﻿WEBVTT

00:01:35.630 --> 00:01:38.720
‫پنج‌شنبه 16 جولای.

00:01:40.780 --> 00:01:44.160
‫هیچوقت کارم توی این کتابای مجموعه سوال خوب نبود.

00:01:44.820 --> 00:01:47.850
‫می‌دونم که باید توی درک نثر تمرکز کنم و...

00:01:47.850 --> 00:01:51.310
‫بدون اینکه سعی کنم کاملاً بفهممش سوالا رو جواب بدم،

00:01:52.040 --> 00:01:54.320
‫ولی بنا به دلایلی از پس این کار بر نمیام.

00:01:56.490 --> 00:02:01.190
‫اینکه آدما به‌خاطر درک نکردن همدیگه نگران می‌شن رو درک نمی‌کنم.

00:02:01.970 --> 00:02:03.700
‫اصلاً نمی‌فهممش.

00:02:06.050 --> 00:02:10.170
‫می‌دونم. فقط باعث شد عجیب به‌نظر بیام.

00:02:11.560 --> 00:02:16.780
‫جدای این حرفا آسامورا-کون... توی درس دادن کارش خیلی خوبه.

00:02:17.690 --> 00:02:20.780
‫راستش... یه‌طورایی جا زده بودم،

00:02:21.970 --> 00:02:24.110
‫اما به لطف اون، بازم امید گرفتم.

00:02:25.160 --> 00:02:26.300
‫ممنونم.

00:02:28.370 --> 00:02:31.440
‫جمعه، 17 جولای.

00:02:32.250 --> 00:02:35.780
‫موسیقی‌هایی که بهم پیشنهاد داد، خیلی خوبن.

00:02:36.640 --> 00:02:39.540
‫آسامورا-کون به‌خاطر اینکه واسه‌م چیز
‫خوبی پیدا کنه خودشو به زحمت انداخت.

00:02:39.540 --> 00:02:41.020
‫باید ازش تشکر کنم.

00:02:41.044 --> 00:02:56.044
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:57.480 --> 00:02:58.660
‫عجیبه.

00:02:58.920 --> 00:03:04.840
‫وقتی میرم توی تختم و چشم‌هام رو می‌بندم،
‫سرم با هزارجور فکر اعصاب‌خوردکن پر می‌شه.

00:03:06.090 --> 00:03:11.620
‫آسامورا-کون اون موسیقی رو از همکار خوشگلِ محل کارش گرفته؟

00:03:12.130 --> 00:03:16.840
‫نه که مهم باشه. اما اگه به‌نظرم مهم نیست،

00:03:16.840 --> 00:03:19.590
‫چرا اصلاً در این مورد توی دفترچه‌ی خاطراتم می‌نویسم؟

00:03:22.980 --> 00:03:27.720
‫اصلاً نمی‌فهمم. هرطور بهش فکر می‌کنم با عقل جور در نمیاد.

00:03:28.510 --> 00:03:32.110
‫من حق ندارم از این چیزا بنویسم...

00:03:33.450 --> 00:03:35.110
‫ولی بازم... دارم می‌نویسم.

00:03:36.060 --> 00:03:38.920
‫چه اشکالی داره؟ برای خودم دارم این کارو می‌کنم.

00:03:40.740 --> 00:03:43.100
‫آسامورا-کون امروز دیر اومد خونه.

00:03:43.820 --> 00:03:45.630
‫مربوط به اون دختره‌ی محل کارشه؟

00:03:46.100 --> 00:03:49.130
‫به من چیزی در موردش نگفت.

00:03:50.260 --> 00:03:55.840
‫آره خب. دلیلی نداره بخواد اینطور چیزا رو به من گزارش بده.

00:03:57.470 --> 00:04:01.350
‫احیاناً... نکنه همون دختره؟

00:04:03.570 --> 00:04:06.390
‫بدم میاد اینطور باشه.

00:04:09.910 --> 00:04:12.730
‫آره واقعاً... وقتی می‌نویسم،

00:04:12.730 --> 00:04:16.260
‫احساس می‌کنم کلماتی که روی کاغذ میان با احساسات واقعی من یکی نیستن.

00:04:17.020 --> 00:04:22.400
‫اما از بین کلمه‌هایی که بلدم «بدم میاد» بهش نزدیک‌تره.

