﻿WEBVTT

00:00:01.540 --> 00:00:06.170
‫بسیار دورتر از جایی که پایتخت زمین گسترانده باشد،
‫جایی که هیچ انسانی زندگی نمی‌کرد، منطقه‌ی آنتورا.

00:00:06.880 --> 00:00:11.460
‫مسافری با نام موراگ هنگام عبور به‌طور
‫اتفاقی بر فراز دانجنی فروافتاد.

00:00:12.380 --> 00:00:16.710
‫در ترکیب نام کاشف و منطقه،
‫نام آن دانجن آنتومورگ نهاده شد.

00:00:18.540 --> 00:00:22.500
‫اخبار گوش به گوش چرخید و ماجراجویان برای کاوش دانجن آمدن.

00:00:23.080 --> 00:00:28.670
‫تعدادشان افزایش یافت، و مسافرخانه‌ها، فروشگاه‌ها،
‫و شعبه‌ی گیلد ماجراجویان تأسیس شدن.

00:00:29.330 --> 00:00:32.460
‫با افزایش ساکنان، تبدیل به یک شهر شد.

00:00:33.210 --> 00:00:37.500
‫شهر نیز به واسطه‌ی دانجن، نام آنتومورگ را گرفت.

00:00:38.460 --> 00:00:40.380
‫به لطف کاوشگری‌های انجام شده‌ توسط ماجراجویان،

00:00:40.380 --> 00:00:42.250
‫اطلاعات بیشتر و بیشتری در خصوص دانجن گرد‌آوری شد.

00:00:42.960 --> 00:00:46.500
‫ولی با این حال، طبقات پس از طبقه‌ی پنجم سخت بودن،

00:00:46.500 --> 00:00:50.290
‫و سابقه‌ی رسمی تا طبقه‌ی هفتم زیرزمین می‌باشد.

00:00:50.710 --> 00:00:56.170
‫بسته به چگونگی رشد قدرت هیولاهای بعد از طبقه‌ی پنجم،

00:00:56.170 --> 00:00:59.790
‫برای مردم سوال شد که آیا طبقه‌ی دهم آخرین طبقه است.

00:01:01.210 --> 00:01:07.710
‫من بیشتر از اینکه یه ماجراجو باشم، عضو
‫گیلد دزدان بودم و تا طبقه‌ی نهم پیش رفتم.

00:01:08.750 --> 00:01:12.830
‫اونجا بود که با دختری آشنا شدم که
‫می‌گفت ناظر دانجه.

00:01:13.460 --> 00:01:19.500
‫همه‌طور اتفاقی افتاد، و در نهایت... منم توی دانجن مشغول به‌کار شدم.

00:01:19.524 --> 00:01:39.524
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:57.080 --> 00:02:59.580
‫فعلاً لطفاً از این اتاق استفاده کن.

00:03:00.420 --> 00:03:05.000
‫به عنوان اتاق مهمان ساخته شده، ولی تا الان استفاده‌ای ازش نداشتیم.

00:03:05.420 --> 00:03:06.830
‫چرا ساختینش...؟

00:03:09.380 --> 00:03:10.670
‫پنجره هم داره.

00:03:10.670 --> 00:03:14.540
‫شیشه مثل آسمون می‌درخشه، و بر اساس زمان روز تغییر می‌کنه.

00:03:14.540 --> 00:03:16.380
‫پشتش دیواره.

00:03:16.380 --> 00:03:17.580
‫که اینطور.

00:03:18.960 --> 00:03:21.420
‫راستی، اتاقا از نور استفاده می‌کنن، نه؟

00:03:21.670 --> 00:03:23.750
‫حتی با اینکه سقفای توی راهرو روشنن.

00:03:24.250 --> 00:03:29.040
‫درسته. خب، برای آدما موقعی که می‌خوان بخوابن بهتره که تاریک باشه...

00:03:33.290 --> 00:03:36.080
‫دانجن هم در اصل تاریک بود.

00:03:36.080 --> 00:03:42.420
‫اما از هیولاهایی که دید در تاریکی
‫ندارن، شکایات زیادی گرفتم، برای همین روشنش کردم.

00:03:42.710 --> 00:03:44.790
‫هیولاها شکایت کردن...؟

00:03:45.880 --> 00:03:51.790
‫اگه دید در شب رو به عنوان یکی از ملزومات
‫استخدام شدن لحاظ می‌کردم، درخواستامون خیلی کم می‌شد.

00:03:52.580 --> 00:03:53.710
‫که اینطور...

00:03:55.920 --> 00:04:00.210
‫خب دیگه، بیا با هم یه تور سریع از بخش مسکونی داشته باشیم!

00:04:01.000 --> 00:04:03.000
‫مشکلی که نداری؟ سرت شلوغ نیست؟

00:04:03.210 --> 00:04:05.290
‫آه، راستی...

