسر بزرگ‌تر من بود

00:08:24.917 --> 00:08:26.478
اون طی روز آب زیادی
می‌نوشه. خوب؟

00:08:26.502 --> 00:08:29.172
مام توی خونه از این پارچ‌های
آب داریم که آب رو تصفیه می‌کنه

00:08:29.213 --> 00:08:30.506
و جاش توی یخچاله
راجع به پسرخوانده‌ات صحبت می‌کنی؟-
بله-

00:08:31.883 --> 00:08:32.633
آره

00:08:32.634 --> 00:08:36.012
خوب اون همه آب توی پارچ رو
خورد و من گفتم که

00:08:36.054 --> 00:08:38.848
ببین تو بلاخره باید یاد بگیری
که پارچی که خالی می‌کنی پر کنی

00:08:38.890 --> 00:08:40.516
چون این پارچ همیشه خالیه

00:08:40.558 --> 00:08:41.726
خوب؟

00:08:41.768 --> 00:08:45.355
ولی ایشون خیلی غیرمنتظره
پرید وسط حرف ما دوتا

00:08:45.396 --> 00:08:49.192
و گفت که
جلوی پسرش هم گفت

00:08:49.233 --> 00:08:53.488
گفت تو خودت هستی که
باید یاد بگیری چطوری پارچ رو پر کنی

00:08:53.821 --> 00:08:59.035
فکر کنم انتخاب محل گفتن این حرف
جلوی اون، انتخاب

00:08:59.744 --> 00:09:00.870
جالب توجهیه

00:09:00.912 --> 00:09:05.708
من این رو متوجه شدم ولی
خوب برای من سخته

00:09:05.750 --> 00:09:08.586
من همیشه...می‌دونین
میرم توی حالت دفاعی

00:09:08.628 --> 00:09:10.713
خوب راستش
نمی‌دونم

00:09:10.755 --> 00:09:17.887
خوب وقتی که اون بهش امر و نهی می‌کنه
من انگار اذیت می‌شم

00:09:17.929 --> 00:09:22.767
وقتی درو در موقعیت دستوردهنده
قرار می‌گیره اذیت می‌شی؟

00:09:22.809 --> 00:09:24.060
آره
می‌کنه

00:09:24.977 --> 00:09:25.645
اذیتم می‌کنه

00:09:25.686 --> 00:09:28.898
احساس راحتی ندارم و
میرم توی حالت دفاعی

00:09:28.940 --> 00:09:33.444
منظورت اینه که از تو دوست نداری
درو همچین جایگاهی در خانواده‌شما داشته باشه؟

00:09:33.486 --> 00:09:38.449
من می‌خوام که این موقعیت رو داشته باشه
...و دوست داشتم که بهش اجازه بدم

00:09:41.953 --> 00:09:47.125
می‌دونین اجازه که نه، چطور بگم-
می‌تونی بگی اجازه-

00:09:47.166 --> 00:09:47.875
من درک می‌کنم

00:09:47.876 --> 00:09:51.796
باشه. بهش اجازه بدم که
فرصتش رو داشته باشه چون من

00:09:51.838 --> 00:09:54.590
می‌فهمم که اگه ما بخواهیم که
یک خانواده‌ باشیم اون نیاز به

00:09:54.632 --> 00:09:57.593
اون جایگاه اقتدار داره

00:09:57.635 --> 00:10:01.806
خوب ببین، افراد مختلف درباره
اقتدار والدین، نظرات

00:10:01.848 --> 00:10:03.808
مختلفی دارند

00:10:03.850 --> 00:10:09.230
شاید نظر تو...شاید این مسئله‌ای
باشه که تو درون خودت باهاش مشکل داری

00:10:09.272 --> 00:10:10.773
خوب بله
من هم کاملا اینطور فکر می‌کنم

00:10:10.815 --> 00:10:13.776
فکر کنم مقدار زیادیش
مال اینه که من مدت زیادی رو

00:10:13.818 --> 00:10:18.448
روی پای خودم بودم و
می‌دونین وقتی بزرگ می‌شدم هم

00:10:18.489 --> 00:10:22.493
خبری از پدرومادر مقتدر یا
چیزی شبیه اون نبود

00:10:22.535 --> 00:10:27.623
و شاید به این دلیل که شاید پدرت
از این اقتدارش سواستفاده کرد

