﻿WEBVTT

00:01:51.380 --> 00:01:55.050
‫تو ده ساله بودی، من یازده‌ ساله...

00:01:55.050 --> 00:01:58.680
‫اولین بار توی حیاط پشتیمون بود که همدیگه رو دیدیم.

00:01:59.160 --> 00:02:02.130
‫من داشتم گریه می‌کردم و تو تنها کسی بودی که منو دید.

00:02:02.130 --> 00:02:02.820
‫بله.

00:02:02.820 --> 00:02:05.880
‫فقط تو، خواهر کوچیک من، از اشک‌های من خبر داشت!

00:02:05.880 --> 00:02:06.920
‫بله!

00:02:06.944 --> 00:02:12.944
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:13.710 --> 00:02:17.080
<i>‫من ده ساله بودم، تو یازده ساله...</i>

00:02:17.080 --> 00:02:20.150
<i>‫توی ماه می، و توی یه روز روشن بود.</i>

00:02:21.250 --> 00:02:25.680
<i>‫اولین بارم بود که همراه با مادرم با
.خانواده‌ی ایچینومیا ملاقات می‌کردم</i>

00:02:26.410 --> 00:02:29.500
<i>‫بالأخره، اون لحظه رسید،</i>

00:02:30.040 --> 00:02:31.700
<i>‫...و تو جلوی چشمام قرار گرفتی.</i>

00:02:32.390 --> 00:02:36.290
<i>‫تو همون دختر زیبایی بودی که مادرم اغلب تعریف می‌کرد.</i>

00:02:39.260 --> 00:02:42.630
‫تو کی هستی؟ این‌جا باغ منه.

00:02:42.630 --> 00:02:44.160
‫من...

00:02:44.160 --> 00:02:46.240
‫اوه! فهمیدم...

00:02:46.240 --> 00:02:48.060
‫...از خانواده‌ی خدمتکاری.

00:02:48.610 --> 00:02:51.860
‫بیا و این‌جا بشین، زود باش.

00:02:52.980 --> 00:02:58.110
‫من به جشن تولد یه دوست دعوت
‫شده بودم، اما...حدس بزن چی شد!

00:02:58.110 --> 00:03:01.190
‫اون‌ها منو ته میز نشوندن.

00:03:01.190 --> 00:03:02.830
‫جایی که بهم دادن اون‌جا بود!

00:03:03.590 --> 00:03:06.360
‫تا به حال انقدر بد باهام رفتار نشده بود!

00:03:06.360 --> 00:03:08.150
‫خیلی عصبانی بودم!

00:03:08.150 --> 00:03:09.580
‫بلند شدم و مهمونی رو ترک کردم.

00:03:10.200 --> 00:03:13.730
<i>‫چون بهش جای بدی داده بودن...همین؟</i>

00:03:14.210 --> 00:03:17.170
‫گوش کن، اینا رو پیش هیچ‌کسی نمی‌گی.

00:03:17.170 --> 00:03:20.890
‫نه پدرت، نه مدرت، برادرت...هیچ‌کس!

00:03:20.890 --> 00:03:23.460
‫خانوم، خانوم!

00:03:23.460 --> 00:03:25.970
‫برگشتین خونه؟

00:03:25.970 --> 00:03:29.060
‫یادت بمونه، این رازه!

00:03:29.060 --> 00:03:32.520
‫فوکیکو-ساما! پس این‌جایین!

00:03:32.520 --> 00:03:35.890
‫راننده رو دیدم ولی شما رو نه،
‫برای همین نگران شدم...

00:03:35.890 --> 00:03:37.070
‫خودت رو نگران نکن.

00:03:37.490 --> 00:03:41.240
‫حالم خوب نبود، برگشتم، همین.