00:04:07.040 --> 00:04:11.460
‫مهم‌ترین کارایی که امروز باید انجام بدم
‫دیگه تموم شدن، پس مشکلی نیست.

00:04:12.080 --> 00:04:14.040
‫مهم‌ترین کارایی که باید انجام بدی...؟

00:04:15.500 --> 00:04:18.170
‫استخدام تو، خانوم کلی!

00:04:19.790 --> 00:04:20.710
‫کی، من...؟

00:04:23.380 --> 00:04:25.580
‫نکنه وقتت خیلی آزاده؟

00:04:25.880 --> 00:04:26.710
‫چرا؟

00:04:27.580 --> 00:04:33.170
‫عه... خب، الان فقط ماجراجوهای سطح پایین توی دانجنن.

00:04:33.880 --> 00:04:39.500
‫طبقات قبلی همونجا مدیریت می‌شن،
‫پس نیازی نیست که من مراقبشون باشم.

00:04:42.080 --> 00:04:44.920
‫هدف اصلی من استخدام تو بود،

00:04:44.920 --> 00:04:49.420
‫اما تو انقدر رفتی پایین که دیگه خودت هدف مشاهده شدی.

00:04:49.880 --> 00:04:50.960
‫که اینطور...

00:04:51.790 --> 00:04:55.000
‫و الان اون هدف جلوی چشم‌هاته؟

00:04:56.710 --> 00:04:57.880
‫درسته.

00:04:58.500 --> 00:05:01.000
‫بگذریم، بذار اطرافو نشونت بدم.

00:05:01.540 --> 00:05:03.290
‫باشه، فکر خوبیه!

00:05:09.580 --> 00:05:10.750
‫این اتاق کنترله.

00:05:11.460 --> 00:05:15.460
‫من بیشتر کارای نظارتمو از اینجا انجام می‌دم.

00:05:15.830 --> 00:05:19.960
‫الان که اینجایی، بهتره یکم تمیزکاری کنم.

00:05:20.380 --> 00:05:23.290
‫خیلی خیلی بیشتر از یکم تمیزکاری لازمه.

00:05:24.210 --> 00:05:25.790
‫اینجا اتاق پذیرشه.

00:05:25.790 --> 00:05:27.290
‫درسته، قبلاً هم دیدم.

00:05:27.670 --> 00:05:29.210
‫اینجا اتاق شخصی منه.

00:05:29.210 --> 00:05:30.630
‫آره، دیدمش.

00:05:31.500 --> 00:05:33.670
‫اینجا سرویس بهداشتی برای مهمان‌هاست.

00:05:34.170 --> 00:05:36.000
‫کسی هم ازشون استفاده می‌کنه؟

00:05:36.540 --> 00:05:38.630
‫من گاهی می‌کنم.

00:05:42.130 --> 00:05:44.210
‫اینجا سالن غذاخوری و آشپزخونه‌ست.

00:05:44.790 --> 00:05:47.960
‫برای یه سالن غذاخوری خیلی کوچیکه.

00:05:48.330 --> 00:05:49.750
‫درسته.

00:05:49.750 --> 00:05:52.960
‫اولش زیادی بزرگ درستش کردم...

00:05:54.920 --> 00:05:58.210
‫برای همین به‌جاش بخش داخلیش رو یه انباری کردم.

00:05:58.210 --> 00:05:59.750
‫چه انباری بزرگی.

00:06:00.040 --> 00:06:01.790
‫سیستم سرمایش هم داره.

00:06:02.250 --> 00:06:09.130
‫گوشت دم اژدها و بقیه‌ی مواد اولیه‌ که از
‫هیولاهاست رو داریم، توی استفاده ازشون تعارف نکن.

00:06:09.790 --> 00:06:14.040
‫مواد اولیه‌ای که از هیولاا گرفتین....؟
‫همونایی که توی دانجنن...؟

00:06:14.040 --> 00:06:19.000
‫اوه، توی قراردادشون رضایتشون رو با این مورد اعلام کردن، پس مشکلی نیست.

00:06:21.460 --> 00:06:25.790
‫خوردن هیولاهای مرده یعنی ضایعات
‫کمتری داریم، پس اینطوری بهتره...؟

00:06:27.580 --> 00:06:29.670
‫اینا اتاق‌های انبارمون هستن.

00:06:30.920 --> 00:06:34.920
‫این اولی برای مواد جادویی و ابزارهاست.

00:06:35.710 --> 00:06:39.000
‫توی دومی مواد معدنی و چیزایی از این قبیله. و بعدی...

00:06:39.000 --> 00:06:40.960
‫از سومی استفاده نمی‌کنی؟

00:06:45.460 --> 00:06:48.880
‫انبار سومی برای اینکه که همینطوری چیزا رو بذاریم توش.