00:10:29.500 --> 00:10:32.795
...آره خوب شاید-
با خشونت شدیدش-

00:10:32.837 --> 00:10:35.465
منظورم اینه که دلایل زیادی می‌تونه باشه
که تو نیاز می‌بینی

00:10:35.506 --> 00:10:38.134
اقتدار درو رو
زیر سوال ببری

00:10:38.176 --> 00:10:39.844
آره

00:10:39.969 --> 00:10:43.930
می‌دونین گاهی انگار
برمی‌گردم به همونجای قدیمم

00:10:43.931 --> 00:10:47.477
و نمی‌دونم چرا اون حس‌های قدیمی
بازم میاد سراغم و شاید مال

00:10:47.518 --> 00:10:51.814
اینه که حس می‌کنم
موقعیت الانم همیشگی نیست

00:10:51.856 --> 00:10:55.359
...انگار که-
برمی‌گردی به حالت بی‌اعتمادی-

00:10:55.401 --> 00:10:56.986
درسته

00:10:57.028 --> 00:11:02.825
...دچار بی‌اعتمادی می‌شم-
بی‌اعتمادی به عضویت پدر در خانواده-

00:11:02.867 --> 00:11:06.704
آره

00:11:06.913 --> 00:11:09.665
می‌دونین
من دارم تلاشم رو می‌کنم

00:11:09.707 --> 00:11:13.669
و گاهی می‌تونم
تعادل رو حفظ کنم

00:11:13.711 --> 00:11:16.506
ولی زمان‌هایی هم هست
مثل اون موقعیت به خصوص

00:11:16.547 --> 00:11:19.008
که یهو سرریز می‌کنه-
می‌فهمم-

00:11:19.050 --> 00:11:24.180
و برام اینطوریه که-
یکم صبر می‌کنی؟-

00:11:24.222 --> 00:11:29.060
این بنظرم یک ابراز بسیار صادقانه
از اتفاقاتیه که داره می‌افته.نه؟

00:11:29.101 --> 00:11:31.395
تو هم متوجهش شدی؟-
بله-

00:11:31.437 --> 00:11:36.025
تاشیرا داره سعی می‌کنه
که راهی پیدا کنه که بتونه صادقانه

00:11:36.067 --> 00:11:41.072
بدون توجه به گذشته و زندگی
تنهایی که داشته تو رو به درونش راه بده