00:04:23.400 --> 00:04:27.410
‫واقعاً که آدم افتضاحی‌ام. من حتی چیزی در مورد اون آدم نمی‌دونم.

00:04:27.410 --> 00:04:29.480
‫باعث می‌شه از خودم حال به‌هم بخوره.

00:04:30.740 --> 00:04:33.910
‫از خودم بدم میاد. احساس اضطراب زیادی دارم.

00:04:36.990 --> 00:04:43.320
‫بنا به دلایلی، می‌خواستم وقتی آسامورا-کون برگشت خونه بهش خوش‌آمد بگم،

00:04:43.320 --> 00:04:47.610
‫برای همین تصمیم گرفتم به جای اتاق خودم توی هال درس بخونم.

00:04:50.220 --> 00:04:55.700
‫آخرش، تا وقتی آسامورا-کون بیاد، نتونستم بیدار بمونم.

00:04:56.490 --> 00:04:58.500
‫نتونستم بهش «خوش اومدی» بگم.

00:04:59.510 --> 00:05:03.270
‫ولی... وقتی بیدار شدم روم پتو انداخته بودن.

00:05:04.280 --> 00:05:05.160
‫نکنه...

00:05:06.890 --> 00:05:08.870
‫وقتی اینطوری فکر کردم،

00:05:08.870 --> 00:05:14.580
‫احساس اضطرابی که دیشب داشتم، یکم از بین رفت.

00:05:15.980 --> 00:05:17.830
‫یومیوری شیوری.

00:05:18.730 --> 00:05:21.100
‫به‌نظرم اسم قشنگیه.

00:05:21.700 --> 00:05:24.700
‫از اون اسمایی که کتابا رو دوست داره و کتابا دوستش دارن،

00:05:25.110 --> 00:05:28.710
‫و حتماً کسایی که کتاب دوست دارن هم دوستش دارن.

00:05:30.030 --> 00:05:35.950
‫و اینکه، شاید به‌خاطر اینه که دانشجوـه، ‫خیلی بالغ به‌نظر میاد.

00:05:36.600 --> 00:05:39.730
‫و فقط خوشگل نیست.

00:05:40.450 --> 00:05:43.230
‫بلکه یه وجه‌ی ناز هم داره.

00:05:44.420 --> 00:05:48.090
‫با خودم فکر کردم، واقعاً به‌هم میان.

00:05:49.630 --> 00:05:53.940
‫اگه آسامورا-کون می‌تونست با همچین ‫کسی باشه، قطعاً می‌بود...

00:05:59.150 --> 00:06:01.380
‫کتاب‌فروشی؟

00:06:02.520 --> 00:06:06.320
‫کار پاره‌وقت راحت و با حقوق بالایی که نیست،

00:06:06.770 --> 00:06:09.500
‫ولی به‌جای اینکه سعی کنم دنبال یه میان‌بر عجیب باشم،

00:06:09.500 --> 00:06:12.210
‫شاید بهتر باشه کارها رو آروم و با طمأنینه پیش ببرم.

00:06:13.560 --> 00:06:18.000
‫ولی نمی‌دونم. حتماً به مذاقش خوش نمیاد.

00:06:18.570 --> 00:06:23.280
‫می‌دونم خواهروبردار ناتنی هستیم، ولی مصاحبه‌ی
‫شغلی رفتن توی جایی که برادرت داره کار می‌کنه...

00:06:23.280 --> 00:06:25.350
‫یه‌طورایی کار عجیبیه.

00:06:27.260 --> 00:06:30.760
‫امروز آخرین فرصتم برای خوندن آزمون جبرانی بود.

00:06:31.430 --> 00:06:35.830
‫واقعاً از آسامورا-کون و مایا ممنونم که بهم کمک کردن.

00:06:37.190 --> 00:06:42.640
‫می‌خوام زودی بخوابم و سرحال بیدار شم
‫تا فردا خیلی خوب بتونم از مغزم کار بکشم،

00:06:42.640 --> 00:06:44.140
‫پس این مقدمه رو خلاصه می‌گم.

00:06:46.180 --> 00:06:48.820
‫خوک ترش و شیرین خوشمزه بود.