00:03:43.630 --> 00:03:48.080
<i>‫رفتار شاهانه‌ای داشتی، که هیچ وقت فراموشش نمی‌کنم.</i>

00:03:48.630 --> 00:03:52.670
<i>‫فقط یه دختر 11 ساله بودی، که چند
‫دقیقه‌ی پیش به سختی داشت گریه می‌کرد،</i>

00:03:52.670 --> 00:03:55.300
<i>‫....و حالا چهره‌ت شفاف و متین بود،</i>

00:03:55.300 --> 00:04:00.130
<i>‫...چون نمی‌تونستی اجازه بدی خدمتکار
‫اشک‌هایی که بابت تحقیر شدن می‌ریختی رو ببینه.</i>

00:04:00.130 --> 00:04:03.840
<i>‫قلب جوان من از دیدن چنین غروری به لرزه افتاد...</i>

00:04:03.840 --> 00:04:06.430
<i>‫...و با چنان شادی به وجد اومد.</i>

00:04:09.890 --> 00:04:14.560
<i>‫از اون روز، تو همه‌ی قلب من رو پر کردی.</i>

00:04:14.560 --> 00:04:20.100
<i>‫از اون روز، نگاه من فقط به توـه.</i>

00:04:24.740 --> 00:04:26.950
<i>‫اما، من نمی‌دونستم...</i>

00:04:27.370 --> 00:04:33.710
<i>‫نمی‌دونستم که عاشق شدی..انقدر غم‌انگیز...</i>

00:04:33.710 --> 00:04:36.080
<i>‫و دردناک، عاشق هنمی تاکه‌هیکو شدی.</i>

00:04:36.080 --> 00:04:41.020
<i>‫برای یه تابستون کوتاه، برای یک هفته‌ی ناچیز...</i>

00:04:44.520 --> 00:04:46.460
<i>‫اما به تو میاد...</i>

00:04:46.460 --> 00:04:48.830
<i>‫فقط تو می‌تونی همچین چیزی رو تجربه کنی.</i>

00:04:49.990 --> 00:04:55.650
‫رژ لب قرمز

00:04:49.990 --> 00:04:55.650
‫قسمت بیست‌ و پنجم

00:05:02.110 --> 00:05:03.200
‫سن‌ژوست-ساما!

00:05:04.780 --> 00:05:07.450
‫همه جا رو دنبالت گشتم!

00:05:07.450 --> 00:05:09.650
‫چندین و چندبار بهت زنگ زدم.

00:05:09.650 --> 00:05:13.350
‫از تولد میا-ساما، مدرسه هم نیومدی.

00:05:13.350 --> 00:05:16.790
‫در نهایت دیروز به آپارتمانت رفتم...

00:05:16.790 --> 00:05:19.460
‫و حالا هم این‌جام، نه؟

00:05:19.840 --> 00:05:22.130
‫خب...آره!

00:05:22.130 --> 00:05:25.350
‫چیزی می‌خواستی؟ چیز مهمی؟

00:05:25.350 --> 00:05:27.290
‫نه راستش، خب...

00:05:27.290 --> 00:05:28.570
‫پس تا بعد...

00:05:29.030 --> 00:05:32.700
‫صبر کن! در آپارتمانت
‫دیروز باز بود!

00:05:32.700 --> 00:05:34.740
‫باید وقتی می‌ری درو ببندی!

00:05:34.740 --> 00:05:36.380
‫باشه باشه...

00:05:36.380 --> 00:05:37.560
‫داری کجا می‌ری؟

00:05:41.690 --> 00:05:45.610
‫پس این‌جایی، میسونو-سان.

00:05:46.660 --> 00:05:47.770
‫داشتیم دنبالت می‌گشتیم.

00:05:48.790 --> 00:05:50.200
‫اوه..بله؟

00:05:50.720 --> 00:05:52.620
‫میا-ساما می‌خواد ببینتت.

00:05:52.620 --> 00:05:55.710
‫اوه! توی خونه‌ی سوروریتی؟

00:05:55.710 --> 00:05:56.860
‫بله.

00:05:56.860 --> 00:05:58.900
‫باشه. الان می‌رم.

00:05:59.960 --> 00:06:02.510
‫صبرکن...همین الان نرو.

00:06:02.510 --> 00:06:07.890
‫ساعت 8 توی اتاق کیساراگی
‫خونه‌ی سوروریتی منتظرته.

00:06:07.890 --> 00:06:10.260
‫ساعت 8؟ اتاق کیساراگی؟

00:06:11.970 --> 00:06:15.780
‫مسخره‌ست. اون‌موقع دیر وقته!

00:06:15.780 --> 00:06:19.980
‫اول برو خونه. بعداً برگرد.