00:11:42.240 --> 00:11:45.326
این یک پروسه واقعیه

00:11:46.244 --> 00:11:48.371
به نظرم باید
قدرش رو بدونی

00:11:48.412 --> 00:11:50.540
بله من می‌فهمم

00:11:52.083 --> 00:11:54.210
ولی هنوزم ناراحتی؟

00:11:55.294 --> 00:11:58.548
می‌دونی واقعا
موضوع ناراحتی نیست

00:11:58.589 --> 00:12:02.885
ولی ازین فکرای معمول که
چقدر باید بگذره که تو

00:12:02.927 --> 00:12:05.721
...متوجه بشی که-
می‌دونستم می‌خوای همین رو بگی-

00:12:05.763 --> 00:12:07.282
خوب دارم
از ذهنیتم حرف می‌زنم دیگه

00:12:07.306 --> 00:12:09.433
نه، نه، می‌دونم می‌دونم-
روند طبیعیه-

00:12:09.475 --> 00:12:11.269
...چقدر باید بگذره که؟

00:12:11.310 --> 00:12:13.080
که اون باورش بشه
که من جایی نمی‌رم

00:12:13.104 --> 00:12:14.397
می‌دونین؟
بله

00:12:15.439 --> 00:12:17.108
خوب اعتماد موضوع
زمان‌بری هست

00:12:17.149 --> 00:12:18.067
و من بهت اعتماد دارم

00:12:18.109 --> 00:12:20.194
موضوع اعتماد نیست

00:12:20.570 --> 00:12:23.406
خوب تو صددرصد
اعتماد نداری

00:12:23.781 --> 00:12:26.909
من به موقعیت‌مون
اعتماد صددرصد ندارم

00:12:26.951 --> 00:12:28.744
منظورت دقیقا چیه؟

00:12:28.786 --> 00:12:30.079
از موقعیت؟

00:12:30.121 --> 00:12:32.790
...منظورم اینه که-
رابطه؟-

00:12:32.832 --> 00:12:36.085
خوب آخه هر لحظه‌ای
امکان تموم شدنش هست

00:12:36.127 --> 00:12:37.420
این دیگه واضح و مبرهنه
ما ممکنه خونه داشته باشیم

00:12:37.796 --> 00:12:38.921
چهار تا بچه داشته باشیم

00:12:38.963 --> 00:12:40.923
پنج تا سگ داشته باشیم

00:12:41.173 --> 00:12:42.758
و بازم ممکنه تموم بشه

00:12:42.800 --> 00:12:44.427
می‌بینین چی ‌‌می‌کشم؟

00:12:44.468 --> 00:12:46.596
خوب دقیقا
منظورت چیه؟

00:12:46.637 --> 00:12:49.765
ولی خوب من فکر کنم
این توی ذاتشه

00:12:49.807 --> 00:12:51.267
بعضی آدما جدا می‌شن

00:12:51.309 --> 00:12:52.810
بعضی آدما با هم دوام نمیارن

00:12:52.852 --> 00:12:57.273
...بعضی آدما-
ولی خوب فاکتورهای موثر چیا هستند؟-

00:12:57.315 --> 00:13:01.944
...منظور من اینه که-
منظورت این کلیته که هیچ‌چیزی-

00:13:01.986 --> 00:13:02.945
موندگار نیست؟
همیشه تغییر هست؟

00:13:03.739 --> 00:13:09.243
حرفت اینه که
این کسی که بهش اعتماد دارم بهم خیانت می‌کنه؟

00:13:11.704 --> 00:13:15.833
حرفت اینه که
راهی نیست که آدم از گذشته‌اش عبور کنه؟

00:13:15.875 --> 00:13:16.792
فکر کنم همش

00:13:16.834 --> 00:13:21.464
...منظورم اینه که من-
دقیقا حرفت چیه؟-

00:13:21.505 --> 00:13:24.800
...من فکر می‌کنم که-
می‌دونی اگه بخوای واضح بگی-

00:13:24.842 --> 00:13:29.930
خوب اگه بخوام واضح بگم
ترس از این باوره که شاید

00:13:30.097 --> 00:13:32.808
همه چیز بر وفق مراد خواهد بود
و بعدش اینطوری نشه

00:13:33.267 --> 00:13:36.312
:ولی معنی این جمله چیه
همه چیز بر وفق مراده

00:13:36.354 --> 00:13:39.148
معنیش اینه که
ما همیشه با هم هستیم

00:13:39.190 --> 00:13:43.861
معنیش اینه که ما با هم در رابطه می‌مونیم-
ولی به نظرت این به چه چیزایی بستگی داره؟-

00:13:44.153 --> 00:13:47.490
به نظرم بستگی به کاری داره
که دو نفر روی رابطه شون می‌کنند

00:13:48.282 --> 00:13:53.829
ولی تو باور داری که شما دو نفر
تمام تلاشتون رو خواهید کرد؟

00:13:53.871 --> 00:13:58.876
من باور دارم که ما دوتا
الان تمام تلاشمون رو می‌کنیم

00:14:01.087 --> 00:14:06.050
ولی نمی‌دونم که باور دارم که
اون بعدا هم می‌خواد همه تلاشش رو بکنه؟

00:14:06.884 --> 00:14:08.886
حرفم با عقل جور در میاد؟

00:14:08.928 --> 00:14:11.681
یکم نگاه مشکوکیه

00:14:11.722 --> 00:14:13.057
چرا مشکوک؟

00:14:13.099 --> 00:14:16.394
چون دقیق
منظورت رو متوجه نمی‌شم

00:14:16.811 --> 00:14:18.354
موضوع اینه که
اون هنوز به من اعتماد نداره

00:14:18.396 --> 00:14:21.190
ولی بر اساس آدمی که
الان می‌شناسی

00:14:21.232 --> 00:14:24.694
اینطوری بگم. فکر می‌کنم اگه
یه فکری به حال خودم نکنم