00:06:50.180 --> 00:06:52.710
‫ممنونم، از هردوتون.

00:06:57.850 --> 00:06:59.990
‫آزمون جبرانیمو قبول شدم.

00:07:00.890 --> 00:07:03.560
‫الان که جواب دستمه گفتنش راحته.

00:07:04.030 --> 00:07:08.480
‫اما راستش، دیروز دیگه مطمئن بودم قبول می‌شم.

00:07:09.260 --> 00:07:12.950
‫همه‌ش به‌لطف آسامورا-کونـه و از مایا هم ممنونم.

00:07:13.380 --> 00:07:18.290
‫در هر صورت، الان دیگه می‌تونم تعطیلات
‫تابستونه‌م رو هرطوری که می‌خوام بگذرونم.

00:07:19.060 --> 00:07:23.610
‫حینی که دارم با کاره نیمه‌وقت پول جمع می‌کنم،  کم‌کم درسمو می‌خونم.

00:07:25.500 --> 00:07:29.320
‫وقتی داشتم به پوستر نگاه می‌کردم یه‌نفر اومد سراغم.

00:07:30.280 --> 00:07:34.160
‫بدون اینکه حواسم باشه، بهش گفتم بله علاقه‌مندم.

00:07:35.220 --> 00:07:36.920
‫دیگه نمی‌تونم پسش بگیرم.

00:07:37.570 --> 00:07:41.530
‫توی خونه می‌تونستم واسه‌ی مصاحبه تمرین کنم،

00:07:41.530 --> 00:07:45.450
‫اما اگه آسامورا-کون اون‌جا می‌بود، یه حالی می‌شد.

00:07:46.180 --> 00:07:48.270
‫اگه منو می‌دید، حتماً سکته رو می‌زد.

00:07:48.730 --> 00:07:52.880
‫اگه ازم می‌پرسید چرا دقیقاً اون کتابفروشی رو انتخاب کردم،

00:07:52.880 --> 00:07:54.420
‫چه جوابی داشتم بدم؟

00:07:55.700 --> 00:07:58.080
‫خودمم نمی‌دونم.

00:07:58.500 --> 00:08:00.740
‫نمی‌تونم... غیرممکنه...

00:08:02.650 --> 00:08:04.440
‫ببخشید که نگرانت کردم.

00:08:05.170 --> 00:08:09.380
‫می‌دونستم دیر میام و می‌خواستم بهت خبر بدم،

00:08:10.620 --> 00:08:15.790
‫ولی اونطوری شاید باید بود توضیح می‌دادم چرا دیر میام،

00:08:17.980 --> 00:08:19.260
‫واسه همین نتونستم چیزی بگم.

00:08:20.890 --> 00:08:26.560
‫دیر یا زود، باید با این احساس اضطرابی که همه‌ش بهم دست می‌ده روبه‌رو شم.

00:08:27.860 --> 00:08:33.310
‫برای جبران کاری که کردم، تصمیم گرفتم براش یه شام خوشمزه درست کنم.

00:08:34.150 --> 00:08:39.530
‫گفتم اگه براش یه چیز خوشمزه بپزم... شاید احتمال اینکه ببخشتم بیشتر بشه.

00:08:40.840 --> 00:08:42.660
‫و حتی اگه نبخشه هم،

00:08:43.660 --> 00:08:46.440
‫حداقل قبولش می‌کنه، گمونم.

00:08:48.090 --> 00:08:52.670
‫بهش می‌گم به‌خاطر اینکه رفتم فروشگاه دیر کردم.

00:08:53.260 --> 00:08:57.540
‫و می‌گم چون شارژ گوشیم زود تموم شد، پیامشو ندیدم.

00:08:59.790 --> 00:09:06.060
‫هرچی بیشتر دروغ می‌گم، بیشتر احساس می‌کنم که ‫بذر شک توی ذهنم جوونه می‌زنه.

00:09:10.430 --> 00:09:12.640
‫من... می‌ترسم...

00:09:14.970 --> 00:09:20.700
‫از احساسی که الان دارم. گمونم خوب می‌دونم چه اتفاقی داره می‌افته....

00:09:21.010 --> 00:09:25.260
‫و اینکه به اون چه احساسی دارم پیدا می‌کنم.