00:06:49.290 --> 00:06:51.540
‫طبیعتاً انبارا کاربردشون همین نیست؟

00:06:59.130 --> 00:07:00.040
‫این چیه...؟

00:07:01.000 --> 00:07:07.710
‫برای چیزایی که الان بهشون نیاز نداری ولی ممکنه بعداً
‫نیازت بشه، و اگه دورشون بندازی هم ممکنه دردسر بشه.

00:07:07.710 --> 00:07:09.750
‫اونطور چیزا اینجا انبار می‌شن.

00:07:09.750 --> 00:07:11.580
‫آها. پس آشغال‌دونیه.

00:07:11.790 --> 00:07:13.460
‫آشغال‌دونی نیست!

00:07:15.170 --> 00:07:21.670
‫این یه دست گولم چوبی خیلی خوش‌ساخته، فقط زیادی مفصل داره...

00:07:22.000 --> 00:07:24.170
‫ولی ممکنه یه استفاده‌ای داشته باشه...!

00:07:24.580 --> 00:07:25.460
‫آشغاله این.

00:07:25.460 --> 00:07:26.710
‫و بعدی...

00:07:29.290 --> 00:07:30.920
‫ها؟ خب...

00:07:31.460 --> 00:07:33.880
‫متوجه شدم. ادامه بدیم.

00:07:33.880 --> 00:07:35.630
‫ها؟ ولی چیزای دیگه هم هست که...

00:07:35.630 --> 00:07:36.580
‫بریم!

00:07:36.790 --> 00:07:37.630
‫باشه...

00:07:38.750 --> 00:07:41.750
‫اینجا جای دیگه‌ایه که باید از بخش مسکونی نشونت بدم.

00:07:42.670 --> 00:07:43.830
‫اتاق کریستال.

00:07:45.000 --> 00:07:46.290
‫اتاق کریستال...؟

00:07:52.290 --> 00:07:55.790
‫واقعاً یه کریستاله. ولی این اتاق برای چیه؟

00:07:56.710 --> 00:08:00.960
‫یه اتاق برای استفاده از جادوی ثابت در کنار کریستاله.

00:08:01.540 --> 00:08:02.880
‫بذار ببینم...

00:08:03.670 --> 00:08:08.290
‫اول، لطفاً هر سنگی که دوست داری از اون جعبه‌ها بردار و بیار اینجا.

00:08:08.290 --> 00:08:10.000
‫ما هم امتحانش می‌کنیم.

00:08:10.380 --> 00:08:11.080
‫سنگ...؟

00:08:15.080 --> 00:08:19.380
‫نه، اینا گوهرن...!

00:08:19.630 --> 00:08:21.250
‫بله، درسته!

00:08:21.580 --> 00:08:23.040
‫همینطوری می‌گی درسته...

00:08:23.920 --> 00:08:25.630
‫چقدر گوهر اینجاست.

00:08:37.460 --> 00:08:39.790
‫پس اینا بودن...؟

00:08:40.500 --> 00:08:42.330
‫می‌شناسیشون، درسته؟

00:08:42.750 --> 00:08:45.380
‫پس داری می‌گی اینا رو به هیولاها می‌دی؟

00:08:46.040 --> 00:08:47.420
‫نه دقیقاً.

00:08:47.880 --> 00:08:50.420
‫اون سنگا کاتالیزور جادویی‌ان.

00:08:50.670 --> 00:08:51.630
‫کاتالیزور؟

00:08:52.710 --> 00:08:56.330
‫قبلاً گفتم ما هیولا استخدام می‌کنم، درسته؟

00:08:56.330 --> 00:08:57.920
‫بله، خب؟

00:08:59.460 --> 00:09:03.670
‫خانوم کلی، تا الان چندتا هیولا کشتی؟

00:09:05.210 --> 00:09:08.170
‫که اینطور... کاوش توی یه دانجن به معنی به خطر انداختن جونته.

00:09:08.170 --> 00:09:10.920
‫اگه حتی یه ثانیه گاردت رو پایین بیاری
‫ممکنه که توسط یه هیولا کشته بشی.

00:09:11.040 --> 00:09:17.830
‫اما اگه من نمی‌میرم، به این معنیه، منم که
‫دارم هیولاها رو می‌کشم... اونا هم جونشونو می‌ذارن وسط.

00:09:18.290 --> 00:09:21.080
‫خیلی واضحه، ولی کاملاً یادم رفته بود.

00:09:21.790 --> 00:09:23.330
‫حالا که بهش فکر می‌کنم...

00:09:23.830 --> 00:09:28.420
‫برای مثال برای اینکه منو شکست بدن، هیولاهای خیلی زیادی نیازن.

00:09:28.880 --> 00:09:33.540
‫غیرممکنه که هر دفعه تک‌تکشون رو
‫استخدام کرد و بعد دوباره هردفعه جایگزین‌شون کرد.

00:09:34.960 --> 00:09:35.710
‫برای همین...