00:14:24.735 --> 00:14:26.737
اون ازین وضع خسته می‌شه

00:14:26.779 --> 00:14:28.906
پس در واقعیت
به خودت اعتماد نداری

00:14:28.948 --> 00:14:30.533
آره-
باشه-

00:14:30.574 --> 00:14:34.245
این چیزیه که
میشه روش کار کرد

00:14:37.957 --> 00:14:40.042
نمیدونم شاید به نظرم
منظورت این باشه که

00:14:40.084 --> 00:14:43.546
به خودت اعتماد نداری چون
می‌ترسی که

00:14:43.587 --> 00:14:46.590
خودت یه جورایی فراریش بدی

00:14:46.674 --> 00:14:48.426
آره

00:14:48.634 --> 00:14:49.552
بسیار خوب
خوب باید روی این کار کنیم

00:14:50.803 --> 00:14:52.388
بله

00:15:07.278 --> 00:15:09.572
وقتی شما واقعا بخواهید یک
خانواده تشکیل بدید باید از کودکی خودتون

00:15:09.613 --> 00:15:12.700
رها شده باشید

00:15:14.243 --> 00:15:18.706
آیا می‌خواهین همون رفتارهایی
که با شما شده رو تکرار کنید؟

00:15:18.998 --> 00:15:22.960
میخواهید اشتباهاتی که
والدین‌تون در حق شما کردند رو تکرار کنید؟

00:15:23.377 --> 00:15:28.257
یا شما می‌خواهید از حصاری که
به دورتون هست بیرون برید و

00:15:28.299 --> 00:15:30.301
رفتار متفاوتی داشته باشید

00:15:36.307 --> 00:15:38.100
من حتی در رابطه خودم و
بچه‌هام هم این رو می‌بینم

00:15:38.142 --> 00:15:39.602
درسته

00:15:39.643 --> 00:15:42.938
برای اون سالاد
گوجه هم لازم داریم

00:15:42.980 --> 00:15:48.277
عین بقیه من هم تکرار می‌کنم
من هم محصول گذشته‌ام هستم

00:15:48.319 --> 00:15:50.154
البته که اینطوره

00:15:52.198 --> 00:15:55.826
شاید سوال این باشه
که اصلا کی درحال تکرار نیستم؟

00:16:04.043 --> 00:16:05.669
وای

00:16:12.843 --> 00:16:14.970
آخ

00:16:15.012 --> 00:16:16.138
وای

00:16:17.181 --> 00:16:18.974
بمیرم برات

00:16:19.016 --> 00:16:20.643
سرم خیلی درد می‌کنه

00:16:20.684 --> 00:16:21.644
دلمم درد می‌کنه
پشتمم درد میکنه

00:16:23.020 --> 00:16:24.146
بچه‌هامون هم همین‌رو می‌گن

00:16:24.188 --> 00:16:26.524
من شکلات میلکی می‌خوام

00:16:28.651 --> 00:16:28.710
مایکل و میخال

00:16:28.734 --> 00:16:35.157
...اوه خدا-
به نظرم این خیلی اصطلاح فرویدیه که می‌گن-

00:16:35.199 --> 00:16:37.344
انگار کودکی درون شماست که
سعی داره به نوعی

00:16:37.368 --> 00:16:38.828
مادرش رو راضی کنه

00:16:38.869 --> 00:16:41.539
به نظرم موضوع من
این نیست

00:16:41.580 --> 00:16:43.874
به نظرم موضوع من بیشتر
در مورد اون قضیه است که

00:16:43.916 --> 00:16:46.669
شما راجع به چیزایی شبیه
نقشه‌ها و اینا گفتین

00:16:46.710 --> 00:16:49.880
می‌دونین قسمتی از نقشه اولیه‌ای
که والدین من بهم دادن این بود که