00:09:26.090 --> 00:09:28.670
‫فقط یه کلمه برای توصیفش وجود داره،

00:09:28.670 --> 00:09:32.470
‫و من موندم توی دفتر خاطراتم بنویسمش یا نه.

00:09:35.540 --> 00:09:37.030
‫خیلی طعنه‌آمیزه.

00:09:37.640 --> 00:09:42.490
‫هیچوقت فکرشو نمی‌کردم مثل یه شخصیت توی رمان رفتار کنم.

00:09:45.000 --> 00:09:51.160
‫اما دیگه نمی‌تونم فرار کنم. مصاحبه‌ی شغلی خیلی راحت بود.

00:09:51.950 --> 00:09:54.840
‫باید با آسامورا-کون روراست باشم.

00:09:56.540 --> 00:10:01.450
‫می‌ترسم برای آسامورا-کون توضیح بدم. وحشت دارم.

00:10:02.440 --> 00:10:05.950
‫اما در عین حال، به‌نظرم اینطوری خیالم راحت می‌شه.

00:10:08.750 --> 00:10:10.760
‫معلومه که می‌شه.

00:10:11.610 --> 00:10:17.010
‫آخه، بالأخره از این احساس اضطراب راحت می‌شم.

00:10:20.170 --> 00:10:22.310
‫آسامورا-کون جنبه‌هایی داره که من ازشون بی‌خبرم.

00:10:23.180 --> 00:10:26.820
‫رابطه‌ی آسامورا-کون با یومیوری-سان جنبه‌هایی داره که من ازشون بی‌خبرم.

00:10:27.750 --> 00:10:31.020
‫اگه یه‌ذره هم که شده، بتونم بفهمم رابطه‌شون با هم چیه،

00:10:31.970 --> 00:10:37.260
‫شاید این احساس چندش و اضطرابی که دارم، یکمی آروم بگیره.

00:10:39.280 --> 00:10:41.710
‫اینطور فکر می‌کنم.

00:10:44.750 --> 00:10:47.130
‫واقعاً... خودمو درک نمی‌کنم.

00:10:47.880 --> 00:10:52.310
‫چرا می‌ذارم اون روی کارهام کنترل داشته باشه؟

00:10:53.290 --> 00:10:55.320
‫آسامورا-کون کاری نکرده.

00:10:55.820 --> 00:10:59.870
‫منم که خودمو به اون قل و زنجیر کردم...

00:10:59.870 --> 00:11:02.000
‫انگاری خودمو بهش بستم.

00:11:03.660 --> 00:11:08.430
‫واقعاً، کل موضوع انقدر احمقانه‌ست که خنده‌م می‌گیره.

00:11:11.800 --> 00:11:15.370
‫من که قرار نیست بذارم کسی اینا رو بخونه.

00:11:15.950 --> 00:11:19.880
‫شاید به عنوان یه‌طور هشدار به خودم،
‫بهتره اون کلمه رو بنویسم.

00:11:21.250 --> 00:11:26.190
‫اگه پشت کشوم قایمش کنم و ببندمش، چیزی نمی‌شه.

00:11:30.200 --> 00:11:34.280
‫خب اینجا ازت می‌پرسم، خودم، آیاسه ساکی.

00:11:38.990 --> 00:11:43.970
‫طبیعت احساس ناخوشایندی که الان داری تجربه می‌کنی رو در یک کلمه توصیف کن.

00:11:46.160 --> 00:11:48.750
‫غذای امروزم خیلی خوشمزه‌ست!

00:11:48.750 --> 00:11:51.180
‫نه بابا چیز خاصی نیست.

00:11:51.180 --> 00:11:52.910
‫بفرما، آسامورا-کون.

00:11:52.910 --> 00:11:54.590
‫ممنونم، آیاسه-سان.

00:11:55.260 --> 00:11:59.530
‫خب، یوتا و ساکی-چان، هنوز همو با فامیلی صدا می‌کنین؟

00:11:59.530 --> 00:12:02.640
‫هنوز خجالت می‌کشین همو با اسم کوچیک صدا کنین؟

00:12:04.920 --> 00:12:08.900
‫هومم، مثلاً چطوره یوتا نی-سان صداش کنی؟

00:12:08.900 --> 00:12:10.530
‫احساس درستی نداره.

