﻿WEBVTT

00:01:56.690 --> 00:01:59.680
‫نمی‌دونم دلیلش رو می‌دونی یا نه...

00:01:59.704 --> 00:02:05.704
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:06.280 --> 00:02:10.320
‫عمل جراحی، می‌دونی باید
‫یکیش رو در می‌آوردن.

00:02:10.710 --> 00:02:15.360
‫پنج سال...‫وقتی برگشت بعد از پنج سال
‫اتفاق بیفته...دیگه واقعاً امیدی نمی‌‌مونه.

00:02:19.300 --> 00:02:21.330
‫ما برای همین به هم زدیم.

00:02:21.910 --> 00:02:24.830
‫برای همین من مردی که دوستش داشتم رو ترک کردم.

00:02:24.830 --> 00:02:27.790
‫نمی‌دونم عمر بلندی خواهم داشت یا نه...

00:02:28.880 --> 00:02:31.760
‫نمی‌خوام باری روی دوش کسی باشم که دوستش دارم.

00:02:32.550 --> 00:02:37.630
‫چون دوستش دارم، این احساس رو دارم،
‫ هیچ‌ چاره‌ای جز اینکه بذارم بره ندارم.

00:02:43.570 --> 00:02:45.980
‫احساس کردم بهترین کار اینه.

00:02:45.980 --> 00:02:47.730
‫هیچ حسرتی ندارم...

00:02:50.790 --> 00:02:52.460
‫متأسفم...

00:02:52.460 --> 00:02:55.690
‫متوجهم نباید اصلاً برات می‌گفتم...

00:02:57.360 --> 00:02:59.820
‫اما بازم...عجیبه، نه؟

00:03:01.970 --> 00:03:04.450
‫شماها نسبت خونی ندارین ولی...

00:03:04.450 --> 00:03:06.410
‫...جفتتون  یه طورایی خیلی به هم شبیهید.

00:03:06.800 --> 00:03:07.540
‫چی؟

00:03:07.940 --> 00:03:12.290
‫احساس کردم چون خواهر کوچیکتر
‫تاکه‌هیکو-سانی می‌تونم در این مورد باهات حرف بزنم.

00:03:16.700 --> 00:03:17.590
‫خواهر؟

00:03:18.180 --> 00:03:20.430
‫خواهر کوچیکتر؟ یعنی؟

00:03:21.800 --> 00:03:24.340
‫نمی‌دونستی؟

00:03:24.340 --> 00:03:25.430
‫مـ-متأسفم!

00:03:26.020 --> 00:03:27.690
<i>‫من...</i>

00:03:27.690 --> 00:03:31.400
</i>‫یعنی...من واقعاً خواهر کوچکتر اونی-ساما؟

00:03:31.700 --> 00:03:37.400
چرخ و فلک

00:03:31.700 --> 00:03:37.400
‫قسمت سی و هفت

00:03:51.950 --> 00:03:54.290
‫متأسفم؛ واقعاً متأسفم...

00:03:54.290 --> 00:03:59.300
‫تو براش نامه می‌نوشتی برای
‫همین فکر کردم در جریانی...

00:03:59.860 --> 00:04:03.260
<i>‫نمی‌دونستم! اصلاً نمی‌دونستم!</i>

00:04:04.150 --> 00:04:05.430
‫خب می‌دونی، تاکه‌هیکو-سان...

00:04:16.010 --> 00:04:18.940
<i>‫بابا...مامان...</i>

00:04:22.270 --> 00:04:22.990
‫چی شده؟

00:04:23.480 --> 00:04:25.740
‫یکمی دیر کرده، نکرده؟

00:04:26.550 --> 00:04:27.330
‫بله...

00:04:28.360 --> 00:04:28.950
‫هوم..

00:04:29.800 --> 00:04:31.650
‫برات یکمی چای تازه‌دم بریزم؟

00:04:31.650 --> 00:04:34.660
‫نه...گمونم برم یکم قدم بزنم.

00:04:35.600 --> 00:04:37.030
‫تا ایستگاه؟

00:04:37.680 --> 00:04:39.330
‫آه....نه...