00:16:49.922 --> 00:16:52.174
با یک مرد یهودی خوب
و مذهبی ازدواج کنم

00:16:52.216 --> 00:16:54.009
و من با ایشون آشنا شدم

00:16:54.051 --> 00:16:57.179
و اگر من این کار رو نمی‌کردم
اگر اون‌ها این رو در من نمی‌کاشتند

00:16:57.221 --> 00:17:00.182
اصلا مشخص نبود که
من با همسر فعلی‌م ازدواج کنم

00:17:00.224 --> 00:17:03.852
توی اون سن کم و بعدش بچه‌دار بشم
و یک زندگی خوب یهودی داشته باشم

00:17:03.853 --> 00:17:08.023
من بابت این چیزا خدارو شکر می‌کنم
ولی احساسم اینه که من خیلی

00:17:08.065 --> 00:17:11.527
برای تشخیص اینکه چی
فکر خوبی بوده یا خشت اول کجی بوده

00:17:11.569 --> 00:17:13.863
قاضی خوبی نیستم

00:17:13.904 --> 00:17:15.698
یعنی میگی که باید
همون طور که هست قبولش کنی

00:17:15.739 --> 00:17:17.425
آره الان من
راجع به همه سمتش فکر میکنم

00:17:17.449 --> 00:17:19.076
وگرنه به نظرت
همه چیز از هم می‌پاشه؟

00:17:19.118 --> 00:17:20.536
آره

00:17:20.578 --> 00:17:23.205
اگه تو شروع به به چالش
کشیدن نقشه‌های اولیه والدین بکنی

00:17:23.247 --> 00:17:28.252
انگار که به نوعی حس جهت‌یابی
رو از دست می‌دی و نمی‌دونی

00:17:28.586 --> 00:17:30.379
چطوری باید زندگی کنی-
درسته-

00:17:30.421 --> 00:17:33.215
مثلا چطوری میشه که من دیگه راجع
...به چیزی مضطرب نباشم

00:17:33.257 --> 00:17:36.051
بیا باهم تصورش کنیم
چه اتفاقی ممکنه بی‌افته؟

00:17:36.594 --> 00:17:42.099
فکر کن مثلا
نگرانیت رو از برق بکشی بیرون

00:17:43.767 --> 00:17:45.227
چه ترسی هست؟

00:17:45.269 --> 00:17:48.063
چه سناریویی به مغزت
خطور می‌کنه؟

00:17:48.105 --> 00:17:51.734
...فکر کنم...من شاید

00:17:51.775 --> 00:17:54.236
اولین فکری که
یهو میاد به ذهنم اینه که

00:17:54.278 --> 00:17:58.741
نود درصد کارایی که الان می‌کنم
رو دیگه انجام نمی‌دم

00:17:58.782 --> 00:18:00.075
خیلی جالبه

00:18:00.117 --> 00:18:01.744
خوب

00:18:01.785 --> 00:18:03.746
چه کارهایی رو
انجام می‌دی؟

00:18:03.787 --> 00:18:06.248
من خیلی مسافرت رو دوست دارم

00:18:06.707 --> 00:18:10.419
این که برم جاهایی مثلا
کشورهای جهان سوم

00:18:10.461 --> 00:18:13.422
و مثلا با کشاورزی زندگی کنم و
توی چادر زندگی کنم

00:18:13.464 --> 00:18:15.090
و کارای اینطوری

00:18:15.132 --> 00:18:18.302
وقتی جوان‌تر بودم دوست داشتم
انجامش بدم و مادرم به جورایی

00:18:18.344 --> 00:18:20.095
به زور از سرم انداختش. می‌دونین؟

00:18:20.137 --> 00:18:21.430
گفت از این خبرا نیست

00:18:21.472 --> 00:18:22.973
چطوری از سرت انداخت؟

00:18:23.015 --> 00:18:27.269
گفت واقع‌بینانه نیست و
من باید ازدواج کنم

00:18:27.311 --> 00:18:32.274
و باید درسم و ادامه بدم و...‌میدونین
همین کارا که باید انجامشون بدیم