00:06:24.060 --> 00:06:25.900
.‫دروازه‌ی اصلی رو می‌بندن

00:06:26.450 --> 00:06:28.660
‫این ربطی به تو نداره!

00:06:29.730 --> 00:06:33.450
‫می‌خواد در مورد یه موضوع مهم
‫سوروریتی باهات صحبت کنه.

00:06:34.010 --> 00:06:36.750
‫مسائلی هست که فقط می‌تونه
‫با تو درموردشون صحبت کنه.

00:06:37.220 --> 00:06:39.000
‫فقط من؟

00:06:39.000 --> 00:06:43.420
‫میا-ساما اینطور گفتن.
‫ همین کفایت می‌کنه، درسته؟

00:06:44.440 --> 00:06:45.640
‫بله.

00:06:56.810 --> 00:06:58.480
‫سن‌ژوست-ساما!

00:07:14.210 --> 00:07:20.120
‫تک تک کوک‌ها رو از ته دل بزنید،

00:07:20.120 --> 00:07:23.420
‫و به...سوزن‌دوزی خودتون شخصیت بدید.

00:07:23.420 --> 00:07:26.690
‫اوریهارا-سان با فکر مادرت کوک بزن...

00:07:26.690 --> 00:07:27.670
‫بله بله...

00:07:27.670 --> 00:07:31.620
‫راستش چندان ازت توقع سوزن‌دوزی زیبایی رو ندارم...

00:07:31.620 --> 00:07:33.260
‫من نمی‌تونیم از این کارا بکنم!

00:07:33.260 --> 00:07:40.130
‫ولی حداقل نباید بتونی برای
‫شوهر آینده‌ت یه دکمه بدوزی...

00:07:40.130 --> 00:07:42.520
‫من دنبال شوهری می‌گردم که
‫خودش بتونه دکمه‌ش رو بدوزه.

00:07:44.040 --> 00:07:48.040
‫...یا شاید یه سوزن‌دوزی خوشگل
‫روی کیف ناهار بچه‌ت،

00:07:48.040 --> 00:07:51.030
‫...حتی اگه غذاش غذای یخ‌زده باشه...

00:07:51.610 --> 00:07:53.250
‫چی شده ناناکو-سان؟

00:07:53.250 --> 00:07:54.700
‫چی؟خب...

00:07:54.700 --> 00:07:56.820
‫نگران چیزی هستی؟

00:07:56.820 --> 00:07:58.920
‫کل بعد‌ازظهر گرفته بودی.

00:07:58.920 --> 00:08:03.920
‫امروز عصر شاید نتونم برای
‫تماشای «عشق رو باور کن» بیام.

00:08:03.920 --> 00:08:06.210
‫چی؟ امروز روز آخرشه!

00:08:06.760 --> 00:08:08.460
‫به توموکو-سان گفتی؟

00:08:08.460 --> 00:08:09.970
‫نه، نه هنوز.

00:08:09.970 --> 00:08:11.160
‫چی شده؟

00:08:11.160 --> 00:08:13.720
‫اون فیلمه رو خودت می‌خواستی ببینی...

00:08:13.720 --> 00:08:17.470
‫آره، ولی تا فیلم تموم بشه ساعت از 8 گذشته.

00:08:17.470 --> 00:08:20.140
‫آره؟ خب مگه ساعت هشت چه خبره؟

00:08:20.140 --> 00:08:21.440
‫میا-ساما.

00:08:21.440 --> 00:08:21.910
‫هوم؟

00:08:22.380 --> 00:08:24.560
‫میا-ساما می‌خواد ساعت 8 منو ببینه.

00:08:24.560 --> 00:08:27.770
‫میا-ساما؟ چی می‌خواد؟

00:08:27.770 --> 00:08:28.940
‫نمی‌دونم.

00:08:30.390 --> 00:08:31.570
‫یه لحظه وقت داری؟

00:08:32.020 --> 00:08:35.370
‫ها؟ حتماً!

00:08:36.150 --> 00:08:37.690
‫میشه به یه سوالی جواب بدی.

00:08:37.690 --> 00:08:39.160
‫کی، من؟

00:08:39.160 --> 00:08:41.790
‫تو دوست میسونو-سان‌ـی، درسته؟

00:08:41.790 --> 00:08:43.500
‫خب....آره!