00:04:39.330 --> 00:04:44.550
‫خدایا، عزیزم، نگرانش نباش.
‫ یکم دیگه به توموکو-سان زنگ می‌زنم.

00:04:44.550 --> 00:04:47.810
‫آه...باشه، لطفا بزن باشه؟

00:04:48.620 --> 00:04:50.390
‫مشکلی براش پیش نمیاد.

00:04:50.390 --> 00:04:53.640
آره....آره...

00:04:54.580 --> 00:04:55.610
‫جدیداً....

00:04:56.900 --> 00:04:59.690
‫....تاکه‌هیکو باهام تماس گرفت.

00:05:00.300 --> 00:05:02.640
‫مثل اینکه تصمیم گرفته برای تحصیل به آلمان بره.

00:05:03.320 --> 00:05:04.240
‫آلمان؟

00:05:04.990 --> 00:05:06.570
‫اون...الان...

00:05:07.380 --> 00:05:09.410
‫نمی‌دونم داره میسپرتش به من....

00:05:10.000 --> 00:05:12.070
‫شاید بالأخره زمانش رسیده.

00:05:12.070 --> 00:05:16.790
‫فکر می‌کنم دیگه وقت اینکه ناناکو از
‫همه چیز باخبر بشه رسیده.

00:05:17.330 --> 00:05:20.510
....اگر خودت فکر می‌کنی بهترین کار همینه

00:05:26.000 --> 00:05:27.540
<i>‫اونی-سامای عزیزم...</i>

00:05:27.540 --> 00:05:30.970
<i>‫....نمی‌دونستم باید چیکار کنم...</i>

00:05:30.970 --> 00:05:33.310
<i>‫خیلی به هم ریخته بودم...</i>

00:05:33.310 --> 00:05:35.020
<i>‫مرگ سن‌ژوست-ساما...</i>

00:05:36.230 --> 00:05:41.110
<i>‫عشق و دردهای جسمی و روحی کائورونوکیمی....</i>

00:05:41.800 --> 00:05:44.680
<i>‫و جدای همه‌ی این‌ها، موضوعی که بین ماست...</i>

00:05:44.680 --> 00:05:47.070
<i>.انگار کل دنیای من زیر و رو شده</i>

00:05:47.070 --> 00:05:49.740
<i>‫من...</i>

00:05:55.130 --> 00:05:57.750
‫ناناکو، می‌شه بیام داخل؟

00:05:58.270 --> 00:05:59.610
‫ناناکو؟

00:05:59.610 --> 00:06:01.000
‫دارم میام داخل.

00:06:13.720 --> 00:06:18.600
‫تاکه‌هیکو-سان پسر پروفسور میسونو از همسر سابقشونه.

00:06:27.240 --> 00:06:28.510
‫عزیزم؟

00:06:29.660 --> 00:06:34.200
‫نه...فکر می‌کنم اگه ناناکو الان بفهمه اذیت می‌شه.

00:06:35.140 --> 00:06:37.420
‫اون واقعاً دختر خوش قلبی‌ـه....

00:06:37.420 --> 00:06:42.170
‫حتماً اگه بفهمه من تاکه‌هیکو و مادرش رو
‫رها کردم، خیلی اذیت می‌شه.

00:06:43.070 --> 00:06:44.920
‫تو اون‌ها رو رها نکردی...

00:06:45.410 --> 00:06:48.890
‫صرف‌نظر از شرایط، آخرش همین معنی رو میده.

00:06:49.430 --> 00:06:50.850
‫عزیزم...

00:06:50.850 --> 00:06:53.850
‫یا شایدم بابت اینه که من شهامت کافی برای گفتنش رو ندارم.

00:06:55.120 --> 00:06:58.730
‫شاید فقط ترسم از اینه که ناناکو ازم متنفر بشه.

00:06:58.730 --> 00:07:00.480
‫من باهاش حرف می‌زنم.

00:07:00.480 --> 00:07:02.820
‫نه...نه این کار رو نکن.

00:07:21.170 --> 00:07:23.340
‫بابا! صبح‌بخیر!

00:07:23.340 --> 00:07:25.210
‫سلام، صبح‌بخیر.

