﻿WEBVTT

00:00:17.340 --> 00:00:20.350
‫آه، پس این برادر بزرگترته!

00:00:23.210 --> 00:00:28.290
‫ببخشید. مایا گفت می‌خواد خونه‌ی جدیدمو ببینه.

00:00:28.290 --> 00:00:33.000
‫شماره‌تو نداشتم آسامورا-کون، برای همین سعی کردم به خونه زنگ بزنم.

00:00:33.400 --> 00:00:36.050
‫آه، احتمالاً توی حموم بودم.

00:00:36.650 --> 00:00:41.600
‫بعدم اینکه، من به مایا گفتم که ما الان با همدیگه خواهر و برادریم.

00:00:41.600 --> 00:00:42.540
‫من که مشکلی ‌ــــ

00:00:42.540 --> 00:00:48.550
‫مثل اینکه موقع تنیس که اومدی باهام حرف زدی، مایا دیده.

00:00:49.590 --> 00:00:52.830
‫و وقتی هم بهم چتر دادی.

00:00:56.180 --> 00:00:59.300
‫ببخشید. باید بیشتر احتیاط می‌کردم.

00:01:02.300 --> 00:01:03.290
‫پس می‌گم...

00:01:05.340 --> 00:01:07.370
‫می‌شه به‌هم شماره‌مونو بدیم؟

00:01:13.970 --> 00:01:14.880
‫اوه؟

00:01:15.390 --> 00:01:16.910
‫صبح بخیر!

00:01:16.910 --> 00:01:17.840
‫صبح بخیر.

00:01:18.350 --> 00:01:19.730
‫چرا هنوز نخوابیدی؟

00:01:19.730 --> 00:01:21.970
‫خوابم نمی‌برد.

00:01:21.970 --> 00:01:25.880
‫ولی می‌دونی، تایچی-سان گفت امروز دیر می‌ره،

00:01:25.880 --> 00:01:28.230
‫برای همین گفتم با همدیگه غذا بخوریم.

00:01:28.900 --> 00:01:29.900
‫کمکت می‌کنم.

00:01:31.540 --> 00:01:32.480
‫ممنونم.

00:01:33.830 --> 00:01:37.190
‫خیلی وقته که با همدیگه صبحونه نخوردیم، ساکی، نه؟

00:01:37.190 --> 00:01:38.010
‫اوهوم.

00:01:42.010 --> 00:01:44.450
‫وای، خود خوشبختیه.

00:01:45.310 --> 00:01:47.200
‫اغراق نکن!

00:01:47.690 --> 00:01:48.670
‫خوشمزه‌ست.

00:01:48.670 --> 00:01:49.450
‫هوم؟

00:01:51.670 --> 00:01:53.430
‫راست می‌گی، خوشمزه‌ست.

00:01:53.430 --> 00:01:55.240
‫این رولت تخم‌مرغه؟

00:01:55.940 --> 00:01:57.640
‫رولت تخم‌مرغ با سوپ.

00:01:57.640 --> 00:01:58.470
‫با سوپ؟

00:01:59.210 --> 00:02:01.190
‫موقع درست کردن بهش سوپ اوداشی اضافه می‌کنی.

00:02:02.370 --> 00:02:03.980
‫مثل سوپ برای نودلا؟

00:02:03.980 --> 00:02:06.420
‫خب، ما از داشی سفید استفاده می‌کنیم.

00:02:06.420 --> 00:02:11.070
‫ساکی هم روش پختشو بلده. چطوره دفعه‌ی دیگه تو براش درست کنی؟

00:02:11.070 --> 00:02:14.400
‫من نمی‌تونم انقدر پفی درستش کنم.

00:02:16.620 --> 00:02:19.540
‫اوه، من تخم‌مرغ سرخ‌شده‌ی عادی دوست دارم.

00:02:20.390 --> 00:02:21.530
‫جدی؟

00:02:22.140 --> 00:02:24.500
‫خب، هروقت حسش اومد درست می‌کنم.

00:02:28.760 --> 00:02:30.540
‫یوتا-کون از تو هم ممنونیم.