00:18:32.316 --> 00:18:34.485
و می‌گفت که این کارا خطرناکه

00:18:34.693 --> 00:18:36.445
می‌گفت در دنیای خطرناکی هستیم

00:18:36.487 --> 00:18:39.782
پس..منم انجامش ندادم

00:18:39.823 --> 00:18:42.618
پس وقتی نگرانیت رو خاموش می‌کنی
این چیزیه که به ذهنت خطور می‌کنه

00:18:42.660 --> 00:18:45.996
آره ولی این کار رو هیچ‌وقت نمی‌کنم
چون دلم بی‌حد برای بچه‌هام تنگ میشه

00:18:46.038 --> 00:18:48.290
برای اونم البته-
خوب باهم برین-

00:18:48.332 --> 00:18:49.458
دلم برای بچه‌هام یه ذره میشه
با هم برین

00:18:50.668 --> 00:18:52.461
با خودت ببرشون

00:18:52.503 --> 00:18:54.964
آره ولی خوب
این خیلی ترسناکه

00:18:55.005 --> 00:18:56.358
می دونی توی نیویورک چی دارن؟

00:18:56.382 --> 00:18:57.984
بخاطر عقربا دیگه
نمیشه تا تگزاس هم رفت

00:18:58.008 --> 00:19:00.320
انقدر ازدحام ماشین هست که
کلی از مردم در حوادث ترافیک شهری

00:19:00.344 --> 00:19:01.804
از دست میرن

00:19:01.845 --> 00:19:03.472
آدم نمی‌تونه هیچ‌کدوم
از این جاها رو بره

00:19:03.514 --> 00:19:05.474
اینجور جاها برای رفتن
خیلی ترسناک هستن

00:19:05.516 --> 00:19:07.142
عین نیویورک

00:19:07.184 --> 00:19:10.854
اون امروز از من پرسید که
...آیا من

00:19:10.896 --> 00:19:15.609
اون گفت که همه به صورت ناخودآگاه
دوست دارن نامیرا باشن

00:19:15.651 --> 00:19:17.545
و من گفتم که من
اصلا دوست ندارم نامیرا باشم

00:19:17.569 --> 00:19:20.155
من از زندگی که الانم دارم
لذتی نمی‌برم

00:19:20.197 --> 00:19:23.826
من فقط میخوام از وضعیت مناسب
بچه‌ها تا قبل مرگم مطمئن باشم

00:19:23.867 --> 00:19:26.036
فقط همین برام مهمه

00:19:27.371 --> 00:19:29.164
چیزی که میگی
ناراحت‌کننده است

00:19:29.206 --> 00:19:30.833
من ناراحت‌کننده نمی‌بینمش

00:19:30.874 --> 00:19:34.545
من بنظرم آدما زیادی شیفته خودشون

00:19:34.586 --> 00:19:37.214
و لذتشون از زندگی‌شون هستن

00:19:38.716 --> 00:19:40.175
این اصلا به نظر من ناراحت‌کننده نیست

00:19:40.217 --> 00:19:43.511
چیزی که می‌گی به نوعی درسته
و در عین حال غمگینم هست

00:19:43.512 --> 00:19:47.349
منظورم اینه که شاید باید
منم بیشتر از زندگیم لذت ببرم

00:19:47.391 --> 00:19:50.227
ولی خوب نمی‌دونم
واقعا به اون آدما حسودیم نمی‌شه

00:19:50.269 --> 00:19:55.357
ولی تو داری میگی که تو
مضطرب‌تر از اون هستی که زندگیت رو

00:19:55.941 --> 00:19:57.735
لذت‌بخش بدونی

00:19:57.776 --> 00:19:59.403
خوب...شاید

00:19:59.445 --> 00:20:04.033
و انگار که تو برای بچه‌هات
امید به چیزهایی داری

00:20:04.074 --> 00:20:08.203
آره دارم...اتفاقا امروز توی لابی اینجا
داشتم به همین فکر میکردم

00:20:08.245 --> 00:20:12.916
ولی الان به نظرت ما
پژواک همون نقشه‌های اولیه رو نمی شنویم؟