00:07:25.210 --> 00:07:26.690
‫می‌رم روزنامه‌ها رو بیارم.

00:07:26.690 --> 00:07:27.720
‫آه، باشه...

00:07:28.720 --> 00:07:32.640
<i>‫هر طور هم که باشه...هر طور هم که باشه...
‫تصمیمم رو گرفتم که باهاش حرف بزنم.</i>

00:07:33.260 --> 00:07:38.100
<i>‫حقیقت رو از بابا می‌پرسم، متوجه شدم که
‫ زمان کافی برای فکر کردن به این موضوع رو دارم.</i>

00:07:41.270 --> 00:07:42.060
‫بابا...

00:07:42.680 --> 00:07:45.520
‫می‌خوای با من بریم قدم بزنیم، ناناکو؟

00:07:46.100 --> 00:07:47.170
‫عه؟

00:07:47.170 --> 00:07:48.490
‫آه، حتماً...

00:08:03.250 --> 00:08:05.120
‫دقیقاً همین‌جا بود...

00:08:05.120 --> 00:08:08.420
‫این‌جا بود ناناکو، یادته؟

00:08:10.970 --> 00:08:13.510
‫بله...بله یادمه.

00:08:13.930 --> 00:08:17.010
‫این‌جا جایی‌ـه که من تو برای
‫بار اول همدیگه رو ملاقات کردیم.

00:08:19.600 --> 00:08:22.680
‫جایی که من و بابا برای بار اول همو دیدیم.

00:08:25.440 --> 00:08:28.590
‫اولین باری که من رو دیدی، جوری
‫برخورد کردی انگار از من می‌ترسی.

00:08:28.590 --> 00:08:32.340
‫خب، تو هم همینطوری همون‌جا
‫وایساده بودی و بهم نگاه می‌کردی.

00:08:32.340 --> 00:08:35.090
‫تو حتی بهم سلام هم نکردی.

00:08:35.090 --> 00:08:37.200
‫آخه...آخه...

00:08:37.630 --> 00:08:40.650
‫از همون لحظه به بعد، تو دخترم بودی.

00:08:40.650 --> 00:08:43.750
‫تنها و یه دونه دخترم....

00:08:47.240 --> 00:08:51.760
‫ناناکوی عزیزو ارزشمند من...
‫ بابات تا به حال فقط یه بار بهت دروغ گفته...

00:08:54.140 --> 00:08:57.720
‫یا بهتره بگم، چیزی بوده که هیچ‌وقت بهت
‫نگفتم که تقریباً همون معنی رو می‌ده.

00:08:59.930 --> 00:09:03.280
‫حقیقت اینه که...من یه پسر دارم.

00:09:03.280 --> 00:09:08.320
‫من از زنی که قبل از مادرت باهاش
‫ازدواج کرده بودم، یه بچه دارم.

00:09:08.770 --> 00:09:13.780
‫اون تقریباً 7 سال از تو بزرگتره.
‫اون برادر ناتنی‌ـت هست.

00:09:17.380 --> 00:09:18.840
‫راستش رو می‌گم،

00:09:19.550 --> 00:09:22.160
‫...با اینکه 13 ساله که ندیدمش...

00:09:22.160 --> 00:09:27.130
‫....همونقدر که تو رو دوست دارم
‫اون رو هم دوست دارم.

00:09:30.180 --> 00:09:36.260
‫همون طور که همیشه به فکر
‫تو هستم به فکر اون هم هستم.

00:09:41.670 --> 00:09:43.820
‫واقعاً متأسفم، ناناکو.

00:09:43.820 --> 00:09:45.360
‫به جز این یه مورد،

00:09:45.360 --> 00:09:49.690
‫واقعاً احساس می‌کنم، همون
‫بابایی بودم که همیشه در نظر داشتی.

00:09:53.590 --> 00:09:54.950
‫ناناکو...

00:09:55.620 --> 00:09:58.440
‫می‌خوای دوباره ببینیش، بابا؟

00:09:58.440 --> 00:09:59.910
‫هنمی تاکه‌هیکو-سان رو...

00:10:00.920 --> 00:10:02.080
‫ناناکو!