00:09:36.710 --> 00:09:37.790
‫احیاءشون می‌کنی، درسته؟

00:09:38.420 --> 00:09:41.580
‫نزدیک بود! نمی‌شه گفت احیاء ـه...

00:09:42.500 --> 00:09:47.790
‫از جادوی کریستال برای کپی کردن بدنت و
‫مهر‌وموم کرد بدن اصلیت توی یه سنگ استفاده می‌کنیم.

00:09:48.330 --> 00:09:51.790
‫بعداً سنگی که آگاهیت داخلشه، توی یه کپی قرار می‌گیره.

00:09:52.250 --> 00:09:56.250
‫اساساً کالبدهای موقتی برای استفاده توی دانجن می‌سازیم.

00:09:57.130 --> 00:10:01.830
‫اگه کپی بمیره اونوقت مهر‌ شکسته می‌شه و
‫به بدن اصلیت برمی‌گردی.

00:10:02.250 --> 00:10:07.420
‫توی بخش هیولاها یه حلقه‌ی مهر‌شکن
‫هست، برای همین به اونجا منتقل می‌شی.

00:10:08.750 --> 00:10:12.420
‫سنگ‌ها وظیفه‌شون رو انجام دادن، برای همین همونجا رها می‌شن.

00:10:12.710 --> 00:10:14.000
‫همه‌شون یک‌بار مصرفن.

00:10:14.420 --> 00:10:16.460
‫با گوهرا مثل خرده‌سنگ رفتار می‌کنی...؟

00:10:17.040 --> 00:10:21.830
‫به عبارتی، تا وقتی توی دانجن باشی، جونت در امانه؟

00:10:22.080 --> 00:10:25.750
‫درسته. سنگی که دوست داری رو پیدا کردی؟

00:10:26.170 --> 00:10:27.580
‫برای منم همینطور؟

00:10:28.880 --> 00:10:31.250
‫لطفاً به این بخش هم به عنوان کار نگاه کن.

00:10:31.880 --> 00:10:38.210
‫درسته که تو ماهری، خانوم کلی، اما در آینده
‫باید با هیولاهای طبقه‌ی دهم سروکله بزنی.

00:10:38.750 --> 00:10:41.040
‫اگه بخوای بعد از اتفاق فکر چاره باشی دیگه خیلی دیره.

00:10:41.380 --> 00:10:42.460
‫طبقه‌ی دهم...

00:10:44.290 --> 00:10:46.000
‫طبقه‌ی نهم اونطور بود.

00:10:46.750 --> 00:10:50.380
‫اینکه طبقه‌ی دهم برای منِ فعلی سخت می‌شه یه حقیقته.

00:10:51.830 --> 00:10:55.380
‫باید قوی‌تر بشم.

00:10:56.080 --> 00:11:00.460
‫خیلی از کسایی که برای طبقات عمیق‌تر استخدام
‫می‌کنیم برای تمرین اومدن اینجا.

00:11:01.210 --> 00:11:03.920
‫فکر نمی‌کنم مشکلی توی پیدا کردن یار تمرینی داشته باشی.

00:11:05.960 --> 00:11:07.960
‫قوی‌تر می‌شی.

00:11:14.250 --> 00:11:15.710
‫مشتاقشم.

00:11:17.210 --> 00:11:19.000
‫خب حالا، لطفاً وارد حلقه شو.

00:11:20.420 --> 00:11:21.250
‫اینطوری؟

00:11:21.540 --> 00:11:22.500
‫بله.

00:11:23.920 --> 00:11:25.500
‫حالا چشم‌هات رو ببند.

00:11:26.250 --> 00:11:27.080
‫فعال‌سازی.

00:11:29.830 --> 00:11:30.670
‫برنامه.

00:11:33.130 --> 00:11:33.960
‫تحلیل.

00:11:39.750 --> 00:11:40.630
‫تکرار همسان.

00:11:45.790 --> 00:11:47.830
‫هوممم؟ مشکلی بود؟

00:11:48.170 --> 00:11:49.040
‫نه...

00:11:50.460 --> 00:11:51.130
‫مهر‌وموم.

00:11:51.154 --> 00:12:01.154
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:12:01.710 --> 00:12:02.630
‫پیوند.

00:12:11.000 --> 00:12:11.880
‫آزاد‌سازی.

00:12:18.250 --> 00:12:19.170
‫تموم شد...؟

00:12:19.790 --> 00:12:22.170
‫بله، خسته‌ نباشی.

00:12:22.710 --> 00:12:26.290
‫و... خب. ببخشید.

00:12:27.670 --> 00:12:29.170
‫نه، من عذر می‌خوام.

00:12:29.460 --> 00:12:32.790
‫تا وقتی که زیر پام می‌درخشید رو یادمه.

00:12:33.540 --> 00:12:35.710
‫ولی یه دفعه دیدم که تو منو....

00:12:40.920 --> 00:12:42.830
‫خـ ـ خانوم کلی...!