00:08:44.060 --> 00:08:48.170
‫می‌شه بهم بگی...رابطه‌ی
‫اون با هنمی تاکه‌هیکو چیه؟

00:08:48.690 --> 00:08:50.590
‫اوه! باشه.

00:08:50.590 --> 00:08:55.300
<i>‫چه خر شانسم! که می‌تونم
‫از این نزدیکی سن‌ژوست-ساما رو ببینم!</i>

00:08:55.810 --> 00:08:59.810
‫خب...اولین باری که همدیگه رو دیدن...

00:08:59.834 --> 00:09:09.834
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:09:10.190 --> 00:09:11.290
‫ری!

00:09:12.900 --> 00:09:16.910
‫دنبالت می‌گشتم. می‌خواستم
‫دعوتت کنم برای تمرین فردا بیای.

00:09:17.510 --> 00:09:18.760
‫تو می دونستی؟

00:09:18.760 --> 00:09:20.360
‫ها؟ چیو؟

00:09:20.360 --> 00:09:26.170
‫تاکه‌هیکو توی کلاسای فوق‌العاده‌ای
‫که ناناکو-سان می‌رفته تدریس می‌کرده.

00:09:30.780 --> 00:09:35.130
‫بعدش اون، اونو اونی-سامای
‫خودش کرده و بهش نامه می‌ده.

00:09:35.130 --> 00:09:39.520
‫اونی‌-سامایی که بهش نامه می‌ده...
‫چقدر دخترونه، چقدر شبیه خودشه!

00:09:41.190 --> 00:09:44.520
‫خب که چی؟ اینا به من ارتباطی نداره.

00:09:45.760 --> 00:09:49.800
‫ارتباطی نداره؟ معلومه. خوبه.

00:09:50.690 --> 00:09:51.410
‫خدافظ!

00:09:51.410 --> 00:09:52.600
‫ری!

00:09:56.840 --> 00:09:58.870
‫اونی-ساما...

00:09:58.870 --> 00:10:03.700
‫مدرسه ساعت 4 تموم شد،
‫و قرار من هم ساعت 8 بود.

00:10:04.520 --> 00:10:08.190
‫نمی‌تونستم کل اون مدت بمونم.

00:10:08.190 --> 00:10:11.710
‫...برای همین با ماریکو-سان و تومو-سان
‫برای تماشای «عشق رو باور کن» رفتم.

00:10:14.550 --> 00:10:16.990
‫تصمیم گرفتم وسط فیلم برگردم،

00:10:16.990 --> 00:10:19.550
‫...تا بتونم به قرارم برسم.

00:10:20.290 --> 00:10:25.100
‫از اون گذشته...فیلم «عشق رو باور کن»...

00:10:25.100 --> 00:10:29.730
‫خب، یکمی «بزرگسال‌»‌تر از چیزی بود که انتظار داشتم.

00:10:50.720 --> 00:10:51.540
‫کیه؟

00:11:00.200 --> 00:11:01.430
‫تویی.

00:11:02.300 --> 00:11:04.040
‫عصر بخیر.

00:11:04.500 --> 00:11:07.100
‫ببخشید سرزده مزاحم شدم.

00:11:07.640 --> 00:11:09.340
‫می‌خواستم ازت بپرسم...

00:11:11.910 --> 00:11:13.570
‫چی شده؟ مستی؟

00:11:13.570 --> 00:11:15.960
‫انگاری.

00:11:15.960 --> 00:11:19.070
‫اما یه قطره هم از این لب‌ها رد نشده...

00:11:19.520 --> 00:11:20.240
‫چی؟

00:11:21.750 --> 00:11:23.240
‫نیازی به دکتر نیست.

00:11:23.830 --> 00:11:26.250
‫گاهی وقتا اینطوری می‌شم.

00:11:32.400 --> 00:11:34.700
‫یه سوال...ازت داشتم.

00:11:34.700 --> 00:11:35.550
‫چی؟

00:11:35.550 --> 00:11:38.240
‫خیلی سوالا دارم...

00:11:38.240 --> 00:11:39.550
‫...برای همین به این‌جا اومدم.

00:11:39.550 --> 00:11:42.550
‫قهوه درست می‌کنم، بیا، بیا تو.

00:11:42.550 --> 00:11:44.910
‫خیلی سوالا!