00:10:02.740 --> 00:10:05.360
‫من خوشحالم! خیلی خوشحالم!

00:10:05.360 --> 00:10:09.310
‫بابا، اگه...اگه می‌گفتی برادرم
‫رو دوست نداری...

00:10:09.310 --> 00:10:11.720
‫...اگه اینطور آدمی از آب درمیومدی...

00:10:11.720 --> 00:10:13.800
‫....اون‌وقت نمی‌دونم باید چیکار می‌کردم!

00:10:14.660 --> 00:10:15.870
‫ناناکو!

00:10:16.660 --> 00:10:17.260
‫بابا!

00:10:18.000 --> 00:10:20.040
‫بابا...بابا...

00:10:24.130 --> 00:10:25.190
‫ناناکو...

00:10:29.060 --> 00:10:30.190
<i>‫اونی-ساما...</i>

00:10:30.740 --> 00:10:34.400
<i>‫صبح هوا آفتابی بود، اما
‫بعدازظهر هوا بارونی شد.</i>

00:10:34.400 --> 00:10:37.030
<i>‫با این ‌همه، من رفتم بیرون.</i>

00:10:37.030 --> 00:10:39.490
<i>.رفتم بیرون، چون نمی‌تونستم آروم بگیرم</i>

00:10:42.430 --> 00:10:44.250
<i>‫می‌خواستم هر طور که شده ببینمت.</i>

00:10:44.250 --> 00:10:46.250
<i>‫باید همین کار رو می‌کردم.</i>

00:10:56.190 --> 00:10:57.130
‫اومدم!

00:11:02.300 --> 00:11:05.390
‫عه...چی شده؟ خیس خیس شدی.

00:11:07.230 --> 00:11:08.350
‫اون روز، وقتی بارون میومد!

00:11:08.350 --> 00:11:09.480
‫عه؟

00:11:09.480 --> 00:11:12.190
‫اون روز که برف میومد بهت گفتم!

00:11:14.260 --> 00:11:15.870
‫اون روز بارونی...

00:11:18.860 --> 00:11:20.990
‫آخریت روز کلاسای فوق‌العاده‌مون...

00:11:21.780 --> 00:11:24.120
‫خیلی‌خب بچه ها، پنج دقیقه وقت
‫دارین تا این سوال رو حل کنید.

00:11:24.120 --> 00:11:24.830
‫آه!

00:11:27.420 --> 00:11:30.500
‫تو بهمون درس می‌دادی.

00:11:31.170 --> 00:11:33.380
‫اون روز آخرین روز با هم بودنمون بود.

00:11:36.800 --> 00:11:39.880
‫من تصمیمم رو گرفتم تا بهت بگم.

00:11:39.880 --> 00:11:42.420
‫می‌دونستم احمقانه است، خیلی مضطرب بودم.

00:11:43.960 --> 00:11:46.310
‫سوال داری؟ باشه، کدوم صفحه؟

00:11:47.180 --> 00:11:50.600
‫لـ...لـ-لطفا...

00:11:50.600 --> 00:11:52.370
‫لطفاً اونی-سامای من باش!

00:11:58.110 --> 00:12:01.160
‫نه یه معشوق، نه حتی دوست...

00:12:01.160 --> 00:12:04.410
‫...فقط...فکر کردم...اگه نامه‌هام رو بخونی...

00:12:04.410 --> 00:12:06.580
‫آره، درسته.

00:12:06.580 --> 00:12:08.390
‫همه چی رو خوب یادمه.

00:12:08.390 --> 00:12:10.290
‫می‌شه یه بار دیگه بگمش؟

00:12:10.290 --> 00:12:11.250
‫عه؟

00:12:12.070 --> 00:12:14.220
‫لطفاً برادر من باش!

00:12:14.220 --> 00:12:16.380
‫چون که...تو واقعاً برادرمی!

00:12:16.404 --> 00:12:26.404
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:12:30.260 --> 00:12:32.400
‫خیلی بدجنسی!

00:12:32.400 --> 00:12:36.610
‫بابا بهت گفت تو می‌دونستی، «تاکه‌هیکو همه‌ی
‫این مدت می‌دونست که تو خواهر کوچیکترشی.»