00:12:42.830 --> 00:12:44.750
‫عه، یه چیزی بپوش!

00:12:45.080 --> 00:12:52.000
‫هیولاها عموماً لختن، برای همین یادم رفت
‫نمی‌شه لباس‌ها رو هم همسان‌سازی کرد.

00:12:52.330 --> 00:12:53.880
‫خیلی متأسفم...!

00:12:55.170 --> 00:12:58.540
‫مشکلی نیست. از الان به بعد حواستو بیشتر جمع کن، باشه؟

00:12:58.920 --> 00:13:00.670
‫بـ ـ بله...!

00:13:05.420 --> 00:13:07.880
‫حلقه‌ی انتقال؟ چه به‌دردبخور.

00:13:08.290 --> 00:13:12.830
‫اگه بخوایم با پله بریم طبقه‌ی اول، هم
‫خیلی خسته می‌شیم، هم خیلی وقت می‌بره.

00:13:13.580 --> 00:13:15.250
‫آره، همونجا خوبه.

00:13:15.250 --> 00:13:17.460
‫سه‌تا از اینا رو ببر برای شماره دو.

00:13:17.460 --> 00:13:18.290
‫آقای رانگارد!

00:13:18.750 --> 00:13:21.540
‫عا، تویی که، چه عجب...

00:13:21.540 --> 00:13:23.210
‫اون‌یکی کیه؟

00:13:24.250 --> 00:13:26.080
‫خانوم کلی، یه کاوشگره.

00:13:26.250 --> 00:13:31.080
‫از امروز همکارمون می‌شه، گفتم معرفیش کنم.

00:13:31.420 --> 00:13:33.380
‫کلی هستم. خوشبختم.

00:13:33.960 --> 00:13:38.250
‫رانگاردم. تقریباً ناظر طبقه‌های یک تا چهارم.

00:13:38.670 --> 00:13:40.880
‫یه‌جا قبلاً دیدمت.

00:13:41.790 --> 00:13:48.080
‫همون دختره‌ای که تنهاست و هیچوقتم پارتی
‫تشکیل نمی‌ده. نه؟

00:13:48.540 --> 00:13:50.960
‫هم؟ یکم بی‌ادبی نبود؟

00:13:51.630 --> 00:13:52.920
‫درست نیست.

00:13:52.920 --> 00:13:58.790
‫دانجن جایی نیست که بخوای با دوستات بری،
‫تنها هم بهتر می‌تونم از قدرتم استفاده کنم.

00:13:58.790 --> 00:14:00.080
‫صرفاً همینه.

00:14:00.330 --> 00:14:02.380
‫البته درسته دوستم ندارم.

00:14:04.250 --> 00:14:05.500
‫پس درست بود...؟

00:14:11.670 --> 00:14:13.750
‫اهالی دانجن.

00:14:18.880 --> 00:14:20.540
‫اهالی دانجن.

00:14:22.170 --> 00:14:25.330
‫با کلی بدبختی یه صندوقچه پیدا کردیم، بعد
‫توش فقط گیاه بود...

00:14:26.040 --> 00:14:27.830
‫خب، تازه طبقه‌ی اولیم.

00:14:28.290 --> 00:14:29.790
‫درسته، اما بازم...

00:14:30.170 --> 00:14:32.420
‫هرچند انگار کار تیمی‌مون خوبه.

00:14:40.290 --> 00:14:41.040
‫الان فرصت خوبیه!

00:14:51.040 --> 00:14:51.750
‫چی شده؟

00:14:51.750 --> 00:14:53.500
‫بهتون باد نخورد؟

00:14:54.250 --> 00:14:55.500
‫توهم نزدی؟

00:14:55.830 --> 00:14:59.040
‫نه مطمئنم حسش کردم. از جلو بود.

00:14:59.040 --> 00:15:01.500
‫جدی؟ یعنی یه‌چی اینجاهاست؟

00:15:02.500 --> 00:15:03.540
‫حواسمونو جمع کنیم پس.

00:15:03.880 --> 00:15:04.710
‫باش...

00:15:12.880 --> 00:15:14.460
‫کمک کنه...؟

00:15:14.750 --> 00:15:20.500
‫بله. خانوم کلی گفت می‌خواد بیشتر کار کنه
‫تا بدنش کُند نشه.

00:15:21.080 --> 00:15:22.750
‫کمکی هم نیاز ندارم ولی.

00:15:22.750 --> 00:15:24.040
‫نگو که...!

00:15:24.330 --> 00:15:31.710
‫خب آخه، خانوم کلی هم باهامونه دیگه، گفتم از فرصت استفاده
‫کنم اتاق فرمانو تمیز کنیم.

00:15:32.080 --> 00:15:34.290
‫برای همین تو این مدت، بیکاره، پس...