00:02:31.020 --> 00:02:32.570
‫نه کار خاصی نبود.

00:02:33.060 --> 00:02:38.080
‫اوه، اشکالی داره لباس‌های شما رو هم با لباسای این هفته بشورم؟

00:02:38.690 --> 00:02:39.710
‫خب اون...

00:02:40.180 --> 00:02:47.290
‫راستش، یوتا-کون اگه مشکلی نداری، 
‫خوشحال می‌شم خودم همه‌ی لباسا رو بشورم.

00:02:47.290 --> 00:02:50.110
‫چی؟ نه خب نمی‌تونم زحمتشو بندازم گردن شما.

00:02:51.060 --> 00:02:55.770
‫خیلی از پارچه‌ها بافت ظریفی دارن. بلدی چطوری باید از کیسه‌ی لباس‌شویی استفاده کنی؟

00:02:56.130 --> 00:02:57.070
‫کیسه‌ی لباس‌شویی؟

00:02:57.700 --> 00:03:01.720
‫یه کیسه‌ی توریه نمی‌ذاره لباسا آسیب ببینن.

00:03:02.220 --> 00:03:04.690
‫آسیب؟ ها؟

00:03:04.690 --> 00:03:07.870
‫توضیحش خیلی سخته، پس بذارش با خودمون.

00:03:07.870 --> 00:03:09.190
‫اوه، اوهوم.

00:03:09.650 --> 00:03:14.940
‫لباس‌زیرهای تایچی-سان رو خودم می‌شورم. 
‫لباس‌زیرهای تو رو هم بشورم، یوتا-کون؟

00:03:15.320 --> 00:03:16.080
‫ها؟

00:03:16.104 --> 00:03:24.104
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:24.900 --> 00:03:25.780
‫وایسا.

00:03:27.020 --> 00:03:28.460
‫منم باهات میام.

00:03:31.860 --> 00:03:33.400
‫ببخشید.

00:03:33.400 --> 00:03:34.290
‫ها؟

00:03:34.290 --> 00:03:39.860
‫می‌دونم امکانش هست که لباسای زنونه ترجیح بدی.

00:03:40.120 --> 00:03:42.290
‫چیز دور از ذهنی نیست.

00:03:42.290 --> 00:03:43.030
‫ها؟

00:03:43.750 --> 00:03:48.100
‫با اینکه خودم همیشه تفکیک جنسیتی رو رد می‌کنم،

00:03:48.100 --> 00:03:50.540
‫همینطوری برداشتم این بود که 
‫بلد نیستی چطوری باید لباس بشوری.

00:03:50.540 --> 00:03:51.700
‫آیاسه-سان؟

00:03:51.700 --> 00:03:54.860
‫تا حالا ندیدم آرایش کنی یا رژ لب بزنی،

00:03:54.860 --> 00:03:58.030
‫ولی شاید از اونایی باشی که دوست داری واسه خلوت خودت آرایش کنی.

00:03:58.030 --> 00:04:01.010
‫وایسا. یه لحظه ترمز بگیر آیاسه-سان.

00:04:01.010 --> 00:04:01.880
‫ها؟

00:04:12.460 --> 00:04:14.140
‫آروم شدم.

00:04:14.820 --> 00:04:15.820
‫اوهوم.

00:04:15.820 --> 00:04:17.810
‫حتی اگه از کراس‌-درسینگ خوشت میاد،

00:04:17.810 --> 00:04:20.490
‫حتماً به این معنی نیست که واقعاً انجامش بدی.

00:04:22.450 --> 00:04:26.920
‫من کراس-درس نمی‌کنم، و توی خلوت خودمم آرایش نمی‌کنم.

00:04:26.920 --> 00:04:29.910
‫ولی ابروهات خیلی تمیزن.

00:04:30.500 --> 00:04:31.360
‫ها؟

00:04:31.360 --> 00:04:34.280
‫حتماً مرتبشون می‌کنی، نه؟ می‌ری سالن؟

00:04:34.280 --> 00:04:35.630
‫می‌رم سلمونی.