00:11:44.910 --> 00:11:47.780
‫ولی نمی‌خوام...نباید...

00:11:47.780 --> 00:11:49.940
‫...حتی الان نمی‌تونم از تو بپرسم!

00:11:50.730 --> 00:11:53.220
‫نمی‌تونم این کار رو درحقش بکنم...

00:11:53.220 --> 00:11:54.940
‫...برای عزت نفسش هم که شده...

00:12:10.400 --> 00:12:12.340
<i>‫باید برم!</i>

00:12:15.040 --> 00:12:17.610
<i>...با رفتنم مخالف بودن</i>

00:12:17.610 --> 00:12:20.110
<i>‫...ولی خیلی غرق فیلم شده بودن.</i>

00:12:38.030 --> 00:12:39.440
‫اتاق کیساراگی؟

00:12:39.440 --> 00:12:40.820
‫آره، در موردش می‌دونی؟

00:12:41.390 --> 00:12:48.540
‫اتاق کیساراگی یه سالن خصوصی
‫برای رئیس سورویتی‌ـه.

00:12:48.540 --> 00:12:54.710
‫توی ضلع شمالی طبقه‌ی دوم پیداش می‌کنی...

00:13:09.690 --> 00:13:10.900
‫بیا تو.

00:13:12.480 --> 00:13:14.000
‫ببخشید.

00:13:15.530 --> 00:13:17.940
‫بیا تو، بیا بشین.

00:13:18.720 --> 00:13:19.980
‫بله...

00:13:56.640 --> 00:13:59.480
‫بیا نزدیک‌تر. بیا این‌جا بشین.

00:14:00.450 --> 00:14:00.940
‫باشه...

00:14:01.350 --> 00:14:04.360
‫این‌جا کنارم بشین.

00:14:10.620 --> 00:14:15.220
‫موضوع چیه؟ بیا نزدیک‌تر، این‌جا.

00:14:15.220 --> 00:14:16.670
‫باشه...

00:14:22.420 --> 00:14:28.180
‫وقتی که بچه بودم، یه عروسک داشتم
‫که لب‌هاش خیلی شبیه لب‌های تو بود.

00:14:31.680 --> 00:14:35.750
‫ببین...زیباست، نه...؟حتماً بهت میاد.

00:14:39.250 --> 00:14:41.520
‫خب، چشم‌هات رو ببند،

00:14:41.520 --> 00:14:44.360
‫...آروم باش، لب‌هات رو ببیند...

00:14:45.490 --> 00:14:46.590
<i>‫اونی-ساما!</i>

00:14:56.300 --> 00:14:58.470
‫چقدر زیبا!

00:14:58.470 --> 00:15:00.270
‫خیلی بهت میاد.

00:15:02.040 --> 00:15:06.040
‫تا دو یا شایدم سه سال آینده،

00:15:06.040 --> 00:15:09.930
‫...از اینکه چه خانوم زیبایی شدی، تعجب می‌کنی.

00:15:09.930 --> 00:15:16.430
‫بعد، یه عالمه مردهای خوب جذبت می‌شن.

00:15:17.020 --> 00:15:18.350
‫پس...

00:15:18.790 --> 00:15:22.360
‫رابطه‌ت رو با هنمی-سان تموم کن.

00:15:32.040 --> 00:15:34.120
‫اما بهتون گفتم...

00:15:34.120 --> 00:15:35.570
‫اون و من...

00:15:35.570 --> 00:15:37.200
‫یعنی...اون فقط...

00:15:37.200 --> 00:15:38.870
‫می‌دونم!

00:15:38.870 --> 00:15:41.000
‫از اول می‌دونستم.

00:15:41.670 --> 00:15:44.670
‫از همون اول همه‌چیز رو می‌دونستم!

00:15:45.480 --> 00:15:46.340
‫از اول؟

00:15:47.930 --> 00:15:49.170
‫متوجه نیستی؟

00:15:49.550 --> 00:15:50.930
‫میا-ساما؟

00:15:50.930 --> 00:15:53.460
‫من عاشقتم.

00:15:55.030 --> 00:15:58.400
‫تو خیلی نازی. نمی‌دونم چیکار کنم...

00:15:58.400 --> 00:16:00.060
‫...از روز گشایش...