00:12:10.530 --> 00:12:11.940
‫جدی؟

00:12:11.940 --> 00:12:12.830
‫جدی.

00:12:13.570 --> 00:12:14.750
‫تو هم یوتا؟

00:12:15.100 --> 00:12:19.070
‫منم با آیاسه-سان موافقم. حس درستی نداره.

00:12:19.540 --> 00:12:23.130
‫هممم، خب پس اینطوریه.

00:12:24.630 --> 00:12:27.140
‫امروز جفتتون می‌رین سر کار؟

00:12:27.420 --> 00:12:30.680
‫بله. ظهر از اتاقم می‌زنم بیرون.

00:12:30.680 --> 00:12:31.670
‫منم.

00:12:32.150 --> 00:12:36.480
‫مطمئنی می‌خوای اینقدر کار کنی؟ آگوست به نیمه رسیده.

00:12:36.900 --> 00:12:40.330
‫نگران نباش. هنوز دارم کلاسای فوق‌برنامه‌ی تابستونیمو می‌رم.

00:12:40.330 --> 00:12:43.150
‫نه، اونو نمی‌گم.

00:12:45.020 --> 00:12:49.440
‫مثلاً تعطیلات تابستونیتونه، ولی به‌نظر نمیاد توش تفریحی بکنین.

00:12:50.420 --> 00:12:51.580
‫آها اونو می‌گی.

00:12:52.300 --> 00:12:57.660
‫موضوع مهمیه. وقتی سال سومی بشین دیگه باید روی آزمون ورودی تمرکز کنین.

00:12:58.110 --> 00:12:59.590
‫درسته.

00:12:59.590 --> 00:13:03.520
‫ساکی تو هم عادت داری زیاد به خودت فشار بیاری.

00:13:03.520 --> 00:13:06.810
‫دوستاتونم حتماً دلتنگتونن.

00:13:08.540 --> 00:13:12.840
‫دوست خاصی هم نیست حالا... البته خودمو می‌گم.

00:13:13.710 --> 00:13:15.790
‫آیاسه-سان دوست داره.

00:13:15.790 --> 00:13:17.130
‫برنامه‌ای نداریم.

00:13:25.290 --> 00:13:26.150
‫بله.

00:13:27.790 --> 00:13:29.980
‫اگه منظورت مایاست، درگیرش نشو.

00:13:29.980 --> 00:13:30.970
‫ها؟

00:13:30.970 --> 00:13:34.270
‫اونقدر با هم صمیمی نیستیم که تعطیلات تابستونی رو با هم بگذرونیم.

00:13:34.270 --> 00:13:35.380
‫آها.

00:13:36.390 --> 00:13:39.950
‫ببخشید. اینطور نیست که عصبانی باشم.

00:13:39.950 --> 00:13:43.460
‫ولی من و مایا اصلاً اونقدرا با هم وقت نمی‌گذرونیم.

00:13:43.900 --> 00:13:45.950
‫با اینکه چند باری اومده خونه‌مون؟

00:13:45.950 --> 00:13:49.380
‫خب، به‌خاطر این بود که در مورد تو کنجکاو بود، آسامورا-کون.

00:13:49.860 --> 00:13:53.350
‫و اینکه مثل سری آخری به‌خاطر این بود که من دعوتش کردم.

00:13:55.270 --> 00:13:59.770
‫اون در اصل خیلی باملاحظه‌ست،
‫برای همین اگه برنامه‌ای نداشته باشیم کاری باهام نداره.

00:13:59.770 --> 00:14:00.940
‫منم همینطوری‌ام.

00:14:01.610 --> 00:14:05.080
‫خب، یه‌طورایی درک می‌کنم.

00:14:05.550 --> 00:14:08.610
‫منم آدمی نیستم با کسایی که باهاشون صمیمی نیستم وقت بگذرونم.

00:14:09.240 --> 00:14:11.180
‫تنهاییت رو دوست داری؟

00:14:11.180 --> 00:14:13.690
‫گمونم تنهاییم رو ترجیح می‌دم.

00:14:14.690 --> 00:14:15.740
‫آها.

00:14:16.550 --> 00:14:18.660
‫خب دیگه حرف زدن بسه.

00:14:19.450 --> 00:14:20.640
‫بعداً می‌بینمت.