00:04:35.630 --> 00:04:38.870
‫ها؟ پس یعنی ابروهات طبیعی‌ان؟

00:04:39.620 --> 00:04:40.830
‫آره خب.

00:04:41.960 --> 00:04:43.690
‫حسودیم شد.

00:04:47.640 --> 00:04:51.770
‫به‌نظرت سخت نیست که همه‌ی تفاوت‌های جنسیتی 
‫رو به زور توی دو دسته می‌ذارن؟

00:04:51.770 --> 00:04:53.900
‫آه... آره خب درست می‌گی.

00:04:54.660 --> 00:05:01.340
‫اما اون‌موقع، توی اون لحظه، 
‫حتی برای یه ثانیه هم از ذهنم نگذشت.

00:05:02.290 --> 00:05:04.390
‫والا من که اصلاً اذیت نشدم.

00:05:05.670 --> 00:05:07.530
‫اوهوم. ممنونم.

00:05:08.120 --> 00:05:11.020
‫اما... نمی‌تونم خودمو ببخشم.

00:05:11.370 --> 00:05:13.180
‫برای همین می‌خواستم عذرخواهی کنم.

00:05:18.250 --> 00:05:20.310
‫گاهی‌وقتا هم اعمال‌مون بازتابیه.

00:05:20.310 --> 00:05:22.680
بازتابی؟ مثل نور؟

00:05:22.680 --> 00:05:26.000
‫نه اونطوری نه. منظورم بازتاب‌های مشروطه.

00:05:26.930 --> 00:05:28.340
‫اوه...

00:05:28.740 --> 00:05:34.730
‫به‌نظرم گاهی اوقات یه چیزایی رو می‌گی یا یه 
‫کارایی رو انجام می‌دی که از روی غریزه‌ست و کاریش نمی‌تونی بکنی.

00:05:35.140 --> 00:05:40.190
‫به‌نظرم توانایی اینکه اون‌طوری یهویی بازتابی کاری
‫رو انجام بدی، توی بعضی شرایط هم به‌درد بخوره.

00:05:40.740 --> 00:05:43.830
‫ولی بازم، تعصب منجر به تبعیض می‌شه.

00:05:47.000 --> 00:05:49.290
‫برای همین... باید مسائلو دوباره بررسی کنیم.

00:06:00.920 --> 00:06:05.180
‫آیاسه-سان، تو الان خودت در مورد کار اونموقعت‌ فکر کردی و دوباره بررسیش کردی.

00:06:05.630 --> 00:06:09.930
‫وقتی این کارو کردی، به‌نظرم دیگه لازم نیست نگرانش باشی.

00:06:12.730 --> 00:06:13.810
‫من شخصاً...

00:06:14.530 --> 00:06:19.390
‫فکر نمی‌کنم تو از اون کسایی باشی که درمورد چیزایی
‫که از کارهایی که کردی یاد گرفتی، فکر نکنی.

00:06:29.630 --> 00:06:30.810
‫آیاسه-سان؟

00:06:34.970 --> 00:06:38.000
‫آسامورا-کون، تو واقعاً...

00:07:01.260 --> 00:07:02.440
‫خیلی‌خب، بریم.

00:07:23.140 --> 00:07:24.460
‫به این زودی برگشتی.

00:07:26.910 --> 00:07:28.170
‫چیه؟

00:07:28.170 --> 00:07:30.970
‫نه، هیچی. نگرانش نباش.

00:07:30.970 --> 00:07:31.720
‫واقعاً؟

00:07:31.720 --> 00:07:33.930
‫آه، من امروز کار دارم.

00:07:46.120 --> 00:07:50.320
‫پس... نگاهت چرخید سمت زیرپوش‌های آویزون شده،

00:07:50.320 --> 00:07:54.430
‫برای همین یهویی، وقتی ترسوندمت سریع فرار کردی.

00:07:55.100 --> 00:07:59.600
‫نکنه با خودت گفتی الان با خودم فکر می‌کنم ممکنه بدزدیشون؟

00:07:59.600 --> 00:08:01.990
‫خب... آره گمونم.