00:12:37.040 --> 00:12:39.490
‫خیلی بدجنسی واقعاً.

00:12:39.880 --> 00:12:41.430
‫متأسفم.

00:12:41.430 --> 00:12:43.490
‫قصد داشتم در نهایت بهت بگم.

00:12:43.490 --> 00:12:45.620
‫کی؟ خب کی؟

00:12:45.620 --> 00:12:48.450
‫عه...خب...

00:12:48.450 --> 00:12:50.700
‫خیلی بی‌رحمی واقعاً...

00:12:50.700 --> 00:12:52.960
‫برای همین گفتم متأسفم.

00:12:52.960 --> 00:12:56.840
‫اگر...اگر خودم نمی‌فهمیدم...

00:12:56.840 --> 00:13:00.320
‫....اگه همینطوری برات نامه می‌نوشتم و در نهایت...

00:13:00.320 --> 00:13:03.670
‫...درنهایت...نامه دادن تنها کفایت نمی‌کرد و ...

00:13:03.670 --> 00:13:07.620
‫اگر...اگر واقعاً عاشقت می‌شدم...

00:13:07.620 --> 00:13:10.600
‫....اون‌موقع چیکار می‌کردی؟

00:13:10.600 --> 00:13:11.600
‫عه؟

00:13:11.600 --> 00:13:15.730
‫من تا حالا با یه پسرم قرار نذاشتم، اما...

00:13:15.730 --> 00:13:19.650
‫...اما اگه می‌خواستم بذارم فکر کنم
‫از نظرش از اون دخترای «سمج» می‌بودم.

00:13:21.060 --> 00:13:25.140
‫اما...من از اولش می‌دونستم تو خواهرمی، برای همین...

00:13:25.880 --> 00:13:27.960
‫ما که نسبت خونی نداریم.

00:13:27.960 --> 00:13:30.330
‫پس اگه من همچین احساسی
‫پیدا می‌کردم چندان مهم نبود.

00:13:30.330 --> 00:13:31.910
‫آه...عه...اما...

00:13:36.080 --> 00:13:38.540
‫چی؟ بی‌خیال!

00:13:40.740 --> 00:13:42.590
‫جدی دستم انداختی...

00:13:53.840 --> 00:13:55.510
‫دوباره داره بارون میاد.

00:13:55.510 --> 00:13:56.250
‫بارون؟

00:13:56.810 --> 00:13:59.360
‫آره...یه بار دیگه، داره بارون میاد...

00:13:59.360 --> 00:14:02.910
‫هر وقت که به طریقی اتفاق مهمی
 .برای من میفته، آخرش بارون میاد

00:14:02.910 --> 00:14:04.530
‫اینطور به نظر می‌رسه.

00:14:05.360 --> 00:14:06.990
‫بارون ها؟

00:14:07.820 --> 00:14:10.150
‫حالا که بهش فکر می‌کنم، اون روز هم داشت بارون میومد...

00:14:10.910 --> 00:14:11.380
‫عه؟

00:14:12.500 --> 00:14:14.510
‫آه...هیچی...

00:14:16.590 --> 00:14:18.320
‫اون روز هم بارون میومد...

00:14:20.750 --> 00:14:25.050
‫امیدوار بودم بتونم پدرم رو که
‫من و مادرم رو ترک کرده بود، ببینم.

00:14:25.050 --> 00:14:27.460
‫اون‌جا زیر بارون ایستاده بودم...

00:14:28.650 --> 00:14:31.660
‫و بعد تو رو برای بار اول دیدم.

00:14:31.660 --> 00:14:33.670
‫خیلی با ارزش به نظر می‌رسیدی...

00:14:36.270 --> 00:14:38.780
‫تو کی هستی؟

00:14:39.370 --> 00:14:41.990
‫تو کی هستی؟

00:14:45.900 --> 00:14:49.750
‫کل سر تا پات گلی بود و یه
‫بیلچه‌ی قرمز رنگ هم دستت بود.

00:14:49.750 --> 00:14:52.360
‫همون‌طور که باهام حرف می‌زدی
‫با اون چشمای دوست‌داشتنیت بهم نگاه می‌کردی.