00:15:34.290 --> 00:15:37.130
‫یه‌جور می‌گی انگار می‌شه تمیزکاری هم کرد.

00:15:37.460 --> 00:15:38.250
‫عه!

00:15:39.080 --> 00:15:41.080
‫بگذریم، روت حساب کردم!

00:15:46.170 --> 00:15:47.290
‫شماره‌ی سوم، انجام شد.

00:15:48.830 --> 00:15:50.080
‫بـ ـ باش...

00:15:50.880 --> 00:15:53.290
‫شماره‌ی شش، هشت و نُه خالی شدن.

00:15:53.290 --> 00:15:54.130
‫فهمیدم.

00:15:55.000 --> 00:15:58.920
‫الان پیش شماره سومی‌ام، باید برم شماره ششمی،
‫هشتمی و نُهمی هم پُر کنم.

00:15:59.380 --> 00:16:00.630
‫نزدیک‌ترین‌شون...

00:16:01.210 --> 00:16:02.580
‫می‌رم سمت شماره‌ی نُه.

00:16:02.920 --> 00:16:03.880
‫می‌سپرمش بهت.

00:16:07.460 --> 00:16:08.750
‫شماره‌ی نُه، انجام شد.

00:16:10.540 --> 00:16:11.750
‫شماره‌ی هشت، انجام شد.

00:16:12.920 --> 00:16:14.420
‫بعدی دو و چهارن.

00:16:14.420 --> 00:16:16.130
‫باشه. می‌رم سراغ دو.

00:16:16.130 --> 00:16:17.330
‫روت حساب می‌کنم.

00:16:19.630 --> 00:16:21.040
‫بیخیال...

00:16:22.580 --> 00:16:23.710
‫غیرممکنه؟

00:16:24.670 --> 00:16:28.670
‫درسته که یه‌مشت کاوشگر بی‌عرضه و بی‌دقت تو طبقه‌ی اولن.

00:16:28.670 --> 00:16:30.540
‫ولی بازم، خیلی زیادن.

00:16:31.210 --> 00:16:36.670
‫اینکه بخوای بدون دیده شدن ازشون رد شی و صندوقچه‌ها
‫رو پُر کنی... عملاً غیرممکنه.

00:16:37.210 --> 00:16:39.040
‫آره، تمرین خوبیه.

00:16:39.330 --> 00:16:41.040
‫نه، منظورم این نیست...

00:16:42.000 --> 00:16:42.960
‫فهمیدم.

00:16:43.380 --> 00:16:45.250
‫صرفاً نمی‌تونه قبولش کنه، نه؟

00:16:46.880 --> 00:16:48.040
‫بذار ببینم...

00:16:52.960 --> 00:16:53.460
‫کجا رفت...؟

00:16:53.460 --> 00:16:58.170
‫در مقایسه با آدما، دورفا دید افقی‌شون بده،
‫ولی از نظر عمودی قویه.

00:16:58.880 --> 00:17:01.250
‫برای همین تو یه‌ چشم بهم زدن این می‌شه.

00:17:02.920 --> 00:17:05.580
‫البته، بحث یه گروه آدمه.

00:17:05.580 --> 00:17:08.420
‫مثل سروکله زدن با همچین تازه‌کاری نیست.

00:17:08.420 --> 00:17:09.960
‫و بعضی وقتاً هم غیرممکنه.

00:17:10.290 --> 00:17:13.380
‫تازه‌کار؟ درد داشت.

00:17:14.330 --> 00:17:16.500
‫اگه غیرممکن باشه، که خب می‌بیننم.

00:17:16.710 --> 00:17:18.000
‫بد می‌شه خب.

00:17:18.000 --> 00:17:18.790
‫گوش کن.

00:17:19.080 --> 00:17:24.380
‫وقتی یه‌چیز غیرمنتظره میاد تو دیدت، بیشتر افراد
‫خودکار دوباره بهش نگاه می‌کنن.

00:17:24.790 --> 00:17:26.540
‫تا وقتی که اون موقع نبیننم، مشکلی نیست.

00:17:27.750 --> 00:17:30.210
‫نمی‌فهمم چی می‌گی...

00:17:31.750 --> 00:17:32.670
‫ببین.

00:17:32.670 --> 00:17:35.210
‫هوی بابا، جلوی چشمام که نمی‌تونی...

00:17:36.130 --> 00:17:37.330
‫عه‌وا؟ نیستش.

00:17:38.790 --> 00:17:40.080
‫منظورم همچین چیزیه.

00:17:41.040 --> 00:17:43.750
‫نابغه‌ها هم ترسناکنا...

00:17:44.330 --> 00:17:45.540
‫هم؟ چی شده؟

00:17:47.710 --> 00:17:49.750
‫عه جدی؟ ببخشید.

00:17:50.420 --> 00:17:51.250
‫چی شده؟

00:17:51.540 --> 00:17:55.000
‫انگار مواداولیه‌ برای پُر کردن صندوقچه‌های طبقه‌ی دوم تموم شده.