00:14:25.400 --> 00:14:26.630
‫ممنونم.

00:14:27.030 --> 00:14:28.000
‫مشکلی نیست.

00:14:28.024 --> 00:14:38.024
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:14:40.340 --> 00:14:43.100
‫چه زود داره کارو یاد می‌گیره.

00:14:45.150 --> 00:14:46.680
‫ازتون خیلی ممنونم.

00:14:48.250 --> 00:14:50.490
آیاسه-سان اوضاعش خوبه؟

00:14:55.460 --> 00:14:57.130
‫برو حواست بهش باشه.

00:14:59.170 --> 00:15:00.060
‫باشه.

00:15:03.690 --> 00:15:04.700
‫آیاسه-سان.

00:15:06.790 --> 00:15:08.220
‫آسامورا-سان.

00:15:08.220 --> 00:15:09.650
‫توی سرچ اومد؟

00:15:09.650 --> 00:15:12.800
‫نوشته هنوز 5 جلد ازش داریم.

00:15:14.910 --> 00:15:18.620
‫انتشار جدیده، نه؟
‫روی استند نمایش نبود؟

00:15:18.620 --> 00:15:19.470
‫اوهوم.

00:15:33.330 --> 00:15:36.240
‫اوه، چه خفن. چطور؟

00:15:36.240 --> 00:15:38.270
‫مشتریت منتظره.

00:15:39.030 --> 00:15:39.820
‫اوهوم.

00:15:42.780 --> 00:15:44.510
‫بابت امروز ممنونم.

00:15:44.510 --> 00:15:48.100
‫اما چطوری فهمیدی؟ انگار که غیبگو بودی.

00:15:48.100 --> 00:15:53.430
‫تابلو می‌گفت انتشار جدید کتاب از 22 آگوسته.

00:15:54.150 --> 00:15:58.440
‫ولی... یادم اومد که کتاب روی دسته‌ی کتابای بود که...

00:15:58.440 --> 00:16:00.390
‫که زودتر از این تاریخ منتشر شده.

00:16:01.580 --> 00:16:03.900
‫اصلاً متوجه نشدم.

00:16:04.510 --> 00:16:07.000
‫خب، من الان سنپای‌ـتم.

00:16:08.040 --> 00:16:10.430
‫ولی بازم به‌نظرم خفن بود.

00:16:10.430 --> 00:16:13.940
‫اگه یومیوری سنپای بود، حتماً زودتر پیداش می‌کرد.

00:16:15.070 --> 00:16:15.880
‫آها.

00:16:26.850 --> 00:16:28.940
‫دیگه پاییز داره می‌شه.

00:16:26.850 --> 00:16:28.940
‫تابستون هنوز تموم نشده.

00:16:30.170 --> 00:16:30.980
‫ها؟

00:16:30.170 --> 00:16:30.980
‫عه؟

00:16:31.760 --> 00:16:34.730
‫احیاناً به‌خاطر گرما گفتی؟

00:16:34.730 --> 00:16:35.920
‫منظور تو چی بود؟

00:16:36.420 --> 00:16:37.620
‫خب، اون‌جا رو ببین.

00:16:39.410 --> 00:16:41.680
‫اون یعنی... پاییز؟

00:16:42.600 --> 00:16:44.540
‫الان جدی هستی؟

00:16:44.540 --> 00:16:48.900
‫آخه، اونا تا دیروز لباسای متفاوت تنشون بود.

00:16:48.900 --> 00:16:50.750
‫واقعاً؟

00:16:50.750 --> 00:16:56.140
‫شوخی می‌کنی. آسامورا-کون تو از اونایی هستی که
‫هیچ علاقه‌ای به مد ندارن؟

00:16:56.140 --> 00:16:59.790
‫تا حالا دیدی من مجله‌ی مد بخونم؟

00:17:01.450 --> 00:17:03.000
‫نه خب.

00:17:03.420 --> 00:17:07.160
‫اگه واقعاً علاقه‌ای نداری، پس گمونم متوجه نمی‌شی.

00:17:08.060 --> 00:17:09.380
‫گویا درست می‌گی.

00:17:12.380 --> 00:17:17.930
‫خب، منم نمی‌تونم تصور کنم توی یه
‫بوتیک لباس‌فروشی کار کنی، پس اوکیه.