00:16:00.060 --> 00:16:03.770
‫پس...هنمی-سان رو فراموش کن.

00:16:22.620 --> 00:16:24.290
‫سن‌ژوست-ساما!

00:16:24.290 --> 00:16:25.460
‫تو...

00:16:26.120 --> 00:16:27.380
‫برو بیرون!

00:16:27.380 --> 00:16:31.010
‫اون بردباری و متانت شکوهمندت،

00:16:32.100 --> 00:16:34.450
‫اون وقار نفیس‌ـت که من رو به لرزه مینداخت،

00:16:34.450 --> 00:16:37.600
‫اون غرور بی‌نقصت...الان کجان؟

00:16:39.700 --> 00:16:43.410
‫این...مایه‌ی ننگ‌ـه!

00:16:43.410 --> 00:16:44.060
‫چطور تونستی...

00:16:45.750 --> 00:16:46.910
‫چطور تونستی...

00:16:59.080 --> 00:17:03.870
‫بگو! تو عاشق هنمی تاکه‌هیکو‌ای!

00:17:07.470 --> 00:17:12.870
‫برای همین اون دختر رو قبول کردی،
‫میسونو ناناکو رو وارد سوروریتی کردی.

00:17:12.870 --> 00:17:17.470
‫می‌خواستی اون اونقدر پرستش‌ـت کنه
‫که هنمی تاکه‌هیکو رو ترک کنه!

00:17:21.810 --> 00:17:24.380
<i>‫اونی-ساما...و میا-ساما؟</i>

00:17:24.380 --> 00:17:27.090
<i>‫برای همین...من وارد سوروریتی شدم...</i>

00:17:27.090 --> 00:17:28.940
<i>‫این...این وحشتناکه!</i>

00:17:28.940 --> 00:17:31.110
‫بالأخره، همه چیز برام روشن شد.

00:17:31.110 --> 00:17:34.780
‫قصد و انگیزه‌ت رو فهیمدم.

00:17:35.520 --> 00:17:36.990
‫دیگه تمومش کن!

00:17:36.990 --> 00:17:40.740
!نمی‌تونم اینطوری ذلیل کردن خودت رو تحمل کنم

00:17:50.500 --> 00:17:53.090
‫خیلی خوب می‌شه اگه همچین دروغ‌هایی نگی.

00:17:53.960 --> 00:17:57.260
‫ناناکو-سان، نباید این حرف‌ها رو باور کنی.

00:18:02.820 --> 00:18:06.400
‫حالا که نمی‌ری، پس خودم می‌رم.

00:18:27.780 --> 00:18:28.790
‫سن‌ژوست‌-ساما...

00:18:30.580 --> 00:18:31.170
‫کدوم؟

00:18:31.580 --> 00:18:32.320
‫چی؟

00:18:33.520 --> 00:18:35.720
‫کدوم بود؟ کدوم گوشت؟

00:18:36.630 --> 00:18:39.600
‫کدوم؟ لب‌های میا-ساما
‫کدوم گوشت رو لمس کرد؟

00:18:39.600 --> 00:18:40.850
‫کدوم؟

00:19:03.320 --> 00:19:04.450
<i>‫اونی-ساما...</i>

00:19:05.720 --> 00:19:07.460
<i>‫...دارم عقلم رو از دست می‌دم.</i>

00:19:08.290 --> 00:19:12.480
<i>‫ممکنه حقیقت داشته باشه؟</i>

00:19:12.480 --> 00:19:14.790
<i>‫میا-ساما عاشق توـه،</i>

00:19:14.790 --> 00:19:19.460
<i>‫...و برای همین منو برای سوروریتی انتخاب کرد؟</i>

00:19:19.460 --> 00:19:21.930
<i>‫تا منو از تو دور نگه داره؟</i>

00:19:28.240 --> 00:19:29.810
<i>‫تحقیرآمیزه.</i>

00:19:29.810 --> 00:19:34.940
<i>‫پس آخرش هم من صلاحیت بودن
‫توی سوروریتی رو نداشتم.</i>

00:19:35.610 --> 00:19:36.880
<i>‫تحقیرآمیز...</i>

00:19:38.750 --> 00:19:43.260
<i>‫و...غیرقابل تحمله.</i>

00:20:01.410 --> 00:20:06.240
‫به همون اندازه‌ای که پرستش‌ـت می‌کنم، فوکیکو-ساما،

00:20:06.240 --> 00:20:09.110
‫...به نظر میاد به همون اندازه آزارت می‌دم.