00:08:02.900 --> 00:08:04.980
‫با اینکه اونا مال خواهر کوچکترتن؟

00:08:04.980 --> 00:08:08.010
‫خب، آره درست می‌گی.

00:08:09.230 --> 00:08:11.960
‫ببخشید. یکم غیرمنصفانه بود حرفم.

00:08:12.310 --> 00:08:12.970
‫ها؟

00:08:13.560 --> 00:08:15.140
‫بیا. یکم کاکائوی داغ بخور.

00:08:16.150 --> 00:08:18.970
‫دوست نداری؟ می‌تونم برش گردونم.

00:08:18.970 --> 00:08:22.220
‫نه، بدم نمیاد.

00:08:24.760 --> 00:08:27.470
‫پس... اینطوری بی‌حساب شدیم.

00:08:27.470 --> 00:08:27.940
‫ها؟

00:08:28.910 --> 00:08:33.430
‫اینکه نگاهت جذب لباس‌زیرای من بشه هم یه‌طور دیگه از اعمال واکنشیه.

00:08:34.190 --> 00:08:39.520
‫اما منم فکر نمی‌کنم تو از اون آدمایی باشی که در مورد 
‫چیزایی که از کارایی که کردی یاد گرفتی فکر نکنی.

00:08:43.100 --> 00:08:45.450
‫خب،‌ خیالم راحت شد.

00:08:46.420 --> 00:08:52.190
‫پس یعنی لباس زیرم اینقدر وسوسه‌کننده بود
‫که چشمتو گرفت؟

00:08:52.190 --> 00:08:54.110
‫اینو نگفتم.

00:08:54.110 --> 00:08:57.520
‫پس اصلاً وسوسه‌کننده نبود؟‌ عجب.

00:08:58.170 --> 00:09:00.960
‫داری دستم می‌اندازی؟

00:09:01.310 --> 00:09:02.850
‫خب،‌ نمی‌دونم.

00:09:03.980 --> 00:09:08.690
‫ولی نمی‌تونی بگی فکر دزدیدن لباس زیرم به فکرت خطور نکرد، نه؟

00:09:08.690 --> 00:09:12.440
‫اگه بگم وسوسه نشدم که برش دارم،‌ دروغ گفتم،

00:09:12.440 --> 00:09:14.590
‫ولی به این معنی نیست که دست به کاری می‌زنم.

00:09:15.420 --> 00:09:18.490
‫همم، پس وسوسه شدی.

00:09:19.140 --> 00:09:23.920
‫وسوسۀ‌ انجام کار و انجام دادنش
‫دوتا مقولۀ‌ جدان.

00:09:26.870 --> 00:09:28.090
‫راست میگی.

00:09:28.090 --> 00:09:30.880
‫شرمنده. بیا ولش کنیم.

00:09:31.290 --> 00:09:34.880
‫من قبلاً‌ شاممو خوردم و دوشمو گرفتم.

00:09:35.420 --> 00:09:37.600
‫ها؟ اوه،‌ باشه.

00:09:38.350 --> 00:09:39.010
‫شب بخیر.

00:09:40.790 --> 00:09:41.950
‫شب بخیر.

00:09:55.630 --> 00:09:57.150
‫سلام، اونی-چان.

00:09:58.390 --> 00:10:00.100
‫هی،‌ توی مدرسه نه!

00:10:00.100 --> 00:10:01.720
‫ساکی چیزیش شده؟

00:10:01.720 --> 00:10:02.450
‫ها؟

00:10:02.450 --> 00:10:06.380
‫از صبح همینجوری بوده.

00:10:06.404 --> 00:10:16.404
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:10:17.360 --> 00:10:18.200
‫بگیر!

00:10:28.420 --> 00:10:31.660
‫بابا با قطار آخر میاد خونه.

00:10:31.660 --> 00:10:32.420
‫باشه.

00:11:14.020 --> 00:11:17.430
‫شرمنده. هنوز کار خوب و پردرآمدی برات پیدا نکردم.

00:11:18.190 --> 00:11:20.820
‫انتظار نداشتم فوراً پیدا کنی.