00:17:18.500 --> 00:17:19.890
‫این دیگه از کجا در اومد؟

00:17:22.940 --> 00:17:24.230
‫هیچی.

00:17:30.970 --> 00:17:31.900
‫خرابه؟

00:17:32.280 --> 00:17:36.640
‫آره. آخه این قدیمی‌ترینه.

00:17:37.050 --> 00:17:38.670
‫آیاسه-سان توی اتاقشه؟

00:17:38.670 --> 00:17:43.540
‫آره، تا یکم قبل از بیدار شدنت، بیدار بود،

00:17:43.940 --> 00:17:47.730
‫ولی اون... اصلاً نمی‌تونه گرما رو تحمل کنه.

00:17:47.730 --> 00:17:49.060
‫جدی؟

00:17:50.630 --> 00:17:53.280
‫وقتی بچه‌تر بود خیلی براش مشکل بود.

00:17:55.630 --> 00:17:59.550
‫وقتی تابستون می‌شد، همیشه بستنی می‌خواست...

00:17:59.990 --> 00:18:02.750
‫و غر غر می‌کرد که «منو ببر استخر»

00:18:04.280 --> 00:18:08.140
‫وقتی رفت راهنمایی، کم‌کم عوض شد.

00:18:08.860 --> 00:18:11.530
‫شبیه الانش شد.

00:18:12.970 --> 00:18:18.490
‫دیگه بدقلق نبود، اما من گاهی اوقات دلم برای اون روزا تنگ می‌شد.

00:18:22.490 --> 00:18:27.600
‫مامانم دوبرابر قبل کار می‌کرد تا منو تأمین کنه.

00:18:33.450 --> 00:18:34.250
‫بله؟

00:18:35.550 --> 00:18:36.310
‫اوهوم.

00:18:37.370 --> 00:18:39.430
‫اوهوم، همین الان؟

00:18:43.750 --> 00:18:47.600
‫خب آسامورا... شنیدم با ناراساکا اینا می‌خوای بری استخر.

00:18:49.880 --> 00:18:51.730
‫ها؟ این از کجا در اومده؟

00:18:51.730 --> 00:18:57.240
‫چیه بابا؟ دارم در مورد این می‌گم که تو و آیاسه و ناراساکا قراره با هم برین استخر.

00:18:58.150 --> 00:18:59.820
‫نه... بار اوله می‌شنوم.

00:19:00.440 --> 00:19:01.990
‫دعوت نشدی؟

00:19:02.570 --> 00:19:03.620
‫نه بابا.

00:19:04.300 --> 00:19:07.250
‫پس شاید بعداً دعوتت کن.

00:19:07.660 --> 00:19:09.620
‫شاید...

00:19:10.360 --> 00:19:12.420
‫تو، کم‌کم نباید بری؟

00:19:12.420 --> 00:19:14.460
‫اوه، آره.

00:19:14.460 --> 00:19:17.710
‫پس بریم. بذار من اول برم دستشویی.

00:19:17.710 --> 00:19:18.260
‫اوهوم.

00:19:26.380 --> 00:19:27.520
‫به کارت عادت کردی؟

00:19:27.960 --> 00:19:30.650
‫اوهوم. به لطف تو.

00:19:31.150 --> 00:19:34.760
‫آیاسه-سان تو آدم قابل اتکایی هستی و خیلی زود یاد می‌گیری.

00:19:34.760 --> 00:19:35.830
‫ممنونم.

00:19:36.280 --> 00:19:38.270
‫بقیه‌ی سنپای‌ها هم ازت تعریف می‌کنن.

00:19:39.050 --> 00:19:39.980
‫جدی؟

00:19:52.040 --> 00:19:55.160
‫ولی همونطوره که بابام گفت.

00:19:55.160 --> 00:19:57.980
‫مثل اینکه کل تعطیلات تابستونیمونو داریم کار می‌کنیم.

00:19:59.390 --> 00:20:00.120
‫اوهوم.

00:20:00.144 --> 00:20:10.144
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:20:10.168 --> 00:20:20.168
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:20:21.740 --> 00:20:22.740
‫آیاسه-سان.