00:17:55.000 --> 00:17:56.580
‫اشتباه حساب کرده بودم.

00:17:57.130 --> 00:17:58.080
‫چیکار کنیم؟

00:17:58.080 --> 00:18:03.000
‫خب، به‌اندازه‌ی کافی برای طبقه‌ی سوم داریم،
‫موقتی از همونا استفاده می‌کنیم.

00:18:03.000 --> 00:18:04.500
‫مگه یکی‌ان؟

00:18:04.500 --> 00:18:06.920
‫نه، ولی یکم بهشون سرویس بدیمم بد نیست.

00:18:07.710 --> 00:18:12.670
‫البته، حمل‌شون یکم زمان‌بره، هم...

00:18:12.880 --> 00:18:14.500
‫من باید چیکار کنم؟

00:18:15.880 --> 00:18:20.000
می‌تونی عجله‌ای هرچی شد رو بیاری؟

00:18:20.250 --> 00:18:22.250
‫خیلی سریعی، نه؟

00:18:22.500 --> 00:18:26.670
‫اگه حداقل مواد موردنیازو بیاری، در همون
‫حین این جغله‌ها یه‌کاریش می‌کنن.

00:18:27.170 --> 00:18:28.790
‫پله‌ی کارکنان اینوره.

00:18:29.460 --> 00:18:34.250
‫این جغله‌ها از رو دیوار می‌پرن، ولی تو نمی‌تونی!

00:18:34.670 --> 00:18:37.500
‫صحیح. پس سقوط کردن، سریع‌تر از پله‌هاست؟

00:18:38.130 --> 00:18:40.960
‫اونطوری زودتر می‌شه رفت تو طبقه‌ی سوم، نه؟

00:18:46.670 --> 00:18:48.500
‫واقعاً می‌خوای بپری؟

00:18:48.500 --> 00:18:50.170
‫دیوار داره دیگه، چیزی نمی‌شه.

00:18:50.500 --> 00:18:52.630
‫اگه از این ارتفاع بیوفتی، ممکنه بمیریا.

00:18:52.630 --> 00:18:54.710
‫حتی با اینکه احیاء می‌شی، ولی...

00:18:54.710 --> 00:18:57.420
‫طبیعیه به‌خاطر اشتباهات تو دانجن کشته بشی.

00:18:57.710 --> 00:18:59.130
‫سر این حرفا وقت هدر نده.

00:18:59.880 --> 00:19:00.750
‫زود برمی‌گردم.

00:19:04.630 --> 00:19:07.500
‫صحیح... پس اون طبقه‌ی دومه.

00:19:08.380 --> 00:19:10.540
‫بعدیش هم سومه.

00:19:19.330 --> 00:19:23.290
‫آقا رانگارد فرستادم تدارکات طبقه‌ی دومو ببرم.

00:19:25.750 --> 00:19:26.540
‫اینان پس؟

00:19:27.920 --> 00:19:29.250
‫چندتا جعبه بیارم کافیه؟

00:19:29.250 --> 00:19:32.000
‫یکی هم کافیه. عمراً بتونی بیشتر بیاری.

00:19:33.330 --> 00:19:36.000
‫باشه. پس محض اطمینان دوتا میارم.

00:19:36.170 --> 00:19:37.290
‫گوش بده خب!

00:19:41.080 --> 00:19:44.290
‫هم؟ عا، پله‌ها؟

00:19:44.460 --> 00:19:47.670
‫نیازی نیست. این‌یکی سریع‌تره.

00:19:48.540 --> 00:19:49.670
‫باز می‌بینمتون.

00:20:00.250 --> 00:20:02.460
‫ببخشید زحمتت شد. جدی نجاتم دادی.

00:20:02.790 --> 00:20:04.630
‫همیشه وضع همینه؟

00:20:05.580 --> 00:20:06.380
‫نه...

00:20:06.380 --> 00:20:11.710
‫معمولاً بیشتر به‌صورت کلی دقت می‌کنم،
‫ولی امروز حرکاتت توجه‌مو جلب کرده بود.

00:20:12.290 --> 00:20:14.750
‫یکم بی‌دقتی کردم.

00:20:16.250 --> 00:20:17.210
‫ببخشید...

00:20:17.670 --> 00:20:24.710
‫راستی، این جغله‌ها می‌خوان مثل تو از رو
‫دیوار هی بپرن. می‌شه؟

00:20:25.130 --> 00:20:26.040
‫نمی‌شه بابا.

00:20:31.000 --> 00:20:31.790
‫کلی هستم.

00:20:31.790 --> 00:20:32.880
‫بیا تو.

00:20:39.210 --> 00:20:41.500
‫می‌خوای تمرکزتو تقویت کنی؟

00:20:41.500 --> 00:20:42.920
‫دارم تمیزکاری می‌کنم!