00:20:12.958 --> 00:20:16.587
که دقیقا یادآور دینامیک خودت با مادرته-
آره می‌دونم-

00:20:16.628 --> 00:20:21.592
احساس مضحکی داره وقتی
به زبون میارمش ولی خیلی واضحه

00:20:21.633 --> 00:20:23.552
درسته-
اینکه قسمتی از نقشه اولیه‌است-

00:20:23.594 --> 00:20:24.261
آره
نقشه اینه که هیچ‌وقت واقعا از زندگیت لذت نبری-
درسته-

00:20:25.095 --> 00:20:27.848
چون لذت قراره مال بچه‌ات باشه-
زندگی سخته درسته؟-

00:20:27.890 --> 00:20:30.184
شاید نسل بعدی موفق بشه نه؟-
آره-

00:20:30.476 --> 00:20:32.561
ولی راجع به نسل تو که درست نشد

00:20:32.603 --> 00:20:34.271
می‌دونم

00:20:34.605 --> 00:20:39.568
مایکل میشه از تو بپرسم
که به نظرت زندگی

00:20:39.610 --> 00:20:44.948
دو نفره و خانوادگی شما اگر
میخال کمتر مضطرب باشه، چطور میشه؟

00:20:45.074 --> 00:20:46.575
حتی نمی‌تونم تصورش رو بکنم

00:20:46.617 --> 00:20:48.035
سعی کن

00:20:48.077 --> 00:20:50.913
اولین چیزی که به ذهن
خطور می‌کنه اینه که

00:20:50.954 --> 00:20:52.790
احتمالا کارهای من
بیشتر میشه

00:20:52.831 --> 00:20:54.750
این اصلا من رو اذیت نمی‌کنه

00:20:54.792 --> 00:20:56.585
مشکلی باهاش ندارم

00:20:56.627 --> 00:20:59.755
نسبت اضطراب با من مثل نسبت آبه
با پر اردک. لیز می‌خوره میره

00:20:59.797 --> 00:21:03.592
ولی احساس میکنم که

00:21:03.634 --> 00:21:05.094
اون بعیده به این شرایط برسه

00:21:05.135 --> 00:21:07.596
خوب شاید برای این باشه که
بخشی از من هست که به اون وابسته نیست

00:21:07.638 --> 00:21:10.265
مثلا بگم که
بلاخره وقت جرم‌گیری دندانت رو گرفتی؟

00:21:10.307 --> 00:21:11.767
نه-
بله-

00:21:11.809 --> 00:21:12.768
واقعا؟

00:21:12.810 --> 00:21:15.771
گرفتی؟-
مدتی قبل-

00:21:15.813 --> 00:21:17.272
خوب مثل اینکه
حسابی ضایع شدم

00:21:17.314 --> 00:21:19.775
الان چطوری موضوع ما
به این مسئله چرخید؟

00:21:19.817 --> 00:21:21.652
ما سر این موضوع
دعوامون شده بود

00:21:21.693 --> 00:21:26.490
ولی الان ما داریم دنیایی رو متصور میشیم
که در اون دنیا تو مضطرب نیستی

00:21:26.532 --> 00:21:29.493
ولی اون نشون داده که
...نمیشه روش حساب کرد

00:21:29.535 --> 00:21:33.122
اتفاقا من همین به تازگی نشون
دادم که وقتی سر انجام دادن کارا باشه

00:21:33.163 --> 00:21:33.705
میشه روم حساب کرد-
رها کن-

00:21:33.747 --> 00:21:35.457
تو حتی وارد این تجربه
فکری هم نمی‌شی

00:21:35.499 --> 00:21:37.459
اصلا هم اینطور نیست
تو وان حموم رو درست نکردی

00:21:37.501 --> 00:21:39.962
وان حموم؟-
شما دارین از زیر تجربه فکری فرار می‌کنید-