00:14:52.870 --> 00:14:55.660
‫تو کی هستی؟

00:14:57.120 --> 00:14:59.270
...فقط همین بود، کمتر از 5 دقیقه

00:15:00.780 --> 00:15:03.390
.‫بای بای! دوباره به دیدنم بیا

00:15:05.920 --> 00:15:07.510
‫دوباره به دیدنم بیا!

00:15:08.550 --> 00:15:11.300
‫اون روز دور...اون روز بارونی...

00:15:11.300 --> 00:15:14.430
‫حتماً فراموشش کردی، اما من یادمه.

00:15:14.920 --> 00:15:16.860
‫میسونو ناناکو...

00:15:16.860 --> 00:15:19.940
‫از اون روز به بعد...من یه خواهر کوچیکتر داشتم.

00:15:20.400 --> 00:15:24.740
‫تو کی هستی؟ تو کی هستی؟

00:15:28.540 --> 00:15:30.660
‫«ناناکو...»

00:15:30.660 --> 00:15:31.160
‫عه؟

00:15:31.160 --> 00:15:34.990
‫آه...نه...می‌تونم دیگه «نانکو-کون» صدات کنم؟

00:15:39.460 --> 00:15:42.140
‫اگه «ناناکو» صدام کنی خوشحال‌تر می‌شم.

00:15:44.430 --> 00:15:45.430
‫باشه.

00:15:53.130 --> 00:15:54.220
<i>‫اونی-ساما...</i>

00:15:54.810 --> 00:15:59.430
<i>‫...تو واقعاً برادر من بودی، هنمی تاکه‌هیکو-ساما.</i>

00:15:59.890 --> 00:16:03.360
<i>‫یه برادر واقعاً بی‌نظیر...</i>

00:16:04.090 --> 00:16:05.940
<i>‫که فوکیکو-ساما آرزوش رو داشت...</i>

00:16:05.940 --> 00:16:08.580
<i>‫...و کائورونوکیمی عاشقش بود...</i>

00:16:09.030 --> 00:16:14.400
<i>‫اون چشمای قوه‌ای تیره‌ی دلربا،
‫ درست مثل اون روز قدیمی می‌درخشن.</i>

00:16:14.870 --> 00:16:19.150
<i>‫اونی-ساما...من از اینکه خواهر توام خوشحالم.</i>

00:16:19.150 --> 00:16:21.560
<i>‫واقعاً احساس می‌کنم چیز خوبی‌ـه.</i>

00:16:22.370 --> 00:16:25.660
<i>‫آخرش هم تو هرچقدر بی‌نظیر باشی...</i>

00:16:25.660 --> 00:16:28.870
<i>‫...متأسفانه به عنوان برادرم، هیچ‌وقت نمی‌تونی
‫به من حس رمانتیکی داشته بشه.</i>

00:16:30.210 --> 00:16:32.760
<i>‫مثل قبلاً برات نامه می‌نویسم.</i>

00:16:32.760 --> 00:16:37.520
<i>‫نه، همه‌ی سعیم رو می‌کنم که حتی
‫بیشتر بنویسم، هرچقدر که بتونم.</i>

00:16:38.430 --> 00:16:40.350
<i>‫و بعد، دیر یا زود...</i>

00:16:41.000 --> 00:16:43.650
<i>‫دیر یا زود، ...مطمئنم که
‫دوباره به همدیگه برمی‌خوریم.</i>

00:16:44.290 --> 00:16:48.600
<i>‫هنوز نمی‌دونم کجا، ولی من یه روزی
‫باز اون چشم‌های قهوه‌ای تیره‌ی تو رو می‌بینم.</i>

00:16:48.600 --> 00:16:50.150
<i>‫</i>

00:16:52.240 --> 00:16:56.390
<i>‫قادر بودم برات از همه چی بنویسم
‫چه توی شادی چه توی غم...</i>

00:16:56.390 --> 00:16:59.600
<i>‫...چه توی سردرگمی و عدم اطمینان
‫ همه‌ی داستان‌های تلخ‌و شیرینم رو بنویسم..</i>

00:16:59.600 --> 00:17:03.820
<i>‫...همه‌چیز رو به روش خودم...</i>

00:17:03.820 --> 00:17:07.580
<i>‫پی‌نوشت، البته نمی‌تونم برات این نامه بفرستم.</i>

00:17:08.000 --> 00:17:10.250
<i>‫نه، نمی‌فرستم.</i>

00:17:21.930 --> 00:17:23.670
‫بله، هنمی صحبت می‌کنه...