00:20:45.830 --> 00:20:48.040
‫از انتظارم زودتر برگشتی.

00:20:48.420 --> 00:20:49.460
‫چطور بود؟

00:20:49.960 --> 00:20:56.040
‫بهم گفتن رو گولمای کارگر تأثیر منفی دارم،
‫یه‌مدت نرم اون سمتا.

00:20:56.380 --> 00:20:57.830
‫چیکار کردی مگه...؟

00:20:59.580 --> 00:21:01.830
‫هم... پس کاریش نمی‌شه کرد.

00:21:02.080 --> 00:21:04.540
‫اول می‌خواستم اینجا رو مرتب کنم...

00:21:05.130 --> 00:21:07.460
‫کار اینجامون رو توضیح می‌دم.

00:21:07.460 --> 00:21:09.460
‫نه، اول باید مرتب کنیم.

00:21:10.000 --> 00:21:12.500
‫نمی‌شه به همین راحتیا مرتبش کردا.

00:21:12.960 --> 00:21:16.830
‫کمک می‌کنم. چیکار کنم؟ چیو بندازم بیرون؟

00:21:16.830 --> 00:21:18.630
‫چیزی رو قرار نیست بندازیم بیرون!

00:21:19.580 --> 00:21:21.210
‫پس چیو از بین ببرم؟

00:21:21.710 --> 00:21:22.790
‫چرا...؟!

00:21:23.710 --> 00:21:27.580
‫اگه چیزی به‌نظر به‌درد بخوره، می‌ذارم بمونه.
‫و نخوره، میندازم بره.

00:21:28.000 --> 00:21:31.080
‫تردید و اضافه‌باری ممکنه تو دانجن بکشتت.

00:21:32.000 --> 00:21:33.540
‫دانش یه کاوشگر...!

00:21:45.920 --> 00:21:47.960
‫برای امروز دیگه کافیه.

00:21:48.380 --> 00:21:49.040
‫باش.

00:21:51.880 --> 00:21:53.130
‫انگار خیلی خوشحالی.

00:21:54.790 --> 00:21:56.250
‫عه؟ انقدر واضح بود؟

00:21:57.000 --> 00:21:58.500
‫چیزی شده؟

00:21:59.500 --> 00:22:03.170
‫فهمیدم هیچ دوستی نداری.

00:22:04.130 --> 00:22:05.080
‫آره خب...

00:22:06.710 --> 00:22:08.540
‫راستش، منم همینطور.

00:22:08.920 --> 00:22:10.210
‫جـ ـ جدی؟

00:22:11.040 --> 00:22:15.830
‫پس یعنی می‌تونیم اولین دوست هم‌دیگه بشیم!

00:22:21.920 --> 00:22:25.250
‫نمی‌تونم با کارفرمام مثل دوست رفتار کنم.

00:22:25.250 --> 00:22:26.380
‫بیخیال!

00:22:26.404 --> 00:22:46.404
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:46.428 --> 00:23:06.428
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:58.420 --> 00:24:00.710
‫جسدی که به‌حدی تجزیه شده که استخوان‌هایش پیداست...

00:24:01.130 --> 00:24:06.580
‫شکل عجیبی به خود گرفته، مانند ترس از سرنوشت،
‫تیغه‌ای به سوی خود می‌گیرم.

00:24:06.790 --> 00:24:11.290
‫دیگه توان عقب نگه داشتن احساسات فوران کرده‌ام را ندارم.

00:24:11.290 --> 00:24:12.670
‫چیزه، خانوم کلی...؟

00:24:13.540 --> 00:24:18.540
‫باز سنگینه ها. چطوره با لبخند بخونیش؟

00:24:18.540 --> 00:24:20.080
‫با لبخند؟

00:24:20.380 --> 00:24:23.750
‫قسمت بعدی «اهالی دانجن»، قسمت ۳،

00:24:23.750 --> 00:24:25.250
‫«نیش گرگ یخی.»

00:24:25.250 --> 00:24:27.130
‫حـ ـ حتی لبخندشم سنگینه...

00:00:35.440 --> 00:00:37.940
به آنتومورگ خوش آمدید

00:00:35.440 --> 00:00:37.940


00:02:50.850 --> 00:02:56.850
تو دانجن کارو شروع کردم

00:14:07.900 --> 00:14:14.790
‫پایین‌ترین طبقه‌ای که گیلد ماجراجویی بهش رسیده،
‫طبقه‌ی هفتمه. اما کلی فراتر از اون رفته، یعنی به
‫ طبقه‌ی نُهم رسیده. جوری که بعد از شکست هیولاها،
‫گوهر میندازن، تو این دانجن تکه، برای همین
‫ خیلی از کاوشگران هدف‌شون بیشتر از
‫صندوقچه‌ها، گوهرهاست.

00:14:07.900 --> 00:14:14.790
دانجن آنتومورگ