00:21:40.003 --> 00:21:40.504
باشه

00:21:40.546 --> 00:21:42.506
چی شده؟-
این خارق‌العاده است-

00:21:42.548 --> 00:21:43.799
چی؟

00:21:43.841 --> 00:21:45.634
ما توی یک تصور خلاقانه هستیم

00:21:45.676 --> 00:21:48.679
باشه-
یه دنیایی رو تصور کن-

00:21:48.720 --> 00:21:52.307
که تو هیچ اضطرابی نداری

00:21:52.349 --> 00:21:54.810
پس یه چیزی که تو بهش
فکر می‌کنی اینه که کارهای بیشتری خواهی کرد

00:21:54.852 --> 00:21:56.145
درسته. باید بیشتر کار کنم

00:21:56.186 --> 00:21:57.831
دیگه چه چیزی...دیگه
چیا عوض میشن؟

00:21:57.855 --> 00:21:59.982
خوب زندگی من چه تغییری می‌کنه؟

00:22:00.023 --> 00:22:01.042
اون راجع به زندگی خودش فکری نمی‌کنه

00:22:01.066 --> 00:22:04.361
اون فقط راجع به من فکر می‌کنه

00:22:04.403 --> 00:22:05.154
درسته
زندگی من چه تغییری می‌کنه؟

00:22:06.363 --> 00:22:07.656
متوجهش شدین؟

00:22:07.698 --> 00:22:09.992
خیلی وقتا ازش سوالایی
که می‌پرسین

00:22:10.033 --> 00:22:11.660
اون راجع به احساسات
من بحث می‌کنه

00:22:11.702 --> 00:22:13.328
کاملا باهات موافقم

00:22:13.370 --> 00:22:15.497
شما فکر می‌کنم اون اینکارو می‌کنه
چون من خیلی مضطرب هستم؟

00:22:15.539 --> 00:22:17.684
یعنی نگران احساسات منه؟-
تا قسمتی، بله-

00:22:17.708 --> 00:22:20.002
اره به نظرم منصفانه است

00:22:20.043 --> 00:22:23.505
وقتی راجع به هر کاری که
می‌خوایم انجام بدم فکر میکنم یا

00:22:23.547 --> 00:22:27.384
یا خودم می‌خوام انجام بدم
از خودم می‌پرسم حس میخال چی خواهد بود؟

00:22:27.426 --> 00:22:30.346
مثلا امروز از اتفاقی که
سر کار افتاد برات گفتم

00:22:30.387 --> 00:22:31.346
درسته؟-
آره-

00:22:31.388 --> 00:22:34.516
قبل از هر چیزی
من گفتم

00:22:34.558 --> 00:22:37.394
این چیزیه که من سرش با
میخال دعوام خواهد

00:22:37.436 --> 00:22:38.854
شد-
درسته-

00:22:38.896 --> 00:22:41.023
و یا یک مکالمه خواهد بود
یا تصمیم بر اجتناب از یک

00:22:41.064 --> 00:22:44.193
مکالمه یا یک راه هوشمندانه
باید بیابم برای ارائه این موضوع

00:22:44.234 --> 00:22:49.405
پس تو باید انرژی زیادی رو
برای مدیریت اضطراب میخال صرف کنی

00:22:49.406 --> 00:22:53.202
ولی چی میشه اگه
اضطراب تو فاکتور تعیین‌کننده نباشه؟

00:22:53.243 --> 00:22:55.221
من مطمئن نیستم که این رفتارش
بخاطر اضطراب من باشه

00:22:55.245 --> 00:22:57.873
من به نظرم اون این کار رو می‌کنه
چون خیلی من رو دوست داره

00:22:57.915 --> 00:23:00.542
اون خیلی دوست داره
من خوشحال باشم

00:23:00.584 --> 00:23:04.421
این جمله‌ایه که دقیقا
راجع به مادرت هم گفتی

00:23:07.758 --> 00:23:09.551
راست میگین

00:23:26.777 --> 00:23:33.283
همه وقتی بچه هستن به خودشون قول میدن
که یه رفتارایی رو با بچه‌هاشون نکنن

00:23:33.533 --> 00:23:38.247
ولی افراد معمولا بین وسوسه تکرار و
تمایل به رفتار

00:23:38.288 --> 00:23:41.625
متقاوت و رفتار بهتر
گیر می‌کنند

00:23:55.472 --> 00:24:00.472
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.