00:20:09.110 --> 00:20:13.650
<i>‫و حالا هم حرف‌هایی زدم که نمی‌شد ناگفته بمونه.</i>

00:20:23.330 --> 00:20:25.360
<i>...من عمیقاً عشقی که برای اون داشتم رو </i>

00:20:25.830 --> 00:20:31.740
<i>‫...درون خودم پرروش دادم.</i>

00:20:32.170 --> 00:20:36.370
<i>‫به طور جادویی‌ای رشد کرد
‫و تبدیل به یه گنج زنده شد...</i>

00:20:38.770 --> 00:20:40.420
<i>‫...گنجی که متعلق به منه...</i>

00:20:41.380 --> 00:20:44.390
<i>‫راز من، گنج نامرئی من!</i>

00:20:45.970 --> 00:20:48.350
‫تندتر! تندتر برو!

00:20:48.350 --> 00:20:50.320
‫بله، چشم!

00:21:13.580 --> 00:21:14.780
<i>‫باید استعفاء بدم.</i>

00:21:15.480 --> 00:21:17.180
<i>‫باید از سوروریتی استعفاء بدم.</i>

00:21:18.520 --> 00:21:19.760
‫سلام، ناناکو!

00:21:20.250 --> 00:21:21.210
‫سلام.

00:21:21.210 --> 00:21:24.590
‫بذار برات تعریف کنم «عشق رو باور کن» چطور تموم شد!

00:21:25.210 --> 00:21:26.300
‫چطور تموم شد؟

00:21:26.300 --> 00:21:28.970
‫آره وسطش رفتی.

00:21:28.970 --> 00:21:31.850
‫خیلی جالب شد!

00:21:32.800 --> 00:21:35.020
‫واسه‌م بگو، می‌خوام بدونم.

00:21:37.440 --> 00:21:41.610
‫خب، ببین، الیزابت فهمید تام معشوقه داره،

00:21:41.610 --> 00:21:46.160
‫...و اون معشوقه‌ هم بهترین دوست خودش بود.

00:21:46.160 --> 00:21:49.200
‫وقتی با هم قرار داشتن مچشونو گرفت.

00:21:50.120 --> 00:21:51.950
‫...چقدر بد!

00:21:51.950 --> 00:21:53.850
‫آره واقعاً!

00:21:53.850 --> 00:21:55.080
‫هیچ‌کاری از دستش برنمیومد.

00:21:55.490 --> 00:21:58.540
‫برای همین رابطه رو تموم کرد.

00:21:58.540 --> 00:22:00.190
‫حدس بزن بعدش چی شد...

00:22:01.960 --> 00:22:07.930
‫خیلی غم‌انگیزه. شروع کرد به تنهایی
‫سفر کردن، اونم‌ وقتی که حامله بود.

00:22:10.970 --> 00:22:12.060
‫و ؟

00:22:12.060 --> 00:22:14.640
‫همین دیگه! تموم شد.

00:22:15.670 --> 00:22:17.020
‫تموم شد؟

00:22:35.290 --> 00:22:37.830
‫هی، الیزابت؟ حالت خوبه؟

00:22:38.500 --> 00:22:41.070
‫شاید فردا...شایدم روز بعدش...

00:22:41.070 --> 00:22:42.880
‫تو همین مدت...شاید.

00:22:47.110 --> 00:22:48.910
‫ممنونم، توموکو.

00:22:58.680 --> 00:23:00.860
‫خانوم! سرزده اومدین...

00:23:01.790 --> 00:23:02.770
‫اتفاقی افتاده؟

00:23:05.120 --> 00:23:05.900
‫خانوم!

00:23:12.660 --> 00:23:15.040
<i>‫گنج من بود.</i>

00:23:17.000 --> 00:23:19.540
<i>‫گنج خود خودم!</i>

00:23:20.070 --> 00:23:24.610
<i>‫اون‌ها خرابش کردن! اون‌ها...زیر پا لهش کردن!</i>

00:23:24.634 --> 00:23:44.634
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:44.658 --> 00:24:04.658
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.