00:17:25.050 --> 00:17:25.810
‫الو؟

00:17:30.640 --> 00:17:31.610
‫تویی نه.

00:17:32.520 --> 00:17:33.700
‫متأسفم.

00:17:33.700 --> 00:17:35.490
‫مشکلی نیست، چی شده؟

00:17:35.490 --> 00:17:39.820
‫زنگ زدم چون باید بود بابت
‫یه چیزی ازت عذرخواهی می‌کردم.

00:17:40.770 --> 00:17:43.910
‫خب، منم یه حرفایی دارم که باید بهت بگم.

00:17:44.580 --> 00:17:45.960
‫من فکر می‌کردم می‌دونه...

00:17:46.560 --> 00:17:50.630
‫و ناخواسته به میسونو-سان گفتم که
‫خواهر کوچیکتر توئه.

00:17:51.510 --> 00:17:54.800
‫متأسفم، نباید این کار رو می‌کردم.

00:17:54.800 --> 00:17:56.060
‫کائوروـــــــــــــــــــــ

00:18:15.900 --> 00:18:18.240
‫دلم می‌خواد ببینمت

00:18:22.630 --> 00:18:24.170
‫دلم می‌خواد ببینمت...

00:18:25.440 --> 00:18:28.730
‫ری...دلم می‌خواد ببینمش...

00:18:28.730 --> 00:18:31.090
‫ری...ری!

00:18:39.140 --> 00:18:40.750
‫اون چرخ‌وفلک!

00:18:40.750 --> 00:18:42.720
‫بیا دوباره سوارش بشیم!

00:18:53.990 --> 00:18:55.490
‫می‌تونی ببینیش؟

00:18:55.490 --> 00:18:56.400
‫چی؟

00:18:56.870 --> 00:18:58.210
‫می‌تونی؟

00:18:59.630 --> 00:19:01.370
‫من می‌تونم ببینمش!

00:19:03.710 --> 00:19:06.040
‫اون عقب، پشت از چرخ‌ و فلک...

00:19:10.550 --> 00:19:13.710
‫....می‌تونم ببینمش، می‌بینمش!

00:19:16.850 --> 00:19:18.930
‫چیو؟ چیو می‌بینی؟

00:19:19.460 --> 00:19:22.180
‫آینده‌م رو! همه‌ی چیزهای از الان به بعد رو...

00:19:22.830 --> 00:19:25.430
‫با یه چرخش فردای خودم رو می‌بینم...

00:19:25.430 --> 00:19:28.390
‫چرخش دوم، فردای بعد از اون روز رو می‌بینم!

00:19:28.980 --> 00:19:30.520
‫و بعد از سومین چرخش...

00:19:31.270 --> 00:19:33.200
‫خب بعد...

00:19:33.200 --> 00:19:34.730
‫...این «خود توی آینده‌ت» چه شکلی‌ـه؟

00:19:34.730 --> 00:19:38.070
‫اون فردا تاکه‌هیکو-سان رو حتی
‫از امروز هم بیشتر دوست داره!

00:19:38.650 --> 00:19:42.030
‫روز بعدش باز بیشتر دوستت داره!

00:19:42.790 --> 00:19:46.500
‫با هر روزی که می‌گذره، بیشتر
‫از روز قبل دوستت داره!

00:19:47.830 --> 00:19:48.940
‫خیلی‌خب پس!

00:19:48.940 --> 00:19:51.960
‫بهتره تا قبل از اینکه زیادی هیجان‌زده
‫بشیم این چرخ وفلک رو نگه داریم!

00:19:52.550 --> 00:19:54.340
‫من هیچوقت نگهش نمی‌دارم! هیچوقت!