00:11:20.820 --> 00:11:26.840
‫ولی با این وضع، در ازای هیچی
‫برام شام درست می‌کنی.

00:11:27.270 --> 00:11:30.460
‫اگه می‌خوای بیشتر کمک کنم،
‫کافیه که بگی.

00:11:31.560 --> 00:11:32.360
‫باشه.

00:13:35.420 --> 00:13:36.460
‫آسامورا-کون...

00:14:37.340 --> 00:14:40.300
‫یکشنبه، هفتم ژوئن.

00:14:44.840 --> 00:14:48.380
‫راستش خیالم راحت شد.

00:14:48.900 --> 00:14:53.400
‫وقتی به هم معرفی شدیم
‫برام مشخص بود که آدم بدی نبود.

00:14:54.070 --> 00:14:57.240
‫و همینطور که باملاحظه بود.

00:14:58.660 --> 00:15:03.830
‫حتی از اون آدماست که وقتی حموم خودش
‫تموم میشه، واسه منم حاضرش می‌کنه.

00:15:05.170 --> 00:15:08.880
‫هیچوقتم انتظار نداشتم به دبیرستان سوئیسی بره.

00:15:14.970 --> 00:15:17.660
‫دوشنبه،‌ هشتم ژوئن.

00:15:18.230 --> 00:15:21.460
‫آسامورا-کون توی مدرسه باهام حرف زد.

00:15:22.270 --> 00:15:26.270
‫از انتظارم خیلی خونسرد و منطقی‌تره.

00:15:27.720 --> 00:15:31.910
‫یکم رو مخمه که شایعاتی که درمورد من بودن رو باور کرد،

00:15:32.580 --> 00:15:34.820
‫ولی نمی‌تونم سرزنشش هم کنم.

00:15:36.210 --> 00:15:39.030
‫می‌دونم بقیه چه دیدی نسبت بهم دارن.

00:15:40.140 --> 00:15:45.790
‫ولی عصبانی شد و فهمید که منم بابتش عصبانیم.

00:15:46.600 --> 00:15:52.330
‫این ممکنه اولین‌باری بوده باشه که
‫یکی اینقدر راحت احساساتمو درک می‌کنه.

00:15:55.070 --> 00:15:57.620
‫پنجشنبه، نهم ژوئن.

00:15:58.280 --> 00:16:02.440
‫یادداشت: آسامورا-کون تخم‌مرغ سرخ‌کرده‌ش رو با سس سویا دوست داره.

00:16:04.030 --> 00:16:05.880
‫امروز،‌ من شروع به آشپزی می‌کنم.

00:16:05.880 --> 00:16:10.130
‫آسامورا-کون داره سعی می‌کنه که
‫یه شغل پردرآمد برام پیدا کنه،

00:16:10.130 --> 00:16:13.380
‫برای همین حس می‌کنم این حداقل کاریه که از دستم برمیاد.

00:16:15.880 --> 00:16:20.580
‫وقتی بهم گفت که هنوز کاری پیدا نکرده
‫به نظر متأسف می‌اومد،

00:16:21.770 --> 00:16:26.760
‫ولی خودمم فکر نمی‌کردم
‫اینقدر راحت بوده باشه.

00:16:29.330 --> 00:16:33.180
‫راه درست تکیه کردن به آدما، ها؟

00:16:34.190 --> 00:16:37.100
‫کاش می‌تونستم...

00:16:53.880 --> 00:16:56.900
‫چهارشنبه، دهم ژوئن.

00:16:59.260 --> 00:17:00.620
‫خیلی خجالت‌زده‌ام.

00:17:01.470 --> 00:17:03.690
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم ازم بپرسه...

00:17:05.020 --> 00:17:06.620
‫نمی‌خوام ببینه که...

00:17:07.250 --> 00:17:10.580
‫من چقدر سخت کار می‌کنم.
‫یکم ناجوره.

00:17:15.330 --> 00:17:17.920
‫مایا اومد توی خونۀ جدیدم بهم سر بزنه.

00:17:18.640 --> 00:17:21.900
‫سه‌تایی بازی کردیم و کلی هم خندیدیم.