00:20:26.950 --> 00:20:30.820
‫احیاناً، ناراساکا-سان واسه استخر دعوتت کرده؟

00:20:33.510 --> 00:20:36.170
‫احیاناً منو هم دعوت کرده؟

00:20:38.570 --> 00:20:41.160
‫مایا اینطوری بهت گفت؟

00:20:41.160 --> 00:20:45.050
‫نه، ناراساکا-سان شماره‌ی منو نداره.

00:20:46.450 --> 00:20:48.600
‫پس... از کجا خبر داری؟

00:20:49.180 --> 00:20:53.000
‫یه نفر دیگه بهم گفت. خودمم خبر نداشتم.

00:20:54.460 --> 00:20:57.010
‫آسامورا-کون... دوست داری بری؟

00:20:57.010 --> 00:20:59.610
‫ها؟ آه...

00:21:00.900 --> 00:21:05.560
‫راستش، حس می‌کنم توی استخری که یه عالمه
‫آدم شاد و خوشحال هست وصله‌ی ناجورم.

00:21:05.560 --> 00:21:06.720
‫به من نمیاد.

00:21:08.100 --> 00:21:08.940
‫آها.

00:21:12.180 --> 00:21:13.140
‫آیاسه-سان؟

00:21:14.060 --> 00:21:17.240
‫پس لازم نیست خودتو مجبور به رفتن بکنی.

00:21:19.330 --> 00:21:20.990
‫تو هم نمی‌ری؟ استخر؟

00:21:21.650 --> 00:21:22.810
‫نمی‌رم.

00:21:30.490 --> 00:21:33.990
‫از فردا، منم همراهت توی فروشگاهتون کار می‌کنم.

00:21:34.840 --> 00:21:38.400
‫چرا بهم نگفتی برای کار پاره‌وقت درخواست دادی؟

00:21:40.580 --> 00:21:42.840
‫اگه می‌گفتم خجالت‌زده می‌شدم.

00:21:52.490 --> 00:21:57.670
‫خب اینجا ازت می‌پرسم، خودم، آیاسه ساکی.

00:21:58.520 --> 00:22:02.670
‫طبیعت احساس ناخوشایندی که الان داری تجربه می‌کنی رو در یک کلمه توصیف کن.

00:22:07.420 --> 00:22:08.810
‫«حسادت»

00:01:42.990 --> 00:01:45.500
‫(پنجشنبـــــه )

00:01:42.990 --> 00:01:45.500
‫16 جـــــــولای

00:02:27.540 --> 00:02:29.540
‫(جمـــعه )

00:02:27.540 --> 00:02:29.540
‫17 جـــــــولای

00:03:19.630 --> 00:03:21.550
‫( شــــــنبـــــه )

00:03:19.630 --> 00:03:21.550
‫18 جـــــــولای

00:05:14.580 --> 00:05:16.580
‫( یکشــــــنبـــــه )

00:05:14.580 --> 00:05:16.580
‫19 جـــــــولای

00:06:25.900 --> 00:06:27.900
‫( دوشــــــنبـــــه )

00:06:25.900 --> 00:06:27.900
‫20 جـــــــولای

00:06:58.430 --> 00:07:00.440
‫( سه‌شــــــنبـــــه )

00:06:58.430 --> 00:07:00.440
‫21 جـــــــولای

00:11:43.970 --> 00:11:47.970
‫( شــــــنبـــــه )

00:11:43.970 --> 00:11:47.970
‫22  آگوست

00:11:57.770 --> 00:12:02.240
احساسات و تعطیلات تابستانه

00:11:57.770 --> 00:12:02.240
قسمــــــت

00:11:57.770 --> 00:12:02.240
7

00:11:57.770 --> 00:12:02.240
‫「                                       」

00:17:29.520 --> 00:17:32.280
‫( یک‌شــــــنبـــــه )

00:17:29.520 --> 00:17:32.280
‫۲۳ آگوست

00:21:44.940 --> 00:21:47.410
آسامورا

00:21:44.940 --> 00:21:47.410
آیاسه

00:23:46.440 --> 00:23:49.940
قسمــــــت

00:23:46.440 --> 00:23:49.940
8

00:23:46.440 --> 00:23:49.940
جواب و شیر داغ

00:23:46.440 --> 00:23:49.940
‫「                                             」