00:19:54.340 --> 00:19:56.100
‫پس مثل اینکه من حسابی توی دردسر افتادم!

00:20:18.220 --> 00:20:20.630
‫اما الان، ری...

00:20:20.630 --> 00:20:23.310
‫....هرچقدر هم که چرخ‌وفلک می‌چرخه...

00:20:23.310 --> 00:20:27.370
‫...اون‌طرفش چیزی نمی‌بینم.

00:20:48.300 --> 00:20:51.350
‫پروفسور، جنابی که امروز
‫باهاتون قرار داشتن، اینجا هستن.

00:20:51.960 --> 00:20:53.350
‫راهنماییشون کنید داخل.

00:20:53.970 --> 00:20:55.360
‫بله.

00:20:56.450 --> 00:20:57.350
‫لطفاً بیاید داخل.

00:20:58.200 --> 00:20:59.110
.ها

00:21:10.150 --> 00:21:14.670
‫می‌دونم که امروز سرتون شلوغه،
‫ ممنونم که برای ملاقات با من زمان گذاشتید.

00:21:20.050 --> 00:21:24.550
‫پس تصمیم گرفتی توی دانشگاه شلنبرگ درس بخونی.

00:21:24.550 --> 00:21:26.080
‫بله قربان.

00:21:26.080 --> 00:21:29.360
‫پس فکر کنم به یه توصیه نامه و ضمانت نیازی داری؟

00:21:29.360 --> 00:21:32.730
‫بله، اگه که لطف کنید.

00:21:33.240 --> 00:21:34.650
‫فهمیدم.

00:21:34.650 --> 00:21:37.200
‫هر چه سریعتر به دستت می‌رسونم.

00:21:37.200 --> 00:21:38.570
‫خوبه؟

00:21:38.570 --> 00:21:41.530
‫بله، خیلی ممنونم.

00:21:42.470 --> 00:21:43.470
‫حتماً

00:21:55.910 --> 00:21:56.990
‫قربان...

00:21:56.990 --> 00:21:57.790
‫آه...

00:21:57.790 --> 00:21:59.730
‫اگه حرفی نمی‌مونه، پس من...

00:21:59.730 --> 00:22:02.150
‫آره، آره باشه...

00:22:02.800 --> 00:22:05.610
‫واقعاً ازتون خیلی ممنونم قربان.

00:22:05.610 --> 00:22:06.760
‫نه، مشکلی نیست...

00:22:07.940 --> 00:22:09.950
‫ببخشید که مزاحمتون کردم.

00:22:17.340 --> 00:22:18.770
‫تا ایستگاه...

00:22:20.670 --> 00:22:22.950
‫می شه تا با هم تا ایستگاه بریم؟

00:22:22.950 --> 00:22:23.950
‫حتماً!

00:22:23.950 --> 00:22:26.740
‫باشه! خب، دیگه بریم.

00:22:26.764 --> 00:22:37.764
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:37.788 --> 00:22:48.788
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:49.270 --> 00:22:51.610
‫خب، الان چندتا شده؟

00:22:51.610 --> 00:22:52.820
‫جان؟

00:22:52.820 --> 00:22:54.490
‫قدت.

00:22:54.490 --> 00:22:56.500
‫185 سانتی متر.

00:22:56.500 --> 00:22:57.710
‫الان انقدره...

00:22:59.600 --> 00:23:00.940
‫بله قربان.

00:23:02.280 --> 00:23:05.900
‫آره...توی این 13 سال از آخرین باری
‫که دیدمت حسابی بزرگ شدی.

00:23:09.470 --> 00:23:13.080
‫خب...من باید اون طرفی برم، پس دیگه...

00:23:13.080 --> 00:23:13.660
‫باشه.

00:23:14.660 --> 00:23:16.140
‫خدانگهدار.

00:23:21.290 --> 00:23:22.790
‫تاکه‌هیکو!

00:23:26.560 --> 00:23:28.100
‫همه‌ی تلاشت رو بکن!

00:23:31.470 --> 00:23:33.150
‫همه‌ی تلاشت رو بکن!

00:23:34.470 --> 00:23:37.220
‫بله پدر!