00:17:22.640 --> 00:17:24.640
‫خیلی وقت بود اینقدر نخندیده بودم.

00:17:27.110 --> 00:17:29.360
‫به هم شماره هم دادیم.

00:17:30.150 --> 00:17:34.120
‫آسامورا-کون عکس پروفایلشو یه منظره گذاشته.

00:17:34.120 --> 00:17:35.260
‫تعجب نکردم.

00:17:36.910 --> 00:17:39.660
‫پنجشنبه، یازدهم ژوئن.

00:17:40.990 --> 00:17:42.660
‫گفت واقعاً انجامش نمیده.

00:17:43.480 --> 00:17:49.230
‫گفت وسوسه شدن و انجام دادنش
‫دوتا مقولۀ جدان.

00:17:51.420 --> 00:17:54.080
‫منم دقیقاً همین حس رو دارم.

00:17:54.960 --> 00:17:58.890
‫کم‌کم دارم می‌فهمم که هردفعه که
‫آسامورا-کون نظرش رو در میون می‌ذاره،

00:17:58.890 --> 00:18:02.180
‫همیشه چیزیه که من کاملاً می‌تونم بفهممش.

00:18:04.670 --> 00:18:08.910
‫لابد واسه همینه که اینقدر حس درستی میده.

00:18:20.270 --> 00:18:22.990
‫آسامورا-کون خطرناکه.

00:18:23.990 --> 00:18:27.500
‫زیادی منو خوب درک می‌کنه.

00:18:31.080 --> 00:18:33.500
‫آیاسه-سان، الان...

00:18:34.060 --> 00:18:36.970
‫دقیقاً داری شبیه دخترایی رفتار می‌کنی
‫که ازشون متنفرم.

00:18:41.220 --> 00:18:44.520
‫از ظاهرت استفاده می‌کنی که راهتو باز کنی...

00:18:44.520 --> 00:18:46.590
‫فکر می‌کردم نمی‌خوای همچین فکری درباره‌ت کنن.

00:18:47.910 --> 00:18:52.020
‫اگه نتونی به مردم ثابت کنی که بین زن‌ها رایج نیست،

00:18:52.020 --> 00:18:53.290
‫اونوقت فایده‌ش چیه؟

00:18:55.590 --> 00:18:56.400
‫ولی...

00:18:57.290 --> 00:19:00.500
‫حس کردم حالا که اونقدرشو درک می‌کنی-

00:19:00.500 --> 00:19:02.330
‫قضیه که من نیستم.

00:19:04.040 --> 00:19:04.660
‫قضیه...

00:19:07.130 --> 00:19:08.980
‫درمورد توئه، آیاسه-سان.

00:19:19.190 --> 00:19:21.360
‫ببخشید.

00:19:27.110 --> 00:19:31.660
‫گمونم پدرم قبلاً مرد خیلی خوبی بود.

00:19:32.290 --> 00:19:36.390
‫ولی بعد از شکست شرکتش، دیگه به مردم اعتماد نکرد.

00:19:37.610 --> 00:19:42.810
‫مادرم شروع کرد به کارکردن دوچندان برای من،

00:19:43.660 --> 00:19:47.800
‫ولی انگار اون هم به زعمش خوش نیومد.

00:19:50.090 --> 00:19:55.000
‫بهش می‌گفت: «تو چیزی جز بردهٔ جنسی نیستی.»

00:19:56.170 --> 00:19:59.960
‫«از بدنت برای جذب مشتری استفاده می‌کنی.»
‫از این حرفای توهین‌آمیز.

00:20:01.300 --> 00:20:04.220
‫متوجهم که داشت اوضاع سختی رو از سر می‌گذروند،

00:20:05.510 --> 00:20:08.730
‫ولی اینکه بخواد سر مادرم خالی کنه، توجیه‌ش نمی‌کرد.

00:20:14.180 --> 00:20:15.970
‫دقیقاً همینطوره.

00:20:15.970 --> 00:20:16.730
‫ها؟

00:20:17.470 --> 00:20:21.670
‫آه، خب یه طورایی شبیه اتفاقیه که برای ما افتاد.

00:20:22.770 --> 00:20:25.380
‫بعد از اینکه مامانم به بابام خیانت کرد،

00:20:25.380 --> 00:20:28.870
‫یه مدتی یه‌طورایی از زنا واهمه داشت.

00:20:28.870 --> 00:20:30.330
‫بابات؟

00:20:37.210 --> 00:20:39.290
‫احیاناً تو هم؟

00:20:45.750 --> 00:20:48.260
‫من و تو نقطه اشتراکای زیادی داریم.

00:20:50.060 --> 00:20:52.080
‫حتی توی موارد شکست‌خورده.

00:20:54.840 --> 00:20:56.170
‫شایدم حق با تو باشه.

00:20:58.890 --> 00:21:04.410
‫ولی حتی با وجود اینا، من حس می‌کنم می‌تونیم از پسش بربیایم.

00:21:08.220 --> 00:21:10.150
‫به عنوان خواهر و برادر.

00:21:17.850 --> 00:21:23.050
‫اوه، هی... من مشکلی ندارم اگه بخوای منو اونی-چان صدا کنی.

00:21:34.890 --> 00:21:36.080
‫ممنونم.

00:21:38.830 --> 00:21:39.810
‫آیاسه-سان؟

00:21:44.100 --> 00:21:47.450
‫بیا با همدیگه از پسش بربیایم، آسامورا-کون.

00:21:51.750 --> 00:21:54.720
‫شنبه، 13ام ژوئن.

00:21:55.350 --> 00:21:59.050
‫آسامورا-کون و من با همدیگه شام خوردیم. فقط خودمون دوتا.

00:21:59.610 --> 00:22:04.210
‫تونستیم مامان و بابامون رو راضی کنیم یه‌بار برای شام بریم بیرون.

00:22:06.270 --> 00:22:08.490
‫در اصل ایده‌ی آسامورا-کون بود.

00:22:09.210 --> 00:22:13.220
‫واقعاً ملاحظه‌ی آدما رو داره.

00:22:13.244 --> 00:22:18.244
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:18.268 --> 00:22:24.268
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:24.700 --> 00:22:29.240
‫برای همینه که نباید «اونی-چان» صداش کنم.

00:22:31.070 --> 00:22:33.120
‫همینکه اینطوری صداش کنم،

00:22:33.950 --> 00:22:38.230
‫احتمالاً برای هرچیزی بهش تکیه می‌کنم.

00:22:38.230 --> 00:22:40.120
‫تحت هیچ شرایطی نمی‌تونم به‌خودم اجازه‌ی همچین چیزی رو بدم.

00:22:42.330 --> 00:22:44.070 line:20%
‫متأسفم، آسامورا-کون.

00:22:47.160 --> 00:22:51.100
‫اما هردفعه که «آسامورا-کون» صداش می‌زنم؛

00:22:51.430 --> 00:22:53.370
‫یه حس توصیف نشدنی توی قلبم احساس می‌کنم.

00:22:53.370 --> 00:22:58.550
‫احساسی که اگه «اونی-چان» صداش می‌کردم باهاش فرق می‌داشت.

00:23:00.190 --> 00:23:02.970
‫تاحالا همچین حسی نداشتم.

00:23:03.500 --> 00:23:07.180
‫اصلاً نمی‌دونم چی صداش کنم.

00:23:07.950 --> 00:23:11.320
‫به خودم که اومدم دیدم بهش حس پیدا کردم.

00:23:11.780 --> 00:23:13.160
‫احساس سردرگمی می‌کنم.

00:23:13.890 --> 00:23:17.370
‫تازگی‌ها، حتی وقتی می‌رم توی تختم، خوابم نمی‌بره.

00:23:17.910 --> 00:23:23.760
‫منو باش که می‌خواستم مستقل شم.
‫حالم داره از خودم بهم می‌خوره.

00:23:24.580 --> 00:23:27.440
‫چه بلایی داره سرم میاد؟

00:23:31.530 --> 00:23:32.670
‫واقعاً...